روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در دنیائی که روابط اجتماعی در سلامتی روح و روان، حرف اول

را میزند، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) باید این مهارت خود را به

مراتب تقویت نمایند زیرا که اگر چه در این دوران، ارتباط بین همکاران

با وجود فاصله ها و مسائل خانواده ها بسیار کم می شود، روابط

اجتماعی در جامعه بوسیله پیشکسوتان(بازنشستگان) می تواند، یک

سری از مسائل و مشکلات را برطرف نماید.

پژوهشی در دانشگاه هاروارد انجام شده که از سال 1930 آغاز شده

و تا کنون نیز ادامه دارد. با این پژوهش به این نتیجه رسیده اند که

روابط فردی و اجتماعی از جمله عوامل حیاتی در سالم ماندن و شاد

زیستن می باشد.

از آغاز این پژوهش که حدود 75 سال از آن می گذرد، 724 نفر در

دو گروه، یک گروه دانشجویان پسر دانشگاه هاروارد و گروه دیگر

پسران فقیر و محروم بوستون بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. تعدادی

از این افراد در حال حاضر زنده و در دهه ی 90 عمر خود به سر

می برند، و این پژوهش همچنان بر روی فرزندان آنان در حال انجام

است.

 در این پژوهش که کاملاً بر روی نفرات مورد بررسی نظارت کامل

وجود داشت، و مرتب از نحوه زندگی و وضعیت سلامتی و پرونده

پزشکی آنان گزارش های متنوع تهیه می شد، نتایجی بدست آمد که

بهت همگان را به دنبال داشت. و آن این بود که ثروت، موفقیت یا

وضعیت جسمانی یک فرد در 50 سالگی همان عواملی نیستند که

موجب تداوم سلامتی و شادمانی در دهه ی 80 زندگی شوند، بلکه

میزان رضایت افراد از روابط اجتماعی، نقش تعیین کننده دارد. و

مشخص شده است که افرادی که روابط بهتری با خانواده، دوستان و

به طور کلی افراد جامعه دارند، آدم های شادتر و سالم تری هستند

که طول عمر بیشتری نیز خواهند داشت.

مثال دیگری که قدرت روابط فردی و اجتماعی را در افزایش سلامتی

و طول عمر نشان می‌دهد، پژوهشی است که با عنوان اثر رُزِتو

(Roseto effect) شناخته می‌شود. رزتو شهر کوچکی واقع در

شمال‌ شرقی پنسیلوانیا است. در دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی، یک پزشک

محلی متوجه شد آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی در این منطقه به طرز

شگفت‌انگیزی کمتر از شهرهای اطراف است. این در حالی بود که

ساکنان این شهر به کشیدن سیگار، مصرف نوشیدنی‌های الکلی،

گوشت قرمز، سوسیس و کالباس و پنیر فراوان عادت داشتند. همچنین

این افراد در معرض گازهای سمی و غبار ناشی از معادن سنگ بودند.

همه‌ی اینها دقیقا همان چیزهایی است که برای سلامتی مضر دانسته

می‌شوند.

در عوض، مردم این شهر پشتِ هم بودند و از یکدیگر حمایت می‌کردند.

در این شهر خبری از جرم و جنایت نبود. مردم وعده‌های غذایی را

بهانه‌ می‌کردند تا دور هم جمع شوند و خوش بگذرانند. همه‌ی مردم این

شهر اخلاقِ کاری داشتند و برای یک هدف مشترک تلاش می‌کردند:

اینکه زندگی بهتری را برای فرزندان‌شان فراهم کنند. نتیجه این شد که

فرزندان‌شان بیشتر و بیشتر به موفقیت‌های مادی معمول رسیدند، اما

لزوما وضع زندگی‌شان بهتر نشد. نسل جدید مثل پدر و مادرهای‌شان پشت

هم نبودند و به تدریج، آمار ابتلا به بیماری‌های قلبی و مرگ زودرس در

رزتو به پای شهرهای اطراف رسید

ساکنان رزتو مهاجران ایتالیایی بودند. به نظر می‌رسد سبک زندگی

و پشت هم بودن ساکنان این شهر نقش تعیین‌کننده‌ای در عدم ابتلای

آنها به بیماری‌های مزمن داشته و این دقیقا همان سبک زندگی

مدیترانه‌ای است. رژیم غذایی مدیترانه‌ای یکی از سالم‌ترین رژیم‌های

غذایی در سراسر جهان است.

چرا روابط اجتماعی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که به گفته برخی، عضلات و

ماهیچه ها به سمت نقصان پیش می رود، و فرد از لحاظ روحی

دچار مشکلات می گردد، داشتن روابط اجتماعی مخصوصاً با افراد

هم سن و سال خود، بسیار در سلامتی و شادی و نشاط فرد، نقش

بسزائی بازی می کند و با بررسی کوتاهی بر روی عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) کاملاً مشخص است که گنجینه های بازنشسته ای که

ملاقاتهای دوره ای و برنامه های مستمر جهت ملاقات یکدیگر دارند،

از لحاظ سلامتی، شادی و نشاط و انجام کارهای روزمره، از افرادی

که برای روابط اجتماعی خود، اهمیتی قائل نیستند، در سطح قابل

قبول تری می باشند.

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) روابط اجتماعی خوب

داشته باشیم؟

با چند راهکار ساده و قابل انجام، میتوان روابط اجتماعی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تقویت و در نتیجه، سلامتی، شادی و نشاط را

برای خود و خانواده به همراه داشت. لیست اقدامات قابل انجام جهت

داشتن روابط اجتماعی خوب در ذیل آمده است:

  • – روابط خود را با خانواده و دوستان مستحکم کنید.
  •  
  • – از همین که هستید راضی باشید و با غریبه ها طوری رفتار کنید
  •  
  • که انگار دوستان شما هستند
  •  
  • – به مدت 30 روز، هر روز با 3 غریبه حرف بزنید
  •  
  • – وقتي در حال تقويت روابط اجتماعي هستيد سعي كنيد صادق و
  •  
  • بي ريا عمل كنيد.
  •  
  • – يكي از مهمترين تمرين هاي خود سازي تمرين «شنونده خوبي
  •  
  • بودن» است.
  •  
  • – با صداي بلند بخنديد و زندگي را خيلي جدي نگيريد.
  •  
  • – قسمتي بزرگي از خودسازي دوست داشتن خود است.
  •  
  • – شخصيت خود را پرورش دهيد.
  •  
  • – وقتي در حال كار براي خودسازي هستيد به خود اطمينان
  •  
  • داشته باشيد.
  •  
  • – يكي از نمودهاي خودسازي كنترل خويشتن است.
  •  
  • – روابط خود را تقويت كنيد.
    سایت گنجینه نیروی انسانی
  •  
درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

در حال گذر از خیابان بودم که ناگهان چشمم به یک نفر افتاد که کمرش

خمیده بود و در حال گدائی از مردم بود. و در همان حال، به ذکر دعا

در حق دیگران مشغول بود. کاملاً به این صحنه تمرکز کرده بودم و د

ر باره آن فرد مشغول تفکر بودم که کم کم، خود را در آن حالت تجسم

کردم و احساس ترحمی را که مردم نسبت به من داشتند را کاملاً حس

نمودم. آنجا بود که متوجه شدم، تنها کافی است که به چیزی فکر کنید

تا کائنات آنرا کم کم به سوی شما جلب نماید.

در حال و احوالات آن فرد بودم  که یکی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) را دیدم که متأسفانه به دلیل سبک زندگی غلط، به دیابت

مبتلا شده بود و یک پایش مرتب کرخ و سر می شد و در آن زمان،

باید پایش را با خودش جابجا می کرد.

اینها همه نشانه هائی است که ما به هر چیزی که بنگریم، همان چیز

یا واقعه به سراغمان خواهد آمد.

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آنچنان به غم و اندوه دیگران

و درد و رنج آن ها توجه می نمائیم که زندگی ما، سراسر درد و رنج

می گردد و شادی و نشاط از زندگی ما رخت بر می بندد.

بخاطر همین اصل، در این مقاله بر آن شدم که به این بحث نظری

بیفکنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

درد  و رنج چیست؟

رنج یا الم یا درد در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی

ناخوشایند و تنفربرانگیز دارد و هنگامی که شخص چیزی را از دست

می‌دهد یا در معرض از دست دادن قرار می‌گیرد در وی ایجاد می‌شود.

رنج ممکن است حتی با بدست آوردن چیزی در انسان ایجاد گردد و

فقط در از دست دادن چیزها نیست که درد و رنج بوجود می‌آید. رنج و

لذت دو احساس متقابل اند.

بارها و بارها دیده شده است، که سر دردهائی که افراد دارند، تنها

تلقینات ذهنی است و این تلقینات می تواند آنها را به سمت نابودی

هدایت نماید.

