احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که بحث احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به میان می آید، کسانی که به این مرحله

از زندگی دست نیافته اند، در ذهن خود، عزیزان

بزرگسالانی را مجسم می نمایند که مشغول ایرادگیری،

یا گوشه ای خزیده و در خود مشغول بودن تصور

می شود در صورتی که این تصاویر همگی مربوط به

تصورات افراد است و در واقعیت وجود خارجی ندارد یا

اگر هم وجود داشته باشد، بصورت خیلی اندک و

انگشت شمار شاید به چشم آید.

امروز که بالاخره بعد از جابجا کردن برنامه ها، توانستم

خود را به نمایشگاه کتاب برسانم، بسیاری از

خردمندان(بازنشستگان) گرامی را دیدم که همپای

جوانان در غرفه های کتاب، در جستجوی مطالب مورد

نیاز خود بودند و چنان با شور و اشتیاق به این کار

مبادرت می ورزیدند که شاید کمتر جوانی را می دیدی

که به مانند آنان در جستجوی گمشده خود در بین کتابها

و غرفه ها به جستجو می پرداختند.

احساس چیست؟

 

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و در

چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی

تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات

به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف

احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد

استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به

معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی

این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات

بکار می‌رود

و این احساس اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به وقوع بپیوندد، چاشنی تجربه و مهارت نیز به آن اضافه

شده، و احساس همراه با تجربه، می تواند بسیار

شیرین تر و زیباتر خود را نمایش دهد.

چرا احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در یکی از کلاس هائی که شرکت داشتم، استاد در

بیاناتی فرمودند که زمان استراحت در بدن، به سه

مرحله تقسیم می شود، در مرحله اول که مشغول

کار هستیم، خستگی به ندرت ظاهر می شود، در

مرحله دوم بدن خسته می شود، لکن انگیزه ای اجازه

استراحت به بدن نمی دهد و بدن همچنان به فعالیت

و کار و تلاش خود ادامه می دهد. در مرحله سوم،

دیگر آن انگیزه هم توان یاری بدن را ندارد و بدن بالاجبار

باید استراحت نماید، در غیر اینصورت لطمات جبران

ناپذیری بر بدن وارد می شود.

حال در مرحله اول که همان دوران اشتغال است،

معمولاً بدن به ندرت خسته شده و جسم همچنان به

کار و تلاش خود ادامه می دهد(البته بگذریم کسانی

که از همان مرحله اول به افکار خود را به سمت مرحله

سوم برده و خود را خسته و نالان نشان می دهند).

در مرحله دوم، که مرحله اولیه پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، اگر بدن، انگیزه لازم را نداشته

باشد، همزمان با دریافت ابلاغ بازنشستگی، بدن

احساس می کند که نیاز به استراحت دارد و اگر این

استراحت در این وضعیت به وجود آید، می تواند باقی

عمر را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد و شاید دیگر

نتواند به کار و تلاش ادامه دهد. اما اگر بعد از ابلاغ

حکم، احساس و انگیزه لازم وجود داشته باشد، فرد

همچنان پرتلاش و قوی به راه خود ادامه می دهد و

فقط محل کار خود را تعویض می نماید. و این همان

کاری است که شاید برای بعضی از عزیزان باید انجام

می شد و تا کنون انجام نشده است. زیرا که نسل

جوان در این موقعیت نیازمند تجربیات و مهارت افراد

پیشسکوت(بازنشسته) است. و بهینه است که این

عزیزان بتوانند با آموزش مهارت ارتباط مؤثر، تجربه خود

را در اختیار نسل بعدی قرار دهند.

و در مرحله سوم نیز، که بدن نیاز به استراحت پیدا

می کند، بدن کافی است مدتی در استراحت به سر ببرد

تا بتواند دوباره انرژی و توان خود را بازیابد و به کار و

تلاش خود مجددا با شرایط جدید ادامه دهد.

چطوری احساس خوبی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

شاید برای برخی از گنجینه های نیروی انسانی پیش

آمده باشد که با ورود به دنیای طلائی و زیبای دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) احساس خوبی در باره

خود یا زندگی نداشته باشید.

