هفته تکریم بازنشستگان و سالمندان

باز هم سالی گذشت و 9 مهرماه یا اول اکتبر، روز جهانی تکریم بازنشستگان و سالمندان فرا رسید. به مناسبت این روز که خوشبختانه، چند سالی است، هفته نکوداشت بازنشسته و سالمند نیز داریم، همایش ها و سمینارها و وبینارها، آغاز بکار نموده و یک هفته، رسانه ها، و 18 دستگاه مسئولی که متولی این امر هستند، به این موضوع پرداخته و از راهکارها و مواردی که در این خصوص می توان، انجام داد، سخن به میان می آورند، و دم از تکریم بازنشسته و سالمند زده و موارد متعددی در خصوص این تکریم، بیان می نمایند.

اما بعد از یک هفته، مجدداً فقط زمانه میماند و یک بازنشسته و مسائل و مشکلات مربوط به آن و یک عده قلیل که همیشه دغدغه این عزیزان را داشته و در فرآیندهای اجرائی جهت این تکریم ها، کاملاً دست تنها باقی مانده و قوانین به کمک و مدد آنها نمی آید و اینها امیدوار به آن هستند که مجدداً اول اکتبری بیاید و تکریم بازنشستگان و سالمندان دوباره جزو، مسائل روز جامعه گردد، تا از آن طریق بتوانند، کمی در خصوص این عزیزان، برای جامعه مواردی را بیان نمایند.

آیا براستی با قرار دادن، هفته ای برای این عزیزان و گنجینه های نیروی انسانی که عمر خود را در راه اعتلای وطن و خدمت به میهن عزیز خودشان، گذاشته اند، کافی است؟

تنها در همین هفته است که همگان به کرامت این عزیزان واقف می شوند و پس از آن، مجددا این قشر عظیم و زحمت کش، به فراموشی سپرده شده و مسائل و مشکلاتشان، برای خودشان باقی می ماند.

حالا باید چکار کرد؟

همانگونه که بارها و بارها، اعلام شده، عزیزان بازنشسته باید بتوانند خودشان بار مسئولیت زندگی خود را به دوش گرفته و مسائل و مشکلات خودش را با درایت خاصی که در طول دوران اشتغال، داشته اند، مرتفع نماید. و امیدی به این روزها و هفته هایی که در سال یکبار اتفاق می افتد، برای حل مشکلاتشان توسط مسئولین نداشته باشند.

ما هم بد ندیدیم، که در همین زمانی که فضا مهیا است، ما نیز اقدامات انجام شده، جهت این عزیزان را در ذیل، بیان نمائیم، بلکه بتوانیم گوشه ای از زحمات این عزیزان را جبران نمائیم.

تا کنون چه کارهایی انجام شده است:

مجموعه گنجینه نیروی انسانی، به عنوان یک عضوی از این جامعه، که جهت خدمت رسانی به گنجینه های نیروی انسانی، بوجود آمده است، اقدام به انجام موارد ذیل نموده است:

تألیف کتاب لذت زندگی در وقت اضافه:

نگارنده در همان اوایل که شروع به تحقیق و تفحص در این خصوص نمودم و بر روی این موضوع تحقیق نمودم که چرا، تعدادی از افراد، حتی در سنین بالا، به راحتی تمام مسائل زندگی خود را برطرف نموده و مشکلات و مسائل زندگی خود را رفع کرده و حتی در رفع موانع زندگی دیگران نیز، از هیچ گونه اقدامی دریغ نمی کنند.

لکن برخی دیگر، در سنین بعد از 50 سالگی، مسائل و مشکلات زیاد دوران بازنشستگی، توان آنها را گرفته و اجازه نمی دهد که بتواند مسائل خود را برطرف نماید و حتی در برخی موارد مشاهده گردیده که برای انجام کارهای روزمره خود نیز، محتاج همراهی و یاری دیگران هستند.

برای همین به دنبال این موضوع رفتم و در این خصوص شروع به تحقیق نمودم و اختلاف های بین این دو فرد را تا حدودی یافتم و در اولین کتاب که به صورت الکترونیکی و رایگان در دسترس همگان قرار گرفت به نام لذت زندگی در وقت اضافه، به رشته تحریر در آوردم.

و آن را در اختیار همه عزیزان پیشکسوت و بازنشسته قرار دادم. و در این خصوص، کلاسها و سمینارهایی برگزار نمودم تا بتوانم نتایج تحقیقات خود را به سمع اکثریت، عزیزان بازنشسته برسانم و به آنها این مطلب را آموزش دهم که می توانند با یکسری راهکارهای ساده و اجرایی، زندگی خود را تغییر دهند. و بهبود بخشند.

تألیف کتاب، الهی پیر شی:

و پس از شرکت در کلاسها، در زمانی که به دنبال رفع این موارد رفتم، با دستیابی به نفرات و موارد بیشتر، کم کم، راه بر من نیز هموارتر شد و مسائل بیشتری بر سر راهم روشن شد، و راه کارهای جدید و سهل الوصول تر و افرادی که می توانستند به این قشر خوب و زحمت کش، کمک نمایند، به سمتم آمده و دست یاری دادند و هر کدام، یک قسمت از کار را گرفته و غیر از نگارنده که در خصوص انگیزه دادن به گنجینه های نیروی انسانی، به فعالیت پرداخت، گروه دیگر، به دنبال ایجاد کار و کسب برای آن عزیزانی که نیاز به درآمد جدید داشتند، بودند و با ارائه راه کارهایی جهت کسب و کارهای خانگی، این مهم را به انجام رساندند.

فرد دیگری که در این خصوص به به کمک ما آمد و شروع به فعالیت نمود، فردی بود که با دارا بودن دکترای تغذیه، در خصوص درمان این عزیزان اقدام نمود و این عزیزان که هر کدام، به واسطه بالا رفتن سن و افکار متأسفانه خیلی معیوب و خراب در جامعه، منتظر ورود دردها و مشکلات در بدن خود بودند، به بیماری های مختلفی دچار شده بودند، تنها با ارائه راه کارهای تغذیه ای، این مشکلات را برطرف تا فرد بازنشسته، مجددا بتواند، طعم شیرین سلامتی را مجددا، دریابد.