در یکی از شهرستانها، یکی از دوستانم در حادثه آتش سوزی ناشی

از آتش بنزینی که در انبار خانه ریخته شده بود، شدیداً آسیب دیده بود،

خود تعریف می نمود که در همان حال داشتم به اینکه حالا که دارم

میمیرم، چه کارهائی را باید انجام می دادم که تا کنون انجام ندادم، با

اطرافیان چه رفتارهائی در جهت رفع کدورت باید انجام می دادم که

انجام نداده ام، و …. فکر می کردم، و در همه حال مشغول آماده شدن

برای مردن شده بودم، امدادگر که به نزدم آمد و اقدامات اولیه را انجام

داد، در پاسخ سئوال من که پرسیدم آیا رفتنی هستم یا خیر، گفت، از

آتش سوزی محال است که بمیری، اما از افکار خود، احتمال زیاد دارد

که بمیری. من همان موقع به خود آمدم و متوجه وخامت اوضاع گردیدم

و افکار خود را عوض نمودم و حال که می بینید، هنوز مشغول نفس

کشیدن هستم.

یا در مورد دیگری، پدری که به ظاهر پارکینسون داشت و مرتب

دستانش تکان می خورد، تنها با صحبت های چند دقیقه ای که با ایشان

داشتم و ایشان را از فکر کردن به دستانش حذر داشتم، بدون اینکه

خود متوجه گردد، تکان دستانش قطع گردید و سپس من این نکته را

به ایشان گفتم و زمانی که می خواست دوباره دستان خود را تکان

دهد، با گفتن اینکه این تکان دادن، از پارکینسون نیست و تنها در

افکار شما هست، از تکان دستان او جلوگیری نمودم.

و مورد دیگر، مربوط به مادری است که با والکر به یکی از

همایش ها آمده بود و در زمانی که استاد کلاس مشغول تمرین دادن

به حضار برای تغییر حالت در بدن و حرکات دست و پا بودند،

بدون اینکه این مادر متوجه گردد، والکر را از جلوی دستان او کنار

بردند و زمانی که کلاس تمام شد، تازه مادر متوجه شد، که تمام این

مدت بدون اینکه به والکر نیاز داشته باشد، تمام حرکات را انجام داده

و آن موقع درخواست والکر را نمود که به او گفتند که والکر جسم

را میخواهد یا والکر ذهن؟

پس از آن بود که مادر بدون نیاز به والکر و تنها بخاطر ضعفی که

بر اثر تلقینات ذهنی بر او مسلط شده بود، با کمک های جزئی

اطرافیان شروع به حرکت نمود.

چرا درد و رنج، می تواند زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تحت الشعاع قرار دهد؟

شما اگر مرتب درد و رنج را در زندگی خود مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که شاید از دید برخی از عزیزان، مسائل و

مشکلات به مراتب بیشتر به چشم می آید و مسائل بیشتری گریبانگیر

فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد، در زندگی خود وارد نمائید،

مشخص است که دیگر نباید ذهن و فکر اجازه ورود شادی و نشاط

را به بدن بدهد و تماماً شما با مواردی که همراه با درد و رنج و اندوه

می باشد، همراه می گردید.

در زمان نوشتن این مقاله، اتفاقی در یکی از معادن کشور افتاد و

عده ای از هموطنان کارگر و عزیز ما در آن معدن، متأسفانه جان به

جان آفرین تسلیم نمودند. و رسانه ها و حتی فضای مجازی، پر از

مسائل و اندوه این عزیزان گشت.

البته اشتباه نشود، به هیچ وجه نگارنده بر آن نیست که اعلام نماید

هیچ اتفاقی نیافتاده است. بلکه مقصود نگارنده آن است که باید از

اتفاقات درس و تجربه گرفت و تا حد امکان، اگر میسر می باشد

نسبت به کمک به آن افراد اقدام به عمل آید در غیر اینصورت، مرتب

آه و فغان کردن و مرتب اندوه و ناله سر دادن که کمکی به حال آن

مصیبت دیدگان نخواهد نمود و اگر هم بخاطر همدلی و همراهی با

آن عزیزان است، که باز هم به نظر، به شانه راه زده ایم. چون بعید

است با سوز و گداز ما، به مصیب دیدگان کمکی گردد.

چطوری ذهن را آماده نمائیم که از ورود درد و رنج جلوگیری

نماید؟

حال که متوجه شده ایم، توجه به درد و رنج دیگران و درد و المی که از

اتفاقات و وقایع اطراف به ما وارد می شود، تنها می تواند زندگی ما را

دچار التهاب و دگرگونی نماید و شادی و نشاط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) که شدیداً به آنها نیاز داریم تا افسردگی و بیماری به سمت

ما نیاید، از ما دور می نماید.

لذا در هر مسئله ای و اتفاقی بجای اینکه تنها به درد و رنج آن اتفاق و

مسئله نگاه بیندازیم، باید ببینم که آن اتفاق و مسئله چگونه می تواند در

راه رسیدن به اهداف و برنامه های ما، به ما کمک نماید. و درنهایت آن

اتفاق و مسئله چه درس مهمی برای ما دارد. و مطمئن باشید که هر

اتفاقی، درسی برای زندگی است.

یکی دیگر از راه هائی که می توان بصورت ذهنی از درد و رنج

فاصله گرفت، نوشتن آن درد و رنج است که برای ما بوجود آمده است

و با کشیدن خطی بر روی آن، به ذهن خود این دستور را میدهیم که

دوران درد و رنج به پایان رسیده است و جالب اینکه، ذهن نیز این

دستور را می پذیرد.

ذهن آماده را باید آماده ورود اهداف و برنامه های آینده نمائیم.

پس خود را آماده دریافت احساسات خوب نمائید و به هیچ وجه خودتان

را در معرض درد و رنج قرار ندهید. همانگونه که اگر فرزند شما در

زمان کودکی، از مسیری عبور می کرد که در آن مسیر اتفاق ناگواری

رخ داده بود، شما تمام تلاش خود را می نمودید که فرزند شما تا حد

امکان، از دیدن آن اتفاق خود داری نماید تا در روحیه او اثرگذار نباشد،

حال نیز با ذهن و روح خود باید چنین رفتاری نمائید. آیا خودتان از

فرزندتان عزیزتر نیستید؟

باید بدانید همانگونه که فرزند شما نباید اتفاقات ناگوار را جهت تأثیر

گذاردن در روحیه شان ببینند، شما نیز باید خود را از مسائل و اتفاقات

و مواردی که می تواند برای شما درد و رنج به همراه بیاورد، دور

نمائید.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

 

اکثر نفراتی که قصد دارند به مسافرت های دور بروند، برای اینکه

زودتر به مقصد خود برسند و راحت تر و ایمن تر مسافرت نمایند،

از هواپیما استفاده می نمایند و زمانی که هواپیما به پرواز در می آید

در آنان ترس به وجود می آید. زیرا که اخبار زیادی به گوش آنان در

خصوص سقوط هواپیما و نقص فنی و خارج از رده شدن هواپیماها

و … شنیده اند و همین اخبار کافی است که در موقعی که به هواپیما

وارد می شوند تا زمانی که از آن پیاده می شوند، تمام مدت ترس

سراسر وجود آنان را در بر می گیرد.

حال سئوال این است، آیا این ترس می تواند، کمکی به جلوگیری از

سقوط هواپیما نماید؟

آیا این ترس می تواند جان آنان را در زمان سقوط حفظ نماید؟

آیا زمانی که ترس در وجود آنان لانه نماید، میتوانند از مسافرت

لذت ببرند؟

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ما در این مقاله سعی داریم نگاهی به این بحث بیندازیم و راه کارهای

مواجه شدن با این ترس ها را بررسی نمائیم.

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ترس از هواپیما، یک واکنش غریزی است که هر فردی در زمان

سوار شدن به هواپیما با آن مواجه می شود و رابطه این ترس با دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به آنجا بر می گردد که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیز ترس هائی در وجود افراد بوجود می آید که بعضی

از آنها بصورت غریزی می باشد و گریزی از آنها نیست.

اما باز همان سئوالات را مطرح می نمائیم.

آیا این ترس ها، کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می نماید؟

آیا این ترس ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند زندگی

ما را بهینه تر نماید؟

و مشخص است که جواب تمام این سئوالات، منفی است و این ترس ها

نمی تواند هیچ کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بنماید.

چرا بجای ترس، باید از پرواز لذت برد؟

همانگونه که ذکر شد، این ترس ها نمی تواند کمکی به ما در زندگی

و بهتر شدن زندگی نماید.

زمانی که در هواپیما سوار می شوید و هواپیما شروع به بلند شدن از

روی باند پرواز می نماید، دیگر هیچگونه کنترلی شما بر روی هواپیما

نمی توانید داشته باشید و در این زمان، اگر شما تنها به ترسیدن خود

ادامه دهید، شما فقط و فقط و فقط خود را از لذت دیدن لحظات پرواز و

بلند شدن هواپیما از روی باند، محروم ساخته اید.

