شور و نشاط در دوران بازنشستگی

شور زندگی در دوران بازنشستگی

زمانی که بالاخره، شاهین بازنشستگی، بر شانه های فرد پس از سالیان سال خدمت در اداره یا محل کار، نشست، زمان خداحافظی با محل کار و اشتغال، و رفتن به منزل است.

عده ای این زمان را، پایان زندگی می دانند

و عده ای دیگر، تازه آن را شروعی دوباره برای زندگی دوم می دانند.

آنهائی که در گروه دوم، قرار دارند، اتوماتیک وار، شروع به حرکت و ایجاد کسب و کار جدید، و یا استفاده بهینه از این دوران فراغت بسیار زیاد می نمایند. و در این راه، به هیچ عنوان، حتی نام بازنشسته را بر خودشان نمی گذارند و دیده شده، که برخی از این عزیزان، حتی از این لقب، که به آنها داده می شود، بسیار ناراحت و عصبانی می شوند

و در جواب می گویند،(البته بر اساس مشکلات متعددی که در اطراف وجود دارد) که بازنشسته، یک فرد بی تحرک و بی هدف است، در صورتی که ما، همچنان به کار و تلاش و فعالیت خود ادامه داده و بهینه و مفید از این اوقات، استفاده میکنیم.

اما. اما. اما

میرسیم به گروه اول

گروهی که این دوران را پایان زندگی می دانند و به همین خاطر، دیگر شور و هیجانی برای ادامه فعالیت و تلاش، و حتی تفریح و لذت بردن از شرایط و محیط را برای خود، مهیا نمی کنند.

و بصورت خیلی متعجبانه، حتی از موقعیت هایی که امکان دارد که برای آنها، شادی آور و لذت بخش باشد یا به نوعی، سودی برای آنها، نیز میسر باشد، اتوماتیک وار، حذر کرده و فراری هستند.

این افراد چه کسانی هستند

چرا شور زندگی در این افراد، به پائین ترین حد خود می رسد.

 

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ را نیز مطالعه فرمائید.

 

شور زندگی در دوران بازنشستگی، چیست؟

در تعریفی که آقای مصطفی ملکیان(روانشناس) از شور زندگی دارد که معقتقد است اگر انسان‌ها دارای شورونشاط زندگی باشند مسئله معنای زندگی منحل می‌شود، اما اگر شور زندگی نداشتند و مسئله معنای زندگی ایجاد شد، باید با جعل معنا این مسئله را حل کنند.

شور زندگی، در اصل به زندگی معنا و مفهوم می دهد و اگر شوری در زندگی داشتی، یعنی معنائی و مفهمومی نیز وجود دارد که به خاطر آن، تلاش و کوشش و امیدواری وجود داشته باشد.

 

چرا شور زندگی در دوران بازنشستگی، اهمیت دارد؟

اگر این شور در زندگی، مرده باشد، دیگر زندگی، آن معنا و مفهوم خویش را از دست داده، و تلاش و کوشش، بی معنا شده و امکان اینکه بتواند فرد را مجدداً به زندگی امیدوار کند، بسیار پائین می آید.

باید دقیقا، به معنای شور زندگی برگردیم، که چرا باید در این دوران، شور زندگی در بازنشستگان گرامی، افرادی که حداقل 30 سال، کار و تلاش نموده و تجربه ها و مهارت ها کسب کردند و اکنون در کار خود، به درجه استادی رسیده اند، تا این حد افول کند.

متأسفانه در کشور ما، جائی برای اینکه به شاغلین عزیز، این امر را گوشزد نماید که خود را برای دوران پر پیج و خم بازنشستگی فراهم نمایند، وجود ندارد، و از طرفی، مواردی که در این دوران، برای فرد بازنشسته به وجود می آید، اگر برای آن، برنامه ریزی لازم صورت نگرفته باشد، عملاً می تواند، فرد را مستأصل یا زمین گیر نموده  و مشکلات و مسائل فراوانی را نصیب فرد گرداند.

و خوشبختانه، مجموعه ما، طی تلاشی چندین ساله، برای تعدادی از سازمانها و ادارات، سمینارها و کارگاههایی در این خصوص برگزار و تعدادی را جهت ورود به این دوران آماده نمود و از طرفی، با چاپ کتاب، الفبای بازنشستگی، امکان آشنائی باقی عزیزان را مطالعه این کتاب، با این دوران فراهم نمود.

حال پس از این موارد، اگر مجدداً این شور در فرد، کاهش یافت، به چه صورتی می توان، این شور را مجدداً برگرداند.

 

چگونه می توان، شور زندگی را در دوران بازنشستگی، مجدداً برگرداند؟

 

در این دوران با شکوه، موارد بسیار زیادی هست که اگر عزیزان بازنشسته به آنها، بیش از مشکلات و مسائل، توجه و تمرکز لازم را بنمایند، هر کدام به تنهائی می تواند، شور و نشاط را در این گنجینه های نیروی انسانی، چندین برابر گرداند.

از جمله آنها اگر فرزند داشته باشید، حداقل می توانید به آنها، دلخوش داشته و برای آنها، شور و نشاط خود را مجدداً فعال نمائید

شاید تعدادی از آنها را به خانه بخت فرستاده و به سر خانه و زندگی خود رفته باشند، لکن هر فرزندی تا پایان عمر خودش، باز فرزند است و نیازمند والدین، برای مراقبت و حمایت از آنها.

پس در مرحله اول می توانید بر روی این عزیزان، تمرکز داشته باشید.

در مرحله دوم، اگر دارای نوه شده باشید، که دیگر نیازی حتی به این مقاله نداشته و اتوماتیک وار، این بمب های انرژی، می توانند، شور و نشاط را به زندگی شما برگردانند.

همانگونه که یکی از اقوام ما، متأسفانه در حادثه ای، یکی از فرزندان خود را از دست داد. و با مذاکره ای که با فرزند دیگر مجرد وی داشتیم، او را متقاعد ساختم که اگر والدین خود را می خواهد، هر چه سریعتر، آستین بالا زده و ازدواج نماید.

آن فرد، بالاخره، با پیشنهادم موافقت و پس از دو هفته به خواستگاری رفتند، و بلافاصله، مقدمات مراسم عروسی نیز انجام و ازدواج صورت پذیرفت.

دقیقاً در تابستان سال گذشته بود که به منزل این پدر رفتم، با دیدن نوه و نشاط و شادمانی که مجدداً به این خانه برگشته بود، حتی علیرغم از دست دادن یکی از فرزندان، قابل وصف نبود. پس یکی از بهترین شور و نشاط دهندگان در این دوران، نوه ها هستند.

در مرحله سوم، اگر همسر شما، در قید حیات هست، می توانید حالا که احتمالاً همه بچه ها، به سر خانه و زندگی خود رفته و شما را تنها گذاشته اند، زندگی دو نفره جدید را مجدداً آغاز نموده و بتوانید با برنامه ریزی مناسب، برای خود، شور و نشاط جدیدی به ارمغان آورده و معنای جدیدی برای خود، مهیا سازید.

و در مرحله آخر

این را برای مرحله آخر گذاشتم، شاید می بایست، در مرحله اول این مسئله را بیان می نمودم و آن اینکه، شاید بقیه و حتی همسر(در برخی از موارد به علت فوت یا هر علت دیگر) شما را ترک نمودند، یک فرد دیگر هست که همیشه شما با او هستید و او کسی نیست، بغیر از خودتان

بله، درست متوجه شدید، بخاطر خودتان، که بزرگترین حمایت کننده زندگی، در دوران اشتغال بوده و هست و خواهد بود.

شما همیشه باید، بخاطر اینکه هنوز از مواهب خیلی از نعمتها، استفاده می نمائید، خدا را شاکر و برای سلامتی و طول عمری که نصیب شما شده(که نصیب هر کسی نمی شود) باشید.

و شکر این نعمت، آن است که تا زمانی که هستید، برای زندگی خود، معنا و مفهومی داشته باشد و شور و نشاطی که نه تنها، برای خودتان انگیزه، بلکه برای اطرافیانتان نیز، انرژی به همراه داشته باشد.

 

الان باید چکار کنیم؟

حالا با این همه مطالبی که خدمت شما عرض شد، باز هم می خواهید بفرمائید که شور و نشاطی وجود ندارد.

شور و نشاط، اگر هم نباشد، شما باید، آن را خلق و در زندگی به کار گیرید و از مواهب و نتایج آن، بهره مند گردید.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

لطفاً آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

 

 

 

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

واقعیت ها در دوران بازنشستگی

در طول عمر خود، همیشه با یکسری از واقعیت ها ما روبرو

هستیم، این واقعیت ها می تواند، خوب یا بد، زشت یا زیبا

باشد. اینکه چطوری و چگونه با این واقعیت ها روبرو شده و

از آنها به چه صورت استفاده کنیم، در این مقاله در خصوص آن

بررسی می نمائیم.

واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی چیست؟

واقعیت: آنچه در جهان به صورت عینی دیده می‌شود،واقعیت

نام دارد. برای مثال، اینکه درخت از جمله گیاهان است، برگ

درخت مو در تابستان سبز است و یا تنه درخت سرو به رنگ

قهوه‌ای است به مواردی واقعی اشاره دارند.

