عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله مانع تغییر که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

آن را مطالعه فرمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

این به چه معناست، و چرا زندگی کردن، مهم تر از زنده ماندن تنها است؟

در هفته گذشته با پدری ملاقات داشتم که بنا به گفته خودش تنها

67 سال از زندگی گهربار خود طی نموده بود، لکن با عصائی در

دست و قدی تقریباً خمیده با او روبرو شدم.

زمانی که در خصوص داشتن عصا از او سئوال نمودم، در جواب

دریافتم که ایشان دیسک کمر داشته و بنا به گفته چند تن از پزشکان

باید سریعتر برای عمل جراحی به بیمارستان میرفت و به همین جهت

بود که توانائی راه رفتن نیز از او گرفته شده بود و تنها به کمک عصا

و همراهی دیگر اطرافیان توانائی راه رفتن داشت.

پس از چند دقیقه ای مذاکره با ایشان و تقدیم یک عدد از کتاب

الهی پیر شی به این پدر بزرگوار، از ایشان قول گرفتم که به

زودی عصا را کنار بگذارد.

بقیه ماجرا را در بندهای دیگر به تفصیل بیان خواهم نمود.

پیشنهاد می شود مقاله جوان بودن قلب را

 مطالعه فرمائید.      

زندگی کردن و زنده بودن به چه معناست؟

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و

دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده

و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان

برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان

بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

زندگی کردن یعنی اجازه ندهیم ریتم زندگی، ما را تسلیم خود کند.

زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهیم.

یعنی آنقدر جیغ بزنیم که به نفس‌نفس بیفتیم و آنقدر بخندیم که نفس مان

 بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنیم که دیگر نفسی برای مان باقی نماند.

یعنی حس کنیم که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای

آن آماده باشیم.

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن:

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن

از همه وضعیت‌ها

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید.

یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تا جایی که آسیب نبینید،

یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در

یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را

فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن

شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

در داستان اول که برایتان نقل نمودم، آن پدر در آن لحظات تنها

زنده بود و متأسفانه با صحبت های اطرافیان که دیگر پیر شده است

و باید خودش را برای رفتن آماده نماید، واقعاً تنها زنده بود و

نفس می کشید و هر لحظه خودش را به مرگ نزدیکتر می دانست

لکن با صحبتهائی که با هم داشتیم، ایشان بلافاصله از همان شب

تصمیم خود را گرفت و از فردای آن روز، به اتفاق خواهر زاده

خود، طی 3 الی 4 روز و هر روز 2 سانس به استخر رفت و

تحت آب درمانی قرار گرفت، هر چند که بنا به گفته خودش، در

روز اول، فشار زیادی را متحمل شد، لکن این فشار او را از ادامه

مسیر غافل نکرد و ایشان همچنان با امید به پیش رفت به صورتی

که روز سه شنبه که ایشان را در محل دیگری ملاقات نمودم،

کاملاً بدون عصا و بدون کمک افراد دیگر، منتها کمی به آرامی

راه میرفت.

و نیز قول داد که در سری بعدی که همدیگر را می بینیم،

حتماً آمادگی پیاده روی با یکدیگر را داشته باشد.

چرا زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از تنها زنده بودن است؟

      

زنده بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها و تنها،

همانگونه که بیان شد، نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و

انتظار لحظات مرگ را کشیدن، است.

و با توجه به جو منفی که در اجتماع ما وجود دارد که هر فردی

که عدد سنش به 60 به بالا برسد را پیر خطاب می نمایند و به او

القاء می نمایند که باید آماده رفتن باشد، زنده بودن تنها، مرحله ای

است بسیار وحشتناک که برای فرد، می تواند بی نهایت عذاب آور

باشد و او دیگر هیچ لذتی از زندگی خود نداشته باشد.

در صورتی که همانگونه که در مقالات قبلی بارها و بارها به آن

اشاره داشتیم، امید به زندگی، با توجه به پیشرفت های علمی و

تکنولوژیکی مرتب بالاتر رفته و انتظار سن های سه رقمی،

دور از واقعیت نیست و خیلی از افراد می توانند این سن ها را

به خوبی درک نمایند.

زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نه تنها مهم است،

بلکه ضروری و لازم است، زیرا که تنها با زندگی کردن و

لذت بردن از همه جوانب زندگی می توان، زندگی خوبی را

برای خود رقم بزند.

همانگونه که آن پدر، همراه با شادی بوجود آمده در وجودش،

توانائی هائی را که داشت را مجدداً با تلاش خود، به زندگی

خود وارد نمود و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر است؟       

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای زنده بودن،

زندگی کنیم؟

            

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدی

و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و …

پس، اگر می‌خواهید در كلیت بزرگ زندگی راضی باشید اول باید

تمرین كنید تا در لحظه راضی باشید.

“اگه كسی تصمیم بگیرد فقط در لحظه اكنون راضی باشد،

بعد، به لحظه بعدی كه رسید، باز در لحظه اكنون راضی باشد

و بعد به لحظه بعدی كه رسید باز …..

شرط رضایت این است كه در لحظه ابدی اكنون راضی و شاد باشید!!

15 روش برای استفاده بیشتر از زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

            

در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری

از زندگیتان ببرید – زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از

آن لذت ببرید.

  • قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید.
  • حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید.
  • کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید: اینکه دیگران را ببخشید به
  • این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را
  • برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون
  • باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند.
  • همان کسی باشید که واقعاً هستید: اگر آنقدر خوش‌شانس باشید
  • که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به
  • هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن با ارزش است.
  • در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند،
  • جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید.
  • به ندای درونیتان گوش دهید.
  • به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش
  • می‌آورد لذت ببرید.
  • روابط تان را هوشمندانه انتخاب کنید.
  • کسانی که دوستتان دارند را بشناسید.
  • خودتان را هم دوست داشته باشید.
  • کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید.
  • بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید.
  • برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید.
  • از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید.
  • این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست.
  • زمانی که باید بگذرید: همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته
  • است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند.
  • اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر
  • خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر
  • بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی
  • شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا

در جستجوی معنا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آنجا در ذهنم

خطور نمود که تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که

کمی عدد سن، آنها بالاتر از 50 را نشان می دهد، دیگر زندگی خود را

بی معنا دانسته و تنها روزگار می گذرانند.

جمله ای از آلبرت گامو، نظرمن را به خود جلب نمود:

تصمیم گیری در مورد اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا خیر،

مهمترین مسئله ی بشر است.

بقیه مسائل تنها یک بازی کودکانه است”       آلبرت کامو    

ما در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم:

پیشنهاد می شود، مقاله چرا از خواب بیدار نمی شویم را مطالعه فرمائید.

داستان اردوگاه اجباری و یافتن معنا در زندگی:

این مطلب از کتاب در جستجوی معنا ویکتور فرانکل آورده شده است:

وقتی روان‌پزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

اردوگاه‌ های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد ، به یک نتیجه مهم علمی

دست یافت که بعدها یکی از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی» شد.

او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که انسان‌ها

قادر هستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن رنج و مشقت

«حکمت» خاصی را درک کنند.

به عنوان مثال، اگر دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به

بدترین شکل کتک بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک

تمرین ورزشی است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید،

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا و

برادر دوم به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل می شود.

کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت در حکمتی است

که می تواند به رنج کشیدن‌ «معنا» بخشد. یکی به امید روزهای بهتر رنج

می کشد و دیگری با هر ضربه خرُدتر و حقیرتر می شود.

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها واکنش

نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است. می‌توانیم تصمیم

بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی از منظر «معنا و حکمت»

نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر

و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک

«قربانی منفعل» با حیاتی پر از غم باشیم.

“ملت‌ها” و رهبران ایشان هم برای رویارویی با مشکلات نیازمند چنین

تصمیمی هستند. بهترین رهبران کسانی هستند که راه امید را به ملت

خود نشان داده و بر تصمیم درست پافشاری کنند.

در جستجوی معنا یعنی چی؟

افرادی هستند که به انواع مختلف، در پارک ها، جلوی تلویزیون،

در جاهای مختلف، تنها به گذراندن روزگار اوقات می گذرانند و

زمانی که از آن ها در خصوص داشتن هدف و معنا برای زندگی

سئوال می شود، آنها اظهار بی اطلاعی می نمایند و بسیاری از آنها،

کوچکترین معنا و مفهومی برای زندگی خود قائل نیستند.

معنا داشتن، یعنی دلیل داشتن برای موضوعی، و دلیل داشتن،

مهمترین موضوع در داشتن انگیزه است.

اگر فردی انگیزه نداشته باشد، نمی تواند کاری انجام دهد.

همانگونه که در مثال اردوگاه اجباری مطرح شد، دو برادر که هر دو

در یک وضعیت و فشار جسمانی قرار داشتند، تنها با القاء اینکه یکی

هدف داشت و دیگری بدون هدف مورد هجوم قرار می گرفت، نتایج

متفاوتی نیز دریافتند.

مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در جستجوی معنا و

مفهوم زندگی باشیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت شرایط بوجود آمده که

خود نیز عامل اصلی آن می باشیم، امکان دارد فشارهای متعددی بر

فرد وارد آید، اینکه چگونه باید با این فشارها و ناملایمات مقابله نمود

و چه رفتاری در خصوص آنها داشته باشیم، به داشتن معنا و مفهوم

زندگی مربوط می شود.

چه بسیار افرادی که کوچکترین مشکلی در خانه و کاشانه خود را به

آینده موکول می نمایند و خود نمی دانند، این آینده کی به سراغ آن ها

خواهد آمد، زیرا برای خود مقصد و معنائی تعریف و ترسیم ننموده اند.

و چه بسیار افرادی که از زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم

جدیدی برای خود تعریف نموده و در جهت برآورده نمودن آن معنا و

مفهوم، پیش می روند.

پیشکسوت(بازنشسته) ای که در حال طرف شدن با انواع بیماری است،

اگر برای زندگی خود معنا داشته باشد و به آینده امیدوار باشد، به راحتی

می تواند، بر بیماری پیروز گردد، لکن اگر همین فرد، دیگر امیدی به

زندگی نداشته باشد، مسلم است که بیماری با تمام قوا، وی را از پای در

آورده و زمین گیر خواهد نمود.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) معنا و مفهوم زیبائی

برای زندگی خود داشته باشیم؟

بدانیم که تا زمانی که نفس می کشیم، حق زندگی و حیات داریم

و باید برای لحظه لحظه خود، برنامه، هدف و چشم انداز ترسیم نموده

و بر اساس آن به زندگی خود ادامه دهیم.