و همچنین است زمانی که هواپیما کاملاً اوج گرفت و در آسمان به

پرواز درآمد، باز هیچ گونه عملی یا فعالیتی از شما نمی تواند بر روی

هواپیما تأثیر گذار باشد. و ترس شما، تنها به شما اجازه لذت بردن از

این لحظات خوب و باصفا را نمی دهد.

پس پیشنهاد می شود، بجای اینکه تمام مدتی که در هواپیما هستید، و

هواپیما مشغول حرکت و پرواز می باشد، ترس به وجودتان غلبه

نماید، سعی نمائید، در این لحظات، تنها به خدای خود ایمان و از

لحظات پرواز کاملاً لذت ببرید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز به همچنین، زیرا در این

دوران نیز انواع ترس ها که در وجود شما بوجود می آید، تنها شما

را از لذت بردن از این دوران خوب و با صفا و بودن در جمع

فرزندان و نوه ها و دوستان باز می دارد.

چگونه می توان از پرواز لذت برد؟

برای اینکه ترس از هواپیما را با لذت پرواز جابجا نمائیم یا بهتر

بگوئیم، ترس از خیلی از مسائل و از جمله مرگ را با لذت دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی)، جایگزین نمائیم، موارد ذیل پیشنهاد

می گردد:

1-     بد نیست بدانید همانگونه که ثابت شده است که سفر با هواپیما

۲۹ برابر از سفر با خودرو امن تر است. خیلی از ترس هایی که ذهن

ما را به خود مشغول داشته، یا اصلاً اتفاق نخواهد افتاد یا اینکه زمان

اتفاق آنها شاید خیلی دور باشد. و در تحقیقی که در یکی از کتابها

می خواندم، میانگین سن در سال 2050 به 120 تا 150 میرسد.

2-     همانگونه که یاد می گیرید هواپیما چگونه پرواز می کند، ما نیز

سیستم فعالیت بدنمان را بشناسیم و از تغذیه و فعالیت بدنی متناسب با

سن، استفاده نمائیم، دیگر ترسی در میان نخواهد بود.

3-     باز هم همانگونه که در موقع پرواز، گوش دادن موسیقی و

خواندن کتاب می تواند سودمند باشد، در این دوران نیز، شنیدن موسیقی

و خواندن کتاب بی نهایت می تواند، لذت این دوران را چند برابر نماید.

4-     در پرواز، باید ریشه ترس خود را بیابید، و در این دوران نیز

باید دقیقا بدانید که ترس شما از چیست، و در جهت رفع آن و یافتن

اطلاعات اضافه در آن خصوص، اقدام نمائیم.

5-     خیلی وقت ها نمی توان تشخیص داد که احساس ترس ما به

دلیل اضطراب و تشویش است یا مواجهه با خطر. چون بدن به هر

دو اینها واکنشی یکسان نشان می دهد. پس باید موارد خطر را کاملاً

شناسائی و در جهت رفع آنها برآئیم.

6-     همانگونه که در هواپیما نباید چاله های هوائی را جدی گرفت

و از تکان های آن ترسید، در زندگی نیز چاله هایی وجود دارد که

زندگی ما را دچار فراز و نشیب می سازد، پس باید با فراگیری دانش

عبور از این چاله ها، زندگی را برای خود لذت بخش نمائیم.

7-     همانگونه که قبل از پرواز، بهینه است که آب و هوا را در مسیر

بررسی نمائید، به همان صورت، می بایست، وضعیت جسمی و روحی

خود را مرتب بازبینی و مورد بررسی قرار دهید، تا کوچکترین مسئله ای

را در سریعترین زمان ممکن رفع نمائید.

8-     و در نهایت، همانگونه که باید در پروازها، به خلبان و

مهمانداران هواپیما، اطمینان کامل داشته باشید، در طول کل زندگی،

به خلبان این زندگی، که خودمان باشیم، و نیز مهمانداران که باز

اعضاء و جوارح خودمان هست، اطمینان کامل داشته باشیم و مطمئن

باشیم که هر یک کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند.

امیدوارم که این مقاله توانسته باشد، برای شما عزیزانی که دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سر می برید، مفید و مؤثر بوده باشد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید و سودمند بود، پیشنهاد

می گردد، آن را به دیگران دوستان خود نیز اهداء نمائید.

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

آیا می دانستید، که در ژاپن اشیاء شکسته را با طلا تعمیر می نمایند

و رد شکستگی ها به عنوان تاریخچه ای منحصر به فرد از آن میماند

که به زیبائیش افزوده می شود.

در هنر ژاپنی کینتسوگی آمده است که آن ها اشیای شکسته را از

طریق پر کردن خطوط بین قطعات با ماده ای شامل پودر طلا تعمیر

می کنند تا بر شکستگی ها تأکید کرده باشند، چرا که آن ها خسارت

و رنج را بخشی گران قدر از تاریخچه یک چیز می بینند که آن را

زیباتر می کند.

این مطلب برایم بسیار جالب آمد زیرا که در ژاپن که مردمش بدون

دلیل و منطق چیزی را قبول نمی کنند؟ چرا تا بدین حد، از اشیاء

شکسته و قدیمی نگهداری می نمایند.

خوب لابد می پرسید که این مسئله چه ربطی به مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارد؟

ربط آن در این است که مردم ژاپن برای وسائل و منابع قیمتی خود ارزش

و احترام قائل هستند و در جهت حفظ و نگهداری آن اقدام های متفاوتی

انجام داده اند، حال چرا ما به پیشکسوتان(بازنشسته های) نیروی انسانی

که مهم ترین و با ارزش ترین منابع ما می باشند، چنین حفظ و نگهداری

در حد مقام و منزلت آنان صورت نمی گیرد؟

من در این مقاله سعی دارم، ربط آنها را مورد بحث و بررسی قرار

دهم.

ترمیم شکستگی چیست؟

شکست، یعنی ایجاد هر نوع خلل در یکپارچگی هر چیز، این

ضایعه اگر در استخوان باشد، به شکستگی استخوان لقب می گیرد

و در شکستگی های دیگر، نیز آن شی یا جسم، مورد ضایعه قرار

می گیرد.

و ترمیم آن به معنای آن است که بتوان این خلل را به صورتی رفع نمود

که حداقل نشانه را از آن ضایعه داشته باشد.

چرا ترمیم شکستگی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار مهم است؟

مردم ژاپن مردمی هستند که بر روی هر مسئله ای تحقیق نموده و پس

از بررسی و رسیدن به نتایج، بر روی آن عمل می نمایند و این عمل

آنها، به ما این درس را می دهد که می بایست از منابع، لوازم، تجهیزات

خود که به ظاهر سن و سالی از آنها می گذرد، به خوبی نگهداری و در

جهت ترمیم مواردی که با اختلال روبرو می گردند، با بهترین ابزار و

لوازم اقدام نمود.

و مهم ترین منابع ما در حال حاضر در کشور، نیروی انسانی است،

و پیشکسوتان(بازنشستگان) نیروی انسانی، نیز بعنوان گرانبهاترین منابع

موجود ما به حساب می آیند. به خاطر همین اصل بر ما و مسئولین

مربوطه است، که بتوانیم قدر و منزلت این گنجینه های گهر بار نیروی

انسانی را دریابیم، زیرا که هر یک از آنها، سراسر مهر و وفا، تجربه و

تخصص می باشند و ملتی پایدار و پیروز است که بتواند از تجربیات

گذشته، برای رسم مسیر آینده به خوبی استفاده نماید.

و اگر برای هر یک از این عزیزان در جسمشان، مسئله ای به وجود

بیاید و کوچکترین خللی برایشان ایجاد شد، بلافاصله با مواردی گرانبها،

بتوانیم این خلل ها را ترمیم و روحیه و جسم آنها را مجددا بازسازی

نمائیم. و از این خردمندان روزگار به خوبی نگهداری و سپاسگزاری

نمائیم.

و متأسفانه اگر برای این عزیزان، ترمیم انجام نشود، شکستگی ها

می تواند به کلیه اعضاء و جوارح آنها خسارت جبران ناپذیری وارد

نموده و مشخص است در آن صورت زندگی برای این گنجینه های

نیروی انسانی تا چه حد می تواند زجر آور گردد.

چطور باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، شکستگی ها را با

طلا پر کنیم؟

در بعضی از اداره ها و صندوق های بازنشستگی و نیز در برخی از نواحی

شهرداری که اینجانب سعادت آشنائی با آنها را در مدت تحقیق داشته ام،

خوشبختانه، قدم های خوب و سودمندی برای این گرانقیمتان بر داشته

شده است، لکن بعلت اینکه مسائل مختلف و متعددی در سر راه این

عزیزان قرار دارد، لذا باید اقدامات بیشتری در جهت رفع مسائل روحی

و جسمی آنان انجام گردد.

لازم به ذکر می باشد که در بعضی از مواقع، می توان از خود این

عزیزان برای خودشان سود برد و از خدماتی که توسط برخی از این

دوستان گرامی، ارائه می شود جهت بقیه پیشکسوتان(بازنشستگان)

استفاده نمود.