بخاطر اینکه احساس خوبی در این دوران طلائی و زیبا

داشته باشیم، باید به یکسری از نکات اشاره داشته

باشیم.

این نکات عبارتند از:

  • 1- توکل به خدا داشته باشید: در مرحله اول اگر ایمان
  • و توکل به خدا داشته باشید، می دانید که خدا هیچ
  • وقت برای بنده خود، موقعیت بد نمی خواهد، پس در
  • هر موقعیت سعی نمائید که به درس نهفته در آن
  • موقعیت را دریافته و شکرگزاری از خداوند را چند برابر
  • نمائید.
  •  
  • 2- صبر داشته باشید: اگر در هر اتفاق و رویدادی،
  • بجای اینکه خود را مضطرب نموده و به قفل بسته شده
  • نگاه کنید، به دری که قفل شده نگاه کنید و مقداری
  • صبر نمائید، احتمالاً موفقیت نیز در سایه صبر و تحمل
  • نصیب افراد خواهد شد.
  •  
  • 3- خود مراقبتی از افکار: همان گونه که خودتان به
  • خوبی آگاه هستید، مغز و فکر ما همیشه بدنبال بدترین
  • و مهلک ترین درسها از هر اتفاقی و رویدادی است،
  • پس ما باید مراقبت ویژه از افکارمان داشته باشیم و
  • اجازه منفی بافی و راه بیراهه رفتن به آن را ندهیم و
  • تا فکر منفی بر ذهن ما مبادرت ورزید، فوراٌ خود را
  • مشغول کار یا فعالیتی نمائیم و خود را از این افکار
  • رها سازیم.
  •  
  • 4- با خودتان دوست و رفیق باشید: شاید برای
  • شما هم پیش آمده باشد که در برخی از موارد، با
  • رفتارهائی که انجام می دهیم، بعضی از مسائل و
  • مشکلات را برای خود انتخاب نموده و بار مسئولیت
  • و نگرانی آن را به دوش می گیریم. باید قبول کنیم که
  • همگی حق اشتباه عمل کردن را داریم و در موقع
  • خطا و اشتباه عمل کردن، تنها کافی است که
  • مسئولیت آن را کاملاً پذیرا باشید و بجای اینکه مدام
  • یک اتفاق را در صد یا هزار یا میلیون ضرب نمائید و
  • بارها و بارها آن را مرور نمائید، خود را بخشیده و در
  • صدد دوستی بیشتر با خودتان برآئید.
  •  
  • 5- به توانائی خود ایمان داشته باشید: در هر
  • مسئله ای که اتفاق می افتد، به خودتان و توانائی
  • حل آن ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که هر
  • مسئله ای با درایت و رهبری شما خیلی سریع و
  • فوری و با حداکثر بهره وری و سود برای شما حل
  • خواهد شد.
  •  
  • 6- قابلیتهای بدن خود قبول نمائید: شما در هر سن
  • و سالی که باشید، مطمئناً یکسری قابلیتها در وجود
  • شما وجود دارد و یکسری از اعمال و رفتار از توانائی
  • شما خارج است، لذا شناسائی قابلیتهای بدنتان و
  • نیز شناسائی نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 7- قدم زدن در محل های دلپذیر: قدم زدن در
  • زمان هائی که احساس خوبی نداشته باشید،
  • می تواند استرس و ناراحتی را در شما کاهش داده
  • و اثرات فوری و لذت بخشی برای شما داشته باشد
  • و در رسیدن به احساس خوب شما را یاری دهد.
  •  
  • 8- خواندن کتاب: در بعضی از افراد، کتاب خواندن
  • می تواند احساس خوبی به آنان بدهد، مخصوصاً
  • اگر کتاب هائی باشد که قبلا آنها را خوانده و چنین
  • احساسی را تجربه نموده باشند.
  •  
  • 9- قابلیتهای بدن خود را قبول نمائید: شما در
  • هر سن و سالی که باشید، مطمئناً یکسری
  • قابلیت ها در وجود شما وجود دارد و یکسری از
  • اعمال و رفتار از توانائی شما خارج است، لذا
  • شناسائی قابلیتهای بدنتان و نیز شناسائی
  • نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 10- بخندید: سعی نمائید که حتی شده، به صورت
  • دروغین، بخندید، و جالب اینجاست که بدن، تفاوت
  • بین خنده دروغی و خنده واقعی را درک نکرده و به
  • ترشح هورمون های شادی اقدام نموده و همین کار
  • به ظاهر کم اهمیت می تواند احساس خوبی برای
  • شما در پی داشته باشد.