حال میپردازیم به واقعیت های موجود در دوران بازنشستگی

و آنها را لیست می نمائیم:

  • زمان کار کردن در اداره ای که مشغول بودیم، به اتمام رسیده است.
  •  
  • نسبت به دوران جوانی، بدن با کاهش قوا مواجه است
  • سالیان دراز، در کارهای مختلف، مشغول به کار بوده اید
  • قدرت خرج کردن، به نسبت سالیان اشتغال در بعضی موارد کاهش می یابد.
  •  
  • در صورت تأهل، احتمال زیاد، کلیه بچه ها، به سر زندگی            خود رفته اند.
  • احتمال اینکه یکی از زوج ها، به هر صورت، رفته باشد، وجود دارد.
  •  
  • ارزش ها در این دوران، با ارزش های سالیان قبل، کمی متفاوت یا بعضی از ارزش ها، بطور کلی، تغییر کرده اند.
  •  
  • میزان درآمد ها(حقوق)، احتمالاً پس از بازنشستگی، نصف یا یک سوم گردیده است.
  •  
  • امید به زندگی در حال حاضر، 75 سال برای آقایان است و برای خانمها، 85 سال است.
  •  

چرا واقعیت ها در دوران بازنشستگی مهم است؟

با برخی از عزیزان بازنشسته که مذاکره می نمودم، تعدادی

از آنها، این واقعیت ها را مثبت و برخی دیگر که متأسفانه

تعداد آنها نیز کم نبودند، این واقعیت ها را تا زمان مذاکره،

منفی می نگاشتند.

حال واقعاً این واقعیت ها، خوب هستند یا بد؟

این واقعیت ها، زشت هستند یا زیبا؟

تمام این قضاوت ها، بر میگردد به عینکی که بر چشم داریم

و به دیدی که به دنیا و این واقعیت ها، می نگریم.

برخی جدا شدن از کار، را به عنوان یک تهدید قلمداد نموده

و برخی دیگر، آنرا به عنوان یکی از بهترین فرصت های زندگی

خود تفسیر و به بهترین شکل ممکن از آن استفاده می کنند.

برخی، رفتن فرزندان به سر زندگی خود را یک تهدید و آغاز

تنهائی و بی کسی تفسیر و برخی دیگر، این واقعیت را

سرآغاز، شروع زندگی جدید و مجرّدی با همسر و دور بودن

از مسئولیت فرزندان قلمداد و از این فرصت در جهت رفتن به

مسافرت و ادامه تحصیل و شروع فعالیتهای اجتماعی

استفاده می نمایند.

برخی، کاهش قوای جسمی را تهدید قلمداد نموده و

تعدادی دیگر، این کاهش را اعلام بدن برای شروع کارهای

تقویتی و شروع ورزش و فعالیتهای بدنی، تفسیر نموده و

در جهت بهبود تغذیه و تناسب اندام و فعالیت های بدنی،

اقدام می نمایند.

برخی سالمند شدن را تهدید حساب نموده و از آن بیم دارند،

تعدادی دیگر، این سالیان را، سالیان پرتجربه گی و پختگی

محسوب کرده و از این دوران در جهت یاری رساندن به افراد

دیگر و کمک به نفر اتی که نیازمند کمک آنهاست، استفاده

می نمایند.

برخی نزدیک شدن به سالهای 75 و 85 که امید به زندگی

است، را تهدیدی برای از دنیا رفتن به حساب آورده و عده ای

با نگاه به پژوهش های تازه که امید به زندگی را در سال

1400 به 200 سال تخمین زده اند، امید خود را به زندگی

از دست نداده و سعی مینمایند از لحظه لحظه زندگی خود،

استفاده لازم را بنمایند.

چطور میتوان از این واقعیت ها برای شادی و نشاط

در دوران بازنشستگی استفاده کرد؟

همانگونه که توضیح داده شد، با نگاه مثبت به واقعیت ها

می توان علاوه بر اینکه زندگی شاد و با نشاط و همراه با

سلامتی و عشق را برای خودمان رقم میزنیم، می توان از

آن در جهت کمک و یاری به افراد و نفراتی که نیازمند کمک

هستند و درخواست می نمایند استفاده نمود.

در این دوران میتوان از برنامه های غنی سازی دوران

بازنشستگی استفاده نمود و بهترین سالهای عمر خود را

رقم زد و مفید ترین فرد در طول عمر خود باشیم.

و نیز می توان با پس انداز نمودن وجه دریافتی از محل کار

یا سرمایه های خود، اقدام به افزایش درآمد خود به صورتی

که حجم درآمد از زمان اشتغال نیز فراتر رود، اقدام نمود. این

همان کاری است که اکثر همکاران اینجانب پس از دریافت

پاداش بازنشستگی، نسبت به آن مبادرت می نمایند و

سالیان سال، با درآمد بالاتر و بدون ریسک زندگی خود را

میگذرانند.

همچنین می توان نسبت به آموزش تجربیات و مهارتهای

خود به نسل جوان اقدام و علاوه بر بالا بردن سطح مالی

خود، نسبت به بالا بردن سطح آگاهی عمومی جامعه

قدم برداشت.

در این دوران، با استفاده از ارتباطاتی که در زمان اشتغال

ایجاد نموده ایم، استفاده و در جهت اشتغال زائی و افزایش

درآمد خود از راهکارهای خلاقانه اقدام نمود.

حال چکار کنیم که در دوران بازنشستگی بتوانیم

شاد و بانشاط باشیم؟

براستی در این دوران بازنشستگی چه کار باید کرد که

علاوه بر شادی و نشاط، سلامتی و شادابی خود را نیز

حفظ نموده و آنرا به خود و نزدیکان خود هدیه نمائیم.

تنها کافی است که با دید مثبت به واقعیت ها نگریست و

از منفی بافی و افکار مزاحم دوری جست و در هر واقعیتی،

ابزار کمک به خود و دیگران را بیابیم.

و در دل هر واقعه ای، نکات مثبت و قابل کار، آن را کشف

نمود.

همانگونه که در قرآن بصورت خیلی واضح در سوره انشراح

آیه 5 آمده است.

فان مع العسر یسرا

یعنی در هر سختی، آسانی نیز وجود دارد.

پس در هر واقعیتی، آسانی و راه کارهای اجرائی استفاده

بهینه از آن واقعیت را یافته و استفاده نمائیم.

نتوانستن یا نخواستن در دوران بازنشستگی

نتوانستن یا نخواستن در دوران بازنشستگی

در یکی از روزها که در خیابان بودم برای رفتن به جائی، اقدام

به گرفتن تاکسی نمودم، وقتی که سوار تاکسی شدم، با

دیدن آتل گردن راننده و عصاهای او متوجه وضع غیر عادی

راننده شدم، و باز هم با دیدن چوبی در دستان که مانع بسته

شدن انگشتان و به هم چسبیدن آنها میگردد، تعجب من

چندین برابر شد. وقتی از ایشان موضوع را پرسیدم، متوجه

شدم که ایشان ضایعه نخاعی دارند، به شکلی که حتی

امکان استفاده از انگشتان دست را به درستی ندارند.

وقتی که زمان اتفاق را پرسیدم متوجه شدم که بیش از دهها

سال است که ایشان با همین شکل، مشغول گذران زندگی

است، همانجا به فکر رفتم که چگونه است، فردی که مشکل

ضایعه نخاعی دارد و گردن بسته، انگشتان دست مشکل دار،

پاها مشکل دار اما باز هم از پا نیافتاده و همچنان پرقدرت و

شاداب، به کار خود ادامه میدهد.

سپس به بعضی از دوستان بازنشسته که نگاه میکنم که بعد

از بازنشستگی، علیرغم داشتن اندامی سالم و همراه داشتن

کوله باری از تجربه، همچنان اعلام میدارند که کاری از دست

آنان بر نمیاید، و به خانه نشینی و پارک نشینی بسنده

می کنند. در این مقاله قصد داریم در خصوص نتوانستن در

دوران بازنشستگی یا به تعبیر درست تر، نخواستن در دوران

بازنشستگی نگاهی بیندازیم و مسائل را از این نظر بررسی

نمائیم.

نتوانستن چیست؟

نتوانستن که به مصدر منفی توانستن اشاره دارد، برعدم

قدرت و توانائی در انجام کاری دلالت دارد.

نخواستن چیست؟

نخواستن باز هم مصدر منفی خواستن است و رد کردن

است و بر عدم وجود اراده در انجام کاری دلالت دارد.

همانگونه که مشاهده میفرمائید این دو کلمه کاملاً با یکدیگر

متفاوت می باشند اما ما در بسیاری از مواقع، بجای واژه

نخواستن از کلمه نتوانستن استفاده می کنیم، زیرا که دیگر مسئولیتی بر عهده ما نمی گذارد و ما را از ادامه کار مبرا

می سازد.

چرا در دوران بازنشستگی ما نمیخواهیم؟

تعدادی از دوستان بازنشسته به محض اینکه حکم

بازنشستگی خود را دریافت می دارند، واقعا فکر می کنند

که این حکم، حکم بازنشستگی از کل دنیا، است و به این

فکر میکنند که چون توانائی خدمتی آنان به پایان رسیده

است، اداره مجبور به حذف آنان از سیستم گردیده است.

در صورتی که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد، اگر کمی تحقیق

نمائید، شاید در گذشته، بازنشستگی را بر همین منوال قرار

داده بودند، لکن در حال حاضر، به این دلیل است که بعد از

30 سال، نفر جدید جایگزین و کارها توسط فرد جدید و جوانتر،

راهبری گردد و کارمندان سابق، همه در کارهای آموزشی و

سیستم های دیگر مشغول به خدمت گردند.

بارها با عزیزان بازنشسته مشغول صحبت بودم و از آنان

خواستم که حرکتی انجام دهند و شروع به اشتغال جدید

نمایند. قریب به اتفاق آنان، از کلمه نتوانستن استفاده

نمودند.

حال با توجه به داستان این راننده تاکسی، آیا شما واقعا

اعتقاد دارید که این عزیزان، واقعا نمی توانند، یا

نمی خواهند؟

چرا نمی خواهند، زیرا که با این جمله، تمام بار مسئولیتی

از گردن آنان برداشته شده و همه آنان را به دید آدم مسن

و سالمند نگاه کرده و کمتر کسی از آنان توقع دارد که

حرکتی انجام دهد و همین نگاه، سرمنشاء بسیاری از

مشکلات این قشر عزیز و این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی است. زیرا اگر خود را به مانند همین راننده

تاکسی باور داشته باشند، می دانند که اگر خدا کمی

توانائی را از آنان به خاطر عدم استفاده از آن توانائی، از

آنان گرفته است.

