اولویت های شما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

اولویت های شما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

اولویت های دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند مشخص کننده

رفتارهای ما در این دوران پرفراز و نشیب باشد.

پس از سالها توانستم شماره ای از ایشان که یک زمانی به عنوان

همکار بودیم، دریافت نمایم و پس از آنکه در یک فرصت مناسب

با ایشان تماس گرفتم، متوجه شدم که ایشان تمام وقت خود را صرف

رسیدگی به نوه های خود نموده است و دیگر فرصتی برای کارهای

دیگر و رسیدگی به کارهای روزمره خود ندارد.

به نوعی میتوان گفت که کارهای روزمره ایشان در کارهای نوه

ایشان خلاصه می شد.

آن جا بود که متوجه شدم که ایشان هم مثل هر یک از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) که برای خود اولویت دارد،

اولویت خود را بر روی کارهای نوه قرار داده و کارهای نوه ایشان

در درجه اول برای انجام وجود دارد.

ما انسان ها در زندگی اولویت های مختلف بسیاری داریم که براحتی

اولویت های واقعی زندگی مان را فراموش می کنیم. و این فراموشی

مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند مسائل و

مشکلاتی را برای ما در این دوران به همراه داشته باشد.

ما در این مقاله سعی داریم به این مقوله بپردازیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله ثبت لحظات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه نمائید.

اولویت چیست؟

اولویت در لغت نامه دهخدا به معنای برتری و رجحان و تفوق

و افضلیت و سبقت و تقدم تعریف شده است.

و آن کارهایی است که بر دیگر کارهای مقدم است و باید ابتدا

این کارها انجام شود، و اگر فرصت و وقت و حوصله ای باقی

ماند، بقیه کارها انجام می شود.

چرا اولویت ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

اولویت بندی درست و صحیح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار مهم و حیاتی است، زیرا که اگر در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)، اولویت بندی بصورت کامل و آن چیزی که باید

باشد، انجام نشود، می تواند علاوه بر سبک زندگی، حتی در

بعضی مواقع بر سلامتی، شادی و نشاط ما نیز در این دوران

اثر بگذارد.

همکار سابق پیشکسوت(بازنشسته) که در اول مقاله به ایشان

اشاره شد، اولویت اول خود را نگهداری از نوه تعریف و بر

آن اصرار دارد.

البته امیدوارم که بقیه موارد ضروری زندگی که در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است نیز فراموش ننموده باشد

و پس از نگهداری از نوه، و فراغت از آن، به کارهای دیگر

نیز رسیدگی نماید.

چطوری اولویت های اصلی زندگی مان را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) تعیین نمائیم؟

بر اساس تحقیقاتی که بانک مرکزی امریکا مریل لینچ با

Age Wave انجام داد و بر روی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

بررسی هائی بعمل آورد و رفتار آنها را مورد تجزیه و تحلیل

قرار دادند، به هفت اصل اولویت زندگی را که برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) امروز مهم تر است دست یافتند که عبارتند از:

بهداشت، خانه، خانواده، کار، مالی، و اوقات فراغت.

با افزایش متوسط عمر، مسائل بهداشتی نیز رو به افزایش است.

پیشنهاد می شود مقاله پیشکسوتان(بازنشستگان) را در سختی ها

بشناسید را مطالعه نمائید.

چه چیزهائی در این دوران برای ما مهم است؟

بهداشت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

با توجه به تحقیقات انجام شده، 81 درصد از گنجینه های نیروی

انسانی، سلامت را مهمترین عنصر برای شادی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دانستند.

خانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

با افزایش طول عمر و آزادی بیشتر، جای تعجب نیست که

بسیاری از پیشکسوتان(بازنشستگان) تلاش می کنند تا خانه

خود را بزرگتر و شیک تر نمایند.

و سعی می کنند که از وضعیت مالی خود پیش بینی دقیق داشته

باشند و بدانند که از لحاظ اقتصادی و با توجه به هزینه های

زندگی، در حال حرکت به جلو هستند یا متوقف شده اند.

خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

با توجه به شرایط آب و هوایی چالش برانگیز در چند سال گذشته،

تعجب آور نیست که بسیاری از پیشکسوتان(بازنشستگان) حمایت

مالی خود را به عزیزان خود گسترش داده اند. با این حال، چنین

تمایل به کمک به اعضای خانواده یک خطر پنهان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) است و می تواند امنیت مالی پیشکسوت

(بازنشسته) را خود را درازمدت مورد تهدید قرار دهد.

و بیشتر این کمک ها مالی، به اعضای خانواده از جمله:

کودکان بالغ، والدین، نوه ها، خواهر و برادر، و یا دیگر

بستگان تعلق گرفته است.

کار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

یکی دیگر از اولویت ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مربوط به تمایل عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به ادامه کار می باشد.

هر یک از گنجینه های نیروی انسانی با توجه به واقعیت ها و

نگرش ها، نسبت به کار و جهت بهبود وضعیت اقتصادی خود،

همچنان تمایل دارند که در کاری مشغول به فعالیت باشند و از

آن محل درآمد داشته باشند.

