سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

امروز به سومین سطح از ارتباطات می رسیم و آن ارتباط با خدا می باشد.

کیفیت ارتباط انسان با خودش و

کیفیت ارتباط انسان با محیط

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با خداست.

اگر کسی نتوانسته باشد، با خودش ارتباط درست و خوبی

برقرار نماید و نتوانسته باشد، از نعمتهای خدادادی، و نیز

حواس پنج گانه خود، به خوبی استفاده نماید، احتمالاً در

مورد ارتباط با خدا نیز دچار مسائل و مشکلات متعددی

می باشد.

ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چگونه خدا را در زندگی خود باور

داریم؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چقدر خدا در زندگی ما نقش دارد، و

رفتارهای ما، چقدر با درخواست های خدا از ما، مطابقت دارد؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه ما چطوری از خدا بابت نعمتهائی که به

ما عطا نموده است، تشکر و قدردانی می نمائیم؟

کافی است که یکی از نعمتهائی که در حال حاضر، بدون

هیچ گونه مسئله ای از آن استفاده می کنیم، کمی مشکل دار و

ناقص بشود، آنگاه متوجه می شویم که آن نعمت که تا کنون

به فور در دسترس ما بوده و ما به راحتی از آن استفاده

می نمودیم، چقدر در زندگی ما نقش دارد. و این خدائی که

تمام این نعمتها را بدون چشم داشت، در اختیار ما قرار داده

است، چقدر ارزش و بها دارد.

و آیا چنین خدائی، که میداند هر چیزی در کجا قرار داشته

باشد، لایق پرستش و لایق ارتباط خوب نیست؟

چرا ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم

است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر ما بخواهیم ارتباط خوبی

با خدا داشته باشیم، باید نحوه ارتباط با خودمان و نحوه ارتباط 

با محیط اطراف بوسیله حواس پنج گانه خود را بهبود بخشیم،

آنگاه، می توانیم ارتباط با خدا را بسیار بهبود بخشیم.

حال ما چگونه با خودمان ارتباط برقرار می کنیم که این بحث

دو مقاله قبل ما بود. و اینکه چگونه ما بوسیله حواس خود، با

محیط خود ارتباط برقرار می کنیم، کیفیت ارتباط ما با خدا را

بیان می نماید.

       

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با

خدا برقرار نمائیم، مسلماً بر روی آرامش ما تأثیر اصلی را دارد

و نیز در صورتی که آرامش داشته باشیم، استرس از وجود ما

رخت بر می بندد و در صورتی که استرس از وجود ما رخت

بر بندد، افسردگی این منبع اصلی تمام بیماریها، اجازه ورود به

بدن را از دست میدهد و شما می توانید، زندگی شاد و با نشاط و

همراه با سلامتی و شادابی را تجربه نمائید.

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با خدای مهربان

و متعال، و خالق خود، ارتباط خوبی برقرار نمائیم، آنگاه است که

دیگر نگران بسیاری از مسائل و مشکلات خود نخواهیم بود، و

میدانیم اگر خدای متعال، برای ما اتفاقی را مقدر نموده باشد، آن

اتفاق مطمئناً در زندگی ما نقش مثبت و خوبی را بازی خواهد

نمود.

چطور میتوان ارتباط با خدا را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بهینه نمود؟

 

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، برای ارتباط با خدای

مهربان در درجه اول نیاز است که ما ارتباط با خودمان، را

به بهترین شکل ممکن شکل دهیم و پس از اینکه رابطه خوبی

با خودمان برقرار نمودیم، آنگاه باید بوسیله حواس پنج گانه

خود، ارتباط خوب و لذت بخشی را با محیط خود برقرار نمائیم.

در صورتی که هر دو ارتباط قبلی، با موفقیت همراه باشد،

می توان امیدوار بود، که کیفیت ارتباط با خدا نیز به بهترین

شکل ممکن ایجاد گردد و کافی است که این ارتباط با خدا به

صورت خوب و درست، برقرار گردد.

    

آنگاه آرامش کافی که مستلزم، یک زندگی خوب و سالم است،

وارد زندگی ما می شود.

نمونه مثال فوق را می توان، در علمای هر دینی مشاهده نمود،

کسانی که پس از ایجاد ارتباط با خود و ارتباط با محیط،

توانسته اند، رابطه ای خوب با معبود خود و با خدای خود

برقرار نمایند، و مشاهده می نمائید، که بقول معروف، توپ

هم توان تکان دادن آنها را نخواهد داشت، زیرا که آنها به

منبع لایتناهی وصل شده اند که هیچکس یاری رویاروئی

با آن نمی باشد.

شما بارها و بارها مشاهده نموده اید که زمانی که در کودکی،

مشکلی برای شما بوجود آمده است، فوری به مادر یا پدر خود

مراجعه و آنها با علم و آگاهی بیشتری که نسبت به آن مسأله

داشتند، به راحتی آن مسأله را رفع نمودند و شما با افتخار، از

برنده شدن در آن مسأله، اظهار شادی  و نشاط می نمودید.

حال خدائی که دانش و آگاهی او فوق تصور دانش و آگاهی پدر و

مادر است و نیز خالق کل جهان است، مسلماً می تواند، تکیه گاه

بسیار خوب و مناسبی برای ما دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

باشد. در زمانی که ما نیاز داریم، کسی غیر از صندوق های

بازنشستگی، ادارات و سازمانها، مسائل و مشکلات ما را حل 

نماید، کسی وجود دارد که تمام راه حل ها، پیش اوست، تنها کافی

است که ارتباط خوبی با او برقرار نمائیم، آنگاه بازخوردهای آن

را به خوبی مشاهده خواهیم نمود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سطح انرژی در دوران پیشکسوتی را با داستان یک اتفاق در روز

جاری، خدمت شما عزیزان تشریح خواهم نمود.

           

امروز در محل اداره با یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) روبرو شدم

که سالیانی بود، موفق به دیدار ایشان نشده بودم، بخاطر همین خیلی خوشحال

شدم که ایشان را ملاقات نمودم، و بعد از احوال پرسی، مشاهده نمودم که

خیلی نسبت به سن مسن تر و پیرتر نشان میداد.