پر کردن شکستگی ها، از چه زمانی باید آغاز گردد؟

این مسئله دقیقا از زمانی باید شروع شود که آسیب شروع شده و اگر

بتوانیم قبل از وقوع حادثه و خلل، پیش بینی نموده و جلوی رخداد آن

خلل را بگیریم که به مراتب سودمند خواهد بود.

پس ترمیم شکستگی بلافاصله با ایجاد خلل، آغاز و در جهت ترمیم

آن، از مواد و تجهیزات و امکانات با ارزش بالا برای گنجینه های

گرانبهای نیروی انسانی، باید استفاده نمود تا حداقل بتوان، گوشه ای

از زحمات این گران قیمت های نیروی انسانی را پوشش داد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com

تغییر نام "بازنشسته" به "پیشکسوت"

تغییر نام “بازنشسته” به “پیشکسوت”

از زمانی که در خصوص عزیزانی که یک عمر زندگی خود را در

ادارات و سازمان ها و ارگان ها، گذرانده و پس از حداقل 30 سال،

به افتخار بازنشستگی نائل می گردیدند، مشغول تحقیق و فعالیت گردیدم،

همیشه این سئوال برایم بود که چرا به این قشر خوب و پرتلاش، بعد

از یک عمر کار و تلاش، لقب بازنشسته تعلق می گیرد.

آیا تا حالا نشسته بودند که حالا دوباره می خواهند بنشینند؟

یا در این دوران باید بروند و با زن بنشینند؟ و اگر خانم بودند، باید

مردنشسته بشوند؟

یا بازِ نشسته می شوند؟ پرنده قوی هیکل و شکاری بازِ ی که بعد از

مدتها به زمین نشسته و در حال استراحت می باشد؟

تمام این تعاریف باعث نشد که انرژی منفی و بار منفی که از شنیدن

این کلمه برایم تداعی می شد، کم شده و بتوانم با این کلمه، کنار آیم.

لذا شروع به گردش و تحقیق در خصوص تغییر این نام و یافتن

کلمه ای که درخور این قشر عظیم و پر تلاش باشد، گشتم.

خوشبختانه، خدمتگزاران پرتلاش صندوق بازنشستگی کل کشور،

قبلاً تحقیقاتی در این خصوص داشتند و به کلماتی از قبیل،

“پیشکسوت”، “خردمند” رسیده بودند. و نگارنده نیز بعد از

مدتی، به این نتیجه رسیدم که کلمه پیشکسوت، می تواند هم بار

کار و تلاش چندین ساله را به همراه داشته باشد و هم بار

معنائی تجربه و مهارت و تخصص را به همراه خود دارد.

لذا بر آن شدم که دیگر بجای کلمه بازنشسته، از کلمه پیشکسوت،

که شاخص این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، استفاده

نمایم. و به دلیل اینکه هنوز این کلمه، در جامعه جا نیافتاده است،

مانند کسانی که نامشان را تعویض می نمایند و تا مدتی، اسم قبلی

خود را در پرانتز همراه نام جدید می آورند، نگارنده نیز در کلیه

مقالات و نوشته های خود، سعی در بکار بردن این کلمه

پیشکسوت(بازنشسته) نمود.

پیشکسوت کیست؟

پیشکسوت در ویکی پدیا، به معنی این آمده است که : به هر کس

که در کاری سابقه و تجربه زیادی داشته باشد اطلاق می‌شود.

بدین سان به شکل سنتی افزایش سن افراد شاغل در کاری به دلیل

تجربه بیشتر پیشکسوتان آن حرفه و یا رسته ورزشی محسوب

می‌شود.

دقیقاً بر اساس تعریفی که آمده است، افراد باتجربه پرتلاش ادارات،

در کارشان سابقه دار و تجربه کافی دارند. و این می تواند، بر تلاش

و تجربه فراوان آنان صحه گذاشته و آنان را همیشه استوار و پایدار

نشان دهد.

چرا تغییر نام از بازنشسته به پیشکسوت ضروری است؟

در زمان های کودکی، هر موقع که می خواستیم کسی را مسخره نمائیم،

شروع به تحقیر آنان می نمودیم، و آنان را با القاب تنبل، بی عرضه

و … صدا می نمودیم. حال در زمانی که به سن پیشکسوتی می رسیم،

بجای اینکه از لقبی که شایسته باشد استفاده نمائیم، از کلمه بازنشسته

استفاده می شود که بار منفی بالائی دارد.

و زمانی که به فردی مرتب این کلمه گفته شود، مثل تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) در ذهنشان این امر مشتبه می گردد که تا کنون

نیز نشسته بودند و الان مجدداً فقط برای گرفتن ابلاغ حکم، از جای خود

برای مدتی کوتاه بلند شده و مجدداً در جائی دیگر می نشینند.

همانگونه که برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید نسبت به اصلاح واژگان

خود اقدام نمائیم، پس باید برای تغییر در شرایط و روحیه و فرهنگ

گنجینه های نیروی انسانی، لازم است که ابتدا، از لقب خوب و پسندیده

پیشکسوت بجای لقب دارای بار منفی “بازنشسته” استفاده نمائیم تا قدم

به قدم، نسبت به اصلاح و تغییر وضعیت این خوبان روزگار، پیش

برویم.

چطوری باید این تغییر نام به صورت یک فرهنگ درآید؟

زمانی که به کانون های بازنشستگی و صندوق های بازنشستگی سر

میزنم و جویای احوال این عزیزان می شوم، بعضی از آنها از بکار

بردن کلمه پیشکسوت بجای بازنشسته توسط اینجانب دچار تعجب

می گردند و برخی از این عزیزان نیز مطابق مواردی که متأسفانه

برای تعدادی از پیشکسوتان(بازنشستگان) وجود دارد و در همه چیز،

بجای اینکه موارد مثبت آن را درک نمایند، از یافتن موارد منفی در

آن استفاده نموده و از نگارنده جویای سّرِ این کلمه می شوند و

می پرسند، آیا می خواهم با تعویض نام آنان را بفریبم و بقول معروف

“کاسه ای زیر نیم کاسه است یا خیر”؟

اما براستی چیست که چنین افکار منفی را در ذهن این پرتلاشان

دیروز و زحمتکشان فعلی پر رنگ نموده است؟

امید است که با تعویض این نام و همراهی کلیه عزیزان و خدمتگزاران،

بتوانیم خیلی سریع این تغییر را سراسری نمائیم و بار مثبت آن را به

این گنجینه های نیروی انسانی اهدا نمائیم و خوشحالی و نشاط

پیشکسوتان(بازنشستگان) را شاهد باشیم.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

در زمانی که مشغول تحقیق و بررسی وضعیت عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بودم، با فرزندان یا افرادی مواجه می شدم که از افراد

پیشکسوت(بازنشسته) به عنوان افرادی عجیب و غریب نام می بردند.

هر چند که هر فردی که چند سالی را پشت سر گذاشته باشد،

می داند که افراد پیشکسوت(بازنشسته) به خاطر اینکه سالیان دراز

تجربه و مهارت را در کوله بار خود دارند، افرادی خردمند و دنیادیده

می باشند.

             
  یا در یکی از کلاس ها، وقتی استاد می خواست وضعیت چیزی را

برایمان تشریح نماید، از جمله پیرمرد 101 ساله، نام برد. در همان

زمان به این اندیشیدم که چه علتی دارد که برخی از افراد، این عزیزان

را با چنین نگاهی، می دیدند. و به چه علت است که چنین باورهای

اشتباهی در جامعه وارد شده است.

 
لذا در این مقاله سعی بر آن دارم که به این بحث بپردازم و افراد

پیشکسوت(بازنشسته) را از نگاه دیگران بنگرم.

فرد عجیب و غریب کیست؟

عجیب در لغات به معنی شگفت آور، شگرف، هرچه که از آن تعجب

کنند، آورده شده است و غریب به معنی کسی که با جائی یا افراد

آشنا نیست گفته می شود و فرد عجیب و غریب به فردی اطلاق

می شود که حرکات شگفت آور و تعجب آوری که از افراد آشنا، آن

حرکات قابل پذیرش نیست، سر می زند.

فرد با تجربه و جهاندیده کیست؟

تجربه در لغت به معنای آزمون و آزمودن آمده است و فرد با تجربه

به فردی گفته می شود که سالیان متمادی به کاری مشغول و در

آن کار، یا در مسائلی، مهارت های زیادی بدست می آورد.

فرد با تجربه در لری نیز به آن کوم سوخته گفته می شود.

