طول عمر انسان چقدر است؟

طول عمر انسان چقدر است؟

شما فکر می کنید طول عمر انسان تا چه میزان است؟

آیا شما نیز فکر می کنید که با پیشکسوت(بازنشسته)

شدن بلافاصله طول عمرتان پایان می پذیرد؟

و هزاران سئوال دیگر

ما در این مقاله بر آنیم که به سئوال فوق و بسیاری از

سئوالات دیگر که در ذهن شما جای گرفته، تا حد امکان و

بر اساس داده های موجود، مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

 پیشنهاد می شود مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی را مطالعه فرمائید.              

طول عمر انسان چه میزان است؟

روز گذشته با یکی از همکارن بازنشسته که ملاقات داشتم،

ایشان بسیار گرفته و افسرده بودند و زمانی که علت را

جویا شدم، مانند بسیاری دیگر از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) صحبت از پایان عمر خود مینمود و اینکه دیگر

به پایان خط رسیده و در حال حاضر شدن برای رفتن از

این دیار فانی هستند.

اینها همه در حال بود که زمانی که از ایشان میزان سن

را پرسیدم در کمال ناباوری، به من عدد 66 سال را اعلام

داشتند.

و طوری این جملات را بیان می نمود که من باور کردم

ایشان از نزد خداوند متعال آمده اند و ایشان زمان رفتن

را برایشان تشریح نموده اند.

آیا براستی چنین است؟

آیا براستی سن 66 سال یعنی رسیدن به پایان عمر حاضر.

چرا، عزیزان گنجینه نیروی انسانی، چنین اعداد برایشان بزرگ

می نماید.

 پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید          

متوسط طول عمر انسان یا امید به زندگی در حال

حاضر چه میزان است؟

بر اساس تحقیقاتی که در سال 1395انجام گرفته است،

امید به زندگی برای مردان 75 سال و برای خانم ها 78 سال

می باشد.

اگر همین اعداد را نیز باور داشته باشیم، از سن این

دوست عزیزمان تا 75 سالگی، حداقل 9 سال دیگر

باقیمانده است.

باز هم اگر فرض را بر این قرار دهیم که ایشان از جانب

خدای متعال، دستور رفتن خود را دریافت داشته اند و به

فرض دیگر در سن 75 سالگی این جهان را وداع خواهند

نمود، دو راه در پیش رو دارند:

  1. اینکه مانند اکنون، زانوی غم بغل گرفته و با افسردگی و
    ناراحتی، فقط ثانیه ها را شمرده و منتظر زمان رفتن
    باشند.
    البته خود میدانید که زمانی که نمیخواهید زمان بگذرد،
    زمان خیلی سریعتر از آنچه در فکر شماست، به پیشروی
    خود ادامه میدهد. 
  2. اینکه برای همین زمان باقیمانده حداقل 9 سال خود،
    برنامه ریزی داشته باشد و برای تک تک لحظات و
    ثانیه های آن، برنامه خاص شادی و نشاط را برای خود
    و خانواده خود رقم بزند. بر اساس برخی از تحقیقات
    جدید، ثابت شده است که امید به زندگی تا سال 1400
    بخاطر پیشرفت های تکنولوژی و استفاده بهینه تر از
    منابع و امکانات، به 200 سال میرسد.البته شاید بعضی
    از دوستان بر من خرده بگیرند و این رقم را بسیار بالا
    بدانند، لکن نگارنده زمانی که متوجه این موضوع گردید. اینها انتخاب های شما، تا بدین جا می باشد. اما :
    زیرا که این زمان به هر صورت در حال گذران است،
    پس چه خوب است که به جای اینکه منتظر زمان رفتن
    باشیم، به فکر استفاده از زمان های فعلی باشیم. 

پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم
را بدانید                

تحقیقات در خصوص طول عمر انسان در اطراف خود:

ابتدا به سراغ افرادی رفتم که سن 80 سالگی را گذرانده اند.
که مثل زمانی که شما به دنبال یک ماشین هستید، مانند آن
ماشین در خیابانها به فور یافت می شود، این بار نیز چنین
شد و سیل عظیم افراد بالای 80 سال جلوی راه قرار گرفتند
و با خود محاسبه نمودم که اگر بخواهم راز ماندگاری این
افراد را بیابم، سالها باید با آن ها مصاحبه نمایم.

لذا به دنبال افراد بالا 90 سال رفتم، و باز هم مانند سری
قبل، البته نه در حد آن، با تعداد زیادی از افراد در این سن
نیز مواجه شدم.

لذا باز درجه انتخاب خود را 10 سال دیگر افزایش داده
و به سراغ افراد 100 ساله رفتم و با آنان مصاحبه نمودم،
افرادی که در همین شهر و همین دوره زندگی می کنند
و با همین اوضاع اقتصادی و معیشتی و هزاران هزار
بهانه و توجیه که دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)
برای پائین افتادن انرژی خود بیان می نمایند، مشغول
زندگی خود، البته با شادی، نشاط و سلامتی کامل هستند.

سپس سرمست از این همه بررسی، مجدداً درجه را 10 سال
دیگر نیز بالا برده و با افراد 110 ساله مصاحبه نمودم.

البته لازم به ذکر می باشد که تعداد این افراد، شاید نسبت
به سایر سنین کمتر باشد، اما باز هم این افراد وجود دارند
و باز هم در همین دوره و با همین امکانات و همین اقتصاد
مشغول زندگی هستند.


پدر 110 ساله ای که با ایشان صحبت نمودم، یک شکارچی
قهار بود، که بدنبال گرفتن مجوز شکار بود تا بلکه باز بتواند،
مانند سابق، شکار خود را دنبال نماید.

سپس در سال 1395 در آمارگیری نفوس و مسکن دولت،
با فردی 135 ساله در کردستان مواجه شدم که باز هم با
شادی و نشاط زندگی را می گذراند.


حالا من از شما سئوال مینمایم، آیا باز سن 66 سال، با
توجه به مثالهای واقعی فوق، باز هم عدد زیادی است؟

پیشنهاد می شود مقاله یادآوری خاطرات بد را

مطالعه فرمائید

چرا دانستن میزان طول عمر برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) مهم است؟

همه مسلماً جواب سئوال بند قبل را منفی می دانند
زیرا با وجود چنین افرادی، دیگردم زدن از رفتن در سنین
پائین، بسیار قابل توجه و کسل کننده است.

البته هر فردی می تواند این ادعا را بنماید، حتی با جوانی

30 ساله مواجه شدم که خود را فردی 170 ساله میدانست
و قصد داشت که در همان شب، خود را به انتهای عمر
خود نزدیک نماید. لکن با صحبتهای نگارنده، و کمی توجه
به داشته هایش، از این امر منصرف گردید.

چرا بعضی از افراد دوست دارند که خود را تمام شده بدانند؟

با بررسی که انجام شد، نگارنده به این نتیجه رسید که این
افراد، از قبول مسئولیت زندگی خود طفره می روند و
نمی خواهند مسئولیت کامل زندگی خود را به دوش
بگیرند و دیگر تمایلی به تغییر شرایط روحی و جسمی
خود ندارند.

و مدام در پاسخ به سئوالات، از تمام شدن عمر خود
می گویند.

و اینها همه در حالی است که باز با توجه به تحقیقات
انجام شده، تمام اعضاء و جوارح انسان برای سنین سه
رقمی تعبیه و آماده شده اند، مگر اینکه خود این طول
عمر را نخواهید.


دقیقاً مثل خودروئی است که سازنده آن را برای حداقل
5 سال تضمین می نمایند و حداقل 30 سال می تواند
در خیابانها، تردد نماید، اما باز هم این انتخاب شماست
که این خودرو را در همان سال اول، به دره انداخته و آن
را از سود رساندن به خود، باز دارید.

چطوری میتوان طول عمر را افزایش داد؟

حالا با توجه به مطالب بالا، چطوری میتوان طول عمر را
افزایش داد.

در درجه اول: قبول مسئولیت زندگی توسط خود فرد.
مشخص است، فرد خواب رفته را میتوان بیدار نمود،
اما فردی که خود را به خواب زده است را نمی توان
بیدار نمود.

در مرحله دوم، امید به خدا و توکل به ذات احدیت،
و استعانت از او برای تغییر در سبک زندگی خود برای
رسیدن به شادی و نشاط و سلامتی در طول عمر خود.