وقتی که علت را جویا شدم، و چند جمله ای از وضع روزگار و وضع کار

و معیشت صحبت نمود، و با بیان اینکه الان بعد از 32 سال کار در اداره،

همچنان حدود 12 سال است که در محل های دیگر، نیز به شغل کارمندی

مشغول است، متوجه پائین بودن انرژی ذهنی ایشان شدم.

به این علت، بر آن شدم که سطح انرژی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مورد بررسی قرار دهم.

پیشنهاد می شود مقاله کیف های خود را زمین بگذارید

را نیز مطالعه فرمائید.              

سطح انرژی چیست؟

سطح انرژی به زبان خیلی ساده، میزان توان و نیروئی است که فرد در

بدن خود ذخیره می نماید و برای انجام کارها و فعالیت ها از آن استفاده

می نماید.

این کارها و فعالیت ها، می تواند کارها و فعالیت های جسمی و فیزیکی باشد

و نیز می تواند کارها و فعالیت های ذهنی باشد.

بقول استاد گرامی، جناب دکتر سلیمی، زمانی که سطح انرژی در بدن پائین

بیاید، بدن بیمار می شود و زمانی که سطح انرژی در مغز پائین بیاید، فرد

دچار افسردگی می شود.

پیشنهاد می گردد، مقاله نقطه سر خط را نیز مطالعه

فرمائید        

چرا بالا بردن سطح انرژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

با توجه به تحقیقات علمی که ارائه گردید، با کم شدن سطح انرژی در بدن،

جسم توانائی دریافت انواع و اقسام ویروس ها و میکروب ها را دارد و در

مقابل بیماری، تقریباً خلع سلاح می شود و بیماری به راحتی در بدن رسوخ

نموده و فرد را دچار ناراحتی و آزار می نماید.

از طرفی چنانچه انرژی مغزی پائین بیاید، افسردگی که منبع اصلی و

حامی تمام عیار، انواع بیماری است، نیز اظهار وجود نموده و سرو کله اش

در زندگی که قرار بود، با شادی و نشاط و سلامتی همراه باشد، پیدا شده و

خود نمائی های خاص خود را به نمایش می گذارد.

زمانی که انرژی مغز پائین می آید:

  • ضعف ها و بدی ها بیشتر دیده می شود
  • حسادت و کینه بیشتر می شود
  • عصبانیت و خشم بیشتر می شود
  • سکون و تنبلی بیشتر می شود.
  • ناراحتی و نارضایتی بیشتر می شود
  • بدبینی و منفی نگری بیشتر می شود
  • مسیرهای عصبی از بین رفته و مغز راکد می شود.

اما اگر انژی مغز را بالا ببریم:

  • قوت ها و خوبی ها بیشتر دیده می شود
  • تحسین و قدردانی بیشتر می شود.
  • آرامش و گذشت بیشتر می شود.
  • تلاشم و تحرک بیشتر می شود
  • رضایت و شکرگزاری بیشتر می شود
  • خوش بینی و مثبت نگری بیشتر می شود
  • دریافت ایده ها و راه کارهای عالی تر می شود

همان گونه که مشاهده می فرمائید در صورتی که انرژی پائین می آید

همه چیزها بد می شود و

زمانی که انرژی ها بالا می رود، همه چیز خوب می شود.

پس باید با کم شدن انرژی چه در مغز و چه در بدن، مبارزه نموده

و مدام در جهت افزایش انرژی ذهنی و جسمی خود، فعالیت نمائیم.

تا بتوانیم شادی، نشاط، سلامتی و راحتی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شاهد باشیم.

اگر تا کنون ویدئو صفحه تجربه بازنشستگان را مشاهده

ننموده اید، پیشنهاد می گردد، این صفحه را ببینید.              

چگونه می توان سطح انرژی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بالا برد، و بالا نگه داشت؟

از طرق ذیل می توان سطح انرژی را در بدن بالا برد:

  1. خواب خوب(عمیق)
  2. خوردن آب (جوشیده ولرم)
  3. عادت به تنفس خوب برای تأمین اکسیژن
  4. تغذیه خوب(استفاده از مواد خوب و مفید)
  5. عادت به یادگیری و تحرک
  6. پرسش های مفید
  7. ذهن خود را خسته نکنیم

امید که با انجام موارد بالا، همیشه میزان انرژی بدن و مغز خود را در

سطح بالا نگه دارید و شادی و نشاط و سلامتی را به خود و خانواده در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد را که یکی از اصول مهم ارتباط با

دیگران است، در این مقاله مورد بررسی قرار دهیم.

                        
سالها پیش، در اداره ای مشغول به کار بودم که مدیر آن بخش،

به هیچ وجه، از پرسنل تحت سرپرستی خود، تشکر و قدردانی

نمی نمود و همیشه به دنبال آن بود که خطا و اشکالی در کار و

اقدامات انجام شده بیابد و آنگاه شروع به برشمردن آن نکات نماید

و به شما ثابت نماید که اشتباه نمودید. در یکی از موارد که به

هیچ وجه نتوانست اشتباه و ایرادی از کار بگیرد، باز هم چیزی

نگفت، و بعد از ارائه آن به مقامات بالاتر، تنها به ارجاع آن به

اینجانب اقدام نمود.

              
وقتی که از او در رابطه با اینکه چرا هیچ چیزی بر روی این کار

نگاشته نشده است، اعلام نمود که بدون اشکال بوده است.

و زمانی که اینجانب از عدم سپاسگزاری وی در خصوص این کار

که کاملاً بی نقص بود، سئوال نمودم، اعلام داشت که این اخلاق

اوست که از هیچ فردی سپاسگزاری ننماید.

           
آن زمان این سئوال برایم بوجود آمد چرا بعضی از افراد، این

خصیصه خوب انسانی را در وجود خود، به کلی نابود نموده اند؟

پیشنهاد می شود مقاله سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

سپاسگزاری از افراد چیست؟

تقدیر و تشکر از دیگران به خاطر انجام اقداماتشان برایتان

را شامل می شود.

بقول یکی از مقالات، سپاسگزاری از افراد می تواند یک برگه

اوراق قرضه است که می تواند در زمانهای دیگر خیلی سریع

نقد گردد.

