یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری از والدین و اجداد جهاندیده(سالمند و کهنسال) یکی از مسائلی است که کم کم در این سرزمین خود را به نمایش می گذارد. به دلیل اینکه جمعیت ایران که در زمان انقلاب، با افزایش روبرو بود و به همین دلیل نیز، سن جمعیت را کاهش داد و تقریبا جمعیت جوانی داشت، هم اکنون با گذشت سالیان سال از آن زمان، و با تغییر فرهنگ کاهش تعداد اولاد، و حتی در برخی از موارد عدم ازدواج، رو به افزایش گذاشته و به مرور جمعیت کشور به سمت سالمندی و کهنسالی سوق پیدا می کند.

و مشخص است که در این وضعیت، تعداد افراد جهاندیده(سالمند – کهنسال) رو به افزایش گذاشته و  نیاز به یاری و کمک از طرف آنها، جامعه را به سمت امداد رسانی به این قشر خوب و زحمت کش سوق می دهد.

حال باید چگونه از این جهاندیدگان، نگهداری نمائیم، و یا به چه شکلی باید با آنها ارتباط برقرار نمائیم؟

اگر با ما همراه باشید، در این مقاله قصد داریم به این سئوالات پاسخ دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز مطالعه فرمائید.

والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال) چه کسانی هستند؟

متخصصان می گویند که با گذشت زمان ، طول عمر مردم به طور فزاینده ای بالا می رود . دوران زندگی که از تولد آغاز می شود و به پیری و به مرگ می انجامد را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد :

دوره کودکی : از 1 تا 11 سالگی

دوره نوجوانی : 12 تا 17 سال

دوره جوانی: 18 تا 34 سال

دوره میانسالی: 35 تا 64 سال

پیران جوان: 65 تا 74 سال

سالمند(جهاندیده): 75 تا 100 سال

کهنسال(جهاندیده) : 100 به بالا

ما از این پس، والدین و اجداد را که در گروه های سالمند و کهنسال می باشند را جهاندیده می نامیم. و در این گروه ها هستند که افراد به نگهداری و مراقبت نیاز دارند، زیرا تا این زمان، تقریبا، اکثریت افراد توانائی انجام کارهای شخصی خود را دارند. مگر در شرایط غیر طبیعی.

چرا ما باید از والدین جهاندیده، نگهداری و مراقبت نمائیم؟

بهر حال، روزی می آید که پدر و مادر یا پدربزرگ و مادر بزرگ شما، نیاز به مراقبت و نگهداری پیدا می کنند. وقتی این زمان می رسد، ممکن است قبول نکنند که به شما یا هر کس دیگری نیازمند هستند.

اما در واقعیت، آنها واقعاً به کسی نیاز دارند درست مثل زمانی که شما بچه ای کوچک بوده و به آنها نیاز داشتید: برای دستشویی و حمام رفتن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، و امثال این. شاید آن روزها را به خاطر نیاورید اما می دانید که آن روزها وجود داشتند.

والدین یا اجداد شما(کسانی که شما را بزرگ کردند، به شما غذا دادند، از شما مراقبت کردند، سرپناهی امن فراهم کردند، به شما عشق دادند و از شما حمایت کردند، …) روزی پیر می شوند و به شما نیاز پیدا می کنند. آماده اید؟ آیا می دانید باید چکار کنید؟

نکته مهم (اگر تصمیم گرفتید که خودتان را از این اتفاق طبیعی دور کنید) این است که باید بهترین آسایشگاه سالمندان یا بهترین پرستار را همراه با تسهیلات لازم در خانه خودتان برای آنها فراهم کنید. اما اگر شما هم مثل من تصمیم دارید که خودتان از والدین یا اجداد خود مراقبت کنید، داستان کاملاً متفاوت می شود. در این صورت نه تنها به چیزهای زیادی نیاز پیدا می کنید بلکه به گستره ای از احساسات و عواطف و توانایی ارجح دانستن کسی نسبت به خودتان هم نیاز پیدا خواهید کرد.

این را به یاد داشته باشید که، این آنها هستند که شما را از نوزادی به این سن رسانده اند. آنها حداقل 5 تا 10 سال همه نیازهای ریز و درشت شما را برآورده ساختند. نیازهائی همچون، تعویض پوشک، حمام، خواندن لالائی و …

و همچنین آنها بودند که نیمه شب که گریه می کردید از خواب بیدار شده و تمام نیازهای ریز و درشت شما را با ابراز عشق و احساس برطرف می نمودند. کمی به آن فکر کنید.

مراقبت از شما بدون تجملات

این را نیز بدانید که آنها احتمالاً بی هیچ تجملاتی مثل تفریح و مسافرت؛ مبلمان جدید، جدیدترین مد لباس، بهترین وسیله نقلیه، و امثال اینها، همه نیازهای شما را برآورده نمودند و آنها همه آنچه داشته اند را برای شما گذاشته اند.

به این فکر کنید که چقدر زندگی که خودشان داشتند نسبت به زندگی که برای شما ساختند سخت تر و متفاوت بوده است. خیلی طبیعی است که پدر و مادر همیشه بهترین چیز را برای فرزندشان نگه دارند اما آیا واقعاً اینها را متوجه می شوید و قدردان آن هستید؟

سخن آخر در این بخش آن است که  والدین یا پدر و مادربزرگ شما فداکاری های زیادی در زندگیشان کردند تا بتوانید زندگی بهتری داشته باشید.

فکر نمی کنید شما هم باید همین کار را برای آنها بکنید؟

چطور می توانید همه آنچه که به شما دادند را به آنها برگردانید؟

و برای آن درصد کم از کسانی که این مقاله را می خوانند و فکر می کنند، “والدین یا پدر و مادربزرگ من هیچ کاری برای من نکردند” یا “آنها زندگی توام با بدبختی برای من فراهم کردند” یا “وقتی بچه بودم خیلی کارهای بیشتری می توانستند برایم بکنند” و امثال اینها، باید بگویم که این را در نظر بگیرید شما به خاطر “عشق و حمایت بی قید و شرط” آنها بوده که به اینجا رسیده اید پس با اینکه ممکن است احساس نکنید که چیزی به آنها بدهکارید، شاید باید شخص مهمتر و بهتری می شدید تا به آنها کمک میکردید. شاید به طریقی متفاوت یا در سطحی متفاوت باید آنها را بشناسید و یا شاید هم بالاخره بفهمید که چرا وقتی بچه بودید، آنها این انتخاب ها را کردند. اگر سعی نکنید الان به آنها نزدیک شوید . کمکشان کنید، دیگر هیچوقت این فرصت را پیدا نمی کنید. وقتی از این دنیا بروند دیگر نمی توانید پاسخی برای سوالات زیادی که در ذهنتان وجود دارد پیدا کنید.

مقاله چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟ را نیز مطالعه فرمائید

چگونه می توان از والدین جهاندیده نگهداری نمود؟

اگر تصمیم بگیرید که آنها را به یک آسایشگاه سالمندان بسپارید باید همه تلاش خود را بنمائید که بهترین مکان را برای آنها انتخاب کنید. حتماً مرتب به آنها سر بزنید (حداقل هفته یک یا دو بار).

برای آنها وقت بگذارید، نیازهایشان را فراهم کنید و …

اگر تصمیم میگیرید که آنها را در خانه خودتان نگه دارید، دقت کنید که همه مایحتاجشان را فراهم کنید (ویلچر، تخت بیمارستانی، پرستار، رژیم غذایی مناسب، ورزش کافی و …).

یادتان باشد که آنها خیلی بیشتر از شما رنج می کشند اما به زبان نمی آورند.

آنها تلاش زیادی برای راحتی شما در طول زندگیشان کرده اند و حداقل حقشان این است که زندگی را در دوران جهاندیدگی برایشان فراهم کنید که این سالها را در راحتی بگذرانند.

از کی اینقدر پیر به نظر رسیدند؟ همیشه فکر میکردید که آنها همان شکلی هستند که وقتی دبیرستانی بودید بودند اما اینطور نیست. یک روز نگاهتان به آنها افتاد و دیدید که چقدر پیر یا حتی مریض شده اند. همین وقت است که می فهمید باید از آنها مراقبت کنید درست مثل زمانیکه آنها از شما مراقبت می کردند. این موقع است که باید برنامه ریزی کنید و زندگیتان را طوری تنظیم کنید تا بتوانید از آنها هم مراقبت کنید.

قسمت دوم مقاله متعاقباً ارسال می شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید

تا سهمی در فرهنگ نگهداری از جهاندیده ها، داشته باشید.

