مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

  • نسبت به تجربة چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.
  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.
  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.
  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.
مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کیست؟

مسئول مسئله ها و ناملایمات را در مواجه به اکثر پیشکسوتان(بازنشستگان) جویا می شدم.

تعدادی از  این عزیزان، همه را غیر از خود، مسئول می دانستند.

در چند روز اخیر، جلسات مختلفی با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) داشتم

و در آن جلسات، گنجینه های نیروی انسانی، اکثر تقصیرات و مسئله های

خود را به گردن محیط پیرامون، دولت، اداره و … می انداختند.

و از هر مسئله ای که نام میبردم، آنها بی تأمل،

به گله و شکایت از وضعیت زمانه و اوضاع خراب محیط مشغول می شدند.

حال سئوال این است که آیا واقعاً مسئول مسئله ها و ناملایمات زندگی فرد دیگری است؟

ما باید کجا بدنبال مسئول مسئله و مشکلات و … زندگی خود بگردیم؟
در این مقاله، این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

مسئله ها و ناملایمات زندگی چیست؟

مسئول شماره سه
مسئله به مطلب، حاجت و موقعيتي اطلاق مي شود كه در آن فرد چيزي را طلب مي كند ،

ولي نمي داند كه چگونه به طور مستقيم به آن دست يابد .

و ناملایمات در فرهنگ لغات به دشواری‌ها، سختی‌ها، صعوبت، مشکلات اطلاق می گردد.

در کل، مسائل و ناملایمات به کلیه حاجت ها و دشواری هایی اطلاق می گردد که در زندگی در سر راه ما قرار می گیرد.

چرا ما باید خود مسئولیت کامل مسائل و ناملایمات زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به عهده بگیریم؟

اگر درست به وضعیت خودمان بنگریم، متوجه می گردیم که کلیه مسائل و ناملایماتی که در زندگی برایمان

روی می دهد، همه دسترنج خودمان است و اعمالی که توسط خود ما انجام می شود نتایج مختلفی

را برای ما رقم می زند.

حال اگر در کلیه موارد بدنبال مقصر بگردیم و به جای اینکه انگشت اتهام را به سمت خود گرفته،

اطرافیان و محیط را مقصر بدانیم، هیچ قدم مثبتی که برنداشته، بلکه با مقصر دانستن بقیه،

تنها راه را برای اصلاح خود رفتار های ناصحیح خود می بندیم.

پیشنهاد می شود مقاله چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان مسئولیت کامل مسئله ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به عهده گرفت؟

مسئول شماره پنج
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان

را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد.

همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته،

با خودتان صادق باشید.

از همین لحظه شروع کنید…
برای اینکه مسئول زندگی خود باشید، باید از همین لحظه و همین الان قبول

مسئولیت زندگی خود را شروع نمائید.

برای شروع باید موارد ذیل را مدنظر قرار دهید:

1 – اولویت‌هایتان را برای حل مسئله مشخص کنید

اولویت شما در این لحظه چیست؟
اولویت شما در 5 روز آینده چیست؟
اولویت شما در ماه آینده چیست؟
و اولویت شما در سال آینده چیست؟
مسلماً آنچه که امروز اولویت شماست، در چندین سال آینده اصلا برایتان مهم نیست،

چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید

و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

2 – مسئولیت کامل مسئله های زندگی خود را به گردن بگیرید

اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد،

باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند.

خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.

3 – ارزش خودتان را بشناسید

ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.

4 – اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند

یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید.

دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر می‌کنید ناعادلانه تمام شد،

بیهوده‌گویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا

زمان مرگ نمی‌توانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید،

مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.

5 – خودتان را دوست داشته باشید

بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد،

با همه نقص‌ها، زشتی‌ها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان

داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.

6 – توانایی‌ها و ضعف‌های خود را بپذیرید

با خودتان راحت باشید و اعتمادبه‌نفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای

مقایسه خودمان با دیگران تلف می‌کنیم و افسوس می‌خوریم که کاش کس دیگری بودیم.

هر کسی توانایی ها و ضعف‌های خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم

را بپذیریم، خواهیم توانست از توانایی‌هایمان استفاده کنیم.

7 – در روابطتان صادق باشید

خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید،

وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.

8 – هیچوقت از خودتان نا امید نشوید

این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را می‌کند.

قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده می‌شود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود

پیدا می‌کند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که می‌خواهید باشید دیر نیست.

مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید

اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیک‌تر هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

تمام کارهائی که انجام می دهیم رفتار ماست و وقتی

سن ما از 50 می گذرد، و به اصطلاح بعضی از افراد این

جامعه، به سمت پیری سوق پیدا می کنیم، به گفته

بعضی از همان افراد، قوای جسمی تحلیل می رود و

تمام افکار و ذهن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را

مشغول تحلیل قوا می نماید و این در حالی است که

تحلیل قوا، خود از محل دیگری برای این کار دستور

می گیرد.

اینکه ما تا چه حد میتوانیم در تحلیل قوای خود دخیل

باشیم، مقوله ای است که می خواهیم در این مقاله

به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می کنم، مقاله احترام به خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ماشین رفتار چیست؟

ویلیام گلسر از روانشناسان برجسته، تعریفی از رفتار

دارد که در حدی با تعریف عمومی متعارف از رفتار فاصله دارد.

گلاسر ترجیح می‌دهد برای ایجاد تمایز با معنای متعارف،

آن را «Total Behavior» یا رفتار کلی بنامد.

او برای اینکه تصویری را که از «رفتار» در ذهن دارد،

شفاف‌تر کند از استعاره‌ای به نام «ماشین رفتار»

استفاده می‌کند.

او معتقد است کلیه کارهائی که ما انجام می دهیم از

رفتار های ما سرمنشاء می گیرد و این رفتارهای ماست

که زندگی ما را رقم می زند

و در خصوص رفتار، استعاره ماشین رفتار را بیان می نماید.

همانگونه که ماشین برای رفتن به جلو بوسیله چهار چرخ

حرکت می کند، ماشین رفتار ما نیز از چهار چرخ، استفاده

کامل می نماید.

دو چرخ جلو، که هدایت ماشین را در دست دارند، افکار و

اعمال ما هستند، و دو چرخ عقب که پیرو دو چرخ جلو هستند،

احساسات و فیزیولوژیک بدن ما هستند.

ماشین رفتار در نظریه انتخاب ویلیام گلاسر

گلاسر رفتار را شامل چهار بخش می‌داند که هر یک

از آنها یکی از چهار چرخ ماشین رفتار را تشکیل می‌دهند:

– فکر (تحلیل کردن، استدلال کردن، خیال‌پردازی و …)

– عمل (راه رفتن، خندیدن، فریاد زدن، حرف زدن)

– فیزیولوژی (عرق ریختن، لرزش بدن، سردرد و …)

– احساس (غم، شادی، ناامیدی و …)

ما معمولاً رفتار را با عمل یکسان فرض می‌کنیم و آن را

محدود به عمل می‌دانیم. به عنوان مثال می‌گوییم:

«چون افسرده بودم، مدتی جواب تلفن دوستانم را ندادم».

انگار که افسردگی خارج از انتخاب و اختیار من بوده و حالا

که در این شرایط قرار داشته‌ام، رفتاری که از خودم نشان

دادم، قطع موقت ارتباط با دوستان بوده است.

اما گلاسر «افسرده بودن» را هم مانند «قطع کردن ارتباط»

بخشی از رفتار می‌داند. شاید اگر گلاسر می‌خواست گرامر

و زبان خاص خودش را انتخاب کند، می‌گفت:

تصمیم گرفتم افسردگی کنم و ارتباطم را با دیگران قطع کنم!

