دوران بازنشستگی- بهترین زمان برای نوشتن

دوران بازنشستگی- بهترین زمان برای نوشتن

برگی از یك دفتر خاطرات

وقتی می‌نشینم و به گذشته فكر می‌كنم، یادم می‌آید هر روز

باید صبح‌ زود از خواب بلند می‌شدم و به سرِ كار می‌رفتم.

زمان‌هایی بود كه دلم می‌خواست در خانه بمانم و كارهایی را

كه دوست دارم انجام دهم. یكی از این كارها «نوشتن» بود.

دوست داشتم نیمروز در‌حالی‌ كه یك فنجان چای تازه دم سر

می‌كشم، خاطراتم را بنویسم و روی كاغذ با خودم درد دل كنم.

به داستان‌نویسی هم علاقه داشتم. وقتی جوان‌­تر بودم،

داستان كوتاهی درباره ­ی دو زن همسایه نوشتم.

اما معمولاً فرصت زیادی برای این جور كارها نداشتم. چون وقتی

از سرِ كار برمی‌گشتم، باید سرِ راه خرید می‌كردم، و تند و تند

ظرف‌های تلنبار شده در آشپزخانه را می‌شستم و برای شام و

ناهار فردا غذا درست می‌كردم. شبها هم همین كه به

رختخواب می‌رفتم، از خستگی خوابم می‌برد و فردا دوباره این

چرخه تكرار می‌شد. من و همسرم هر دو سخت كار می‌كردیم

تا بتوانیم مخارج زندگی خانواده ­ی شش نفره‌مان را تأمین كنیم.

آن روزها گذشت و حالا ده سالی می‌شود كه من بازنشسته

شده ­ام. 5 نوه دارم و بیشتر وقتم را تنها در خانه می‌گذرانم.

همسرم دو سال پیش فوت كرد.

حالا روزها و شب‌ها به اندازه‌ی كافی وقت دارم. برای انجام

كارهایی كه دوست داشتم و هیچ وقت فرصتش را نداشتم:

پرورش گل و گیاه در بالكن آپارتمانم، مطالعه­ ی كتاب، رفتن به

پارك، و البته نوشتن. بیشتر خاطراتم را می‌نویسم.

وقتی خاطرات خوش گذشته را می‌نویسم، انگار دوباره‌ آنها را

تجربه می‌كنم. دلشاد می‌شوم و حسابی از این یادآوری روحیه

و انرژی می‌گیرم. البته اوضاع همیشه اینطور نیست. بالاخره ما

خاطرات تلخ و بدی هم داریم! آنها را كوتاه‌تر می‌نویسم. گاهی

غمگین می‌شوم و در حال نوشتن آنها چند قطره اشك می‌ریزم.

همین دیروز بود كه پای نوشتن، گریه‌ام گرفت و چند صفحه از

دفترم خیس شد. مجبور شدم بگذارم جلوی پنكه تا خشك

شود! اما بعدش حسابی سبك شده بودم.

وقتی می‌نشینم و می‌نویسم، آرامش زیادی پیدا می‌كنم. كمتر

احساس تنهایی می‌كنم و دیگر زمان برایم كُند نمی‌گذرد. بارها

برای اینكه سواد خواندن و نوشتن دارم،‌ خُدا را شُكر كرده‌ام.

چون خواندن و نوشتن بهترین سرگرمی و مونس اوقات من

است

***

آنچه خواندید، نوشته‌های خانم الف. سین. یك بانوی 60 ساله­

ی بازنشسته است. او به تازگی تصمیم گرفته به كمك نوه‌اش

یك وبلاگ راه بیاندازد و نوشته‌هایش را در اینترنت منتشر كند.

شما هم شروع كنید

شما هم می‌توانید خاطرات خود را بنویسید. بله كافی است

قلم و كاغذ بردارید. یك سررسید یا دفتر زیبا با جلد محكم تهیه

كنید و از همین امروز شروع كنید.

شاید روزهای اول، دستتان برای نوشتن خیلی روان نباشد. اما

همین كه چند روز بنویسید، با این كار حسابی خو می‌گیرید و

دوست ندارید از آن جدا شوید. پیشنهاد می‌كنم حتماً امتحان

كنید و از این كار لذت ببرید.

