نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مسائل مبتلابه عزیزان گنجینه نیروی انسانی است.

در زندگی گاهی اوقات همسر، یا فرزندان دچار بیماری گردیده

و به ناچار، فرد می بایست از آنان نگهداری نموده و مراقبت از

آنان در اولویت می باشد. حال اگر این اتفاق در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد روی دهد، به دلیل مسائل متفرقه

و از جمله مسائل اقتصادی که برای گنجینه های نیروی انسانی

به وجود می آید، موارد متفاوت می باشد. و فشار مضاعفی بر

پیکر، پیشکسوت(بازنشسته) وارد می نماید، اما چگونه می بایست

با این فشارها کنار آمد و با آنها مقابله نمود، خود یکی از مواردی

است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری

از بیماریها را نیز مطالعه فرمائید.

نگهداری از بیمار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورتی باید باشد؟

همانگونه که یک آتش نشان، در موقع رفتن به مأموریت،

در ابتدا نسبت به ایمن سازی خود و اطراف خود اقدام می نماید

و سپس در جهت امدادرسانی قدم برمی دارد، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز می بایست، ابتدا نسبت به مقاوم سازی

و بالابردن انگیزه خود، اقدام نموده و پس از تکمیل انرژی خود،

نسبت به امدادرسانی به بیمار، اقدام نمایند.

زیرا در زمانی که انرژی بدن، کاهش یابد،

بیماری نیز بدن را فرا می گیرد و در زمانی که انرژی روحی

فرد کاهش یابد، فرد به افسردگی دچار می شود.

لذا مراقبت از عدم کاهش انرژی، بسیار مهم و حیاتی است

و می بایست مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

چرا باید از بیمار مراقبت نمائیم؟

 

خوب این دیگر از بدیهیات است، زیرا که در زمانی که یکی

از افراد خانواده دچار بیماری می گردد، این وظیفه بقیه افراد

و همسر است که از او نگهداری و پرستاری نماید.

و در جهت این نگهداری نیز، می بایست، عشق و محبت

فراوان نثار فرد بیمار نمایند.

البته لازم به ذکر می باشد که این عشق و محبت، چنان باید باشد

که فرد بیمار را به بیماری معتاد ننماید، و فرد بعلت اینکه عشق

و محبت خانواده و همسر را بدست بیاورد، اقدام به تمارض ننماید.

زیرا زمانی که فرد اقدام به تمارض نماید، بدن تفاوت بین تمارض

و بیماری را متوجه نمی شود، همانگونه که تفاوت بین خنده زورکی

و خنده واقعی را نیز درک نمی نماید.

پس فرد مطمئناً دچار بیماری گردیده و امراض مختلف

گریبانگیرش خواهد شد.

راه کار اجرائی آن است که سعی نمائیم، عشق و محبت خود

را مثل سابق(البته کمی بیشتر) به بیمار نشان داده و در جهت

بهبود بیمار، قدم های مناسب و مفید برداریم.

پیشنهاد می شود، مقاله خنده و نقش آن در سلامتی پیشکسوتان

(بازنشستگان) را نیز مطالعه نمائید.

چطوری باید از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نگهداری نمائیم؟

 

 برای نگهداری از بیماران، باید به نکات ذیل توجه نمود:

  • هم‌دوش آنها باشید
  • نوبت پزشک برایشان بگیرید
  • گوش شنوایی برایشان باشید
  • مراقب هزینه‌ها و خدمات درمانی باشید
  • به آنها دلگرمی دهید
  • اطلاعات خود را بالا ببرید
  • از مشاوره کمک بگیرید

تا جایی که می‌توانید حس اعتماد به نفس و استقلال را در بیماران

تقویت کنید و کاری کنید که مانند زمان قبل از بیماری فعال باشد؛

به طوری که تا حد امکان اجازه دهید خودشان کارهای روزمره

را انجام دهند و در صورتی که نیاز به کمک داشتند، از آنها

دریغ نکنید. اعتماد کردن در انجام کارها به آنها اعتماد به نفس می‌دهد.

سعی نکنید به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

نگهداری از بیمار به مرور خستگی زیادی را به دنبال می‌آورد،

بنابراین هرگز قبول کمک دوستان و اقوام را رد نکنید.