و یا بسیاری از گنجینه های نیروی انسانی نیز در حال برنامه ریزی

برای کار در طول دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هستند.

و تقریباً نیمی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعلی در حال

حاضر مشغول کار می باشند.

وضعیت اقتصادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

در دهه های گذشته، “ثروتمند شدن” و “پیشکسوتی(بازنشستگی)

پیش از موعد” اغلب به عنوان پیشکسوتی(بازنشستگی)

ایده آل مطرح شد

امروزه، پیش از پیشکسوتی(بازنشستگی) و پیشکسوتان(بازنشستگان)

بیش از هفت برابر بیشتر احتمال دارد که هدف مالی خود را

چنین بیان کنند:

“صرفه جویی به اندازه کافی برای صلح مالی از ذهن”

در مقابل “جمع آوری ثروت به همان اندازه که ممکن است”.

اوقات فراغت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی):

بر اساس تحقیقاتی که توسط بانک مرکزی آمریکا انجام شد،

مشخص شد که پیشکسوتی(بازنشستگی) فرصت های جدیدی را

به وجود می آورد که می تواند به طور مثبت در جهان تاثیر بگذارد.

پیشکسوتان(بازنشستگان) امروز در موقعیتی هستند که سهم قابل

توجه و پایدار داشته باشند و میراث خود را تعریف کنند.

ما اعتقاد داریم که ما شاهد رشد بزرگتر کمک به جامعه در

راه های جدید و معنی دار هستیم.

بر اساس همین تحقیقات مشخص شد که با صرف زمان بیشتر،

صرفه جویی و مهارت های لازم برای کمک به سازمان های

خیریه و علل آنها مورد توجه قرار می گیرد.

 65% پیشکسوتان(بازنشستگان) در این تحقیقات معتقدند

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بهترین زمان برای زندگی است.

کسی که چرایی قدرتمندی داشته باشد با هر چگونگی خواهد ساخت.

چشم انداز مرحله پیشکسوتی(بازنشستگی) را با تغییر در اندیشه خود تغییر دهید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

آهنگ زندگی هر فرد در طول زندگی، ریتم خاص و نوای

بخصوصی دارد و هر فرد برای زندگی خود آهنگی را در

نظر گرفته و برنامه ریزی می نماید.

و این برنامه ریزی از زمان تولد تا زمان مرگ و نیستی، ادامه دارد.

گاهی اوقات، و بعضی شرایط، این برنامه ریزی دچار نوسان و

تغییر می گردد.

فرد در زمان اشتغال ریتم و آهنگ خاصی برای زندگی خود در نظر

می گیرد و این ریتم و آهنگ در زمانی که فرد به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) وارد می شود، نیز پس از تلاطم چند وقته، مجددا،

ریتم و آهنگ خاصی را دنبال می نماید.

حال این آهنگ و ریتم چیست؟

با ما همراه باشید.

چرا مقاله  هدف در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را مطالعه نمی نمائید.      

آهنگ زندگی چیست؟

صدای بچه، صدای خنده، صدای گریه، صدای ناله، صدای آب،

صدای باد، صدای باران، صدای راه رفتن روی برگ درختان ،

صدای صحبت های بین افراد یک خانواده و ….

این صداها و نواها، همگی آهنگ های زندگی و ریتم های زندگی

می باشند که هر فرد و انسانی در طول زندگی خود، به تناسب

زندگی خود از هر کدام از آنها به مقدار برنامه ریزی شده توسط

خودش استفاده و سود می برد.

اگر هر یک از این صداها، دچار کاهش یا افزایش شود، ریتم و

آهنگ زندگی نیز دچار تغییراتی خواهد شد.

بعضی از افراد دوست دارند که هیچ تغییری در هیچ یک از

صداها و نواها در طول زندگی رخ ندهد، و برخی دیگر، چالش

و تغییر را با تمام وجود خواهانند و در صدد تغییر هر یک از

شاخص های زندگی خود، از جمله آهنگ و ریتم زندگی خود

هستند.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.              

چطوری آهنگ زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

همچنان ملائم و یکنواخت نگه داریم؟

حال که معنای آهنگ زندگی را بررسی نمودیم، بر آنیم که

چگونه این آهنگ را همچنان بصورت ملائم و یکنواخت برای

خود و اطرافیان خود داشته باشیم، و متأسفانه مثل بعضی از

گنجینه های نیروی انسانی که بصورت کامل، این آهنگ و

ریتم را خاموش می نمایند تا استراحت نمایند، نباشیم و بدانیم

که این ریتم و آهنگ، همان زندگی است.