اگر مقاله نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند – کهنسال) قسمت اول، را مطالعه نموده باشید،

مواردی که لزوم نگهداری از گنجینه های نیروی انسانی را ثابت می کرد، را به دست آورده اید،

در این مقاله به اینکه بعد از دانستن مطالب، حال چگونه باید از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری نمود را مورد بررسی قرار می دهیم.

با ما همراه باشید.

الان چه باید کرد؟

ضایعات مغزی، دردهای جسمانی، محدودیت بینایی شنوای، استروک (حمله قلبی) و زندگی تنها یکی از عوامل

گوشه نشینی و نداشتن امید به زندگی در جهاندیدگان است.

روانشناسان شایع‌ترین مشکلات روانی در دوران جهاندیدگی را اضطراب و برخی مشکلات خلقی مانند افسردگی می‌‌دانند.

از این نظر آنها از زمره گروههای آسیب‌پذیر در جامعه به شمار می‌‌آیند که لازم است در جهت کاهش افسردگی و اضطراب یاری شوند.

سایر اختلال‌‌هایی که معمولا در دوران جهاندیدگی(سالمندی و کهنسالی) شایع می‌‌شود عبارت است از:

ترس از مرگ، احساس تنهایی، ناکامی، خستگی، استرس، افکار خودکشی، تغییر در الگوی خواب.

البته همان طور که می‌‌دانید این اختلال‌ها غیر از بیماری‌‌های جسمانی  هستند که معمولا این قشر با آنها دست و پنجه نرم می‌‌کنند.

بیماری‌هایی نظیر ناراحتی‌‌های قلبی، دیابت، ناراحتی‌‌های گوارشی، عروقی و فشارخون …

اما از بین اختلال‌‌های روانشناختی، افسردگی، به عنوان معمولی‌ترین مسایل احساسی و عاطفی در این سنین بروز می‌کند

و معمولا در این دوران از دست دادن علاقه و انرژی، بیخوابی زیاد، ابراز شکایت و سرزنش خود در قالب افسردگی نمایان می‌‌شود.

متاسفانه مواردی مانند  مرگ همسر، اختلال در انجام وظایف و از دست دادن آزادی نیز از دلایل بروز افسردگی در سالمندان است

و تاسف بیشتر این است که احتمال موفقیت در خودکشی در سالمندان افسرده به مراتب بیشتر از جوانان  گزارش شده است.

همچنین  اختلالات اضطرابی نیز می‌‌تواند در جهاندیدگان همچون هراس، وحشت زدگی و یا حتی علایمی از بیماری‌‌های

غدد داخلی، تنفسی، قلبی و عروقی، را ایجاد کند که در این مواقع مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانی ضروری است.

همه ی این موارد نشان می‌‌دهند که ما  به عنوان فرزندان یا نوه‌‌ها و حتی به عنوان اطرافیان  افراد جهاندیده لازم است به آنها

در بدست آوردن روحیه بهتر کمک کنیم.

مقاله تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

جهاندیده، کودک نیست

متاسفانه برخی از ما با جهاندیدگان مانند کودکان رفتار می‌‌کنیم. به آنها امر و نهی می‌‌کنیم و فراموش کرده‌ایم که این ناتوانی

که با او طرف هستیم شان و مرتبه خاصی دارد که در رفتار با آنها باید مراقب به خطر نیفتادن آن شان و مرتبه باشیم.

گاهی اوقات ما سعی داریم همان‌طور که از فرزندمان مراقبت می‌کنیم، با آنها برخورد کنیم و فراموش می‌کنیم که ما هرگز نمی‌توانیم

والد پدر و مادر خود باشیم و مراقبت از آنها مهارت‌های خاصی نیاز دارد.

پیشنهاد بدهید نه دستور

اگر می‌‌خواهید به والدین خود توصیه‌‌هایی داشته باشید این توصیه‌‌ها حتما باید به شکل پیشنهاد به آنها داده شود نه به شکل دستور.

انتقال حس مفید بودن

نکته مهم این است که ما باید همواره در ذهن خود یادآوری کنیم که این جهاندیده (پدر، مادر یا هر عضو دیگر خانواده) به دلیل ضعف

قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها به شدت نگران و مضطرب است که مبادا سلامت او به مخاطره بیفتد.

از سوی دیگر و علاوه بر این نگرانی، به خاطر تغییر شرایط زندگی و کم‌مشغله‌‌تر شدن نسبت به گذشته‌ها، این افراد تا حدی دچار

کاهش اعتماد به نفس می‌شوند.

بنابراین همواره در تلاش‌اند و با این درگیری ذهنی می‌کوشند که به خود و اطرافیان بگویند هنوز هم مانند گذشته فرد موثری هستند.

حالا اگر ما خودمان به اشکال مختلف، به این فرد کمک کنیم که از نظر ذهنی، آسودگی اینکه هنوز جایگاه قبلی، یعنی موثر و مفید بودن

را دارد؛ در نتیجه از اضطراب وی کم شده، جایگاه خود را در مخاطره نمی‌بیند و دچار کاهش اعتماد به نفس نمی‌شود.

اکثر والدین که به سنین بالا می رسند، توانمندی‌‌های خاصی دارند. اگر به آنها این فرصت و موقعیت را بدهیم که توانایی خود را به نوجوانان و کودکان محله یا

فامیل بیاموزند، احساس مفید بودن آنها را افزایش داده‌ایم. یا اگر مثلا می‌‌توانند به کودک ما دیکته بگویند یا در حساب ساده به آنها کمک کنند

خوب است که از آنها کمک بگیریم.

مشاوره

اگر فرد مورد نظر شما، حتی بعد از این که شیوه کلامی و رفتاری شما تغییر کرد

باز هم افسرده باقی ماند لازم است او را نزد مشاور ببرید.

شاید حرف‌‌هایی هست که او نتواند به شما بگوید و یا کمکی لازم دارد

که انجام آن از عهده متخصص برآید نه شما. بنابراین بستری فراهم کنید

که بتواند با یک متخصص صحبت کند و مسائل خود را حل کند.

به هر حال افسردگی برای سالمند، خطرات و مسائل خود را در پی خواهد داشت.

پیشنهاد می شود، مقاله برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ را نیز مطالعه فرمائید.

زندگی والدین جهاندیده(سالمند- کهنسال) با فرزندان

هرگز اجازه ندهید که والدین  به خانه سالمندان بروند بلکه آنها را در کنار خود نگهداری کنید.

واقعا معتقدم هر قدر هم که زندگی ما سخت باشد باز هم می‌‌توانیم از والدین‌مان مراقبت و نگهداری کنیم.

حتی توصیه‌ام به فرزندانی که از والدین خود محبتی هم ندیده‌اند همین است.

اما در چنین وضعیتی به والدین سالمند هم توصیه می‌‌کنم توقع خود را از فرزند پایین بیاورند

و او را محدود و آشفته نکنند تا بتوانند درکنار هم زندگی کنند.

من می‌‌دانم که بسیاری از سالمندان در فرزندان خود ایجاد احساس گناه می‌‌کنند

و آنها را با نیش و کنایه یا توقعات بیش از حد می‌‌آزارند

. اما گفتگو می‌‌تواند در این موارد کمک کننده باشد.

فرزندان باید شرایط خودو همسر و فرزندان خود را برای والدین توضیح دهند و از آنها بخواهند

که تا حدی که میسر است خود را با شرایط منزل آنها تطبیق دهند.

همسر و فرزندان هم لازم است همین کار را انجام بدهند و خود را با سالمندی

که به منزل آنها می‌‌آید تا حد امکان هماهنگ کنند. اگر این کار صادقانه

انجام بشود مطمئنا می‌‌تواند محصولات خوبی هم بدهد.

یعنی به مرور علاقه فی‌مابین افزایش یابد و محبت و کمک متقابل به هم نیز بیشتر بشود.

سخن آخر

سخن آخر این که پیر شدن و کهنسالی اصلا چیز بد و منفوری نیست.

بلکه مرحله خاصی از زندگی است که باید به خوبی تجربه و از آن گذر شود.

افراد سالمند مانند یک صندوقچه پر از جواهر هستند.

این جواهرات همان تجربه‌‌ها و داشته‌‌های معنوی و فهم و شناخت آنها از زندگی است.

اگر قفل این صندوقچه با محبت باز شود جواهرات موجود در آن می‌‌تواند سخاوتمندانه

در اختیار اطرافیان قرار گیرد اما اگر به صندوقچه آسیبی وارد

بیاید شاید هرگز جواهرات آن هم رو نشود و مورد استفاده قرار نگیرد. ما به عنوان افراد

میانسال یا جوان باید از همین حالا خود را برای دوران کهنسالی

آماده کنیم و بدانیم می‌‌خواهیم  چه جواهری را به اطرافیان خود هدیه دهیم.

