رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که فرد پس از دریافت ابلاغ حکم بازنشستگی، بالاجبار

مجبور به خانه نشینی می گردد، این خانه نشینی برای اهالی خانه

و خانواده، همراه با مسائلی است.

بعضی از خوبان گنجینه نیروی انسانی، به خوبی می دانند که

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید چگونه با دیگران ارتباط

برقرار نمود و همین داشتن ارتباط خوب با دیگران است که

زندگی شاد و با نشاطی را برای این عزیزان فراهم می نماید و

در هر کجا که وارد شوند، همگان از دیدن آنان خوشحال و

مسرور گشته و از آمدن آنان لبخند بر روی لبانشان جاری

می شود و این فرهیختگان، تا مدتها، هیچ مشکلی و مسأله ای

در خصوص ارتباطات با افراد خانواده و اجتماع ندارند.

اما از طرفی، بعضی دیگر از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پس

از فراغت از کار، به دلایل مختلف، نمی توانند این وضعیت را

برای خود حلاجی نموده و لاجرم این دوران را برای خود، دوران

خوبی در نظر نگرفته و احساس خوبی از این دوران برای خود

و زندگی خود ندارند.

و چون احساس این عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خیلی مناسب نمی باشد، پس اعصاب و روحیه مواجه شدن با

خانواده و اجتماع را ندارند و همین نداشتن اعصاب است، که

در برخورد با اطرافیان، به جای اینکه مراقب روابط خود باشند،

مرتب این رابطه ها را خراب تر می نمایند و هر روز خود را

از آرامش دورتر و افراد خانواده را از خودشان بیشتر آزار

می دهند.

پس چاره چیست؟

چگونه باید در این دوران علیرغم وجود مسائل، روابط خود

را با خانواده و اجتماع بهینه نمود؟

اگر روابط با خانواده بهینه نباشد، آیا می توان، انتظار زندگی

شاد و بانشاطی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انتظار داشت؟

آیا اجتماع مسئول روابط بد ما با خانواده و اطرافیان می باشد؟

خود فرد، ارتباطی با از بین رفتن روابط بین خانواده و

اطرافیان دارد؟

اینها سئوالاتی است که می بایست در این خصوص به آنها

پاسخ داد.

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله روابط نظری بیفکنیم و

آن را به صورت جامع بررسی نمائیم.

این بررسی در حداقل 4 مقاله آینده خدمت شما عزیزان تقدیم

می گردد.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

زمانی که بحث روابط را آغاز می نمائیم به اولین سطح ارتباطات،

یعنی ارتباط با خود می پردازیم.

در این سطح ما به درک سه مفهوم زیبا از خودمان می رسیم.

خود فهمی: تصویر یا درک فرد از خود

خود نگری: احساس فرد در باره خود

خود مطلوبی: آنچه که فرد باید باشد.

و در ابتدا باید بدانیم که رابطه با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

منظور از رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

آن است که بدانیم که :

چگونه با خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط

برقرار می کنیم؟

چه درکی از خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم؟

چه احساسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خودمان داریم؟

پاسخ به این سه سوال، کلیدهای اصلی برای رسیدن به رابطه با

خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشد.

هر فرد باید این سه سئوال را از خود پرسیده و به آنها جواب

دهد.

اینکه در پاسخ به سئوال اول، باید ببینیم که آیا تمام مسائل و

مشکلات را از خودمان می بینیم و هیچ وقت تا کنون شده است

که به خاطر تلاش ها و موفقیت هائی که داشته ایم، از خودمان

تشکر و قدر دانی نمائیم و برای خود، جشن و سرور بر پا نمائیم؟

اینکه وقتی که جلوی آئینه چشم تو چشم با خود می شویم، چه

برخوردی با تصویر خود در آئینه داریم؟

آیا او را سرزنش می نمائیم و او را مستحق تمام سرزنش ها

و مصایب می دانیم، یا اینکه خود را صمیمانه دوست داشته و

ابتدا خود را بوس نموده و اگر هم به اشتباه، کاری انجام داده ایم،

سریعاً خود را بخشیده و با خود قول و قرار می گذاریم که خیلی

سریع، آن مسئله و اشتباه را روبراه نمائیم.

و در پاسخ به سئوال دوم باید بدانیم که درکی که از خودمان

مخصوصاٌ در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم، به چه

صورت است؟

آیا خود را فردی بی عرضه که جرأت روبرو شدن با مشکلات

را ندارد، می دانیم. یا اینکه خود را شخصی وارسته و خلاق

و با هوش می انگاریم که می تواند مسائل و مشکلات را از سر

راه برداشته و مسیر و زندگی زیبائی را برای خود رقم بزند.

در پاسخ به سئوال سوم نیز باید ببینیم که احساسمان نسبت به

خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ چه احساسی

از خودمان داریم؟ آیا از خودمان بیزار هستیم و تحمل دیدار

خود را حتی در آئینه نداریم، یا اینکه واقعاً از وجود خود لذت

می بریم و از دیدن خودمان شاد و مسرور می شویم.

چرا رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

دانستن اینکه فرد پیشکسوت(بازنشسته) چه رابطه ای با خود

دارد، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا فردی که نتواند با خود،

رابطه خوب و قابل قبولی برقرار نماید، مطمئناٌ نمی تواند با

افراد خانواده و اطرافیان خود، ارتباط خوب و مستحکمی

برقرار کند.

برای همین، در قدم اول، باید رابطه خودمان را با خودمان،

یعنی تنها کسی که در طول شبانه روز، حداقل 24 ساعت

با او هستیم، بهبود بخشیم.

چطور باید رابطه با خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تقویت نمود؟

تنها کافی است که بدانیم، فردی که در طول شبانه روز همیشه

با او هستیم، خودمان هستیم و اگر با خودمان رابطه امان عالی

شود، ارتباطات دیگر، نیز به سمت بهبودی سوق پیدا

خواهد نمود.

بعضی از افراد پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده می نمائید

که همیشه شاد و سرحال هستند و بعضی وقتها حتی به این

افراد، لقب از خود متشکر نیز می دهیم، اما در اصل، این

افراد، عزیزانی هستند که نسبت به خودشان، احترام خاص

و ویژه ای قائل هستند و با خود ارتباط خوبی برقرار می کنند.

اگر ما بتوانیم در درجه اول، مسئولیت کل زندگی خود را قبول

نموده و اشتباهات و خطاهای خود را سریعاً به دیده اغماض

نگاه نموده و از خطاهای خود بگذریم و با خود تعهد نمائیم که

در سریعترین زمان ممکن(نه به صورت آنی) مسائل بوجود آمده

را با درایت و هوش سرشار خود، مدیریت و بهبود بخشیم.

و همیشه خودمان را دوست بداریم و رابطه خوبی با خودمان

برقرار نمائیم.

حال چه تمرینی باید انجام دهیم؟

پیشنهاد نگارنده این است که همیشه این کلمات را با خود زمزمه

نموده و به آنها اعتقاد پیدا نمائید.

همیشه بگوئید، من بی نظیرم

من احساس بسیار عالی و فوق العاده دارم

من به خودم افتخار می کنم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به

عزیزان خود هدیه نمائید.

خشم در دوران پیشکسوتی

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

شما تا دیروز انسانی شاد و فعال بودید كه راس ساعتی

مقرر از خواب بر میخواستید، لباس میپوشیدید و خود را

می آراستید، به محل كارتان میرفتید، مسئولیتهاي اجتماعی

را كه به شما محول شده بود انجام میدادید، گاهی تشویق

می شدید، گاهی تنبیه. گاهی ارتقاء میگرفتید، گاهی هم

پس رانده میشدید و باید از اول شروع میكردید.

حساب و كتاب رفت و آمد و خورد و خوراكتان دستتان بود،

دوستانی داشتید كه دورتان را شلوغ كرده بودند، آخر

هفته ها براي شما با روزهاي دیگر هفته فرق داشت،

عصرهاي چهارشنبه، از آغاز تعطیلات هیجان زده

می شدید و غروبهاي جمعه، پكر میشدید كه چرا تعطیلات

آنقدر زود گذشته است.

پیشنهاد می شود مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی را

نیز مطالعه فرمائید.       

خشم چیست؟

خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن

را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام

کند باعث ایجاد احساس خشم می شود.

ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.

وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،

عصبانیت بروز می کند. عاملی از جمله جسمانی

(خستگی مفرط)، محدودیت هایی مثل (فلج یا ناتوانی

پس از یک حادثه)، کم کاری فرد (آماده نبودن برای

امتحان)، رفتاری دیگران (سخت گیری بی دلیل، تحقیر

و مسخره کردن) و فریب خوردن توسط دیگران

می توانند موجب خشم شوند.

چرا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

          

فرد خشمگین همراه با خشم، مواد منفی را داخل خون خود

نموده و آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی را برای خود به

همراه خواهد آورد. لذا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار خطرناک تر و پرآسیب تر خواهد بود، تا در دوران

جوانی و قبل از آن، زیرا در این دوران، بدن تحمل خیلی

از مسائل و مشکلات را ندارد.

پس تا حد ممکن باید از بروز چنین مواردی خودداری نمائیم.