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و اهداف جدیدی برای خود ترسیم نمائیم

کافی است که تکه ای کاغذ برداشته و نعمت های خدادادی که داریم

را سپاسگزاری نموده و برای این سپاسگزاری، اقداماتی در جهت

بهبود آنها انجام دهیم.

با خلاقیت، معنای جدیدی برای زندگی خود پیدا نموده و به دنبال آن

اقدامات بعدی را ترسیم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشسته)

جستجو برای دانش در همه چیزهایی است که شما انجام می دهید،

ببینید، و تجربه کنید. آگاهی از حواس شما – لمس، بوییدن، طعم،

دیدن و شنیدن – و استفاده از آنها به صورت آگاهانه، زندگی ذهنی

بیشتری را ایجاد می کند.

به همین دلیل است که حساسیت و جنسیت، که به شدت بر پنج حس

حساس است، اجزای مهم هستند. آگاهی از بدن شما و نفوذ به خودتان

می تواند درس های نفیس را به شما آموزش دهد.

حواس بینائی، لامسه، بویائی، چشائی و شنوائی در اندیشه ما نیست،

و همه به صورت واقعی وجود دارند.

ما بر آنها تکیه می کنیم و خبر بد اینکه خیلی کم از عملکرد آنها با

اطلاع بوده و نحوه کار با این حواس را می دانیم.

بنابر این در این مقاله به استفاده صحیح از حواس پنج گانه در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می پردازیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید.              

حواس پنج گانه چیست؟

حس و حواس پنج گانه در ویکی پدیا بدین شرح آمده است:

حس گنجایش فیزیولوژیک یک موجود زنده برای ادراک است.

حواس برای بقای انسان ضروری اند و ما را قادر میکند تا به وجود

محرک ها پی ببریم و با تنظیم مداوم شرایط بدن در پاسخ به تغییرات

محیطی نظم و هماهنگی بدن حفظ شود

حواس پنجگانه

در انسان، پنج حس وجود دارد:

بینایی:

بینایی حسی است که از طریق چشم درک می‌گردد و در آن چشم انسان

قدرت تفکیک طیف‌های مرئی را همانند یک دستگاه طیف‌بینی دارد.

              

چشایی:

چشایی با زبان مورد ادراک قرار می‌گیرد و سازوکار آن اثر یک

ماده شیمیایی بر بافت‌های سطح زبان است.

بساوایی:

پوست عامل حس بساوایی یا لامسه است که با تغییر دما یا فشار

یا تماس قابل فهم است.

شنوایی:

گوش‌ها از طریق تغییر بسامد امواج صوتی قادر به شناسایی

حس شنوایی هستند.

بویایی:

بویایی که یکی از پیچیده‌ترین مکانیسم‌های ادراک حسی را دارد

از طریق بینی قابل درک است. بینی مانند زبان اثر یک گاز شیمیایی

را می‌فهمد.

چرا باید از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به خوبی استفاده نمود؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که خیلی از عزیزان گنجینه

نیروی انسانی، بسیاری از لذت ها و خوشی ها را از خود محروم

ساخته اند، استفاده از حواس پنج گانه می تواند موجب شادی،

نشاط و سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) گردد.

باید عزیزان گنجینه های نیروی انسانی، در این دوران که به

مراتب از زمان اشتغال، وقت و فرصت بیشتری دارند، می توانند

از هر یک از حواس خود، بهینه تر استفاده نمایند.

به همین منظور باید کاملاً مشخص نمائید که :

چقدر از این حواس استفاده می کنید؟

چگونه از این حواس استفاده می کنید؟

و استفاده از این حواس چه نتایجی برای شما به همراه دارد؟

چطوری باید از حواس شش گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده مطلوب نمود؟

در این جا این سئوالات مطرح می شود که:

چه چیزی می بینید؟

چه چیزی می شنوید؟

چه بوئی حس می کنید؟

چه سطحی را لمس می کنید؟

چه طعمی می چشید؟

چه حسی تجربه می کنید؟

بدین منظور باید به مناظر طبیعی با دقت بیشتری توجه نمایند.

محققین به این نتیجه رسیده اند که قبل از تناول هر خوراکی، در

صورتی که به دقت به آن خوراکی نگاه کنید و چند دقیقه ای وقت

بیشتر برای دیدن آن ها نمائید و نیز بوی مواد غذائی را به خوبی

درک نموده و نیز با مواد غذائی هماهنگی بیشتری انجام دهید،

آن مواد غذائی در موقع جویده شدن و بلعیده شدن، می تواند چندین

برابر زمان های معمولی برای بدن شما مفید واقع گردد.

زیرا که این بار نه تنها با خوردن، بلکه با چشیدن، بویائی، بینائی،

لامسه توانسته اید با آن ماده غذائی ارتباط صحیح و خوبی برقرار

نمائید

و بدن آماده استفاده بهینه از این مواد غذائی برای بالا بردن انرژی

در بدن شما، و در نتیجه بالا بردن شادی، نشاط و سلامتی شما گردد.

بهینه است که به مقاله داستان گوئی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.   

استفاده مطلوب از حواس پنج گانه در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به چه معناست؟

همانگونه که در بند قبلی بیان شد، نحوه استفاده از حواس پنج گانه

می تواند در بالا بردن انرژی بدن، نقش مهمی بازی نماید.