سالمندان هم لازم است جواهر‌‌های خود را ( نه تنها بیماری‌‌ها و ناکامی‌‌ها

و نارضایتی‌‌ها و… ) را برای اطرافیان آماده کنند تا زندگی سالم‌تر و شاد‌تری را در کنار خانواده خود داشته باشند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

و در فرهنگ سازی نحوه رفتار با والدین جهاندیده، سهمی داشته باشید.

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربان بودن را هر فردی، مدعی است که خود مهربان

است، و با دیگران به مهربانی رفتار می نماید.

در اینجا یک سئوال مطرح است و آن این است که

مهربانی که هر فردی به زبان می آورد، دقیقاً همان

مهربانی است که دیگران می خواهند.

یا فراتر از آن برویم، در اصل مهربانی چیست؟

مهربانی با خود چیست؟ که بتوان از طریق آن به مهربانی

با دیگران دست یافت.

ما در این مقاله بر آنیم به این مقوله نگاهی تازه بیندازیم

و این مهربانی را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

مهربان بودن چیست؟

مهربانی در ویکی پدیا به مجموعه اعمال و رفتاری گفته

می‌شود که حاکی از ایثار، مدارا، قدرشناسی و احترام

به دیگران است. مهربانی در بسیاری از فرهنگها و ادیان،

ارزش به شمار می‌آید.

و مترادف های مهربانی: تولا، حفاوت، آزرم، خوش خلقی،

دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرم سری،

لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی

نتایج پژوهش ها نشان داده است که اغلب مردم مهربانی

را یکی از مهم‌ترین صفات انسان‌های خوب می‌دانند.

روان‌شناسان مهربانی را توجه‌کردن و ارزش‌دادن به دیگران

و یاری دادن آنها بدون در نظرگرفتن منفعت شخصی

تعریف کرده‌اند.

مهربانی جزو ویژگی های ذاتی انسان است. انسان با این

ویژگی به دنیا می آید، اما با توجه به شرایط زندگی

بعضی ها بیشتر مهربان هستند و بعضی ها کمتر.

یک مَثَل قدیمی هم هست که می‌‌گوید “از هر دست

بدهی، از همان دست می‌گیری”. به نظر می‌آید آنها

که مهربان‌ترند شادترند! خیلی از روان‌شناسان می‌گویند

مهربانی در درمان افسردگی هم تأثیر دارد. چون آدم‌های

مهربان وقت خود را به یاری‌دادن دیگران می‌گذرانند،

احساس خوشایندی در خود دارند که باعث می‌شود

کمتر افسرده شوند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی خوب در پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز از دست ندهید

چرا مهربان بودن با خود، دردوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخاطر شرایط خاصی

که بعضی از افراد در این زمان دارند، اطرافیان سعی

می کنند که به آنها محبت نمایند و یکسری از کارهای

آنان را برایشان انجام می دهند.

لکن متأسفانه این اطرافیان مهربان، به این مسئله توجه

نمی نمایند که ما اگر کارهای خود را انجام ندهیم، و از

بعضی از اعضاء بدن خود استفاده ننمائیم، آن عضو، بعد

از مدتی، از دسترس ما خارج و بی حرکت خواهد شد.

در یکی از روزها در مراسمی، زمانی که عزیز پیشکسوتی

(بازنشسته) می خواست کفش های خود را بپوشد،

پسر این عزیز، خم شده و کفش های این پیشکسوت

(بازنشسته) را به پایش نمود و بعد از آن بندهای کفش

را نیز بست.

من در آنجا مشاهده کردم که این پیشکسوت(بازنشسته)

گرامی، بدون اینکه تلاشی برای پوشیدن کفش خود بنماید،

صرفاً ایستاده که دیگران کار او را انجام دهند.

فقط یک مسئله است که باید مورد توجه اکید این عزیزان

قرار گیرد و آن این است که شاید این گنجینه های گهربار

نیروی انسانی، مثل زمان جوانی نتوانند به همان سریعی،

کارهای خود را انجام دهند، لکن می توانند همان کار را

به صورت آهسته تر انجام دهند، ولی با دقت بیشتر.

پس اگر برای شما مقدور است، اجازه ندهید، فردی انجام

کارهای شما را به عهده گیرد.

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با خود مهربان بود؟

چیزی که در این بند بسیار حائز اهمیت است، این است

که در این مرحله در ابتدا فقط خودتان را ببینید و از دیدن

دیگر افراد، خودداری نمائید.

ایمان و توکل بر خدا: اگر ما به خدای خالق و متعال

ایمان داشته باشیم، می دانیم که او این بدن را برای

انجام تکالیفمان در اختیارمان قرار داده است و باید به

نحو احسن از آن محافظت و نگهداری نمائیم.

لبخند فراموش نشود: برای شروع در هر کاری، بعد از

توکل بر خدا، لبخند می تواند بزرگترین محبتی باشد که

شما نسبت به خود به روا می دارید.

تشکر و شکرگزاری: شما برای هر کار ساده ای که

فردی یا شخصی برای شما انجام دهد، بلافاصله از او

تشکر می نمائید، اما چگونه است که از خدای بزرگ

برای خلقت خود، و از اعضاء بدن خود(تک تک) برای

انجام اعمال و وظائف محوله و نیز همیاری با شما

برای گذران عمر، تشکر نمی کنید.

چه زیبا است که با انجام هر کاری، بالا رفتن از پله،

دیدن مناظر زیبا، گوش کردن به موسیقی ها و صوت های

زیبا، چشیدن مزه های خوب و … از تک تک اعضاء بدن

خود، تشکر کنیم.

و بسیار خوب و پسندیده است، که هر شبانه روز،

خود را چندین بار در بغل گرفته و دستان محبت آمیز

را بر بدن خود نیز بکشید.

مراقبت از تک تک اعضاء بدن: همانگونه که باید از

تک تک اعضاء بدن تشکر نمائیم، همانگونه نیز باید

نسبت به مراقبت از این اعضاء گرانبها، نیز توجه لازم

مبذول داریم، مثلاً کلیه را تا می توانید باید با دادن آب،

سیراب نگه دارید، یا ماهیچه ها را با ورزش های روزانه

سرحال نگه دارید، یا چشمان را با ورزش های چشم،

همیشه بینا نگه دارید و …..

قضاوت کردن را کنار بگذارید: اگر بتوانید این خصیصه

نامطلوب که متأسفانه در اکثر افراد وجود دارد، را در

خصوص بقیه کنار بگذاریم، می توانیم آرامش بسیار

زیادی را به خودمان هدیه کنیم.

همیشه آراسته و خوش تیپ باشید: همیشه از

بهترین پوششها استفاده نمائید و معطر و خوش بو باشید،

حتی اگر کسی در کنارتان نباشد، چون این موارد، همگی

بر وجود شما تأثیر گذار خواهد بود.

جشن گرفتن بعد از هر پیروزی: بسیار مهم است که

بعد از انجام هر فعالیت اثربخشی، برای خود جشن

باشکوهی بگیرید و خود را سورپرایز نمائید، زیرا این شما

بودید که این موفقیت را به دست آوردید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره مسئله ای است که می تواند

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، گنجینه های

نیروی انسانی را به قله های رفیع موفقیت برساند.

امروز در موقع برگشت به خانه، با راننده ای آمدم که

علیرغم داشتن لیسانس گردشگری، به شغل رانندگی

مشغول بود، و وقتی که از او علت را پرسیدم،

ایشان علت اصلی اشتغال فعلی خود را، ورشکستی

در شغل قبلی(آژانس مسافرتی) و عدم امکان لازم جهت

شروع مجدد آن شغل بود.

زمانی که بیشتر با او هم صحبت شدم، متوجه این

مسئله شدم که ایشان با یک شکست که در زندگی

کاری خود تجربه نموده است، دیگر یارای برخاستن و

مبارزه جدید را ندارد.

و با همان شکست اولیه، بقول معروف قافیه را باخته و

منتظر آن است که روزگار برای او، زندگی را برنامه ریزی

نموده و تنها ایشان، بازیگری باشد که برای برنامه های

روزگار نقش آفرینی می نماید.

به خاطر همین، در این مقاله به دنبال بررسی مقاومت

و رشد دوباره در زندگی، و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

مقاومت چیست؟

مقاومت در فرهنگ معین به ایستادگی و پایداری کردن،

معنا شده است. و معنای آن است که در مقابل فشارها

و نواقص، دردها و رنج ها باید ایستادگی نمود و پایدار بود.

