شور و نشاط در دوران بازنشستگی

شور زندگی در دوران بازنشستگی

زمانی که بالاخره، شاهین بازنشستگی، بر شانه های فرد پس از سالیان سال خدمت در اداره یا محل کار، نشست، زمان خداحافظی با محل کار و اشتغال، و رفتن به منزل است.

عده ای این زمان را، پایان زندگی می دانند

و عده ای دیگر، تازه آن را شروعی دوباره برای زندگی دوم می دانند.

آنهائی که در گروه دوم، قرار دارند، اتوماتیک وار، شروع به حرکت و ایجاد کسب و کار جدید، و یا استفاده بهینه از این دوران فراغت بسیار زیاد می نمایند. و در این راه، به هیچ عنوان، حتی نام بازنشسته را بر خودشان نمی گذارند و دیده شده، که برخی از این عزیزان، حتی از این لقب، که به آنها داده می شود، بسیار ناراحت و عصبانی می شوند

و در جواب می گویند،(البته بر اساس مشکلات متعددی که در اطراف وجود دارد) که بازنشسته، یک فرد بی تحرک و بی هدف است، در صورتی که ما، همچنان به کار و تلاش و فعالیت خود ادامه داده و بهینه و مفید از این اوقات، استفاده میکنیم.

اما. اما. اما

میرسیم به گروه اول

گروهی که این دوران را پایان زندگی می دانند و به همین خاطر، دیگر شور و هیجانی برای ادامه فعالیت و تلاش، و حتی تفریح و لذت بردن از شرایط و محیط را برای خود، مهیا نمی کنند.

و بصورت خیلی متعجبانه، حتی از موقعیت هایی که امکان دارد که برای آنها، شادی آور و لذت بخش باشد یا به نوعی، سودی برای آنها، نیز میسر باشد، اتوماتیک وار، حذر کرده و فراری هستند.

این افراد چه کسانی هستند

چرا شور زندگی در این افراد، به پائین ترین حد خود می رسد.

 

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

 

شور زندگی در دوران بازنشستگی، چیست؟

در تعریفی که آقای مصطفی ملکیان(روانشناس) از شور زندگی دارد که معقتقد است اگر انسان‌ها دارای شورونشاط زندگی باشند مسئله معنای زندگی منحل می‌شود، اما اگر شور زندگی نداشتند و مسئله معنای زندگی ایجاد شد، باید با جعل معنا این مسئله را حل کنند.

شور زندگی، در اصل به زندگی معنا و مفهوم می دهد و اگر شوری در زندگی داشتی، یعنی معنائی و مفهمومی نیز وجود دارد که به خاطر آن، تلاش و کوشش و امیدواری وجود داشته باشد.

 

چرا شور زندگی در دوران بازنشستگی، اهمیت دارد؟

اگر این شور در زندگی، مرده باشد، دیگر زندگی، آن معنا و مفهوم خویش را از دست داده، و تلاش و کوشش، بی معنا شده و امکان اینکه بتواند فرد را مجدداً به زندگی امیدوار کند، بسیار پائین می آید.

باید دقیقا، به معنای شور زندگی برگردیم، که چرا باید در این دوران، شور زندگی در بازنشستگان گرامی، افرادی که حداقل 30 سال، کار و تلاش نموده و تجربه ها و مهارت ها کسب کردند و اکنون در کار خود، به درجه استادی رسیده اند، تا این حد افول کند.

متأسفانه در کشور ما، جائی برای اینکه به شاغلین عزیز، این امر را گوشزد نماید که خود را برای دوران پر پیج و خم بازنشستگی فراهم نمایند، وجود ندارد، و از طرفی، مواردی که در این دوران، برای فرد بازنشسته به وجود می آید، اگر برای آن، برنامه ریزی لازم صورت نگرفته باشد، عملاً می تواند، فرد را مستأصل یا زمین گیر نموده  و مشکلات و مسائل فراوانی را نصیب فرد گرداند.

و خوشبختانه، مجموعه ما، طی تلاشی چندین ساله، برای تعدادی از سازمانها و ادارات، سمینارها و کارگاههایی در این خصوص برگزار و تعدادی را جهت ورود به این دوران آماده نمود و از طرفی، با چاپ کتاب، الفبای بازنشستگی، امکان آشنائی باقی عزیزان را مطالعه این کتاب، با این دوران فراهم نمود.

حال پس از این موارد، اگر مجدداً این شور در فرد، کاهش یافت، به چه صورتی می توان، این شور را مجدداً برگرداند.

 

چگونه می توان، شور زندگی را در دوران بازنشستگی، مجدداً برگرداند؟

 

در این دوران با شکوه، موارد بسیار زیادی هست که اگر عزیزان بازنشسته به آنها، بیش از مشکلات و مسائل، توجه و تمرکز لازم را بنمایند، هر کدام به تنهائی می تواند، شور و نشاط را در این گنجینه های نیروی انسانی، چندین برابر گرداند.

از جمله آنها اگر فرزند داشته باشید، حداقل می توانید به آنها، دلخوش داشته و برای آنها، شور و نشاط خود را مجدداً فعال نمائید

شاید تعدادی از آنها را به خانه بخت فرستاده و به سر خانه و زندگی خود رفته باشند، لکن هر فرزندی تا پایان عمر خودش، باز فرزند است و نیازمند والدین، برای مراقبت و حمایت از آنها.

پس در مرحله اول می توانید بر روی این عزیزان، تمرکز داشته باشید.

در مرحله دوم، اگر دارای نوه شده باشید، که دیگر نیازی حتی به این مقاله نداشته و اتوماتیک وار، این بمب های انرژی، می توانند، شور و نشاط را به زندگی شما برگردانند.

همانگونه که یکی از اقوام ما، متأسفانه در حادثه ای، یکی از فرزندان خود را از دست داد. و با مذاکره ای که با فرزند دیگر مجرد وی داشتیم، او را متقاعد ساختم که اگر والدین خود را می خواهد، هر چه سریعتر، آستین بالا زده و ازدواج نماید.

آن فرد، بالاخره، با پیشنهادم موافقت و پس از دو هفته به خواستگاری رفتند، و بلافاصله، مقدمات مراسم عروسی نیز انجام و ازدواج صورت پذیرفت.

دقیقاً در تابستان سال گذشته بود که به منزل این پدر رفتم، با دیدن نوه و نشاط و شادمانی که مجدداً به این خانه برگشته بود، حتی علیرغم از دست دادن یکی از فرزندان، قابل وصف نبود. پس یکی از بهترین شور و نشاط دهندگان در این دوران، نوه ها هستند.

در مرحله سوم، اگر همسر شما، در قید حیات هست، می توانید حالا که احتمالاً همه بچه ها، به سر خانه و زندگی خود رفته و شما را تنها گذاشته اند، زندگی دو نفره جدید را مجدداً آغاز نموده و بتوانید با برنامه ریزی مناسب، برای خود، شور و نشاط جدیدی به ارمغان آورده و معنای جدیدی برای خود، مهیا سازید.

و در مرحله آخر

این را برای مرحله آخر گذاشتم، شاید می بایست، در مرحله اول این مسئله را بیان می نمودم و آن اینکه، شاید بقیه و حتی همسر(در برخی از موارد به علت فوت یا هر علت دیگر) شما را ترک نمودند، یک فرد دیگر هست که همیشه شما با او هستید و او کسی نیست، بغیر از خودتان

بله، درست متوجه شدید، بخاطر خودتان، که بزرگترین حمایت کننده زندگی، در دوران اشتغال بوده و هست و خواهد بود.

شما همیشه باید، بخاطر اینکه هنوز از مواهب خیلی از نعمتها، استفاده می نمائید، خدا را شاکر و برای سلامتی و طول عمری که نصیب شما شده(که نصیب هر کسی نمی شود) باشید.

و شکر این نعمت، آن است که تا زمانی که هستید، برای زندگی خود، معنا و مفهومی داشته باشد و شور و نشاطی که نه تنها، برای خودتان انگیزه، بلکه برای اطرافیانتان نیز، انرژی به همراه داشته باشد.

 

الان باید چکار کنیم؟

حالا با این همه مطالبی که خدمت شما عرض شد، باز هم می خواهید بفرمائید که شور و نشاطی وجود ندارد.

