الماس ابدی است.

الماس ابدی است.

الماس استعاره عشق، استقامت و مقاومت است.

چند روز پیش با یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مشغول

صحبت بودم و ایشان با وجودی که سن 67 را تجربه می نمود،

از آماده شدن برای رفتن از دنیا و به پایان رسیدن عمرش می گفت

و از اینکه دیگر نه امیدی به زندگی دارد و نه زمان، فرصت این کار

را به او میدهد.

اینکه تا چه سنی در این دنیا باشیم یا نباشیم، شاید به موارد متعددی

مربوط می شود، که سن در بین آن موارد، از ارزش بسیار پائینی

برخوردار است. زیرا سن نیست که زمان رفتن یا ماندن را در این

دنیا مشخص می نماید.

و بحث دیگر اینکه چرا در این سن امیدی به زندگی برای ایشان وجود

ندارد، آن بحث دیگری است؟

ما در این مقاله می خواهیم این مورد را بحث و بررسی نمائیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است

را نیز مطالعه نمائید.

الماس چیست؟

الماس کانی کمیاب و طبیعی است که از کربن تشکیل شده است.

به لحاظ شیمیایی اتم های آن با پیوند کووالانسی که قویترین پیوند

اتمی است به هم متصل شده است.

این ساختار پیوندهای یکنواخت و متراکم و ساده باعث تشکیل

سخت ترین و بادوام ترین موادی شده که تا کنون شناخته ایم.

این تعریفی است که از الماس شده است و به آن به چشم سخت ترین

و بادوام ترین مواد نگاه می شود.

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) الماس می گوئیم؟

از زمانی که شروع به تحقیق و تفحص در این موضوع نمودم، و با شناختی

که از این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پیدا نمودم، به این باور هستم که

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز به مانند الماس، سخت و بادوام هستند،

اما تنها و تنها یک شرط برای آن وجود دارد و آن باور خود گنجینه های

نیروی انسانی است که باید به این باور من اعتقاد داشته باشند.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای را مشاهده نموده که

همچنان کوه استوار و پابرجا و چنان تکیه گاه خود و اطرافیان خود هستند

که امیدوارم صدها سال، به زندگی پربار خویش ادامه دهند.

در مقاله سن تنها یک عدد است، اعلام داشته ام که سن نمی تواند

ملاک و معیار خوبی برای سالهای عمر باشد، تنها نشان دهنده یک

عدد است که می تواند بی ارزش باشد.

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با استفاده از تجربه، تخصص و مهارت

خود، توانائی بازنمودن گره های کوری از زندگی خود و اطرافیان خود

دارند که هیچکس حاضر نیست آنها را بگشاید.

پس بنابر این، به این نتیجه می رسیم که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

الماس هائی هستند که  سخت و با دوام می باشند، و باید به

این باور برسند که می توانند تا لحظه آخر عمر خود، که زمان آن مشخص

نمی باشد، به فعالیت های فکری، جسمی و حرکتی خود ادامه دهند.

              

مانند آن پیشکسوت(بازنشسته) ژاپنی که تا سن 83 سالگی، از اینکه پای

خود را به آب بزند، وحشت داشته و در 90 سالگی شروع به آموزش شنا

می نماید و در 100 سالگی مدال طلای المپیک را از آن خود می نماید.

چطوری می توان مثل الماس، ابدی شد؟

تمام راه ها، برای رسیدن به موفقیت و رسیدن به ارزشهای والای انسانی،

تنها با یک باور شروع شده و با یک تغییر بسیار ساده و کوچک ادامه می یابد.

کافی است که از خواص الماس با اطلاع گردیم از جمله:

تقویت انرژی های درونی:

این خاصیت به خوبی در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که به توانائی

و تجربه و مهارت خود اطمینان دارند، کاملاً مشاهده می گردد. و به

راحتی انرژی های درونی خود را بصورت مداوم افزایش داده و افزایش

این انرژی باعث انتقال آن به اطرافیان نیز می گردد.

از بین بردن تردید، دودلی و بی ثباتی:

این خاصیت از آن خاصیت هائی است که متأسفانه در عرف،

به اشتباه، و بر خلاف این خاصیت به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

اطلاق می شود.

گنجینه های نیروی انسانی، با اتکا به معلومات و تجربیات گرانبهای

خود، در مورد حل مسائل، دیگر تردید و دودلی ندارند و به خوبی

می توانند بسیاری از مسائل را با دیده بصیرت و دانائی بنگرند و در

جهت بهترین راه کار ممکن، ارائه طریق نمایند.

تحرک و شادابی و افزایش عزت نفس

بسیاری از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی هستند که به گفته های

غلط جامعه که در خصوص عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) وجود دارد،

کوچکترین اعتنائی نداشته و همواره به تحرک و شادابی خود ادامه

می دهند، مصداق این عزیزان را می توانید در مسابقات ورزشی که

توسط خدمتگزاران صندوقهای بازنشستگی کشور و یا صندوق های

بازنشستگی ادارات و سازمان ها برگزار می گردد، مشاهده نمائید.

– گذاشتن الماس بر روی مرکز بدن و چاکراها باعث رفع مشکلات

و ناراحتی دستگاه گوارش و مسمومیت ها و تقویت معده و روده و

از بین بردن بیماری میشود.

دقیقاً این خاصیت الماس در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مستتر است

و عزیزان گنجینه نیروی انسانی با بودن در جمع ها، بصورت منابع انرژی

مثبت در خانواده ها(با توجه به دستورات اکید اسلام) و نیز با یافتن و

ارائه بهترین راه کارها، به رفع مشکلات و ناراحتی ها کمک شایانی نمایند .