            
چرا در دوران پیشکسوتی، تجربه باید بیشتر به چشم بیاید؟

فرد پیشکسوت(بازنشسته) با توجه به اینکه سالیان سال، سابقه کار

و تلاش دارد و در این مدت به مهارت، تخصص و دانش های لازم دست

یافته است، پس فردی است که دنیا دیده و جهان دیده می باشد. و

حرکات و رفتار این فرد جهان دیده می بایست با مهارت و تخصص و دانش

او همنواخت باشد. لذا نسل های جدید، به فرد پیشکسوت(بازنشسته)

بدین صورت می نگرد. و همان گونه که از قاضی و وکیل انتظار نمی رود

که قانون را زیر پا بگذارند، از فرد پیشکسوت(بازنشسته) نیز دیگران انتظار

ندارند که رفتارهایی که از نظر آنان قابل تأمل نمی باشد سر بزند.

 
البته لازم به ذکر است که تفاوت سن بین فرد پیشکسوت(بازنشسته)

و فرد جوان وجود دارد و بسیاری از این اختلاف نظرها بواسطه همین

تفاوت سن و تفاوت فرهنگ می باشد که در دوران ما، فرهنگ و روش ها

با دوران فعلی بسیار متفاوت بوده است و خواسته های ما، با

خواسته های نسل جدید، کاملاً متفاوت بوده است، پس لاجرم، اختلاف

نظرهائی بوجود می آید. لکن، هنر آن است که بتوان، این اختلاف نظرها

را بصورت خیلی مسالمت آمیز و خیلی منطقی به نظر هر دو طرف،

حل گردد.

چطوری، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خردمندی خود

را به دیگران نشان دهیم؟

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، این دید، تنها نیازمند آن است

که هر دو طرف(نسل جدید و پیشکسوت(بازنشسته)) تفاوت های

نسل و فرهنگ را بپذیرند و هر دو طرف سعی ننمایند که طرف مقابل

را با خواست خود هماهنگ نمایند و به طرف مقابل این نکته را متوجه

نمایند که ما درست عمل می کنیم و آنها، اشتباه می کنند.

              
چه بسیار حرکاتی که ما انجام دادیم و در آن زمان فکر می کردیم که

درست ترین کار ممکن را انجام می دادیم و بعد از مدتی، متوجه شدیم

که آن کار، بدترین کاری بوده است که ما در آن زمان می توانستیم

انجام دهیم.

           
پس لطفاً بر روش درست توسط خودمان(تأکید ننمائیم)، شاید بعداً به

اشتباه رفتار کردن خود آگاه شویم.

           
و مسئله دیگر آن است که درست است که با افزایش سن، شاید کمی از

حوصله ما کمتر شود، اما این کم حوصله گی ما، هیچ ارتباطی به

دیگران ندارد و آنها مقصر این افزایش سن ما نیستند. پس باید درموقع

برخورد با آنان، اگر متوجه نبودند که با چه کسی مواجه هستند، لازم

نیست با رفتار متفاوت، این مسئله را به آنان یادآور شویم. بر عکس از

یک فرد خردمند و با تجربه، رفتارهای متناسب با هر فرد، انتظار می رود

که به جا آورده شود.

           
  مسئله دوم، این است که بیماری ما، ناشی از سبک زندگی غلط ما

بوده است، و آن نیز ارتباطی با دیگران ندارد، لذا مقصر جلوه دادن آن ها

در این مسئله نیز، کاری از پیش نمی برد و تنها، حمایت آنان را از ما کم

می نماید، لذا بهینه است که در موقع بیماری، ابتدا وضعیت خود را درک

و بپذیریم و بدون انتظار از دیگران، خود در جهت رفع آن بیماری و درمان

آن قدم برداریم.

الان باید چه کار کنیم؟

حال که متوجه شدیم به چه صورت باید در این دوران طلائی-

پیشکسوتی(بازنشستگی)- رفتار نمائیم، از همین لحظه، نسبت

به تغییر رفتار و استفاده بهینه و مفید از عمر باقیمانده اقدام نمائیم.

                 
در همه خانواده ها، دیگران از افراد پیشکسوت(بازنشسته) انتظار دارند

که همچنان بزرگ خانواده بوده و در خانواده با رفتار و سخنان گهربار

خود، خانواده ای شاد و با نشاط را گرد هم آورده و از بودن در کنار

یکدیگر لذت ببرند. و به قول معروف، از بزرگان می خواهند که بزرگی

نمایند و بزرگی خود را به رخ همه بکشانند. و این بزرگی نمودن، با

برخی از رفتارهایمان، شاید سازگاری نداشته باشد. پس باید در صدد

تغییر آن رفتارها که خود به آن آگاه هستیم برآئیم.

        
و بر اساس حدیثی، که نقل شده است:

                      
امام حسن (علیه السلام) فرمود: و اعمل لدنياك‏ كانك تعيش ابدا

و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا. منبع: بحارالانوار ، ج / 44 ص . 138

          
برای دنیایت طوری زندگی کن که انگار تا ابد زنده‎ای و برای آخرتت

طوری زندگی کن که انگار فردا خواهی مرد!

            
ما باید نسبت به رفتارهایمان بیشتر دقیق بوده و این باور غلط در

جامعه را که فرد پیشکسوت(بازنشسته) رفتارهای غیر منطقی و

غیر اصولی دارد، را کلاً از ذهن همه خارج نمائیم.

          
به امید آن روز

          
ولی بختیاری

       
مدرس و مربی مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

         
سایت گنیجه نیروی انسانی         
vbakhtyari@gmail.com

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

با مسئول امور بازنشستگی اداره که صحبت می کردم، ایشان اظهار

می داشت که حدود 10 سال در این شغل مشغول خدمت است، و

همه ساله تعدادی از افراد بدلیل اتمام زمان اشتغال پیشکسوت

(بازنشسته) می شوند، و ایشان که فردی منظم و خوب است، بخاطر

اینکه استرس این حکم پائین بیاید، معمولاً از یکسال جلوتر، چند وقت

یکبار، علائم را به فردی که در شرف پیشکسوتی(بازنشستگی) است،

میرساند. علیرغم این علائم، ایشان اظهار می داشتند تنها 1% از

افرادی که حکم ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) به ایشان تحویل

می شد، از این وضعیت شاد و خندان بودند و بقیه، مثل اینکه یک

سطل پر از آب یخی بر روی سر آنان ریخته شود، در لاک خود

فرو رفته و اظهار ناراحتی خود را به خوبی نشان می دهند.

براستی چرا این گونه است، در صورتی که در کشورهای دیگر،

فرد با گرفتن این حکم، جشن بزرگی برای خود بر پا می نماید،

زیرا که توسط سیستم، امکانات فراوانی برای آنان تعبیه شده است

و فرد با گرفتن این حکم، اجازه استفاده از این امکانات را دریافت

می دارد.

حالا باید از آن 99% پرسید، که چرا دریافت این حکم چنین

سنگین و ناراحت کننده است؟

و آن 1% منتظر چه اتفاقی بودند، که با گرفتن حکم، اظهار

خوشحالی می نمودند؟

آیا براستی این حکم  پیشکسوتی(بازنشستگی) است که ما را دچار

چنین دگرگونی می سازد، یا عملکرد ما در طول زمان اشتغال و

عدم برنامه ریزی برای چنین روزی سبب این دگرگونی شده است؟

آیا برای اینکه به این دره سقوط نکنیم، راهی وجود دارد؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این دگرگونی نظری بیفکنیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

دره افسردگی چیست؟

دره به شکاف ما بین دو کوه گفته می شود که فاصله بین دو کوه

را پر می نماید.

و مشخص است که دره افسردگی بعلت اینکه افرادی که وارد این

فضا می شوند، به سختی می توانند خود را با شرایط منطبق نمایند،

این لقب به این وضعیت از طرف بعضی نفرات، اختصاص یافته

است.

یکی از کارشناسان جامعه شناس در این باره گفته است که شخص

به محض ورود به این دوران، بعلت مسائل اقتصادی، مسکن،

جسمی و … دچار افسردگی شده و به دره افسردگی سقوط می نماید.

آیا به واقع چنین دره ای وجود دارد؟

دره افسردگی، یا همان افسردگی خودمان، وضعیتی است که

شخص بعلت های گوناگون وقتی که شرایط بر وفق مراد نباشد،

وارد آن شده و در برخی مواقع، امکان عبور از آن مهیا نیست.

حال اگر وارد این دره شویم، چطور. آیا واقعا امکان عبور از این

دره وجود ندارد.

چرا باید از دره افسردگی دور حذر نمائیم؟

همانطور که خودتان می دانید، پیشگیری همیشه بهتر و کم هزینه تر

از درمان است. اگر ما بتوانیم به طرق های مختلف، به دره

افسردگی وارد نشویم، یا طوری مسیر خود را تعیین نمائیم، که این

دره در  حاشیه راه ما قرار گیرد، به مراتب از کسانی که در سر

راه خود، به این دره وارد می شوند و بعضی از افراد حاضر نیستند

از این دره خارج شوند، زندگی راحت تر و شاد و با نشاط تری

را تجربه می نمایند.