(البته نگارنده به این جمله اعتقاد ندارد، زیرا در همین زمان،

صبحها که جهت ورزش به پارک نزدیک خانه می روم، استاد

ورزش، که فردی حدوداً 85 ساله است، هنوز به مانند یک

جوان، جست و خیر دارد، و کمتر کسی است که در حرکات

بتواند همپای او قدم بردارد یا در زمانی که مشغول شنا

است، کمتر کسی است که بتواند همپای او در آب شنا

نماید و خسته نشود، پس همانگونه که خودتان نیز متوجه

شده اید، این کمتر شدن توان، تنها در ذهن است، نه در

بدن) تجربه و دانائی را به آنان عطا نموده است، که میتوانند

با همین تجربه و دانائی که گنج پر ارزشی است، میتوانند

برای خود و اطرافیان شغل و درآمد ایجاد نمایند.

چطوری میتوان با نخواستن در دوران بازنشستگی

مقابله نمود؟

بهترین کار برای اینکه با نخواستن در دوران بازنشستگی

مقابله نمائیم آن است که هر موقع که فعل نتوانستن بر زبان

جاری شد، فوراً، این واژه را با واژه نخواستن تعویض و خود را

مقید نمائیم که تا حد ممکن آن کار خواسته شده یا به ذهن

مبادرت شده، را انجام دهید. آنگاه بعد از مدت کوتاهی متوجه

میشوید که دیگر ذهن نیز شرطی شده و به ندرت از کلمه

نتوانستن استفاده می نماید.

راههای رسیدن به خواستن در دوران بازنشستگی

چیست؟

به محض اینکه فعل نتوانستن از روی زبان کنار رفت، فعل

خواستن جایگزین آن میشود، و بدن و کائنات در جهت رسیدن

شما به اهدافتان کمکتان میکند. کافی است که هر روز یا

هر هفته برای خود، یک هدف قرار دهید، و خود را ملزم نمائید

که به آن هدف ظرف مدت مشخصی دست یابید.

 و به مجرد اینکه به اولین هدف دست یافتید، ذهن شما،

شما را تشویق به انجام و رسیدن به باقی اهداف می نماید،

و بدین سان شما، شادی و نشاط در دوران بازنشستگی را

که سزاوار آن هستید را تجربه خواهید نمود.

به امید روزی که در واژه بازنشستگی، هیچ ردپائی از واژه

از کار افتادگی وجود نداشته باشد.

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

در ماه گذشته که برای کاری به یکی از میادین رفته بودم، در آنجا با

تعدادی از بازنشستگان روبرو گردیدم که جهت بالابردن حقوق خود

توسط دولت، گردهمائی تشکیل داده بودند. به میان این عزیزان رفتم

و سعی نمودم که با آنان وارد مذاکره شده و کمی با آنها مصاحبه

نمایم و دلائل اینکه آنها نباید منتظر دیگران برای تغییر در زندگی خود

باشند، را مطرح می نمودم، اما مثل اینکه، آنان یا نمی خواستند

حرفهای من را بشنوند، یا نمی توانستند، در هر صورت، به محض

اینکه کمی در بحث، می ماندند، فوری صحنه را ترک میکردند و

حاضر به ادامه مصاحبه نبودند.

در آنجا به این فکر نمودم که چرا بعضی از این عزیزان، در مقابل نکات

مثبت یادآوری شده، چنین مقاومتی از خود نشان میدهند.

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی چیست؟

مقاومت به معنی ایستادگی، پافشاری، استقامت و پایداری و این

در دوران بازنشستگی برابر است با اینکه چشم و گوش خود را بر

روی نکات مثبتی که در این دوران می تواند برای ما داشته باشد،

ببندیم و نخواهیم مطالب را بشنویم و ببینیم.

چرا در دوران بازنشستگی، مقاومت بازنشستگان زیاد است؟

در این دوران، که عملاً درآمدها کاهش یافته و فشار مضاعفی بر پیکر

این عزیزان وارد می شود، هر فرد بعد از بازنشستگی، مدتی را برای

احقاق حق خود و اضافه نمودن درآمد تلاش و کوشش می نماید،

لکن این تلاشها به دلیل اینکه بصورت فردی بوده است، معمولاً کاری

به جائی نمی برد و فرد پیگیر کننده مشخص است که بعد از مدتی

خسته و دیگر به فعالیتهای خود ادامه نمی دهد.

و به موازات این امر، نیز مدام از طرف مسئولین و کسانی که باید به

دغدغه و خواست این عزیزان توجه نمایند، مرتب وعده هائی داده

میشود و اکثر این وعده ها، فقط در حد همان وعده باقی می ماند،

این گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، کم کم، با فشاری که

تحمل می نمایند، دیگر به وعده های جدید و سخنان توجه ننموده و

به سختی قبول می نمایند که امکان دارد که وضعیت ایشان مجددا

اصلاح و این عزیزان، رنگ شادی و نشاط را در زندگی ببینند.

و از طرف دیگر، تعدادی از این عزیزان، بدلیل اینکه مرتب با ناملایمات

مواجه گردیده اند و با اعلام این ناملایمات، گوشهای بسیاری را در

اختیار خود گرفته اند و خود نیز به این وضعیت عادت نموده اند، حال

دیگر حاضر به تعویض و تغییر این وضعیت نمی باشند چون مغز نیز

چنین چیزی را از کسی نمی خواهد، همانگونه که خود نیز بر این امر

واقف هستید، کار مغز، حفظ حالت موجود است بخاطر اینکه حداقل

انرژی را مصرف نماید.

پس چه باید کرد، باید همچنان تا آخر عمر، چشم خود را به روی نکات

مثبت و … ببندیم و از کسی چیزی قبول نکنیم.

چگونه باید با این مقاومت، روبرو شده و در صدد رفع آن برآئیم؟

با اوضاع گفته شده، معلوم است که باید منتظر مهمان ناخوانده

افسردگی و بالنتیجه بقیه میهمانان ناخوانده دیگر نیز باشیم، لذا بهینه

است که کمر همت را محکم بسته و سعی در تغییر اوضاع خود

نمائیم. زیرا تا مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرید، هیچ چیزی

در زندگی شما عوض نخواهد شد. و بهترین زمان تعویض افکار و تغییر

در روش زندگی همین لحظه است. پس معطل نشوید و این مقاومت

را با افکار مثبت در هم شکنید.

در مرحله دوم، کافی است که روزانه فقط کمی خوش بین تر از دیروز

باشید، به قول دوستان انجمن NA فقط برای امروز پاک باشید و افکار

منفی را به مغز خود راه ندهید، و نتیجه آنرا خیلی زود دریافت

خواهید نمود.

در صورت امکان، با دوستان مثبت اندیش و خلاق همراه شوید و با

آنان هم صحبت شوید، زیرا که آنان تنها نیمه خالی لیوان را ندیده و

نیمه پر لیوان را دیده و برای نیمه خالی نیز راه کارهای متفاوت نیز

ارائه خواهند نمود.

تنها کافی است که این مقاومت را با خواست خود، کنار بزنید، آنگاه

هوای تازه و خلاقیت های درونی وجودتان شروع به خودنمائی نموده

و وضعیت زندگی را خیلی سریع تغییر خواهند داد.

دید مثبت در دوران بازنشستگی را از همین الان شروع کنید.

حال که با روش حذف مقاومت در برابر نکات مثبت دوران

بازنشستگی، آشنا گردیدید، بهینه است که از همین الان چند

تا از عادات منفی خود و دوستان منفی خود را یادداشت نموده و

سعی در کناره گیری از این عزیزان و این افکار نمائید.

معاینات ادواری بازنشستگان

معاینات ادواری بازنشستگان

یکی از مهمترین و اساسی ترین برنامه های پیشگیری از بروز

بیماریها و حوادث ناشی ازکار در هرکشوری که به عضویت

سازمان بین المللی کار و بهداشت جهانی درآمده انجام معاینات

پزشکی جهت افراد شاغل میباشد. که بهینه می باشد که

چنین معایناتی در قشر خوب و زحمت کشیده بازنشسته نیز به

اجرا درآید.

اکثر بیماریها مخصوصاً بیماریهای صعب العلاج و سرطانها، اگر

زود تشخیص داده شود، قابل درمان و بهبود می باشد، لذا کلیه

ادارات و سازمانها، برای اینکه کارمندان خود را از هر گونه

بیماری و مشکلات ناشی از ورود هر گونه بیماری مصون نمایند،

نسبت به معاینات ادواری آنان در هر سال، اقدام می نمایند.

معاینات ادواری چیست؟

چنانچه اولین علائم بروز بیماریها(اعم از شغلی و غیر شغلی)

نمایان شود طی انجام معاینات ادواری (حداقل سالی یکبار)

میتوان با صرف کمترین هزینه جلوی پیشرفت بیماری را گرفت و

سلامتی شاغل را تضمین کرد.

ازاین منظر معاینات ادواری نوعی بیمه عمر تلقی می¬گردد که

از بروز نواقص جسمی و مشکلاتی که بر اثر بیماریها پیش از

رسیدن به سن بازنشستگی در نیروی کار و تولید کشور

جلوگیری میکند. و در زمان بازنشستگی، جلوی هزینه های

هنگفت و صدمات جبران ناپذیری که از بروز بیماریها بوجود می

آید، گرفته شود.

اهداف معاینات ادواری چیست؟
– تشخیص و درمان به موقع بیماریها و عوارض ناشی از کار در

شاغلین و بازنشستگان (مثل تشخیص و درمان دردهای کمری

پیش از مزمن شدن و آسیب زدن به دیسک و انجام عمل

جراحی پرهزینه و اغلب بی نتیجه)

– توصیه برای تغییر شغل و یا محدود کردن کار در افراد بیمار

شاغل و بازنشسته
– جلوگیری از انتقال بیماریهای واگیر دار در شاغلین و

بازنشستگان
– پیشگیری از بروز بیماریها و عوارض ناشی از کار در کارکنانی

که شغل مشابه دارند.