و در خصوص بیماری ها نیز با وجودی که هر یک، حداقل تعداد فرزندانی

را تربیت و به جامعه تحویل داده اند، تجربه مبارزه با بیماری ها را به خوبی

داشته و در زمانی که جوانترها با کوچکترین بیماری، روحیه خود را می بازند،

با ارائه نسخه های گیاهی و درمان های سنتی می توانند در جهت درمان نیز

مفید واقع گردند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در مواجه با ما، همیشه وجود داشته و وجود خواهد

داشت، لکن آن چیزی که بسیار مهم و حیاتی است، نحوه برخورد ما

با این اعمال چه در گذشته که اتفاق افتاده و چه در حال، که تنها

خاطرات آن به جای مانده است، می تواند یکی از شاخص های اصلی

آرامش ما را رقم بزند.

چندی پیش در حال گذر از محلی، به یکی از همکاران سابق مواجه شدم 

که پیشکسوت(بازنشسته) شده بودند و ایشان در گفتگوهای خود،

از عملکرد افرادی نام می برد که در 20 سال گذشته رفتارهائی را

با این عزیز داشته، و ایشان از آن رفتارها با ناراحتی، یاد می کرد.

در زمان یادآوری خاطرات گذشته توسط این همکار پیشکسوت(بازنشسته)

اوج غم و ناراحتی را در چهره این گنجینه نیروی انسانی درک نمودم و

در زمانی که از اوضاع وی جویا شدم، متوجه شدم که ایشان در حال

مبارزه با بیماری سرطان نیز می باشد.

آیا واقعاً ما باید خاطرات بد، و اعمال بد افراد در گذشته را باید همیشه

به همراهمان داشته باشیم؟

فکر کردن به این اعمال بد، چه آینده ای در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) برای ما رقم می زند؟

به چه طریق می توانیم از افکار را از سرخود بیرون نمائیم؟

در این مقاله بر آنیم که به این سئوالات و سئوالات دیگر که در

خصوص گنجینه های نیروی انسانی مطرح است، پاسخ داده و

آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله یاد آوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

اعمال بد دیگران چیست؟

اعمال بد به کلیه اعمال و رفتارهای دیگران که در گذشته بر ما وارد

شده است، که یا به واقع بد بوده و یا اینکه در نظر ما بد جلوه نموده

است و به هر صورت موجبات رنج و ناراحتی ما را فراهم نموده باشد.

اعمال بد، می تواند رفتار باشد، یا گفتار یا عملکردی که به صورت

مستقیم یا غیر مستقیم، اجازه دادیم، که افکار و احساسات ما را مورد

آسیب قرار دهد.

همانگونه که در تعریف بالا به آن اشاره نمودیم، اعمال هر فردی،

در صورتی می تواند بر ما آسیب برساند که ما این اجازه را به آنان

بدهیم که بتوانند بر ما اثر داشته باشند، ولی در صورتی که ما این اجازه

را به آنان ندهیم، اعمال و رفتار و کردار هر فرد، تنها می تواند بر

همان فرد تأثیر بگذارد.

مقاله الماس ابدی است را نیز مطالعه فرمائید.

چرا ندیدن اعمال بد دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در کلاسی یکی از اساتید گرامی برای اینکه این مطلب برای دانشجویان

کاملاً شفاف گردد، از دانشجویان خواست که یک کیف که همراه دارند

را با دست بالا آورده و در همان حالت به ادامه درس گوش فرا دهند،

در ابتدا خیلی خوب بود، و همگان توانستند که همراه با کیف در دست،

به درس گوش دهند.

لکن بعد از گذشت بیش از چند دقیقه، یکی یکی از دانشجویان،

با اعلام اینکه فشار کیف در دست موجب ناراحتی و سلب آسایش

گردیده است و نمی توانند در همان حالت به درس گوش فرا دهند،

کیف های خود را پائین گذاشتند.

کیف هائی پائین گذاشته شد، که شاید در نگاه اول، سنگینی خاصی

نداشتند و فرد با طیب خاطر آن کیف را بالا برد و در دستان خود

نگه داشت و فکر می کرد که شاید بتواند ساعتها آن را بالای نگه دارد،

لکن بعد از تنها چند دقیقه ای، فشار کیف آنچنان شد که همگان مجبور

به پائین آوردن آن شدند.

قانون 90/10 استفان کاوی:    

    

خاطرات و اعمال بد دیگران در حق ما، هر چه بوده در زمان گذشته

بوده، و شاید شما فکر کنید که اثرات آن تا کنون نیز گریبانگیر شما

است، لکن اگر درست بنگرید، اتفاقات که رخ می دهد، تنها 10%

از وضعیت ما را می تواند تحت الشعاع خود قرار دهد البته اگر ما

این اجازه را به آن اتفاق بدهیم، و 90% بقیه، مربوط به طرز رفتار

و عملکرد ما با همان 10% می شود.

پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اتفاقات و عملکرد ها، تنها

10% شرایط فعلی ما را شامل گردیده و وضعیت فعلی ما،

مربوط به تصمیمات و عملکرد ما بر می گردد.

عملکردی که در گذشته اتفاق افتاده است، بهتر است که در همان

گذشته باقی باشد، و تنها تجربیات آن را به زمان حال بیاوریم تا

بتوانیم از آن تجربیات استفاده مناسب را ببریم.

اگر ما خاطرات و عملکردهای بد دیگران در رابطه با خودمان

را به مانند کیف همیشه همراهمان داشته باشیم، مانند آن کیف ها

می شود که پس از مدت زمانی فشاری که بر بدن می آید، بدن را

شکننده می سازد و باید آماده ورود بیماری های مختلف(همانگونه

که متأسفانه آن همکار سابق ما نیز دچار آن شده بود) باشیم.