پس تا می توانیم باید سعی کنیم که داخل این دره نشویم، چون

همانگونه که در مقالات قبل و کتاب “الهی پیر شی” عنوان نمودم،

افسردگی کلید ورود بیماری های به بدن است، و اگر کسی وارد

افسردگی گردد، باقی بیماری ها هم فضا را مساعد دیده و به این

بدن وارد می شود. لذا عقل سلیم حکم می کند که تا می توانیم

جلوی ورود بیماری ها را به بدن بگیرم و در مرحله اول باید از

ورود خودمان به دره افسردگی جلوگیری نمائیم.

حال چگونه باید این کار انجام گردد.

چطوری می توان شادی و نشاط را به دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دعوت نمود؟

کافی است که در ابتدا این دره مخوف را شناسائی نموده و با

راه کارهای ارائه شده در کتاب و مقالات اینجانب که در سایت

هست، مراجعه نمائید.

اهم موضوعات آن عبارت است از: توکل بر خدا داشتن و ایمان

و اعتقاد به ذات احدیت، میتواند ما را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از سقوط به این دره برحذر دارد.

ورزش کافی مناسب وضعیت فعلی خود داشته باشیم و تغذیه سالم

و مقوی و متناسب با وضعیت جسمی و روحی خود استفاده نمائیم.

از بیکاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شدیداً خودداری نمائیم

و برای خود کاری متناسب با وضعیت خود مهیا نموده و در صدد

انجام آن برآئیم.

در راستای غنی سازی اوقات فراغت خود، به بهترین شکل ممکن،

برآمده و از این زمان بدست آمده، استفاده لازم را ببریم. و تا حد

امکان در کارهای اجتماعی و فرهنگی عمومی، مشارکت داشته باشیم.

از بمب های انرژی، خنده و نوه استفاده مناسب و بهینه را ببریم و

در هر زمان، خنده را از لبان خود دور نسازیم.

امیدوارم از همین امروز سعی نمائید، که پایتان به دره افسردگی

باز نشود، یا اگر به این دره سقوط نمودید، بدانید که این هم بخشی

از راه است، و قرار نیست مقصد باشد، باید سریعاً از آن خارج

گردید تا لطمات جبران ناپذیری بر شما وارد نشود.

شاد و با نشاط و موفق باشید.

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یکی از مسائلی که در مصاحبه ها با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به

چشم می آمد و توجه من را به خود جلب نمود، انکار توانائی و انکار

برگشتن به سلامتی در این قشر عظیم است.

این انکار که در دوران زیبا و با طراوت پیشکسوتی(بازنشستگی)

رخ میدهد، بسیار شکننده و خرد کننده می باشد و این مسئله است که

نگارنده را در برخی از مذاکرات با گنجینه های گرانبهای نیروی

انسانی، ناکام گذاشته و آنان متأسفانه گفته های خود را مرتب تکرار

می نمودند و در زمانی که عرصه را بر خود تنگ می دیدند بجای

قبول اشتباه و رد انکار، صحنه مذاکره را ترک می گفتند.

لذا بر آن شدم که در این مقاله به این مسئله نگاهی بیندازیم.

انکار چیست؟

انکار در معنی معادل ابا، تکذیب، امتناع می باشد و به عبارتی، انکار

یعنی در عین اینکه میدانم اشتباه میکن، اما باز خودم را گول میزنم،

مانند کسی که خودش را به خواب زده، و متأسفانه به هیچ وجه چنین

شخصی را نمی توان از خواب بیدار نمود، زیرا که فرد اصلاً خواب

نیست.

انگار یعنی اینکه به خودمان فرصت دیدن واقعیتها را ندهیم. و تنها

مسائل و چیزهائی را مشاهده کنیم، که انتخاب خودمان است، نه واقعیت.

انگار یعنی اینکه به هیچ وجه خودمان را نبینیم و همیشه عوامل بیرونی

را در رسیدن ما به این وضعیت مقصر بدانیم.

چرا انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم شناخته

می شود که به فرد اجازه نمیدهد که موانع و معایب وضعیت خود

را درک و در جهت رفع آن قدم بردارد.

افراد پیشکسوت(بازنشسته) در زمانی که به ایشان گفته می شد که

شما باز می توانید با کمی تغییر در سبک زندگی، زندگی شاد و

بانشاطی را برای خود فراهم نمائید، شروع به انکار این وضعیت

نموده و در جواب اعلام می داشتند که خیر، آب رفته به جوی باز

نمی گردد. و امکان برگشتن شادی و نشاط به زندگی آنان، بعد از

رفتن، و برگشتن قوای جسمانی، بعد از تحلیل رفتن امکان پذیر

نمی باشد.

و این عزیزان متأسفانه خودشان اظهار می داشتند که دیگر فرصت

هیچ گونه عملی را ندارند و با این وضعیت باید بسازند و همیشه منتظر

وضعیت وخیم تر از وضعیت فعلی خودشان باشند.

براستی، چنین است؟ واقعاً زمانی که قوای جسمی تحلیل رفت، دیگر

برگشت ناپذیر است؟

زمانی که شادی و نشاط، از زندگی رخت بربست، دیگر امکان

بازگشت شان، به زندگی فراهم نیست؟

لطفاً چند دقیقه به سئوالات فوق تفکر نمائید و جواب این سئوالها را

برای خود معین نمائید.

اما به نظر نگارنده چنین چیزی امکان پذیر است، زیرا که درست مثل

زمانی که در کاری خسته می شوید و با مقداری استراحت، انرژی

رفته دوباره به بدن بازمی گردد، به همان صورت، می توان قوای

جسمانی را که تحلیل رفته، دوباره بازسازی و احیا نمود.

دقیقا مثل همان گونه که بر روی چندین تن از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) این عمل انجام شد، و فردی که به هیچ وجه، توانائی

مسافرت رفتن و تفریح را نداشت، تنها با کمی مذاکره، اکنون، مثل

جوانی شاداب و فعال، مرتب به مسافرتهای گوناگون رفته و جالب

توجه اینکه، از مسافرت های خود، نیز عکس و فیلم تهیه می نماید.

واقعاً چه اتفاقی می افتد برای آن پیشکسوت(بازنشسته) 110 ساله(شرح

حال این عزیز در کتاب الهی پیر شی آمده است)، که تنها نیازمند مجوز

شکار از طرف دولت است، تا دوباره به تفریح خود(شکار) رفته و یادی

از دوران جوانی خود نماید.

خوب تفاوت این عزیزان، با عزیزانی که خودشان را باور ندارند در

چیست؟

تنها و تنها، انکار خودشان و توانائی های خودشان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) است که چنین وضعیت را برایشان

رقم می زند.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) انکار را کنار

گذاشت؟

با توجه به اینکه انکار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

منجر به بیماری های روحی و جسمی گردد، لذا برطرف نمودن آن

بسیار مهم و حیاتی است.

فردی که خود را به خواب زده، چگونه می توان از خواب بیدار نمود؟

پاسخ مشخص است، فرد باید خودش بخواهد که بیدار شود و یا مسئله ای

برایش بوجود آید که بیدار شدنش را ضروری می نماید. مانند مشکلی

جدی برای اطرافیان، یا خودش

به همین طریق نیز فردی که دچار انکار شده است، تنها بوسیله خودش

می تواند از این دام رهائی یابد.

کافی است که بخواهد مسئولیت زندگی خودش را خودش به عهده بگیرد

و از مقصر جلوه دادن عوامل بیرونی دست بردارد. و در جهت اصلاح

عیوب و برجسته نمودن هنر و توانائی خود قدم بردارد.

دیده ز عیب دگران کن فراز  

                         صورت خود بین و در او عیب ساز          

نظامی                                                                                         

چه موقع باید رفع انکار نمود؟

در خصوص این معضل، هر چه سریعتر بتوانید این مسئله را از درون

خود بیرون نموده و خودتان و توانائی هایتان را ببینید و بدانید که غیر از

وقت و زمان، هر چه که از دست برود، دوباره میتوان آن را برگرداند.

بسیاری از خود کم بینی ها و مسائلی که برای هر فرد پیشکسوت

(بازنشسته) در این دوران، به صورت غیر قابل حل مطرح گردیده،

قابل حل می گردد. و زمانی که مسئله حل شود و توانائی و قدرت عودت 

گردد، اوج سلامتی و شادابی و نشاط فرا میرسد.