پیشنهاد می شود، مقاله خاطره گوئی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه

فرمائید              

چطور می توان از خشم جلوگیری نمود؟

              

در صورتی که خشم به طور صحیح مدیریت شود، به ما

انرژی می دهد تا در جهت رسیدن به اهداف مان فعالیت کنیم

یا به مسائل و مشکلات رسیدگی نماییم. خشم، در صورتی

که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما

شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز

و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی

که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های

غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده

باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن

اختلال در ارتباط با دیگران است.

مهارت های مختلفی برای کنترل خشم:

وقتی عصبانی هستیم ، استفاده از مهارت های خود

آرام سازی بسیار مفید و اثربخش است.

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستیم پیش

از این که پاسخ بدهیم باید تا عدد ۱۰ بشماریم. این کار

به ما فرصت می دهد تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم.

همچنین می توانیم با تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه

خود را کاملا آرام کنیم سپس در وضعیت بهتر و آرام تر

راه حلهای خود را بررسی کنیم.

یک نقطه شروع خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم،

تجزیه و تحلیل ارزیابی های اولیه خود است. وقتی ارزیابی

اولیه از رویدادی ناکام کننده و مشکل ساز به عمل می آوریم

باید معین کنیم آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟

اگر دریافتیم از خشمی بی اساس رنج می بریم، احتمالا

این گونه خواسته های نامعقول را از خودمان داریم.

وقتی هیجانات ناراحت کننده ای را تجربه می کنیم، می کوشیم

از طریق گفتار این عبارات «احساس… می کنم، این به نفع

من نیست. چگونه می توانم به شیوه ای مفید با این احساسات

مقابله کنم» راه حل مفیدی را اتخاذ کنیم. در بیشتر موارد

واکنش فوری ما نسبت به این احساس بهترین پاسخ ممکن

نیست، پس اندکی تامل کنیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب را بارها در جای جای اجتماع شنیده اید که

فلانی درسته که سنش بالا رفته، اما قلبش جوان است و هنوز

پرتلاش و کوشا.

و این مطلب را نه تنها در خیلی مکانها می توانید بشنوید، بلکه در

میان خانواده ها نیز این بیان، مصطلح است و به راحتی می توان

این ادبیات را در خانواده ها و اطرافیان یافت.

از اینرو در این مقاله بر آن شدیم که در این خصوص به بحث و

بررسی بپردازیم.

 حتماً شنیده‌اید که سن شناسنامه‌ای فقط یک عدد است.

تحقیقات نشان می‌دهد که سرعت پیر شدن افراد با یکدیگر تفاوت

بسیار زیادی دارد و روند پیری در سنین متفاوت و با سرعت متفاوت

آغاز می‌شود.

محققان می‌گویند به همین خاطر دو مفهوم سلامت و پیری را نباید

با هم اشتباه گرفت و روند پیری می‌تواند روند سالمی باشد و

جوانی را هم نباید مترادف با سلامتی کامل دانست.

محققان توصیه می‌کنند که هیچ‌کس به سن شناسنامه‌ای خود تکیه نکند

و به فکر سن واقعی خود باشد.

یافتن روش‌هایی برای کاستن از سرعت پیری می تواند به

درمان بیماری‌ها کمک کند.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان را

مطالعه فرمائید.

جوان بودن قلب، به چه معناست؟

جوان بودن قلب را می توان به شادی، نشاط، سلامتی و

بسیاری موارد دیگر مرتبط دانست و میزان پیری یا جوان

بودن قلب را از شاخص های بالا اندازه گیری می نمایند.

چه بسیار افرادی که با وجود داشتن سن پائین، دارای قلب های

بسیار پیر و فرسوده هستند و چه بسیار افرادی که علیرغم بالا

بودن عدد سن، از قلب های جوان، پرشور و نشاط و شاد و پر

انرژی برخوردار هستند و خوشبختانه علیرغم انکار بسیاری از

افراد، چنین افرادی در جامعه کم نیستند، حداقل می توان گفت

که این افراد در همکاران پیشکسوت(بازنشسته) ما بسیار هستند.

چرا جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از بالا رفتن عدد سن می باشد؟

قلب که تلمبه اصلی بدن نام دارد و کار خون رسانی به کلیه اعضاء

و جوارح را در دستور کار خود دارد، در زمانی که سرحال و

شاداب است، بدون وقفه و ناراحتی به کار خود ادامه می دهد لکن،

در زمانی که این عضو حیاتی، دچار فرسودگی و آسیب و ناراحتی

می شود، با کاهش عملکرد و در مواقعی با توقف عملکرد بعضی

از اجزاء خود روبرو می گردد.

به همین دلیل است که در بدو ورود به هر مطب، اولین عضوی

که توسط پزشک مورد معاینه قرار می گیرد، قلب این عضو اصلی

بدن می باشد.

حال تصور نمائید که این عضو، همیشه سرحال و شاداب باشد،

مشخص است که خون رسانی به درستی به کلیه اعضاء و جوارح

انجام شده و در نتیجه خون رسانی، اکسیژن رسانی، انرژی دهی،

غذا رسانی به تک تک سلول ها به درستی و در سر موقع خود

انجام می گردد.

و متأسفانه اگر در غیر این صورت تصور نمائید، یعنی زمانی که

این عضو به علل های مختلف، از عملکرد پائینی برخوردار باشد،

خون رسانی با کندی مواجه شده، و اکثر اعضاء و جوارح انسان،

با کمبود اکسیژن، ویتامین و مواد غذائی مواجه می شوند. و چنانچه

این عملکرد ضعیف ادامه یابد، منجر به سکته و مرگ می گردد.

چطور می توان قلب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) جوان

نگاه داشت؟

البته در بسیاری از مقالات در خصوص جوان نگاه داشتن قلب به تغذیه

سالم، ورزش و وزن مناسب اشاره داشتند، هر چند که این موارد مهم

می باشد، اما به قول یکی از دوستان، تنها افکار و مغز می تواند قلب

را جوان نگاه دارد.

کار زیادی نیاز نیست انجام دهید، تنها کافی است که مثل خود قلب،

تنها برای جائی که وظیفه تعیین شده است، خدمات ارائه گردد.

این بدان معناست که قلب هیچ موقع برای عضو بیرونی خون رسانی

انجام نمی دهد و در همه موارد، ابتدا به مغز و سپس به بقیه اعضاء

بدن خدمات خود را ارائه می نماید.

ما نیز اگر از قلب یاد بگیریم و انرژی خود را تنها در دادن انگیزه و

شادی و نشاط به بدن خود صرف نمائیم، به مراتب بهتر و بیشتر می توانیم

این قلب را جوان نگاه داشته و در نتیجه، بدن خود را نیز در بهترین

شرایط ممکن، حفظ و نگهداری نمائیم.

چرا مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را مطالعه

نمی نمائید؟

کلام آخر              

پس از دادن انرژی به خود، مشخص است که دیگر خود تبدیل به

منبع اصلی انرژی می شوید و به اطراف خود نیز این انرژی ساطع

خواهد شد. و همگان می توانند از این انرژی بهینه، سود ببرند.

شما با انتخاب های خود- که می توانند بهترین انتخاب هر فرد باشد-

می توانید شرایط ایده آل را برای خود مهیا نموده و از این شرایط

بهترین استفاده را بنمائید.

لکن اگر بر حسب انتخاب های غلط شرایط ناگواری را تا کنون برای

خود رقم زده اید، هر چند سخت است، ما غیر ممکن نیست، و

می توانید از هم اکنون شروع به تغییر سبک زندگی و تغییر

انتخاب های خود بنمائید و شرایط را به بهترین شرایط ممکن تغییر دهید.

البته لازم به ذکر می باشد که هیچ تغییری یک شبه و یکدفعه انجام

نمی شود، بلکه ممارست و مداومت لازم در این امر ضروری و

حیاتی می باشد.

پس اگر انتخاب های نامناسب برای خود رقم زده اید، از هم اکنون

می توانید نسبت به تغییر انتخاب های خود اقدام، و سبک زندگی

خود را دچار تغییر و تحول نمائید.

    

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

یکی از همکاران بسیار خوب و عزیز ما که در اداره مرتب از

زمین و زمان، گله و شکایت دارد، چند روزی مرا به فکر فرو

برده بود که چگونه است که این بنده خدا، مرتب برایش مشکل

ایجاد می شود و همیشه بیماری ها و حوادث بر سر راه ایشان

قرار دارد. زیرا که همیشه در گیر بیماری های اسکلتی و

داخلی خود و عزیزان خود می باشد.

تا اینکه در سر یک مسأله ای، وقتی که نوبت ارائه مدارک ایشان

جهت گرفتن مزایائی شد، عکس العمل ایشان برای ارائه مدارک،

جواب سئوالات مرا به خوبی داد و به چشم خویش دیدم کم کاری

ایشان در ارائه مدارک، آنهم به صرف اینکه خودش را از قبل

بازنده و رد شده آن مسأله می دانست و از ارائه مدارک به دلیل

اینکه امکان قبول اینجانب نمی باشد، سر باز زد. و از

بزرگترین حق خود، گذشت.