سپاسگزاری از افراد به شیوه ای اطلاق می شود که در آن

شخص از فرد یا افرادی که او را مورد لطف قرار داده اند

به صورت کلامی، غیر کلامی و یا هر دو روش سپاسگزاری

نماید.

چرا سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟


سپاسگزاری در کل زندگی بسیار مهم است، و می تواند آرامش

و آسایش را برای ما مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به همراه خواهد داشت.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط با دیگران و ارتباطات

متقابل لازمه آرامش داشتن یک زندگی خوب و متعادل می باشد.

       
اگر در این دوران ارتباط خوبی با دیگر عزیزان و اطرافیان

نداشته باشیم، نمی توانیم انتظار زندگی خوب، شاد و با نشاطی

را برای خود متصور باشیم.

     
ما در صورتی می توانیم چنین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم

تمرکز مثبت اطرافیان را به خود جلب نمائیم. و داشتن تمرکز

اطرافیان، غیر از سپاسگزاری از آنها، شاید کمی مشکل به نظر

برسد.

            
با سپاسگزاری از زحمات و محبت های دیگران، آنان را متوجه

می نمائیم که تلاش های آنان بیهوده صورت نگرفته است و ما قدر

تلاش های آنان را میدانیم.

             
سپاسگزاری از الطاف دیگران موجب تقویت رفتار آنان گردیده

و به این معنا که اگر کسی در قبال ما لطفی انجام داد، تشکر و

سپاسگزاری از عمل او موجب می شود که این لطف را در

مواقع دیگر نیز ادامه دهد.

        
با سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توانیم، خستگی زحمات و کوششی که دیگران برای ما در

این دوران پر فراز و نشیب برای ما انجام داده اند از تن آنها

خارج نمائیم.

         
سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

ارتباط خوب و احترام بخش اطرافیان را به همراه خواهد داشت.

بسیاری از افرادی که نتوانند از دیگران سپاسگزاری نمایند،

به راحتی نمی توانند در منازل خود، زندگی شاید و آرامبخش

را داشته باشند.

پیشنهاد می شود مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)، سقوط به دره افسردگی؟ را مطالعه فرمائید.

چگونه از افراد دیگر سپاسگزاری نمائیم؟

با انجام موارد ذیل می توانیم تشکر و سپاسگزاری خود را از

افراد را جاودانه نمائیم.

1- سپاسگزاری باید بلافاصله پس از لطف دیگران نسبت به ما

انجام گیرد، در غیر انیصورت اثر و خاصیت خود را از دست

خواهد داد.

               
2- برای دوستان‌تان ارزش قائل شوید، چراکه آنها به وجودتان

مفهوم می‌بخشند و هنگام سختی به دادتان می‌رسند.

        
3- وقتی کسی کاری برایتان انجام می‌دهد، از او سپاسگزاری کنید

و به او بگویید کارش چقدر برایتان ارزش داشته است.

            
4- تا آنجا که می‌توانید برای کسی که به شما محبت کرده است

کاری حتی کوچک انجام دهید.

            
5- به آنها بگویید می‌توانند در صورت نیاز روی کمک شما

حساب کنند.

         
6- گاهی تنها زدن لبخندی ساده می‌تواند عمیق‌ترین قدردانی‌تان

را نشان دهد.

           
7- هرگز کلامی که افکار منفی را تقویت می‌کند، بر زبان نرانید.

       
8- وقتی اتفاق خوشایندی برایتان پیش می‌آید، دیگران را هم در

شادی خود سهیم کنید و به این وسیله قدردان و شاکر باشید.

       
9- به خانواده و دوستان‌تان توجه نشان دهید و به این وسیله از

آنها و مواردی که باعث می‌شود شما احساس شادی و خوشبختی

کنید، سپاسگزاری کنید.

            
10- حتی اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده‌تان کار کوچکی

برایتان انجام داد، حتما از او سپاسگزاری کنید و قدردانی‌تان را

به زبان آورید.

       
11- بخشندگی و کمک به دیگران از روش‌هایی است که

می‌توانید قدردانی‌تان به جامعه را نشان بدهید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مهمترین فردی که باید از او سپاسگزاری نمائیم، کیست؟

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود و ارتباط با خدا مطرح

نمودیم، کسی که از همه در زندگی مهم ترین فرد است، خود

فرد می باشد زیرا تا زمانی که از خودمان تشکر و قدردانی

ننمائیم، نمی توانیم از دیگران نیز تشکر و قدردانی نمائیم.

            
پس در درجه اول، سپاسگزاری از خودمان بسیار مهم است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

روزه کلامی، همانند روزه ماه مبارک رمضان است، همانگونه که

روزه در این ماه مبارک، بر ما واجب شده است و ما باید از اول

صبح تا اذان مغرب، از انجام اعمالی، از قبیل خوردن و آشامیدن

و کارهائی که روزه را باطل می نماید، خودداری نمائیم. ما نیز

باید از گفتن بعضی از کلمات، خودداری نمائیم.

داشتن روزه در ماه مبارک رمضان، بر اساس گفته هائی که در

جامعه رواج دارد، که بدانیم که فقرا چه می کشند و کمی از درد

آنها را بکشیم، به نظر نگارنده کمی خارج از ذهن است، زیرا که

آنها مثل ما سحرها، به اندازه چند وعده نمی خورند و زمان افطار

نیز چند وعده را به عنوان اینکه از صبح هیچ نخورده ایم، با هم

یکجا تناول نمی نمایند.

پس فلسفه آن چیست؟ شاید خیلی از مسائل فلسفه گرفتن روزه باشد،

اما از نظر نگارنده، یکی از بزرگترین مقصودهای این روزه،

بالابردن اعتماد به نفس و عزت نفس ماست. زیرا که در زمانی

که چیزی در دسترس ما باشد و از خوردن و آشامیدن و انجام

مسائل مبطل کننده روزه، خودداری نمائیم، کم کم، یاد می گیریم

که جلوی نفس سرکش خود را گرفته و فرمان بدن را به

عقل بسپریم.

چند روز پیش، فایل سخنرانی از یکی از استاتید به نام کشور

به نام استاد فرهنگ به دستم رسید که در آن، به مبحث روزه

کلامی اشاره داشتند و آن موقع به این فکر افتادم که اگر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) روزه کلامی بگیرند، تا چه

اندازه می تواند در سلامتی، شادی و نشاط آنها مثمر ثمر

باشد.