با چی بنویسیم؟

1.پیشنهاد اولم قلم و كاغذ است. چون معمولاً در دسترس

است و نوشتن روی كاغذ به بیشتر افراد حسّ خوبی را منتقل

می‌كند. همچنین نوشتن با خطّ خوش و با نوشت‌افزارهایی

چون قلم خودنویس یا روان‌نویس ذوق هنری نویسنده را افزایش

می‌دهد و بسیار لذّت‌بخش است.

2.ممكن است برخی از شما با كامپیوتر، لپ‌تاپ، تبلت یا

موبایل هم كار كنید. فایده‌ی نوشتن با ابزار جدید این است كه

شما می‌توانید نوشته‌هایتان را ذخیره و ویرایش كنید، آنها را

انتقال دهید، در اینترنت منتشر كنید و اصطلاحاً با خوانندگان

دیگر به اشتراك بگذارید.

نكته­ مهم. بهتر است از كامپیوتر یا لپ تاپ استفاده كنید. چون

ابعاد آنها برای كار مناسب‌تر از موبایل یا تبلت است و هنگام كار

با آنها گردن، ستون‌مهره‌ها و عضلات كمتر خسته می‌شود.

همچنین از نظر دیداری صفحه­ ی نمایشگر آنها بزرگتر است و

چشم آزار نمی‌بیند.

چی بنویسیم؟

مطمئن باشید شما در مقام «یك بازنشسته­‌ی با تجربه» كه گذر

ایّام را دیده و چشیده‌اید، حرف‌های زیادی برای گفتن و نوشتن

دارید. تجربیات بسیاری كه اگر نقل و بیان شوند، افراد زیادی

می‌توانند از آنها در زندگی خود استفاده كنند. پس، از دوران

بازنشستگی و اوقات فراغت پیش‌آمده كمال استفاده را بكنید.

كافی است دست به كار شوید و شروع به نوشتن كنید!

حرف‌هایی كه قرار است بنویسید، خودشان می‌آیند!

چگونه بنویسیم؟

درس انشاء در مدرسه را یادتان هست؟ معلم موضوعی را

مشخص می‌كرد و می‌گفت درباره‌ی آن چند صفحه بنویسید.

حالا شما هم باید انشاء بنویسید. انشایی زیبا و خواندنی كه

البته در مقابل آن دیگر نمره، یا تشویق و تنبیهی در كار نیست!

پس از نوشتن، با نوشته‌ی خود چه كار كنیم؟

1.بخش‌هایی از نوشته‌ی خود را كه بیشتر دوست دارید،

انتخاب كنید و برای همسر یا فرزندانتان بخوانید.

2.با انتشار بخشی از نوشته‌های خود یا همه ­ی آن به صورت

جزوه یا كتاب، این امكان را فراهم كنید تا تعداد بیشتری از دوستان، خویشاوندان یا افراد دیگر آنها را بخوانند.

3.همچنین می‌توانید مانند خانم الف. سین. برای خودتان

وبلاگی راه بیاندازید و نوشته‌هایتان را در فضایی بزرگتر به نام

اینترنت منتشر كنید. اگر چنین تصمیمی دارید، حتماً با نوه‌هایتان

یا بر و بچه‌های خانواده مشورت كنید!

***

لطفاً نظرات خود را درباره‌ی این مقاله با ما در میان بگذارید.

همچنین اگر به مشاوره نیاز داشتید، سری به «سایت پرنویسا»

بزنید كه در زمینه‌ی «آموزش مهارت نوشتن» فعالیت می‌كند.

آدرس ما: www.Parnevisa.com

با تشکر از استاد پروین شیربیشه برای ارائه این مقاله زیبا

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

بازنشسته، یا بازِ نشسته؟

در زمانی که با یکی از بازنشستگان گرامی مشغول مذاکره

بودم، ایشان در تعریفهائی که از بازنشستگی برایم داشت،

از بازنشستگی به بازِ نشسته نیز نام برد.

در آن موقع من به این فکر رفتم که آیا واقعا بازنشستگان،

بازِ نشسته هستند، یا به تعبیر گروهی دیگر با زن نشسته

هستند یا …..

در این مقاله بر آن شدم که به این مقوله نگاهی بیندازیم.

بازنشسته کیست؟

به فردی که بعد از مدتی که از اشتغال او می گذرد، با

درخواست خود، یا بر اساس قانون یا بعلت نقضی، از کار

منفک شده و حقوق ماهیانه دریافت می دارد، بازنشسته

گفته می شود.

