بخشش

بخشش

ما با آن چه به دست می آوریم زندگی می کنیم،

اما زندگی مان با آنچه می بخشیم معنا می یابد.

“وینستون چرچیل”

بخشش در زندگی می تواند بسیار مفید و پر ثمر با

شد، همانگونه که یکی از رازهای بزرگ طول عمر نیز

صدقه دادن ذکر شده است.

حال بخشش به چه کسانی و در چه مواقعی؟

آیا باید زمانی که به مقدار زیادی مال و اموال داشتیم،

ببخشیم؟ یا در هر زمانی می توانیم این بخشش را

داشته باشیم؟

آیا باید به افرادی که سر راهمان قرار می گیرد،

بخشش را انجام دهیم؟ یا به هر کسی می توان بخشید؟

آیا باید شرایط خاصی برای بخشش بوجود آید، تا ببخشیم،

یا خیر؟

اینها و سئوالاتی دیگر را در این اینجا مورد بررسی قرار خواهیم داد.

با ما همراه باشید.

بخشش چیست؟

انسان های بزرگ در زندگی خود همواره بخشنده هستند

و حس بخشنده بودن است که به زندگی آنها معنا می دهد

و آنها از این حس خوب داشتن، زندگی و حیات را با لذت

بیشتری ادامه می دهند.

انسان های معمولی زندگی عادی دارند در حالی که

انسان های بزرگ به سودهای زیادی می رسند و

همیشه شاد و سربلند و ثروتمند هستند.

انسان های بزرگ علاوه بر موفقیت های فراوان انتخاب

می کنند که سهمی در پیشرفت کشور، جامعه و

همکارانشان داشته باشند، آن ها حتی به

مشتری هایشان نیز فکر می کنند.

انسان های بزرگ آماده اند تا حتی برای رسیدن به

هدفشان، جانشان را نیز از دست بدهند، لکن انسان های

معمولی، جانشان را از هر چیز با ارزش تر می پندارند،

آن ها می خواهند به هر قیمتی که شده زنده بمانند.

بخشش به خود؟

اولین کسی که شما باید بخشش تان شامل او شود،

خود شما هستید.

انسان های بزرگ، با انسان های معمولی متفاوت هستند،

انسان های بزرگ، اهل بخشش های افراطی نیستند،

آنها به خودشان نیز اهمیت می دهند.

آن ها از اینکه از دیگران چیزی قبول کنند، احساس گناه

نمی کنند، بخشنده بودن نسبت به خود، سبب می شود

ظرفیت و توان تان برای کمک به دیگران افزایش یابد.

باید خودتان را نیز جزء دیگرانی بدانید که سعی می کنید

به آن ها کمک کنید

اگر همه پولهایتان را به دیگران ببخشید، دیگر برای

روزهای سخت زندگی خود، اندوخته ای نخواهید داشت.

اگر برای رسیدن به خودتان زمان صرف نکنید، توانائی و

قدرت کمک به دیگران را نخواهید داشت.

توجه به خود با خودخواهی متفاوت است.

خود شما هم به اندازه دیگران ارزش دارید.

انسان های بزرگ همواره در حال بخشش هستند و

دایره مخاطبانشان، خودش را نیز در بر می گیرد.

انسان های بزرگ، از نعمت هائی که زندگی در اختیارشان

قرار می دهد، بهره می برند و به خاطر آن سپاسگزارند.

پیشنهاد می شود، مقاله فرصت ها مثل ابر می گذرند، را نیز مطالعه فرمائید.

اصلاً چرا باید ببخشیم؟

بخشش فواید بسیار زیادی در پی دارد.

ما در اینجا تنها به شش فایده اثر بخش آن نگاه می کنیم:

شش فایده بخشش:

