لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

لباس پوشیدن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به چه صورتی باشد؟

یکی از مسائلی که همواره برای نگارنده سوال ایجاد

می نمود این است که چرا بعضی از عزیزان بازنشسته،

با ورود به دوران بازنشستگی، دست از خود شسته و دیگر

نه تنها به لباس پوشیدن خود توجه نمی کنند، بلکه بیشتر

از آن نیز به خود نیز بی توجه هستند.

در صورتی که لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی، خود

تابع قوانین و مقرراتی است و با توجه به تغییر وضعیت بدن،

نیاز بدن به لباس نیز تغییر یافته و لباسهای متفاوتی نیز باید

تهیه و استفاده نمایند.

در بررسی هائی که بعمل آمد، دستاوردهائی بدست آمد

که عزیزان و دوستان دیگری نیز به این امر پرداخته اند، از

آن جمله:

دکتر فرید فدائی (روانپزشک) از دید اینکه وظیفه لباس

چیست به این مقوله نگریسته و چهار عامل مؤثر بر پوشاک

در این دوران را از جمله: محافظت در برابر آب و هوا، پوشش

بدن و مسائل اخلاقی، تزیین و جلب توجه و نمایش شغل یا

درجه اجتماعی را بیان نموده اند و در مقاله ای که ارائه

نموده اند و اعلام داشتند که تولید کنندگان پوشاک به

خواست و نیازهای این قشر از عزیزان توجه نمی کنند، در

حالی که از اهمیت پوشاک مناسب برای بازنشستگان

کاسته نمی شود.

و مشخصاتی برای لباس بازنشستگان مطرح نمودند که از

آن جمله می توان به آزاد بودن لباس جهت اجازه تهویه به

پوست برای جلوگیری از بیماری های پوستی در آینده،

اشاره داشتند و نیز این مطلب را فرمودند که پوشاک، نقش

عمده ای در سلامت روانی و جسمی فرد میتواند ایفا کند.

و نیز آقای دکتر علی باغبانیان (روانپزشک) نیز هشت شرط

برای پوشاک بازنشستگان مطرح نمودند که از آن جمله

می توان به :

  • 1- مناسب با فصل باشد.
  • 2- شاد باشد
  • 3- تنوع داشته باشد
  • 4- پوشیده باشد
  • 5- طبیعی باشد
  • 6- بدون اجبار باشد
  • 7- بدون استفاده از شوینده های قوی باشد
  • 8- بدون وسواس باشد

که میتوان برای هر یک از موارد فوق، نکاتی را نیز مطرح

نمود.

دکتر باریک بین نیز با بیان اینکه معمولا آنها پوست حساس

و خشکی دارند. به طور طبیعی، پوست بدن انسان‌ها با

افزایش سن خشک‌تر می‌شود و به مراقبت‌های بیشتری

هم نیاز دارد استفاده نادرست از شوینده‌های بدن، لیف و

کیسه حمام نامناسب برای نظافت پوست را مطرح نمودند.

همچنین ایشان استفاده از لباس های نخی را در همه فصول

پیشنهاد دادند و گفتند که در فصل های پاییز و زمستان زیر

لباس های گرم و پشمی، حتما از لباس های نخی استفاده

نمایند.

و نیز اعلام داشتند پوست افراد بازنشسته مانند پوست

بچه ها به مراقبت خاصی نیاز دارد، لذا لازم است مدام چرب

و از آن مراقبت به عمل آید.

نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی چگونه

است؟

اگر کمی به اطراف خود نگاهی بیندازید، خواهید دید، افرادی

که به سن بازنشستگی رسیده و به این دوران طلائی قدم

گذاشته اند تعداد از آنها دیگر میل و رغبتی به زندگی نداشته

و با پوشیدن لباسهای نامناسب با سن و موقعیت و وضعیت

خود، بارها این مطلب را به گوش همگان می رسانند و

می خواهند که دیگران نیز این مطلب را به خوبی درک نمایند.

اما برای چه؟؟؟

در صورتی که محققان به این نتیجه رسیده اند نوع لباس

سالمندان می تواند روی سلامت فرد سالمند و اطرافیانش,

تاثیر بسزایی داشته باشد.

چرا نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی مهم

است؟

 

بدلیل اینکه نحوه لباس پوشیدن در دوران بازنشستگی

بصورت مستقیم بر بر روی روحیه افراد در این دوران تأثیر

دارد، از اینرو نحوه لباس پوشیدن میتواند ضامن شادی و

نشاط یا بر خلاف آن غمگینی و کسالت فرد بازنشسته را

به همراه داشته باشد.

بنابر این پوشیدن لباس های رنگ روشن، باعث شادی و

نشاط می شود

پوشیدن لباس های تیره، باعث غمگینی و استرس

می گردد.

پوشیدن لباس های مندرس، نشاندهنده این است که

دیگر امید به زندگی وجود ندارد.

نوع پوشش می تواند امید به زندگی را در افراد بالا برده و

شادی و نشاط به زندگی برگرداند، این شادی و نشاط

می تواند تغییرات بزرگی را در زندگی به همراه داشته باشد.

از اینرو پوشش و نحوه لباس پوشیدن، حتی اگر فرد دچار

بیماری یا افسردگی شدید است میتواند روحیه فرد را

متلاطم نموده و او را به سمت آرامش و بهبود هدایت نماید.

چطوری باید در دوران بازنشستگی لباس بپوشیم؟

شاد بودن رنگ لباس یکی از مهمترین مواردی است که در

این دوران باید مد نظر قرار گیرد، زیرا اثر مستقیمی بر روی

روحیه این عزیزان می گذارد. از جمله اینکه لباس های تیره،

باعث مکدر شدن روحیه بازنشستگان، و پیراهن های ساده

یا راه راه و چهار خانه با ترکیب رنگ های روشن(برای آقایان)

و لباس های طرح دار یا گلدار که زمنیه روشن دارند(برای

خانم ها) می تواند در افزایش روحیه این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی نقش مؤثری ایفا نماید.

تنوع در پوشش و لباس نیز در این دوران، باعث می شود

که بازنشستگان عزیز، روحیه بهتری در طول روز داشته

باشند.

در تهیه لباس باید جنسی را انتخاب کنید که به راحتی با

ماشین لباسشویی قابل شستشو باشد و لباس‌هایی را که

روی آن توصیه شده فقط با دست شسته شود انتخاب نکنید.

شما باید سایزتان را بجای گفتن سایز لباس، با پرو کردن لباس

پیدا کنید.

لباس‌هایی که کمر تنگی دارند یا فقط دکمه دارند، می‌تواند

در ناحیه شکم برای بازنشستگان مشکل ایجاد کند یا حتی

به معده فشار بیاورد. می‌توانید نیم سایز از سایز حقیقی‌تان

بزرگ‌تر انتخاب کنید که لباس آزادتر در بدنتان قرار بگیرد.

خیلی از بازنشستگان نسبت به چروک گردنشان حساسیت

دارند چون چین‌های این ناحیه معمولا سن را بیشتر نشان

می‌دهد. پیشنهاد ما استفاده از دستمال گردن‌های رنگی و

شاد است که هم پوششی برای گردن است و هم شیک

است.

بازوها ناحیه بعدی است که خیلی شل می‌شوند و شاید در

لباس‌هایی که آستین ندارند خودشان را خیلی نشان بدهند

در نتیجه لباس‌هایی که آستینشان بازو را بپوشانند خیلی

بهتر است.

انتخاب شلوار مناسب برای بازنشستگان واقعا دشوار است؛

مثلا شلوارهای جین گزینه راحتی نیستند اما اگر جین

پارچه‌ای انتخاب کنید، هم سبک است، هم سنتان را کمتر

نشان می‌دهد. شلوارهای تنگ و استرچ هم برای این دوره

از زندگی‌تان انتخاب نکنید. بعد از شلوارجین، شلوارهای

پارچه‌ای کتان هم به عزیزان بازنشسته پیشنهاد می‌شود.

قد شلوار هم یکی از نکته‌های مهم برای بهتر دیده شدن

شماست که هر چه قدرتر بلندتر باشد پاهای شما را

کشیده‌تر نشان می‌دهد اما مهم‌ترین نکته در انتخاب شلوار

قسمت فاق آن است که باید در آن احساس راحتی کنید

تنگ و گشاد بودنش باعث دردسرتان می‌شود.

خانم های عزیز بازنشسته چطوری باید در دوران

بازنشستگی لباس بپوشند؟

تعدادی از عزیزان بازنشسته در زمانی که با آنان مذاکره

میکردم، از اینکه همسران آنان به محض ورود به دوران

بازنشستگی، دیگر حس و حال جوانی خود را از دست

داده و به پوشش و لباس خود بی توجه هستند، اظهار

ناراحتی می کردند و از نگارنده درخواست می نمودند که

در صورت امکان در این خصوص نیز مطالبی ذکر نمایم.

این خانم های گرانقدر باید توجه داشته باشند که لباس

بصورت کلی تا چه حد می تواند بر روی روحیه عزیزان در

دوران بازنشسته ای تأثیر مستقیم و مثبت و منفی بگذارد،

پس نوع پوشش و رنگ آن می تواند روحیه خانواده را

بصورت معجزه آسائی بالا ببرد. و از طرفی با توجه به اینکه

هر خانم، می بایست برای همسر خود، خود را بیالاید و

مرتب و آرایش نماید، لذا درخواست می گردد این عزیزان،

همچنان سال های جوانی خود، خود را برای همسران خود،

تازه و شاداب نگه دارند.

