تلقین منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تلقین منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تلقین منفی وضعیتی است که فرد با وارد شدن به

دهه 5 زندگی، شدت حملات آن افزایش یافته و بر

اساس تلقینات منفی جامعه، یا خود ناخودآگاه وارد

وضعیت ناتوانی جسمی و روحی می گردد، و یا توسط

اطرافیان و با گفتن و القاء باور غلط، فرد افسرده می شود.

امروز که جهت معاینه چشم افراد خانواده به چشم پزشکی

مراجعه نمودم، با خود گفتم حال که به اینجا آمده ام، چشمان

خود را نیز معاینه نمایم و وضعیت آن را مجددا بعد

از چند سال، بررسی نمایم.

زمانی که نوبت به اینجانب رسید و دکتر قبل از اینکه معاینه

من را شروع نماید، ابتدا از من عدد سنم را پرسید و وقتی

مطمئن شد که وارد دهه 5 عمرم گردیدم، با گفتن جملاتی سعی

در قانع نمودن من نمود که اگر هم مشکلاتی در چشمان من

دیده شود، ناشی از افزایش سن می باشد و از این بابت نباید

ناراحتی به خود راه بدهم.

لکن ایشان متوجه این بحث نبود که من خود، مدرس

توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشم

و عدد سن، تنها یک عدد جهت نمایش میزان سالهای

تجربه ما می باشد، نه عددی جهت عمر ما.

دکتر پس از معاینه چشمان من، با ناراحتی اعلام کرد که

نمره چشم من به عدد 0/5 رسیده است، غافل از اینکه

قبل از آن، و در معاینه قبلی، نمره چشم من 0/75 بود

و عملاً 0/25 نمره چشمم بهتر شده بود.

لذا در این مقاله بر آنم که تلقینات دیگران را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) مورد بررسی قرار دهم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله شادی با لذت تندرستی را مطالعه فرمائید.    

تلقین به چه معناست؟

در لغت نامه دهخدا،  تلقین کردن : تعلیم کردن و پند دادن .

(ناظم الاطباء). چیزی را در ذهن و فکر کسی حقیقت

جلوه دادن. کسی را به چیزی معتقد کردن آمده است.

با توجه به معنای تلقین، متوجه می شویم، که تلقین باوری

است که توسط دیگران در ذهن ما به صورت مثبت یا منفی

ثبت و ضبط می گردد.

که متأسفانه در خصوص عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)،

این تلقینات اکثراً به صورت منفی در جامعه رواج دارد.

همانگونه که قصۀ آن پدر عصا به دستی که دیسک کمر داشت

را در مقاله “زندگی کنیم یا فقط  زنده باشیم

به آن اشاره داشتم بر اساس تلقین اطرافیان خود، کاملاً خود را

باخته و برای رفتن آماده شده بود، لکن بعد از ملاقات با اینجانب

و با لطف خدا و خواست خودش، مجدداً لبخندی به زندگی زده

و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

چرا نباید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به تلقین منفی

توجه نمود؟

                    

بارها و بارها در مقالات متعدد، به غلط، ورود به دوره

دوم زندگی، یا همان دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

دوران افول نیرو، توان و … اعلام نموده اند. و این تلقین

منفی متأسفانه در جامعه ما کم نیست.

و باز هم متأسفانه با بررسی هائی که اینجانب در طی این

مدت انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که این تلقینات منفی به

طور کامل در تعدادی از عزیزان گنجینه های نیروی انسانی،

به باور تبدیل شده است، به صورتی که همکار قدیم ما که

در زمان اشتغال کاملاً سرحال و قبراق بود، در سن 62 سالگی،

به مانند یک پیرمرد 96 ساله نمود می کرد و در زمانی که از

ایشان در خصوص وضعیت جسمانی پرسیدم، ایشان اعلام داشت

که دیگر زمان رفتن است و کم کم، انرژی و توانش پائین می آید.

مشخص است که قبول و باور این تلقینات تا چه حد می تواند

در وضعیت جسمانی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اثر منفی

بگذارد و وضعیت روحی آنها را و به دنبال آن، وضعیت

جسمانی آنها را تحت الشعاع خود قرار داده و به مرحله

نابودی بکشاند.

لذا باید عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) به این موضوع

توجه کامل و کافی داشته باشند.

 پیشنهاد بعدی جهت مطالعه مقاله، کیف های خود را

زمین بگذارید، است.

چطور در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از تلقین منفی

دوری نمائیم ؟

تلقین منفی نافذتر از تلقین مثبت عمل می کند. پس باید

مراقب کلامی که بر زبان می آوریم, کسانی که هم صحبت

می شویم, جاهایی که میرویم و مطالبی که می خوانیم باشیم.

در ذیل 12 راه برای مبارزه با تلقین منفی ارائه می گردد:

1-   در هر وضعیتی، به دنبال چیزهای خوب و مفید آن

وضعیت بگردید و آنها را بیابید.

2-   یادآوری: مردم به چیزی که می گویند یا انجام

می دهند، خیلی اهمیت نمی دهند.

3-   پرسش را مطرح کنید: آیا باید شما را جدی بگیرم؟

4-   منفی بودن را در محیط اطراف خود جایگزین کنید.

5-   برای عدم مواجه با هیولای تلقین منفی، در زمانی که

آن تنها یک تفکر کوچک منفی است، با آن مقابله نمائید.

6-   بیایید و در باره آن تلقین صحبت کنید و آن را رد نمائید.

             

7-   در زمان حال زندگی کنید.

8-   تمرین های کوتاه کوتاه انجام دهید.

9-   اجازه ندهید ترس های مبهم شما را بکشند.

10- مثبت بودن را به زندگی دیگران منتقل کنید.

11- برای برخی از چیزهایی که ممکن است اغلب شما

را مجبور به انجام آن بدانید سپاسگزار باشید.

12- فردا شروع کنید به طوری که یک روز برای شما

لحظه ای مثبت ایجاد کند.

