عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله مانع تغییر که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

آن را مطالعه فرمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

فلانی شانس بالائی دارد و همیشه همه چیز بر وفق

مرادش است.

فلانی مادرزاد، شانس به همراه داشت، و همه برایش

خدمت می کردند.

خدا بده شانس.

شما نیز مثل نگارنده، شاید از جملات بالا بسیار شنیده باشید،

و این معضل و مشکل نه تنها در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

وجود دارد، بلکه این مسئله در بسیاری از عزیزان شاغل و

غیر شاغل نیز فراوان دیده می شود.

این شانس و خوش شانسی چیست، که هر کسی آرزوی

داشتن آن را دارد.

ما در این مقاله بر آنیم که این مطلب را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس است یا اجبار و خواست را نیز مطالعه نمائید.

شانس چیست؟

شانس بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

عبارت است از: شانس همان اقبال یا بخت است؛

چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس رخ می‌دهد،

خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد،

یا نتیجۀ مورد نظر است.

خوش شانسی چیست؟

آوردن اقبال و بخت به سمت خود می باشد و این کاری

است که هر فردی که طالب آن است می تواند به آن

دست یابد.

تفاوت میان شانس و خوش شانسی چیست؟

شاید تا کنون شما نیز مثل نگارنده تفاوتی میان این دو کلمه

قائل نبودید، لکن در کتاب شانس نوشته الکس رویرا و

فرناندو تریاس دو به و ترجمه منیژه جلالی این دو کلمه

بسیار تفاوت دارند.

شانس زمانی که ارثیه ای یا قرعه کشی به فردی میرسد،

شانس به وی روی می کند اما یک خبر بد اینکه شانس

به هیچ وجه متکی به فرد نمی باشد و به همین دلیل زیاد

پایدار نمی ماند.

اما خوش شانسی به علت اینکه توسط خود فرد ایجاد

می گردد، کاملاً وابسته به فرد بوده و در اصل شانس

حقیقی، همین خوش شانسی است.

شما نیز بارها و بارها، افرادی را دیده اید که جوایز فراوانی

در قرعه کشی ها دریافت نموده اند یا بر اثر فوت اقوام

ارثیه های کلان به فرد رسیده است، لکن لذت داشتن آن

جوایز و ارثیه، دیری نپائید و بر اساس رفتارهای نامناسب فرد،

تقریباً نود درصد آدمهائی که در مسابقات بخت آزمائی برنده

شده و یا به ارثیه های کلانی دست یافته اند، در کمتر از

ده سال، یا ورشکسته شده و یا به جائی رسیده اند که در

ابتدا بوده اند.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.              

خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

خوش شانسی به آن معناست که شما کلیه موانع برای

رسیدن به موفقیت را در ابتدا شناسائی و نسبت به رفع

آنها، اقدام نمائید.

آنگاه متوجه می شوید که شانس ها، پی در پی، چگونه

درِ خانه شما را می کوبند.

به عبارت دیگر، خوش شانسی عبارت است از استفاده

از فرصت ها در زمان مناسب.

اگر بخواهیم می توانیم توافق کنیم که شانس وجود دارد،

ولی احتمال اینکه به سراغ ما بیاید بسیار کم است،

و هنگامی هم که بیاید، دوام نمی آورد.

به دیگر سخن، شانس می تواند به فرد رو کند، هر وقت

که فرد به دنبالش برود و خوش شانسی همان چیز خوب

و واقعی است که فرد به دست می آورد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خوش شانس بود؟

خوش شانسی قوانینی دارد و تابعیت از این ق

وانین می تواند ما را به موفقیت و هدف مورد نظر

رهنمون سازد:

  1. شانس زمان طولانی دوام نمی آورد، زیرا به فرد بستگی
    ندارد، اما خوش شانسی را هر یک از افراد می توانند به
    وجود آورند و به همین دلیل برای همیشه می ماند.
                    
  2. بسیاری خواهان خوش شانسی هستند، ولی شماری
    اندک درصدد یافتن آن بر می آیند.
  3. اگر هم اکنون هیچ شانسی به شما رو نمی کند،
    شاید به این دلیل باشد که در شرایط همیشگی
    قرار داری، برای اینکه شانس به سراغت بیاید،
    باید شرایط جدید فراهم سازید.
                               
  4. فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها
    به معنای جست و جوی منافع خود نیست، آماده
    ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال
    رو کردن شانس می افزاید.
  1.  اگر ایجاد شرایط جدید را به تأخیر بیندازی، خوش شانسی
    هرگز به سراغت نخواهد آمد. فراهم ساختن شرایط تازه
    گاهی اوقات بسیار سخت است، اما همین امروز دست
    به کار شو.
                                                   
  2. گاهی اوقات، حتی در شرایط به ظاهر مناسب، شانس
    رو نمی کند، آن زمان در جزئیات کم اهمیت، شرایط به
    ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند،
    جست و جو کن.
  1.  برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند، فراهم
    ساختن شرایط بی معنی می نماید. آنانی که شرایط
    را فراهم می سازند، در بارۀ رسیدن شانس نگرانی ندارند.
  2. خوش شانسی فروشی نیست، به آنانی که شانس
    می فروشند، اعتماد نکنید.
  1. پس از آن که شرایط را فراهم کردید، صبور باشید، رها نکنید،
    به رسیدن شانس ایمان داشته باشید.
                                       
  2. فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای
    فرصت بستگی دارد. اما فرصت، به شانس و تصادف ربطی
    ندارد، فرصت همیشه در کنار توست.

نکته اخلاقی اینکه :

پدید آمدن خوش شانسی تنها به فراهم ساختن شرایط بستگی دارد.

و از آنجا که رو کردن خوش شانسی تنها مستلزم فراهم

ساختن شرایط است، پس خوش شانسی، فقط به خودت

بستگی دارد. اگر همین فردا شروع کنی، می توانی

خوش شانس باشی.

