دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دوره رفع دغدغه و نگرانی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خوش آمدید.

شما هم اکنون می توانید، فایلهای این دوره را در ذیل دانلود نمائید.

فایل اول:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (1)

فایل دوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (2)

فایل سوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (3)

فایل چهارم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (4)

فایل پنجم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (5)

فایل ششم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (6)

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

است را نیز مطالعه نمائید.

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

–       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل 85 سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

           

–       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل 110 سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

 

–       مادر بزرگواری که با داشتن عدد 100 در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن 90 سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از 90 سال، او را 40 روز خانه نشین

 کرده بود.

 

–       آقای حسن مرادي نقاش ۸۱ ساله محله پيروزي اين
روزها مشغول توضيح آثارش به هم‌محله‌اي‌هايي است
كه براي تماشاي نقاشي‌هايش به سراي محله مراجعه
مي‌كنند. با شور و شوقي كه از سن و سالش بعيد به نظر
مي‌رسد پا به پاي جوان‌ها پاي تابلو‌ها مي‌آيد و با صبر و
حوصله توضيح مي‌دهد که براي كشيدن و طبيعت‌سازي از
منظره به نقش كشيده در ميان قاب‌ها از چه موادي استفاده
كرده است.

–      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد 63 سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

 

–       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

                

–       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن 52

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از 340 رقابت شرکت

کرده است و  در سن 86 سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل 30 سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال 2000 می تواند به عدد 100 برسد.

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی یکی از علائقی است که از کودکی در وجود

همگان به رایگان قرار داده شده است و همگی این علائقه

را تا پایان عمر همراه خود دارند.

             

این علاقه حتی تا بزرگسالی و کهنسالی نیز ادامه دارد.

حال که این علاقه در وجود ما نهادینه است، چرا از همین

ابزار برای بالا بردن انرژی و انگیزه خود، در جهت

مطلوب شایسته استفاده ننمائیم؟

چرا نباید از کوچکترین چیزها، برای شادی، نشاط و

سلامتی خود در همه عمر، و بخصوص در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

خیلی از مسائلی که می توانیم به صورت خیلی راحت برای

شادی و نشاط خود استفاده نمائیم، نیاز به هیچ گونه مبلغ،

هزینه و یا کلاس و جمعی ندارد، کافی است، که دو نفر گرد

هم جمع شوند و از همین داستان گوئی بسیار ساده

استفاده نمایند.

به همین خاطر بر این شدم که در این مقاله نگاهی به آن

بیندازیم و داستان گوئی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله زندگی جویبار

خاطره هاست را نیز مطالعه نمائید.

داستان گوئی چیست؟

داستان گوئی، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد

ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین افراد مختلف می باشد.

داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن، نویسنده فکر

اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه

این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و

خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت

نویسنده، آرایش دیده باشد.

داستان و داستان گوئی، موضوعی آشنا برای همه در همه

جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی،

در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و

بحران های زندگی با داستان همراه و مایوس بوده اند؛

به همین علت، داستان را هم زاد انسان و زمان شکل گیری

نخستین داستان ها را روزهای آغازین زندگی انسان

در زمین، می دانند.

چرا مقاله سطح انرژی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمی نمائید. 

در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای

عبرت،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ،

انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام

و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ

راه دیگر انسان ها شده است.

چرا داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

هنر باستانی داستان گوئی شفاهی این ارزش را دارد که

برای یادگیری آن تلاش شود. زیرا هم برای گوینده و هم

شنونده لذت آفرین است

داستان گوئی شامل گوش کردن، تصور کردن، اهمیت

قائل شدن، قضاوت کردن، خواندن، مناسب سازی، خلق

کردن و مشاهده کردن و به خاطر سپردن و برنامه ریزی است.

داستان گویی دارای سه ارزش مهم است:

داستان گوئی از روی میل و علاقه، تصویرهای ذهنی

و تجسم فکری را جهت می دهد و به تخیل داستان گو

و شنونده دامن می زند.

داستان گوئی به بزرگسالان فرصت می دهد پای کودکان

را به میدان تجربه های ادبی بکشانند بی آن که پایبند به

کتاب باشند.

داستان گوئی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) این

فرصت را که به مسائلی غیر از مسائل درگیرتوجه نمائیم،

بوجود می آورد.


داستان گوئی، مخصوصاً از دوران جوانی، اشتغال، انگیزه،

نشاط و شادابی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بالا

می برد و موجب ترشح هورمون های شادی آور گردیده و

وضعیت جسمی و روحی عزیزان گنجینه نیروی انسانی

را به مراتب بهبود می بخشد.

چه داستانهائی مفید است؟

با بیان موارد بالا، شاید همگان به این نتیجه برسند که

خوب، پس ما مجاز هستیم هر داستانی را نقل مجالس

نمائیم و شروع به تعریف از آنها نمائیم.

مثل: داستان خفاش شب

داستان قتل های زنجیره ای و ….

خیر، به هیچ عنوان قصد و نیت ما از گفتن داستان،

چنین داستان هائی نبوده و نیست.

با داستان های بالا، نه تنها حال ما خوب نمی شود که

مشخص است، حال ما را به مراتب بدتر و خراب تر

می نماید.

لذا مقصود ما از داستان گوئی، صرفاً داستان های انگیزشی

و داستان هائی است که می تواند بر روحیه ما اثر مثبت بگذارد.

پس اتوماتیک وار، داستان های منفی و جنائی، از سری

داستان های ما، جدا می شود.

چطور داستان گوئی نمائیم؟

داستان گوئی، مراحلی دارد که آن مراحل به شرح ذیل می باشد:

–       صحنه پردازی

باید صحنه ای که در آن، داستان اتفاق افتاده است،

را کاملاً توصیف نمائید:

–       چه زمانی

باید زمان وقوع اتفاق و داستان را دقیقاً اعلام نمود.

–       چه جائی

محل وقوع اتفاق را نیز بصورت خیلی دقیق باید ذکر نمود.

–       توصیف محل

توصیف محل باید بصورتی باشد که فرض نمائید،

برای فردی که نابینا است، توضیح می دهید و کاملاً

باید فضای آن محل را به تصویر بکشید.

–       معرفی شخصیت ها

پس از آن به سراغ معرفی شخصیت ها میرسد که

باید دانه به دانه و یکی یکی، شخصیت ها را

معرفی نمائید.

–       کشمکش و درگیری

سپس نوبت به بیان اتفاق و حادثه رخ داده شده

می رسد که باید با شرح دقیق، اتفاق رخ داده شده

را بصورت تفصیلی بیان نمائید.

–       تغییر دنیا

در پایان نیز، نتیجه و دستاوردی که می خواهید

از این داستان در ذهن مخاطب جاگیرد، را به

صورت کامل و شفاف بیان می نمائید.

امیدوارم که بتوانید با گفتن داستان خوب و مفید به یکدیگر،

سهمی در شادی، نشاط و سلامتی خود و اطرافیان خود

داشته باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خشم در دوران پیشکسوتی

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

شما تا دیروز انسانی شاد و فعال بودید كه راس ساعتی

مقرر از خواب بر میخواستید، لباس میپوشیدید و خود را

می آراستید، به محل كارتان میرفتید، مسئولیتهاي اجتماعی

را كه به شما محول شده بود انجام میدادید، گاهی تشویق

می شدید، گاهی تنبیه. گاهی ارتقاء میگرفتید، گاهی هم

پس رانده میشدید و باید از اول شروع میكردید.

حساب و كتاب رفت و آمد و خورد و خوراكتان دستتان بود،

دوستانی داشتید كه دورتان را شلوغ كرده بودند، آخر

هفته ها براي شما با روزهاي دیگر هفته فرق داشت،

عصرهاي چهارشنبه، از آغاز تعطیلات هیجان زده

می شدید و غروبهاي جمعه، پكر میشدید كه چرا تعطیلات

آنقدر زود گذشته است.

پیشنهاد می شود مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی را

نیز مطالعه فرمائید.       

خشم چیست؟

خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن

را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام

کند باعث ایجاد احساس خشم می شود.

ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.

وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،

عصبانیت بروز می کند. عاملی از جمله جسمانی

(خستگی مفرط)، محدودیت هایی مثل (فلج یا ناتوانی

پس از یک حادثه)، کم کاری فرد (آماده نبودن برای

امتحان)، رفتاری دیگران (سخت گیری بی دلیل، تحقیر

و مسخره کردن) و فریب خوردن توسط دیگران

می توانند موجب خشم شوند.

چرا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

          

فرد خشمگین همراه با خشم، مواد منفی را داخل خون خود

نموده و آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی را برای خود به

همراه خواهد آورد. لذا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار خطرناک تر و پرآسیب تر خواهد بود، تا در دوران

جوانی و قبل از آن، زیرا در این دوران، بدن تحمل خیلی

از مسائل و مشکلات را ندارد.

پس تا حد ممکن باید از بروز چنین مواردی خودداری نمائیم.

پیشنهاد می شود، مقاله خاطره گوئی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه

فرمائید              

چطور می توان از خشم جلوگیری نمود؟

              

در صورتی که خشم به طور صحیح مدیریت شود، به ما

انرژی می دهد تا در جهت رسیدن به اهداف مان فعالیت کنیم

یا به مسائل و مشکلات رسیدگی نماییم. خشم، در صورتی

که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما

شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز

و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی

که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های

غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده

باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن

اختلال در ارتباط با دیگران است.

مهارت های مختلفی برای کنترل خشم:

وقتی عصبانی هستیم ، استفاده از مهارت های خود

آرام سازی بسیار مفید و اثربخش است.

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستیم پیش

از این که پاسخ بدهیم باید تا عدد ۱۰ بشماریم. این کار

به ما فرصت می دهد تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم.

همچنین می توانیم با تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه

خود را کاملا آرام کنیم سپس در وضعیت بهتر و آرام تر

راه حلهای خود را بررسی کنیم.

یک نقطه شروع خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم،

تجزیه و تحلیل ارزیابی های اولیه خود است. وقتی ارزیابی

اولیه از رویدادی ناکام کننده و مشکل ساز به عمل می آوریم

باید معین کنیم آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟

اگر دریافتیم از خشمی بی اساس رنج می بریم، احتمالا

این گونه خواسته های نامعقول را از خودمان داریم.

وقتی هیجانات ناراحت کننده ای را تجربه می کنیم، می کوشیم

از طریق گفتار این عبارات «احساس… می کنم، این به نفع

من نیست. چگونه می توانم به شیوه ای مفید با این احساسات

مقابله کنم» راه حل مفیدی را اتخاذ کنیم. در بیشتر موارد

واکنش فوری ما نسبت به این احساس بهترین پاسخ ممکن

نیست، پس اندکی تامل کنیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کلاس های خاطره گوئی از زمانی نقل مجالس گردید که در

روز 16 خرداد سال 96، برنامه ماه عسل از سرکار خانم

صحت که چند وقتی است برای عزیزان جهاندیده(سالمند)

کلاس های خاطره گوئی برگزار می کند، بر سر زبانها افتاد.

                  

بلافاصله بعد از آن، چندین نفر از اساتید و دوستان که لطف

داشتند و می دانستند که موضوع تحقیق و بررسیم،

توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشد

طی تماس های تلفنی، پیام، و … خواستار این شدند که

نگارنده نیز در این موضوع وارد شده و موارد آن را

بررسی نمایم، در صورتی که اینجانب در تاریخ 30

اردیبهشت با مقاله زندگی جویبار خاطره هاست،

و تاریخ 5 خردادماه، که مقاله یادآوری خاطرات بد در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نگاشتم، به این مطلب نگاهی داشته

و این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دادم.

لکن چون تب خاطره گوئی در جامعه رواج پیدا نموده است،

و نیز تأثیر خاطره گوئی بر تغییر حالات روانی و در نتیجه

جسمی افراد پیشکسوت(بازنشسته) بسیار مهم و ضروری

می باشد، مجدداً با یادآوری مقالات گذشته و نیز بررسی هائی

که محققین دیگر جهت اخذ مدارک کارشناسی ارشد، انجام داده

و به تهیه پایان نامه و مقالات علمی در همین زمینه به

سرانجام رسیده است، نگاه ویژه ای می نمائیم.

لطفاً با ما همراه باشید.

خاطره گوئی چیست؟

بر اساس تعریفی که سرکار خانم اعظم فراهانی، در رساله

کارشناسی ارشد خود با موضوع پیش بینی کارکردهای

خاطره گوئی بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت در سالمندان،

بیان نمود است، به شرح ذیل است:

 ” ﺧﺎﻃﺮه ﮔﻮئی ﭘﺪﯾﺪه اي ﻓﻄﺮي اﺳﺖ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﻃﻮر

ﻏﯿﺮارادي اﺗﻔﺎق ﻣﯽ اﻓﺘﺪ .ﻣﻨﺎﻇﺮ، ﺻﺪاﻫﺎ و ﺑﻮﻫﺎي ﺧﺎﺻﯽ

ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪي از روﯾﺪادﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ي زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮد را در

ذﻫﻦ ﺗﺪاﻋﯽ   ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﺮد ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻮﻗﺖ

اﻓﮑﺎر و اﺣﺴﺎﺳﺎت دوران ﮔﺬﺷﺘﻪ ي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﯾﺎد آورد.”

و نیز

در تحقیقی که توسط تعدادی از محققین در سال 1386 بر

روی 64 نفر از سالمندان مراجعه کننده به کانون

(پیشکسوتان)بازنشستگان کشوری شهرکرد انجام گردیده،

نتایج حاصله مبین این مطلب بوده است که این تکنیک را

که به طور آسان، ارزان قیمت و قابل اجرا است می توان

در تمام مراکز نگهداری سالمندان و یا در منزل به کار برد.

و همچنین تحقیق دیگری که با موضوع بررسی اثربخشی برنامه

خاطره گوئی گروهی(خاطره پردازی) بر میزان افسردگی و

اضطراب سالمندان در رشت توسط تعداد دیگر از متخصصان و

محققان بر روی تعدادی از سالمندان در سال 1389 به عمل آمد،

نتایج حاصله نشان داد خاطره گوئی گروهی بر کاهش میزان

افسردگی و اضطراب سالمندان مؤثر است.

چرا خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

همانگونه که در بند فوق بیان شد، خاطره گوئی غیر از

جنبه های تجربی که مشخصاً در پیشکسوتان(بازنشستگان)

نمود کامل دارد، از جنبه های علمی نیز مورد بحث و بررسی

نیز واقع گردیده است. ونتایج حاصله از این تحقیق ها نیز

بیان کننده این است که بیان خاطرات خوب، می تواند در

بهبود سلامتی روانی و در نتیجه بهبود سلامتی جسمی نیز

تأثیر مستقیم و بسزائی بگذارد.

لذا در اکثر موارد که سلامت روانی عزیزان گنجینه نیروی

انسانی به خاطر مسائل زندگی، اقتصادی، اجتماعی و …

دست خوش تغییرات منفی میگردد، لذا بهینه است که بتوانیم

از این موضوع که در دسترس همگان است و در همه زمان

می توان از آن استفاده نمود، بهره لازم را ببریم. و تبعات

اثرات منفی مشکلات و مسائل را حذف یا نهایتاً کمتر نمائیم.

چطوری از خاطره گوئی برای بالارفتن انرژی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

لازم به گفتن نیست که خاطره گوئی نیاز به تجهیزات، ابزار

و لوازم خاصی ندارد، تنها وسائل که لازم دارد، دو نفر

پیشکسوت(بازنشسته) و یا جهاندیده(سالمند) است که بتوانند

در جائی با هم به گفتگو بنشینند.

اما یک نکته کلیدی دارد، و آن این است که مغز و ذهن

انسان، اتوماتیک دوست دارد که خاطرات بد را بیشتر

یادآوری نماید زیرا که این خاطرات، در بعضی مواقع،

لطمات جبران ناپذیری بر انسان وارد نموده و انسان نیز

دوست دارد که همیشه تقصیر قصورات خود را به گردن

چیزی، یا فردی یا ماجرائی بیندازد و خود را از بندهای

اتهام رها سازد. لذا در موقع خاطره گوئی، در اوایل کار،

ذهن انسان سعی در به یادآوری این خاطرات دارد و از

طرفی چون خاطرات بد، اکثراً توسط خود ما در زمانهای

مختلف به کار گرفته شده است، لذا در دسترس ترین خاطرات

ما، همین خاطرات منفی می باشد. و متأسفانه خاطرات خوب

و مثبت ما، در گنجینه های نهفته در ذهن ما جاسازی گردیدند.

ما در اینجا قصد داریم که آن خاطرات خوب و شادی بخش را

از صندوقچه ها بیرون کشیده و پس از خاکروبی، دستی به سر

و روی آن کشیده و مرتب در ذهن خودمان و برای همیشه

جاسازی نمائیم که بتوانیم در لحظات متفاوت از آنها استفاده

لازم را ببریم.

بنابر این، در همین ابتدای کار، با خود عهد می بندیم که تا

حد ممکن، از بیان خاطرات منفی و بد، خودداری نمائیم و

تنها خاطرات لذت بخش، شادی آفرین، و مهیج را بیان نمائیم

و چند لحظه، دقیقه، ساعتی را خوش باشیم.

از کجا شروع کنیم؟

 

این دیگر پرسیدن ندارد، از همین لحظه می توانیم شروع کنیم.

فقط یادمان باشد.

–        دو دوست، دو یار، دو همکار، دو فرد برای این موضوع کافی است. هر چند که بیشتر که باشند، شادی، نشاط و لذت آن چندین برابر می گردد.

–        مکان، مهم نیست در هر مکان و زمانی این امر مقدور است که با هم به گفتگو بنشینیم.

–        از بیان خاطرات منفی و بد خودداری گردد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

پیشنهاد می شود آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم های مختلف

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم های مختلف

در مراسم های مختلف، زمانی که نوبت به جشن و سرور

می رسد، یکسری از افراد دوست دارند که افرادی را به

این مجالس دعوت نمایند که سراسر شادی و نشاط باشند

و از دعوت افرادی با سن کمی بالاتر، به این مجالس،

خود داری می نمایند.

در مقابل، کسانی هستند که تا حضور پیشکسوتان

(بازنشستگان) در مراسم ها نباشد، حاضر به برگزاری

مراسم جشن و سرور نمی باشند.

تفاوت در کجاست؟

آیا تفاوت در فرهنگ ها و افکار است؟

ما در این مقاله قصد داریم این مقوله را مورد بحث و

بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید. 

پیشنهاد می شود مقاله تکریم پیشکسوتان

را نیز مطالعه فرمائید.        

چرا حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مراسم ها،

ضروری است؟

حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در خانواده ها بسیار

ارزشمند است، پیشکسوتان(بازنشستگان) همانند سکان کشتی

هستند که تلاطم ها را به آرامش تبدیل می کنند و با مشورت

دهی به فرزندان و جوانان آرامش را در زندگی آنان ایجاد

کنند و مانع بروز مشکلات خانوادگی می شوند.

تمام تلاش دشمنان برای ایجاد ناامنی و از هم پاشیدن بنیان

خانواده ها است و پیشکسوتان(بازنشستگان) که دوران ناامنی

را دیده اند مشکلات ناامنی را برای جوانان بازگو کنند.

گاهی ممکن است فرزندان درگیر مشکلات و گرفتاری های

خانوادگی شوند و فرصت کمتری برای سرکشی و دلجویی

از پیشکسوتان(بازنشستگان) و یا پدر و مادرها در اختیار

داشته باشند که پدران و مادران نیز باید آنها را درک کنند

تا فرزندان نیز بتوانند با آرامش به آنها خدمت کنند.

گاهی به اشتباه این تفکر در ذهن می آید که کمک به

پیشکسوتان(بازنشستگان) و پدر و مادرها باید اشتباه باشد

اما واقعیت این است که وقتی سن بالا می رود نیاز به

محبت و دلجویی بیشتر می شود.

از پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگترها انتظار می رود

مسائل اخلاقی، رعایت حریم محرم و نامحرم، رعایت حجاب

و ارزشهای اسلامی را برای فرزندان بازگو کنند زیرا گاهی

بالا رفتن آمار طلاق و مشکلات خانوادگی بخاطر سکوت

بزرگترها است که اگر تذکراتی گفته شود جامعه از مفاسد

دور می شود.

چطوری حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) را پررنگ نمائیم؟

پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگان یک فامیل و طایفه

واسطه صلح و آشتی باشند و کارهای خداپسندانه انجام دهند.

دشمنان اسلام در وضعیّت کنونی از همه توان و منابع خود

در راه تغییر فرهنگی جوامع مسلمان به نفع اهداف شوم خود

استفاده می کنند. تفکّرات و نگرش های جدید در جوانان و

نوجوانان شاید در برخی موارد مانند خلوص نیّت گذشته نباشد.

تجربه ثابت کرده است که هر چه ما از سنّت و فرهنگ اصیل

خود فاصله بگیریم به فرهنگهای جایگزین ناکارآمد و شاید کم

اهمیّت دیگر بیشتر نزدیکتر می شویم. از این رو، وجود یک

پیشکسوت(بازنشسته) و مرشد می تواند مانند پل ارتباطی بین

نسل ها در افزایش بصیرت نسل های جدید و انتقال فرهنگ از

گذشته به حال یا آینده اثرات شگرفی داشته باشد.

پیشکسوتان(بازنشستگان) مایه برکت و رحمت

برکت از ثروت یا قدرت نیست؛ چه بسیار افرادی که قدرت

داشتند و به سعادت نرسیدند و در نهایت شقیّ از دنیا رفتند و

چه بسیار افرادی که از صبح تا شب مشغول کارند و ثروت

می‌اندوزند؛ امّا در زندگی خود خیری نمی‌بینند و در نهایت

احساس شادی ندارند و رضایتی در قلب خود حس نمی‌کنند.

در واقع، آنان در زندگی خود به دلایل مختلف از برکت

الهی محرومند.

احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) از سوی کوچک ترها

لطف و عنایت الهی به آن جمع را بیشتر میکند و خداوند در

تعالی آن گروه احترام کننده نعمت فراوان تر و پایدارتری را

نازل می کند. هر چند دریای رحمت خداوند بیکران است و

لطف عامّ (رحمانیّت) و لطف خاصّ (رحیمیّت) خداوند بر

حسب حکمت الهی به بندگان جاری است؛

امّا بر حسب آموزه های اسلامی وجود پیشکسوتان(بازنشستگان)

مایه خیر و برکت یک جامعه یا یک گروه است.

به عبارت دیگر، حضور پیشکسوتان(بازنشستگان) در مجالس

و محافل موجب عنایت خاصّ حق تعالی را برای همه افراد

شرکت کننده به همراه دارد.

احترام به بزرگ ترها و ترحّم و مهربانى نسبت به کوچک ترها،

از دستورالعمل هاى اخلاقى اسلام است و کانون خانواده‏ها را

گرم و مصفّا مى‏سازد. رسول خدا(ص) فرمودند:

«البَرکة مَعَ اکابِرِکم» (همان منبع)؛ برکت و خیر ماندگار،

همراه بزرگ ترهاى شماست.

بنابراین، اگر جوانان قدر پیشکسوتان(بازنشستگان) را نشناسند

و به جایگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته‏هاى عاطفى پیوندهاى

انسانى از هم گسسته مى‏شود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه

پیشکسوتان(بازنشستگان) محروم مى‏شوند، هم نشانه بى‏توجّهى

خود به ارزش ها را امضاء کرده‏اند.

از این رو، احترام به پیشکسوتان(بازنشستگان) موجب نزول

بسیاری از برکات الهی کاهش برخی مشکلات می شود.

مقاله لذت بردن از فرصت های کوچک را نیز

مطالعه فرمائید.

استفاده از تجربه پیشکسوتان(بازنشستگان)

همیشه علم و تخصص حرف اول را نمیزند. گاهی اوقات

علم بدون تجربه کارآمدی لازم را ندارد.

بنابراین، در اداره کردن فعالیت های اجتماعی باید از معجون

تجرب و دانش فرهنگی استفاده کرد. «پیشکسوت(بازنشسته)،

دنیایی از تجربه است؛ موی سفید حکایت از زندگی و

فراگیری بسیاری از مکتب زمانه دارد و درس این مکتب

بسیارگران و پُر هزینه است.

چه زیباست که تجربیّات پیشکسوتان(بازنشستگان) را در

مدیریت امور اجتماعی و تمامی مراسم بیاموزیم و همیشه

از آن‌ها بهره ببریم».

سعدی در این مورد بیت زیبایی دارد:

ز تدبیر پیر کهن بر مگرد که کارآزموده بود سالخورد

نتیجه گیری

برنامه ریزی صحیح جهت حضور گنجینه های نیروی انسانی

در مراسم ها و مناسبت ها و استفاده از وجود پیشکسوتان

(بازنشستگان) و تجربیّات آن ها، هم تنهایی آنان را برطرف

می کند و احساس کم ارزش بودن را در آن ها از بین می برد

و هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیّات را در

اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

مقاله جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) را با داستانی واقعی

از یکی از تجربیات خودم، آغاز می نمایم.

در پائیز یکی از روزها که مشغول برگشت به منزل با اتوبوس بودم،

در کنار پیشکسوتی(بازنشسته ای) نشستم.

دو جوان در صندلی جلویی ما بودند پنجره اتوبوس را باز نمودند.

پیشکسوت(بازنشسته) کنارم با بیان اینکه هوا سرد است، از جوانان

درخواست نمود که پنجره را ببندد.

اما جوانان که تازه دوران جوانی خود را می گذراند، با دلخوری و

با بیان اینکه پدرجان اگر سردت است، خودت جایت را عوض کن،

از بستن پنجره، خودداری نمود.

پیشکسوت(بازنشسته) با عصبانیت اقدام به بیرون آوردن کیف پول از جیب

خود نمود و عکس دوران جوانی خود را که جوانی ورزشکار و تنومند بود

را به دو جوان سرمست از جوانی، نشان داد.

جوانان با دیدن عکس دوران جوانی پیشکسوت(بازنشسته) سر خود را به

زیر انداختند و پیشکسوت(بازنشسته) با بیان اینکه من هم زمانی جوان

بودم، لکن حرمت پیشکسوتان(بازنشستگان) و بزرگان خود را نگه

می داشتم، از آنان خواست که به درخواست وی احترام بگذارند.

آن دو جوان، بلافاصله اقدام به بستن پنجره اتوبوس نمودند.

براستی جوانان ما باید با پیشکسوتان(بازنشستگان) چه رفتاری

داشته باشند؟

چرا فاصله بین نسل ها، در عصر حاضر، چنین مسئله دار گردیده است؟

آیا براستی، پیشکسوتان(بازنشستگان) با والدین قدیمی، متفاوت می باشند

که رفتارهای جوانان فعلی با آنان، متفاوت با گذشته می باشد؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این روابط نگاهی بیندازیم و این روابط را

مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله برای جلوگیری از آلزایمر چکار


باید کرد
 را نیز مطالعه فرمائید.     

پیشکسوت(بازنشسته) کیست؟

پیشکسوت(بازنشسته)، فردی است که پس از سالها تلاش و کوشش،

با کوله باری از تجربه، تخصص و مهارت سعی می نماید، مطالب خود

را به نسل های بعدی انتقال دهد، لکن در بعضی از موارد، بخاطر نداشتن

مهارت ارتباط مؤثر، نسل جوان، هیچ گوش شنوائی برای شنیدن مطالب

و تجربیات این عزیزان ندارد.

پیشکسوت(بازنشسته) فردی است که به خاطر گذشت زمان، تغییراتی در

جسم و روان آنها بوقوع می پیوندد و به علت عدم آشنائی با این تغییرات

و گاهی اوقات عدم برنامه ریزی مناسب برای این دوران، از لحاظ سلامتی

مشکلاتی گریبانگیر آنان شده است. اما جايگاه اصلي آنان، در خانه خودشان

است؛ جايي كه عمري در آن زندگي كرده و شاهد رشد فرزندان خويش

بوده اند

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران


پیشکسوتی(بازنشستگی)
را نیز مطالعه فرمائید.          

چرا جوانان در ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) باید
مواردی را رعایت نمود؟

        

از قدیم تابلو حاوی ضرب المثل در گوشه مطب پزشکان، همیشه مرا به

فکر فرو می برد.

            

گاهی اوقات جوانان ما، بخاطر شور و هیجانی که مستلزم این سنین است،

فکر می کنند که چون دیگر به این سن رسیده اند، خوب و بد زندگی خود

را به خوبی می شناسند و نیازی به راهنمائی و مشاوره با فردی ندارند.

در صورتی که هر فردی در هر سن و هر مقامی، نیاز به راهنمائی و

مشاوره دارد.

پس بهینه است که جوانان وضعیت پیشکسوتان(بازنشستگان) را دریابند،

زیرا که:

 – به احتمال خیلی زیاد، به مشاوره و راهنمائی آنان بسیار نیازمند
خواهند بود.

– این راهی است که در جلوی مسیر همه افراد وجود دارد، پس باید
طوری رفتار نمائیم که اگر همان طور با خود ما رفتار شد، برای
ما پسندیده باشد.

– همراهان پیشکسوتان(بازنشستگان)، به ويژه نسل جوان كه از نظر
جسمي و رواني فرسنگ ها با فرد پیشکسوت(بازنشسته) فاصله
دارند، بايد ضمن آشنايي بيشتر با دنياي این تنومندترین گنجینه های
انسانی، از تجربه ها و جنبه هاي مثبت اين گروه سني در جامعه، به
ويژه در خانه، بهره گيرند تا بتوانند زندگي سرشار از آرامش براي
پیشکسوت(بازنشسته) و اندوخته هاي علمي و معنوي براي خويش
رقم بزنند.

نظامی گنجوی :

جوان گر به دانش بُوَد بي نظير                 نياز آيدش هم به گفتار پير

و حافظ مي سرايد:

نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوست تر دارند


جوانان سعادتمند ، پند پير دانا را

پیشنهاد می شود مقاله راهکارهای ارتباط


پیشکسوتان(بازنشستگان) با نوه ها
را نیز


مطالعه فرمائید.   

چطوری باید ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان) را به بهترین شکل

ممکن انجام داد؟

به علت اینکه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در این دوران، با تغییراتی

در جسم و روح و روان خود مواجه می شوند، لذا ارتباط با گنجینه های

نیروی انسانی، یک هنر می باشد و کسانی که به خوبی بتوانند با این

نخبه های بی ادعا، ارتباط خوب و مناسب و درخور شأن آنان داشته

باشند و خود نیز از این ارتباط لذت ببرند، یک هنرمند می باشند،

زیرا که تعدادی از این عزیزان، حساس و بسیار زودرنج، بی صبر،

بی اطمینان، وضعیت نامناسب بخاطر ضعف و کاهش قوا،

افت سلامت جسمی و تحلیل قوای بدنی و حرکات کند و … دارند.

بسياري از پیشکسوتان(بازنشستگان)، حساس و زودرنج مي شوند و

ممكن است توقعي درباره خود داشته باشند كه معمولاً آن را به زبان

نمي آورند، ولي خواستار آن هستند كه اطرافيان، آن ها را درک کنند

و انتظار ايشان را برآورده سازند.

روابط اجتماعي پیشکسوتان(بازنشستگان)، به ويژه در بعد عاطفي،

دستخوش تغییرات عمده ای می گردد.

در بيشتر آنان حالت انزوا پديدار شده و ديگر دوست ندارند با افراد

نزديك، رابطه عاطفي داشته باشند.

گاهي برخي پیشکسوتان(بازنشستگان) به علت غلبه اختلالات رواني و

عاطفي، دچار نوعي بازگشت به دوران كودكي مي شوند و حالت هايي

از لج بازي و مقاومت همراه با اصرار، بي نظمي در رفتار، خود مداري

و خودخواهي در آنان پديد مي آيد.

در هر صورت، بايد دانست كه بسياري از اين حالت ها، به علت تغييرات

طبيعي دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

پیشنهاد می شود مقاله یادآوری خاطرات بد در دوران


پیشکسوتی(بازنشستگی)
را نیز مطالعه فرمائید.   

حال چگونه باید با پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیزان رفتار نمود:

  • پیشکسوت(بازنشسته)، کودک نيست:
    پس مانند کودکان با این عزیزان رفتار نکرده و به آنان امر و نهی ننمائید.
  • پيشنهاد بدهيد نه دستور:
    در صورتی که توصیه ای برای این عزیزان دارید، این توصیه ها
    حتماً به شکل پیشنهاد به آنها ارائه شود، نه به شکل دستور.
  • انتقال حس مفيد بودن:
    هر فردی دوست دارد که این حس را داشته باشد، پس با انتقال
    این حس، مهم بودن و مفید بودن را به آنها هدیه دهید.
  • در صورت وجود اختلاف بین فرزندان در دوران کودکی
    را فراموش نموده و علاوه بر بخشش آنان، از آنها مراقبت نمائید.
  • مشاوره:
    در صورتی که پیشکسوت(بازنشسته) علیرغم تغییر شیوه کلامی
    و رفتاری، همچنان افسرده باقی ماند، حتماً او را نزد مشاور ببرید،
    شاید حرفهائی داشته باشد که نتواند به شما بگوید، اما بتواند
    خیلی راحت به مشاور بگوید و افسردگی اش کاهش یابد.
    زیرا افسردگی برای پیشکسوت(بازنشسته) خطرات و مسائل
    خود را در بدنبال دارد.
  • زندگي والدين پیشکسوت(بازنشسته) با فرزندان:
    هرگز اجازه ندهيد که والدين شمابه خانه سالمندان بروند
    بلکه آنها را در کنار خود نگهداري کنيد.
  • از مشکلات تندرستي وي آگاه شويد.
  • واضح و شمرده حرف بزنيد و تماس چشمي تان را حفظ کنيد.
  • از جملات و سوالات واضح و دقيق استفاده کنيد.
  • از در هم آميختن موضوعات و مطالب مختلف خودداري کنيد.
  • در صورت امکان از کمکهاي بصري استفاده کنيد.
  • صبور باشيد و لبخند بزنيد.
  • کاش از دوران جواني بتوانيم با محبت به اطرافيان و خصوصاً
    فرزندانمان و ايجاد حس احترام به بزرگترها، شرايط بهتري را
    براي پیشکسوتی(بازنشستگی) خود آماده کنيم.                        

پیشنهاد می شود مقاله روابط در دوران پیشکسوتی


(بازنشستگی) چگونه باید باشد
را نیز مطالعه فرمائید.
                                                             

تلاش کنید، پیشکسوت(بازنشسته) شما را درک خواهد کرد

شما با شناخت فرد مورد مراقبت خود، کاشف گنجینه ای خواهید بود
که در کاهش استرس غیر ضروری شما در شروع کار، کمک می کند.

شما خواهید دید که ابزار مناسبی که برای برقرای ارتباط پیدا کرده اید
تا چه حد در موفقیت شما تاثیر داشته است. یک پیشکسوت(بازنشسته)
در مقابل تغییرات مقاومت خواهد کرد اما با تلاش و پیگیری، او
درک خوبی نسبت به شما خواهد داشت.

اگر مقاله انتخاب بزرگترین توانائی انسان است را


مطالعه ننموده اید، پیشنهاد می شود از اینجا آن را


مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود؟

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

جوان بودن قلب را بارها در جای جای اجتماع شنیده اید که

فلانی درسته که سنش بالا رفته، اما قلبش جوان است و هنوز

پرتلاش و کوشا.

و این مطلب را نه تنها در خیلی مکانها می توانید بشنوید، بلکه در

میان خانواده ها نیز این بیان، مصطلح است و به راحتی می توان

این ادبیات را در خانواده ها و اطرافیان یافت.

از اینرو در این مقاله بر آن شدیم که در این خصوص به بحث و

بررسی بپردازیم.

 حتماً شنیده‌اید که سن شناسنامه‌ای فقط یک عدد است.

تحقیقات نشان می‌دهد که سرعت پیر شدن افراد با یکدیگر تفاوت

بسیار زیادی دارد و روند پیری در سنین متفاوت و با سرعت متفاوت

آغاز می‌شود.

محققان می‌گویند به همین خاطر دو مفهوم سلامت و پیری را نباید

با هم اشتباه گرفت و روند پیری می‌تواند روند سالمی باشد و

جوانی را هم نباید مترادف با سلامتی کامل دانست.

محققان توصیه می‌کنند که هیچ‌کس به سن شناسنامه‌ای خود تکیه نکند

و به فکر سن واقعی خود باشد.

یافتن روش‌هایی برای کاستن از سرعت پیری می تواند به

درمان بیماری‌ها کمک کند.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان را

مطالعه فرمائید.

جوان بودن قلب، به چه معناست؟

جوان بودن قلب را می توان به شادی، نشاط، سلامتی و

بسیاری موارد دیگر مرتبط دانست و میزان پیری یا جوان

بودن قلب را از شاخص های بالا اندازه گیری می نمایند.

چه بسیار افرادی که با وجود داشتن سن پائین، دارای قلب های

بسیار پیر و فرسوده هستند و چه بسیار افرادی که علیرغم بالا

بودن عدد سن، از قلب های جوان، پرشور و نشاط و شاد و پر

انرژی برخوردار هستند و خوشبختانه علیرغم انکار بسیاری از

افراد، چنین افرادی در جامعه کم نیستند، حداقل می توان گفت

که این افراد در همکاران پیشکسوت(بازنشسته) ما بسیار هستند.

چرا جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از بالا رفتن عدد سن می باشد؟

قلب که تلمبه اصلی بدن نام دارد و کار خون رسانی به کلیه اعضاء

و جوارح را در دستور کار خود دارد، در زمانی که سرحال و

شاداب است، بدون وقفه و ناراحتی به کار خود ادامه می دهد لکن،

در زمانی که این عضو حیاتی، دچار فرسودگی و آسیب و ناراحتی

می شود، با کاهش عملکرد و در مواقعی با توقف عملکرد بعضی

از اجزاء خود روبرو می گردد.

به همین دلیل است که در بدو ورود به هر مطب، اولین عضوی

که توسط پزشک مورد معاینه قرار می گیرد، قلب این عضو اصلی

بدن می باشد.

حال تصور نمائید که این عضو، همیشه سرحال و شاداب باشد،

مشخص است که خون رسانی به درستی به کلیه اعضاء و جوارح

انجام شده و در نتیجه خون رسانی، اکسیژن رسانی، انرژی دهی،

غذا رسانی به تک تک سلول ها به درستی و در سر موقع خود

انجام می گردد.

و متأسفانه اگر در غیر این صورت تصور نمائید، یعنی زمانی که

این عضو به علل های مختلف، از عملکرد پائینی برخوردار باشد،

خون رسانی با کندی مواجه شده، و اکثر اعضاء و جوارح انسان،

با کمبود اکسیژن، ویتامین و مواد غذائی مواجه می شوند. و چنانچه

این عملکرد ضعیف ادامه یابد، منجر به سکته و مرگ می گردد.

چطور می توان قلب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) جوان

نگاه داشت؟

البته در بسیاری از مقالات در خصوص جوان نگاه داشتن قلب به تغذیه

سالم، ورزش و وزن مناسب اشاره داشتند، هر چند که این موارد مهم

می باشد، اما به قول یکی از دوستان، تنها افکار و مغز می تواند قلب

را جوان نگاه دارد.

کار زیادی نیاز نیست انجام دهید، تنها کافی است که مثل خود قلب،

تنها برای جائی که وظیفه تعیین شده است، خدمات ارائه گردد.

این بدان معناست که قلب هیچ موقع برای عضو بیرونی خون رسانی

انجام نمی دهد و در همه موارد، ابتدا به مغز و سپس به بقیه اعضاء

بدن خدمات خود را ارائه می نماید.

ما نیز اگر از قلب یاد بگیریم و انرژی خود را تنها در دادن انگیزه و

شادی و نشاط به بدن خود صرف نمائیم، به مراتب بهتر و بیشتر می توانیم

این قلب را جوان نگاه داشته و در نتیجه، بدن خود را نیز در بهترین

شرایط ممکن، حفظ و نگهداری نمائیم.

چرا مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را مطالعه

نمی نمائید؟

کلام آخر              

پس از دادن انرژی به خود، مشخص است که دیگر خود تبدیل به

منبع اصلی انرژی می شوید و به اطراف خود نیز این انرژی ساطع

خواهد شد. و همگان می توانند از این انرژی بهینه، سود ببرند.

شما با انتخاب های خود- که می توانند بهترین انتخاب هر فرد باشد-

می توانید شرایط ایده آل را برای خود مهیا نموده و از این شرایط

بهترین استفاده را بنمائید.

لکن اگر بر حسب انتخاب های غلط شرایط ناگواری را تا کنون برای

خود رقم زده اید، هر چند سخت است، ما غیر ممکن نیست، و

می توانید از هم اکنون شروع به تغییر سبک زندگی و تغییر

انتخاب های خود بنمائید و شرایط را به بهترین شرایط ممکن تغییر دهید.

البته لازم به ذکر می باشد که هیچ تغییری یک شبه و یکدفعه انجام

نمی شود، بلکه ممارست و مداومت لازم در این امر ضروری و

حیاتی می باشد.

پس اگر انتخاب های نامناسب برای خود رقم زده اید، از هم اکنون

می توانید نسبت به تغییر انتخاب های خود اقدام، و سبک زندگی

خود را دچار تغییر و تحول نمائید.

    

                       

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید و کمبود ویتامین ها

تیروئید و کمبود ویتامین ها موضوع بحث این مقاله است

چون در مقاله قبلی در خصوص

اینکه تیروئید چیست و گواتر چیست،

مطالبی را بیان نمودیم. حال می بایست به این مطلب

مهم و اساسی بپردازیم. 

تیروئید و کمبود ویتامین ها به هم مرتبط اند. کمبود ویتامین ها

مانع از تولید تیروئید می شود و تیروئید ناکافی موجب ناتوانی

بدن در استفاده صحیح از ویتامین ها می گردد. گاهی کمبود

ویتامین ها موجب هیپروئیدیسم اولیه و هم ثانویه یم شود.

تیروئید و کمبود ویتامین A

غده تیروئید ارتباطی قوی و خاص با ویتامین A دارد. از یک سو

اگر تیروئید شما کارآئی کمی دارد نمی تواند مواد را به ویتامین

مناسب تبدیل کند و مواد در بدن ذخیره می شود.

برخی افراد مبتلا به هیپوتیروئیدیسم ممکن است کمی زردی در

روی پوست خود احساس کنند که نشان دهنده این است که مواد

مصرفی غذاها یا مکمل های روزانه در بدنشان ذخیره شده و به

چیزی تبدیل نمی شود.

کمبود ویتامین A موجب کاهش توانائی تیروئید در جذب ید

می شود. تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان دانمارکی از جمله

بی.پالودان نشان داده اند که تنها بعد از دو هفته کمبود شدید

ویتامین A، ترشح تیروئید در خوک ها به 40 تا 50%  کاهش

یافت. یعنی اگر ید در برنامه غذائی خود داشته باشید باز هم کمبود

ویتامین A تیروئید شما را وادار می کند که میزان کم TH تولید

کنید و منجر به هیپوتیروئیدیسم می شود.

تیروئید ناسالم همه چرخه ها را به هم می ریزد. اگر تیروئید شما

نتواند مواد را به ویتامین A تبدیل کند، نه هیپوفیز، نه خود تیروئید،

ویتامین A لازم برای انجام کارهای خود را نخواهد داشت و در

نتیجه تیروئید شما نیز نخواهد توانست به بدن شما کمک کند تا

ویتامین TSH برای بدن را تأمین کند.

تیروئید و کمبود ویتامین B

این ویتامین کلید کار مناسب تیروئیداند. کاهش در ویتامین B2

کارائی اندام های جنسی را پائین می آورد و از ترشح

هورمون های لازم توسط تیروئید و آدرنال جلوگیری می کند.

ویتامین B3 (نیاسین) نه تنها برای تولید TH لازم است بلکه برای

تنفس و متابولیسم پروتئین ها، کربو هیدرات ها و چربی ها نیز

لازم است. ما نمی دانیم که آیا ویتامین B6 (پریدوکسین)  نیز

برای تیروئید لازم است یا خیر؟ ولی می دانیم که با میزان کم و

ناکافی آن، میزان TH نیز کاهش می یابد.

از سوی دیگر خود TH برای بدنتان لازم است تا ویتامین B12

(سیانوکوبالامین) را مصرف کند. کمبود شدید B12 می تواند

منجر به کم خونی، مشکلات روانی، مشکلات عصبی، دردهای

انتهای اعصاب، التهاب نورن ها، و یا بورسیت شود. همه این

علائم ممکن است با فرآیند طبیعی سالمندی اشتباه شود. از آنجائی

که بدن نمی تواند B12 تولید کند، باید آن را به صورت مکمل های

ویتامین در غذای روزانه مصرف نماید. اما بدون میزان کافی TH

در بدن این ویتامین حیاتی نیز جذب نمی شود.