لذا در این مقاله با اجازه از استاد فرهنگ بزرگوار، قصد دارم

روزه کلامی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مورد

بررسی قرار دهم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با خود را نیز مطالعه فرمائید.     

روزه کلامی چیست؟

يکي از عبادات مهم اسلامي، بلکه کليه اديان الهي روزه است

روزه آن است که انسان براي انجام فرمان خداوند عالم از اذان

صبح تا مغرب از چيزهائي که روزه را باطل مي‌کند

خودداري نمايد.

روزه کلامی آن است که انسان برای بالابردن اعتماد به نفس و

نیز رسیدن به سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از بکاربردن کلمات منفی مخصوصاً نمی توانم،

نمی شود، نمی گذارند، در گفتگوهای روزانه خود حذر نمائیم.

 پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با خدا را نیز مطالعه فرمائید.                           

چرا روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت خاصی برخوردار است؟

      

در زمانی که شما یکی از کلمات منفی که در بالا ذکر شد را به

کار ببرید، اتوماتیک، مغز به اعصاب و اعضاء دستور می دهد

که این بدن نمی تواند، یا نمی گذارند، یا نمی شود که کاری انجام

گردد و مشخص است که با گرفتن چنین دستوری دیگر هیچ

تغییری در زندگی رخ نخواهد داد.

تغییراتی که ما به دنبال آن هستیم از قبیل سلامتی، شادی، نشاط،

درآمد و ….

حال اگر تغییراتی انجام نگردد، ما بر خلاف آن، به سمت

سرازیری هدایت شده و از آن زمان به بعد، دیگر باید منتظر

رسیدن زمان رفتن باشیم.

اما به راستی ما نباید تغییری در زندگی مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) داشته باشیم؟

آیا ما نباید به سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که

شدیداً به آن نیازمندیم، برسیم؟

       

آیا ما نباید شادی و نشاط را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجربه نمائیم؟

         

آیا ما فقط باید روزهای گذشته عمر خود را شمرده و از لذت بردن

از روزهای باقیمانده محروم بمانیم؟

مسلم است که جواب سوالات بالا همگی منفی است، زیرا ما تا

زمانی که نفس داریم، باید سالم، شاد، با نشاط و مفرح باشیم.

 پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با محیط را نیز مطالعه فرمائید.            

چطوری باید روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داشته باشیم؟

همانگونه که در بند قبل ذکر شد، مثل روزه ماه مبارک رمضان

که ما باید دهان، چشم، گوش، حواس خود را به روی چیزهائی

تا اذان مغرب ببندیم، در اینجا نیز ما باید در گفتار خود مراقب

باشیم که از گفتن کلماتی مانند نمی توانم، نمی شود، نمی گذارند.

خودداری نمائیم.

آیا براستی ما نمی توانیم؟

در اینجا خالی از لطف نیست که داستانی که استاد فرهنگ

در همایش خود تعریف نمودند، از قول خود ایشان نقل کنم.

ایشان فرمودند: دوستی داشتم که در خصوص اعتماد به نفس و

اینکه چگونه می توانیم اعتماد به نفس داشته باشیم، فعالیت

می نمود. یکی از دوستانش با او تماس گرفت و گفت، پسرم

به همراه خانواده اش که در خارج از ایران زندگی می کنند به

خانه ما آمده اند. نوه من، 4/5 سالش است و دقیقاً همان چیزی

است که شما می خواهید.

این دوست گفت که فوراً به خانه دوستم رفتم تا نوه ایشان را ببینم

وقتی به آنجا رسیدم، نوه دوستم در روی زمین مشغول بازی بود،

و عروسکی روی کمد بود. من رو به نوه کردم و گفتم، تو که

نمی توانی آن عروسک را به دست بیاوری.

نوه رو کرد و گفت، متأسفم که نمی فهمی!!!. و نگاه معنی داری

کرد. و سپس رو به پدرش کرد و از او خواست که او را بغل نماید

و با پدرش به نزدیک کمد آمده و خودش عروسک را از بالای

کمد برداشت.

     

و نوه دوباره رو کرد و گفت، دیدی تو نمی فهمی!!!

           

این داستان چیزی است که ما مرتباً در زندگی هایمان با آن

مواجه هستیم، در زمانی که نخواهیم کاری را انجام دهیم، دنبال

توجیه می گردیم، در صورتی این نوه، تنها به دنبال انجام کار

بود نه به دنبال ارائه توجیه.

به قول استاد فرهنگ، تا زمانی که ما بچه هایمان که روی زمین

می افتند، ما به جای اینکه به بچه هایمان بگوئیم که جلوی پایشان

را نگاه کنند تا زمین نیفتند، زمین و فرش را می زنیم!!!! که مقصر

را زمین و فرش اعلام نمائیم. شاید کمی سخت باشد.

اما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر نمی توان تمام

تقصیرات را به گردن دیگری انداخت، زیرا که یک عمر از

ما گذشته و خود تجربیات فراوانی را با خود داریم. پس ما قادر

هستیم هر کاری را که می خواهیم انجام دهیم.

تنها باید بخواهیم تا بشود.

تنها باید بخواهیم تا ببینیم که دیگر کسی نیست که جلوی

انجام کار را بگیرد.

پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با دیگران را نیز مطالعه فرمائید.       

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چه مزایائی

دارد؟

      

اگر ما بتوانیم روزه کلامی بگیریم و مراقبت نمائیم. تغییرات

کوچک، که بر اساس کتاب اثر مرکب دارن هاردی، می تواند

به نتایج بزرگی منجر گردد در زندگی ما خودنمائی می کند.

        

تغییراتی از قبیل رسیدن به سلامتی ، به دلیل انجام ورزش و

پیگیری امور تغذیه ای

شادابی و نشاط، به خاطر استفاده خوب و کافی از محیط و

اطرافیان و ارتباط با دیگران

اقتصاد خوب، به دلیل اینکه بسیاری از کارهائی که تا کنون

می خواستیم انجام دهیم، به دلیل گفتن همین کلمات، سد راه

ما شده بودند.

     

و ….

کافی است که مثل روزه ماه مبارک رمضان، این روزه را نیز

حداقل دو هفته بگیرید و نتایج آن را ببینید.