رشد دوباره چیست؟

رشد دوباره، به معنای آن است که در یک مرحله که

از رشد، بازمانده بود، به هر علتی، مجدداً رشد آغاز

شده و مراحل جدید، را تجربه نماید.

این مرحله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می تواند، شروع موفقیت های جدید و مراحل

جدید زندگی باشد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت نمود؟

در مصاحبه با بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

آنان از افزایش فشارها، مسائل و مشکلات در این دوران،

صحبت به میان می آوردند. و سئوال اساسی این است،

که در این مواقع، چندین انتخاب پیش روی هر فردی

می باشد.

  1. پذیرش فشار و مشکل، و منتظر افزایش فشار بودن،
    بدون هیچ گونه فعالیت و عملکردی. این دقیقاً در
    مراحل شخصیت شناسی، به شخصیت های معصوم،
    لقب گرفته که افرادی که تنها منتظر هستند که از
    اطراف، مسئله ای اتفاق بیفتد و همچنان نظاره گر
    می مانند، بدون اینکه فعالیتی برای کم کردن،
    یا بیرون رفتن از زیر فشار مسائل و مشکلات،
    انجام دهند. 
  2. پذیرش فشار و مشکل، و مقاومت در برابر آن:
    این مرحله می تواند در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) علاوه بر اینکه اعتماد به نفس
    پیشکسوت(بازنشسته) را به همگان، ثابت کرده،
    و هم زمان با مقاومت، مطمئناً یا فشارها کاهش
    می یابد، و یا می توان از همان مسئله و مشکل،
    یک راه حل خوب و زیبا کشف نمود. 

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید

مقاومت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)؟

وقتی مشکلات فرا می‌رسند و زندگی سخت می‌شود،

برنامه عملی زیر راهی عالی است که کمکتان می‌کند

همچنان پیش بروید و قوی بمانید:

فراموش کنید: فرد ضعیف به گذشته خود می‌چسبد

و نمی‌تواند جلو برود درحالیکه یک فرد واقعاً قوی تصمیم

می‌گیرد که فراموش کند و راهی دیگر برای رسید به

چیزی که می‌خواهد پیدا کند.

خود را آموزش دهید: هر مشکل جدیدی که با آن

برخورد می‌کنید، ممکن است به دانشی بیشتر از آنچه

دارید نیاز داشته باشد. برای اینکه در زندگی واقعاً قوی

باشید، باید بتوانید علم و آگاهی لازم برای حل

مشکلاتتان را به دست آورید.

سیستم اعتقادی خود را اصلاح کنید: وقتی باور

داشته باشید که می‌توانید کاری را انجام دهید، هیچ

چیز نمی‌تواند جلو شما را بگیرد اما مشکل اینجاست

که نمی‌توانید قبل از اینکه از شر افکار و اعتقادات

محدودکننده خود خلاص شوید، چنین باوری پیدا کنید.

فرار نکنید: نمی‌توانید با فرار کردن از مشکلاتتان،

قوی شوید. خودتان را گول نزنید. گاهی اوقات ذهنتان

یک راه فرار برایتان فراهم می‌کند که کمکتان می‌کند

بدون احساس گناه از مشکلتان فرار کنید. مثلاً بعضی

از کسانیکه از زندگی احتماعی می‌ترسند، به اینترنت

اعتیاد پیدا می‌کنند و دلیل آن این نیست که اینترنت

را دوست دارند، دلیل آن این است که به آنها کمک

می‌کند بدون اینکه حس بدی پیدا کنند، از

مشکلشان فرار کنند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شروعی دوباره را تجربه نمود؟

وقتی توانستید در مقابل مشکلات پایداری و مقاومت

نمائید، گام اصلی را برداشته اید، و سپس با گام های

بعدی، شروع مجدد را تجربه نموده و موفقیت های

جدیدی را برای خود به وجود آوردید:

ورزش را فراموش نکنید: در هر شرایطی ورزش

می تواند، به شما انگیزه لازم برای هر کار و فعالیتی را بدهد.

 شروع مجدد به معنی پذیرش شکست نیست:

شروع مجدد همیشه به این معنی که ما بپذیریم هر

آنچه تا کنون انجام داده ایم غلط بوده نیست بلکه راهی

است برای خارج شدن از روزمرگی و تبدیل شدن به یک

ماشین کوکی که روزها را یکی پس از دیگری و مثل روز

قبل ادامه می دهد بی آنکه انگیزه و هدفی داشته باشد.

هر چیز جدیدی لزوماً بد نیست: هیچ یک از ما لحظه

تولدمان را به خاطر نداریم بعد از 9 ماه زندگی دریک

بستر گرم و نرم که همه احتیاجات ما را برآورده می کرد،

ناگهان پا به جهانی گذاشتیم که نسبت به آن جاهل

بودیم و بی دفاع. شروعی مجددی که با گریه و زاری

شروع شد . اما این روزها برای حفظ سلامتی و چند روز

بیشتر در این دنیا کارهای زیادی می کنیم پس شروع

مجدد همیشه ام بد نیست.

همیشه آخرش سخته: آخر هرچیزی سخت است

درست است که یک جمله کلیشه ای شده اما حقیقت

این است که آخر هر چیز دشوار است اما این به معنی

غیر ممکن نیست. ما همیشه چیزهای ارزشمند را در

چالش ها و سختی ها به دست می آوریم.

خواستار شروع باشید : اگر روزگار و شرایط شما

را مجبور کرده از نو شروع کنید و در نقطه حساسی

از زندگی تان قرار گرفته اید بر این نکته تاکید دارد که

شما باید قلبا خواستار تغییر و شروعی تازه باشید.

قبول وضعیت موجود از مشخصات و ویژگی های

انسان های باهوش است.

 برای شروع دوباره لازم نیست زندگی تان

را شخم بزنید:  شروع دوباره به معنی ویران کردن

داشته های کنونی ما نیست برای شروع دوباره از

چیزهای کوچک و لذت بخش استفاده کنید.

یاد گرفتن یک مهارت جدید، یک کلاس دلچسب و

یا سفر یک روزه به جایی که همیشه آرزوی دیدنش

را داشته اید.

 بدها را پاک کنید: شروع تازه بهترین زمان برای

خط زدن بر روی عادت های بد، رفتار های ناخوشایند

و آن چیزی است که به هیچ عنوان به آن علاقه ای

نداریم . بد ها را با چیزهای خوب جایگزین کنید.

شجاع باشید: شروع مجدد مرحله ایست که باید

در آن ریسک پذیر بود و از انجام کارهای غیر معمول

هراسی نداشت. اگر قرار باشد همان روش های

قبل را دنبال کنید که اصلاً شروع مجدد بی معنا

خواهد بود!

 سطل زباله را خالی کنید: این تعبیر با آنکه

ظاهری زشت دارد اما یک حقیقت است. بخشی

از ذهن ما سطل زباله ای قرار گرفته که سرشار از

خاطره های تلخ، روزهای بد و در یک کلام گذشته است.

قبل از شروع هر کار سطل زباله را کاملاً تخلیه کنید.

 روی پای خودتان بایستید: من مطمئن هستم

اطراف هریک از ما (مخصوصاً پیشکسوتان

(بازنشستگان))، بی نهایت انسان های مهربان،

دلسوز، خیرخواه وجود دارد که قصد کمک دارند اما

برای شروع تازه بهترین کار آن است که روی پای

خودتان بایستید و خشت اول را درست و اصولی کار

بگذارید که تا ثریا مجبور نباشید دنبالش بدوید!

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

  • نسبت به تجربة چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.
  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.
  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.
  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.
مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات را در مواجه به اکثر پیشکسوتان(بازنشستگان) جویا می شدم.

تعدادی از  این عزیزان، همه را غیر از خود، مسئول می دانستند.

در چند روز اخیر، جلسات مختلفی با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) داشتم

و در آن جلسات، گنجینه های نیروی انسانی، اکثر تقصیرات و مسئله های

خود را به گردن محیط پیرامون، دولت، اداره و … می انداختند.

و از هر مسئله ای که نام میبردم، آنها بی تأمل،

به گله و شکایت از وضعیت زمانه و اوضاع خراب محیط مشغول می شدند.

حال سئوال این است که آیا واقعاً مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی فرد دیگری است؟

ما باید کجا بدنبال مسئول مسئله و مشکلات و … زندگی خود بگردیم؟
در این مقاله، این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

مسئله ها و ناملایمات زندگی چیست؟

مسئول شماره سه
مسئله به مطلب، حاجت و موقعيتي اطلاق مي شود كه در آن فرد چيزي را طلب مي كند ،

ولي نمي داند كه چگونه به طور مستقيم به آن دست يابد .