نکات بسیاری تا کنون در مقالات متعددی جهت استفاده بهینه

از اوقات این دوران و نیز کتاب الهی پیر شی آورده شده است،

لکن به بعضی از نکات آن مجدداً اشاره میگردد:

  • داشتن هدف در زندگی یکی از اصول اصلی برای داشتن
    آهنگ زندگی می باشد، زیرا زمانی که هدف داشته باشید،
    مجبور به کوک کردن ساز خود، و نواختن آهنگ و نوای
    مخصوص به آن هدف هستید.
  • ورزش: یکی دیگر از ابزارهای لازم برای فعال بودن
    در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) و در نتیجه، داشتن
    آهنگ ملائم و یکنواخت در این دوران، ورزش می باشد
    که پیشنهاد می گردد، حداقل روزی 30 تا 40 دقیقه این
    فعالیت را برای خود برنامه ریزی نمائید.
  • عشق به خود: این مطلب از مهمترین اصولی است که هر
    فرد می تواند در زندگی خود، داشته باشد، زیرا با وجود این
    عشق، دیگر زمانی را برای سکوت محض در زندگی
    اختصاص نخواهد داد، و همیشه آهنگ و نوائی در زندگی برپاست.
  • عشق به اطرافیان: بعد از عشق به خود، انگیزه دیگری
    که می تواند، آهنگ زندگی را مستدام نگه دارد، عشق به
    اطرافیان و خانواده می باشد.
  • جشن گرفتن مناسبت های مختلف: می تواند شادی ساز زندگی باشد.
  • بخشیدن کسانی که به شما ظلمی نموده اند: این یکی از
    بزرگترین مرتبه های انسانیت و لطفی است که هر فرد
    می تواند در حق خود و فردی که ستم نموده است، داشته باشد.
    و با داشتن چنین مرتبه ای، می توان آهنگ خوش آن زندگی
    زیبا را از راه دور نیز تجسم نمود.

اگه تو زندگی یکی از سیم های سازت پاره شد،

 آهنگ زندگیت رو اون جوری ادامه بده

که هیچ کس نفهمه به تو چی گذشته ،

حتی اونی که سیم رو پاره کرده..!

اگر این مقاله برای شما سودمند بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(110 ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

مطالعه فرمائید.

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

اگر شخصی در 20 سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن 50 سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن 60 سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از 60 سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( 60-75) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (75 سال به بالا)

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن 100 سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود 75 سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا 200 سال، در سال

1400 دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

100 سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

الماس ابدی است.

الماس ابدی است.

الماس استعاره عشق، استقامت و مقاومت است.

چند روز پیش با یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مشغول

صحبت بودم و ایشان با وجودی که سن 67 را تجربه می نمود،

از آماده شدن برای رفتن از دنیا و به پایان رسیدن عمرش می گفت

و از اینکه دیگر نه امیدی به زندگی دارد و نه زمان، فرصت این کار

را به او میدهد.

اینکه تا چه سنی در این دنیا باشیم یا نباشیم، شاید به موارد متعددی

مربوط می شود، که سن در بین آن موارد، از ارزش بسیار پائینی

برخوردار است. زیرا سن نیست که زمان رفتن یا ماندن را در این

دنیا مشخص می نماید.

و بحث دیگر اینکه چرا در این سن امیدی به زندگی برای ایشان وجود

ندارد، آن بحث دیگری است؟

ما در این مقاله می خواهیم این مورد را بحث و بررسی نمائیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است

را نیز مطالعه نمائید.

الماس چیست؟

الماس کانی کمیاب و طبیعی است که از کربن تشکیل شده است.

به لحاظ شیمیایی اتم های آن با پیوند کووالانسی که قویترین پیوند

اتمی است به هم متصل شده است.

این ساختار پیوندهای یکنواخت و متراکم و ساده باعث تشکیل

سخت ترین و بادوام ترین موادی شده که تا کنون شناخته ایم.

این تعریفی است که از الماس شده است و به آن به چشم سخت ترین

و بادوام ترین مواد نگاه می شود.

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) الماس می گوئیم؟

از زمانی که شروع به تحقیق و تفحص در این موضوع نمودم، و با شناختی

که از این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پیدا نمودم، به این باور هستم که

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز به مانند الماس، سخت و بادوام هستند،

اما تنها و تنها یک شرط برای آن وجود دارد و آن باور خود گنجینه های

نیروی انسانی است که باید به این باور من اعتقاد داشته باشند.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای را مشاهده نموده که

همچنان کوه استوار و پابرجا و چنان تکیه گاه خود و اطرافیان خود هستند

که امیدوارم صدها سال، به زندگی پربار خویش ادامه دهند.

در مقاله سن تنها یک عدد است، اعلام داشته ام که سن نمی تواند

ملاک و معیار خوبی برای سالهای عمر باشد، تنها نشان دهنده یک

عدد است که می تواند بی ارزش باشد.

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با استفاده از تجربه، تخصص و مهارت

خود، توانائی بازنمودن گره های کوری از زندگی خود و اطرافیان خود

دارند که هیچکس حاضر نیست آنها را بگشاید.

پس بنابر این، به این نتیجه می رسیم که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

الماس هائی هستند که  سخت و با دوام می باشند، و باید به

این باور برسند که می توانند تا لحظه آخر عمر خود، که زمان آن مشخص

نمی باشد، به فعالیت های فکری، جسمی و حرکتی خود ادامه دهند.

