نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زمانی که نقطه سر خط گفته می شود، عده ای یاد برنامه مستند

تهیه شده توسط رضا رشیدپور می افتند که یک برنامه مستند

تهیه نموده و در صدا و سیما پخش می شد.

          

عده ای دیگر نیز به یاد سریالی در سال 1390 می افتند که

توسط سعید آقاخانی تهیه و در ماه مبارک رمضان همان سال،

بینندگان بسیاری را به خود مشغول نمود.

اما من این کلمات را نگفتم که همه را به یاد برنامه های

رادیو تلویزیونی بیندازم، بلکه منظور من از استفاده از

این کلمات، چیز دیگری است.

پس برای اینکه مقصود را دریابید، با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله فرصت ها مثل ابر

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.             

نقطه سر خط چیست؟

زمانی که در حال نوشتن متنی می باشید وقتی که به آخر خط

رسیدید و جمله تمام شده بود، از شما خواسته می شود که انتهای

خط، نقطه ای گذاشته و جملات جدید را از خط جدید آغاز نمائید.

خوب این نقطه سر خط مشخص شد، چه ارتباطی با دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دارد؟

ارتباطش از آنجا آغاز می شود که در بعضی اوقات خودمان و

یا تعدادی از عزیزان پیشکسوت زمانی که کاری را انجام

می دهند، فقط و فقط به این خاطر به آن کار ادامه می دهند که

آن کار را مدتها انجام داده و حاضر به اتمام آن و شروع یک

کار جدید، و یا یک عادت جدید نیستند.

به همین خاطر است که در اینجا قصد داریم که بگوئیم، شما در

حال رفتن به سمت یک هدفی هستید، و اگر در بین راه، به اشتباه

یا به انتخاب یا به …. بر زمین افتادید، آیا باقی مسیر را سینه خیر

طی می نمائید؟

           

یا اینکه از جای خود برخواسته و راه را با وضعیت جدید و

مراقبت بیشتر ادامه می دهید؟

مطمئناً پاسخ قسمت دوم است، زیرا هیچکس حاضر نیست که

در زمانی که بر زمین خوردیم، همان حالت را ادامه دهیم.

حال چگونه است ما که حاضر نیستیم بقیه مسیر را سینه خیز

برویم، در زندگی که به زمین می خوریم، حاضر نیستیم که از

جای خود بلند شده و مسیر را با دید جدید و وضعیت مثبت تر

ادامه دهیم.

چرا نقطه سر خط باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده نمائیم؟

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده نمودم

که درگیر مبارزه با یک بیماری یا مسأله ای در زندگی خود

هستند و زمانی که از آنها در خصوص آن بیماری یا آن مسأله

پرسش می شود، و اینکه چرا هم اکنون اقدامی در جهت

برطرف نمودن آن بیماری یا مسأله نمی نمایند، تنها به این

اکتفا می کنند که در خصوص بیماری مشغول مداوا بوسیله

اقدامات پزشکی هستند. و در خصوص مسائل نیز بیان

می نمایند که مسأله وجود دارد و از دست آنها هیچ کاری

برای تغییر آن حالت برنمی آید.

آیا براستی چنین است؟

مسلم است که پاسخ منفی است، زیرا که در خصوص بیماری،

عادتهای بد و ناصحیح در زندگی ایجاد کننده این بیماری بوده و

تا زمانی که اقدام به تغییر عادتهای غلط زندگی خود ننمائیم،

حتی اگر تمام پزشکان نیز با هم مشورت نمایند، نهایتاً

می توانند تداوم بیماری را با کندی مواجه نمایند، و نمی توانند

مانعی برای از بین رفتن آن بیماری انجام دهند چون هر بار

که اقدام به حذف بیماری نمایند، عادتهای غلط، مجدداً آن

بیماری را به زندگی ما دعوت می نماید.