همکاری با دیگران فرصت‌های خوبی را در اختیار شما قرار

می‌دهد تا به بهترین نحو از بیمار نگهداری کنید.

کاهش استرس در نگهداری از بیمار:

به منظور کاهش استرس بهتر است این راهکارهای ساده را دنبال کنید:

* نگرش مثبتی داشته باشید.

* این را بپذیرید که برخی اتفاقات خارج از کنترل شما هستند.

* به جای عصبانی شدن، از گفته‌های خود دفاع کنید و عقیده‌ها،


نظرات و احساسات خود را به جای خشمگین شدن، بروز دهید و ابراز کنید.

* آرام شدن بعد از عصبانیت را فرا بگیرید.

* به طور منظم ورزش کنید. بدن زمانی که در شرایط مناسب و


خوب جسمانی قرار داشته باشد، راحت‌تر با استرس مقابله می‌کند.

* غذاهای مقوی و متعادل مصرف کنید.

* استراحت کنید و به مقدار کافی بخوابید. بدن برای رها شدن از


اتفاقات پراسترس روزمره به بازیابی نیاز دارد که با خواب


می‌تواند این کار را بخوبی انجام دهد.

* از مواد مخدر و مشروبات الکلی برای کاهش استرس خود استفاده نکنید.

* می‌توانید از گروه‌های حمایتی مشابه برای رد و بدل کردن


تجربیات خود استفاده کنید و متوجه شوید که شما در مواجهه


با چنین شرایط دشواری تنها نیستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

در یکی از سخنرانی های تد، خانمی به نام لیسا گنووا در مطالبی،

وضعیت بوجود آمدن بیماری آلزایمر و راههای جلوگیری از آن

را تشریح نمود. چون دیدم که این سخنرانی می تواند در جهت

جلوگیری از بیماری به عزیزان کمک شایانی نماید، لذا متن

سخنرانی ایشان را بصورت دقیق در ذیل آورده شده است.

متن ذیل، قسمت اول سخنان ایشان است که بیان نمودند.

چند نفر از افراد حاضر در اینجا می خواهند که بالای 80 سال

عمر کنند؟

خوب

به نظر من، همه ما این انتظار را از زندگی با عمر زیاد رو داریم.

بیائید به آینده برویم،  به آینده شما.

فرض کنیم که همه ما 85 ساله هستیم.

همه در دو حالت دیده می شوید.

یکی از شما، ممکن است دچار بیماری آلزایمر باشد.

همینطوره

شاید شما فکر کنید که “خوب این فرد من نیستم.”

درسته در  غیر اینصورت شما پرستار خواهید بود.

پس از برخی جهات، مثل اینکه این بیماری وحشتناک بر همه ما

اثری خواهد گذاشت.

قسمتی از ترس از آلزایمر از این نشأت می گیرد،  که حس می کنیم

کاری در موردش نمی توانیم بکنیم.

با وجود دهه ها تحقیق ما هنوز روش درمانی و شفابخشی برای

معالجه این نداریم.

پس اگر به اندازه کافی خوشبخت باشیم که تا این حد عمر کنیم،

آلزایمر بخشی از سرنوشت مغز ما خواهد بود.

اما شاید اینطور هم نشود.

چطور می شود اگر من به شما بگم که میتوانیم این آمار بیماری

رو تغییر بدیم.

دقیقاً بتوانیم سرنوشت مغزمان را تغییر دهیم.

حتی بدون نیاز به پیشرفت در روش های درمانی؟

بگذارید با نگاه به آن چیزی که اکنون ما از سازگار عصب شناسی

آلزایمر میدانیم شروع کنیم.

این تصویری از محل اتصال دو نورون است.

نقطه اتصال که با دایره قرمز مشخص شده، سیناپس نامیده می شود.

سیناپس جائی است که پیام رسان های عصبی منتشر می شوند.

اینجا جائی است که سیگنال های عصبی منتقل و ارتباط برقرار

می شود.

جائی که ما از طریق آن می اندیشیم، احساس می کنیم، می بینیم،

می شنویم، آرزو می کنیم، و به یاد می آوریم.

سیناپس جائی است که آلزایمر از آن نشأت می گیرد.