در مراحل بعدی، خنده، اشتغال، سرمایه گذاری و دیگر
مطالبی که می توانید در کتاب الهی پیرشی آن مطالب
را مطالعه و به مرحله اجرا درآورید.



امید که این مطالب مورد استفاده واقع گردد و هیچ
فرد پیشکسوت(بازنشسته) دیگر برای خود و زمان رفتن
خود، تعیین تکلیف ننماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

ورزش در سنین بازنشستگی و فواید آن

تعداد کثیری از افرادی که سالیان سال، عمر با ارزش خود را در اداره و محل کار خود، صرف نموده­ اند، زمانی که به افتخار بازنشستگی نائل می­شوند. در ابتدا با سردرگمی، با مسئله روبرو گردیده و مدتی را با خود کلنجار میروند تا متوجه، وضعیت فعلی خود گردند. و پس از چند روز که با خود خلوت می نمایند، بالاخره با خود کنار آمده و چند روزی را در تعطیلات اجباری، بازنشستگی خوش می­گذرانند و آنگاه اگر برنامه­ ریزی لازم صورت نگیرد، افسردگی،  این ام الامراض به سراغ آنان خواهد رفت.

 اما تعدادی دیگر که خیلی فراتر فکر می­کنند، از قبل از بازنشسته شدن، برای خود، برنامه ریزی لازم را نموده و کولة مسافری خود را آماده می­نمایند، و در داخل این کوله، وسائل مورد نیاز برای این سفر طولانی مدت و پرمسئولیت را قرار می­دهند و با خیال راحت، این سفر خوب و جذاب را شروع می­نمایند.

یکی از بهترین، سودمندترین و با ارزش­ترین وسائلی که می­توان در این کوله قرار داد و برای آن برنامه­ ریزی­ نمود، ورزش و آمادگی جسمانی است.

بر اساس تعریفی که در دایره المعارف ذکر گردیده است، ورزش به تمامی گونه‌های فعالیت فیزیکی بدن گفته می‌شود که شرکت کنندگان آن می‌توانند به صورت منظم و سازمان یافته یا گاه به گاه در آن شرکت کنند و از آن برای بهبود تناسب اندامشان و یا فراهم آوردن سرگرمی و تفریح بهره ببرند.

البته مسلم است که ورزش این سرسخت ترین مبارز افسردگی در دوران بازنشستگی، تنها جهت داشتن تناسب اندام و سرگرمی انجام نمی­شود، بلکه وظیفه اصلی ورزش در این دوران، حفظ سلامتی روحی و جسمی بازنشستگان می باشد.

در اینجا لازم است بدانیم که چرا اینهمه بر روی ورزش سفارش و تأکید میگردد:

مشخص است که فلسفه وجودی ورزش را همگان می­دانیم، اما در اینجا دانستن صرف کفایت نمی­کند، و افراد کمی هستند که به دانسته­های خود، جامه عمل پوشانده و به ورزش روی می­آورند. و متأسفانه به همین خاطر است که شاهد هجوم خیل عظیم، این قشر خوب و زحمتکش به سوی درمانگاهها می­باشیم.

البته خالی از لطف نیست که یادی کنیم از همکار بازنشسته­ای که در زمان جوانی، عناوین قهرمانی ورزشی را با تلاش و کوشش، بدست آورد، و بخاطر همین فعالیت­های ورزشی(و البته اعتماد به نفس) که تا آخر عمر خود نیز دست از آن برنداشت، به راحتی تا سن 87 سالگی بدون مشکل و نیاز به فرد خاصی جهت انجام کارهای خود، به زندگی خوب و با نشاط خود، ادامه داد. در حالی که هم اکنون شاهد، از کارافتادگی و متأسفانه مشکلات خاص همکاران دیگر هستیم، که با ورزش رابطه خوبی نداشته و ندارند.

همه به این موضوع واقف هستیم که همزمان با افزایش سن، کم کم، ماهیچه های بدن تحلیل می رود، و اگر به این تحلیل رفتنها توجه کافی نشود، بدن با رخوت و تنبلی خو گرفته و به تدریج، امکان حرکت نیز از انسان سلب میگردد. و مشخص است که در این موقعیت، افسردگی که در بدن جا گرفته، پذیرائی بقیه بیماریها و امراض می­گردد.

و از آن به بعد است که دیگر، فقط باید منتظر عقد قرارداد صندوق های بازنشستگی و کانون های بازنشستگی با بیمه های تکمیلی درمان بود، تا بتوان از پس خرج های کمر شکن، درمان برآمد.

از قدیم نیز همیشه این ضرب المثل آویزه گوش­های ما بوده است که “پیشگیری، بهتر و کم هزینه­ تر از درمان است” لذا اگر کمی هوشیار باشیم، می­توانیم از چنین خرجهائی جلوگیری نموده و علاوه بر اینکه مبلغی را بابت درمان هزینه ننموده، بلکه می­توان با هزینه­ هائی به مراتب کمتر، از سلامتی و نشاط در این دوران بهره ببریم.

در مسافرتی که به یکی از بنادر جنوبی داشتم، بطور اتفاقی در کنار یک استاد تربیت بدنی قرار گرفتم که  مشغول تدریس در یکی از دانشگاههای کشور بود و همزمان نیز مشغول تحصیل در مقطع دکترای همین رشته بود. چیزی که خیلی برای من جذاب بود، اینکه ایشان با توجه به این مسئله که خودشان نیز دیسک کمر گرفته بود، با استفاده از ورزش موفق شده بود، علاوه بر اینکه دیسک کمر خود را بدون جراحی و استفاده از داروهای شیمیائی بهبود نماید، در همان زمان نیز به علم رفع نقایص و مشکلات اسکلتی بدن، بوسیله ورزش دست یافته یابد. و به نگارنده این امید را بخشید که می­توان بسیاری از مسائل و مشکلات اسکلتی بازنشستگان گرامی را که بر اثر عادات بد زندگی دچار آن گردیده­اند را با انجام حرکات ورزشی البته بصورت مداوم برطرف نمود.

این خبر خیلی خوبی، برای نگارنده بود، زیرا که مشغول تحقیق و تفحص در خصوص سلامتی و کارآفرینی این قشر خوب و زحمتکش و این گنجینه­ های با ارزش نیروی انسانی بودم.

ورزش به خودی خود، درمان کننده بسیاری از مسائل و مشکلات در زندگی است که اگر از دوران جوانی برای آن وقتی اختصاص یابد، بی نهایت میتواند مثمر ثمر باشد، لکن اگر در دوران بازنشستگی، نیز به آن مبادرت ورزیم، نیز از ورود بیماریهای جدید به بدن جلوگیری مینماید و داروی ضد افسردگی می باشد.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش (این مبارز خستگی ناپذیر افسردگی) را جدی بگیرید

ولی بختیاری

مدرس و مشاور سلامتی و کارآفرینی بازنشستگان

سن که رسید به پنجاه ......