احساس خوب از چه زمانی شروع می شود؟

احساس خوب زمانی شروع می شود که احساس بد،

از وجود شما رخت ببندد، پس شما هر چه سریعتر

بتوانید احساس بد را از بدنتان بیرون نمائید، مسلماً

احساس خوب در این دوران می تواند راه گشای شما

باشد و اگر احساس خوب بر بدنتان جاری شود،

شما انگیزه لازم برای رسیدن به هر موفقیتی را

خواهید داشت.

پس دیگر لازم به توضیح اضافی نیست،

هر چه سریعتر دیو احساس بد را از خودتان دور، و احساس

خوب و دلنشین(سالم بودن، با تجربه بودن و ….) را

جایگزین آن نمائید و موفقیت های جدیدی برای خود

به وجود آورید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگی)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

خنده و نقش آن در سلامتی بازنشستگان

شما نیز شاید مثل نگارنده، همیشه این مطلب را شنیده­اید که

محیط کار، همراه با استرس و نگرانی و اعصاب خرد کنی

هست، وقتی که فرد بعد از 30 سال از محیط کار، فارغ و به

بازنشستگی نائل می شود، متأسفانه آن استرس و نگرانی را

به همراه خود به منزل و زندگی دوم خود می برد. و چه بسا که

این استرس و نگرانی، باعث ناراحتی های فراوان علاوه بر

استرس های دیگری که بر زندگی بخاطر کاهش درآمد، می

شود. لذا مقابله با این استرسها و ناراحتیها، لازم و ضروری

است و چه بسا که بهترین و مؤثرترین دارو برای این استرس ها

و ناراحتی ها، چیزی جز خنده نمی باشد. 

چرا خنده مهم است؟

هورمون اندورفین که بعنوان مسکن طبیعی در بدن، استفاده

میشود، با خنده در بدن و خون ترشح و باعث افزایش خون

رسانی بیشتر به قلب و تند تر زدن قلب می شود و در نتیجه

آن، اکسیژن بیشتری به سلولهای بدن می رسد و افزایش

کارآئی سلولها و اعضاء و جوارح، یکی از بهترین کارکردهای این

ترشح اندروفین است که بواسطه تنها یک خنده بوجود می آید.

از طرف دیگر یک ضرب المثل انگلیسی می گوید که اگر روزانه

یک سیب میل نمائید، یک دکتر را از خانه بیرون نموده اید، و این

ضرب المثل را می توان به این شکل نیز تغییر داد که با خنده

می توان روانپزشک را از خانه بیرون نمود.

در دین ما، پیامبر(ص) و کلیه امامان(ع) همه با وجود موارد

متعددی که در زندگی داشتند، همواره لبخند بر لبانشان نقش

داشت و حتی در بدترین شرایط، حتی در  جنگ نیز این لبخند از

لبان آنان جدا نمی شد. پس یکی از درسهائی که باید از

پیشوایان دینی گرفت، این است که همواره و در همه حالات،

این لبخند و خنده از ما جدا نگردد.

خنده بخاطر داشتن فواید خیلی زیادش، بعنوان یکی از بهترین و

مؤثرترین داروها که بدون عوارض جانبی نیز می باشد، می تواند

باعث بهتر شدن روحیه و در نتیجه فراری دادن استرس و نگرانی

و نهایتاً به خروج بیماری از بدن بیانجامد. بنابر این اصلح است که

این ابزار خوب و نیرومند در جهت یاری رساندن به بدن و شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی، استفاده بهینه نمود.

