مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت و رشد دوباره مسئله ای است که می تواند

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، گنجینه های

نیروی انسانی را به قله های رفیع موفقیت برساند.

امروز در موقع برگشت به خانه، با راننده ای آمدم که

علیرغم داشتن لیسانس گردشگری، به شغل رانندگی

مشغول بود، و وقتی که از او علت را پرسیدم،

ایشان علت اصلی اشتغال فعلی خود را، ورشکستی

در شغل قبلی(آژانس مسافرتی) و عدم امکان لازم جهت

شروع مجدد آن شغل بود.

زمانی که بیشتر با او هم صحبت شدم، متوجه این

مسئله شدم که ایشان با یک شکست که در زندگی

کاری خود تجربه نموده است، دیگر یارای برخاستن و

مبارزه جدید را ندارد.

و با همان شکست اولیه، بقول معروف قافیه را باخته و

منتظر آن است که روزگار برای او، زندگی را برنامه ریزی

نموده و تنها ایشان، بازیگری باشد که برای برنامه های

روزگار نقش آفرینی می نماید.

به خاطر همین، در این مقاله به دنبال بررسی مقاومت

و رشد دوباره در زندگی، و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می باشیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.

مقاومت چیست؟

مقاومت در فرهنگ معین به ایستادگی و پایداری کردن،

معنا شده است. و معنای آن است که در مقابل فشارها

و نواقص، دردها و رنج ها باید ایستادگی نمود و پایدار بود.

رشد دوباره چیست؟

رشد دوباره، به معنای آن است که در یک مرحله که

از رشد، بازمانده بود، به هر علتی، مجدداً رشد آغاز

شده و مراحل جدید، را تجربه نماید.

این مرحله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می تواند، شروع موفقیت های جدید و مراحل

جدید زندگی باشد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مقاومت نمود؟

در مصاحبه با بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

آنان از افزایش فشارها، مسائل و مشکلات در این دوران،

صحبت به میان می آوردند. و سئوال اساسی این است،

که در این مواقع، چندین انتخاب پیش روی هر فردی

می باشد.

  1. پذیرش فشار و مشکل، و منتظر افزایش فشار بودن،
    بدون هیچ گونه فعالیت و عملکردی. این دقیقاً در
    مراحل شخصیت شناسی، به شخصیت های معصوم،
    لقب گرفته که افرادی که تنها منتظر هستند که از
    اطراف، مسئله ای اتفاق بیفتد و همچنان نظاره گر
    می مانند، بدون اینکه فعالیتی برای کم کردن،
    یا بیرون رفتن از زیر فشار مسائل و مشکلات،
    انجام دهند. 
  2. پذیرش فشار و مشکل، و مقاومت در برابر آن:
    این مرحله می تواند در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) علاوه بر اینکه اعتماد به نفس
    پیشکسوت(بازنشسته) را به همگان، ثابت کرده،
    و هم زمان با مقاومت، مطمئناً یا فشارها کاهش
    می یابد، و یا می توان از همان مسئله و مشکل،
    یک راه حل خوب و زیبا کشف نمود. 

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید

مقاومت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)؟

وقتی مشکلات فرا می‌رسند و زندگی سخت می‌شود،

برنامه عملی زیر راهی عالی است که کمکتان می‌کند

همچنان پیش بروید و قوی بمانید:

فراموش کنید: فرد ضعیف به گذشته خود می‌چسبد

و نمی‌تواند جلو برود درحالیکه یک فرد واقعاً قوی تصمیم

می‌گیرد که فراموش کند و راهی دیگر برای رسید به

چیزی که می‌خواهد پیدا کند.

خود را آموزش دهید: هر مشکل جدیدی که با آن

برخورد می‌کنید، ممکن است به دانشی بیشتر از آنچه

دارید نیاز داشته باشد. برای اینکه در زندگی واقعاً قوی

باشید، باید بتوانید علم و آگاهی لازم برای حل

مشکلاتتان را به دست آورید.

سیستم اعتقادی خود را اصلاح کنید: وقتی باور

داشته باشید که می‌توانید کاری را انجام دهید، هیچ

چیز نمی‌تواند جلو شما را بگیرد اما مشکل اینجاست

که نمی‌توانید قبل از اینکه از شر افکار و اعتقادات

محدودکننده خود خلاص شوید، چنین باوری پیدا کنید.