         

خوب آیا واقعاً سیستم مقصر است که ایشان به حق خود نرسیده

است؟

سیستم مزایا و امکانات، از کجا باید متوجه گردد ایشان مدرکی

را که میتواند نشاندهنده محق بودن ایشان برای آن امتیاز باشد

را در دست دارد؟

تا زمانی که مدرک ارائه نگردد، آیا ایرادی بر سیستم وارد

است؟

سپس به این نتیجه رسیدم که

“از ماست که بر ماست”.

هر چه که ما بکاریم، همان را درو خواهیم نمود.

     

هیچ موقع امکان ندارد که فردی جو بکارد و انتظار داشته باشد که

گندم درو نماید.

و آنگاه به عملکرد دیگر همکاران و اقوام و خویشان خود نیز

نگریستم، آنان که همیشه خوش بین بوده و خود را برای اتفاقات

خوب آماده می نمودند و همیشه در هر حادثه ای، درس های آن

را برای خود در نظر می گرفتند و در هر حال، احساس خود را

خوب نگه می داشتند. در همه حال، زندگی خوب و شاد، و

اتفاقات خوب و مثبتی را برای خود رقم می زدند.

ما در این مقاله سعی داریم اتفاقات و ارتباط آن با میل و علاقه را

مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پس با ما همراه باشید.

میل و علاقه چیست؟

میل و علاقه در لغت به معنی خواستن ، ارزو داشتن ، آرزو

کردن، خواستاربودن آمده است.

و هر چیزی که ما بخواهیم و به آن سمت گرایش داشته باشیم،

حاصل میل و علاقه ما است.

چرا میل و علاقه ما می تواند بر رویدادهای ما در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تأثیر بگذارد؟

همانگونه که عرض شد، این میل و علاقه ما است که رویدادها

را به سمت ما هدایت می نماید.

بقول استاد ما،

“هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افتد و همه اتفاقها، تابع نظم خاصی

هستند”.

همه اتفاق ها پیرو درخواست ما از کائنات و جهان هستی رخ

خواهند داد. حال این ما هستیم که به جهان هستی سفارش

می دهیم.

جهان هستی مانند یک رستوران سلف سرویس می باشد که همه

امکانات و وسائل در آن قرار دارد، تنها لازم است که سفارش

آن ها را صادر نمائیم و سه مرحله جذب، یعنی توجه، درخواست

و دریافت را رعایت نمائیم.

در مرحله اول، توجه که همان میل و علاقه ما است، کافی است

که ما به چیزی که می خواهیم توجه نمائیم. و به صورت مثبت

نیز باید این عمل انجام شود. مثلاً “من بیماری را نمی خواهم”،

کائنات “نمی خواهم” را متوجه نمی شود و معنی “من بیماری

را می خواهم” را دریافت خواهد داشت و شما را به سمت بیماری

سوق خواهد داد و اتفاقاتی در سر راه شما قرار می گیرد که شما

به بیماری دچار خواهید شد.

 

برندگان به این دلیل برنده هستند، چون از اول خودشان را برنده

دیده اند، و زمانی که اعلام برنده شدنشان به آنها اعلام می شود،

اکثراً ذوق زده نمی شوند، زیرا که از ابتدا خود را برنده

می انگاشتند، و بازنده ها نیز به همچنین، کسی که همیشه خود

را بازنده می داند، همیشه در همه جا، بازنده می باشد و

این قانون است.

چطوری می توان میل و علاقه خود را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سمت موفقیت هدایت نمود؟

تا اینجا متوجه گردیدیم که اتفاقات را ما به سمت خود هدایت

می نمائیم و اگر می خواهیم که اتفاقات خوبی برای ما رقم بخورد،

باید تمرکز، توجه، میل و علاقه خود را به سمتی که دوست

داریم و به صلاح ما می باشد، هدایت نمائیم.

هیچ قانون و دستورالعمل خاصی هم در این بین وجود ندارد.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده نموده ام

و این قانون مکرراً برای من تداعی شده است. کسانی که از ابتدا،

همیشه خوش بین بودند و همیشه شادی و نشاط و سلامتی را برای

خودشان خواسته اند و همیشه میل و علاقه اشان به سمت عشق و

محبت و دوست داشتن بوده است، اکثراً در این سن نیز، همچنان

خدا رو شکر، سرپا و قبراق و سرحال و خندان و شاد هستند و

زمانی که حتی به میان شاغلین قدم رنجه می نمایند، شادی و نشاط

خودشان را به همگان ارزانی می دارند. و در مقابل نیز عزیزانی

را مشاهده می نمایم که در زمان اشتغال، همیشه از زمین و زمان

گله و شکایت داشتند و به ندرت بعضی از آنها را می بینید، که

همچنان سلامت و شاد باشند، و متأسفانه اکثر آن ها در حال

مبارزه با بیماری و مشکل بزرگی می باشند.

به نظر شما آیا اینها همه اتفاقی است؟

       

به فرمایش استاد صاحبی:

زندگی فعلی ما حاصل انتخاب های گذشته ما است، اگر ما

می خواهیم زندگی بهتری را تجربه نمائیم، باید انتخاب های

متفاوتی داشته باشیم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

افسردگی در دوران پیشکسوتی را میتوان از بیماری های شایع

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دانست،

به همین خاطر در این مقاله آن را مورد بحث و بررسی قرار

می دهیم و در مقاله بعدی، راه های مقابله با این بیماری را با

هم مرور خواهیم نمود.

با گرفتن حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) و به دلیل اینکه هنوز باور

ندارد که بعد از 30 سال باید محل کار خود را ترک نماید، لذا د

ر کمال بهت و تعجب مراحل تسویه حساب را که خود یک

هفت خوان درست و حسابی است را طی نموده و پس از آن

به سمت خانه روان می شود.

تعدادی از همکاران اینجانب متأسفانه به محض پیشکسوت

(بازنشسته) شدن بعد از یک تا سه ماه، بدلیل عدم قبول شرایط

جدید از طرف فرد، دچار ایست قلبی و به دیار باقی شتافتند.

و عده ای دیگر نیز بعد از چند ماه ابتدا به بیماری افسردگی

دچار، و سپس بوسیله همین بیماری، انواع و اقسام بیماری ها

را به سمت خود جذب نمودند و پس از چند سال که آنها را

ملاقات می نمائیم، مثل اینکه ده ها سال از پیشکسوت

(بازنشسته) شدن آنها گذشته است؟

حال سئوال این است، که چرا بعضی از عزیزان با این مقوله

به راحتی برخورد نموده و آن را با آغوش باز می پذیرند؟

اما تعدادی دیگر، با تمام وجود به محل کار خود چسبیده و به

زور باید آنها را از محیط کار جدا نمود و پس از آن نیز، با

عدم قبول شرایط و محیط جدید، هم برای خود و هم برای

اطرافیان و خانواده خود، ایجاد زحمت و مشکل می نمایند.

چرا فردی که هم اکنون تازه به مقام پیشکسوتی رسیده است و

باید بزرگ خانواده و فامیل گردد و آنها را هدایت و رهبری نماید،

خود از قبول مسئولیت جدید، ترس دارد و نمی تواند موقعیت

جدید را قبول نماید؟

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انرژی در دوران

            
پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نمائید.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی‌ است که باعث احساس غم

و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود.

اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم

می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن

به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها

علاقه داریم، می‌‌باشد.

اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی

و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما

دچار بیماری افسردگی شده‌اید.

و این بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با ورود به

محیط جدید و موقعیت جدید، رنگ و بوی جدید نیز به خود

گرفته در صورتی که نتوانیم آن را مهار نمائیم، به صورت

خیلی جدی، رخ نازیبای خود را به ما نمایش می دهد.

  پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط را

نیز مطالعه فرمائید.  

چرا افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

از زمانی که در خصوص موارد گنجینه های نیروی انسانی

به تحقیق و بررسی مشغول شدم، همیشه در مطالعات و

بررسی ها به این نکته اساسی مواجه می شدم که کلید ورود

بیماری ها به بدن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) افسردگی

است.

و اگر عزیزی، آنقدر خود را با محیط جدید و افکار جدید

بصورت منفی مواجه نماید، افسردگی، اولین بازخورد این تغییر

رفتار در نفرات می باشد.

بارها و بارها با همکاران قدیمی مواجه شدم و همیشه این

تحقیق در مورد همه این عزیزان به اثبات رسیده است:

فردی که خوش بین بوده و شرایط را خیلی زود قبول می نماید

و موقعیت جدید را برای خود مطلوب می نمود، در زمان

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز خیلی سریع خود را با نبودن

در محل کار قبلی و احتمالاً ورود به محیط کار جدید و یا

موقعیت های جدید دیگر منطبق ساخته و شادی و نشاط

خود را مجدداً آغاز می نمایند.

لکن عزیزانی که به سختی محیط کار را ترک می نمایند،

در موقع دیدار مجدد، معمولاً اکثریت قریب به اتفاق آنها

برای تحویل نسخه های بیماری خود به محل کار مراجعه

می نمایند و ای کاش، فقط برای تحویل نسخه بود، برای

معرفی به بیمارستان و مراکز درمانی نیز دلیل بعدی این

پیشکسوتان غافل از خود، می باشد.

اگر مقاله کیف های خود را زمین بگذارید،

را تا کنون نخوانده اید، می توانید آن را از

اینجا مطالعه نمائید.