سن که رسید به پنجاه ……

شعری در خصوص رسیدن به سن پنجاه سال، و افکار

نامناسب در خصوص این سنین، را یافتم، خالی از لطف

نیست که آنرا با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

??کی گفتَه سن که رَسید به پنجا، فشار میا به چَندجا‼️‼️
??????
سن كه رسيد به پنجاه      تازه ميشى روبراه
عقل تو كامل شده           ذهن تو بالغ شده
تازه ميشى مهربون           با همگان ،همزبون
دنيا برات ، فان ميشه         برنامه هات ، ران ميشه
بادِ سرت ، كم ميشه         دنيا جلوت ، خم ميشه
خوب و فروتن ميشى         قوى و پيلتن ميشى
قدرِ تو ،بالا ميره                وصف تو ، هر جا ميره
غصه ازت ، دور ميشه        چشم حسود ، كور ميشه
اگر كه ورزش كنى             تمرين و نرمش كنى
سالم و سرحال ميشى      جوون و قبراق ميشى
ميتونى برى تا توچال          روان و خوب و خوشحال
بخور هر آنچه خواهى          مرغ و برنج و ماهى
كلسيم و شير و ماست       بشنو تو اين حرف راست
سبزى و ميوه حتماً             قند و شيرينى ،اصلاً
شور نكنى ، خوراكت           تا كم كنى ، فشارت
چربى و فسفود ، نخور         كه دورشى از، مرده شور
ازين به بعد ، نيت كن           قلبتو ، تقويت كن
تو پارك برو پياده                  بى قمپوز و افاده
مثل شما ، زيادن                محكمو و واندادن
مبادا ، دِپْرِس، بشى            نحيف و بيحس بشى
خنده نره ، ز لبهات               شادى نره از چشات
اميدو ، جستجو كن               بگردو ، زندگى كن
لحظه ها رو ، شادى كن        خوش باش و خوشحالى كن
اگر كه شادى كنى               كورتيزولو ،كم كنى
دوچرخه يادت نره ?             پا بزنى ، بهتره
با جوونا بُر ، بخور                  دوغ و دلستر ، بخور
گاهى هوايى بخور                نون و كبابى بخور
با ريحون و تُربچه                   ترشى تره ، پيازچه
بازى كن و بچه شو                كودك ِ پاينده ، شو
با بچه ها بازى كن                 شوخى و طنازى كن
اينا همش ، بهونس                مثل شما ، يه دونس
اينكه ميگن ، خيلى ها            فشار مياد به چن جا
قبول ، ولى چه باكِت               مشو خموش و ساكت
كنون شنو ، پندِ من                 فاميل ِ دلبندِ من
سن كه ملاك نميشه               دلت بايد جوون شه
پيرى كه خوش زبونه                 عين جوون ، ميمونه
همه ميان ، كنارش                   صفا كنن، با حالش
قصه ميگه ، براشون                 عوض ميشه ، هواشون
بچه ها ، غرق رؤيان                 بابا بزرگو ، ميخوان
مامان بزرگ ، كجايى                امشب پيشم ،ميايي؟
درخت اگه پير ميشه                پهن و فراگير ميشه
سايه ميده ، فراوون                 تو گرماى تابستون
خلاصه سن پنجاه                    مياد سراغ شما
اما بايد شد ، رها                     ز فكرِ سنِ بالا
فقط ، مراقبت كن?                با سن ، مطابقت كن
زندگى كن ، سلامت?            بى آمپاس و بى زحمت
براى فاميلامون                       دعاى زيرو ،بخون
فاميلِ زير پنجاه?                   اميد مايى ،والاه
فاميل ِ سن پنجاهى               مريض نشى الهی ???

? نمیدونم شاعرش کیه، ولی هرکه هست ، دمش گرم،

خدا عمر باعزت بهش بده.
تقدیم به همه عزیزان  50 سال به بالا??

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

دوست هدیه ای ارزشمند در دوران بازنشستگی

همه ما، دست کم یکبار دوستی را تجربه کرده ایم و از آن خاطره

خوش یا ناخوش داریم. بعضی، چنان تجربه ناخوشایندی از دوستی

دارند که به “تنهایی” پناه می برند. بعضی از این افراد، تا جایی پیش

رفته اند که هرگونه دوست و دوستی را، چه خوب و چه بد، به یک

چوب رانده و آنان را مایه عذاب خاطر و ناآرامی جان دانسته اند. در

مقابل، کسانی هستند که زندگی خود را فدای دوست کرده اند و

معتقدند زندگی بی دوست، بی ارزش است و تنها اکسیر دوستی

است که احساس ارزشمندی در انسان به وجود می آورد که موجب

رشد می شود.

ما همواره نیازمند مشاوره، یاری، اظهار نظر و همدلی دوستان خود

هستیم. هر چه بر این سرمایه بیفزاییم و در بانک دوستی، حساب

جاری فعال تری داشته باشیم، به همان نسبت در زندگانی، کامرواتر

خواهیم بود. ما نباید و نمی توانیم، همه چیز را تجربه کنیم و همه

راه ها را بیازماییم و با آزمون و خطا، درست را از نادرست تشخیص

دهیم. دوست واقعی، مطمئن ترین راهنمای ما برای گذر از مسیر

آزمون ها و پرهیز از دچار شدن به خطاهای دیگران است. هیچ یک

از ما دوبار عمر نمی کند، تا یکی را صرف تجربه اندوزی کند و دیگری،

تجربه هایش را به کار گیرد و بر این اساس، زندگی شادی داشته

باشد.
آدمی می تواند بدون خویشانش به زندگی کامروای خود ادامه دهد،

اما بدون دوستان، داشتن زندگی موفق، ناممکن است؛ از این رو

“دوستی” از “خویشاوندی” برتر است. بنابراین، آن که از نعمت

دوست بی بهره است. از سرمایه اساسی زندگی محروم و از

رسیدن به خواسته هایش گرچه کوچک و محدود باشند، ناتوان

است. چنین کسی، درمانده حقیقی است، و از او درمانده تر،

کسی است که دوست یا دوستانی فراهم آورده باشد، اما نتواند

این سرمایه را حفظ کند و آن را از دست بدهد.

زمانی که کارمند به دوران بازنشستگی قدم میگذارد، تعدادی از

افراد، همچنان دوستان خود را نگه داشته و باز با آنان ارتباط دارند

و سعی مینمایند جلسات مرتبی و دوره ای را برای خود ترتیب

بدهند، لکن تعدادی دیگر که متأسفانه در تحقیقات اینجانب به کرات

دیده شده اند، خود را در خانه، یا گوشه ای محبوس و از هر گونه

ارتباطی حتی با دوستان و نزدیکان واطرافیان خود خودداری

مینمایند.

بخاطر همین در این مقاله بر آن شدم که این مبحث را بگشایم

و محاسن آن را بازگو نمایم.

دوست کیست؟

دوست کسی است که عمرش را در مصاحبت دیگری می گذراند

و با او در ذوقیات مشترک است، یا کسی است که در شادمانی

و غم های دوستش سهیم است.

دوست خوب کیست؟

دوست کسی است که همه کارهای تو برایش مهم باشد
دوست کسی است که در خوشی ها و ناخوشیها به او رو کنی
دوست کسی است که همه کرده های تو را بفهمد

دوست کسی است که حقیقت را درباره خودت به تو بگوید دوست

کسی است که بداند در هر حال چه بر سر تو می آید
دوست کسی است که با تو رقابت نکند
دوست کسی است که وقتی همه چیزبرای تو خوب است ازته

دل خوشحال شود
دوست کسی است که وقتی اوضاع خوب نیست بکوشد تو را

شاد کند
دوست کسی است که امتداد تو باشد و بدون او کامل نباشی

دوست واقعی شما کیست؟

یک دوست خوب ممکن است در بیمارستان به ملاقاتتان بیاید و

بگوید، “زود خوب شو” و برود.

اما یک دوست واقعی کنارتان می‌نشیند و می‌گوید، “تا زمانی

که خوب شوی کنارت خواهم بود!”

چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی ارزشمند است؟

خوب تا اینجا، دریافتیم که دوست کیست و دوست خوب و واقعی

چه کسانی هستند، اما چرا دوست خوب در دوران بازنشستگی

تا بدین حد مهم و ارزشمند است، زیرا که اگر یک دوست خوب در

این دوران وجود نداشته باشد، امکان اینکه کم کم به گوشه نشینی

و خلوت گزیدن روی آوریم، بسیار فراوان است، و از دیگر سو، فردی

که به غیر از همسر میتوان با او نیز مصاحبت و گفتار نمود، دوست

خوب است.

بسیاری از عزیزان بازنشسته را مشاهده نموده ام که اکثراً با

دوستان خود روزگار گذرانده و خاطرات خوش گذشته را با خود مرور

می نمایند. و باز هم عزیزان بازنشسته دیگر را مشاهده و یا تلفنی

با ایشان گفتگو نمودم که وقتی صحبت از ملاقات با دوستان و ارتباط

با آنان به میان آمد، متوجه شدم که هیچگونه ارتباط و ملاقاتی با

هیچ یک از دوستان خود و یا همکاران خود ندارند، و مشخص است،

که وضعیت این عزیزان به چه صورت می تواند باشد.

با گذری بر زندگی دو گروه(عزیزان بازنشسته همراه با دوست، و

عزیزان بازنشسته دور از دوست) به خوبی میتوان دریافت که تفاوت

احساس، و شادی و نشاط و حتی سلامتی این دو گروه با یکدیگر

متفاوت میباشد.