فرار نکنید: نمی‌توانید با فرار کردن از مشکلاتتان،

قوی شوید. خودتان را گول نزنید. گاهی اوقات ذهنتان

یک راه فرار برایتان فراهم می‌کند که کمکتان می‌کند

بدون احساس گناه از مشکلتان فرار کنید. مثلاً بعضی

از کسانیکه از زندگی احتماعی می‌ترسند، به اینترنت

اعتیاد پیدا می‌کنند و دلیل آن این نیست که اینترنت

را دوست دارند، دلیل آن این است که به آنها کمک

می‌کند بدون اینکه حس بدی پیدا کنند، از

مشکلشان فرار کنند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شروعی دوباره را تجربه نمود؟

وقتی توانستید در مقابل مشکلات پایداری و مقاومت

نمائید، گام اصلی را برداشته اید، و سپس با گام های

بعدی، شروع مجدد را تجربه نموده و موفقیت های

جدیدی را برای خود به وجود آوردید:

ورزش را فراموش نکنید: در هر شرایطی ورزش

می تواند، به شما انگیزه لازم برای هر کار و فعالیتی را بدهد.

 شروع مجدد به معنی پذیرش شکست نیست:

شروع مجدد همیشه به این معنی که ما بپذیریم هر

آنچه تا کنون انجام داده ایم غلط بوده نیست بلکه راهی

است برای خارج شدن از روزمرگی و تبدیل شدن به یک

ماشین کوکی که روزها را یکی پس از دیگری و مثل روز

قبل ادامه می دهد بی آنکه انگیزه و هدفی داشته باشد.

هر چیز جدیدی لزوماً بد نیست: هیچ یک از ما لحظه

تولدمان را به خاطر نداریم بعد از 9 ماه زندگی دریک

بستر گرم و نرم که همه احتیاجات ما را برآورده می کرد،

ناگهان پا به جهانی گذاشتیم که نسبت به آن جاهل

بودیم و بی دفاع. شروعی مجددی که با گریه و زاری

شروع شد . اما این روزها برای حفظ سلامتی و چند روز

بیشتر در این دنیا کارهای زیادی می کنیم پس شروع

مجدد همیشه ام بد نیست.

همیشه آخرش سخته: آخر هرچیزی سخت است

درست است که یک جمله کلیشه ای شده اما حقیقت

این است که آخر هر چیز دشوار است اما این به معنی

غیر ممکن نیست. ما همیشه چیزهای ارزشمند را در

چالش ها و سختی ها به دست می آوریم.

خواستار شروع باشید : اگر روزگار و شرایط شما

را مجبور کرده از نو شروع کنید و در نقطه حساسی

از زندگی تان قرار گرفته اید بر این نکته تاکید دارد که

شما باید قلبا خواستار تغییر و شروعی تازه باشید.

قبول وضعیت موجود از مشخصات و ویژگی های

انسان های باهوش است.

 برای شروع دوباره لازم نیست زندگی تان

را شخم بزنید:  شروع دوباره به معنی ویران کردن

داشته های کنونی ما نیست برای شروع دوباره از

چیزهای کوچک و لذت بخش استفاده کنید.

یاد گرفتن یک مهارت جدید، یک کلاس دلچسب و

یا سفر یک روزه به جایی که همیشه آرزوی دیدنش

را داشته اید.

 بدها را پاک کنید: شروع تازه بهترین زمان برای

خط زدن بر روی عادت های بد، رفتار های ناخوشایند

و آن چیزی است که به هیچ عنوان به آن علاقه ای

نداریم . بد ها را با چیزهای خوب جایگزین کنید.

شجاع باشید: شروع مجدد مرحله ایست که باید

در آن ریسک پذیر بود و از انجام کارهای غیر معمول

هراسی نداشت. اگر قرار باشد همان روش های

قبل را دنبال کنید که اصلاً شروع مجدد بی معنا

خواهد بود!