در ذیل مواردی که خانم های عزیز در دوران بازنشستگی

می بایست علاوه بر موارد فوق الذکر که در قسمت قبلی

مطرح شد، بر روی آنان تمرکز داشته باشند، ارائه می گردد:

لباس به‌خصوص برای خانم‌های بازنشسته، نقش مهمی در

نشان دادن تصویری مثبت از خود دارد.

لباس‌هایی که از کش به جای زیپ استفاده شده یا تعداد

دکمه‌هایش کم است، تهیه نمائید.

لباس‌های دوتکه‌ مثل بلوز و دامن یا کت و شلوار اندامتان را

متناسب‌تر نشان می‌دهد تا پیراهن‌های یکسره. معمولا کمر

لباس یک مشکل رایج لباس‌های خانم های بازنشسته است.

بهترین مدل دامن برای گروه بازنشستگان دامنی است که قد

آن بین زانو و مچ پایشان باشد. مدل پلیسه به خاطر چین‌های

زیادش مناسب خانم های بازنشسته است و در نهایت سعی

کنید دامنی انتخاب کنید که کمربند نداشته باشد.

مهم‌ترین نکته برای انتخاب کفش این است که در آن احساس

راحتی کنید و مطمئن باشید پایتان در آن نمی‌لغزد که احتمال

افتادن با آن وجود نداشته باشد. کفشی را انتخاب کنید که

بند نداشته باشد‌. به‌خصوص بازنشستگانی که بیماری آرتریت

دارند. کفش‌های پاشنه‌دار برای خانم‌های بازنشسته توصیه

نمی‌شود. از بهترین گزینه برای هر دو گروه است.

توصیه نهائی:

توصیه نهائی این است که هم اکنون نسبت به بازبینی لباس

های خود اقدام نموده و هر یک از آنها که خصوصیت بالا را

نداشته از چرخه پوشش خود حذف، و بجای آن لباس های

مناسب ذکر شده را جایگزین نمائید و باور نمائید که تنها با

تغییر پوشش می توانید مقدار قابل توجهی، شادی و نشاط

روانه خانه و خانواده خود نمائید.

و مثل بقیه بازنشستگان، ثابت کنید که سن تنها یک عدد

است و هیچوقت نمی تواند در زندگی اثر بگذارد.

موفق و پیروز باشید.

کودک درونِ دوران بازنشستگی

کودک درونِ دوران بازنشستگی

(چگونه در بازنشستگی شاد باشیم)

روزی که قرار است نامه ابلاغ بازنشستگی، به دستمان برسد، کمی دلشوره داریم. کارشناس بازنشستگی، (که قبل از این، از ما اجازه گرفته بود تا نامه ابلاغ بازنشستگی را بنویسد.) این نامه را به دست ما می­رساند. از آنزمان، دیگر خودمان را در جرگه، بازنشستگان قلمداد نموده و کم­کم، شادی و نشاط نیز از زندگی رخت می­بندد. کاملاً جدی شده و فکر می­کنیم که دیگر باید با کلیه دوستان، آشنایان، ارتباطات، حتی برای بعضی(زندگی) وداع نموده و دیگر رنگ و روی آنها را نخواهیم دید.

این چه دیدی است که ما بعد از بازنشسته شدن، خندیدن دیگر برایمان جزء خاطرات می­شود. چگونه است موجودی که در درون ما قرار دارد، با دریافت نامه ابلاغ بازنشستگی، فوراً به گوشه­ای گزیده و جای امنی برای خودش دست و پا می­نماید تا بلکه بتواند، روزی او هم در آسایش باشد.

آن موجود چیزی نیست، جز کودک درون ما، که همواره از کودکی در ناخودآگاه ما همراهمان بوده و متأسفانه وقتی که پا به سن بزرگسالی میگذاریم، با این توجیه که دیگر از ما گذشته، امکان عرض اندام به این موجود، دوست داشتنی نمی­دهیم. اما یادمان رفته است که این موجود دوست داشتنی، همان کسی است که شادیها و لبخندها، اشکها و غمها را برای ما به ارمغان آورده و تمام شیرین کاریهای ما، بدست همین موجود دوست داشتنی رقم میخورد. حال چه شده است که این کودک، مظلوم و دوست داشتنی، باید به گوشه­ای بخزد. آیا وقت بیدارکردن و بودن با آن فرا نرسیده است. کمی به پشت سر خود  و زندگی خودمان نگاه بیندازیم، چه مسائلی ما را به خودش درگیر نموده است. آیا این واقعاً همان زندگی بوده که در زمانی که مقرر شده بود، بازنشسته شویم، برای خودمان در افکارمان رقم میزدیم. یا اینکه با ورود به این دوران، و روبرو شدن با بعضی از مسائل، و متأسفانه با کم شدن درآمد و …. وضعیتمان به هم ریخته و دیگر این موجود عزیز پا به عرصه وجود نمی گذارد.

اما بیائیم کمی با خودمان مهربان­تر باشیم. آیا زمان آن نرسیده که دیگر این موجود را به بازی بگیریم؟ اینهمه جدی بودن در زندگی فکر نمی­کنیم، کافی باشد؟ آیا زمان خنده و شادی ما نرسیده است؟ ما فکر می­کنیم که باید تمام مشکلات زندگی و دنیا را یک تنه حل نمائیم؟

بیائیم با خودمان کمی صادقتر باشیم. از امروز با خودمان قرار بگذاریم که کودک درونمان را نیز به بازی بگیریم.

آنگاه بر رفتارها و روحیات خود قبل از به بازی گرفتن و میدان دادن به این موجود زبل و دوست داشتنی، و بعد از آن را بررسی و تصمیم گیری نمائیم که باید این موجود در بیرون باقی بماند، یا دوباره باید به گوشه عزلت فرستاده شده و در همانجا بماند.

ما که در زمان جوانی عاشق بازی و شادی و سبک سر بودیم. همان کسی که ما آن را با شخصی بالغ، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا جایگزین کردیم. کودک درون ما گم شده یا فراموش شده اما هنوز هم در ناخودآگاهمان ساکن است.

کسی که می داند چگونه بازی کند و خوش بگذراند و به ما کمک می­کند تا خستگی را از خود دور کرده و استرس را در زندگی خود کنترل کنیم. شخصی که اگر آسان بگیریم، جدی بودن خود را رها می­کنیم، بر ترس­مان غلبه خواهیم کرد و انعطاف پذیری و تغییر را در زندگی خود می­پذیریم.

می توانیم او را به عنوان یک بزرگسال در نظر بگیریم. شخصی در درونمان که برای انجام کارهایش نیازمند حمایت و تشویق از طریق ابزارهای متفاوت است. از این طریق می­توانیم زندگی جدید و سالمی داشته و فرصتی برای رشد شخصی بیابیم.

کودک درون چیست؟

شاید تا الان به خودتان گفته­اید که این موجود چیست که اینهمه در رابطه با آن مطلب نوشته شده است. آن موجود چیزی نیست جز کودک درون. که در درون همه انسانها وجود دارد. و شادی، نشاط، غم و گریه را به همه هدیه میدهد.

این کودک همان بچه ای است که دوست دارد تربیت شود، مورد توجه و مراقبت قرار گیرد و او را دوست داشته باشید.

این کودک که در دو نوع ظهور می نماید، یکی در کودک درون طبیعی، و دیگری کودک درون سازگار. لکن ما بعد از مدتی که با کودک درون طبیعی هستیم، به این کودک امر و نهی نموده و نهایتاً کودک درون سازگار را که با کارهای ما سازگاری دارد، را سرجایش می نشانیم.

این کودک درون سازگار، دیگر هیچ شیطنت و بازیگوشی ندارد، هیچ احساسی ندارد، تنها سازگار با اوامری است که ما صادر می­کنیم. که این اوامر نیز بعد از بزرگسالی، دیگر رنگ و بوی شادی و نشاط کمتر در آن دیده می­شود.

آیا کودک دورنم الان بیدار است یا خیر؟

در اینجا باید نگاهی به خودمان بیندازیم، ببینیم که آیا هم اکنون شاد هستیم یا خیر؟ آیا مطالب جالب و خنده دار دیگران، ما را می­خنداند، یا خیر؟ آیا از بودن با بچه­ها، لذت میبریم یا خیر؟

همه این سئوالات و سئوالات دیگر میتواند به شما این مطلب را یادآوری نماید که کودک درون شما، بیدار است یا خیر، البته یکسری تست­هائی هم در اینترنت وجود دارد که میتوانید از آن تستها نیز به این امر پی ببرید، لکن همه آنها، نهایتاً به یک جا ختم می­شود و آن اینکه این کودک هم اکنون در وجود شما بیدار است و همچنان به وظایف ذاتی خود عمل می­نماید، یا با رفتارهای ما، او به گوشه­ای خزیده و خواب خوشی را برای خودش دارد. و مسلماً این خبر خوشی برای ما، که هم اکنون نیاز به اظهار وجود این دردانه داریم، نخواهد بود. لذا پیشنهاد می­شود اگر کلاهتان را قاضی نموده­اید و به این نتیجه رسیده­اید که این کودک را به خوابگاه فرستاده­اید، هم اکنون با روشهایی که ذکر می­نمایم، سعی در بیدار نمودن آن نموده و وجود او را در زندگی خود، به عینه ببینید.

چگونه از کودک درون استفاده نمایم.

کافی است نقابهای فعلی را بیرون بیندازید و اجازه بیدار شدن و عرض اندام به این کودک بدهید، تا زندگیتان را به دست بگیرد.

