هفته تکریم بازنشستگان و سالمندان

باز هم سالی گذشت و 9 مهرماه یا اول اکتبر، روز جهانی تکریم بازنشستگان و سالمندان فرا رسید. به مناسبت این روز که خوشبختانه، چند سالی است، هفته نکوداشت بازنشسته و سالمند نیز داریم، همایش ها و سمینارها و وبینارها، آغاز بکار نموده و یک هفته، رسانه ها، و 18 دستگاه مسئولی که متولی این امر هستند، به این موضوع پرداخته و از راهکارها و مواردی که در این خصوص می توان، انجام داد، سخن به میان می آورند، و دم از تکریم بازنشسته و سالمند زده و موارد متعددی در خصوص این تکریم، بیان می نمایند.

اما بعد از یک هفته، مجدداً فقط زمانه میماند و یک بازنشسته و مسائل و مشکلات مربوط به آن و یک عده قلیل که همیشه دغدغه این عزیزان را داشته و در فرآیندهای اجرائی جهت این تکریم ها، کاملاً دست تنها باقی مانده و قوانین به کمک و مدد آنها نمی آید و اینها امیدوار به آن هستند که مجدداً اول اکتبری بیاید و تکریم بازنشستگان و سالمندان دوباره جزو، مسائل روز جامعه گردد، تا از آن طریق بتوانند، کمی در خصوص این عزیزان، برای جامعه مواردی را بیان نمایند.

آیا براستی با قرار دادن، هفته ای برای این عزیزان و گنجینه های نیروی انسانی که عمر خود را در راه اعتلای وطن و خدمت به میهن عزیز خودشان، گذاشته اند، کافی است؟

تنها در همین هفته است که همگان به کرامت این عزیزان واقف می شوند و پس از آن، مجددا این قشر عظیم و زحمت کش، به فراموشی سپرده شده و مسائل و مشکلاتشان، برای خودشان باقی می ماند.

حالا باید چکار کرد؟

همانگونه که بارها و بارها، اعلام شده، عزیزان بازنشسته باید بتوانند خودشان بار مسئولیت زندگی خود را به دوش گرفته و مسائل و مشکلات خودش را با درایت خاصی که در طول دوران اشتغال، داشته اند، مرتفع نماید. و امیدی به این روزها و هفته هایی که در سال یکبار اتفاق می افتد، برای حل مشکلاتشان توسط مسئولین نداشته باشند.

ما هم بد ندیدیم، که در همین زمانی که فضا مهیا است، ما نیز اقدامات انجام شده، جهت این عزیزان را در ذیل، بیان نمائیم، بلکه بتوانیم گوشه ای از زحمات این عزیزان را جبران نمائیم.

تا کنون چه کارهایی انجام شده است:

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، به عنوان یک عضوی از این جامعه، که جهت خدمت رسانی به گنجینه های نیروی انسانی، بوجود آمده است، اقدام به انجام موارد ذیل نموده است:

تألیف کتاب لذت زندگی در وقت اضافه:

نگارنده در همان اوایل که شروع به تحقیق و تفحص در این خصوص نمودم و بر روی این موضوع تحقیق نمودم که چرا، تعدادی از افراد، حتی در سنین بالا، به راحتی تمام مسائل زندگی خود را برطرف نموده و مشکلات و مسائل زندگی خود را رفع کرده و حتی در رفع موانع زندگی دیگران نیز، از هیچ گونه اقدامی دریغ نمی کنند.

لکن برخی دیگر، در سنین بعد از 50 سالگی، مسائل و مشکلات زیاد دوران بازنشستگی، توان آنها را گرفته و اجازه نمی دهد که بتواند مسائل خود را برطرف نماید و حتی در برخی موارد مشاهده گردیده که برای انجام کارهای روزمره خود نیز، محتاج همراهی و یاری دیگران هستند.

برای همین به دنبال این موضوع رفتم و در این خصوص شروع به تحقیق نمودم و اختلاف های بین این دو فرد را تا حدودی یافتم و در اولین کتاب که به صورت الکترونیکی و رایگان در دسترس همگان قرار گرفت به نام لذت زندگی در وقت اضافه، به رشته تحریر در آوردم.

و آن را در اختیار همه عزیزان پیشکسوت و بازنشسته قرار دادم. و در این خصوص، کلاسها و سمینارهایی برگزار نمودم تا بتوانم نتایج تحقیقات خود را به سمع اکثریت، عزیزان بازنشسته برسانم و به آنها این مطلب را آموزش دهم که می توانند با یکسری راهکارهای ساده و اجرایی، زندگی خود را تغییر دهند. و بهبود بخشند.

تألیف کتاب، الهی پیر شی:

و پس از شرکت در کلاسها، در زمانی که به دنبال رفع این موارد رفتم، با دستیابی به نفرات و موارد بیشتر، کم کم، راه بر من نیز هموارتر شد و مسائل بیشتری بر سر راهم روشن شد، و راه کارهای جدید و سهل الوصول تر و افرادی که می توانستند به این قشر خوب و زحمت کش، کمک نمایند، به سمتم آمده و دست یاری دادند و هر کدام، یک قسمت از کار را گرفته و غیر از نگارنده که در خصوص انگیزه دادن به گنجینه های نیروی انسانی، به فعالیت پرداخت، گروه دیگر، به دنبال ایجاد کار و کسب برای آن عزیزانی که نیاز به درآمد جدید داشتند، بودند و با ارائه راه کارهایی جهت کسب و کارهای خانگی، این مهم را به انجام رساندند.

فرد دیگری که در این خصوص به به کمک ما آمد و شروع به فعالیت نمود، فردی بود که با دارا بودن دکترای تغذیه، در خصوص درمان این عزیزان اقدام نمود و این عزیزان که هر کدام، به واسطه بالا رفتن سن و افکار متأسفانه خیلی معیوب و خراب در جامعه، منتظر ورود دردها و مشکلات در بدن خود بودند، به بیماری های مختلفی دچار شده بودند، تنها با ارائه راه کارهای تغذیه ای، این مشکلات را برطرف تا فرد بازنشسته، مجددا بتواند، طعم شیرین سلامتی را مجددا، دریابد.

و فرد آخر، یک فردی است که با دارا بودن مدرک دکترا، در خصوص بحث های گردشگری و نشاط عزیزان بازنشسته و پیشکسوت، تورهای تفریحی، زیارتی و سیاحتی برگزار می نماید و بدین وسیله، عزیزان بازنشسته را از محیط غم آلود، زندگی یکنواخت خود، خارج می نماید.

و وقتی که خیالم از این بابت راحت شد، و با تجربه ای که از نوشتن کتاب لذت زندگی در وقت اضافه داشتم، کتاب الهی پیر شی، را تألیف و چاپ نمودم

 

تألیف کتاب، الفبای بازنشستگی:

پس از نوشتن کتاب الهی پیر شی، و برگزاری جلسات جهت بازنشستگان گرامی، به فکر این افتادم که چرا این موانع را از زمان اشتغال، رفع ننموده و اجازه دهیم که به دوران بازنشستگی وارد شده و آنگاه، شروع به رفع مسائل و مشکلات نمائیم. آنگاه بود که بر روی افرادی که می خواستند بازنشسته گردند، تمرکز نموده و راهکارهایی برای آن عزیزانی که چند سال بعد، به این جرگه وارد می شدند، در کتابی به نام الفبای بازنشستگی گردآوردی و به این عزیزان، تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای عزیزانی که نزدیک به دوران بازنشستگی هستند، ارائه شده است که بتوانند، با سرمایه گذاری که انجام می دهند، از لحاظ جسمی، روحی و اقتصادی، خود را برای ورود به این دوران پر فراز و نشیب، آماده نمایند.

تألیف کتاب، صیانت از جان:

از طرف دیگر، عزیزانی بودند که دیگر خود را کاملاً بازنشسته می دانند و حدوداً از سنین 75 به بالا، دیگر توانائی انجام بسیاری از مسائل خود را ندارند و از دید جامعه، سالمند نامیده می شوند. سالمند فردی است که برای انجام موارد خود، نیاز به فرد دیگری دارد.

و این بسیار متفاوت است، زیرا که نگارنده با مصاحبه های فراوانی که با عزیزان پیشکسوت داشتم، افراد بالای 110 سال را نیز دیدم که هنوز نمی توان به آنها، لقب سالمند داد، و متأسفانه، بعضی از عزیزان را نیز یافتم که در سنین 60 تا 65 سال، دقیقاً لقب سالمند به آنها تعلق می گیرد و نیاز به افرادی دارند که از آنها مراقبت و حفاظت نمایند.

و جهت این عزیزان و یا بهتر بگویم، برای نگهدارندگان این عزیزان، که با خصوصیات این افراد آشنا باشند و بتوانند به صورت صحیح از آنها نگهداری نمایند و بتوانند در خصوص بعضی از بیماریها، پیشگیری نمایند، مواردی را گردآوردی و در کتابی به نام صیانت از جان، به این عزیزان تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای نگهداری صحیح از عزیزان سالمند و کهنسال، آورده شده است، که فرد پرستار، بتواند بدون اینکه به خودش و فرد سالمند صدمه بزند، از عهده این کار پر مسئولیت، به شایستگی برآید.