و ناملایمات در فرهنگ لغات به دشواری‌ها، سختی‌ها، صعوبت، مشکلات اطلاق می گردد.

در کل، مسائل و ناملایمات به کلیه حاجت ها و دشواری هایی اطلاق می گردد که در زندگی در سر راه ما قرار می گیرد.

چرا ما باید خود مسئولیت کامل مسائل و ناملایمات زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به عهده بگیریم؟

اگر درست به وضعیت خودمان بنگریم، متوجه می گردیم که کلیه مسائل و ناملایماتی که در زندگی برایمان

روی می دهد، همه دسترنج خودمان است و اعمالی که توسط خود ما انجام می شود نتایج مختلفی

را برای ما رقم می زند.

حال اگر در کلیه موارد بدنبال مقصر بگردیم و به جای اینکه انگشت اتهام را به سمت خود گرفته،

اطرافیان و محیط را مقصر بدانیم، هیچ قدم مثبتی که برنداشته، بلکه با مقصر دانستن بقیه،

تنها راه را برای اصلاح خود رفتار های ناصحیح خود می بندیم.

پیشنهاد می شود مقاله چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان مسئولیت کامل مسئله ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به عهده گرفت؟

مسئول شماره پنج
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان

را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد.

همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته،

با خودتان صادق باشید.

از همین لحظه شروع کنید…
برای اینکه مسئول زندگی خود باشید، باید از همین لحظه و همین الان قبول

مسئولیت زندگی خود را شروع نمائید.

برای شروع باید موارد ذیل را مدنظر قرار دهید:

1 – اولویت‌هایتان را برای حل مسئله مشخص کنید

اولویت شما در این لحظه چیست؟
اولویت شما در 5 روز آینده چیست؟
اولویت شما در ماه آینده چیست؟
و اولویت شما در سال آینده چیست؟
مسلماً آنچه که امروز اولویت شماست، در چندین سال آینده اصلا برایتان مهم نیست،

چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید

و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

2 – مسئولیت کامل مسئله های زندگی خود را به گردن بگیرید

اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد،

باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند.

خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.

3 – ارزش خودتان را بشناسید

ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.

4 – اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند

یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید.

دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد،

بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا

زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید،

مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.

5 – خودتان را دوست داشته باشید

بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد،

با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان

داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.

6 – توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید

با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای

مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم.

هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم

را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.

7 – در روابطتان صادق باشید

خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید،

وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.

8 – هیچوقت از خودتان نا امید نشوید

این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند.

قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود

پیدا می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست.

مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید

اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تمام کارهائی که انجام می دهیم رفتار ماست و وقتی

سن ما از 50 می گذرد، و به اصطلاح بعضی از افراد این

جامعه، به سمت پیری سوق پیدا می کنیم، به گفته

بعضی از همان افراد، قوای جسمی تحلیل می رود و

تمام افکار و ذهن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را

مشغول تحلیل قوا می نماید و این در حالی است که

تحلیل قوا، خود از محل دیگری برای این کار دستور

می گیرد.

اینکه ما تا چه حد میتوانیم در تحلیل قوای خود دخیل

باشیم، مقوله ای است که می خواهیم در این مقاله

به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می کنم، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ماشین رفتار چیست؟

ویلیام گلسر از روانشناسان برجسته، تعریفی از رفتار

دارد که در حدی با تعریف عمومی متعارف از رفتار فاصله دارد.

گلاسر ترجیح می‌دهد برای ایجاد تمایز با معنای متعارف،

آن را «Total Behavior» یا رفتار کلی بنامد.

او برای اینکه تصویری را که از «رفتار» در ذهن دارد،

شفاف‌تر کند از استعاره‌ای به نام «ماشین رفتار»

استفاده می‌کند.

او معتقد است کلیه کارهائی که ما انجام می دهیم از

رفتار های ما سرمنشاء می گیرد و این رفتارهای ماست

که زندگی ما را رقم می زند

و در خصوص رفتار، استعاره ماشین رفتار را بیان می نماید.

همانگونه که ماشین برای رفتن به جلو بوسیله چهار چرخ

حرکت می کند، ماشین رفتار ما نیز از چهار چرخ، استفاده

کامل می نماید.

دو چرخ جلو، که هدایت ماشین را در دست دارند، افکار و

اعمال ما هستند، و دو چرخ عقب که پیرو دو چرخ جلو هستند،

احساسات و فیزیولوژیک بدن ما هستند.

ماشین رفتار در نظریه انتخاب ویلیام گلاسر

گلاسر رفتار را شامل چهار بخش می‌داند که هر یک

از آنها یکی از چهار چرخ ماشین رفتار را تشکیل می‌دهند:

– فکر (تحلیل کردن، استدلال کردن، خیال‌پردازی و …)

– عمل (راه رفتن، خندیدن، فریاد زدن، حرف زدن)

– فیزیولوژی (عرق ریختن، لرزش بدن، سردرد و …)

– احساس (غم، شادی، ناامیدی و …)

ما معمولاً رفتار را با عمل یکسان فرض می‌کنیم و آن را

محدود به عمل می‌دانیم. به عنوان مثال می‌گوییم:

«چون افسرده بودم، مدتی جواب تلفن دوستانم را ندادم».

انگار که افسردگی خارج از انتخاب و اختیار من بوده و حالا

که در این شرایط قرار داشته‌ام، رفتاری که از خودم نشان

دادم، قطع موقت ارتباط با دوستان بوده است.

اما گلاسر «افسرده بودن» را هم مانند «قطع کردن ارتباط»

بخشی از رفتار می‌داند. شاید اگر گلاسر می‌خواست گرامر

و زبان خاص خودش را انتخاب کند، می‌گفت:

تصمیم گرفتم افسردگی کنم و ارتباطم را با دیگران قطع کنم!

کمی به تصویر بالا نگاه کنید. در ماشین رفتار هم مانند هر

ماشین دیگری، چرخ‌های جلو عموماً همراستا هستند و

نمی‌توانند اختلاف زاویه زیادی با هم داشته باشند. چرخ‌های

عقب‌ هم موازی هم هستند و در انتخاب مسیر حرکت، تابع

چرخ‌های جلو خواهند بود.

این برخلاف نگاه عادی ما به رفتار است. ما معمولاً فیزیولوژی

و احساس را مستقل از رفتار می‌دانیم و حتی خیلی وقت‌ها

منشاء رفتار می‌دانیم.

مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

راننده ماشین رفتار ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کیست؟

همانطور که در تعریف ماشین رفتار بیان شد، دو چرخ جلو

که توسط فرمان ماشین هدایت می شود و هدایتگر آن کسی

جز خود ما نیستیم، می تواند ماشین را به هر جهت که

دوست دارد هدایت نماید.

و دو چرخ عقب که احساسات ما و فیزیولوژیک بدن ما هستند،

از دو چرخ جلو تبعیت می کنند و همراستا با آنها و هم سرعت

با آنها حرکت می نمایند.

چرا توجه به ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به دو چرخ جلو،

که هدایت گر دو چرخ عقب ماشین رفتار ما می باشد،

به خوبی احاطه داشته و آنها را هدایت نمائیم.

اگر ما به درستی دو چرخ جلو که همان افکار و اعمال ما

می باشند، با هدایت آنها به سمت خوبی ها، مهربانیها،

فراوان ها و مسائل مثبت می توانیم احساسات و فیزیولوژیک

بدن را نیز بدنبال آنها بکشانیم و در جهت شادی، نشاط و

سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهنمون سازیم.

چرخ های جلو است که تغییرات فیزیولوژیک و احساسی ما

را رقم می زند یعنی چرخ های عقب دنباله روی تغییرات و

مسیری است که چرخ های جلو رقم می زند. کسی که اضطراب

دارد یا درد قفسه سینه ی عصبی دارد یک فکر منفی و یک

عمل مشخص را انجام داده است.

پرداختن به چرخ های عقب با دارو و درمان نمی تواند

چرخ های جلو را درست کند!

چگونه می توان ماشین رفتار را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

همه ی تلاش های ما یک رفتار و معطوف به یک هدف است

و هر رفتاری برای ارضای نیازهای ماست.

