مرگ پاداش است یا مکافات؟

مرگ پاداش است یا مکافات؟

در زمانی که مادر خانمم در قید حیات بود، هر زمان صحبت از مرگ

می شد، وهمه از مشکل و مسأله ومصیبت ذکر می نمودند، ایشان با

ناراحتی اظهار می داشت که اینطور نیست ومرگ یک نعمت است، و

اگر مرگ نباشد، یعنی خدا نعمتهایش را برای انسان کامل ننموده است

و همیشه از مرگ، بعنوان نعمت نام می برد.

پس از مراسم خاکسپاری، همیشه این سئوال در ذهن من بود، کسی

که چنین با مرگ، مأنوس بود، چگونه خود را به این وادی سپرده

است. و این سئوالات ادامه داشت تا در شب چهارم پس ازفوتش

بود که به خوابم آمد و از من در خصوص نحوه رفتنش سئوال نمود

و پرسید “میدانم که در فکری که من چگونه رفتم و از نحوه و

چگونگی برخوردم با مرگ سئوال داری؟” و آنگاه خودش اعلام

داشت که خیلی راحت با این قضیه کنار آمده و نحوه رفتنش را

بیان نمود که آمد و روی تخت دراز کشید و رفت، و زمانی که

نحوه رفتنش را از اقوام و برادر خانمم، پرسیدم، دقیقاً همانطوری

که خودش تعریف نموده بود، اعلام نمودند.

واقعاً مرگ پاداش و نعمت است یا مکافات؟

چرا ما از مرگ، هراس و نگرانی داریم؟

آیا واقعاً باید از مرگ ترسید؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این موضوعی که یکی از

مشغولیات فکری اکثریت افراد مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، نظری بیفکنیم و آن را مورد بررسی قرار

دهیم.

مرگ چیست؟

مَرگ در زیست‌شناسی پایان زندگی موجودات زنده و در پزشکی

به معنای توقف برگشت‌ناپذیر علائم حیاتی است. و در متن‌های

دیگر رشته‌ها، ممکن است به نابودی کامل یک روند، یک

وسیله یا یک پدیده اشاره کند.

پاداش چیست؟

پاداش در فرهنگ لغات عبارت است از: اجرت، اجر، انعام،

بخشش، ثواب، جایزه، جزا، دسترنج، صله، عطیه، مزد،

 نتیجه.

مکافات چیست؟

مکافات در فرهنگ لغات عبارت است از: عقوبت، جزا، کیفر،

تلافی،  گرفتاری، دردسر، وضع دشوار، سختی، زحمت.

چرا بعضی از افراد از مرگ می ترسند؟

در یکی از کلاس ها که بودم، استاد در خصوص آیه 7 و 8

سوره زلزال که مشغول توضیح بود، به سرگذشت دو تن از

خوبان روزگار رسید و از آقای مصلی نژاد که مدیر بنیاد

فرهنگی مصلی نژاد است که از خیرین هستند و عشق را

به همه ارزانی داشتند، نام بردند.

و نیز آقای اکبر ابراهیمی که از خیرین بزرگ هستند و تا کنون

حداقل 102 مدرسه و 80 مسجد و 2000 کامیون جهیزیه برای

خانواده ها تأمین نموده است و در حال حاضر نیز سرپرستی

بیش از 100 بچه بد سرپرست و بی سرپرست را به عهده دارد

و مشغول پرورش آنها به عنوان نخبگان، جامعه هستند، نام بردند.

در همان شب، سئوالی ذهنم را به خود مشغول داشت، که اگر

همین الان، مرگ به سراغ هر یک از بزرگواران فوق برود،

آیا آنها، لحظه ای درنگ خواهند نمود، و آیا براستی مثل ما

از مرگ می ترسند؟

نظر شما در این خصوص چیست؟

اما از نظر نگارنده، هر دو این عزیزان و هر فردی که کارنامه

خوب و مثبت دارد، به هیچ وجه، اجازه ترس از مرگ را به خود

نمی دهد و در زمان روبرو شدن با آن نیز، مطمئناً با آغوش باز

آن را خواهند پذیرفت، چون مثل ما، درگیر حل و فصل خیلی از

مسائل خود نیستند و هر زمان آماده ارائه خدمات بیشتر به افراد

دیگر هستند.

البته امکان دارد، بعضی از خوانندگان، مثل چند سال قبل نگارنده

فکر کنند که هر کسی که ثروتمند است، حتماً … است، فکر نمایند،

لذا از خوانندگان درخواست می نمایم، حداقل در خصوص این دو

فرد، تحقیقاتی داشته باشند.

باز امکان دارد، که این سئوال مطرح گردد که خوب این ها جزء

استثناء ها و نوادر جامعه هستند. قبول، مگه هر کسی را در قبر

کسی دیگر می خوابانند، هر فردی فقط کارها و اعمال خود را

به همراه خود می برد. و چه خوب است که ما نیز سعی نمائیم که

کوله بار خود را از اعمال و رفتار خوب و مناسب تکمیل

نمائیم.

چطوری می توان با ترس از مرگ در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنار آمد؟

نمی خواهم مثل خیلی از مقالات که در خصوص کنار آمدن با ترس

از مرگ، بندها و آیتم های مختلفی را اشاره و آنها را به خوانندگان

عزیز توصیه نمایم. اما می خواهم از افرادی که در این زمینه

مهارت لازم را به دست آورده اند و با این مسأله به خوبی کنار

آمده اند، همانند آن دو بزرگوار، درس بگیریم و سعی نمائیم

که تنها رسالت خویش را در این دنیا شناخته و در راستای اجرای

آن رسالت پیش رویم. مسلماً اگر چنین امری پیش آید، دیگر

جائی برای اظهار نگرانی و ترس نداریم، از رفتن نیز هراسی

نداریم و چون هراسی نداریم، در زندگی دیگر به آن فکر

نخواهیم نمود.

پس لازمه کنار آمدن با ترس از مرگ، تنها به عملکرد ما و

رفتارهای ما و رسالت ما، بر می گردد و اینکه تا چه حد

توانستیم، وظائف خودمان را که برای آن پا به این جهان

گذاشته ایم و برای هر فردی، منحصر به فرد می باشد،

عمل نموده ایم.

بالاخره، مرگ پاداش است یا مکافات؟

خوب بهتر است دیگر شما، به این سئوال پاسخ دهید، آیا مرگ،

پاداش است یا مکافات؟

مسلم است، مرگ نیز مانند امتحان است، کسی که خود را برای

آن مهیا نموده است و تکالیفش را به خوبی و به موقع انجام داده

است، به نشاط خاصی به جلسه امتحان وارد می شود و موقع

دریافت برگ سوالات، با لبخند شروع به پاسخ دادن به سئوالات

می نماید. حال اگر ما خودمان را برای انجام امتحان آماده

ننموده باشیم، مطمئناً از زمان وقوع امتحان وحشت داشته و ترس

و استرس تمام بدن ما را در بر می گیرد.

پس مرگ نیز بمانند جلسه امتحان، برای هر فرد، بسته به

عملکرد خود او معنی و مفهوم خاص دارد.

این ما هستیم که انتخاب می کنیم، بانشاط به استقبال مرگ

و امتحان برویم، یا با ترس و اضطراب؟

انتخاب با ما و شما!!!!!!!!

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود، آن را

با عزیزان خود به اشتراک بگذارید.

خواهشمند است نظرات گهربار خود را با ما در میان بگذارید.

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی از افراد آن را دوران

“روبرو شدن با دردها” می دانند، دورانی است که بعد از دوران

اشتغال، در صورتی که برای خود برنامه ریزی مناسب و سبک

زندگی خوبی نداشته باشیم، به دلیل بالارفتن سن، بدن نیروی خود

را از دست میدهد و مسائل و مشکلاتی در سر راه قرار می گیرد و

فرد بجای اینکه به فکر راه حل برای این مسائل بیفتد، به خود مسائل

و مشکلات بیشتر تمرکز نموده و بیماری افسردگی که منبع کلیه

بیماری های دیگر است را به راحتی وارد بدن می نماید.