– انجام مطالعات و کارهای پژوهشی برروی عوامل زیان آور

محیط کار در شاغلین و بازنشستگان


– ارزشیابی و تعیین میزان کارآئی روشهای کنترلی عوامل زیان

آور محیط کار

معاینات ادواری برای چه گروه هائی لازم و ضروری می باشد؟

این معاینات برای کلیه افراد در کلیه سنین، لازم و ضروری است،

لکن ضرورت آن در زمان بازنشستگی، دو چندان میشود، چرا که

اگر هر بیماری، زود تشخیص داده شود، در هزینه و مدت و نحوه

درمان آن تأثیر بسزائی خواهد داشت. و این معاینات علاوه بر

سهیم کردن صندوقها و کانونها در سلامتی بازنشستگان، به

بازنشستگان گرامی این امید را نیز میدهد که دستگاههای

اجرائی و دولت، هم اکنون نیز علیرغم اینکه این عزیزان، از کار

فارغ گردیده اند، هنوز سلامتی آنان برایشان مهم میباشد.

معاینات ادواری چه مسائلی را آشکار میکند؟

معاینات ادواری بازنشستگان اگر بصورت صحیح و توسط

متخصصین مشخص انجام شود، می تواند کلیه امراض را در

ابتدای کار، تشخیص و دستورات لازم در جهت درمان، یا

جلوگیری از پیشرفت آنرا با هزینه های کم صادر نماید. و این

تشخیص می تواند از ورود بیماری مهلک و خطرناک افسردگی

که به واسطه بروز امراض به بدن، ظاهر میگردد، جلوگیری نموده

و هر بیماری را در همان بدو ورود و ظهور علائم اولیه تشخیص و

درمان نمایند.

زمان معاینات ادواری

بهترین زمان جهت انجام معاینات ادواری، پس از شروع دوران

بازنشستگی و فراغت از کار می باشد، زیرا که با شروع دوران

کهنسالی، بیماریها، همراه با افسردگی به راحتی وارد بدن

بازنشستگان گردیده و خیلی زود، جای خود را در بدن این

عزیزان، پیدا نموده و جایگزین گردد. و اگر بتوان این معاینات را

بصورت ادواری و هر ساله یکبار برای کلیه این گنجینه های

نیروی انسانی برگزار نمود بشکل بی سابقه ای بر سلامتی

روانی و جسمی آنان تأثیر خواهد گذاشت.

مزایا جهت صندوقها و کانون های بازنشستگان
در صورت انجام معاینات ادواری جهت بازنشستگان، و آگاهی

آنان از وضعیت سلامتی خود، صندوقها نیز می¬توانند از این

معاینات، مزایای خاص خود را دریافت نمایند. زیرا اگر هر فرد

بازنشسته به موقع نسبت به وضعیت سلامتی خود، آگاهی

یابد و نسبت به درمان و رفع مشکل خود اقدام نماید، دیگر به

بیماری صعب العلاج و خدا ناکرده، به سرطان مبتلا نگردیده و در

نتیجه از مخارج بی حد جلوگیری به عمل آمده و مشکلات آتی

را که مسلماً گریبانگیر صندوقها و کانونهای بازنشستگان نیز

خواهد گردید، را مرتفع می نماید.

لذا پیشنهاد این است که صندوقها و کانونها، نسبت به انجام

معاینات ادواری جهت بازنشستگان خود اقدام نموده و از این

بابت، یک معامله دو سر سود را انجام داده که هم بازنشستگان

گرامی از سود آن منتفع خواهند شد و هم صندوقها و کانونها، از

دردسرهای آینده که ممکن بود بر آنان مترتب گردند، در امان

خواهند ماند.

نتیجه گیری:
هرچند در سالهای اخیر با اطلاع رسانی¬هایی که توسط

رسانه های جمعی و سازمانهای ذیربط ( مراکز بهداشت –

ادارات کار و سازمان تامین اجتماعی ) انجام شده تا حدودی

کارفرمایان از اهمیت و نحوه انجام معاینات پزشکی شاغلین آگاه

شده¬اند ولیکن این امر هنوز در مورد بازنشستگان چندان انجام

نمی شود،

متاسفانه در حال حاضر این امر به علت اینکه بازنشستگان

گرامی از کار فارغ گردیده اند و تقریباً فعالیت بعضی از آنها بسیار

محدود شده است، بسیار با اهمیت و همچون بسیاری از برنامه

های پیشگیرانه در جامعه ما ناشناخته و ناملموس است .

به این دلیل امروزه، اولین و مهمترین وظیفه کارشناسان

بهداشت حرفه¬ای و پزشکان طب کاراطلاع رسانی به افراد

ذینفع (حقیقی و حقوقی) در خصوص اهمیت معاینات شغلی

است.
نتیجه ای که ازاین طریق در اقتصاد کشور نمود میابد عبارت

است از: صرف هزینه های هنگفت درمان بیماریهای لاعلاج

شغلی و حوادث مرگبار در راه و بهبود تولید و صنعت که خود

مستقیما موجب ارتقای حقوق و دستمزد و سطح زندگی

شاغلین و بازنشستگان میشود یعنی همان نتیجه ای که امروزه

در کشورهای توسعه یافته به ثمرنشسته است .

بازنشستگان حق بزرگی به گردن همه ما دارند و موظفیم هر

چه در توان داریم برای خدمت به آنان ارایه دهیم.

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد

از مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی

چند را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است،

نتیجه انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر

از خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد از

مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی چند

را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است، نتیجه

انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر از

خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

 

در ابتدا باید ببینم مسئولیت چیست: مسئولیت به معنای ضمانت و

تعهد است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در

عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است بنابر این هر گاه انسان

متعهد به انجام کاری می‌شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را

پذیرفته است.

این واژه در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب است كه فرد در

چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی كه معمولاً از او می‌رود،

دست به انتخابی بزند و این انتخاب سبب ایجاد روابط انسانی مثبت،

افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر شود. پاسخ مؤثر هم

پاسخی است كه فرد را قادر می‌سازد تا به هدف‌هایی كه باعث

تقویت عزّت نفسش می‌شوند، دست یابد.

حال در مقابل زندگی ما چه کسی مسئول است، آیا فردی را

می شناسید که در زندگی ما، بیش از خودمان مسئول باشد، هر

کسی مسئول زندگی خویش است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم

نمی توانیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم، شاید بتوانیم

به کرات، مثل گذشته، با توجیه کردن کلیه کارها و انتخاب های

خود، پدر، مادر، مدیر، دوست، دولت، اجتماع، وضعیت اقتصادی

و …. را مقصر جلوه دهیم.

اما بیائید یکبار هم که شده، کلاه خود را وجدان قرار دهید و به این

سئوال اساسی پاسخ دهید، براستی مسئول زندگی هر فرد کیست؟

مسلم است که کسی غیر از خود ما، مسئول زندگی ما نیست.

چرا باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

بپذیریم؟

برای اینکه این سئوال بی نهایت مهم و حیاتی است، که تا زمانی

که قبول نکنیم مسئول خود ما هستیم، نمی توانیم چیزی را تغییر

دهیم.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند

عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

تا کنون بارها و بارها، شکست و اشتباه در زندگی ما بوجود آمده و

هر سری با توجیه اینکه مسئول این اتفاق، و مسئول این رفتار من

نیستم، میخواهیم که مسئولیتها را به گردن شخص دیگری بیندازیم.

اما تا کی؟

یکی از آشنایان ما است که در این کار مهارت بخصوصی دارد، و هر

کاری را که انجام میدهد متوجه شخص دیگر یا شئ دیگر می کند.

مثلاً وقتی که حتی لیوان از دستش به زمین می افتد و می شکند،

حاضر نیست بگوید من لیوان را محکم نگرفتم و لیوان از دستش به

زمین افتاد و شکست، می گوید: لیوان افتاد و شکست و همیشه

افعالش به صورت مجهول است، و براستی کسی نمی داند که

بالاخره مسئول این افتادن لیوان کیست. شاید خود لیوان مسئول

شکستن خودش باشد، شاید؟؟؟

پس مثل کسی که خود را به خواب زده و تا زمانی که نخواهد از

خواب بیدار نمی شود، در این مورد نیز تا کسی مسئولیت زندگی

خودش را نپذیرد، نمی تواند، تغییرات لازم برای بهبود زندگی خود

را انجام و در نتیجه زندگی او همچنان بجای پیشرفت، پسرفت

می نماید.

در زمان بازنشستگی، این به عهده گرفتن مسئولیت، همراه با تجربه

نیز می گردد و تجربیات متفاوت حتی اگر تلخ نیز باشد، حاصل

انتخاب های خودمان در آن زمان است، بنابر این لطفا همین الان

با گرفتن مسئولیت زندگی خود، در جهت اصلاح وضعیت خود در این

دوران که شدیداً نیازمند همراهی خودتان بجای توجیه هستید،

قدمی بردارید.

چگونه باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

به عهده بگیریم؟

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را

در دوران بازنشستگی به طور کامل بر عهده بگیریم؟

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این تعهد و مسئولیت آغاز

می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی

از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را

بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود باز

می گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این

اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید.

ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به

بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در

رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان

داشته باشد.

۲– خاتمه متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی

برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند.

همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن

طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به

راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری

حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس

با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل

زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳– عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک

برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در

تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز

بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران

نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد:

«من، ……….…..، در تاریخ ………… متعهد می شوم مسئولیت

تمام جنبه های زندگی ام را به طور کامل، بر عهده گرفته و از زیر

بار مسئولیت آن شانه خالی نکنم».

با ثبت این تعهدنامه اولین قدم را برای گام نهادن در مسیر موفقیت

برداشته اید.

