دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

همه ما، دست کم یکبار دوستی را تجربه کرده ایم و از آن خاطره

خوش یا ناخوش داریم. بعضی، چنان تجربه ناخوشایندی از دوستی

دارند که به “تنهایی” پناه می برند. بعضی از این افراد، تا جایی پیش

رفته اند که هرگونه دوست و دوستی را، چه خوب و چه بد، به یک

چوب رانده و آنان را مایه عذاب خاطر و ناآرامی جان دانسته اند. در

مقابل، کسانی هستند که زندگی خود را فدای دوست کرده اند و

معتقدند زندگی بی دوست، بی ارزش است و تنها اکسیر دوستی

است که احساس ارزشمندی در انسان به وجود می آورد که موجب

رشد می شود.

ما همواره نیازمند مشاوره، یاری، اظهار نظر و همدلی دوستان خود

هستیم. هر چه بر این سرمایه بیفزاییم و در بانک دوستی، حساب

جاری فعال تری داشته باشیم، به همان نسبت در زندگانی، کامرواتر

خواهیم بود. ما نباید و نمی توانیم، همه چیز را تجربه کنیم و همه

راه ها را بیازماییم و با آزمون و خطا، درست را از نادرست تشخیص

دهیم. دوست واقعی، مطمئن ترین راهنمای ما برای گذر از مسیر

آزمون ها و پرهیز از دچار شدن به خطاهای دیگران است. هیچ یک

از ما دوبار عمر نمی کند، تا یکی را صرف تجربه اندوزی کند و دیگری،

تجربه هایش را به کار گیرد و بر این اساس، زندگی شادی داشته

باشد.
آدمی می تواند بدون خویشانش به زندگی کامروای خود ادامه دهد،

اما بدون دوستان، داشتن زندگی موفق، ناممکن است؛ از این رو

“دوستی” از “خویشاوندی” برتر است. بنابراین، آن که از نعمت

دوست بی بهره است. از سرمایه اساسی زندگی محروم و از

رسیدن به خواسته هایش گرچه کوچک و محدود باشند، ناتوان

است. چنین کسی، درمانده حقیقی است، و از او درمانده تر،

کسی است که دوست یا دوستانی فراهم آورده باشد، اما نتواند

این سرمایه را حفظ کند و آن را از دست بدهد.

زمانی که کارمند به دوران بازنشستگی قدم میگذارد، تعدادی از

افراد، همچنان دوستان خود را نگه داشته و باز با آنان ارتباط دارند

و سعی مینمایند جلسات مرتبی و دوره ای را برای خود ترتیب

بدهند، لکن تعدادی دیگر که متأسفانه در تحقیقات اینجانب به کرات

دیده شده اند، خود را در خانه، یا گوشه ای محبوس و از هر گونه

ارتباطی حتی با دوستان و نزدیکان واطرافیان خود خودداری

مینمایند.

بخاطر همین در این مقاله بر آن شدم که این مبحث را بگشایم

و محاسن آن را بازگو نمایم.

دوست کیست؟

دوست کسی است که عمرش را در مصاحبت دیگری می گذراند

و با او در ذوقیات مشترک است، یا کسی است که در شادمانی

و غم های دوستش سهیم است.

دوست خوب کیست؟

دوست کسی است که همه کارهای تو برایش مهم باشد
دوست کسی است که در خوشی ها و ناخوشیها به او رو کنی
دوست کسی است که همه کرده های تو را بفهمد

دوست کسی است که حقیقت را درباره خودت به تو بگوید دوست

کسی است که بداند در هر حال چه بر سر تو می آید
دوست کسی است که با تو رقابت نکند
دوست کسی است که وقتی همه چیزبرای تو خوب است ازته

دل خوشحال شود
دوست کسی است که وقتی اوضاع خوب نیست بکوشد تو را

شاد کند
دوست کسی است که امتداد تو باشد و بدون او کامل نباشی

دوست واقعی شما کیست؟

یک دوست خوب ممکن است در بیمارستان به ملاقاتتان بیاید و

بگوید، “زود خوب شو” و برود.