فواید خنده:

در موقع خندیدن، حداقل 15 عضله بدن، منقبض می گردد و خود

یک ورزش است که به همراه حرکات لب و شانه ها، یک فعالیت

گروهی در بدن را شامل می شود. همچنین در این فعالیت،

کنترل عضلات بدن از دست خارج میگردد و بدن شل شده و

همین احساس آرامش را مخصوصاً در بازنشستگان که شدیداً

به این آرامش نیازمندند را به همراه دارد

از دیگر مزایای خنده در دوران بازنشستگی میتوان به زیبا تر

شدن چهره، و بهبود روابط اجتماعی اشاره داشت و همین

خنده ایجاد صمیمیت در بین دوستان و اطرافیان می گردد که

یکی از مواردی است که اکثر دوستان بازنشسته از آن گله و

شکایت داشتند و با کمی خنده، این مسئله نیز به خوبی حل

می گردد.

ضمناً کسانی که همواره لبخند بر روی لبان خود دارند و

میخندند، کمتر احساس درد می نمایند و بسیاری از بیماری

های جسمی و روانی، با خنده درمان می شود. همچنین بهبود

عملکرد قلب را نیز به همراه دارد که در دوران بازنشستگی، این

بهبود عملکرد، یکی از بهترین هدیه ها است که میتوان بدون

هزینه و بدون عوارض جانبی، هر فرد بازنشسته براحتی میتواند

آنرا دریافت و استفاده نماید.

خنده در دوران بازنشستگی، باعث رفع خستگی و ریکاوری

روحی و جسمی که مورد نیاز بازنشستگان است، می شود در

صورتی که حزن و اندوه در دوران بازنشستگی، به خودی خود،

کارآئی مغز پائین می آید.

همچنین اثر خنده ناشی از نشاط و روحیه مثبت، بسیار بیشتر

از خنده ناشی از قلقلک است. پس باید در دوران بازنشستگی،

سعی نمائیم که همیشه نشاط و شادابی خویش را حفظ

نموده تا بتوانیم به همراه آن، سلامتی خود را نیز تضمین نمائیم.

مهم ترین کارآئی خنده، ایجاد سلامتی در کل بدن است، چرا

که پس از خنده، آرامش و سبکی که در کل بدن، به رایگان

توسط خنده اهدا می شود، می تواند کلیه اعضاء و جوارح و

سلولهای بدن را شامل شده و شادی و نشاط و سلامتی را در

دوران بازنشستگی به همراه داشته باشد.

خنده باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود و درمان

بیماری هایی که ریشه روان تنی دارد را در زمان بازنشستگی

بخوبی انجام میدهد.

از دیگر مزایا نیز میتوان به بهبود صدا و تبدیل صدا به صدای

دلنشین تر، اشاره داشت، و باید این نکته را در نظر  داشت که

در زمان مکالمه تلفنی، فرد مخاطب براحتی و بدون اینکه حتی

شما را ببیند، لبخند شما را درک می نماید.

راهکارهای رسیدن به خنده:

با نگاهی به اطراف خود در جامعه، متوجه این مسأله میشویم

که اکثر اطرافیان، ناراحتی را با خود یدک می کشند، و در چنین

محیطی اقدام به خنده، شاید کمی در بعضی شرایط و برای

بازنشستگان، سخت تر باشد، لکن اگر بدانیم که این خنده

چطوری سلامتی ما را به ما بر می گرداند و تضمین می نماید،

سعی می نمائیم که “م” را از کلمه “مشکلات”، برداشته و آنرا

به شکلات تبدیل کرده و حلاوت و شیرینی شکلات را در دهان و

ذهنمان، و شادی و نشاط را تجربه نمائیم.

اگر در گذشته، خطاها، اشتباهات و هر اتفاقی برای ما افتاده

است، و ما را نگران می کند، به آنها فکر نکرده و تنها به آینده و

اتفاقات خوشایند آن تمرکز کرده و بخندیم.

پس حالا که می دانیم که خنده در دوران بازنشستگی، چه

مزایائی برای ما در پی دارد، دیگر تأخیر جایز نمی باشد و به

کلیه اتفاقات و ماجراها، چه خوب و چه بد، باید بخندیم.

یک مثل معروف از قدیم داشتیم که “بخند تا دنیا به روت بخنده”،

نیز بیانگر همین مسئله است که در صورتی که بخندید، دنیا

روی خوش خود را به شما نشان می دهد و اگر نخندید، دنیا

روی بد خود را به شما نشان میدهد.