و فرد آخر، یک فردی است که با دارا بودن مدرک دکترا، در خصوص بحث های گردشگری و نشاط عزیزان بازنشسته و پیشکسوت، تورهای تفریحی، زیارتی و سیاحتی برگزار می نماید و بدین وسیله، عزیزان بازنشسته را از محیط غم آلود، زندگی یکنواخت خود، خارج می نماید.

و وقتی که خیالم از این بابت راحت شد، و با تجربه ای که از نوشتن کتاب لذت زندگی در وقت اضافه داشتم، کتاب الهی پیر شی، را تألیف و چاپ نمودم

 

تألیف کتاب، الفبای بازنشستگی:

پس از نوشتن کتاب الهی پیر شی، و برگزاری جلسات جهت بازنشستگان گرامی، به فکر این افتادم که چرا این موانع را از زمان اشتغال، رفع ننموده و اجازه دهیم که به دوران بازنشستگی وارد شده و آنگاه، شروع به رفع مسائل و مشکلات نمائیم. آنگاه بود که بر روی افرادی که می خواستند بازنشسته گردند، تمرکز نموده و راهکارهایی برای آن عزیزانی که چند سال بعد، به این جرگه وارد می شدند، در کتابی به نام الفبای بازنشستگی گردآوردی و به این عزیزان، تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای عزیزانی که نزدیک به دوران بازنشستگی هستند، ارائه شده است که بتوانند، با سرمایه گذاری که انجام می دهند، از لحاظ جسمی، روحی و اقتصادی، خود را برای ورود به این دوران پر فراز و نشیب، آماده نمایند.

تألیف کتاب، صیانت از جان:

از طرف دیگر، عزیزانی بودند که دیگر خود را کاملاً بازنشسته می دانند و حدوداً از سنین 75 به بالا، دیگر توانائی انجام بسیاری از مسائل خود را ندارند و از دید جامعه، سالمند نامیده می شوند. سالمند فردی است که برای انجام موارد خود، نیاز به فرد دیگری دارد.

و این بسیار متفاوت است، زیرا که نگارنده با مصاحبه های فراوانی که با عزیزان پیشکسوت داشتم، افراد بالای 110 سال را نیز دیدم که هنوز نمی توان به آنها، لقب سالمند داد، و متأسفانه، بعضی از عزیزان را نیز یافتم که در سنین 60 تا 65 سال، دقیقاً لقب سالمند به آنها تعلق می گیرد و نیاز به افرادی دارند که از آنها مراقبت و حفاظت نمایند.

و جهت این عزیزان و یا بهتر بگویم، برای نگهدارندگان این عزیزان، که با خصوصیات این افراد آشنا باشند و بتوانند به صورت صحیح از آنها نگهداری نمایند و بتوانند در خصوص بعضی از بیماریها، پیشگیری نمایند، مواردی را گردآوردی و در کتابی به نام صیانت از جان، به این عزیزان تقدیم نمودم.

در این کتاب، راهکارهایی برای نگهداری صحیح از عزیزان سالمند و کهنسال، آورده شده است، که فرد پرستار، بتواند بدون اینکه به خودش و فرد سالمند صدمه بزند، از عهده این کار پر مسئولیت، به شایستگی برآید.

تألیف کتاب، لبخند ماندگار:

پس از تألیف کتاب صیانت از جان، و با دیدن افرادی که دقیقاً همان مسائل را دارند و با خود فکر کردم که اگر این افراد، با همین افکار و روحیات بخواهند وارد دوران بازنشستگی گردند، با بحرانها مطمئناً روبرو خواهند شد، لذا بر آن شدم که این راهکارها را به نوعی برای کلیه افراد جامعه، بومی سازی نموده به صورتی که همه بتوانند از آن استفاده نمایند، و این مسائل  اعم از تغییر باورها و نگاه جدید به داشته ها، بزرگترین تأثیر را در نحوه رفتار و سبک زندگی افراد دارد. لذا مجدداً مواردی را جمع آوری و در کتابی به نام لبخند ماندگار به کلیه عزیزان هم میهنم، تقدیم نمودم.

و امیدوار بودم که با این کتاب، بتوانم قدمی در جهت بهتر نمودم محیط زندگی خود و اطرافیانم بردارم.

تألیف کتاب، تا زنده ای، نمیر:

در مصاحبه هایی که با برخی از عزیزان بازنشسته در طول سالیان قبل و پس از نگارش کتاب الهی پیر شی داشتم، باز مواردی را یافتم که شاید در کتاب اول به آن اشاره داشتم لکن، برای عزیزان بازنشسته، باید آن موارد به صورت کامل و واضح، مجدداً بیان گردد تا بلکه بتوان انگیزه آنها، را کمی بهبود بخشید. به همین جهت، کتابی با عنوان تا زنده ای نمیر، مجددا به رشته تحریر درآورده و به عزیزانی که نمی خواهند قبل از مرگ، بمیرند، تقدیم نمودم. این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند تا قبل از مردن، همچنان تلاش کنند و نمی خواهند که از کوشش و تلاش بازبایستند.

این کتاب مخصوص افرادی است که می خواهند، مسئولیت زندگی خود را در دست گرفته و اجازه دخالت به دیگران نمی دهد.

تألیف کتاب، یک دقیقه تا شهادت:

و یکی از آرزوهای اینجانب که از زمانی که وارد این حوزه گشتم، بوجود آمد، این بود که بلکه بتوانم با راهکارهایی عزیزان بازنشسته و این گنجینه های نیروی انسانی را مجاب نمایم که با نوشتن کتاب یا جزوه ای، تجارب، مهارت و تخصص خود را به نسل های بعد، منتقل نمایند و از این راه، علاوه بر انتقال تجارب، کسب درآمدی نیز برای فرد بازنشسته، بدنبال داشته باشد. لذا بر آن شدم که ابتدا خودم، در این راه قدم برداشته و حداقل خاطرات دوران دفاع مقدس خود را به رشته تحریر درآورم. و کتابی با عنوان، یک دقیقه تا شهادت، را تألیف و ارائه نمودم. و امیدوارم که بزودی، بتوانم کل خاطرات دوران اشتغال خود را نیز به رشته تحریر درآورم.