داستان خوش شانسی، هر گز بر حسب تصادف به

هیچ کسی رو نمی کند.

عبارت آخر اینکه، شانس خوب مال بازیکن خوب است.

اگراین مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

این به چه معناست، و چرا زندگی کردن، مهم تر از زنده ماندن تنها است؟

در هفته گذشته با پدری ملاقات داشتم که بنا به گفته خودش تنها

67 سال از زندگی گهربار خود طی نموده بود، لکن با عصائی در

دست و قدی تقریباً خمیده با او روبرو شدم.

زمانی که در خصوص داشتن عصا از او سئوال نمودم، در جواب

دریافتم که ایشان دیسک کمر داشته و بنا به گفته چند تن از پزشکان

باید سریعتر برای عمل جراحی به بیمارستان میرفت و به همین جهت

بود که توانائی راه رفتن نیز از او گرفته شده بود و تنها به کمک عصا

و همراهی دیگر اطرافیان توانائی راه رفتن داشت.

پس از چند دقیقه ای مذاکره با ایشان و تقدیم یک عدد از کتاب

الهی پیر شی به این پدر بزرگوار، از ایشان قول گرفتم که به

زودی عصا را کنار بگذارد.

بقیه ماجرا را در بندهای دیگر به تفصیل بیان خواهم نمود.

پیشنهاد می شود مقاله جوان بودن قلب را

 مطالعه فرمائید.      

زندگی کردن و زنده بودن به چه معناست؟

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و

دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده

و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان

برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان

بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

زندگی کردن یعنی اجازه ندهیم ریتم زندگی، ما را تسلیم خود کند.

زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهیم.

یعنی آنقدر جیغ بزنیم که به نفس‌نفس بیفتیم و آنقدر بخندیم که نفس مان

 بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنیم که دیگر نفسی برای مان باقی نماند.

یعنی حس کنیم که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای

آن آماده باشیم.

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن:

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن

از همه وضعیت‌ها

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید.

یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تا جایی که آسیب نبینید،

یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در

یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را

فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن

شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

در داستان اول که برایتان نقل نمودم، آن پدر در آن لحظات تنها

زنده بود و متأسفانه با صحبت های اطرافیان که دیگر پیر شده است

و باید خودش را برای رفتن آماده نماید، واقعاً تنها زنده بود و

نفس می کشید و هر لحظه خودش را به مرگ نزدیکتر می دانست

لکن با صحبتهائی که با هم داشتیم، ایشان بلافاصله از همان شب

تصمیم خود را گرفت و از فردای آن روز، به اتفاق خواهر زاده

خود، طی 3 الی 4 روز و هر روز 2 سانس به استخر رفت و

تحت آب درمانی قرار گرفت، هر چند که بنا به گفته خودش، در

روز اول، فشار زیادی را متحمل شد، لکن این فشار او را از ادامه

مسیر غافل نکرد و ایشان همچنان با امید به پیش رفت به صورتی

که روز سه شنبه که ایشان را در محل دیگری ملاقات نمودم،

کاملاً بدون عصا و بدون کمک افراد دیگر، منتها کمی به آرامی

راه میرفت.

و نیز قول داد که در سری بعدی که همدیگر را می بینیم،

حتماً آمادگی پیاده روی با یکدیگر را داشته باشد.

چرا زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از تنها زنده بودن است؟

      

زنده بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها و تنها،

همانگونه که بیان شد، نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و

انتظار لحظات مرگ را کشیدن، است.

و با توجه به جو منفی که در اجتماع ما وجود دارد که هر فردی

که عدد سنش به 60 به بالا برسد را پیر خطاب می نمایند و به او

القاء می نمایند که باید آماده رفتن باشد، زنده بودن تنها، مرحله ای

است بسیار وحشتناک که برای فرد، می تواند بی نهایت عذاب آور

باشد و او دیگر هیچ لذتی از زندگی خود نداشته باشد.

در صورتی که همانگونه که در مقالات قبلی بارها و بارها به آن

اشاره داشتیم، امید به زندگی، با توجه به پیشرفت های علمی و

تکنولوژیکی مرتب بالاتر رفته و انتظار سن های سه رقمی،

دور از واقعیت نیست و خیلی از افراد می توانند این سن ها را

به خوبی درک نمایند.

زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نه تنها مهم است،

بلکه ضروری و لازم است، زیرا که تنها با زندگی کردن و

لذت بردن از همه جوانب زندگی می توان، زندگی خوبی را

برای خود رقم بزند.

همانگونه که آن پدر، همراه با شادی بوجود آمده در وجودش،

توانائی هائی را که داشت را مجدداً با تلاش خود، به زندگی

خود وارد نمود و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر است؟       

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای زنده بودن،

زندگی کنیم؟

            

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدی

و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و …

پس، اگر می‌خواهید در كلیت بزرگ زندگی راضی باشید اول باید

تمرین كنید تا در لحظه راضی باشید.

“اگه كسی تصمیم بگیرد فقط در لحظه اكنون راضی باشد،

بعد، به لحظه بعدی كه رسید، باز در لحظه اكنون راضی باشد

و بعد به لحظه بعدی كه رسید باز …..

شرط رضایت این است كه در لحظه ابدی اكنون راضی و شاد باشید!!

15 روش برای استفاده بیشتر از زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

            

در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری

از زندگیتان ببرید – زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از

آن لذت ببرید.

  • قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید.
  • حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید.
  • کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید: اینکه دیگران را ببخشید به
  • این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را
  • برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون
  • باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند.
  • همان کسی باشید که واقعاً هستید: اگر آنقدر خوش‌شانس باشید
  • که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به
  • هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن با ارزش است.
  • در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند،
  • جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید.
  • به ندای درونیتان گوش دهید.
  • به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش
  • می‌آورد لذت ببرید.
  • روابط تان را هوشمندانه انتخاب کنید.
  • کسانی که دوستتان دارند را بشناسید.
  • خودتان را هم دوست داشته باشید.
  • کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید.
  • بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید.
  • برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید.
  • از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید.
  • این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست.
  • زمانی که باید بگذرید: همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته
  • است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند.
  • اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر
  • خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر
  • بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی
  • شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

روابط خانوادگی در جامعه پیری

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

     

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

پیری در قرن بیست و یکم

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال 2050 میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به 88 میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از 85 نفر می شوند، به چهار برابر 19

میلیون نفر خواهد رسید.

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای 65 سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی
  • روابط خانوادگی
  • نگرانی های اقتصادی
  • مراقبت از مراقبت
  • تغییرات صفحه اصلی
  • پیشکسوتی(بازنشستگی)
  • تغذیه و رژیم غذایی

معرفی

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

نقش خانواده

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای 1946 و 1964) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه 1900، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

با این حال، در قرن 20، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

تا سال 2030 بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

روابط بین نسلی

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: 1) نزدیکی عاطفی، 2) فراوانی تماس،

3) حمایت اجتماعی.

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند. 
  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند. 
  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند. 
  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند. 
  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند. 

حمایت اجتماعی

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.
  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.
  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.
  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: 1. اصل مبادله مدل 2.وظیفه خاص

اصل مبادله

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

اصل وظیفه خاص          

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رهائی از بیماری با ندای درون، مگر ممکن است؟

رهائی از بیماری با ندای درون، مگر ممکن است؟

اصلاً این ندای درون چیست، که می تواند حتی بیماری را از بدن پاک نماید؟

چگونه میتوان از ندای درون برای درمان بیماری استفاده نمود؟

اینها سئوالاتی است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد

بیماری جسمی را نیز مطالعه فرمائید.

رهائی از بیماری به چه معناست؟

رهائی از بیماری یعنی درمان، یعنی خوب شدن، یعنی سالم شدن

و به سلامتی رسیدن.

اما از زمانی که به این دنیا آمدیم، به محض بیمار شدن، بلافاصله،

والدین، ما را به سمت مطب پزشک، و درمانگاه و بیمارستان هدایت

نموده و از طریق نوشتن نسخه توسط پزشک و گرفتن دارو و خوردن

قرص و شربت و یا در مواقعی که بسیار حادتر می شد، با تزریق

آمپول، و در مدت زمانی، به بهبودی دست می یافتیم.

اما در این مقاله بر آنیم که یک درمانگر جدید به همگان معرفی

نمائیم. و آن ندای درون و کارخانه تولید داروی درون بدن می باشد.

پیشنهاد بعدی برای مطالعه شما، مقاله دیدن زیبائیها

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  می باشد.

چرا رهائی از بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که هجوم بیماری ها بر اثر

مجوز ورود افسردگی به بدن، آغاز شده و بدن جولانگاه انواع و

اقسام ویروس و میکروب می گردد. رهائی از بیماری و مداوای

بدن، حائز اهمیت می باشد و می بایست برای سلامتی قدمهای مفید

و مؤثری برداشته شود.

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) بدن با کاهش قوای جسمی روبرو

شده، و بیماری که در زمان اشتغال و جوانی، در ظرف چند روز از

بدن، خارج می گردید، احتمال دارد که مدت طولانی تری در بدن

ساکن شود.

ما باید به دنبال راه کارهائی باشیم که هر چه سریعتر بتوانیم این

مهمانهای ناخوانده را از بدن، خارج نمائیم. زیرا با جاخوش کردن

ویروس و میکروب در داخل بدن، عوارض آن افزایش یافته و

بیرون کردن آن سخت تر و مشکل تر می گردد.

چگونه می توان بوسیله ندای درون و داروخانه داخل بدن،

از بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهائی جست؟

به قول دکتر علیرضا سلیمی، بدن ما خود کارخانه تولید دارو

می باشد، و همانگونه که ما در هر مکانی که ساکن می شویم،

سعی خود را در شناخت محل های درمانگاه و داروخانه های

اطراف و بخصوص شبانه روزی به کار می بندیم که آنها را

شناسائی و در خاطر بسپاریم. باید وضعیت های ممکن جهت

دسترسی به داروهای مورد نیاز بدن که بصورت اتوماتیک توسط

خود بدن، تولید و ارائه می گردد، را شناسائی و در جهت استفاده

از این وضعیت ها قدم برداریم.

تنها کافی است که در زمانی که هر یک از اعضاء ما دچار سانحه

و مشکل می شود، شما شروع به تحرک و فعالیت نمائید و بدن خیلی

سریع به مدد عضو سانحه دیده و مشکل دار، هجوم برده و با داروهای

ممکن، آن عضو را امدادرسانی می نماید.

اما در خصوص ندای درون، در مطالعات خود به بسیار از افرادی

برخورد نمودم که توانسته بودند، بیماری های خود، از جمله سرطان

را بهبود بخشیده و آن را از بدن خود خارج نمایند.

و کمی تحقیقات انجام دهید، متوجه خواهید شد که کسانی که امید خود

را در مسیر درمان سرطان از دست بدهد، دیگر رنگ سلامتی را

نخواهند دید، پس در مسیر درمان سرطان، و بیماری های متفاوت،

داشتن امید و پیروی از ندای درون، که روشن کننده راه های پیش رو

می باشد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

شکست دهندگان سرطان بوسیله ندای درون:            

نمونه بارز کسانی که توانسته اند سرطان را به زانو درآورند و

 این بیماری هولناک را شکست دهند، می توان به:

برایان تریسی(سرطان حنجره)،

آنجلیا جولی(سرطان سینه، تخمدان)،

شهرزاد آيرام اروح کندي(سرطان روده)،

اریک آبیدال(سرطان کبد)،

لنس آرمسترانگ(سرطان بیضه، ریه، معده)،

حسین محب اهری(سرطان لنف)،

بیژن نوباوه(سرطان خون)،

پیام دهکردی(سرطان مغز استخوان)،

رابرت دنیرو(سرطان پروستات)،

جان وین(سرطان معده و روده)،

استیو مک‌کوئین(سرطان ریه) اشاره داشت.