چطوری می توان با اعمال افراد بد و منفی گذشته در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برخورد مناسب نمود؟

بهترین و مناسب ترین عملکرد می تواند فراموشی آن اعمال و رفتار

باشد. و پس از آن تغییر رفتارهای خود ما که از این به بعد، به افراد

دیگر اجازه انجام اعمال بد در خصوص ما را ندهیم.

و سپس سعی در عوض نمودن آن خاطره و رفتار بد در ذهن خود

با یک خاطره و رفتار خوب (اگر از آن فرد سراغ داشته باشید که

خیلی بهینه تر است) را جایگزین کنید.

اشتباه اگر یکبار اتفاق بیافتد، اسم آن اشتباه است، لکن اگر برای بار

دوم اتفاق بیفتد، دیگر اشتباه نیست، بلکه انتخاب است.

کلام آخر اینکه، شما باید دیگران را به خاطر رفتارهای بد آنان در

گذشته ببخشید، نه به این خاطر که آنها مستحق گذشت هستند،

بلکه به آن دلیل که شما مستحق آرامش هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مثل همیشه ساعت 5 صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)   

  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود 75 در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

ارتباط چیست؟ 

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

آرامش چیست؟

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟

تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.     
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های كودكانه بپوشید. چنین كاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.   
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و كار خود را مهم می داند
    و با خشنودی كه از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.                
  •                                        
  • هنگامی كه بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موكول كنید و از آرامشی كه می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.    
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.                 
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است كه آرامش فرا می رسد.    
  •  
  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.             
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.   
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را كمتر كنید.                   
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.   
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.            
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.  
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به كاری دیگر بپردازید. جایی بایستید كه
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید كه تاكنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یكی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از 30 سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

احترام به خود به چه معناست؟

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

در ذیل 8 روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

8 راه برای رسیدن به احترام به خود

      

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.                                   
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.                                 
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.

  1.                                            
  2.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.                                  
  3. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.

  1.                                                                          
  2. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

                     

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

1.به دیگران توجه کنید.


2. سریعاً به دیگران ببخشید.

3. برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


4. اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


5. دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

6.تصمیمات خوب بگیرید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

روزه کلامی، همانند روزه ماه مبارک رمضان است، همانگونه که

روزه در این ماه مبارک، بر ما واجب شده است و ما باید از اول

صبح تا اذان مغرب، از انجام اعمالی، از قبیل خوردن و آشامیدن

و کارهائی که روزه را باطل می نماید، خودداری نمائیم. ما نیز

باید از گفتن بعضی از کلمات، خودداری نمائیم.

داشتن روزه در ماه مبارک رمضان، بر اساس گفته هائی که در

جامعه رواج دارد، که بدانیم که فقرا چه می کشند و کمی از درد

آنها را بکشیم، به نظر نگارنده کمی خارج از ذهن است، زیرا که

آنها مثل ما سحرها، به اندازه چند وعده نمی خورند و زمان افطار

نیز چند وعده را به عنوان اینکه از صبح هیچ نخورده ایم، با هم

یکجا تناول نمی نمایند.

پس فلسفه آن چیست؟ شاید خیلی از مسائل فلسفه گرفتن روزه باشد،

اما از نظر نگارنده، یکی از بزرگترین مقصودهای این روزه،

بالابردن اعتماد به نفس و عزت نفس ماست. زیرا که در زمانی

که چیزی در دسترس ما باشد و از خوردن و آشامیدن و انجام

مسائل مبطل کننده روزه، خودداری نمائیم، کم کم، یاد می گیریم

که جلوی نفس سرکش خود را گرفته و فرمان بدن را به

عقل بسپریم.

چند روز پیش، فایل سخنرانی از یکی از استاتید به نام کشور

به نام استاد فرهنگ به دستم رسید که در آن، به مبحث روزه

کلامی اشاره داشتند و آن موقع به این فکر افتادم که اگر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) روزه کلامی بگیرند، تا چه

اندازه می تواند در سلامتی، شادی و نشاط آنها مثمر ثمر

باشد.

لذا در این مقاله با اجازه از استاد فرهنگ بزرگوار، قصد دارم

روزه کلامی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مورد

بررسی قرار دهم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با خود را نیز مطالعه فرمائید.     

روزه کلامی چیست؟

يکي از عبادات مهم اسلامي، بلکه کليه اديان الهي روزه است

روزه آن است که انسان براي انجام فرمان خداوند عالم از اذان

صبح تا مغرب از چيزهائي که روزه را باطل مي‌کند

خودداري نمايد.

روزه کلامی آن است که انسان برای بالابردن اعتماد به نفس و

نیز رسیدن به سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از بکاربردن کلمات منفی مخصوصاً نمی توانم،

نمی شود، نمی گذارند، در گفتگوهای روزانه خود حذر نمائیم.

 پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با خدا را نیز مطالعه فرمائید.                           

چرا روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت خاصی برخوردار است؟

      

در زمانی که شما یکی از کلمات منفی که در بالا ذکر شد را به

کار ببرید، اتوماتیک، مغز به اعصاب و اعضاء دستور می دهد

که این بدن نمی تواند، یا نمی گذارند، یا نمی شود که کاری انجام

گردد و مشخص است که با گرفتن چنین دستوری دیگر هیچ

تغییری در زندگی رخ نخواهد داد.

تغییراتی که ما به دنبال آن هستیم از قبیل سلامتی، شادی، نشاط،

درآمد و ….

حال اگر تغییراتی انجام نگردد، ما بر خلاف آن، به سمت

سرازیری هدایت شده و از آن زمان به بعد، دیگر باید منتظر

رسیدن زمان رفتن باشیم.