تألیف کتاب، لبخند ماندگار:

پس از تألیف کتاب صیانت از جان، و با دیدن افرادی که دقیقاً همان مسائل را دارند و با خود فکر کردم که اگر این افراد، با همین افکار و روحیات بخواهند وارد دوران بازنشستگی گردند، با بحرانها مطمئناً روبرو خواهند شد، لذا بر آن شدم که این راهکارها را به نوعی برای کلیه افراد جامعه، بومی سازی نموده به صورتی که همه بتوانند از آن استفاده نمایند، و این مسائل  اعم از تغییر باورها و نگاه جدید به داشته ها، بزرگترین تأثیر را در نحوه رفتار و سبک زندگی افراد دارد. لذا مجدداً مواردی را جمع آوری و در کتابی به نام لبخند ماندگار به کلیه عزیزان هم میهنم، تقدیم نمودم.

و امیدوار بودم که با این کتاب، بتوانم قدمی در جهت بهتر نمودم محیط زندگی خود و اطرافیانم بردارم.

تألیف کتاب، تا زنده ای، نمیر:

در مصاحبه هایی که با برخی از عزیزان بازنشسته در طول سالیان قبل و پس از نگارش کتاب الهی پیر شی داشتم، باز مواردی را یافتم که شاید در کتاب اول به آن اشاره داشتم لکن، برای عزیزان بازنشسته، باید آن موارد به صورت کامل و واضح، مجدداً بیان گردد تا بلکه بتوان انگیزه آنها، را کمی بهبود بخشید. به همین جهت، کتابی با عنوان تا زنده ای نمیر، مجددا به رشته تحریر درآورده و به عزیزانی که نمی خواهند قبل از مرگ، بمیرند، تقدیم نمودم. این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند تا قبل از مردن، همچنان تلاش کنند و نمی خواهند که از کوشش و تلاش بازبایستند.

این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند، مسئولیت زندگی خود را در دست گرفته و اجازه دخالت به دیگران نمی دهد.

تألیف کتاب، یک دقیقه تا شهادت:

و یکی از آرزوهای اینجانب که از زمانی که وارد این حوزه گشتم، بوجود آمد، این بود که بلکه بتوانم با راهکارهایی عزیزان بازنشسته و این گنجینه های نیروی انسانی را مجاب نمایم که با نوشتن کتاب یا جزوه ای، تجارب، مهارت و تخصص خود را به نسل های بعد، منتقل نمایند و از این راه، علاوه بر انتقال تجارب، کسب درآمدی نیز برای فرد بازنشسته، بدنبال داشته باشد. لذا بر آن شدم که ابتدا خودم، در این راه قدم برداشته و حداقل خاطرات دوران دفاع مقدس خود را به رشته تحریر درآورم. و کتابی با عنوان، یک دقیقه تا شهادت، را تألیف و ارائه نمودم. و امیدوارم که بزودی، بتوانم کل خاطرات دوران اشتغال خود را نیز به رشته تحریر درآورم.

 

حال باید چکار کرد:

همانگونه که بارها بیان نمودم، بهینه است که عزیزان بازنشسته، بدون اینکه منتظر فردی یا دستگاهی باشند که بخواهد مسائل و مشکلات این عزیزان را برطرف نماید، شروع به فعالیت و تلاش جهت بهبود وضعیت زندگی خود نمایند.

باز هم برای چندمین بار، اعلام می نمایم که من نافی حقوقی که به واسطه عملکرد سالیان سال، عزیزان بازنشسته در ادارات و سازمانها، دارند و دولت و صندوق های بازنشستگی، به صورتی باید این خدمات را جبران نمایند، نیستم و بر این عقیده استوارم که این اقدامات، باید به موازات کارهایی که بازنشستگان، برای رفع مسائل خود انجام می دهند، پیگیری گردد.

برای همین منظور پیشنهادات ذیل مطرح می گردد:

انتقال تجارب در دوران بازنشستگی:

با توجه به مهارت و تخصصی که هر یک از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، به دست آورده اند، بهینه است که این تجارب، بوسیله کتاب یا جزوه، یا هر طریق دیگری، به نسل های بعدی، انتقال یابد. و این کار به راحت ترین روش، قابل انجام است.

هر یک از عزیزان بازنشسته، که تمایل به اینکار دارند، می توانند با هماهنگی که با دفتر مؤسسه گنجینه نیروی انسانی، به عمل می آورند، در این راه قدم بردارند.

تغییر در باورها در دوران بازنشستگی:

یکی از مسائلی که عزیزان بازنشسته را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار می دهد، باورهای غلط و رایج در جامعه است، که اعتقاد به آن دارند که سن که از 50 سال میگذرد، باید منتظر ورود انواع و اقسام بیماریها به داخل بدن باشیم، در صورتی که بنا بر تحقیقاتی که به شخصه انجام داده ام و نمونه های بسیاری که هم اکنون نیز بصورت حی و حاضر هستند، می توان، سالیان سال، زندگی کرد، بدون اینکه ناراحتی، یا بیماری گریبانگیر فرد شود.

پس در مرحله بعدی، باید در باورهای خود، تجدید نظر نموده و باورهای جدید و زندگی ساز، برای خود بسازیم.

نگاه جدید به داشته ها در دوران بازنشستگی :

بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد، تکریم بازنشستگان، نسبت به خودشان است، و این تکریم حاصل نمی شود، مگر آنکه بدانند، در حال حاضر، چه داشته هایی دارند و چه مطالبی را باید برای آن شکرگزاری نمایند.

اگر بدانند که در هر لحظه ای، داشته های، آنها بسیار بیشتر از نداشته هایشان هست، دیگر، ناامیدی را رها نموده و به خودشان، احترام و ارج می نهند.

تغذیه در دوران بازنشستگی :

یکی دیگر از کارهایی که برای تکریم خودمان می توانیم، انجام دهیم، مراقبت از جسم، بوسیله تغذیه سالم است، اگر ما بتوانیم بوسیله تغذیه، جسممان را سالم نگه داریم، دیگر بیماریها، جرأت نزدیک شدن به جسم ما را ندارد.

ورزش در دوران بازنشستگی :

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن
ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

مشخص است که ورزش تا چه میزان می تواند، نشاط و شادابی را به زندگی ما برگرداند، و باز در تحقیقی که انجام دادم افرادی که مرتباً اقدام به ورزش می نمایند و روزانه، حرکات ورزشی دارند، بسیار بیشتر از افرادی که در خانه و بی تحرک هستند، امید به زندگی دارند و آرزوها و اهدافشان، فقط و فقط مربوط به خودشان است.

باشگاه های بازنشستگی:

یکی دیگر از کارهایی که عزیزان بازنشسته می توانند انجام دهند، و این نکته را نیز آقای دکتر صلواتی از اساتید این حوزه در همایشی که به همین منظور(تکریم از بازنشستگان) برگزار شده بود، به آن اشاره نمودند، باشگاه های بازنشستگی است، که عزیزان بازنشسته، با جمع شدن با هم، می توانند تشکلهایی را شکل داده و باشگاه هایی ایجاد نموده که در آن بتوانند، هم قطارهای خود را در آنجا دیده و با آنها به گفت و گو بپردازند.

دلیلی برای زندگی در دوران بازنشستگی :

متأسفانه در دنیای امروز، بیشتر انسان ها، به جای اینکه، به دنبال دلیلی برای زندگی باشند، بیشتر به دنبال آن هستند که دلیلی برای رفتن پیدا کرده و از این دنیا، بار ببندند، در صورتی که بهینه است، که با نگاهی به داشته هایمان، و عزیزانمان، دلیل هایی برای زندگی خود پیدا نموده و انگیزه و امید به زندگی خود را بالا ببریم.

احساس مفید بودن در دوران بازنشستگی :

اگر هر بازنشسته ای، به جای اینکه در خانه بنشیند و منتظر دیگران باشد تا به وضعیت آنها رسیدگی نماید، خود دست به کار شده و کار مفیدی هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد، می تواند شادی، و سلامتی و نشاط را با هم به دست آورده و فرد مفیدی برای خود و جامعه باشد.

استفاده از فناوری دیجیتال در دوران بازنشستگی :

شعار امسال (سال 1400) هفته تکریم بازنشستگان، بهره مندی عادلانه همه سنین از فناوری دیجیتال است، پس پیشنهاد می گردد که کار با فناوری های دیجیتال را فرا بگیریم تا در این زمان، بتوانیم از مواهب این فناوری استفاده لازم را ببریم.

یا اگر نمی خواهیم کل این فناوری را بیاموزیم که برای هیچ کسی، این امر شدنی نیست، حداقل به آموزش گوشی های هوشمند رو آورده و کار با این گوشی ها را فرا گرفته تا بتوانیم با عزیزانمان در هر کجای دنیا که هستند، ارتباط صوتی و تصویری پیدا نموده و بتوانیم از اتفاقات دنیای پیرامونمان بوسیله آن با اطلاع گردیم.