بیایید بر روی سیناپس متمرکز شویم و به انیمیشینی از رویدادهائی

که به وقوع می پیوندد نگاهی بیندازیم.

در طول عملیات تبادل داده، علاوه بر انتشار پیام رسان های عصبی

همچون گلوتامیک در محل سیناپس، نورون ها همچنین پپتید کوچکی

به نام آمولوئید بتا منتشر میکنند.

در حالت عادی، آمولوئید بتا توسط میکروگلیا پاکسازی می شود.

که سلول های سرایدار مغزمان هستند.

در حالی که هنوز هم منشأ مولکولی آلزایمر مورد بحث است.

اغلب عصب شناسان بر این باورند که بیماری از زمانی آغاز

می شود که آمولئید بتا شروع به تجمع می کنند.

از طریق انتشار بیش از حد یا اختلال در پاک سازی آن ها،

و سیناپس ها شروع به انباشته شدن با آمولئید بتا می کنند.

وقتی این اتفاق روی می دهد، در کار سیناپس اختلالی روی می دهد

و ماده متراکم چسبنده ای بنام پلاک آمولئید ساخته می شود.

چند نفر از افراد حاضر زیر 40 سال سن یا بیشتر دارند؟

شما از حالا ترس برای پذیرشش دارید.

این مرحله اولیه در رویدادن بیماری، یعنی حضور تراکم پلاک های

آمولئید، هم اکنون نیز در مغزتان یافته می شوند.

تنها راه برای فهمیدن این پلاک ها، انجام اسکن ترموگرافی پت است.

شما در این مرحله، شاد و غافل هستید.

شما هیچ نوع از اختلال در حافظه، زبان و ادراک ندارید. البته هنوز.

ما معتقدیم حداقل 15 تا 20 سال طول می کشد تا تراکم پلاک های

آمولوئید به نقطه اوج شان برسند.

سپس آنها شروع به آبشار مولکولی می کنند که باعث وقوع

علائم اولیه بیماری می شود.

قبل از نقطه اوج، شما خطاهائی همچون این در حافظه تان

خواهید داشت:

“چرا من به این اتاق آمده ام؟”

یا “اوه.. نام او چی بود؟”

یا “کجا کلیدهایم را گذاشته ام؟”

خب، قبل از این که دوباره همه تان بترسید، چون میدانم که نصف

شما حداقل در شبانه روز گذشته یکی از جملات را با خود  گفته اید.

این ها همه از انواع فراموشی های معمولی هستند.

در حقیقت، من دلیل خواهم آورد که این مثال ها، حتی ممکن است

حافظه شما را با خود درگیر نکند.

زیرا شما در لحظه اول اهمیت نمی دهید که کجا کلیدهایتان را گذاشتید.

بعد از نقطه اوج،

اختلالاتی در حافظه، زبان و ادراک مشخص می شوند.

در نهایت به جای پیدا کردن کلیدهایتان در جیب کت تان، یا در

میز پشت در، شما آنها را در یخچال پیدا می کنید.

یا آنها را در وضعیتی پیدا می کنید که با خود می گوئید ” این ها

برای چیست؟”

خب چه اتفاقی روی میدهد وقتی که تراکم پلاک های آمولوئید به

نقطه اوج می رسند؟

سلول های نظافتچی میکروگلیا شروع به فعالیت شدید می کنند.

و مواد شیمیائی انتشار می کنندن که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

و مواد شیمیائی انتشار می یابند که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

معقتدیم اینکار شاید باعث پاکسازی سیناپس ها به وسیله خودشان

می گردد.

پروتئین حیاتی پیام رسان عصبی به نام تائو شروع به فرافسفریلاسیون

شدن می کنند.

و خود را با درهم پیچیدن به چیزی به نام تانگل تبدیل می کنند.

که این ماده نورون ها را از درون از کار می اندازد.

در آلزایمر متوسط، ما حجم زیادی از التهابات و تانگل ها و

جنگی تمام عیار در سیناپس و مرگ سلولی داریم.

پس اگر شما محققی هستید که سعی در درمان این بیماری دارد،

در کدام مرحله شما وارد عمل می شوید؟

اکثر محققان با اطمینان خاطر می گویند که این راه حل ساده را

باید پیش گرفت:

پلاک های آمولوئید را از رسیدن به آن نقطه اوج باز دارید.