 

حال باید چکار کرد:

همانگونه که بارها بیان نمودم، بهینه است که عزیزان بازنشسته، بدون اینکه منتظر فردی یا دستگاهی باشند که بخواهد مسائل و مشکلات این عزیزان را برطرف نماید، شروع به فعالیت و تلاش جهت بهبود وضعیت زندگی خود نمایند.

باز هم برای چندمین بار، اعلام می نمایم که من نافی حقوقی که به واسطه عملکرد سالیان سال، عزیزان بازنشسته در ادارات و سازمانها، دارند و دولت و صندوق های بازنشستگی، به صورتی باید این خدمات را جبران نمایند، نیستم و بر این عقیده استوارم که این اقدامات، باید به موازات کارهایی که بازنشستگان، برای رفع مسائل خود انجام می دهند، پیگیری گردد.

برای همین منظور پیشنهادات ذیل مطرح می گردد:

انتقال تجارب در دوران بازنشستگی:

با توجه به مهارت و تخصصی که هر یک از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، به دست آورده اند، بهینه است که این تجارب، بوسیله کتاب یا جزوه، یا هر طریق دیگری، به نسل های بعدی، انتقال یابد. و این کار به راحت ترین روش، قابل انجام است.

هر یک از عزیزان بازنشسته، که تمایل به اینکار دارند، می توانند با هماهنگی که با دفتر مؤسسه گنجینه نیروی انسانی، به عمل می آورند، در این راه قدم بردارند.

تغییر در باورها در دوران بازنشستگی:

یکی از مسائلی که عزیزان بازنشسته را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار می دهد، باورهای غلط و رایج در جامعه است، که اعتقاد به آن دارند که سن که از 50 سال میگذرد، باید منتظر ورود انواع و اقسام بیماریها به داخل بدن باشیم، در صورتی که بنا بر تحقیقاتی که به شخصه انجام داده ام و نمونه های بسیاری که هم اکنون نیز بصورت حی و حاضر هستند، می توان، سالیان سال، زندگی کرد، بدون اینکه ناراحتی، یا بیماری گریبانگیر فرد شود.

پس در مرحله بعدی، باید در باورهای خود، تجدید نظر نموده و باورهای جدید و زندگی ساز، برای خود بسازیم.

نگاه جدید به داشته ها در دوران بازنشستگی :

بحث دیگری که در این زمینه وجود دارد، تکریم بازنشستگان، نسبت به خودشان است، و این تکریم حاصل نمی شود، مگر آنکه بدانند، در حال حاضر، چه داشته هایی دارند و چه مطالبی را باید برای آن شکرگزاری نمایند.

اگر بدانند که در هر لحظه ای، داشته های، آنها بسیار بیشتر از نداشته هایشان هست، دیگر، ناامیدی را رها نموده و به خودشان، احترام و ارج می نهند.

تغذیه در دوران بازنشستگی :

یکی دیگر از کارهایی که برای تکریم خودمان می توانیم، انجام دهیم، مراقبت از جسم، بوسیله تغذیه سالم است، اگر ما بتوانیم بوسیله تغذیه، جسممان را سالم نگه داریم، دیگر بیماریها، جرأت نزدیک شدن به جسم ما را ندارد.

ورزش در دوران بازنشستگی :

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن
ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

مشخص است که ورزش تا چه میزان می تواند، نشاط و شادابی را به زندگی ما برگرداند، و باز در تحقیقی که انجام دادم افرادی که مرتباً اقدام به ورزش می نمایند و روزانه، حرکات ورزشی دارند، بسیار بیشتر از افرادی که در خانه و بی تحرک هستند، امید به زندگی دارند و آرزوها و اهدافشان، فقط و فقط مربوط به خودشان است.

باشگاه های بازنشستگی:

یکی دیگر از کارهایی که عزیزان بازنشسته می توانند انجام دهند، و این نکته را نیز آقای دکتر صلواتی از اساتید این حوزه در همایشی که به همین منظور(تکریم از بازنشستگان) برگزار شده بود، به آن اشاره نمودند، باشگاه های بازنشستگی است، که عزیزان بازنشسته، با جمع شدن با هم، می توانند تشکلهایی را شکل داده و باشگاه هایی ایجاد نموده که در آن بتوانند، هم قطارهای خود را در آنجا دیده و با آنها به گفت و گو بپردازند.

دلیلی برای زندگی در دوران بازنشستگی :

متأسفانه در دنیای امروز، بیشتر انسان ها، به جای اینکه، به دنبال دلیلی برای زندگی باشند، بیشتر به دنبال آن هستند که دلیلی برای رفتن پیدا کرده و از این دنیا، بار ببندند، در صورتی که بهینه است، که با نگاهی به داشته هایمان، و عزیزانمان، دلیل هایی برای زندگی خود پیدا نموده و انگیزه و امید به زندگی خود را بالا ببریم.

احساس مفید بودن در دوران بازنشستگی :

اگر هر بازنشسته ای، به جای اینکه در خانه بنشیند و منتظر دیگران باشد تا به وضعیت آنها رسیدگی نماید، خود دست به کار شده و کار مفیدی هم برای خود و هم برای دیگران انجام دهد، می تواند شادی، و سلامتی و نشاط را با هم به دست آورده و فرد مفیدی برای خود و جامعه باشد.

استفاده از فناوری دیجیتال در دوران بازنشستگی :

شعار امسال (سال 1400) هفته تکریم بازنشستگان، بهره مندی عادلانه همه سنین از فناوری دیجیتال است، پس پیشنهاد می گردد که کار با فناوری های دیجیتال را فرا بگیریم تا در این زمان، بتوانیم از مواهب این فناوری استفاده لازم را ببریم.