چگونه میتوان در دوران بازنشستگی، دوست خوب را جذب

و نگهداری نمود؟

 
در بسیاری از سایت ها، و کتب، نحوه جذب دوستان خوب و نگهداری

آنان را به خوبی تشریح نموده اند، لکن باید توجه داشت که در دوران بازنشستگی، موضوع کمی متفاوت است، وبه قول یکی از اساتید،

می فرمود که وظیفه هر شی، با توجه به محل و موقعیت متفاوت

است. بعنوان مثال چراغی که در جلوی پارک نصب است، تنها

مأموریت آن، روشن نمودن فضا است، در صورتی که چراغی که در

انتهای پارک نصب است، نه تنها مأموریت روشن نمودن فضا، بلکه

وظیفه روشن نمودن فضا جهت تأمین امنیت فضا نیز بر عهده دارد.

پس بودن دوست در این دوران، بیش از هر زمان دیگر، وجودش لازم

میباشد. بنابر این در صورتی که بنا بر فرض محال تا کنون دوستی

برای خود انتخاب ننموده اید، حتماً به این کار اقدام و در صورتیکه

دوست نازنینی شما را در این مسیر(دوران بازنشستگی) همراهی

مینماید، نسبت به نگهداری از ایشان به نحو احسن، اقدام نموده و

قدر و ارزش او را بدانید.

حال درصورتی که دوستی ندارید، هم اکنون به پارک یا محلهایی که

محل تجمع عزیزان بازنشسته یا زمان هائی که از طرف اداره،

درخواست تشکیل جلسه ای داده میشود در آن شرکت نموده و

سعی نمائید برای خود، دوستانی در نظر گرفته و با آنان ارتباط

برقرار نمائید.

و در صورتی که دوستان خوبی برای خود دارید، به شما تبرک

میگویم، زیرا میتوانید بوسیله آنان، روزگار شاد و با نشاطی را برای

خود به ارمغان بیاورید و این شادی و نشاط را به همراه سلامتی

به خودتان و خانواده هدیه نمائید.

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود داستان ها دارد،

عده ای بعلت آینده نگری در دوران اشتغال، آنرا بهترین روزهای

عمر خود بخاطر اینکه دیگر دغدغه کار و تلاش آنچنانی ندارند،

تفسیر نموده اند و عده ای دیگر دقیقاً بر عکس عده اول بعلت

اینکه توشه ای برای این سفر طولانی نیندوخته و مسائل مالی

گریبانگیرشان است و همچنین عده ای دیگر که علیرغم عدم نیاز

مالی، بیماری ها آنها را کلافه نموده است، آنرا بزرگترین دوره

ناراحتی و سختی عمر خود تفسیر می نمایند.

براستی این دوران چه دورانی است، آیا بهترین دوران عمر است،

یا بدترین دوران عمر؟

زیرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانعی بر سر راه بوجود

می آید، و عده ای از دوران اشتغال خود را آماده مواجه شدن با

این موانع نمودند و عده ای دیگر که حداقل بصورت ذهنی این

آمادگی را در وجود خود ساخته اند، بسیار راحت از این مانع عبور

می نمایند و زندگی شاد و با نشاط خود را از سر می گیرند.

اما باز در مقابل عده ای که آمادگی لازم را ندارند، دقیقاً هر مانعی

بر سر راه، سد بزرگی در برابرشان قلمداد شده و طاقت رویاروئی

با این سد را از دست می دهند، و در مبارزه با این موانع خود را

شکست خورده می پندارند و مبارزه را به حریف قدرتمند خود(موانع)

می سپارند.

در این مقاله سعی داریم به این بحث نگاه جدیدی بیندازیم.

موانع چیست؟

در لغت نامه ها، مانع مساوی است با بازدارنده ، منع کننده ،

مزاحمت

و کلاً هر چیزی که سر راه قرار گیرد و اجازه ندهد که ما خیلی

راحت به مسیر خود ادامه دهیم.

فرصت چیست؟

فرصت نیز در لغت نامه ها به معنی وقت مناسب برای کاری،

زمان؛ وقت. می باشد

و نیز زمان هائی که ما می توانیم کاری مفید انجام دهیم.

موانع و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

حال که به معنی تحت اللفظی این لغات پی بردیم، این لغات را

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بررسی می کنیم.

ابتدا موانع سر راه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بر

می شمریم: و فرصتهای ممکن که در برابر هر مانع می توانیم

از آن استفاده نمائیم را نیز همراه با هر مانع ذکر می نمائیم.

زیرا که خداوند متعال در آیه 6 سوره انشراح در قرآن مجید نیز

آورده است:

ان مع العسر یسرا

با هر سختی، آسانی نیز همراه است

یعنی دقیقا همراه با هر سختی، آسانی نیز وجود دارد و ما باید

آسانی را در هر سختی بیابیم. اگر سختی بر ما روا شده،

مطمئن باشید که سختی لفافه آسانی است و اگر آن را کنار

بزنید، پیدا و شفاف می گردد.

در اینجا موانع ذکر می گردد: از جمله:

پیر شدن : که به نظر برخی مانع است، اما در نظر برخی دیگر،

یکی از بزرگترین فرصت ها برای استفاده از تجربیات و انتقال آن به

دیگران که نیازمند آن هستند.

پیشکسوتی(بازنشستگی): که برخی آنرا کلاً خانه نشینی بدون

هیچ عملکردی توصیف می نمایند، لکن عده ای آنرا بهترین زمان

برای مطالعه و پیشرفت فردی در نظر می گیرند.

ضعیف شدن عضلات: برخی آنرا نشانه های رفتن می دانند، و

عده ای دیگر، آنرا نشانه ای برای فعالیت بیشتر می دانند تا این

ضعف را تقویت نماید.

بیماری ها: برخی آنرا مجددا از نشانه های پیری و رفتن می دانند

و عده ای دیگر، آنرا نشانه ناپرهیزی و عادت های غلط می دانند و

از خدای مهربان تشکر می کنند که با بیماری به آنها، عادات غلط

را نشان داده است.

زیرا همانگونه که می دانید، از نظر پزشکان، تب، بیماری نیست،

بلکه نشانه بیماری است.

و در نظر این عزیزان نیز، بیماری نیز نشانه رفتن نیست، بلکه نشانه

عادات غلط چه از نظر تغذیه و چه از نظر رفتاری می باشد که سریعاً

با شناسائی آنها در جهت رفع آن و برگرداندن سلامتی به خود و

خانواده اقدام می نمایند.

تنها شدن: برخی آنرا نشانه عذاب های دوران کهنسالی می دانند

و عده ای آنرا فرصت فکر کردن در باره خود و افزایش مطالعه و

پیشرفت فردی می دانند.

مسئله دار شدن خانواده: برخی حل آن را از عهده خود خارج دانسته

و این مسائل را نشانه سالمند شدن خود تلقی می نمایند و عده ای

دیگر، از خداوند متعال سپاسگزارند، زیرا که باز توانائی حل مسأله را

در هر سنی به رخ دیگران می کشانند و با حل هر مسأله، از خود و

خدای خود، تشکر و قدردانی می نمایند و هر روز شادتر و بانشاط تر

در اجتماع و خانواده ظاهر می گردند.

چرا استفاده از فرصت ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند در شادی و نشاط مؤثر باشد؟

اگر ما بتوانیم در این دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع را از سر راه برداشته و همچنان استوار به راه خود ادامه دهیم،

مسلماً با برداشتن آنها، علاوه بر اینکه اعتماد به نفس ما همچنان

حرف اول را در همه حالات بیان می نماید، شادی و نشاط، ثمره

این برداشته شدن موانع از سر راه می باشد و مشخص است که

فردی که شادی و نشاط را همیشه تجربه نماید، شانس سلامتی

و طول عمر برای او به مراتب از افراد دیگر بالاتر است.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع

را به فرصت تبدیل نمود؟

همانگونه که مشاهده فرمودید کافی است که به مسائل و موانع

در این دوران، نگرش تازه ای بیفکنیم. و مسائل را با نگاه و عینک

جدید ببینیم و همانگونه که خداوند نیز فرمودند باید در دل هر

مانعی، دنبال سود و منافعی باشیم که نصیب ما می گردد اگر

همواره به قفل بسته شده نگاه بیفکنیم، از این غافل خواهیم ماند

که اگر قرار بود این قفل باز نشود، در آن محل، بجای در، دیوار قرار

می دادند.

پس از همین الان شروع به تغییر در نگرش و افکار خود نمائید و

مسائل را با دیدی که قرآن به ما پیشنهاد داده، مشاهده و در جهت

رفع موانع برآئیم.

