الماس ابدی است.

الماس ابدی است.

الماس استعاره عشق، استقامت و مقاومت است.

چند روز پیش با یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مشغول

صحبت بودم و ایشان با وجودی که سن 67 را تجربه می نمود،

از آماده شدن برای رفتن از دنیا و به پایان رسیدن عمرش می گفت

و از اینکه دیگر نه امیدی به زندگی دارد و نه زمان، فرصت این کار

را به او میدهد.

اینکه تا چه سنی در این دنیا باشیم یا نباشیم، شاید به موارد متعددی

مربوط می شود، که سن در بین آن موارد، از ارزش بسیار پائینی

برخوردار است. زیرا سن نیست که زمان رفتن یا ماندن را در این

دنیا مشخص می نماید.

و بحث دیگر اینکه چرا در این سن امیدی به زندگی برای ایشان وجود

ندارد، آن بحث دیگری است؟

ما در این مقاله می خواهیم این مورد را بحث و بررسی نمائیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است

را نیز مطالعه نمائید.

الماس چیست؟

الماس کانی کمیاب و طبیعی است که از کربن تشکیل شده است.

به لحاظ شیمیایی اتم های آن با پیوند کووالانسی که قویترین پیوند

اتمی است به هم متصل شده است.

این ساختار پیوندهای یکنواخت و متراکم و ساده باعث تشکیل

سخت ترین و بادوام ترین موادی شده که تا کنون شناخته ایم.

این تعریفی است که از الماس شده است و به آن به چشم سخت ترین

و بادوام ترین مواد نگاه می شود.

چرا به پیشکسوتان(بازنشستگان) الماس می گوئیم؟

از زمانی که شروع به تحقیق و تفحص در این موضوع نمودم، و با شناختی

که از این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پیدا نمودم، به این باور هستم که

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز به مانند الماس، سخت و بادوام هستند،

اما تنها و تنها یک شرط برای آن وجود دارد و آن باور خود گنجینه های

نیروی انسانی است که باید به این باور من اعتقاد داشته باشند.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای را مشاهده نموده که

همچنان کوه استوار و پابرجا و چنان تکیه گاه خود و اطرافیان خود هستند

که امیدوارم صدها سال، به زندگی پربار خویش ادامه دهند.

در مقاله سن تنها یک عدد است، اعلام داشته ام که سن نمی تواند

ملاک و معیار خوبی برای سالهای عمر باشد، تنها نشان دهنده یک

عدد است که می تواند بی ارزش باشد.

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) با استفاده از تجربه، تخصص و مهارت

خود، توانائی بازنمودن گره های کوری از زندگی خود و اطرافیان خود

دارند که هیچکس حاضر نیست آنها را بگشاید.

پس بنابر این، به این نتیجه می رسیم که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

الماس هائی هستند که  سخت و با دوام می باشند، و باید به

این باور برسند که می توانند تا لحظه آخر عمر خود، که زمان آن مشخص

نمی باشد، به فعالیت های فکری، جسمی و حرکتی خود ادامه دهند.

              

مانند آن پیشکسوت(بازنشسته) ژاپنی که تا سن 83 سالگی، از اینکه پای

خود را به آب بزند، وحشت داشته و در 90 سالگی شروع به آموزش شنا

می نماید و در 100 سالگی مدال طلای المپیک را از آن خود می نماید.

چطوری می توان مثل الماس، ابدی شد؟

تمام راه ها، برای رسیدن به موفقیت و رسیدن به ارزشهای والای انسانی،

تنها با یک باور شروع شده و با یک تغییر بسیار ساده و کوچک ادامه می یابد.

کافی است که از خواص الماس با اطلاع گردیم از جمله:

تقویت انرژی های درونی:

این خاصیت به خوبی در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که به توانائی

و تجربه و مهارت خود اطمینان دارند، کاملاً مشاهده می گردد. و به

راحتی انرژی های درونی خود را بصورت مداوم افزایش داده و افزایش

این انرژی باعث انتقال آن به اطرافیان نیز می گردد.

از بین بردن تردید، دودلی و بی ثباتی:

این خاصیت از آن خاصیت هائی است که متأسفانه در عرف،

به اشتباه، و بر خلاف این خاصیت به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

اطلاق می شود.

گنجینه های نیروی انسانی، با اتکا به معلومات و تجربیات گرانبهای

خود، در مورد حل مسائل، دیگر تردید و دودلی ندارند و به خوبی

می توانند بسیاری از مسائل را با دیده بصیرت و دانائی بنگرند و در

جهت بهترین راه کار ممکن، ارائه طریق نمایند.