به این معنی که اکتشافات داروئی بصورت متمرکز دنبال ساخت

ترکیبی است که از تراکم پلاک های آمولوئید مانع شده و آن ها

را حذف یا کاهش می دهد.

بنابر این روش درمانی برای آلزایمر بسیار شبیه به درمان های

پیشگیرانه خواهد بود.

ما قرصی را خواهیم خورد تا از رسیدن به نقطه اوج مانع شویم،

قبل از اینکه آبشار مولکولی آغاز شود.

قبل از اینکه شروع به گذاشتن کلیدهایمان در یخچال بکنیم.

ما معقتدیم تا الان، این جوابی است برای شکست در این نوع داروها،

در آزمایش های بالینی شان ، نه بخاطر ضعف علمی، بلکه افراد

در این آزمایش ها به نقطه اوج رسیده اند و دارای علائم بیماری اند.

برای درمان خیلی دیر شده است.

به پلاک های آمولوئید همچون کبریتی روشن نگاه کنید.

در نقطه اوج، کبریت شروع به آتش کشیدن جنگ می کند.

هنگامی که جنگل در آتش می سوزد، دیگر فوت کردن کبریت

فایده ای نخواهد داشت.

باید قبل از اینکه کبریت آتش را به جنگل دهد، اینکار را می کردید.

حتی قبل از اینکه محققان این را بفهمند.

این اطلاعات واقعاً برای ما اخبار خوبی است.

زیرا معلوم شده است روشی که ما زندگی می کنیم در تجمع این

پلاک های آمولوئید تأثیر گذار است.

پس راهکارهائی برای جلوگیری از رسیدن به نقطه اوج وجود دارند

که ما می توانیم انجام بدهیم.

ریسک آلزایمر را همانند الاکلنگی متصور می شویم.

ما عوامل ریسک دار را در یک بازو می گذاریم، وقتی بازو به

زمین می رسد شما دارای نشان های بیماری و تشخیص داده شده

به آلزایمر هستید.

ادامه صحبت ها، در قسمت بعدی فردا در سایت قرار خواهد گرفت.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.


برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟  قسمت دوم

 

در مقاله قبلی، با

قسمت اول برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد، آشنا شدیم.

اکنون قسمت دوم یکی از سخنرانی های تد که توسط خانم

لیسا گنووا ارائه شده است، ارائه می گردد:

فرض می کنیم شما پنجاه ساله هستید.

شما دیگر فردی جوان نیستید.

شما در طول سن تان مقادیری از پلاک های آمولوئید را جمع کرده اید.

شما مقداری به نقطه اوج نزدیک هستید.

بیائید به دی ان ای تان نگاهی بیندازیم

ما تمامی ژن هایمان را از مادر و پدرمان به ارث برده ایم.

بعضی از این ژن ها، ریسک را افزایش و برخی کاهش می دهند.

اگر شما مانند نقش آلیس در فیلم “هنوز آلیس” هستید.

شما یک جهش ژنتیکی را به ارث برده اید که میتواند سریعاً

آمولوئید بتا تولید بکند.

و این عامل به تنهائی می تواند باعث بروز آلزایمر شود.

اما برای اغلب ما ژن هائی که ارث برده ایم، فقط مقداری ریسک را

افزایش داده است.

به عنوان مثال، APOE4 گونه ای از ژن است که باعث افزایش

آمولوئید می شود.

اما شما می توانید نمونه هائی از ژن APOE4 را از مادر و پدرتان

به ارث داشته باشید.

و هرگز دچار آلزایمر نشوید.

به این معنی که برای اغلب ما، مولکول دی ان ای به تنهائی باعث آلزایمر

گرفتن یا نگرفتن مان نمی باشد.

پس چه چیزی باعث آن می شود؟

ما کاری در باره پیرشدن مان و یا ژن هائی که به ارث برده ایم

نمی توانیم بکنیم.

بنابراین، ما نمی توانیم سرنوشت مغزمان را تغییر بدهیم.

در مورد خوابیدن چطور؟

در خواب های عمیق با امواج آهسته، سلول های گلیال مان مایع

مغزی نخاعی را در سرتاسر مغز شستشو می دهند،

یعنی باقی مانده های متابولیک در سیناپس هایمان که در طول بیداری

جمع شده اند را پاکسازی می کنند.