ما پنج نیاز ژنتیک (فطری) داریم ۱. نیاز به بقا (پول و امنیت)

۲. نیاز به عشق و تعلق خاطر داشتن، نیاز به پیوند انسانی

داشتن (دوست داشته شدن و دوست داشتن)

۳. نیاز به پیشرفت یا نیاز به قدرت

۴. نیاز به خود مختاری، آزادی

۵. نیاز به تفریح و لذت

اگر با رفتاری که می کنیم نیازمان را تامین کنیم به شادکامی

خواهیم رسید. همیشه ارضای یکی از این نیاز ها سخت تر

از دیگرِ آنان است و آن “احساس تعلق” است.

شرایط اقتصادی سیاسی اجتماعی در زندگی ما تاثیر گذارند

اما تعیین‌کننده ماییم. اگر بتوانیم روابط خوب و معنادار ایجاد کنیم

زندگی رضایت مند و شادمانی خواهیم داشت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بنا به گفته تعدادی از افراد، پیشکسوتان(بازنشستگان)

در این دوران به دلیل نقصان قوای جسمی و روحی،

با موانع و مشکلاتی دست به گریبان می شوند.

                    
و این نواقص، تعداد بسیار زیادی از این گنجینه های

نیروی انسانی را زمین گیر نموده و آنها را در یک دور

باطلی قرار میدهد و آنها به این باور می رسند که

دیگر توانائی و شایستگی انجام بسیاری از اعمال

را ندارند.

               
ما در این مقاله بر آنیم که تا بتوانیم این باورها را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله رژه رفتن مشکلات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

شکستن مرزها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟


شکستن مرزها، به آن معناست که شما بدانید مشکل

و مسئله ای (مثل تعارض با خانواده، درآمد کم و ….) برای

خود دارید، لکن سعی در رفع آن مشکل و مسئله نمائید

و با تمام قوا بخواهید آن مشکل و مسئله را بر طرف نموده

و زندگی خوب و بانشاطی را برای خود مهیا نمائید.

               


شکستن مرزها، در صورتی که مشکل و مسئله، را بتوان

برطرف نمود، بسیار خوب و کار ساز می باشد، لکن در

بعضی از مواقع، مشکل و مسئله، بصورت یک واقعیت بروز

می نماید و دیگر امکان رفع آن نمی باشد، مثل از دست

رفتن نزدیکان، از دست دادن یکی یا چند عضو از

اعضاء بدن و ….

عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟


در صورتی که مشکل و مسئله بصورت کلی باشد

مثل مواردی که در بند قبل ذکر شد، دیگر امکان رفع

آن و بر طرف نمودن آن وجود ندارد، در این صورت باید

آن مشکل و مسئله را پذیرفته و با آن کنار بیائید و

سعی نمائید که شخصیت و موقعیت جدیدی برای خود

مهیا نموده و با فرد جدید همراه شده و زندگی جدیدی

را آغاز نمائید.

                
مانند زمانی که فردی از خانواده و نزدیکان خود را از

دست می دهید، دیگر امکان برگشت آن فرد به زندگی

شما میسر نمی باشد، لکن این امکان وجود دارد که

شما خود را بدون آن فرد، برای ادامه زندگی مهیا نمائید

و باقی عمر خود را بدون او بگذرانید

               
یا زمانی که شما یک عضو از اعضاء بدن خود را از

دست می دهید، نیز در برخی از موارد امکان جایگزینی

آن وجود ندارد، مثل از دست دادن پا، یا از دست دادن

دست و …. اما در بعضی از موارد مثل از دست دادن

کلیه، می توان آن کلیه را با کلیه دیگر از فرد دیگری

جایگزین نمود.

            
در این موارد شما می بایست خود را بدون آن عضو،

بپذیرید و ادامه زندگی خود را بدون آن عضو بگذرانید.

چرا عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟


در بسیاری از موارد که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

بدلیل بالا رفتن سن، با مشکلات جسمی مواجه می شوند،

و این مشکلات با آنها همیشه همراه می شود و باز هم

متأسفانه تا پایان عمر خود همراه با آن مشکل و با ناراحتی

زندگی را به سر می برند.

       
اگر گنجینه های نیروی انسانی نتوانند در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آن مشکل و مسئله کنار بیایند، حس بد

و ناجوری را با خود همراه نموده و این حس را متأسفانه تا

سالها همراه خود دارند.

          
لکن اگر این عزیزان بتوانند با آن مشکل و مسئله کنار آمده

و خود را با آن همراه سازند، می توانند زندگی شاد،

با نشاط و سلامتی را داشته باشند.

        
مسائل و مشکلات ما که همان مرزهای ما و موانع هستند

فقط می توانند دو کار انجام دهند:

         
یک: ما را در مسیرمان متوقف کنند
دو: ما را مجبور به خلاق شدن بکنند

           
این شما هستید که مشخص می کنید، کدامیک را از

موارد بالا را انتخاب نمائید، متوقف ماندن، یا خلاق شدن؟

چه بسا شما با این مسائل و مشکلات و مرزهای بوجود

آمده برایتان، با اجبار به خلاق شدن، بتوانید موقعیت و

موفقیت های بسیاری برای خود بسازید و بجای اینکه این

مسائل و مشکلات را جزء موارد منفی و بد، بتوانید به آنها

به عنوان موهبت نگاه کنید.

             
هدیه های خارق العاده ای که می توانند تصورات تان

را شکوفا کنند و کمک کنند فراتر از جایی بروید که

همیشه تصور می کردید که می توانید.

             
موضوع شکستن مرزها نیست. موضوع عقب راندن

آنهاست و رفتن به جاهای شگفت انگیزی است که

به ارمغان می آورند.

مقاله تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟ را از دست ندهید.

چگونه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مرزها را به عقب برانیم؟


اگر بتوانید با مطالعه و یا شرکت در کارگاه ها و کلاس های

متفرقه آن مشکل و مسئله را برطرف نمائید بسیار عالی

است، لکن بوسیله این ابزارها اگر نتوانستید مسئله و

مشکل را برطرف نمائید، یک خبر خوب اینکه، شما بجای

اینکه سعی نمائید آن مشکل و نقصان را رفع و از بین ببرید،

می توانید با آن مشکل و مسئله کنار آمده و خود واقعی

را بپذیرید، و فرد قدیمی بدون آن مشکل و مسئله را فراموش

نموده و با فرد جدید با مشکل و مسئله همراه و آشنا گردید.

                   
و سعی نمائید با این فرد جدید، که همراه با یک مسئله یا

مشکلی است، بتوانید موقعیت های جدید برای خود مهیا

نموده و ادامه زندگی خود را با شادی، نشاط و سلامتی

همراه سازید.

             
تنها کافی است که تغییری در نگرش خود نسبت به

خود و وضعیت جدیدتان به وجود آوردید.

              
بقیه موارد نیز بدنبال آن خواهد آمد.

              
زیرا مسائل و مشکلات، افراد را ناتوان نکرده تنها بحث

این است که آنها افراد را توانا کرده و باعث می شوند

تا به تصورات جدید تکیه کرده و چیزهای جدید و

موقعیت های جدید را باور نمایند.

                 
و این دلیلی است که باید اعتقاد داشت که تصور به

عنوان ابزار می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

              
برای شکستن مرزها و محدویت ها و برای رفع مسائل

و مشکلات- نقصان در وضعیت جسمانی و یا از دست دادن

افراد نزدیک به خود – برای اینکه در ذهنمان بتوانیم هر کاری

انجام دهیم و هر چیزی باشیم:

                 
ایمان به آن رویاهای جدید و مواجهه با ترس هاست که به

ما اجازه میدهد زندگی را فراتر از محدودیتها و با مسائل

و مشکلات زندگی کنیم.

                
و باید یاد بگیریم که مرزها جایی هستند که واقعیت

پایان می یابد

              
ولی همچنین جاییست که تصور و خیال پردازی

شروع می شود

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

اول اکتبر هر سال، روز جهانی سالمند نامگذاری شده

است، و بدلیل اینکه این روز در کشور ما و در سال 1396،

مصادف با عاشورای حسینی شد، در آن روز نتوانستم

مقاله ای در این خصوص ارائه نمایم.

لذا قضای آن را به جا آورده و امروز، با یکروز تأخیر

این روز را به کلیه سالمندان- که قشری از آنها از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشند- تبریک

عرض می نمایم.

آیا تنها یک روز نامگذاری نمودن سالمند و یا یک روز

نامگذاری نمودن روز پیشکسوت(بازنشسته) برای

تقدیر از این گنجینه های گهربار نیروی انسانی

کافی است؟

سالمند کیست؟

بر اساس تعریفی که سازمان بهداشت جهانی

از سالمندی(جهاندیدگی) دارد، سالمند را افرادی

می شناسد که از لحاظ سن شناسنامه ای از

مرز 60 سالگی عبور می نمایند:

و آنها را به سه رده سنی تقسیم می نماید

و برای هر رده، یک نام قرار داده است:

از سن 60 الی 74 سالگی را سالمند جوان نامیده است.