 سطل زباله را خالی کنید: این تعبیر با آنکه

ظاهری زشت دارد اما یک حقیقت است. بخشی

از ذهن ما سطل زباله ای قرار گرفته که سرشار از

خاطره های تلخ، روزهای بد و در یک کلام گذشته است.

قبل از شروع هر کار سطل زباله را کاملاً تخلیه کنید.

 روی پای خودتان بایستید: من مطمئن هستم

اطراف هریک از ما (مخصوصاً پیشکسوتان

(بازنشستگان))، بی نهایت انسان های مهربان،

دلسوز، خیرخواه وجود دارد که قصد کمک دارند اما

برای شروع تازه بهترین کار آن است که روی پای

خودتان بایستید و خشت اول را درست و اصولی کار

بگذارید که تا ثریا مجبور نباشید دنبالش بدوید!

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پرتگاه های زندگی خود را به سکوی پرش تبدیل نمائید

پرتگاه های زندگی خود را به سکوی پرش تبدیل نمائید

انسان هیچ وقت کامل نیست، و همیشه در وجود هر کسی یک مسئله

ومشکلی وجود دارد، لکن نحوه برخورد با این مسأله است که

می تواند مشخص کند که آیا شما فرد موفقی هستید یا خیر؟

مثلاً یکی از اساتیدی که من در پیش ایشان درس می خواندم، بینی

ایشان کمی بزرگتر از حد معمول بود، لکن استاد بزرگوار من،

بجای اینکه از این مسئله، بشدت ناراحت باشد، و نگران این مسئله

باشد که در همه کلاسها، بخاطر این نقیصه مورد تمسخر واقع

گردد، خودشان به محض شروع سخنرانی به هر شکل ممکن،

کاری می کردند که اگر کسی هم متوجه این مسئله نشده به این

نقض وی، آشنا و آن هنگام بود، که استاد گرامی من، از همین

نقیصه بقول ما اساتید برای یخ شکنی و ارتباط بیشتر با مخاطبانش

استفاده می نمود و همین نقیصه بهترین حربه او برای ارتباط

مؤثر وی با شاگردان و مخاطبانش می شد.

یا در داستان دیگری، یکی از هم کلاسیهای من، که در کنکور

کارشناسی ارشد، با رتبه 50 در یکی از رشته های دانشگاه

تهران پذیرفته شده بود، و کتاب خود را نوشته و به عنوان مربی

و مدرس علوم و فنون مذاکره توانستند مطرح شوند. و این ها

همه در حالی بود که در کشور ما، حتی یک سیم کارت نیز به

نام این عزیز نمی توانست باشد، و این دوست من، با داشتن این

برچسب، توانست به این موفقیتها دست یابد، و آن برچسب این

بود، که این رفیق خوب و عزیز من، اهل کشور افعانستان است.

و داستان دیگری که شاید بسیاری از افراد از آن با خبر هستند،

آقای نیک وی آچیچ است که با وجودی که فاقد دست و پا می باشد،

در حال حاضر، از بهترین و انگیزشی ترین سخنرانان و مدیر

سازمان غیرانتفاعی زندگی بی‌حدومرز است، و ایشان بوسیله

همین نقیصه خودشان توانستند بجای فکر کردن به آنها، از فکر

و زبان خود استفاده نمایند، و توانست برای دیگران مفید باشد. و

سالیانه، افراد بسیار زیادی هستند که به سخنان وی گوش می دهند.

یکی دیگر از اساتید عزیزم در کلاس تعریف می نمودند که با یکی

از اساتید به یکی از کشورهای غربی مسافرت نمودند و قرار بود

که در آن کشور، با تلویزیون آن کشور، مصاحبه داشته باشند، و

گفتند که در موقعی که در فرودگاه منتظر ورود ساک ها بودیم،

ناگهان وسائل داخل ساک ایشان، از جمله لباسها زیر ایشان، قبل

از ساک داخل ریل ساکها قرار گرفت، و ایشان بجای اینکه مثل

ما، شرمنده و ناراحت بشوند که چرا لباسهایشان، از ساک بیرون

ریخته، تک تک آنها را از روی ریل برمی داشت و آنها را رو

به جمعیت می گرفت و همراه با آنها، به این اتفاق می خندید. و

وقتی از او در باره این اتفاق سئوال شد، ایشان گفته بودند که همه

به این اتفاق می خندند و خود من نیز بعداً به این اتفاق می خندم،

پس چرا در آن زمان که بهترین زمان است، نخندم و اوقات خوش

خودم را خراب کنم. بخاطر همین از همین اتفاق، به بهترین شکل

ممکن استفاده نمودند.

