🐸 تبلیغ جامع کتاب «قورباغه را بوس کن!»
چطور از تهدیدها فرصت بسازی — مخصوصاً بعد از بازنشستگی
مقدمه: وقتی قورباغهها تبدیل به شاهزاده میشوند
بیا صادق باشیم: زندگی بعد از بازنشستگی شبیه یک باغ پر از قورباغه است — برخی قورباغهها معمولیاند، برخی چالشاند، برخی سنگیناند، بعضیشان شاید ترسناک باشند، و اما… اگر بلد باشی، میتونی یکی را ببوسی و تبدیلش کنی به شاهزادهای که بهت فرصت جدید، نشاط جدید، درآمد جدید و معنای تازه میدهد.
کتاب «قورباغه را بوس کن!» دقیقاً دربارهی همین است: تبدیل تهدیدها، ترسها، مشکلات اقتصادی و نگرانیهای دوران بازنشستگی به فرصتهایی طلایی برای رشد، کسبوکار، آرامش و معنا.
این کتاب یک راهنمای واقعی است — پر از استراتژی، تجربه، دعوت به تفکر، تِرَنسفورماسیون (تغییر) — ولی به شکل خودمانی، رفیقانه و با طنز لطیف، نه سخنرانی دانشگاهی یا انگیزشی از آن نوعی که فقط شعار میدهد.
چرا الان وقت «بوسیدن قورباغهها»ست؟
چون واقعیت بازنشستگی در ایران همین است که:
- تورم روزبهروز زندگی را سختتر میکند
- حقوق بازنشستگی غالباً کفاف همه هزینهها را نمیدهد
- تهدیدهای افزایش هزینه درمان، دارو، زندگی عادی بسیار جدیاند
- همراهان زندگی (همسر، خانواده) نیز ممکن است نگرانیهای مالی داشته باشند
- فرصتها برای کار دوباره، کسب درآمد جزئی یا پروژههای شخصی بیشتر از گذشتهاند
آمار و ارقام حقیقی ایران نشان میدهد:
- طبق دادههای مرکز آمار و گزارشهای صندوقهای بازنشستگی، درصد زیادی از بازنشستگان احساس “فشار مالی” دارند.
- بسیاری از بازنشستهها (در برخی مطالعات محلی) تمایل دارند “کاری کوچک اما معنادار” انجام دهند برای درآمد کمتر ریسکدار.
- همچنین، مطالعات روانشناسی سالمندی نشان دادهاند: کسانی که بعد از کار احساس بیهدف بودن نکنند و پروژهای داشته باشند، سلامت روانیشان بسیار بهتر است.
در چنین شرایطی، «تهدید» یک وضعیت معمول است — اما تبدیلش به فرصت، هنر بزرگترین بازنشستههاست. و این کتاب دقیقاً همان “چطور هنر تبدیل تهدید به فرصت را یاد بگیریم” را به تو یاد میدهد.
«قورباغه را بوس کن!» چیست؟
این کتاب راهنمای استراتژیکی و عملی برای:
- شناسایی تهدیدهای عمده دوران پس از بازنشستگی — مالی، عاطفی، سلامتی
- تجزیه و تحلیل تهدیدها: تشخیص اینکه کدام تهدید واقعاً میتواند خطرساز باشد و کدام صرفاً احساساتی است
- پیداکردن فرصت در دل تهدید: چگونه میشود با مهارت، تجربه و دانش زندگی را دوباره ساخت
- راهاندازی کسبوکار کوچک یا پروژه درآمدی: بر اساس تجربهی فردی، مهارتهای قدیمی یا علایق جدید
- افزایش تابآوری روانی: ابزارهای ذهنی، عاطفی و معنوی برای مقابله با چالشها
- مدیریت مالی جدید: بودجهبندی مناسب، سرمایهگذاری کمریسک، پسانداز هدفدار
- برنامهریزی زندگی دوم: تعیین اهداف جدید، معنای تازه، نقشه آینده
و مهمتر از همه، این کتاب به تو اعتمادبهنفس میدهد که تو فقط یک بازنشسته نیستی — تو یک جنگجو زندگی هستی.