  • احساس خوبی خواهید داشت کودکی را که
    شیرینی های خانگی می فروشد در نظر بگیرید،
    می توانید با خرید یک بسته از این شیرینی ها و
    ده هزار تومان به او بدهید، سپس تمام مدت روز
    لبخندی روی لب خواهید داشت.
    احساس خوب داشتن هیچ اشکالی ندارد، این
    احساس خوب به سادگی، بدون زحمت و با قیمت
    کم، به دست می آید. در مقایسه با لذت استفاده
    از مواد مخدر، بخشیدن برای رسیدن به حال خوش،
    سودمندتر و قانونی است.
  •                     
  • می بخشید تا دریافت کنید
  • کشاورزان این قانون را خوب درک می کنند،
    آنها دانه ای را در زمین می کارند و منتظر
    می شوند تا محصول را برداشت کنند. پاداش
    شما از جای دیگر و شخص دیگری به دست تان
    می رسد. یک انسان بزرگ همیشه می بخشد
    و می داند که با این کار، هستی را وادار می کند
    که به او پاداش دهد.
    برخی از انسان های عادی از شنیدن این حرف ها
    دچار سردرگمی می شوند، آنها توقع دارند که باید
    چیزی از گیرنده ی بخشش های شان دریافت کنند.
    در حالی که همیشه این طور نیست.
  • می بخشید تا دریافت کنید.
    این یکی از قوانین جذب است، دریافت کردن،
    وقتی می بخشید، حتمی و قطعی است.
  • اخلاص تان را نشان می دهید
    وقتی به کسی کمک میکنید، او به طور ناخودآگاه،
    حس می کند که مدیون شماست.
    سومین فایده بخشیدن، خلوص و صداقت است،
    اگر برای مثال به عنوان یک مسئول در یک شرکت
    به دیگران و مشتری های تان کمک و از آن ها
    حمایت کنید، آنها نیز در پاسخ با شما صادقانه و
    خالصانه برخورد می کنند.
  • اقتدارتان افزایش می یابد.
    اگر دیگران متوجه شوند که چیزی بخشیده اید
    صاحب شهرت خواهید شد. بخشش اقتداری است
    که کسب می کنید، اگر به شکلی گمنام چیزی
    ببخشید، این اقتدار، بیشتر خواهد بود.
  • بخشیدن بدون این که شناخته شوید شما
    را توانمند می کند.
    در این صورت شما نفوذ و تأثیری می یابید که غیر قابل
    توضیح است. با بخشیدن به خودتان خدمت کنید.
    انسان ها با بیشتر جمع کردن و اندوختن اقتدار نمی یابند،
    بلکه بخشیدن است که به آن ها اقتداری حقیقی می دهد.
    وقتی به شکل ناشناس چیزی می بخشید، اتفاقی فوق
    طبیعی رخ می دهد.
  • بخشش معنویت را در شما زیاد می کند.
    به همین دلیل است که صدقه دادن در هر
    آئینی کاری بزرگ به حساب می آید.
    با صدقه دادن به هستی اعلام می کنید که
    پول و ثروت روی شما تسلط ندارد.
    آخرین فایده بخشش معنویتی است که پس از
    بخشیدن آن را حس می کنید، به افراد معنوی
    در هر فرقه و مسلکی نگاه کنید.آن ها همگی
    می بخشند.

چرا بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
اهمیت دارد؟

همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادیم، فواید بخشش
برای بدن، بسیار پر ثمر می باشد، پس بنابر این اگر ما
می خواهیم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را در داشته باشیم،
یکی از بهترین راه کارهای آن، بخشیدن است که می تواند
حس مان را خوب کند و ما را توانمندتر سازد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
بخشید؟

در این بخش، پیشنهاد می شود، نظر به اینکه تمام
راه کارهای بخشش در مقاله ای به نام بخشش در دوران
پیشکسوتی(بازنشستگی) آورده شده است.

لطفاً برای آگاهی از جزئیات و مراحل بخشش، آن مقاله را
مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بانوان و تأثیرات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تأثیر مسائل دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بر روی بانوان رو باید جدی گرفت.

با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) لبخندی بر روی لبانش نقش بست

و با خود گفت که چه خوب شد، بالاخره می توانم به منزل رفته و فقط کارهای

منزل را انجام دهم.

اولین روز بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) با شور و شوق فراوان از خواب بیدار شده و

از اینکه دیگر مجبور به رفتن به سر کار نیست، و می تواند در خانه بماند و کارها را با طیب خاطر

و با فرصت لازم انجام دهد بسیار مسرور و خوشحال است.

این شور و شوق، تا یک ماه ادامه یافته و همگان این شور و شعف را در این بانوی

پیشکسوت(بازنشسته) به خوبی می بییند.

لکن این شور و شوق حداکثر تا 3 ماه ادامه یافته و پس از آن، این بانو، کم کم

گمشده هائی در زندگی خود می یابد و در زندگی خود دائماً به دنبال آنها می گردد.

ما در این مقاله می خواهیم به این مقوله بپردازیم،

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله “تغییر در پیشکسوتی(بازنشستگی)” را نیز مطالعه فرمائید.

پیشسکسوتی(بازنشستگی) در بانوان چیست؟

زمانی که بانوئی به افتخار پیشکسوتی(بازنشستگی) نائل می شود، به این خیال است

که می تواند به کارهای منزل را با طیب خاطر انجام دهد، بسیار شاد و خندان است.

تفاوت پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان با

پیشکسوتی(بازنشستگی) در آقایان چیست؟

ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان، مشابه با آقایان می باشد، با این تفاوت

که شاید بانوان با سابقه کمتر موفق به کسب عنوان پیشکسوت(بازنشسته) خواهند شد.

یک تفاوت اصلی مابین این دو حکم وجود دارد و آن این است که آقایان در زمان اشتغال تنها در

محل کار مشغول به کار هستند و زمانی که به منزل میرسند، اکثراً زمان استراحت آنها فرا می رسد.

لکن بانوان در زمان اشتغال هم در محل کار، مشغول به خدمت میباشند و هم زمانی که به

منزل می رسند، شغل دوم آنها شروع گردیده و وظیفه راهبری خانه را نیز به عهده داشته و

مشغول رتق و فتق امور در خانه می گردند.

پیشنهاد می شود، مقاله “دنبال مروارید درون خود باشید” را نیز مطالعه فرمائید.

چرا پیشکسوتی(بازنشستگی) در بانوان را باید جدی گرفت؟

زمانی که بانوان موفق به دریافت ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) می شوند، عملاً از یک کار،

فارغ گردیده و به منزل مراجعه و تمام اوقات خود را در منزل به سر می برند، و از طرفی به علت اینکه

در این دوران، بعضاً فرزندان نیز رشد یافته و بعضی از آنها نیز زندگی جدید خود را آغاز نموده اند،

لذا کار در منزل نیز به مانند سالهای قبل نمی باشد و از حجم کمتری برخوردار می باشد.