یکی از مهم ترین مسائلی که باید در خصوص خنده به آن توجه

نمائیم که همیشه سعی نمائیم که “با هم بخندیم، نه به هم”.

زیرا که خندیدن به هم، باعث کدورت، و دشمن خنده می شود.

و در زمانهائی که ناراحت هستید، خود را مجبور نمائید که بیخود

هم که شده بخندید، زیرا که بدن متوجه مصنوعی بودن خنده

نمی شود و هورمون اندروفین را ترشح و با افزایش این هورمون

در خون، آرامش به بدن بازگشته و ناراحتی از وجود ما رخت بر می بندد.

حالا چطوری و به چه وسیله ای بخندیم:

به هر حالت و شرایطی و موقعیتی بخندید.

فیلم ها و سریال های کمدی در تلویزیون و سینما و رسانه های

تصویری.

جوک ها و طنزهای موجود در فضاهای مجازی و حقیقی .

به اتفاقاتی که در زمانهای آینده، موجب خنده شما و اطرافیان

می شود، از هم اکنون بخندید.

به شادی هایتان و اتفاقات خوشایند در زندگی فکر کرده، و

بخندید.

همراهی با دوستان خوش مشرب و خندان و شوخ و خندیدن با آنها.

بجای گله و شکایت، سعی کنید فقط بخندید.

سعی کنید بیشتر بخندید تا سلامتی شما، افزایش یابد.

اگر نمی خواهید بخندید، پس لبخند بزنید

لبخند بزنید تا دنیا نیز به شما لبخند بزند.

از اسیران جنگی یاد بگیرید که در هنگام اسارت، بدون اینکه

امیدی برای آزادی و نجات داشته باشند، همه مسائل را با خنده

و شادی پشت سر گذاشته و لذت زندگی همراه با خنده را

تجربه می نمایند.

مطالب جالب در خصوص خنده که شاید ندانیم:

آیا می دانید که نوزادان در رحم مادر نیز، می خندند و این خنده

در زمان تولد نیز ادامه داشته و تا دورانی که ما خودمان، را سرکوب ننمائیم، این خنده همراه ما بوده است.

آیا می دانید که خنده در بزرگسالان، تنها 1% کودکان است، و

این آماری وحشتناک است که ما آنرا نادیده می نگاریم و از این

نعمت خدادادی کمترین استفاده را در سلامتی که در زمان

بازنشستگی، بسیار حائز اهمیت است، می نمائیم.

آیا می دانید بطور میانگین، یک کودک حدود 300 بار در روز می

خندد اما یک بزرگسال تنها 17 بار در روز می خندد.

آیا می دانید در هندوستان، برای جدا کردن جامعه از مشکلات و

مسائل پیش روی، کلاسهای خنده درمانی ایجاد کرده و افراد در

آن شرکت کرده و بیخود می خندند و در آن لحظات، به هیچ

چیزی غیر از خنده فکر نمی کنند.

آیا می دانید که خنده مسری است، و اگر کسی در جمعی

بخندد، همه جمع شروع به خنده می نمایند.

آیا می دانید که خنده، در موقع راه رفتن، باعث می شود، قدمها

بلند تر و محکم تر برداشته شود.

آیا می دانید که خنده باعث می شود، از زندگی لذت بیشتری

ببرید و لحظات را شادتر زندگی کنید، آنهم بدون هزینه.

آیا می دانید با خندیدن، مشکلات جرأت نمی کنند در مقابل ما

بایستند و ما را مورد آزار دهند.

نتیجه:

حال که از مزایا و فواید خنده، مخصوصاً در دوران

بازنشستگی، آگاه شدید، پس بخندید.

تا می توانید بخندید تا شادی و سلامتی را به خودتان

هدیه دهید.

پاسپورت ورود به دوره جوانی

پاسپورت ورود به دوره جوانی

یکی از آرزوهایی که از دوران کودکی داشتم، همراه بودن با بچه ها بود، زیرا بچه­ ها، در زمان حال زندگی میکنند. در لحظه شاد هستند. چیزی از کینه و بغض و … نمی­دانند. زمانی که با آنها باشیم اگر مثل آنها فکر کنیم و مثل آنها عمل نمائیم، غمهای دنیا، بی ارزش گردیده و سبک بار می­شویم.