لذا از این به بعد، باید مراقب باشید که آیا چیزی که دارید می بینید،

می شنوید، می بویید، لمس می کنید، می خورید، یا حس می کنید،

حالتان را بد می کند یا خیر؟

آیا چیزی که می بینید، یا می شنوید، یا می بوئید، یا لمس میکنید،

یا می خورید یا حس می کنید، برای شما فایده دارد؟

در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشید که استفاده از هر یک

از حواس باید برای شما، نتیجه سازنده به همراه داشته باشد، در

غیر اینصورت به صورت بهینه از آن استفاده ننموده اید.

امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد،

در اینصورت آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟

چرا پیشکسوت(بازنشسته) آئینه شاغل است؟

پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغل است، این تنها قسمتی از سخنرانی

آقای حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است که در

نخستین نشست مجمع کانون بازنشستگان وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح، ایراد فرمودند.

براستی پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه تمام نمای شاغلین هستند؟

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه می گویند؟

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است، را مطالعه فرمائید.

آئینه چیست؟

در تعریفی که ویکی پدیا از آئینه دارد آمده است:

آینه، وسیله‌ای است که به علت صافی و بازتاب بالایش،

بر رویۀ خود، تصویر اجسام را نشان می‌دهد.

اینکه آئینه تصویر اجسام را نشان میدهد و بدون کم و کاست،

ناشی از صاف بودن و تمیز بودن آن دارد و از این که هیچ چیز

مخفی و ناپیدائی در آن وجود ندارد.

مقاله الهی پیر شی را از دست ندهید.

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) آئینه شاغلین هستند؟

پیشکسوتان(بازنشستگان) از آن جهت آئینه شاغلین لقب گرفته اند

چون فردای شاغلین را پیشکسوتان(بازنشستگان) شکل می دهند

و شاغلین پس از چند صباحی به همین صف می پیوندند.

پس هر چه به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی گردد، به همان نسبت،

شور و اشتیاق شاغلین نیز افزایش می یابد، زیرا که می دانند چنین

امکاناتی نیز برای آنان در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) مهیا می باشد.

و همین به آنان امید می دهد که کسانی هستند که به فکر آسایش آنان

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) هستند و آنها را پس از 30 سال

خدمت، کار و تلاش در محل اشتغال، به حال خود رها نمی کنند.

و اگر به پیشکسوتان(بازنشستگان) رسیدگی خوب و مناسب نشود،

و شاغلین این مسئله را دریابند، به همان نسبت، بر روی شور و اشتیاق

و عملکرد آنان اثر گذاشته و از بهره وری آنان احتمالاً کاسته خواهد شد.

استطاعت مالی در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از مسائلی است

که همواره ذهن این عزیزان را به خود مشغول داشته و آنان را نگران

می نماید.

زیرا در زمانی که گنجینه های نیروی انسانی، حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت می دارند، دقیقاً، دیگر فرزندان هر یک تقریباً مستقل شده و

زندگی جدیدی را آغاز نموده و شاید حتی بچه دار نیز شده باشند و فرد

پیشکسوت(بازنشسته) علاوه بر اینکه منبعد باید وظیفه پدر/مادر را دارد،

وظیفه پدر بزرگ/مادربزرگ را نیز دارا می باشد.

و مشخص است که همگان از بزرگان، انتظارات بیشتری دارند و

درست است که فرزندان خانه را ترک نموده اند، اما هر یک با چند

تا اضافه تر برای میهمانی و مراسمات مختلف مجدداً به خانه برمی گردند

و آن زمان است که بحث مسائل اقتصادی، شدیداً خودنمائی می نماید.

چطوری به پیشکسوتان(بازنشستگان) احترام بگذاریم؟

احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) شامل قانون و قاعده خاصی نیست،

کافی است که کمی به آنان توجه نموده و به مسائل و مشکلات آنان به

دقت تمرکز کرده و در جهت حل آن مسائل و مشکلات قدم بردارید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) افرادی هستند که حداقل 30 سال از بهترین

سالهای عمر خود را در ادارات و سازمانهای مختلف، به سر برده اند

و حال که به گفته بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) – البته با

نظر نگارنده کاملاً این گفته متفاوت است- نیروی بدنی کاهش یافته و

توان و نای گذشته را ندارند و به گوشه ای پناه می برند، شایسته است

که به نحو مقتضی و با احترام با این گنجینه های پر ارزش نیروی انسانی

رفتار گردیده و آنان را مورد تکریم قرار دهند.

تا حد امکان، به وضعیت معیشت آنان توجه لازم مبذول گردد،

در جهت خدمات گردشگری آنان و داشتن اوقاتی جهت بودن با

همکاران سابق خود، البته با یک مشاور که به مسائل مثبت تمرکز

نمایند، اقدامات لازم به عمل آید.

      

در جهت خدمات درمانی افراد، توجه ویژه به عمل آید.

و نسبت به رفع دغدغه این عزیزان در خصوص اشتغال فرزندان،

نیز مساعدت لازم به عمل آید.

یک خاطره:

در یکی از سالها که نیاز به وام داشتم، توسط یکی از عزیزان

که هم اکنون نیز در جرگه گنجینه های نیروی انسانی قرار گرفته،

به یکی از صندوقهای قرض الحسنه جهت گرفتن وام معرفی گردیدم.