آدم موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب

می شود، یک برج از موفقیت بسازد، نه کسی که برای خود

زندانی درست میکند.

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

تا حالا شما نیز بارها این جمله را شنیده اید که این شتری

است که در خانه هر کسی می نشیند، سوخت و سوز ندارد،

اما دیر یا زود دارد.

نمیدانم شما که الان مشغول مطالعه این متن هستید تا چه

حد، با این جمله موافق یا مخالف هستید، لکن من تنها

میخواهم مواردی را مطرح نمایم که شاید شما از شنیدن آن،

تعجب کنید.

آیا میدانستید، در آماری که توسط ثبت احوال کل کشور

برای 9 ماهه اول سال 1395 ارائه داده است: حدود 21 هزار

نفر، حتی به سن 20 سالگی هم نرسیده اند، و حدود 66

هزار نفر در بین سنین 20 تا 54 سالگی فوت نموده اند و اگر

این آمار را با آمار قبل جمع نمائیم، این عدد به 87 هزار نفر

فقط در 9 ماهه اول سال 1395 می رسد، حال باید این

سئوال را مطرح نمائیم

که آیا رسیدن به سن بازنشستگی و دوران بازنشستگی،

خود یک شانس نیست؟

یا اگر اجبار است، باز هم اجباری شیرین نیست که بعد از

سالیان سال، کار کردن، فارغ از کار شده و می توانید، براحتی

برای خود و خانواده برنامه ریزی نمائید(البته به شرطی که از

قبل برای این دوران برنامه ریزی لازم صورت پذیرفته باشد)

و اگر هم خواست باشد، که انتخاب خودمان است و باید به

انتخابمان احترام بگذاریم و سعی نمائیم انتخابمان را همراه

با شادی و نشاط و سلامتی در زندگی سازیم.

شانس رسیدن به بازنشستگی چیست؟

شانس چیست؟ شانس را به طور عمومی میتوان به اقبال و

بخت معنی نمود چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس

رخ می‌دهد، خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده،

قصد، یا نتیجه مورد نظر است.

اینکه ما دقیقاً به سن بازنشستگی برسیم و بتوانیم این

دوران را درک نمائیم، خود یک شانس تلقی نمیشود؟

همانگونه که ملاحظه فرمودید، سعی شد با ارائه آماری به

شما اعلام شود که این شانس برای تعدادی از افراد میسر

نبوده، لکن خدا به ما این شانس را اعطا نموده که حداقل تا

اینجا به این سن  برسیم و بتوانیم این دوران را درک نمائیم.

هر چند که به نظر نگارنده، این تنها یکی از کمترین

شانس هائی است که ما در این دوران نصیبمان می گردد.

زیرا در مقابل آنچه که در طول رسیدن به این دوران(زندگی

دوم) نصیبمان میگردد، به مراتب گرانبهاتر و با ارزش تر از هر

آنچه که در نظر شما می نماید.

چرا باید از رسیدن به سن بازنشستگی، شاد باشیم؟

تا به اینجا درک نمودیم که حداقل ما جزء آن 25 درصد افرادی

نیستم که این شانس به آنها عطا نشده است، و چیزی که

باعث خوشحالی و شادمانی در این دوران است، نه فقط

گذران عمر، بلکه گذران عمری است که همراه با خانواده و

همراه با بدست آوردن تجربیات گرانبهائی است که نصیب ما

گردیده است، هر چند که این تجربیات می توانند از اتفاقات

خوب و گاهی اوقات از اتفاقات بد، بدست ما آمده باشد. آن

چیزی که مهم است، بدست آمدن  این تجربیات است، که

اگر بتوانیم در این دوران که وقت کافی داریم، از این تجربیات

به خوبی و بهره ور استفاده نمائیم می توانیم هم دنیا را

برای خودمان و هم برای زندگی کردن دیگران، جای بهتر و

زیباتری بسازیم.

چطوری میتوان از بازنشستگی، رضایت کامل داشت؟

ما در این سایت(www.valibakhtyari.ir)، مقالات متعددی

جهت اینکه چگونه بتوانیم این دوران را به بهترین دوران عمر

خود تبدیل نمائیم، ارائه نموده ایم، همچنین شما با نگاهی

به کتب الکترونیکی “لذت زندگی در وقت اضافه” و کتاب

چاپی “الهی پیر شی” می توانید با مطالب سودمندی آشنا 

شوید که شما را در مسیر شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی رهنمون می سازد.

در این کتب، نحوه دریافت رضایت از عملکرد خود، و اینکه

چگونه باید با خودمان و دیگران رفتار نمائیم، مطالب مطرح

گردیده است و همچنین چون مشغول خواندن این مقاله

هستید، مسلماً جزء آن دسته از افرادی هستید که

میخواهید هم برای خودتان سودمند باشید و هم برای

اطرافیان و جامعه، سودمند و مفید باشید، میتوانید با

عمل به اقدامات داخل آن کتب، روزگار و دوران خوب

و مفید و با نشاطی را برای خود در این دوران رقم بزنید.

تمام سعی ما در این سایت بر این است که بتوانیم با

تجربیاتی که از عزیزان بازنشسته دریافت می نمائیم و

انتقال آن به دیگران که بی نهایت منتظر این تجربیات

هستند، بتوانیم قدمی در جهت بهتر شدن دنیای اطراف

خود برداشته باشیم.

خوب، حالا باید چه کار کنیم؟

شما با مطالعه این مقاله، ثابت نموده اید که میخواهید که

تغییراتی در زندگی خود در دوران بازنشستگی بدهید، پس

به شما تبریک عرض مینمایم، چون این خواستن، چیزی است

که تعدادی از دوستان، تمایلی به آن ندارند و میخواهند که

معجزه ای در دنیا رخ دهد و زندگی این عزیزان و این گنجهای

گرانبها را نیز تغییر دهد و آنها را شاد و خوشحال نماید، ولی

شما، خود میدانید که تغییر باید توسط خودتان و از همین

لحظه اتفاق بیفتد. کافی است که الان نشسته و بعد از این

مقاله، کاغذ و خودکاری برداشته و اهداف خود را برای رسیدن

به شادی و نشاط هر چه بیشتر در این دوران، یادداشت

نموده و راهکارهای رسیدن به هر هدف را نیز دقیقا و با

ذکر جزئیات مکتوب نمائید.

لازم به ذکر میباشد که برای هر سال و هر ماه، حداکثر باید

سه هدف نوشته شود، زیرا که اگر بیش از آن باشد، بیم آن

میرود که به اهداف نرسیده و اعتماد به نفس مان کمی

کاهش یابد.

پس هم اکنون که در شروع، سال جدید 96 هستید، بهتر

است که تغییر را با نوشتن آغاز نمائید. و امید است که در

صورت ایجاد تغییرات، آن تغییرات را بوسیله ارسال آن به

پست الکترونیک نگارنده، ما را در شادی خود سهیم نمائید.

امیدوارم با مطالعه این مقاله و اشتراک آن با بقیه عزیزان

بازنشسته، سهمی در اشاعه فرهنگ زیبای زندگی دوم

(بازنشستگی)، داشته باشید.

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

اهمیت ورزش در دوران بازنشستگی و نکات قابل توجه

همه به خوبی به این مطلب واقف هستیم که براي دوره ­هاي مختلف زندگي بر حسب سن، جنس و وضع سلامتی بدن، ورزشهای متفاوتی وجود دارد. مثلاً در جوانی باید عضلات را قوی و محکم کرد تا در سنین بالاتر به آسانی دچار رخوت و سستی نگردند و از سن بازنشستگی به بعد دیگر نباید در بند تحکیم عضلات و حفظ زیبائی اندام بود بلکه ورزش را باید به منظور حفظ سلامت و طول عمر انجام داد و باید سعی کرد هر قدر ممکن است پیری را به عقب انداخت و از عوارض آن جلوگیری نمود .

در زمان بازنشستگی، اشتها کم می‌شود و سوخت و ساز بدن کاهش می‌یابد پش لازم است تحرک بدن را بیشتر کنید. فعال بودن و تحرک کافی، مؤثرترین شیوه برای مقابله با پیری و ناتوانی است. وقتی عضلاتتان را بکار می‌گیرید در واقع از نرمی مفاصل و مقاومت استخوان‌هایتان مراقبت می‌کنید. تحرک، اشتها را باز می‌کند، هضم غذا را بهتر می‌کند و استرس را کاهش می‌دهد. تحرک احساس خوبی به شما می‌دهد. ورزش برای حفظ سلامت قلب، مغز و سایر اندامهای بدن لازم است و از ابتلا به بیماری‌های قلبی عروقی جلوگیری و از ابتلا به بیماری آلزایمر و ابتلا به سرطان‌ها نیز پیشگیری می‌کند.