تیروئید و کمبود ویتامین C

ویتامین C مکمل کلیدی برای این است که تولید TH امکان پذیر

شود و کمبود این ویتامین می تواند موجب مشکلاتی در ترشح

TH شود. خوک هندی نیز مثل انسان ها ویتامین C  در بدن خود

تولید نمی کند. خوکچه های آزمایشگاهی را از ویتامین C محروم

کردند و دیدند که عروق خونی غده تیروئید آنها شروع به

خون ریزی کرد  این وضعیت به همراه بیماری اسکوروی رو

به بدخیمی نهاد.

کمبود بلند مدت ویتامین C موجب بیماری می شود و آن بیماری

است که سلول های غده تیروئیدی زیاد شده، میزان زیادی TH

ترشح می کنند و موجب هایپروئیدیسم می شود.

غده هیپوفیز بایستی تولید TH را تنظیم کند و با مشاهده میزان

آن شروع یا توقف ترشح را اعلام کند میزان ناکافی ویتامین C

موجب تداخل عملکرد هیپوفیز می شود. از سوی دیگر، همین که

به این خوکچه ها ویتامین C کافی داده شد تمام مشکلات تیروئیدی

آنها ناپدید شد.

پس استفاده از ویتامین C می تواند هم به تیروئید شما کمک کند

و هم به بدنتان تا بتواند سایر عملکردهای خود را به خوبی انجام

دهد.

تیروئید و کمبود ویتامین E

کمبود این ویتامین بر تولید TH اثر می گذارد. و مشکلاتی بروز

میکند از جمله تقسیم سریع سلول هایخاصی از تیروئید و تولدی

ناکافی TSHدر غده هیپوفیز را شامل می شود.

هورمون تیروئید چگونه با سالمندی مبارزه میکند؟

علائم هایپوتیروئیدیسم شبیه بسیاری از مشکلاتی است که افراد در

زمان سالمندی با آن مواجه می شوند. مشکلات ذهنی مانند بیماری

آلزایمر خود را نشان می دهند همچنین سایر مشکلات تحلیل برنده

مغزی به علت میزان کم TH ایجاد می شود. در واقع

هایپوتیروئیدیسم ممکن است مسئول بسیاری از فراموشی های

قابل درمان باشد و نیز این مشکل با مشکلات شناختی در سالمندان

مرتبط است.

بدون TH کافی، قلب شما با سرعت کمتری پمپاژ انجام می دهد و

خون کمتری را به اندام ها می فرستد و در نتیجه غذای ناکافی و

اکسیژن کمتری نیز به سلول ها و مخصوصاً مغز می برد. بسیاری

از بیماران دریافته اند که مشکلات حافظه، گیجی، عدم تمرکز و

علائم مشابه زمانی که میزان TH آنها به حد نرمال می رسد بهتر

می شوند.

افسردگی ممکن است حاصل تغییراتی باشد که به علت سالمندی

ایجاد می شود اما هیپوتیروئیدیسم نیز می تواند موجب واکنش های

عاطفی از جمله کاهش انرژی شود و موجب جلوگیری از ایجاد

تغییرات مثبت گردد.

گریه، رفتار غیر اجتماعی، ترس ها، فراموشی، اضطراب و

حس گیجی ممکن است نتیجه هیپوتیروئیدیسم باشد و یا نتیجه

هیپوگلیسمی(کمبود قند) باشد. بسیاری از افرادی که از این

مشکلات رنج می برند با استفاده از TH دچار تغییرات سریع

در خلق و میزان انرژی خود می شوند.

دیابت:

میزان مناسب TH برای این که بدن بتواند میزان قند خون خود

را تنظیم کند لازم است. بنابر این هیپوتیروئیدیسم می تواند منجر

به دیابت شود، مخصوصاً نوع دو(وضعیتی که بدن در تنظیم

قند خون خود دچار مشکلات بسیاری می شود). تیروئید به ما

اجازه می دهد که گلوکز را به انرژی تبدیل کنیم.

اضافه وزن:

TH متابولیسم بدن را کنترل می کند بنابر این اگر میزان TH

بسیار پائین باشد، شما نیز برای کاهش وزن خود دچار مشکل

خواهید شد. و به راحتی اضافه وزن پیدا خواهید کرد.

پیشنهاد می شود، مقاله راه های پیشگیری از

آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید. 

بیماری قلبی

میزان کم تیروئید موجب افزایش میزان کلسترول می شود و در

نتیجه خطر بیماری قلبی و عروقی را افزایش می دهد و در واقع

افزایش کلسترول علامت اصلی هایپرتیروئیدیسم است و مطالعات

نیز نشان داده اند که تیروئید می تواند کلسترول و تری کلیسرید

را کم کند.

سرطان

تعدادی از مطالعات نشان داده اند که هایپوتیروئیدیسم با خطر

سرطان رابطه دارد. دکتر جی جی سی اسپنسر از بیمارستان

فرانهی بریستول دریافت که در نواحی کمربند گواتر که شیوع

گواتر در آنها به علت کمبود ید در رژیم غذائی زیاد است،

میزان سرطان بالاتر می باشد.

تشخیص مشکل تیروئید:

دکتر استفان لانگر در مقاله اش گزارش می دهد که

حدود 40% جمعیت دچار کمبود هورمون تیروئیدی هستند.

بسیاری از هیپوتیروئیدیسم در تست های آزمایشگاهی تشخیص

داده نمی شوند ولی راه ساده ای برای کشف این که آیا شما

این مشکل را دارید یا خیر، وجود دارد.

         

تست درجه حرارت بازال بارنز به شما کمک می نماید:

1-    قبل از این که شب به خواب بروید یک درجه حرارت دهانی

یا زیربغلی را تکان داده و در کنار تخت خود قرار دهید.

2-    همین که روز بعد از خواب بیدار شدید، 10 دقیقه قبل از

بلند شدن درجه را در دهان یا زیربغل خود قرار دهید.

3-    درجه حرارت را یادداشت کنید، درجه حرارت زیر بغل به

طور طبیعی 36.4 تا 36.7 سانتیگراد می باشد.

اگر درجه حرارت شما در دو روز متوالی کمتر از آن است، تا

حدی دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم هستید.

در صورتیکه تست خانگی به شما اعلام نمود که دچار

هایپوتیوئیدیسم هستید، بایستی به پزشک مراجعه نمائید.

برای آشنائی با مسائل دیگر تیروئید و کمبود ویتامین ها

و راه های بر طرف نمودن آن، در مقالات آینده با ما باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.