پس پیشنهاد اول این است که با شکر گذاری از نعمتهای خداوند

شروع کنید تا با دیدن نعمتهای زیاد حس شما خوب بشه و نعمتهای

شما افزون شود.

 بعد با استفاده تمارین میتونید بسیار عالی با درون خود ارتباط برقرار کنید.

 سعی کنید تجسم کنید و حس عالی داشته باشید.

 دیدتون رو به مشکلات خوب کنید و مثبت فکر کنید و همیشه برای

هر چیزی سپاسگذار خداوند باشید.

 نشانه ها را ببینید و ندای درونتون رو بشنوید.

به انها عمل کنید و ایمان داشته باشید که حس خوب بسیار برای

شما مفید است.

           

ندای درون همون حسی که هر روز به بعضی چیزها داریم

اما اکثرا توجه نمیشه برای اینکه بتونی با ندای درون بیشتر

نزدیک شی و بتونی ازش کمک بگیری پیشنهاد می شود،

 ریلکسیشن و مراقبه انجام دهید و چرت زدن در روز رو هم

فراموش نفرمائید.

(بیشتر از ۹۰ دقیقه و کمتر از ۲۰ دقیقه نباشد

گوشی را بر روی ساعت تنظیم نمائید تا بموقع از خواب بیدار شوید)

و شکر گذاری هم انجام دهید و مطمئن باشید به حدی میرسید که

خودتان متوجه ندای درونتان خواهید شد.

به ندای درونمان توجه کنیم شاید بگوید من دوست دارم

بگویی من تو را دوست دارم و می پذیرم،

یا بگویی من قدر تو را می دانم .

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه در دوران پیشکسوتی را با بیان داستانی شروع می نمایم.

در زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه بودم، در یک جلسه،

استاد تربیت بدنی ما کاری برایش پیش آمد و یک استاد دیگر را نیز

برنامه ریزی نمود که سر کلاس ما بیاید.

                   
این استاد عظیم الشأن که دانشجوی دکترای تربیت بدنی بود، در سخنان

خود در کلاس به ما گفت: سعی کنید که داخل مشکلات نروید و اجازه

دهید تنها مشکلات در جلوی چشمان شما رژه بروند.

               
و تنها به دیدن حرکت مشکلات بسنده نمائید. که در این صورت می توانید

بهتر و مفیدتر آن مشکلات را برطرف نمائید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

رژه رفتن مشکلات چیست؟


رژه رفتن به معنای آن است که فقط نظاره گر آن باشیم که آنان جلوی

چشمان ما قدم زده و حرکت نمایند.

یعنی همه‌ی یگان‌ها باید جمع شوند در میدان صبحگاه و به احترام

پرچم خبردار بایستند و آخر سر هم از جلوی جایگاه رژه بروند.

              
رژه رفتن، یک مقام عالی رتبه در بالای جایگاه قرار می گیرد و

یگان های مختلف، از هر درجه و بخش، از جلوی جایگاه در صفوف

منظم و یکدست حرکت می کنند.

چرا رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی)، با توجه به کم شدن درآمدی که از

محل اشتغال قبلی، کم کم مشکلات خود را نمایان می سازند و اگر خود

را داخل مشکلات بیندازیم، به آن اندازه گرفتار می شویم که دیگر حل

آن، برایمان کمی مشکل ساز می شود.

          
حال اگر به داخل مشکلات نرویم و اجازه دهیم مشکلات از جلوی

چشمان ما، قدم بزنند، مطمئناً می توانیم راه حل های بهتر و مفیدتری

برای آنان بیابیم و مشکلات را با برداشتن “م” آن به شکلات تبدیل نموده

و از حل آنها، لذت ببریم.

              
و از آن سو، زمانی که اجازه دهیم مشکلات در جلوی چشمان ما،

 رژه بروند، بدان معناست که شخصیت ما از مشکلات بسیار والاتر

می باشد، زیرا که در زمان رژه فردی که درجه و مقام او از بقیه

افراد آن میدان بالاتر است در بالای جایگاه قرار میگیرد و نظاره گر

 حرکت یگانها و واحدها می باشد.

مقاله ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان بجای ورود به داخل مشکلات، اجازه دهیم

مشکلات در جلوی چشمان ما، رژه بروند؟

در درجه اول، لازم است که خونسردی خود را در مواجهه با

مشکلات حفظ نموده و قبول نمائیم که این مشکلات نیز مانند

بسیاری از مشکلات دیگر که توسط شخص خود ما مرتفع گردیده

است، برطرف خواهند شد.

              
و در مرحله بعدی نیز با توجه به اینکه مقام ما والاتر از مشکلات

است، با قدرت و اقتدار بیشتر نسبت به رفع آنها اقدام می نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

                  
لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید.

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا در ذهنم

خطور نمود که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که

کمی عدد سن، آنها بالاتر از 50 را نشان می دهد، دیگر زندگی خود را

بی معنا دانسته و تنها روزگار می گذرانند.

جمله ای از آلبرت گامو، نظرمن را به خود جلب نمود:

تصمیم گیری در مورد اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا خیر،

مهمترین مسئله ی بشر است.

بقیه مسائل تنها یک بازی کودکانه است”       آلبرت کامو    

ما در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم:

پیشنهاد می شود، مقاله چرا از خواب بیدار نمی شویم را مطالعه فرمائید.

داستان اردوگاه اجباری و یافتن معنا در زندگی:

این مطلب از کتاب در جستجوی معنا ویکتور فرانکل آورده شده است:

وقتی روان‌پزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

اردوگاه‌ های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد ، به یک نتیجه مهم علمی

دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی» شد.