امیدواریم بتوانید با این راه کارها، به جای اینکه منتظر اقدام، از طرف 18 دستگاه متولی امر بازنشستگان وسالمندان باشیم، خود دست به کار شده و علاوه بر احقاق حقوق خود، با انجام اقدامات کوچک و متوالی، خود نسبت به تغییر وضعیت زندگی خود در این دوران اقدام نماییم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفا آن را به دیگر عزیزان خود نیز پیشنهاد دهید.

با تشکر

جلوگیری از فاجعه در دوران بازنشستگی

 

در مصاحبه های فراوان که با بازنشستگان گرامی داشتم، در خصوص اینکه سوال می شد که از کل عمرشان، چه میزان برای خودشان بوده و چه میزان برای دیگران هزینه شده است. متأسفانه، اکثر قریب به اتفاق آنها اعلام می داشتندکه تقریباً غیر از چند سال اولی عمر که کودک بودند، باقی عمر، برای دیگران زندگی کرده اند.

حال سئوال بعدی این است که این عمری که شما مشغول گذراندن آن هستید و شماره ها در شناسنامه شما، با توجه به سال، تغییر می یابند، متعلق به چه کسانی است؟ دیگران یا خودتان؟

پیشنهاد می شود مقاله خودشناسی در بازنشستگی را نیز مطالعه فرمائید.

بهینه است که حداقل دوران بازنشستگی را برای خودتان زندگی کنید.

این دیدگاه که شما حداقل در دوران بازنشستگی، برای خودتان زندگی کنید، می تواند شما را در این دوران، به علائق و خواسته های شما، نزدیک نموده و مواردی که در طول عمر نتوانسته بودید به آنها برسید را در دسترس شما قرار دهد.

آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟

چرا ما باید در دوران بازنشستگی، برای خودمان زندگی کنیم؟

به نظر نگارنده که باید تمام طول عمر خود را برای خودمان زندگی کنیم، اما متأسفانه به دلیل عدم آشنائی والدین ما و انتقال همان تعالیم به ما، در طول زندگی، ما عادت نمودیم که تا زمانی که مجرد هستیم مطابق نظر والدین خود و زمانی که حتی ازدواج می نمائیم یا به صورت جدا از خانواده زندگی می کنیم نیز به خواست های دیگران، زندگی کنیم

و این امر مخصوصاً در خانواده ها، بیشتر مشاهده می شود که پدر یا مادر، تا زمانی که فرزندی به دنیا نیامده است، سعی می کنند که به خواست همسر خود و همکاران خود زندگی نموده و دربست، در اختیار آنها بوده و هیچ کاری را برای خودشان انجام ندهند. در صورتی که ازدواج، در بند شدن دو نفر نیست، بلکه، ازدواج تکامل افراد و به اوج رسیدن شادی و نشاط افراد است که با آموزه های غلط، متأسفانه، همگی عادت نمودیم که از خواست های حتی به جا و به حق خود، گذشته و مطابق میل همسر، یا همکاران یا هم محلی ها، و در بعضی مواقع، هم شهریهای خود زندگی کنیم.

و از آنجا این مطلب دقیقا مشخص شد، که فرزندان دهه هفتاد، به سن بلوغ رسیدند و دیگر مثل قدیمی ها، حاضر نبودند بدون چون و چرا، به حرفهای والدین خود گوش داده و سعی نمودند تنها به خواست خودشان و برای خودشان زندگی کنند. آنجا بود که متوجه شدیم که نه تنها، آنها اشتباه نمی کنند، بلکه راه اصلی و دقیق همان است که آنها، انتخاب نموده و در حال انجام هستند.

اما یک مسئله بوجود می آید، والدینی که سالیان سال، عادت نموده بودند که برای دیگران زندگی کنند و مطابق خواست و سلیقه دیگران زندگی کنند و اصلاً خودشان را نبینند، چه می شوند.

این مسئله، متأسفانه در تحقیقاتی که از آسایشگاه سالمندان به عمل آمد، خودنمائی زیادی نمود، بدین صورت که، بیش از 98% افرادی که در آسایشگاه های سالمندان قرار دارند، همگی پدر و مادرهائی هستند که فرزندان تحصیل کرده و دانشگاهی دارند و دقیقاً به خاطر همین ایثارگری آنها بوده که فرزندان خود را با ارزش ترین فرد خانواده به حساب آورده و والدین بی ارزش(از نظر آنها، به خاطر رفتار غلط والدین) را به آسایشگاه های سالمندان جهت نگهداری سپرده و خود در آسایش کامل به سر می برند.

مثالی در خصوص اینکه چرا باید در این دوران به خواست های خودمان توجه نمائیم:

در یکی از مسافرت هایم که ماشین اینترنتی گرفته بودم و به سمت فرودگاه در حرکت بودم، زمانی که این سئوال را از راننده که یکی از بازنشستگان با سابقه فرهنگی دارای دو فرزند که هر دو را به خارج از کشور فرستاده بود، پرسیدم، ایشان چنان غرق در سئوال شد و شرمنده خود گردید که نزدیک بود، ما را به سمت کرج برده و از مسیر فرودگاه خارج شد، و خدا پدر و مادر افرادی را بیامرزد که مسیریاب ها را در ایران فعال نمودند که ما بلافاصله با فعال نمودن آنها، و استفاده از آنها، توانستیم مجدداً از میانبرهائی به سمت فرودگاه تغییر مسیر داده و نهایتاً در واپسین لحظات به کانتین صدور کارت پرواز خود را برسانم.

آن بازنشسته در جواب من، پس از آنکه چند دقیقه ای را در خودش فرو رفته بود، اعلام داشت که متأسفانه در طول 72 سال عمر خود، تنها چند سال اول زندگی را که کودک بوده است را برای خودش زندگی کرده است و از زمان ازدواج، تنها برای همسر خود، و پس از تولد فرزندانش، تنها برای فرزندانش زندگی کرده و تا آن زمان که از ایشان سئوال نمودم، فراموش نموده بود که فردی مثل خودش هم وجود دارد که باید زمانی نیز برای خودش در نظر گرفته و به خود و خواسته های خود، اختصاص دهد.

با تعریف این داستان، و تحقیقات گسترده ای که از زمانی که در این حوزه وارد شدم، روی افراد بازنشسته داشتم، متأسفانه این مسئله ای که در اکثر افراد وجود دارد.

حال بهتر نیست که در این دورانی که اکثر فرزندان به سر زندگی های خود رفته اند، حداقل دیگر این زمان باقیمانده از عمر خود(که نمیدانیم، چند سال است) را به رفتن به سمت خواسته های خود و رسیدن به آنها، بگذرانیم.

 

پس بهتر است که از ادامه فاجعه، در دوران بازنشستگی، جلوگیری کنیم

با تفاسیر بالا که عرض شد، بهتر نیست که از ادامه فاجعه، جلوگیری نموده و حداقل این باقی عمر خود را به کارهایی برای خود و خواسته های خودمان اختصاص دهیم؟

امیدوارم که بازنشستگان گرامی، این اعلام خطر را جدی گرفته و در جهت تغییر وضعیت زندگی خودشان از ایثارگری به سمت زندگی عادی و معمولی خودشان اقدام نموده و زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را برای خود فراهم نمایند.

و اگر بتوانید زندگی شادی برای خودتان بسازید، مطمئناً خانواده و اطرافیان شما نیز از این شادی و نشاط بی بهره نمانده و انرژی این شادی نیز به آنها انتقال می یابد.

البته مشخص است که اگر شما در این دوران بخواهید به میل خود و خواست خود حرکت نمائید، تعدادی که تا کنون دربست در اختیار آنان بوده و هم عقیده با شما نیستند، امکان دارد که بر شما ایراد گرفته و بخواهند که شما، همچنان مثل قدیم رفتار نمائید. مطمئناً این افرادی که دوست دارند که شما به عقیده آنان، زندگی کنید، لایق حتی دوستی شما نیستند و باید هر چه سریعتر از لیست دوستان و آشنایان خود حذف نموده و به راه خود، که زندگی به خواست خود و میل خودتان و برای خودتان است، ادامه دهید.

شاد، پیروز، و سلامت باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

خودشناسی در دوران بازنشستگی

 

زمانی که به درجه بازنشستگی نائل می شویم، اوقات فراغت بیشتری نسبت به زمان اشتغال داریم و اگر از تیپ دوم، شخصیت شناسی ایناگرام، یعنی مهر طلب باشیم، در طول اشتغال سعی نموده که با انجام کارهای اطرافیانمان، مهر آنها را به خود اختصاص دهیم، غافل از اینکه ما هر چقدر هم که برای دیگران کارهایی انجام دهیم، در نظر آنها، نه تنها ارزشمند نمی شویم، بلکه، ارزشهایمان نیز به مانند اعتماد به نفس و عزت نفس مان، کاهش می یابد.