پس از تهیه مدارک مورد نیاز، زمانی که به صندوق مربوطه مراجعه

نمودم، با افراد و کارمندانی مواجه شدم که همه میان سال بوده و برای

کلیه کسانی که به هر علت نیازمند مبلغی برای گذران زندگی شده بودند،

علیرغم اینکه متأسفانه در اکثر بانکها، با این افراد بصورت غیر برخورد

می نمایند، آنها با احترام و نهایت شایستگی برخورد می نمودند.

و تمام افکار آنها این بود که این افراد، تنها نیازمند مبلغی پول جهت

برطرف نمودن مسائل زندگی خود هستند اما ارزش و احترام انسانی

آنان، قابل تقدیر و ستایش است. به همین دلیل از زمان ورود به این

صندوق این حس ادب و احترام از طرف کلیه کارکنان و مسئولین

صندوق به خوبی گویا و نمایان بود.

در همین جا، به این فکر افتادم که اگر کلیه خدمتگزاران صندوق های

بازنشستگی و کانون های بازنشستگی، با این عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بسان همان کارکنان صندوق فوق الذکر برخورد نمایند،

چقدر دنیا قشنگ تر و زیباتر می شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ثبت لحظات در دوران اشتغال و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی)

ثبت لحظات در دوران اشتغال و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی)

ثبت لحظات در دوران اشتغال و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند برای عزیزان گنجینه نیروی انسانی،

فواید زیادی داشته باشد.

ثبت لحظات بوسیله عکس گرفتن و فیلم گرفتن از لحظات شاد

و با نشاط، می توان لذت آن لحظات را چندین برابر نمود و آن

لحظات خوب را برای همیشه ماندگار ساخت.

با گرفتن عکس و فیلم از لحظات خوب و مفرح، می توان آن لحظات

و مکانها و حس های خودتان در آن زمان را برای همیشه ماندگار ساخت.

یادم نمی رود که بوسیله همین فیلم ها و عکس ها بود که زمانی که

در بین اقوام اختلاف می افتاد، آنها را به منزل خود دعوت و در یک

فرصت مناسب، از فیلم ها و عکس های ماندگار لحظات شاد،

استفاده مناسب را برده و آنها را به نمایش می گذاشتم.

خوب نتیجه را شما به خوبی می توانید حدس بزنید، بعد از دیدن

فیلم و عکس ها، اکثر این اختلاف ها، یا به طور کل از بین می رفت،

و یا به طرز عجیبی کاهش می یافت.

بخاطر همین قصد داریم در این مقاله به این موضوع بپردازیم و

مزایای این روش را در بهبود وضعیت روحی گنجینه های نیروی

انسانی برآورد نمائیم.

پیشنهاد می شود، مقاله پرتگاه های زندگی خود را به سکوی پرش

تبدیل نمائید. را نیز مطالعه نمائید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) و قبل از آن نیز،

لحظات را ثبت و ضبط نمود؟

وضعیت روحی و روانی در زندگی یکسان نمی باشد و بعضی مواقع،

فرد از برخی از اتفاقات و رخدادها، دچار ضربه شده و از انرژی

روحی کاسته می شود، و اگر نتوانیم این انرژی را به سطح قابل قبول

قبلی برگردانیم، و این کاهش انرژی چند وقتی ادامه داشته باشد،

متأسفانه به افسردگی مبدل می گردد.

حال اگر از قبل برای این موضوع برنامه ریزی لازم شده باشد و

یا بطور اتفاقی همانگونه که برای نگارنده انجام شد، این برنامه ریزی

شده باشد و به صورت ناخودآگاه از لحظات شاد و بیاد ماندنی عکس

و فیلم گرفته شده باشد، می توان به آسودگی در این زمان، از این

فرصت ها استفاده مناسب را ببریم و انرژی رفته و کاهش یافته خود

را مجددا به میزان قبلی و حتی فراتر از آن برگردانیم.

چه لحظاتی را باید ثبت و ضبط نمائیم؟

بارها و بارها مشاهده شده است که افراد از لحظات تشیع جنازه،

 خاک سپاری، ختم افراد و … فیلم و عکس تهیه می نمایند و

همیشه این سئوال برای من بوده است که چرا، ما می خواهیم

این لحظات ثبت و ضبط گردد؟

لحظاتی که ما را به یاد آن مرحوم/مرحومه می اندازد و خاطرات

عذاب کشیدن های آن زمان برای ما تازه می گردد و همانگونه

که عرض شد، بدن متوجه نمی شود که این واقعیت دارد یا خیر،

چون آن حس در درون ما، بوجود آمده است، تمام هورمون ها

و آلام و دردهای آن زمان بر ما غلبه خواهد نمود.

پس بیائیم از ثبت و ضبط لحظاتی که برای ما غیر از غم و اندوه

چیزی به همراه ندارد، خودداری نمائیم.

و مشخص است که لحظات شاد، و لحظاتی که در آن زمان و مکان،

شما احساس خوبی داشته باشید، قابل ثبت و ضبط می باشد و اگر

در زمانها شما بتوانید آنها را ماندگار نمائید، می توانید همان حس را

در زمان های مختلف و مکان های مختلف نیز مجدداً داشته باشید.

و بدن متوجه تغییر زمان و مکان نمی باشد و اگر شما همان حسن

را به دست آورید، دقیقاٌ بدن به همان موقعیت و همان وضعیت قبل

که همان حس را داشتید، بازگشته و بسیاری از مسائل و بیماریها

بصورت اتوماتیک حل می شود.