یا اگر نمی خواهیم کل این فناوری را بیاموزیم که برای هیچ کسی، این امر شدنی نیست، حداقل به آموزش گوشی های هوشمند رو آورده و کار با این گوشی ها را فرا گرفته تا بتوانیم با عزیزانمان در هر کجای دنیا که هستند، ارتباط صوتی و تصویری پیدا نموده و بتوانیم از اتفاقات دنیای پیرامونمان بوسیله آن با اطلاع گردیم.

امیدواریم بتوانید با این راه کارها، به جای اینکه منتظر اقدام، از طرف 18 دستگاه متولی امر بازنشستگان وسالمندان باشیم، خود دست به کار شده و علاوه بر احقاق حقوق خود، با انجام اقدامات کوچک و متوالی، خود نسبت به تغییر وضعیت زندگی خود در این دوران اقدام نماییم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، لطفا آن را به دیگر عزیزان خود نیز پیشنهاد دهید.

با تشکر

نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری از والدین و اجداد جهاندیده(سالمند و کهنسال) یکی از مسائلی است که کم کم در این سرزمین خود را به نمایش می گذارد. به دلیل اینکه جمعیت ایران که در زمان انقلاب، با افزایش روبرو بود و به همین دلیل نیز، سن جمعیت را کاهش داد و تقریبا جمعیت جوانی داشت، هم اکنون با گذشت سالیان سال از آن زمان، و با تغییر فرهنگ کاهش تعداد اولاد، و حتی در برخی از موارد عدم ازدواج، رو به افزایش گذاشته و به مرور جمعیت کشور به سمت سالمندی و کهنسالی سوق پیدا می کند.

و مشخص است که در این وضعیت، تعداد افراد جهاندیده(سالمند – کهنسال) رو به افزایش گذاشته و  نیاز به یاری و کمک از طرف آنها، جامعه را به سمت امداد رسانی به این قشر خوب و زحمت کش سوق می دهد.

حال باید چگونه از این جهاندیدگان، نگهداری نمائیم، و یا به چه شکلی باید با آنها ارتباط برقرار نمائیم؟

اگر با ما همراه باشید، در این مقاله قصد داریم به این سئوالات پاسخ دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز مطالعه فرمائید.

والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال) چه کسانی هستند؟

متخصصان می گویند که با گذشت زمان ، طول عمر مردم به طور فزاینده ای بالا می رود . دوران زندگی که از تولد آغاز می شود و به پیری و به مرگ می انجامد را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد :

دوره کودکی : از 1 تا 11 سالگی

دوره نوجوانی : 12 تا 17 سال

دوره جوانی: 18 تا 34 سال

دوره میانسالی: 35 تا 64 سال

پیران جوان: 65 تا 74 سال

سالمند(جهاندیده): 75 تا 100 سال

کهنسال(جهاندیده) : 100 به بالا

ما از این پس، والدین و اجداد را که در گروه های سالمند و کهنسال می باشند را جهاندیده می نامیم. و در این گروه ها هستند که افراد به نگهداری و مراقبت نیاز دارند، زیرا تا این زمان، تقریبا، اکثریت افراد توانائی انجام کارهای شخصی خود را دارند. مگر در شرایط غیر طبیعی.

چرا ما باید از والدین جهاندیده، نگهداری و مراقبت نمائیم؟

بهر حال، روزی می آید که پدر و مادر یا پدربزرگ و مادر بزرگ شما، نیاز به مراقبت و نگهداری پیدا می کنند. وقتی این زمان می رسد، ممکن است قبول نکنند که به شما یا هر کس دیگری نیازمند هستند.

اما در واقعیت، آنها واقعاً به کسی نیاز دارند درست مثل زمانی که شما بچه ای کوچک بوده و به آنها نیاز داشتید: برای دستشویی و حمام رفتن، غذاخوردن، لباس پوشیدن، و امثال این. شاید آن روزها را به خاطر نیاورید اما می دانید که آن روزها وجود داشتند.

والدین یا اجداد شما(کسانی که شما را بزرگ کردند، به شما غذا دادند، از شما مراقبت کردند، سرپناهی امن فراهم کردند، به شما عشق دادند و از شما حمایت کردند، …) روزی پیر می شوند و به شما نیاز پیدا می کنند. آماده اید؟ آیا می دانید باید چکار کنید؟

نکته مهم (اگر تصمیم گرفتید که خودتان را از این اتفاق طبیعی دور کنید) این است که باید بهترین آسایشگاه سالمندان یا بهترین پرستار را همراه با تسهیلات لازم در خانه خودتان برای آنها فراهم کنید. اما اگر شما هم مثل من تصمیم دارید که خودتان از والدین یا اجداد خود مراقبت کنید، داستان کاملاً متفاوت می شود. در این صورت نه تنها به چیزهای زیادی نیاز پیدا می کنید بلکه به گستره ای از احساسات و عواطف و توانایی ارجح دانستن کسی نسبت به خودتان هم نیاز پیدا خواهید کرد.

این را به یاد داشته باشید که، این آنها هستند که شما را از نوزادی به این سن رسانده اند. آنها حداقل 5 تا 10 سال همه نیازهای ریز و درشت شما را برآورده ساختند. نیازهائی همچون، تعویض پوشک، حمام، خواندن لالائی و …

و همچنین آنها بودند که نیمه شب که گریه می کردید از خواب بیدار شده و تمام نیازهای ریز و درشت شما را با ابراز عشق و احساس برطرف می نمودند. کمی به آن فکر کنید.

مراقبت از شما بدون تجملات

این را نیز بدانید که آنها احتمالاً بی هیچ تجملاتی مثل تفریح و مسافرت؛ مبلمان جدید، جدیدترین مد لباس، بهترین وسیله نقلیه، و امثال اینها، همه نیازهای شما را برآورده نمودند و آنها همه آنچه داشته اند را برای شما گذاشته اند.