لحن کتاب: صمیمی، خودمانی، پر از رفاقت + طنز دقیق
کتاب با لحنی رفیقانه نوشته شده؛ انگار نویسنده کنارت نشسته، چای ریخته، دستی روی شانهات گذاشته و میگوید:
- «میدانم تورم چقدر آزاردهنده است… ولی بیا قورباغهات را ببوسیم و ببینیم چی به دست میآید.»
- «پول نداریم؟ من هم مثل تو — ولی راههایی هست که بتوان با خرد و تدبیر زندگیامان را ساخت.»
- «اگر فکر میکنی تجربهات به درد نمیخورد، اشتباه میکنی: تجربه بازنشستهها گنجینهای است که خیلیها آن را نمیبینند.»
- «میگویند کار بعد از کار سخت است؟ بله، اما سختیِ تلاشِ هوشمندانه، شیرین است.»
طنز کتاب نه تحقیرکننده است، نه مسخرهکننده؛ بلکه بیدارکننده است: یادآوری میکند که هنوز ظرفیت زیادی برای ساختن وجود دارد.
برای چه کسانی این کتاب مناسب است؟
- بازنشستههایی که احساس میکنند پول کافی ندارند ولی نمیخواهند تسلیم شوند.
- کسانی که تجربه زیادی دارند ولی نمیدانند چگونه از آن استفاده کنند تا درآمدی بسازند.
- کسانی که بعد از بازنشستگی با احساس بیهدف بودن دستوپنجه نرم میکنند.
- بازنشستههایی که نگران هزینه زندگی، دارو، بیمه و سلامتی هستند.
- کسانی که علاقهمنداند چیزی جدید یاد بگیرند، یا پروژهای کوچک راه بیندازند.
- افراد بازنشستهای که میخواهند روحیهشان بهتر شود و تابآوری ذهنیشان افزایش یابد.
- کسانی که در دلشان جای “یک کار کوچک مفید” هست اما نمیدانند از کجا شروع کنند.
- حتی کسانی که ۵–۱۰ سال تا بازنشستگی دارند و میخواهند از قبل آماده شوند.
چالشهایی که این کتاب به آنها پاسخ میدهد
چالش مالی
تورم دارد فشار میآورد، حقوق بازنشستگی محدود است، هزینههای زندگی بالا رفتهاند.
این کتاب نشان میدهد چگونه تهدید مالی را به فرصتی برای درآمد دوم یا کسبوکار کوچک تبدیل کنی.
چالش عاطفی
تنهایی، احساس بیهدف بودن، “چرا من اینجایم؟”
کتاب با روایتها، تمرین ذهنی و نکات معنوی کمک میکند که این احساسات را تبدیل به انگیزه و معنا کنی.
چالش سلامتی
وقتی کار تمام شده، تحرک کاهش پیدا میکند، تمرکز ذهنی کم میشود، انرژی پایین میآید.
در کتاب راهکارهایی برای سبک زندگی فعال، تغذیه، ذهنآگاهی و مدیریت استرس آمده است.
چالش هویتی
چرا من بازنشسته شدم؟ من که هنوز خیلی چیزها را میتوانم بکنم…
کتاب کمک میکند هویت جدیدی برای خودت بسازی: نه فقط به عنوان بازنشسته، بلکه به عنوان یک خالق، یک کارآفرین، یک دیدهشده.
چالش ارتباطی
چطور با خانواده درباره تصمیمات اقتصادی جدید صحبت کنی؟
چطور فرزندان یا نوهها را در کسبوکار یا پروژهات مشارکت دهی؟
چطور نگرانی آنها را درک کنی و پاسخ دهی؟
کتاب فصلهایی برای استراتژی ارتباطی هوشمند دارد.
چالش برنامهریزی زندگی مجدد
چطور روزها، هفتهها، ماهها را برنامهریزی کنی؟
چطور اهداف معنیدار بسازی؟
چطور با یک نقشه ذهنی و عملی وارد فاز جدید شوی؟
مزایای خواندن این کتاب برای بازنشستگان
- افزایش احساس کنترل زندگی: دیگر نه فقط مصرفکننده حقوق، بلکه سازنده مسیر زندگیات هستی.
- امکان درآمد جانبی یا کامل: با ایدههایی که متناسب با سن، تجربه و توانایی تو هستند.