از الان شروع کنید.

حال که به خودتان نیز تعهد دادید، از همین الان شروع کنید و

مسائل را که در دوران بازنشستگی با آن دست و پنجه نرم

می نمائید را در درجه اول شناسائی وسپس بوسیله حل مسائل،

آنرا یکبار برای همیشه حل نموده و زندگی زیبا و بانشاطی را برای

خود که سزاوار آن هستید در دوران بازنشستگی بسازید.

موفق و پایدار باشید.

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

یکی از مسائلی که همواره برای نگارنده سوال ایجاد

می نمود این است که چرا بعضی از عزیزان بازنشسته،

با ورود به دوران بازنشستگی، دست از خود شسته و دیگر

نه تنها به لباس پوشیدن خود توجه نمی کنند، بلکه بیشتر

از آن نیز به خود نیز بی توجه هستند.

در صورتی که لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی، خود

تابع قوانین و مقرراتی است و با توجه به تغییر وضعیت بدن،

نیاز بدن به لباس نیز تغییر یافته و لباسهای متفاوتی نیز باید

تهیه و استفاده نمایند.

در بررسی هائی که بعمل آمد، دستاوردهائی بدست آمد

که عزیزان و دوستان دیگری نیز به این امر پرداخته اند، از

آن جمله:

دکتر فرید فدائی (روانپزشک) از دید اینکه وظیفه لباس

چیست به این مقوله نگریسته و چهار عامل مؤثر بر پوشاک

در این دوران را از جمله: محافظت در برابر آب و هوا، پوشش

بدن و مسائل اخلاقی، تزیین و جلب توجه و نمایش شغل یا

درجه اجتماعی را بیان نموده اند و در مقاله ای که ارائه

نموده اند و اعلام داشتند که تولید کنندگان پوشاک به

خواست و نیازهای این قشر از عزیزان توجه نمی کنند، در

حالی که از اهمیت پوشاک مناسب برای بازنشستگان

کاسته نمی شود.

و مشخصاتی برای لباس بازنشستگان مطرح نمودند که از

آن جمله می توان به آزاد بودن لباس جهت اجازه تهویه به

پوست برای جلوگیری از بیماری های پوستی در آینده،

اشاره داشتند و نیز این مطلب را فرمودند که پوشاک، نقش

عمده ای در سلامت روانی و جسمی فرد میتواند ایفا کند.

و نیز آقای دکتر علی باغبانیان (روانپزشک) نیز هشت شرط

برای پوشاک بازنشستگان مطرح نمودند که از آن جمله

می توان به :

  • 1- مناسب با فصل باشد.
  • 2- شاد باشد
  • 3- تنوع داشته باشد
  • 4- پوشیده باشد
  • 5- طبیعی باشد
  • 6- بدون اجبار باشد
  • 7- بدون استفاده از شوینده های قوی باشد
  • 8- بدون وسواس باشد

که میتوان برای هر یک از موارد فوق، نکاتی را نیز مطرح

نمود.

دکتر باریک بین نیز با بیان اینکه معمولا آنها پوست حساس

و خشکی دارند. به طور طبیعی، پوست بدن انسان‌ها با

افزایش سن خشک‌تر می‌شود و به مراقبت‌های بیشتری

هم نیاز دارد استفاده نادرست از شوینده‌های بدن، لیف و

کیسه حمام نامناسب برای نظافت پوست را مطرح نمودند.

همچنین ایشان استفاده از لباس های نخی را در همه فصول

پیشنهاد دادند و گفتند که در فصل های پاییز و زمستان زیر

لباس های گرم و پشمی، حتما از لباس های نخی استفاده

نمایند.

و نیز اعلام داشتند پوست افراد بازنشسته مانند پوست

بچه ها به مراقبت خاصی نیاز دارد، لذا لازم است مدام چرب

و از آن مراقبت به عمل آید.

نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی چگونه

است؟

اگر کمی به اطراف خود نگاهی بیندازید، خواهید دید، افرادی

که به سن بازنشستگی رسیده و به این دوران طلائی قدم

گذاشته اند تعداد از آنها دیگر میل و رغبتی به زندگی نداشته

و با پوشیدن لباسهای نامناسب با سن و موقعیت و وضعیت

خود، بارها این مطلب را به گوش همگان می رسانند و

می خواهند که دیگران نیز این مطلب را به خوبی درک نمایند.

اما برای چه؟؟؟

در صورتی که محققان به این نتیجه رسیده اند نوع لباس

سالمندان می تواند روی سلامت فرد سالمند و اطرافیانش,

تاثیر بسزایی داشته باشد.

چرا نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی مهم

است؟

 

بدلیل اینکه نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی

بصورت مستقیم بر بر روی روحیه افراد در این دوران تأثیر

دارد، از اینرو نحوه لباس پوشیدن میتواند ضامن شادی و

نشاط یا بر خلاف آن غمگینی و کسالت فرد بازنشسته را

به همراه داشته باشد.

بنابر این پوشیدن لباس های رنگ روشن، باعث شادی و

نشاط می شود

پوشیدن لباس های تیره، باعث غمگینی و استرس

می گردد.

پوشیدن لباس های مندرس، نشاندهنده این است که

دیگر امید به زندگی وجود ندارد.

نوع پوشش می تواند امید به زندگی را در افراد بالا برده و

شادی و نشاط به زندگی برگرداند، این شادی و نشاط

می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی به همراه داشته باشد.

از اینرو پوشش و نحوه لباس پوشیدن، حتی اگر فرد دچار

بیماری یا افسردگی شدید است میتواند روحیه فرد را

متلاطم نموده و او را به سمت آرامش و بهبود هدایت نماید.

چطوری باید در دوران بازنشستگی لباس بپوشیم؟

شاد بودن رنگ لباس یکی از مهمترین مواردی است که در

این دوران باید مد نظر قرار گیرد، زیرا اثر مستقیمی بر روی

روحیه این عزیزان می گذارد. از جمله اینکه لباس های تیره،

باعث مکدر شدن روحیه بازنشستگان، و پیراهن های ساده

یا راه راه و چهار خانه با ترکیب رنگ های روشن(برای آقایان)

و لباس های طرح دار یا گلدار که زمنیه روشن دارند(برای

خانم ها) می تواند در افزایش روحیه این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید.

تنوع در پوشش و لباس نیز در این دوران، باعث می شود

که بازنشستگان عزیز، روحیه بهتری در طول روز داشته

باشند.

در تهیه لباس باید جنسی را انتخاب کنید که به راحتی با

ماشین لباسشویی قابل شستشو باشد و لباس‌هایی را که

روی آن توصیه شده فقط با دست شسته شود انتخاب نکنید.

شما باید سایزتان را بجای گفتن سایز لباس، با پرو کردن لباس

پیدا کنید.

لباس‌هایی که کمر تنگی دارند یا فقط دکمه دارند، می‌تواند

در ناحیه شکم برای بازنشستگان مشکل ایجاد کند یا حتی

به معده فشار بیاورد. می‌توانید نیم سایز از سایز حقیقی‌تان

بزرگ‌تر انتخاب کنید که لباس آزادتر در بدنتان قرار بگیرد.

خیلی از بازنشستگان نسبت به چروک گردنشان حساسیت

دارند چون چین‌های این ناحیه معمولا سن را بیشتر نشان

می‌دهد. پیشنهاد ما استفاده از دستمال گردن‌های رنگی و

شاد است که هم پوششی برای گردن است و هم شیک

است.

بازوها ناحیه بعدی است که خیلی شل می‌شوند و شاید در

لباس‌هایی که آستین ندارند خودشان را خیلی نشان بدهند

در نتیجه لباس‌هایی که آستینشان بازو را بپوشانند خیلی

بهتر است.

انتخاب شلوار مناسب برای بازنشستگان واقعا دشوار است؛

مثلا شلوارهای جین گزینه راحتی نیستند اما اگر جین

پارچه‌ای انتخاب کنید، هم سبک است، هم سنتان را کمتر

نشان می‌دهد. شلوارهای تنگ و استرچ هم برای این دوره

از زندگی‌تان انتخاب نکنید. بعد از شلوارجین، شلوارهای

پارچه‌ای کتان هم به عزیزان بازنشسته پیشنهاد می‌شود.

قد شلوار هم یکی از نکته‌های مهم برای بهتر دیده شدن

شماست که هر چه قدرتر بلندتر باشد پاهای شما را

کشیده‌تر نشان می‌دهد اما مهم‌ترین نکته در انتخاب شلوار

قسمت فاق آن است که باید در آن احساس راحتی کنید

تنگ و گشاد بودنش باعث دردسرتان می‌شود.

خانم های عزیز بازنشسته چطوری باید در دوران

بازنشستگی لباس بپوشند؟

تعدادی از عزیزان بازنشسته در زمانی که با آنان مذاکره

میکردم، از اینکه همسران آنان به محض ورود به دوران

بازنشستگی، دیگر حس و حال جوانی خود را از دست

داده و به پوشش و لباس خود بی توجه هستند، اظهار

ناراحتی می کردند و از نگارنده درخواست می نمودند که

در صورت امکان در این خصوص نیز مطالبی ذکر نمایم.

این خانم های گرانقدر باید توجه داشته باشند که لباس

بصورت کلی تا چه حد می تواند بر روی روحیه عزیزان در

دوران بازنشسته ای تأثیر مستقیم و مثبت و منفی بگذارد،

پس نوع پوشش و رنگ آن می تواند روحیه خانواده را

بصورت معجزه آسائی بالا ببرد. و از طرفی با توجه به اینکه

هر خانم، می بایست برای همسر خود، خود را بیالاید و

مرتب و آرایش نماید، لذا درخواست می گردد این عزیزان،

همچنان سال های جوانی خود، خود را برای همسران خود،

تازه و شاداب نگه دارند.