 لکن همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

به امید روزی که هر پیشکسوتی(بازنشسته ای) بتواند در بین اطرافیان

خود چنان نگین درخشان بدرخشد و اطراف خود را منبع نور و

روشنائی و شادابی و نشاط نماید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی ( بازنشستگی )

در نزدیکی منزل ما، یک مغازه کبابی وجود دارد، و صاحب

آن که مردی 95 ساله است، هر زمان که وارد آن مغازه

می شوم، با ایشان سر استفاده از دستگاه کارت خوان،

بحث داریم. زیرا که ایشان حاضر نمی شوند که یک

دستگاه کارت خوان در مغازه خود نصب نماید و همیشه

می گوید “هر کسی که کباب می خواهد باید پول نقد

بدهد و اصلاً حاضر نیستم یک دستگاه کارت خوان که

نمیدانم چطوری کار می کند در مغازه نصب کنم” و زمانی

که با ایشان شروع به گفتگو می کنم که دستگاه کارت

خوان به چه صورت کار می کند، باز هم حاضر نیست به

صحبت های نگارنده گوش دهد و می گوید “من با تکنولوژی

کاری ندارم”. و من هم به خاطر اینکه کمی تبسم بر لبانش

جاری بنشانم، به او میگویم پس لطف کنید و سوار خودرو

نشوید، زیرا که خودرو نیز یک تکنولوژی جدید است و باز

هم ایشان قبول نمیکند و می گوید که سوار شدن بر خودرو

را چاره ای ندارم، اما پول را چاره ای دارم و آن پول نقد است.

بالاخره بعد از چند سال، هنوز سر مسئله کارت خوان با

ایشان بحث داریم.

و من به این فکر رفتم که چرا جوانان قدیم، پیشکسوتان

(بازنشستگان) فعلی، حاضر نیستند که همراه با تکنولوژی

از آن استفاده نموده و پا به پای آن به جلو بروند.

در این مقاله قصد داریم به این قضیه نگاهی بیندازیم.

استفاده از تکنولوژی جدید چیست؟

ابتدا معنی تکنولوژی را بدست می آوریم و سپس به سراغ

استفاده از آن می رویم.

تکنولوژی (TECHNOLOGY) که یک لغت یونانی است از دو

قسمت TECHNO به معنی هنر و LOGIA به معنی علم و

دانش است، و معنی کلی آن تکنولوژی یا فناوری: شیوه و

شگرد ساخت و کاربرد ابزار، دستگاه‌ها، ماده‌ها و فرایندهایی

است که معضل های انسان را برطرف می کند به عبارتی،

تکنولوژی فعالیتی انسانی است و از همین رو کهن تر از

دانش و مهندسی است.

چرا استفاده از تکنولوژی جدید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ضروری است؟

همزمان با گذر عمر، تکنولوژی نیز بواسطه پیشرفت علم،

به سرعت تغییر می یابد و دستگاه ها و ابزار جدید به بازار

آمده و هر دستگاه مشخص است که از دستگاه های قبل

به مراتب پیشرفته تر و کارآئی بیشتر دارد.

به عنوان مثال، در زمان قدیم، لباس شوئی نیز وجود داشته،

لکن در حال حاضر، لباس شوئی ها، با تکنولوژی جدیدتر،

سرعت بالاتر، مصرف انرژی پائین تر، شستشوی بهتر،

برنامه های بیشتر، حجم بالاتر و مقاوم تر در معرض استفاده

می باشند.

اگر ما نخواهیم استفاده از این ماشین لباس شوئی را

آموزش ببینیم و در موقع لازم از آن استفاده نمائیم، باید

هزینه های مترتب بر آن، از قبیل، مصرف برق بالاتر و در

نتیجه قیمت بالاتر برای برق، مدت زمان بیشتر برای

شستشو، و باز قیمت برق بالاتر، مصرف بیشتر مواد

شوینده، و در نتیجه مصرف بیشتر مواد شوینده و از همه

مهمتر، شستشوی بدتر از دستگاه های جدید را باید

شاهد باشیم.

در برخی از موارد نیز مشاهده شده است که برای تعمیر

یک وسیله قدیمی، بعضی اوقات چندین برابر قیمت یک

دستگاه جدید را باید بپردازیم (البته در صورتی که قطعات

آن دستگاه یافت شود) تا آن دستگاه دوباره به کار خود

ادامه دهد، در غیر اینصورت، آن دستگاه را باید حداقل

بعنوان یکی از وسائل بی استفاده درمنزل نگهداری نمود.

در مواردی نیز، زمانی که فرزندان به مکانهای دور، یا

کشورهای دیگر سفر می کنند، بجای اینکه مرتب با تلفن

فقط جویای احوال آنان باشیم، می توانیم با استفاده از

تکنولوژی هرشب علاوه بر اطلاع از وضعیت روحی و

جسمی آنان، بصورت کاملاً زنده، آنان را نیز مشاهده نمائیم.

حال سئوال اینجاست، که چرا ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) نباید از وسائل و امکانات جدید استفاده نمایند؟

شاید بعضی از پاسخ ها بدین شکل باشد:

  • 1- مگر چند سال دیگر عمر می کنیم که بخواهیم لوازم
  • خود را با تکنولوژی روز، پیش ببریم؟

خوب مشخص است که جواب این سئوال را اگر مقالات و

سایت اینجانب را پیگیری بفرمائید، بارها و بارها، در جای

جای، آن توضیح دادم و عرض داشتم که حداقل هدف

زندگی در این سایت و پیشکسوتانی که اینجانب افتخار

آشنائی با آنان و ارائه کتاب خودبه آنان را داشتم،

یکصد 100 سال در نظر گرفتیم، و خوب می دانید که با

یک حساب سرانگشتی می توان به فاصله تا این سن،

رسید که اگر حداقل بالای 5 سال باشد، باز هم بهینه

است که نسبت به تعویض وسائل قدیم خود با وسائل

جدید در صورت نیاز، اقدام نمائیم.

  • 2- نمی توانیم نوشته های روی راهنمای آن را مطالعه
  • و در نتیجه نمی توانیم عملکرد آن را به خوبی بدانیم؟

در این مورد نیز، اکثر راهنماهای دستگاههای فروخته شده

در ایران، بصورت فارسی نیز تهیه شده است که می توان

از نسخه فارسی آن استفاده نمود، و اگر به زبان های دیگر

نیز باشد، در همان محل خرید، می توان نحوه استفاده از

آن دستگاه را از فروشنده یا درموقع نصب و راه اندازی، از

نصاب آن وسیله آموخت و نسبت به استفاده مناسب از آن

اقدام نمود.

  • 3- این دستگاه ها دیگر به درد ما نمی خورد و ما
  • می توانیم بدون این دستگاه ها نیز ادامه زندگی
  • داشته باشیم؟

جواب این سوال نیز بدین شکل است که چرا ما از خودرو

استفاده می کنیم، غیر از این است که سرعت ما را در

رسیدن به اهداف افزایش داده و سهولت را نصیب ما

می کند. و چه کسی لایق تر از پیشکسوتان که از این

سهولت و افزایش سرعت استفاده نمایند. پس بهینه

است که از دستگاه های ارائه شده جدید، استفاده لازم

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) انجام شود.

  • 4- خرج های مهمتر از خرید تکنولوژی داریم تا به آن ها
  • بپردازیم، اگر پولی بدست آمد و نیاز نداشتیم، حتما از
  • تکنولوژی استفاده می نمائیم؟

در اینجا، سوال اصلی این است که چه کسی یا چه چیزی

از خود شما، برای شما مهم تر است، اگر می فرمائید

فرزندان که باز هم متأسفانه مجبورم با شما مخالفت کنم،

و عرض کنم، خیر، تنها کسی که برای شما مهم است،

تنها خود شما هستید. و اگر شما بتوانید همگان با پیشرفت

تکنولوژی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن

استفاده نمائید، می توانید خیلی سریعتر و سهل تر، از

مخارج کم نموده و اعتبار برای خرج های دیگر، تأمین نمائید.

چگونه استفاده از تکنولوژی جدید را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) یاد بگیریم؟

همانگونه که در قسمت قبل توضیح داده شد، این آموزش

را می توان از کتابچه های راهنمای دستگاه ها استفاده نمود.

یا از فروشندگان در موقع خرید دستگاه این اطلاعات را به

دست آورد و استفاده نمود.

یا در موقع نصب و راه اندازی، از نصاب دستگاه، نحوه استفاده

و عملکرد دستگاه را سئوال نمود و از کارآئی آن اطلاع کسب

نمود.

یا در صورتی که هیچ یک از موارد فوق میسر نگشت، میتوان

بصورت مقطعی از فرزندان و اطرافیان سئوال و پس از چند بار

استفاده، عملکرد دستگاه را شناخته و خود نسبت به راهبری

آن اقدام نمائیم.

الان چه کار باید انجام بدهیم؟

حال با توجه به موارد فوق، از همین امروز، در صورت امکان،

شروع به استفاده از تکنولوژی روز نمائید، زیرا که هر چه از

این تکنولوژی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده

نمائیم. شادی و نشاط و سلامتی در زندگی افزایش یافته و

وقت بیشتری برای درکنار هم بودن با خانواده را می توان

شاهد بود.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که بحث احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به میان می آید، کسانی که به این مرحله

از زندگی دست نیافته اند، در ذهن خود، عزیزان

بزرگسالانی را مجسم می نمایند که مشغول ایرادگیری،

یا گوشه ای خزیده و در خود مشغول بودن تصور

می شود در صورتی که این تصاویر همگی مربوط به

تصورات افراد است و در واقعیت وجود خارجی ندارد یا

اگر هم وجود داشته باشد، بصورت خیلی اندک و

انگشت شمار شاید به چشم آید.