پس چاره چیست؟

چگونه می بایست دوران بازنشستگی خود را تغییر دهیم؟

آیا امکان دارد که بتوانیم بدون اینکه از خود ایثارگری نمائیم، بتوانیم محبوب دیگران باشیم؟

ما در این مقاله سعی بر آن داریم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

با ما همراه شوید.

پیشنهاد می شود، مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟را نیز مطالعه فرمائید.

خودشناسی چیست؟

خودشناسی در ویکی پدیا بدین صورت معنا گردیده است:

اصطلاحی در روانشناسی است که برای توصیف اطلاعات فردی یا خود آن فرد و دانش فردی در مورد خودش.

خودشناسی به معنای شناخت خود، توانائیها، نقاط قوت ها، نقاط ضعف ها، حساسیت ها، خلاقیتهای خود می باشد.

در روایات نیز آمده است که برای اینکه خدا را بشناسی، اول باید خودت را بشناسی، بعد خدا را می شناسی.

پس ما سعی می کنیم در این مقاله، این موضوع را شفاف نمائیم.

چرا باید در دوران بازنشستگی، خودشناسی داشته باشیم؟

ما به این دلیل نیازمند خودشناسی در دوران بازنشستگی هستیم که بتوانیم به کمک شناسائی توانائیها، تجارب، مهارتها و خصوصیتهای خود، مسائل و مشکلات بوجود آمده در این دوران پر فراز و نشیب را حل و فصل نموده به طوری که علاوه بر مشکل گشائی مسائل، بر عزت نفس و اعتماد به نفس خودمان نیز، افزایش داده و بتوانیم در مقابل این روزگاری که هر روز، خودش را به نوعی به ما می نمایاند، قوی تر شده و قدرت مقابله بهتری را داشته باشیم.

اگر ما بتوانیم به خوبی خود را بشناسیم:

  1. خودشناسی می تواند در تصمیم گیریهای بهتر ما اثر مثبت گذاشته و انتخاب های بهتری را شاهد باشیم.
  2. با خودشناسی، زمینه سازی برای تغییر و توسعه فردی ما، فراهم میگردد.
  3. زمانی که خودشناسی ما به انجام برسد، ما توانائی پیش بینی رفتارهای خود در مقابل رویدادها را خواهیم داشت.
  4. با خودشناسی خود، بهتر می توانیم دیگران را شناخته و خواستها و نیازهای آنها را شناسائی نمائیم.

مقاله مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز از دست ندهید.

چگونه باید خودشناسی را در دوران بازنشستگی رعایت نمائیم؟

هر انسانی یک نسخه منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر و بی همتاست، پس شناخت دیگران، نمی تواند به شناخت خودمان کمک کند، بنابر این ابتدا باید به صورت کامل، خود را بشناسیم،

 

در این راه به چندین مرحله نیازمند هستیم:

  1. روزانه دقایقی را به آرام سازی ذهنی خود در مکانی آرام اختصاص دهیم، تا آرامش سرتاسر وجودمان را در بر بگیرد.
  2. باید مشخص نمائیم در طی روز، چه چیزهایی ما را خوشحال، یا ناراحت می کند و در دفترچه ای، علت صحیح و دقیق ناراحتی را بنویسیم، در این قسمت باید کاملاً با خود صادق باشیم و از گول زدن خود، حذر نمائیم.
  3. سپس نوبت به هدف نویسی می شود، باید در همان دفتر، برای خودمان اهدافی را تعیین نمائیم، این اهداف می تواند آرزها، علائق و استعدادهای ما باشد.
  4. آنگاه نوبت به نوشتن نقاط ضعف می شود که باید به صورت کامل، تمام مواردی را که خود می دانیم یا به وسیله دیگران به ما گوشزد شده است را بنویسیم. در اینجا شاید مواردی که دیگران می گویند در باره ما واقعیت نداشته باشد، لکن به دلیل اینکه شاید بارها و بارها، چنین مواردی را شنیده باشید، امکان دارد که خود را با آن صفتها و موارد هماهنگ نموده باشید. و امیدوارم بتوانید، نقاط ضعف واقعی را از نقاط ضعف اهدائی دوستانتان و اطرافیان از هم جدا نمائید.
  5. روزانه دفتر خودشناسی خود را بررسی و پیشرفتها و پس رفتهای خود را در دفتر ثبت و ضبط نمائید
  6. برای آشنائی با خودشناسی، مطالعه کتاب نیمه تاریک وجود، اثر دبی فورد، می تواند برای شما مناسب باشد.
  7. از افراد مشاور، جهت خودشناسی بهتر خود، کمک و یاری بگیرید.
  8. باخانواده و رفقای خود، صحبت نموده و از راهکارهای پیشنهادی آنها، در صورتی که مثبت بود، حتماً استفاده لازم را ببرید.

 

با وظائف و تعهدات خود، چگونه عمل نمائیم؟

خوب حال سئوال پیش می آید که ما در طول زندگی خود، طوری رفتار نموده ایم که دیگران یکسری وظائف را به عهده ما گذاشته اند، و اگر اکنون بخواهیم دیگر آن وظائف را انجام ندهیم، دچار مشکل و ناراحتی می شویم.

انجام وظائف و تعهدات اگر به صورت اجبار باشد، باید متوقف گردد. لکن نحوه متوقف کردن آن بدین شکل نیست که یکدفعه تمام آنها را حذف نموده و خودمان را دچار چالش بسیار شدید در زندگی نمائیم، بلکه اول باید خودمان را بشناسیم، توانائیها و عزت نفس و اعتماد به نفس خود را بازبیابیم.

آنگاه به دلیل اینکه ما فردی مسئولیت پذیر هستیم، و تعهداتی را در طول زندگی خواسته یا ناخواسته به عهده ما گذاشته اند، برای مدت محدودی، آنها را انجام می دهیم.

نهایتاً تعهدات انجام می شود، اما نه به اجبار سری اول، و تفاوت آن این است که، اینبار با انجام تعهدات و با توجه به اینکه خود را فردی مسئولیت پذیر دانسته و تعهدات خود را انجام دادید، عزت نفس و اعتماد به نفس شما، افزایش می یابد، در صورتی که انجام وظایف اجباری، نه تنها، از لحاظ جسمی، شما را فرسوده می نماید، بلکه از لحاظ روحی، نیز ضربات جبران ناپذیری بر شما وارد می نماید.

 

نتیجه:

ما با شناخت خود، به دنبال این هستیم که سه مفهوم زیبا از خودمان یعنی:

  1. خود فهمی (Self Concept) – تصویر یا درک فرد از خود
  2. خود نگری (Self Esteem) – احساس فرد در باره خود(عزت نفس)
  3. خود مطلوبی(Self Ideal) – آنچه که فدر باید باشد.

دست یابیم. و اگر به این سه مفهوم زیبا دست یابیم، آنگاه دنیای ما و دنیای اطراف ما، بسیار زیبا و دلنشین می گردد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

لطفاً آن را با دیگر عزیزان نیز به اشتراک بگذارید.

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

به زور می توان با او همکلام شد، زیرا که هر سری که سعی می کنم

با او سر صحبت را باز نمایم، مدام از کمبودها، مشکلات و مسائل

بوجود آمده در زندگی فعلی خود داد سخن به میان می آورد.

البته این قصه تعداد از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز هست،

زیرا که در دورانی قرار گرفته اند که به زعم خود، همه چیز رو

به افول است.

اما آیا براستی شما نیز با این طرز تفکر موافق هستید؟

آیا بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) همه چیزها، به مانند حقوق و

درآمد، رو به افول است و کاری از ما بر نمی آید؟

آیا تنها باید به کمبودها و مسائل موجود در زندگی نگاه افکند؟

ما در این مقاله بر آنیم که تا جائی که ممکن است به سئوالات بالا،

پاسخ گفته و به این موضوع، نگاه جدیدی داشته باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است. را نیز مطالعه فرمائید.

چرا یادآوری مجدد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

همه ما در زندگی موقعیتهائی داشتیم که به خوبی با مسائل و

مشکلات آن، مواجه و مسائل آن را به طرز شگفت انگیزی

حل نموده و برای خود موفقیت هائی نموده ایم.

اما چه می شود که در زمانهائی اصلاً به این موفقیت ها،

و حل مسائل توجه نمی نمائیم و تنها به نیمه خالی لیوان توجه

کرده و از اینکه قبلاً هم این نیمه خالی وجود داشته، لکن با

درایت و عملکرد ما، از نیمه پر لیوان استفاده لازم و بهینه

را بردیم، هیچ یادی نمی کنیم.

خودتان دیگر به خوبی می توانید به نگارنده حق بدهید که شما

نیز به همین صورت از خود و توانائیهایتان، بی خبر بوده و

یا اینکه خود را بی خبر نشان می دهید.