         

و امیدوارم نتایج بدست آمده را با ما به اشتراک بگذارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که فرد پس از دریافت ابلاغ حکم بازنشستگی، بالاجبار

مجبور به خانه نشینی می گردد، این خانه نشینی برای اهالی خانه

و خانواده، همراه با مسائلی است.

بعضی از خوبان گنجینه نیروی انسانی، به خوبی می دانند که

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید چگونه با دیگران ارتباط

برقرار نمود و همین داشتن ارتباط خوب با دیگران است که

زندگی شاد و با نشاطی را برای این عزیزان فراهم می نماید و

در هر کجا که وارد شوند، همگان از دیدن آنان خوشحال و

مسرور گشته و از آمدن آنان لبخند بر روی لبانشان جاری

می شود و این فرهیختگان، تا مدتها، هیچ مشکلی و مسأله ای

در خصوص ارتباطات با افراد خانواده و اجتماع ندارند.

اما از طرفی، بعضی دیگر از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پس

از فراغت از کار، به دلایل مختلف، نمی توانند این وضعیت را

برای خود حلاجی نموده و لاجرم این دوران را برای خود، دوران

خوبی در نظر نگرفته و احساس خوبی از این دوران برای خود

و زندگی خود ندارند.

و چون احساس این عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خیلی مناسب نمی باشد، پس اعصاب و روحیه مواجه شدن با

خانواده و اجتماع را ندارند و همین نداشتن اعصاب است، که

در برخورد با اطرافیان، به جای اینکه مراقب روابط خود باشند،

مرتب این رابطه ها را خراب تر می نمایند و هر روز خود را

از آرامش دورتر و افراد خانواده را از خودشان بیشتر آزار

می دهند.

پس چاره چیست؟

چگونه باید در این دوران علیرغم وجود مسائل، روابط خود

را با خانواده و اجتماع بهینه نمود؟

اگر روابط با خانواده بهینه نباشد، آیا می توان، انتظار زندگی

شاد و بانشاطی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انتظار داشت؟

آیا اجتماع مسئول روابط بد ما با خانواده و اطرافیان می باشد؟

خود فرد، ارتباطی با از بین رفتن روابط بین خانواده و

اطرافیان دارد؟

اینها سئوالاتی است که می بایست در این خصوص به آنها

پاسخ داد.

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله روابط نظری بیفکنیم و

آن را به صورت جامع بررسی نمائیم.

این بررسی در حداقل 4 مقاله آینده خدمت شما عزیزان تقدیم

می گردد.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

زمانی که بحث روابط را آغاز می نمائیم به اولین سطح ارتباطات،

یعنی ارتباط با خود می پردازیم.

در این سطح ما به درک سه مفهوم زیبا از خودمان می رسیم.

خود فهمی: تصویر یا درک فرد از خود

خود نگری: احساس فرد در باره خود

خود مطلوبی: آنچه که فرد باید باشد.

و در ابتدا باید بدانیم که رابطه با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

منظور از رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

آن است که بدانیم که :

چگونه با خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط

برقرار می کنیم؟

چه درکی از خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم؟

چه احساسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خودمان داریم؟

پاسخ به این سه سوال، کلیدهای اصلی برای رسیدن به رابطه با

خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشد.

هر فرد باید این سه سئوال را از خود پرسیده و به آنها جواب

دهد.

اینکه در پاسخ به سئوال اول، باید ببینیم که آیا تمام مسائل و

مشکلات را از خودمان می بینیم و هیچ وقت تا کنون شده است

که به خاطر تلاش ها و موفقیت هائی که داشته ایم، از خودمان

تشکر و قدر دانی نمائیم و برای خود، جشن و سرور بر پا نمائیم؟

اینکه وقتی که جلوی آئینه چشم تو چشم با خود می شویم، چه

برخوردی با تصویر خود در آئینه داریم؟

آیا او را سرزنش می نمائیم و او را مستحق تمام سرزنش ها

و مصایب می دانیم، یا اینکه خود را صمیمانه دوست داشته و

ابتدا خود را بوس نموده و اگر هم به اشتباه، کاری انجام داده ایم،

سریعاً خود را بخشیده و با خود قول و قرار می گذاریم که خیلی

سریع، آن مسئله و اشتباه را روبراه نمائیم.

و در پاسخ به سئوال دوم باید بدانیم که درکی که از خودمان

مخصوصاٌ در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم، به چه

صورت است؟

آیا خود را فردی بی عرضه که جرأت روبرو شدن با مشکلات

را ندارد، می دانیم. یا اینکه خود را شخصی وارسته و خلاق

و با هوش می انگاریم که می تواند مسائل و مشکلات را از سر

راه برداشته و مسیر و زندگی زیبائی را برای خود رقم بزند.

در پاسخ به سئوال سوم نیز باید ببینیم که احساسمان نسبت به

خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ چه احساسی

از خودمان داریم؟ آیا از خودمان بیزار هستیم و تحمل دیدار

خود را حتی در آئینه نداریم، یا اینکه واقعاً از وجود خود لذت

می بریم و از دیدن خودمان شاد و مسرور می شویم.

چرا رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

دانستن اینکه فرد پیشکسوت(بازنشسته) چه رابطه ای با خود

دارد، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا فردی که نتواند با خود،

رابطه خوب و قابل قبولی برقرار نماید، مطمئناٌ نمی تواند با

افراد خانواده و اطرافیان خود، ارتباط خوب و مستحکمی

برقرار کند.

برای همین، در قدم اول، باید رابطه خودمان را با خودمان،

یعنی تنها کسی که در طول شبانه روز، حداقل 24 ساعت

با او هستیم، بهبود بخشیم.

چطور باید رابطه با خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تقویت نمود؟

تنها کافی است که بدانیم، فردی که در طول شبانه روز همیشه

با او هستیم، خودمان هستیم و اگر با خودمان رابطه امان عالی

شود، ارتباطات دیگر، نیز به سمت بهبودی سوق پیدا

خواهد نمود.