              

مانند آن پیشکسوت(بازنشسته) ژاپنی که تا سن 83 سالگی، از اینکه پای

خود را به آب بزند، وحشت داشته و در 90 سالگی شروع به آموزش شنا

می نماید و در 100 سالگی مدال طلای المپیک را از آن خود می نماید.

چطوری می توان مثل الماس، ابدی شد؟

تمام راه ها، برای رسیدن به موفقیت و رسیدن به ارزشهای والای انسانی،

تنها با یک باور شروع شده و با یک تغییر بسیار ساده و کوچک ادامه می یابد.

کافی است که از خواص الماس با اطلاع گردیم از جمله:

تقویت انرژی های درونی:

این خاصیت به خوبی در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که به توانائی

و تجربه و مهارت خود اطمینان دارند، کاملاً مشاهده می گردد. و به

راحتی انرژی های درونی خود را بصورت مداوم افزایش داده و افزایش

این انرژی باعث انتقال آن به اطرافیان نیز می گردد.

از بین بردن تردید، دودلی و بی ثباتی:

این خاصیت از آن خاصیت هائی است که متأسفانه در عرف،

به اشتباه، و بر خلاف این خاصیت به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

اطلاق می شود.

گنجینه های نیروی انسانی، با اتکا به معلومات و تجربیات گرانبهای

خود، در مورد حل مسائل، دیگر تردید و دودلی ندارند و به خوبی

می توانند بسیاری از مسائل را با دیده بصیرت و دانائی بنگرند و در

جهت بهترین راه کار ممکن، ارائه طریق نمایند.

تحرک و شادابی و افزایش عزت نفس

بسیاری از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی هستند که به گفته های

غلط جامعه که در خصوص عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) وجود دارد،

کوچکترین اعتنائی نداشته و همواره به تحرک و شادابی خود ادامه

می دهند، مصداق این عزیزان را می توانید در مسابقات ورزشی که

توسط خدمتگزاران صندوقهای بازنشستگی کشور و یا صندوق های

بازنشستگی ادارات و سازمان ها برگزار می گردد، مشاهده نمائید.

– گذاشتن الماس بر روی مرکز بدن و چاکراها باعث رفع مشکلات

و ناراحتی دستگاه گوارش و مسمومیت ها و تقویت معده و روده و

از بین بردن بیماری میشود.

دقیقاً این خاصیت الماس در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مستتر است

و عزیزان گنجینه نیروی انسانی با بودن در جمع ها، بصورت منابع انرژی

مثبت در خانواده ها(با توجه به دستورات اکید اسلام) و نیز با یافتن و

ارائه بهترین راه کارها، به رفع مشکلات و ناراحتی ها کمک شایانی نمایند .

و در خصوص بیماری ها نیز با وجودی که هر یک، حداقل تعداد فرزندانی

را تربیت و به جامعه تحویل داده اند، تجربه مبارزه با بیماری ها را به خوبی

داشته و در زمانی که جوانترها با کوچکترین بیماری، روحیه خود را می بازند،

با ارائه نسخه های گیاهی و درمان های سنتی می توانند در جهت درمان نیز

مفید واقع گردند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در مواجه با ما، همیشه وجود داشته و وجود خواهد

داشت، لکن آن چیزی که بسیار مهم و حیاتی است، نحوه برخورد ما

با این اعمال چه در گذشته که اتفاق افتاده و چه در حال، که تنها

خاطرات آن به جای مانده است، می تواند یکی از شاخص های اصلی

آرامش ما را رقم بزند.

چندی پیش در حال گذر از محلی، به یکی از همکاران سابق مواجه شدم 

که پیشکسوت(بازنشسته) شده بودند و ایشان در گفتگوهای خود،

از عملکرد افرادی نام می برد که در 20 سال گذشته رفتارهائی را

با این عزیز داشته، و ایشان از آن رفتارها با ناراحتی، یاد می کرد.

در زمان یادآوری خاطرات گذشته توسط این همکار پیشکسوت(بازنشسته)

اوج غم و ناراحتی را در چهره این گنجینه نیروی انسانی درک نمودم و

در زمانی که از اوضاع وی جویا شدم، متوجه شدم که ایشان در حال

مبارزه با بیماری سرطان نیز می باشد.

آیا واقعاً ما باید خاطرات بد، و اعمال بد افراد در گذشته را باید همیشه

به همراهمان داشته باشیم؟

فکر کردن به این اعمال بد، چه آینده ای در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) برای ما رقم می زند؟

به چه طریق می توانیم از افکار را از سرخود بیرون نمائیم؟

در این مقاله بر آنیم که به این سئوالات و سئوالات دیگر که در

خصوص گنجینه های نیروی انسانی مطرح است، پاسخ داده و

آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله یاد آوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

اعمال بد دیگران چیست؟

اعمال بد به کلیه اعمال و رفتارهای دیگران که در گذشته بر ما وارد

شده است، که یا به واقع بد بوده و یا اینکه در نظر ما بد جلوه نموده

است و به هر صورت موجبات رنج و ناراحتی ما را فراهم نموده باشد.