به این فکر کنید که چقدر زندگی که خودشان داشتند نسبت به زندگی که برای شما ساختند سخت تر و متفاوت بوده است. خیلی طبیعی است که پدر و مادر همیشه بهترین چیز را برای فرزندشان نگه دارند اما آیا واقعاً اینها را متوجه می شوید و قدردان آن هستید؟

سخن آخر در این بخش آن است که  والدین یا پدر و مادربزرگ شما فداکاری های زیادی در زندگیشان کردند تا بتوانید زندگی بهتری داشته باشید.

فکر نمی کنید شما هم باید همین کار را برای آنها بکنید؟

چطور می توانید همه آنچه که به شما دادند را به آنها برگردانید؟

و برای آن درصد کم از کسانی که این مقاله را می خوانند و فکر می کنند، “والدین یا پدر و مادربزرگ من هیچ کاری برای من نکردند” یا “آنها زندگی توام با بدبختی برای من فراهم کردند” یا “وقتی بچه بودم خیلی کارهای بیشتری می توانستند برایم بکنند” و امثال اینها، باید بگویم که این را در نظر بگیرید شما به خاطر “عشق و حمایت بی قید و شرط” آنها بوده که به اینجا رسیده اید پس با اینکه ممکن است احساس نکنید که چیزی به آنها بدهکارید، شاید باید شخص مهمتر و بهتری می شدید تا به آنها کمک میکردید. شاید به طریقی متفاوت یا در سطحی متفاوت باید آنها را بشناسید و یا شاید هم بالاخره بفهمید که چرا وقتی بچه بودید، آنها این انتخاب ها را کردند. اگر سعی نکنید الان به آنها نزدیک شوید . کمکشان کنید، دیگر هیچوقت این فرصت را پیدا نمی کنید. وقتی از این دنیا بروند دیگر نمی توانید پاسخی برای سوالات زیادی که در ذهنتان وجود دارد پیدا کنید.

مقاله چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟ را نیز مطالعه فرمائید

چگونه می توان از والدین جهاندیده نگهداری نمود؟

اگر تصمیم بگیرید که آنها را به یک آسایشگاه سالمندان بسپارید باید همه تلاش خود را بنمائید که بهترین مکان را برای آنها انتخاب کنید. حتماً مرتب به آنها سر بزنید (حداقل هفته یک یا دو بار).

برای آنها وقت بگذارید، نیازهایشان را فراهم کنید و …

اگر تصمیم میگیرید که آنها را در خانه خودتان نگه دارید، دقت کنید که همه مایحتاجشان را فراهم کنید (ویلچر، تخت بیمارستانی، پرستار، رژیم غذایی مناسب، ورزش کافی و …).

یادتان باشد که آنها خیلی بیشتر از شما رنج می کشند اما به زبان نمی آورند.

آنها تلاش زیادی برای راحتی شما در طول زندگیشان کرده اند و حداقل حقشان این است که زندگی را در دوران جهاندیدگی برایشان فراهم کنید که این سالها را در راحتی بگذرانند.

از کی اینقدر پیر به نظر رسیدند؟ همیشه فکر میکردید که آنها همان شکلی هستند که وقتی دبیرستانی بودید بودند اما اینطور نیست. یک روز نگاهتان به آنها افتاد و دیدید که چقدر پیر یا حتی مریض شده اند. همین وقت است که می فهمید باید از آنها مراقبت کنید درست مثل زمانیکه آنها از شما مراقبت می کردند. این موقع است که باید برنامه ریزی کنید و زندگیتان را طوری تنظیم کنید تا بتوانید از آنها هم مراقبت کنید.

قسمت دوم مقاله متعاقباً ارسال می شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید

تا سهمی در فرهنگ نگهداری از جهاندیده ها، داشته باشید.

اگر مقاله نگهداری از والدین جهاندیده(سالمند – کهنسال) قسمت اول، را مطالعه نموده باشید،

مواردی که لزوم نگهداری از گنجینه های نیروی انسانی را ثابت می کرد، را به دست آورده اید،

در این مقاله به اینکه بعد از دانستن مطالب، حال چگونه باید از والدین جهاندیده(سالمند-کهنسال)

نگهداری نمود را مورد بررسی قرار می دهیم.

با ما همراه باشید.

الان چه باید کرد؟

ضایعات مغزی، دردهای جسمانی، محدودیت بینایی شنوای، استروک (حمله قلبی) و زندگی تنها یکی از عوامل

گوشه نشینی و نداشتن امید به زندگی در جهاندیدگان است.

روانشناسان شایع‌ترین مشکلات روانی در دوران جهاندیدگی را اضطراب و برخی مشکلات خلقی مانند افسردگی می‌‌دانند.

از این نظر آنها از زمره گروههای آسیب‌پذیر در جامعه به شمار می‌‌آیند که لازم است در جهت کاهش افسردگی و اضطراب یاری شوند.

سایر اختلال‌‌هایی که معمولا در دوران جهاندیدگی(سالمندی و کهنسالی) شایع می‌‌شود عبارت است از:

ترس از مرگ، احساس تنهایی، ناکامی، خستگی، استرس، افکار خودکشی، تغییر در الگوی خواب.

البته همان طور که می‌‌دانید این اختلال‌ها غیر از بیماری‌‌های جسمانی  هستند که معمولا این قشر با آنها دست و پنجه نرم می‌‌کنند.

بیماری‌هایی نظیر ناراحتی‌‌های قلبی، دیابت، ناراحتی‌‌های گوارشی، عروقی و فشارخون …

اما از بین اختلال‌‌های روانشناختی، افسردگی، به عنوان معمولی‌ترین مسایل احساسی و عاطفی در این سنین بروز می‌کند

و معمولا در این دوران از دست دادن علاقه و انرژی، بیخوابی زیاد، ابراز شکایت و سرزنش خود در قالب افسردگی نمایان می‌‌شود.

متاسفانه مواردی مانند  مرگ همسر، اختلال در انجام وظایف و از دست دادن آزادی نیز از دلایل بروز افسردگی در سالمندان است

و تاسف بیشتر این است که احتمال موفقیت در خودکشی در سالمندان افسرده به مراتب بیشتر از جوانان  گزارش شده است.