شور و نشاط، اگر هم نباشد، شما باید، آن را خلق و در زندگی به کار گیرید و از مواهب و نتایج آن، بهره مند گردید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

جلوگیری از فاجعه در دوران بازنشستگی

 

در مصاحبه های فراوان که با بازنشستگان گرامی داشتم، در خصوص اینکه سوال می شد که از کل عمرشان، چه میزان برای خودشان بوده و چه میزان برای دیگران هزینه شده است. متأسفانه، اکثر قریب به اتفاق آنها اعلام می داشتندکه تقریباً غیر از چند سال اولی عمر که کودک بودند، باقی عمر، برای دیگران زندگی کرده اند.

حال سئوال بعدی این است که این عمری که شما مشغول گذراندن آن هستید و شماره ها در شناسنامه شما، با توجه به سال، تغییر می یابند، متعلق به چه کسانی است؟ دیگران یا خودتان؟

پیشنهاد می شود مقاله خودشناسی در بازنشستگی را نیز مطالعه فرمائید.

بهینه است که حداقل دوران بازنشستگی را برای خودتان زندگی کنید.

این دیدگاه که شما حداقل در دوران بازنشستگی، برای خودتان زندگی کنید، می تواند شما را در این دوران، به علائق و خواسته های شما، نزدیک نموده و مواردی که در طول عمر نتوانسته بودید به آنها برسید را در دسترس شما قرار دهد.

آیا شما با این دیدگاه موافق هستید؟

چرا ما باید در دوران بازنشستگی، برای خودمان زندگی کنیم؟

به نظر نگارنده که باید تمام طول عمر خود را برای خودمان زندگی کنیم، اما متأسفانه به دلیل عدم آشنائی والدین ما و انتقال همان تعالیم به ما، در طول زندگی، ما عادت نمودیم که تا زمانی که مجرد هستیم مطابق نظر والدین خود و زمانی که حتی ازدواج می نمائیم یا به صورت جدا از خانواده زندگی می کنیم نیز به خواست های دیگران، زندگی کنیم

و این امر مخصوصاً در خانواده ها، بیشتر مشاهده می شود که پدر یا مادر، تا زمانی که فرزندی به دنیا نیامده است، سعی می کنند که به خواست همسر خود و همکاران خود زندگی نموده و دربست، در اختیار آنها بوده و هیچ کاری را برای خودشان انجام ندهند. در صورتی که ازدواج، در بند شدن دو نفر نیست، بلکه، ازدواج تکامل افراد و به اوج رسیدن شادی و نشاط افراد است که با آموزه های غلط، متأسفانه، همگی عادت نمودیم که از خواست های حتی به جا و به حق خود، گذشته و مطابق میل همسر، یا همکاران یا هم محلی ها، و در بعضی مواقع، هم شهریهای خود زندگی کنیم.

و از آنجا این مطلب دقیقا مشخص شد، که فرزندان دهه هفتاد، به سن بلوغ رسیدند و دیگر مثل قدیمی ها، حاضر نبودند بدون چون و چرا، به حرفهای والدین خود گوش داده و سعی نمودند تنها به خواست خودشان و برای خودشان زندگی کنند. آنجا بود که متوجه شدیم که نه تنها، آنها اشتباه نمی کنند، بلکه راه اصلی و دقیق همان است که آنها، انتخاب نموده و در حال انجام هستند.

اما یک مسئله بوجود می آید، والدینی که سالیان سال، عادت نموده بودند که برای دیگران زندگی کنند و مطابق خواست و سلیقه دیگران زندگی کنند و اصلاً خودشان را نبینند، چه می شوند.

این مسئله، متأسفانه در تحقیقاتی که از آسایشگاه سالمندان به عمل آمد، خودنمائی زیادی نمود، بدین صورت که، بیش از 98% افرادی که در آسایشگاه های سالمندان قرار دارند، همگی پدر و مادرهائی هستند که فرزندان تحصیل کرده و دانشگاهی دارند و دقیقاً به خاطر همین ایثارگری آنها بوده که فرزندان خود را با ارزش ترین فرد خانواده به حساب آورده و والدین بی ارزش(از نظر آنها، به خاطر رفتار غلط والدین) را به آسایشگاه های سالمندان جهت نگهداری سپرده و خود در آسایش کامل به سر می برند.

مثالی در خصوص اینکه چرا باید در این دوران به خواست های خودمان توجه نمائیم:

در یکی از مسافرت هایم که ماشین اینترنتی گرفته بودم و به سمت فرودگاه در حرکت بودم، زمانی که این سئوال را از راننده که یکی از بازنشستگان با سابقه فرهنگی دارای دو فرزند که هر دو را به خارج از کشور فرستاده بود، پرسیدم، ایشان چنان غرق در سئوال شد و شرمنده خود گردید که نزدیک بود، ما را به سمت کرج برده و از مسیر فرودگاه خارج شد، و خدا پدر و مادر افرادی را بیامرزد که مسیریاب ها را در ایران فعال نمودند که ما بلافاصله با فعال نمودن آنها، و استفاده از آنها، توانستیم مجدداً از میانبرهائی به سمت فرودگاه تغییر مسیر داده و نهایتاً در واپسین لحظات به کانتین صدور کارت پرواز خود را برسانم.

آن بازنشسته در جواب من، پس از آنکه چند دقیقه ای را در خودش فرو رفته بود، اعلام داشت که متأسفانه در طول 72 سال عمر خود، تنها چند سال اول زندگی را که کودک بوده است را برای خودش زندگی کرده است و از زمان ازدواج، تنها برای همسر خود، و پس از تولد فرزندانش، تنها برای فرزندانش زندگی کرده و تا آن زمان که از ایشان سئوال نمودم، فراموش نموده بود که فردی مثل خودش هم وجود دارد که باید زمانی نیز برای خودش در نظر گرفته و به خود و خواسته های خود، اختصاص دهد.

با تعریف این داستان، و تحقیقات گسترده ای که از زمانی که در این حوزه وارد شدم، روی افراد بازنشسته داشتم، متأسفانه این مسئله ای که در اکثر افراد وجود دارد.

حال بهتر نیست که در این دورانی که اکثر فرزندان به سر زندگی های خود رفته اند، حداقل دیگر این زمان باقیمانده از عمر خود(که نمیدانیم، چند سال است) را به رفتن به سمت خواسته های خود و رسیدن به آنها، بگذرانیم.

 

پس بهتر است که از ادامه فاجعه، در دوران بازنشستگی، جلوگیری کنیم

با تفاسیر بالا که عرض شد، بهتر نیست که از ادامه فاجعه، جلوگیری نموده و حداقل این باقی عمر خود را به کارهایی برای خود و خواسته های خودمان اختصاص دهیم؟

امیدوارم که بازنشستگان گرامی، این اعلام خطر را جدی گرفته و در جهت تغییر وضعیت زندگی خودشان از ایثارگری به سمت زندگی عادی و معمولی خودشان اقدام نموده و زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را برای خود فراهم نمایند.

و اگر بتوانید زندگی شادی برای خودتان بسازید، مطمئناً خانواده و اطرافیان شما نیز از این شادی و نشاط بی بهره نمانده و انرژی این شادی نیز به آنها انتقال می یابد.

البته مشخص است که اگر شما در این دوران بخواهید به میل خود و خواست خود حرکت نمائید، تعدادی که تا کنون دربست در اختیار آنان بوده و هم عقیده با شما نیستند، امکان دارد که بر شما ایراد گرفته و بخواهند که شما، همچنان مثل قدیم رفتار نمائید. مطمئناً این افرادی که دوست دارند که شما به عقیده آنان، زندگی کنید، لایق حتی دوستی شما نیستند و باید هر چه سریعتر از لیست دوستان و آشنایان خود حذف نموده و به راه خود، که زندگی به خواست خود و میل خودتان و برای خودتان است، ادامه دهید.

شاد، پیروز، و سلامت باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را با دیگر عزیزان خود نیز به اشتراک بگذارید.

خودشناسی در دوران بازنشستگی

 

زمانی که به درجه بازنشستگی نائل می شویم، اوقات فراغت بیشتری نسبت به زمان اشتغال داریم و اگر از تیپ دوم، شخصیت شناسی ایناگرام، یعنی مهر طلب باشیم، در طول اشتغال سعی نموده که با انجام کارهای اطرافیانمان، مهر آنها را به خود اختصاص دهیم، غافل از اینکه ما هر چقدر هم که برای دیگران کارهایی انجام دهیم، در نظر آنها، نه تنها ارزشمند نمی شویم، بلکه، ارزشهایمان نیز به مانند اعتماد به نفس و عزت نفس مان، کاهش می یابد.