- بهبود تابآوری عاطفی: نگرانیها کمتر میشوند، امید بیشتر میشود.
- ارتباط عمیقتر با خانواده: درباره تصمیمات مالی یا پروژهها شفافتر صحبت میکنی.
- سلامتی بهتر: با راهکارهای عملی برای انرژی و نشاط.
- معنای تازه در زندگی: بازنشستگی تبدیل میشود به فصل دوم با هدف و معنا.
- لذت از استقلال: حس فرماندهی بر آیندهات را تجربه میکنی.
آمار و واقعیت ایرانی که کتاب با آن هماهنگ است
- طبق آمار رسمی، جمعیت سالمندان در ایران رو به افزایش است و بخش بزرگی از بازنشستگان دغدغه مالی دارند.
- برآورد شده که بیش از نصف بازنشستگان ایرانی قصد دارند “کاری کوچک داشته باشند” ولی به دلیل عدم آگاهی، اکثرشان به آن نمیپردازند.
- مطالعهٔ دانشگاهی نشان داده که مشارکت فعال اقتصادی در سالمندان باعث ارتقای سلامت روان و کاهش هزینههای پزشکی در طولانیمدت میشود.
- دادههای صندوق بازنشستگی برخی استانها نشان میدهد که بسیاری از بازنشستگان، حتی با حقوق بازنشستگی، در تأمین هزینههای زندگی “گرفتار” هستند و نیاز به راهحلهای مکمل دارند.
کتاب «قورباغه را بوس کن!» با آگاهی از این واقعیتها نوشته شده است: نه رویایی، نه توهم، بلکه یک راهبرد عملی، مبتنی بر داده و تجربه، برای مقابله با چالشهای واقعی مالی، روانی و هویتی.
داستانها و مثالهای کتاب (به شکلی که تبلیغ میتواند استفاده کند)
کتاب پر از روایتهای واقعی (یا نیمهواقعی) بازنشستههایی است که:
- خانم “فروغ”: معلم بازنشستهای که بعد از بازنشستگی کلاسهای خانگی برگزاری کرد و حالا دستمزد جزئی دارد و روحیهاش بسیار بهتر است.
- آقای “مهدی”: مهندس بازنشستهای که با تجربیات فنیاش در تعمیرات کوچک محلی کار میکند، مشتری دارد و احساس مفید بودن میکند.
- خانم “نازی”: نویسنده بازنشسته که خاطرات زندگیاش را به دورههای آنلاین تبدیل کرده و از آن درآمد اندکی کسب میکند — آنهم از خانه!
- آقای “محمدحسین”: بازنشستهای که تصمیم گرفت باغچهاش را تبدیل به گلخانه کند و محصولات محلی بفروشد؛ کاری زیبا، آرامشبخش و پولساز بهطور همزمان.
این داستانها در کتاب آمدهاند تا الهامبخش باشند، نشان دهند “میشود” و کار را از صفر شروع کرد.
بخش طنز متناسب تبلیغ
چون بازاریابی خوب باید شما را هم لبخند بدهد، چند نکته طنز تبلیغی:
- «آیا فکر میکنی بعد از بازنشستگی باید مثل گربه بخوابی؟ نه جان من! با این کتاب یاد میگیری چطور روباه باشی؛ روباهی عاقل، روباهی با استراتژی.»
- «قورباغهها خیلی ترسناکاند؟ نه! بعضیشان فقط کسلاند و منتظر بوسیدناند. تو قرار است آنها را بوسیده و تبدیل به شاهزاده فرصتها کنی.»
- «اگر فکر میکنی حقوق بازنشستگیات کفاف همه چیز را نمیدهد، من میگویم: خیلی خوب! یعنی فرصت ساختن منبع درآمد دوم را داری!»
- «ترس از شروع؟ نترس! چون کسی بهت نمیگوید که حتماً باید مثل جوانها استارتاپ چند ملیونی بزنی؛ کافی است یک کسبکار کوچک، با استرس کم و سود معنادار داشته باشی.»
انواع بهانههایی که مردم برای نخریدن کتاب میآورند + پاسخ دقیق
چون خیلیها وقتی اسم درآمد بعد از بازنشستگی میآید، هزار و یک بهانه میآورند، این بخش را کامل کردم:
❌ بهانه ۱: «من که پیر شدم، دیگر چیزی یاد نمیگیرم.»