و در خصوص مسائل نیز، عادتهای غلط، و یا آموزشهای

ناصحیح و عدم آموزش مناسب مسبب بسیاری از مسائل و

مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

حال سئوال این است که همچنان اعتقاد و باور دارید که کاری

از دست ما در جهت رفع بیماری یا مسائل خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) بر نمی آید؟

 پیشنهاد می شود مقاله پرتگاه های زندگی

را به سکوی پرش تبدیل نمائید، را نیز مطالعه

فرمائید.  

چطوری می توان نقطه سر خط را اجرا نمود؟

همانگونه که در بند قبل الزام اینکه کاری را که اشتباه انجام

داده ایم، تمام نموده و بعد از آن با شیوه جدید و راه جدید و

نگرش جدید مسیر زندگی را پیش بگیریم، آورده شده است.

حال در اینجا می خواهیم بدانیم که به چه صورتی می توان این

کار را انجام داد.

دقیقاً به همان روشی که وقتی به انتهای خط رسیدیم و یا به هر

علتی مجبور به گذاشتن نقطه شدیم. می توانیم از خط جدید و از

سر خط، کار را ادامه دهیم البته با نوشته های جدید و کلمات جدید.

در اینجا نیز به همین سادگی می توان، اقدام به گذاشتن نقطه بر

سر هر عادت غلط و اشتباه در زندگی نمود و بعد از آن میتوان

عادت خوب و مفیدی را جایگزین آن نمود و در خط های جدید

و باقیمانده، و با نگرش های جدید و تجربه های اندوخته از

عادت های غلط و نتایج آنها، نوشته های جدید را نگاشت.

با نقطه گذاشتن و سر خط رفتن، بسیاری از عادت های غلط،

از زندگی ما رخت بر می بندند.

همچنان در خصوص مسائل، می توان با آموزش های جدید،

با مطالعات جدید، مشاوره با کارشناسان هر رشته، اطلاعات

لازم را کسب و در جهت رفع مسائل، آنهم به راحتی اقدام نمود.

مشخص است که نتیجه این اقدامات در جهت تغییر عادات، اقدام

به آموزش، چیزی غیر از شادی، نشاط، سلامتی در زندگی

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیست.

         

پس همین الان به شما تبریک می گویم که از همین لحظه، با

گذاشتن نقطه بر روی عادات غلط، زندگی های نامناسب، به سر

خط رفته و خطوط جدید و تمیز و بدون هیچ غلط و مشکلی،

را آغاز و با قلم عادات خوب و آموزش، این خطوط باقیمانده

را به زیبائی می نگارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بعد از آشنائی با اولین سطح از ارتباطات که رابطه با خود

بود، نوبت به دومین سطح از ارتباطات می رسد که آن

ارتباط با محیط است.

عزیزان بازنشسته ای که می توانند خوب و درست با محیط

اطراف خود، ارتباط برقرار نمایند و لذت وشادی را از محیط

دریافت می دارند، زندگی خوب و سلامتی را نیز می گذرانند،

زیرا که می دانند محیط اطراف به چه حدی می تواند به آنان

انرژی بدهد و با آن انرژی می توانند بر بسیاری از مسائل و

مشکلات فائق آیند.

اما مثل همیشه، باز برخی از این عزیزان وجود دارند که

همیشه در هر محیطی که می رسند، بدون اینکه از آن استفاده

لازم را ببرند، تنها در پی درک سختی ها، مسائل و مشکلات

بسیار طاقت فرسای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشند.

یادم می آید زمانی به خانه یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که وارد می شدیم، ایشان همیشه، کانال تلویزیون خود را روی

کانال مستند تلویزیون تنظیم نموده بود. و همیشه که ایشان را

مشاهده می کردید در حال تماشای مستندهای طبیعت بود که از

آن کانال مشغول پخش بود.

و جالب این بود که کاملاً خود را در آن محیط و در پی یافتن

زیبائیهای نشان داده شده آن بود. و لازم به ذکر نمی باشد که چه

احساس خوب و دل نشینی آن فضا و خانه را پر کرده بود، کسی

که در طبیعت، در دریا، در جنگل حتی در بیابان، بدنبال یافتن

زیبائی ها و قشنگی های طبیعت است، مطمئناً فضای دلنشینی را

نیز برای خود وخانواده مهیا و آماده می نماید و خانواده نیز از

داشتن چنین فضای خوب و گوارائی شاد و خرسند خواهند شد.