خواب عمیق همانند یک نیروی پاکسازی برای مغزمان است،

اما چه اتفاقی میافتد اگر شما خودتان را از خواب محروم بکنید؟

اکثر محققان بر این باورند که کم خوابی شاید عملاً یک پیش نشانی

از آلزایمر باشد.

یک شب محرومیت از خواب باعث افزایش آمولوئید بتا می شود.

و خود این تجمع آمولوئید باعث اختلال در خواب می شود، که باعث

افزایش بیشتر این تجمع آمولوئیدها میگردد.

پس ما این حلقه بازخوردی بر روی هم تأثیر گذار را خواهیم داشت.

که به شتاب دادن تجمع تا رسیدن به نقطه اوج ادامه خواهند داد.

دیگر چه(عاملی تأثیر میگذارد)؟

سلامتی قلبی و عروقی، فشار خون بالا، دیابت، چاقی، سیگار، کلسترول بالا،

همه آنها در افزایش ریسک آلزایمر مؤثر دیده شده اند.

برخی از کالبد شکافی ها نشان داده اند که هشتاد درصد از افراد با

آلزایمر، همچنین دارای بیماری های قلبی و عروقی بوده اند.

تمرینات هوازی نشان داده اند که در کاهش میزان آمولوئید بتا در

نمونه های حیوانی مؤثر واقع شده اند.

بنابر این، سلامت قلبی، سبک زندگی مدیترانه ای و تغذیه میتوانند در

جهت عکس آلزایمر عمل بکنند.

بنابر این، کارهای بسیاری برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن شروع

آلزایمر وجود دارد.

بگذارید در نظر بگیریم همه این موارد را انجام دادید.

در نظر بگیریم شما 65 ساله اید.

و در خانواده شما سابقه آلزایمر وجود داشته، پس شما مستعد به ارث بردن

یک یا دو ژن که میتواند باعث شدت گرفتن روند آلزایمر شود، را دارید.

برای سال ها شب زنده دار بودید.

عاشق گوشت قرمز هستید.

و شما دوندگی ندارید جز اینکه کسی دنبالتان بکند.

متصور شوید که پلاک های آمولوئید شما به نقطه اوج رسیده اند.

بازوی مقیاس الاکلنگتان به زمین خورد.

به نقطه انتشار آبشاری مولکول ها رسیدید.

که آتش را به جنگل می کشاند.

که باعث التهاب، و تولید تانگل ها، و مرگ سلول های عصبی شد.

شما باید هم اکنون دارای علائم آلزایمر باشید.

شما در پیداکردن کلمات و کلیدها و بیادآوری آن چیزی که من در ابتدای

سخنرانی گفتم، دچار مشکل شده اید.

اما امکان دارد اینطور نباشد.

یک کار دیگری نیز برای محافظت خود از ظهور علائم آلزایمر وجود دارد.

اگر حتی شما دارای علائم عمیقی از آلزایمر در مغزتان داشته باشید.

باید در حیطه انعطاف پذیری عصبی و مقاومت ادراکی مغز کاری انجام داد.

به یاد داشته باشید، تجربه داشتن آلزایمر تماماً نتیجه از دست دادن سیناپس ها است.

یک مغز متوسط بیش از صد تریلیون سیناپس دارد، که بسیار شگفت انگیزه،

ما هنوز باید بر روی آنها کار کنیم.

و این یک عدد ثابتی نیست.

در طول عمرمان، در فرآیندی به نام انعطاف پذیری عصبی سیناپس ها

دچار افزایش یا کاهش می شوند.

هر لحظه که چیزی جدید فرا می گیریم، ما در حال ساخت و تقویت ارتباطات

عصبی و سیناپس های جدیدی هستیم.

در مطالعه بر روی راهبه های زن، 678 راهبه، تماماً بالای 75 سال، وقتی

که مطالعات آغاز شد، که برای بیش از دو دهه طول کشید.

آنها به طور منظم بررسی های فیزیکی و آزمایش های ادراکی را تنظیم

کردند، و وقتی مردند، تمام افراد مغزشان برای تشریح اهدا شد.

در برخی از این مغزها، محققان چیزی شگفت انگیز یافتند.