پس چاره چیست؟

چگونه می بایست دوران بازنشستگی خود را تغییر دهیم؟

آیا امکان دارد که بتوانیم بدون اینکه از خود ایثارگری نمائیم، بتوانیم محبوب دیگران باشیم؟

ما در این مقاله سعی بر آن داریم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

با ما همراه شوید.

پیشنهاد می شود، مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟را نیز مطالعه فرمائید.

خودشناسی چیست؟

خودشناسی در ویکی پدیا بدین صورت معنا گردیده است:

اصطلاحی در روانشناسی است که برای توصیف اطلاعات فردی یا خود آن فرد و دانش فردی در مورد خودش.

خودشناسی به معنای شناخت خود، توانائیها، نقاط قوت ها، نقاط ضعف ها، حساسیت ها، خلاقیتهای خود می باشد.

در روایات نیز آمده است که برای اینکه خدا را بشناسی، اول باید خودت را بشناسی، بعد خدا را می شناسی.

پس ما سعی می کنیم در این مقاله، این موضوع را شفاف نمائیم.

چرا باید در دوران بازنشستگی، خودشناسی داشته باشیم؟

ما به این دلیل نیازمند خودشناسی در دوران بازنشستگی هستیم که بتوانیم به کمک شناسائی توانائیها، تجارب، مهارتها و خصوصیتهای خود، مسائل و مشکلات بوجود آمده در این دوران پر فراز و نشیب را حل و فصل نموده به طوری که علاوه بر مشکل گشائی مسائل، بر عزت نفس و اعتماد به نفس خودمان نیز، افزایش داده و بتوانیم در مقابل این روزگاری که هر روز، خودش را به نوعی به ما می نمایاند، قوی تر شده و قدرت مقابله بهتری را داشته باشیم.

اگر ما بتوانیم به خوبی خود را بشناسیم:

  1. خودشناسی می تواند در تصمیم گیریهای بهتر ما اثر مثبت گذاشته و انتخاب های بهتری را شاهد باشیم.
  2. با خودشناسی، زمینه سازی برای تغییر و توسعه فردی ما، فراهم میگردد.
  3. زمانی که خودشناسی ما به انجام برسد، ما توانائی پیش بینی رفتارهای خود در مقابل رویدادها را خواهیم داشت.
  4. با خودشناسی خود، بهتر می توانیم دیگران را شناخته و خواستها و نیازهای آنها را شناسائی نمائیم.

مقاله مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز از دست ندهید.

چگونه باید خودشناسی را در دوران بازنشستگی رعایت نمائیم؟

هر انسانی یک نسخه منحصر به فرد و در نوع خود بی نظیر و بی همتاست، پس شناخت دیگران، نمی تواند به شناخت خودمان کمک کند، بنابر این ابتدا باید به صورت کامل، خود را بشناسیم،

 

در این راه به چندین مرحله نیازمند هستیم:

  1. روزانه دقایقی را به آرام سازی ذهنی خود در مکانی آرام اختصاص دهیم، تا آرامش سرتاسر وجودمان را در بر بگیرد.
  2. باید مشخص نمائیم در طی روز، چه چیزهایی ما را خوشحال، یا ناراحت می کند و در دفترچه ای، علت صحیح و دقیق ناراحتی را بنویسیم، در این قسمت باید کاملاً با خود صادق باشیم و از گول زدن خود، حذر نمائیم.
  3. سپس نوبت به هدف نویسی می شود، باید در همان دفتر، برای خودمان اهدافی را تعیین نمائیم، این اهداف می تواند آرزها، علائق و استعدادهای ما باشد.
  4. آنگاه نوبت به نوشتن نقاط ضعف می شود که باید به صورت کامل، تمام مواردی را که خود می دانیم یا به وسیله دیگران به ما گوشزد شده است را بنویسیم. در اینجا شاید مواردی که دیگران می گویند در باره ما واقعیت نداشته باشد، لکن به دلیل اینکه شاید بارها و بارها، چنین مواردی را شنیده باشید، امکان دارد که خود را با آن صفتها و موارد هماهنگ نموده باشید. و امیدوارم بتوانید، نقاط ضعف واقعی را از نقاط ضعف اهدائی دوستانتان و اطرافیان از هم جدا نمائید.
  5. روزانه دفتر خودشناسی خود را بررسی و پیشرفتها و پس رفتهای خود را در دفتر ثبت و ضبط نمائید
  6. برای آشنائی با خودشناسی، مطالعه کتاب نیمه تاریک وجود، اثر دبی فورد، می تواند برای شما مناسب باشد.
  7. از افراد مشاور، جهت خودشناسی بهتر خود، کمک و یاری بگیرید.
  8. باخانواده و رفقای خود، صحبت نموده و از راهکارهای پیشنهادی آنها، در صورتی که مثبت بود، حتماً استفاده لازم را ببرید.

 

با وظائف و تعهدات خود، چگونه عمل نمائیم؟

خوب حال سئوال پیش می آید که ما در طول زندگی خود، طوری رفتار نموده ایم که دیگران یکسری وظائف را به عهده ما گذاشته اند، و اگر اکنون بخواهیم دیگر آن وظائف را انجام ندهیم، دچار مشکل و ناراحتی می شویم.

انجام وظائف و تعهدات اگر به صورت اجبار باشد، باید متوقف گردد. لکن نحوه متوقف کردن آن بدین شکل نیست که یکدفعه تمام آنها را حذف نموده و خودمان را دچار چالش بسیار شدید در زندگی نمائیم، بلکه اول باید خودمان را بشناسیم، توانائیها و عزت نفس و اعتماد به نفس خود را بازبیابیم.

آنگاه به دلیل اینکه ما فردی مسئولیت پذیر هستیم، و تعهداتی را در طول زندگی خواسته یا ناخواسته به عهده ما گذاشته اند، برای مدت محدودی، آنها را انجام می دهیم.

نهایتاً تعهدات انجام می شود، اما نه به اجبار سری اول، و تفاوت آن این است که، اینبار با انجام تعهدات و با توجه به اینکه خود را فردی مسئولیت پذیر دانسته و تعهدات خود را انجام دادید، عزت نفس و اعتماد به نفس شما، افزایش می یابد، در صورتی که انجام وظایف اجباری، نه تنها، از لحاظ جسمی، شما را فرسوده می نماید، بلکه از لحاظ روحی، نیز ضربات جبران ناپذیری بر شما وارد می نماید.

 

نتیجه:

ما با شناخت خود، به دنبال این هستیم که سه مفهوم زیبا از خودمان یعنی:

  1. خود فهمی (Self Concept) – تصویر یا درک فرد از خود
  2. خود نگری (Self Esteem) – احساس فرد در باره خود(عزت نفس)
  3. خود مطلوبی(Self Ideal) – آنچه که فدر باید باشد.

دست یابیم. و اگر به این سه مفهوم زیبا دست یابیم، آنگاه دنیای ما و دنیای اطراف ما، بسیار زیبا و دلنشین می گردد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

لطفاً آن را با دیگر عزیزان نیز به اشتراک بگذارید.

نوشتن تجربیات عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

چند وقت پیش بود، که با عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مذاکره می نمودم، آنها درخواست

نمودند که فضائی را آماده نمایم تا عزیزان بتوانند،

تجربیات خود را با دیگر عزیزان به اشتراک بگذارند.

گنجینه های گهربار نیروی انسانی می توانند، با

قراردادن نظرات خود در ذیل همین نوشته، تجربیات

خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

تغییر نام "بازنشسته" به "پیشکسوت"

تغییر نام “بازنشسته” به “پیشکسوت”

از زمانی که در خصوص عزیزانی که یک عمر زندگی خود را در

ادارات و سازمان ها و ارگان ها، گذرانده و پس از حداقل 30 سال،

به افتخار بازنشستگی نائل می گردیدند، مشغول تحقیق و فعالیت گردیدم،

همیشه این سئوال برایم بود که چرا به این قشر خوب و پرتلاش، بعد

از یک عمر کار و تلاش، لقب بازنشسته تعلق می گیرد.

آیا تا حالا نشسته بودند که حالا دوباره می خواهند بنشینند؟

یا در این دوران باید بروند و با زن بنشینند؟ و اگر خانم بودند، باید

مردنشسته بشوند؟

یا بازِ نشسته می شوند؟ پرنده قوی هیکل و شکاری بازِ ی که بعد از

مدتها به زمین نشسته و در حال استراحت می باشد؟

تمام این تعاریف باعث نشد که انرژی منفی و بار منفی که از شنیدن

این کلمه برایم تداعی می شد، کم شده و بتوانم با این کلمه، کنار آیم.