پاسخ: این کتاب مخصوص “پیر اما جنگجو” نوشته شده. تجربهات سرمایه است، نه مانع. تازه، بهترین راه یادگیری همان شروع کوچک و عمل کردن است.
❌ بهانه ۲: «حقوق بازنشستگیام کفاف روزمرگی را نمیدهد، چطور کسبوکار راه بیاندازم؟»
پاسخ: کتاب دقیقاً گزینههای کمهزینه را پیشنهاد میدهد. کسبوکارهایی که نیاز به سرمایه زیاد ندارند، بلکه نیاز به ایده، زمان و تجربه دارند.
❌ بهانه ۳: «من انرژیم کم است.»
پاسخ: بخشی از کتاب مختص به انرژی، نشاط و سلامت جسمی است. تمرینهای ساده، تمرکز ذهنی، تغذیه متناسب — همه به تو کمک میکند انرژیات را بالا ببری و کار بکنی.
❌ بهانه ۴: «من نمیدانم تکنولوژی یا بازار را چطور درک کنم.»
پاسخ: کتاب راهنمایی دارد برای پروژههای ساده، محلی، آفلاین و حتی اینترنتی ساده که نیازی به مهارت پیچیده ندارد. تکنولوژی بزرگترین راز موفقیت نیست؛ تجربه و اراده است.
❌ بهانه ۵: «خانواده میگوید تو الان استراحت کن، چرا دوباره کار کنی؟»
پاسخ: این کتاب نشان میدهد چگونه با خانواده حرف بزنی. کاری که میکنی، ترککردن “استراحت اجباری” نیست؛ ساختن زندگی دوم است. و البته، خانواده وقتی بفهمد تو “زندگیات را میسازی” بیشتر احترام میگذارد تا وقتی فقط “فقط نشستهای”.
❌ بهانه ۶: «پول کتاب را ندارم.»
پاسخ: قیمت کتاب در مقایسه با هزینههای زندگی بسیار پایین است؛ اما ارزش محتوا آنچنان بالاست که میتواند در عرض چند ماه کاری درآمدی برایت بسازد که آن هزینه را جبران کند.
❌ بهانه ۷: «بعداً فکر میکنم.»
پاسخ: “بعداً” خطرناکترین زمان است، چون اغلب هیچوقت نمیآید. هر روز که دست دست کنی، یک فرصت ساختهشدن را از دست میدهی.
❌ بهانه ۸: «من تجربه ندارم یا فکر میکنم تجربهام به درد نمیخورد.»
پاسخ: برعکس! انتظار تجربه زیاد لازم نیست. خیلی از پروژهّهای کوچک نیاز به تخصص خیلی زیاد ندارند. تازه، تجربه زندگی، تجربه کاری، مهارت اجتماعی — همه سرمایههای بزرگیاند که بسیاری از مردم جوانتر ندارند.
🔥 پیشنهاد ویژه و دعوت به اقدام (Call to Action)
اکنون که یک چشمانداز روشنتر داری:
- متوجه شدی که تهدیدهای اقتصادی پس از بازنشستگی میتوانند به فرصت تبدیل شوند؛
- فهمیدی که تجربهات سرمایهای ارزشمند است؛
- حس کردی که هنوز “توان جنگیدن برای زندگی بهتر” درونت هست؛
- و دیدی که میشود کاری ساخت، درآمدی داشت، معنایی داشت، و دوباره زنده بود.
حالا وقت آن رسیده که عمل کنی:
- کتاب «قربانی نباش! بازنشسته بجنگ» را هماکنون سفارش بده.
- اولین بخش را بخوان: تهدیدها را بشناس، ذهنیتت را بسنج، و نقشه جنگیات را طراحی کن.
- یک دفترچه بردار و ایدههای کسبوکارت را بنویس — حتی کوچکترین ایده میتواند شروع یک قورباغهبوسِ بزرگ باشد.
- با یکی از دوستان یا همسنوسالت صحبت کن:
«میخواهم یک کاری شروع کنم… دوست داری کمک کنی یا نظر بدی؟» - یک قدم کوچک بردار: فردا یک تماس بگیر یا یک پروژه کوچک را آغاز کن.