اما به راستی ما نباید تغییری در زندگی مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) داشته باشیم؟

آیا ما نباید به سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که

شدیداً به آن نیازمندیم، برسیم؟

       

آیا ما نباید شادی و نشاط را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تجربه نمائیم؟

         

آیا ما فقط باید روزهای گذشته عمر خود را شمرده و از لذت بردن

از روزهای باقیمانده محروم بمانیم؟

مسلم است که جواب سوالات بالا همگی منفی است، زیرا ما تا

زمانی که نفس داریم، باید سالم، شاد، با نشاط و مفرح باشیم.

 پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با محیط را نیز مطالعه فرمائید.            

چطوری باید روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داشته باشیم؟

همانگونه که در بند قبل ذکر شد، مثل روزه ماه مبارک رمضان

که ما باید دهان، چشم، گوش، حواس خود را به روی چیزهائی

تا اذان مغرب ببندیم، در اینجا نیز ما باید در گفتار خود مراقب

باشیم که از گفتن کلماتی مانند نمی توانم، نمی شود، نمی گذارند.

خودداری نمائیم.

آیا براستی ما نمی توانیم؟

در اینجا خالی از لطف نیست که داستانی که استاد فرهنگ

در همایش خود تعریف نمودند، از قول خود ایشان نقل کنم.

ایشان فرمودند: دوستی داشتم که در خصوص اعتماد به نفس و

اینکه چگونه می توانیم اعتماد به نفس داشته باشیم، فعالیت

می نمود. یکی از دوستانش با او تماس گرفت و گفت، پسرم

به همراه خانواده اش که در خارج از ایران زندگی می کنند به

خانه ما آمده اند. نوه من، 4/5 سالش است و دقیقاً همان چیزی

است که شما می خواهید.

این دوست گفت که فوراً به خانه دوستم رفتم تا نوه ایشان را ببینم

وقتی به آنجا رسیدم، نوه دوستم در روی زمین مشغول بازی بود،

و عروسکی روی کمد بود. من رو به نوه کردم و گفتم، تو که

نمی توانی آن عروسک را به دست بیاوری.

نوه رو کرد و گفت، متأسفم که نمی فهمی!!!. و نگاه معنی داری

کرد. و سپس رو به پدرش کرد و از او خواست که او را بغل نماید

و با پدرش به نزدیک کمد آمده و خودش عروسک را از بالای

کمد برداشت.

     

و نوه دوباره رو کرد و گفت، دیدی تو نمی فهمی!!!

           

این داستان چیزی است که ما مرتباً در زندگی هایمان با آن

مواجه هستیم، در زمانی که نخواهیم کاری را انجام دهیم، دنبال

توجیه می گردیم، در صورتی این نوه، تنها به دنبال انجام کار

بود نه به دنبال ارائه توجیه.

به قول استاد فرهنگ، تا زمانی که ما بچه هایمان که روی زمین

می افتند، ما به جای اینکه به بچه هایمان بگوئیم که جلوی پایشان

را نگاه کنند تا زمین نیفتند، زمین و فرش را می زنیم!!!! که مقصر

را زمین و فرش اعلام نمائیم. شاید کمی سخت باشد.

اما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر نمی توان تمام

تقصیرات را به گردن دیگری انداخت، زیرا که یک عمر از

ما گذشته و خود تجربیات فراوانی را با خود داریم. پس ما قادر

هستیم هر کاری را که می خواهیم انجام دهیم.

تنها باید بخواهیم تا بشود.

تنها باید بخواهیم تا ببینیم که دیگر کسی نیست که جلوی

انجام کار را بگیرد.

پیشنهاد می شود، مقاله ارتباط با دیگران را نیز مطالعه فرمائید.       

روزه کلامی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چه مزایائی

دارد؟

      

اگر ما بتوانیم روزه کلامی بگیریم و مراقبت نمائیم. تغییرات

کوچک، که بر اساس کتاب اثر مرکب دارن هاردی، می تواند

به نتایج بزرگی منجر گردد در زندگی ما خودنمائی می کند.

        

تغییراتی از قبیل رسیدن به سلامتی ، به دلیل انجام ورزش و

پیگیری امور تغذیه ای

شادابی و نشاط، به خاطر استفاده خوب و کافی از محیط و

اطرافیان و ارتباط با دیگران

اقتصاد خوب، به دلیل اینکه بسیاری از کارهائی که تا کنون

می خواستیم انجام دهیم، به دلیل گفتن همین کلمات، سد راه

ما شده بودند.

     

و ….

کافی است که مثل روزه ماه مبارک رمضان، این روزه را نیز

حداقل دو هفته بگیرید و نتایج آن را ببینید.

         

و امیدوارم نتایج بدست آمده را با ما به اشتراک بگذارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

است را نیز مطالعه نمائید.

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

–       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل 85 سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

           

–       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل 110 سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

 

–       مادر بزرگواری که با داشتن عدد 100 در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن 90 سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از 90 سال، او را 40 روز خانه نشین

 کرده بود.

 

–       آقای حسن مرادي نقاش ۸۱ ساله محله پيروزي اين
روزها مشغول توضيح آثارش به هم‌محله‌اي‌هايي است
كه براي تماشاي نقاشي‌هايش به سراي محله مراجعه
مي‌كنند. با شور و شوقي كه از سن و سالش بعيد به نظر
مي‌رسد پا به پاي جوان‌ها پاي تابلو‌ها مي‌آيد و با صبر و
حوصله توضيح مي‌دهد که براي كشيدن و طبيعت‌سازي از
منظره به نقش كشيده در ميان قاب‌ها از چه موادي استفاده
كرده است.

–      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد 63 سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

 

–       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

                

–       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن 52

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از 340 رقابت شرکت

کرده است و  در سن 86 سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل 30 سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال 2000 می تواند به عدد 100 برسد.