در ذیل مواردی که خانم های عزیز در دوران بازنشستگی

می بایست علاوه بر موارد فوق الذکر که در قسمت قبلی

مطرح شد، بر روی آنان تمرکز داشته باشند، ارائه می گردد:

لباس به‌خصوص برای خانم‌های بازنشسته، نقش مهمی در

نشان دادن تصویری مثبت از خود دارد.

لباس‌هایی که از کش به جای زیپ استفاده شده یا تعداد

دکمه‌هایش کم است، تهیه نمائید.

لباس‌های دوتکه‌ مثل بلوز و دامن یا کت و شلوار اندامتان را

متناسب‌تر نشان می‌دهد تا پیراهن‌های یکسره. معمولا کمر

لباس یک مشکل رایج لباس‌های خانم های بازنشسته است.

بهترین مدل دامن برای گروه بازنشستگان دامنی است که قد

آن بین زانو و مچ پایشان باشد. مدل پلیسه به خاطر چین‌های

زیادش مناسب خانم های بازنشسته است و در نهایت سعی

کنید دامنی انتخاب کنید که کمربند نداشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای انتخاب کفش این است که در آن احساس

راحتی کنید و مطمئن باشید پایتان در آن نمی‌لغزد که احتمال

افتادن با آن وجود نداشته باشد. کفشی را انتخاب کنید که

بند نداشته باشد‌. به‌خصوص بازنشستگانی که بیماری آرتریت

دارند. کفش‌های پاشنه‌دار برای خانم‌های بازنشسته توصیه

نمی‌شود. از بهترین گزینه برای هر دو گروه است.

توصیه نهائی:

توصیه نهائی این است که هم اکنون نسبت به بازبینی لباس

های خود اقدام نموده و هر یک از آنها که خصوصیت بالا را

نداشته از چرخه پوشش خود حذف، و بجای آن لباس های

مناسب ذکر شده را جایگزین نمائید و باور نمائید که تنها با

تغییر پوشش می توانید مقدار قابل توجهی، شادی و نشاط

روانه خانه و خانواده خود نمائید.

و مثل بقیه بازنشستگان، ثابت کنید که سن تنها یک عدد

است و هیچوقت نمی تواند در زندگی اثر بگذارد.

موفق و پیروز باشید.

کوله خود را پر کنید

کوله خود را پر کنید

تا حالا به مسافرت رفته اید؟

آیا موقع رفتن به مسافرت، کوله یا ساکی با خودتان همراه داشته اید؟

اگر این مسافرت چند روزه باشد، چطور؟

حتماً با خودتان میگوئید این دیگر کیست؟ مگر میشود کسی به مسافرت نرفته باشد و نداند که باید همراه خود ساک به همراه داشته باشد یا خیر و اینکه اگر مدت و مکان مسافرت طولانی­تر و دورتر باشد، دیگر بجای ساک از چمدان استفاده می­شود.

در زمانی که فردی میخواهد به مسافرت برود، با سه حالت روبروست:

  1. نفراتی هستند که چون همیشه در مأموریت و مسافرت هستند، همیشه آماده مسافرتند و چمدانشان آماده است، تنها کافی است که آن ساک و چمدان را برداشته و با خود همراه نمایند، زیرا از قبل، همه چیز را تهیه و در ساک قرار داده اند.
  2. گروه دوم، نفراتی هستند که از مشخص شدن زمان مسافرت، ساک یا چمدانی آماده میگذارند و کم­کم، وسائل لازم و مورد نیاز خود را در آن ساک یا چمدان قرار می دهند.
  3. عده ای دیگر، بدون آماده نمودن وسایل، به سفر میروند و خودتان میتوانید حدس بزنید که اگر این مسافرت چند روزه باشد، چه مسائل و مشکلاتی گریبانگیر این فرد، خواهد شد.

حتماً تا حالا با خودتان گفته اید که چرا این سئوالها پرسیده می شود و چرا ما باید به این سئوالها پاسخ دهیم. چند دقیقه دیگر تحمل نمائید، تا جواب تمام سئوالهایتان را متوجه شوید.

مثل اینکه همین دیروز بود که من وارد سازمان گشتم، آن موقع جوانی 22 ساله بودم، و با شروع به کار در سازمان، خیلی خوشحال و مسرور از شروع به کار در یک اداره دولتی بودم. وقتی به همکارانی که در حال بازنشسته شدن بودم، روبرو میگشتم، به آنها با تعجب میگفتم، شما مدت 30 سال در این اداره خدمت نمودید، خودش یک عمر می شود، و آنها نیز به من میگفتند بله، و در این مدت، چه روزگارانی را پشت سر گذاشته ایم.

حال حدود 30 سال از آن موقع گذشته است و مسئول بازنشستگی سازمان، اعلام نموده است که عنقریب بازنشسته خواهم شد. ناگهان، یاد آن روزگار و صحبتهائی که بین نگارنده و همکاران قدیمی تر رد و بدل شده بود، افتادم و متوجه شدم که باید به یک سفر طول و دراز وارد گردم.

سپس با خود اندیشیدیم برای این سفر چه وسائلی آماده نموده ام. آیا وسائلی آماده نموده ام که در این سفر، همه وسائل لازم را داشته باشم، یا اینکه وسائلم ناقص است و در طول سفر باید دست به دامان دیگران جهت برطرف نمودن نیازهایم گردم.

این مسافرت(بازنشستگی) بسیار نزدیک است:

مسلماً شما نیز به آینه­های اتومبیل نگاه افکنده­اید که روی آن نوشته است، “اجسام از آنچه که در آینه می­بینید به شما نزدیکتر است”

و این جمله در این موضوع نیز کاملاً آشکار و مشخص است، یعنی بازنشستگی از آنچه که فکر می­کنید و در ذهن خود می­پندارید، به شما نزدیکتر است. اگر در پذیرفتن این جمله شک دارید، می توانید این را از دیگر بازنشستگان نیز پرسیدید، یا چرا راه دور بروید، می توانید نگاهی به گذران عمر خود نمائید که چه مدت طول کشید تا شما از دبستان به این اداره پا نهادید؟ آیا خیلی سریع نگذشت؟

این مسافرت چه مدت طول میکشد؟

در حال حاضر، سن بازنشستگی در دهه پنجم عمر می باشد، یعنی بین 50 تا 60 سالگی است(البته کمتر از این سن و بیشتر از این سن نیز می باشد، لکن اکثریت قریب به اتفاق نفراتی که بازنشسته می گردند، در این سن قرار دارند) .

البته لازم به ذکر می باشد که همانگونه که خودتان مستحضر می­باشید، در زمان بازنشستگی، حقوق به مقدار قابل ملاحظه­ای کاهش و جسم، فرسوده­تر می­گردد و از لحاظ حوصله و حواس پنج گانه نیز با تحلیل قوا روبرو می­شویم. و مسلم است که در آن زمان، تعداد افراد خانواده، بیشتر و سطح توقعات از بزرگان فامیل، بالاتر می­رود.

حال به نوبت به امید به زندگی میرسد، امید به زندگی چه میزان است؟ در حال حاضر و در این خصوص، نظرات متفاوت است، لکن آن مطلبی را که بدست آورده­ام، امید به زندگی در آقایان 75 و در خانمها 77 سال است.

در بررسیهائی که به عمل آوردم، در یکی از مقالات، آمده است که در سال 1400 با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و درمان بسیاری از بیماریها، و ریشه کن شدن، اکثریت قریب به اتفاق بیماریها از جمله سرطان، امید به زندگی را 200 سال تخمین و برآورد نموده­اند.

با توجه به مصاحبه­هائی که اینجانب با تعدادی از دوستان عزیزم و بازنشستگان گرامی داشتم ، بر اساس افکار آنها، کمی بدبینانه به این رقم نگاه میکنم و رقم 100 سالگی را برای امید به زندگی در سال 1400 قرار میدهم. (امیدوارم از طرف دوستان مورد عتاب قرار نگیرم که چرا یکدفعه اینهمه سال تخفیف دادم؟)

با یک حساب سرانگشتی، اگر سن بازنشستگی را 60 سال در نظر بگیرم تا 100 سال، یک مسافرت 40 ساله در پیش رویمان است. و اگر 50 سال در نظر بگیرم، دقیقاً نیمی از عمر را می بایست پس از بازنشستگی، انشاله به سلامتی بگذرانیم.

بزرگترین سؤال این است، آیا خود را برای بازنشستگی آماده نموده­ایم؟

شاید شما نیز به مانند نگارنده عقیده دارید که تا بازنشسته شدن زمان زیادی مانده است، دیگران بازنشسته می­شدند و اینجانب تنها نظاره­گر بوده و تنها در مراسم­های تودیع آنها حاضر می­شدم. و با خود میگفتم، هنوز زمان باقی است. تا امسال که موعد بازنشستگی خودم نیز رسید و بالاخره این شاهین بر روی شانه­های نگارنده نیز قرار گرفت. بر اساس ضرب المثلی، “دیر و زود داره، اما سوخت و سوز نداره.”

اگر از گروه اول مسافرها(همیشه مسافر) باشید و از قبل برای این موقعیت خود را آماده نموده باشد که باید به شما تبریک گفت.

اگر از گروه دوم هستید، پیشنهاد اینجانب این است که از همین الان، شروع به آماده نمودن ساک و چمدان مسافرت طولانی مدت بازنشستگی نمائید. زیرا که هر چه این ساک پرتر و وسائل بهتر و بیشتری درون آن قرار داده باشید، در آن دوران بهتر و راحت­تر می­توانید زندگی را بگذارنید. و زندگی دوم خود را به زندگی با نشاط و شادابی، همراه با تجربه های گرانقیمت تبدیل نمائید.

برای پر کردن این ساک، اولین قدم، داشتن هدف است، همین الان، بر روی یک کاغذ، حداقل سه هدف اصلی در زمان بازنشستگی خود را بنویسید و خود را مقید نمائید که خود را برای رسیدن به آن هدفها، آماده نمائید.