و مشخص است به محض دریافت افسردگی، بقیه بیماری ها و دردها

نیز به سمت بدن هجوم می آورند. حال این فرد است که می بایست

انتخاب نماید که آیا می خواهد تنها بر روی دردها و امراض متمرکز

شده و به غیر از این ها چیز دیگری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نبیند، یا اینکه تنها به این دردها و امراض به عنوان مسئله ای نگاه مینماید

و در صدد حل آنها بر می آید.

ما در اینجا قصد داریم به تمرکز شدن بر روی مسائل نگاه جدیدی

داشته باشیم.

متمرکز شدن چیست؟

متمرکز شدن یعنی اینکه تمام افکار و ذهن خود را بر روی چیزی

قفل نموده و همه جا به همه شکل آن چیز را ببینیم.

متمرکز شدن هم میتواند بوسیله نگاه کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد

یا می تواند به وسیله فکر کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد.

حال سئوال این است که متمرکز شدن خوب است یا خیر؟

آیا ما نباید بر روی مسائل و چیزها متمرکز شویم؟

اگر به زندگی افراد موفق نیز نگاه کنید و زندگی آنان را بررسی

نمائید، می توانید رمز موفقیت آنها را نیز در متمرکز شدن بر روی

هدفشان بیابید.

متمرکز شدن می تواند خوب یا بد باشد، متمرکز شدن بر روی هدف

در افراد موفق آنها را به اهداف خود رسانده و آنها را موفق

می سازد. اما چرا همین متمرکز شدن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) میتواند بد باشد.

بعلت این است که در این دوران، اکثر افراد بر روی دردها و

امراض تمرکز دارند و تمرکز خود را بر روی مسائل خوب و

زیبای این دوران برداشته و به مسائل منفی برده اند.

چرا متمرکز شدن بر روی دردها، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) خوب نیست؟

همان گونه که شرح داده شد، تمرکز به خودی خود خوب یا بد نیست، آن

چیزی که به آن توجه شده است، می تواند مشخص نماید که این متمرکز

شدن خوب است یا بد؟

در این دوران که بعلت سبک ناصحیح می تواند با دردها و امراضی به

همراه باشد، اگر بر روی این دردها و امراض تمرکز نمائیم، بر اساس

قانون جذب(همان قانونی که افراد موفق را به اهدافشان می رساند) دردها

و امراض بیشتری را به سمت ما جلب نموده و در نهایت خوشی و

سلامتی را نابود می سازد.

و در این دوران که دورانی است که بیشترین نیاز بدن به سلامتی حس

می شود، می بایست از لحظه لحظه سلامتی خود استفاده نمائیم و از

هر چه که این نعمت را از ما زائل می سازد، دوری گزینیم. لذا بهینه

است که اگر می خواهیم متمرکز شویم، متمرکز بر روی درد و رنج

نباشیم، و متمرکز بر روی رفع آنها و سلامتی گردیم.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای تمرکز

بر روی درد بر روی مسائل دیگر تمرکز نمود؟

ذهن ما، به صورت اتوماتیک مایل است که تمرکز ما را بر روی مسائل

و اتفاقات ناگوار بکشاند تا آنکه بر روی مسائل و اتفاقات خوب متمرکز

گردد. لذا این ما هستیم که باید مشخص کنیم که ذهن ما بر روی چه

مسائل و چیزهائی متمرکز گردد.

روش های متعددی برای ایجاد تمرکز مثبت وجود دارد، وجه مشترک

همه آنها، نیاز به تمرین است «تمرین» یعنی تکرار یک عمل بارها و

بارها. همان طور که اگر بخواهیم بدن خود را قوی و متناسب نمائیم

لازم است که فعالیت فیزیکی را به طور منظم تمرین و تکرار کنیم، باید

ذهن خود را نیز تمرین دهیم.

ایجاد حالت‌های جدید ذهنی از راه تمرکز

تمرکز راهی برای کنار آمدن با حالت‌های ذهنی است، پس منطقی

است اگر برای ایجاد تغییری مثبت از روشی ذهنی استفاده کنیم. ممکن

است برای تغییر وضعیت ذهنی خود روش‌های فیزیکی را هم به کار

ببریم. نشستن به حالت‌های مختلف در یوگا نمونه ای از روش‌ فیزیکی

هست. اینها به تنهایی تمرکز محسوب نمی‌شوند. این گونه روش‌های

فیزیکی شاید کمک کنند تا وضعیت ذهنی خاصی به وجود آید، اما

تمرکز فعالیتی است که فقط با ذهن سر و کار دارد. البته می‌توان در

حین یوگا هم تمرکز کرد. اما فعالیت جسمی و فعالیت ذهنی دو چیز

متفاوت‌اند: یکی با جسم سروکار دارد و دیگری با ذهن.

آرام کردن ذهن

یک روش دیگر تمرکز آرام کردن ذهن است به طوری که به یک

حالت ذهنی طبیعی‌تر برسیم. در این مورد نکته بسیار مهمی وجود

دارد که باید درک کنیم: وقتی می‌کوشیم ذهن را آرام کنیم، هدف این

نیست که ذهنی تهی داشته باشیم، مثل این که رادیو را خاموش ‌کنیم.

هدف ما به هیچ‌وجه این نیست. اگر این طور بود می‌شد به جای

آرام کردن ذهن به خواب رفت. هدف این است که تمام حالت‌های

آزاردهنده ذهن را آرام کنیم احساسات خاصی می‌توانند آزاردهنده

باشند از جمله زمانی که مضطرب، نگران یا وحشت‌زده هستیم. ما

باید تمام چنین احساسات ناراحت‌ کننده‌ را آرام کنیم.

حال باید چه کاری انجام داد؟

از همین لحظه شروع به تغییر دادن تمرکز خود از تمرکز بر روی

درد، به تمرکز بر روی تجربه و سلامتی و مهارت خود اقدام نمائید.

هر چه بیشتر بر روی سلامتی و تجربه اتان متمرکز شوید، سلامتی

بیشتری به سمت شما خواهد آمد و راه های رفع درد و رنج به شما

آموخته خواهد شد.

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دقیقاً سه هفته تمام طول کشید، بنا بر درخواستی که استاد از ما داشت،

ما مؤظف بودیم که کتابی را که قرار بود به رشته تحریر دربیاوریم

را در همین مدت بسیار کوتاه به پایان رسانیده و به ناشر تحویل دهیم.

در این روزها، تماماً فکر و ذهن، اندیشه و خواب ما شده بود “نوشتن”

و “نوشتن” و “نوشتن” . در تمام این مدت، دیگر به چیزی نمی توانستیم

فکر کنیم.

تمام مطالب و محتوائی را که لازم بود در کتاب گردآوری نمائیم طی

چند ماه قبل توسط کتابهائی که به ما توصیه شده بود، فرا گرفته و

جمع آوری نموده بودیم و الان موقع استفاده از آن اطلاعات بود. چون

عده ای گمان می برند که فقط باید اطلاعات اندوخته نمایند و هیچ گاه

نمی خواهند از اطلاعات جمع آوری شده، و اندوخته شده، استفاده نمایند.

به همین دلیل، ما بر آن بودیم که از اطلاعاتی که در مدت ها آن را در

حافظه و یادداشت های خود جمع آوری نموده بودیم استفاده لازم را

ببریم.

دوران سخت و طاقت فرسائی بود. به هیچ یک از مواردی که باید توجه

می داشتیم، از قبیل(خانواده، کار، تفریح، استراحت و …) نمی توانستیم

 توجه نمائیم و نه حتی در باره آنها فکری به سرمان راه دهیم. اما

بالاخره سه هفته تمام شد و صفحاتی که باید تحویل ناشر می گردید آماده

و پس از ویراستاری به ناشر سپرده شد. آنگاه تازه توانستیم نگاهی به

خود و دور و بر خود انداخته و آن موقع متوجه بعضی اتفاقها که در این

سه هفته روی داده شده بود، گردیدیم.

واقعا دوران بخصوصی برای هر یک از ما که در یک کلاس بودیم،

گذشت. و حالا که به آن زمان نگاه می اندازیم، نه تنها نمی توان به آن

دوران سخت و طاقت فرسا لقب داد، بلکه دوران شیرینی بود که

می خواستیم از دستاوردهای خود، به دیگران نیز هدیه ای بدهیم.