کمی به تصویر بالا نگاه کنید. در ماشین رفتار هم مانند هر

ماشین دیگری، چرخ‌های جلو عموماً همراستا هستند و

نمی‌توانند اختلاف زاویه زیادی با هم داشته باشند. چرخ‌های

عقب‌ هم موازی هم هستند و در انتخاب مسیر حرکت، تابع

چرخ‌های جلو خواهند بود.

این برخلاف نگاه عادی ما به رفتار است. ما معمولاً فیزیولوژی

و احساس را مستقل از رفتار می‌دانیم و حتی خیلی وقت‌ها

منشاء رفتار می‌دانیم.

مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

راننده ماشین رفتار ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کیست؟

همانطور که در تعریف ماشین رفتار بیان شد، دو چرخ جلو

که توسط فرمان ماشین هدایت می شود و هدایتگر آن کسی

جز خود ما نیستیم، می تواند ماشین را به هر جهت که

دوست دارد هدایت نماید.

و دو چرخ عقب که احساسات ما و فیزیولوژیک بدن ما هستند،

از دو چرخ جلو تبعیت می کنند و همراستا با آنها و هم سرعت

با آنها حرکت می نمایند.

چرا توجه به ماشین رفتار در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به دو چرخ جلو،

که هدایت گر دو چرخ عقب ماشین رفتار ما می باشد،

به خوبی احاطه داشته و آنها را هدایت نمائیم.

اگر ما به درستی دو چرخ جلو که همان افکار و اعمال ما

می باشند، با هدایت آنها به سمت خوبی ها، مهربانیها،

فراوان ها و مسائل مثبت می توانیم احساسات و فیزیولوژیک

بدن را نیز بدنبال آنها بکشانیم و در جهت شادی، نشاط و

سلامتی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) رهنمون سازیم.

چرخ های جلو است که تغییرات فیزیولوژیک و احساسی ما

را رقم می زند یعنی چرخ های عقب دنباله روی تغییرات و

مسیری است که چرخ های جلو رقم می زند. کسی که اضطراب

دارد یا درد قفسه سینه ی عصبی دارد یک فکر منفی و یک

عمل مشخص را انجام داده است.

پرداختن به چرخ های عقب با دارو و درمان نمی تواند

چرخ های جلو را درست کند!

چگونه می توان ماشین رفتار را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) کنترل نمود؟

همه ی تلاش های ما یک رفتار و معطوف به یک هدف است

و هر رفتاری برای ارضای نیازهای ماست.

ما پنج نیاز ژنتیک (فطری) داریم ۱. نیاز به بقا (پول و امنیت)

۲. نیاز به عشق و تعلق خاطر داشتن، نیاز به پیوند انسانی

داشتن (دوست داشته شدن و دوست داشتن)

۳. نیاز به پیشرفت یا نیاز به قدرت

۴. نیاز به خود مختاری، آزادی

۵. نیاز به تفریح و لذت

اگر با رفتاری که می کنیم نیازمان را تامین کنیم به شادکامی

خواهیم رسید. همیشه ارضای یکی از این نیاز ها سخت تر

از دیگرِ آنان است و آن “احساس تعلق” است.

شرایط اقتصادی سیاسی اجتماعی در زندگی ما تاثیر گذارند

اما تعیین‌کننده ماییم. اگر بتوانیم روابط خوب و معنادار ایجاد کنیم

زندگی رضایت مند و شادمانی خواهیم داشت.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

عقب راندن مرزها، بجای شکستن آنها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بنا به گفته تعدادی از افراد، پیشکسوتان(بازنشستگان)

در این دوران به دلیل نقصان قوای جسمی و روحی،

با موانع و مشکلاتی دست به گریبان می شوند.

                    
و این نواقص، تعداد بسیار زیادی از این گنجینه های

نیروی انسانی را زمین گیر نموده و آنها را در یک دور

باطلی قرار میدهد و آنها به این باور می رسند که

دیگر توانائی و شایستگی انجام بسیاری از اعمال

را ندارند.

               
ما در این مقاله بر آنیم که تا بتوانیم این باورها را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله رژه رفتن مشکلات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

شکستن مرزها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟


شکستن مرزها، به آن معناست که شما بدانید مشکل

و مسئله ای (مثل تعارض با خانواده، درآمد کم و ….) برای

خود دارید، لکن سعی در رفع آن مشکل و مسئله نمائید

و با تمام قوا بخواهید آن مشکل و مسئله را بر طرف نموده

و زندگی خوب و بانشاطی را برای خود مهیا نمائید.

               


شکستن مرزها، در صورتی که مشکل و مسئله، را بتوان

برطرف نمود، بسیار خوب و کار ساز می باشد، لکن در

بعضی از مواقع، مشکل و مسئله، بصورت یک واقعیت بروز

می نماید و دیگر امکان رفع آن نمی باشد، مثل از دست

رفتن نزدیکان، از دست دادن یکی یا چند عضو از

اعضاء بدن و ….

عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟


در صورتی که مشکل و مسئله بصورت کلی باشد

مثل مواردی که در بند قبل ذکر شد، دیگر امکان رفع

آن و بر طرف نمودن آن وجود ندارد، در این صورت باید

آن مشکل و مسئله را پذیرفته و با آن کنار بیائید و

سعی نمائید که شخصیت و موقعیت جدیدی برای خود

مهیا نموده و با فرد جدید همراه شده و زندگی جدیدی

را آغاز نمائید.

                
مانند زمانی که فردی از خانواده و نزدیکان خود را از

دست می دهید، دیگر امکان برگشت آن فرد به زندگی

شما میسر نمی باشد، لکن این امکان وجود دارد که

شما خود را بدون آن فرد، برای ادامه زندگی مهیا نمائید

و باقی عمر خود را بدون او بگذرانید

               
یا زمانی که شما یک عضو از اعضاء بدن خود را از

دست می دهید، نیز در برخی از موارد امکان جایگزینی

آن وجود ندارد، مثل از دست دادن پا، یا از دست دادن

دست و …. اما در بعضی از موارد مثل از دست دادن

کلیه، می توان آن کلیه را با کلیه دیگر از فرد دیگری

جایگزین نمود.

            
در این موارد شما می بایست خود را بدون آن عضو،

بپذیرید و ادامه زندگی خود را بدون آن عضو بگذرانید.

چرا عقب راندن مرزها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟


در بسیاری از موارد که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

بدلیل بالا رفتن سن، با مشکلات جسمی مواجه می شوند،

و این مشکلات با آنها همیشه همراه می شود و باز هم

متأسفانه تا پایان عمر خود همراه با آن مشکل و با ناراحتی

زندگی را به سر می برند.

       
اگر گنجینه های نیروی انسانی نتوانند در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آن مشکل و مسئله کنار بیایند، حس بد

و ناجوری را با خود همراه نموده و این حس را متأسفانه تا

سالها همراه خود دارند.

          
لکن اگر این عزیزان بتوانند با آن مشکل و مسئله کنار آمده

و خود را با آن همراه سازند، می توانند زندگی شاد،

با نشاط و سلامتی را داشته باشند.

        
مسائل و مشکلات ما که همان مرزهای ما و موانع هستند

فقط می توانند دو کار انجام دهند:

         
یک: ما را در مسیرمان متوقف کنند
دو: ما را مجبور به خلاق شدن بکنند

           
این شما هستید که مشخص می کنید، کدامیک را از

موارد بالا را انتخاب نمائید، متوقف ماندن، یا خلاق شدن؟

چه بسا شما با این مسائل و مشکلات و مرزهای بوجود

آمده برایتان، با اجبار به خلاق شدن، بتوانید موقعیت و

موفقیت های بسیاری برای خود بسازید و بجای اینکه این

مسائل و مشکلات را جزء موارد منفی و بد، بتوانید به آنها

به عنوان موهبت نگاه کنید.