چطور در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از تلقین مثبت

استقبال نمائیم ؟

در مقابل تلقین منفی, تلقین مثبت را داریم. تلقین مثبت باعث

رهایی فرد از ترس, تنش و اضطراب می شود. خلاقیت ر

ا بالا می برد, به زندگی و شغل و هدف و انگیزه می بخشد,

اشتیاق را در زندگی بیشتر می کند, عادات عصبی ناراحت

کننده را برطرف می نماید, باعث افزایش مهر و محبت به

دیگران می شود و در نهایت امیدواری را بهبود می بخشد.

تلقین مثبت, شما را به موفقیت می رساند.

روانشناسان یکی از مهم ترین ارکان موفقیت را تلقین مثبت

می دانند. برای تلقین مثبت باید نکاتی را در نظر داشت:

1-  تلقین باید به دفعات و کرات انجام شود.

2- هر چه تلقین زیباتر باشد بیشتر تاثیر دارد.

میتوانید شعرهای مثبت و امیدبخش بخوانید,

جملات زیبا در صحبتها به کار برید.

3- تلقینی که توسط افراد مهم و افرادی که برایمان

عزیز هستند بیان می شود اثرش بیشتر خواهد بود.

4- اگر تلقین را باور کنیم, سریع تر اثر می گزارد.

5- تاثیر تلقین در زمان آرامش بیشتر است. 

6- در پانزده دقیقه شبها قبل خواب و صبح ها بعد بیدار شدن,

اثر تلقین سه برابر زمانهای دیگر است.

پس صبح را با جملات زیبا و امید بخش شروع کنید و

شبها به امید روز بهتر دیگر به خواب روید.

7- برای اینکه جمله تلقینی بهتر و سریعتر اثر کند,

می توانید آن جمله را حفظ کنید یا در جایی قرار دهید

که چشمتان مدام به آن باشد.

8- از جملات مثبت برای تلقین استفاده کنید.

مثلا به جای اینکه بگویید نمی ترسم, بگویید من شجاع هستم.

9- جملات را به زبان حال بگویید.

10- در جملات تلقینی (تاکیدی), باید احساس وجود داشته باشد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، از دید عزیزان

گنجینه های نیروی انسانی، به صورت های مختلفی تعبیر و

تفسیر و معنی پیدا می کند.

یادم می آید در زمان نوجوانی، و در بین صحبت های بین خانواده،

یکی از اقوام وقتی صحبت از لباس های عروس می نمود، از لباس

عروس اسلامی نام برد، من همان موقع خنده ام گرفت، و گفتم مگر

لباس عروس اسلامی نیز داریم، زیرا با آموزه های غلط آن روز،

عروس را در روز عروسی مظهر فساد می دانستم و اصلاً باورم

نمی شد که سنت ازدواج، یکی از دستورات اکید اسلام است.

حال چه ارتباطی بین لباس عروس و تفریح پیشکسوتان(بازنشستگان)

وجود دارد؟

اگر کمی تأمل بفرمائید، مطمئناً اعلام خواهد شد.

در افکار و صحبت هائی که در سطح جامعه در خصوص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) مطرح می شود، اکثراً این قشر زحمت کش را

در این دوران، افرادی می شناسند که همیشه درگیر مسائل اولیه زندگی

خود هستند و مشکلات اقتصادی، یکی از مهمترین و اصلی ترین

مسائل این گنجینه های نیروی انسانی است، و به هیچ وجه حقی غیر

از دویدن و جستجوی منابع مالی برای گذران زندگی برای این

عالی مقامان متصور نیستند.

لکن اگر در سطح جامعه به خوبی بنگریم، درست است که درآمد

افراد در این دوران، گاهاً به نصف تا یک سوم تقلیل می یابد،

اما بسیارند افرادی که در همین دوران نیز، علیرغم درگیری با

مسائلی متفرقه و مسائل اقتصادی، از تفریحات (این لازمه اصلی

زندگی) نیز چشم نپوشیده و این مورد را نیز جزء ملزومات اصلی

زندگی خود قرار داده و فرصت و هزینه ای را نیز جهت این امر،

تخصیص می دهند.

پیشنهاد می شود مقاله روابط اجتماعی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

افکار عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نسبت به تفریح چگونه است؟

پیشکسوتی(بازنشستگی) در تمام كشورهای جهان وجود دارد.

بدترین نوع تعبیرهای رایج از پیشکسوتی(بازنشستگی) كه خطر

روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند:

دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را

فقط كاركردن می دانند، پیشکسوتی(بازنشستگی) را هم كابوس

می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و

پیشکسوتی(بازنشستگی) را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن

معنا می كنند.

آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط

اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت

جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از

پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

فرد پیشکسوت(بازنشسته) باید برای خود برنامه ریزی لازم را

داشته باشد که اوقات بیکاری هم سرگرم شود و هم لذت ببرد و

تفریحاتی برای خود داشته باشد.

در اغلب موارد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خانه نشینی های

مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی

تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.

تفریح چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا شده است،

 تفریح به به اعمالی گفته می‌شود که توسط افراد در زمان فراغت

انجام می‌گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می‌شود.

تفریح حالتی است که فرد می تواند انرژی رفته خود را بازگرداند و

مجدداً شادی و نشاط را به زندگی خود سرازیر نماید.

بد نیست که به مقاله بزن پس کله سختی ها و کنارشان بزن

نیز نگاهی بیندازید.

چرا تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد پس از 30 سال کار و

تلاش مداوم، به درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر شده است و

فرد نیاز به تفریح و شادی بیشتر در این دوران دارد.

با اقداماتی که در سیستم اداری کشور به عمل آمده است، فرد پس

از 30 سال کار و تلاش، هم اکنون که باید به دنبال تفریح خود برود،

بدلیل کم شدن درآمد ماهانه خود و بالا رفتن مخارج خانواده به علت

رشد فرزندان و مستقل شدن آنها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مجبور

به فعالیت برای کسب درآمد بیشتر جهت امرار معاش خانواده خود

می باشند.

و گاهی اوقات، حتی نام بردن از اسم تفریح آنها را برآشفته و

ناراحت می نمایند، زیرا که تفریحی که حق آنها در این دوران

می باشد، بخاطر عدم وجود وقت لازم، از آنها گرفته شده است.

اما شاید تعریف ما از تفریح اشتباه باشد؟

آیا تفریح تنها پارک رفتن، مسافرت رفتن، ماهیگیری کردن،

دوچرخه سواری و … می باشد.

پیشنهاد بعدی این است که به مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم

را نیز مطالعه فرمائید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تفریح نمود

و شاد بود؟

تفریحات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را می توان به

بخش های مختلفی تقسیم بندی نمود، از آن جمله می توان به :

  • آرزوهای انجام نشده: یکسری از آرزوها بوده است که از زمان
    اشتغال می خواستیم آن آرزوها را به ثمر برسانیم، لکن به دلیل
    نبود زمان امکان پذیر نبود، لکن الان می توان به آن آرزوها
    دست یافت.
  • بردن نوه ها به پارک: این یکی از بهترین و مهمترین تفریحات
    است که میتواند هم برای نوه ها و هم برای عزیزان پیشکسوت
    (بازنشسته) مفید و مؤثر باشد.
  • مسافرت: یکی دیگر از تفریحات، مسافرت های زیارتی، سیاحتی
    می باشد، در صورتی که از لحاظ مسائل اقتصادی مشکل داشته
    باشید، با تمهیداتی که صندوق بازنشستگی کل کشور، در نظر گرفته
    است، میتوان مسافرت خوب و ارزانی را انتخاب و آن را به سرانجام
    رسانید.
  • ورزش: ورزش خود نوعی تفریح به حساب می آید، و علاوه بر
    اینکه سلامتی فرد را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تأمین
    می نماید، باعث شادی، نشاط گنجینه های نیروی انسانی نیز
    می گردد. 

                   

شاید موارد بالا غیر از بند آخر، نیاز به هزینه برای انجام آن داشته
باشد، لکن تفریحات دیگری نیز هستند که می تواند بدون هزینه انجام
شود و تأثیرات آنها نیز کمتر از موارد ذکر شده در بالا نمی باشد،
از قبیل:

  • لبخند زدن
  • کار و تلاش: به قول آقای کیم وو چونگ، گفته که من تعجب
    میکنم که افراد چرا وقت خود را در ورزش، تلف می نمایند،
    در صورتی که کار و تلاش، هم ورزش و هم تفریح به حساب
    می آید.
  • بودن با خانواده: در صورت وجود خانواده، بودن با خانواده،
    می تواند یکی از بهترین تفریحات ممکن در زندگی به شمار آید،
    که نه نیاز به هزینه و نه نیاز به وقت آن چنانی دارد.
  • روابط اجتماعی با اطرافیان و دوستان

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تغییر سوال در دوران بازنشستگی از آنجا

شکل گرفت که با بسیاری از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مصاحبه می نمودم، اکثراً این مطلب

را عنوان می نمودند که چرا مسئولین صندوق، کانون،

محل اشتغال، بیمه و … فکری به حال این گنجینه های

نیروی انسانی نمی نمایند.

آیا براستی فقط مسئولین ذکر شده در بالا، باید به حال

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فکری کنند؟

آیا گفتن چرا در محاورات، می تواند زندگی ما را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دچار تغییر و تحول مثبت نماید؟

چرا ما باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سئوالاتمان

را تغییر دهیم؟

در این مقاله بر آنیم که این موضوع را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

با ما همراه باشید

پیشنهاد می شود، مقاله دیدن زیبائیها در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

تغییر سئوال چیست؟

اکثر سئوالاتی که عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مطرح

می نمایند، با چرا شروع می شود، و اینکه چرا مسئولین

با ما اینگونه رفتار می نمایند؟

چرا محل اشتغال، فکری به حال وضعیت معیشت ما

پیشکسوتان(بازنشستگان) نمی نمایند؟

چرا بیمه، در خصوص بیماریهای گنجینه های نیروی انسانی،

تعهد و مسئولیت ندارد؟

و دهها و شاید صدها سئوال دیگر که روزانه هر پیشکسوت

(بازنشسته) از خود می نماید.

تغییر سئوال به این معناست که سئوالهائی که روزانه و بارها

و بارها، پرسیده می شود، را با کمی تغییر، بتوانیم خودمان

پاسخگو باشیم.

تغییر سئوال بدین معناست که شاید تنها با تغییر در بیان،

لحن، کلمات سئوال، حتی جواب نیز در دل سئوالات نهفته باشد.

بعنوان مثال: بله، با بله، و بله، و بله – شاید از نظر املائی

یکسان باشد، اما هر کدام را با لحنی می توان مطرح نمود،

که یکی سئوالی باشد، دیگری تأئید باشد، آن یکی تعجب

باشد، آن دیگر نهی کردن باشد و ….

مشاهده نمودید که تنها با تغییر لحن، از یک کلمه، معانی

متفاوتی را میتوان دریافت نمود.

مقاله تجمع در مقابل ندیدن خود، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چرا تغییر سئوال در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

شاید این مطلب که می خواهم مطرح نمایم، پذیرش

آن کمی سخت باشد، لکن تا زمانی که این امر عملی

نشود، تغییر مثبتی در زندگی، رخ نخواهد داد.

تنها با تغییر در بیان سئوالاتی که ما مطرح می نمائیم

می توان، زندگی را به طور کل تغییر داد.

زیرا سئوالاتی که با چرا، شروع می شود، ذهن ناخودآگاه

همیشه به دنبال مضرات و مشکلات فرد و جامعه می رود،

و مدام مسائل و مشکلات جسمی، روحی، قوای جسمانی

و وضعیت جامعه و … را جلوی چشم فرد ردیف می نماید.

لکن سئوالاتی که با چگونه مطرح می شود، به صورت خیلی

سریع و فوری، توسط ذهن ناخودآگاه و جستجوگر، جوابهای

خیلی عالی و دست اول ارائه خواهد شد.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تغییر سئوال را اجرا نمود؟

کار سخت و طاقت فرسائی نیست، تنها با تمرین این امر

کاملاً محقق می شود و شما می توانید در کوتاه مدت،

به نتایج شگرف آن دست یابید.

کافی است که به جای اینکه بگوئید چرا مسئولین برای

تأمین معیشت ما پیشکسوتان(بازنشستگان) کاری

انجام نمی دهند؟

و ذهن ناخودآگاه به دنبال نواقص و مشکلات خودمان و

جامعه ای که در آن زندگی می نمائیم برود و جوابهائی

از قبیل اینکه، جامعه صاحب ندارد، ما قدرت نداریم با

آنها مقابله نمائیم، آنها بر مسند قدرت نشستند و هر

کاری دلشان می خواهند انجام می دهند و ….

بسیاری از جوابهائی که تغییر هیچ یک از آنها، در دست

و اختیار ما نخواهد بود، سئوال نمائیم، مسئولین در حال

حاضر شاید افکار دیگری داشته باشند، ما چگونه

می توانیم وضعیت معیشیتی خود را دگرگون سازیم؟

یا چگونه می توانیم ارتباطات خود را بهبود سازیم؟

یا چگونه می توانیم به همنوعان خود خدمت بیشتر نمائیم؟

این سئوال به خوبی می تواند ذهن ناخودآگاه ما را قلقک

داده و خیلی سریع به جای اینکه به سراغ کاستی ها و

نواقص زندگی ما و جامعه برود، به سراغ توانائی های ما

و مزیتهای جامعه رفته و از دل آنها مطمئناً راه کارهای

سودمندی به دست خواهد آورد که با انجام هر یک از آنها،

همانگونه که تمام کارآفرینان بدین شکل عمل نمودند،

شما نیز می توانید در ظرف مدت مشخصی، تغییرات

اساسی و ماندگار در زندگی خود ایجاد نمائید.

سئوالاتی که با چرا شروع می شود، شما را به جوابهای

ناامید کننده و مأیوس کننده سوق خواهد داد و

سئوالاتی که با چگونه شروع می شود، شما را به راه

کارهای اجرائی و سودمند رهنمون می سازد.

اینکه شما از کدام یک از این سئوالات استفاده نمائید،

کاملاً در دستان و اختیار شماست، و بستگی به انتظار

شما از جوابهای دریافتی دارد.

امیدوارم این مقاله برای شما سودمند باشد.

در صورت سودمند بودن،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

از قدیم گفته اند، فرد را اگر می خواهی بشناسی، با او به سفر برو.

و هر فرد را در مسافرت می توانی بشناسی، اما در خصوص

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این عزیزان را می توانید در

مواجه با سختی ها بشناسید، و عملکرد آنان را دریابید.

گنجینه های نیروی انسانی، کسانی هستند که در مواجه با

سختی ها، با اتکاء به تجربیات و سوابق ارزنده خود، همچون

ناخدای کارکشته کشتی که می تواند کشتی را در طوفان های

سهمگین از دریا و اقیانوس عبور داده و به سلامت به ساحل

برساند، می تواند بحران ها را مدیریت نموده و به خوبی آن را

هدایت کرده و همگان را به سلامت از این وضعیت خلاص نماید.

پیشنهاد می شود، مقاله بزن پس کله سختی ها 

را نیز مطالعه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) چه زمان هائی خود را نمایان می نمایند.

شاید بر اساس عرف جاری، پیشکسوتان(بازنشستگان) در

عملکرد به نظر کمی کندتر عمل نمایند، لکن تحقیقات نشان

داده است که گنجینه های نیروی انسانی، خیلی دقیق تر و بهتر

کارها را به انجام می رسانند، شاید کمی آهسته تر، اما بهینه تر

انجام می شود.

پس باید به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعتماد کامل داشت

و بدانیم که تجربیات و مهارت های این گرانمایگان، می تواند

تضمین کننده طی شدن مسیر بصورت بهینه می باشد.

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید شناخت؟

تا زمانی که نتوانیم تجربیات و مهارت و تخصص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را به درستی دریابیم، نمی توانیم از

این عزیزان توقع داشته باشیم که آنها بتوانند در مواقع

مورد نیاز، مسائل و مشکلات ما را با درایت حل و فصل نمایند.

چگونه می توان پیشکسوتان(بازنشستگان) را در دوران های

سخت، شناخت؟

با صحبت با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) و یا خواندن مقالات

و یا احتمالاً کتابهای منتشره توسط آنان می توان به گنج های

درون این گنجینه های نیروی انسانی دست یافت.

البته تعدادی از این عزیزان، شاید هیچ یک از موارد بالا را

نداشته باشند، اما این هنر ماست که بتوانیم با همراهی با

گنجینه های نیروی انسانی، پی به تجربه و مهارت این عزیزان ببریم.

و در زمانی که از وجود چنین گوهرهائی با اطلاع شدیم،

باید با کمال احترام، در زمان های مورد نیاز از وجود

گهربارشان استفاده نمائیم. و بدانیم که وجود این عزیزان نه

تنها در سختی ها و مشکلات برای ما لازم و ضروری می باشد،

بلکه در تمام موارد، ما می بایست، از این گرانمایگان، تکریم

لازم را به عمل آوریم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پروازی را با خاطره ای از مصاحبه با گنجینه های نیروی انسانی

آغاز می نمایم.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت بودم،

با اعلام اینکه دیگر عمر خود را به پایان رسانیده اند و هیچ گونه

هدف و برنامه ای برای آینده خود ندارند، از آماده شدن برای رفتن می گفتند.

همان موقع به نظرم رسید که اگر این گنجنیه های نیروی انسانی بلند پرواز

بودند، حتماً برای خود اهدافی داشتند که می خواستند به آن برسند.

و این سئوالات در ذهنم نقش بست که چرا، ما باید برای خدا نیز تعیین

تکلیف نمائیم؟

در زمانی که ما هنوز نفس می کشیم و از نعمت های خدادادی محروم نشدیم،

چرا باید در انتظار مرگ باشیم؟

چرا باید با افکار منفی، لحظات زندگی آینده خود را که با هیچ مبنائی قابل

مقایسه نیست، را هدر بدهیم؟

چگونه می توانیم برای آینده خود امیدوار باشیم؟

در این مقاله بر آنیم که در خصوص بحث بلند پروازی مطالبی را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک

عدد است را نیز مطالعه فرمائید.

بلند پروازی چیست؟

بلندپروازی کردن در لغت نامه دهخدا به معنای: به ارتفاعی دور پریدن،

اوج گرفتن پرنده در آسمان، بالا برآمدن، مقاصدی عالی داشتن .

خواستار اموری بیش از حد خود بودن . خواهش مقام و منزلتی بیش

از حد خود. بیش از حد خود خواستن، است.

در تحقیقات که در سال ۲۰۱۲ انجام گرفته، تعریفی از بلند پروازی

ارائه داده شده است.

بلند پروازی یعنی “تلاش مداوم برای رسیدن به موفقیت، کسب کردن

و بدست آوردن”. چنین افرادی همواره هدفی معین دارند، اما این هدف

با رسیدن به نیازهای اساسی تفاوت دارد. کسانیکه انگیره ی بدست آوردن

چیزی را دارند،معمولاً به دنبال افزایش مهارت ها و شایستگی رو به رشد

برای دریافت پاداش مالی هستند.

افراد بلند همت معمولاً با افراد آرمان گرا به اشتباه گرفته می شوند،

اما تفاوت اساسی بین این دو خصوصیت وجود دارد. فرد آرامان گرا

برای یک هدف خاص تلاش می کند، در حالیکه بلند پروازی یک ویژگی

است. فرد بلند پرواز دائماً اهداف خود را تجدید می کند و با قصد خاصی

به دنبال یک هدف می رود

بلند پروازی سالم چیز خوبی است. افرادی “بلند پروازی سالم” بینشی

دارند که به کمک آن از نیروهای قوی و کورکوورانه ی بلند پروازی

فاکتوری مثبت منطبق بر آرمان های خود می سازند.

چرا بلند پروازی در دروان پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

بلند پروازی خصوصیات متعددی برای ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارد لکن مهمترین خصوصیت آن می توان به:

دادن امید به زندگی و پیدا کردن هدف، وظیفه شناسی، برونگرایی،

روان رنجوری، ذهن توانا در این دوران اشاره نمود.

افراد بلندپرواز معمولاً از سطوح بالاتر تحصیلات، شغل معتبرتر و

درآمد بالاتری نسبت به افراد غیر بلند پرواز برخودار هستند.

این امر منجر به افزایش میزان رضایت از زندگی آنها می شود.

همچنین بخوانید لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پروازی از نگاه دیگر:

بلندپروازی رفتاری است که انسان‌ها بدون محاسبه توانمندی‌های

خویش در آرزوی رسیدن به خواسته‌های خود هستند. در واقع

بلند پروازی عدم محاسبه توانمندی‌ها و استعدادها از یک سو و

عدم درک ضعف‌ها و قدرت از طرف دیگر است.

در واقع انسان بلند پرواز به دنبال رسیدن به هدفی است که متحمل

کمترین تلاش شود و به دنبال گرفتن نتیجه‌ای بدون هزینه است.

بلند پروازی اگر با عقلانیت همراه شود می‌تواند سبب شکوفا شدن

استعدادهای وی برای رسیدن به مقاصد ارزشمند شود و در غیر این

صورت چون یک انسان بلند پرواز تحت تأثیر احساسات خود بوده

فقط در رویا و تخیلاتش به دنبال رسیدن اهداف و برنامه‌هایش می‌گردد.

آدمی موجودی است که با قوت و ضعف‌های فراوان که می‌تواند در

زمینه‌های استعدادهای نهفته خویش را شکوفا کند تا به خواسته قلبی

خود برسد اما برای کسب موفقیت، افزون بر تلاش، نیازمند به

استعدادها و توانمندی‌های خاص رشته مورد نظر است.

اگر چه یک انسان برای رسیدن به پیشرفت باید هدف‌های عالی و

مقاصد متعالی را در برنامه زندگی داشته باشد اما اگر این سیاست‌گذاری

و برنامه‌ریزی بدون اتخاذ واقعیت‌های موجود باشد وی به اهدافش نمی‌رسد.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بلندپروازی کرد؟

 سه روش برای اینکه بتوانید بلند پروازی رابیاموزید

1.محیط را بسنجید

تعداد افرادی که از اهداف شما در زندگی حمایت می کنند،

چند نفر است یا اینکه آیا افراد بلندپرواز در اطراف خود دارید؟

اگر فکرتان به هیچکس نمی رسد، این یک مشکل است.

باید در جمع افراد بلندپرواز قرار بگیرید. آن ها به شما انگیزه

می دهند و به احتمال زیاد با وجود آن ها سریع تر به اهداف

خود می رسید.

جویا شوید که در کجا می توان افراد هم عقیده را بیابید.

چند مورد از آن مکان ها عبارتند از:

1.گردهمایی های آنلاین

2.گروه های پیشگام

3.نشست های گروهی

4. باشگاه های ورزشی

ظرف 14 روز آینده، حداقل یک فرد بلند پرواز را بیابید و با او

ارتباط برقرار کنید. همچنین کتابی در زمینه بلند پروازی مطالعه

کنید تا بلند پروازیتان اوج بگیرد. این کتاب می تواند کتابی الهام بخش،

کتابی جنگی یا بیوگرافی از موفقیت افراد باشد.

2.اهداف خود را وسعت بخشید

هدفی بی ثمر که سهل الوصول باشد را مد نظر قرار ندهید.

اگر درصدد کسب موفقیتی چشمگیر هستید، باید خود را وادار

به انجام کارهای سخت کنید. شاید تصور کنید که مد نظر قرار

دادن اهداف کوچک مهارپذیر، هوشمندانه است، حال آنکه اگر

اهداف بزرگی را در سر بپرورانید، احتمال اینکه به آن ها تحقق

بخشید بیشتر است. اهداف خود را یادداشت کنید. بدین ترتیب کاغذ

مرجعی دارید که باید از آن پیروی کنید. همین امروز هدفی والا

را در نظر گرفته و آن را یادداشت کنید و سپس ظرف همین هفته

حداقل یک گام به سوی تحقق آن بردارید.

3.منفی بافی ها را نادیده بگیرید

شاید این را زیاد شنیده باشد، اما حقیقت همین است.

ذهن شما شبیه یک اسفنج است، پس مهم است که بر اهداف

خود پافشاری کنید. این بدان معناست که به افکار منفی گوش ندهید.

این عدم گوش دادن به افکار منفی شامل خودتان نیز می شود.

گاهی خود ما بدترین منتقدان خودمان هستیم. هرگاه در صدد انجام

اقدامی جدید هستید، این را در نظر بگیرید.

در قسمت بعدی، نیز به ادامه همین مقاله می پردازیم، پس با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از ملزومات

این دوران جهت شادی و نشاط می باشد که شرح و چگونگی آن در

مقاله بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) قسمت اول،

به آن پرداختیم.

                   
در این مقاله، لیست 40 فعالیت که می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جهت بلند پروازی از آن استفاده نمود، از مقاله

Top 40 life ambitions for over-65s آورده شده است.

با توجه به اطلاعات جدید، کوه نوردی، غواصی و یادگیری پرواز،

در میان پیشکسوتان(بازنشستگان) جزء بلند پرواز ی های جدید

گنجینه های نیروی انسانی می باشد.

بر اساس تحقیقات جدید، پیشکسوتان(بازنشستگان) بریتانیا در حال

رد کردن زندگی آرام به نفع زندگی های پر ماجرا هستند.

لیست فعالیت های جدید “هیجان انگیز” که توسط

YouGov و Centra Pulse تهیه شده در ذیل آمده است:

              
در اینجا بلند پرواز ی هائی برای زندگی بالای 60 سال آورده شده

است، لکن امکان اضافه کردن به این لیست وجود دارد، و شما

خواننده گرامی می توانید نظرات خود را در خصوص اضافه نمودن

به این لیست در بخش نظرات همین مقاله مرقوم فرمائید.

                
1. سفر به جهان

Saburo Shochi از ژاپن، که 106 سال دارد، رکورد جهانی

گینس را برای قدیمی ترین فرد جهان با استفاده از حمل و نقل عمومی

دارد. یک ماه برای استاد دانشگاه دانشگاه فوکوكا برای سخنرانی در

شش كشور و تقریبا 60 هزار کیلومتر سفر كرد.

2. خانواده تان را ببینید

3. برای زندگی تا 100 سال برنامه ریزی نمائید.

4. پرفروشترین رمان را بنویسید

                      

برتا چوب یکی از قدیمی ترین نویسندگان است که اولین کتابش

را در تاریخ 20 ژوئن 2005 و در سن 90 سالگی شروع نمود

و توانست در سن 100 سالگی، این رمان را که داستان اردوگاه

تعطیلات بلکپول بر اساس خاطرات خود بود را منتشر نماید.

5. خود را برای برنده شدن در قرعه کشی ها، آماده نمائید.


اوتوسیتر 85 ساله، که بعنوان یکی از قدیمی ترین برندگان قرعه کشی

بریتانیا نامش ثبت شد توانست با شرکت در قرعه کشی سال 2003

مبلغ 2.3 میلیون پوند به دست آورد

6. یک خانه جدید خریداری کنید

            
7. یک زبان جدید یاد بگیرید

8. برنامه ریزی جهت استقلال مالی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشید.

9. تبدیل شدن به یک پدربزرگ و مادربزرگ و استفاده از

موقعیت های آن.

10. یک بار دیگر تلاش نمائید در تیم های ورزشی مورد علاقه

خود بازی کنید.

11. خود برای خدمت به خانواده آماده نمائید.

12. یاد بگیرید که پرواز کنید

         

جیمز کالینز وارن، مسن ترین فردی است که مجوز پرواز را

در سن 87 سالگی در Vacaville کالیفرنیا در تاریخ

سپتامبر 2010 دریافت نمود.

13. یک ماشین کلاسیک بخرید

14. یاد بگیرید که یک ساز موسیقی جدید بنوازید

15. سرزمین های شمالی را ببینید

16. سفر با کشتی تفریحی را تجربه نمائید.

17. سعی در کاهش وزن خود داشته باشید.

18. سعی در انجام کارهای خیریه نمائید

19. یک چتر نجات پرش و یک اسکایدواید بگیرید.

Estrid Geertsen مسن ترین زن است که در پرش

ارتفاع 4000 متری و در سن 100 سالگی در دانمارک شرکت نمود.

20. کارهات رو یکدفعه انجام بده

21. یک باغ رویائی برای خود بسازید.

22. به دانشگاه بروید

قدیمی ترین فارغ التحصیل دانشگاه Allan Stewart است که

مدرک لیسانس حقوق را در 91 سالگی و در 214 روز دریافت

کرده است. او در سال 2006 از دانشگاه نیو انگلند، نیو سات ولز

استرالیا فارغ التحصیل شد.

23. با یک ماشین مسابقه رانندگی کنید

24. یاد بگیرید که شنا کنید

25. صعود به کوه را جزء برنامه های خود قرار دهید.

قدیمی ترین مرد برای صعود به قله اورست یوچیرو میورا است

که در تاریخ 23 مه 2013 در سن 80 سالگی 223 روز به قله

رسید. این سومین بار است که او این رکورد را حفظ کرده است:

او قبلا در سال 2003 و در سال 2008 به بالاترین نقطه زمین در

جهان به عنوان آخرین متقاضی در جهان رسیده است.

26. عاشق شوید

27. بالن سواری نمائید

اما کارول، پس از گذراندن یک ساعت پرواز طولانی در سراسر

ایاوا در ایالات متحده آمریکا در سن 109 سالگی و در 70 روز

در سال 2004 نام خود را به عنوان مسن ترین فرد بالن سوار ثبت نمود.

28. سفر کنید.

29. در پروازها، از بلیط های First Class استفاده نمائید.

30. چند روزی در دریا زندگی کنید.

31. ملاقات با یک فرد مشهور داشته باشید.

32. یاد بگیرید که نقاشی کنید

33. پرواز با هلی کوپتر را تجربه نمائید.

         

دونالد هینکل یک پرواز انفرادی را در سن 86 سالگی، و طی آموزش 6 ماه و 23 روز در فرودگاه کانتی اکسداوا، در میو، میشیگان، ایالات متحده آمریکا در سال 2012 انجام داد و نام خود را بعنوان مسن ترین خلبان هلی کوپتر به ثبت رساند.

34. پرواز با هواپیماهای Spitfire یا Lancaster را تجربه نمائید.

35. در یک سفر جاده ای طولانی مدت بروید

36. خانه خود را بازسازی کنید

37. یک شاهکار را رنگ کنید

        

مسن ترین هنرمند حرفه ای Moses Aleksandrovich Feigin

است که آخرین نمایشگاه خود را در سال 2007 در مجلس مرکزی

هنرمند در مسکو، روسیه و در سن 102 سالگی به مدت 199 روز

برگزار نمود.

38. یک مرحله از برنامه ریزی های اساسی زندگی خود را

به مرحله اجرا درآورید.

39. با قطار سریع السیر به نقاط مختلف کشور مسافرت نمائید.

40. پیشکسوتی(بازنشستگی) سودمند داشته باشید.

متن فوق، ترجمه مقاله

Top 40 life ambitions for over-65s است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               
آن را به دیگران نیز هدیه نمائید.

بجای بیمارستان به بهبودستان برویم:

بجای بیمارستان به بهبودستان برویم:

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بهینه است که بجای رفتن به بیمارستان

به بهبودستان برویم.


و بجای اینکه از داروهای شیمیائی و … استفاده نمائیم،

از داروهای ذاتی داخل بدن خود استفاده نمائیم.

شاید این جملات برای شما، بسیار جای تعجب داشته باشد،

لکن از زمانی که در این حوزه وارد شدم، بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را یافتم که نیاز به بیمارستان

نداشتند، بلکه تنها نیاز به بهبودستان دارند و باید خود را

بازسازی روحی نمایند تا بتوانند مجدداً به زندگی خود بازگردند.

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.

بیمارستان چیست؟


بیمارستان در لغت نامه دهخدا به شکل ذیل تعریف شده است:

خانه وعمارتی که سلاطین در بعضی شهرها بسازند و بیماران

را آنجا طبیب دیوانی معالجت نماید و آن را بیمارسان و مارستان نیز گویند.

بهبودستان چیست؟


بهبودستان را با توجه به معنی بیمارستان می توان خانه و عمارتی

نامید که افراد در آنجا، بجای استفاده از داروهای شیمیائی و ..

از تکنیک های مخصوص استفاده نموده و خود را مجدداً بازسازی

می نمایند و سلامتی و شادابی خود را باز می یابند.

مقاله قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم را نیز مطالعه نمائید.

چرا بهبودستان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟


 همه کادر پزشکی اعتقاد دارند، که هر داروی شیمیائی،

اثرات غیر نیز دارد.

          
با استفاده از هر داروی شیمیائی، شاید یک گوشه از بدن، یا بیماری

مخصوص به آن مرتفع گردد، لکن مشخصاً به نواحی دیگر بدن،

آسیب و زیان می رساند.

                 
به همین خاطر است که پیشنهاد این است که بجای اینکه تا گوشه ای

از بدن، دچار درد میگردد، به بیمارستان و پزشک مراجعه نمائید،

بهینه است که از داروهای ذاتی در داخل بدن، با استفاده از تحرک و

تغییر روحیه استفاده نمائیم و اجازه ندهیم که داروهای غیر داخل بدن گردد.

خبر خوش در خصوص بهبودستان.


حدود سه هفته پیش با پدری مواجه شدم که با عصا، و به کمک

اطرافیان اقدام به حرکت می کرد و زمانی که از وی جویای

احوالش شدم، اعلام نمودند که چند تا از پزشکان، دیسک کمر

او را تشخیص و به او پیشنهاد عمل جراحی را نمودند.

           
بعد از حدود 45 دقیقه صحبت با ایشان و اهداء کتاب الهی پیر شی،

به این پدر گرامی، ایشان قول دادند که کتاب را مطالعه و در جهت

سلامتی خود گام بردارند.

             
جالب اینکه در شب گذشته که از اقوام ایشان جویای حالشان بودم،

متوجه شدم که از همان شب، تصمیم جدی برای تغییر سبک زندگی

خود گرفته است و از فردای همان روز، اقدام به رفتن به استخر و

آب درمانی نموده است.

               
و اعلام داشتند که در حال حاضر علاوه بر اینکه عصای خود را

کنار گذاشته است، بلکه درد کمر ایشان نیز به مراتب بهتر گردیده است.

           
البته این خبر باعث خوشحالی بیش از حد من شد، که یک گنجینه

نیروی انسانی دیگر، نیز مجدداً به زندگی بازگشته و می توان از

تجارب و اندیشه های این عزیز پیشکسوت(بازنشسته) استفاده لازم

را ببریم.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به بهبودی

دست یافت؟

بهبودی فرد، زمانی که به پزشک مراجعه می نمایند، بیشتر جنبه

روانی دارد، تا جنبه های شیمیائی، زیرا تا فرد، دارو را بعنوان

درمان کننده قبول ننماید، هیچ درمانی نمی تواند، بر اوضاع جسم

مسلط گردد.

                  
ما در همین جا، می خواهیم از همین شیوه برای بهبودی استفاده نمائیم.

           
به قول استاد علیرضا سلیمی، که فرمودند بدن انسان، خود یک

کارخانه تولید داروی شبانه روزی است، کافی است دقیقاً مثل زمانی

که نیاز به داروی فیزیکی داریم، آدرس داروخانه های شبانه روزی

و داروخانه های اطراف محل سکونت را به خوبی در ذهن خود نگاه

میداریم، همانگونه در زمان بیماری و نیاز، بدانیم چگونه و از چه

قسمتی، داروی مورد نیاز خود را تأمین نمائیم.

            
کافی است در زمان بیماری، و نیاز به داروی داخلی، فقط شروع

به تحرک و فعالیت نمائیم، تا بدن خود بصورت اتوماتیک، اقدام

به تولید و ارائه داروی مورد نیاز بدن نماید.

              
بله به همین سادگی امکان پذیر است، کافی است که بخواهیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

         
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نوشتن تجربیات عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

چند وقت پیش بود، که با عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مذاکره می نمودم، آنها درخواست

نمودند که فضائی را آماده نمایم تا عزیزان بتوانند،

تجربیات خود را با دیگر عزیزان به اشتراک بگذارند.

گنجینه های گهربار نیروی انسانی می توانند، با

قراردادن نظرات خود در ذیل همین نوشته، تجربیات

خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک، شاید برایمان واضح

نبوده و سنگین باشد و معنای آن به خوبی برایمان روشن نباشد.

همانگونه که امروز در اداره یکی از دوستان خوش ذوق،

درخواست نمود که یک بنر جهت ورود یکی از همکاران

که به مأموریت خارج از کشور رفته بود، تهیه نمائیم.