آن موقع بود که متوجه گردیدم در بعضی از مواقع، سختی هایی که

برای ما اتفاق می افتد، لذت هائی است که بعدها می توان بوسیله آنها

به خود افتخار نمود.

لذت بردن از سختی چیست؟

لذت بردن که در لغت نامه ها به شرح ذیل توصیف گردیده است

“لذت بردن . [ ل َذْ ذَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) درک خوشی کردن .

مزه یافتن . رجوع به کلمه ٔ لذت و شواهد آن شود” و آن درک کردن

خوشی است و این خوشی می تواند در مواقع متفاوتی برای فرد

رخ دهد.

درک این خوشی ها در زمان های خوش و سرحالی، نیز میسر است

و اکثراً لذت بردن را در این دوران درخواست می نمایند، لکن برخی

دیگر، سرخوش از خوشی هائی هستند که بواسطه سختی ها،

می توانند برای خود خاطرات خوشی به همراه داشته باشند.

سختی هائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای انسان به

اصطلاح رخ می دهد، می تواند انواع بیماری ها، بحث های

اقتصادی، بحث های تنهائی و ترس و … باشد.

چه خوب است که بتوانیم همانند مادران باردار که در هنگام دردها

و رنج هائی که طفل در شکم آنها برای مادران به همراه دارد، در

همان حال، با آن طفل حرف زده، بازی می کنند، نوازش می کنند و

سعی می کنند با نوزاد در شکم خود، بسیار شاد و خوشحال باشند،

علیرغم درد و رنجی که آن طفل در شکم برای آنها دارد.

چرا لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم  است؟

لذت بردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت در این

دوران بسیار مهم است که اگر ما بتوانیم با سختی ها و کمبودها در

این دوران به خوبی کنار آمده و علاوه بر آن بتوانیم از آنها، لذت

ببریم، نه تنها، شادی و نشاط را به خودمان ارزانی می داریم، بلکه

دوران آن سختی را به مراتب کوتاه نموده و تحمل آن را بسیار

راحت تر می نماید.

و اگر ما بتوانیم از سختی ها، لذت ببریم، می توانیم روزگار شاد

و با نشاطی را برای خود و خانواده و اطرافیان فراهم نمائیم و نیز

می توانیم پس از برطرف شدن آن سختی ها که پاداش لذت بردن از

آنهاست، این تجربیات ارزشمند را با دیگران به اشتراک بگذاریم.

چطور می توان از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت برد؟

برای لذت بردن دراین دوران، راههای بسیار ساده و قابل استفاده ای

وجود دارد، که ما تنها به ذکر عناوین آن بسنده می نمائیم.

  • – کنار آمدن به ترس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
  •  
  • – به نظرات منفی و گفتارهای منفی در باره خود و سختی هایتان،
  • به هیچ وجه اهمیت ندهید.
  •  
  • – سعی کنید که در خصوص رفع سختی ها، خیال پردازی نمائید
  • و آن سختی ها را به بازی بگیرید.
  •  
  • – خود را در لحظاتی ببنید که مشابه چنین سختی هایی را در
  • گذشته به خوبی پشت سر گذاشته اید.
  •  
  • – خودتان را تنها و تنها با خودتان مقایسه نمائید و پیشرفتهایتان
  • را در رفع سختی، جشن بگیرید.
  •  
  • – سعی کنید کنار عزیزانتان ساعتی را با چای خوردن و مرور
  • خاطرات گذشته بگذرانید.
  •  
  • – تعریف جوک یا چیزهای خنده دار
  •  
  • – سر زدن به یک دوستی که چندین وقت هست از او
  • بی خبر هستید.
  •  
  • – شنیدن یک آواز خوب و دلنشین خودتان.
  •  
  • – برگزاری جشن برای خودتان به مناسبت های مختلف
  •  
  • – فضا و محیط تان را مرتب کنید
  •  
  • – از زمان حال لذت ببرید
  •  
  • – همه را دوست بدارید
  •  
  • – خودتان را دوست داشته باشید
  •  
  • – دیگران را دوست داشته باشید
  •  
  • – همه آدمها را بپذیرید
  •  
  • – هدف زندگی را دریابید
  •  
  • – کمک کنید
  •  
  • – واقع بین باشید
  •  
  • – به دنبال تعادل باشید
  •  
  • – کنترل خود را حفظ کنید
  •  
  • – به قلب و روحتان گوش دهید
  •  
  • – ذهنتان را پاک کنید
  •  
  • – سبکبار باشید
  •  
  • – بخندید
  •  
  • – انعطاف‌پذیر باشید
  •  
  • – چند هدف روزانه لیست کنید
  •  
  • – چیزهای کوچک را تحسین کنید
  •  
  • – خودتان و دیگران را ببخشید
  •  
  • – با خودتان و دیگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشید
  •  
  • – در انتظار فردا باشید
  •  
  • – مرگ را بپذیرید
  •  
  • – محیط‌ اطرافتان را تحسین کنید
  •  
  • – افکار منفی‌تان را پاک کنید
  •  
  • – پایه‌ای محکم برای اعتقاداتتان بسازید
  •  
  • – لیست پیش از مرگ تهیه کنید
  •  
  • – تقدیر و قدرشناسی‌تان را ابراز کنید
  •  
  • – الهام‌بخش خود باشید
  •  
  • – هیچ چیز را نادیده نگیرید
  •  
  • – آرزوهایتان را دنبال کنید
  •  
  • – دلسرد نشوید
  •  
  • – خودتان باشید
  •  
  • – هر روز یک روز تازه است!

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

از چه زمانی آغاز نمائیم؟

حال سوال این است که آیا باید سختی ها تمام شود، و ما لذت

بردن را شروع نمائیم با از همان ابتدای راه باید لذت بردن را

آغاز نمائیم.

اجازه بدهید، سئوالی کنم:

فرض کنید که شما برنامه ریزی نمودید که برای مسافرتی

تفریحی به یکی از مناطق خوش آب و هوا بروید، خوب مسافرت

شما و لذت بردن از مسافرت را باید از کجا شروع نمود. آیا باید

به آن جای خوش آب و هوا برسید و سپس خوش باشید، یا خیر،

مسیر خود مسافرت است و در مسیر رسیدن به هدف، میتوان

همانند مقصد، لذت برد و خوش بود.

لذا برای تک تک لحظاتتان، ارزش قائل شوید و سعی نمائید

که لذت بردن از زندگی، و لذت بردن در سختی ها را به هیچ

وجه فراموش نفرمائید.

 

لذت بردن از زندگی خود یک هنر است که برای رسیدن به آن

باید سعی کنید به جای شمردن خارهای زندگی، گل های آن را

بشمارید.

و یک مثل قدیمی می گوید، «فرد دانا همیشه در بهشت است.

حتی اگر جهنم را برای او بفرسید، او آن جهنم را تبدیل به

بهشت خواهد کرد

خوشبختی یعنی لذت بردن حتی از سختی

کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در دوران تحصیل در دوره کارشناسی دانشگاه مدیریت دانشگاه تهران،

استادی که یک روز به جای استاد تربیت بدنی ما به سر کلاس آمد، به

ما گفت، دوستان، بجای اینکه وارد مشکلات شوید، اجازه دهید مشکلات

در جلوی شما رژه بروند و شما تنها از بیرون به آنها نگاه کنید. و دلیل

ایشان این بود که اگر داخل مشکلات شویم، هوش ما زیر سئوال رفته و

مشکلات اجازه خلاقیت و پیدا کردن بهترین راه حل مسأله را از ما

میگیرند، لذا اگر اجازه دهیم مشکلات تنها جلوی چشمان ما رژه بروند،

ما با دید هلی کوپتری، براحتی می توانیم از درون مشکلات، راه حل

رفع آنها را نیز بیابیم.