به نظر شما، چه اشکالی دارد که الان با همین سن و سال، به میان بچه ها برویم، و با آنها سرسره بازی کنیم، یا همراه با آنان تاب بازی نمائیم یا اگر وضعیت جسمی­مان اجازه بدهد، بدنبال یکدیگر بدویم.

چه اشکالی دارد، که مواقعی که نیاز داریم، غمگین بشویم، گریه کنیم، داد بزنیم و فریاد بزنیم؟

از زمانی که کارمند شدم، همش در آرزوی این بودم که وقتم را میان بچه ها بگذرانم، چرا که آنها در لحظه زندگی می­کردند، قهرشان، تنها چند دقیقه بیشتر طول نمی­کشید، واقعاً از ته دل می­خندیدند، همدیگر را وحشتناکانه، دوست داشتند. به همدیگر، وسایلشان را می­بخشیدند. در یک لحظه، دعوا می­کردند و در لحظه بعد، با هم بازی می­کردند.

چند وقت است که از ته دل نخندیدید؟ چند وقت است که زمانهائی را که دوست داشتید، گریه کنید، بعلت اینکه درست نیست، گریه نکردید و بغض خود را فرود بردید؟ بیائید کمی با این کودک، مهربانتر باشیم.

همین مهربانی و همین شور و نشاط میتواند برای ما ارمغان سلامتی و شادابی را به همراه داشته باشد.

کودک درون چه سودی برای من دارد؟

بهتر نیست بجای اینکه مدام این سئوالات و سئوالات دیگری که اکثراً، دید منفی را به ما دیکته می نماید، را کنار گذاشته و یکبار هم که شده، به حرفهای گفته شده، عمل نمائید و آثار آن را در زندگی خود مشاهده نمائید؟

 

چگونه کودک دورنم را بیدار نمایم

به نظر نگارنده، کافی است که کمی حس کودکی را در خودمان زنده نمائیم و کارهائی را که سالها در آرزوی انجام آن هستیم، را انجام دهیم و به جست و خیزهای قدیممان(البته اگر وضعیت جسمی اجازه دهد) ادامه دهیم.

لکن به طرقی میتوان این کودک را اگر خواب باشد را بیدار نمود که از آن جمله می­توان به موارد ذیل اشاره نمود:

سعی کنید خود را در شرایط نا آشنا قرار دهید و با آن محیط کاملاً همراه شوید.

سعی کنید بجای یادگیری بهره­ورانه، یادگیری ماجراجویانه را در پیش بگیرید

سعی کنید عادت­های خلاقانه داشته باشید.

به زیباییهای اطراف بنگرید و با آنها خوش باشید.

سعی کنید زمانی را از وقتتان را به کودکان اختصاص دهید و با آنها وقت بگذرانید.

سعی کنید هر روز یک کار را با تمرکز کامل انجام دهید.

سعی کنید هر روز یک کار را تنها و تنها برای اینکه دوست دارید، انجام دهید.

نکات مثبت هر شخص یا هر کاری را یادداشت نمائید.

کارهائی برای بودن با کودک درون

کار خاصی مد نظر نمی باشد، همین که اجازه بدهید که او بیدار شده و فعالیت نماید، این کودک خوب و بازیگوش، و خلاق، زندگی شما را در دست میگیرد و شما را شاد و با نشاط میسازد.

کل ماجرا، همین بود، بودن و ماندن همراه با کودک درون.

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

کنش و واکنش در دوران بازنشستگی چیست؟

همیشه در این فکر بودم که چگونه است که در خانواده ها،

به بعضی از عزیزان بازنشسته، آن طور که بایسته و شایسته

ارزش و احترام آنان است، رفتار نمی شود و متأسفانه در

پاره ای از مواقع، بجای احترام، حتی مورد حتک حرمت قرار

می گیرند.

در زمانی که بدنبال این رفتار در خانواده ها و کتاب ها گشتم،

به مواردی دست یافتم که در ذیل خدمتتان اعلام می نمایم:

در بعضی از اوقات، فرد بازنشسته با توجه به اعمال و

رفتارهایی که در خانواده و با اطرافیان انجام میدهد، با

عکس العمل و واکنش گاهی اوقات شدید و گاهی اوقات

متوسط مواجه می شوند و چون دیگر آن احترام ها از بین

رفته است، دیگر اطرافیان ارزش و احترامی برای فرد

بازنشسته قائل نیستند.

بنابر این چه باید کرد. چرا هم ما بازنشستگان و هم اطرافیان

نمی توانیم هم دیگر را تحمل، کنش و واکنش منفی یکدیگر

را خنثی نمائیم و زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و

خانواده مهیا نمائیم.

از این رو بر آن شدم که در این مقاله به این رفتار بپردازم و

آن را از منظر علمی و اسلامی بنگرم.

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل در دوران بازنشستگی چیست و چه فرقی با بقیه موارد دارد؟

کنش و واکنش یا همان عمل و عکس العمل همان رفتار و

حرکاتی است که یک فرد انجام میدهد و در نتیجه برابر قانون

عکس العمل یا واکنشی، تقریبا مطابق با آن و در جهت مخالف

با آن انجام می شود.

قانون عمل وعکس العمل ،  یکی از قوانین جهان فیزیکی

ماست ، اما در سطوح بالا تر هم مصداق دارد ، یعنی  نه

تنها در سطح عواطف و ذهن واعمال ما ایجاد عکس العمل

می کنند ،  بلکه گفتار و افکار ما نیز عکس العملی مساوی

و مخالف آن تولید می کنند . یعنی به سوی خود ما باز

می گردند. شاید به همین خاطر زرتشت توصیه به پندار نیک،

گفتار نیک و کردار نیک می کرد .

عمل همان کار، کردار و فعل می­باشد و در اصطلاح  به حرکتی

دارای تأثیر مفید که با هدف­گیری آگاهانه به وجود می­آید، اعم

از این­که به طور مستقیم به انجام دهنده مستند باشد، یا  تابع

هدف شخص دیگری باشد و اعم از آن­که خوب باشد یا بد؛ که

خوب و بد بودن آن به­وسیله­ی قرینه معلوم می­شود و

عکس­العمل به معنای پیامد­­و­ بازتاب­عمل، همان نتیجه، انعکاس

و واکنش می­باشد و در اصطلاح، پیامدها، نتایج، آثار و عوارضی

که پس از عمل رخ می­دهد و به­طور طبیعی با آن نیز رابطه­ی

مستقیمی دارد؛ هرچند که درک مستقیم یا غیر مستقیم بودن

این رابطه، مطلق و یکسان نبوده، برای افراد گوناگون نسبی و

متفاوت است.

و از این نظر در دوران بازنشستگی حائز اهمیت و مهم است،

زیرا که این قانون می تواند ارزش و احترام افراد و بخصوص

عزیزان بازنشسته را از بین ببرد و موجبات اذیت و آزار آنان را

در خانواده و اجتماع فراهم نماید.

برابر قانون سوم نیوتن، هر عملی، عکس العملی دارد، برابر

با آن و درجهت مخالف آن.

و در جهانی که زندگی میکنیم اعمال و حرکات نیز از این قانون

مستثنی نیستند و کوچکترین عمل هر فرد بازتابی در این عالم

دارد چرا که این جهان ، جهانی واحد و یکپارچه است و هر

جزئی از آن مرتبط با جزء دیگر است . زندگی هر موجودی در

این عالم بر زندگی موجودات دیگر تأثیر داشته حتی افتادن

برگ زردی از درختی در یک جنگل انبوه بر سیستم زندگی تمام موجودات این عالم اثر خواهد گذاشت

هیچ گریزی از عکس العمل اعمالمان نیست . عکس العمل هر

عملی به کننده ی آن بر می گردد حتی اگر سالها بگذرد و

کیلومتر ها از آنجا دور شده باشیم باز هم نتیجه ی اعمال و

افکارمان به سوی ما باز خواهد گشت .

خداوند سبحان برای گردش کار آفرینش و نظم و انضباط

بخشیدن به امور هستی سنت ها و قوانینی قرار داده است

که خلقت بر این اساس سامان یافته و اداره می شود.

اندیشه ها، گفتارها و کارهای انسان نیز براساس این قانون

الهی دارای عکس العمل های مناسب است.

علی علیه السلام در حکمت 204 نهج البلاغه می فرمایند :

  اگر به کسی نیکی کردی و او حق شناسی نکرد ،

تو را به کار نیک بی میل نگرداند ، که به جای او از تو

کسی حق شناسی خواهد کرد که تو به او هیچ نیکی

نکرده ایی و تو بیش از آن مقدار که کافر نعمت حق تو

را ضایع کرده است ، از ناحیه بیگانه بهره مند خواهی

شد . خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

چگونه میتوان کنش و واکنش مناسبی در زمان

مناسب داشت؟

برای این منظور باید یکسری از موارد را بپذیریم، و بعنوان

قوانین خاص برای خودمان مد نظر قرار دهیم: از آن جمله

می توان به :

اولین مسئله و مهمترین آن این است که مراقب اعمال و رفتار

خود در این دوران باشیم. و حداکثر کوشش خود را به عمل

آوریم که تفاوت بین نسل ها و زمان ها را به خوبی دریافته و

آنها را قبول کنیم.

زیرا که اگر بدانیم که نیازها در زمان حال، با زمان نوجوانی و

جوانی و حتی بچه دار شدن، ما متفاوت است و هر فردی با

توجه به افکار خود، نسبت به تربیت فرزندان خود، اقدام

می نماید، دیگر در کار تربیت نوه های خود و فرزندان دیگر،

دخالت نمی کنیم.

