یلدا، زنان و سوءتفاهمِ «وظیفه»
حتماً. این مقاله را با نگاه واقعگرایانه، محترمانه، غیرشعاری و همراه با حفظ اقتدار زنان مینویسم؛ مخصوصاً با توجه به تجربه سالها کار با خانوادهها و بازنشستگان.
یلدا، زنان و سوءتفاهمِ «وظیفه»
چرا خانمها نباید در شب یلدا ناپدید شوند و چگونه اقتدار خود را حفظ کنند
شب یلدا قرار بوده طولانیترین شب سال باشد، نه طولانیترین شیفت کاری زنان.
اما متأسفانه در بسیاری از خانوادهها، یلدا برای خانمها نه شب خاطرهسازی، بلکه شب خستگی، بیخوابی و دیدهنشدن است. همه مینشینند، حرف میزنند، میخندند، فال میگیرند، و یک نفر—یا چند نفر مشخص—مدام در حال رفتوآمدند: خانمها.
این مقاله قرار نیست علیه سنتها نوشته شود، بلکه علیه برداشتهای اشتباه از سنت است؛ برداشتهایی که زن را از «صاحب مجلس» به «خدمتکار مجلس» تبدیل کردهاند.
۱. اول باید یک سوءتفاهم را اصلاح کنیم: یلدا مهمانی رسمی نیست
یلدا یک مراسم رسمی با تشریفات هتل پنجستاره نیست.
یلدا:
- دورهمی خانوادگی است
- صمیمی است
- خودمانی است
پس اگر فضای یلدا رسمی نیست، چرا انتظار رسمی و سنگین از خانمها داریم؟
زن خانه مسئولِ «مدیریت فضا»ست، نه «انجام تمام کارها».
۲. پذیرایی، وظیفه زن نیست؛ مسئولیت جمعی است
یکی از ریشهایترین خطاهای فرهنگی این است که:
«پذیرایی = وظیفه زن»
در حالی که پذیرایی:
- بخشی از مهمانی است
- و مهمانی متعلق به همه اعضای خانواده است
اگر همه میخورند، همه هم میتوانند سهمی در آمادهسازی داشته باشند.
اقتدار زن از همینجا شروع میشود:
نه با دعوا، نه با گلایه، بلکه با تعریف نقشها.
۳. زن مقتدر، قبل از یلدا برنامهریزی میکند
اقتدار، محصول پیشبینی است.
خانمی که از قبل میگوید:
- «امسال ساده میگیریم»
- «هر کس یک چیز کوچک میآورد»
- «پذیرایی سلفسرویس است»
در واقع دارد مرز سالم تعیین میکند.
زن مقتدر منتظر نمیماند خسته شود و بعد ناراحت شود؛
از اول، قواعد بازی را مشخص میکند.
۴. نشستن زن در جمع، بیاحترامی نیست
بعضی زنان ناخودآگاه فکر میکنند:
اگر بنشینم، یعنی کمکاری کردهام
در حالی که:
- نشستن زن کنار مهمانها = پیام احترام به خودش
- مشارکت در گفتگو = حضور واقعی
- خندیدن = الگوی سالم برای دختران و نوهها
وقتی زن خانه نمینشیند، به نسل بعد یاد میدهد که «زن باید همیشه در خدمت باشد».
۵. اقتدار یعنی «نه گفتنِ آرام»
زن مقتدر کسی نیست که صدایش بلند است؛
کسی است که نه گفتنش آرام و قطعی است.
جملههای ساده و محترمانه:
- «الان میخوام کنار شما باشم»
- «پذیرایی همینه، هر کی خواست خودش برمیداره»
- «امشب قراره خوش بگذره، نه اینکه خسته بشم»
این جملهها بیادبی نیستند؛
حفظ سلامت رواناند.
۶. مشارکت مردان، لطف نیست؛ مسئولیت است
وقتی مردان خانواده:
- میوه میآورند
- چای میریزند
- سفره جمع میکنند
این «کمک به زن» نیست؛
همکاری خانوادگی است.
زن مقتدر، این مشارکت را طلب میکند، نه التماس.
۷. یلدا فرصت آموزش غیرمستقیم است
دختران و نوهها از یلدا بیشتر از حرفها، رفتارها را یاد میگیرند.
اگر ببینند:
- مادر همیشه ایستاده
- خسته
- ساکت
- ناراضی
فردا همین نقش را تکرار میکنند.
زن با نشستن، حرف زدن، و لذت بردن، دارد آموزش میدهد:
«زن بودن یعنی انسان بودن، نه ماشین پذیرایی.»
۸. سادهگیری، نشانه ضعف نیست
برخی زنان فکر میکنند:
اگر ساده بگیریم، آبرو میرود
در حالی که:
- آبرو به آرامش است
- به لبخند است
- به فضای گرم است
خانهای که صاحبخانهاش خسته و عصبانی است،
حتی با بهترین پذیرایی هم دلنشین نیست.
۹. یلدا برای زن هم باید «شب» باشد، نه «شیفت»
زن هم حق دارد:
- بنشیند
- فال بگیرد
- بخندد
- خاطره بگوید
اگر یلدا برای زن فقط کار است،
نامش یلدا نیست؛ کار اجباری است.
سخن پایانی
یلدا قرار نیست زنها را فرسودهتر کند؛
قرار است خانواده را نزدیکتر کند.
زن، ستون خانه است؛
اما ستون هم اگر همیشه بار بکشد و دیده نشود، ترک برمیدارد.
یلدای سالم، یلدایی است که:
- زن دیده میشود
- شنیده میشود
- و در کنار دیگران، نه پشت صحنه، میدرخشد
اقتدار زن، از همین شبهای بهظاهر ساده شروع میشود.