انجام فعالیت جسمی منظم بعد از 50 سالگی برای مردان به اندازه ترک سیگار مفید است.به گزارش خبرگزاری فرانسه، بررسی پژوهشگران سوئدی که نتایج آن در وب‌سایت نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شده است، نشان داده است که مردانی که پس از 50 سالگی ورزش را شروع کرده‌اند، پس از 10 سال به همان اندازه مردانی که همیشه ورزش می‌کرده‌اند، امید به زندگی (میانگین طول عمر) پیدا کرده‌اند.

ورزش و حرکت موجب عقب انداختن دوران پیری می باشد و بازنشستگانی که ورزش می­کنند از سلامتی و نشاط بیشتری برخوردار هستند. بنابراین یکی از مؤثرترین روش­های پیشگیری از اختلالات دوران بازنشستگی، ورزش و تربیت بدنی است. البته منظور از ورزش، تمرینات ورزشی خسته کننده نیست بلکه حرکات ملایمی است که برای بازنشستگان مناسب باشد.  شنای ملایم و پیاده روی، ورزش­های مناسبی برای این دوران است.

کسانی که سابقاً ورزشکار بودند، اغلب دچار یک اشتباه می‌شوند و آن این است که می‌خواهند ورزش را با همان ریتم و آهنگ سابق پی بگیرند. در حالی که ظرفیت­های بدن کاهش یافته و در این شرایط خطر سوانح قلبی یا محرک ها را نباید نادیده بگیرند. برای شروع  مجدد فعالیت های ورزشی، گذراندن یک دورۀ یادگیری جدید، انجام تمرین­های آموزشی و تعیین اهداف تدریجی، ضروری است. گاهی اوقات، بهتر است به سراغ ورزش­هایی برویم که تا به حال آنها را انجام نداده­ایم، تجربه­های جدید می‌توانند لذت بخش باشند.

در واقع، در دوران بازنشستگی، بدن شروع به تغییر می‌کند، چاقی ظاهر می‌شود و خطرات جدی سلامت فرد را تهدید می‌کند. و هیچ عجیب نیست که یک فرد بازنشسته برای شروع ورزش دچار آشفتگی و سردرگمی شود. چندین مورد ضروی وجود دارند که افراد بازنشسته که می‌خواهند ورزش را شروع کنند یا از سر بگیرند، باید آنها را رعایت نمایند، زیرا که در این دوران، بدن دیگر مقاومت سابق را در مقابل آسیب­های شدید ندارد. بنابراین، قبل از شروع فعالیت ورزشی، بهتر است که چند مورد احتیاطی را رعایت کنید:

  • توجه داشته باشید که کاملاً بدنتان را گرم کنید. نباید از خودتان توقع بیجا داشته باشید. در طول ورزش به درستی نفس بکشید و حرکات مناسب و درستی انجام دهید.
  • ورزش­های استقامتی به طور خاص با این سن و سال انطباق دارند. در واقع، در حدود سن بازنشستگی می‌توان فعالیت­هایی انجام داد که نیاز به حفظ همان حالت به مدت طولانی اما با فشار کمتر دارند. بنابراین باید ورزش­های استقامتی را به جای فعالیت های قدرتی در الویت قرار داد. برای مثال، دوی استقامت یا نیمه استقامت بهتر و مناسب تر از دوی سرعت است. به همین ترتیب، می‌توانید برای مثال بازی های چهار نفرۀ تنیس یا بدمینتون برای خودتان ترتیب دهید.
  • در این دوران، ورزش­های تیمی در الویت قرار دارند، همچنین ورزش­های انفرادی مانند شنا یا کوهنوردی نیز توصیه می‌شوند زیرا با انجام این ورزش­ها شما از یک چهارچوب فنی، توصیه و پشتیبانی، بهره مند خواهید شد.
  • یک دورۀ مقدماتی برای روی فرم آمدن ضروری است. ضمناً چند ماه رفت و آمد به یک سالن بدن سازی هم راه حل خوبی است. تمرینات فعال کنندۀ قلب (دوچرخه ثابت، پاروزن و دو ثابت) و عضله سازی را به تناوب انجام دهید. هدف از این کار، بیدار کردن و روی فرم آوردن تدریجی بدن است.
  • قابلیت و زمان لازم برای برگشتن به وضع طبیعی بعد از ورزش راهنمای خوبی برای تعیین مقدار و شدت ورزش در هر سنی است . برگشتن به وضع طبیعی بایستی سریع باشد .
  • درصورتی که ورزشکار ده دقیقه بعد از متوقف نمودن ورزش هنوز تنفس و ضربان قلبش به وضع عادی برنگشته باشد ویا تا روز بعد هنوز خستگی ادامه داشته باشد ، ورزش انجام شده بسیار شدید و یا طولانی بوده است و در مدت یا نوع آن باید تجدید نظر شود .

  • خانم ها بایستی ورزش­هائی را انتخاب کنند که تلاش بدنی ملایمی را داشته باشد و از انجام ورزش­های سنگین مانند وزنه برداری، بوکس و کشتی خودداری نمایند.
  • زمان ورزش کردن نیز باید طوری انتخاب گردد که در فعالیت قسمت­های مختلف بدن عوارض نامطلوب برجای نگذارد، مثلاً ورزش بلافاصله بعد از صرف غذا موجب اختلال در کار معده و سوء‌هاضمه می گردد .
  • ورزش باید در تمام عمر ، با توجه به سن، جنس و وضع جسمانی بدن به طور مداوم انجام گیرد مگر در مواردی که علائم واضح یک عیب عضوی در فرد وجود داشته باشد و طبق نظریه کمیسیون طبی کمیته ملی ورزش،‌ هر گونه فعالیت بدنی و ورزش به طور دائم و یا موقت غیرمجاز گردد .
  • همان قدر که تمرین بهداشتی و صحیح مفید است افراط در تمرین نیز به طور یقین مضر می­باشد که از عوارض نامطلوب آن خستگی و احساس درد در بدن­،‌ تغییرات در خلق و خوی و ناراحتی­های قلب و عروق، قابل ذکرند.

در نهایت درخواست می شود که در دوران بازنشستگی ورزش(بهترین داروی افسردگی) را جدی بگیرید

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت

(قسمت اول)

زمان رسیدن به بازنشستگی، خود یک فلسفه اصلی در زندگی است که هر فرد شاغل، خواه ناخواه به آن خواهد رسید، حال چگونگی گذران این دوران، بستگی به خود فرد دارد. در اینجا آن چه را که می بایست، بازنشستگان برای اداره دوره بازنشستگی موفق خود انجام دهند، بازگو می نمائیم.

به طور کلی، مجموعه ای معین از جهان بینی ها و بینش های مورد نیاز است تا افراد بازنشسته بتوانند بر خلاف نقص ها، محدودیت ها و یا تهدیدهای فزاینده، تا هر زمانی که امکان دارد، مشتعل، بارور و از نظر اجتماعی فعال باقی بمانند.

در اینجا هشت اصل ارائه می شود که مفهوم موفقیت در دوران بازنشستگی را تعریف می کنند. برخی از این اصول از برخی دیگر مهم تر هستند. اما در مجموع آنچه را که کم و بیش برای همگان و نیز فراهم ساختن گسترده ای از موفقیات ضروری می باشند را در بر می گیرند. برای دستیابی به موفقیت و حتی فراتر از آن می بایست با تلاش و به طور دقیق این اصول را در نظر گرفت. هر فرد بازنشسته ای با توجه به شرایط زندگی و نحوه سازگاری و کنار آمدن با شرایط و وضعیت موجود با فرد دیگر متفاوت بوده و بنابر این میزان موفقیت از فردی به فرد دیگر در نوسان است.

ما در ابتدا این اصول را فهرست کرده و سپس برخی از آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. در واقع نتایج آنچه را که محققان، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است، را ارائه می دهیم.

فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها                و سایر کمبودها

اصول 1 و 2:

شفاف بودن در باره واقعیت های وضع موجود در باره فرد و پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن در بهترین وضعیت.