تحرک و شادابی و افزایش عزت نفس

بسیاری از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی هستند که به گفته های

غلط جامعه که در خصوص عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) وجود دارد،

کوچکترین اعتنائی نداشته و همواره به تحرک و شادابی خود ادامه

می دهند، مصداق این عزیزان را می توانید در مسابقات ورزشی که

توسط خدمتگزاران صندوقهای بازنشستگی کشور و یا صندوق های

بازنشستگی ادارات و سازمان ها برگزار می گردد، مشاهده نمائید.

– گذاشتن الماس بر روی مرکز بدن و چاکراها باعث رفع مشکلات

و ناراحتی دستگاه گوارش و مسمومیت ها و تقویت معده و روده و

از بین بردن بیماری میشود.

دقیقاً این خاصیت الماس در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مستتر است

و عزیزان گنجینه نیروی انسانی با بودن در جمع ها، بصورت منابع انرژی

مثبت در خانواده ها(با توجه به دستورات اکید اسلام) و نیز با یافتن و

ارائه بهترین راه کارها، به رفع مشکلات و ناراحتی ها کمک شایانی نمایند .

و در خصوص بیماری ها نیز با وجودی که هر یک، حداقل تعداد فرزندانی

را تربیت و به جامعه تحویل داده اند، تجربه مبارزه با بیماری ها را به خوبی

داشته و در زمانی که جوانترها با کوچکترین بیماری، روحیه خود را می بازند،

با ارائه نسخه های گیاهی و درمان های سنتی می توانند در جهت درمان نیز

مفید واقع گردند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

بارها و بارها، قلم به دستان جامعه که دستی در قلم و رسانه ها دارند،

با درج مطالب و مقالاتی، قشرهائی از جامعه را از مردم جدا نموده و

کم کم آنان را قشرهائی معرفی می نمایند که به علت انجام موارد در

زمان هائی، منتظر هستند که مطالباتی را از مردم و جامعه داشته باشند.

و متأسفانه این بار، این قرعه به نام کسانی درآمده است که اینجانب

مدتهاست در خصوص سلامتی و کارآفرینی آنان افتخار خدمت داشتم.

و این قشر با احترام، قشر پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز می باشند.

امروز که داشتم به کانالهای موجود نگاهی می انداختم، توجه مرا

مقاله ای در یکی از کانال ها، به خود جلب نمود و آن مقاله

حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی است.

بر کسی پوشیده نیست که قشر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که اوقاتی از بهترین اوقات خود را به کار و تلاش جهت این مرز

و بوم اختصاص داده اند و بعد از حداقل 30 سال به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) نائل می شوند، نیاز به احترام و تکریم از طرف کلیه

افراد و مسئولین مربوطه دارد، لکن چیزی که در این مقاله، مورد

توجه بود، نوع نگرش و دید این مقاله به این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی بود.

زیرا در این مقاله مسائلی را مطرح می نماید که از آن جمله می توان

از موارد ذیل نام برد:

در ابتدای مقاله، به این مقوله می پردازد که این دوره را همه افراد،

تجربه می نمایند و نیز ذکر شده که این دوره تفاوت های اساسی با

دوره جوانی دارد، و دیدی که نگارنده مقاله به آن دارد، تفاوت قائل

شدن در نیازها از جنبه پذیرش در جامعه و خانواده می باشد.

در همین ابتدا، تفاوت دیدگاهها نمایان می شود، زیرا ذکر شده

که همه افراد تجربه می نمایند، لکن اینجانب با افرادی مصاحبه

و مذاکره داشتم که بعد از 100 یا 110 سال هنوز خود را بازنشسته

فرض نمی کردند و همچنان مشغول کار و تلاش بودند و حتی بعضی

از همکاران ما، حتی از کلمه بازنشسته که به آن ها اطلاق شود،

فراری هستند. کسانی که حکم و ابلاغ بازنشستگی در دستان آنها

هست، لکن خود را بازنشسته فرض نمی کنند.

در قسمت دوم بخش اول، نیز پذیرش در جامعه و خانواده مطرح

شده، که قبول داریم که متأسفانه در بعضی از مکان ها، ارزش و

احترام این بزرگواران در نظر گرفته نمی شود اما این بی احترامی،

در کل جامعه رواج ندارد، و خانواده های متعدد و فراوانی وجود

دارند که همچنان به این عزیزان، با احترام و ادب رفتار می نمایند.