بعضی از افراد پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده می نمائید

که همیشه شاد و سرحال هستند و بعضی وقتها حتی به این

افراد، لقب از خود متشکر نیز می دهیم، اما در اصل، این

افراد، عزیزانی هستند که نسبت به خودشان، احترام خاص

و ویژه ای قائل هستند و با خود ارتباط خوبی برقرار می کنند.

اگر ما بتوانیم در درجه اول، مسئولیت کل زندگی خود را قبول

نموده و اشتباهات و خطاهای خود را سریعاً به دیده اغماض

نگاه نموده و از خطاهای خود بگذریم و با خود تعهد نمائیم که

در سریعترین زمان ممکن(نه به صورت آنی) مسائل بوجود آمده

را با درایت و هوش سرشار خود، مدیریت و بهبود بخشیم.

و همیشه خودمان را دوست بداریم و رابطه خوبی با خودمان

برقرار نمائیم.

حال چه تمرینی باید انجام دهیم؟

پیشنهاد نگارنده این است که همیشه این کلمات را با خود زمزمه

نموده و به آنها اعتقاد پیدا نمائید.

همیشه بگوئید، من بی نظیرم

من احساس بسیار عالی و فوق العاده دارم

من به خودم افتخار می کنم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به

عزیزان خود هدیه نمائید.

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بعد از آشنائی با اولین سطح از ارتباطات که رابطه با خود

بود، نوبت به دومین سطح از ارتباطات می رسد که آن

ارتباط با محیط است.

عزیزان بازنشسته ای که می توانند خوب و درست با محیط

اطراف خود، ارتباط برقرار نمایند و لذت وشادی را از محیط

دریافت می دارند، زندگی خوب و سلامتی را نیز می گذرانند،

زیرا که می دانند محیط اطراف به چه حدی می تواند به آنان

انرژی بدهد و با آن انرژی می توانند بر بسیاری از مسائل و

مشکلات فائق آیند.

اما مثل همیشه، باز برخی از این عزیزان وجود دارند که

همیشه در هر محیطی که می رسند، بدون اینکه از آن استفاده

لازم را ببرند، تنها در پی درک سختی ها، مسائل و مشکلات

بسیار طاقت فرسای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشند.

یادم می آید زمانی به خانه یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که وارد می شدیم، ایشان همیشه، کانال تلویزیون خود را روی

کانال مستند تلویزیون تنظیم نموده بود. و همیشه که ایشان را

مشاهده می کردید در حال تماشای مستندهای طبیعت بود که از

آن کانال مشغول پخش بود.

و جالب این بود که کاملاً خود را در آن محیط و در پی یافتن

زیبائیهای نشان داده شده آن بود. و لازم به ذکر نمی باشد که چه

احساس خوب و دل نشینی آن فضا و خانه را پر کرده بود، کسی

که در طبیعت، در دریا، در جنگل حتی در بیابان، بدنبال یافتن

زیبائی ها و قشنگی های طبیعت است، مطمئناً فضای دلنشینی را

نیز برای خود وخانواده مهیا و آماده می نماید و خانواده نیز از

داشتن چنین فضای خوب و گوارائی شاد و خرسند خواهند شد.

  

بله برای ارتباط با محیط، اول باید مهارت لازم را داشته باشیم.

ما در این مقاله بر آن هستیم که ارتباط با محیط را مورد بررسی

قرار دهیم.

چرا ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

بارها در مقالات مختلف، بر این نکته اساسی تأکید داشته ام که

گنجینه های گهربار نیروی انسانی اگر روابط خوبی با خود و

اطرافیان خود داشته باشند، جایگاه ویژه ای نیز در خانواده و

اطرافیان خود خواهند داشت و بسیاری از مسائل آنها نیز

بصورت خودکار حل خواهد شد.

لکن اگر این مهارت و توانائی (ارتباط با خانواده و اطرافیان)

وجود نداشته باشد، همین می تواند ریشه بسیاری از مسائل فعلی

و آینده آنها را به دنبال داشته باشد.

این مهارت ها، در ارتباط با محیط نیز به خوبی خودنمائی

می نماید.

و باید برای یک سری از سئوالات مربوطه پاسخ لازم را

داشته باشیم؟

1-     چقدر از حواس پنج گانه خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده می نمائیم؟

2-     چگونه از این حواس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده می نمائیم؟

3-     و این استفاده از حواس پنج گانه در این دوران، چه

نتیجه ای برای ما دارد؟

پاسخ به این سئوالات می تواند، کمی ما را به اینکه حواس

پنج گانه نیز برای ارتباط با محیط برای ما در نظر گرفته شده

است، متوجه و حساس نماید.

و کسانی که مهارت ارتباط با محیط را ندارند، این ارتباط و

لذت و احساس را از خودشان سلب می نمایند.

مثلاً کسی که نمی تواند، از محیط پارک و فضای سبز استفاده

لازم را ببرد، امکان حضور خود را نیز در این فضاها، محدود

می نماید.

چطوری می توان ارتباط با محیط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بهبود بخشید؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به یکسری از مسائل

توجه لازم مبذول گردد:

از آن جمله می توان به اینکه:

–        چه چیزی می بینید؟ آیا اجازه می دهید هر چیزی که

اتفاق می افتد را شما ببینید، یا اینکه در بعضی از مواقع،

بخاطر اینکه مسئله یا مشکلی در آینده برای شما ایجاد نشود،

از دیدن بعضی از اتفاقها، خودداری می نمائید.

–        چه چیزی می شنوید؟ آیا باز اجازه می دهید که هر صدا

و نوائی به گوش های شما وارد گردد؟ با باز از ورود بعضی از

نواهای مزاحم و دردسر دار، به گوشهای خود، جلوگیری

می نمائید. آیا به دنبال شنیدن غیبت و تهمت از دیگران می باشید

یا خیر؟ یا اینکه طوری برخورد نموده اید که تنها خوبی های

دیگران در نزد شما بازگو می گردد؟

–        چه بوئی حس می کنید؟

–        چه سطوحی را لمس می نمائید؟

–        چه طعمی را می چشید؟ دقیقاً باید به این نکته توجه

لازم را داشته باشید که تغذیه نادرست، نیز ارتباط نادرست

با محیط است، و برای سلامتی ما بسیار مضر است.

