الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(110 ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

مطالعه فرمائید.

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

اگر شخصی در 20 سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن 50 سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن 60 سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از 60 سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( 60-75) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (75 سال به بالا)

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن 100 سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود 75 سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا 200 سال، در سال

1400 دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

100 سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

امروز به سومین سطح از ارتباطات می رسیم و آن ارتباط با خدا می باشد.

کیفیت ارتباط انسان با خودش و

کیفیت ارتباط انسان با محیط

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با خداست.

اگر کسی نتوانسته باشد، با خودش ارتباط درست و خوبی

برقرار نماید و نتوانسته باشد، از نعمتهای خدادادی، و نیز

حواس پنج گانه خود، به خوبی استفاده نماید، احتمالاً در

مورد ارتباط با خدا نیز دچار مسائل و مشکلات متعددی

می باشد.

ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چگونه خدا را در زندگی خود باور

داریم؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چقدر خدا در زندگی ما نقش دارد، و

رفتارهای ما، چقدر با درخواست های خدا از ما، مطابقت دارد؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه ما چطوری از خدا بابت نعمتهائی که به

ما عطا نموده است، تشکر و قدردانی می نمائیم؟

کافی است که یکی از نعمتهائی که در حال حاضر، بدون

هیچ گونه مسئله ای از آن استفاده می کنیم، کمی مشکل دار و

ناقص بشود، آنگاه متوجه می شویم که آن نعمت که تا کنون

به فور در دسترس ما بوده و ما به راحتی از آن استفاده

می نمودیم، چقدر در زندگی ما نقش دارد. و این خدائی که

تمام این نعمتها را بدون چشم داشت، در اختیار ما قرار داده

است، چقدر ارزش و بها دارد.

و آیا چنین خدائی، که میداند هر چیزی در کجا قرار داشته

باشد، لایق پرستش و لایق ارتباط خوب نیست؟

چرا ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم

است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر ما بخواهیم ارتباط خوبی

با خدا داشته باشیم، باید نحوه ارتباط با خودمان و نحوه ارتباط 

با محیط اطراف بوسیله حواس پنج گانه خود را بهبود بخشیم،

آنگاه، می توانیم ارتباط با خدا را بسیار بهبود بخشیم.

حال ما چگونه با خودمان ارتباط برقرار می کنیم که این بحث

دو مقاله قبل ما بود. و اینکه چگونه ما بوسیله حواس خود، با

محیط خود ارتباط برقرار می کنیم، کیفیت ارتباط ما با خدا را

بیان می نماید.

       

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با

خدا برقرار نمائیم، مسلماً بر روی آرامش ما تأثیر اصلی را دارد

و نیز در صورتی که آرامش داشته باشیم، استرس از وجود ما

رخت بر می بندد و در صورتی که استرس از وجود ما رخت

بر بندد، افسردگی این منبع اصلی تمام بیماریها، اجازه ورود به

بدن را از دست میدهد و شما می توانید، زندگی شاد و با نشاط و

همراه با سلامتی و شادابی را تجربه نمائید.

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با خدای مهربان

و متعال، و خالق خود، ارتباط خوبی برقرار نمائیم، آنگاه است که

دیگر نگران بسیاری از مسائل و مشکلات خود نخواهیم بود، و

میدانیم اگر خدای متعال، برای ما اتفاقی را مقدر نموده باشد، آن

اتفاق مطمئناً در زندگی ما نقش مثبت و خوبی را بازی خواهد

نمود.

چطور میتوان ارتباط با خدا را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بهینه نمود؟

 

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، برای ارتباط با خدای

مهربان در درجه اول نیاز است که ما ارتباط با خودمان، را

به بهترین شکل ممکن شکل دهیم و پس از اینکه رابطه خوبی

با خودمان برقرار نمودیم، آنگاه باید بوسیله حواس پنج گانه

خود، ارتباط خوب و لذت بخشی را با محیط خود برقرار نمائیم.

در صورتی که هر دو ارتباط قبلی، با موفقیت همراه باشد،

می توان امیدوار بود، که کیفیت ارتباط با خدا نیز به بهترین

شکل ممکن ایجاد گردد و کافی است که این ارتباط با خدا به

صورت خوب و درست، برقرار گردد.

    

آنگاه آرامش کافی که مستلزم، یک زندگی خوب و سالم است،

وارد زندگی ما می شود.

نمونه مثال فوق را می توان، در علمای هر دینی مشاهده نمود،

کسانی که پس از ایجاد ارتباط با خود و ارتباط با محیط،

توانسته اند، رابطه ای خوب با معبود خود و با خدای خود

برقرار نمایند، و مشاهده می نمائید، که بقول معروف، توپ

هم توان تکان دادن آنها را نخواهد داشت، زیرا که آنها به

منبع لایتناهی وصل شده اند که هیچکس یاری رویاروئی

با آن نمی باشد.

شما بارها و بارها مشاهده نموده اید که زمانی که در کودکی،

مشکلی برای شما بوجود آمده است، فوری به مادر یا پدر خود

مراجعه و آنها با علم و آگاهی بیشتری که نسبت به آن مسأله

داشتند، به راحتی آن مسأله را رفع نمودند و شما با افتخار، از

برنده شدن در آن مسأله، اظهار شادی  و نشاط می نمودید.

حال خدائی که دانش و آگاهی او فوق تصور دانش و آگاهی پدر و

مادر است و نیز خالق کل جهان است، مسلماً می تواند، تکیه گاه

بسیار خوب و مناسبی برای ما دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

باشد. در زمانی که ما نیاز داریم، کسی غیر از صندوق های

بازنشستگی، ادارات و سازمانها، مسائل و مشکلات ما را حل 

نماید، کسی وجود دارد که تمام راه حل ها، پیش اوست، تنها کافی

است که ارتباط خوبی با او برقرار نمائیم، آنگاه بازخوردهای آن

را به خوبی مشاهده خواهیم نمود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.