  

بله برای ارتباط با محیط، اول باید مهارت لازم را داشته باشیم.

ما در این مقاله بر آن هستیم که ارتباط با محیط را مورد بررسی

قرار دهیم.

چرا ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

بارها در مقالات مختلف، بر این نکته اساسی تأکید داشته ام که

گنجینه های گهربار نیروی انسانی اگر روابط خوبی با خود و

اطرافیان خود داشته باشند، جایگاه ویژه ای نیز در خانواده و

اطرافیان خود خواهند داشت و بسیاری از مسائل آنها نیز

بصورت خودکار حل خواهد شد.

لکن اگر این مهارت و توانائی (ارتباط با خانواده و اطرافیان)

وجود نداشته باشد، همین می تواند ریشه بسیاری از مسائل فعلی

و آینده آنها را به دنبال داشته باشد.

این مهارت ها، در ارتباط با محیط نیز به خوبی خودنمائی

می نماید.

و باید برای یک سری از سئوالات مربوطه پاسخ لازم را

داشته باشیم؟

1-     چقدر از حواس پنج گانه خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده می نمائیم؟

2-     چگونه از این حواس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده می نمائیم؟

3-     و این استفاده از حواس پنج گانه در این دوران، چه

نتیجه ای برای ما دارد؟

پاسخ به این سئوالات می تواند، کمی ما را به اینکه حواس

پنج گانه نیز برای ارتباط با محیط برای ما در نظر گرفته شده

است، متوجه و حساس نماید.

و کسانی که مهارت ارتباط با محیط را ندارند، این ارتباط و

لذت و احساس را از خودشان سلب می نمایند.

مثلاً کسی که نمی تواند، از محیط پارک و فضای سبز استفاده

لازم را ببرد، امکان حضور خود را نیز در این فضاها، محدود

می نماید.

چطوری می توان ارتباط با محیط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بهبود بخشید؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به یکسری از مسائل

توجه لازم مبذول گردد:

از آن جمله می توان به اینکه:

–        چه چیزی می بینید؟ آیا اجازه می دهید هر چیزی که

اتفاق می افتد را شما ببینید، یا اینکه در بعضی از مواقع،

بخاطر اینکه مسئله یا مشکلی در آینده برای شما ایجاد نشود،

از دیدن بعضی از اتفاقها، خودداری می نمائید.

–        چه چیزی می شنوید؟ آیا باز اجازه می دهید که هر صدا

و نوائی به گوش های شما وارد گردد؟ با باز از ورود بعضی از

نواهای مزاحم و دردسر دار، به گوشهای خود، جلوگیری

می نمائید. آیا به دنبال شنیدن غیبت و تهمت از دیگران می باشید

یا خیر؟ یا اینکه طوری برخورد نموده اید که تنها خوبی های

دیگران در نزد شما بازگو می گردد؟

–        چه بوئی حس می کنید؟

–        چه سطوحی را لمس می نمائید؟

–        چه طعمی را می چشید؟ دقیقاً باید به این نکته توجه

لازم را داشته باشید که تغذیه نادرست، نیز ارتباط نادرست

با محیط است، و برای سلامتی ما بسیار مضر است.

–        چه حسی را تجربه میکنید؟ آیا فقط اجازه می دهید،

احساس های بد و ناگوار(غم، ناراحتی، افسردگی و…) را

تجربه نمائید یا اینکه سعی می نمائید، به احساس های قشنگ

(شادی، نشاط، موفقیت، لذت و …) اجازه ورود به بدن را

صادر نمائید؟

ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از کجا

شروع نمائیم؟

 

اگر ما بتوانیم در دومین مرحله از ارتباطات، به سئوالات بالا

پاسخ لازم و درستی را بدهیم و هر چیزی را که با حواس

پنج گانه خود درک می نمائیم، ببینیم که آیا آن چیز، حال ما

را بد می کند یا خیر؟

اگر حال ما را بد می کند، از ورود آن به بدن جلوگیری نمائیم.