او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که انسان‌ها

قادر هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت

«حکمت» خاصی را درک کنند.

به عنوان مثال، اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به

بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک

تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید،

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و

برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است

که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج

می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش

نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. می‌توانیم تصمیم

بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت»

نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر

و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک

«قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

“ملت‌ها” و رهبران ایشان هم برای رویارویی با مشکلات نیازمند چنین

تصمیمی هستند. بهترین رهبران کسانی هستند که راه امید را به ملت

خود نشان داده و بر تصمیم درست پافشاری کنند.

در جستجوی معنا یعنی چی؟

افرادی هستند که به انواع مختلف، در پارک ها، جلوی تلویزیون،

در جاهای مختلف، تنها به گذراندن روزگار اوقات می گذرانند و

زمانی که از آن ها در خصوص داشتن هدف و معنا برای زندگی

سئوال می شود، آنها اظهار بی اطلاعی می نمایند و بسیاری از آنها،

کوچکترین معنا و مفهومی برای زندگی خود قائل نیستند.

معنا داشتن، یعنی دلیل داشتن برای موضوعی، و دلیل داشتن،

مهمترین موضوع در داشتن انگیزه است.

اگر فردی انگیزه نداشته باشد، نمی تواند کاری انجام دهد.

همانگونه که در مثال اردوگاه اجباری مطرح شد، دو برادر که هر دو

در یک وضعیت و فشار جسمانی قرار داشتند، تنها با القاء اینکه یکی

هدف داشت و دیگری بدون هدف مورد هجوم قرار می گرفت، نتایج

متفاوتی نیز دریافتند.

مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در جستجوی معنا و

مفهوم زندگی باشیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت شرایط بوجود آمده که

خود نیز عامل اصلی آن می باشیم، امکان دارد فشارهای متعددی بر

فرد وارد آید، اینکه چگونه باید با این فشارها و ناملایمات مقابله نمود

و چه رفتاری در خصوص آنها داشته باشیم، به داشتن معنا و مفهوم

زندگی مربوط می شود.

چه بسیار افرادی که کوچکترین مشکلی در خانه و کاشانه خود را به

آینده موکول می نمایند و خود نمی دانند، این آینده کی به سراغ آن ها

خواهد آمد، زیرا برای خود مقصد و معنائی تعریف و ترسیم ننموده اند.

و چه بسیار افرادی که از زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم

جدیدی برای خود تعریف نموده و در جهت برآورده نمودن آن معنا و

مفهوم، پیش می روند.

پیشکسوت(بازنشسته) ای که در حال طرف شدن با انواع بیماری است،

اگر برای زندگی خود معنا داشته باشد و به آینده امیدوار باشد، به راحتی

می تواند، بر بیماری پیروز گردد، لکن اگر همین فرد، دیگر امیدی به

زندگی نداشته باشد، مسلم است که بیماری با تمام قوا، وی را از پای در

آورده و زمین گیر خواهد نمود.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم زیبائی

برای زندگی خود داشته باشیم؟

بدانیم که تا زمانی که نفس می کشیم، حق زندگی و حیات داریم

و باید برای لحظه لحظه خود، برنامه، هدف و چشم انداز ترسیم نموده

و بر اساس آن به زندگی خود ادامه دهیم.

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و اهداف جدیدی برای خود ترسیم نمائیم

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و نعمت های خدادادی که داریم

را سپاسگزاری نموده و برای این سپاسگزاری، اقداماتی در جهت

بهبود آنها انجام دهیم.

با خلاقیت، معنای جدیدی برای زندگی خود پیدا نموده و به دنبال آن

اقدامات بعدی را ترسیم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود از خیلی وقت ها قبل به دست فراموشی

سپرده شده است.

دقیقاً از چه زمانی؟

از زمانی که به فرد دیگری دلبسته شده و زندگی

جدیدی را با فرد جدید، آغاز می نماییم.

از همان زمان، دیگر خود را دیدن به خاطرات پیوسته و

از آن به بعد “دیگران” جای “خود” را در ذهن و فکر 

می گیرد و اکثریت اعمال و رفتار ما به دیگران تخصیص

می یابد.

و از زمانی که در محلی(اداره، کارخانه، کارگاه، سازمان

و …) مشغول به کار و فعالیت می گردیم، فعالیت و اهداف

محل کار نیز جای اهداف شخصی را گرفته و فکر و ذهن

را به سمت خود کشیده و حتی در زمانی که با خانواده

هستیم، نیز افکار و کارهای محل کار رهایمان نمی کند.

و به زمانی می رسیم که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را در دستان ما می گذارند و ما را راهی منزل می نمایند.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عده ای از عزیزان،

دیگران را از فکر و ذهن خود بیرون رانده و خود را جایگزین

آنها می نمایند و به فعالیتهای مورد علاقه خود مشغول

می گردند.

لکن اکثریت این گنجینه های نیروی انسانی، با توجه به

شرایط ویژه ای که برایشان بوجود می آید، همچنان دیگران

را در سرجای خود قرار داده و برای تأمین معاش و راحتی

و آسایش خانواده و اطرافیان تلاش می نمایند.

حال سئوال این است که این تلاش برای دیگران تا چه

زمانی باید ادامه یابد؟

آیا تا پایان زندگی، نباید به فکر خود باشیم و همیشه

دیگران(خانواده، فرزندان، اطرافیان و …) باید جامعه هدف

ما باشند.

در این مقاله بر آنیم که با نگاهی به وضعیت خود موارد

را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله ثبت لحظات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

خدمت به خود چیست؟

تعریف کلاسیک خدمت عبارتست از کالایی غیر مادی

و غیر قابل لمس، که مالکیت و دارایی به همراه ندارد

و قابل ذخیره یا جابجایی نیست.