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند مشخص کننده

این باشد که تا چه میزان از زندگی خود در این دوران لذت

می بریم یا خیر.

با سختی، خودش را به قسمت بیمه اداره رساند و پس از اینکه

نسخه های بیمه را که برای دریافت هزینه های آن با خود آورده

بود، به مسئول مربوطه ارائه کرد و تأئیدیه آن را گرفت، تازه یک

نفس راحتی کشید و به محض اینکه سر خود را بازگرداند،

نگاهش به  اینجانب که به فاصله چندمتری از ایشان قرار داشتم،

افتاد و سپس شروع به گفتگو با اینجانب نمود.

مرتب از فردی که در زمان اشتغالش برایش دردسر ایجاد نموده

بود داد، سخن برآورد. و مدام از وی می گفت و مسائلی که

بر سرش آمده بود.

داستانی در خصوص بخشش         

یاد یک داستانی افتادم که در کتابها خوانده بودم.

دو راهبه که یکی مسن تر و دیگری جوان بودند در مسیری

می رفتند، در طی مسیر خود به رودخانه ای رسیدند و در زمانی

که قصد داشتند از آن رودخانه عبور نمایند، مشاهده نمودند که

خانمی نیز می خواهد از رودخانه رد شود، لکن به علت عمق

آب از این کار امتناع می کند.

راهب مسن تر که پاچه های شلوار خود را بالا زده بود، به سمت

زن رفت و او را در پشت خود گرفت و با هم از رودخانه گذر

کردند. و در آنطرف رودخانه، آن زن را به زمین گذاشته و خود

را مرتب نموده و آماده حرکت به سمت مسیر خود شد.

راهب جوان تر که این مسئله را دید، او هم از رودخانه رد شد،

و او هم به همراه راهب مسن تر، به مسیر ادامه داد. در طول

مسیر تمام مدت، فکر راهب جوان بسیار درگیر موارد بود و

نهایتاً در انتهای مسیر که بسیار هم از رودخانه دور بود،

طاقتش طاق شد و از راهب مسن پرسید.

استاد، آیا تماس با یک جنس مخالف، جایز است؟ راهب مسن تر

پرسید چطور؟ و راهب جوان مسأله عبور از رودخانه را

مطرح نمود.

راهب مسن، به راهب جوان گفت: پسرجان، من آن زن را در

کنار رودخانه زمین گذاشتم و آمدم، تو چرا اینهمه راه، او

را زمین نگذاشتی؟

حال مَثَل ما و این عزیز است، که بعد از اینکه سالیان سال،

از بازنشسته شدن او گذشته است، هنوز کینه ای که در سالهای

اشتغال، در دل خود داشت، هنوز با خود همراه دارد و حاضر به

زمین گذاری آن نشده است، و مشخص است که نتیجه این حمل،

این مهمان ناهمخوان، چیزی غیر از تحمل درد و رنج های

فراوان و عدم آسایش خود و دیگران نیست.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله روزه کلامی را نیز

مطالعه فرمائید.

بخشش چیست؟

بخشش تصمیم برای رها کردن خشم و افکار انتقام‌جویی است

و باعث روابط سالم تر، کاهش استرس و اضطراب و افسردگی

و سلامت روانی و معنوی می شود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخشش داشته

باشیم؟

بخشیدن، فراموش کردن و ازخودگذشتگی نیست و با تحمل کردن

افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد.

 شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر

از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش

بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید.

فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست.

بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است

که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را

ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم.

در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم

رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را

به خود نوید دهیم.

در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و

تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود

داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که

می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به

دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و

دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب

نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی

که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل

کرده ایم رها کند

پیشنهاد می شود، مقاله کمک کردن به خود

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه فرمائید.

چطوری باید دیگران را ببخشیم؟

بخشیدن می‏تواند به هزار و یک علت روی سلامت روان آدم

تاثیر مثبت داشته باشد که بعضی از این علت‏ها اینها هستند:

۱. کینه، اتلاف انرژی و درگیری ذهن بیشتر است.
۲. بخشش، یک پایان خوب برای هر اتفاقی است.
۳. با بخشش از بیماری‏های روان تنی دور می مانیم.

بایدها و نبایدهای گذشت کردن را بشناسید:

مثل خیلی دیگر از رفتارها گذشت کردن، بایدها و نبایدهای

خودش را دارد که کم توجهی کردن به آنها، این رفتار پسندیده

را با شکست مواجه می کند و در نتیجه حال شما را بدتر از

قبل می کند.

بایدهای گذشت:

– باید گذشت را آزادانه انتخاب کنید نه اینکه به صرف آموزه ها
و یا فشارهای دیگران، خودتان را به نوعی مجبور به انجام آن ببینید.

– برای کامل شدن فرایند گذشت، باید صبور  باشید و به صورت
آهسته و پیوسته روی خودتان کار کنید.

– در گذشت، باید تمرکزتان فقط روی خودتان و بهتر کردن

حالتان باشد. شما نمی توانید فرد دیگر را هر چقدر هم که

مقصر باشد تغییر بدهید.

نبایدهای گذشت:

– گذشت را نباید به معنای آشتی بدانید. آشتی کردن مرحله بعدی

گذشت است و لازم است قبل از اینکه بخواهید با فرد مقصر

آشتی کنید، فرایند گذشت را در خودتان کامل کرده باشید.

– گذشت را نباید به معنای فراموش کردن اتفاقات پیش آمده بدانید.

واقعیت این است که اتفاقات زندگی، اتفاق افتاده اند و نمی توانند

فراموش شوند. کاری که گذشت می کند این است که بار هیجانی

ماجرا را می گیرد و باعث می شود که شما دیگر از بابت یادآوری

آن اتفاق حالتان بد نشود نه اینکه آن ماجرا را به کلی از ذهن تان

پاک بکند.