اگر هر چیزی را بشنویم، محاسبه نمائیم که آیا برای ما فایده دارد

یا خیر؟ آنگاه دیگر اجازه شنیدن هر چیزی را به خودمان

نمی دهیم.

و هریک از حس های دیگر، باید ببینیم ورودی های هر یک،

نتیجه سازنده برای ما در پی خواهد داشت یا خیر؟ در صورتی

که نتیجه خوبی ندارد، از ورود آن جلوگیری نمائیم.

     

و در پایان به این نکته اشاره می نمایم که :

محیط شعور دارد، و محیط با ما حرف می زند، محیط با ما

ارتباط بر قرار می نماید.

اما خود ما انتخاب می نمائیم که با چه کیفیتی، محیط اطراف

با ما ارتباط برقرار کند؟ بوسیله بوق ها یا طبیعت

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

خود نیز هدیه نمائید.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

 

اکثر نفراتی که قصد دارند به مسافرت های دور بروند، برای اینکه

زودتر به مقصد خود برسند و راحت تر و ایمن تر مسافرت نمایند،

از هواپیما استفاده می نمایند و زمانی که هواپیما به پرواز در می آید

در آنان ترس به وجود می آید. زیرا که اخبار زیادی به گوش آنان در

خصوص سقوط هواپیما و نقص فنی و خارج از رده شدن هواپیماها

و … شنیده اند و همین اخبار کافی است که در موقعی که به هواپیما

وارد می شوند تا زمانی که از آن پیاده می شوند، تمام مدت ترس

سراسر وجود آنان را در بر می گیرد.

حال سئوال این است، آیا این ترس می تواند، کمکی به جلوگیری از

سقوط هواپیما نماید؟

آیا این ترس می تواند جان آنان را در زمان سقوط حفظ نماید؟

آیا زمانی که ترس در وجود آنان لانه نماید، میتوانند از مسافرت

لذت ببرند؟

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ما در این مقاله سعی داریم نگاهی به این بحث بیندازیم و راه کارهای

مواجه شدن با این ترس ها را بررسی نمائیم.

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ترس از هواپیما، یک واکنش غریزی است که هر فردی در زمان

سوار شدن به هواپیما با آن مواجه می شود و رابطه این ترس با دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به آنجا بر می گردد که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیز ترس هائی در وجود افراد بوجود می آید که بعضی

از آنها بصورت غریزی می باشد و گریزی از آنها نیست.

اما باز همان سئوالات را مطرح می نمائیم.

آیا این ترس ها، کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می نماید؟

آیا این ترس ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند زندگی

ما را بهینه تر نماید؟

و مشخص است که جواب تمام این سئوالات، منفی است و این ترس ها

نمی تواند هیچ کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بنماید.

چرا بجای ترس، باید از پرواز لذت برد؟

همانگونه که ذکر شد، این ترس ها نمی تواند کمکی به ما در زندگی

و بهتر شدن زندگی نماید.

زمانی که در هواپیما سوار می شوید و هواپیما شروع به بلند شدن از

روی باند پرواز می نماید، دیگر هیچگونه کنترلی شما بر روی هواپیما

نمی توانید داشته باشید و در این زمان، اگر شما تنها به ترسیدن خود

ادامه دهید، شما فقط و فقط و فقط خود را از لذت دیدن لحظات پرواز و

بلند شدن هواپیما از روی باند، محروم ساخته اید.

و همچنین است زمانی که هواپیما کاملاً اوج گرفت و در آسمان به

پرواز درآمد، باز هیچ گونه عملی یا فعالیتی از شما نمی تواند بر روی

هواپیما تأثیر گذار باشد. و ترس شما، تنها به شما اجازه لذت بردن از

این لحظات خوب و باصفا را نمی دهد.