علیرغم وجود پلاک ها و تانگل ها و انقباض مغزی، چیزی به نظر

می رسد در مورد آلزایمر محقق شد، راهبه های متعلق به این مغزها،

هیچ اثری از داشتن بیماری آلزایمر در طول حیاتشان نداشتند.

چطور ممکن است؟

ما معتقدیم، بدلیل اینکه این راهبه ها از یک سطح مقاومت ادراکی بالائی

برخوردار بودند، میشود گفت که آنها سیناپس های عملیاتی زیادی داشتند.

کسانی که سال های زیادی، آموزش رسمی دارند، مهارت بالائی در ادبیات

دارند، کسانی که در فعالیت های منظم و متداول روانی هستند، تمامی آنان

مقاومت ادراکی بالائی دارند.

آنها مسیرهای فراوان و ذخیره های برای ارتباطات عصبی دارند.

پس حتی اگر آنها بیماری چون آلزایمر داشته باشند

با وجود از دست دادن برخی از سیناپس هایشان، آنها هنوز مسیرهای

پشتیبان زیادی را دارند.

این باعث می شود آنها احساس فراموشی چیزی را نکنند.

یک مثال ساده شده را متصور می شویم.

بگوئیم که شما فقط یک چیز در مورد موضوعی می دانید،

مثلاً در مورد من متصور شویم.

شما می دانید که لیسا گنووا کتاب “هنوز آلیس” را نوشته است.

این تنها چیزی است که راجب من می دانید.

شما فقط یک ارتباط عصبی را دارید، که فقط یک سیناپس دارد.

فرض کنید شما آلزایمر دارید،

یعنی شما پلاک ها، تانگل ها و التهاب ها را دارید.

و میکروگلیا آن سیناپس را تخریب کرده است.

و اکنون کسی از شما می پرسد:

“نویسنده هنوز آلیس کیست؟”

شما به یاد ندارید.

به خاطر اینکه آن سیناپس از بین رفته است.

شما مرا برای همیشه فراموش می کنید.

چه می شد اگر شما در مورد من اطلاعات زیادی داشتید؟

مثلاً شما چهار چیز راجب من می دانستید.

اکنون فرض کنیم شما آلزایمر دارید و سه تا از آن سیناپس ها دچار آسیب شده و یا از بین رفته اند.

شما هنوز میانبری برای عبور از آلزایمر دارید.

هنوز می توانید به اسم من برسید.

پس ما هنوز می توانیم در مقابله با آلزایمر از طریق بکارگیری ارتباط های

آسیب ندیده انعطاف پذیر باشیم.

ما این ارتباطات میانبر یعنی مقاومت ادراکی خود را با یادگیری چیزهای

جدیدی می سازیم.

در حالت ایده آل، می خواهیم این چیزهای جدید تا حد ممکن با معنی باشند،

حاوی بینش، معنا، تداعی کننده ودارای احساس باشند.

پس این از طریق حل کردن جدول بدست نمی آید.

نمی خواهید که اطلاعاتی که اکنون داشته اید را بازیابی کنید.

زیرا این مثل گردش در خیابان های آشنای گذشته تان است.

گشت و گذار در همسایگی هایی است که هم اکنون با آن ها آشنا هستید.

شما باید راه های جدیدی بسازید.

ساختن ذهنی مقاوم در برابر آلزایمر به این معنی است که یک زبان جدید

یاد بگیرید،

دوستان جدیدی پیدا کنید،

کتابی بخوانید،

یا به یک سخنرانی برجسته گوش بدهید.

و با وجود این اگر روزی علائم آلزایمر در شما پیدا شد،

سه درسی است که من از مادربزرگم و افراد زیادی که با این بیماری

زندگی می کنند، آموخته ام.

تشخیص، به معنای این نیست که شما فردا خواهید مرد.

از زندگی لذت ببرید.

شما حافظه عاطفی تان را از دست نخواهید داد.

شما هنوز قادر به درک عشق و لذت هستید.

شاید شما چیزی که من پنج دقیقه پیش گفتم، بیاد نداشته باشید،

اما شما احساسی که با من داشتید را به یاد خواهید داشت.

و شما بیش از آن چیزی هستید که می توانید به یاد بیاورید.

ممنون

در صورتیکه این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.