باز نشسته چیست؟

به پرنده شکاری که از دیگر جانواران تغذیه می نماید و

میان جثه نیز می باشد اطلاق میگردد.

چرا باز نشسته، تفسیر مناسبی است؟

باز همان گونه که در تعاریف داشتیم، خود به دنبال شکار

رفته و تغذیه و قوت خود را بدون اتکا به کسی یا چیزی،

تهیه و صرف مینماید.

آنروز که آن عزیز بازنشسته به من این واژه را گفت، من دیدم

بعضی از این عزیزان که چشم خود را به روی توانائیها و

قابلیتهای خود بسته و تنها به کسانی چشم دوخته اند که

بتوانند به درآمد آنان اضافه نموده و باری از دوش آنها بردارند.

البته لازم به ذکر میباشد که نگارنده به هیچ وجه، نافی

زحمات این عزیزان برای احقاق حقوق خود نیستند، لکن

بحثی که در این جا مطرح است، تنها نباید به دیگران متکی

شد و میبایست از توانائیهای خود استفاده نمود.

در چند روز پیش با یکی از نفرات شاخص بازنشسته یکی

از ادارات مشغول صحبت بودم، ایشان تماماً به این که باید

احقاق حق خود را بنمایند تمرکز داشت و از تمرکز بر روی

توانائیهای خود و دیگر عزیزان همراه خود نداشت، در زمانی

که به ایشان گفتم، شما کوله باری از تجربه و قابلیت به

همراه دارید، خود ایشان نیز بر این امر صحه گذاشت، لکن

اعلام داشت که در حال حاضر کاری برای ایشان نیست که

انجام دهد.

سئوال من این است که آیا برای باز، شکاری آماده می گذارند

که جناب باز، شما لطف کنید و تشریف بیاورید و مرا نوش

جان کنید؟

یا اینکه خود پرنده شکاری، به پرواز درآمده و با چشمان

تیزبین خود، شکار خود را یافته و درآمد آن روز خود را رقم

میزند.

حال اگر این باز، به مانند کبوترها، تنها بنشینند و به امید

این باشند که دیگران برایشان دانه ای بریزند و آنان تنها

دانه های ریخته شده توسط دیگران را ببیند، دیگر شکاری

که باب طبع خود باشد را نمی یابد و معلوم است که بعد

از مدتی باید برای آن باز، سوگواری نمود.

چطوری میتواند این باز نشسته، به پرواز درآید؟

حال اگر قبول کنیم که باز ها هم مانند بقیه پرنده ها، بعد

از مدتی که پرواز کرده و شکار نمودند، نیاز به استراحت

دارند و باید استراحت کنند، باز هم زمان استراحت محدود

است و این استراحت نباید به طول انجامد، زیرا اگر این

استراحت به طول انجامد، کم کم باز مهارت پرواز خود را

از دست داده و مجبور به زمین گیر شدن می شود و دیگر

نمی تواند آن حس پرواز و شکار را که با لذت و شور خاصی

انجام میداد، انجام دهد.

مثال باز، نمونه بارز عزیزان بازنشسته، این گنجینه های

گهربار نیروی انسانی است، شاید قبول کنیم که این

عزیزان بعد از چندین سال، کار و تلاش شبانه روزی،

بالاخره نیاز به کمی استراحت دارند، لکن تنها نیاز به

“کمی” استراحت دارند و بلافاصله بعد از اینکه تنفس تازه

نمودند باید بدون اینکه به دیگری، نیازمند باشند تا آنان

بر اساس خیلی از مصالح خود یا سازمان، درآمدی جدید

برای این عزیزان تأمین یا درآمد فعلی ایشان را بهبود

بخشند، تا کنون با این همه پیگیری که (البته کمی

بهبود یافته است)جواب نداده است.

حال باید آزموده را چندین باره بیازمایند. آیا نباید بجای تکیه

بر دیگران، تنها بر روی خود و توانائی های خود، قابلیتهای

خود، تجربیات گرانبها و ذیقیمت خود که در چندین سال،

فعالیت خود، بدان دست یافته اند، اتکا نموده و قدمی در

جهت بهتر شدن زندگی خود، بردارند.