اما این وضعیت را تا چه زمانی می توانید ادامه دهید، آیا دیگر

نمی خواهید از زندگی خود، هر چند به قول شما کوتاه( لکن به

نظر نویسنده، هیچ زمانی کوتاه نیست و همیشه عمرهای طولانی

وجود دارد) استفاده کرد؟ آیا نمی توان از زندگی لذت برد و

استفاده خوب و مناسب نمود؟

خود نیز کاملاً به این امر واقف هستید که چنین نیست و جواب

سئوال بالا، دقیقا منفی است و هر فردی در هر سنی و هر

موقعیتی می تواند دوباره زندگی خود را بازسازی نموده و بر

مسائل و مشکلات فعلی خود پیروز گردد.

تنها راه این است که پیروزی ها و بردهای خودمان در زندگی

را مجدداً یادآوری نمائیم.

با این یادآوری، انرژی شما بصورت اتوماتیک بالا رفته، و درست

مثل زمانی که آن پیروزی و افتخارات را کسب می نمودید،

بدن شروع به ترشح هورمون های شادی و نشاط نموده و بدن

همان حس را مجدداً دریافت می دارد.

پس یک سئوال اساسی:

چرا ما خود را از داشتن چنین حسی محروم می نمائیم؟

مقاله شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را حتماً مطالعه نمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری مجدد داشت؟

این بخش را در دو مرحله انجام می دهیم:

مرحله اول اینکه ابتدا به داشته های فعلی خود نظری افکنده

و آنها را لیست می نمائیم، از قبیل اینکه:

  • می توانیم نفس بکشیم، در حالی که همین الان، خیلی افراد آرزوی این را دارند که بتوانند بدون دستگاه و بصورت اتوماتیک، خودشان نفس بکشند.
  •                 
  • چشمانی داریم که هنوز توانائی دیدن دارند، شاید برای بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دیدن با عینک باشد، و این در حالی است که هم اکنون افرادی هستند که آرزوی دیدن دارند، اما متأسفانه این نعمت را در بر ندارند.
  •  
  • گوشهائی داریم که به راحتی می شنوند، هر چند که شاید برای بعضی از گنجینه های نیروی انسانی، کمی سنگین شده باشد، اما باز می توانیم بشنویم، و اینها در حالی است که تعدادی از افراد هستند که از این نعمت محروم هستند.
  •  
  • هنوز توانی داریم که این جسم را جابجا کند، هر چند که باز شاید بخاطر افکار و رفتارهایمان، این توان کاهش یافته باشد، و امیدوارم بتوانیم با آموزشهای این سایت، این توانائی مجدداً به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بازگردد.
  •  
  • و بسیاری از مسائل و نعمت های دیگر که هم اکنون اگر درست به آن ها نگاه کنیم، هنوز داریم از این نعمت ها استفاده می کنیم، هر چند که تا زمانی که دچار مشکل نشویم، متوجه نمی شویم که چه فواید و خوبی هائی برای ما داشت.
  •  

در مرحله بعدی:

عکس ها و لوازمی که از موقعیت هایی که توانسته برای ما

افتخار کسب کند، را در معرض دید خود قرار میدهیم.

هر زمانی که احساس کردیم که دیگر هیچ امیدی برایمان

نمانده است و کمبودها و مسائل، خیلی زیاد درگیرمان ساخت،

با نگاه کردن به این عکس ها و لوازم می توانیم مجدداً آن

خاطرات و راه حل ها را به خاطر آورده و از انرژی های

آن زمان، در زمان فعلی سود برده و از احساس خوبی که

نصیبمان می نماید، به طرز فوق العاده ای استفاده نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مهربان بودن را هر فردی، مدعی است که خود مهربان

است، و با دیگران به مهربانی رفتار می نماید.

در اینجا یک سئوال مطرح است و آن این است که

مهربانی که هر فردی به زبان می آورد، دقیقاً همان

مهربانی است که دیگران می خواهند.

یا فراتر از آن برویم، در اصل مهربانی چیست؟

مهربانی با خود چیست؟ که بتوان از طریق آن به مهربانی

با دیگران دست یافت.

ما در این مقاله بر آنیم به این مقوله نگاهی تازه بیندازیم

و این مهربانی را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

مهربان بودن چیست؟

مهربانی در ویکی پدیا به مجموعه اعمال و رفتاری گفته

می‌شود که حاکی از ایثار، مدارا، قدرشناسی و احترام

به دیگران است. مهربانی در بسیاری از فرهنگها و ادیان،

ارزش به شمار می‌آید.

و مترادف های مهربانی: تولا، حفاوت، آزرم، خوش خلقی،

دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرم سری،

لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی

نتایج پژوهش ها نشان داده است که اغلب مردم مهربانی

را یکی از مهم‌ترین صفات انسان‌های خوب می‌دانند.

روان‌شناسان مهربانی را توجه‌کردن و ارزش‌دادن به دیگران

و یاری دادن آنها بدون در نظرگرفتن منفعت شخصی

تعریف کرده‌اند.

مهربانی جزو ویژگی های ذاتی انسان است. انسان با این

ویژگی به دنیا می آید، اما با توجه به شرایط زندگی

بعضی ها بیشتر مهربان هستند و بعضی ها کمتر.

یک مَثَل قدیمی هم هست که می‌‌گوید “از هر دست

بدهی، از همان دست می‌گیری”. به نظر می‌آید آنها

که مهربان‌ترند شادترند! خیلی از روان‌شناسان می‌گویند

مهربانی در درمان افسردگی هم تأثیر دارد. چون آدم‌های

مهربان وقت خود را به یاری‌دادن دیگران می‌گذرانند،

احساس خوشایندی در خود دارند که باعث می‌شود

کمتر افسرده شوند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی خوب در پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز از دست ندهید

چرا مهربان بودن با خود، دردوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخاطر شرایط خاصی

که بعضی از افراد در این زمان دارند، اطرافیان سعی

می کنند که به آنها محبت نمایند و یکسری از کارهای

آنان را برایشان انجام می دهند.

لکن متأسفانه این اطرافیان مهربان، به این مسئله توجه

نمی نمایند که ما اگر کارهای خود را انجام ندهیم، و از

بعضی از اعضاء بدن خود استفاده ننمائیم، آن عضو، بعد

از مدتی، از دسترس ما خارج و بی حرکت خواهد شد.

در یکی از روزها در مراسمی، زمانی که عزیز پیشکسوتی

(بازنشسته) می خواست کفش های خود را بپوشد،

پسر این عزیز، خم شده و کفش های این پیشکسوت

(بازنشسته) را به پایش نمود و بعد از آن بندهای کفش

را نیز بست.

من در آنجا مشاهده کردم که این پیشکسوت(بازنشسته)

گرامی، بدون اینکه تلاشی برای پوشیدن کفش خود بنماید،

صرفاً ایستاده که دیگران کار او را انجام دهند.

فقط یک مسئله است که باید مورد توجه اکید این عزیزان

قرار گیرد و آن این است که شاید این گنجینه های گهربار

نیروی انسانی، مثل زمان جوانی نتوانند به همان سریعی،

کارهای خود را انجام دهند، لکن می توانند همان کار را

به صورت آهسته تر انجام دهند، ولی با دقت بیشتر.

پس اگر برای شما مقدور است، اجازه ندهید، فردی انجام

کارهای شما را به عهده گیرد.

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با خود مهربان بود؟

چیزی که در این بند بسیار حائز اهمیت است، این است

که در این مرحله در ابتدا فقط خودتان را ببینید و از دیدن

دیگر افراد، خودداری نمائید.

ایمان و توکل بر خدا: اگر ما به خدای خالق و متعال

ایمان داشته باشیم، می دانیم که او این بدن را برای

انجام تکالیفمان در اختیارمان قرار داده است و باید به

نحو احسن از آن محافظت و نگهداری نمائیم.

لبخند فراموش نشود: برای شروع در هر کاری، بعد از

توکل بر خدا، لبخند می تواند بزرگترین محبتی باشد که

شما نسبت به خود به روا می دارید.

تشکر و شکرگزاری: شما برای هر کار ساده ای که

فردی یا شخصی برای شما انجام دهد، بلافاصله از او

تشکر می نمائید، اما چگونه است که از خدای بزرگ

برای خلقت خود، و از اعضاء بدن خود(تک تک) برای

انجام اعمال و وظائف محوله و نیز همیاری با شما

برای گذران عمر، تشکر نمی کنید.

چه زیبا است که با انجام هر کاری، بالا رفتن از پله،

دیدن مناظر زیبا، گوش کردن به موسیقی ها و صوت های

زیبا، چشیدن مزه های خوب و … از تک تک اعضاء بدن

خود، تشکر کنیم.

و بسیار خوب و پسندیده است، که هر شبانه روز،

خود را چندین بار در بغل گرفته و دستان محبت آمیز

را بر بدن خود نیز بکشید.

مراقبت از تک تک اعضاء بدن: همانگونه که باید از

تک تک اعضاء بدن تشکر نمائیم، همانگونه نیز باید

نسبت به مراقبت از این اعضاء گرانبها، نیز توجه لازم

مبذول داریم، مثلاً کلیه را تا می توانید باید با دادن آب،

سیراب نگه دارید، یا ماهیچه ها را با ورزش های روزانه

سرحال نگه دارید، یا چشمان را با ورزش های چشم،

همیشه بینا نگه دارید و …..