حال این همه داستان برای چیست؟

و چه ارتباطی این داستان ها و نقل قول ها، با دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارد؟

ما در این مقاله، بر آن هستیم که به مسائل پیش رو گنجینه های

گهر بار نیروی انسانی، که برای بعضی از افراد، ناگوار است،

نگاه بیندازیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پرتگاه زندگی چیست؟

پرتگاه در لغت به صخره‌هایی اطلاق می‌شود که دارای سطح با

شیب زیاد مرتفع و یا عمیق باشد.

و پرتگاه زندگی، به پرتگاه هائی گفته می شود که در زندگی بر

سر راه انسان قرار می گیرد، و بعضی از افراد از این پرتگاه ها،

برای کایت سواری و پرش از ارتفاع و … استفاده می نمایند و

لذت و شادی را برای خودشان به ارمغان می آورند و عده ای دیگر،

تنها به پرتگاه نگاه می کنند، یا از آن پائین نخواهند آمد. یا فقط

خودشان را بدون حفاظ و نگهدارنده به پائین پرتاب می کنند، و

نتیجه آن، تنها، خرد شدن استخوانهای بدن می باشد.

چرا باید از پرتگاه های زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده نمائیم؟

             

 

همان گونه که در مثالهای بالا اشاره شد، این پرتگاه ها در سر راه

هر انسان و مسلماً در سر راه، هر پیشکسوت(بازنشسته) وجود دارد.

و چیزی که بسیار مهم است، خود پرتگاه نیست، بلکه نگاه ما به

این پرتگاه می باشد.

یکی از افرادی که به اعتیاد مبتلا بود، دارای دو فرزند پسر بود،

و این فرد را نهایتاً از توی جوی های خیابان در حالی که مشغول

تزریق مواد به خودش بود، پیدا نمودند که در همان حال، از دنیا

رفته بود، و چون هیچ مالی در دنیا نداشت، شهرداری نهایتاً او را

در یکی از قبرستان ها دفن نمود.

اما بعد از چندین سال، یکی از پسران وی، که دقیقاً راه پدر را در

پیش گرفته بود، مشاهده شد، و وقتی که از او در خصوص وضعیت

وی سئوال شد که چرا به این مسیر رفته، اعلام داشت، که همه

الگو او، پدرش بوده است و چون چنان الگوئی داشته، این راه،

تنها راه پیش روی او بود.

این در حالی است که در همان سال، زمانی که به دیدن یکی از

بزرگترین پزشکان در یکی از مجلل ترین قصرها، رفتند، فردی

را مشاهده نمودند که به موفقیت های بیشماری رسیده بود، وقتی

از او در خصوص زندگی و انگیزه های موفقیت او سئوال شد،

او نیز مانند برادر خود، الگوی خود را پدر خود معرفی نمود.

بله هر دو، برادر و فرزندان همان معتاد بودند، لکن یکی دقیقاً

جا پای پدر خود گذاشته و به همان مسیر رفت. اما دیگری، از

مسیر پدر، درس متفاوتی گرفته بود، و راه خود را دقیقاً مخالف

آن قرار داده بود، و به موفقیتهای چشمگیری رسید.

اگر ما نتوانیم از پرتگاه هائی که در سر راه ما قرار دارد، سکوی

پرتاب درست نکنیم، مجبور هستیم که به ته پرتگاه، سقوط نمائیم

و یک زندگی فلاکت بار داشته باشیم. اما اگر انتخاب نمائیم که از

لحظه لحظه زندگی مان لذت ببریم، حتماً از این پرتگاه، بعنوان

سکو، استفاده می نمائیم و موفقیت های چشمگیری را برای خود

رقم خواهیم زد.