اگر می گویند، نمی شود، میتوان با جستجوی مختصری،

نمونه های بسیاری از جمله، موسس مرغ سوخاری

KFC(سرهنگ هارلند ساندرز) را نام برد، از دیگر نمونه ها

میتوان به دکتر فریور از بازنشستگان سازمان بنادر و

دریانوردی که بعد از بازنشستگی، تازه تحصیل خود

را در رشته روانشناسی، آغاز نمود و موفق به اخذ درجه

دکترا در این رشته و کار و فعالیت نمود.

 

هر چه که جستجو کنید، نمونه های بیشتری از نفراتی

که اجازه ندادند، دانه های چند روزه، قوت یومیه آنها را

تأمین نماید، مشاهده می نمائید. کافی است فقط کمی

جستجو کنید تا به صحت گفته های نگارنده، ایمان بیاورید.

حالا موقع عمل است. نور، صدا، حرکت …………….

اگر به مطالب بالا باور داشتید، حال موقع عمل است،

خیلی سریع، شروع مجدد کار و فعالیت و تلاش را اعلام

نموده و در جهت آن قدم بردارید.

با مطالعه راهکارهای ارائه شده در سایت نگارنده

www.ganjeensani.com یا سایتهای دیگر که راه های عملی

برای انجام در دوران بازنشستگی را ارائه دادند میتوانید،

آغاز نمائید

تنها کافی است که هر روز یک کار برای پیشرفت و یک کار

برای تفریح خود انجام دهید تا بتوانید در مدت بسیار

کوتاهی، به صورت کاملاً فعال، سکان زندگی خود را

مجدداً در دست گرفته و آنرا در دریاهای مختلف هدایت

و راهبری نمائید.

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

تا حالا شما نیز بارها این جمله را شنیده اید که این شتری

است که در خانه هر کسی می نشیند، سوخت و سوز ندارد،

اما دیر یا زود دارد.

نمیدانم شما که الان مشغول مطالعه این متن هستید تا چه

حد، با این جمله موافق یا مخالف هستید، لکن من تنها

میخواهم مواردی را مطرح نمایم که شاید شما از شنیدن آن،

تعجب کنید.

آیا میدانستید، در آماری که توسط ثبت احوال کل کشور

برای 9 ماهه اول سال 1395 ارائه داده است: حدود 21 هزار

نفر، حتی به سن 20 سالگی هم نرسیده اند، و حدود 66

هزار نفر در بین سنین 20 تا 54 سالگی فوت نموده اند و اگر

این آمار را با آمار قبل جمع نمائیم، این عدد به 87 هزار نفر

فقط در 9 ماهه اول سال 1395 می رسد، حال باید این

سئوال را مطرح نمائیم

که آیا رسیدن به سن بازنشستگی و دوران بازنشستگی،

خود یک شانس نیست؟

یا اگر اجبار است، باز هم اجباری شیرین نیست که بعد از

سالیان سال، کار کردن، فارغ از کار شده و می توانید، براحتی

برای خود و خانواده برنامه ریزی نمائید(البته به شرطی که از

قبل برای این دوران برنامه ریزی لازم صورت پذیرفته باشد)

و اگر هم خواست باشد، که انتخاب خودمان است و باید به

انتخابمان احترام بگذاریم و سعی نمائیم انتخابمان را همراه

با شادی و نشاط و سلامتی در زندگی سازیم.

شانس رسیدن به بازنشستگی چیست؟

شانس چیست؟ شانس را به طور عمومی میتوان به اقبال و

بخت معنی نمود چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس

رخ می‌دهد، خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده،

قصد، یا نتیجه مورد نظر است.

اینکه ما دقیقاً به سن بازنشستگی برسیم و بتوانیم این

دوران را درک نمائیم، خود یک شانس تلقی نمیشود؟

همانگونه که ملاحظه فرمودید، سعی شد با ارائه آماری به

شما اعلام شود که این شانس برای تعدادی از افراد میسر

نبوده، لکن خدا به ما این شانس را اعطا نموده که حداقل تا

اینجا به این سن  برسیم و بتوانیم این دوران را درک نمائیم.

هر چند که به نظر نگارنده، این تنها یکی از کمترین

شانس هائی است که ما در این دوران نصیبمان می گردد.

زیرا در مقابل آنچه که در طول رسیدن به این دوران(زندگی

دوم) نصیبمان میگردد، به مراتب گرانبهاتر و با ارزش تر از هر

آنچه که در نظر شما می نماید.