خوب این چه ارتباطی با موضوع این مقاله دارد؟ ارتباط آن به این شکل

است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکسری از رویدادهای برای

ما رخ می دهد و اگر مدام، ما تنها به رویدادها آنهم به شکل منفی نگاه کنیم،

مسلماً از دو جهت ضرر خواهیم نمود. اول اینکه لذت زندگی را بر خود

حرام کرده و به موارد منفی بیشتر توجه می کنیم، و دوماً اینکه با توجه

بیشتر به موارد منفی رویدادها، آن موارد منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بیشتر جذب می شوند و مسائل و مشکلات را چند برابر

می نمایند.

ما در این جا سعی داریم به این مقوله نظری بیفکنیم و در باره آن کمی

بررسی بیشتر نمائیم.

رویدادهای زندگی چیست؟

رویداد زندگی از اسم آن نیز پیدا است، رویداد، آن چه که در زندگی

“روی میدهد”، و این رویدادها در زندگی هر انسانی وجود دارد، هم

رویدادهای مثبت بسیاری وجود دارد و هم رویدادهای منفی، لکن آن

چیزی که بیشتر افراد را مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بیشتر مورد آزار قرار میدهد، رویدادهای منفی است. از جمله بالا رفتن

سن، کم شدن قدرت عضلات، فشار آوردن بیماری ها بر بدن و ….

چرا باید با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنار بیائیم؟

همان گونه که در قسمت قبل بیان نمودیم، رویدادهای زندگی هم به

صورت مثبت وجود دارد و هم رویدادهای منفی، و خبر بد اینکه، از

دوران کودکی، بیشتر ما را متوجه رویدادهای منفی نمودند تا رویدادهای

مثبت زندگی.

مثلاً در زمانی که کارنامه را تحویل والدین خود می دادیم، آنها بجای

اینکه اول نمرات درخشان ما را نگاه کنند، ابتدا به سراغ نمرات منفی

ما در کارنامه  می رفتند و توجه  ما به آن نمرات جلب می نمودند.

در زمانی که چند غلط دیکته ای از ما می گرفتند، تنها توجه ما را به اینکه

در دیکته غلط داشتیم می بردند و از اینکه توانائی نوشتن دیکته را پیدا

نموده بودیم، غافل بوده و ما نیز دنباله روی آنان، همین رفتار را با

فرزندان و اطرافیان خود داشتیم.

البته لازم به ذکر می باشد که ما در این مقاله قصد نداریم، مسائل خود

را به گردن والدین و پیشنیان بیندازیم، تنها با بیان این مطالب قصد داریم

این مطلب را مد نظر قرار دهیم که هیچکس تا کنون نحوه رفتار با

رویدادها را به ما یاد نداده و اگر چیزی هم یاد داده شده، تنها در جهت

نگرش بر رویدادهای منفی هر مسئاله و رخدادی بوده است و باز هم

متأسفانه در بسیاری از موارد، در جهت رفع آنها، با مطالعه و تحقیق در

خصوص آنها اقدامی ننمودیم.

حال که متوجه گردیدیم، تمام توجه ما، به رویدادهای منفی معطوف بوده

است و در نتیجه ما بر رویدادهای منفی زندگی مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) توجه داشته ایم.

حال سئوال این است که آیا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رویداد مثبتی

هم دارد که ما باید به آنها توجه نمائیم؟

آیا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) غیر از بالا رفتن سن و کاهش

قوای جسمانی و تجربیات زائد و تنهائی و … رویدادی مثبتی وجود دارد؟

بله رویدادهای مثبت در این دوران، تجربه، دانش، مهارت، تخصص،

بزرگ فامیل بودن، بزرگ شدن فرزندان، داشتن نوه، فرصت بودن بیشتر

با نوه ها، فرصت استفاده بهینه از اوقات فراغت، فرصت بودن بیشتر با

همسر و لذت دیدن موفقیتهای دیگران که از نظر نگارنده، از بهترین

رویدادهای این دوران می باشد، را بعنوان رویدادهای مثبت می توان

ذکر نمود.

چگونه باید با این رویدادها به ظاهر نامیمون در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنار آمد؟

در این دوران، تفاوتی که بین پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق و

پیشکسوتان(ناموفق) وجود دارد، توجه به رویدادهای مثبت و منفی

است. پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق، تنها به رویدادهای مثبت زندگی

نظر می افکنند و پیشکسوتان(بازنشستگان) ناموفق تنها بر روی

رویدادهای منفی زندگی توجه دارند.

در این دوران، تجربه که یکی از اصلی ترین مشخصات موجود در این

دوران با ارزش می باشد، از دید برخی از افراد زائد و از دید

پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق بعنوان ابزاری برای ارتباط و اهرم

دانش و مهارت را برای آموزش به دیگران مورد استفاده قرار می گیرد

و از این دو آیتم گرانبها، بعنوان با ارزش ترین اندوخته عمر خود بسیار

استفاده بهینه می نمایند.

همچنین از این دوران طلائی – در خانه ماندن – که از نظر تعدادی از

عزیزان، بعنوان یکی از رویدادهای نامیمون است، بعنوان یکی از با

ارزش ترین لحظات می تواند باشد، به شرطی که این لحظات با ارزش

را با شاد و بانشاط بودن با خانواده و فرزندان و نوه ها، طی نمائیم.

و نیز در این دوران که اگر سبک زندگی خوبی نداشته باشیم، شاید با

انواع بیماری ها همراه باشیم، و این امر فرصت مناسبی برای شناختن

آنها و کوشش در جهت رفع آنها، تنها با تغییر در سبک زندگی و تغییر

در روش زندگی می باشد.

و باز همانگونه که در کتاب خویش(الهی پیر شی) نوشته ام، در این عصر

که حتی شدیدترین بیماری ها(سرطان) بوسیله تغییر در رژیم غذائی و تنها

با تغذیه، امکان پذیر شده است و رفع کلیه بیماری های مربوط به اسکلت،

تنها با انجام تمارین ورزشی رفع می گردد، نگرانی و ترس از بیماری ها

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بی مورد می باشد.

پس بجای اینکه تنها به رویدادهای منفی زندگی توجه نمائیم، بهینه است،

به فرمایش استاد ما، اجازه دهیم آن رویدادها از جلوی چشمان ما رژه بروند

و ما برای رفع آنها، از قوه خلاقیت و هوش خود استفاده و در جهت شناسائی

و ریشه کن نمودن رویدادهای منفی، قدم برداریم.

از کی باید این کنار آمدن را شروع نمود؟

اگر فکر می کنید که کسی تضمین داده است که شما، سالیان سال

می توانید به زندگی خود ادامه دهید، می توانید این کنار آمدن را به

روزهای آینده موکول نمائید، اما اگر مثل من، هیچ کسی چنین تضمینی

را به شما نداده است، پس چه بهتر که از همین لحظه، شروع به کنار

آمدن با رویدادها نمائیم تا بتوانیم بهتر و شادتر و با نشاط تر، این

دوران را طی نموده و بهره ورتر نمائیم.

به امید روزی که دیگر هیچ پیشکسوتی(بازنشسته ای) به رویداد

منفی زندگی خود توجه ننموده و تنها بر رویدادهای مثبت خود تأکید

نماید و علاوه بر اینکه خود شاد و با نشاط و سالم زندگی می نماید،

در بهینه تر شدن زندگی دیگران نیز قدم های سودمندی بردارد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان

(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

کمک کردن پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر

کمک کردن پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر

از زمانی که در وادی تحقیق و تفحص و مفید بودن برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) وارد شدم، همیشه بر این باور بودم که پیشکسوتان

(بازنشستگان) گرامی به جای نگاه کردن به دستان دولت و محل کار و

دیگران برای اضافه شدن حقوق و در نتیجه رفع مسائل و مشکلات

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید دست به دست یکدیگر داده و خودشان

حامی و کمک کننده خود باشند.

  

سرکار خانم مرحومه طاهره جوان، کارآفرین نمونه خانم که علیرغم

وجود سوختگی 98 درصدی روی بدن، همچنان توانست بعنوان کارآفرین

برتر انتخاب و در زمانی که قصد داشت برای خود همسر اختیار نماید، به

سراغ مردی رفت که او نیز 75% سوختگی داشت، وقتی علت را از او

پرسیدند که چرا موقع ازدواج علیرغم اینکه وضعیت مالی خوبی داری،

علت اینکه سراغ مردان سالم نرفته ای؟ اینگونه اعلام نمود:” فرد سالم خبر

از مسائل و دردهای من ندارد، در صورتی که وقتی که من از زور درد،

بگویم سوختم، این مرد تنها می داند که سوختگی چیست و من چه حسی

دارم!”