و اولین و مهمترین وسیله­ای که باید در این ساک قرار داد شود، به نظر نگارنده، سلامتی است، پس باید بدنبال راه کارهائی برای نگهداری این نعمت خدادادی باشیم.

در خاتمه، امیدوارم زمانی بیاید که اعلام زمان بازنشستگی از طرف مسئول بازنشستگی، علاوه بر نداشتن غم و اندوه برای شاغلین، شادی و نشاط فراوان آن را به همراه داشته باشد. (بخاطر داشتن و تکمیل این ساک مسافرتی با وسائل مورد لزوم)

کودک درونِ دوران بازنشستگی

کودک درونِ دوران بازنشستگی

(چگونه در بازنشستگی شاد باشیم)

روزی که قرار است نامه ابلاغ بازنشستگی، به دستمان برسد، کمی دلشوره داریم. کارشناس بازنشستگی، (که قبل از این، از ما اجازه گرفته بود تا نامه ابلاغ بازنشستگی را بنویسد.) این نامه را به دست ما می­رساند. از آنزمان، دیگر خودمان را در جرگه، بازنشستگان قلمداد نموده و کم­کم، شادی و نشاط نیز از زندگی رخت می­بندد. کاملاً جدی شده و فکر می­کنیم که دیگر باید با کلیه دوستان، آشنایان، ارتباطات، حتی برای بعضی(زندگی) وداع نموده و دیگر رنگ و روی آنها را نخواهیم دید.

این چه دیدی است که ما بعد از بازنشسته شدن، خندیدن دیگر برایمان جزء خاطرات می­شود. چگونه است موجودی که در درون ما قرار دارد، با دریافت نامه ابلاغ بازنشستگی، فوراً به گوشه­ای گزیده و جای امنی برای خودش دست و پا می­نماید تا بلکه بتواند، روزی او هم در آسایش باشد.

آن موجود چیزی نیست، جز کودک درون ما، که همواره از کودکی در ناخودآگاه ما همراهمان بوده و متأسفانه وقتی که پا به سن بزرگسالی میگذاریم، با این توجیه که دیگر از ما گذشته، امکان عرض اندام به این موجود، دوست داشتنی نمی­دهیم. اما یادمان رفته است که این موجود دوست داشتنی، همان کسی است که شادیها و لبخندها، اشکها و غمها را برای ما به ارمغان آورده و تمام شیرین کاریهای ما، بدست همین موجود دوست داشتنی رقم میخورد. حال چه شده است که این کودک، مظلوم و دوست داشتنی، باید به گوشه­ای بخزد. آیا وقت بیدارکردن و بودن با آن فرا نرسیده است. کمی به پشت سر خود  و زندگی خودمان نگاه بیندازیم، چه مسائلی ما را به خودش درگیر نموده است. آیا این واقعاً همان زندگی بوده که در زمانی که مقرر شده بود، بازنشسته شویم، برای خودمان در افکارمان رقم میزدیم. یا اینکه با ورود به این دوران، و روبرو شدن با بعضی از مسائل، و متأسفانه با کم شدن درآمد و …. وضعیتمان به هم ریخته و دیگر این موجود عزیز پا به عرصه وجود نمی گذارد.

اما بیائیم کمی با خودمان مهربان­تر باشیم. آیا زمان آن نرسیده که دیگر این موجود را به بازی بگیریم؟ اینهمه جدی بودن در زندگی فکر نمی­کنیم، کافی باشد؟ آیا زمان خنده و شادی ما نرسیده است؟ ما فکر می­کنیم که باید تمام مشکلات زندگی و دنیا را یک تنه حل نمائیم؟

بیائیم با خودمان کمی صادقتر باشیم. از امروز با خودمان قرار بگذاریم که کودک درونمان را نیز به بازی بگیریم.

آنگاه بر رفتارها و روحیات خود قبل از به بازی گرفتن و میدان دادن به این موجود زبل و دوست داشتنی، و بعد از آن را بررسی و تصمیم گیری نمائیم که باید این موجود در بیرون باقی بماند، یا دوباره باید به گوشه عزلت فرستاده شده و در همانجا بماند.

ما که در زمان جوانی عاشق بازی و شادی و سبک سر بودیم. همان کسی که ما آن را با شخصی بالغ، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا جایگزین کردیم. کودک درون ما گم شده یا فراموش شده اما هنوز هم در ناخودآگاهمان ساکن است.

کسی که می داند چگونه بازی کند و خوش بگذراند و به ما کمک می­کند تا خستگی را از خود دور کرده و استرس را در زندگی خود کنترل کنیم. شخصی که اگر آسان بگیریم، جدی بودن خود را رها می­کنیم، بر ترس­مان غلبه خواهیم کرد و انعطاف پذیری و تغییر را در زندگی خود می­پذیریم.

می توانیم او را به عنوان یک بزرگسال در نظر بگیریم. شخصی در درونمان که برای انجام کارهایش نیازمند حمایت و تشویق از طریق ابزارهای متفاوت است. از این طریق می­توانیم زندگی جدید و سالمی داشته و فرصتی برای رشد شخصی بیابیم.

کودک درون چیست؟

شاید تا الان به خودتان گفته­اید که این موجود چیست که اینهمه در رابطه با آن مطلب نوشته شده است. آن موجود چیزی نیست جز کودک درون. که در درون همه انسانها وجود دارد. و شادی، نشاط، غم و گریه را به همه هدیه میدهد.

این کودک همان بچه ای است که دوست دارد تربیت شود، مورد توجه و مراقبت قرار گیرد و او را دوست داشته باشید.

این کودک که در دو نوع ظهور می نماید، یکی در کودک درون طبیعی، و دیگری کودک درون سازگار. لکن ما بعد از مدتی که با کودک درون طبیعی هستیم، به این کودک امر و نهی نموده و نهایتاً کودک درون سازگار را که با کارهای ما سازگاری دارد، را سرجایش می نشانیم.

این کودک درون سازگار، دیگر هیچ شیطنت و بازیگوشی ندارد، هیچ احساسی ندارد، تنها سازگار با اوامری است که ما صادر می­کنیم. که این اوامر نیز بعد از بزرگسالی، دیگر رنگ و بوی شادی و نشاط کمتر در آن دیده می­شود.

آیا کودک دورنم الان بیدار است یا خیر؟

در اینجا باید نگاهی به خودمان بیندازیم، ببینیم که آیا هم اکنون شاد هستیم یا خیر؟ آیا مطالب جالب و خنده دار دیگران، ما را می­خنداند، یا خیر؟ آیا از بودن با بچه­ها، لذت میبریم یا خیر؟

همه این سئوالات و سئوالات دیگر میتواند به شما این مطلب را یادآوری نماید که کودک درون شما، بیدار است یا خیر، البته یکسری تست­هائی هم در اینترنت وجود دارد که میتوانید از آن تستها نیز به این امر پی ببرید، لکن همه آنها، نهایتاً به یک جا ختم می­شود و آن اینکه این کودک هم اکنون در وجود شما بیدار است و همچنان به وظایف ذاتی خود عمل می­نماید، یا با رفتارهای ما، او به گوشه­ای خزیده و خواب خوشی را برای خودش دارد. و مسلماً این خبر خوشی برای ما، که هم اکنون نیاز به اظهار وجود این دردانه داریم، نخواهد بود. لذا پیشنهاد می­شود اگر کلاهتان را قاضی نموده­اید و به این نتیجه رسیده­اید که این کودک را به خوابگاه فرستاده­اید، هم اکنون با روشهایی که ذکر می­نمایم، سعی در بیدار نمودن آن نموده و وجود او را در زندگی خود، به عینه ببینید.

چگونه از کودک درون استفاده نمایم.

کافی است نقابهای فعلی را بیرون بیندازید و اجازه بیدار شدن و عرض اندام به این کودک بدهید، تا زندگیتان را به دست بگیرد.

به نظر شما، چه اشکالی دارد که الان با همین سن و سال، به میان بچه ها برویم، و با آنها سرسره بازی کنیم، یا همراه با آنان تاب بازی نمائیم یا اگر وضعیت جسمی­مان اجازه بدهد، بدنبال یکدیگر بدویم.

چه اشکالی دارد، که مواقعی که نیاز داریم، غمگین بشویم، گریه کنیم، داد بزنیم و فریاد بزنیم؟

از زمانی که کارمند شدم، همش در آرزوی این بودم که وقتم را میان بچه ها بگذرانم، چرا که آنها در لحظه زندگی می­کردند، قهرشان، تنها چند دقیقه بیشتر طول نمی­کشید، واقعاً از ته دل می­خندیدند، همدیگر را وحشتناکانه، دوست داشتند. به همدیگر، وسایلشان را می­بخشیدند. در یک لحظه، دعوا می­کردند و در لحظه بعد، با هم بازی می­کردند.

چند وقت است که از ته دل نخندیدید؟ چند وقت است که زمانهائی را که دوست داشتید، گریه کنید، بعلت اینکه درست نیست، گریه نکردید و بغض خود را فرود بردید؟ بیائید کمی با این کودک، مهربانتر باشیم.

همین مهربانی و همین شور و نشاط میتواند برای ما ارمغان سلامتی و شادابی را به همراه داشته باشد.

کودک درون چه سودی برای من دارد؟

بهتر نیست بجای اینکه مدام این سئوالات و سئوالات دیگری که اکثراً، دید منفی را به ما دیکته می نماید، را کنار گذاشته و یکبار هم که شده، به حرفهای گفته شده، عمل نمائید و آثار آن را در زندگی خود مشاهده نمائید؟

 

چگونه کودک دورنم را بیدار نمایم

به نظر نگارنده، کافی است که کمی حس کودکی را در خودمان زنده نمائیم و کارهائی را که سالها در آرزوی انجام آن هستیم، را انجام دهیم و به جست و خیزهای قدیممان(البته اگر وضعیت جسمی اجازه دهد) ادامه دهیم.