–        چه حسی را تجربه میکنید؟ آیا فقط اجازه می دهید،

احساس های بد و ناگوار(غم، ناراحتی، افسردگی و…) را

تجربه نمائید یا اینکه سعی می نمائید، به احساس های قشنگ

(شادی، نشاط، موفقیت، لذت و …) اجازه ورود به بدن را

صادر نمائید؟

ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از کجا

شروع نمائیم؟

 

اگر ما بتوانیم در دومین مرحله از ارتباطات، به سئوالات بالا

پاسخ لازم و درستی را بدهیم و هر چیزی را که با حواس

پنج گانه خود درک می نمائیم، ببینیم که آیا آن چیز، حال ما

را بد می کند یا خیر؟

اگر حال ما را بد می کند، از ورود آن به بدن جلوگیری نمائیم.

اگر هر چیزی را بشنویم، محاسبه نمائیم که آیا برای ما فایده دارد

یا خیر؟ آنگاه دیگر اجازه شنیدن هر چیزی را به خودمان

نمی دهیم.

و هریک از حس های دیگر، باید ببینیم ورودی های هر یک،

نتیجه سازنده برای ما در پی خواهد داشت یا خیر؟ در صورتی

که نتیجه خوبی ندارد، از ورود آن جلوگیری نمائیم.

     

و در پایان به این نکته اشاره می نمایم که :

محیط شعور دارد، و محیط با ما حرف می زند، محیط با ما

ارتباط بر قرار می نماید.

اما خود ما انتخاب می نمائیم که با چه کیفیتی، محیط اطراف

با ما ارتباط برقرار کند؟ بوسیله بوق ها یا طبیعت

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

خود نیز هدیه نمائید.

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دوره رفع دغدغه و نگرانی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خوش آمدید.

شما هم اکنون می توانید، فایلهای این دوره را در ذیل دانلود نمائید.

فایل اول:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (1)

فایل دوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (2)

فایل سوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (3)

فایل چهارم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (4)

فایل پنجم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (5)

فایل ششم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (6)

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

است را نیز مطالعه نمائید.

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

–       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل 85 سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

           

–       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل 110 سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

 

–       مادر بزرگواری که با داشتن عدد 100 در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن 90 سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از 90 سال، او را 40 روز خانه نشین

 کرده بود.

 

–       آقای حسن مرادي نقاش ۸۱ ساله محله پيروزي اين
روزها مشغول توضيح آثارش به هم‌محله‌اي‌هايي است
كه براي تماشاي نقاشي‌هايش به سراي محله مراجعه
مي‌كنند. با شور و شوقي كه از سن و سالش بعيد به نظر
مي‌رسد پا به پاي جوان‌ها پاي تابلو‌ها مي‌آيد و با صبر و
حوصله توضيح مي‌دهد که براي كشيدن و طبيعت‌سازي از
منظره به نقش كشيده در ميان قاب‌ها از چه موادي استفاده
كرده است.

–      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد 63 سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

 

–       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

                

–       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن 52

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از 340 رقابت شرکت

کرده است و  در سن 86 سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل 30 سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال 2000 می تواند به عدد 100 برسد.

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی یکی از علائقی است که از کودکی در وجود

همگان به رایگان قرار داده شده است و همگی این علائقه

را تا پایان عمر همراه خود دارند.

             

این علاقه حتی تا بزرگسالی و کهنسالی نیز ادامه دارد.

حال که این علاقه در وجود ما نهادینه است، چرا از همین

ابزار برای بالا بردن انرژی و انگیزه خود، در جهت

مطلوب شایسته استفاده ننمائیم؟

چرا نباید از کوچکترین چیزها، برای شادی، نشاط و

سلامتی خود در همه عمر، و بخصوص در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

خیلی از مسائلی که می توانیم به صورت خیلی راحت برای

شادی و نشاط خود استفاده نمائیم، نیاز به هیچ گونه مبلغ،

هزینه و یا کلاس و جمعی ندارد، کافی است، که دو نفر گرد

هم جمع شوند و از همین داستان گوئی بسیار ساده

استفاده نمایند.

به همین خاطر بر این شدم که در این مقاله نگاهی به آن

بیندازیم و داستان گوئی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله زندگی جویبار

خاطره هاست را نیز مطالعه نمائید.

داستان گوئی چیست؟

داستان گوئی، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد

ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین افراد مختلف می باشد.

داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن، نویسنده فکر

اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه

این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و

خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت

نویسنده، آرایش دیده باشد.

داستان و داستان گوئی، موضوعی آشنا برای همه در همه

جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی،

در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و

بحران های زندگی با داستان همراه و مایوس بوده اند؛

به همین علت، داستان را هم زاد انسان و زمان شکل گیری

نخستین داستان ها را روزهای آغازین زندگی انسان

در زمین، می دانند.

چرا مقاله سطح انرژی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمی نمائید. 

در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای

عبرت،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ،

انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام

و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ

راه دیگر انسان ها شده است.

چرا داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

هنر باستانی داستان گوئی شفاهی این ارزش را دارد که

برای یادگیری آن تلاش شود. زیرا هم برای گوینده و هم

شنونده لذت آفرین است

داستان گوئی شامل گوش کردن، تصور کردن، اهمیت

قائل شدن، قضاوت کردن، خواندن، مناسب سازی، خلق

کردن و مشاهده کردن و به خاطر سپردن و برنامه ریزی است.

داستان گویی دارای سه ارزش مهم است:

داستان گوئی از روی میل و علاقه، تصویرهای ذهنی

و تجسم فکری را جهت می دهد و به تخیل داستان گو

و شنونده دامن می زند.

داستان گوئی به بزرگسالان فرصت می دهد پای کودکان

را به میدان تجربه های ادبی بکشانند بی آن که پایبند به

کتاب باشند.

داستان گوئی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) این

فرصت را که به مسائلی غیر از مسائل درگیرتوجه نمائیم،

بوجود می آورد.


داستان گوئی، مخصوصاً از دوران جوانی، اشتغال، انگیزه،

نشاط و شادابی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بالا

می برد و موجب ترشح هورمون های شادی آور گردیده و

وضعیت جسمی و روحی عزیزان گنجینه نیروی انسانی

را به مراتب بهبود می بخشد.