پیشنهاد می شود مقاله زندگی جویبار خاطره هاست را نیز

مطالعه فرمائید.

چگونه از عکس و فیلم های گرفته شده، جهت بالا بردن روحیه

استفاده لازم را ببریم؟

 

ابتدا باید به این نتیجه برسید که همه لحظات شاد و با نشاط تان

را ثبت و ضبط نمائید و در حال حاضر نیز با وجود تلفن های

موبایل این امر به راحتی امکان پذیر شده است، زیرا که اکثر

این گوشی ها، مجهز به دوربین های خوب و عالی هستند و به

راحتی می توان لحظات را ماندگار نمود.

تنها می ماند ذوق و خواست شما، که بتوانید و بخواهید که لحظات

خوب و به یاد ماندنی را ماندگار تر نمائید.

پس از گرفتن عکس و فیلم از لحظات خوش و زیبا، آنها را در

جائی قرار داده و یا اگر بصورت دیجیتالی باشد در داخل هاردی

ذخیره می نمائیم و هر زمان که احساس کردیم که انرژی ما کاهش

یافته و یا در معرض کاهش قرار گرفته است، بلافاصله و بدون فوت

وقت به سراغ این فیلم ها و عکس ها میرویم.

توجه داشته باشید که در زمان های دیگر هم می توان به سراغ

این یادگارهای لحظات خوب رفت، و بصورت واکسن از این

وسائل استفاده نمائید و خود را واکسینه نمائید.

مخصوصاً این عکس ها و فیلم ها، در دوران متأهلی، که فرد با

موانع و مشکلات عدیده ای دست به گریبان می شود و با همسر

خود، بنای ناسازگاری می گذارد، بهتر زمان است برای مرور

کردن لحظات خوب و شاد، با دیدن و مشاهده مجدد آن

عکس ها و فیلم ها.

و همیشه این جملات را به عروس ها و دامادها، و نیز پیشکسوتان

(بازنشستگان) یادآور می گردم که مبالغی که برای ثبت لحظات

خوب و به یاد ماندنی، پرداخت می گردد، هزینه نیست،

بلکه سرمایه گذاری است برای مستحکم کردن پیوندهای زناشوئی

و نیز نگاه داشتن انرژی در زمان های مورد نیاز.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، از دید عزیزان

گنجینه های نیروی انسانی، به صورت های مختلفی تعبیر و

تفسیر و معنی پیدا می کند.

یادم می آید در زمان نوجوانی، و در بین صحبت های بین خانواده،

یکی از اقوام وقتی صحبت از لباس های عروس می نمود، از لباس

عروس اسلامی نام برد، من همان موقع خنده ام گرفت، و گفتم مگر

لباس عروس اسلامی نیز داریم، زیرا با آموزه های غلط آن روز،

عروس را در روز عروسی مظهر فساد می دانستم و اصلاً باورم

نمی شد که سنت ازدواج، یکی از دستورات اکید اسلام است.

حال چه ارتباطی بین لباس عروس و تفریح پیشکسوتان(بازنشستگان)

وجود دارد؟

اگر کمی تأمل بفرمائید، مطمئناً اعلام خواهد شد.

در افکار و صحبت هائی که در سطح جامعه در خصوص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) مطرح می شود، اکثراً این قشر زحمت کش را

در این دوران، افرادی می شناسند که همیشه درگیر مسائل اولیه زندگی

خود هستند و مشکلات اقتصادی، یکی از مهمترین و اصلی ترین

مسائل این گنجینه های نیروی انسانی است، و به هیچ وجه حقی غیر

از دویدن و جستجوی منابع مالی برای گذران زندگی برای این

عالی مقامان متصور نیستند.

لکن اگر در سطح جامعه به خوبی بنگریم، درست است که درآمد

افراد در این دوران، گاهاً به نصف تا یک سوم تقلیل می یابد،

اما بسیارند افرادی که در همین دوران نیز، علیرغم درگیری با

مسائلی متفرقه و مسائل اقتصادی، از تفریحات (این لازمه اصلی

زندگی) نیز چشم نپوشیده و این مورد را نیز جزء ملزومات اصلی

زندگی خود قرار داده و فرصت و هزینه ای را نیز جهت این امر،

تخصیص می دهند.

پیشنهاد می شود مقاله روابط اجتماعی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

افکار عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نسبت به تفریح چگونه است؟

پیشکسوتی(بازنشستگی) در تمام كشورهای جهان وجود دارد.

بدترین نوع تعبیرهای رایج از پیشکسوتی(بازنشستگی) كه خطر

روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند:

دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را

فقط كاركردن می دانند، پیشکسوتی(بازنشستگی) را هم كابوس

می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و

پیشکسوتی(بازنشستگی) را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن

معنا می كنند.

آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط

اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت

جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از

پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

فرد پیشکسوت(بازنشسته) باید برای خود برنامه ریزی لازم را

داشته باشد که اوقات بیکاری هم سرگرم شود و هم لذت ببرد و

تفریحاتی برای خود داشته باشد.

در اغلب موارد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خانه نشینی های

مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی

تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.

تفریح چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا شده است،

 تفریح به به اعمالی گفته می‌شود که توسط افراد در زمان فراغت

انجام می‌گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می‌شود.

تفریح حالتی است که فرد می تواند انرژی رفته خود را بازگرداند و

مجدداً شادی و نشاط را به زندگی خود سرازیر نماید.