اعمال بد، می تواند رفتار باشد، یا گفتار یا عملکردی که به صورت

مستقیم یا غیر مستقیم، اجازه دادیم، که افکار و احساسات ما را مورد

آسیب قرار دهد.

همانگونه که در تعریف بالا به آن اشاره نمودیم، اعمال هر فردی،

در صورتی می تواند بر ما آسیب برساند که ما این اجازه را به آنان

بدهیم که بتوانند بر ما اثر داشته باشند، ولی در صورتی که ما این اجازه

را به آنان ندهیم، اعمال و رفتار و کردار هر فرد، تنها می تواند بر

همان فرد تأثیر بگذارد.

مقاله الماس ابدی است را نیز مطالعه فرمائید.

چرا ندیدن اعمال بد دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در کلاسی یکی از اساتید گرامی برای اینکه این مطلب برای دانشجویان

کاملاً شفاف گردد، از دانشجویان خواست که یک کیف که همراه دارند

را با دست بالا آورده و در همان حالت به ادامه درس گوش فرا دهند،

در ابتدا خیلی خوب بود، و همگان توانستند که همراه با کیف در دست،

به درس گوش دهند.

لکن بعد از گذشت بیش از چند دقیقه، یکی یکی از دانشجویان،

با اعلام اینکه فشار کیف در دست موجب ناراحتی و سلب آسایش

گردیده است و نمی توانند در همان حالت به درس گوش فرا دهند،

کیف های خود را پائین گذاشتند.

کیف هائی پائین گذاشته شد، که شاید در نگاه اول، سنگینی خاصی

نداشتند و فرد با طیب خاطر آن کیف را بالا برد و در دستان خود

نگه داشت و فکر می کرد که شاید بتواند ساعتها آن را بالای نگه دارد،

لکن بعد از تنها چند دقیقه ای، فشار کیف آنچنان شد که همگان مجبور

به پائین آوردن آن شدند.

قانون 90/10 استفان کاوی:    

    

خاطرات و اعمال بد دیگران در حق ما، هر چه بوده در زمان گذشته

بوده، و شاید شما فکر کنید که اثرات آن تا کنون نیز گریبانگیر شما

است، لکن اگر درست بنگرید، اتفاقات که رخ می دهد، تنها 10%

از وضعیت ما را می تواند تحت الشعاع خود قرار دهد البته اگر ما

این اجازه را به آن اتفاق بدهیم، و 90% بقیه، مربوط به طرز رفتار

و عملکرد ما با همان 10% می شود.

پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اتفاقات و عملکرد ها، تنها

10% شرایط فعلی ما را شامل گردیده و وضعیت فعلی ما،

مربوط به تصمیمات و عملکرد ما بر می گردد.

عملکردی که در گذشته اتفاق افتاده است، بهتر است که در همان

گذشته باقی باشد، و تنها تجربیات آن را به زمان حال بیاوریم تا

بتوانیم از آن تجربیات استفاده مناسب را ببریم.

اگر ما خاطرات و عملکردهای بد دیگران در رابطه با خودمان

را به مانند کیف همیشه همراهمان داشته باشیم، مانند آن کیف ها

می شود که پس از مدت زمانی فشاری که بر بدن می آید، بدن را

شکننده می سازد و باید آماده ورود بیماری های مختلف(همانگونه

که متأسفانه آن همکار سابق ما نیز دچار آن شده بود) باشیم.

چطوری می توان با اعمال افراد بد و منفی گذشته در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برخورد مناسب نمود؟

بهترین و مناسب ترین عملکرد می تواند فراموشی آن اعمال و رفتار

باشد. و پس از آن تغییر رفتارهای خود ما که از این به بعد، به افراد

دیگر اجازه انجام اعمال بد در خصوص ما را ندهیم.

و سپس سعی در عوض نمودن آن خاطره و رفتار بد در ذهن خود

با یک خاطره و رفتار خوب (اگر از آن فرد سراغ داشته باشید که

خیلی بهینه تر است) را جایگزین کنید.

اشتباه اگر یکبار اتفاق بیافتد، اسم آن اشتباه است، لکن اگر برای بار

دوم اتفاق بیفتد، دیگر اشتباه نیست، بلکه انتخاب است.

کلام آخر اینکه، شما باید دیگران را به خاطر رفتارهای بد آنان در

گذشته ببخشید، نه به این خاطر که آنها مستحق گذشت هستند،

بلکه به آن دلیل که شما مستحق آرامش هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مثل همیشه ساعت 5 صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)   

  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود 75 در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

ارتباط چیست؟ 

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

آرامش چیست؟

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟

تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.     
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های كودكانه بپوشید. چنین كاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.   
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و كار خود را مهم می داند
    و با خشنودی كه از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.                
  •                                        
  • هنگامی كه بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موكول كنید و از آرامشی كه می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.    
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.                 
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است كه آرامش فرا می رسد.    
  •  
  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.             
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.   
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را كمتر كنید.                   
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.   
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.            
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.  
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به كاری دیگر بپردازید. جایی بایستید كه
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید كه تاكنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یكی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از 30 سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

احترام به خود به چه معناست؟

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

در ذیل 8 روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

8 راه برای رسیدن به احترام به خود

      

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.                                   
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.                                 
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.