چه داستانهائی مفید است؟

با بیان موارد بالا، شاید همگان به این نتیجه برسند که

خوب، پس ما مجاز هستیم هر داستانی را نقل مجالس

نمائیم و شروع به تعریف از آنها نمائیم.

مثل: داستان خفاش شب

داستان قتل های زنجیره ای و ….

خیر، به هیچ عنوان قصد و نیت ما از گفتن داستان،

چنین داستان هائی نبوده و نیست.

با داستان های بالا، نه تنها حال ما خوب نمی شود که

مشخص است، حال ما را به مراتب بدتر و خراب تر

می نماید.

لذا مقصود ما از داستان گوئی، صرفاً داستان های انگیزشی

و داستان هائی است که می تواند بر روحیه ما اثر مثبت بگذارد.

پس اتوماتیک وار، داستان های منفی و جنائی، از سری

داستان های ما، جدا می شود.

چطور داستان گوئی نمائیم؟

داستان گوئی، مراحلی دارد که آن مراحل به شرح ذیل می باشد:

–       صحنه پردازی

باید صحنه ای که در آن، داستان اتفاق افتاده است،

را کاملاً توصیف نمائید:

–       چه زمانی

باید زمان وقوع اتفاق و داستان را دقیقاً اعلام نمود.

–       چه جائی

محل وقوع اتفاق را نیز بصورت خیلی دقیق باید ذکر نمود.

–       توصیف محل

توصیف محل باید بصورتی باشد که فرض نمائید،

برای فردی که نابینا است، توضیح می دهید و کاملاً

باید فضای آن محل را به تصویر بکشید.

–       معرفی شخصیت ها

پس از آن به سراغ معرفی شخصیت ها میرسد که

باید دانه به دانه و یکی یکی، شخصیت ها را

معرفی نمائید.

–       کشمکش و درگیری

سپس نوبت به بیان اتفاق و حادثه رخ داده شده

می رسد که باید با شرح دقیق، اتفاق رخ داده شده

را بصورت تفصیلی بیان نمائید.

–       تغییر دنیا

در پایان نیز، نتیجه و دستاوردی که می خواهید

از این داستان در ذهن مخاطب جاگیرد، را به

صورت کامل و شفاف بیان می نمائید.

امیدوارم که بتوانید با گفتن داستان خوب و مفید به یکدیگر،

سهمی در شادی، نشاط و سلامتی خود و اطرافیان خود

داشته باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خشم در دوران پیشکسوتی

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

شما تا دیروز انسانی شاد و فعال بودید كه راس ساعتی

مقرر از خواب بر میخواستید، لباس میپوشیدید و خود را

می آراستید، به محل كارتان میرفتید، مسئولیتهاي اجتماعی

را كه به شما محول شده بود انجام میدادید، گاهی تشویق

می شدید، گاهی تنبیه. گاهی ارتقاء میگرفتید، گاهی هم

پس رانده میشدید و باید از اول شروع میكردید.

حساب و كتاب رفت و آمد و خورد و خوراكتان دستتان بود،

دوستانی داشتید كه دورتان را شلوغ كرده بودند، آخر

هفته ها براي شما با روزهاي دیگر هفته فرق داشت،

عصرهاي چهارشنبه، از آغاز تعطیلات هیجان زده

می شدید و غروبهاي جمعه، پكر میشدید كه چرا تعطیلات

آنقدر زود گذشته است.

پیشنهاد می شود مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی را

نیز مطالعه فرمائید.       

خشم چیست؟

خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن

را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام

کند باعث ایجاد احساس خشم می شود.

ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.

وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،

عصبانیت بروز می کند. عاملی از جمله جسمانی

(خستگی مفرط)، محدودیت هایی مثل (فلج یا ناتوانی

پس از یک حادثه)، کم کاری فرد (آماده نبودن برای

امتحان)، رفتاری دیگران (سخت گیری بی دلیل، تحقیر

و مسخره کردن) و فریب خوردن توسط دیگران

می توانند موجب خشم شوند.

چرا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

          

فرد خشمگین همراه با خشم، مواد منفی را داخل خون خود

نموده و آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی را برای خود به

همراه خواهد آورد. لذا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار خطرناک تر و پرآسیب تر خواهد بود، تا در دوران

جوانی و قبل از آن، زیرا در این دوران، بدن تحمل خیلی

از مسائل و مشکلات را ندارد.

پس تا حد ممکن باید از بروز چنین مواردی خودداری نمائیم.

پیشنهاد می شود، مقاله خاطره گوئی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه

فرمائید              

چطور می توان از خشم جلوگیری نمود؟

              

در صورتی که خشم به طور صحیح مدیریت شود، به ما

انرژی می دهد تا در جهت رسیدن به اهداف مان فعالیت کنیم

یا به مسائل و مشکلات رسیدگی نماییم. خشم، در صورتی

که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما

شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز

و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی

که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های

غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده

باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن

اختلال در ارتباط با دیگران است.

مهارت های مختلفی برای کنترل خشم:

وقتی عصبانی هستیم ، استفاده از مهارت های خود

آرام سازی بسیار مفید و اثربخش است.

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستیم پیش

از این که پاسخ بدهیم باید تا عدد ۱۰ بشماریم. این کار

به ما فرصت می دهد تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم.

همچنین می توانیم با تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه

خود را کاملا آرام کنیم سپس در وضعیت بهتر و آرام تر

راه حلهای خود را بررسی کنیم.

یک نقطه شروع خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم،

تجزیه و تحلیل ارزیابی های اولیه خود است. وقتی ارزیابی

اولیه از رویدادی ناکام کننده و مشکل ساز به عمل می آوریم

باید معین کنیم آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟

اگر دریافتیم از خشمی بی اساس رنج می بریم، احتمالا

این گونه خواسته های نامعقول را از خودمان داریم.

وقتی هیجانات ناراحت کننده ای را تجربه می کنیم، می کوشیم

از طریق گفتار این عبارات «احساس… می کنم، این به نفع

من نیست. چگونه می توانم به شیوه ای مفید با این احساسات

مقابله کنم» راه حل مفیدی را اتخاذ کنیم. در بیشتر موارد

واکنش فوری ما نسبت به این احساس بهترین پاسخ ممکن

نیست، پس اندکی تامل کنیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.