معمولا در لحظه مصرف به وجود آمده و بعد از مصرف

از میان می رود.

خدمات به هرگونه فعالیت یا مزیت گویند که از یک

طرف به طرف دیگر ارائه می‌شود و لزوماً نامحسوس

است و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد.

خدمت به خود نیز شامل کلیه فعالیتهائی می شود

که شخص و فرد تنها و تنها برای سلامتی، شادی،

نشاط و شادابی و علاقه خود انجام می دهد.

چرا خدمت به خود، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مصاحبه نمودم و

با من در تماس بودند، اکثراٌ از مسائل و مشکلات

همسر، فرزندان و خانواده خود می گفتند و پس از

کلی کلنجار رفتن با آنها، این عزیزان حاضر می شدند

که از مسائل خود نیز پرده بردارند.

اگر گنجینه های نیروی انسانی بدانند که اول باید به

خود رسیدگی نمایند و سپس خانواده و اطرافیان را

مدنظر خود قرار دهند، می توانند به خود بیشتر از قبل

رسیدگی نموده و محافظت نمایند.

مقاله رهائی از بیماری با ندای درون در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.       

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به خود خدمت نمود؟

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به نظر نگارنده از سلامتی شروع می شود، و به

فعالیت های اقتصادی و فعالیت هایی برای تفریح و

شادی خود خاتمه می یابد.

در جهت خدمت به خود، می توان خدمت به روح خود،

خدمت به جسم خود را در برنامه های خود داشته باشیم.

۱ خدمتگزاری به جسم خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

واضح و روشن است که هر شخصی دارای سر،

چشم، گوش، بینی، دهان،گردن، سینه، کمر،

شکم، پا، انگشت و سایر اعضای ظاهری بیرونی

است. و این را هم می دانیم که هر انسانی دارای

یک سری اعضای داخلی مثل : قلب، کلیه، شش،

کبد، مغز، رگ، عصب و غیره است.

خدمت به اعضای بیرونی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

برای خدمت به اعضای بیرونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با به دو صورت اقدام نمود:

یکی برطرف کردن احتیاجات و لوازم مادی،

دیگری برطرف کردن احتیاجات معنوی است.

با تهیه پوشش مناسب برای جسم خود اولین قدم

را برای خدمت به خود برداشتیم.

خدمت بعدی که می توان به جسم خود ارائه داد،

تغذیه است.

تغذیه شامل: حمام کردن(لامسه)، غذا خوردن(جسم)

و خوابیدن(روح) است.

اما بحث خدمت گذاری به خود در زمینه جسم چیزی

فراتر از حمام و غذا خوردن و خوابیدن است.

حمام بخش کوچکی از نظافت و بهداشت است

که در حق خود روا میداریم. از جمله راههای دیگر

بهداشت و نظافت که خدمت به جسم خود است،

دفع موهای زائد بدن، گرفتن ناخن انگشتان پا و دست،

شستن لباسهایی که می پوشیم به خصوص لباسهای

زیر، دوری کردن بدن خود از هر گونه آلودگی یا عواملی

که سبب زخم و آسیب و ناهنجاری در جسم می شوند و … .

انجام دادن حرکات موزون با دست و پا و اعضاء بدن که

به آن نرمش و در سطح بالاتر ورزش می گویند،

از دیگر خدمات به خود است.

نرمش و ورزش برای سلامت نگهداشتن نه تنها جسم

بلکه روح و روان هم بسیار مؤثر است.

حفاظت و نظافت و سالم نگهداشتن پوست و مو و

ناخن و دندان ها و تمام اعضای بیرونی مثل چشم و

گوش و دهان و بینی و دست و پا و … از مهمترین

خدمتگزاری یک شخص به خود می باشد.

خدمت به اعضای درونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

و اما خدمتگزاری به اعضای درونی کمی مهمتر از

خدمت گذاری به اعضای بیرونی است.

 مهمترین عواملی که در سلامتی و صحت این اعضا

دخالت دارند، عبارتند از : تغذیه سالم، ورزش، رعایت

بهداشت و نظافت، حتی عواملی چون محبت و

اخلاق درست و … .

عواملی هم باعث اختلال در این اعضاء حیاتی

می شوند، عبارتند از : استفاده از مخدرها و مشروبات،

پرخوری بی رویه و تغذیه ناسالم، تحرک نداشتن و

دوری از ورزش، رعایت نکردن بهداشت و نظافت و … .

 ۲ خدمتگزاری به روح در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

در دین اسلام و کتاب مقدس قرآن و سخنان بزرگان

نبی و ائمه اطهار، از تمام صفات و خصوصیات و رفتارها

و آداب و اخلاق و افکار و تصورات و ذهنیات و … انسان،

سخن های فراوانی بیان شده است. صفات و خصوصیاتی

چون : مهربانی، بخشندگی، صداقت، فداکاری، وفاداری،

ایثار، پاکی، نجابت، عفت، جوانمردی، خوش بینی،

خودباوری، امید، توکل و …. .

غیر از این صفاتی که بیان شد، که بی شک سرچشمه

و منشأ آنها روح است، عوامل و کارهایی هم در نظر گرفته

و در احکام و قوانین مذهبی بیان شده است تا فرد

از این طریق بتواند به روح خود خدمت کند. از جمله این

کارها می توان به : نماز خواندن، روزه گرفتن، قرآن خواندن،

زیارت اهل قبور بالاخص زیارت مراقد مطهره و پاک انبیاء

و ائمه اطهار و …. .

شخص برای خدمتگزاری واقعی به خویش، باید این

اعمال را انجام دهد، تا به خویشتن احترام گذاشته

باشد و خود را به واسطه آنها از شر و گزند هر بدی

و پلیدی در امان نگه دارد.