لکن به طرقی میتوان این کودک را اگر خواب باشد را بیدار نمود که از آن جمله می­توان به موارد ذیل اشاره نمود:

سعی کنید خود را در شرایط نا آشنا قرار دهید و با آن محیط کاملاً همراه شوید.

سعی کنید بجای یادگیری بهره­ورانه، یادگیری ماجراجویانه را در پیش بگیرید

سعی کنید عادت­های خلاقانه داشته باشید.

به زیباییهای اطراف بنگرید و با آنها خوش باشید.

سعی کنید زمانی را از وقتتان را به کودکان اختصاص دهید و با آنها وقت بگذرانید.

سعی کنید هر روز یک کار را با تمرکز کامل انجام دهید.

سعی کنید هر روز یک کار را تنها و تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید.

نکات مثبت هر شخص یا هر کاری را یادداشت نمائید.

کارهائی برای بودن با کودک درون

کار خاصی مد نظر نمی باشد، همین که اجازه بدهید که او بیدار شده و فعالیت نماید، این کودک خوب و بازیگوش، و خلاق، زندگی شما را در دست میگیرد و شما را شاد و با نشاط میسازد.

کل ماجرا، همین بود، بودن و ماندن همراه با کودک درون.

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

همیشه در این فکر بودم که چگونه است که در خانواده ها،

به بعضی از عزیزان بازنشسته، آن طور که بایسته و شایسته

ارزش و احترام آنان است، رفتار نمی شود و متأسفانه در

پاره ای از مواقع، بجای احترام، حتی مورد حتک حرمت قرار

می گیرند.

در زمانی که بدنبال این رفتار در خانواده ها و کتاب ها گشتم،

به مواردی دست یافتم که در ذیل خدمتتان اعلام می نمایم:

در بعضی از اوقات، فرد بازنشسته با توجه به اعمال و

رفتارهایی که در خانواده و با اطرافیان انجام میدهد، با

عکس العمل و واکنش گاهی اوقات شدید و گاهی اوقات

متوسط مواجه می شوند و چون دیگر آن احترام ها از بین

رفته است، دیگر اطرافیان ارزش و احترامی برای فرد

بازنشسته قائل نیستند.

بنابر این چه باید کرد. چرا هم ما بازنشستگان و هم اطرافیان

نمی توانیم هم دیگر را تحمل، کنش و واکنش منفی یکدیگر

را خنثی نمائیم و زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و

خانواده مهیا نمائیم.

از این رو بر آن شدم که در این مقاله به این رفتار بپردازم و

آن را از منظر علمی و اسلامی بنگرم.

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل در دوران بازنشستگی چیست و چه فرقی با بقیه موارد دارد؟

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل همان رفتار و

حرکاتی است که یک فرد انجام میدهد و در نتیجه برابر قانون

عکس العمل یا واکنشی، تقریبا مطابق با آن و در جهت مخالف

با آن انجام می شود.

قانون عمل وعکس العمل ،  یکی از قوانین جهان فیزیکی

ماست ، اما در سطوح بالا تر هم مصداق دارد ، یعنی  نه

تنها در سطح عواطف و ذهن واعمال ما ایجاد عکس العمل

می کنند ،  بلکه گفتار و افکار ما نیز عکس العملی مساوی

و مخالف آن تولید می کنند . یعنی به سوی خود ما باز

می گردند. شاید به همین خاطر زرتشت توصیه به پندار نیک،

گفتار نیک و کردار نیک می کرد .

عمل همان کار، کردار و فعل می­باشد و در اصطلاح  به حرکتی

دارای تأثیر مفید که با هدف­گیری آگاهانه به وجود می­آید، اعم

از این­که به طور مستقیم به انجام دهنده مستند باشد، یا  تابع

هدف شخص دیگری باشد و اعم از آن­که خوب باشد یا بد؛ که

خوب و بد بودن آن به­وسیله­ی قرینه معلوم می­شود و

عکس­العمل به معنای پیامد­­و­ بازتاب­عمل، همان نتیجه، انعکاس

و واکنش می­باشد و در اصطلاح، پیامدها، نتایج، آثار و عوارضی

که پس از عمل رخ می­دهد و به­طور طبیعی با آن نیز رابطه­ی

مستقیمی دارد؛ هرچند که درک مستقیم یا غیر مستقیم بودن

این رابطه، مطلق و یکسان نبوده، برای افراد گوناگون نسبی و

متفاوت است.

و از این نظر در دوران بازنشستگی حائز اهمیت و مهم است،

زیرا که این قانون می تواند ارزش و احترام افراد و بخصوص

عزیزان بازنشسته را از بین ببرد و موجبات اذیت و آزار آنان را

در خانواده و اجتماع فراهم نماید.

برابر قانون سوم نیوتن، هر عملی، عکس العملی دارد، برابر

با آن و درجهت مخالف آن.

و در جهانی که زندگی میکنیم اعمال و حرکات نیز از این قانون

مستثنی نیستند و کوچکترین عمل هر فرد بازتابی در این عالم

دارد چرا که این جهان ، جهانی واحد و یکپارچه است و هر

جزئی از آن مرتبط با جزء دیگر است . زندگی هر موجودی در

این عالم بر زندگی موجودات دیگر تأثیر داشته حتی افتادن

برگ زردی از درختی در یک جنگل انبوه بر سیستم زندگی تمام موجودات این عالم اثر خواهد گذاشت

هیچ گریزی از عکس العمل اعمالمان نیست . عکس العمل هر

عملی به کننده ی آن بر می گردد حتی اگر سالها بگذرد و

کیلومتر ها از آنجا دور شده باشیم باز هم نتیجه ی اعمال و

افکارمان به سوی ما باز خواهد گشت .

خداوند سبحان برای گردش کار آفرینش و نظم و انضباط

بخشیدن به امور هستی سنت ها و قوانینی قرار داده است

که خلقت بر این اساس سامان یافته و اداره می شود.

اندیشه ها، گفتارها و کارهای انسان نیز براساس این قانون

الهی دارای عکس العمل های مناسب است.

علی علیه السلام در حکمت 204 نهج البلاغه می فرمایند :

  اگر به کسی نیکی کردی و او حق شناسی نکرد ،

تو را به کار نیک بی میل نگرداند ، که به جای او از تو

کسی حق شناسی خواهد کرد که تو به او هیچ نیکی

نکرده ایی و تو بیش از آن مقدار که کافر نعمت حق تو

را ضایع کرده است ، از ناحیه بیگانه بهره مند خواهی

شد . خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

چگونه میتوان کنش و واکنش مناسبی در زمان

مناسب داشت؟

برای این منظور باید یکسری از موارد را بپذیریم، و بعنوان

قوانین خاص برای خودمان مد نظر قرار دهیم: از آن جمله

می توان به :

اولین مسئله و مهمترین آن این است که مراقب اعمال و رفتار

خود در این دوران باشیم. و حداکثر کوشش خود را به عمل

آوریم که تفاوت بین نسل ها و زمان ها را به خوبی دریافته و

آنها را قبول کنیم.

زیرا که اگر بدانیم که نیازها در زمان حال، با زمان نوجوانی و

جوانی و حتی بچه دار شدن، ما متفاوت است و هر فردی با

توجه به افکار خود، نسبت به تربیت فرزندان خود، اقدام

می نماید، دیگر در کار تربیت نوه های خود و فرزندان دیگر،

دخالت نمی کنیم.

اگر بدانیم که در این سن، کمی توقع از خودمان و اطرافیان

بالاتر رفته است، و باید در زمانی که چیزی از اطرافیان

درخواست می کنیم به حد ظرفیت آنان باشد، حداکثر تلاش

خود را به عمل می آوریم که توقع خودمان را از دیگران کمی

پائین آورده و درخواست های خود را بیان نمائیم. (گذران عمر

ما، تقصیر اطرافیان و فرزندان ما نمی باشد، بلکه این روزگار

است که مدام در حرکت است، پس هزینه پیر شدن و

بی حوصله شدن ما را اطرافیان نباید بپردازند.)

اگر قبول کنیم که در این سن کمی زود رنج تر از قبل

می شویم، و حداکثر کوشش خود را به عمل آوریم که دیگران

را ببخشیم، نه به خاطر اینکه آنان لایق بخشیدن هستند

(شاید هم باشند و ما بیخود ناراحت شدیم) بلکه خود ما نیاز

به آرامش داریم.

اگر قبول کنیم که دیگران نیز مشغول زندگی خود هستند و

ما باید تا حد امکان، مسیر زندگی خود را خودمان بپیمائیم و

در حداقل موارد از دیگران کمک و یاری بگیریم، مسلماً این

قبول کردن میتواند، درخواست های ما از دیگران و اطرافیان را

به شدت کاهش داده و از طرف دیگر، توانائی خود را در جهت

حل مسائل و انجام راه حل های بهینه دو چندان نماید.

اگر قبول کنیم که فرزندان ما بزرگ شده و هر کدام برای خود

پدر یا مادر یا فرد بزرگسالی شده اند که خود می توانند مسیر

زندگی خود را بیابند، دیگر با آنان سر مسائل کوچک و پیش پا

افتاده درگیر نشده و اجازه میدهیم که بدور از هر گونه کنترلی،

شادی و نشاط در خانواده تسری یابد.

در حال حاضر چه کارهائی باید انجام دهیم؟

از همین الان شروع کنیم به قبول شرایطی که در اختیار ما

نیست و باید آن ها را بپذیریم که با این پذیرفتن ها، می توانیم

علاوه بر اینکه احترام و ارزش خود را همچنان پا بر جا نگه

داریم، شادی و نشاط و از همه مهم تر، سلامتی را به

خودمان و خانواده هدیه نمائیم و از مزایای آن بهره ببریم.

فقط باید بدانیم که هر کنشی، واکنشی دارد، مطابق با

خودش و در جهت مخالف آن

موفق باشید