بودن با نوه، برای هر پدر بزرگ و مادر بزرگی جزء آرزوهای دیرینه­اش است، زیرا که نوه(مغز بادام) بر اساس گفته های پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، از فرزند(بادام) شیرین تر هستند. و می­تواند همدم، سنگ صبور و دوستدار شما باشد، هیچ پدر بزرگ و مادر بزرگی نیست که با دیدن نوه، لبخند بر لبانش جاری نشود، در مسافرتی که چند روز پیش به یکی از شهرهای شمالی داشتم، با یکی از دوستانم به شهرشان رفتم تا یکی از اقوامش که سن بالا داشتند را ملاقات نمایم. پس از رسیدن به منزل پدری، فرزند دوستم، به تنهائی وارد خانه پدربزرگ خود شد،  زمانی که به در خانه رسید و مادر بزرگ و پدربزرگش را صدا کرد، مادر بزرگ که داخل خانه بود، و صدای او را شنید، دیگر سر از پا نمی شناخت و شتابان به سمت نوه خود حرکت کرد تا هر چه سریعتر، نوه خود را در آغوش بگیرد.

این است قدرت نوه، که می تواند، یکی از بهترین و قشنگترین و بی آلایش ترین پاسپورت­ها برای ورود شما به دوره جوانی اتان باشد، زیرا که با بودن با آنها، شما همواره شاد و سرحال هستید.

بودن با نوه ها:

زمانی که نوه ها پا به عرصه وجود می گذارند، شیرینی زندگی چندین برابر گردیده و دیدن نوه ها و بودن با آن ها نه تنها، انرژی انسان را چندین برابر نموده، بلکه امید به زندگی را نیز افزایش می­دهد. این بودن با نوه ­ها را میتوان در چند بخش تقسیم بندی نمود:

 

 مفید بودن با نوه ها:

زمانی که فرزندان به سن بلوغ میرسند، هر یک به سر زندگی خود رفته، و عملاً مادر و پدر را تنها میگذارند،  پدر و مادر اگر نتوانند برای خود مشغولیاتی داشته باشند، کم کم، این تنهائی بر آنها اثر گذاشته و آنها را افسرده و غمگین می­سازد، حال اگر نوه­ هائی پا به عرصه وجود بگذارند، بسیاری از مسائل حل می­گردد، زیرا که بودن با نوه­ ها میتواند حس مفید بودن را در انسان، زنده نماید و با آنان دمی را بیرون از این دنیای هزار رنگ، بگذراند.

رفیق بودن با نوه ها:

نوه ها، گاهی اوقات با والدین خود، مشکل دار می­شوند، حال اگر این نوه­ ها، بر اساس غرایز خود به سمت پدر بزرگ و مادربزرگ کشیده شوند، بهترین فرصت برای یاری آنها و رفاقت با آنان می­باشد.

خوب می­دانید که زمانی که فرزندان کم کم بزرگ میشوند، زمانی فرا می­رسد که دیگر حرف والدین را گوش نمی­ کنند و تنها حرف رفیق برایشان وحی منزل می­گردد، پس چه خوب است که در این بازی برد برد، که هر دو طرف سود میبرند، وارد شوید که هم بازنشستگان از نوه­ ها، سود می­برند، و هم نوه ­ها می­توانند از داشتن رفقائی که خوبی آنان را از ته دل بخواهند به خود ببالند، به شرطی که تنها، بدگوئی پدر و مادر برای آنها نباشد. زیرا که هر چند که والدین بد باشند، لکن هیچ فرزندی تاب حرف زدن پشت سر والدینش را ندارد. پس توصیه می گردد که رفقائی بدون بدگوئی باشید و تنها به موارد مثبت نظر بیفکنید.

کمک به نوه ها:

نوه شما مانند فرزند شما، در دوران کودکی و حتی بزرگسالی، بعلت اینکه شما برایش عزیز هستید، مسائل و مشکلاتی دارد. گاهی اوقات والدین آنها، به حرفشان و خواسته ­هایشان توجه نمی­کنند و آنها ناچار به سمت شما می­آیند، در این موارد اگر شما بتوانید که گره­ای از گره­های در هم پیچیده آنان را با تجارب گرانبهای خود باز نمائید، با چندین قدم به سمت انس بیشتر با نوه­ هایتان و نیز کمک به فرزندان خود گام برداشته­ اید.