از سن 75 الی 90 سال را سالمند خطاب می نماید.

سن 90 سال به بالا را سالمند پیر نامگذاری نموده است.

در حال حاضر، امید به زندگی در ایران، برای مردان

75 سال و برای زنان 78 سال می باشد و بر اساس

پیشرفت هائی علمی پزشکی، محققان امید به

زندگی را در سال 2000 را 200 سال برآورد نموده اند.

این در حالی است که در سال جاری 32 هزار نفر در

ژاپن صد ساله شده اند و اکنون این کشور با 65 هزار

فرد بالای صد سال، رکورد دار جهان است.

هر سال 1/7 % به جمعیت جهان افزوده می شود

و این افزایش برای جمعیت 65 سال و بالاتر 2/5%

است. و این فاصله ترکیب سنی جهان را به سوی

پیر شدن سوق میدهد.

و پیش بینی می شود، ربع قرن دیگر جمعیت سالمند

به 1،2 میلیارد نفر یعنی 14% جمعیت جهان برسد.

در سال 2050 حدود 2 بیلیون یعنی به 21% جمعیت

جهان برسد و برای اولین بار در تاریخ در سال 2050

جمعیت زیر 15 سال و بالای 60 سال مساوی

می شوند یعنی هر کدام 21%.

لازم به ذکر می باشد که جمعیت سالمند ایران

در سرشماری سال 1395 بالغ بر 6.1 % جمعیت

کل کشور بوده است، یعنی 4,875,502 نفر از

79،926،270 نفر سرشماری شده در آن سال.

پیشنهاد می شود، مقاله روابط خانوادگی در

جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟ را نیز مطالعه

فرمائید.

چرا باید از سالمندان تقدیر به عمل آورد؟

همانگونه که در بخش قبل یادآوری شد، جمعیت

سالمند ایران فقط در سال 1395 حدود 5 میلیون

نفر می باشد، و این افراد کسانی هستند که

جهاندیده نیز نامیده می شوند، زیرا که با حداقل

سن 60 سال به بالا، اکثریت سن خود را با مسائل

و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم نموده اند و

توانسته اند، خود را به این سن برسانند.

سنی که بسیاری از افراد، نمی توانند خود را به آن

برسانند و هستند افراد زیادی که حتی به سن

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز نمی رسند.

پس بر ماست که ارزش این افراد که توانسته اند

مخاطرات زندگی را پشت سر بگذارند، و بقول معروف

چند پیراهن بیشتر از ما تن نموده اند را قدر بدانیم

و احترام و شخصیت آنها را ارج بنهیم.

چطوری می توان از سالمندان تقدیر شایسته

به عمل آورد؟

یکی از مسائلی که باید ما به دقت به آن توجه لازم

را داشته باشیم، اختلاف فرهنگی است که ما با

کشورهای دیگر در این زمینه داریم، زیرا هر کشوری،

با سالمندان خود، به صور مختلف برخورد نموده و

هر یک بنا به اقتضای فرهنگ و رسوم خود رفتار

می نمایند.

ما نیز می بایست از فرهنگ و رسوم قدیم خود،

تبعیت نموده و این گنجینه های نیروی انسانی

گهربار را ارج نهیم.

در این دوران سالمندان(جهاندیدگان) را می توان به

شرح زیر تقسیم بندی كرد :

1 – امكانات به اندازه كافی دارند و مایلند

به استراحت بپردازند .

2 – به علت احتیاج به درآمد، به كار خود ادامه

می دهند یا حداقل اگر كاری باشد، مایلند

ادامه دهند.

3 – امكانات مالی دارند ولی چون نمی خواهند

«از كار افتاده» محسوب شوند، مایلند كار كنند.

4 – از كار افتاده و بیمارها .

مقاله جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

را از دست ندهید.

نیازهای سالمندان چیست:

نیازهای سالمندان را در گروه های چهارگانه بالا

می توان به شرح زیر تقسیم بندی كرد:

1 – احتیاجات عاطفی

2 – احتیاجات معیشتی

3 – احتیاج به تفریح

4 – احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

5 – امنیت

احتیاجات عاطفی

احتیاجات عاطفی همواره وجود داشته و با بالا رفتن

سن، نیازها نیز افزایش می یابد. در گذشته توجه

فرزندان به پدر و مادرها و اصولا افراد جوان تر نسبت

به مسن ترها، بیشتر بود و اخلاق و رسوم حكم

می كرد كه به سالمندان بیشترین احترام گذاشته

شود. اما امروزه كه غالب سالمندان به تنهایی در خانه

خود به سر می برند، هر قدر هم كه وضع زندگی آنها

خوب باشد، از توجه عاطفی دیگران و اقدامات جامعه

بی نیاز نیستند.

احتیاجات معیشتی

احتیاجات معیشتی شامل خوراك ، پوشاك ، مسكن

و بهداشت می شود. غذای سالمند باید سبك،

قابل هضم باشد.

احتیاج به تفریح

سالمندان با توجه به شرایط سنی و عدم اشتغال

جدی، احتیاج به وقت گذرانی پر بار و سالم به اقتضای

شرایط جسمی خود را دارند.

بهترین تفریحات پیشنهادی برای سالمندان (با توجه

به سواد و روحیات خاص هر فرد ) شامل مطالعه كتاب

و روزنامه، گشت و گذار در فضای سبز، معاشرت و

گفتگو با دوستان، تماشای فیلم، خرید از بوفه،

نشستن روی نیمكت و تماشای خیابان و عبور و مرور

مردم و بخصوص تماشای كودكان هنگام بازی و

شنیدن موسیقی می باشد. در ضمن ترتیب دادن

برنامه های فوق العاده مثل مراسم عبادی، جشن و

كنسرت، بازی های سبك تأثیر بسیار خوبی در روحیه

سالمند دارد و احساس یكنواختی روزها را از بین می برد.

احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

افسردگی بیشتر در میان سالمندانی وجود دارد كه

تنها زندگی می كنند و علاوه بر آن دچار ناراحتی های

جسمانی نیز هستند. بعضی از آنها بیش از یك بار در

ماه تماس دیگری با فرزندان خود ندارند و تمام روابط و

گفتگوی آنها در صحبت های چند دقیقه ای برای مثال

با پستچی و مغازه دار خلاصه می شود . از این رو

ضروری است كه محیط مناسب و بهتری برای زندگی

آنها مهیا شود تا افسردگی های ناشی از تنهایی

كاهش یابد. سالمندانی كه علیرغم سن بالا در

فعالیت های اجتماعی حضور دارند و از روابط اجتماعی

نسبتا خوبی برخوردارند، به بیماری های مختلف به ویژه

بیماری های روانی كمتر دچار می شوند .

سالمندان از احساس بطالت و بیكاری و بركنار ماندن

از زندگی اجتماعی رنج می برند . برای رفع این

احساسات باید برنامه های جمعی برای سالمندان

در نظر گرفت، مثلاً سالمندان با هم به مطالعه روزنامه

و مجله بپردازند، به گردش ها و سفرهای كوتاه دسته

جمعی بروند و مورد مشورت قرار گیرند.

مسئله مهم دیگر ، كار است. كار سَبُك بهترین وسیله

برای گذراندن عمر در كهنسالی می باشد . كار نه

تنها پاسخگویی به یك نیاز واقعی در ارتباط با سالمندان

است بلكه با مدیریت صحیح ، نتایج كار سالمندان

می تواند پاسخگوی قسمت های زیادی از نیازهای

جامعه باشد .

امنیت

سالمند احتیاج به امنیت روحی و جسمی دارد و

باید در طراحی فضاهای مرتبط با سالمند این مسئله

مورد توجه قرار گیرد. سالمند باید مطمئن گردد كه

در موقع ضرورت به كمكش خواهند شتافت و یا در

موقع بیماری سریع معالجه خواهد شد و در فضایی

كه پا می گذارد آرامش دارد و مورد آزار قرار نخواهد گرفت .

برخی احساسات مشترك سالمندان

1 – احساس غم و اندوه به خاطر عدم توجه فرزندان و اطرافیان كه عمری برای رفاه آنان تلاش كرده اند.

2 – احساس تنهایی به علت طرد شدن .

3 – احساس یأس و ناامیدی.

4 – احساس اضطراب و نگرانی.

5 – احساس هرز رفتن و بیهوده بودن .