قضاوت کردن را کنار بگذارید: اگر بتوانید این خصیصه

نامطلوب که متأسفانه در اکثر افراد وجود دارد، را در

خصوص بقیه کنار بگذاریم، می توانیم آرامش بسیار

زیادی را به خودمان هدیه کنیم.

همیشه آراسته و خوش تیپ باشید: همیشه از

بهترین پوششها استفاده نمائید و معطر و خوش بو باشید،

حتی اگر کسی در کنارتان نباشد، چون این موارد، همگی

بر وجود شما تأثیر گذار خواهد بود.

جشن گرفتن بعد از هر پیروزی: بسیار مهم است که

بعد از انجام هر فعالیت اثربخشی، برای خود جشن

باشکوهی بگیرید و خود را سورپرایز نمائید، زیرا این شما

بودید که این موفقیت را به دست آوردید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره مسئله ای است که می تواند

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، گنجینه های

نیروی انسانی را به قله های رفیع موفقیت برساند.

امروز در موقع برگشت به خانه، با راننده ای آمدم که

علیرغم داشتن لیسانس گردشگری، به شغل رانندگی

مشغول بود، و وقتی که از او علت را پرسیدم،

ایشان علت اصلی اشتغال فعلی خود را، ورشکستی

در شغل قبلی(آژانس مسافرتی) و عدم امکان لازم جهت

شروع مجدد آن شغل بود.

زمانی که بیشتر با او هم صحبت شدم، متوجه این

مسئله شدم که ایشان با یک شکست که در زندگی

کاری خود تجربه نموده است، دیگر یارای برخاستن و

مبارزه جدید را ندارد.

و با همان شکست اولیه، بقول معروف قافیه را باخته و

منتظر آن است که روزگار برای او، زندگی را برنامه ریزی

نموده و تنها ایشان، بازیگری باشد که برای برنامه های

روزگار نقش آفرینی می نماید.

به خاطر همین، در این مقاله به دنبال بررسی مقاومت

و رشد دوباره در زندگی، و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

مقاومت چیست؟

مقاومت در فرهنگ معین به ایستادگی و پایداری کردن،

معنا شده است. و معنای آن است که در مقابل فشارها

و نواقص، دردها و رنج ها باید ایستادگی نمود و پایدار بود.

رشد دوباره چیست؟

رشد دوباره، به معنای آن است که در یک مرحله که

از رشد، بازمانده بود، به هر علتی، مجدداً رشد آغاز

شده و مراحل جدید، را تجربه نماید.

این مرحله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می تواند، شروع موفقیت های جدید و مراحل

جدید زندگی باشد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت نمود؟

در مصاحبه با بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

آنان از افزایش فشارها، مسائل و مشکلات در این دوران،

صحبت به میان می آوردند. و سئوال اساسی این است،

که در این مواقع، چندین انتخاب پیش روی هر فردی

می باشد.

  1. پذیرش فشار و مشکل، و منتظر افزایش فشار بودن،
    بدون هیچ گونه فعالیت و عملکردی. این دقیقاً در
    مراحل شخصیت شناسی، به شخصیت های معصوم،
    لقب گرفته که افرادی که تنها منتظر هستند که از
    اطراف، مسئله ای اتفاق بیفتد و همچنان نظاره گر
    می مانند، بدون اینکه فعالیتی برای کم کردن،
    یا بیرون رفتن از زیر فشار مسائل و مشکلات،
    انجام دهند. 
  2. پذیرش فشار و مشکل، و مقاومت در برابر آن:
    این مرحله می تواند در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) علاوه بر اینکه اعتماد به نفس
    پیشکسوت(بازنشسته) را به همگان، ثابت کرده،
    و هم زمان با مقاومت، مطمئناً یا فشارها کاهش
    می یابد، و یا می توان از همان مسئله و مشکل،
    یک راه حل خوب و زیبا کشف نمود. 

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید

مقاومت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)؟

وقتی مشکلات فرا می‌رسند و زندگی سخت می‌شود،

برنامه عملی زیر راهی عالی است که کمکتان می‌کند

همچنان پیش بروید و قوی بمانید:

فراموش کنید: فرد ضعیف به گذشته خود می‌چسبد

و نمی‌تواند جلو برود درحالیکه یک فرد واقعاً قوی تصمیم

می‌گیرد که فراموش کند و راهی دیگر برای رسید به

چیزی که می‌خواهد پیدا کند.

خود را آموزش دهید: هر مشکل جدیدی که با آن

برخورد می‌کنید، ممکن است به دانشی بیشتر از آنچه

دارید نیاز داشته باشد. برای اینکه در زندگی واقعاً قوی

باشید، باید بتوانید علم و آگاهی لازم برای حل

مشکلاتتان را به دست آورید.

سیستم اعتقادی خود را اصلاح کنید: وقتی باور

داشته باشید که می‌توانید کاری را انجام دهید، هیچ

چیز نمی‌تواند جلو شما را بگیرد اما مشکل اینجاست

که نمی‌توانید قبل از اینکه از شر افکار و اعتقادات

محدودکننده خود خلاص شوید، چنین باوری پیدا کنید.

فرار نکنید: نمی‌توانید با فرار کردن از مشکلاتتان،

قوی شوید. خودتان را گول نزنید. گاهی اوقات ذهنتان

یک راه فرار برایتان فراهم می‌کند که کمکتان می‌کند

بدون احساس گناه از مشکلتان فرار کنید. مثلاً بعضی

از کسانیکه از زندگی احتماعی می‌ترسند، به اینترنت

اعتیاد پیدا می‌کنند و دلیل آن این نیست که اینترنت

را دوست دارند، دلیل آن این است که به آنها کمک

می‌کند بدون اینکه حس بدی پیدا کنند، از

مشکلشان فرار کنند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شروعی دوباره را تجربه نمود؟

وقتی توانستید در مقابل مشکلات پایداری و مقاومت

نمائید، گام اصلی را برداشته اید، و سپس با گام های

بعدی، شروع مجدد را تجربه نموده و موفقیت های

جدیدی را برای خود به وجود آوردید:

ورزش را فراموش نکنید: در هر شرایطی ورزش

می تواند، به شما انگیزه لازم برای هر کار و فعالیتی را بدهد.

 شروع مجدد به معنی پذیرش شکست نیست:

شروع مجدد همیشه به این معنی که ما بپذیریم هر

آنچه تا کنون انجام داده ایم غلط بوده نیست بلکه راهی

است برای خارج شدن از روزمرگی و تبدیل شدن به یک

ماشین کوکی که روزها را یکی پس از دیگری و مثل روز

قبل ادامه می دهد بی آنکه انگیزه و هدفی داشته باشد.

هر چیز جدیدی لزوماً بد نیست: هیچ یک از ما لحظه

تولدمان را به خاطر نداریم بعد از 9 ماه زندگی دریک

بستر گرم و نرم که همه احتیاجات ما را برآورده می کرد،

ناگهان پا به جهانی گذاشتیم که نسبت به آن جاهل

بودیم و بی دفاع. شروعی مجددی که با گریه و زاری

شروع شد . اما این روزها برای حفظ سلامتی و چند روز

بیشتر در این دنیا کارهای زیادی می کنیم پس شروع

مجدد همیشه ام بد نیست.

همیشه آخرش سخته: آخر هرچیزی سخت است

درست است که یک جمله کلیشه ای شده اما حقیقت

این است که آخر هر چیز دشوار است اما این به معنی

غیر ممکن نیست. ما همیشه چیزهای ارزشمند را در

چالش ها و سختی ها به دست می آوریم.

خواستار شروع باشید : اگر روزگار و شرایط شما

را مجبور کرده از نو شروع کنید و در نقطه حساسی

از زندگی تان قرار گرفته اید بر این نکته تاکید دارد که

شما باید قلبا خواستار تغییر و شروعی تازه باشید.

قبول وضعیت موجود از مشخصات و ویژگی های

انسان های باهوش است.

 برای شروع دوباره لازم نیست زندگی تان

را شخم بزنید:  شروع دوباره به معنی ویران کردن

داشته های کنونی ما نیست برای شروع دوباره از

چیزهای کوچک و لذت بخش استفاده کنید.

یاد گرفتن یک مهارت جدید، یک کلاس دلچسب و

یا سفر یک روزه به جایی که همیشه آرزوی دیدنش

را داشته اید.

 بدها را پاک کنید: شروع تازه بهترین زمان برای

خط زدن بر روی عادت های بد، رفتار های ناخوشایند

و آن چیزی است که به هیچ عنوان به آن علاقه ای

نداریم . بد ها را با چیزهای خوب جایگزین کنید.

شجاع باشید: شروع مجدد مرحله ایست که باید

در آن ریسک پذیر بود و از انجام کارهای غیر معمول

هراسی نداشت. اگر قرار باشد همان روش های

قبل را دنبال کنید که اصلاً شروع مجدد بی معنا

خواهد بود!