علائم افسردگی چیست؟

علائم متفاوتی برای افسردگی اعلام گردیده است، لکن یک

سری علائم است که اکثریت بر روی آن علائم، تجمیع نظر

دارند، اگر شما یا هر فرد نزدیک به شما، دچار این علائم

بود، حتماً جهت رفع آن ها اقدامات لازم را بعمل آورید:

این علائم به شرح ذیل می باشد:

–       داشتن افکار منفی:

o     ممکن است احساس کنید که مانند باری بر دوش دیگران

است و دائماً به فکر مرگ باشید.

–       خستگی مفرط:

o     اخیراً انرژی خود را به سرعت از دست داده و دیگر

نمی توانید مانند قبل به فعالیت های خود ادامه دهید.

–       کاهش وزن:

o     ممکن است به تازگی دچار کاهش وزن شده و تمایلی

به خوردن غذا از خود نشان ندهید.

–       ترک سرگرمی:

o     ممکن است از سرگرمی هائی که قبلاً شما را خوشحال

میکرده، سر باز زنید و نسبت به آنها دیگر تمایلی نداشته باشید.

–       مشکلات خواب:

o     ممکن است شب نتوانید بخوابید یا اینکه طی روز

نمی توانید حتی یک لحظه بیدار بمانید. در هر دو صورت،

نداشتن خواب کافی و یا خوابیدن بیش از حد می تواند

علائم افسردگی باشد.

–       ناراحتی:

o     ممکن است بی دلیل غمگین بوده و شاید روزها گریه کنید.

–       افزایش مصرف قرص های آرام بخش:

o     ممکن است مصرف قرص های آرام بخش و دخانیات

تمایل بیشتری نشان دهید.

–       گوشه نشینی:

o     ممکن است علیرغم شخصیت صمیمی و جمع دوستی

که همیشه داشته اید، بیشتر به تنهائی و گوشه نشینی تمایل

نشان دهید.

اگر این موارد را درخود می بینید به خودتان کمک کنید که

مهم ترین راه نیز همین است.

انشاله در مقاله بعدی، حتماً به راههای پیشگیری از افسردگی

خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.        

امیدوارم که مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

قسمت اول را مطالعه نموده باشید.

              

        

حال که متوجه شدیم افسردگی چیست، به راههای مبارزه

و مقابله با این بیماری می پردازیم.

چطور افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

            

درمان نمائیم؟

برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای

غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و…

وجود دارد.

لکن نگارنده در وضعیت های حاد و بحرانی پیشنهاد می نماید

که به سراغ مراجعه به پزشک و استفاده از روشهای داروئی بروید.

به قول استاد سلیمی، می فرمود: بدن ما، خود یک کارخانه

تولید دارو است، فقط باید بدانیم به چه وسیله ای داروهائی لازم

را تهیه و در دسترس داشته باشیم.

اصول اصلی مقابله با افسردگی:           

به خاطر همین اصل، موارد ذیل را به اختصار بیان می نمائیم:

–       مهربان بودن با خود: اگر مقاله انرژی را مطالعه نموده
باشید، متوجه خواهید شد که با افسردگی، انرژی خود را به
پائین ترین حد خود می رسانید و در صورتی که انرژی شما
کاهش یابد، مغز  از انجام فعالیت هائی که تا کنون انجام
می داده اید، جلوگیری می نماید.

–       تعیین هدف های کوچکتر: برای خود هدف های دشوار
در نظر نگیرید و کارهای مهم را به مراحل کوچک تر تقسیم
کنید. و آنچه را که در توان دارید انجام دهید.

–       عدم سرزنش خود: به هیچ عنوان خود را به خاطر
اینکه نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید، سرزنش ننمائید.
و از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود، پرهیز
نمائید، زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که
افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

–       شناسائی موقعیت ها و رفتارهای استرس زا: سعی کنید
موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود
می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا
تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً
اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهم  دیر
می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند،
محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده،
به سر کار یا قرارها برسید.

                      

            

–       ورزش منظم: یکی از اصولی که خیلی سریع می تواند
بر روی افسردگی اثر مستقیم بگذارد، ورزش است. سی دقیقه
تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در
عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی
از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و
اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که
ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز
را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد
شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی
ضد افسردگی طبیعی هستند.

–       منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید
و تا آن جا که می توانید به آن پایبند باشید. هر روز، سر ساعت
معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود
به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید.


بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو
قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر
می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی
(طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود،
دوباره منظم کند.

طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او
طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در
زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای
مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است.
این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که
باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

–       جمع آوری اطلاعات: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات
بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود.
اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک
به نظر برسد.

–       خودداری از مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر
مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را
کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

–       آگاهی کامل از افکار خود: وقتی افسرده هستید به افکار
خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در
مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را
دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت
می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین
شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف
فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

–       ارتباط با دیگران: در زمان افسردگی، احتمالاً هرگونه
تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت
طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته
باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن،
توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن
کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن
دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا،
سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای
خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که
شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی
می گذارد.

–       فرصت به خود: افسردگی، بیماری سختی است که
یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی
قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

–       رفتن به مجتمع آموزشگاه معلولان: تعدادی از
مجتمع های آموزشی معلولان جسمی و حرکتی هستند که به
نظر نگارنده، می تواند، داروی اورژانسی برای کلیه کسانی
باشد که احساس می کنند در زندگی به آخر خط رسیده اند و
تمام مسیرها برای آنها مسدود شده است.

با رفتن به این مکان های مقدس، می توان افرادی را یافت

که فعل نتوانستن، را به توانستن و نگذاشتن را به انجام دادن

معنی کرده اند.

                             پیشنهاد می شود، مقاله آلزایمر و راههای مقابله با آن را نیز مطالعه فرمائید

توصیه هایی به اطرافیان

همانگونه که در خصوص بیماران آلزایمری نیاز است که

اطرافیان، نیز مراقبت های خاصی را مدنظر قرار دهند،

در این جا نیز لازم است، توصیه هائی به اطرافیان فرد

افسرده ارائه شود:

الف ـ فرد را برای درخواست کمک تشویق کنید.

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک،

صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده،

دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های

نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش

از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به

بستری شدن.

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) درمان شوند و انسان های

کره زمین، شاد، با نشاط و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مهم ترین مسائلی است که باید به آن پرداخته شود، زیرا که

اثر استرس در طولانی مدت می تواند لطمات جبران ناپذیری

بر افراد و بخصوص پیشکسوتان (بازنشستگان) وارد نماید.

امروز مشغول صحبت با یکی از دوستان بودم که متوجه

شدم فشار بسیار زیادی از فوت نوه اش بر او وارد شده

است، به گونه ای که امکان هر گونه عملی از طرف او و

دخترش، خارج از ذهن نبود.

آن موقع در این فکر رفتم که این مسئله که یک مسئله کاملاً

طبیعی است که برای این دوست ما اتفاق افتاده است(البته

لازم به ذکر میباشد همانگونه که قبلا نیز در مقالات 

متعدد بیان نمودم، این مسئله نیز بر اثر عملکرد

نامطلوب آنها بوجود آمده است- لکن در اینجا دنبال مقصر

نمی گردیم، تنها به دنبال راه کارهای برطرف نمودن استرس

هستیم)، اگر برای یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان) پیشامد

نماید، چگونه باید با آن مواجه گردند و راه های بر طرف

نمودن این استرس ناگهانی چیست؟

چون بر اساس قانون 90-10 ، تنها ده درصد از مسائل زندگی

بر اساس موارد ناخواسته بوجود می آیند و نود درصد دیگر،

رفتارهائی است که ما در قبال آن ده درصد از خود بروز

میدهیم.

مثلاً بازتاب همین رفتار دوست ما در برابر از دست رفتن نوه،

که بر اساس همین قانون ده درصد موارد است، به 90%

رفتارهائی بر می گردد که این دوست ما در مقابل 10% انجام

میدهد و چه بسا، با انجام رفتارهائی فشار را چندین برابر

افزایش دهد، یا با درایت، فشار استرس را چندین برابر کاهش دهد.

مقاله شادی با لذت تندرستی را نیز مطالعه فرمائید

استرس چیست؟

استرس ذاتاً چیزی منفی نیست. عبارت استرس به هر وضعیتی

خواه جسمی و خواه عاطفی یا هر دو اتلاق می شود که نیاز به

پاسخ بدنی بیشتر از حد معمول دارد.

تغییری کوچک در دما که به بدن برسد نیز استرس به شمار

می آید زیرا نیاز به تغییراتی در فعالیت های بدنی دارد تا دما

را افزایش یا کاهش دهد.

استرس در زمانی منفی می شود که پاسخ ما به آن منفی شود.

اگر واکنش شما به یک معامله بزرگ تجاری مطلوب نباشد و

تنها یک اضطراب کشنده را در شما ایجاد کند، مسلماً بدنتان با

سردرد و یا از درد معده به آن پاسخ می دهد و سیستم ایمنی تان

نیز ضعیف تر می شود.

اگر کار روزانه شما نیاز به صدها بگومگو و جر و بحث را

در شما ایجاد می کند، در واقع شما استرس منفی را ایجاد

می کنید که طوری متفاوت بر بدنتان اثر می گذارد بدون آن

که مهارت شما در مقابله با استرس را در نظر بگیرید.

 پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را

مطالعه نمائید

علل بوجود آمدن استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

علل اصلی که می توان برای استرس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نام برد و آنها را لیست نمود، به شرح ذیل است:

·      هر تغییر جدیدی در زندگی خصوصا تغییر در شیوه

زندگی و یا محل زندگی

·      وضعیت اقتصادی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

·      نگهداری از همسر بیمار

·      مرگ اقوام، نزدیکان ،افراد مورد علاقه ودوستان صمیمی

·      کاهش توانایی ها و قوای جسمانی و وجود بیماریهای

مزمن وناتوان کننده

·      نگرانی در خصوص طرد شدگی ویا زندگی در

سرای سالمندان

·      نگرانی در خصوص زندگی مستقل و ترس از تنها شدن

چرا مقابله با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

استرس در طولانی مدت نیروی دفاعی بدن را از بین می‌برد

و به علت اینکه پیشکسوتان(بازنشستگان) خود دچار ضعف

قوای جسمانی می باشند(البته این نظر نگارنده نمی باشد،

لکن تعداد از عزیزان گنجینه نیروی انسانی به این عقیده

هستند) در مقابل بیماری‌های روانی و استرس‌های مجدد

روانی، عاطفی کاملاً آسیب‌پذیر می‌شوند.

چگونه باید با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مبارزه نمود؟

ماهيت اغلب عوامل استرس‌زاي دوره پیشکسوتی(بازنشستگی)

برگشت‌ناپذير است. از اين رو، اغلب پیشکسوتان(بازنشستگان)

سعي مي‌کنند با کنار کشيدن خود از موقعيت‌هايي که نمي‌توانند

آن را تغيير دهند، از خود محافظت کنند.

به همين دليل بسياري تصور مي‌کنند که پیشکسوتی(بازنشستگی)

افراد را از لحاظ هيجاني بي‌تفاوت يا کرخت مي‌کند، در حالي

که آنچه به واقع رخ داده، به کارگيري نوعي مکانيسم مقابله‌اي

است.

راه کارهای مقابله با استرس:             

راه کارهای ذیل جهت مقابله با استرس های بد در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) میتواند کمک کنند، که در حالی

که سن تقویمی بالا باشد، سن بدنی کمتر شود و زندگی

طولانی تر همراه با شادی، نشاط و سلامتی داشته باشید.

1-   در صورت مجرد بودن، حتما ازدواج نمائید: مطالعات

نشان می دهد که افراد متأهل از افراد مجرد سالم تر هستند

در واقع تا 50% کمتر در خطر بیماری، حوادث و مرگ

هستند.

2-   چرت کوتاه: در طول روز 20 تا 30 دقیقه چرت زدن

بسیار مناسب است، زیرا در این زمان متابولیسم بدن در

کمترین حد خود می باشد.

3-   هیچ وقت فکر نکنید که علت موفقیت و یا شکست

فرزندانتان نتیجه مستقیم اعمال شماست: در صورت عدم

قبول کودکانمان برای آنچه هستند نه تنها استرس زیادی

را بر شما تحمیل می کند بلکه برای تمام خانواده باری

سنگین خواهد بود.

4-   پربارتر نمودن زمان بودن با فرزندان: روابط اجتماعی

نه تنها لذت بخشند، بلکه برای سلامت روانی مناسبند.

زمانی که منابع درونی ما تمام می شوند و کاهش می یابند،

آنگاه داشتن دوستانی که موجب کاهش نگرانی ها و مشکلات

شما شوند بسیار لازم و ضروری است.

5-   از طریق مذهبی یا مدیتیشن به روحانیت نزدیک

شوید: افرادی که در گروه های مذهبی و یا روحی شرکت

می کنند اغلب از سه کاهنده قوی استرس بهره می گیرند.

بخشش، امید و درک

6-   یک حیوان خانگی نگه دارید: مطالعات گوناگون نشان

داده اند که افرادی که دارای حیوان خانگی هستند نه تنها

طولانی تر زندگی می کنند بلکه شادتر نیز هستند و زندگی

پربارتری نیز دارند. حیوانات خانگی مانند دوست انسان

می تواند همراهی مناسب باشد و نزدیکی و آرامش را به

هر کسی ارائه کنند.

7-   یک فعالیت و یا سرگرمی جدید را شروع کنید: اگر

واقعاً از انجام کاری لذت ببرید، استرس به خودی خود از

بین خواهد رفت.

8-   از تکنیک های مدیریت زمان استفاده کنید: برنامه

روزانه و یا فهرست کارهائی که باید انجام دهید ممکن است

آنقدر پربار نباشد ولی می تواند استرس را تسکین دهد.

با فهرست کردن هر آنچه که می خواهیم به آن برسیم ما

خطر انجام چندین کار به طور همزمان را کم می کنیم و در

نتیجه استرس کمتری هم از نظر  جسمی و هم روانی بر ما

وارد می شود.

ادامه راه حل ها را در مقاله بعدی ارائه خواهد شد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

همانگونه که در قسمت اول 25 راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عنوان گردید، راه کارهای

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را باید در این

دوران اجرائی نمود تا بتوان از میزان استرس و تأثیرات آن

بر بدن جلوگیری نمائیم.

در اینجا، به قسمت دوم مقاله نیز ارائه می گردد:

پس با ما همراه باشید.

9-   برای رفع استرس، محیط خود را آزمایش کنید:

اگر منبع استرس شما از جای زندگیتان است به عنوان مثال،

یک شهر بزرگ، شما بهتر است به محیطی آرام تر و

ساکت تر نقل مکان نمایید. اما در صورتی که جابجائی و

نقل مکان ممکن نیست می توانید روابط نزدیک تری را با

همسایه هایتان برقرار کنید تا به کمک آنها محیط ساکت تر

و آرام تری فراهم کنید.

 

10-   خارج از چارچوب فکر کنید:

گاهی تنها با عوض کردن طرز فکرمان در مورد چیزی،

می توانیم به سادگی استرس را از زندگی مان خارج کنیم.

برای مثال از رفتن به سر کارتان شروع کنید. هر طوری

که می خواهد باشد قطار، هواپیما و یا ماشین. آن را فرصتی

برای آسایش، آماده کردن و یا تمرکز بنگارید تا این که آن

را به فرصتی برای خشمگین شدن مبدل نمائید.

11-   به دقت به امور مالی خود رسیدگی کنید:

پول بدون توجه به این که بسیار زیاد باشد یا بسیار کم،

می تواند مبدل به مشکل روحی برای ما گردد. محتاط و

باهوش باشید. سعی کنید بدانید که شما ارزش و مقام یک

انسان را دارید. مهمتر این که کیفیت زندگی شما بسته به

میزان دارائی شما نیست زیرا که گاهی دارائیها باری سنگین

می شوند و بسیاری از افراد ثروتمند خود را بَرده اموالشان

می دانند.

12-   هنر مدیتیشن و آرام سازی را بیاموزید:

مطالعات نشان می دهند افرادی که زمانی را به این گونه

فعالیت ها اختصاص می دهند فشار خون پائین تری دارند

و خطر بیماری قلبی نیز در آن ها کاهش می یابد.

13-   لبخند بزنید:

دانشمندان دریافته اند که ارتباطی بین عضلات صورتی

که در زمان خندیدن استفاده می شود و منطقه ای در مغز

که مواد شیمیائی و عصبی احساس خوب و خوب بودن را

آزاد می کند، وجود دارد.

    

                             

14-   ارتباطات واضح برقرار کنید:

با بهبود بخشیدن به مهارت های ارتباطی تان شما نه تنها

می توانید استرس را کاهش دهید بلکه از عصبانیت ترس و

خشم غیر ضروری خواهید کاست. گفتن و یا ارسال علائم

مختلف و مختلط برای اعصاب فواید زیادی در بردارد و نه

تنها باید ارتباط خوبی را برقرار کرد بلکه باید شنونده خوبی

نیز بود.

15-   تحرک داشته باشید: ورزش زیاد نه تنها اضطراب تان

را کاهش خواهد داد بلکه احساس افسردگی و اعتماد به نفس

پائین را نیز از بین می برد. این کار یکی از عوامل مهم کاهش

دهنده استرس می باشد.

                       

                 

16-   رژیم غذائی تان را عوض کنید: شاید چند کیلو اضافه

وزنتان بر استرس داخلی یا خارجی تان می افزاید. تغییر سالم

رژیم غذائی به شما کمک می کند تا با نشاط تر و شاداب تر

باشید و انرژی بیشتر داشته باشید و در کل شادتر نیز باشید.

17-   مصرف الکل را قطع کنید:

بسیاری از افراد، الکل را راهی برای فرار از استرس می دانند

ولی الکل هیچگاه استرس را کم نمی کند. مصرف الکل بیشتر

از دو اونس در روز، موجب افزایش فشار خون، افزایش

عصبانیت، آسیب به سلول های مغزی و در انتها افزایش

میزان استرس می شود.

مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه فرمائید    

18- به فنجان دوم، نه بگوئید:

کافئین یکی از تحریک کننده ترین موادی است که بدنتان

می تواند استفاده کند. با جایگزینی نوشیدنی بدون کافئین به

جای یک فنجان قهوه در روز، شما آرام تر خواهید بود و

عصبانیت و استرس مربوطه به قهوه نیز از بین خواهد رفت.

19- سیگار را ترک کنید:

با ترک سیگار وضعیت سلامتی تان بسیار بهتر خواهد شد و

شما زندگی طولانی تری نیز خواهید داشت. افرادی که سیگار

را ترک می کنند خواهند دید که وضعیت ریوی آن ها در چند

روز بهتر خواهد شد، خطر بیماری عروق قلبی در عرض

یک سال کاهش می یابد و خطر سرطان در عرض سه سال

کمتر می شود.

              

                     

20- مثبت اندیشی داشته باشید:

ممکن است نخواهید یک مثبت اندیش مطلق باشید ولی حداقل

سعی کنید که از بدبینی فاصله بگیرید. برای کنترل حداکثر

استرس سعی کنید از هر دو نوع اندکی را در خود داشته باشید

به طوری که هیچ یک فراتر از دیگری نرود و غالب نگردد.

تفکر منفی می تواند سال هائی از زندگی سالمتان را از

شما بگیرد.

21- به اشتباهات و یا تقصیرات گذشته فکر نکنید:

زندگی در گذشته ها تنها احساساتی از گناه و پشیمانی در

بر دارد. اگر می خواهید اشتباهات گذشته را به خاطر آورید،

سعی کنید از آن ها نتایج مثبتی به دست آورید. زندگی یک

درس است گاهی حوادث منفی بهترین درس های زندگی را

به ما می دهند.

22- سعی کنید اظهار نظرهای مثبتی داشته باشید:

از نقطه نظر خودتان صحبت کنید و سعی کنید به دیگران

بفهمانید که منظور واقعی شما چیست؟

23- یاد بگیرید عصبانیت خود را به طور مثبت و

محترمانه ای نشان دهید:

داد و فریاد نکنید و رفتار خشنی نداشته باشید.

عصبانیت مثبت به ما کمک می کند تا استرس را به قدرت

تبدیل کنیم. عصبانیت مخرب از سوی دیگر زمانی که به

سمت خودمان معطوف شود منجر به سکته، فشارخون بالا

و بیماری قلبی می شود.

                   

               

24- در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید:

احساس اعتماد به نفس پائین را به استرس تبدیل نکنید بلکه

آن ها را به قدرت تبدیل نمائید هر کسی دچار مشکلات و

شکست هائی در زندگی می شود و عامل کلیدی کاهش استرس

این است که اجازه ندهید این شکست ها، موجب عقب نشینی

شما شوند.

25- تحت معاینه کامل و منظم پزشکی قرار بگیرید:

نه تنها این معاینات کمک میکند که شما اطمینان پزشک

را نیز برای تأئید سلامتی تان داشته باشید، بلکه روشی

واجب و ضروری است تا از تبدیل مشکلات کوچک به

بیماری های جدی جسمی جلوگیری کنید. معاینه سالانه شما

بایستی کامل و دقیق باشد. به تشخیص زود هنگام سرطان،

بیماری قلبی، دیابت، سکته و مشکلات متابولیک توجه کنید.

امیدوارم با بکار گیری راه کاری فوق، بتوانید بر استرس های

بد غلبه نموده و دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاد، بانشاط

و سلامتی را برای خود و خانواده خود رقم بزنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در دوران تحصیل در دوره کارشناسی دانشگاه مدیریت دانشگاه تهران،

استادی که یک روز به جای استاد تربیت بدنی ما به سر کلاس آمد، به

ما گفت، دوستان، بجای اینکه وارد مشکلات شوید، اجازه دهید مشکلات

در جلوی شما رژه بروند و شما تنها از بیرون به آنها نگاه کنید. و دلیل

ایشان این بود که اگر داخل مشکلات شویم، هوش ما زیر سئوال رفته و

مشکلات اجازه خلاقیت و پیدا کردن بهترین راه حل مسأله را از ما

میگیرند، لذا اگر اجازه دهیم مشکلات تنها جلوی چشمان ما رژه بروند،

ما با دید هلی کوپتری، براحتی می توانیم از درون مشکلات، راه حل

رفع آنها را نیز بیابیم.

خوب این چه ارتباطی با موضوع این مقاله دارد؟ ارتباط آن به این شکل

است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکسری از رویدادهای برای

ما رخ می دهد و اگر مدام، ما تنها به رویدادها آنهم به شکل منفی نگاه کنیم،

مسلماً از دو جهت ضرر خواهیم نمود. اول اینکه لذت زندگی را بر خود

حرام کرده و به موارد منفی بیشتر توجه می کنیم، و دوماً اینکه با توجه

بیشتر به موارد منفی رویدادها، آن موارد منفی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بیشتر جذب می شوند و مسائل و مشکلات را چند برابر

می نمایند.

ما در این جا سعی داریم به این مقوله نظری بیفکنیم و در باره آن کمی

بررسی بیشتر نمائیم.

رویدادهای زندگی چیست؟

رویداد زندگی از اسم آن نیز پیدا است، رویداد، آن چه که در زندگی

“روی میدهد”، و این رویدادها در زندگی هر انسانی وجود دارد، هم

رویدادهای مثبت بسیاری وجود دارد و هم رویدادهای منفی، لکن آن

چیزی که بیشتر افراد را مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بیشتر مورد آزار قرار میدهد، رویدادهای منفی است. از جمله بالا رفتن

سن، کم شدن قدرت عضلات، فشار آوردن بیماری ها بر بدن و ….

چرا باید با رویدادهای زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنار بیائیم؟

همان گونه که در قسمت قبل بیان نمودیم، رویدادهای زندگی هم به

صورت مثبت وجود دارد و هم رویدادهای منفی، و خبر بد اینکه، از

دوران کودکی، بیشتر ما را متوجه رویدادهای منفی نمودند تا رویدادهای

مثبت زندگی.

مثلاً در زمانی که کارنامه را تحویل والدین خود می دادیم، آنها بجای

اینکه اول نمرات درخشان ما را نگاه کنند، ابتدا به سراغ نمرات منفی

ما در کارنامه  می رفتند و توجه  ما به آن نمرات جلب می نمودند.

در زمانی که چند غلط دیکته ای از ما می گرفتند، تنها توجه ما را به اینکه

در دیکته غلط داشتیم می بردند و از اینکه توانائی نوشتن دیکته را پیدا

نموده بودیم، غافل بوده و ما نیز دنباله روی آنان، همین رفتار را با

فرزندان و اطرافیان خود داشتیم.

البته لازم به ذکر می باشد که ما در این مقاله قصد نداریم، مسائل خود

را به گردن والدین و پیشنیان بیندازیم، تنها با بیان این مطالب قصد داریم

این مطلب را مد نظر قرار دهیم که هیچکس تا کنون نحوه رفتار با

رویدادها را به ما یاد نداده و اگر چیزی هم یاد داده شده، تنها در جهت

نگرش بر رویدادهای منفی هر مسئاله و رخدادی بوده است و باز هم

متأسفانه در بسیاری از موارد، در جهت رفع آنها، با مطالعه و تحقیق در

خصوص آنها اقدامی ننمودیم.

حال که متوجه گردیدیم، تمام توجه ما، به رویدادهای منفی معطوف بوده

است و در نتیجه ما بر رویدادهای منفی زندگی مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) توجه داشته ایم.

حال سئوال این است که آیا دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رویداد مثبتی

هم دارد که ما باید به آنها توجه نمائیم؟

آیا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) غیر از بالا رفتن سن و کاهش

قوای جسمانی و تجربیات زائد و تنهائی و … رویدادی مثبتی وجود دارد؟

بله رویدادهای مثبت در این دوران، تجربه، دانش، مهارت، تخصص،

بزرگ فامیل بودن، بزرگ شدن فرزندان، داشتن نوه، فرصت بودن بیشتر

با نوه ها، فرصت استفاده بهینه از اوقات فراغت، فرصت بودن بیشتر با

همسر و لذت دیدن موفقیتهای دیگران که از نظر نگارنده، از بهترین

رویدادهای این دوران می باشد، را بعنوان رویدادهای مثبت می توان

ذکر نمود.

چگونه باید با این رویدادها به ظاهر نامیمون در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنار آمد؟

در این دوران، تفاوتی که بین پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق و

پیشکسوتان(ناموفق) وجود دارد، توجه به رویدادهای مثبت و منفی

است. پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق، تنها به رویدادهای مثبت زندگی

نظر می افکنند و پیشکسوتان(بازنشستگان) ناموفق تنها بر روی

رویدادهای منفی زندگی توجه دارند.

در این دوران، تجربه که یکی از اصلی ترین مشخصات موجود در این

دوران با ارزش می باشد، از دید برخی از افراد زائد و از دید

پیشکسوتان(بازنشستگان) موفق بعنوان ابزاری برای ارتباط و اهرم

دانش و مهارت را برای آموزش به دیگران مورد استفاده قرار می گیرد

و از این دو آیتم گرانبها، بعنوان با ارزش ترین اندوخته عمر خود بسیار

استفاده بهینه می نمایند.