6 – احساس سر بار بودن.

حال چه کاری باید انجام دهیم؟

جدی ترین خطری كه فرد سالمند را تهدید می كند

در انزوا قرار گرفتن او از سوی اطرافیان است. در

این حالت شخص امكان ارتباط صمیمی و نزدیك با

دیگران را از دست می دهد. تنهایی موجب می گردد

فرد سالمند به تدریج دچار مشكلات روانی شود، لذا

درك احساسات و انتظارات سالمندان از اطرافیان و

تصحیح ارتباط افراد خانواده با آنها در فرایند بهداشت

روانی آنها بسیار مهم است. سالمندان به اندازه ای

كه دیگران به آنها به عنوان پیر و از كار افتاده نگاه

می كنند خود را ضعیف و نا توان احساس نمی كنند.

چنانكه در یك خانواده گرم و مهربان اغلب سالمندان

بسیار راحت ، آرام، مقاوم و با نشاط روزگار می گذرانند

در نتیجه این افراد حوصله نگهداری نوه ها را با همه

شیطنت هایشان دارند .

سالمندان به دلیل بازنشستگی و دوری از فرزندان،

نیاز به ارتباط و توجه عاطفی بیشتری را در خود احساس

می كنند كه این نیاز باید مورد توجه قرار گیرد و ارضا شود.

برنامه ریزی صحیح و استفاده از وجود سالمندان و

تجربیات آنها، هم تنهایی آنان را برطرف می كند و

احساس هرز و پوچ بودن را در آنها از بین می برد و

هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیات را

در اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد.

پس بیائیم، با نگاه کردن به سالمندان(جهاندیدگان)

آنها را از بسیاری از بیماری ها و احساسات بد،

دور نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی، یکی از مسائلی است که

همیشه در سلامتی نیز خود را نشان می دهد.

زمانی که اضافه وزن، یا کاهش وزن داریم، سریعاً به

پزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک، شروع به

گرفتن رژیم های غذائی می نمائیم، چرا که سلامتی

ما برایمان مهم است و می خواهیم که بوسیله گرفتن

رژیم، بتوانیم مراقب سلامتی خود باشیم.

اما ذهن نیز بسیار مهم و اساسی است، زیرا که بسیار

سریعتر می تواند بر روی سلامتی و بدن تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، از نظر علمی ثابت شده است که بسیاری

از بیماری ها، در ابتدا بوسیله ذهن، پذیرفته شده، و آنگاه

وارد بدن می شود.

پس داشتن رژیمی مناسب و در خور شأن و جایگاه ما،

می تواند سلامتی، نشاط و شادابی را در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای ما به ارمغان بیاورد.

ما در این مقاله بر آنیم که به این رژیم نگاهی بیندازیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

رژیم فکری چیست؟

رژیم در لغت نامه دهخدا به معنای طرز. قاعده . روش

آمده است و این رژیم اگر فکری باشد، به معنای آن

است که روش و قاعده ای برای فکرمان قرار دهیم که

تناسب آن حفظ و در جهت سلامتی جسم و روح، ما

را یاری دهد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری بگیریم؟

یکی از همسایگان ما که متأسفانه اضافه وزن داشت

، با مراجعه به پزشک، خبر ناگواری دریافت داشت و

پزشک به او اعلام کرد که اگر وزن خود را به وزن

اصلی خود نرساند به زودی مرگ او را در بر گرفته

و از این دنیا رخت بر می بندد.

و ایشان بلافاصله شروع به گرفتن رژیم نموده و در

حال حاضر که حدود 1.5 سال از آن زمان می گذرد،

توانسته است با کاهش وزن خود به میزان زیاد،

خود را به وزن ایده آل رسانده و علاوه بر حفظ سلامتی

خود، امکان ادامه حیاط را نیز داشته باشد.

حال اگر چنین خبری در خصوص وضعیت روحی شما

بشود، آیا شما نیز حاضر هستید که به مانند این

همسایه گرامی ما، خود را کمی به زحمت انداخته

و رژیم فکری بگیرید.

که اگر این رژیم فکری را نگیرید، افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماریها) شما را در برگرفته و باقی مهمان های

ناخوانده و نامیمون نیز از راه خواهند رسید.

لذا اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائل

و مشکلات عدیده ای وارد زندگی افراد می شود، نتوانیم

رژیم فکری بگیریم، مسلماً ادامه زندگی می تواند برای

فرد مشکل ساز شود.

پس بهینه است که هر چه سریعتر نسبت به این مسئله،

واکنش نشان داده و نسبت به بهبود وضعیت سلامتی

خود قدمهای اجرائی و سریعی برداشته شود.

افکار مخرب و تفکر بی وقفه، نه تنها ذهن را از کارآمدی

و پویایی می اندازد بلکه برای سلامت روانی و حتی

سلامت جسم نیز مضر است. گاهی افکار ما بر احساس

و رفتار ما تاثیر می گذارد و گاهی افکار دارای تاثیرات

بیولوژیک خاصی بر مغز است یعنی همچون دارو و یا

مواد مخدر بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری گرفت؟

در اینجا می توان حداقل دو رژیم بسیار اساسی و مهم

را بر شمرد:

  • رژیم دوری از افکار منفی: در این نوع رژیم شما
  • باید کلیه افکار منفی که به سراغ شما خواهد آمد
  • را به کناری گذاشته و اجازه ورود آنها را به ذهن
  • خود ندهید. 
  •                     
  1.  
    1. افکار منفی دشمن بزرگ رویاها و زندگی ما هستند.
    2. بسیاری از ما در طول روز دائم در حال سر و کله زدن
    3. با این افکارمان هستیم و اگر این افکار منفی باشند،
    4. به خاطر آن ها موقعیت های زیادی را از دست
    5. می دهیم.
  2.                 
  • رژیم بی ریا کمک کردن و مهربان بودن: بیشتر
  • آدم های موفق، انسان های مهربانی هستند و بدون
  • توقع می بخشند و به دیگران کمک می کنند. مهربان
  • که باشیم، مهربانی چند برابرتر به زندگی خودمان
  • برخواهد گشت. در واقع کمک به دیگران و داشتن
  • قلبی مهربان به جز مزیت اخلاقی که به حساب
  • می آید، یکی از اصول موفقیت است.
  • برای داشتن یک رژیم فکری،
  • اقدامات زیر می تواند موثر باشد:

۱- هرچه بیشتر بر افکار خود، آگاه باشیم

 ۲- وقتی خود را در حال فکر کردن به چیزی یافتیم،

از خود بپرسیم آیا فکر کردن به این موضوع لازم و

مفید است؟

 ۳- از طریق انضباط ذهنی و اینکه در مورد چه چیزهایی

باید فکر کرد و در مورد چه چیزهایی نباید فکر کرد،

کنترل هر چه بیشتر افکار را به دست گیریم.

۴- آشفتگی محیط بیرونی بر آشفتگی فکر تاثیر دارد.

با نظم دادن به محیط بیرونی و رفتار خود، بر نظم

ذهن تان بیفزاییم.

۵- افکاری که منجر به اندوه، استرس، حسد، ترس

و خشم می شود را کنار بگذاریم. البته این کار ساده ای

نیست اما با تلاش و تمرین، می توانیم سعی کنیم که

این مهارت را به دست گیریم تا افکار منفی منجر به

عواطف و عوارض ناگوار نشود.

۶- همچنین کنار گذاشتن افکاری که منجر به نگرانی بیهوده

در مورد آینده یا حسرت بی فایده در مورد گذشته می شود

را نیز در رژیم فکری خود بگنجانیم.

۷- عقاید خود را مرور و بازنگری کنیم. جلوی آنها یک

علامت« چرا؟» بگذاریم. عقایدی که جواب قانع کننده ای

برای این پرسش ندارد را کنار بگذاریم. همچنین عقایدی

که در تناقض با دیگر عقاید است را پیدا کرده و سعی کنیم

با برطرف کردن تناقض ها، نظام عقیدتی خود را یکپارچه کنیم.

در ضمن سعی کنیم فاصله و شکاف بین عقاید و رفتار خود

را نیز پر کنیم تا بین رفتار و عقایدمان هم مغایرتی نباشد.

۸- تمرکز را تمرین کنیم. ۱۰ دقیقه متمرکز فکر کردن،

موثرتر است از ۱۰ ساعت پراکنده فکر کردن! برای ایجاد

تمرکز، لازم است که توجه خود را محدود سازیم، کارها

را اولویت بندی کنیم، موارد مهم را مکتوب کنیم، و کارها

را در زمانی مشخص به پایان برسانیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.