وقتی شخص موفق به خدمتگزاری به روح و جسم

خود بشود، بی شک یکی از بهترین خدمتگذاران به

دیگران و خانواده و جامعه خواهد شد. چنین شخصی

بی هیچ شکی، نمونه و الگوی خدمت گذاری برای

خود، دیگران و از همه مهمتر خالق یکتا خواهد بود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

جستجو برای دانش در همه چیزهایی است که شما انجام می دهید،

ببینید، و تجربه کنید. آگاهی از حواس شما – لمس، بوییدن، طعم،

دیدن و شنیدن – و استفاده از آنها به صورت آگاهانه، زندگی ذهنی

بیشتری را ایجاد می کند.

به همین دلیل است که حساسیت و جنسیت، که به شدت بر پنج حس

حساس است، اجزای مهم هستند. آگاهی از بدن شما و نفوذ به خودتان

می تواند درس های نفیس را به شما آموزش دهد.

حواس بینائی، لامسه، بویائی، چشائی و شنوائی در اندیشه ما نیست،

و همه به صورت واقعی وجود دارند.

ما بر آنها تکیه می کنیم و خبر بد اینکه خیلی کم از عملکرد آنها با

اطلاع بوده و نحوه کار با این حواس را می دانیم.

بنابر این در این مقاله به استفاده صحیح از حواس پنج گانه در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می پردازیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید.              

حواس پنج گانه چیست؟

حس و حواس پنج گانه در ویکی پدیا بدین شرح آمده است:

حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است.

حواس برای بقای انسان ضروری اند و ما را قادر میکند تا به وجود

محرک ها پی ببریم و با تنظیم مداوم شرایط بدن در پاسخ به تغییرات

محیطی نظم و هماهنگی بدن حفظ شود

حواس پنجگانه

در انسان، پنج حس وجود دارد:

بینایی:

بینایی حسی است که از طریق چشم درک می‌گردد و در آن چشم انسان

قدرت تفکیک طیف‌های مرئی را همانند یک دستگاه طیف‌بینی دارد.

              

چشایی:

چشایی با زبان مورد ادراک قرار می‌گیرد و سازوکار آن اثر یک

ماده شیمیایی بر بافت‌های سطح زبان است.

بساوایی:

پوست عامل حس بساوایی یا لامسه است که با تغییر دما یا فشار

یا تماس قابل فهم است.

شنوایی:

گوش‌ها از طریق تغییر بسامد امواج صوتی قادر به شناسایی

حس شنوایی هستند.

بویایی:

بویایی که یکی از پیچیده‌ترین مکانیسم‌های ادراک حسی را دارد

از طریق بینی قابل درک است. بینی مانند زبان اثر یک گاز شیمیایی

را می‌فهمد.

چرا باید از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به خوبی استفاده نمود؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که خیلی از عزیزان گنجینه

نیروی انسانی، بسیاری از لذت ها و خوشی ها را از خود محروم

ساخته اند، استفاده از حواس پنج گانه می تواند موجب شادی،

نشاط و سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) گردد.

باید عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، در این دوران که به

مراتب از زمان اشتغال، وقت و فرصت بیشتری دارند، می توانند

از هر یک از حواس خود، بهینه تر استفاده نمایند.

به همین منظور باید کاملاً مشخص نمائید که :

چقدر از این حواس استفاده می کنید؟

چگونه از این حواس استفاده می کنید؟

و استفاده از این حواس چه نتایجی برای شما به همراه دارد؟

چطوری باید از حواس شش گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده مطلوب نمود؟

در این جا این سئوالات مطرح می شود که:

چه چیزی می بینید؟

چه چیزی می شنوید؟

چه بوئی حس می کنید؟

چه سطحی را لمس می کنید؟

چه طعمی می چشید؟

چه حسی تجربه می کنید؟

بدین منظور باید به مناظر طبیعی با دقت بیشتری توجه نمایند.

محققین به این نتیجه رسیده اند که قبل از تناول هر خوراکی، در

صورتی که به دقت به آن خوراکی نگاه کنید و چند دقیقه ای وقت

بیشتر برای دیدن آن ها نمائید و نیز بوی مواد غذائی را به خوبی

درک نموده و نیز با مواد غذائی هماهنگی بیشتری انجام دهید،

آن مواد غذائی در موقع جویده شدن و بلعیده شدن، می تواند چندین

برابر زمان های معمولی برای بدن شما مفید واقع گردد.

زیرا که این بار نه تنها با خوردن، بلکه با چشیدن، بویائی، بینائی،

لامسه توانسته اید با آن ماده غذائی ارتباط صحیح و خوبی برقرار

نمائید

و بدن آماده استفاده بهینه از این مواد غذائی برای بالا بردن انرژی

در بدن شما، و در نتیجه بالا بردن شادی، نشاط و سلامتی شما گردد.

بهینه است که به مقاله داستان گوئی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.   

استفاده مطلوب از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به چه معناست؟

همانگونه که در بند قبلی بیان شد، نحوه استفاده از حواس پنج گانه

می تواند در بالا بردن انرژی بدن، نقش مهمی بازی نماید.

لذا از این به بعد، باید مراقب باشید که آیا چیزی که دارید می بینید،

می شنوید، می بویید، لمس می کنید، می خورید، یا حس می کنید،

حالتان را بد می کند یا خیر؟

آیا چیزی که می بینید، یا می شنوید، یا می بوئید، یا لمس میکنید،

یا می خورید یا حس می کنید، برای شما فایده دارد؟

در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشید که استفاده از هر یک

از حواس باید برای شما، نتیجه سازنده به همراه داشته باشد، در

غیر اینصورت به صورت بهینه از آن استفاده ننموده اید.

امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد،

در اینصورت آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

چرا واقعاً بعضی وقتها، نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

شب چهارشنبه به اتفاق یکسری از دوستان، به منظور

 افزایش توان بدنی و نیز اندکی کوهپیمائی، به امامزاده

شکرآب رفتیم، و در آنجا بعد از کمی استراحت، دوستان

یکی از کوهنوردانی که سابقه طولانی در کوهنوردی و

صحره نوردی داشت، را با توجه به اینکه می دانستند در

خصوص توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعالیت

می نمایم و در این خصوص نیز از بهبود فردی استفاده

فراوانی می نمایم، به سمت اینجانب هدایت نمودند

تا بلکه کمی از افسردگی ایشان را با توصیه هایم بکاهم.