چرا باید از رسیدن به سن بازنشستگی، شاد باشیم؟

تا به اینجا درک نمودیم که حداقل ما جزء آن 25 درصد افرادی

نیستم که این شانس به آنها عطا نشده است، و چیزی که

باعث خوشحالی و شادمانی در این دوران است، نه فقط

گذران عمر، بلکه گذران عمری است که همراه با خانواده و

همراه با بدست آوردن تجربیات گرانبهائی است که نصیب ما

گردیده است، هر چند که این تجربیات می توانند از اتفاقات

خوب و گاهی اوقات از اتفاقات بد، بدست ما آمده باشد. آن

چیزی که مهم است، بدست آمدن  این تجربیات است، که

اگر بتوانیم در این دوران که وقت کافی داریم، از این تجربیات

به خوبی و بهره ور استفاده نمائیم می توانیم هم دنیا را

برای خودمان و هم برای زندگی کردن دیگران، جای بهتر و

زیباتری بسازیم.

چطوری میتوان از بازنشستگی، رضایت کامل داشت؟

ما در این سایت(www.valibakhtyari.ir)، مقالات متعددی

جهت اینکه چگونه بتوانیم این دوران را به بهترین دوران عمر

خود تبدیل نمائیم، ارائه نموده ایم، همچنین شما با نگاهی

به کتب الکترونیکی “لذت زندگی در وقت اضافه” و کتاب

چاپی “الهی پیر شی” می توانید با مطالب سودمندی آشنا 

شوید که شما را در مسیر شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی رهنمون می سازد.

در این کتب، نحوه دریافت رضایت از عملکرد خود، و اینکه

چگونه باید با خودمان و دیگران رفتار نمائیم، مطالب مطرح

گردیده است و همچنین چون مشغول خواندن این مقاله

هستید، مسلماً جزء آن دسته از افرادی هستید که

میخواهید هم برای خودتان سودمند باشید و هم برای

اطرافیان و جامعه، سودمند و مفید باشید، میتوانید با

عمل به اقدامات داخل آن کتب، روزگار و دوران خوب

و مفید و با نشاطی را برای خود در این دوران رقم بزنید.

تمام سعی ما در این سایت بر این است که بتوانیم با

تجربیاتی که از عزیزان بازنشسته دریافت می نمائیم و

انتقال آن به دیگران که بی نهایت منتظر این تجربیات

هستند، بتوانیم قدمی در جهت بهتر شدن دنیای اطراف

خود برداشته باشیم.

خوب، حالا باید چه کار کنیم؟

شما با مطالعه این مقاله، ثابت نموده اید که میخواهید که

تغییراتی در زندگی خود در دوران بازنشستگی بدهید، پس

به شما تبریک عرض مینمایم، چون این خواستن، چیزی است

که تعدادی از دوستان، تمایلی به آن ندارند و میخواهند که

معجزه ای در دنیا رخ دهد و زندگی این عزیزان و این گنجهای

گرانبها را نیز تغییر دهد و آنها را شاد و خوشحال نماید، ولی

شما، خود میدانید که تغییر باید توسط خودتان و از همین

لحظه اتفاق بیفتد. کافی است که الان نشسته و بعد از این

مقاله، کاغذ و خودکاری برداشته و اهداف خود را برای رسیدن

به شادی و نشاط هر چه بیشتر در این دوران، یادداشت

نموده و راهکارهای رسیدن به هر هدف را نیز دقیقا و با

ذکر جزئیات مکتوب نمائید.

لازم به ذکر میباشد که برای هر سال و هر ماه، حداکثر باید

سه هدف نوشته شود، زیرا که اگر بیش از آن باشد، بیم آن

میرود که به اهداف نرسیده و اعتماد به نفس مان کمی

کاهش یابد.

پس هم اکنون که در شروع، سال جدید 96 هستید، بهتر

است که تغییر را با نوشتن آغاز نمائید. و امید است که در

صورت ایجاد تغییرات، آن تغییرات را بوسیله ارسال آن به

پست الکترونیک نگارنده، ما را در شادی خود سهیم نمائید.

امیدوارم با مطالعه این مقاله و اشتراک آن با بقیه عزیزان

بازنشسته، سهمی در اشاعه فرهنگ زیبای زندگی دوم

(بازنشستگی)، داشته باشید.