داستان گوئی برای نوه ها:

نوه­ های شما، یکی از بهترین شنوندگان داستان­های شما هستند، و همیشه برای شنیدن داستان­های خوب و جذاب از طرف شما، لحظه شماری می­کنند، این فرصت بسیار گرانبهائی است که با گفتن داستان­های خود علاوه بر یادآوری خاطرات خوب گذشته، در قبال داستان، آنان را از مسائل و خطرات سر راه نیز آگاه نموده و به قول ما اساتید، با دادن پیام­های مخفی در طول داستان، بطور غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید، زیرا که هیچ کس دوست ندارد، بصورت رسمی مورد نصیحت و اندرز قرار گیرد.

شکرگزاری بخاطر نوه ها:

بودن نوه ها در کنار شما، بدان معنا است که انشااله فرزندان شما در قید حیات هستند، یا اگر در قید حیات نیستند، خدا این لطف را به شما نموده است که یادگاری از فرزندان شما بر جای بماند، و مورد دوم نیز آنکه اگر نوه ها، در کنار شما هستند، یعنی اینکه آنقدر شما برای آنها عزیز هستید که آنها لحظات با شما بودن را بر لحظات دیگر عمرشان ترجیح می­دهند، پس پیشنهاد می­گردد که برای هر دو مورد شکرگزاری مخصوص به خود را داشته باشید. و هر چقدر که شکرگزاری بیشتر انجام گردد، بطور قطع، نعمتها افزایش خواهد یافت.

پرستاری از نوه ها:

با تنی چند از همکاران بازنشسته که مذاکره می­کردم، اعلام داشتند که اکثر روزها به دلیل اینکه، فرزندان آنها کارمند هستند، بچه هایشان را در نزد، آنان گذاشته و خودشان به سر کار می­روند. در همان موقع به این فکر افتادم که آیا این عمل صحیح می­باشد یا خیر?

صحیح از این جهت که خوب با نگهداری از نوه­ ها، علاوه بر سود بردن از اینکه آنان در کنار شما هستند، و شادی و نشاط را برای شما به همراه می­آورند، و از آن جهت که مثل همیشه، باز کمک یار، فرزندانتان هستید، بسیار خوب و شایسته است، لکن اگر این کمک کردن و پرستاری، شما را از بقیه کارهای مربوط به خودتان دور نگهدارد و به واسطه این نگهداری نتوانید به علائق و خواسته­ های خود برسید، کاری ناپسند است، زیرا که در هر صورت شما اول باید به علائق خود برسید.

احتمالاً نیز الان دارید بر من خرده میگیرید که خوب، علاقه من بودن با نوه­ هایم است.

بله میدانم که بودن با نوه ها، بسیار خوب و شادی بخش است، و خود نیز بارها در همین بخش این عمل را پیشنهاد نموده ام، لکن در هر کاری باید تعادل برقرار گردد و از افراط و تفریط خودداری گردد. اگر شما نتوانید به کارهای دیگر مورد علاقه خود برسید، مسلماً در چند وقت بعد که دیگر بچه­ ها بزرگتر شده و خودشان برای خود، مشغولیاتی فراهم می­نمایند، شما مجدداً، طعم تنهائی را خواهید چشید، آزموده را آزمودن خطاست. پس لطفا، در نگهداری نوه ­ها، اعتدال را حفظ نمائید.

بردن نوه ها به پارک

ما برای با نشاط بودن در دوران بازنشستگی، باید به بهترین نحو از این زمان(بودن با نوه ها) بهره ببریم و به یاد بچگی مان، همراه با نوه ها، این دوران را سپری کنیم.

بازنشسته می­تواند از این دوران استفاده کرده و مانند گذشته به فرزندان خود، با بردن نوه­ها به پارک(البته نه همیشه) کمک نماید. چند ساعتی را با نوه­ها، که چیزی از کینه و بغض و نیرنگ نمی­دانند، گذرانده و مدتی را شاد در کنار این معصومان به خوشی بگذرانید.