اگر این کار را بکنی، نه فقط وضعیت مالیات ممکن است بهبود یابد، بلکه احساس تسلط، استقلال، معنا و ارزش در زندگیات بیشتر میشود.
تو میتونی سلطنتِ زندگیات را دوباره بر عهده بگیری — نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان ژنرالی که تهدیدها را به پیروزی تبدیل میکند.
🌈 جمعبندی نهایی
- زندگی بعد از بازنشستگی پر از تهدید است — پول، تنهایی، هزینههای درمان، آینده…
- اما تهدیدها تنها یک طرف ماجرا هستند؛
- فرصتها وجود دارند، اگر بفهمی چطور باید آنها را دید و از آنها استفاده کرد.
- کتاب «قورباغه را بوس کن!» راهنمایی است برای تبدیل تهدید به فرصت؛
برای بازنشستههایی که میخواهند معنی، شادی، استقلال و درآمد دوباره داشته باشند.
پس امیدوارم همین حالا تصمیم بگیری:
قورباغهها را نبوسیدن انتخاب نیست؛
انتخاب یعنی «من شجاعم، من تجربه دارم، من میجنگم، من خلق میکنم.»
قورباغه را بوس کن — و زندگیات را دوباره طلایی کن.
مبلغ سرمایه گذاری شما
وقتی برای سرمایه گذاری به بانک مراجعه میکنیم، بعد از یک سال در بهترین حالت ۳۰ درصد سود دریافت میکنیم. اما اینجا من یک پیشنهاد رد نشدنی دارم! شما فقط با پرداخت مبلغ بسیار ناچیزی به مطالبی دسترسی خواهید داشت که به شما کمک میکنند بیاموزید که چگونه کارهایی را انجام بدهید که دیگران حاضر نیستند آن را انجام بدهند و برای همین جزو ۳ درصد برتر جامعه قرار بگیرد و ماهانه چندصد برابر آن را کسب خواهید کرد!
متأسفانه خیلی از ما حاضر نیستیم بهای موفقیت را بپردازیم و توقع موفقیت داریم…و به قول استفان کاوی، چهار دسته کار وجود دارد که افراد موفق روی کارهای مهم و غیر فوری تمرکز میکنند! آموزش نیز یکی از آنها است.
همه میدانند که یادگیری بسیار مهم است اما برای افراد غیر موفق زمان موعود آن هیچگاه فرا نخواهد رسید…
خرید محصولات آموزشی مناسب، سرمایه گذاری است
البته مطمئن هستم که شما با فراگرفتن مطالب این دوره و کسب موفقیت در موقعیتهای کاری میتوانید صدها برابر این مبلغ را به دست آورید.
همه چیز آماده است! و هیچ بهانهای باقی نمانده است! حالا تصمیم با شماست که حتی دقیقهای را برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت
ضمانت رضایت شما از این کتاب
این ضمانت را به شما میدهم که در صورت عدم رضایت شما از مطالب ارائه شده در این کتاب، تمام مبلغ پرداختی را با رضایت کامل به شما بازگردانم.
از این بابت آسوده باشید که هیچ ریسکی انجام نمیدهید!
بهانههایی برای نخریدن کتاب
از آنجایی که افراد اهمال کار برای تغییر نکردن بهانههایی میخواهند، من میخواهم به دوستان اهمال کار کمک کنم تا زحمت کمتری بکشند و لیست بهانههای متداول را در ادامه برایشان آماده کردهام:
این مسیر برگشت ندارد!
با آموزش که آدم تغییر نمیکنه!
مگر امکان داره ! با یک کتاب بتوانیم موفق بشویم. من این همه سال زندگی کردم نمی تونم
خیلی گرونه، ارزشش رو نداره !
الان وقت ندارم !
.
.
.
بهانه ها همیشه وجود دارند
اگر دوست داری زندگی زیباتری داشته باشی
یک بار برای همیشه
تصمیم بگیر که تغییر کنی و مسئولیت صددرصد آنرا بپذیر
.
.
همه چیز آماده است! و هیچ بهانهای باقی نمانده است! حالا تصمیم با شماست که حتی دقیقهای را برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت هدر نکنید.


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.