لذا شروع به گردش و تحقیق در خصوص تغییر این نام و یافتن

کلمه ای که درخور این قشر عظیم و پر تلاش باشد، گشتم.

خوشبختانه، خدمتگزاران پرتلاش صندوق بازنشستگی کل کشور،

قبلاً تحقیقاتی در این خصوص داشتند و به کلماتی از قبیل،

“پیشکسوت”، “خردمند” رسیده بودند. و نگارنده نیز بعد از

مدتی، به این نتیجه رسیدم که کلمه پیشکسوت، می تواند هم بار

کار و تلاش چندین ساله را به همراه داشته باشد و هم بار

معنائی تجربه و مهارت و تخصص را به همراه خود دارد.

لذا بر آن شدم که دیگر بجای کلمه بازنشسته، از کلمه پیشکسوت،

که شاخص این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، استفاده

نمایم. و به دلیل اینکه هنوز این کلمه، در جامعه جا نیافتاده است،

مانند کسانی که نامشان را تعویض می نمایند و تا مدتی، اسم قبلی

خود را در پرانتز همراه نام جدید می آورند، نگارنده نیز در کلیه

مقالات و نوشته های خود، سعی در بکار بردن این کلمه

پیشکسوت(بازنشسته) نمود.

پیشکسوت کیست؟

پیشکسوت در ویکی پدیا، به معنی این آمده است که : به هر کس

که در کاری سابقه و تجربه زیادی داشته باشد اطلاق می‌شود.

بدین سان به شکل سنتی افزایش سن افراد شاغل در کاری به دلیل

تجربه بیشتر پیشکسوتان آن حرفه و یا رسته ورزشی محسوب

می‌شود.

دقیقاً بر اساس تعریفی که آمده است، افراد باتجربه پرتلاش ادارات،

در کارشان سابقه دار و تجربه کافی دارند. و این می تواند، بر تلاش

و تجربه فراوان آنان صحه گذاشته و آنان را همیشه استوار و پایدار

نشان دهد.

چرا تغییر نام از بازنشسته به پیشکسوت ضروری است؟

در زمان های کودکی، هر موقع که می خواستیم کسی را مسخره نمائیم،

شروع به تحقیر آنان می نمودیم، و آنان را با القاب تنبل، بی عرضه

و … صدا می نمودیم. حال در زمانی که به سن پیشکسوتی می رسیم،

بجای اینکه از لقبی که شایسته باشد استفاده نمائیم، از کلمه بازنشسته

استفاده می شود که بار منفی بالائی دارد.

و زمانی که به فردی مرتب این کلمه گفته شود، مثل تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) در ذهنشان این امر مشتبه می گردد که تا کنون

نیز نشسته بودند و الان مجدداً فقط برای گرفتن ابلاغ حکم، از جای خود

برای مدتی کوتاه بلند شده و مجدداً در جائی دیگر می نشینند.

همانگونه که برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید نسبت به اصلاح واژگان

خود اقدام نمائیم، پس باید برای تغییر در شرایط و روحیه و فرهنگ

گنجینه های نیروی انسانی، لازم است که ابتدا، از لقب خوب و پسندیده

پیشکسوت بجای لقب دارای بار منفی “بازنشسته” استفاده نمائیم تا قدم

به قدم، نسبت به اصلاح و تغییر وضعیت این خوبان روزگار، پیش

برویم.

چطوری باید این تغییر نام به صورت یک فرهنگ درآید؟

زمانی که به کانون های بازنشستگی و صندوق های بازنشستگی سر

میزنم و جویای احوال این عزیزان می شوم، بعضی از آنها از بکار

بردن کلمه پیشکسوت بجای بازنشسته توسط اینجانب دچار تعجب

می گردند و برخی از این عزیزان نیز مطابق مواردی که متأسفانه

برای تعدادی از پیشکسوتان(بازنشستگان) وجود دارد و در همه چیز،

بجای اینکه موارد مثبت آن را درک نمایند، از یافتن موارد منفی در

آن استفاده نموده و از نگارنده جویای سّرِ این کلمه می شوند و

می پرسند، آیا می خواهم با تعویض نام آنان را بفریبم و بقول معروف

“کاسه ای زیر نیم کاسه است یا خیر”؟

اما براستی چیست که چنین افکار منفی را در ذهن این پرتلاشان

دیروز و زحمتکشان فعلی پر رنگ نموده است؟

امید است که با تعویض این نام و همراهی کلیه عزیزان و خدمتگزاران،

بتوانیم خیلی سریع این تغییر را سراسری نمائیم و بار مثبت آن را به

این گنجینه های نیروی انسانی اهدا نمائیم و خوشحالی و نشاط

پیشکسوتان(بازنشستگان) را شاهد باشیم.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

در زمانی که مشغول تحقیق و بررسی وضعیت عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بودم، با فرزندان یا افرادی مواجه می شدم که از افراد

پیشکسوت(بازنشسته) به عنوان افرادی عجیب و غریب نام می بردند.

هر چند که هر فردی که چند سالی را پشت سر گذاشته باشد،

می داند که افراد پیشکسوت(بازنشسته) به خاطر اینکه سالیان دراز

تجربه و مهارت را در کوله بار خود دارند، افرادی خردمند و دنیادیده

می باشند.

             
  یا در یکی از کلاس ها، وقتی استاد می خواست وضعیت چیزی را

برایمان تشریح نماید، از جمله پیرمرد 101 ساله، نام برد. در همان

زمان به این اندیشیدم که چه علتی دارد که برخی از افراد، این عزیزان

را با چنین نگاهی، می دیدند. و به چه علت است که چنین باورهای

اشتباهی در جامعه وارد شده است.

 
لذا در این مقاله سعی بر آن دارم که به این بحث بپردازم و افراد

پیشکسوت(بازنشسته) را از نگاه دیگران بنگرم.

فرد عجیب و غریب کیست؟

عجیب در لغات به معنی شگفت آور، شگرف، هرچه که از آن تعجب

کنند، آورده شده است و غریب به معنی کسی که با جائی یا افراد

آشنا نیست گفته می شود و فرد عجیب و غریب به فردی اطلاق

می شود که حرکات شگفت آور و تعجب آوری که از افراد آشنا، آن

حرکات قابل پذیرش نیست، سر می زند.

فرد با تجربه و جهاندیده کیست؟

تجربه در لغت به معنای آزمون و آزمودن آمده است و فرد با تجربه

به فردی گفته می شود که سالیان متمادی به کاری مشغول و در

آن کار، یا در مسائلی، مهارت های زیادی بدست می آورد.

فرد با تجربه در لری نیز به آن کوم سوخته گفته می شود.

            
چرا در دوران پیشکسوتی، تجربه باید بیشتر به چشم بیاید؟

فرد پیشکسوت(بازنشسته) با توجه به اینکه سالیان سال، سابقه کار

و تلاش دارد و در این مدت به مهارت، تخصص و دانش های لازم دست

یافته است، پس فردی است که دنیا دیده و جهان دیده می باشد. و

حرکات و رفتار این فرد جهان دیده می بایست با مهارت و تخصص و دانش

او همنواخت باشد. لذا نسل های جدید، به فرد پیشکسوت(بازنشسته)

بدین صورت می نگرد. و همان گونه که از قاضی و وکیل انتظار نمی رود

که قانون را زیر پا بگذارند، از فرد پیشکسوت(بازنشسته) نیز دیگران انتظار

ندارند که رفتارهایی که از نظر آنان قابل تأمل نمی باشد سر بزند.

 
البته لازم به ذکر است که تفاوت سن بین فرد پیشکسوت(بازنشسته)

و فرد جوان وجود دارد و بسیاری از این اختلاف نظرها بواسطه همین

تفاوت سن و تفاوت فرهنگ می باشد که در دوران ما، فرهنگ و روش ها

با دوران فعلی بسیار متفاوت بوده است و خواسته های ما، با

خواسته های نسل جدید، کاملاً متفاوت بوده است، پس لاجرم، اختلاف

نظرهائی بوجود می آید. لکن، هنر آن است که بتوان، این اختلاف نظرها

را بصورت خیلی مسالمت آمیز و خیلی منطقی به نظر هر دو طرف،

حل گردد.

چطوری، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خردمندی خود

را به دیگران نشان دهیم؟

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، این دید، تنها نیازمند آن است

که هر دو طرف(نسل جدید و پیشکسوت(بازنشسته)) تفاوت های

نسل و فرهنگ را بپذیرند و هر دو طرف سعی ننمایند که طرف مقابل

را با خواست خود هماهنگ نمایند و به طرف مقابل این نکته را متوجه

نمایند که ما درست عمل می کنیم و آنها، اشتباه می کنند.