             
هدیه های خارق العاده ای که می توانند تصورات تان

را شکوفا کنند و کمک کنند فراتر از جایی بروید که

همیشه تصور می کردید که می توانید.

             
موضوع شکستن مرزها نیست. موضوع عقب راندن

آنهاست و رفتن به جاهای شگفت انگیزی است که

به ارمغان می آورند.

مقاله تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟ را از دست ندهید.

چگونه در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مرزها را به عقب برانیم؟


اگر بتوانید با مطالعه و یا شرکت در کارگاه ها و کلاس های

متفرقه آن مشکل و مسئله را برطرف نمائید بسیار عالی

است، لکن بوسیله این ابزارها اگر نتوانستید مسئله و

مشکل را برطرف نمائید، یک خبر خوب اینکه، شما بجای

اینکه سعی نمائید آن مشکل و نقصان را رفع و از بین ببرید،

می توانید با آن مشکل و مسئله کنار آمده و خود واقعی

را بپذیرید، و فرد قدیمی بدون آن مشکل و مسئله را فراموش

نموده و با فرد جدید با مشکل و مسئله همراه و آشنا گردید.

                   
و سعی نمائید با این فرد جدید، که همراه با یک مسئله یا

مشکلی است، بتوانید موقعیت های جدید برای خود مهیا

نموده و ادامه زندگی خود را با شادی، نشاط و سلامتی

همراه سازید.

             
تنها کافی است که تغییری در نگرش خود نسبت به

خود و وضعیت جدیدتان به وجود آوردید.

              
بقیه موارد نیز بدنبال آن خواهد آمد.

              
زیرا مسائل و مشکلات، افراد را ناتوان نکرده تنها بحث

این است که آنها افراد را توانا کرده و باعث می شوند

تا به تصورات جدید تکیه کرده و چیزهای جدید و

موقعیت های جدید را باور نمایند.

                 
و این دلیلی است که باید اعتقاد داشت که تصور به

عنوان ابزار می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

              
برای شکستن مرزها و محدویت ها و برای رفع مسائل

و مشکلات- نقصان در وضعیت جسمانی و یا از دست دادن

افراد نزدیک به خود – برای اینکه در ذهنمان بتوانیم هر کاری

انجام دهیم و هر چیزی باشیم:

                 
ایمان به آن رویاهای جدید و مواجهه با ترس هاست که به

ما اجازه میدهد زندگی را فراتر از محدودیتها و با مسائل

و مشکلات زندگی کنیم.

                
و باید یاد بگیریم که مرزها جایی هستند که واقعیت

پایان می یابد

              
ولی همچنین جاییست که تصور و خیال پردازی

شروع می شود

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی، یکی از مسائلی است که

همیشه در سلامتی نیز خود را نشان می دهد.

زمانی که اضافه وزن، یا کاهش وزن داریم، سریعاً به

پزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک، شروع به

گرفتن رژیم های غذائی می نمائیم، چرا که سلامتی

ما برایمان مهم است و می خواهیم که بوسیله گرفتن

رژیم، بتوانیم مراقب سلامتی خود باشیم.

اما ذهن نیز بسیار مهم و اساسی است، زیرا که بسیار

سریعتر می تواند بر روی سلامتی و بدن تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، از نظر علمی ثابت شده است که بسیاری

از بیماری ها، در ابتدا بوسیله ذهن، پذیرفته شده، و آنگاه

وارد بدن می شود.

پس داشتن رژیمی مناسب و در خور شأن و جایگاه ما،

می تواند سلامتی، نشاط و شادابی را در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای ما به ارمغان بیاورد.

ما در این مقاله بر آنیم که به این رژیم نگاهی بیندازیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

رژیم فکری چیست؟

رژیم در لغت نامه دهخدا به معنای طرز. قاعده . روش

آمده است و این رژیم اگر فکری باشد، به معنای آن

است که روش و قاعده ای برای فکرمان قرار دهیم که

تناسب آن حفظ و در جهت سلامتی جسم و روح، ما

را یاری دهد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری بگیریم؟

یکی از همسایگان ما که متأسفانه اضافه وزن داشت

، با مراجعه به پزشک، خبر ناگواری دریافت داشت و

پزشک به او اعلام کرد که اگر وزن خود را به وزن

اصلی خود نرساند به زودی مرگ او را در بر گرفته

و از این دنیا رخت بر می بندد.

و ایشان بلافاصله شروع به گرفتن رژیم نموده و در

حال حاضر که حدود 1.5 سال از آن زمان می گذرد،

توانسته است با کاهش وزن خود به میزان زیاد،

خود را به وزن ایده آل رسانده و علاوه بر حفظ سلامتی

خود، امکان ادامه حیاط را نیز داشته باشد.

حال اگر چنین خبری در خصوص وضعیت روحی شما

بشود، آیا شما نیز حاضر هستید که به مانند این

همسایه گرامی ما، خود را کمی به زحمت انداخته

و رژیم فکری بگیرید.

که اگر این رژیم فکری را نگیرید، افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماریها) شما را در برگرفته و باقی مهمان های

ناخوانده و نامیمون نیز از راه خواهند رسید.

لذا اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائل

و مشکلات عدیده ای وارد زندگی افراد می شود، نتوانیم

رژیم فکری بگیریم، مسلماً ادامه زندگی می تواند برای

فرد مشکل ساز شود.

پس بهینه است که هر چه سریعتر نسبت به این مسئله،

واکنش نشان داده و نسبت به بهبود وضعیت سلامتی

خود قدمهای اجرائی و سریعی برداشته شود.

افکار مخرب و تفکر بی وقفه، نه تنها ذهن را از کارآمدی

و پویایی می اندازد بلکه برای سلامت روانی و حتی

سلامت جسم نیز مضر است. گاهی افکار ما بر احساس

و رفتار ما تاثیر می گذارد و گاهی افکار دارای تاثیرات

بیولوژیک خاصی بر مغز است یعنی همچون دارو و یا

مواد مخدر بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری گرفت؟

در اینجا می توان حداقل دو رژیم بسیار اساسی و مهم

را بر شمرد:

  • رژیم دوری از افکار منفی: در این نوع رژیم شما
  • باید کلیه افکار منفی که به سراغ شما خواهد آمد
  • را به کناری گذاشته و اجازه ورود آنها را به ذهن
  • خود ندهید. 
  •                     
  1.  
    1. افکار منفی دشمن بزرگ رویاها و زندگی ما هستند.
    2. بسیاری از ما در طول روز دائم در حال سر و کله زدن
    3. با این افکارمان هستیم و اگر این افکار منفی باشند،
    4. به خاطر آن ها موقعیت های زیادی را از دست
    5. می دهیم.
  2.                 
  • رژیم بی ریا کمک کردن و مهربان بودن: بیشتر
  • آدم های موفق، انسان های مهربانی هستند و بدون
  • توقع می بخشند و به دیگران کمک می کنند. مهربان
  • که باشیم، مهربانی چند برابرتر به زندگی خودمان
  • برخواهد گشت. در واقع کمک به دیگران و داشتن
  • قلبی مهربان به جز مزیت اخلاقی که به حساب
  • می آید، یکی از اصول موفقیت است.
  • برای داشتن یک رژیم فکری،
  • اقدامات زیر می تواند موثر باشد:

۱- هرچه بیشتر بر افکار خود، آگاه باشیم

 ۲- وقتی خود را در حال فکر کردن به چیزی یافتیم،

از خود بپرسیم آیا فکر کردن به این موضوع لازم و

مفید است؟

 ۳- از طریق انضباط ذهنی و اینکه در مورد چه چیزهایی

باید فکر کرد و در مورد چه چیزهایی نباید فکر کرد،

کنترل هر چه بیشتر افکار را به دست گیریم.