امروز که بالاخره بعد از جابجا کردن برنامه ها، توانستم

خود را به نمایشگاه کتاب برسانم، بسیاری از

خردمندان(بازنشستگان) گرامی را دیدم که همپای

جوانان در غرفه های کتاب، در جستجوی مطالب مورد

نیاز خود بودند و چنان با شور و اشتیاق به این کار

مبادرت می ورزیدند که شاید کمتر جوانی را می دیدی

که به مانند آنان در جستجوی گمشده خود در بین کتابها

و غرفه ها به جستجو می پرداختند.

احساس چیست؟

 

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و در

چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی

تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات

به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف

احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد

استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به

معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی

این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات

بکار می‌رود

و این احساس اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به وقوع بپیوندد، چاشنی تجربه و مهارت نیز به آن اضافه

شده، و احساس همراه با تجربه، می تواند بسیار

شیرین تر و زیباتر خود را نمایش دهد.

چرا احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در یکی از کلاس هائی که شرکت داشتم، استاد در

بیاناتی فرمودند که زمان استراحت در بدن، به سه

مرحله تقسیم می شود، در مرحله اول که مشغول

کار هستیم، خستگی به ندرت ظاهر می شود، در

مرحله دوم بدن خسته می شود، لکن انگیزه ای اجازه

استراحت به بدن نمی دهد و بدن همچنان به فعالیت

و کار و تلاش خود ادامه می دهد. در مرحله سوم،

دیگر آن انگیزه هم توان یاری بدن را ندارد و بدن بالاجبار

باید استراحت نماید، در غیر اینصورت لطمات جبران

ناپذیری بر بدن وارد می شود.

حال در مرحله اول که همان دوران اشتغال است،

معمولاً بدن به ندرت خسته شده و جسم همچنان به

کار و تلاش خود ادامه می دهد(البته بگذریم کسانی

که از همان مرحله اول به افکار خود را به سمت مرحله

سوم برده و خود را خسته و نالان نشان می دهند).

در مرحله دوم، که مرحله اولیه پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، اگر بدن، انگیزه لازم را نداشته

باشد، همزمان با دریافت ابلاغ بازنشستگی، بدن

احساس می کند که نیاز به استراحت دارد و اگر این

استراحت در این وضعیت به وجود آید، می تواند باقی

عمر را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد و شاید دیگر

نتواند به کار و تلاش ادامه دهد. اما اگر بعد از ابلاغ

حکم، احساس و انگیزه لازم وجود داشته باشد، فرد

همچنان پرتلاش و قوی به راه خود ادامه می دهد و

فقط محل کار خود را تعویض می نماید. و این همان

کاری است که شاید برای بعضی از عزیزان باید انجام

می شد و تا کنون انجام نشده است. زیرا که نسل

جوان در این موقعیت نیازمند تجربیات و مهارت افراد

پیشسکوت(بازنشسته) است. و بهینه است که این

عزیزان بتوانند با آموزش مهارت ارتباط مؤثر، تجربه خود

را در اختیار نسل بعدی قرار دهند.

و در مرحله سوم نیز، که بدن نیاز به استراحت پیدا

می کند، بدن کافی است مدتی در استراحت به سر ببرد

تا بتواند دوباره انرژی و توان خود را بازیابد و به کار و

تلاش خود مجددا با شرایط جدید ادامه دهد.

چطوری احساس خوبی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

شاید برای برخی از گنجینه های نیروی انسانی پیش

آمده باشد که با ورود به دنیای طلائی و زیبای دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) احساس خوبی در باره

خود یا زندگی نداشته باشید.

بخاطر اینکه احساس خوبی در این دوران طلائی و زیبا

داشته باشیم، باید به یکسری از نکات اشاره داشته

باشیم.

این نکات عبارتند از:

  • 1- توکل به خدا داشته باشید: در مرحله اول اگر ایمان
  • و توکل به خدا داشته باشید، می دانید که خدا هیچ
  • وقت برای بنده خود، موقعیت بد نمی خواهد، پس در
  • هر موقعیت سعی نمائید که به درس نهفته در آن
  • موقعیت را دریافته و شکرگزاری از خداوند را چند برابر
  • نمائید.
  •  
  • 2- صبر داشته باشید: اگر در هر اتفاق و رویدادی،
  • بجای اینکه خود را مضطرب نموده و به قفل بسته شده
  • نگاه کنید، به دری که قفل شده نگاه کنید و مقداری
  • صبر نمائید، احتمالاً موفقیت نیز در سایه صبر و تحمل
  • نصیب افراد خواهد شد.
  •  
  • 3- خود مراقبتی از افکار: همان گونه که خودتان به
  • خوبی آگاه هستید، مغز و فکر ما همیشه بدنبال بدترین
  • و مهلک ترین درسها از هر اتفاقی و رویدادی است،
  • پس ما باید مراقبت ویژه از افکارمان داشته باشیم و
  • اجازه منفی بافی و راه بیراهه رفتن به آن را ندهیم و
  • تا فکر منفی بر ذهن ما مبادرت ورزید، فوراٌ خود را
  • مشغول کار یا فعالیتی نمائیم و خود را از این افکار
  • رها سازیم.
  •  
  • 4- با خودتان دوست و رفیق باشید: شاید برای
  • شما هم پیش آمده باشد که در برخی از موارد، با
  • رفتارهائی که انجام می دهیم، بعضی از مسائل و
  • مشکلات را برای خود انتخاب نموده و بار مسئولیت
  • و نگرانی آن را به دوش می گیریم. باید قبول کنیم که
  • همگی حق اشتباه عمل کردن را داریم و در موقع
  • خطا و اشتباه عمل کردن، تنها کافی است که
  • مسئولیت آن را کاملاً پذیرا باشید و بجای اینکه مدام
  • یک اتفاق را در صد یا هزار یا میلیون ضرب نمائید و
  • بارها و بارها آن را مرور نمائید، خود را بخشیده و در
  • صدد دوستی بیشتر با خودتان برآئید.
  •  
  • 5- به توانائی خود ایمان داشته باشید: در هر
  • مسئله ای که اتفاق می افتد، به خودتان و توانائی
  • حل آن ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که هر
  • مسئله ای با درایت و رهبری شما خیلی سریع و
  • فوری و با حداکثر بهره وری و سود برای شما حل
  • خواهد شد.
  •  
  • 6- قابلیتهای بدن خود قبول نمائید: شما در هر سن
  • و سالی که باشید، مطمئناً یکسری قابلیتها در وجود
  • شما وجود دارد و یکسری از اعمال و رفتار از توانائی
  • شما خارج است، لذا شناسائی قابلیتهای بدنتان و
  • نیز شناسائی نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 7- قدم زدن در محل های دلپذیر: قدم زدن در
  • زمان هائی که احساس خوبی نداشته باشید،
  • می تواند استرس و ناراحتی را در شما کاهش داده
  • و اثرات فوری و لذت بخشی برای شما داشته باشد
  • و در رسیدن به احساس خوب شما را یاری دهد.
  •  
  • 8- خواندن کتاب: در بعضی از افراد، کتاب خواندن
  • می تواند احساس خوبی به آنان بدهد، مخصوصاً
  • اگر کتاب هائی باشد که قبلا آنها را خوانده و چنین
  • احساسی را تجربه نموده باشند.
  •  
  • 9- قابلیتهای بدن خود را قبول نمائید: شما در
  • هر سن و سالی که باشید، مطمئناً یکسری
  • قابلیت ها در وجود شما وجود دارد و یکسری از
  • اعمال و رفتار از توانائی شما خارج است، لذا
  • شناسائی قابلیتهای بدنتان و نیز شناسائی
  • نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 10- بخندید: سعی نمائید که حتی شده، به صورت
  • دروغین، بخندید، و جالب اینجاست که بدن، تفاوت
  • بین خنده دروغی و خنده واقعی را درک نکرده و به
  • ترشح هورمون های شادی اقدام نموده و همین کار
  • به ظاهر کم اهمیت می تواند احساس خوبی برای
  • شما در پی داشته باشد.

احساس خوب از چه زمانی شروع می شود؟

احساس خوب زمانی شروع می شود که احساس بد،

از وجود شما رخت ببندد، پس شما هر چه سریعتر

بتوانید احساس بد را از بدنتان بیرون نمائید، مسلماً

احساس خوب در این دوران می تواند راه گشای شما

باشد و اگر احساس خوب بر بدنتان جاری شود،

شما انگیزه لازم برای رسیدن به هر موفقیتی را

خواهید داشت.

پس دیگر لازم به توضیح اضافی نیست،

هر چه سریعتر دیو احساس بد را از خودتان دور، و احساس

خوب و دلنشین(سالم بودن، با تجربه بودن و ….) را

جایگزین آن نمائید و موفقیت های جدیدی برای خود

به وجود آورید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگی)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM