تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، از دید عزیزان

گنجینه های نیروی انسانی، به صورت های مختلفی تعبیر و

تفسیر و معنی پیدا می کند.

یادم می آید در زمان نوجوانی، و در بین صحبت های بین خانواده،

یکی از اقوام وقتی صحبت از لباس های عروس می نمود، از لباس

عروس اسلامی نام برد، من همان موقع خنده ام گرفت، و گفتم مگر

لباس عروس اسلامی نیز داریم، زیرا با آموزه های غلط آن روز،

عروس را در روز عروسی مظهر فساد می دانستم و اصلاً باورم

نمی شد که سنت ازدواج، یکی از دستورات اکید اسلام است.

حال چه ارتباطی بین لباس عروس و تفریح پیشکسوتان(بازنشستگان)

وجود دارد؟

اگر کمی تأمل بفرمائید، مطمئناً اعلام خواهد شد.

در افکار و صحبت هائی که در سطح جامعه در خصوص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) مطرح می شود، اکثراً این قشر زحمت کش را

در این دوران، افرادی می شناسند که همیشه درگیر مسائل اولیه زندگی

خود هستند و مشکلات اقتصادی، یکی از مهمترین و اصلی ترین

مسائل این گنجینه های نیروی انسانی است، و به هیچ وجه حقی غیر

از دویدن و جستجوی منابع مالی برای گذران زندگی برای این

عالی مقامان متصور نیستند.

لکن اگر در سطح جامعه به خوبی بنگریم، درست است که درآمد

افراد در این دوران، گاهاً به نصف تا یک سوم تقلیل می یابد،

اما بسیارند افرادی که در همین دوران نیز، علیرغم درگیری با

مسائلی متفرقه و مسائل اقتصادی، از تفریحات (این لازمه اصلی

زندگی) نیز چشم نپوشیده و این مورد را نیز جزء ملزومات اصلی

زندگی خود قرار داده و فرصت و هزینه ای را نیز جهت این امر،

تخصیص می دهند.

پیشنهاد می شود مقاله روابط اجتماعی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

افکار عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نسبت به تفریح چگونه است؟

پیشکسوتی(بازنشستگی) در تمام كشورهای جهان وجود دارد.

بدترین نوع تعبیرهای رایج از پیشکسوتی(بازنشستگی) كه خطر

روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند:

دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را

فقط كاركردن می دانند، پیشکسوتی(بازنشستگی) را هم كابوس

می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و

پیشکسوتی(بازنشستگی) را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن

معنا می كنند.

آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط

اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت

جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از

پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

فرد پیشکسوت(بازنشسته) باید برای خود برنامه ریزی لازم را

داشته باشد که اوقات بیکاری هم سرگرم شود و هم لذت ببرد و

تفریحاتی برای خود داشته باشد.

در اغلب موارد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خانه نشینی های

مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی

تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.

تفریح چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا شده است،

 تفریح به به اعمالی گفته می‌شود که توسط افراد در زمان فراغت

انجام می‌گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می‌شود.

تفریح حالتی است که فرد می تواند انرژی رفته خود را بازگرداند و

مجدداً شادی و نشاط را به زندگی خود سرازیر نماید.

بد نیست که به مقاله بزن پس کله سختی ها و کنارشان بزن

نیز نگاهی بیندازید.

چرا تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد پس از 30 سال کار و

تلاش مداوم، به درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر شده است و

فرد نیاز به تفریح و شادی بیشتر در این دوران دارد.

با اقداماتی که در سیستم اداری کشور به عمل آمده است، فرد پس

از 30 سال کار و تلاش، هم اکنون که باید به دنبال تفریح خود برود،

بدلیل کم شدن درآمد ماهانه خود و بالا رفتن مخارج خانواده به علت

رشد فرزندان و مستقل شدن آنها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مجبور

به فعالیت برای کسب درآمد بیشتر جهت امرار معاش خانواده خود

می باشند.

و گاهی اوقات، حتی نام بردن از اسم تفریح آنها را برآشفته و

ناراحت می نمایند، زیرا که تفریحی که حق آنها در این دوران

می باشد، بخاطر عدم وجود وقت لازم، از آنها گرفته شده است.

اما شاید تعریف ما از تفریح اشتباه باشد؟

آیا تفریح تنها پارک رفتن، مسافرت رفتن، ماهیگیری کردن،

دوچرخه سواری و … می باشد.

پیشنهاد بعدی این است که به مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم

را نیز مطالعه فرمائید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تفریح نمود

و شاد بود؟

تفریحات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را می توان به

بخش های مختلفی تقسیم بندی نمود، از آن جمله می توان به :

  • آرزوهای انجام نشده: یکسری از آرزوها بوده است که از زمان
    اشتغال می خواستیم آن آرزوها را به ثمر برسانیم، لکن به دلیل
    نبود زمان امکان پذیر نبود، لکن الان می توان به آن آرزوها
    دست یافت.
  • بردن نوه ها به پارک: این یکی از بهترین و مهمترین تفریحات
    است که میتواند هم برای نوه ها و هم برای عزیزان پیشکسوت
    (بازنشسته) مفید و مؤثر باشد.
  • مسافرت: یکی دیگر از تفریحات، مسافرت های زیارتی، سیاحتی
    می باشد، در صورتی که از لحاظ مسائل اقتصادی مشکل داشته
    باشید، با تمهیداتی که صندوق بازنشستگی کل کشور، در نظر گرفته
    است، میتوان مسافرت خوب و ارزانی را انتخاب و آن را به سرانجام
    رسانید.
  • ورزش: ورزش خود نوعی تفریح به حساب می آید، و علاوه بر
    اینکه سلامتی فرد را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تأمین
    می نماید، باعث شادی، نشاط گنجینه های نیروی انسانی نیز
    می گردد. 

                   

شاید موارد بالا غیر از بند آخر، نیاز به هزینه برای انجام آن داشته
باشد، لکن تفریحات دیگری نیز هستند که می تواند بدون هزینه انجام
شود و تأثیرات آنها نیز کمتر از موارد ذکر شده در بالا نمی باشد،
از قبیل:

  • لبخند زدن
  • کار و تلاش: به قول آقای کیم وو چونگ، گفته که من تعجب
    میکنم که افراد چرا وقت خود را در ورزش، تلف می نمایند،
    در صورتی که کار و تلاش، هم ورزش و هم تفریح به حساب
    می آید.
  • بودن با خانواده: در صورت وجود خانواده، بودن با خانواده،
    می تواند یکی از بهترین تفریحات ممکن در زندگی به شمار آید،
    که نه نیاز به هزینه و نه نیاز به وقت آن چنانی دارد.
  • روابط اجتماعی با اطرافیان و دوستان

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

دیدن زیبائیها در دوران بازنشستگی

دیدن زیبائیها در دوران بازنشستگی

در تجمع اعتراض آمیزی که در اسفند ماه مقابل ساختمان

ریاست جمهوری در خیابان پاستور، برگزار شده بود،با تنی

چند از این عزیزان بازنشسته به صحبت برخواستم.متوجه

شدم که آنان تنها برای بیان اعتراض به آنجا قدم گذاشته اند

و چشم و گوش های خود را بر روی مسائل و موارد دیگر،

کاملاً یا بسته بودند یا اصولاً دوست نداشتند غیر از آنچه را

که خود می خواهند ببینند یا بشنوند.

در آنجا بود که این سئوال برایم بوجود آمد،که چرا این

عزیزان واین گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، بدینسان

چشمان خود را بسته نگاه میدارند و نمی خواهند از تجارب

دیگران یا منابع و مواهب دیگر خدادادی یا ذاتی خود بهره

ببرند.برای همین بدنبال این سئوال رفتم و نتایج ذیل حاصل

آمد:

زیبائی چیست؟

این سوالی است که تاکنون کسی به آن پاسخ نداده است،

بلکه به عقیده بعضی این سوال جواب ندارد، زیرا در میان

حقایق عالم، عالی ترین حقایق،حقایقی است که درباره آنها

«چیستی» معنی ندارد.گفته اند زیبایی «مما یدرک و لا

یوصف» است،یعنی درک می شود اما توصیف نمی شود. در

دنیا چیزهایی هست که انسان وجودش را درک می کند اما

نمی تواند آن را تعریف کند.

و بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است زیبائی،”قابلیتی

است برای درکِ بهترِ ادراکات و همچنین پدیده‌های سخت

(مانند تندیس) و نرم (مانند موسیقی) و باعث تغییر در روحیه و

نگرش فرد می‌گردد.”

پس همانگونه که ملاحظه می فرمائید،زیبائی یک قابلیت است

که خدا برای درک بهتر پدیده ها،اعم از سخت و نرم،در انسان

قرار داده است.و ما در اینجا بر آنیم که کشف نمائیم که آیا در

دوران بازنشستگی زیبائی وجود دارد یا خیر؟

آیا زیبائی وجود دارد؟

به نظر شما، آیا زیبائی در دوران بازنشستگی وجود دارد یا

خیر؟

آیا مسائلی یا چیزهائی وجود دارد که در دوران بازنشستگی

بدان نگریست و آنها را زیبا دید؟

آیا به گفته، تعدادی از بازنشستگان،تمام دنیای بازنشستگان،

تیره وتار است، یا باید عینک ها را تعویض نمود و در بدترین

حالت،در این اطاق تیره و تار،کور سوی زیبا و ترنم آمیزی را

یافت که بتوان بدان لقب زیبا بودن را اعطا نمود.

در اینجا می توان زیبائی را به دو قسمت تقسیم بندی نمود:

زیبائی های بیرونی

زیبائی های درونی و ذاتی

زیبائی های بیرونی چیست؟

زیبائی های درونی همان محل های زیبا و موجودات و اشیائی

است که توسط خدای مهربان در طبیعت قرار داده شده است تا

انسان بتواند از زیبائیهای آنها لذت برده و دمی را در عظمت و

اقتدار خدای خوب و قادر،بیاساید.و آسایشی را که در قبال این

زیبائیها نهادینه شده را، درک نماید.

زمانی به دیدن یکی از اقوام خود می رفتم،این فرد،اکثراً

تلویزیون خود را بر خلاف اکثریت افراد فامیل،کانال

تلویزیون خود را بر روی شبکه مستند صدا و سیما قرار

داده بود و اکثراً در حال تماشای طبیعت های زیبای خشکی

و دریائی بود که توسط پروردگار عالم با هنرمندی خاصی،

در این جهان قرار داده شده بود.و تا زمانی که در منزل این

فرد بودید،آرامش و آسایش کافی را در وجودتان به خوبی

حس می کردید،زیرا که علیرغم اینکه این فرد نیز مانند بقیه

افراد، در همین شهر و همین دیار و با همین خرج و مخارج

زندگی میکرد، لکن این مسائل ایشان را از دیدن زیبائیهای

موجود در جهان باز نداشته و همین دیدن زیبائی ها، به او

کمک میکرد که در داخل هر جریان و واقعه ای،

تنها زیبائیها را بیابد و به تماشای آنها بنشیند.

و از طرف دیگر،زیبائی های دیگری نیز وجود دارد که

توسط بشر در طبیعت و شهرها ایجاد گردیده است. که با

گردشی در شهرها و مکانهای تفریحی و گردشی، می توان

به این زیبائیها، چشم انداخت و لحظاتی را با دیدن آنها، در

آرامش و آسودگی سپری نمود.

زیبائی های ذاتی چیست؟

پس از اینکه گوشه ای از زیبائیهای بیرونی را توضیح

دادیم، نوبت به زیبائی های ذاتی که در وجود گرم و نازنین

بازنشستگان گرامی وجود دارد،می رسد.(البته به شرطی که

شما خواننده گرامی، مانند این دوستانی که در تجمع اعتراض

آمیز، سعادت ملاقات با آنان را داشته و نمی خواستند که

چیزی غیر از خواسته خود،که همان اعتراض به کمی حقوق

خود بود، را نمی دیدند و نمی شنیدند)

اگر کلاه خود را قاضی نمائید، به زیبائیهای منحصر به فردی

خواهیم رسید که هر یک از افراد پس از نائل شدن به افتخار

بازنشستگی، بدان دست می یابند:

  • اولین زیبائی که در دوران بازنشستگی کاملاً به چشم
  • می آید، اوقات فراغت است، و اوقاتی است که اگر بتوان
  • برای آن برنامه ریزی لازم را نمود،به جرأت می توان
  • آن را بعنوان یکی از بهترین زیبائیهای دوران
  • بازنشستگی نام برد. لازم به ذکر است که برنامه ریزی
  • برای گذراندن این دوران، نیاز به سرمایه آنچنانی نیز
  • ندارد، بلکه می توان با سر زدن به اقوام، یا فرزندان
  • و بودن با آنها و همراه شدن با نوه ها، و نیز رفتن به
  • پارکها و مساجد و مکانهای دیدنی و طبیعی، این دوران
  • را بسیار دیدنی و لذت بخش نمود.

  • زیبائی دیگری که در دوران بازنشستگی می توان آن را

بخوبی مشاهده کرد، همان تجربیات گرانبهائی است که هر

یک منبع فراوان این تجربه های نایاب و قیمتی هستند،

البته این هم یک شرط دارد و آن این است که خود بازنشسته

به این گنج بودن تجربه، ایمان و اعتقاد داشته باشد، بارها

با عزیزان بازنشسته که مصاحبه داشته ام، به سختی

توانستم آنها را قانع نمایم که کارهائی را که آنها در طول

خدمت خود، انجام داده اند، می تواند برای دیگران و نسل

جدید، جذاب و دوست داشتنی باشد، و چه زیباست که این

خوبان، این تجربیات را از طریق نوشتن، یا ضبط صوتی

و تصویری به نسل بعد(که شدیداً نیازمند این تجربیات

می باشند) منتقل نمایند.

. زیبائی دیگری که در وجود بازنشستگان وجود دارد، دید

وسیعی است که باز هم بواسطه تجربیات فراوان بدست

آورده اند و ارزشها، در نظر آنان، دقیقاً نسبت به دوران

جوانی، تغییر یافته و بدنبال اصل بودن هر چیز می گردند.

پس در اینجا نیز می توان این دید زیبا را (که بر اساس

ضرب المثل: “آنچه را که جوان در آئینه نمی تواند ببیند،

پیر در خشت خام می تواند ببیند”) که به طبیعت و اطراف

خود دارند را بعنوان یکی دیگر از زیبائیهای این دوران

نام برد.

چرا ما نمی خواهیم تا نمی توانیم زیبائیها را ببینیم؟

حال سئوال این است که با وجود این همه زیبائیها که در

اطراف ما وجود دارد و نیز زیبائیهائی که بواسطه گذراندن

سالهای زیاد در وجود ما بوجود آمده است،چرا تعداد از

عزیزان بازنشسته، نمی خواهند یا نمی توانند این زیبائیها

را بخوبی مشاهده و از آنها لذت ببرند.

 یکی از موارد، به زمانهای دوران اشتغال بر می گردد و آنهم

بواسطه اینکه در طی مدت 30 سال، کار روزانه و یکسره در

ادارات و مکانهای مختلف، و بدلیل جو های منفی که در این

محیط ها برای بالا رفتن به سطوح بالاتر وجود دارد،

نازیبائیها بیشتر از زیبائیها خودنمائی می کردند. و بر اساس

ضرب المثل “خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو”

اکثر این عزیزان نیز پس از مدتی، بجای اینکه جماعت را

همرنگ خود نمایند و اینکه همیشه راه ناصحیح و نادرست

را که متأسفانه اکثریت می روند، را نفی نمائید، به جو منفی

دامن زده و این توانائی ناصواب را در خود پرورش دادند.

همانگونه که طی مذاکراتی که با این عزیزان در همان تجمع

داشتم، آنها تنها به کمی حقوق و مزایای خود، و اینکه چرا

حقوق شاغلین پرداخت شده اما هنوز حقوق بازنشستگان

پرداخت نشده است. اشاره داشتند و اینکه هنوزدر این سن،

سالم و سرپا هستند و شکر خدا، بسیاری از بیماریهای

صعب العلاج سراغ آنها نیامده و اینکه توانائی حداقل

اعلام اعتراض خود را داشتند، را نمی خواستند ببینند.

راه کار:

آنچه را که می خواهم بعنوان راه کار در این جا ارائه نمایم،

شاید در نظر اول، بسیار ساده و بدیهی باشد، لکن با عمل

به آن و تمرین، می توان این بدبینی ها را به کنار گذاشت

و خود را از ورود بیماریهای مختلف در دوران بازنشستگی

مصون داشت.

بهتر است که از هم اکنون، شروع به دیدن زیبائی های

موجود در هر چیز و شخص و هر کاری نمود. نقل است

که حضرت عیسی(ع) با گروهی داشتند میرفتند که به

مردار سگی رسیدند که خیلی بوی تعفن میداد، همگان

شروع نمودند به توضیح بدبوی جسد و بد ظاهر بودن

این منظره، اما حضرت عیسی(ع) اعلام داشت که ببینید

که چه دندانهای تیز و سفیدی دارد. و همینجا همگان

متوجه شدند که در داخل هر اتفاق، هر شی و هر

حیوانی، می توان خوبیهائی یافت و به تحسین آنها پرداخت.

اگر بتوانیم درون هر چیزی، زیبائیهای آن را ببینم، تمام

دنیا در نظرمان زیبا شده و ایده ها و نظرهای مختلفی

حتی برای افزایش درآمد به ذهنمان وارد خواهد شد تا دیگر

مجبور نباشیم برای افزایش های جزئی، یک روز خود را

به رفتن به تظاهرات و راهپیمائی گذراند.

شاید هم اکنون نیز، به بدیهی بودن و ساده بودن این راه کار،

اذعان داشته باشید، لکن باید از خود بپرسیم، که واقعاً تا چه

حد همین راه کار بسیار ساده و بدیهی را بکار گرفته و از

آن بهره برده ایم؟

 

به امید روزی که هر بازنشسته بتواند، با دیدن زیبائیهای

درون خود و طبیعت، از مواهب الهی بهره مند گردیده و

روز بروز بر شادی و نشاط و سلامتی آنان فزونی یابد.