به همین دلیل نگارنده بر این عقیده و نظر است که فقط یک پیشکسوت

(بازنشسته) از مسائل و مشکلات پیشکسوت(بازنشسته) دیگر مطلع و

آگاه می باشد و فقط یک پیشکسوت(بازنشسته) می داند، باید با حقوق آخر

ماه خود چگونه شعبده بازی نمود که علیرغم گذراندن زندگی در این

دوران، هزینه بزرگ بودن در فامیل را نیز پوشش دهیم. و یا مسائل دیگر

این عزیزان که هر کدام، برای شرح آن، شاید دفتر مستقلی نیازمند باشد،

و هر کدام را فرد دیگر پیشکسوت(بازنشسته) یا در حال دست و پنجه نرم

کردن با آن مسئله است، یا به طریقی آن مسئله را حل نموده است و ارائه

راه حل و طرز برخورد با آن می تواند برای دیگر عزیزان نیز سودمند

باشد.

برای همین، در این مقاله این مورد را بیشتر بررسی خواهیم نمود.

کمک کردن چیست؟

کمک کردن، یعنی یاری رساندن و شخصی که می خواهد یاری برساند،

بهینه است که با کمال میل و با خلوص نیت این کار رو انجام دهد.

چرا بهتر است پیشکسوتان(بازنشستگان) به یکدیگر کمک نمایند؟

در این چندین سالی که این عزیزان با تجربه و پیشکسوتان ارجمند، اکثراً

منتظر بودند که بلکه دولت یا صندوق های بازنشستگی یا محل های کار،

برای آنها قدمی بردارند، در برخی از مواقع این درخواستها اجابت نمی شد،

تنها و تنها به این دلیل که افرادی که می خواهند این کمک ها را انجام دهند

و یا قدم هائی برای این گنجینه های گهربار نیروی انسانی بردارند، از ریز

مسائل و مشکلات آنان نا آگاه، یا در برخی از مواقع، علیرغم دانستن مسائل،

بروکراسی اداری (که شاید خود ما، بنیانگذار آن بوده ایم) اجازه این کار را

به آنان نمی دهد و یا به هر دلیل این امر محقق نمی گردد.

پس پیشنهاد اصلی نگارنده این است که به جای اینکه منتظر کمک های

دیگران باشیم، دست در دست یکدیگر، به کمک همدیگر بشتابیم.

البته در این راه، قدم های اولیه برداشته شده است، لکن این قدم ها نیازمند

اقدامات بعدی نیز می باشد که از آن جمله می توان به ارتباط عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) با یکدیگر می باشد.

تبصره: (البته در همین جا لازم است از کلیه عزیزان و خدمتگزاران شاغل

که در جهت ایفای حقوق پیشکسوتان(بازنشستگان) تمام تلاش و سعی خود

را مینمایند و در برخی از ادارات و نهادها، خود شاهد این تلاش ها بوده و

هستم، تشکر و قدردانی نمایم)

چطوری پیشکسوتان می توانند به یکدیگر کمک نمایند؟ 

دقیقاً از زمانی که نگارنده وارد این وادی عزیز و مقدس گردید و تلاش خود

را بر روی مفید بودن برای این باتجربه های گرانقدر متمرکز نمود، همواره

در مصاحبه ها و تحقیقاتی که انجام میدادم، افراد بسیاری بودند که جهت کمک

و یاری به دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعلام آمادگی می نمودند. اما

مسئله اصلی آن بود که این افراد نمی دانستند از کجا باید شروع نمایند و از

چه محلی این کمک ها باید هدایت و راهبری گردد.

و بسیاری از پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی هستند که شاید نمی دانند که

مهارت و تخصص و تجربه آنان، مورد نیاز خیلی از عزیزان دیگر

پیشکسوت(بازنشسته) می باشد، و بدین طریق بتوانند تخصص و مهارت

خود را با دیگر گنجینه های نیروی انسانی به اشتراک بگذارند، مانند یکی

از همکاران پیشکسوت(بازنشسته) اداره ما که علیرغم اینکه متخصص نقاشی

بود و تابلوهای فراوانی را نقاشی نموده بودند، نمی دانستند که افراد بسیاری

در خود اداره و بین پیشکسوتان اداره وجود دارند که تمایل دارند این هنر را

بیاموزند، و چه فردی بهتر از همکار خودشان که علاوه بر دانستن مهارت

این هنر، بر مسائل و مشکلات این قشر نیز آگاه می باشد.

مسلم است که شاید یکی از فلسفه ایجاد کانونها، همین امر بوده باشد، اما با

ازدیاد درخواستها و به قول یکی از مدیران پرتلاش (تکالیف عقب مانده)

فرصت کار بر روی این مورد را از آنان گرفته باشد. پس ضروری است

که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بر این امر واقف بوده و در جهت این کار

خداپسندانه و انسان دوستانه، حرکت نمایند.

از کجا شروع نمائیم؟

نظر به اینکه یکی از اصلی ترین اهداف ایجاد این سایت، کمک نمودن به

این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشد، لذا بر خود لازم می دانم که

محیطی را برای این کار مهیا نمایم. که امیدوارم بتوانم حداکثر ظرف یک

ماه آینده این امر محقق گردد. لکن تا آن زمان، عزیزانی که تمایل دارند در

این کار(کمک نمودن به دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)) پیش قدم شوند

و مسئله ای از مسائل این گنجینه های با ارزش نیروی انسانی و این خردمندان

کشور را حل نمایند. در نظرات همین پست می توانند آمادگی خود را به

همراه شماره تماس اعلام تا انشاله در اولین فرصت که این محیط آماده گشت،

نسبت به تماس با آنان و درج اطلاعات آنان در بانک اطلاعاتی و شروع

کمک ها اقدام لازم به عمل آید.

خوب تا آن موقع چه؟ از هم اکنون اگر کاری از دستتان بر دیگر عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بر می آید که می توانید برای آنان انجام دهید، در

نشست های چند نفره می توانید این اقدام را انجام دهید.

و در صورت امکان، نتایج آن را جهت اطلاع بقیه دوستان پیشکسوت

(بازنشسته) با ما به اشتراک بگذارید.

ولی بختیاری

مدرس و مربی مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

کلیبی بسیار گویا در خصوص سبک زندگی از کودکی تا پیشکسوتی(بازنشستگی)

کلیبی بسیار گویا در خصوص سبک زندگی از کودکی تا پیشکسوتی(بازنشستگی)

در ذیل، کلیپی کوتاه در خصوص سبک زندگی از کودکی تا

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مشاهده می نمائید که بسیار

گویا است که چگونه باید در دوران زندگی، سبکی را انتخاب

نمائیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) همچنان شاد

و بانشاط باشیم.

[videojs mp4=”http://valibakhtyari.ir/wp-content/uploads/2017/05/video_2017-05-02_21-14-25.mov” poster=”http://valibakhtyari.ir/wp-content/uploads/2017/05/سبک-زندگی.jpg” preload=”true” loop=”true”]

قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم.

قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم.

 

در یکی از سمینارهایی که حضور داشتم، مدرس در هنگامی که

می خواست وضعیت ما را تشریح نماید، عکس قایقی را نشان داد

که در دریا پیش میرفت و اعلام داشت که زندگی ما نیز به مانند

قایق است که در دریائی به راهی میرود و اینکه از کدام طرف

برود، توسط خود ما صورت میگیرد و در دریا، باد و طوفان نیز

هست، اینکه آنها به ما آسیب برسانند یا اینکه ما را در رسیدن به

مسیر یاری بدهند، بستگی به ما و مهارت های ما دارد، که چگونه

می توانیم از آنها استفاده نمائیم.

اگر باد موافق است، باید بادبان ها برافراشته و از انرژی باد، برای

رسیدن هر چه سریعتر به مقصد استفاده نمود و اگر باد مخالف باشد،

باید بادبان ها را جمع نموده و اجازه دهیم با نیروی موتور، قایق به

سمت جلو هدایت شود.

قایق زندگی چیست؟

حال واقعاً فرض کنید که زندگی مانند این قایق است. و اثرهائی که

قایق در آب و پشت سر قایق میگذارد، همون گذشته است که مسلم

است شما هیچوقت نمی توانید اثر آن را تغییر دهید.

حال سئوال این جا است، که آیا آن کف های پشت قایق می تواند در

مسیر قایق تأثیر گذار باشد و مسیر رو به جلو قایق را منحرف یا کج

نماید؟ مطمئناً جواب شما نیز به این سؤال منفی است. پس گذشته ما

نمی تواند بر روی آینده ما تأثیر گذار باشد، مگر اینکه خود بخواهیم.

و مشخص است که شما ناخدا و کاپیتان این قایق هستید که تنها این

قایق با دستور شما و اعمال شما به حرکت در خواهد آمد. و شما

سکان دار این قایق نیز هستید.

حال اگر سکان قایق را رها کنی، در دریا به هر سمتی که موج ها

آن را هدایت نماید حرکت نموده و در موقع طوفان نیز حتماً واژگون

خواهد شد.

این سکان نیز اهداف و برنامه های شما هستند که می توانید آن ها

از پیش در دست بگیرید و قایق زندگی خود را به سمت مقصد

هدایت نمائید.

چرا باید قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم؟

بران، بران،

قایقت را،

نرم و سبک

در مسیر آب

با شور و شادی

با خوشحالی و شادمانی

که زندگی رویایی بیش نیست…

بدون اینکه نگرانی و ترسی در دل داشته باشیم دل به این دریای

بیکران خداوندی داده و به خدای خود اعتماد کامل می نمائیم و قایق

خود را نرم و سبک در مسیر درست به حرکت در خواهیم آورد.

و به این مسأله باید توجه داشته باشیم در حالی که ما سوار بر قایق

خود هستیم، تنها می توانیم قایق خود را به سمت هدف، هدایت نمائیم

و قایق نفرات دیگر، توسط خود آنها باید هدایت شود، نه توسط

فرامین شما.

زمانی که زندگی دیگران را تحت نظر می گیریم، و در مورد آنها

به قضاوت و داوری می پردازیم، در حقیقت می خواهیم بر روی

نواقص و معایب خود سرپوش بگذاریم. پس لطفاً اجازه دهید، دیگران

به میل خود، قایق زندگی خود را هدایت نمایند.

چطوری می توانیم بدون اینکه با دیگران رقابت نمائیم، قایق

زندگی را به جلو برانیم؟

این زندگی که در آن قرار گرفتیم و به مانند قایقی در دریا شناور

است، تنها کافی است که به جلو رانده شود و در مسیر قرار بگیرد

و اینکه دیگران با چه سرعتی و در چه جهتی در حال عبور از این

دریا می باشند، برای ما سودی ندارد. در این مسیر، قایق ها همه

به مقصد خواهند رسید، لکن مسیر و جهت بسیار مهم و ضروری

است و آن چیزی که در این قایق مهم نیست، سرعت رسیدن مهم

است. در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که سرعت انجام کارها

در بعضی مواقع کمی کند می شود، بهتر است که ما فقط مراقب

این باشیم که قایق مان در مسیر درست و جهت درست قرار دارد،

و اینکه با سرعت آرام و مطمئن به سمت هدف حرکت نمائیم تا

سرنشینان این قایق که خود ما هستیم، بتوانیم در آسودگی طی

طریق نمائیم.

حال چه باید کرد؟

مادامی که پارو نزنی

قایق زندگی تو

یا سرجایش می ماند

یا با هر بادی

به بیراهه خواهد رفت

تنها زمانی که خیلی مهمه، زمان حال هست، دقیقا زمانی که سکان

و کنترل قایق رو بدست گرفتی، تو حتی از آینده هم بیخبری قایق هر

لحظه امکان داره با تلاطم دریا مواجه بشه

تنها زمانی که تو داری دقیقا همین زمان و همین الان هست

 خوب در مورد زندگیت فکر کن. و عمل کن.

الان.

سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

زمانی که سوار بر کشتی در دریا یا اقیانوس ها هستید، غیر از

ترس هائی که در کشتی، از طوفان و گم شدن و موج های دریا

و …… بر سرنشینان کشتی مستولی است، یک نگرانی عمده

نیز وجود دارد و آن سوراخ شدن کشتی است، اگر این مسئله اتفاق

بیفتد، مانند کشتی تایتانیک، حتی اگر برای آن نیز از قبل راه کارها

دیده شده باشد، اما در یک لحظه، امکان دارد که هیچ کدام از آن

ترفندها و راه کارها به کار نیاید و آب ورودی به کشتی زیاد گردد و

در آن صورت مطمئناً کشتی با خطر غرق شدن روبرو، و کشتی

غرق خواهد شد.

حال این سوراخ شدن کشتی، چه ارتباطی با زندگی

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارد.

در این مقاله به این موضوع نگاهی می اندازیم.

سوراخ های کوچک کشتی چیست؟

این محل ها، که شاید ریز باشد، در کشتی که عظمت آن را به

کرات در بنادر مشاهده نموده اید، بسیار خطر ساز است و آب

در ابتدا به صورت خیلی کم، اما کم کم، بر شدت ورودی آب به

کشتی افزوده شده و در صورت عدم بررسی می تواند کشتی

با هر عظمتی را به قهر دریا رهسپار نماید.

چرا این نشتی های کوچک بسیار مهم هستند؟

این نشتی ها، برای این بسیار مهم هستند که بدون توجه به

میزان آن، میتواند فشار بر بدنه کشتی را چندین برابر نموده و

به یکباره، بدنه کشتی را تخریب و آب بسیار زیادی را روانه داخل

کشتی نماید و همان آب است که این توانائی را دارد که کشتی

را به اعماق آب هدایت نماید.

زندگی پیشکسوتان(بازنشستگان)، همان بدنه کشتی است و

این نشتی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) همان

ناامیدی های چه بسا کوچک هستند که می توانند، کل زندگی

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دچار بحران نماید و اگر خیلی

زود به آن رسیدگی نشود، می تواند در ابتدا جواز ورود افسردگی

به بدن را بدهد و سپس ورود انواع بیماری ها به بدن را مجاز نماید.

و دیگر لازم به توضیح نمی باشد که این ویروس ها، می توانند تا چه

حد برای بدن مضر باشند.

پس پیشنهاد این است که به محض اینکه کوچکترین سوراخی در

بدنه کشتی یعنی کوچکترین احساس ناراحتی و افسردگی در

گنجینه های نیروی انسانی، این باتجربگان روزگار، پدید آمد بلافاصله

نسبت به بررسی آن موضوع اقدام و در اولین فرصت، نسبت به رفع

آن و ترمیم بدنه کشتی و ترمیم روحیه از دست رفته عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) اقدام نمود.

چطوری جلوی نشتی های کوچک در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) گرفته شود؟

همان گونه که در بند قبلی توضیح داده شد، بلافاصله بعد از اطلاع

از وجود نشستی، باید اقدامات ضروری جهت بررسی وضعیت به

عمل آید و این اقدامات می تواند به شرح ذیل در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را نمایان سازد.

  • توکل بر خدا و ایمان به ذات احدیت که میتواند برای هر بیماری
  • و افسردگی، پادزهر قوی باشد.
  • توجه به داشته ها، بجای توجه بی مورد به نداشته ها در این
  • دوران، زیرا که اگر بتوانید تنها توجه خود را از نداشته ها، به
  • سمت داشته ها، رهنمون سازید، میتوانید یک سد مقاوم در
  • برابر افسردگی های بی مورد ایجاد نمائید.
  • بودن با همکاران سابق که می تواند حال و هوای همان دوران
  • را به شما برگرداند و موجب شادی و نشاط بی حد و بی وصف
  • شما گردد.
  • استفاده از مطالب مندرج در مقاله فعال بودن در این دوران، که
  • می توانید از آن مقاله، استفاده نموده و اوقات فراغت خود را
  • کاملاً پر نمائید و علاوه بر استفاده های معنوی، شادی و نشاط
  • را نیز به خود و خانواده هدیه نمائید.