  1.                                            
  2.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.                                  
  3. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.

  1.                                                                          
  2. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

                     

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

1.به دیگران توجه کنید.


2. سریعاً به دیگران ببخشید.

3. برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


4. اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


5. دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

6.تصمیمات خوب بگیرید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چند روز پیش که به استخری نزدیک منزل رفته بودم، دو تن از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز که به آن جا آمده بودند، مشغول

گفتگو بودند. و چون آن ها در نزدیک من مشغول گفتگو بودند،

ناخودآگاه سخنان آنان که در کنار من قرار داشتند، به من نیز

می رسید. و بعلت اینکه چند وقتی است که به گنجینه های گهر بار

نیروی انسانی، تعلق خاطری یافتم، سعی نمودم تا بتوانم، حداقل

درسی از گفته های آنان بیاموزم.

فردی که مشغول صحبت بود، داشت از اتفاقاتی که برایش اتفاق

افتاده بود، از جمله اینکه در زمان تحصیل، چه مشقت هائی را تحمل

نموده، و چطوری با وجودی که علاقه ای به رشته ریاضی نداشته

است و میل خاصی به ادبیات داشته، توسط والدین خود، مجبور

به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شده بود، و بعد از دانشگاه

هم علیرغم خواسته خود که می خواسته در فرهنگسراها مشغول

کار شود، مشغول به کار در کارگاه ها و کارخانجات گردیده و

مدیر عامل بعضی از آنها شده است. این مطالب را

به صورت کاملاً رنگی و بدون خش و کاملاً زنده و با

رزولوشن Full Hd تعریف می نمود.

همانجا سئوالاتی در ذهن من نقش بست، که براستی یادآوری

اینگونه خاطرات چه سودی در این سن دارد؟

با گفتن این خاطرات تلخ، به دیگران، به دنبال چه چیزی هستند؟

آیا گفتن این خاطرات، آن هم تا بدین حد، رنگی و زنده، مشکل

و مسأله ای را حل می نماید؟

آیا گفتن این خاطرات، به اصطلاح بعضی ها، ما را سبک

می نماید و دیگر این خاطرات از وجود ما خارج خواهد شد؟

به همین خاطر در این مقاله قصد داریم پاسخ این سئوالات را که

مسلماً جواب آنها هم اکنون در ذهن شما نیز نقش بسته است،

مورد بررسی قرار دهیم.

چرا یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زیان آور است؟

با گفتن این خاطرات، چهره فرد، کامل به هم رفته و تمام زجر و

سختی هائی را که کشیده بود، مجدداً بصورت زنده و آنلاین درک

می کرد و بدن متوجه نمی شود که این مربوط به خاطرات است،

بلکه چون تمام حس آن موقع را دارد، بدن مجدداً باز همه آن

سختی ها و نگرانی ها را مجدداً تجربه می کند.

به نظر شما، یادآوری و درک مجدد این تجربه، نفعی در این

دوران دارد؟

مشخص است که جواب منفی است، زیرا در این دوران که بسیاری

از این عزیزان خود را برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آماده

ننموده و تحمل بدنی و قوای بدنی آنان کاهش یافته، دورانی است

که بدن نسبت به قبل، که سن جوان تر بود، آمادگی کمتری دارد و

دیگر تحمل خیلی از ناراحتی ها را ندارد، و باید بدن خود را کمی

آسوده تر نمائیم.

شخصی مشغول نفرین فرد دیگری بود و همش خدا را قسم

می داد که خدا این کار را در حق آن یکی انجام دهد. یکی آمد و

گفت، حالا آمدیم و خدا خواست به یکی از درخواست های تو

جواب بدهد. بهتر نیست که بجای اینکه برای دیگری نفرین نمائی،

دعائی در حق او یا حق خودت نمائی که در صورت اجابت،

برای او یا خودت بهتر شود. به فرض که با نفرین او، طرف

مقابل نابود شد، چه سودی به حال تو دارد؟ وضع تو بهتر از

این نخواهد شد. او خواهد رفت و فرد دیگری جای او را خواهد

گرفت. اما اگر دعا کنی که حداقل او اصلاح شود، با اصلاح

شدن او، مسائل تو نیز حل خواهد شد.

بر اساس همین اصل، بهتر است که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بجای اینکه از خاطرات بد در زندگی استفاده نمائیم

و مرتب بدن را در معرض تجربه استرس و ناراحتی مجدد نمائیم،

از اینهمه خاطرات خوب در زندگی استفاده نموده و از آنها نام

برده و لذت آن لحظات را مجدداً تجربه نمائیم.