اگر بدانیم که در این سن، کمی توقع از خودمان و اطرافیان

بالاتر رفته است، و باید در زمانی که چیزی از اطرافیان

درخواست می کنیم به حد ظرفیت آنان باشد، حداکثر تلاش

خود را به عمل می آوریم که توقع خودمان را از دیگران کمی

پائین آورده و درخواست های خود را بیان نمائیم. (گذران عمر

ما، تقصیر اطرافیان و فرزندان ما نمی باشد، بلکه این روزگار

است که مدام در حرکت است، پس هزینه پیر شدن و

بی حوصله شدن ما را اطرافیان نباید بپردازند.)

اگر قبول کنیم که در این سن کمی زود رنج تر از قبل

می شویم، و حداکثر کوشش خود را به عمل آوریم که دیگران

را ببخشیم، نه به خاطر اینکه آنان لایق بخشیدن هستند

(شاید هم باشند و ما بیخود ناراحت شدیم) بلکه خود ما نیاز

به آرامش داریم.

اگر قبول کنیم که دیگران نیز مشغول زندگی خود هستند و

ما باید تا حد امکان، مسیر زندگی خود را خودمان بپیمائیم و

در حداقل موارد از دیگران کمک و یاری بگیریم، مسلماً این

قبول کردن میتواند، درخواست های ما از دیگران و اطرافیان را

به شدت کاهش داده و از طرف دیگر، توانائی خود را در جهت

حل مسائل و انجام راه حل های بهینه دو چندان نماید.

اگر قبول کنیم که فرزندان ما بزرگ شده و هر کدام برای خود

پدر یا مادر یا فرد بزرگسالی شده اند که خود می توانند مسیر

زندگی خود را بیابند، دیگر با آنان سر مسائل کوچک و پیش پا

افتاده درگیر نشده و اجازه میدهیم که بدور از هر گونه کنترلی،

شادی و نشاط در خانواده تسری یابد.

در حال حاضر چه کارهائی باید انجام دهیم؟

از همین الان شروع کنیم به قبول شرایطی که در اختیار ما

نیست و باید آن ها را بپذیریم که با این پذیرفتن ها، می توانیم

علاوه بر اینکه احترام و ارزش خود را همچنان پا بر جا نگه

داریم، شادی و نشاط و از همه مهم تر، سلامتی را به

خودمان و خانواده هدیه نمائیم و از مزایای آن بهره ببریم.

فقط باید بدانیم که هر کنشی، واکنشی دارد، مطابق با

خودش و در جهت مخالف آن

موفق باشید

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

در زمان اشتغال هر روز سر یک ساعت مشخص بیدار شده و مثل

همیشه، بعد از آماده شدن و صرف صبحانه به سوی محل کار عزیمت

می نمائیم. حال بعد از سالیان دراز که به سن بازنشستگی

رسیده ایم، به ناگهان با یک برگه ابلاغ بازنشستگی، در شوک وارد

شده و مثل اینکه یک سطل آب یخ بر روی سرمان سرازیر می شود.

و پس از این واقعه است که دیگر، عنان زندگی از کف خارج میشود و

بعد از خانه نشینی، دیگر هیچ رمقی برای ادامه زندگی و حتی در

بعضی از مواقع، ادامه نفس کشیدن وجود ندارد.

در برخی از موارد، با فرد بازنشسته که مذاکره می کردم، و به ایشان

نحوه گذراندن این دوران را مطرح می نمودم، بعضی از این عزیزان،

متأسفانه دیگر نمی خواستند کاری انجام دهند و تمام توجیه آنها این

بود که ما دیگر کار خود را انجام داده ایم و مشخص است که اگر

همین روال در پیش گرفته شود، فرد بازنشسته، که از کار فارغ شده،

بمرور از زندگی نیز فارغ می شود. اما چه شده که فردی که آنچنان

هر روز به صورت مرتب مشغول کار و تلاش بود، به یکباره و فقط با یک

برگه، چنین تغییرات عظیمی در زندگی و ساختار او صورت می گیرد.

مگر همین فرد نبود که موفقیتهای بیشماری در محل کار، برای خود و

دیگران رقم زده بود؟

مگر همین فرد نبود که تلاشهایش، باعث بهبود بهره وری در محل کار

و زندگی خود شده بود؟

مگر همین فرد نبود که اهداف و برنامه های محل کار توسط ایشان

تعیین و پیگیری می گردید؟

و دهها، مگر و اما و چرا

اما براستی چه شده است که فرد بازنشسته دیگر حاضر نیست به

خودش نیز کمک نماید تا زندگی شاد و با نشاطی داشته باشد. ما

در این مقاله بر آنیم که به این بحث نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

کمک به خود چیست؟

در ابتدا باید تعریفی از کمک به خود داشته باشیم:

انسان معصوم متولد می شود اما راهش از همان لحظه های اول

منحرف می شود و دوباره باید خودش را خلق بکند – انسان تنها

موجودی است که بعد از تولدش باید خودش را خلق کند و اگر موفق

به این کار شد دست به هر کاری بزند مبارک است – زیرا خودجوش

است نورش را از خودش می گیرد و هر عمل خودجوشی کیفیت دارد.

پس بنابر این هیچکس جز خود فرد نمی تواند خودش را دوباره خلق

کند. بدین دلیل است که هیچ فردی نمی تواند به دیگری تا خودش

نخواهد کمک کند.

چرا باید به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

در دوران بازنشستگی، نیز بعضی از عزیزان، فکر می کنند که با

بحرانی روبرو گردیده و در بعضی از مواقع کلاً با زندگی وداع می کنند

و اکثراً خانه نشینی یا پارک نشینی را برمی گزینند. این انتخاب ها،

می تواند شروع یک دور تسلسل باطل را به همراه داشته باشد. زیرا

که هر چه خانه نشینی ادامه دار باشد و شما نخواهید که از

تخصص ها و توانائیهایتان استفاده نمائید، به همان نسبت نیز از

تخصص ها و توانائیها و بالنتیجه، اعتماد به نفس و سلامتی تان نیز

کاهش می یابد.

پس بهتر است که هر چه سریعتر، یک سد مقاوم در برابر این دور

تسلسل ایجاد کرده و خود را مجدداً خلق نمائیم و به خودمان کمک

کنیم که زندگی جدید و پر ازنشاط و شادابی همراه با سلامتی

داشته باشیم.

چطوری به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

اقدامات بیشماری را می توان ذکر نمود، در اینجا به چند مورد از آنها

اشاره می نمائیم:

  • – اول باورکنید که در این جهان تنها نیستید و معبودی که شما را
  • آفریده، شما را تنها نگذاشته و همچنان دستان شما، را گرفته
  • است، لکن این شما هستید که با افکارتان، جلوی حس گرفتن
  • دستان خود توسط معبود را نادیده گرفته اید.
  • – شما باید به چیزهائی که دارید، بیش از چیزهائی که ندارید،
  • فکر کنید.
  • – شکر گزار نعمتهایی باشید که خداوند به شما عطا نموده است.
  • – اتفاقات در گذشته، هیچ ربطی به اتفاقات در آینده ندارد، مگر
  • آنکه شما آنها را به هم متصل نمائید.
  • – روبرو شدن با مشکلات، باعث رشد و پیشرفت دو چندان میشود.
  • – به هر مسئله ای به اندازه همان مسئله اهمیت بدهید، نه بیشتر
  • – اجازه دهید، مشکلات و مسائل در پیش روی شما، قدم بزنند،
  • وارد آنها نشوید.
  • – تجربه شکست، می تواند پیروزی آینده را برای شما رقم بزند.
  • – شما با تجربه ای که دارید، می توانید با انواع مشکلات روبرو
  • شده و آنها را حل نمائید.
  • – شما می توانید احساسات مختلف(غم و شادی) را برای مدتی
  • کوتاه تجربه کنید
  • – شما همان فردی بودید که تا کنون، موفقیتهای بسیاری
  • داشته اید، این موفقیتها می تواند تکرار گردد.
  • – همه چیز می گذرد، پس این نیز می گذرد.
  • – خود را از هم نشینی با افراد منفی برحذر دارید.
  • – خود را مقید کنید که با افراد مثبت ارتباط داشته باشید.
  • – خنده بر هر درد بی درمان دواست.
  • – تصمیمات مهم زندگی را خودتان بگیرید.
  • – خشمگین شدن، تنها شما را نابود می کند نه علت خشم را.
  • – به کودک درونی اجازه رشد و بازی دهید.
  • – اتفاقات، اتفاقی رخ نمی دهند، هر کدام برای خود حکمتی دارند.
  • – تغییرات به صورت جزئی رخ میدهند
  • – نیاز شما به افراد، تنها در افکار شماست، نه در اعمال شما
  • – از مقایسه خود با دیگران اجتناب و با خود مسابقه بگذارید.
  • – از واژگان مثبت استفاده کنید، تا راه حلها، به شما گفته شود.
  • – زندگی مجموعه ای از انتخاب های شماست، پس نگاه کنید
  • که چه چیز را انتخاب می کنید.

حال چه اقدامی انجام دهیم؟

اگر نمی خواهید با عینک مثبت اندیشی به مسائل نگاه کنید، کافی

است، حداقل با عینک بدون شیشه در دوران بازنشستگی به مسائل

نگاه کنید تا مسائل را به همان شکل که هستند بیابید و در جهت

حل آن ها قدم بردارید.