              
چه بسیار حرکاتی که ما انجام دادیم و در آن زمان فکر می کردیم که

درست ترین کار ممکن را انجام می دادیم و بعد از مدتی، متوجه شدیم

که آن کار، بدترین کاری بوده است که ما در آن زمان می توانستیم

انجام دهیم.

           
پس لطفاً بر روش درست توسط خودمان(تأکید ننمائیم)، شاید بعداً به

اشتباه رفتار کردن خود آگاه شویم.

           
و مسئله دیگر آن است که درست است که با افزایش سن، شاید کمی از

حوصله ما کمتر شود، اما این کم حوصله گی ما، هیچ ارتباطی به

دیگران ندارد و آنها مقصر این افزایش سن ما نیستند. پس باید درموقع

برخورد با آنان، اگر متوجه نبودند که با چه کسی مواجه هستند، لازم

نیست با رفتار متفاوت، این مسئله را به آنان یادآور شویم. بر عکس از

یک فرد خردمند و با تجربه، رفتارهای متناسب با هر فرد، انتظار می رود

که به جا آورده شود.

           
  مسئله دوم، این است که بیماری ما، ناشی از سبک زندگی غلط ما

بوده است، و آن نیز ارتباطی با دیگران ندارد، لذا مقصر جلوه دادن آن ها

در این مسئله نیز، کاری از پیش نمی برد و تنها، حمایت آنان را از ما کم

می نماید، لذا بهینه است که در موقع بیماری، ابتدا وضعیت خود را درک

و بپذیریم و بدون انتظار از دیگران، خود در جهت رفع آن بیماری و درمان

آن قدم برداریم.

الان باید چه کار کنیم؟

حال که متوجه شدیم به چه صورت باید در این دوران طلائی-

پیشکسوتی(بازنشستگی)- رفتار نمائیم، از همین لحظه، نسبت

به تغییر رفتار و استفاده بهینه و مفید از عمر باقیمانده اقدام نمائیم.

                 
در همه خانواده ها، دیگران از افراد پیشکسوت(بازنشسته) انتظار دارند

که همچنان بزرگ خانواده بوده و در خانواده با رفتار و سخنان گهربار

خود، خانواده ای شاد و با نشاط را گرد هم آورده و از بودن در کنار

یکدیگر لذت ببرند. و به قول معروف، از بزرگان می خواهند که بزرگی

نمایند و بزرگی خود را به رخ همه بکشانند. و این بزرگی نمودن، با

برخی از رفتارهایمان، شاید سازگاری نداشته باشد. پس باید در صدد

تغییر آن رفتارها که خود به آن آگاه هستیم برآئیم.

        
و بر اساس حدیثی، که نقل شده است:

                      
امام حسن (علیه السلام) فرمود: و اعمل لدنياك‏ كانك تعيش ابدا

و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا. منبع: بحارالانوار ، ج / 44 ص . 138

          
برای دنیایت طوری زندگی کن که انگار تا ابد زنده‎ای و برای آخرتت

طوری زندگی کن که انگار فردا خواهی مرد!

            
ما باید نسبت به رفتارهایمان بیشتر دقیق بوده و این باور غلط در

جامعه را که فرد پیشکسوت(بازنشسته) رفتارهای غیر منطقی و

غیر اصولی دارد، را کلاً از ذهن همه خارج نمائیم.

          
به امید آن روز

          
ولی بختیاری

       
مدرس و مربی مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

         
سایت گنیجه نیروی انسانی         
vbakhtyari@gmail.com

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

با مسئول امور بازنشستگی اداره که صحبت می کردم، ایشان اظهار

می داشت که حدود 10 سال در این شغل مشغول خدمت است، و

همه ساله تعدادی از افراد بدلیل اتمام زمان اشتغال پیشکسوت

(بازنشسته) می شوند، و ایشان که فردی منظم و خوب است، بخاطر

اینکه استرس این حکم پائین بیاید، معمولاً از یکسال جلوتر، چند وقت

یکبار، علائم را به فردی که در شرف پیشکسوتی(بازنشستگی) است،

میرساند. علیرغم این علائم، ایشان اظهار می داشتند تنها 1% از

افرادی که حکم ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) به ایشان تحویل

می شد، از این وضعیت شاد و خندان بودند و بقیه، مثل اینکه یک

سطل پر از آب یخی بر روی سر آنان ریخته شود، در لاک خود

فرو رفته و اظهار ناراحتی خود را به خوبی نشان می دهند.

براستی چرا این گونه است، در صورتی که در کشورهای دیگر،

فرد با گرفتن این حکم، جشن بزرگی برای خود بر پا می نماید،

زیرا که توسط سیستم، امکانات فراوانی برای آنان تعبیه شده است

و فرد با گرفتن این حکم، اجازه استفاده از این امکانات را دریافت

می دارد.

حالا باید از آن 99% پرسید، که چرا دریافت این حکم چنین

سنگین و ناراحت کننده است؟

و آن 1% منتظر چه اتفاقی بودند، که با گرفتن حکم، اظهار

خوشحالی می نمودند؟

آیا براستی این حکم  پیشکسوتی(بازنشستگی) است که ما را دچار

چنین دگرگونی می سازد، یا عملکرد ما در طول زمان اشتغال و

عدم برنامه ریزی برای چنین روزی سبب این دگرگونی شده است؟

آیا برای اینکه به این دره سقوط نکنیم، راهی وجود دارد؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این دگرگونی نظری بیفکنیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

دره افسردگی چیست؟

دره به شکاف ما بین دو کوه گفته می شود که فاصله بین دو کوه

را پر می نماید.

و مشخص است که دره افسردگی بعلت اینکه افرادی که وارد این

فضا می شوند، به سختی می توانند خود را با شرایط منطبق نمایند،

این لقب به این وضعیت از طرف بعضی نفرات، اختصاص یافته

است.

یکی از کارشناسان جامعه شناس در این باره گفته است که شخص

به محض ورود به این دوران، بعلت مسائل اقتصادی، مسکن،

جسمی و … دچار افسردگی شده و به دره افسردگی سقوط می نماید.

آیا به واقع چنین دره ای وجود دارد؟

دره افسردگی، یا همان افسردگی خودمان، وضعیتی است که

شخص بعلت های گوناگون وقتی که شرایط بر وفق مراد نباشد،

وارد آن شده و در برخی مواقع، امکان عبور از آن مهیا نیست.

حال اگر وارد این دره شویم، چطور. آیا واقعا امکان عبور از این

دره وجود ندارد.

چرا باید از دره افسردگی دور حذر نمائیم؟

همانطور که خودتان می دانید، پیشگیری همیشه بهتر و کم هزینه تر

از درمان است. اگر ما بتوانیم به طرق های مختلف، به دره

افسردگی وارد نشویم، یا طوری مسیر خود را تعیین نمائیم، که این

دره در  حاشیه راه ما قرار گیرد، به مراتب از کسانی که در سر

راه خود، به این دره وارد می شوند و بعضی از افراد حاضر نیستند

از این دره خارج شوند، زندگی راحت تر و شاد و با نشاط تری

را تجربه می نمایند.

پس تا می توانیم باید سعی کنیم که داخل این دره نشویم، چون

همانگونه که در مقالات قبل و کتاب “الهی پیر شی” عنوان نمودم،

افسردگی کلید ورود بیماری های به بدن است، و اگر کسی وارد

افسردگی گردد، باقی بیماری ها هم فضا را مساعد دیده و به این

بدن وارد می شود. لذا عقل سلیم حکم می کند که تا می توانیم

جلوی ورود بیماری ها را به بدن بگیرم و در مرحله اول باید از

ورود خودمان به دره افسردگی جلوگیری نمائیم.

حال چگونه باید این کار انجام گردد.

چطوری می توان شادی و نشاط را به دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دعوت نمود؟

کافی است که در ابتدا این دره مخوف را شناسائی نموده و با

راه کارهای ارائه شده در کتاب و مقالات اینجانب که در سایت

هست، مراجعه نمائید.

اهم موضوعات آن عبارت است از: توکل بر خدا داشتن و ایمان

و اعتقاد به ذات احدیت، میتواند ما را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از سقوط به این دره برحذر دارد.

ورزش کافی مناسب وضعیت فعلی خود داشته باشیم و تغذیه سالم

و مقوی و متناسب با وضعیت جسمی و روحی خود استفاده نمائیم.

از بیکاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شدیداً خودداری نمائیم

و برای خود کاری متناسب با وضعیت خود مهیا نموده و در صدد

انجام آن برآئیم.

در راستای غنی سازی اوقات فراغت خود، به بهترین شکل ممکن،

برآمده و از این زمان بدست آمده، استفاده لازم را ببریم. و تا حد

امکان در کارهای اجتماعی و فرهنگی عمومی، مشارکت داشته باشیم.

از بمب های انرژی، خنده و نوه استفاده مناسب و بهینه را ببریم و

در هر زمان، خنده را از لبان خود دور نسازیم.

امیدوارم از همین امروز سعی نمائید، که پایتان به دره افسردگی

باز نشود، یا اگر به این دره سقوط نمودید، بدانید که این هم بخشی

از راه است، و قرار نیست مقصد باشد، باید سریعاً از آن خارج

گردید تا لطمات جبران ناپذیری بر شما وارد نشود.

شاد و با نشاط و موفق باشید.

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یکی از مسائلی که در مصاحبه ها با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به

چشم می آمد و توجه من را به خود جلب نمود، انکار توانائی و انکار

برگشتن به سلامتی در این قشر عظیم است.

این انکار که در دوران زیبا و با طراوت پیشکسوتی(بازنشستگی)

رخ میدهد، بسیار شکننده و خرد کننده می باشد و این مسئله است که

نگارنده را در برخی از مذاکرات با گنجینه های گرانبهای نیروی

انسانی، ناکام گذاشته و آنان متأسفانه گفته های خود را مرتب تکرار

می نمودند و در زمانی که عرصه را بر خود تنگ می دیدند بجای

قبول اشتباه و رد انکار، صحنه مذاکره را ترک می گفتند.

لذا بر آن شدم که در این مقاله به این مسئله نگاهی بیندازیم.

انکار چیست؟

انکار در معنی معادل ابا، تکذیب، امتناع می باشد و به عبارتی، انکار

یعنی در عین اینکه میدانم اشتباه میکن، اما باز خودم را گول میزنم،

مانند کسی که خودش را به خواب زده، و متأسفانه به هیچ وجه چنین

شخصی را نمی توان از خواب بیدار نمود، زیرا که فرد اصلاً خواب

نیست.

انگار یعنی اینکه به خودمان فرصت دیدن واقعیتها را ندهیم. و تنها

مسائل و چیزهائی را مشاهده کنیم، که انتخاب خودمان است، نه واقعیت.

انگار یعنی اینکه به هیچ وجه خودمان را نبینیم و همیشه عوامل بیرونی

را در رسیدن ما به این وضعیت مقصر بدانیم.

چرا انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم شناخته

می شود که به فرد اجازه نمیدهد که موانع و معایب وضعیت خود

را درک و در جهت رفع آن قدم بردارد.

افراد پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که به ایشان گفته می شد که

شما باز می توانید با کمی تغییر در سبک زندگی، زندگی شاد و

بانشاطی را برای خود فراهم نمائید، شروع به انکار این وضعیت

نموده و در جواب اعلام می داشتند که خیر، آب رفته به جوی باز

نمی گردد. و امکان برگشتن شادی و نشاط به زندگی آنان، بعد از

رفتن، و برگشتن قوای جسمانی، بعد از تحلیل رفتن امکان پذیر

نمی باشد.

و این عزیزان متأسفانه خودشان اظهار می داشتند که دیگر فرصت

هیچ گونه عملی را ندارند و با این وضعیت باید بسازند و همیشه منتظر

وضعیت وخیم تر از وضعیت فعلی خودشان باشند.

براستی، چنین است؟ واقعاً زمانی که قوای جسمی تحلیل رفت، دیگر

برگشت ناپذیر است؟

زمانی که شادی و نشاط، از زندگی رخت بربست، دیگر امکان

بازگشت شان، به زندگی فراهم نیست؟

لطفاً چند دقیقه به سئوالات فوق تفکر نمائید و جواب این سئوالها را

برای خود معین نمائید.

اما به نظر نگارنده چنین چیزی امکان پذیر است، زیرا که درست مثل

زمانی که در کاری خسته می شوید و با مقداری استراحت، انرژی

رفته دوباره به بدن بازمی گردد، به همان صورت، می توان قوای

جسمانی را که تحلیل رفته، دوباره بازسازی و احیا نمود.

دقیقا مثل همان گونه که بر روی چندین تن از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) این عمل انجام شد، و فردی که به هیچ وجه، توانائی

مسافرت رفتن و تفریح را نداشت، تنها با کمی مذاکره، اکنون، مثل

جوانی شاداب و فعال، مرتب به مسافرتهای گوناگون رفته و جالب

توجه اینکه، از مسافرت های خود، نیز عکس و فیلم تهیه می نماید.

واقعاً چه اتفاقی می افتد برای آن پیشکسوت(بازنشسته) 110 ساله(شرح

حال این عزیز در کتاب الهی پیر شی آمده است)، که تنها نیازمند مجوز

شکار از طرف دولت است، تا دوباره به تفریح خود(شکار) رفته و یادی

از دوران جوانی خود نماید.

خوب تفاوت این عزیزان، با عزیزانی که خودشان را باور ندارند در

چیست؟

تنها و تنها، انکار خودشان و توانائی های خودشان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) است که چنین وضعیت را برایشان

رقم می زند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) انکار را کنار

گذاشت؟

با توجه به اینکه انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

منجر به بیماری های روحی و جسمی گردد، لذا برطرف نمودن آن

بسیار مهم و حیاتی است.

فردی که خود را به خواب زده، چگونه می توان از خواب بیدار نمود؟

پاسخ مشخص است، فرد باید خودش بخواهد که بیدار شود و یا مسئله ای

برایش بوجود آید که بیدار شدنش را ضروری می نماید. مانند مشکلی

جدی برای اطرافیان، یا خودش

به همین طریق نیز فردی که دچار انکار شده است، تنها بوسیله خودش

می تواند از این دام رهائی یابد.

کافی است که بخواهد مسئولیت زندگی خودش را خودش به عهده بگیرد

و از مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی دست بردارد. و در جهت اصلاح

عیوب و برجسته نمودن هنر و توانائی خود قدم بردارد.

دیده ز عیب دگران کن فراز  

                         صورت خود بین و در او عیب ساز          

نظامی                                                                                         

چه موقع باید رفع انکار نمود؟

در خصوص این معضل، هر چه سریعتر بتوانید این مسئله را از درون

خود بیرون نموده و خودتان و توانائی هایتان را ببینید و بدانید که غیر از

وقت و زمان، هر چه که از دست برود، دوباره میتوان آن را برگرداند.

بسیاری از خود کم بینی ها و مسائلی که برای هر فرد پیشکسوت

(بازنشسته) در این دوران، به صورت غیر قابل حل مطرح گردیده،

قابل حل می گردد. و زمانی که مسئله حل شود و توانائی و قدرت عودت 

گردد، اوج سلامتی و شادابی و نشاط فرا میرسد.

 لکن همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

به امید روزی که هر پیشکسوتی(بازنشسته ای) بتواند در بین اطرافیان

خود چنان نگین درخشان بدرخشد و اطراف خود را منبع نور و

روشنائی و شادابی و نشاط نماید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

در نزدیکی منزل ما، یک مغازه کبابی وجود دارد، و صاحب

آن که مردی 95 ساله است، هر زمان که وارد آن مغازه

می شوم، با ایشان سر استفاده از دستگاه کارت خوان،

بحث داریم. زیرا که ایشان حاضر نمی شوند که یک

دستگاه کارت خوان در مغازه خود نصب نماید و همیشه

می گوید “هر کسی که کباب می خواهد باید پول نقد

بدهد و اصلاً حاضر نیستم یک دستگاه کارت خوان که

نمیدانم چطوری کار می کند در مغازه نصب کنم” و زمانی

که با ایشان شروع به گفتگو می کنم که دستگاه کارت

خوان به چه صورت کار می کند، باز هم حاضر نیست به

صحبت های نگارنده گوش دهد و می گوید “من با تکنولوژی

کاری ندارم”. و من هم به خاطر اینکه کمی تبسم بر لبانش

جاری بنشانم، به او میگویم پس لطف کنید و سوار خودرو

نشوید، زیرا که خودرو نیز یک تکنولوژی جدید است و باز

هم ایشان قبول نمیکند و می گوید که سوار شدن بر خودرو

را چاره ای ندارم، اما پول را چاره ای دارم و آن پول نقد است.