پس پیشنهاد می شود، بجای اینکه تمام مدتی که در هواپیما هستید، و

هواپیما مشغول حرکت و پرواز می باشد، ترس به وجودتان غلبه

نماید، سعی نمائید، در این لحظات، تنها به خدای خود ایمان و از

لحظات پرواز کاملاً لذت ببرید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز به همچنین، زیرا در این

دوران نیز انواع ترس ها که در وجود شما بوجود می آید، تنها شما

را از لذت بردن از این دوران خوب و با صفا و بودن در جمع

فرزندان و نوه ها و دوستان باز می دارد.

چگونه می توان از پرواز لذت برد؟

برای اینکه ترس از هواپیما را با لذت پرواز جابجا نمائیم یا بهتر

بگوئیم، ترس از خیلی از مسائل و از جمله مرگ را با لذت دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی)، جایگزین نمائیم، موارد ذیل پیشنهاد

می گردد:

1-     بد نیست بدانید همانگونه که ثابت شده است که سفر با هواپیما

۲۹ برابر از سفر با خودرو امن تر است. خیلی از ترس هایی که ذهن

ما را به خود مشغول داشته، یا اصلاً اتفاق نخواهد افتاد یا اینکه زمان

اتفاق آنها شاید خیلی دور باشد. و در تحقیقی که در یکی از کتابها

می خواندم، میانگین سن در سال 2050 به 120 تا 150 میرسد.

2-     همانگونه که یاد می گیرید هواپیما چگونه پرواز می کند، ما نیز

سیستم فعالیت بدنمان را بشناسیم و از تغذیه و فعالیت بدنی متناسب با

سن، استفاده نمائیم، دیگر ترسی در میان نخواهد بود.

3-     باز هم همانگونه که در موقع پرواز، گوش دادن موسیقی و

خواندن کتاب می تواند سودمند باشد، در این دوران نیز، شنیدن موسیقی

و خواندن کتاب بی نهایت می تواند، لذت این دوران را چند برابر نماید.

4-     در پرواز، باید ریشه ترس خود را بیابید، و در این دوران نیز

باید دقیقا بدانید که ترس شما از چیست، و در جهت رفع آن و یافتن

اطلاعات اضافه در آن خصوص، اقدام نمائیم.

5-     خیلی وقت ها نمی توان تشخیص داد که احساس ترس ما به

دلیل اضطراب و تشویش است یا مواجهه با خطر. چون بدن به هر

دو اینها واکنشی یکسان نشان می دهد. پس باید موارد خطر را کاملاً

شناسائی و در جهت رفع آنها برآئیم.

6-     همانگونه که در هواپیما نباید چاله های هوائی را جدی گرفت

و از تکان های آن ترسید، در زندگی نیز چاله هایی وجود دارد که

زندگی ما را دچار فراز و نشیب می سازد، پس باید با فراگیری دانش

عبور از این چاله ها، زندگی را برای خود لذت بخش نمائیم.

7-     همانگونه که قبل از پرواز، بهینه است که آب و هوا را در مسیر

بررسی نمائید، به همان صورت، می بایست، وضعیت جسمی و روحی

خود را مرتب بازبینی و مورد بررسی قرار دهید، تا کوچکترین مسئله ای

را در سریعترین زمان ممکن رفع نمائید.

8-     و در نهایت، همانگونه که باید در پروازها، به خلبان و

مهمانداران هواپیما، اطمینان کامل داشته باشید، در طول کل زندگی،

به خلبان این زندگی، که خودمان باشیم، و نیز مهمانداران که باز

اعضاء و جوارح خودمان هست، اطمینان کامل داشته باشیم و مطمئن

باشیم که هر یک کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند.

امیدوارم که این مقاله توانسته باشد، برای شما عزیزانی که دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سر می برید، مفید و مؤثر بوده باشد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید و سودمند بود، پیشنهاد

می گردد، آن را به دیگران دوستان خود نیز اهداء نمائید.