چطوری پرتگاه های زندگی را به سکوی پرش تبدیل نمائیم؟

در درجه اول، نحوه نگاه به این پرتگاه ها بسیار مهم است، و

اینکه بتوانیم به این مسائل نه بعنوان پرتگاه، بلکه بعنوان جائی

که قرار است برای ما فواید بیشماری را رقم بزند نگاه کنیم.

آنگاه از خود سئوال نمائیم که چگونه می توانیم از این موقعیتی

که شاید برای برخی افراد، پرتگاه هست، بهترین و بهینه ترین،

موقعیت را ایجاد نمائیم.

سپس جواب ها خود به خود به ذهن ما خواهد رسید و تنها کافی

است که راه حل ها را بررسی و بهترین آنها را انتخاب و اجرا

نمائیم.

آنگاه، از پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای اینکه فکرکنیم، مسن

شدیم، فکر می کنیم که با تجربه شدیم و می بایست که این

مهارت ها را به نسل بعدی منتقل نمائیم.

آنگاه، از پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای اینکه، فقط در خانه نشسته

و منتظر بیماری ها باشیم، متوجه می شویم که باید ورزش نمائیم و

سلامتی کامل خود را به دست خواهیم آورد.

و …. خیلی از مسائل دیگر، که میتوانیم بجای اینکه از پرتگاه،

استفاده نمائیم، از سکوی پرتاب استفاده نمائیم.

امید است که این مقاله، مورد استفاده واقع شده باشد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان

خود، هدیه نمائید.

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود داستان ها دارد،

عده ای بعلت آینده نگری در دوران اشتغال، آنرا بهترین روزهای

عمر خود بخاطر اینکه دیگر دغدغه کار و تلاش آنچنانی ندارند،

تفسیر نموده اند و عده ای دیگر دقیقاً بر عکس عده اول بعلت

اینکه توشه ای برای این سفر طولانی نیندوخته و مسائل مالی

گریبانگیرشان است و همچنین عده ای دیگر که علیرغم عدم نیاز

مالی، بیماری ها آنها را کلافه نموده است، آنرا بزرگترین دوره

ناراحتی و سختی عمر خود تفسیر می نمایند.

براستی این دوران چه دورانی است، آیا بهترین دوران عمر است،

یا بدترین دوران عمر؟

زیرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانعی بر سر راه بوجود

می آید، و عده ای از دوران اشتغال خود را آماده مواجه شدن با

این موانع نمودند و عده ای دیگر که حداقل بصورت ذهنی این

آمادگی را در وجود خود ساخته اند، بسیار راحت از این مانع عبور

می نمایند و زندگی شاد و با نشاط خود را از سر می گیرند.

اما باز در مقابل عده ای که آمادگی لازم را ندارند، دقیقاً هر مانعی

بر سر راه، سد بزرگی در برابرشان قلمداد شده و طاقت رویاروئی

با این سد را از دست می دهند، و در مبارزه با این موانع خود را

شکست خورده می پندارند و مبارزه را به حریف قدرتمند خود(موانع)

می سپارند.

در این مقاله سعی داریم به این بحث نگاه جدیدی بیندازیم.

موانع چیست؟

در لغت نامه ها، مانع مساوی است با بازدارنده ، منع کننده ،

مزاحمت

و کلاً هر چیزی که سر راه قرار گیرد و اجازه ندهد که ما خیلی

راحت به مسیر خود ادامه دهیم.

فرصت چیست؟

فرصت نیز در لغت نامه ها به معنی وقت مناسب برای کاری،

زمان؛ وقت. می باشد

و نیز زمان هائی که ما می توانیم کاری مفید انجام دهیم.

موانع و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

حال که به معنی تحت اللفظی این لغات پی بردیم، این لغات را

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بررسی می کنیم.

ابتدا موانع سر راه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بر

می شمریم: و فرصتهای ممکن که در برابر هر مانع می توانیم

از آن استفاده نمائیم را نیز همراه با هر مانع ذکر می نمائیم.