همچنین از این دوران طلائی – در خانه ماندن – که از نظر تعدادی از

عزیزان، بعنوان یکی از رویدادهای نامیمون است، بعنوان یکی از با

ارزش ترین لحظات می تواند باشد، به شرطی که این لحظات با ارزش

را با شاد و بانشاط بودن با خانواده و فرزندان و نوه ها، طی نمائیم.

و نیز در این دوران که اگر سبک زندگی خوبی نداشته باشیم، شاید با

انواع بیماری ها همراه باشیم، و این امر فرصت مناسبی برای شناختن

آنها و کوشش در جهت رفع آنها، تنها با تغییر در سبک زندگی و تغییر

در روش زندگی می باشد.

و باز همانگونه که در کتاب خویش(الهی پیر شی) نوشته ام، در این عصر

که حتی شدیدترین بیماری ها(سرطان) بوسیله تغییر در رژیم غذائی و تنها

با تغذیه، امکان پذیر شده است و رفع کلیه بیماری های مربوط به اسکلت،

تنها با انجام تمارین ورزشی رفع می گردد، نگرانی و ترس از بیماری ها

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بی مورد می باشد.

پس بجای اینکه تنها به رویدادهای منفی زندگی توجه نمائیم، بهینه است،

به فرمایش استاد ما، اجازه دهیم آن رویدادها از جلوی چشمان ما رژه بروند

و ما برای رفع آنها، از قوه خلاقیت و هوش خود استفاده و در جهت شناسائی

و ریشه کن نمودن رویدادهای منفی، قدم برداریم.

از کی باید این کنار آمدن را شروع نمود؟

اگر فکر می کنید که کسی تضمین داده است که شما، سالیان سال

می توانید به زندگی خود ادامه دهید، می توانید این کنار آمدن را به

روزهای آینده موکول نمائید، اما اگر مثل من، هیچ کسی چنین تضمینی

را به شما نداده است، پس چه بهتر که از همین لحظه، شروع به کنار

آمدن با رویدادها نمائیم تا بتوانیم بهتر و شادتر و با نشاط تر، این

دوران را طی نموده و بهره ورتر نمائیم.

به امید روزی که دیگر هیچ پیشکسوتی(بازنشسته ای) به رویداد

منفی زندگی خود توجه ننموده و تنها بر رویدادهای مثبت خود تأکید

نماید و علاوه بر اینکه خود شاد و با نشاط و سالم زندگی می نماید،

در بهینه تر شدن زندگی دیگران نیز قدم های سودمندی بردارد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان

(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

در زندگی روزهائی وجود دارد که خاطره های آن همیشه در ذهن

جاودانه باقی می ماند، خاطره ها همیشه شاد نیستند، گاهی تلخ هستند.

اما تا این خاطره های تلخ نباشند، آن خاطره های شیرین، شیرینی

خودشان را نشان نمی دهند، و آن خاطره های تلخ نیز روزگاری،

تنها فقط یک خاطره خواهند ماند، یا با حسرت یا با تجربه، در هر

صورت، تنها به صورت یک خاطره خودنمائی می کنند.

و این خاطره ها همانند یک جویبار که همیشه در حال گذران است و

همیشه آبهای جدید، می آیند و در گذر هستند، این خاطرات نیز مرتب

ایجاد و در حافظه طبقه بندی و جایگزاری می گردد.

حال از این همه خاطره چه استفاده ای می توان نمود؟

آیا این خاطرات می توانند، در زندگی و مخصوصاً دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم باشد؟

خاطرات تلخ، چه اهمیتی دارد که یادآوری شود، و رنج ما را در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیشتر و بیشتر نماید؟

اینها همه سئوالاتی است که در خصوص خاطره ها، می توانیم از

خودمان بپرسیم، ما در این مقاله بر آنیم که به این بحث، نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه شوید.

خاطره چیست؟

خاطره یعنی: روایت مجموعه ای از رویدادها و سرگذشت های

متعلق به یک شخص یا یک دوره بخصوص، وقتی به آنها که در

 زمان های گذشته رخ داده، فکر می کنیم، یعنی اینکه اون رخداد،

یکی از خاطرات ما شده و بخشی از ذهن ما را اشغال نموده است.

این خاطره ها، همانگونه که ذکر شد، می تواند خاطرات خوب و

گاهی اوقات خاطرات سخت و دردآورد باشد، گاهی اوقات شیرین

و گاهی اوقات تلخ و زهر آلود هست که حتی با یادآوری آن، لرزه

بر اندام ما می افتد.

چرا خاطره ها می توانند برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم باشد؟

خاطره ها بدین دلیل برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

خوب و سودمند باشد که همین خاطرات است که منبع تجربه و

تخصص و مهارت های ما را به خود اختصاص می دهد.

همین خاطرات تلخ و شیرین است که می تواند، توانائی های ما

را در خاطرات شیرین یادآوری نماید و تجربه های اندوخته شده

در خاطرات تلخ را به ما یادآوری نماید.

این خاطراتی که مرتب در ذهن ما مرور می گردد، و پیشنهاد

می گردد، در صورتی که خاطرات شیرین است، حتماً با همکاران

و دوستان هم رده خود این خاطرات را مرور نمائید، از آن دست،

خاطراتی است که می تواند، کل سلولهای شما را به آن زمان، انتقال

داده و عملکرد آنها را به آن سالها ببرد، و حتی ذوق و شادی که از

آن خاطره در ذهن شما نقش می بندد، می توانید در همین لحظه

مجدداٌ لمس وحس نمائید.

بخاطر همین مسئله است که زمانی که گروهی از پیشکسوتان

(بازنشستگان) را که به شهری که مثل 40 سال پیش آماده شده

بود، منتقل نمودند، اکثراً به همان زمانها، کوچ نمودند و حتی جالب

توجه اینکه، تعدادی از آن ها مجدداً به خواستگاری همسران خود

رفته بودند.

بدن و سلولهای آن، متوجه ساختگی بودن آن نمی شوند،

فقط کافی است که خود را به آن زمان ها منتقل نموده و حس و حال

و هوای آن زمان را برای خود تداعی نمائید، آنگاه تمام شرایط آن

زمان گذشته را در زمان حال، حس خواهید نمود.

پیشنهادی که می توان داد اینکه درملاقاتهائی که با دوستان خود

دارید، تا می توانید از خاطرات خوش و خوب گذشته که برایتان

پیش آمده، گفته و خود را در آن زمان ها، حس و لمس نمائید.

چطوری می توان خاطره ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جاودانه و شاد ساخت؟

آن تعدادی از خاطره ها که همیشه در ذهن می مانند، به خودی خود،

جاودانه هستند، اما چطوری می توان، خاطرات را بصورت خاطرات

شیرین و شاد، در ذهنمان مجدداً طبقه بندی و ضبط نمائیم؟

در بیشتر مقالات و کتب، همیشه اینگونه آورده شده است که سعی

کنید، خاطرات بد و تلخ را از زندگی خود بیرون بریزید.

به چند دلیل این امکان پذیر نیست؟

1-     امکان حذف خاطره بد و تلخ وجود ندارد، امکان دارد

زمانی بتوانیم آن را محو نمائیم، اما مجدداً با برخورد با شئی، یا چیز

و یا فردی که در آن خاطره بوده، مجدداً تمام خاطرات تلخ بازآوری

شده و تمام لحظات مجدداً یادآوری خواهد شد.

2-     خاطرات تلخ و شیرین مکمل یکدیگر هستند، شما هیچوقت

نمی توانید، خاطرات شیرین داشته باشید، مگر اینکه چند تا خاطرات

تلخ نیز داشته باشید. مانند شب و روز، تا شب نباشد، شما روز را

تشخیص نخواهید داد و بالعکس، همانگونه که در قطب ها که 6 ماه،

6 ماه، شب و روز است، تفاوت شب و روز از هم تشخیص داده

نمی شود.

3-     خاطرات تلخ را تنها می توان جایگزین نمود.

بهمین خاطر به شما توصیه می کنیم که سعی نمائید در درجه اول،

نسبت به جایگزینی آن با یک خاطره خوب و شاد، اقدام نمائید.

در مرحله دوم، سعی نمائید، از آن خاطره تلخ، تجربه و نکته ای

که توانسته شما را یک قدم در مسیر زندگی به جلو ببرد، یا تجربۀ

گرانبها برای شما داشته است در آن بیابید و بر روی آن، تمرکز

نمائید.

در صورتی که از دو مرحله قبلی نتوانستید، خاطرات تلخ را کمی

تلطیف نمائید، در مرحله بعدی، خاطرات تلخ خود را یادآوری نمائید

و سعی نمائید، قصه جدیدی برای خود بسیازید، و بدانید که شما

کارگردان زندگی خود هستید، پس لطفاً سناریوی آن خاطره را برداشته

و اجرای جدیدی برای خود داشته باشید(البته در ذهن خود) آنگاه

خاطرات شما، تبدیل به خاطرات جاودانه و شادی خواهد شد که

همیشه می توانید به آن ببالید.

از کدام خاطره ها باید شروع نمائیم؟

در زمان تعریف در کنار همکاران و دوستان، حتماً از خاطرات بسیار

شیرین که هم برای شما شیرین بوده و هم خاطره خوبی برای

همکاران شما نیز داشته، شروع نمائید و بدانید که اگر بتوانید،

ذره ای شادی به این گنجینه های نیروی انسانی ببخشید، آنان در مقابل

دهها برابر شادی، نثارتان می کند، و حتی اگر این کار هم انجام نشد،

حداقل حس خوبی نصیب شما خواهد نمود.