از کجا شروع نمائیم؟

کافی است که همین الان متوجه وضعیت خود بشوید و ترمیم

بدنه را از همین لحظه شروع نمائید و خود را با احساس خوب

و نیکو، شاد و سرحال نمائید

ولی بختیاری

مدرس و مربی مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

ُ

زندگی سرشار از درس است

زندگی سرشار از درس است

تا کنون کتاب ها و مقالات بسیار زیادی را احتمالاً مطالعه

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

وقتی می توان از زندگی حیواناتی مثل مورچه، گربه،

سگ، زنبور و ….. درس گرفت، چرا نتوانیم از تک تک

لحظات خودمان که مشغول سپری نمودن آن و

یادسپاری آن هستیم، درس نگیریم.

همین دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که در نظر

تعدادی از عزیزان و به غلط دوران رکود و آمادگی جهت

رفتن، تعبیر شده و آنها خود را در سراشیبی مرگ

می پندارند، خود سراسر پند و اندرز و نصیحت و درس

می باشد، و بهینه است که بجای اینکه وقت و زمان

خود را صرف این افکار و گفتار پوچ و منفی قرار دهیم،

در پی یافتن درس های نهفته در درون هر لحظه و هر

اتفاق و هر رویدادی باشیم.

در آنصورت است که زندگی رنگ دیگر خود را که سراسر

شادی و نشاط و سلامتی است، به ما نشان داده و

زندگی سراسر خوشبختی را شاهد خواهیم بود.

پس در این مقاله ما به این بحث نظری می افکنیم و

این دروس و نحوه فراگیری آن را می آموزیم.

درس چیست؟

آنچه که در لغت نامه آمده است، به عنوان: آموزش، بحث،

تعلیم، مشق، پند، عبرت آمده است.

چرا باید از تک تک لحظات زندگی درس آموخت؟

آموزش و درس گرفتن در جامعه فعلی ما موضوعی با

ارزش و قابل احترام به شمار میرود. در مدرسه ساختار

اصلی و زیربنای علوم را به شما آموزش میدهند و سعی

می نمایند شما را برای کار و فعالیت در دنیای واقعی

آماده نمایند.

البته لازم به ذکر است که آموزش هایی که در مدرسه

و دانشگاه فرا می گیریم، به هیچ وجه، با درس هائی

که زندگی به ما می آموزد قابل قیاس و مقایسه

نمی باشد.

معلم زندگی ابتدا از ما امتحان می گیرد و سپس درس

می دهد لکن در مدرسه و دانشگاه، ابتدا درس می دهند

و آنگاه پس از مدتی، از معلومات آموخته شده، امتحان

می گیرند. و از زندگی بعنوان سخت گیر ترین معلم دنیا

نام برده شده است. اما همین معلم سخت گیر، تک تک

درس هایش می تواند زندگی ما را دگرگون سازد و توانائی

ما را چندین برابر نماید، اگر درست از این درس ها استفاده

گردد، مسیر موفقیت برای شما هموار می گردد.

ما تنها یک بار به این دنیا آمده ایم و تنها یک بار حق حیات

به ما داده شده است، پس اگر ما نتوانیم از تک تک لحظات

خودمان و درس هائی که زندگی به ما می دهد، استفاده

مناسب و لازم را ببریم، مطمئناً نیز نخواهیم توانست از دیگر

نعمات خدادادی نیز استفاده ببریم.

زمان تنها چیزی است که نمی توان آن را با پول خرید، زیرا

که دقیقه ای که گذشت، دیگر گذشته، و لازم است که از

دقیقه های گذشته شده، درس و تجربه آموخت و این تجربه

و درس را در دقیقه های بعد، نصب العین خود قرار داد و

زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و خانواده خود رقم

بزنیم.

چطوری باید از دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

درس آموخت؟

کافی است که محصل خوبی باشیم و به آموزه های

دریافتی از معلم زندگی، دقت لازم را داشته باشیم.

این لحظه، زندگی شماست!

زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید

نیست. زندگی شما بین الان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) و نفس بعدی دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)است. زمان حال – همین حالا و همین

جا – تنها چیزی است که زندگی به شما داده است.

پس از هر لحظه (مخصوصاً در این دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با همه مسائل و مواردی که شما

می دانید و نگارنده نیز تا حدودی از آن با اطلاع است)

استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی

کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید،

بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها

چیزی است که می‌توانید از هر کسی از جمله خودتان،

انتظار داشته باشید.

 زندگی طولانی نیست!

این تنها دارائی شما و تنها زندگی شماست و باید برای

آن تلاش نمائید. برای آنچه درست است بکوشید تا

بدست آورید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای

کسانی که دوستشان دارید تلاش کنید و هیچوقت

فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم

هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون

هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید.

هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع

کنید. فردا دیر است.

فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان

سودآور خواهد بود!

وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف

می‌رسد–چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع

یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان

و تعهد دارد–باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا

حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی

کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که

بقیه نمی توانند؟»

 هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!

اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست

مهربانی برای شماست که کمکتان می‌کند باری از روی

دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت

آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از

اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.

 شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند

حتی اگر نا امید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور

دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای

کسانی که هنوز عشق می‌ورزند با اینکه ضربه خورده‌اند.

پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است

را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید

فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که می‌توانید

از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تأئید

کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید.

قبل از اینکه بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته

باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید

احساس ارزش کنید و در چشم خودتان، خودتان را قبول

داشته باشید تا بتوانید با اعتماد ‌به ‌نفس به چشمان

اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

 عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!

در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های

درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال

و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به

کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را

درمورد آنها به شما خواهد گفت.

 مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام

کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است

که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد،

فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید،

حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد

از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که

می‌دانند چیزی ندارند.

 پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!

به زمین می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی

می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید. ضربه

خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن،

نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی

که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر

زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی

باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان

بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی

انتظارمان را می‌کشد.

گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!

سالهای پیش را به یاد آورید در زمان هائی که بسیار جوان تر

از حال بودید، در آن زمان، چیزی نبوده که در زمان خودش

بسیار دردآور بوده باشد و شما در همان زمان فکر نمی کردید

که بتوانید آن مسأله را حل نموده و با آن کنار بیائید؟

همه ما مسائلی در دوران های قدیم داشته ایم که در زمان

خودش، بسیار دردآور و زجر آور بوده است اما در حال حاضر

تنها یک تجربه و خاطره است و شاید به بعضی از آن دردها

و ترس ها، در حال حاضر بخندیم، اما حقیقت دارد که ما

توانستیم آنها را به سلامتی پشت سر بگذاریم، در حال حاضر

نیز چنین است، اگر با دردی روبرو شدید، به فکر گذشته خود

بیفتید که چگونه توانسته اید مسائل را پشت سر بگذارید و

بدانید که این دردها نیز پایان می پذیرید و انشاله خاطرات

خوشی برای شما بعلت خوب پشت سرگذارندن آن برایتان

باقی خواهد ماند.

خلاصه همه درسها، درس پیشرفت به ما یاد میدهد که

زندگی پیش میرود. ممکن است آزمایشات مختلف به ما

آسیب زده باشند اما جای این زخمها از ما در برابر آسیبهای

آینده محافظت میکند. وقتی بتوانیم از اشتباهات گذشته

درس بگیریم و رفتارهای جدیدی که نتایج متفاوتی خواهند

داشت انجام دهیم، پیشرفت خواهیم کرد. اگر رفتاری متفاوت

با آنچه در گذشته داشته اید از خود نشان دهید، پیشرفتی

عالی خواهید داشت. و جهتی که به آن سمت پیش میروید،

فقط به تصمیم خودتان بستگی دارد.