زیرا که خداوند متعال در آیه 6 سوره انشراح در قرآن مجید نیز

آورده است:

ان مع العسر یسرا

با هر سختی، آسانی نیز همراه است

یعنی دقیقا همراه با هر سختی، آسانی نیز وجود دارد و ما باید

آسانی را در هر سختی بیابیم. اگر سختی بر ما روا شده،

مطمئن باشید که سختی لفافه آسانی است و اگر آن را کنار

بزنید، پیدا و شفاف می گردد.

در اینجا موانع ذکر می گردد: از جمله:

پیر شدن : که به نظر برخی مانع است، اما در نظر برخی دیگر،

یکی از بزرگترین فرصت ها برای استفاده از تجربیات و انتقال آن به

دیگران که نیازمند آن هستند.

پیشکسوتی(بازنشستگی): که برخی آنرا کلاً خانه نشینی بدون

هیچ عملکردی توصیف می نمایند، لکن عده ای آنرا بهترین زمان

برای مطالعه و پیشرفت فردی در نظر می گیرند.

ضعیف شدن عضلات: برخی آنرا نشانه های رفتن می دانند، و

عده ای دیگر، آنرا نشانه ای برای فعالیت بیشتر می دانند تا این

ضعف را تقویت نماید.

بیماری ها: برخی آنرا مجددا از نشانه های پیری و رفتن می دانند

و عده ای دیگر، آنرا نشانه ناپرهیزی و عادت های غلط می دانند و

از خدای مهربان تشکر می کنند که با بیماری به آنها، عادات غلط

را نشان داده است.

زیرا همانگونه که می دانید، از نظر پزشکان، تب، بیماری نیست،

بلکه نشانه بیماری است.

و در نظر این عزیزان نیز، بیماری نیز نشانه رفتن نیست، بلکه نشانه

عادات غلط چه از نظر تغذیه و چه از نظر رفتاری می باشد که سریعاً

با شناسائی آنها در جهت رفع آن و برگرداندن سلامتی به خود و

خانواده اقدام می نمایند.

تنها شدن: برخی آنرا نشانه عذاب های دوران کهنسالی می دانند

و عده ای آنرا فرصت فکر کردن در باره خود و افزایش مطالعه و

پیشرفت فردی می دانند.

مسئله دار شدن خانواده: برخی حل آن را از عهده خود خارج دانسته

و این مسائل را نشانه سالمند شدن خود تلقی می نمایند و عده ای

دیگر، از خداوند متعال سپاسگزارند، زیرا که باز توانائی حل مسأله را

در هر سنی به رخ دیگران می کشانند و با حل هر مسأله، از خود و

خدای خود، تشکر و قدردانی می نمایند و هر روز شادتر و بانشاط تر

در اجتماع و خانواده ظاهر می گردند.

چرا استفاده از فرصت ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) می تواند در شادی و نشاط مؤثر باشد؟

اگر ما بتوانیم در این دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع را از سر راه برداشته و همچنان استوار به راه خود ادامه دهیم،

مسلماً با برداشتن آنها، علاوه بر اینکه اعتماد به نفس ما همچنان

حرف اول را در همه حالات بیان می نماید، شادی و نشاط، ثمره

این برداشته شدن موانع از سر راه می باشد و مشخص است که

فردی که شادی و نشاط را همیشه تجربه نماید، شانس سلامتی

و طول عمر برای او به مراتب از افراد دیگر بالاتر است.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) موانع

را به فرصت تبدیل نمود؟

همانگونه که مشاهده فرمودید کافی است که به مسائل و موانع

در این دوران، نگرش تازه ای بیفکنیم. و مسائل را با نگاه و عینک

جدید ببینیم و همانگونه که خداوند نیز فرمودند باید در دل هر

مانعی، دنبال سود و منافعی باشیم که نصیب ما می گردد اگر

همواره به قفل بسته شده نگاه بیفکنیم، از این غافل خواهیم ماند

که اگر قرار بود این قفل باز نشود، در آن محل، بجای در، دیوار قرار

می دادند.

پس از همین الان شروع به تغییر در نگرش و افکار خود نمائید و

مسائل را با دیدی که قرآن به ما پیشنهاد داده، مشاهده و در جهت

رفع موانع برآئیم.

آدم موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب

می شود، یک برج از موفقیت بسازد، نه کسی که برای خود

زندانی درست میکند.