بد نیست که به مقاله بزن پس کله سختی ها و کنارشان بزن

نیز نگاهی بیندازید.

چرا تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد پس از 30 سال کار و

تلاش مداوم، به درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر شده است و

فرد نیاز به تفریح و شادی بیشتر در این دوران دارد.

با اقداماتی که در سیستم اداری کشور به عمل آمده است، فرد پس

از 30 سال کار و تلاش، هم اکنون که باید به دنبال تفریح خود برود،

بدلیل کم شدن درآمد ماهانه خود و بالا رفتن مخارج خانواده به علت

رشد فرزندان و مستقل شدن آنها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مجبور

به فعالیت برای کسب درآمد بیشتر جهت امرار معاش خانواده خود

می باشند.

و گاهی اوقات، حتی نام بردن از اسم تفریح آنها را برآشفته و

ناراحت می نمایند، زیرا که تفریحی که حق آنها در این دوران

می باشد، بخاطر عدم وجود وقت لازم، از آنها گرفته شده است.

اما شاید تعریف ما از تفریح اشتباه باشد؟

آیا تفریح تنها پارک رفتن، مسافرت رفتن، ماهیگیری کردن،

دوچرخه سواری و … می باشد.

پیشنهاد بعدی این است که به مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم

را نیز مطالعه فرمائید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تفریح نمود

و شاد بود؟

تفریحات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را می توان به

بخش های مختلفی تقسیم بندی نمود، از آن جمله می توان به :

  • آرزوهای انجام نشده: یکسری از آرزوها بوده است که از زمان
    اشتغال می خواستیم آن آرزوها را به ثمر برسانیم، لکن به دلیل
    نبود زمان امکان پذیر نبود، لکن الان می توان به آن آرزوها
    دست یافت.
  • بردن نوه ها به پارک: این یکی از بهترین و مهمترین تفریحات
    است که میتواند هم برای نوه ها و هم برای عزیزان پیشکسوت
    (بازنشسته) مفید و مؤثر باشد.
  • مسافرت: یکی دیگر از تفریحات، مسافرت های زیارتی، سیاحتی
    می باشد، در صورتی که از لحاظ مسائل اقتصادی مشکل داشته
    باشید، با تمهیداتی که صندوق بازنشستگی کل کشور، در نظر گرفته
    است، میتوان مسافرت خوب و ارزانی را انتخاب و آن را به سرانجام
    رسانید.
  • ورزش: ورزش خود نوعی تفریح به حساب می آید، و علاوه بر
    اینکه سلامتی فرد را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تأمین
    می نماید، باعث شادی، نشاط گنجینه های نیروی انسانی نیز
    می گردد. 

                   

شاید موارد بالا غیر از بند آخر، نیاز به هزینه برای انجام آن داشته
باشد، لکن تفریحات دیگری نیز هستند که می تواند بدون هزینه انجام
شود و تأثیرات آنها نیز کمتر از موارد ذکر شده در بالا نمی باشد،
از قبیل:

  • لبخند زدن
  • کار و تلاش: به قول آقای کیم وو چونگ، گفته که من تعجب
    میکنم که افراد چرا وقت خود را در ورزش، تلف می نمایند،
    در صورتی که کار و تلاش، هم ورزش و هم تفریح به حساب
    می آید.
  • بودن با خانواده: در صورت وجود خانواده، بودن با خانواده،
    می تواند یکی از بهترین تفریحات ممکن در زندگی به شمار آید،
    که نه نیاز به هزینه و نه نیاز به وقت آن چنانی دارد.
  • روابط اجتماعی با اطرافیان و دوستان

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی نیز انجام شد.

امروز هم مثل سنوات، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با هماهنگی

قبلی جلوی مجلس شورای اسلامی تجمع نموده و درخواست احقاق

حقوق خود را نمودند.

اینکه تا چه حد این عمل صحیح است، خیلی به این مقاله و نگارنده

مربوط نمی شود، لکن آن چیزی که مرا مجبور به نوشتن این مقاله

نمود، این بود که چرا ما عملکرد دیگران در مورد خودمان را به دقت

می نگریم، اما عملکرد خودمان در مورد خود را نادیده می انگاریم و

هیچ موقع تقاضای برگزاری تجمع و راهپیمائی بر علیه ندیدن خود

را ننموده ایم.

در این مقاله می خواهیم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با خود را مطالعه فرمائید.

خود را ندیدن به چه معناست؟

خود را ندیدن یعنی اینکه دولت، صندوق، کانون، افراد، دیگران و …

همه را ببینید، اما عملکرد خودمان در خصوص خودمان را نایده بگیرم

و اینکه چطوری از خودمان دفاع کنیم و چطوری ارتباط درستی با

خودمان برقرار کنیم؟

زمانی که با انگشت دیگران را خطاب قرار می دهیم و آنها را عامل

تمام رفتارهای انجام شده با ما قلمداد می کنیم، غافل از این هستیم که

با سه انگشت دیگر، خودمان را هدف قرار میدهیم.

زیرا که اگر دیگران حداقل یک برابر در خصوص وضعیت معیشتی،

سلامتی و … ما مقصر هستند، سه برابر خودمان در خصوص موارد

فوق مسئول هستیم و می بایست در این باره تصمیمات اساسی و کاربردی

گرفته و به اجرا درآوریم.

چرا دیدن خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

تا زمانی که قبول نکنیم که مسئول اتفاقات فعلی ما خودمان هستیم،

هیچ تغییری در وضعیت معیشتی، سلامتی، بیمه و درآمد ایجاد

نخواهد شد.