 سطل زباله را خالی کنید: این تعبیر با آنکه

ظاهری زشت دارد اما یک حقیقت است. بخشی

از ذهن ما سطل زباله ای قرار گرفته که سرشار از

خاطره های تلخ، روزهای بد و در یک کلام گذشته است.

قبل از شروع هر کار سطل زباله را کاملاً تخلیه کنید.

 روی پای خودتان بایستید: من مطمئن هستم

اطراف هریک از ما (مخصوصاً پیشکسوتان

(بازنشستگان))، بی نهایت انسان های مهربان،

دلسوز، خیرخواه وجود دارد که قصد کمک دارند اما

برای شروع تازه بهترین کار آن است که روی پای

خودتان بایستید و خشت اول را درست و اصولی کار

بگذارید که تا ثریا مجبور نباشید دنبالش بدوید!

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

  • نسبت به تجربة چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.
  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.
  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.
  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.
مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات را در مواجه به اکثر پیشکسوتان(بازنشستگان) جویا می شدم.

تعدادی از  این عزیزان، همه را غیر از خود، مسئول می دانستند.

در چند روز اخیر، جلسات مختلفی با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) داشتم

و در آن جلسات، گنجینه های نیروی انسانی، اکثر تقصیرات و مسئله های

خود را به گردن محیط پیرامون، دولت، اداره و … می انداختند.

و از هر مسئله ای که نام میبردم، آنها بی تأمل،

به گله و شکایت از وضعیت زمانه و اوضاع خراب محیط مشغول می شدند.

حال سئوال این است که آیا واقعاً مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی فرد دیگری است؟

ما باید کجا بدنبال مسئول مسئله و مشکلات و … زندگی خود بگردیم؟
در این مقاله، این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

مسئله ها و ناملایمات زندگی چیست؟

مسئول شماره سه
مسئله به مطلب، حاجت و موقعيتي اطلاق مي شود كه در آن فرد چيزي را طلب مي كند ،

ولي نمي داند كه چگونه به طور مستقيم به آن دست يابد .

و ناملایمات در فرهنگ لغات به دشواری‌ها، سختی‌ها، صعوبت، مشکلات اطلاق می گردد.

در کل، مسائل و ناملایمات به کلیه حاجت ها و دشواری هایی اطلاق می گردد که در زندگی در سر راه ما قرار می گیرد.

چرا ما باید خود مسئولیت کامل مسائل و ناملایمات زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به عهده بگیریم؟

اگر درست به وضعیت خودمان بنگریم، متوجه می گردیم که کلیه مسائل و ناملایماتی که در زندگی برایمان

روی می دهد، همه دسترنج خودمان است و اعمالی که توسط خود ما انجام می شود نتایج مختلفی

را برای ما رقم می زند.

حال اگر در کلیه موارد بدنبال مقصر بگردیم و به جای اینکه انگشت اتهام را به سمت خود گرفته،

اطرافیان و محیط را مقصر بدانیم، هیچ قدم مثبتی که برنداشته، بلکه با مقصر دانستن بقیه،

تنها راه را برای اصلاح خود رفتار های ناصحیح خود می بندیم.

پیشنهاد می شود مقاله چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان مسئولیت کامل مسئله ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به عهده گرفت؟

مسئول شماره پنج
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان

را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد.

همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته،

با خودتان صادق باشید.

از همین لحظه شروع کنید…
برای اینکه مسئول زندگی خود باشید، باید از همین لحظه و همین الان قبول

مسئولیت زندگی خود را شروع نمائید.

برای شروع باید موارد ذیل را مدنظر قرار دهید:

1 – اولویت‌هایتان را برای حل مسئله مشخص کنید

اولویت شما در این لحظه چیست؟
اولویت شما در 5 روز آینده چیست؟
اولویت شما در ماه آینده چیست؟
و اولویت شما در سال آینده چیست؟
مسلماً آنچه که امروز اولویت شماست، در چندین سال آینده اصلا برایتان مهم نیست،

چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید

و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

2 – مسئولیت کامل مسئله های زندگی خود را به گردن بگیرید

اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد،

باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند.

خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.

3 – ارزش خودتان را بشناسید

ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.

4 – اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند

یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید.

دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد،

بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا

زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید،

مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.

5 – خودتان را دوست داشته باشید

بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد،

با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان

داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.

6 – توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید

با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای

مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم.

هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم

را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.

7 – در روابطتان صادق باشید

خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید،

وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.

8 – هیچوقت از خودتان نا امید نشوید

این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند.

قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود

پیدا می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست.

مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید

اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تمام کارهائی که انجام می دهیم رفتار ماست و وقتی

سن ما از 50 می گذرد، و به اصطلاح بعضی از افراد این

جامعه، به سمت پیری سوق پیدا می کنیم، به گفته

بعضی از همان افراد، قوای جسمی تحلیل می رود و

تمام افکار و ذهن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را

مشغول تحلیل قوا می نماید و این در حالی است که

تحلیل قوا، خود از محل دیگری برای این کار دستور

می گیرد.

اینکه ما تا چه حد میتوانیم در تحلیل قوای خود دخیل

باشیم، مقوله ای است که می خواهیم در این مقاله

به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می کنم، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ماشین رفتار چیست؟

ویلیام گلسر از روانشناسان برجسته، تعریفی از رفتار

دارد که در حدی با تعریف عمومی متعارف از رفتار فاصله دارد.

گلاسر ترجیح می‌دهد برای ایجاد تمایز با معنای متعارف،

آن را «Total Behavior» یا رفتار کلی بنامد.

او برای اینکه تصویری را که از «رفتار» در ذهن دارد،

شفاف‌تر کند از استعاره‌ای به نام «ماشین رفتار»

استفاده می‌کند.

او معتقد است کلیه کارهائی که ما انجام می دهیم از

رفتار های ما سرمنشاء می گیرد و این رفتارهای ماست

که زندگی ما را رقم می زند

و در خصوص رفتار، استعاره ماشین رفتار را بیان می نماید.

همانگونه که ماشین برای رفتن به جلو بوسیله چهار چرخ

حرکت می کند، ماشین رفتار ما نیز از چهار چرخ، استفاده

کامل می نماید.

دو چرخ جلو، که هدایت ماشین را در دست دارند، افکار و

اعمال ما هستند، و دو چرخ عقب که پیرو دو چرخ جلو هستند،

احساسات و فیزیولوژیک بدن ما هستند.

ماشین رفتار در نظریه انتخاب ویلیام گلاسر

گلاسر رفتار را شامل چهار بخش می‌داند که هر یک

از آنها یکی از چهار چرخ ماشین رفتار را تشکیل می‌دهند:

– فکر (تحلیل کردن، استدلال کردن، خیال‌پردازی و …)

– عمل (راه رفتن، خندیدن، فریاد زدن، حرف زدن)

– فیزیولوژی (عرق ریختن، لرزش بدن، سردرد و …)

– احساس (غم، شادی، ناامیدی و …)

ما معمولاً رفتار را با عمل یکسان فرض می‌کنیم و آن را

محدود به عمل می‌دانیم. به عنوان مثال می‌گوییم:

«چون افسرده بودم، مدتی جواب تلفن دوستانم را ندادم».

انگار که افسردگی خارج از انتخاب و اختیار من بوده و حالا

که در این شرایط قرار داشته‌ام، رفتاری که از خودم نشان

دادم، قطع موقت ارتباط با دوستان بوده است.

اما گلاسر «افسرده بودن» را هم مانند «قطع کردن ارتباط»

بخشی از رفتار می‌داند. شاید اگر گلاسر می‌خواست گرامر

و زبان خاص خودش را انتخاب کند، می‌گفت:

تصمیم گرفتم افسردگی کنم و ارتباطم را با دیگران قطع کنم!

کمی به تصویر بالا نگاه کنید. در ماشین رفتار هم مانند هر

ماشین دیگری، چرخ‌های جلو عموماً همراستا هستند و

نمی‌توانند اختلاف زاویه زیادی با هم داشته باشند. چرخ‌های

عقب‌ هم موازی هم هستند و در انتخاب مسیر حرکت، تابع

چرخ‌های جلو خواهند بود.

این برخلاف نگاه عادی ما به رفتار است. ما معمولاً فیزیولوژی

و احساس را مستقل از رفتار می‌دانیم و حتی خیلی وقت‌ها

منشاء رفتار می‌دانیم.

مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

راننده ماشین رفتار ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کیست؟

همانطور که در تعریف ماشین رفتار بیان شد، دو چرخ جلو

که توسط فرمان ماشین هدایت می شود و هدایتگر آن کسی

جز خود ما نیستیم، می تواند ماشین را به هر جهت که

دوست دارد هدایت نماید.

و دو چرخ عقب که احساسات ما و فیزیولوژیک بدن ما هستند،

از دو چرخ جلو تبعیت می کنند و همراستا با آنها و هم سرعت

با آنها حرکت می نمایند.