برای بانوئی که در زمان اشتغال، عملاً کار دو نفر را همزمان با هم انجام می دهد، شاید در اوایل کار،

ساده و خوب نمایش داده شود، لکن در ماه های بعد، از کاهش حجم کار خود، گله و شکایت نموده و

بر روی عملکرد روحی و جسمی فرد اثر مستقیم می گذارد.

و اگر این بانوان نتوانند، برای خود مشغولیت جدید و فعالیت جدید تعریف نمایند، این عملکرد می تواند

بر روان فرد اثر گذاشته، افسردگی و دل مردگی را نصیب این عزیزان نماید.

چطوری اثرات مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) در

بانوان را کاهش داد؟

برای اینکه بتوانیم آثار مخرب دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را کاهش دهیم پیشنهادات ذیل

ارائه می گردد:

  • نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید:

قبل از هر کاری باید نقاط قوت و ضعف خود را یافته و تا می توانید توجه خود را به نقاط مثبت خود

معطوف داشته و تا می توانید سعی نمائید نقاط ضعف خود را نادیده یا کاهش دهیدد.

  • هدف داشته باشید:

اگر بتوانید برای خود هدفهای جدید و چالش برانگیزی در هر زمان داشته باشید،

می توانید زندگی جدیدی را تجربه و همیشه انگیزه و شوق جدیدی برای زندگی خود داشته باشید.

پس لطفاً همین الان دست به کار شده و اهداف جدید خود را یادداشت نمائید.

  • برنامه برای اجرای هدف:

برای اینکه بتوانید به اهداف خود دست یابید، تنها نوشتن اهداف کارساز نیست،

و باید یک برنامه اجرائی برای هر هدف داشته و تعبیه نمائید. که بوسیله این برنامه

به راحتی با گام های مشخص بتوانید به اهداف خود دست یابید.

مقاله اقدامات اجرائی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

  • پاداش بعد از رسیدن به هدف:

در هر زمان و پس از رسیدن به هر هدفی، برای خود پاداش های شخصی در نظر گرفته

و حتماً برای خود جایزه تعیین کنید، تا بتوانید همچنان به موفقیت های خود ادامه دهید.

  • دور همی :

در مصاحبه با تعدادی از عزیزان، متوجه این موضوع شدم که بعضاً بعد از دوران اشتغال،

تعدادی از بانوان با داشتن برنامه دورهمی ماهانه با تنی چند از همکاران، توانسته اند،

روحیه شاد خود را همچنان حفظ نمایند.

  • دوری از افکار منفی:

همگی ما، با افراد سیگاری سر و کار داشته و داریم و تقریباً قریب به اتفاق همه،

به این عزیزان تذکر داده ایم که دست از سیگار کشیدن بردارند، لکن به این مسئله توجه نداریم

که سیگار کشیدن، تنها 5 تا 7 سال از عمر افراد می کاهد، لکن افکار منفی، به خودی خود،

می تواند حداقل 10 سال از عمر هر فردی را کاهش دهد.

لذا باید از ورود این افکار به ذهن خود جلوگیری نمائیم.

  • ورزش و تغذیه

در این دوران با ارزش، باید توجه ویژه و خاصی به ورزش و تغذیه خود داشته باشید،

نگارنده در کارگاه های خود همیشه با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای برخورد داشته که قبل

از ورود اینجانب به محل اشتغال، به افتخار بازنشستگی نائل شده اند، لکن با انجام ورزش و

توجه به تغذیه مناسب، همچنان سرحال و شاداب هستند.

امید است که این مطالب توانسته باشد، مسائل ناخوشایند در این دوران را برای بانوان گرامی،

به مسائل خوشایند و دوران طلائی تبدیل نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) دیگه چه جونوری است؟

تا کنون هر چی که از ویروس شنیدیم، مربوط به ویروس های

بیماری زا در بدن می باشد که بر جسم تأثیر می گذارد.

اما این ویروس ذهنی دیگه چه چیزی است که ما باید حتی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز مراقب آن باشیم؟

در این مقاله سعی داریم ویروس ذهنی را شناخته، اهمیت و

مبارزه با آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را بیان نمائیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله بزن پس کله سختی ها

را مطالعه فرمائید

ویروس ذهنی چیست؟

ویروس‌ها از باکتری‌ها بسیار کوچکتر هستند و اغلب با

میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده‌اند.

ویروس ذهنی هر چیز، عادت که به فرد استرس بدهد و

حس منفی دراو بوجود بیاورد و در نهایت آرامشش را بر هم بزند.

به این لیست نگاه کنید، آیا این موارد به نظر آشنا نیستند؟

  1. تو دیگر پیر شدی!
  2. تو دیگر توانائی نداری!
  3. تو دیگر آفتاب لب بوم هستی!
  4. تو دیگر قادر نیستی از خودت نیز مراقب کنی!
  5. کاری از تو بر نمی آید!
  6. تو دیگر نمی توانی کاری انجام دهی!
  7. تو در خانه زیادی هستی!
  8. تو خیلی کند شدی!
  9. تو دیگر نمی توانی ورزشی انجام دهی!
  10. پیر که شوی خریدار نداری!
  11. پیر که شوی مسبب دعواهای فرزندانت میشوی!
  12. پیر که شوی همه میگویند رفتنی ست چه امروز چه فردا!
  13. پیر که شوی میان بستگانت پاس کاری میشوی!
  14. پیر که شوی کابوس خانه ی سالمندان پایان ندارد!
  15. پیر که شوی دیگر عاشق نخواهی بود!
  16. همه اش حرف است که عشق اگر واقعی باشد پیر و جوان ندارد
    باور کن پیر که شوی نایِ عاشقی کردن نداری!

و دهها و صدها جمله دیگر.

آیا این جملات را حداقل چند بار نشنیده اید!

چه توسط خودتان گفته شده باشد، و چه توسط افراد دیگر.

بارها و بارها این جملات را از اطرافیان پیشکسوتان(بازنشستگان)

خود شنیده ام که می خواستند آن جملات را به باور گنجینه های

نیروی انسانی بدل نمایند.

آیا راهی برای مبارزه با این افکار، گفتار و عادات وجود دارد؟

چرا شناخت ویروس ذهنی و مقابله با آن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

ویروس های ذهنی به فرد پیشکسوت(بازنشسته) استرس وارد

می نماید و به فردی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید

پر از احساس مثبت باشد، حس منفی منتقل می نماید.

و در نهایت آرامش گنجینه های نیروی انسانی را از بین می برد

و فرد را دچار تشویش و نگرانی می نماید.

ویروس های ذهنی، انرژی انسان را به درجات پائین تنزل

می دهند و موجب افسردگی در فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد.

ویروس های ذهنی، افکار ما را بیمار می کند و باعث ایجاد

عادت های منفی می شود.

بد نیست که بدانید که :

با 1000 تومان یا کمتر می توان یک عادت بد ساخت.

لکن با 1،000،000 یا بالاتر باید یک عادت خوب ساخت.

ویروس های ذهنی، حس منفی را در فرد بالا می برد.

ویروس ذهنی، انواع عادت های مخرب منفی را ایجاد می کند.

مغزی که ویروسی می شود، ما را به ته دره می برد.

پس تا می توانیم نباید اجازه دهیم، هیچ ویروسی به مغز و ذهن

ما وارد گردد.

 پیشنهاد می شود مقاله 25 راه کار برای رفع استرس را

نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان با ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مقابله نمود؟

حال باید بدانیم که با چه راه کارهائی می توان از ورود

ویروس های ذهنی به بدن جلوگیری نمود.

  • سطح انرژی مثبت ذهنی: اجازه نفوذ به ویروس های ذهنی نمی دهد.

یک سیب بخورید، چای سبز بنوشید، شروع به قدم زدن در بیرون

خانه نمائید، به یکی از دوستانتان زنگ بزنید، از پله بالا بروید.

  • احساس مثبت: قاتل ویروس های ذهنی است.

برای حس خوب، باید گالری احساس داشته باشید:

گالری احساس می تواند شامل حداقل 100 مورد باشد که پیشنهاد

می شود همین الان شروع به نوشتن این احساس ها نمائید، از جمله

می توان به زنده بودن، مفید بودن، کمک به انسان ها برای درک

توانمندی و …. اشاره نمود.

بقول استاد دکتر علیرضا سلیمی:

احساس خوب، یک تعهد است برای زنده ماندن.

انسانها بی نهایت هستند.

  • تمرکز مثبت: تضعیف کننده ویروس های ذهنی است.

تمرکز مثبت، همانگونه که یک برنامه نویس در موقع کدنویسی

کاملاً بر روی نوشته ها و داده های خود متمرکز است، شما نیز

باید همیشه خود را برای تمرکز مثبت بر روی هر فرد یا هر

چیز آماده نمائید.

بهترین زمان برای اینکه خود را آماده تمرکز مثبت بر روی

برنامه هایتان نمائید، صبح بعد از بیدار شدن می باشد.

  • تحرک و تلاش: یکی دیگر از نابود کننده های ویروس های
    ذهنی هستند.

تحرک و تلاش در هر سن و هر موقعیت و هر زمانی، غوغا می کند.

هر موقع دیدی حالت بد است: 

فوراً یک لیوان آب گرم + یک سرقاشق عسل داخل آب بریزید

و بخورید، سپس شروع به دویدن نمائید، تا عرق کنید

بعد از نیم ساعت، اتوماتیک افکار منفی بیرون رفته و

جسم مجدداً شارژ می شود.

لازم به ذکر است که انسانی که ذاتش حرکت است،

خودش خودش را شارژ می کند.

  • نیت مثبت: یکی دیگر از نگهبانان ذهن، نیت مثبت می باشد که
    اجازه رشد به ویروس ذهنی نمی دهد.

هر کاری را با نیت مثبت انجام دهید، و آن گاه نتایج آن را به
خوبی مشاهده نمائید.

  • توکل و امداد از خدا: فرصت خودنمائی به ویروس های ذهنی
    نمی دهد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هفت گام برای ارتباط خوب با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اگر مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

مطالعه نموده باشید، از اهمیت ارتباط با خانواده در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با اطلاع شدیم، اینکه چگونه باید این

ارتباط خوب و سازنده را برقرار نمود، خود یکی از مسائلی

است که هر یک از افراد گنجینه نیروی انسانی باید به آن آگاه باشند:

كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي

مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد.

در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين

مهارت اشاره مي كنيم.

مقاله ارتباط با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

گام اول: گوش دادن:

 درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است،

اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به ‌كار ببندد

ارتباط دچار مشكل مي شود.

 به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در

سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد

بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن:

 صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به

شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند.

تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شنيدن نمي باشد.

بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع

خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد.

اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم

طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود

و از واقعيت دور مي گردد.

گام سوم: همدلي و همدردي

 اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار،

آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.

بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند

و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و

همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم نيازي ذهني

طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم

و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد

سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

 ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم

و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به

نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها

تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد

غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار

مشكل مي سازد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند،

احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم

به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند

مخالفت كنيم.

به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند

كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه

مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن

با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش،

فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با

مجموعه سخنان او موافق نيست) و سپس در مقام موافقت و تاييد

آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش

عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و

هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از

بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند

و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

 شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و

يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي

براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و

محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود

و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران

را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي

داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

 بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت،

صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است.

علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

 اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از

پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار،

تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در

فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي

شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه

چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟

مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم

به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (خطاي حسي)

گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضاً دچار خطا و تحريف ميشود.

اين خطاها را روانشناسان شناختي (تحريف شناختي يا خطاي شناختي)

مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال

را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب

و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند،

لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت.

در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال

اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد،

اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است،

امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است (پيش داوري)

-حتما” من كاري كرده‌ام (شخصي سازي)

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد (تعميم مبالغه آميز)

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم (نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده)

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر

به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد

مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر

واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي

است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي

علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان

بسيار كمك كننده است.

سعي مي كنيم اين گامها را به خاطر بسپاريم، آنها را به كار بنديم تا

بتوانيم روابط اجتماعي موثر و مستحكم تري با ديگران برقرار كنيم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن، یکی از مسائل مهم و اساسی در خصوص ارتباطات

می باشد، و هر فردی اشتیاق دارد که در ارتباطات خود، از

هدیه استفاده نماید.

هدیه دادن و هدیه گرفتن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورت باید باشد؟

آیا با این وضعیت اقتصادی می توانیم در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اقدام به دادن هدیه نمائیم؟

هدیه، چه مشکلی را از ما در این دوران پرفراز و نشیب حل می نماید؟

و دهها سئوال دیگر، می تواند در این مقاله مورد بحث و بررسی

قرار گیرد.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می گردد، مقاله قایق زندگی را نرم و راحت به جلو برانیم را

نیز مطالعه فرمائید.

هدیه دادن چیست؟

از دیر باز سنت خوب و حسنه هدیه دادن و هدیه گرفتن در بین

ایرانیان مرسوم بوده است و هر فردی تمایل دارد که در ارتباطات

خود، از این موهبت استفاده نماید.

هدیه، بخش مهمی از روابط و تعاملات جوامع انسانی را در بر

می گیرد و تعریف مشخصی از این روابط ایجاد می کند.

هدیه، پیوند بین اعضا​ی خانواده و دوستان حتی طرف های کاری و

تجاری را محکم می کند. مردم وقتی به یکدیگر هدیه می دهند،

اول از همه نشان می دهند که برای یکدیگر ارزش قائل هستند

و به یکدیگر اهمیت می دهند. همچنین موجب می شود که به

یکدیگر بیشتر فکر کنند و توجه نشان دهند. اگرچه مفهوم هدیه

در فرهنگ های مختلف گاهی متفاوت است، اما در اصل نشان

دهنده توجهی است که افراد به یکدیگر ابراز می کنند.

مقاله دیدن زیبائیها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه نمائید.

چرا هدیه دادن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

هدیه دادن و گرفتن می تواند برای افراد بسیار مهم باشد و

موجب سلامت روح و در نهایت جسم دو طرف شود.

در حقیقت این عمل افراد را در شرایط برد ـ برد قرار می دهد

و احساسات خوب و بسیار خوشایندی در هر دو طرف ایجاد

می کند و موجب صمیمیت و در نتیجه احساس امنیت بیشتر

می شود. در حقیقت هدیه دادن و گرفتن باعث ترشح هورمون

«سروتونین» می شود که در مغز افراد تنظیم کننده حالات

روحی شان است.

از طرفی تحقیقات نشان داده است که هدیه دادن به مراتب بیش از

هدیه گرفتن شادی می آورد و وقتی این عمل به عادتی در زندگی

تبدیل شود، مسلما می تواند جلوی افسردگی را بگیرد.

زیرا فرد هدیه دهنده از این که توانسته دیگری را شاد کند،

احساس با ارزش بودن می کند. در واقع هدیه دادن را می توان

در زمره کارهای نوعدوستانه قرار داد. بویژه زمانی که این کار

بدون چشمداشت و توقع تلافی انجام شود، بسیار فرحبخش است.

زمانی که به کسی هدیه می دهید و موجب خشنودی او می شوید

تاثیرات مختلفی روی روحیه خودتان نیز میگذارید و موجب خشنودی

خودتان خواهید شد و صرف هزینه برای کسب رضایت دیگران

تاثیر روحی زیادی روی شما میگذارد.

چطوری با وضعیت اقتصادی نامناسب، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه بدهیم؟

هر زمان بحث از هدیه دادن و هدیه گرفتن می شود، همگان از

عدم وجود نقدینگی و مشکلات اقتصادی ساز سخن به میان می آورند.

در صورتی که نگارنده اصلاً چنین قصدی ندارد.

هدیه با توجه به مکان و زمان می تواند بسیار متفاوت باشد.

در یکی از مراسم های تولد، که برای دخترم گرفتم، یک از

اقوام با توجه به شناختی که از خانواده داشت، اقدام به تهیه

یک بسته برس مو و شانه و وسائل جزئی آرایشی گرفت و

همین یک بسته، برق شادی را در وجود دختر من به راه انداخت.

اما یکی دیگر از اقوام، که میخواست بالاترین لطف را در حق

خانواده ما نماید، اقدام به تهیه یک النگو طلا نمود. و این عمل

ایشان باعث این شد که از آن به بعد، دیگر به خاطر اینکه زحمت

فراوانی متقبل می شدند، از گرفتن مراسم خودداری نمایم.

حال شما در هر مراسمی می توانید، با توجه به وضعیت و زمان،

نسبت به تهیه هدیه و دادن هدیه اقدام نمائید. و در صورتی که

هیچ یک از موارد بالا اتفاق نیافتاد، هدیه ها می تواند بسیار متفاوت تر

از آن چیزی باشد که شما در ذهن خود می پرورانید.

شاید باور نکنید، هیچ کس آنقدر فقیر و بی چیز نیست که نتواند

لبخندی به عنوان هدیه به دیگران اهدا نماید.

شاید باورتان نشود که شما با یک تشکر خشک و خالی که

می توانید از هر فردی داشته باشید، چه هدیه گرانبهائی را به

طرف مقابل اهدا می نمائید.

یک نگاه مهربان، یک روی خوش، یک اخلاق زیبا، یک سلام گرم،

یک توجه، یک جمله کوتاه و با محبت، یک شعر و حتی یک تماس

تلفنی که جویای حال افراد شوید، همگی می توانند

هدایای گرانبهائی باشد، که هیچ یک از آنها نیازی به ریالی جهت

تهیه ندارد و تنها، یک باور از خود، و ارتباط زیبا با خود می تواند

این هدایای نفیس را گردآوری نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

این مقاله را نیز می توانید به عنوان هدیه به دیگر

عزیزان خود اهدا نمائید.

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

                                      

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

              

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین 60 سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

    

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مسائل مبتلابه عزیزان گنجینه نیروی انسانی است.

در زندگی گاهی اوقات همسر، یا فرزندان دچار بیماری گردیده

و به ناچار، فرد می بایست از آنان نگهداری نموده و مراقبت از

آنان در اولویت می باشد. حال اگر این اتفاق در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد روی دهد، به دلیل مسائل متفرقه

و از جمله مسائل اقتصادی که برای گنجینه های نیروی انسانی

به وجود می آید، موارد متفاوت می باشد. و فشار مضاعفی بر

پیکر، پیشکسوت(بازنشسته) وارد می نماید، اما چگونه می بایست

با این فشارها کنار آمد و با آنها مقابله نمود، خود یکی از مواردی

است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری

از بیماریها را نیز مطالعه فرمائید.

نگهداری از بیمار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورتی باید باشد؟

همانگونه که یک آتش نشان، در موقع رفتن به مأموریت،

در ابتدا نسبت به ایمن سازی خود و اطراف خود اقدام می نماید

و سپس در جهت امدادرسانی قدم برمی دارد، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز می بایست، ابتدا نسبت به مقاوم سازی

و بالابردن انگیزه خود، اقدام نموده و پس از تکمیل انرژی خود،

نسبت به امدادرسانی به بیمار، اقدام نمایند.

زیرا در زمانی که انرژی بدن، کاهش یابد،

بیماری نیز بدن را فرا می گیرد و در زمانی که انرژی روحی

فرد کاهش یابد، فرد به افسردگی دچار می شود.

لذا مراقبت از عدم کاهش انرژی، بسیار مهم و حیاتی است

و می بایست مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

چرا باید از بیمار مراقبت نمائیم؟

 

خوب این دیگر از بدیهیات است، زیرا که در زمانی که یکی

از افراد خانواده دچار بیماری می گردد، این وظیفه بقیه افراد

و همسر است که از او نگهداری و پرستاری نماید.

و در جهت این نگهداری نیز، می بایست، عشق و محبت

فراوان نثار فرد بیمار نمایند.

البته لازم به ذکر می باشد که این عشق و محبت، چنان باید باشد

که فرد بیمار را به بیماری معتاد ننماید، و فرد بعلت اینکه عشق

و محبت خانواده و همسر را بدست بیاورد، اقدام به تمارض ننماید.

زیرا زمانی که فرد اقدام به تمارض نماید، بدن تفاوت بین تمارض

و بیماری را متوجه نمی شود، همانگونه که تفاوت بین خنده زورکی

و خنده واقعی را نیز درک نمی نماید.

پس فرد مطمئناً دچار بیماری گردیده و امراض مختلف

گریبانگیرش خواهد شد.

راه کار اجرائی آن است که سعی نمائیم، عشق و محبت خود

را مثل سابق(البته کمی بیشتر) به بیمار نشان داده و در جهت

بهبود بیمار، قدم های مناسب و مفید برداریم.

پیشنهاد می شود، مقاله خنده و نقش آن در سلامتی پیشکسوتان

(بازنشستگان) را نیز مطالعه نمائید.

چطوری باید از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نگهداری نمائیم؟

 

 برای نگهداری از بیماران، باید به نکات ذیل توجه نمود:

  • هم‌دوش آنها باشید
  • نوبت پزشک برایشان بگیرید
  • گوش شنوایی برایشان باشید
  • مراقب هزینه‌ها و خدمات درمانی باشید
  • به آنها دلگرمی دهید
  • اطلاعات خود را بالا ببرید
  • از مشاوره کمک بگیرید

تا جایی که می‌توانید حس اعتماد به نفس و استقلال را در بیماران

تقویت کنید و کاری کنید که مانند زمان قبل از بیماری فعال باشد؛

به طوری که تا حد امکان اجازه دهید خودشان کارهای روزمره

را انجام دهند و در صورتی که نیاز به کمک داشتند، از آنها

دریغ نکنید. اعتماد کردن در انجام کارها به آنها اعتماد به نفس می‌دهد.

سعی نکنید به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

نگهداری از بیمار به مرور خستگی زیادی را به دنبال می‌آورد،

بنابراین هرگز قبول کمک دوستان و اقوام را رد نکنید.

همکاری با دیگران فرصت‌های خوبی را در اختیار شما قرار

می‌دهد تا به بهترین نحو از بیمار نگهداری کنید.

کاهش استرس در نگهداری از بیمار:

به منظور کاهش استرس بهتر است این راهکارهای ساده را دنبال کنید:

* نگرش مثبتی داشته باشید.

* این را بپذیرید که برخی اتفاقات خارج از کنترل شما هستند.

* به جای عصبانی شدن، از گفته‌های خود دفاع کنید و عقیده‌ها،


نظرات و احساسات خود را به جای خشمگین شدن، بروز دهید و ابراز کنید.

* آرام شدن بعد از عصبانیت را فرا بگیرید.

* به طور منظم ورزش کنید. بدن زمانی که در شرایط مناسب و


خوب جسمانی قرار داشته باشد، راحت‌تر با استرس مقابله می‌کند.

* غذاهای مقوی و متعادل مصرف کنید.

* استراحت کنید و به مقدار کافی بخوابید. بدن برای رها شدن از


اتفاقات پراسترس روزمره به بازیابی نیاز دارد که با خواب


می‌تواند این کار را بخوبی انجام دهد.

* از مواد مخدر و مشروبات الکلی برای کاهش استرس خود استفاده نکنید.

* می‌توانید از گروه‌های حمایتی مشابه برای رد و بدل کردن


تجربیات خود استفاده کنید و متوجه شوید که شما در مواجهه


با چنین شرایط دشواری تنها نیستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کنترل علائم تندرستی به خاطر این است که بر اساس یک

مثل قدیمی، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.

امروز در مراسمی، یکی از همکاران از مشخص شدن بیماری مادرش

در چند روز گذشته خبر داد و اینکه بیماری سرطان روده ایشان،

پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته و علیرغم اینکه برای چهارشنبه

هفته آینده یعنی 5 روز دیگر، نوبت عمل گرفته بودند،

لکن نمی دانست که مادر ایشان می توانست به آن روز برسد یا خیر؟

در همانجا این سئوال برای من پیش آمد که چرا اینقدر دیر متوجه

ناراحتی مادرشان شده اند با وجودی که مرتباً از حال ایشان با

اطلاع بودند.

بخاطر همین اصل در این مقاله می خواهیم بر روی این مقوله

بحث و بررسی انجام دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله  برای جلوگیری از

آلزایمر چکار باید کرد؟ را نیز مطالعه نمائید.

کنترل علائم تندرستی چیست؟

همانگونه که هر وسیله ای یک سری وسائل و تجهیزات بر روی خود

دارد که عملکرد سیستم را نشان میدهد و در موقع آسیب دیدگی،

معمولاً یک چراغ قرمز در آنها روشن می گردد که جهت تعمیر

آن تجهیز استفاده گردد.

و یا داشبورت خودرو که از علائم و تجهیزاتی که با عملکرد

سیستم در ارتباط می باشد پر شده است، که مثلاً سرعت،

دور موتور، دمای آب و … مربوط به موتور را نشان می دهد.

به همان صورت نیز در بدن انسان نیز یکسری از حسگرهای

اصلی وجود دارد که شما در زمان مراجعه به پزشک،

اولین کار پزشک آن است که این حسگرها را در صورت

نیاز تست و بررسی نماید.

این علائم، دقیقاً مرتبط با عملکرد سیستم اصلی بدن می باشد

و بالا و پائین رفتن درجه هر یک از آنها، می تواند گویای

تغییراتی در وضعیت بدن باشد.