                  

البته آنها نمی دانستند که خود بودن در کوه و طبیعت،

بزرگترین داروی ضد افسردگی و ضد بیماری است،

برای آنهائی که می خواهند از این کوه و طبیعت استفاده

لازم و بهینه را بنمایند.

                   

به قول یکی از اساتید معظم من، جناب آقای امیر مهرانی،

میفرمودند، راه حل باید توسط خود فرد بوسیله سوالاتی

که ازشون میپرسی ارائه گردد، وگرنه راه حلی که شما

به هر فردی ارائه می نمائید، راه حل شماست و شما باید

برای انجام آن نیز به دنبال او راهی شوید، اما اگر راه حل

توسط خود فرد باشد، راه حل احتمالاً انجام خواهد شد.

مذاکره با کوهنورد:

پس از ساعتها صحبت کردن و اینکه الان حدود 13 ماه

است که از فوت همسرش میگذرد و هنوز نتوانسته

خودش را ببیند و علیرغم اینکه بقول خودش خیلی ها

این مسئله را به ایشان یادآوری نمودند اما سخت است

که غیر از همسرش فرد دیگری را ببیند، بالاخره به این

نتیجه رسیدم که این عزیز گرامی، خودش را به خواب زده

و نمیخواهد خود را از خواب بیدار نماید و به سراغ زندگی

خودش برود.

بخاطر همین، در این مقاله بر آنم این موضوع را مورد بحث

و بررسی قرار دهم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انکار را نیز مطالعه نمائید.

خواب بودن، یا به خواب زدن، مسأله این است؟

از قدیم یک ضرب المثل داشتیم که می گفتند شما

می توانید کسی را که خواب است از خواب بیدار نمائید،

لکن به هیچ عنوان نمی توانید کسی را که خودش را به

خواب زده، از خواب بیدار نمائید.

به این خاطر کسی که خواب است، با صدا کردن و

احتمالاً کمی تکان دادن می توان بیدار نمود، اما کسی

که خود را به خواب زده، چون بیدار است، هر چی که

صدایش کنید و یا تکانش دهید، به هیچ عنوان بیدار

نخواهد شد.

چرا بعضی افراد دوست دارند که خود را به خواب بزنند؟

گاهی اوقات خواب ماندن، و اینکه دیگران فکر کنند که

شما در خواب هستید، برای برخی افراد(در فکر آنها) یک

سری از امتیازات را به همراه دارد.

مثلاً در همین مورد کوهنورد، فرد اگر قبول کند که باید

به خودش بیشتر توجه نماید و پس از 13 ماه، باید زندگی

جدیدی را آغاز نماید و فرد جدیدی را به زندگی خود وارد

نماید، باید مسئولیت جدیدی را تقبل نماید، اما هم اکنون

با اعلام اینکه نمی توانم همسرم را از یاد ببرم، خود را

به خواب زده است.

ما که هیچ موقع اعلام نمی کنیم که ایشان همسر

وفادار خود را فراموش نماید، لکن تنها این مورد را به

ایشان گوشزد نمودیم که باید به فکر خودش باشد و

برای آسایش و رفاه خودش که به گفته خودش به

مدت 13 ماه بوده از آن بی بهره بوده است، بیندیشد.

حال خواب، چه ربطی به عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) دارد؟

مَثَل این کوهنورد، مَثَل تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که پس از دریافت حکم و به جهت

اینکه دیگر مسئولیتی ندارند، به هیچ کاری اقدام

نمی نمایند و زمانی که به آنها گفته می شود،

باید به فکر خود باشید و حرکتی داشته باشید و

فعالیت جدیدی را آغاز نمائید، با اعلام اینکه ما

حداقل 30 سال کار کردیم و هم اکنون موقع استراحت

ما است، از قبول مسئولیت جدید زندگی و اینکه باید

منبع درآمد جدیدی برای خود، و نیز مسئولیت اینکه

باید تخصص، دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران

قرار دهند، طفره می روند و خود را از قبول مسئولیت

معاف می دارند.

در یکی از کلاسهائی که اینجانب به خاطر بهبود فردی،

ثبت نام نمودم، استاد به من گوشزد نمود که شما

مسئولیت تغییر وضعیت تمام عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

را به عهده ندارید، تنها مسئول تغییر وضعیت گنجینه های

نیروی انسانی هستید که خودشان تمایل به تغییر دارند

و در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند.

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان افرادی که دوست دارند،

خود را به خواب بزنند، بیدار نمائیم؟

كسي كه به خواب رفته را مي توان با نهيب بيدار كرد،

اما كسي كه خود را به خواب زده و بيداري را به مصلحت

نمي داند، به يقين هشدار نمي پذيرد و پند و اندرز

نمي گيرد. بايد چشم «خواب زده»ها را از تظاهر

به خواب آلودگي پشيمان كرد.

سرپرست هر خانواری، هر چند که پیشکسوت(بازنشسته)

شده باشد، افراد آن خانواده و گذشته و حال آنها را

می داند و اعمال و رفتار آنها را به طور مرتب رصد می کند

و واضح است که برای آینده فرزندان خود برنامه دارد و

خواهان پیشرفت و رفاه و آسایش اعضای خانواده است،

لکن اگر این فرد خود را به خواب بزند و خود را با یک حقوق

پیشکسوتی(بازنشستگی) و برنامه های صندوق ها و

کانون های بازنشستگی، قانع نماید، فردی است که خود

را به خواب زده، و نمی خواهد از خواب ناز بیدار شده و

مسئولیت زندگی را همانند گذشته به عهده بگیرد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.