چرا توجه به ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به دو چرخ جلو،

که هدایت گر دو چرخ عقب ماشین رفتار ما می باشد،

به خوبی احاطه داشته و آنها را هدایت نمائیم.

اگر ما به درستی دو چرخ جلو که همان افکار و اعمال ما

می باشند، با هدایت آنها به سمت خوبی ها، مهربانیها،

فراوان ها و مسائل مثبت می توانیم احساسات و فیزیولوژیک

بدن را نیز بدنبال آنها بکشانیم و در جهت شادی، نشاط و

سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهنمون سازیم.

چرخ های جلو است که تغییرات فیزیولوژیک و احساسی ما

را رقم می زند یعنی چرخ های عقب دنباله روی تغییرات و

مسیری است که چرخ های جلو رقم می زند. کسی که اضطراب

دارد یا درد قفسه سینه ی عصبی دارد یک فکر منفی و یک

عمل مشخص را انجام داده است.

پرداختن به چرخ های عقب با دارو و درمان نمی تواند

چرخ های جلو را درست کند!

چگونه می توان ماشین رفتار را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

همه ی تلاش های ما یک رفتار و معطوف به یک هدف است

و هر رفتاری برای ارضای نیازهای ماست.

ما پنج نیاز ژنتیک (فطری) داریم ۱. نیاز به بقا (پول و امنیت)

۲. نیاز به عشق و تعلق خاطر داشتن، نیاز به پیوند انسانی

داشتن (دوست داشته شدن و دوست داشتن)

۳. نیاز به پیشرفت یا نیاز به قدرت

۴. نیاز به خود مختاری، آزادی

۵. نیاز به تفریح و لذت

اگر با رفتاری که می کنیم نیازمان را تامین کنیم به شادکامی

خواهیم رسید. همیشه ارضای یکی از این نیاز ها سخت تر

از دیگرِ آنان است و آن “احساس تعلق” است.

شرایط اقتصادی سیاسی اجتماعی در زندگی ما تاثیر گذارند

اما تعیین‌کننده ماییم. اگر بتوانیم روابط خوب و معنادار ایجاد کنیم

زندگی رضایت مند و شادمانی خواهیم داشت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بنا به گفته تعدادی از افراد، پیشکسوتان(بازنشستگان)

در این دوران به دلیل نقصان قوای جسمی و روحی،

با موانع و مشکلاتی دست به گریبان می شوند.

                    
و این نواقص، تعداد بسیار زیادی از این گنجینه های

نیروی انسانی را زمین گیر نموده و آنها را در یک دور

باطلی قرار میدهد و آنها به این باور می رسند که

دیگر توانائی و شایستگی انجام بسیاری از اعمال

را ندارند.

               
ما در این مقاله بر آنیم که تا بتوانیم این باورها را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله رژه رفتن مشکلات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

شکستن مرزها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟


شکستن مرزها، به آن معناست که شما بدانید مشکل

و مسئله ای (مثل تعارض با خانواده، درآمد کم و ….) برای

خود دارید، لکن سعی در رفع آن مشکل و مسئله نمائید

و با تمام قوا بخواهید آن مشکل و مسئله را بر طرف نموده

و زندگی خوب و بانشاطی را برای خود مهیا نمائید.

               


شکستن مرزها، در صورتی که مشکل و مسئله، را بتوان

برطرف نمود، بسیار خوب و کار ساز می باشد، لکن در

بعضی از مواقع، مشکل و مسئله، بصورت یک واقعیت بروز

می نماید و دیگر امکان رفع آن نمی باشد، مثل از دست

رفتن نزدیکان، از دست دادن یکی یا چند عضو از

اعضاء بدن و ….

عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟


در صورتی که مشکل و مسئله بصورت کلی باشد

مثل مواردی که در بند قبل ذکر شد، دیگر امکان رفع

آن و بر طرف نمودن آن وجود ندارد، در این صورت باید

آن مشکل و مسئله را پذیرفته و با آن کنار بیائید و

سعی نمائید که شخصیت و موقعیت جدیدی برای خود

مهیا نموده و با فرد جدید همراه شده و زندگی جدیدی

را آغاز نمائید.

                
مانند زمانی که فردی از خانواده و نزدیکان خود را از

دست می دهید، دیگر امکان برگشت آن فرد به زندگی

شما میسر نمی باشد، لکن این امکان وجود دارد که

شما خود را بدون آن فرد، برای ادامه زندگی مهیا نمائید

و باقی عمر خود را بدون او بگذرانید

               
یا زمانی که شما یک عضو از اعضاء بدن خود را از

دست می دهید، نیز در برخی از موارد امکان جایگزینی

آن وجود ندارد، مثل از دست دادن پا، یا از دست دادن

دست و …. اما در بعضی از موارد مثل از دست دادن

کلیه، می توان آن کلیه را با کلیه دیگر از فرد دیگری

جایگزین نمود.

            
در این موارد شما می بایست خود را بدون آن عضو،

بپذیرید و ادامه زندگی خود را بدون آن عضو بگذرانید.

چرا عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟


در بسیاری از موارد که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

بدلیل بالا رفتن سن، با مشکلات جسمی مواجه می شوند،

و این مشکلات با آنها همیشه همراه می شود و باز هم

متأسفانه تا پایان عمر خود همراه با آن مشکل و با ناراحتی

زندگی را به سر می برند.

       
اگر گنجینه های نیروی انسانی نتوانند در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آن مشکل و مسئله کنار بیایند، حس بد

و ناجوری را با خود همراه نموده و این حس را متأسفانه تا

سالها همراه خود دارند.

          
لکن اگر این عزیزان بتوانند با آن مشکل و مسئله کنار آمده

و خود را با آن همراه سازند، می توانند زندگی شاد،

با نشاط و سلامتی را داشته باشند.

        
مسائل و مشکلات ما که همان مرزهای ما و موانع هستند

فقط می توانند دو کار انجام دهند:

         
یک: ما را در مسیرمان متوقف کنند
دو: ما را مجبور به خلاق شدن بکنند

           
این شما هستید که مشخص می کنید، کدامیک را از

موارد بالا را انتخاب نمائید، متوقف ماندن، یا خلاق شدن؟

چه بسا شما با این مسائل و مشکلات و مرزهای بوجود

آمده برایتان، با اجبار به خلاق شدن، بتوانید موقعیت و

موفقیت های بسیاری برای خود بسازید و بجای اینکه این

مسائل و مشکلات را جزء موارد منفی و بد، بتوانید به آنها

به عنوان موهبت نگاه کنید.

             
هدیه های خارق العاده ای که می توانند تصورات تان

را شکوفا کنند و کمک کنند فراتر از جایی بروید که

همیشه تصور می کردید که می توانید.

             
موضوع شکستن مرزها نیست. موضوع عقب راندن

آنهاست و رفتن به جاهای شگفت انگیزی است که

به ارمغان می آورند.

مقاله تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟ را از دست ندهید.

چگونه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مرزها را به عقب برانیم؟


اگر بتوانید با مطالعه و یا شرکت در کارگاه ها و کلاس های

متفرقه آن مشکل و مسئله را برطرف نمائید بسیار عالی

است، لکن بوسیله این ابزارها اگر نتوانستید مسئله و

مشکل را برطرف نمائید، یک خبر خوب اینکه، شما بجای

اینکه سعی نمائید آن مشکل و نقصان را رفع و از بین ببرید،

می توانید با آن مشکل و مسئله کنار آمده و خود واقعی

را بپذیرید، و فرد قدیمی بدون آن مشکل و مسئله را فراموش

نموده و با فرد جدید با مشکل و مسئله همراه و آشنا گردید.

                   
و سعی نمائید با این فرد جدید، که همراه با یک مسئله یا

مشکلی است، بتوانید موقعیت های جدید برای خود مهیا

نموده و ادامه زندگی خود را با شادی، نشاط و سلامتی

همراه سازید.

             
تنها کافی است که تغییری در نگرش خود نسبت به

خود و وضعیت جدیدتان به وجود آوردید.

              
بقیه موارد نیز بدنبال آن خواهد آمد.

              
زیرا مسائل و مشکلات، افراد را ناتوان نکرده تنها بحث

این است که آنها افراد را توانا کرده و باعث می شوند

تا به تصورات جدید تکیه کرده و چیزهای جدید و

موقعیت های جدید را باور نمایند.

                 
و این دلیلی است که باید اعتقاد داشت که تصور به

عنوان ابزار می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

              
برای شکستن مرزها و محدویت ها و برای رفع مسائل

و مشکلات- نقصان در وضعیت جسمانی و یا از دست دادن

افراد نزدیک به خود – برای اینکه در ذهنمان بتوانیم هر کاری

انجام دهیم و هر چیزی باشیم:

                 
ایمان به آن رویاهای جدید و مواجهه با ترس هاست که به

ما اجازه میدهد زندگی را فراتر از محدودیتها و با مسائل

و مشکلات زندگی کنیم.

                
و باید یاد بگیریم که مرزها جایی هستند که واقعیت

پایان می یابد

              
ولی همچنین جاییست که تصور و خیال پردازی

شروع می شود

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.