پیشنهاد می شود مقاله تیروئید در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

چرا کنترل علائم تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ضروری است؟

          

حال که متوجه شدیم کنترل علائم تندرستی چیست،

ضرورت آن را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به علت کمبود تحرک و

افزایش استرس و نگرانی در بعضی از اوقات، منجر به

وقوع تغییراتی در عملکرد سیستم ایمنی بدن می گردد.

و اطلاع از این تغییرات و پیگیری این تغییرات می تواند در

سلامتی ما تأثیر بسزائی بگذارد. حال اگر این اطلاع و پیگیری،

هر چه سریعتر اتفاق بیفتد، می تواند منجر به رفع آن سریعتر و

با هزینه کمتر رخ دهد.

اکثر پزشکان بر این باور هستند که درمان سرطان کاملاً امکان

پذیر است، به شرطی که در همان اوایل کار، اطلاع حاصل شود.

لذا اطلاع از وضعیت بدن و سیستم ایمنی بدن و نحوه کارکرد آن

بوسیله حسگرهای خیلی دقیق و کارآمدی که بصورت خودکار در

بدن ما قرار داده شده است، میتواند در درمان و رفع استرس ما،

تأثیر بسزائی داشته باشد.

چگونه می توان علائم تندرستی را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

هم اکنون که دانستیم چرا باید علائم تندرستی کنترل گردد.

به علائم تندرستی نگاهی می اندازیم .

لازم است که این علائم مرتباً، حداقل هر دو هفته یکبار کنترل

و تغییرات آن ثبت و ضبط گردد، در صورت تغییرات،

سریعاً جهت اطلاع از وضعیت تغییرات اقدامات لازم

صورت پذیرد.

علائم تندرستی عبارتند از:   

  • ضربان قلب: یکی از مهمترین علائم تندرستی که معمولاً
    نیز توسط پزشکان در هر مراجعه کنترل می گردد،
    ضربان قلب می باشد. بهینه است که کنترل ضربان قلب،
    صبح بعد از بیدار شدن انجام شود.
  • ریتم تنفس: تعداد تنفس در دقیقه یکی دیگر از کنترل های
    علائم تندرستی است. که برای هر سن متفاوت است.
  • فشار خون: یکی دیگر از علائم تندرستی است، که میزان
    آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید کمی بالاتر از
    حد معمول برود، بهر صورت تغییرات آن باید زیر نظر
    گرفته شود.
  • قند خون: که باید حداقل هر شش ماه یکبار کنترل و بررسی گردد.

             

  • دمای بدن: یکی از علائم حیاتی مهم، دمای بدن می باشد
    که در صورتی که فشار خون پائین آید، دما پائین آمده و
    در صورت بالا رفتن فشار خون، اتوماتیک دمای بدن نیز
    بالا می رود.
  • حبس تنفس: زمان حبس تنفس نیز یکی دیگر از علائم
    تندرستی است که باید مرتباً کنترل گردد.
  • شاخص توده بدن: که نسبت قد به وزن می باشد.
    و باید این نکته را یادآور شد که قد هر انسان در طول
    شبانه روز، بین 2 تا 3 سانتیمتر تغییر پیدا می کند.
    پس کنترل ها باید در یک ساعت مشخص از شبانه روز
    انجام گردد.
  • انعطاف بدن: یکی دیگر از شاخص ها تندرستی،
    انعطاف بدن می باشد، اینکه دستان تا کجا می تواند
    کش بیاید، یا تا چه میزان می توان کمر را خم نمود،
    یا تا چه میزان می توان زانوان را خم نمود، نیز
    می تواند بصورت مرتب توسط هر فرد کنترل گردد
    و با انجام حرکات ورزشی، روز بروز بر انعطاف بدن،
    افزود و در صورتی که انعطاف بدن در دوران
    پیشکسوتی(بازنشستگی) تحت کنترل باشد،
    از بسیاری از مسائل این دوران می تواند جلوگیری نمود.

                 

  • تعادل بدن: اینکه تا چه اندازه می توانید بر روی یک پا
    قرار گیرید، یا تا چه اندازه می توانید بر روی پنجه ها
    قرار گیرید، نیز یکی دیگر از علائم تندرستی است.

    این علامت را نیز می توان با انجام تمرینات ورزشی به
خوبی افزایش داد.

  • حالات بدن: انواع و اقسام حالات بدن، مثل ضعف،
    سستی و بی حالی مرتب باید تحت بررسی گردد
    چون این حالات همگی نشانه های عملکرد ناصحیح
    دستگاه اصلی بدن است.
  • آب بدن: این علامت را نیز می توان از رنگ و بوی ادرار
    کنترل نمود. زیرا بدن به مقدار زیادی آب در طول
    شبانه روز نیاز دارد، در صورت کمبود، این کمبود،
    به خوبی در رنگ و بوی ادرار خودنمائی خواهد نمود.

امیدوارم با کنترل علائم فوق، دیگر شاهد اتفاق هائی که برای

 همکار ما، رخ داده است، نباشیم.

و همیشه ما یک قدم از بیماری ها جلوتر باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

معنای واقعی عشق:    

در پروازهای شوم 11 سپتامبر 2001 که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

عشق باز کیست؟

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله مانع تغییر که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

آن را مطالعه فرمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.