در زمانی که میخواهید نسبت به تغییر خاطرات تلخ، اقدام نمائید، از

خاطرات تلخی شروع نمائید، که کمتر به شما آسیب رسانده است، و

زمانی که موفق به تغییر آن شدید، مرحله به مرحله به خاطرات

تلخ تر روی آورید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود آن را به دوستان

خود نیز هدیه نمائید.

با تشکر

 سایت گنجینه نیروی انسانی

درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

در حال گذر از خیابان بودم که ناگهان چشمم به یک نفر افتاد که کمرش

خمیده بود و در حال گدائی از مردم بود. و در همان حال، به ذکر دعا

در حق دیگران مشغول بود. کاملاً به این صحنه تمرکز کرده بودم و د

ر باره آن فرد مشغول تفکر بودم که کم کم، خود را در آن حالت تجسم

کردم و احساس ترحمی را که مردم نسبت به من داشتند را کاملاً حس

نمودم. آنجا بود که متوجه شدم، تنها کافی است که به چیزی فکر کنید

تا کائنات آنرا کم کم به سوی شما جلب نماید.

در حال و احوالات آن فرد بودم  که یکی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) را دیدم که متأسفانه به دلیل سبک زندگی غلط، به دیابت

مبتلا شده بود و یک پایش مرتب کرخ و سر می شد و در آن زمان،

باید پایش را با خودش جابجا می کرد.

اینها همه نشانه هائی است که ما به هر چیزی که بنگریم، همان چیز

یا واقعه به سراغمان خواهد آمد.

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آنچنان به غم و اندوه دیگران

و درد و رنج آن ها توجه می نمائیم که زندگی ما، سراسر درد و رنج

می گردد و شادی و نشاط از زندگی ما رخت بر می بندد.

بخاطر همین اصل، در این مقاله بر آن شدم که به این بحث نظری

بیفکنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

درد  و رنج چیست؟

رنج یا الم یا درد در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی

ناخوشایند و تنفربرانگیز دارد و هنگامی که شخص چیزی را از دست

می‌دهد یا در معرض از دست دادن قرار می‌گیرد در وی ایجاد می‌شود.

رنج ممکن است حتی با بدست آوردن چیزی در انسان ایجاد گردد و

فقط در از دست دادن چیزها نیست که درد و رنج بوجود می‌آید. رنج و

لذت دو احساس متقابل اند.

بارها و بارها دیده شده است، که سر دردهائی که افراد دارند، تنها

تلقینات ذهنی است و این تلقینات می تواند آنها را به سمت نابودی

هدایت نماید.

در یکی از شهرستانها، یکی از دوستانم در حادثه آتش سوزی ناشی

از آتش بنزینی که در انبار خانه ریخته شده بود، شدیداً آسیب دیده بود،

خود تعریف می نمود که در همان حال داشتم به اینکه حالا که دارم

میمیرم، چه کارهائی را باید انجام می دادم که تا کنون انجام ندادم، با

اطرافیان چه رفتارهائی در جهت رفع کدورت باید انجام می دادم که

انجام نداده ام، و …. فکر می کردم، و در همه حال مشغول آماده شدن

برای مردن شده بودم، امدادگر که به نزدم آمد و اقدامات اولیه را انجام

داد، در پاسخ سئوال من که پرسیدم آیا رفتنی هستم یا خیر، گفت، از

آتش سوزی محال است که بمیری، اما از افکار خود، احتمال زیاد دارد

که بمیری. من همان موقع به خود آمدم و متوجه وخامت اوضاع گردیدم

و افکار خود را عوض نمودم و حال که می بینید، هنوز مشغول نفس

کشیدن هستم.

یا در مورد دیگری، پدری که به ظاهر پارکینسون داشت و مرتب

دستانش تکان می خورد، تنها با صحبت های چند دقیقه ای که با ایشان

داشتم و ایشان را از فکر کردن به دستانش حذر داشتم، بدون اینکه

خود متوجه گردد، تکان دستانش قطع گردید و سپس من این نکته را

به ایشان گفتم و زمانی که می خواست دوباره دستان خود را تکان

دهد، با گفتن اینکه این تکان دادن، از پارکینسون نیست و تنها در

افکار شما هست، از تکان دستان او جلوگیری نمودم.

و مورد دیگر، مربوط به مادری است که با والکر به یکی از

همایش ها آمده بود و در زمانی که استاد کلاس مشغول تمرین دادن

به حضار برای تغییر حالت در بدن و حرکات دست و پا بودند،

بدون اینکه این مادر متوجه گردد، والکر را از جلوی دستان او کنار

بردند و زمانی که کلاس تمام شد، تازه مادر متوجه شد، که تمام این

مدت بدون اینکه به والکر نیاز داشته باشد، تمام حرکات را انجام داده

و آن موقع درخواست والکر را نمود که به او گفتند که والکر جسم

را میخواهد یا والکر ذهن؟

پس از آن بود که مادر بدون نیاز به والکر و تنها بخاطر ضعفی که

بر اثر تلقینات ذهنی بر او مسلط شده بود، با کمک های جزئی

اطرافیان شروع به حرکت نمود.

چرا درد و رنج، می تواند زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تحت الشعاع قرار دهد؟

شما اگر مرتب درد و رنج را در زندگی خود مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که شاید از دید برخی از عزیزان، مسائل و

مشکلات به مراتب بیشتر به چشم می آید و مسائل بیشتری گریبانگیر

فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد، در زندگی خود وارد نمائید،

مشخص است که دیگر نباید ذهن و فکر اجازه ورود شادی و نشاط

را به بدن بدهد و تماماً شما با مواردی که همراه با درد و رنج و اندوه

می باشد، همراه می گردید.

در زمان نوشتن این مقاله، اتفاقی در یکی از معادن کشور افتاد و

عده ای از هموطنان کارگر و عزیز ما در آن معدن، متأسفانه جان به

جان آفرین تسلیم نمودند. و رسانه ها و حتی فضای مجازی، پر از

مسائل و اندوه این عزیزان گشت.

البته اشتباه نشود، به هیچ وجه نگارنده بر آن نیست که اعلام نماید

هیچ اتفاقی نیافتاده است. بلکه مقصود نگارنده آن است که باید از

اتفاقات درس و تجربه گرفت و تا حد امکان، اگر میسر می باشد

نسبت به کمک به آن افراد اقدام به عمل آید در غیر اینصورت، مرتب

آه و فغان کردن و مرتب اندوه و ناله سر دادن که کمکی به حال آن

مصیبت دیدگان نخواهد نمود و اگر هم بخاطر همدلی و همراهی با

آن عزیزان است، که باز هم به نظر، به شانه راه زده ایم. چون بعید

است با سوز و گداز ما، به مصیب دیدگان کمکی گردد.

چطوری ذهن را آماده نمائیم که از ورود درد و رنج جلوگیری

نماید؟

حال که متوجه شده ایم، توجه به درد و رنج دیگران و درد و المی که از

اتفاقات و وقایع اطراف به ما وارد می شود، تنها می تواند زندگی ما را

دچار التهاب و دگرگونی نماید و شادی و نشاط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) که شدیداً به آنها نیاز داریم تا افسردگی و بیماری به سمت

ما نیاید، از ما دور می نماید.

لذا در هر مسئله ای و اتفاقی بجای اینکه تنها به درد و رنج آن اتفاق و

مسئله نگاه بیندازیم، باید ببینم که آن اتفاق و مسئله چگونه می تواند در

راه رسیدن به اهداف و برنامه های ما، به ما کمک نماید. و درنهایت آن

اتفاق و مسئله چه درس مهمی برای ما دارد. و مطمئن باشید که هر

اتفاقی، درسی برای زندگی است.

یکی دیگر از راه هائی که می توان بصورت ذهنی از درد و رنج

فاصله گرفت، نوشتن آن درد و رنج است که برای ما بوجود آمده است

و با کشیدن خطی بر روی آن، به ذهن خود این دستور را میدهیم که

دوران درد و رنج به پایان رسیده است و جالب اینکه، ذهن نیز این

دستور را می پذیرد.

ذهن آماده را باید آماده ورود اهداف و برنامه های آینده نمائیم.

پس خود را آماده دریافت احساسات خوب نمائید و به هیچ وجه خودتان

را در معرض درد و رنج قرار ندهید. همانگونه که اگر فرزند شما در

زمان کودکی، از مسیری عبور می کرد که در آن مسیر اتفاق ناگواری

رخ داده بود، شما تمام تلاش خود را می نمودید که فرزند شما تا حد

امکان، از دیدن آن اتفاق خود داری نماید تا در روحیه او اثرگذار نباشد،

حال نیز با ذهن و روح خود باید چنین رفتاری نمائید. آیا خودتان از

فرزندتان عزیزتر نیستید؟

باید بدانید همانگونه که فرزند شما نباید اتفاقات ناگوار را جهت تأثیر

گذاردن در روحیه شان ببینند، شما نیز باید خود را از مسائل و اتفاقات

و مواردی که می تواند برای شما درد و رنج به همراه بیاورد، دور

نمائید.