همیشه بین اینکه فرد بخواهد واقعیت وضعیت خود را بداند و یا اینکه بخواهد آن را به نحوه دلخواه و مطلوب ببیند یک نوع وجود دارد. اگر ما آنچه را که برای دیگران اتفاق می افتد را با اوضاع و احوال خود مقایسه کنیم، وضعیت همیشه بدتر خواهد بود. ما نمی توانیم بسیاری از واقعیت های تلخی را که با آن مواجه می شویم را تغییر دهیم.

بنابر این می بایست این توانائی را کسب کنیم تا با آن ها زندگی کرده و بهترین شرایط با وجود آن ها در زندگی خود داشته باشیم.

اگر وقایع را به طور صرف ناشی از تقدیر و ناچاری در نظر بگیریم، به تدریج دچار حالت یأس و افسردگی می شویم. حالت یأس و افسردگی، تلاش برای ساختن زندگی را از بین می برد. توانائی کسب روحیه بالا برای فائق آمدن با چالش ها و مشکلات زندگیف همان سازگاری و کنار آمدن محسوب می شود. که این توانائی می تواند راهی را برای خلاصی و بهبود بخشیدن به شرایط پیش آمده را بیابد.

دیده شده که افرادی که مستعد حالت یأس و افسردگی هستند، تمام وقایع زندگی خود را فاجعه تلقی می کنند، بر خلاف سایر افراد که در برابر چالش ها، صبر پیشه می کنند و یا با نگرشی مثبت حداکثر بهره برداری را از وقایع بد دارند، وضعیت را بدتر از چیزی که پیش آمده می بینند. بنابر این هم تمرکز به عین واقعیت و هم حفظ خونسردی و دارا بودن نگرش مثبت به طور برابر مهم و مؤثر هستند.

در اینجا به اصل دوم و توانائی مثبت اندیشی که اغلب دست کم گرفته میشود، اشاره می کنیم. شواهد زیادی وجود دارد که توانائی مثبت اندیشی را یک منبع نیرومند در انسان ه تلقی می کنند و بسیاری از روان شناسان با این موضوع موافق هستند. حال باید بدانیم که آیا می توان با این توانائی بر مشکلات فائق آمد یا خیر؟

ضرب المثلی وجود دارد که می گوید:”وقتی زمانه با تو نمی سازد، تو با زمانه بساز” این گویه بسیار رایجی است که باید با ناملایمات کنار آمد، اما در واقع گفتن این جمله خیلی آسان تر از عمل کردن به آن است. برای عمل کردن به این جمله می بایست تلاش و جدیت داشت و واقعیت این است که فقط عده کمی از ما لحظات بدون نا امیدی و رنج را سپری می کنیم. اما برای رسیدن به این جمله چیزی که اهمیت دارد ادامه و پیوستگی راه و توجه نکردن به لحظات بد است.

باید بتوانیم از کارکردها و بازده های مثبت لذت ببریم، گرچه زمانی که ناراحت و یا غمگین هستیم، این کار چندان آسان نیست. ما نمی توانیم همواره از ناراحتی ها و مشکلات خود با دیگران حرف بزنیم چرا که گاهی دیگران بنا به دلایلی نمی خواهند در این باره چیزی بشنوند. به طور معمول، آن ها نیز مشکلات و ناراحتی های خود را دارند.

اصول 3 و 4

توانائی کنارآمدن و سازگاری مؤثر با واقعیت ها و دارا بودن توانائی در جبران از دست داده ها و سایر کمبودها. این دو اصل باید در کنار هم قرار بگیرند.

اصل جبران، را بازنشستگان می توانند در فرانکلین دلانو روزولت، رئیس جمهور 4 متری در سال 1932 تا 1945 که قبل از جنگ جهانی دوم درگذشت، مشاهده کنند. تعدادی می دانند که او به فلج اطفال مبتلا بود و تا قبل از رئیس جمهور شدن، هرگز نمی توانست از پائین تنه بدنش استفاده کند. او مجبوربود که با کمک دیگران بالای سکو برود و با شور و حال زیاد در همایش های نامزدهای انتخابات با مردم و کنگره آمریکا سخنرانی کند.

نکته مهم این است که آن زمان جامعه مدنی احترام عمومی برقرار بود. مردم و مطبوعات، درک، شعور و احترام یکسان نسبت به یک مرد معلول داشتند و در سخت ترین شرایط روزهای کشور، چهار بار او را انتخاب کردند. او کسی بود که توانست با منزلت بالا، شور و شوق را در نقش رهبر یک کشور با هم ارائه کند. تا حدی که کاریکارتور او نیز با لبخند و سیگار برگی بر لب به تصویر کشیده می شد. هم اکنون زمزمه هائی به گوش می رسد که مجسمه جدید روزولت در پارک یادبود واشینگتن دی سی می بایست او را در یک صندلی چرخ دار نشان دهد چرا که معلولیت- در واقع امروز عنوان معلول، یک واژه قدیمی است برای ناتوان بودن که امروزه منسوخ می باشد- معروف او را نمادین می سازد نه اینکه مجسمه ایستاده از او به نمایش گذاشته شود. جالب اینجاست که به تصویر کشیدن معلولیت روزولت او را تحقیر خواهد کرد در حالی که به اعتقاد بسیاری از آمریکائیها، حقیقت درست بر عکس این است.

از نظر دیدگاه مردم آمریکا، صندلی چرخدار نشانی از شجاعت،منزلت و تعهد بالای او است که او را نمادین می سازد. و به همگان می آموزد ک چگونه یک فرد می تواند با وجود معلولیت جسمی به چنین موقعیت های چشمگیری برسد و بیماری و معلولیت جسمی خود را جبران کند، حتی اگر با حمایت و بردباری و صبر دیگران گره خورده باشد. مخاطبان بازنشسته ممکن است با اندیشیدن به این مرد و آن دوران و گذشته  ها غبطه بخورند.

شایسته بودن با اثربخش و مؤثر بودن به طور کامل همپوشانی دارند و هر دو توانائی نیز بر تفاوت های فردی و نیز قدرت مدیریت توقعات و تصمیم گیری آن ها نقش بسزائی دارند.

حفظ روابط اجتماعی و شاغل بودن به کاری مثبت و سازنده و استفاده از مهارت های باقیمانده بازنشستگی در سازگاری و کنار آمدن با این دوران بسیار مؤثر هستند. مهم تر اینکه هدف مطالعات و پژوهش ها در زمینه توانائی جبران، کشف این نکته است که کدام یک از اعمال سازگاری و کنار آمدن در نهایت به رضایت مندی از زندگی و بهزیستی و ایجاد هیجان مثبت می رسد.

اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت (قسمت دوم)

همانگونه که در بخش اول مطرح نمودیم اصول رسیدن به دوران بازنشستگی توأم با موفقیت را فهرست کرده و سپس ادامه آن ها را با جزئیات بیشتر مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

در واقع نتایج آنچه را که محققات، پژوهشگران و نظریه پردازان در باره بازنشستگی، در سال های اخیر بررسی شده است، را ارائه می دهیم.

فهرست این اصول عبارتند از :

  • شفاف بودن در باره واقعیت های وضعیت موجود در باره خود
  • پذیرفتن این واقعیت ها و دیدن آن ها در بهترین وضعیت
  • توانائی سازگاری و کنار آمدن مؤثر با این واقعیت ها
  • دارا بودن توانائی بر جبران از دست داده ها و سایر کمبودها
  • جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند
  • نگرش خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت
  • حفظ پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و         سایر کمبودها

اصل 5

جدیت و تلاش مستمر در یک فعالیت هدفمند در بعضی از اوقات، و بعضی از نفرات حالاتی رخ میدهد که بر اساس تشخیص علم روان شناختی و از لحاظ بالینی روان رنجوری وجود دارد. در این حالت، شرایطی به وجود می آید حتی افراد جوان نیز ناتوان می شوند. در واقع این حالت یکی از بدترین و مهلک ترین حالت هائی است که ذهن با آن درگیر می شود و به خصوص در بازنشستگان به نسبت جوان ترها شایع تر است.

درمان روان رنجورهای وجودی، مشکل ترین، حالت های بالینی است و متخصصان مجرب آن هم به شرط همکاری مستمر مراجعان خود از عهده درمان برمی آیند. زیرا به طور معمول کسانیکه از این عارضه رنج میبرند می بایست به نوعی فعالیت و علاقمندی نشان دهد، اما به نظر میرسد که از انجام آن عاجز بوده و به اصطلاح از دنیا بریده اند و هیچ چیزی علاقه آنان را به خود جلب نمی کند.