همچنین  اختلالات اضطرابی نیز می‌‌تواند در جهاندیدگان همچون هراس، وحشت زدگی و یا حتی علایمی از بیماری‌‌های

غدد داخلی، تنفسی، قلبی و عروقی، را ایجاد کند که در این مواقع مراجعه به مراکز بهداشتی و درمانی ضروری است.

همه ی این موارد نشان می‌‌دهند که ما  به عنوان فرزندان یا نوه‌‌ها و حتی به عنوان اطرافیان  افراد جهاندیده لازم است به آنها

در بدست آوردن روحیه بهتر کمک کنیم.

مقاله تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

جهاندیده، کودک نیست

متاسفانه برخی از ما با جهاندیدگان مانند کودکان رفتار می‌‌کنیم. به آنها امر و نهی می‌‌کنیم و فراموش کرده‌ایم که این ناتوانی

که با او طرف هستیم شان و مرتبه خاصی دارد که در رفتار با آنها باید مراقب به خطر نیفتادن آن شان و مرتبه باشیم.

گاهی اوقات ما سعی داریم همان‌طور که از فرزندمان مراقبت می‌کنیم، با آنها برخورد کنیم و فراموش می‌کنیم که ما هرگز نمی‌توانیم

والد پدر و مادر خود باشیم و مراقبت از آنها مهارت‌های خاصی نیاز دارد.

پیشنهاد بدهید نه دستور

اگر می‌‌خواهید به والدین خود توصیه‌‌هایی داشته باشید این توصیه‌‌ها حتما باید به شکل پیشنهاد به آنها داده شود نه به شکل دستور.

انتقال حس مفید بودن

نکته مهم این است که ما باید همواره در ذهن خود یادآوری کنیم که این جهاندیده (پدر، مادر یا هر عضو دیگر خانواده) به دلیل ضعف

قوای جسمانی و آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها به شدت نگران و مضطرب است که مبادا سلامت او به مخاطره بیفتد.

از سوی دیگر و علاوه بر این نگرانی، به خاطر تغییر شرایط زندگی و کم‌مشغله‌‌تر شدن نسبت به گذشته‌ها، این افراد تا حدی دچار

کاهش اعتماد به نفس می‌شوند.

بنابراین همواره در تلاش‌اند و با این درگیری ذهنی می‌کوشند که به خود و اطرافیان بگویند هنوز هم مانند گذشته فرد موثری هستند.

حالا اگر ما خودمان به اشکال مختلف، به این فرد کمک کنیم که از نظر ذهنی، آسودگی اینکه هنوز جایگاه قبلی، یعنی موثر و مفید بودن

را دارد؛ در نتیجه از اضطراب وی کم شده، جایگاه خود را در مخاطره نمی‌بیند و دچار کاهش اعتماد به نفس نمی‌شود.

اکثر والدین که به سنین بالا می رسند، توانمندی‌‌های خاصی دارند. اگر به آنها این فرصت و موقعیت را بدهیم که توانایی خود را به نوجوانان و کودکان محله یا

فامیل بیاموزند، احساس مفید بودن آنها را افزایش داده‌ایم. یا اگر مثلا می‌‌توانند به کودک ما دیکته بگویند یا در حساب ساده به آنها کمک کنند

خوب است که از آنها کمک بگیریم.

مشاوره

اگر فرد مورد نظر شما، حتی بعد از این که شیوه کلامی و رفتاری شما تغییر کرد

باز هم افسرده باقی ماند لازم است او را نزد مشاور ببرید.

شاید حرف‌‌هایی هست که او نتواند به شما بگوید و یا کمکی لازم دارد

که انجام آن از عهده متخصص برآید نه شما. بنابراین بستری فراهم کنید

که بتواند با یک متخصص صحبت کند و مسائل خود را حل کند.

به هر حال افسردگی برای سالمند، خطرات و مسائل خود را در پی خواهد داشت.

پیشنهاد می شود، مقاله برای بردن بازی میکنید یا برای نباختن؟ را نیز مطالعه فرمائید.

زندگی والدین جهاندیده(سالمند- کهنسال) با فرزندان

هرگز اجازه ندهید که والدین  به خانه سالمندان بروند بلکه آنها را در کنار خود نگهداری کنید.

واقعا معتقدم هر قدر هم که زندگی ما سخت باشد باز هم می‌‌توانیم از والدین‌مان مراقبت و نگهداری کنیم.

حتی توصیه‌ام به فرزندانی که از والدین خود محبتی هم ندیده‌اند همین است.

اما در چنین وضعیتی به والدین سالمند هم توصیه می‌‌کنم توقع خود را از فرزند پایین بیاورند

و او را محدود و آشفته نکنند تا بتوانند درکنار هم زندگی کنند.

من می‌‌دانم که بسیاری از سالمندان در فرزندان خود ایجاد احساس گناه می‌‌کنند

و آنها را با نیش و کنایه یا توقعات بیش از حد می‌‌آزارند

. اما گفتگو می‌‌تواند در این موارد کمک کننده باشد.

فرزندان باید شرایط خودو همسر و فرزندان خود را برای والدین توضیح دهند و از آنها بخواهند

که تا حدی که میسر است خود را با شرایط منزل آنها تطبیق دهند.

همسر و فرزندان هم لازم است همین کار را انجام بدهند و خود را با سالمندی

که به منزل آنها می‌‌آید تا حد امکان هماهنگ کنند. اگر این کار صادقانه

انجام بشود مطمئنا می‌‌تواند محصولات خوبی هم بدهد.

یعنی به مرور علاقه فی‌مابین افزایش یابد و محبت و کمک متقابل به هم نیز بیشتر بشود.

سخن آخر

سخن آخر این که پیر شدن و کهنسالی اصلا چیز بد و منفوری نیست.

بلکه مرحله خاصی از زندگی است که باید به خوبی تجربه و از آن گذر شود.

افراد سالمند مانند یک صندوقچه پر از جواهر هستند.

این جواهرات همان تجربه‌‌ها و داشته‌‌های معنوی و فهم و شناخت آنها از زندگی است.