– نباید به خاطر گذشت، منتی بر سر کسی گذاشت. همانطور که

گفته شد گذشت، انتخاب خودتان بوده است، شما برای بهتر کردن

حال خودتان آن را انتخاب کرده اید و کسی شما را مجبور به آن

نکرده است.

بخشش را از کجا شروع نمائیم؟

برای شروع بخشش، ما آن را به گام های مختلفی تقسیم نموده ایم

که امیدوارم بتواند در رسیدن به آرامش فکری و بخشش افراد،

کمک شایانی به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نماید.

گام اول : احساسات منفی را انکار نکنید!
گام دوم : دو دو تا چهار تا کنید! و سود و زیانهای بخشیدن و

عدم بخشش را با خود مرور کنید، و بدانید که کدام ارزشمندتر

است.
گام سوم : حق قصاص و بخشش داشتن و نهایتاً بخشش را

انتخاب نمودن، می تواند برای هر فردی لذت بخش باشد.
گام چهارم : به محدودیت‏های او فکر کنید
گام پنجم : خوبی‏ها را هم ببینید
گام ششم : تصمیم بگیرید که ذهن خود را از هر خشم و نفرتی

پاک سازید و بخشش داشته باشد.
گام هفتم : بخشیدن را در عمل نشان دهید!
                 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

افسردگی در دوران پیشکسوتی را میتوان از بیماری های شایع

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دانست،

به همین خاطر در این مقاله آن را مورد بحث و بررسی قرار

می دهیم و در مقاله بعدی، راه های مقابله با این بیماری را با

هم مرور خواهیم نمود.

با گرفتن حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) و به دلیل اینکه هنوز باور

ندارد که بعد از 30 سال باید محل کار خود را ترک نماید، لذا د

ر کمال بهت و تعجب مراحل تسویه حساب را که خود یک

هفت خوان درست و حسابی است را طی نموده و پس از آن

به سمت خانه روان می شود.

تعدادی از همکاران اینجانب متأسفانه به محض پیشکسوت

(بازنشسته) شدن بعد از یک تا سه ماه، بدلیل عدم قبول شرایط

جدید از طرف فرد، دچار ایست قلبی و به دیار باقی شتافتند.

و عده ای دیگر نیز بعد از چند ماه ابتدا به بیماری افسردگی

دچار، و سپس بوسیله همین بیماری، انواع و اقسام بیماری ها

را به سمت خود جذب نمودند و پس از چند سال که آنها را

ملاقات می نمائیم، مثل اینکه ده ها سال از پیشکسوت

(بازنشسته) شدن آنها گذشته است؟

حال سئوال این است، که چرا بعضی از عزیزان با این مقوله

به راحتی برخورد نموده و آن را با آغوش باز می پذیرند؟

اما تعدادی دیگر، با تمام وجود به محل کار خود چسبیده و به

زور باید آنها را از محیط کار جدا نمود و پس از آن نیز، با

عدم قبول شرایط و محیط جدید، هم برای خود و هم برای

اطرافیان و خانواده خود، ایجاد زحمت و مشکل می نمایند.

چرا فردی که هم اکنون تازه به مقام پیشکسوتی رسیده است و

باید بزرگ خانواده و فامیل گردد و آنها را هدایت و رهبری نماید،

خود از قبول مسئولیت جدید، ترس دارد و نمی تواند موقعیت

جدید را قبول نماید؟

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انرژی در دوران

            
پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نمائید.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی‌ است که باعث احساس غم

و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود.

اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم

می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن

به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها

علاقه داریم، می‌‌باشد.

اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی

و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما

دچار بیماری افسردگی شده‌اید.

و این بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با ورود به

محیط جدید و موقعیت جدید، رنگ و بوی جدید نیز به خود

گرفته در صورتی که نتوانیم آن را مهار نمائیم، به صورت

خیلی جدی، رخ نازیبای خود را به ما نمایش می دهد.

  پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط را

نیز مطالعه فرمائید.  

چرا افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

از زمانی که در خصوص موارد گنجینه های نیروی انسانی

به تحقیق و بررسی مشغول شدم، همیشه در مطالعات و

بررسی ها به این نکته اساسی مواجه می شدم که کلید ورود

بیماری ها به بدن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) افسردگی

است.

و اگر عزیزی، آنقدر خود را با محیط جدید و افکار جدید

بصورت منفی مواجه نماید، افسردگی، اولین بازخورد این تغییر

رفتار در نفرات می باشد.

بارها و بارها با همکاران قدیمی مواجه شدم و همیشه این

تحقیق در مورد همه این عزیزان به اثبات رسیده است:

فردی که خوش بین بوده و شرایط را خیلی زود قبول می نماید

و موقعیت جدید را برای خود مطلوب می نمود، در زمان

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز خیلی سریع خود را با نبودن

در محل کار قبلی و احتمالاً ورود به محیط کار جدید و یا

موقعیت های جدید دیگر منطبق ساخته و شادی و نشاط

خود را مجدداً آغاز می نمایند.

لکن عزیزانی که به سختی محیط کار را ترک می نمایند،

در موقع دیدار مجدد، معمولاً اکثریت قریب به اتفاق آنها

برای تحویل نسخه های بیماری خود به محل کار مراجعه

می نمایند و ای کاش، فقط برای تحویل نسخه بود، برای

معرفی به بیمارستان و مراکز درمانی نیز دلیل بعدی این

پیشکسوتان غافل از خود، می باشد.

اگر مقاله کیف های خود را زمین بگذارید،

را تا کنون نخوانده اید، می توانید آن را از

اینجا مطالعه نمائید.