اما یک دوست واقعی کنارتان می‌نشیند و می‌گوید، “تا زمانی

که خوب شوی کنارت خواهم بود!”

چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی ارزشمند است؟

خوب تا اینجا، دریافتیم که دوست کیست و دوست خوب و واقعی

چه کسانی هستند، اما چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی

تا بدین حد مهم و ارزشمند است، زیرا که اگر یک دوست خوب در

این دوران وجود نداشته باشد، امکان اینکه کم کم به گوشه نشینی

و خلوت گزیدن روی آوریم، بسیار فراوان است، و از دیگر سو، فردی

که به غیر از همسر میتوان با او نیز مصاحبت و گفتار نمود، دوست

خوب است.

بسیاری از عزیزان بازنشسته را مشاهده نموده ام که اکثراً با

دوستان خود روزگار گذرانده و خاطرات خوش گذشته را با خود مرور

می نمایند. و باز هم عزیزان بازنشسته دیگر را مشاهده و یا تلفنی

با ایشان گفتگو نمودم که وقتی صحبت از ملاقات با دوستان و ارتباط

با آنان به میان آمد، متوجه شدم که هیچگونه ارتباط و ملاقاتی با

هیچ یک از دوستان خود و یا همکاران خود ندارند، و مشخص است،

که وضعیت این عزیزان به چه صورت می تواند باشد.

با گذری بر زندگی دو گروه(عزیزان بازنشسته همراه با دوست، و

عزیزان بازنشسته دور از دوست) به خوبی میتوان دریافت که تفاوت

احساس، و شادی و نشاط و حتی سلامتی این دو گروه با یکدیگر

متفاوت میباشد.

چگونه میتوان در دوران بازنشستگی، دوست خوب را جذب

و نگهداری نمود؟

 
در بسیاری از سایت ها، و کتب، نحوه جذب دوستان خوب و نگهداری

آنان را به خوبی تشریح نموده اند، لکن باید توجه داشت که در دوران بازنشستگی، موضوع کمی متفاوت است، وبه قول یکی از اساتید،

می فرمود که وظیفه هر شی، با توجه به محل و موقعیت متفاوت

است. بعنوان مثال چراغی که در جلوی پارک نصب است، تنها

مأموریت آن، روشن نمودن فضا است، در صورتی که چراغی که در

انتهای پارک نصب است، نه تنها مأموریت روشن نمودن فضا، بلکه

وظیفه روشن نمودن فضا جهت تأمین امنیت فضا نیز بر عهده دارد.

پس بودن دوست در این دوران، بیش از هر زمان دیگر، وجودش لازم

میباشد. بنابر این در صورتی که بنا بر فرض محال تا کنون دوستی

برای خود انتخاب ننموده اید، حتماً به این کار اقدام و در صورتیکه

دوست نازنینی شما را در این مسیر(دوران بازنشستگی) همراهی

مینماید، نسبت به نگهداری از ایشان به نحو احسن، اقدام نموده و

قدر و ارزش او را بدانید.

حال درصورتی که دوستی ندارید، هم اکنون به پارک یا محلهایی که

محل تجمع عزیزان بازنشسته یا زمان هائی که از طرف اداره،

درخواست تشکیل جلسه ای داده میشود در آن شرکت نموده و

سعی نمائید برای خود، دوستانی در نظر گرفته و با آنان ارتباط

برقرار نمائید.

و در صورتی که دوستان خوبی برای خود دارید، به شما تبرک

میگویم، زیرا میتوانید بوسیله آنان، روزگار شاد و با نشاطی را برای

خود به ارمغان بیاورید و این شادی و نشاط را به همراه سلامتی

به خودتان و خانواده هدیه نمائید.