اگر قفل این صندوقچه با محبت باز شود جواهرات موجود در آن می‌‌تواند سخاوتمندانه

در اختیار اطرافیان قرار گیرد اما اگر به صندوقچه آسیبی وارد

بیاید شاید هرگز جواهرات آن هم رو نشود و مورد استفاده قرار نگیرد. ما به عنوان افراد

میانسال یا جوان باید از همین حالا خود را برای دوران کهنسالی

آماده کنیم و بدانیم می‌‌خواهیم  چه جواهری را به اطرافیان خود هدیه دهیم.

سالمندان هم لازم است جواهر‌‌های خود را ( نه تنها بیماری‌‌ها و ناکامی‌‌ها

و نارضایتی‌‌ها و… ) را برای اطرافیان آماده کنند تا زندگی سالم‌تر و شاد‌تری را در کنار خانواده خود داشته باشند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

و در فرهنگ سازی نحوه رفتار با والدین جهاندیده، سهمی داشته باشید.

روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

اول اکتبر هر سال، روز جهانی سالمند نامگذاری شده

است، و بدلیل اینکه این روز در کشور ما و در سال 1396،

مصادف با عاشورای حسینی شد، در آن روز نتوانستم

مقاله ای در این خصوص ارائه نمایم.

لذا قضای آن را به جا آورده و امروز، با یکروز تأخیر

این روز را به کلیه سالمندان- که قشری از آنها از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشند- تبریک

عرض می نمایم.

آیا تنها یک روز نامگذاری نمودن سالمند و یا یک روز

نامگذاری نمودن روز پیشکسوت(بازنشسته) برای

تقدیر از این گنجینه های گهربار نیروی انسانی

کافی است؟

سالمند کیست؟

بر اساس تعریفی که سازمان بهداشت جهانی

از سالمندی(جهاندیدگی) دارد، سالمند را افرادی

می شناسد که از لحاظ سن شناسنامه ای از

مرز 60 سالگی عبور می نمایند:

و آنها را به سه رده سنی تقسیم می نماید

و برای هر رده، یک نام قرار داده است:

از سن 60 الی 74 سالگی را سالمند جوان نامیده است.

از سن 75 الی 90 سال را سالمند خطاب می نماید.

سن 90 سال به بالا را سالمند پیر نامگذاری نموده است.

در حال حاضر، امید به زندگی در ایران، برای مردان

75 سال و برای زنان 78 سال می باشد و بر اساس

پیشرفت هائی علمی پزشکی، محققان امید به

زندگی را در سال 2000 را 200 سال برآورد نموده اند.

این در حالی است که در سال جاری 32 هزار نفر در

ژاپن صد ساله شده اند و اکنون این کشور با 65 هزار

فرد بالای صد سال، رکورد دار جهان است.

هر سال 1/7 % به جمعیت جهان افزوده می شود

و این افزایش برای جمعیت 65 سال و بالاتر 2/5%

است. و این فاصله ترکیب سنی جهان را به سوی

پیر شدن سوق میدهد.

و پیش بینی می شود، ربع قرن دیگر جمعیت سالمند

به 1،2 میلیارد نفر یعنی 14% جمعیت جهان برسد.

در سال 2050 حدود 2 بیلیون یعنی به 21% جمعیت

جهان برسد و برای اولین بار در تاریخ در سال 2050

جمعیت زیر 15 سال و بالای 60 سال مساوی

می شوند یعنی هر کدام 21%.

لازم به ذکر می باشد که جمعیت سالمند ایران

در سرشماری سال 1395 بالغ بر 6.1 % جمعیت

کل کشور بوده است، یعنی 4,875,502 نفر از

79،926،270 نفر سرشماری شده در آن سال.

پیشنهاد می شود، مقاله روابط خانوادگی در

جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟ را نیز مطالعه

فرمائید.

چرا باید از سالمندان تقدیر به عمل آورد؟

همانگونه که در بخش قبل یادآوری شد، جمعیت

سالمند ایران فقط در سال 1395 حدود 5 میلیون

نفر می باشد، و این افراد کسانی هستند که

جهاندیده نیز نامیده می شوند، زیرا که با حداقل

سن 60 سال به بالا، اکثریت سن خود را با مسائل

و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم نموده اند و

توانسته اند، خود را به این سن برسانند.

سنی که بسیاری از افراد، نمی توانند خود را به آن

برسانند و هستند افراد زیادی که حتی به سن

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز نمی رسند.

پس بر ماست که ارزش این افراد که توانسته اند

مخاطرات زندگی را پشت سر بگذارند، و بقول معروف

چند پیراهن بیشتر از ما تن نموده اند را قدر بدانیم

و احترام و شخصیت آنها را ارج بنهیم.

چطوری می توان از سالمندان تقدیر شایسته

به عمل آورد؟

یکی از مسائلی که باید ما به دقت به آن توجه لازم

را داشته باشیم، اختلاف فرهنگی است که ما با

کشورهای دیگر در این زمینه داریم، زیرا هر کشوری،

با سالمندان خود، به صور مختلف برخورد نموده و

هر یک بنا به اقتضای فرهنگ و رسوم خود رفتار

می نمایند.

ما نیز می بایست از فرهنگ و رسوم قدیم خود،

تبعیت نموده و این گنجینه های نیروی انسانی

گهربار را ارج نهیم.

در این دوران سالمندان(جهاندیدگان) را می توان به

شرح زیر تقسیم بندی كرد :

1 – امكانات به اندازه كافی دارند و مایلند

به استراحت بپردازند .

2 – به علت احتیاج به درآمد، به كار خود ادامه

می دهند یا حداقل اگر كاری باشد، مایلند

ادامه دهند.

3 – امكانات مالی دارند ولی چون نمی خواهند

«از كار افتاده» محسوب شوند، مایلند كار كنند.

4 – از كار افتاده و بیمارها .

مقاله جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

را از دست ندهید.