زیرا بدن متوجه نمی شود که خاطرات مخصوص گذشته است، و

چون احساس همان احساس است، اگر خاطرات خوب باشد، بدن

مجدداً آن لذت و شادی و افتخار را مجدداً تجربه نموده و حال

عمومی انسان خیلی بهتر می شود.

با خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چگونه باید

برخورد نمائیم؟

حال میدانیم که نباید خاطرات بد را به یاد آوریم، اما به این همه

خاطرات بد و ناگواری که در زندگی بوده و اتفاق افتاده چه کار

کنیم؟

آیا می شود آنها را نادیده گرفت و فراموش نمود؟

شاید اکثراً این امر برایشان میسر نباشد، و خاطرات بد، به قول یکی

از اساتید، همیشه در گوشه ای از ذهن ما قرار دارد.

البته بعضی از خاطرات بد در زندگی وجود دارد که علیرغم آنکه

در آن زمان، بسیار بد و ناگوار بوده است، هم اکنون از نکات خوب

و بامزه و با خنده و شادی، مطرح می شود و خود ما نیز از شادی

آن بی بهره نمی شویم در صورتی که در همان لحظه، شاید بدترین

خاطره ما بوده است. مثل اینکه در سر کلاس کاری کرده باشیم و

همه خندیده باشند، و به خاطر همان کار، تنبیه شدیدی هم از معلم

و هم از طرف والدین، نصیبمان شده باشد، اما یادآوری آن خنده

بچه ها، همه سختی و زجر تنبیه های دیگر را از بین می برد.

اما بعضی از خاطره ها، در همین زمان نیز به نظر زجر آور و

ناراحت کننده است.

حال ما چگونه اولاً کاری کنیم که این خاطرات بد به ما آسیب

نرساند. و دوماً آنکه کاری کنیم که از ورود خاطرات بد به

ذهن مان خوداری نمائیم؟

اولین کاری که باید انجام داد آن است که در درون همه خاطرات

ما، همیشه درس هائی برای ما بوده است، و تلاش نمائیم که در

درون هر خاطرۀ بد، درس نهفته آن را دریابیم. به همان داستان اول

برگردیم. فردی که مشغول صحبت بود، از این صحبت به میان

می آورد که علیرغم علاقه شدید ایشان به ادبیات، والدینش مجبور

نمودند که ایشان در یکی از رشته های ریاضی درس بخواند و

با ورود به دانشگاه، مهندسی رشته مکانیک دانشگاه تهران را

با موفقیت پشت سر گذاشته است.

حال اگر این فرد بجای اجبار خانواده، به این فکر کند که آفرین

به من، که علیرغم اینکه به رشته ای علاقه نداشتم، به چه خوبی

این درسها را پشت سر گذاشتم و موفق شدم مهندسی خود را

دریافت نمایم. یا اینکه اگر در هر کاری علیرغم میل خود وارد

شود، می توانم آن کار را با موفقیت به پایان برسانم. این ها همه

درس هائی است که من همان موقع از گفته های این پیشکسوت

(بازنشسته) دریافت نمودم. اما اگر من بودم، حس شادی و

خوشحالی داشتم، در صورتی که این عزیز، در موقع تعریف

نمودن، تمام حالات چهره، فقط سختی های مسیر را نشان میداد.

یا اگر می توانید، برای آن خاطرات بد، داستان جدیدی بسازید.

چطوری باید از بروز خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری نمائیم؟

در صورتی که به قسمت قبلی عمل شود، دیگر خاطرات بد، فرد

را آسیب نمی رساند، زیرا که با یادآوری خاطرات بد، درس های

نهفته در آن نیز نهان شده و حال فرد را متحول می نماید و به

سمت خوبی و شادی هدایت می نماید.

و مورد بهتر اینکه، بجای اینکه از خاطرات بد در صحبت ها

استفاده شود، از خاطراتی خوبی که در زندگی کم نداریم استفاده

نمائیم.

در هر مورد از خاطرات خوب، شادی و نشاط هماهنگ و همراه

خواهند شد.

به امید اینکه، دیگر عزیزان و نور چشمان پیشکسوت(بازنشسته)

از گفتن خاطرات بد خود به یکدیگر بدون اعلام درس های نهفته

در آن اجتناب نمایند. و بتوانند شادی و نشاط و سلامتی را به

خود خانواده خود، هدیه نمایند.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگران

عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویتامین E و ویتامین K و نقش آن ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین E (تو کوفرول)

ویتامین E در روغن دانه گندم، روغن دانه سویا، روغن آفتابگردان،

بادام زمینی، غلات (برنج، گندم، جو)، سبزیجات سبز برگ دار،

کلم، اسفناج، کلم بروکلی، تخم مرغ یافت می شود.

در صورتی که مقاله ویتامین C را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین E و نقش آن در مبارزه با سالمندی

ویتامین E آنتی اکسیدان قوی است که می تواند آسیب حاصل از

رادیکال های آزاد را ترمیم کند و از تخریب روغن های اشباع نشده

پیش گیری نماید . همچنین در درمان گانگرن، دیابت ملیتوس،

بیماری مادر زادی قلب، التهاب سیاهرگ ها و سایر مشکلات مربوط

به پا و عدم خون رسانی مناسب آن مفید باشد.