همچنین در این مقاله، چنان نگاشته شده است این عزیزان که سالیان

عمر با ارزش خود صرف خدمت نموده اند، در حال حاضر، با توجه

به بازنشستگی آنها، تنها مانده اند که مطالبات خود را از جامعه و

خانواده هایشان بستانند.

حال سوال این است که براستی چنین است؟

آیا این گران قیمتان که بیشترین زمان با ارزش خود را در خدمت

به اجتماع گذرانده اند، منتظر پرداخت بهای آن از طرف دیگران

هستند؟

در همین جا، یادم می آید در مکان هائی در موقع بله برون های

عروسی رسمی وجود دارد، به نام شیر بهاء و من همیشه این سئوال

برایم مطرح بود، که آیا مادران شیر به فرزندان خود میدهند که در

موقع مراسم عروسی، آن را از شوهران آینده آنان بگیرند.

و سئوال دیگر اینکه، خوب پول شیر مادران دختران پرداخت میشود،

اما پول شیر مادران پسران چطور؟

آیا آنان به پسران خود شیر نداده اند؟

و سئوال اساسی تر اینکه، با چه حساب و کتابی میتوان بر قطره قطره

این شیر، که از عمق وجود مادران به فرزندان داده شده، قیمت گذاشت؟

آیا میتوان بهائی برای این کالای گران قیمت گذارد؟

در همین جا، میتوان آن را به سالهای جوانی طی شده در جامعه تعمیم داد.

با چه چرتکه ای میتوان، این سالها را حساب و کتاب نمود و ارزش این

سالهای عمر، به چه میزان است؟

آیا این عزیزان، برای این خدمت نموده اند که بتوانند در زمانی که به

سنین پیشکسوتی(بازنشستگی) رسیدند، بهای آن را از جامعه بستانند؟

(البته لازم به ذکر میباشد که جامعه باید خود، قدردان این زحمات باشد

و زحمات این نور چشمان بر کسی پوشیده نمی باشد)

آیا این خردمندان، غیر از همان احترامی که در مقاله به آن دقیقاً ذکر

شده است، خواست دیگری از اجتماع و جامعه دارند؟

نگارنده که افتخار داشته است با تعداد بسیاری از این عزیزان مصاحبه

و مذاکره نماید، به این نتیجه رسیده است که تعداد زیادی از این با

تجربگان، منتظر چنین مسائلی نمی مانند و تنها محل خدمت خود را

تعویض می نمایند و در محل جدید نیز به مانند محل قبلی همچنان مشغول

کار و تلاش می شوند.

اگر همچنان این فرهنگ ادامه داشته باشد که به عزیزانی که پر از

تجربه و تخصص هستند، فرصت کافی داده شود و آنان با اندکی تغییرات

و آموزش های لازم بتوانند ماحصل سالها تلاش و خدمت خود را در

اختیار نسل های بعدی قرار دهند، آنگاه همگان شاهد رشد برق آسای

جامعه به سمت تعالی خواهند بود. لکن با این مطالب که بازنشستگان

منتظرند، بازنشستگان کوله باری از تجربه دارند، بازنشستگان از ما

چه می خواهند و نظائر چنین تلقین هایی، متأسفانه تعدادی به این مقالات

و مسائل توجه نموده و رسالت اصلی خود که انتقال تجربیات و تخصص

ومهارت خود به نسل های بعدی می باشد را یا فراموش می نمایند و یا

با سرعت بسیار پائین به این امر اقدام می نمایند.

جا دارد، از کلیه عزیزان وسروران قلم به دست، که زحمات بسیاری

را متقبل می گردند، در درجه اول قدردانی و سپس درخواست نمائیم که

کافی است که به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اجازه انتقال اطلاعات

داده شود. آنگاه همگان خواهند دید که این خردمندان به هیچ عنوان منتظر

نیستند که دیگران چیزی به آنان عطا نماید و خود با تلاش و کوششی که

سالها به آن مبادرت نمودند، در این راه قدم برداشته و عزت و احترام را

خود برای خود، کسب می نمایند.

لازم به ذکر می باشد که در بخش دوم این مقاله، بصورت خیلی خوب و

زیبا به نکاتی که باید جامعه و مسئولین برای عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

رعایت نمایند، به خوبی اشاره شده است. امید که مسئولین مربوطه به این

نکات ارزشمند توجه لازم را مبذول و محیط را برای تعالی هر چه سریعتر

جامعه مهیا نمایند.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com