نیازهای سالمندان چیست:

نیازهای سالمندان را در گروه های چهارگانه بالا

می توان به شرح زیر تقسیم بندی كرد:

1 – احتیاجات عاطفی

2 – احتیاجات معیشتی

3 – احتیاج به تفریح

4 – احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

5 – امنیت

احتیاجات عاطفی

احتیاجات عاطفی همواره وجود داشته و با بالا رفتن

سن، نیازها نیز افزایش می یابد. در گذشته توجه

فرزندان به پدر و مادرها و اصولا افراد جوان تر نسبت

به مسن ترها، بیشتر بود و اخلاق و رسوم حكم

می كرد كه به سالمندان بیشترین احترام گذاشته

شود. اما امروزه كه غالب سالمندان به تنهایی در خانه

خود به سر می برند، هر قدر هم كه وضع زندگی آنها

خوب باشد، از توجه عاطفی دیگران و اقدامات جامعه

بی نیاز نیستند.

احتیاجات معیشتی

احتیاجات معیشتی شامل خوراك ، پوشاك ، مسكن

و بهداشت می شود. غذای سالمند باید سبك،

قابل هضم باشد.

احتیاج به تفریح

سالمندان با توجه به شرایط سنی و عدم اشتغال

جدی، احتیاج به وقت گذرانی پر بار و سالم به اقتضای

شرایط جسمی خود را دارند.

بهترین تفریحات پیشنهادی برای سالمندان (با توجه

به سواد و روحیات خاص هر فرد ) شامل مطالعه كتاب

و روزنامه، گشت و گذار در فضای سبز، معاشرت و

گفتگو با دوستان، تماشای فیلم، خرید از بوفه،

نشستن روی نیمكت و تماشای خیابان و عبور و مرور

مردم و بخصوص تماشای كودكان هنگام بازی و

شنیدن موسیقی می باشد. در ضمن ترتیب دادن

برنامه های فوق العاده مثل مراسم عبادی، جشن و

كنسرت، بازی های سبك تأثیر بسیار خوبی در روحیه

سالمند دارد و احساس یكنواختی روزها را از بین می برد.

احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

افسردگی بیشتر در میان سالمندانی وجود دارد كه

تنها زندگی می كنند و علاوه بر آن دچار ناراحتی های

جسمانی نیز هستند. بعضی از آنها بیش از یك بار در

ماه تماس دیگری با فرزندان خود ندارند و تمام روابط و

گفتگوی آنها در صحبت های چند دقیقه ای برای مثال

با پستچی و مغازه دار خلاصه می شود . از این رو

ضروری است كه محیط مناسب و بهتری برای زندگی

آنها مهیا شود تا افسردگی های ناشی از تنهایی

كاهش یابد. سالمندانی كه علیرغم سن بالا در

فعالیت های اجتماعی حضور دارند و از روابط اجتماعی

نسبتا خوبی برخوردارند، به بیماری های مختلف به ویژه

بیماری های روانی كمتر دچار می شوند .

سالمندان از احساس بطالت و بیكاری و بركنار ماندن

از زندگی اجتماعی رنج می برند . برای رفع این

احساسات باید برنامه های جمعی برای سالمندان

در نظر گرفت، مثلاً سالمندان با هم به مطالعه روزنامه

و مجله بپردازند، به گردش ها و سفرهای كوتاه دسته

جمعی بروند و مورد مشورت قرار گیرند.

مسئله مهم دیگر ، كار است. كار سَبُك بهترین وسیله

برای گذراندن عمر در كهنسالی می باشد . كار نه

تنها پاسخگویی به یك نیاز واقعی در ارتباط با سالمندان

است بلكه با مدیریت صحیح ، نتایج كار سالمندان

می تواند پاسخگوی قسمت های زیادی از نیازهای

جامعه باشد .

امنیت

سالمند احتیاج به امنیت روحی و جسمی دارد و

باید در طراحی فضاهای مرتبط با سالمند این مسئله

مورد توجه قرار گیرد. سالمند باید مطمئن گردد كه

در موقع ضرورت به كمكش خواهند شتافت و یا در

موقع بیماری سریع معالجه خواهد شد و در فضایی

كه پا می گذارد آرامش دارد و مورد آزار قرار نخواهد گرفت .

برخی احساسات مشترك سالمندان

1 – احساس غم و اندوه به خاطر عدم توجه فرزندان و اطرافیان كه عمری برای رفاه آنان تلاش كرده اند.

2 – احساس تنهایی به علت طرد شدن .

3 – احساس یأس و ناامیدی.

4 – احساس اضطراب و نگرانی.

5 – احساس هرز رفتن و بیهوده بودن .

6 – احساس سر بار بودن.

حال چه کاری باید انجام دهیم؟

جدی ترین خطری كه فرد سالمند را تهدید می كند

در انزوا قرار گرفتن او از سوی اطرافیان است. در

این حالت شخص امكان ارتباط صمیمی و نزدیك با

دیگران را از دست می دهد. تنهایی موجب می گردد

فرد سالمند به تدریج دچار مشكلات روانی شود، لذا

درك احساسات و انتظارات سالمندان از اطرافیان و

تصحیح ارتباط افراد خانواده با آنها در فرایند بهداشت

روانی آنها بسیار مهم است. سالمندان به اندازه ای

كه دیگران به آنها به عنوان پیر و از كار افتاده نگاه

می كنند خود را ضعیف و نا توان احساس نمی كنند.

چنانكه در یك خانواده گرم و مهربان اغلب سالمندان

بسیار راحت ، آرام، مقاوم و با نشاط روزگار می گذرانند

در نتیجه این افراد حوصله نگهداری نوه ها را با همه

شیطنت هایشان دارند .

سالمندان به دلیل بازنشستگی و دوری از فرزندان،

نیاز به ارتباط و توجه عاطفی بیشتری را در خود احساس

می كنند كه این نیاز باید مورد توجه قرار گیرد و ارضا شود.

برنامه ریزی صحیح و استفاده از وجود سالمندان و

تجربیات آنها، هم تنهایی آنان را برطرف می كند و

احساس هرز و پوچ بودن را در آنها از بین می برد و

هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیات را

در اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد.

پس بیائیم، با نگاه کردن به سالمندان(جهاندیدگان)

آنها را از بسیاری از بیماری ها و احساسات بد،

دور نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.