پس همین الان شروع به تغییر نگرش و کمک به خود در این دوران

بازنشستگی نمائید. و آنگاه فواید این کمک کردن را سریعاً دریافت

می نمائید.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

اگر در بین همکاران و دوستان بازنشسته خود جستجو

نمائید، عزیزان بازنشسته ای را خواهید یافت که در کنجی

خزیده اند و کاملاً از اطرافیان خود دوری می جویند و تک و

تنها به فکر فرو رفته اند.

 آیا شما نیز تا کنون با چنین گنجینه های فراموش

شده ای، ملاقات داشته اید؟

آیا می دانید که آنان در خلوت خود، به چه چیزهائی

می اندیشند؟

آیا می دانید که چگونه باید از رفتن این خوبان به داخل

پیله، جلوگیری نمود و زندگی خوب و شادی را برای خود

و اطرافیان رقم زد؟

اینها مسائلی است که در این مقاله قصد داریم به آنها

بنگریم و تا حد ممکن، راه کارهای مقابله با این افکار و

این اعمال را بیابیم.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی به چه معناست؟

کرم ابریشم، یک کرم است که در دو مرحله، به پروانه ای

تبدیل می گردد. و برای انسان از آن جهت مفید است که

از این کرم، نه برای پروانه شدن و پریدن آن، بلکه برای

تهیه ابریشم، استفاده می شود. البته لازم به ذکر میباشد

که برای انسان خود کرم، مفید نمی باشد بلکه تارهای تنیده

شده که خود ابریشم است، ارزش و فایده دارد و بعد از چند

روز، کرمها را بوسیله قرار دادن در آفتاب و انداختن در آب

جوش می کشند و ابریشم پیله ها را مورد استفاده قرار

می دهند،

چرا نباید در دوران بازنشستگی به شکل کرم ابریشم

بشویم؟

حال بعضی از عزیزان بازنشسته را مشاهده می نمائیم که

به علل مختلف، از جمله: احساس تنهائی، ترد شدن از

طرف جامعه، احساس عدم مفید بودن، احساس اضافه

بودن و … به گوشه ای خزیده و سر در لاک خود فرو میبرند

و اگر کرم می بودند تا کنون مقداری زیادی تار در دور خود

می تنیدند. لکن در این مورد، بجای پیله ها، خود فرد

بازنشسته به درد اطرافیان و اجتماع می خورد. و باید طی

اعمالی حساب شده به این فرد بازنشسته، که جزء

گنجینه های گهر بار تلقی شده، کمک نمائیم که از این

لاک بیرون آمده و به دامن پر از مهر و صفای اطرافیان و

اجتماع، بر گردد.

اگر این حالت در لاک بودن توسط عزیزان بازنشسته ادامه

یابد، منجر به بروز بیماری افسردگی گردیده و این فرد، بسیار

مستعد دریافت باقی بیماریها اعم از ساده و صعب العلاج

می باشد. پس باید هم ما و هم خود فرد بازنشسته از بروز

خطر جلوگیری نموده و شادی و نشاط و امید را به این فرد

و خانواده ایشان بازگردانیم.

چگونه باید فرد بازنشسته را از پیله در دوران

بازنشستگی جدا سازیم؟

در ابتدا می بایست، مشخص نمائیم که فرد به چه عنوان

سر در لاک فرو برده و حاضر نیست با احدی صحبت نماید

و همیشه در کنجی نشسته و به اعمال گذشته و ترس

از آینده مشغول می باشد.

  • در ادامه، دیدن این افراد و سرمایه های گرانبهای نیروی
  • انسانی است که باید این افراد توسط اطرافیان به خوبی
  • دیده شوند(دیده شدن به این معنا نیست که با دلسوزی،
  • اقدام به انجام وظائف و مسئولیتهای آنان نمائیم، بلکه
  • آنان نیازمند محبت از طرف اطرافیان هستند، همان
  • محبتی که زمانی که اطرافیان، نیازمند این محبتها بودند،
  • این افراد از ابراز آن، کوتاههی نکرده و همه را در طَبَق
  • اخلاق می گذاشتند).
  • در مرحله بعدی، باید شنونده حرفهای سراسر پرمعنی
  • آنان شویم. زیرا که این عزیزان بخاطر اینکه سالیان زیادی
  • را در شغلها و محلهای مختلف مشغول فعالیت بوده اند،
  • از تجربه و مهارتهای بسیار بالائی برخوردار می باشند،
  • که به نظر نگارنده، برای شنیدن این تجربیات، باید
  • هزینه های هنگفتی پرداخت نمود و باید ممنون بود که
  • این تجربیات را به رایگان در اختیار ما قرار می دهند.
  • در ادامه اعمال، اگر مسائل یا مشکلاتی دارند، چه از
  • نظر جسمی و چه از نظر روحی، این مسائل و مشکلات
  • را بپذیریم و به آنان کمک نمائیم که این مسائل را رفع
  • نمایند. یا اگر امکان رفع در کوتاه مدت وجود نداشت،
  • حداقل آثار مخرب آن را کمتر نمائیم(مانند بی اختیاری
  • ادرار و …)
  • در مرحله بعد، اگر نیاز به همدم و هم صحبت دارند،
  • حتماً در فکر یک همدم یا همصحبت برای این عزیزان
  • باشیم، زیرا که انسان اجتماعی است و نیازمند ارتباط
  • با دیگران، و در این سن، نیازمند صحبت با کسی که
  • بتواند آنان را درک نماید.
  • یکی دیگر از موارد، اگر این عزیزان، دارای نوه می باشند،
  • بهینه است که اقداماتی بعمل آید که حداکثر دیدار و
  • ملاقات مابین بازنشستگان و نوه های آنان برگزار گردد.
  • زیرا که در هر ملاقات، انرژی هائی که هر دو طرف
  • می توانند از یکدیگر کسب نمایند، بسیار زیاد و قابل
  • ذکر می باشد.

  • راههای دیگر را خودتان با توجه به موقعیتها و افراد
  • می توانید با خلاقیت و تجربه خود، بدست آورید.

راههای عملی فوری برای برگرداندن به شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی چیست؟

مطلب خیلی مهمی که در این خصوص وجود دارد، تنها

دانستن موارد بالا نیست، بلکه لازم است از هم اکنون

اقدام نمائید و اگر عزیزی سر در گریبان خود فرو برده، یا

مستعد کناره گیری از جمع می باشد، با اقدامات لازم فوق

یا هر اقدامی که بصورت خلاقانه و تجربه بدست آورده اید،

کاری کنید که این عزیزان دیده شده و احساس مفید بودن

و مثبت بودن همانند سالهای اشتغال خود داشته باشند.

مطمئن باشید، اگر این عزیزان، شادی و نشاط را در زندگی

مجدداً تجربه نمایند، این احساس می تواند در کل خانواده

پخش و همگان از آن بهره مند گردند.

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

در هنگامی که فرد به درجه بازنشستگی میرسد، تعدادی از

نفرات، بازنشستگی را با استراحت مطلق اشتباه گرفته و خود

را کاملاً در خانه زندانی و شروع به استراحت کامل و بی حد و

حساب می نمایند و با توجه به اینکه، همچون یارانه، مقرر است

دیگر ماهانه، یک مقدار پول ماهانه، بصورت مداوم به دستشان

برسد، دیگر هیچ نیازی به کارکردن نمی بینند.

این یکی از بزرگترین مسائلی است که تعدادی از بازنشستگان

گرامی، با آن مواجه هستند، اما در این مورد نیز، هزینه های

ناپیدای دیگر وجود دارد، که متأسفانه تا کنون به حساب نیامده

است، وآن هزینه، هزینه استهلاک می باشد، هزینه استهلاک

که در موقع کار کردن، به وسائل و تجهیزات تعلق می گیرد، در

انسان کاملاً بر عکس میباشد و در صورت عدم کارکرد از هر یک

از اعضاء و جوارح، این هزینه به صورت تصاعدی بالا رفته و در

درجات بالا، فعالیت کامل آن عضو را عملاً غیر ممکن می سازد.

پس عقل سلیم حکم می کند که بعد از دریافت بازنشستگی،

بتوانیم برای خود برنامه ریزی مناسب داشته باشیم  وبتوانیم از

این موقعیت بدست آمده برای رسیدن به هدفهای جدید و بهینه،

استفاده لازم را بنمائیم.

هزینه های عدم فعال بودن در دوران بازنشستگی

همانگونه که در قسمت قبل اعلام شد، جهت فعال نبودن در

زمان بازنشستگی، باید هزینه ­هائی را پرداخت نمود که از آن

جمله می­ توان به عدم کارکرد بعضی از اعضاء و جوارح اشاره

نمود، مثلاً در صورت عدم استفاده از عقل و ذهن، بیماری آلزایمر

از اولین هزینه هائی است که باید دریافت نمود، و همچنین عدم

استفاده از عضلات بدن، نیز بیماریها و مسائل و مشکلات را به

سمت بدن، راهنمائی و هدایت می نماید.

در این خصوص می توان به یکی از اقوام اینجانب اشاره نمود که

متأسفانه به علت عدم استفاده از پای خود، بعد از جراحی، تا

آخر عمر نتوانست آن پا را صاف نماید و بصورت چهارزانو، تمام

باقیمانده عمر خود را سپری نمود و بچه های این بنده خدا،

مجبور بودند برای جابجائی ایشان، تنها در خانه، ایشان را بغل

کرده و جابجا نمایند.

مزایای فعال بودن در دوران بازنشستگی

حال که به هزینه های عدم فعال بودن، اشاره شد، لازم است

که مزایای فعال بودن در زمان بازنشستگی را نیز ذکر نمود. و آن

چیزی نیست غیر از سلامتی و شادابی، اگر به اطراف خود

نظری بیفکنید، نفرات بسیاری را خواهید  دید که پس از

بازنشستگی، تنها تعویض مکان خدمت انجام داده، یا به دنبال

علائق خود رفته و خدمت جدید و یا کار جدیدی را شروع نموده

اند، یا اگر از نظر مالی، کاملاً مستقل هستند، نیز به کارهای

عام المنفعه، و خیریه پرداخته و علاوه بر اینکه نام خود را در

لیست خیرین و نیکوکاران زمان ثبت و ضبط نموده اند، سلامتی و

شادابی و نشاط را نیز برای خود به ارمغان آورده اند.

خوب در زمانی که سلامتی و شادابی در زندگی روی خود را

نشان دهد، مطمئناً مشکلات دیگر در آن زندگی جائی برای خود

نمائی نداشته و به ناچار، محل را تخلیه می نمایند و نمیتوانند

مانع خوش بودن آن بازنشسته را فراهم نماید.

مقایسه بازنشسته فعال با بازنشسته غیر فعال

مطمئناً شما نیز مانند نگاره، افراد مختلفی را در هر دو گروه

بازنشسته(فعال و غیر فعال) مشاهده نمودید، مثلاً بازنشسته

ای که در سنین 90 سالگی نیز همانند جوانان مشغول کار و

تلاش و فعالیت هستند و بازنشستگان 60 تا 70 ساله که

متأسفانه باید توسط نزدیکان خود، جابجا شده و تنها نظاره گر،

گذران عمر خود باشند.

شما واقعاً کدامیک را انتخاب می کنید، بازنشسته جوان 90

ساله یا بازنشسته پیر 60 ساله؟ این انتخاب خود شماست که

کدامیک از این دو عزیز را برای الگوبرداری خود انتخاب میکنید.

 

مسلم است حال که مشغول مطالعه این مقاله هستید، مطمئناً

بازنشسته پیر 60 ساله را به هیچ وجه انتخاب نخواهید نمود،

زیرا به دنبال شادی و نشاط در زندگی هستید که این سایت را

انتخاب نمودید، پس لطفاً از همین الان، یک ورق و یک خودکار به

دست گرفته و برنامه آینده خود را برای داشتن زندگی خوب و

سراسر سالم و شاداب و با نشاط، بنویسید. زیرا همانگونه که

می دانید، قدرتی که در نوشتن است، در مسائل دیگر یافت

نمی شود.

موارد قابل برنامه ریزی جهت فعال بودن در زمان بازنشستگی

در کتاب الهی پیر شی، و نیز مقالات متعدد نوشته شده توسط

اینجانب، بارها به مسائل مختلف جهت برنامه ریزی برای فعالیت

در دوران بازنشستگی، اشاراتی شده است. و در اینجا مجدداً

بعضی از مواردی که میتوان برای دوران بازنشستگی خود،

برنامه ریزی نمود، را مجدداً یادآوری می نمایم.

اولین مسئله ای که باید جهت فعال بودن، برای آن برنامه ریزی

انجام شود، ورزش می باشد، که اگر در ابتدای صبح نیز باشد،

بمراتب اثرگذاری آن بیشتر و بیشتر میگردد.

دومین مسئله ای که فعال بودن را با نشاط تر می نماید، بحث

درآمد است، باید در این دوران، به سراغ فعالیتهائی رفت که

افزایش درآمد ما را نیز در پی داشته باشد، زیرا که بحثهای

اقتصادی از بهترین انگیزاننده ترین مباحث است و می تواند،

همیشه انگیزه لازم را برای فعال بودن در دوران بازنشستگی به

ما بدهد.

سومین مسئله، بحث اشتغال است، چه بتوانیم با سرمایه

گذاری های مختلف، درآمد خود را افزایش دهیم و چه بخاطر

مسائل مختلف، نتوانیم، در هر صورت، باید خود را مقید نمائیم

که مبحث اشتغالی برای خود ایجاد نمائیم که بتواند اشتغال ما

را تضمین نماید.

 البته لازم به ذکر می باشد که منظور ما، کار کردن از ابتدای

صبح تا نیمه شب نمی باشد، زیرا که با افزایش سن، بعضی

افراد(که نگارنده مخالف این افکار می باشد)، فکر می کنند که

توان خود را از دست داده اند، و دیگر توانائی کار کردن ندارند، در

صورتی که با مصاحبه ای که پیرمردی 110 ساله داشتم، ایشان

همچنان مشغول انجام فعالیتهای خود بود، و بدون نیاز به کمک

کسی، کارهای مربوط به زندگی خودش را انجام میداد. پس هر

گونه فکر کنی، بدن نیز در همان راستا با شما همگام خواهد

شد.

چگونه می توان این فعالیتها را هدفمند نمود.

یکی از اصول اولیه برنامه ریزی آن است که برای خود هدف

داشته باشیم، اگر در برنامه ریزی اولیه خود، اهداف خود را در

نظر داشته و آنها را نوشته باشیم، برنامه ریزی به مراتب می

تواند مسیر ما را در رسیدن به فعالیت هدفمند هموارتر نموده و

ما را خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کنیم، به سلامتی و

شادابی و نشاط برساند.

پس از همین الان شروع به برنامه ریزی نموده و از نیمه دوم عمر

خود(بازنشستگی) بهترین استفاده را ببریم، زیرا که این نعمتی

است که خدا، به ما اعطا نموده است.

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

این جمله قشنگ رو یکی از دوستان شرکت کننده در دوره جامع

سخنرانی و فن‌بیان بیان نمودند و استاد ما در یکی از پست های

اینستاگرام خود، در باره آن یادداشتی به شرح ذیل مرقوم نمود:

(“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

تشبیه جالبیه، بارها ابرها رو به شکل‌های مختلف دیدیم، اما تا

یه لحظه حواسمون پرت میشه وقتی دوباره به ابرها توجه می‌کنیم

دیگه اون شکل رو نمی‌بینیم. چون ابرها به سرعت در حال گذرند.)

دقیقاً مثل فرصت‌ها

و چه فرصت‌هایی رو در دوران اشتغال و حتی در دوران پیشکسوتی

از دست دادیم.

چه فرصت هائی را در دوران اشتغال و در دوران پیشکسوتی باید

با خانواده و فرزندان خود سپری می نمودیم و سپری نکردیم…

چه فرصت هائی را باید به خودمان می رسیدیم و نرسیدیم ….

چه فرصت هائی را باید برای خودمان فکر میکردیم و اینکار رو

نکردیم……

چه فرصت هائی را باید برای سلامتی خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای تفریح خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای دوست داشتن استفاده می کردیم و

بجای آن برای کینه و نفرت استفاده کردیم…

و چه فرصت هائی ……..

“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

فرصت نیز عبارت است از موقعیت مساعد برای موفقیت فرد،

سازمان و جامعه در رسیدن به یک هدف.
و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

استفاده از واپسین لحظات عمر(البته به قول بعضی از افراد).

چون در این دوران فرصت ها محدود هستند.

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

لحظاتی که میتوان همراه با خانواده و اطرافیان بود و شاد و با

نشاط زندگی را گذراند.

چرا باید از فرصتها در دوران پیشکسوتی حداکثر استفاده

را بنمائیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید بعضی از لحظات و

زمانها دیگر تکرار نشود. بسیاری از عزیزان و همکاران بودند که

میخواستیم چیزی به آنها بگوئیم یا طلب بخشش از او نمائیم،

لکن عمر آن ها به سر رسیده و دیار فانی را وداع نمودند.

و نیز بودند تعدادی از عزیزان که می خواستند در مراسم شادی

فردی شرکت نمایند اما بر حسب اتفاق در مراسم ختم یا تدفین

فرد شرکت نمودند.

فرصت به خودی خود، مثل ابر، همیشه در گذران است، و فرصت

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از سرعت بیشتری برخوردار

است زیرا که متأسفانه برخی از عزیزان پیشکسوت، عملکرد خود

را بسیار کند نموده و بسیار آهسته به سمت اهداف و کارهای خود

رهسپار می گردند.

پس بهینه است که هر فرد، با توجه به زمان باقیمانده از عمر خود،

بتواند حداکثر استفاده را از این دوران ببرد.

از این فرصت زودگذر، برای رسیدگی به وضعیت جسمی و روحی

خود، استفاده لازم را برده و این فرصتهای طلائی را به بهترین شکل

بهره ور نمائیم.

و از این فرصت ها ناب، برای عشق ورزیدن به همسر، عشق ورزیدن

به فرزندان، عشق ورزیدن به اطرافیان و اجتماع استفاده نمائیم و

از این فرصت جهت شاد و بانشاط نمودن خود و خانواده و اطرافیان

کمال استفاده را ببریم.

از این فرصت در جهت بر طرف نمودن دلخوریها و ناراحتیهای اطرافیان

و درصدد صلح و دوستی برقرار کردن بین اطرافیان استفاده نمائیم.

تا کنون چه فرصتهائی را در طول عمر خود از دست داده اید،

حال برای استفاده از باقی عمر پس پیشکسوتی چه

برنامه ای دارید؟

حال شما بفرمائید که تا کنون چه فرصت های نابی را از دست

داده اید؟

و برای اینکه از فرصتهای باقیمانده استفاده بهینه نمائید، چه

برنامه ای دارید؟

سن که رسید به پنجاه ......

سن که رسید به پنجاه ……

شعری در خصوص رسیدن به سن پنجاه سال، و افکار

نامناسب در خصوص این سنین، را یافتم، خالی از لطف

نیست که آنرا با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

??کی گفتَه سن که رَسید به پنجا، فشار میا به چَندجا‼️‼️
??????
سن كه رسيد به پنجاه      تازه ميشى روبراه
عقل تو كامل شده           ذهن تو بالغ شده
تازه ميشى مهربون           با همگان ،همزبون
دنيا برات ، فان ميشه         برنامه هات ، ران ميشه
بادِ سرت ، كم ميشه         دنيا جلوت ، خم ميشه
خوب و فروتن ميشى         قوى و پيلتن ميشى
قدرِ تو ،بالا ميره                وصف تو ، هر جا ميره
غصه ازت ، دور ميشه        چشم حسود ، كور ميشه
اگر كه ورزش كنى             تمرين و نرمش كنى
سالم و سرحال ميشى      جوون و قبراق ميشى
ميتونى برى تا توچال          روان و خوب و خوشحال
بخور هر آنچه خواهى          مرغ و برنج و ماهى
كلسيم و شير و ماست       بشنو تو اين حرف راست
سبزى و ميوه حتماً             قند و شيرينى ،اصلاً
شور نكنى ، خوراكت           تا كم كنى ، فشارت
چربى و فسفود ، نخور         كه دورشى از، مرده شور
ازين به بعد ، نيت كن           قلبتو ، تقويت كن
تو پارك برو پياده                  بى قمپوز و افاده
مثل شما ، زيادن                محكمو و واندادن
مبادا ، دِپْرِس، بشى            نحيف و بيحس بشى
خنده نره ، ز لبهات               شادى نره از چشات
اميدو ، جستجو كن               بگردو ، زندگى كن
لحظه ها رو ، شادى كن        خوش باش و خوشحالى كن
اگر كه شادى كنى               كورتيزولو ،كم كنى
دوچرخه يادت نره ?             پا بزنى ، بهتره
با جوونا بُر ، بخور                  دوغ و دلستر ، بخور
گاهى هوايى بخور                نون و كبابى بخور
با ريحون و تُربچه                   ترشى تره ، پيازچه
بازى كن و بچه شو                كودك ِ پاينده ، شو
با بچه ها بازى كن                 شوخى و طنازى كن
اينا همش ، بهونس                مثل شما ، يه دونس
اينكه ميگن ، خيلى ها            فشار مياد به چن جا
قبول ، ولى چه باكِت               مشو خموش و ساكت
كنون شنو ، پندِ من                 فاميل ِ دلبندِ من
سن كه ملاك نميشه               دلت بايد جوون شه
پيرى كه خوش زبونه                 عين جوون ، ميمونه
همه ميان ، كنارش                   صفا كنن، با حالش
قصه ميگه ، براشون                 عوض ميشه ، هواشون
بچه ها ، غرق رؤيان                 بابا بزرگو ، ميخوان
مامان بزرگ ، كجايى                امشب پيشم ،ميايي؟
درخت اگه پير ميشه                پهن و فراگير ميشه
سايه ميده ، فراوون                 تو گرماى تابستون
خلاصه سن پنجاه                    مياد سراغ شما
اما بايد شد ، رها                     ز فكرِ سنِ بالا
فقط ، مراقبت كن?                با سن ، مطابقت كن
زندگى كن ، سلامت?            بى آمپاس و بى زحمت
براى فاميلامون                       دعاى زيرو ،بخون
فاميلِ زير پنجاه?                   اميد مايى ،والاه
فاميل ِ سن پنجاهى               مريض نشى الهی ???

? نمیدونم شاعرش کیه، ولی هرکه هست ، دمش گرم،

خدا عمر باعزت بهش بده.
تقدیم به همه عزیزان  50 سال به بالا??

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

بسیاری از کسانی که تا کنون با آنها مذاکره نموده ام و در مورد

زندگی آنان به تحقیق پرداخته ام، بر این باور هستند که تنها

دوران اشتغال که انسان توانائی دست و پنجه نرم کردن با

مسائل و مشکلات زندگی را دارد و توان جسمی و روحی کافی

برای مقابله شدن با آنها را دارد، زندگی خوب معنا دارد و به هیچ

عنوان حاضر نیستند که باور داشته باشند که می توان در دوران

بازنشستگی نیز زندگی خوب و رویائی داشت.

به همین خاطر، بر آن شدم که در این خصوص مطالبی را به

اختصار بیان نمایم.

زندگی خوب چیست؟

زندگی به فاصله بین تولد تا مرگ اطلاق میشود و خوب به نیز به

معنای خیر و شر و در کل زندگی خوب به زندگی گفته میشود

که انسان از خودش و محیط و اطراف خود راضی باشد و از

زندگی کردن لذت ببرد. و این زندگی خوب، نسبی است و برای

هر کسی و در هر جائی معنای بخصوص به آن فرد را میدهد.

چرا زندگی خوب مهم است؟

به این دلیل زندگی خوب مهم است که هر فرد تنها یک بار در

طول عمر خود زندگی خواهد نمود و اگر این یکبار نیز خوب

نباشد، که دیگر ارزش زندگی کردن از بین می رود.

انسان از بدو تولد تا پایان عمر خود، در صدد است که بهترین

زندگی را برای خود مهیا نماید. شاخص هائی که برای داشتن

یک زندگی خوب تا کنون مطرح شده است، از قبیل: خندیدن،

خلاقیت، دوستان خوب، معنویت و خانواده، مهربان بودن، بی

تفاوت نبودن به زندگی، دوری از زیاده روی، اولویت دادن به خود،

مهربان بودن، انجام ندادن کارهای احمقانه، بد نخواستن برای

دیگران و ….  همگی می توانند داشتن یک زندگی خوب را در

طول حیات عمر تضمین نماید، لکن این مباحث، باید با کمی

تغییرات در دوران بازنشستگی با آنها روبرو گردید.

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی، زندگی خوب داشت؟

یک زندگی خوب در دوران بازنشستگی را میشود در سه وجه

تعریف نمود:

  • زندگی هدفمند که به زمان ها، آرمان ها و هدف های معنادار

متمرکز است.

  • دارا بودن پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • دارا بودن حس حرمت و عزت نفس و داشتن ذهنی مثبت گرا

لطفاً هم اکنون نسبت به نوشتن سه زمان مهم، سه آرمان و

سه هدف مهم زندگی خود اقدام نمائید:

1-

2-

3-

هر کدام از این معیارهای یاد شده، بخش مهم و اساسی را در

کسب و توانمندی  یک زندگی خوب برای تمامی سنین فراهم

می کند و دارا بودن این سه وجه در زندگی، دوران بازنشستگی

موفقی را به دنبال دارد.

دوران بازنشستگی موفق به سازگاری و کنار آمدن خود نیز

بستگی دارد چرا که در مرحله اول، پذیرش و در مرحله دوم کنار

آمدن با کاستی ها و محدودیت های جسمانی، روانی و

ناملایمات زندگی است و در مرحله سوم، جبران این موارد می

باشد.

که اگر هر سه مرحله به خوبی انجام شود، می تواند منجر به

داشتن یک زندگی خوب و موفق در دوران بازنشستگی گردد.

لذا لازم است هم اکنون سه مرحله فوق را برای خود، مکتوب و

در جهت رسیدن به این مراحل زمانبندی لازم را ارائه نمائید. امید

که بتوانیم با کمک یکدیگر زندگی خوبی در دوران بازنشستگی

برای خودمان و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در دوران بازنشستگی چگونه باید باشد

صبح مانند هر روز، ساعت 5 صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می­شود و پس از نماز و ورزش، جهت خرید نان به نانوائی محل رفته و پس از خرید نان، به شور و شوق به سمت خانه برگشته و سماور را روشن کرده و وسایل صبحانه را حاضر کرده و خود را برای بیدار نمودن خانواده آماده می­نماید.

خانم خانه و اهل خانه پس از بیدار شدن از خواب ناز، شروع یک روز بسیار خوب و زیبا آغاز می­نمایند. در کنار خانواده یک صبحانه دلپذیر را تجربه می­کنند. پس از صرف صبحانه، هر یک از اهل خانه، برای رفتن به محل کار خود به اطاقهای خود رفته و لباس­های رسمی خود را پوشیده و پس از خداحافظی به سر کارهای خود می­روند.

مرد یا زن بازنشسته، که سالهای سال پس از صبحانه به همراه بقیه افراد برای رفتن به سرکار آماده می­شدند، اینبار، باید در منزل مانده و منتظر برگشت اهل خانه گردند. این منتظر ماندن ها و تنهائی­ها و فکر کردن­ها، برای بعضی از عزیزان بازنشسته لذت بخش نیست و کم کم اخلاق خوب و زیبای آنان را دچار اختلال می نماید. و بنای ناسازگاری را با خانه و اهل خانه می نمایند.

این داستان یکسری از بازنشستگانی است که روزگار می گذرانند.

بعد از بازنشستگی، تعدادی از عزیزان که دارای تخصص و سن پائین­تر هستند و یا از قبل برای خود شغل دومی دست و پا کرده­اند، همچنان پس از بازنشستگی به کار مشغول می­گردند و عملاً مثل سابق و گاهاً بسیار کوشاتر از سابق به کار خود ادامه می­دهند. لکن بعضی از عزیزان که دارای تخصص نبوده و یا کمی سن آنها بالا رفته و یا تلاشی در جهت ایجاد کار دومی برای خود ننموده باشند، لاجرم مجبور به خانه نشینی می­گردند.