بالاخره بعد از چند سال، هنوز سر مسئله کارت خوان با

ایشان بحث داریم.

و من به این فکر رفتم که چرا جوانان قدیم، پیشکسوتان

(بازنشستگان) فعلی، حاضر نیستند که همراه با تکنولوژی

از آن استفاده نموده و پا به پای آن به جلو بروند.

در این مقاله قصد داریم به این قضیه نگاهی بیندازیم.

استفاده از تکنولوژی جدید چیست؟

ابتدا معنی تکنولوژی را بدست می آوریم و سپس به سراغ

استفاده از آن می رویم.

تکنولوژی (TECHNOLOGY) که یک لغت یونانی است از دو

قسمت TECHNO به معنی هنر و LOGIA به معنی علم و

دانش است، و معنی کلی آن تکنولوژی یا فناوری: شیوه و

شگرد ساخت و کاربرد ابزار، دستگاه‌ها، ماده‌ها و فرایندهایی

است که معضل های انسان را برطرف می کند به عبارتی،

تکنولوژی فعالیتی انسانی است و از همین رو کهن تر از

دانش و مهندسی است.

چرا استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ضروری است؟

همزمان با گذر عمر، تکنولوژی نیز بواسطه پیشرفت علم،

به سرعت تغییر می یابد و دستگاه ها و ابزار جدید به بازار

آمده و هر دستگاه مشخص است که از دستگاه های قبل

به مراتب پیشرفته تر و کارآئی بیشتر دارد.

به عنوان مثال، در زمان قدیم، لباس شوئی نیز وجود داشته،

لکن در حال حاضر، لباس شوئی ها، با تکنولوژی جدیدتر،

سرعت بالاتر، مصرف انرژی پائین تر، شستشوی بهتر،

برنامه های بیشتر، حجم بالاتر و مقاوم تر در معرض استفاده

می باشند.

اگر ما نخواهیم استفاده از این ماشین لباس شوئی را

آموزش ببینیم و در موقع لازم از آن استفاده نمائیم، باید

هزینه های مترتب بر آن، از قبیل، مصرف برق بالاتر و در

نتیجه قیمت بالاتر برای برق، مدت زمان بیشتر برای

شستشو، و باز قیمت برق بالاتر، مصرف بیشتر مواد

شوینده، و در نتیجه مصرف بیشتر مواد شوینده و از همه

مهمتر، شستشوی بدتر از دستگاه های جدید را باید

شاهد باشیم.

در برخی از موارد نیز مشاهده شده است که برای تعمیر

یک وسیله قدیمی، بعضی اوقات چندین برابر قیمت یک

دستگاه جدید را باید بپردازیم (البته در صورتی که قطعات

آن دستگاه یافت شود) تا آن دستگاه دوباره به کار خود

ادامه دهد، در غیر اینصورت، آن دستگاه را باید حداقل

بعنوان یکی از وسائل بی استفاده درمنزل نگهداری نمود.

در مواردی نیز، زمانی که فرزندان به مکانهای دور، یا

کشورهای دیگر سفر می کنند، بجای اینکه مرتب با تلفن

فقط جویای احوال آنان باشیم، می توانیم با استفاده از

تکنولوژی هرشب علاوه بر اطلاع از وضعیت روحی و

جسمی آنان، بصورت کاملاً زنده، آنان را نیز مشاهده نمائیم.

حال سئوال اینجاست، که چرا ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) نباید از وسائل و امکانات جدید استفاده نمایند؟

شاید بعضی از پاسخ ها بدین شکل باشد:

  • 1- مگر چند سال دیگر عمر می کنیم که بخواهیم لوازم
  • خود را با تکنولوژی روز، پیش ببریم؟

خوب مشخص است که جواب این سئوال را اگر مقالات و

سایت اینجانب را پیگیری بفرمائید، بارها و بارها، در جای

جای، آن توضیح دادم و عرض داشتم که حداقل هدف

زندگی در این سایت و پیشکسوتانی که اینجانب افتخار

آشنائی با آنان و ارائه کتاب خودبه آنان را داشتم،

یکصد 100 سال در نظر گرفتیم، و خوب می دانید که با

یک حساب سرانگشتی می توان به فاصله تا این سن،

رسید که اگر حداقل بالای 5 سال باشد، باز هم بهینه

است که نسبت به تعویض وسائل قدیم خود با وسائل

جدید در صورت نیاز، اقدام نمائیم.

  • 2- نمی توانیم نوشته های روی راهنمای آن را مطالعه
  • و در نتیجه نمی توانیم عملکرد آن را به خوبی بدانیم؟

در این مورد نیز، اکثر راهنماهای دستگاههای فروخته شده

در ایران، بصورت فارسی نیز تهیه شده است که می توان

از نسخه فارسی آن استفاده نمود، و اگر به زبان های دیگر

نیز باشد، در همان محل خرید، می توان نحوه استفاده از

آن دستگاه را از فروشنده یا درموقع نصب و راه اندازی، از

نصاب آن وسیله آموخت و نسبت به استفاده مناسب از آن

اقدام نمود.

  • 3- این دستگاه ها دیگر به درد ما نمی خورد و ما
  • می توانیم بدون این دستگاه ها نیز ادامه زندگی
  • داشته باشیم؟

جواب این سوال نیز بدین شکل است که چرا ما از خودرو

استفاده می کنیم، غیر از این است که سرعت ما را در

رسیدن به اهداف افزایش داده و سهولت را نصیب ما

می کند. و چه کسی لایق تر از پیشکسوتان که از این

سهولت و افزایش سرعت استفاده نمایند. پس بهینه

است که از دستگاه های ارائه شده جدید، استفاده لازم

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) انجام شود.

  • 4- خرج های مهمتر از خرید تکنولوژی داریم تا به آن ها
  • بپردازیم، اگر پولی بدست آمد و نیاز نداشتیم، حتما از
  • تکنولوژی استفاده می نمائیم؟

در اینجا، سوال اصلی این است که چه کسی یا چه چیزی

از خود شما، برای شما مهم تر است، اگر می فرمائید

فرزندان که باز هم متأسفانه مجبورم با شما مخالفت کنم،

و عرض کنم، خیر، تنها کسی که برای شما مهم است،

تنها خود شما هستید. و اگر شما بتوانید همگان با پیشرفت

تکنولوژی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن

استفاده نمائید، می توانید خیلی سریعتر و سهل تر، از

مخارج کم نموده و اعتبار برای خرج های دیگر، تأمین نمائید.

چگونه استفاده از تکنولوژی جدید را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) یاد بگیریم؟

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، این آموزش

را می توان از کتابچه های راهنمای دستگاه ها استفاده نمود.

یا از فروشندگان در موقع خرید دستگاه این اطلاعات را به

دست آورد و استفاده نمود.

یا در موقع نصب و راه اندازی، از نصاب دستگاه، نحوه استفاده

و عملکرد دستگاه را سئوال نمود و از کارآئی آن اطلاع کسب

نمود.

یا در صورتی که هیچ یک از موارد فوق میسر نگشت، میتوان

بصورت مقطعی از فرزندان و اطرافیان سئوال و پس از چند بار

استفاده، عملکرد دستگاه را شناخته و خود نسبت به راهبری

آن اقدام نمائیم.

الان چه کار باید انجام بدهیم؟

حال با توجه به موارد فوق، از همین امروز، در صورت امکان،

شروع به استفاده از تکنولوژی روز نمائید، زیرا که هر چه از

این تکنولوژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده

نمائیم. شادی و نشاط و سلامتی در زندگی افزایش یافته و

وقت بیشتری برای درکنار هم بودن با خانواده را می توان

شاهد بود.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که بحث احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به میان می آید، کسانی که به این مرحله

از زندگی دست نیافته اند، در ذهن خود، عزیزان

بزرگسالانی را مجسم می نمایند که مشغول ایرادگیری،

یا گوشه ای خزیده و در خود مشغول بودن تصور

می شود در صورتی که این تصاویر همگی مربوط به

تصورات افراد است و در واقعیت وجود خارجی ندارد یا

اگر هم وجود داشته باشد، بصورت خیلی اندک و

انگشت شمار شاید به چشم آید.

امروز که بالاخره بعد از جابجا کردن برنامه ها، توانستم

خود را به نمایشگاه کتاب برسانم، بسیاری از

خردمندان(بازنشستگان) گرامی را دیدم که همپای

جوانان در غرفه های کتاب، در جستجوی مطالب مورد

نیاز خود بودند و چنان با شور و اشتیاق به این کار

مبادرت می ورزیدند که شاید کمتر جوانی را می دیدی

که به مانند آنان در جستجوی گمشده خود در بین کتابها

و غرفه ها به جستجو می پرداختند.