با درس های آموخته شده، چه باید کرد؟

درسهای زندگی، جدا از آموزشهایی که در مدرسه و

دانشگاه دریافت میکنید، به ما کمک میکند نسبت به

تواناییهایمان آگاهی پیدا کنیم. ممکن است مورد آزمایش

قرار گیریم، اما با درک حقیقت این آزمایشات میتوانیم به

راحتی بر چالشهای زندگی پیروز شویم

و این پیروزی می تواند مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) فواید بسیار زیادی را برای ما رهنمون سازد

که از آن جمله می توان به شادی و نشاط و نیز سلامتی

که از این پیروزی برایمان بدست می آید توجه نمود.

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی

اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند

حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی

که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند.

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید،

« چطور اینقدر زود دیر شد؟ » پس برای فکر کردن به

زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه

می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید.

برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن،

خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید.

زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان

(بازنشستگی)

سایت گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

در زندگی روزهائی وجود دارد که خاطره های آن همیشه در ذهن

جاودانه باقی می ماند، خاطره ها همیشه شاد نیستند، گاهی تلخ هستند.

اما تا این خاطره های تلخ نباشند، آن خاطره های شیرین، شیرینی

خودشان را نشان نمی دهند، و آن خاطره های تلخ نیز روزگاری،

تنها فقط یک خاطره خواهند ماند، یا با حسرت یا با تجربه، در هر

صورت، تنها به صورت یک خاطره خودنمائی می کنند.

و این خاطره ها همانند یک جویبار که همیشه در حال گذران است و

همیشه آبهای جدید، می آیند و در گذر هستند، این خاطرات نیز مرتب

ایجاد و در حافظه طبقه بندی و جایگزاری می گردد.

حال از این همه خاطره چه استفاده ای می توان نمود؟

آیا این خاطرات می توانند، در زندگی و مخصوصاً دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم باشد؟

خاطرات تلخ، چه اهمیتی دارد که یادآوری شود، و رنج ما را در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیشتر و بیشتر نماید؟

اینها همه سئوالاتی است که در خصوص خاطره ها، می توانیم از

خودمان بپرسیم، ما در این مقاله بر آنیم که به این بحث، نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه شوید.

خاطره چیست؟

خاطره یعنی: روایت مجموعه ای از رویدادها و سرگذشت های

متعلق به یک شخص یا یک دوره بخصوص، وقتی به آنها که در

 زمان های گذشته رخ داده، فکر می کنیم، یعنی اینکه اون رخداد،

یکی از خاطرات ما شده و بخشی از ذهن ما را اشغال نموده است.

این خاطره ها، همانگونه که ذکر شد، می تواند خاطرات خوب و

گاهی اوقات خاطرات سخت و دردآورد باشد، گاهی اوقات شیرین

و گاهی اوقات تلخ و زهر آلود هست که حتی با یادآوری آن، لرزه

بر اندام ما می افتد.

چرا خاطره ها می توانند برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم باشد؟

خاطره ها بدین دلیل برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

خوب و سودمند باشد که همین خاطرات است که منبع تجربه و

تخصص و مهارت های ما را به خود اختصاص می دهد.

همین خاطرات تلخ و شیرین است که می تواند، توانائی های ما

را در خاطرات شیرین یادآوری نماید و تجربه های اندوخته شده

در خاطرات تلخ را به ما یادآوری نماید.

این خاطراتی که مرتب در ذهن ما مرور می گردد، و پیشنهاد

می گردد، در صورتی که خاطرات شیرین است، حتماً با همکاران

و دوستان هم رده خود این خاطرات را مرور نمائید، از آن دست،

خاطراتی است که می تواند، کل سلولهای شما را به آن زمان، انتقال

داده و عملکرد آنها را به آن سالها ببرد، و حتی ذوق و شادی که از

آن خاطره در ذهن شما نقش می بندد، می توانید در همین لحظه

مجدداٌ لمس وحس نمائید.

بخاطر همین مسئله است که زمانی که گروهی از پیشکسوتان

(بازنشستگان) را که به شهری که مثل 40 سال پیش آماده شده

بود، منتقل نمودند، اکثراً به همان زمانها، کوچ نمودند و حتی جالب

توجه اینکه، تعدادی از آن ها مجدداً به خواستگاری همسران خود

رفته بودند.

بدن و سلولهای آن، متوجه ساختگی بودن آن نمی شوند،

فقط کافی است که خود را به آن زمان ها منتقل نموده و حس و حال

و هوای آن زمان را برای خود تداعی نمائید، آنگاه تمام شرایط آن

زمان گذشته را در زمان حال، حس خواهید نمود.

پیشنهادی که می توان داد اینکه درملاقاتهائی که با دوستان خود

دارید، تا می توانید از خاطرات خوش و خوب گذشته که برایتان

پیش آمده، گفته و خود را در آن زمان ها، حس و لمس نمائید.

چطوری می توان خاطره ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جاودانه و شاد ساخت؟

آن تعدادی از خاطره ها که همیشه در ذهن می مانند، به خودی خود،

جاودانه هستند، اما چطوری می توان، خاطرات را بصورت خاطرات

شیرین و شاد، در ذهنمان مجدداً طبقه بندی و ضبط نمائیم؟

در بیشتر مقالات و کتب، همیشه اینگونه آورده شده است که سعی

کنید، خاطرات بد و تلخ را از زندگی خود بیرون بریزید.

به چند دلیل این امکان پذیر نیست؟

1-     امکان حذف خاطره بد و تلخ وجود ندارد، امکان دارد

زمانی بتوانیم آن را محو نمائیم، اما مجدداً با برخورد با شئی، یا چیز

و یا فردی که در آن خاطره بوده، مجدداً تمام خاطرات تلخ بازآوری

شده و تمام لحظات مجدداً یادآوری خواهد شد.

2-     خاطرات تلخ و شیرین مکمل یکدیگر هستند، شما هیچوقت

نمی توانید، خاطرات شیرین داشته باشید، مگر اینکه چند تا خاطرات

تلخ نیز داشته باشید. مانند شب و روز، تا شب نباشد، شما روز را

تشخیص نخواهید داد و بالعکس، همانگونه که در قطب ها که 6 ماه،

6 ماه، شب و روز است، تفاوت شب و روز از هم تشخیص داده

نمی شود.

3-     خاطرات تلخ را تنها می توان جایگزین نمود.

بهمین خاطر به شما توصیه می کنیم که سعی نمائید در درجه اول،

نسبت به جایگزینی آن با یک خاطره خوب و شاد، اقدام نمائید.

در مرحله دوم، سعی نمائید، از آن خاطره تلخ، تجربه و نکته ای

که توانسته شما را یک قدم در مسیر زندگی به جلو ببرد، یا تجربۀ

گرانبها برای شما داشته است در آن بیابید و بر روی آن، تمرکز

نمائید.

در صورتی که از دو مرحله قبلی نتوانستید، خاطرات تلخ را کمی

تلطیف نمائید، در مرحله بعدی، خاطرات تلخ خود را یادآوری نمائید

و سعی نمائید، قصه جدیدی برای خود بسیازید، و بدانید که شما

کارگردان زندگی خود هستید، پس لطفاً سناریوی آن خاطره را برداشته

و اجرای جدیدی برای خود داشته باشید(البته در ذهن خود) آنگاه

خاطرات شما، تبدیل به خاطرات جاودانه و شادی خواهد شد که

همیشه می توانید به آن ببالید.

از کدام خاطره ها باید شروع نمائیم؟

در زمان تعریف در کنار همکاران و دوستان، حتماً از خاطرات بسیار

شیرین که هم برای شما شیرین بوده و هم خاطره خوبی برای

همکاران شما نیز داشته، شروع نمائید و بدانید که اگر بتوانید،

ذره ای شادی به این گنجینه های نیروی انسانی ببخشید، آنان در مقابل

دهها برابر شادی، نثارتان می کند، و حتی اگر این کار هم انجام نشد،

حداقل حس خوبی نصیب شما خواهد نمود.

در زمانی که میخواهید نسبت به تغییر خاطرات تلخ، اقدام نمائید، از

خاطرات تلخی شروع نمائید، که کمتر به شما آسیب رسانده است، و

زمانی که موفق به تغییر آن شدید، مرحله به مرحله به خاطرات

تلخ تر روی آورید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود آن را به دوستان

خود نیز هدیه نمائید.

با تشکر

 سایت گنجینه نیروی انسانی