پس در درجه اول باید خودمان را بشناسیم و خود را ببینیم.

اگر بتوانیم خود را درست ببینیم و مهارت، تخصص، توانائی و عملکرد

خودمان را باور داشته و همچنان بدانیم تا خودمان قدم برنداریم، هیچ فرد

یا گروهی، نیز نمی توانند برای وضعیت زندگی ما کاری انجام دهند.

(هر چند که عزیزان برنامه هائی جهت تغییر وضعیت زندگی گنجینه های

نیروی انسانی دارند)

اگر بدانیم که کلیه اعضاء و جوارح ما برای یک سن سه رقمی ساخته

شده است و اگر هم در حال حاضر مشکل و مسئله ای در خصوص

سلامتی وجود دارد، ما می توانیم بوسیله تغذیه صحیح و انجام حرکات

ورزشی مناسب، مجدداً سلامتی و شادابی و نشاط خود را باز یابیم.

مقاله قدر داشته ها را بدانیم را از دست ندهید.

چطوری می توان خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دید؟

ابتدا باید باور کنیم خودمان مسئول زندگی خود هستیم و این خود ما هستیم

که باید تغییرات اساسی و جدی در زندگی خود ایجاد نمائیم.

پس از اینکه باور کردیم که مسئول زندگی خودمان هستیم، آنگاه با

توکل بر خدا و تهیه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت، نسبت به اجرای

آن اقدام نمائیم.

ما بسیاری از مهارت هایمان را با آموختن ارتباط مؤثر می توانیم به

خوبی به دیگران و نسل بعدی، انتقال دهیم، به صورتی که آنها با طیب

خاطر به سخنان گنجینه های نیروی انسانی گوش فرا دهند و با دریافت

این مهارت ها بتوانند دنیا را برای خودشان و دیگران زیباتر نمایند.

و نیز می توان با ثبت تخصص ها و مهارت های دریافتی، بصورت

نوشته، فیلم و صوت آنها را جاودان نمود و به دیگران نیز انتقال داد.

اقدامک:

هم اکنون با قبول مسئولیت زندگی خود، تصمیم جدی برای تغییر آن گرفته

و در جهت اجرای آن قدمهای اساسی و پایدار بردارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

از قدیم گفته اند، فرد را اگر می خواهی بشناسی، با او به سفر برو.

و هر فرد را در مسافرت می توانی بشناسی، اما در خصوص

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این عزیزان را می توانید در

مواجه با سختی ها بشناسید، و عملکرد آنان را دریابید.

گنجینه های نیروی انسانی، کسانی هستند که در مواجه با

سختی ها، با اتکاء به تجربیات و سوابق ارزنده خود، همچون

ناخدای کارکشته کشتی که می تواند کشتی را در طوفان های

سهمگین از دریا و اقیانوس عبور داده و به سلامت به ساحل

برساند، می تواند بحران ها را مدیریت نموده و به خوبی آن را

هدایت کرده و همگان را به سلامت از این وضعیت خلاص نماید.

پیشنهاد می شود، مقاله بزن پس کله سختی ها 

را نیز مطالعه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) چه زمان هائی خود را نمایان می نمایند.

شاید بر اساس عرف جاری، پیشکسوتان(بازنشستگان) در

عملکرد به نظر کمی کندتر عمل نمایند، لکن تحقیقات نشان

داده است که گنجینه های نیروی انسانی، خیلی دقیق تر و بهتر

کارها را به انجام می رسانند، شاید کمی آهسته تر، اما بهینه تر

انجام می شود.

پس باید به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعتماد کامل داشت

و بدانیم که تجربیات و مهارت های این گرانمایگان، می تواند

تضمین کننده طی شدن مسیر بصورت بهینه می باشد.

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید شناخت؟

تا زمانی که نتوانیم تجربیات و مهارت و تخصص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را به درستی دریابیم، نمی توانیم از

این عزیزان توقع داشته باشیم که آنها بتوانند در مواقع

مورد نیاز، مسائل و مشکلات ما را با درایت حل و فصل نمایند.

چگونه می توان پیشکسوتان(بازنشستگان) را در دوران های

سخت، شناخت؟

با صحبت با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) و یا خواندن مقالات

و یا احتمالاً کتابهای منتشره توسط آنان می توان به گنج های

درون این گنجینه های نیروی انسانی دست یافت.

البته تعدادی از این عزیزان، شاید هیچ یک از موارد بالا را

نداشته باشند، اما این هنر ماست که بتوانیم با همراهی با

گنجینه های نیروی انسانی، پی به تجربه و مهارت این عزیزان ببریم.

و در زمانی که از وجود چنین گوهرهائی با اطلاع شدیم،

باید با کمال احترام، در زمان های مورد نیاز از وجود

گهربارشان استفاده نمائیم. و بدانیم که وجود این عزیزان نه

تنها در سختی ها و مشکلات برای ما لازم و ضروری می باشد،

بلکه در تمام موارد، ما می بایست، از این گرانمایگان، تکریم

لازم را به عمل آوریم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(110 ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

مطالعه فرمائید.

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

اگر شخصی در 20 سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن 50 سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن 60 سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از 60 سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( 60-75) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (75 سال به بالا)

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن 100 سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود 75 سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا 200 سال، در سال

1400 دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

100 سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.