علائم افسردگی چیست؟

علائم متفاوتی برای افسردگی اعلام گردیده است، لکن یک

سری علائم است که اکثریت بر روی آن علائم، تجمیع نظر

دارند، اگر شما یا هر فرد نزدیک به شما، دچار این علائم

بود، حتماً جهت رفع آن ها اقدامات لازم را بعمل آورید:

این علائم به شرح ذیل می باشد:

–       داشتن افکار منفی:

o     ممکن است احساس کنید که مانند باری بر دوش دیگران

است و دائماً به فکر مرگ باشید.

–       خستگی مفرط:

o     اخیراً انرژی خود را به سرعت از دست داده و دیگر

نمی توانید مانند قبل به فعالیت های خود ادامه دهید.

–       کاهش وزن:

o     ممکن است به تازگی دچار کاهش وزن شده و تمایلی

به خوردن غذا از خود نشان ندهید.

–       ترک سرگرمی:

o     ممکن است از سرگرمی هائی که قبلاً شما را خوشحال

میکرده، سر باز زنید و نسبت به آنها دیگر تمایلی نداشته باشید.

–       مشکلات خواب:

o     ممکن است شب نتوانید بخوابید یا اینکه طی روز

نمی توانید حتی یک لحظه بیدار بمانید. در هر دو صورت،

نداشتن خواب کافی و یا خوابیدن بیش از حد می تواند

علائم افسردگی باشد.

–       ناراحتی:

o     ممکن است بی دلیل غمگین بوده و شاید روزها گریه کنید.

–       افزایش مصرف قرص های آرام بخش:

o     ممکن است مصرف قرص های آرام بخش و دخانیات

تمایل بیشتری نشان دهید.

–       گوشه نشینی:

o     ممکن است علیرغم شخصیت صمیمی و جمع دوستی

که همیشه داشته اید، بیشتر به تنهائی و گوشه نشینی تمایل

نشان دهید.

اگر این موارد را درخود می بینید به خودتان کمک کنید که

مهم ترین راه نیز همین است.

انشاله در مقاله بعدی، حتماً به راههای پیشگیری از افسردگی

خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.        

امیدوارم که مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

قسمت اول را مطالعه نموده باشید.

              

        

حال که متوجه شدیم افسردگی چیست، به راههای مبارزه

و مقابله با این بیماری می پردازیم.

چطور افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

            

درمان نمائیم؟

برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای

غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و…

وجود دارد.

لکن نگارنده در وضعیت های حاد و بحرانی پیشنهاد می نماید

که به سراغ مراجعه به پزشک و استفاده از روشهای داروئی بروید.

به قول استاد سلیمی، می فرمود: بدن ما، خود یک کارخانه

تولید دارو است، فقط باید بدانیم به چه وسیله ای داروهائی لازم

را تهیه و در دسترس داشته باشیم.

اصول اصلی مقابله با افسردگی:           

به خاطر همین اصل، موارد ذیل را به اختصار بیان می نمائیم:

–       مهربان بودن با خود: اگر مقاله انرژی را مطالعه نموده
باشید، متوجه خواهید شد که با افسردگی، انرژی خود را به
پائین ترین حد خود می رسانید و در صورتی که انرژی شما
کاهش یابد، مغز  از انجام فعالیت هائی که تا کنون انجام
می داده اید، جلوگیری می نماید.

–       تعیین هدف های کوچکتر: برای خود هدف های دشوار
در نظر نگیرید و کارهای مهم را به مراحل کوچک تر تقسیم
کنید. و آنچه را که در توان دارید انجام دهید.

–       عدم سرزنش خود: به هیچ عنوان خود را به خاطر
اینکه نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید، سرزنش ننمائید.
و از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود، پرهیز
نمائید، زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که
افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

–       شناسائی موقعیت ها و رفتارهای استرس زا: سعی کنید
موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود
می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا
تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً
اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهم  دیر
می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند،
محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده،
به سر کار یا قرارها برسید.

                      

            

–       ورزش منظم: یکی از اصولی که خیلی سریع می تواند
بر روی افسردگی اثر مستقیم بگذارد، ورزش است. سی دقیقه
تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در
عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی
از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و
اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که
ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز
را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد
شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی
ضد افسردگی طبیعی هستند.

–       منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید
و تا آن جا که می توانید به آن پایبند باشید. هر روز، سر ساعت
معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود
به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید.


بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو
قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر
می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی
(طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود،
دوباره منظم کند.

طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او
طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در
زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای
مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است.
این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که
باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

–       جمع آوری اطلاعات: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات
بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود.
اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک
به نظر برسد.

–       خودداری از مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر
مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را
کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

–       آگاهی کامل از افکار خود: وقتی افسرده هستید به افکار
خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در
مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را
دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت
می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین
شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف
فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

–       ارتباط با دیگران: در زمان افسردگی، احتمالاً هرگونه
تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت
طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته
باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن،
توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن
کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن
دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا،
سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای
خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که
شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی
می گذارد.

–       فرصت به خود: افسردگی، بیماری سختی است که
یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی
قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

–       رفتن به مجتمع آموزشگاه معلولان: تعدادی از
مجتمع های آموزشی معلولان جسمی و حرکتی هستند که به
نظر نگارنده، می تواند، داروی اورژانسی برای کلیه کسانی
باشد که احساس می کنند در زندگی به آخر خط رسیده اند و
تمام مسیرها برای آنها مسدود شده است.

با رفتن به این مکان های مقدس، می توان افرادی را یافت

که فعل نتوانستن، را به توانستن و نگذاشتن را به انجام دادن

معنی کرده اند.