احساس چیست؟

 

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و در

چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی

تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات

به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف

احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد

استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به

معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی

این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات

بکار می‌رود

و این احساس اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به وقوع بپیوندد، چاشنی تجربه و مهارت نیز به آن اضافه

شده، و احساس همراه با تجربه، می تواند بسیار

شیرین تر و زیباتر خود را نمایش دهد.

چرا احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در یکی از کلاس هائی که شرکت داشتم، استاد در

بیاناتی فرمودند که زمان استراحت در بدن، به سه

مرحله تقسیم می شود، در مرحله اول که مشغول

کار هستیم، خستگی به ندرت ظاهر می شود، در

مرحله دوم بدن خسته می شود، لکن انگیزه ای اجازه

استراحت به بدن نمی دهد و بدن همچنان به فعالیت

و کار و تلاش خود ادامه می دهد. در مرحله سوم،

دیگر آن انگیزه هم توان یاری بدن را ندارد و بدن بالاجبار

باید استراحت نماید، در غیر اینصورت لطمات جبران

ناپذیری بر بدن وارد می شود.

حال در مرحله اول که همان دوران اشتغال است،

معمولاً بدن به ندرت خسته شده و جسم همچنان به

کار و تلاش خود ادامه می دهد(البته بگذریم کسانی

که از همان مرحله اول به افکار خود را به سمت مرحله

سوم برده و خود را خسته و نالان نشان می دهند).

در مرحله دوم، که مرحله اولیه پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، اگر بدن، انگیزه لازم را نداشته

باشد، همزمان با دریافت ابلاغ بازنشستگی، بدن

احساس می کند که نیاز به استراحت دارد و اگر این

استراحت در این وضعیت به وجود آید، می تواند باقی

عمر را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد و شاید دیگر

نتواند به کار و تلاش ادامه دهد. اما اگر بعد از ابلاغ

حکم، احساس و انگیزه لازم وجود داشته باشد، فرد

همچنان پرتلاش و قوی به راه خود ادامه می دهد و

فقط محل کار خود را تعویض می نماید. و این همان

کاری است که شاید برای بعضی از عزیزان باید انجام

می شد و تا کنون انجام نشده است. زیرا که نسل

جوان در این موقعیت نیازمند تجربیات و مهارت افراد

پیشسکوت(بازنشسته) است. و بهینه است که این

عزیزان بتوانند با آموزش مهارت ارتباط مؤثر، تجربه خود

را در اختیار نسل بعدی قرار دهند.

و در مرحله سوم نیز، که بدن نیاز به استراحت پیدا

می کند، بدن کافی است مدتی در استراحت به سر ببرد

تا بتواند دوباره انرژی و توان خود را بازیابد و به کار و

تلاش خود مجددا با شرایط جدید ادامه دهد.

چطوری احساس خوبی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

شاید برای برخی از گنجینه های نیروی انسانی پیش

آمده باشد که با ورود به دنیای طلائی و زیبای دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) احساس خوبی در باره

خود یا زندگی نداشته باشید.

بخاطر اینکه احساس خوبی در این دوران طلائی و زیبا

داشته باشیم، باید به یکسری از نکات اشاره داشته

باشیم.

این نکات عبارتند از:

  • 1- توکل به خدا داشته باشید: در مرحله اول اگر ایمان
  • و توکل به خدا داشته باشید، می دانید که خدا هیچ
  • وقت برای بنده خود، موقعیت بد نمی خواهد، پس در
  • هر موقعیت سعی نمائید که به درس نهفته در آن
  • موقعیت را دریافته و شکرگزاری از خداوند را چند برابر
  • نمائید.
  •  
  • 2- صبر داشته باشید: اگر در هر اتفاق و رویدادی،
  • بجای اینکه خود را مضطرب نموده و به قفل بسته شده
  • نگاه کنید، به دری که قفل شده نگاه کنید و مقداری
  • صبر نمائید، احتمالاً موفقیت نیز در سایه صبر و تحمل
  • نصیب افراد خواهد شد.
  •  
  • 3- خود مراقبتی از افکار: همان گونه که خودتان به
  • خوبی آگاه هستید، مغز و فکر ما همیشه بدنبال بدترین
  • و مهلک ترین درسها از هر اتفاقی و رویدادی است،
  • پس ما باید مراقبت ویژه از افکارمان داشته باشیم و
  • اجازه منفی بافی و راه بیراهه رفتن به آن را ندهیم و
  • تا فکر منفی بر ذهن ما مبادرت ورزید، فوراٌ خود را
  • مشغول کار یا فعالیتی نمائیم و خود را از این افکار
  • رها سازیم.
  •  
  • 4- با خودتان دوست و رفیق باشید: شاید برای
  • شما هم پیش آمده باشد که در برخی از موارد، با
  • رفتارهائی که انجام می دهیم، بعضی از مسائل و
  • مشکلات را برای خود انتخاب نموده و بار مسئولیت
  • و نگرانی آن را به دوش می گیریم. باید قبول کنیم که
  • همگی حق اشتباه عمل کردن را داریم و در موقع
  • خطا و اشتباه عمل کردن، تنها کافی است که
  • مسئولیت آن را کاملاً پذیرا باشید و بجای اینکه مدام
  • یک اتفاق را در صد یا هزار یا میلیون ضرب نمائید و
  • بارها و بارها آن را مرور نمائید، خود را بخشیده و در
  • صدد دوستی بیشتر با خودتان برآئید.
  •  
  • 5- به توانائی خود ایمان داشته باشید: در هر
  • مسئله ای که اتفاق می افتد، به خودتان و توانائی
  • حل آن ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که هر
  • مسئله ای با درایت و رهبری شما خیلی سریع و
  • فوری و با حداکثر بهره وری و سود برای شما حل
  • خواهد شد.
  •  
  • 6- قابلیتهای بدن خود قبول نمائید: شما در هر سن
  • و سالی که باشید، مطمئناً یکسری قابلیتها در وجود
  • شما وجود دارد و یکسری از اعمال و رفتار از توانائی
  • شما خارج است، لذا شناسائی قابلیتهای بدنتان و
  • نیز شناسائی نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 7- قدم زدن در محل های دلپذیر: قدم زدن در
  • زمان هائی که احساس خوبی نداشته باشید،
  • می تواند استرس و ناراحتی را در شما کاهش داده
  • و اثرات فوری و لذت بخشی برای شما داشته باشد
  • و در رسیدن به احساس خوب شما را یاری دهد.
  •  
  • 8- خواندن کتاب: در بعضی از افراد، کتاب خواندن
  • می تواند احساس خوبی به آنان بدهد، مخصوصاً
  • اگر کتاب هائی باشد که قبلا آنها را خوانده و چنین
  • احساسی را تجربه نموده باشند.
  •  
  • 9- قابلیتهای بدن خود را قبول نمائید: شما در
  • هر سن و سالی که باشید، مطمئناً یکسری
  • قابلیت ها در وجود شما وجود دارد و یکسری از
  • اعمال و رفتار از توانائی شما خارج است، لذا
  • شناسائی قابلیتهای بدنتان و نیز شناسائی
  • نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 10- بخندید: سعی نمائید که حتی شده، به صورت
  • دروغین، بخندید، و جالب اینجاست که بدن، تفاوت
  • بین خنده دروغی و خنده واقعی را درک نکرده و به
  • ترشح هورمون های شادی اقدام نموده و همین کار
  • به ظاهر کم اهمیت می تواند احساس خوبی برای
  • شما در پی داشته باشد.

احساس خوب از چه زمانی شروع می شود؟

احساس خوب زمانی شروع می شود که احساس بد،

از وجود شما رخت ببندد، پس شما هر چه سریعتر

بتوانید احساس بد را از بدنتان بیرون نمائید، مسلماً

احساس خوب در این دوران می تواند راه گشای شما

باشد و اگر احساس خوب بر بدنتان جاری شود،

شما انگیزه لازم برای رسیدن به هر موفقیتی را

خواهید داشت.

پس دیگر لازم به توضیح اضافی نیست،

هر چه سریعتر دیو احساس بد را از خودتان دور، و احساس

خوب و دلنشین(سالم بودن، با تجربه بودن و ….) را

جایگزین آن نمائید و موفقیت های جدیدی برای خود

به وجود آورید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگی)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM