هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي

مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد.

در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين

مهارت اشاره مي كنيم.

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

گام اول: گوش دادن:

 درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به ‌كار ببندد

ارتباط دچار مشكل مي شود.

 به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در

سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد

بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن:

 صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به

شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند.

تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شنيدن نمي باشد.

بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع

خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد.

اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم

طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود

و از واقعيت دور مي گردد.

گام سوم: همدلي و همدردي

 اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار،

آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.

بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند

و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و

همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم نيازي ذهني

طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم

و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد

سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

 ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم

و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به

نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد

غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار

مشكل مي سازد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند،

احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم

به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند

مخالفت كنيم.

به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند

كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه

مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن

با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با

مجموعه سخنان او موافق نيست) و سپس در مقام موافقت و تاييد

آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش

عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و

هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از

بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند

و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

 شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و

يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي

براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و

محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود

و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران

را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي

داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

 بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت،

صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است.

علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

 اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از

پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار،

تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در

فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي

شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه

چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم

به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (خطاي حسي)

گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضاً دچار خطا و تحريف ميشود.

اين خطاها را روانشناسان شناختي (تحريف شناختي يا خطاي شناختي)

مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال

را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب

و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند،

لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت.

در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال

اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد،

اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است،

امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پيش داوري)

-حتما” من كاري كرده‌ام (شخصي سازي)

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد (تعميم مبالغه آميز)

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم (نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده)

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر

به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد

مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر

واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي

است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي

علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا

بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مثل همیشه ساعت 5 صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)   

  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود 75 در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

ارتباط چیست؟ 

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

بارها و بارها، قلم به دستان جامعه که دستی در قلم و رسانه ها دارند،

با درج مطالب و مقالاتی، قشرهائی از جامعه را از مردم جدا نموده و

کم کم آنان را قشرهائی معرفی می نمایند که به علت انجام موارد در

زمان هائی، منتظر هستند که مطالباتی را از مردم و جامعه داشته باشند.

و متأسفانه این بار، این قرعه به نام کسانی درآمده است که اینجانب

مدتهاست در خصوص سلامتی و کارآفرینی آنان افتخار خدمت داشتم.

و این قشر با احترام، قشر پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز می باشند.

امروز که داشتم به کانالهای موجود نگاهی می انداختم، توجه مرا

مقاله ای در یکی از کانال ها، به خود جلب نمود و آن مقاله

حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی است.

بر کسی پوشیده نیست که قشر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که اوقاتی از بهترین اوقات خود را به کار و تلاش جهت این مرز

و بوم اختصاص داده اند و بعد از حداقل 30 سال به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) نائل می شوند، نیاز به احترام و تکریم از طرف کلیه

افراد و مسئولین مربوطه دارد، لکن چیزی که در این مقاله، مورد

توجه بود، نوع نگرش و دید این مقاله به این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی بود.

زیرا در این مقاله مسائلی را مطرح می نماید که از آن جمله می توان

از موارد ذیل نام برد:

در ابتدای مقاله، به این مقوله می پردازد که این دوره را همه افراد،

تجربه می نمایند و نیز ذکر شده که این دوره تفاوت های اساسی با

دوره جوانی دارد، و دیدی که نگارنده مقاله به آن دارد، تفاوت قائل

شدن در نیازها از جنبه پذیرش در جامعه و خانواده می باشد.

در همین ابتدا، تفاوت دیدگاهها نمایان می شود، زیرا ذکر شده

که همه افراد تجربه می نمایند، لکن اینجانب با افرادی مصاحبه

و مذاکره داشتم که بعد از 100 یا 110 سال هنوز خود را بازنشسته

فرض نمی کردند و همچنان مشغول کار و تلاش بودند و حتی بعضی

از همکاران ما، حتی از کلمه بازنشسته که به آن ها اطلاق شود،

فراری هستند. کسانی که حکم و ابلاغ بازنشستگی در دستان آنها

هست، لکن خود را بازنشسته فرض نمی کنند.

در قسمت دوم بخش اول، نیز پذیرش در جامعه و خانواده مطرح

شده، که قبول داریم که متأسفانه در بعضی از مکان ها، ارزش و

احترام این بزرگواران در نظر گرفته نمی شود اما این بی احترامی،

در کل جامعه رواج ندارد، و خانواده های متعدد و فراوانی وجود

دارند که همچنان به این عزیزان، با احترام و ادب رفتار می نمایند.

همچنین در این مقاله، چنان نگاشته شده است این عزیزان که سالیان

عمر با ارزش خود صرف خدمت نموده اند، در حال حاضر، با توجه

به بازنشستگی آنها، تنها مانده اند که مطالبات خود را از جامعه و

خانواده هایشان بستانند.

حال سوال این است که براستی چنین است؟

آیا این گران قیمتان که بیشترین زمان با ارزش خود را در خدمت

به اجتماع گذرانده اند، منتظر پرداخت بهای آن از طرف دیگران

هستند؟

در همین جا، یادم می آید در مکان هائی در موقع بله برون های

عروسی رسمی وجود دارد، به نام شیر بهاء و من همیشه این سئوال

برایم مطرح بود، که آیا مادران شیر به فرزندان خود میدهند که در

موقع مراسم عروسی، آن را از شوهران آینده آنان بگیرند.

و سئوال دیگر اینکه، خوب پول شیر مادران دختران پرداخت میشود،

اما پول شیر مادران پسران چطور؟

آیا آنان به پسران خود شیر نداده اند؟

و سئوال اساسی تر اینکه، با چه حساب و کتابی میتوان بر قطره قطره

این شیر، که از عمق وجود مادران به فرزندان داده شده، قیمت گذاشت؟

آیا میتوان بهائی برای این کالای گران قیمت گذارد؟

در همین جا، میتوان آن را به سالهای جوانی طی شده در جامعه تعمیم داد.

با چه چرتکه ای میتوان، این سالها را حساب و کتاب نمود و ارزش این

سالهای عمر، به چه میزان است؟

آیا این عزیزان، برای این خدمت نموده اند که بتوانند در زمانی که به

سنین پیشکسوتی(بازنشستگی) رسیدند، بهای آن را از جامعه بستانند؟

(البته لازم به ذکر میباشد که جامعه باید خود، قدردان این زحمات باشد

و زحمات این نور چشمان بر کسی پوشیده نمی باشد)

آیا این خردمندان، غیر از همان احترامی که در مقاله به آن دقیقاً ذکر

شده است، خواست دیگری از اجتماع و جامعه دارند؟

نگارنده که افتخار داشته است با تعداد بسیاری از این عزیزان مصاحبه

و مذاکره نماید، به این نتیجه رسیده است که تعداد زیادی از این با

تجربگان، منتظر چنین مسائلی نمی مانند و تنها محل خدمت خود را

تعویض می نمایند و در محل جدید نیز به مانند محل قبلی همچنان مشغول

کار و تلاش می شوند.

اگر همچنان این فرهنگ ادامه داشته باشد که به عزیزانی که پر از

تجربه و تخصص هستند، فرصت کافی داده شود و آنان با اندکی تغییرات

و آموزش های لازم بتوانند ماحصل سالها تلاش و خدمت خود را در

اختیار نسل های بعدی قرار دهند، آنگاه همگان شاهد رشد برق آسای

جامعه به سمت تعالی خواهند بود. لکن با این مطالب که بازنشستگان

منتظرند، بازنشستگان کوله باری از تجربه دارند، بازنشستگان از ما

چه می خواهند و نظائر چنین تلقین هایی، متأسفانه تعدادی به این مقالات

و مسائل توجه نموده و رسالت اصلی خود که انتقال تجربیات و تخصص

ومهارت خود به نسل های بعدی می باشد را یا فراموش می نمایند و یا

با سرعت بسیار پائین به این امر اقدام می نمایند.

جا دارد، از کلیه عزیزان وسروران قلم به دست، که زحمات بسیاری

را متقبل می گردند، در درجه اول قدردانی و سپس درخواست نمائیم که

کافی است که به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اجازه انتقال اطلاعات

داده شود. آنگاه همگان خواهند دید که این خردمندان به هیچ عنوان منتظر

نیستند که دیگران چیزی به آنان عطا نماید و خود با تلاش و کوششی که

سالها به آن مبادرت نمودند، در این راه قدم برداشته و عزت و احترام را

خود برای خود، کسب می نمایند.

لازم به ذکر می باشد که در بخش دوم این مقاله، بصورت خیلی خوب و

زیبا به نکاتی که باید جامعه و مسئولین برای عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

رعایت نمایند، به خوبی اشاره شده است. امید که مسئولین مربوطه به این

نکات ارزشمند توجه لازم را مبذول و محیط را برای تعالی هر چه سریعتر

جامعه مهیا نمایند.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com