اگر این قشر عزیز از خانم­ها باشند، مشکلی بوجود نخواهد آمد و فرد بازنشسته با خاطری خوش و در کمال آرامش به کارهای عقب افتاده زمان اشتغال مشغول می­گردد و تا مدتها سر خود را با انجام آن کارها، مشغول می­نمایند و پس از آن نیز خود را با فرزندان و نوه­ها مشغول می­سازند (مانند یکسری از همکاران خانم اینجانب که وظیفه نگهداری از نوه­های خود را به عهده می­گیرند، و از این فرصت بدست آمده، علاوه بر کمک به فرزندان خود، مشغولیات جدید و دلنشینی برای خود مهیا می­نمایند).

اما اگر این بازنشسته از آقایان باشند، بحرانی متوجه خانه و خانواده میگردد و این افراد معمولاً به دو صورت عمل می­نمایند یا به پارک می­روند و آنها با دیگر هم کیشان خود، روزگار میگذرانند، یا در خانه نشسته و بعلت اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارند، مرتب به مسائل دیگران سرک کشیده و خود را در آن مسائل سهیم می نمایند و خانواده نیز که عمری را خود با مسائلشان کنار آمده اند، دچار مشکل و بحران می نمایند.

حال برای رفع این مسائل، باید به چند سئوال اساسی پاسخ داد:

اصلاً چگونه باید با فرزندان که همگی یک نسل بعد از ما هستند رفتار نمود؟

فرزندان چگونه باید با بازنشستگان رفتار کنند؟

احترام بازنشستگان به چه صورت تأمین میگردد؟

و …

اینها تعداد سئوالاتی میباشد که هر یک از بازنشستگان مایل هستند که جوابی برای آن بیابند.

من در این مقاله سعی دارم که تا حد ممکن به این سئوالات پاسخ دهم.

قبل از پاسخ به این سئوالها ابتدا باید رابطه را معنی نمائیم.

رابطه به هر نوع پیوند و بستگی معنی پیدا کند، برای اینکه پیوندها درست برقرار گردد، نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

روابط بازنشستگان با اطرافیان چگونه باید باشد?

در ابتدا باید بدانیم که بحث روابط از خود بازنشستگان شروع میشود و اینکه دیگران با ما چه رفتاری دارد، به رفتار و منش ما با دیگران مربوط میشود و از قدیم  گفته اند به هر دستی بدهی با همان دست میگیری. پس بنابر این نحوه رفتار بازنشسته با اطرافیان بسیار با اهمیت می باشد.

بعضی از همکاران ما، در زمان بازنشستگی و وقتی که به نزد دیگر همکاران شاغل خود میروند، با کوله باری از تجربه چنان، با دیگران  محکم و با صلابت برخورد می نمایند که دیگران از این صلابت درس گرفته و آنها را با احترام برخورد می نمایند.

عدم تفاوت بین بازنشستگی و اشتغال

تعدادی از همکاران در زمانی که به بازنشستگی نائل می­گردند، بر اساس آموزه­های اشتباه گذشته، فکر میکنند که از این به بعد، با دیگران خیلی تفاوت دارند و باید رفتارهای آنها کاملاً عوض گردد، هر چند که بخاطر اینکه تجربه چندین دهه کار در شغل مربوطه را به همراه دارد، باید رفتارهای پسندیده­تر و بهتری از خود بروز دهد، لکن این تجربه­ها در زندگی و برخورد با مسائل می تواند راه گشای ما باشد، و برخورد با همکاران و دیگر افرادی که زمانی با آنها در زمان اشتغال مراوده داشتیم، باید همچنان مثل گذشته و حتی صمیمی­تر از گذشته باشد.

این تفکر که من دیگر به خط پایان نزدیک گردیده­ام را از سر خود بیرون نمائید. زیرا که تعداد نفراتی که هم اکنون در اطراف ما در سنین بالای 95 سال زندگی بسیار خوب و سراسر با نشاطی را تجربه می­کنند بسیارند و می­توانند الگوهای بسیار خوبی برای ما باشد و بدانیم که تازه به دوران زندگی دوم خود وارد گردیده­ایم.

بروز بودن بازنشسته

با پیشرفت تکنولوژی و افزایش وسائل الکترونیکی روزآمد و پر کاربرد و در دسترس بودن این وسائل برای همگان، مسلماً خیلی از اطرافیان و اجتماع، دچار تغییرات همراه با تغییرات تکنولوژی می­گردند. این تغییرات هم لحاظ رفتاری و هم از لحاظ تکنولوژی است.

در زمان ما، بچه ­ها تنها در ساعاتی از روز به تلویزیون دسترسی داشتند. صدا و سیما نیز به جز چند کانال، دیگر چیزی برای ارائه نداشت، لکن در زمان حال، علاوه بر افزایش روز افزون کانالهای صدا و سیما، ماهواره نیز پا به عرصه وجود گذاشته و هزاران کانال نیز توسط این وسیله، به خانه­ها وارد گردیدند. هر کانال، یک فرهنگ مختص به خود را اشاعه و تبلیغ می­نماید. از اینها گذشته، اینترنت این غول اطلاعات نیز با آمدن به سرای خانه­ها، بسیار از کانالهای نامربوط و قابل جستجو را در اختیار خانواده قرار میدهد.

با وجود چنین وسائلی، اجتماع دچار تغییرات فزاینده­ای گشته و لازم است که بازنشستگان گرامی، برای ارتباط با دیگران، ابتدا نسبت به بروز بودن و یادگیری استفاده صحیح و مناسب از وسائل جدید اهتمام جدی داشته باشند. و در صدد شناختن رفتارهای جدید اطرافیان بخاطر فرهنگ­های ارسالی از اطراف برآئیم.

روابط اطرافیان با بازنشستگان

حال که روابط بازنشستگان با اطرافیانشان را مورد بررسی قرار دادیم، جا دارد که به طرف دوم رابطه، یعنی اطرافیان بپردازیم و بدانیم که روابط اطرافیان با بازنشستگان باید چگونه باشد.

بسیاری از اطرافیان بازنشستگان از رفتارهای بازنشستگان گله دارند و نمی­توانند این رفتارها را برای خود حلاجی و با این رفتارها کنار بیایند، اما باید این عزیزان این مطلب را مد نظر قرار دهند که بسیاری از این رفتارها از طرز رفتار خودشان با بازنشستگان نشأت می­گیرد.

مسلم است که زمانی که سن بالا میرود، توقع نیز بالا میرود و بازنشستگان از دیگران توقع دارند که به حرفهای آنها گوش دهند، لکن این مسأله اصلی را فراموش کرده­اند که تفاوت بین نسلها وجود دارد و نباید این تفاوت را ندیده گرفت.

هم فرد بازنشسته و هم اطرافیان باید بدانند که حداقل فاصله یک نسلی بین آنها وجود دارد و اینکه توقع داشته باشیم که براحتی حرفهای همدیگر را درک نمائیم، کمی دور از منطق می­باشد.

دیدن  بازنشسته:

چند شب قبل از نوشتن این مطلب، مجبور شدم که دخترم را برای اینکه مشکل داشت به مطب دکتر ببرم، در آنجا زمانی که منتظر بودیم که نوبت ما برسد و به اطاق پزشک برویم، پیرمردی 85 ساله به همراه پسرش وارد درمانگاه گردیدند و پدر به سختی و به کمک پسر بر روی صندلی قرار گرفت و من منتظر بودم که شرایطی فراهم گردد که بتوانم با این پیرمرد سخن را آغاز نمایم.

بعد از لحظاتی پیرمرد این بهانه را به خوبی به دست من داد و در جواب سئوال پسر که چرا اینقدر سخت بر روی صندلی نشست، اظهار داشت که چون به آخر خط رسیده این مسائل بسیار طبیعی میباشد و نباید پسرش غصه بخورد.

همین یک کلمه، بهترین بهانه برای شروع سخن من با ایشان بود. من پیش این پیرمرد رفته و از ایشون میزان سنشان را سئوال کردم، حدود چند دقیقه­ای فقط بر روی اینکه چندین نفر بالای 95 سال هستند که زندگی خیلی خوبی دارند و هنوز امید به زندگی دارند و …. صحبت کردم. سپس این پیرمرد، که در ابتدا با ناله سخن میگفت، سکان بحث را کاملاٌ در دست گرفته و بحث شیرین و بدون توقف خود را آغاز نمود. به صورتی که بعد از 20 دقیقه هنوز سخنانشان تمام نشده بود.

پس از 20 دقیقه نوبت رفتن پیش پزشک، به ما رسید و ما به سمت مطب پزشک حرکت و پس از ویزیت دخترم و بعد از اینکه از مطب بیرون آمدیم، نوبت آن پیرمرد شد که به نزد پزشک برود. نکته  جالب اینکه، همین پیرمردی که به سختی وارد درمانگاه گردید و به سختی بر روی صندلی قرار گرفت، بدون نیاز به کمک کسی و فقط با تکیه بر عصای خویش ایستاده و پس از خداحافظی با اینجانب به سمت مطب پزشک قدم برداشت.

می بینید که در این داستان من کار خاصی انجام ندادم. تنها سعی کردم این پیرمرد، که جوانی بانشاطی داشته را تا حدودی ببینم و نتیجه آن حرکت پیرمرد بدون کمک دیگران بود. این میتواند بعنوان نقطه شروع هر رابطه ای با هر بازنشسته ای باشد،

بازنشسته بعد از بازنشسته شدن، و بعلت اینکه دیگر نان آور خانه نمی باشد، یک حس خیلی غریب و تنهائی را دارد، که اگر اطرافیان نتوانند این حس تنهائی را چاره سازی نمایند، این ارتباطات به مرور کمرنگ تر و کمرنگ تر میگردد.