۴- آشفتگی محیط بیرونی بر آشفتگی فکر تاثیر دارد.

با نظم دادن به محیط بیرونی و رفتار خود، بر نظم

ذهن تان بیفزاییم.

۵- افکاری که منجر به اندوه، استرس، حسد، ترس

و خشم می شود را کنار بگذاریم. البته این کار ساده ای

نیست اما با تلاش و تمرین، می توانیم سعی کنیم که

این مهارت را به دست گیریم تا افکار منفی منجر به

عواطف و عوارض ناگوار نشود.

۶- همچنین کنار گذاشتن افکاری که منجر به نگرانی بیهوده

در مورد آینده یا حسرت بی فایده در مورد گذشته می شود

را نیز در رژیم فکری خود بگنجانیم.

۷- عقاید خود را مرور و بازنگری کنیم. جلوی آنها یک

علامت« چرا؟» بگذاریم. عقایدی که جواب قانع کننده ای

برای این پرسش ندارد را کنار بگذاریم. همچنین عقایدی

که در تناقض با دیگر عقاید است را پیدا کرده و سعی کنیم

با برطرف کردن تناقض ها، نظام عقیدتی خود را یکپارچه کنیم.

در ضمن سعی کنیم فاصله و شکاف بین عقاید و رفتار خود

را نیز پر کنیم تا بین رفتار و عقایدمان هم مغایرتی نباشد.

۸- تمرکز را تمرین کنیم. ۱۰ دقیقه متمرکز فکر کردن،

موثرتر است از ۱۰ ساعت پراکنده فکر کردن! برای ایجاد

تمرکز، لازم است که توجه خود را محدود سازیم، کارها

را اولویت بندی کنیم، موارد مهم را مکتوب کنیم، و کارها

را در زمانی مشخص به پایان برسانیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

راهی برای شادی وجود ندارد، شادی خود راه است

زمانی که فرد پیشکسوتی(بازنشسته ای) را مشاهده

می نمائید، اکثریت افراد با چهره های غم انگیز و گرفته

روبرو می شوید، و این باور را در ذهن دیگران تقویت

می نماید که پیشکسوتی(بازنشستگی) پایان

شادی هاست و دیگر هیچ فردی بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی) رنگ شادی را نخواهد دید.

آیا براستی شما نیز با چنین جملاتی موافق هستید؟

آیا تا کنون پیشکسوت(بازنشسته) شاد و سرحالی را

مشاهده ننموده اید؟

آیا پیشکسوتی(بازنشستگی) با غم و ناراحتی، همراه است؟

بهتر است این نکته را بدانید که مهمترین عامل بازدارنده

داشتن یک احساس خوب، این است که اگر لیوانی تا

نیمه‌پر است، شما همه محتویات آن را خالی کنید.

حالا تصورکنید همه چیز خوب است اما شما کمی احساس

کسالت می‌کنید و بلافاصله آن قدر به این فکر و احساس

بها می‌دهید که احساس بیماری شما قوی‌تر می‌شود و

شما بایستی مدتی را در بستر بگذرانید.

بعد از این مرحله شما نسبت به فرزند، خانه و همسرتان

غفلت می‌کنید و این سرآغاز نداشتن احساس شادی

است. به شما یادآوری می‌کنیم که برای شاد بودن نیاز به

یک روحیه خوب دارید. در‌حقیقت برای شاد بودن نیازی

نیست که خیلی تغییر کنید؛ بلکه برای اینکه هر روز

احساس بهتری داشته باشید راه‌های جالبی وجود دارد.

چرا راهی برای شادی وجود ندارد؟

این سئوال دقیقاً برابر با آن است که شما به دنبال

راهی برای رسیدن به جاده باشید، در صورتی که

جاده، خود راهی است برای رسیدن به مقصدی.

بر همین اساس، راهی به سمت شادی نیست،

بلکه شادی خود راه است، برای رسیدن به یک

احساس خوب و با صفا.

شادی راهی است برای رسیدن به سلامتی.

شادی راهی است برای رسیدن به نشاط.

شادی راهی است برای داشتن انگیزه های فراوان

برای رسیدن به اهداف گوناگون.

پیشنهاد می شود، مقاله شادی با لذت تندرستی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه نمائید.

شاد بودن، نیاز اصلی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) است.

اگر ما بتوانیم به همانند، تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که همواره شاد هستند و نمونه های

آن را در مقاله “آرامش در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟” آورده شده است،

بتوانیم شادی را همراه با خود همیشه داشته

باشیم، به مانند آن گنجینه نیروی انسانی،

می توانیم سلامتی را نیز با خود داشته باشیم.

داشتن شادی، می تواند بر روی ترشح هورمون های

موجود در بدن تأثیر گذاشته و هورمون های مفید و

سلامت زا را افزایش داده و از ترشح هورمون های

بیماری زا، جلوگیری می نماید.

یکی از خصوصیات بدن این است که ما می توانیم به

صورت مصنوعی نیز احساس شادی را به وجود آورده و

بدن با ترشح هورمون های مخصوص شادی، شادی و

نشاط را به بدن هدیه می نماید. و همانند تمام لحظاتی

که از ته دل می خندیدید، و بدن کاملاً ریلکش و آرام

می شد، بدن احساس راحتی و آرامش می نماید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) شاد باشیم؟

بر خلاف بسیاری از مواردی که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیاز به پرداخت هزینه می باشد،

شادی را می توان با حداقل هزینه در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خود به ارمغان آورد.

و آن چیزی نیست، جز داشتن لبخند و احساس

شادی در زندگی.

البته با چند راه کار بسیار ساده می توان این شادی

را چندین برابر نمود.

از آن جمله می توان به :

  • برای خود وقت مناسب اختصاص دهید

همان گونه که باتری هر نوع وسیله ای به شارژ

مجدد نیاز دارد، ما انسان ها، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که نیروی جسمی،

بر اساس باورهای غلط، کاهش می یابد، نیاز به

استراحت و فعالیت هایی داریم که انرژی مان را

تامین کند. در این زمینه به پیاده روی، ورزش،

حمام آب گرم و … بپردازید.

  • تا می توانید، در طبیعت گردش نمائید.

در هر فصل و هوایی اعم از بارانی، آفتابی یا برفی،

سعی کنید با طبیعت ارتباط برقرار کنید. این کار را

می توانید با پیاده روی در طبیعت یا نوشیدن چای در

حیاط منزل محقق کنید. این کار حتی اگر کوتاه مدت

باشد باعث افزایش احساس نشاط و انرژی در شما

می شود.

  • از هر موقعیتی برای گرفتن جشن موفقیت
  • خود استفاده نمائید.

گاهی مشغله های کاری اجازه نمی دهد که از کسب

موفقیت لذت ببرید اما باید از موفقیت های خود هر چند

کوچک لذت برده و برای خود جشن بگیرید.

  • نظافت منزل را جدی بگیرید.

با نظافت منزل و خالی کردن سطل آشغال احساس

سبکی پیدا می کنید.

  • استفاده از وسائل نقلیه عمومی یا خودروی
    دوستان برای رفتن به مسافرت و تفریح

به جای این که از خودروی شخصی برای رفتن به محل

گردش، یا تفریح استفاده کنید با همکاران قرار بگذارید

تا از خودروی یک نفر استفاده کنید و یا با وسایل نقلیه

عمومی به محل کار بروید.

  • استفاده از پول نقد برای پرداخت ها

همراه داشتن کمی پول نقد در هنگام خرید به شما

کمک می کند که حساب شده پول خرج کنید. بنابراین

بعضی مواقع قبل از خرید، پولی را که نیاز دارید به

همراه داشته باشید این امر مانع از پول خرج کردن

غیرضروری شمامی شود.

  • مسافرت را جدی بگیرید.

برای مسافرت کردن پس انداز کنید نتایج بررسی ها

نشان می دهد، مسافرت به مدت ۲ هفته برای رفع

خستگی ضروری است. سعی کنید این تعطیلات را در

فضای آزاد و طبیعت بگذرانید تا خطر حمله بیماری قلبی

عروقی کاهش پیدا کند.

  • لباس ها را در هوای آزاد آویزان کنید

آویزان کردن لباس ها در هوای آزاد باعث می شود

رطوبت لباس ها کاملا خشک شود و میکروب ها از

بین برود.

  • زمان صرف غذا، وسایل الکترونیکی را قطع کنید

هنگام صرف غذا به صورت دسته جمعی، از اعضای

خانواده بخواهید تلفن ها را خاموش کنند.

  • یک هدف مالی را روی کاغذ بنویسید

یک هدف مالی را مشخص کنید و به صورت نوشته

آن را تایید کنید به عنوان مثال، «پرداختن وام به پایان

رسیده»، این تاییدیه را روی یخچال بچسبانید تا همیشه

جلوی چشم شما باشد. این کار به شما کمک می کند

تا در آینده این امر را به واقعیت تبدیل کنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

در مقابل موج لنگر انداختن به چه معناست؟

در مقابل موج لنگر انداختن به چه معناست؟

          
چرا باید در مقابل موج های سهمگین، لنگر بیندازیم؟

                  
چرا اصولاً باید در مقابل موج باشیم؟

                                    
اینها و دیگر سئوالات، سئوالاتی است که در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) در زندگی حائز اهمیت

است و باید به این سئوالات پاسخ داد.

                     
زندگی از موج هائی تشکیل شده است که اگر نتوانیم

در آن موج ها تعادل خود را حفظ نمائیم، این موج ها

می تواند ما را در زندگی دچار تلاطم و کشمکش نماید.

              
لذا به نظر باید این مطالب را دانست و در جهت مواجهه

با آن اقدامات لازم را بعمل آورد.

           
در مرحله اول باید بدانیم که موج چیست و لنگر چیست؟

           
پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله پرتگاه های زندگی خود

را به سکوی پرش تبدیل نمائید، را نیز مطالعه فرمائید.

موج چیست؟

لنگر و موج 1
در تعریفی که در ویکی پدیا آمده است، موج عبارت است

از ارتعاش و نوسانی که اغلب حامل انرژی بوده و در فضا

یا فضازمان منتشر می‌شود.

              
موج‌های مکانیکی گونه‌ای از موج‌ می‌باشد که فقط در یک

محیط مادّی منتشر می‌شوند. انتشار این گونه موج‌ها به

دلیل انرژی های داخلی و براثر تغییر شکل محیط مادی

ایجاد شده است. این نیروها تمایل به بازگرداندن محیط

به حالت نخستین را دارند.

             
و در کل هر آشفتگی در محیط که در فضا منتشر می‌شود

و اغلب حامل انرژی است موج می‌گویند. برای تولید موج

نیازمند چشمه موج است و جابه جایی موج در محیط را

انتشار موج می نامند.

تولید موج

اگر سنگ کوچکی را در آب آرام استخر یا برکه ایی بیاندازیم،

در محل برخورد سنگ با آب، دایره ای تشکیل می شود

که شعاع آن به تدریج افزایش یابد، به عبارت دیگر در سطح

آب «تک موجی» تشکیل می شود که به صورت دایره به

همه ی جهت ها منتشر می شود.

                  
ما در این مقاله، کلیه مسائل و مشکلات و مواردی که

گریبانگیر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می شود را موج

تعریف می نمائیم، زیرا که هر یک می تواند زندگی

گنجینه های نیروی انسانی را دچار تلاطم نماید.

لنگر چیست؟

لنگر و موج 3
و باز بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

لنگر عبارت است از لَنگَر ابزاری است که برای اتصال

کشتی یا قایق به نقطه‌ای از کف دریا بکار می‌رود تا

از حرکت شناور مذکور جلوگیری کند.

         
پس همانگونه که در تعریفی که ویکی پدیا از لنگر دارد،

این وسیله ابزاری است برای کنترل شناور و کشتی در

روی دریا، که از حرکت شناور و کشتی جلوگیری نماید و

آن را در یک محل نگه می دارد.

چرا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید

به همراه موج حرکت نمود؟

لنگر و موج 5
بر اساس تحقیقات به عمل آمده و به علت اینکه بعد

از ابلاغ حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، درآمد به نصف

تا یک سوم تقلیل می یابد و فرد اگر تخصصی نداشته

باشد، لاجرم مجبور به خانه نشینی می گردد، لذا موارد

و مسائل مختلفی در زندگی برای پیشکسوت(بازنشسته)

بوجود خواهد آمد.

           
بعضی از این مسائل و مشکلات، می تواند تا حدی،

زندگی این عزیزان را دچار تلاطم و ناآرامی نماید.

           
اگر این مسائل و مشکلات جزئی باشند که باید بلافاصله،

با درایت و مدد از خدای متعال و استفاده از تجارب عمر

گرانبهای خود، آنها را در سریعترین زمان ممکن، حل و فصل

نمود و آرامش، شادی و نشاط را به زندگی دوم خود،

مجدداً وارد نمود.

              
اما اگر این موج ها، به مانند موج های سهمگین هوای

طوفانی دریا باشد:

            
مثل مرگ عزیزان، ورشکستگی، برگشت چک های فراوان

و … اکثر حوادث ناگواری که به علت های مختلف در این

دوران برای زندگی گنجینه های نیروی انسانی بوجود می آید.

و احساسات شدید منفی را در این عزیزان بر می انگیزد.

               
در چنین شرایطی عقل سلیم حکم میکند که تا حد امکان از

همراه شدن با موج بدلیل اینکه مشخص نیست که این

موج ها، زندگی را به کجا خواهد برد، خوددداری نموده و در

این زمان، لنگر زندگی را انداخته و زندگی را بصورت موقت،

ساکن نمود و اجازه ندهیم که زندگی از محل فعلی، بصورت

غیر ارادی، جابجا گردد.

مقاله کنار آمدن با رویدادهای زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

تا در یک فرصت مناسب و پس از کمی فروکش کردن،

این موج و با درایت لازم، بتوانیم آثار و تبعات ناشی از

این موج را نیز، به خوبی برطرف نموده و زندگی شاد و

با نشاط را مجدداً ادامه دهیم.

            
احساسات ناگوار، مثل ترس و خشم، دقیقاً مانند موج

هستند، جزر و مد موج های دریا را تصور کنید، از دریا بالا

می آید، ما را می بلعد و اغلب پیش از آنکه متوجه شویم

ما را از ساحل دور می کند.

          
ممکن است از شنیدن این موضوع تعجب کنید، اما زمان

و مکانی برای این اتفاق وجود دارد.

           
می خواهید بدانید چرا؟ چون بدون توجه به سهمگین

بودن این موج ها، آن ها نمی توانند ما را غرق کنند.

            
وقتی مدت زمانی می گذرد، و حالت روحی کمی پایدار

می شود، زمانی که یک گام به عقب برمی داریم و با

دقت و کنجکاوی به این موج ها نگاهی می اندازیم.

             
وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع می شویم و مسئله

خود را بالا می نگریم، وقتی شبیه آسمان، پهناور و وسیع

می شویم و مسئله خود را از بالا می نگریم، می دانیم

که درست مانند موج های اقیانوس که در آمد و رفت

هستند، می توانیم برای این احساسات، هر چند دردناک،

فضائی ایجاد نمائیم و اجازه دهیم در وجودمان آمد و شد،

کنند.

         
می توانیم این کار را با محکم نگه داشتن خود در جایمان

بوسیله انداختن لنگر، انجام دهیم تا اسیر امواج نشویم.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) در مقابل موج لنگر انداخت؟

اجرای این کار زمان زیادی از شما نخواهد برد
کافی است پاهایتان را محکم به زمین فشار دهید

و ستوان فقرات خود را صاف کنید.

     
همزمان با انجام این کار، نفس عمیق و آرام بکشید.

           
به اطراف خود نگاهی بیندازید و به پنج موردی که

می توانید ببینید دقت کنید.

                
با دقت گوش دهید و به پنج موردی که می توانید

بشنوید دقت کنید.

            
دقت کنید کجا و در حال انجام چه کاری هستید.

این تمرین کوتاه را می توانید در هر کجا و در هر زمانی

که خواستید انجام دهید، این تمرین فوراً ما را به لحظة

حال باز می گرداند تا مشغول زندگی خود شویم و روی

کاری که انجام می دهیم، تمرکز کنیم.

             
اگر بتوانیم این آگاهی ارزشمند را از محیط اطراف،

اقدامات و احساسات خود حفظ کنیم، می تواند

کمک کند در زمان فروکش کردن موج، در جای خود

محکم بمانیم.

        
این تمرین نیز، مانند تمامی تمرین های دیگر ذهن

آگاهی، کاملاً می تواند به دست خود شما اصلاح

شود. برای مثال می توانید بایستید و کش و قوس

به بدن خود بدهید، و در همان حالت کش و قوس

باقی بمانید و حس کنید عضله هایتان کشیده

می شود.

                     
یا می توانید کف دست های خود را به شدت به هم

فشار دهید و به انقباض ماهیچه های گردن، دست ها

و شانه های خود دقت کنید، یا می توانید دست های

خود را به شدت به دستة صندلی فشار دهید. یا محکم

پشت گردن و جمجمة خود را ماساژ دهید.

                
سپس با استفاده از این احساسات فیزیکی به عنوان لنگر،

گوش های خود را تیز کنید و با دقت به دنیا گوش دهید.

                 
دقت کنید چه چیزهائی می توانید ببینید، بشنوید،

لمس کنید، بچشید و استشمام کنید، دقت کنید کجا

هستید و چه کاری انجام می دهید و همة این تمرین ها

را می توانید با هر مقدار که مایل بودید انجام دهید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به چه چیزهائی اطلاق می شود؟

در یکی از کلاس ها، استاد کلاس فردی را برای معرفی به کلاس دعوت نمود که قرار بود

این خانم در سال 1382 با داشتن توموری در بدن خود، و بنا به اعلام پزشکان،

تنها به مدت 6 ماه در دنیا زندگی نماید.

این خانم تعریف می نمود که مانند بسیاری از افرادی که چنین اخباری را دریافت می نمایند،

در همان موقع کاملاً شوک زده شدند و مثل اکثریت قریب به اتفاق عزیزانی که به

این بیماری دچار می گردند، یک ماه از این 6 ماه را در غم و اندوه به سر برد.

لکن زندگی این خانم، با ملاقاتی که با یکی از دوستان نزدیک خود داشت کاملاً دگرگون گردید

و این دوست عزیز به ایشان اعلام می دارد که مگر قرار نیست که شما 6 ماه در این دنیا زندگی نمائید،

و این خانم زمانی که تأئید می نمایند، این پاسخ را دریافت می دارند که اگر قرار است،

6 ماه در این دنیا زندگی کنی، پس 6 ماه زندگی کن، بجای اینکه هر روز منتظر مرگ باشی،

برای خودت زندگی کن و سعی کن این 5 ماه باقیمانده را حداقل خوب زندگی کنی.

این خانم پس از دریافت این نسخه پر از حکمت، شروع به زندگی می نماید و زمانی

که به کلاس ما دعوت شده بود، سال 1396 بود و همچنان سرحال و قبراق بود و

برای ده سال آینده خویش نیز برنامه های جامع و مدونی تهیه نموده بود.

حال به نظر شما، بهتر نیست، هر تعداد سالی که قرار است در این دنیا زندگی نمائیم،

واقعاً زندگی نمائیم و حس خوبی داشته باشیم؟

ما در این مقاله بدنبال رسیدن به حس خوب در  دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هستیم، با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز مطالعه فرمائید.

حس خوب چیست؟

احساس کردن در لغت نامه دریافتن، درک کردن، بو بردن است و حس خوب،

یعنی درک کردن و دریافت خوبی ها و زیبائی ها است.

حس خوب، همان حسی که با آن می توان خندید، شاد بود و نگران آینده نبود.

حس خوب، همان حسی است که اجازه اخم بر روی صورت و پیشانی به ما نمیدهد.

چرا حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مفید است؟

همیشه در سمینارها و کارگاه هایم، هدف اصلی را برای مخاطبانم رسیدن به یکصد سالگی می دانستم،

لکن بعد از مدتها متوجه شدم که من تنها نمره 16 را به جای نمره 20 هدف گرفته ام و با کمک استادم،

به این نتیجه رسیدم که بجای اینکه هدفم را رسیدن به سن بالا قرار دهم، هدفم را حس خوب قرار دهم.

زیرا که مهم نیست که تا چه سنی در این دنیا، باقی خواهیم ماند، لکن داشتن حس خوب

در همان سالهائی که هستیم، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا که اگر حس خوب نداشته باشیم،

مهم نیست که چند سال از زندگی را سپری می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوب می تواند شادی، نشاط و سلامتی را به ما هدیه نماید.

حس خوب می تواند، دنیای خوب و زیبائی برای ما ترسیم و ارائه نماید.

شما در زندگی و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دو راه  در پیش روی خود دارید.

می توانید مانند تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دوران را بدترین دوران زندگی خود دانسته

و با داشتن غم و اندوه زندگی خود را تباه ساخته و مدام منتظر رسیدن روز رفتن باشید و یا اینکه

علیرغم مسائل و مشکلات، حس خوبی داشته باشید و بسیاری از موارد را با عینک خوش بینی نگریسته

و حس خوبی داشته باشید.

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوبی داشت؟

کار خاصی قرار نیست انجام دهید.

نمی خواهم راه های مختلفی را برایتان ترسیم کنم که چگونه می توانید به حس خوب دست یابید.

حس خوب کاملاً داخلی است و باید از درون وجودتان شاد و با نشاط شوید.

تنها کافی است که به خدای متعال ایمان داشته باشیم و بدانیم که بدون اجازه او، حتی برگی از درخت به زمین نمی افتد.

آنگاه آرامش تمام وجود ما را در بر خواهد گرفت.

و همیشه لبخند را حتی اگر واقعاً شاد نیستند، بر روی لبان خود داشته باشید.

با داشتن لبخند بر روی لبان، بدن فرق بین لبخند مصنوعی و لبخند طبیعی را تشخیص نمی دهد و با همان لبخند،

هورمون های شادی در داخل بدن، ترشح گردیده و بصورت معمولی حالمان بهتر می شود.

و هیچوقت خود را با دیگران مقایسه نکنید.

مقایسه خود با دیگران از بزرگترین مسائلی است که می تواند حس خوب ما از ما بگیرد. لذا با عدم مقایسه،

خود را در برابر بسیاری از مسائل مصون و محفوظ بداریم.

از ورزش و تفریح غافل نشویم.

ورزش و تفریح همیشه می تواند در زندگی و حالات ما، تغییر ایجاد نموده و حال ما را به سمت خوب و نشاط، هدایت نماید.

خب الان چکار باید انجام دهیم؟

کار خاصی نباید انجام دهیم، تنها کافی است با لبخند شروع نموده و سعی کنیم حالمان را خوب نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم.

حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم.

حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم، برای اکثر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که روزمره گی

زندگی، آنها را از زندگی کردن، باز داشته است.

نگاهش به موهای سپیدش، جلوی آئینه افتاد و

دستی به آنان کشید و یاد ایامی نمود که حداقل

30 سال در محل کار، مشغول کار و فعالیت بوده و

هم اکنون پس از چندین سال تلاش، هم اکنون به

درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) دست یافته است.

فرزندان بزرگ شده و به سر خانه و زندگی خود رفته

و ایشان را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها

گذاشته اند.

با خودش می گوید، دیگر از ما گذشته و پایم لب گور

است و کم کم باید خود را برای رفتن آماده نمایم.

بله، متأسفانه این قصه تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است، که در زمان هائی که با خود کاملاً

خلوت می نمایند، با خود زمزمه می نمایند.

اما آیا واقعاً باید به این نجواهای ناهمگون، پاسخ مثبت داد؟

آیا براستی زندگی برای ما و اکثر پیشکسوتان

(بازنشستگان) به پایان رسیده است؟

آیا سالها جنگیدن برای داشتن زندگی بهتر و خوب تر

برای خود و خانواده، دیگر به سر رسیده و زندگی،

آخرین ضربه های خود را برای به خاک کشاندن ما زده است؟

مشخص است که چنین نیست. و پاسخ سئوالات فوق،

مشخصاً منفی است.

حالا دیگه وقتشه، به چه معناست؟

حالا دیگه وقتشه، یعنی زمانی است که ما دیگر از

نداشتن برنامه و انتظار برای رفتن از این دنیا، خسته

شده ایم و یا اینکه با خواندن مقالات احترام به خود

و شانس یا خودشانسی، تصمیم گرفتیم که دیگر

زندگی تازه ای را برای خود رقم بزنیم و برای خود

زندگی تازه ای را شروع کنیم.

مگر فکر می کنید که فردا، زندگی شما پایان می پذیرد؟

اگر این جمله درست باشد، خوب کار شما درست است،

اگر بر خلاف انتظار شما، سالهای سال، عمر شما طولانی

شد، چطور؟ آیا براستی باید همچنان بدون هدف و برنامه

زندگی نمائید؟

حالا دیگه وقتشه، برای آن دسته از عزیزان گنجینه های

نیروی انسانی است که پیشکسوتی(بازنشستگی) را

پایان عمر خود ندانسته و می دانند، رقم سن، تنها یک

عدد است، و این رقم نمی تواند آنها را از زندگی و لحظات

خوبی که می توانند در آینده داشته باشند، دلسرد نماید.

و این تنها یک عدد است که می تواند منهای یک عدد دیگر

شود، و سن تندرستی و سلامتی را نشان دهد.

حالا دیگه وقتشه برای آن دسته از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که می دانند زندگی بدون هدف و

برنامه، صرفاً یک زندگی مرده است و فرد تنها مشغول

نفس کشیدن است.

از این به بعد، قراره با هم خاطره بسازیم، خاطره های

عاشقانه، خوب و زیبا.

حالا دیگه وقتشه، دیگر چیست؟ 

می خواهیم از داستان های رمانتیکی بگیم که نقش

اول و قهرمانشون، خود شمایید. و نقش های بی بدیلی

را خودتان پس از این خواهید ساخت.

اینجا همیشه برای مرور داستان های عاشقانه وقت

هست اما نه هر عاشقانه یی.

حالا وقتشه ، فقط وقت اون قصه هاییه که خوب و خوش

و خوشحال تموم میشن، اما خب …پایان خوش راحت

به دست نمیآد.

رابطه سالم و شاد رو آدم های سالم و شاد به دست

می آورند، اونایی که خودشون رو می شناسند، هدف دارند.

می دونند که از زندگی و آینده شون چی میخواهند و با

آگاهی و چشمهای باز وارد روابط می شوند و زندگی رو

شروع میکنند.

حالا دیگه وقتشه داستان آدم های واقعیه. قصه ی من

و شما. قراره با هم همراه بشیم و تجربه کنیم.

زمین بخوریم و دوباره سعی کنیم. قراره ما آدم هایی 

بشویم که جرأت عاشقانه زندگی کردن را به دست میارند،

کسانی که تصمیم گرفته اند كه شروع کنند و زندگی شان

رو تغییر بدند و سرنوشت شون رو به دست بگیرند.

حالا دیگه وقتشه داستان آدم هایی است که میخواهند

خوشبختی رو به دست بگیرند و تا آخرین لحظات عمر

خود، خوشبخت زندگی کنند.

اگه شما هم یکی از این آدم ها هستین با ما همراه بشید.

چرا دیگه وقتشه، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) زندگی را شروع کنیم؟

به علت آموزه های غلطی که بواسطه ضرب المثل های

غلط در جامعه رواج پیدا کرده، و متأسفانه تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز آنها را پذیرفته و باور می کنند

و زندگی خود را تمام شده می دانند.

اما اگر کمی به زندگی خود و دیگران توجه نمایند، متوجه

می شوند که نفرات زیادی هستند که سنین بالای 100 را

نیز با سلامتی و نشاط تجربه می نمایند، پس چگونه است

که ما در سنین زیر 70 و 80، دم از پر شدن چوب خط و

تمام شدن عمر خود می زنیم.

اما بیائید تا زمانی که خدا به ما عمر داده است، خود ما با

اهمال کاری های خود، خود را از نعمات خدادادی محروم

نساخته و زندگی دوباره، شاد و بانشاط و سلامتی بعد از

پیشکسوتی(بازنشستگی) را تجربه نمائیم.

چطوری از همین لحظه، زندگی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) شروع کنیم؟

کافی است که افکار باطل و غلطی که متأسفانه دیگران

مایل هستند که در مغز و ذهن ما نقش ببندد، از ذهن و

فکرمان خارج نموده و به لطف خدا و توانائی خودمان، ایمان

و اطمینان داشته باشیم.

البته شما می توانید با تهیه کتاب الهی پیر شی،

از شروع زندگی دوباره که در آن کتاب شرح داده شده

است، استفاده نمائید.

و با راه کارهای ذیل نیز می توانیم شروع دوباره ای

برای زندگی خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داشته باشیم:

  • در ابتدا توکل به خدا نموده و بدانیم که اوست که همیشه
    هدایت گر ما و راهنمای ماست، و اگر بتوانیم ایمان و اعتقاد
    خود را بالا ببریم، مطمئناً می توانیم زندگی بهتر و سالهای
    بیشتری را تجربه نمائیم.
  •                     
  • نسبت به نوشتن اهداف جدید برای خود(حداقل 3 هدف
    برای هر دوره) اقدام نموده و در جهت دستیابی به این
    اهداف، برنامه های اجرائی و عملیاتی تهیه نمائیم.
  •                                 
  • در جهت دستیابی به اهداف خود، هر روز و هر لحظه
    گام برداریم.
  •                               
  • یکی از اصول اصلی در بحث هدف گذاری، اهدای پاداش
    به خود است، هر زمانی که به هر هدفی که برای خود
    نگاشته بودید، رسیدید، حتماً خود را با پاداشهای خوب
    مورد نظر خود، غافلگیر نمائید.
  •                         
  • تا رسیدن به اهداف اصلی و عظیم خود، از اقدام و عمل،
    دست برندارید.
  •                     

لازم به ذکر می باشد که اهداف در ابتدای کار می تواند خیلی
عظیم و بزرگ نباشد و حتی اهداف کوچک نیز می تواند جزء
اولین اهداف شما باشد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لحظه ها را می توان به شادی تبدیل نمود.

اکثراً که باهاش صحبت می کنید، مثل اینکه در این

دنیا و در این مکان نیست، و همش در افکار خود

غوطه ور است.

زمانی که از او در باره این افکار پرسش می شود،

بیان می کند که یا درگیر موارد و اتفاقات گذشته

است و یا درگیر برنامه های آینده است.

در سفری که چند روز به مشهد مقدس داشتم،

به همراه گروهی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی بودم. جالب آن است که در این سفر معنوی

نیز، اکثراً به جای اینکه از زمان فعلی استفاده لازم

را ببرند، در افکار خود جهت تهیه سوغات برای

فرزندان خود بودند.

زمانی که برای آنها صحبت کردم و به ایشان یادآوری

نمودم که دیگر زمان فکر کردن به دیگران گذشته و

حالا دیگر زمان رسیدن و فکر کردن به حال خود و

احوال خود می باشد، تعدادی از آنها تازه متوجه شدند

که برای چه به این سفر زیارتی آمدند و به جهت اینکه

بتوانند این سفر را برای خودشان ماندگار نمایند،

عکس هایی با گوشی های خودشان از آنها گرفتم.

به خاطر همین تصمیم گرفتم که در این مقاله به این

مقوله نگاهی بیندازیم.

با ما همراه باشید.

   «شادی چیزی نیست که در زندگی به دست آورید،

شادی چیزی است که شما به زندگی می‌آورید.»

-وین دایر

همیشه لازم نیست خنده در پی شادی باشد

گاهی باید خندید تا شادی به دنبالش بیاید

یاد گرفتم وقتی لبخند بزنم، دنیا هم به من لبخند می‌زند.

پیشنهاد می شود مقاله راهی برای شادی وجود

ندارد، شادی خود راه است را نیز از دست ندهید.

لحظه چیست؟

در فرهنگ معین لحظه به یک چشم به هم زدن،

یک دم معنی شده است.

و در کل به معنای کلیه اوقات و زمان های خیلی کوتاه

و گذراست که باید به آن توجه نمود. و لحظه اکنون،

همین لحظه فعلی است که ما در آن قرار داریم.

شادی چیست؟

شادی در واقع مجموع کیفیت دو احساس درونی ماست،

یکی حس‌ رضایت ما و دیگری کیفیت احساسات خوبی

است که در طول زندگی دریافت می‌کنیم.

هردوی اینها منجر به شادی می‌شوند و هردو پدیده‌های

نسبتا پایداری در زندگی هر فرد هستند. زندگی ما

ممکن است تغییر کند و خلق و خوی ما شاید مدام در

نوسان باشد، اما احساس شادی به‌صورت ژنتیکی

پایدارتر از هر حس دیگری عمل می‌کند. پس خبر خوب

این است که با تلاش مداوم می‌توان در این مورد تعادل

برقرار کرد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لحظه ها را به شادی تبدیل کنیم؟

زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی متأسفانه

آن را پایان زندگی می نامند. اما در واقع یک زندگی

جدید و یک دوره تازه از زندگی است که فرد می تواند

بدون نگرانی مشغله های شغلی، به مشاغل و

کارهای مورد علاقه خود(البته در صورت وجود درآمد

مکفی) بپردازد.

و در حالتهای مختلف، حداقل 50 سال از زندگی فرد

گذشته است و فرد باید برای سالهای بعد، برنامه ریزی

نماید.

با توجه به زندگی های فعلی و ماشینی که در آن به

سر می بریم، غصه و ناراحتی ثمره عدم برنامه ریزی

مناسب در طول دوران اشتغال است، گریبانگیر اکثریت

قریب به اتفاق کارمندان و افراد می شود.

حال اگر در این دوران، که فرد به جهت مسائل بوجود

آمده و از همه مهمتر، کاهش درآمد مستعد و آماده

دریافت بیماری افسردگی می باشد، اگر نتوان از لحظات

بوجود آمده استفاده کامل و شایسته را ببرند، دیگر چه

زمانی می توان این لحظات را دریافت و از آن بهره لازم

را برد.

حتما بخوانید: مقاله 17 اصل شاد زیستن در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چطوری می توان لحظه ها را به شادی

تبدیل نمائیم؟

در مقالات متعدد که خوشبختانه در فضای اینترنت به

وفور یافت می شود، راه های متعدد و بی شماری

جهت استفاده از لحظات نام برده شده و توصیه

گردیده است.

ما در این جا قصد داریم از چند بمب شادی زا،

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نام ببریم که

می تواند لحظات خوب و شادی را برای گنجینه های

نیروی انسانی رقم بزند.

راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

1- یکی از مهمترین مسائل در شاد بودن،

دوست داشتن خود است. اگر شما خودتان را

دوست داشته باشید، تمام لحظات و زمانها را

می توانید با خوشحالی و شادی به سر ببرید.

2- در هیچ موقعیتی، شادی خود را به اشیاء، افراد

و موارد خارجی و بیرونی و نتایج اعمال خود متصل

و مرتبط نسازید. زمانی که شادی خود را به هر یک

از چیزهائی که ذکر شد، خود را وابسته نمائیم،

در طول زندگی خود با مشکلات و مسائل متعددی

روبرو خواهیم شد. زیرا همه آنها ناپایدار هستند و

هر آن ممکن است که دیگر نباشند.

3- کودک درون خود را بیدار نموده و با او خوش باشید.

این کودکی که در زمان های قبل، بدلیل عدم اهمیت

به او، مجبورش نمودیم که گوشه گیر شده و در کارهای

ما دخالت نکند. الان همگان توصیه می نمایند که با

کودک درون خود شاد بوده و اجازه دهید، فعالیت خود

را مانند زمان های کودکی از سر بگیرد.

4- خودتان را زیادی جدی نگیرید و اجازه دهید،

استرس، و فشار از درون شما رخت برببندد

حتما بخوانید: مقاله شادی با لذت تندرستی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

5- سعی کنید در زندگی، بخشندگی را به کرات

تجربه نمائید، و این حس شادی و شادمانی بعد

از بخشش(البته معقول) را به خوبی تجربه نمائید.

ادامه راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی:

6- در صورت داشتن نوه، حتماً از وجود این

بمب های انرژی استفاده لازم و مناسب را ببرید،

البته در این خصوص، توصیه های مربوط به زیاده روی

در این امر نیز باید مدنظر قرار گرفته شود.

7- با محیط خود و زیبائی های اطراف خود، به خوبی

ارتباط برقرار کنید و این اجازه را به خودتان بدهید که

به جای دیدن خار در ساقه گل، گلبرگ های گل،

رنگ های مطبوع و بوی خوب و دلنشین آن، به وجودتان

جاری شده و شادی را برایتان چند برابر نماید.

8- آگاهانه با نور خورشید ارتباط برقرار کنید. از نور

خورشید آگاه باشید و هنگامی که آن را روی صورت

و بدن‌تان حس می‌کنید، به آن فکر کنید. در گرما و نور

آن حمام کنید. ارتباط خود را با این منبع انرژی

حیات‌بخش حفظ کنید.

9- خوش بین باشید و اجازه دهید دیگران نیز خوش بینی

را در وجود شما به نظاره بنشینند.

10- ورزش را فراموش نکنید، مخصوصاً همراه با دیگر

همسن و همکاران سابق خود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.