                             پیشنهاد می شود، مقاله آلزایمر و راههای مقابله با آن را نیز مطالعه فرمائید

توصیه هایی به اطرافیان

همانگونه که در خصوص بیماران آلزایمری نیاز است که

اطرافیان، نیز مراقبت های خاصی را مدنظر قرار دهند،

در این جا نیز لازم است، توصیه هائی به اطرافیان فرد

افسرده ارائه شود:

الف ـ فرد را برای درخواست کمک تشویق کنید.

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک،

صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده،

دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های

نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش

از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به

بستری شدن.

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) درمان شوند و انسان های

کره زمین، شاد، با نشاط و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چهارمین سطح ارتباطات – ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

 کیفیت ارتباط انسان با خودش

کیفیت ارتباط انسان با محیط

کیفیت ارتباط انسان باخدا

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با دیگران است.

شما بیشتر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با چه کسانی در

ارتباط هستید؟

مخاطب های شما چه ویژگی هائی دارید؟

مخاطب شما چه نیازهائی دارند؟

با چه روشی شما با دیگران ارتباط برقرار می کنید؟

خواسته های خود را چگونه بیان می کنید؟

چقدر می توانید جواب خواسته های خود را پیش بینی کنید؟

اینها سئوالاتی است که هر فردی باید در هنگامی که میخواهد

بحث ارتباط با دیگران را بررسی نماید، باید به آن پاسخ دهد.

ما در این مقاله بر آنیم که در خصوص ارتباط با دیگران در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) مطالبی را مطرح نمائیم.

اهمیت ارتباط مؤثر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

ارتباط مؤثر یعنی بزرگترین دارائی یک فرد در عصر جدید و در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی)

ارتباط مؤثر در انسان پتانسیل در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ایجاد می کند.

ارتباط مؤثر در انسان دروازه های جدید را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) باز می کند

ارتباط مؤثر به انسان فرصت دیدن و دیده شدن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) می دهد.

باید ببینید و دیده شوید.

ارتباط چیست؟

 

ارتباط پدیده ای است که طی آن اطلاعات منتقل می گردد. و از

5 جزء اصلی  تشکیل شده است:

–        فرستنده

–        گیرنده

–        راه ارتباطی

–        پیغام

–        معنی

هدف ارتباط چیست؟

هدف اصلی هر ارتباط انتقال صحیح و کامل معنی است.

معنی نه یک مفهوم بیرونی، بلکه یک مفهوم درونی است که در

ذهن افراد جای دارد.

یک مجموعه واحد اطلاعاتی می تواند در ذهن افراد مختلف، معانی

مختلف داشته باشد.

یک فرد معمولاً چگونه ارتباط برقرار می کند؟

هر فرد معمولاً از طریق:

نوشتن 8%

خواندن 16%

صحبت کردن 33%

گوش کردن 43%

با دیگران ارتباط برقرار میکند و همانگونه که مشاهده می فرمائید،

گوش دادن حرفه ای، مهمترین مهارت یک ارتباط است.

عوامل مؤثر در انتقال اطلاعات چیست؟

محتوای کلام 7% یعنی 7% معنی پیام از ادراک و تفسیر کلمات

انتقال داده می شود.

لحن و طنین کلام 38% یعنی 38% معنی پیام از ادراک چگونگی

بیان کلمات انتقال داده می شود.

زبان غیر کلامی 55% و حدود 55% معنی پیام از ادراک

رفتارهای غیر کلامی حاصل می شود.

تفاوت انسان ها در ارتباطات چیست؟

یکسری از افراد بصری هستند، یعنی باید حتماً چیزی را مشاهده

نمایند تا معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد سمعی هستند، یعنی باید صدای آن چیز یا صوتی

را بشنوند تا بتوانند معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد نیز لمسی هستند، یعنی حتماً باید جنس یا آن شئی

را لمس نمایند تا بتوانند پیام آن را درک نمایند.

و یکسری از افراد ترکیبی از سه گروه فوق هستند، لکن در هر

صورت، یکی از خصوصیات فوق در وی، قوی تر می باشد و آن

خصوصیت خودنمائی می کند.

کلیدهای مدرن ارتباط مؤثر چیست؟

 

یکسری اصول و تکنیک هائی هست که در ارتباط مؤثر مهم هستند و

آنها به شرح زیر می باشند:

–        ارتباطات را با خواستن و اعلام نیاز شروع نکنید

–        ارتباطات را با انتقاد شروع نکنید

–        در صورت نیاز به نقد، حتما آنرا مثل ساندویج، استفاده نمائید

و آن انتقاد را در داخل خصوصیت مفید دیگری به وی عرضه نمائید

–        همیشه چیزی برای تقدیم کردن داشته باشید(ایده خوب،

پیشنهاد خوب، یک هدیه خوب و …)

–        همیشه اول حس خوب ایجاد کنید و بعد ارتباط را شروع کنید.

–        ارتباطات را شما مدیریت کنید و طرف مقابل را در شرایطی

قرار دهید که واکنش و پاسخی را نشان دهد که شما می خواهید

در شروع کار هیچ کس دوست ندارد چیزی بدهد.

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را ببینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نبینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را بشنوی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نشنوی؟

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید ببینیم.

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید بشنویم و …

نتیجه ارتباط خیلی مهم تر از ارتباط است.

در پایان باید به این سئوال اساسی و مهم پاسخ دهید که :

نتیجه ارتباط برای شما و دیگران چه بوده است؟

–        احساس خوب

–        جذب خوب

–        نتیجه خوب

–        اثر خوب

–        یا برعکس!!!!

اگر این مقاله برای شما مفید بود

آن را به دیگر عزیزان خود، هدیه نمائید.