به طور معمول این گونه افراد به سراغ روان پزشک دیگری می روند تا حداقل به خود نشان دهند که می خواهند در خود تغییرات را به وجود بیاورند اما رسیدن به این هدف یک امر درونی است و باید با انقلاب درونی و حقیقی همراه باشد و مراجعه به روان پزشک شرط کافی نیست.

برای ما چیزی غمگین تر از این نیست که یک بازنشسته به صورت بالقوه هنوز توانائی این را داشته باشد که در خانواده و جامعه نقش مثبتی ایفا کند اما نتواند در یک فعالیت هدفمند ظاهر شود.

البته فعالیت ها و تحرک ها می توانند هر چیزی باشند، حتی تلاش برای خلق کارهایی که تا کنون انجام نشده اند. در هر حال یک فعالیت و تلاش هدفمند نباید لزوماً یک امر تٍأثیرگذار و بزرگ باشد، بلکه باید این توانائی را داشته باشد که امید به زندگی و شوق زیستن را در بازنشسته پیدا کند و نگذارد که او با منزوی شدن و احساس تنهائی و فرو رفتن در خود، انتظار مرگ را بکشد.

این گونه کناره گیری بازنشسته، نمی تواند آن ها را به یک دوران بازنشستگی موفق هدایت نماید.

اصل 6

نگرشی خردمندانه در باره آنچه که فرد به عهده خواهد داشت انتخاب مبتنی بر آگاهی و خرد، روشی است که فرد می تواند در زندگی خصوصی خود ایجاد کند. به عبارت روشن تر بازنشستگان نیاز دارند تا برای دستیابی به آرزوها و آرمان های ایده آل خود که شاید در گذشته نتوانسته به آن ها دست یابد، هم اکنون با توجه به سطح انرژی و وضعیت جسمانی و ذهنی به آن ها بپردازد. البته داشتن چنین توقعاتی از خود می بایست با در نظر گرفتن ذخایر خود حقیقی سالمند باشد.

زیرا در این سن و سال درگیر شدن با فعالیت های اجتماعی زیاد و قبول تعهدات بیش از ظرفیت می تواند صدمات جبران ناپذیری به او وارد کند.

انتخاب آگاهانه به بازنشسته کمک می کند تا از قبول تعهدات بیش از ظرفیت خود داری نماید.

اصل انتخاب مبتنی بر آگاهی، نه تنها به روابط خانوادگی و دوستان مربوط می شود، بلکه در تمامی کارکردهای زندگی سالمند تأثیرگذاری است. باید توجه داشت که با توجه به کاهش سطح انرژی و وجود برخی از بیماری ها و از  دست دادن بنیه و توانائی در دوران سالمندی می بایست از برخی از جاه طلبی ها و آرمان های ایده آل و هر هدفی که برای آن تلاش می شود کمی تخفیف نیز در نظر گرفته شود تا بتوان به طور کامل و یا تا حدودی تعهدات انجام شوند. در اینجا باز

هم عامل تفاوت های فردی خودنمائی می کند و هر فرد بازنشسته خود می بایست با توجه به شرایط جسمانی و روحی و همچنین اوضاع مالی و سبک و سلیقه خود، انتخاب و تصمیم گیری آگاهانه بگیرد.

اصل 7

حفظ پیوند و صمیمت با همنوعان. از پژوهش ها و مطالعات انجام شده، چنین نتیجه می شود که انزوای اجتماعی – از جمله از دست دادن پیوندهای اجتماعی، تجرد و داشتن روابط اجتماعی ناکافی- تأثیر منفی البته کمی ضعیف تر از واژه منفی بر مواردی چون سلامت، طول عمر و بهزیستی دارند.

البته مطالعات و پژوهش ها از دیدگاه جامعه شناسی شبکه اجتماعی، مشکلات و ضعف هائی دارد. زیرا اصطلاح شبکه اجتماعی فقط نشان دهنده این است که فرد در زندگی یک یا چندین پیوند اجتماعی دارد ولی آیا این پیوندها می توانند از لحاظ روان شناختی، منبع رضایت، خوشحالی و بهزیستی او باشند. یک فرد ممکن است تعداد زیادی از این پیوندهای اجتماعی را در زندگی خود داشته باشد و یا دوستان و آشنایان زیادی مراوده کنند ولی در عمل و به عنوان مثال در جمع فامیل و برخی از آشنایان از همدیگز نفرت داشته و احساس خوبی نسبت به هم نداشته باشند.

اصل 8

حفظ حرمت و عزت نفس مثبت بر خلاف از دست داده ها و سایر کمبودها. اصطلاح های مترادف و جایگزین حرمت نفس، عزت نفس، احترام به خود و اعتماد به نفس است. بعضی از پژوهشگرها از واژه چیرگی و فائق آمدن هم استفاده می کنند، که ما نسبت به آن چه که آنها مطرح کرده اند، نظر قطعی نداشته و دچار تردید هستیم. زیرا که نمی توان در زندگی بر همه مشکلات چیره شد و فائق آمد. بنابر این ترجیح می دهیم به جای چیره شدن و فائق آمدن واژه سازگاری و کنار آمدن را مطرح کنیم. در واقع اشاره ما بر مدیریت فشارهای روانی است که پذیرش واقعیت شرایط فرد و چگونگی کنار آمدن و سازگاری و زندگی در این شرایط را شامل می شود.

بدون شک بازنشستگی موفق بدون داشتن عزت نفس مثبت غیر ممکن است. در اینجا اشاره ما به احساس نکردن شرمساری از کمبودها و نقصان هائی است که در بیشتر مواقع ارزش سرزنش کردن را نداشته و برای به وقوع آمدن و پیشگیری و اجتناب از آنها در زندگی همه انسان ها ناتوان هستیم. دلیل دیگر مهم بودن عزت نفس برای بازنشسته این است که فردی که به توانائی خود در برابر تهدیدها و مسائل پیش آمد در زندگی اعتماد کمی دارد یعنی برای فعلیت بخشیدن به راه کارها و سازگاری و کنار آمدن با این مسائل، دچار مشکل خواهد شد  از قبل تلاش خود را منجر به شکست خواهد داشت. دیده شده حتی زمانی که این افراد شایسته هستند باز تمایل دارند که شکست خورده ظاهر شوند و موفقیت خود را به حساب شانس می گذارند که این نوع برداشت از آنها غیر دقیق است. البته به وجود آوردن عزت نفس و اعتماد به نفس مثبت و خارج از درون فرد به هیچ عنوان کار آسانی نیست. طبق آن چه که تا کنون گفته شد،هر دروغ و ریاکاری در ایجاد عزت نفس و اعتماد به نفس دروغین اثر عکس و نامطلوبی را در فرد به وجود می آورد.

کودکان و همین طور بازنشستگان نیاز دارند که باور کنند که آنها به راستی به عنوان یک انسان با ارزش، مستحق احترام و منزلت دیگران هستند و نباید بدون اینکه نسبت به آنچه که قادر هستند انجام بدهند و باشند و یا قادر به انجام آن نیستند، فریب داده شوند. بیشتر افراد بازنشسته با وجود اینکه می دانند، آن چیزی نیستند که زمانی می بایست می بودند، اما در این دوران از زندگی انتظار و توقع دارند که احترام و ملاحظه و رعایت احوال آنان در جامعه بشود. بازنشستگان و افراد ناتوان، انتظار دارند که دیگران با آنان یرخورد مناسب داشته و منزلت آنان را حفظ کنند و خود را سزاوار احترام می دانند، حتی اگر در  گذشته جزء افراد سرشناس نبوده باشند. تبعیض، بی تفاوتی و عدم احترام از دیگران به شدت بر روحیه آنان اثر می گذارد. این هدف با ارزش و مهم است اما روش افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس در سالمندان و حتی کودکان یک امر پیچیده و نامطمئن است. از طرفی افزایش جمعیت بازنشستگان می طلبد که به این قشر از افراد جامعه، بر احترام و منزلت آن ها تأکید بیشتری شود. و از تصمیم گیران و مسئولان حکومتی خواست تا تدابیر و بودجه بیشتری را برای بهزیستی این قشر از جامعه در نظر بگیرند.