همچنین با کمک به عروق واریسی آنها را ترمیم می کند.

برخی مطالعات نشان داده اند که ویتامین E می تواند از سکته جلوگیری

کرده و از سایر مشکلات قلبی عروقی پیش گیری نماید.

مطالعات زیادی نشان داده اند که 800-400 واحد از این ویتامین در

روز خطر حمله قلبی را کاهش می دهد اما برخی مطالعات نتایج

متضادی را ارائه کرده اند بنابراین ارزش آن درمورد این بیماری

هنوز در دست تحقیق است.

نتایج مطالعه درمورد آلفاتو کوفرل بتاکاروتن نشان داد که

از 29000 مردی که در مطالعه شرکت کرده بودند افرادی که از

ویتامین E استفاده می کردند 32% کمتر دچار سرطان پروستات شدند

و 41% کمتر دچار مرگ حاصل از این بیماری شدند.

ویتامین E می تواند فعالیت تخمدان ها را در زنان بهتر کند و

قاعدگی را سرعت بخشیده و از خون ریزی بیش از حد و

خشکی واژن جلوگیری کند.

 در صورتی که مقاله ویتامین B را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین E و تحقیقات در باره آن

موریس دریافت که استفاده از میزان بالای ویتامین E سرعت سیر نزولی

ذهن را کاهش می دهد و به 1/3 می رساند.

نتایج نشان دادند که میزان کاهش فعالیت مغذی ذهنی در بین آنهایی

که بیشترین مصرف ویتامین E را داشتند 36% کندتر از افرادی بود

که از آن استفاده نمی کردند.

همان محققان دریافتند که استفاده از این ویتامین خطر بروز آلزایمر

را تا 70% کاهش می دهد.

تحقیقات نشان می دهد که ویتامین E سیستم ایمنی را تقویت می کند

و اگر به صورت موضعی مصرف شود سوختگی های حاصل از اشعه

را کاهش داده و جای زخم را نیز ترمیم می کند.

همچنین ممکن است علائم یائسگی را تسکین داده و به بیماران مبتلا به

استئوآرتریت کمک کند.

بالاخره این ویتامین توان و نیروی ورزشکاران را بالا برده و فعالیت

انسولین را نیز بهتر می کند.

تحقیقات منتشره در سال 2003 نشان دادند که عوارض بعد از جراحی

با این دارو قابل درمان اند . ناتنس دریافت که بیماران دچار صدمات

که از ویتامین E وC استفاده کردند تا زمان ترخیص ، زمان کمتری

را در بخش مراقبت های ویژه گذراندند و کمتر دچار عوارض بعد از

عمل شدند و زمان کمتری به دستگاه تنفس مصنوعی متصل بودند.

 در صورتی که مقاله ویتامین A را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.         

علائم کمبود ویتامین E در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کمبود ویتامین E بسیار نادر است علائم شامل مواردی چون کاهش طول

عمر گلبول های قرمز خون ، سوء جذب چربی ، کم خونی ، تحلیل مغز

و طناب نخاعی ، تولد نوزادان نارس و خطر سقط ، کاهش هورمون های

جنسی و خطر بالای سرطان پوست است.

پیشنهاد می شود، مقاله مقابله با آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین K (فیلوکوئینون) و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین K در ماست، شیر، یونجه ، اسفناج، کلم، گل کلم، گوجه فرنگی،

گوشت، لوبیا ، هویج، دانه سویا، سیب زمینی و زرده تخم مرغ

یافت می شود.                  

پیشنهاد می شود، مقاله تیروئید را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین K و نقش آن در سالمندی

ویتامین K برای ایجاد پروتئین هایی که به فاکتورهای لخته شدن خون

معروفند لازم است.

ویتامین K برای تولید برخی پروتئین ها که برای تشکیل استخوان ها

و دندان های سالم لازم است مصرف می شود. ویتامین K برای

افرادی که مبتلا به بیماری کرون و مشکلات گوارشی اند نیز مفید است.

 پیشنهاد می شود، مقاله ویتامین D را نیز مطالعه فرمائید.   

علائم کمبود ویتامین K

کمبود این ویتامین بسیار نادر است زیرا به طور طبیعی توسط باکتری های

موجود در روده ساخته می شود.

اما علائم کمبود شامل هایپوپروترومبینمی (حالتی که در آن زمان

لخته شدن خون طولانی می شود)، خونریزی ،خون ادراری و خون

در مدفوع ، خون ریزی از بینی و سقط جنین دیده می شود.

کمبود آن در نوزادان موجب مدفوع خونی و یا استفراغ می شود.

(تا حدودی شایع است ، زیرا نوزادان هیچ باکتری در روده خود ندارند)

مطالعات جدید نشان می دهد که بسیاری از مردان و زنان 18 تا 44 ساله

کمتر از میزان RDA، از این ویتامین استفاده می کنند.

 پیشنهاد می شود، مقاله روزه کلامی را نیز مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.