در ابتدا من هم شاید مثل شما، جا خوردم و به خود گفتم،

خیلی از افراد به مسافرت های گوناگون می روند و بر

می گردند و تا کنون سابقه نداشته که غیر از مسافرت های

مذهبی، برای مسافرت های غیر مذهبی و خارج از کشور،

برای کسی برنامه استقبال ورود داشته باشیم.

اما بعد از مدتی که خوب به این مسئله فکر کردم، به این

نکته پی بردم که ما شاید مدتها برای سالگرد فوت،

سالگردهای اتفاقات بد، آمدن یک سری از مناسبت های

مذهبی ناراحت کننده، روز شماری می نمائیم و باز هم

آماده برگزاری آن مراسم و اتفاقات ناگوار می شویم.

پیش خود فکر کردم، چه می شد که به جای اینکه برای

فرصت های بزرگ و ناراحت کننده خود را آماده نمائیم،

چرا خود را برای فرصت های کوچک شادی آور مهیا

و آماده نسازیم.

چرا نباید از این فرصت های کوچک خدادادی، استفاده

لازم را ببریم.

آیا مقاله فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

را مطالعه نموده اید؟       

فرصت های کوچک چیست؟

کلیه فرصت ها و موقعیت های کوچک و بسیار کوچکی که

ما می توانیم به مناسبت آنها، شاد باشیم، خوشحالی کنیم،

جشن و سرور به پا کنیم و ….

شاید برای ما که تا کنون همیشه منتظر فرصت های غول پیکر

و بسیار بزرگ برای تغییر بوده ایم، این مطلب کمی غیر

معمول به نظر آید. لکن تا زمانی که به قول یکی از اساتید

تغییر، تغییر را از مسائل کوچک و از تغییرات کوچک شروع

نکنیم، تغییرات رخ نمی دهد.

پیشنهاد می شود، مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه نمائید.

چرا فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در مدتی که مشغول تحقیق در خصوص مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بودم، با موارد متعددی روبرو گردیدم

و از آن جمله می توان به آسایشگاه هفت باغ مهربانی واقع

در زنجان مواجه شدم.

این آسایشگاه، به مناسبت های مختلف، در ایجاد شادی و

نشاط برای گنجینه های نیروی انسانی که در آن جا، اقامت

دارند، سنگ تمام گذاشته و موارد مختلفی را برایشان

ایجاد می نماید.

شاید در زمانی که برف، روی زمین را می پوشاند، ما تنها به

اینکه خودمان را بیشتر بپوشانیم و سعی در خروج کمتر از

منزل بخاطر سرمای بیرون می نمائیم. اما این خدمتگزاران

خوب این آسایشگاه در همان زمان، اقدام به بیرون آوردن این

عزیزان پیشکسوت نموده و از آنان خواستند که یک آدم برفی

درست نمایند.

و خبر جالب اینکه با درست کردن این آدم برفی و گرفتن عکس

و انداختن آن عکس در شبکه های اجتماعی، خانواده یکی از

پدربزرگ ها، که بیش از یک سال بود از ایشان خبری نداشتند

و بارها به دنبال او بودند، با دیدن عکس آنها در رسانه های

اجتماعی، ایشان را شناخته و به سراغ ایشان می روند و قبل

از عید موفق می شوند که ایشان را به آغوش پر مهر

خانواده برگردانند.

حال اگر این ذوق و سلیقه در ذهن گردانندگان این آسایشگاه

نبود، هنوز این پدربزرگ در میان باقی پدربزرگ ها مشغول

به گذران زندگی بود و از خانواده خویش نیز بی خبر بودند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی سرشار

از درس است را نیز مطالعه نمائید.

چطوری از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده لازم را ببریم؟

بهترین عملکرد، همین عملکردی بود که همکار خوش ذوق و

خوش سلیقه ما در پی آن بود و آن چیزی نبود جز، استفاده از

فرصت های بسیار کوچک و خیلی زودگذر، مثل آماده شدن

برای استقبال از همکارمان که به سفر خارج از کشور رفته بود.

بله در زندگی ما نیز چنین اتفاقاتی بی شمار رخ می دهد.

کافی است که کمی سلیقه و ذوق به خرج داده و این

فرصت ها به خوبی شکار نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که متأسفانه باز تعدادی

از همکاران سابق ما، دوران آماده شدن برای رفتن آن را به

غلط نام گذاری نمودند و هر پیشامد و اتفاقی را در راستای

همان نام گذاری می بینند، باید عینک خود را تعویض نموده

و به جای دیدن اتفاقات برای رفتن، به دیدن اتفاقات برای

ماندن و شاد و با نشاط بودن و سلامتی کامل رفت.

به جای اینکه از لحظات، لحظات مرگباری بسازیم،

بهتر است، آن لحظات را به لحظات زندگی سازی تبدیل

نمائیم که بتوانیم، زندگی خوب و شادی را تجربه نمائیم.

                  

یا به گفته آقای کیم وو چونگ، نویسنده کتاب سنگ فرش

هر خیابان از طلاست، در هر شرایطی، به جای اینکه

مثل بقیه، شمارش معکوس برای تعطیلی کارخانه داشته

باشیم، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد کارخانه ها

را در برنامه خود قرار دهیم.

بنابر این لازم است از هر فرصت کوچکی برای ایجاد

شادی و نشاط استفاده نمائیم

مانند: بیدار شدن هر روز از خواب

دیدن همکاران در هر روز سرکار

آمدن همکاران از مسافرت های داخل و خارج از کشور

دیدن اقوام

مناسبت های تولد، جشن ها، و شادی های اجتماعی،

فردی و گروهی

و ….

در هر صورت، اتفاقات بالا، همه انجام می شود، اما از

این به بعد، نحوه نگاه ما، و استفاده از این اتفاقات در جهت

شاد بودن و با نشاط شدن در محل کار، خانه و مخصوصاً

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند، زندگی ما را

دچار تحول و تغییر نماید.

       

امیدوارم همه با هم بتوانیم این فرهنگ استفاده از فرصت های

کوچک برای شادی و خوش بودن را اولاً در میان خودمان و

سپس در جامعه نهادینه نمائیم تا حداقل قدمی کوچک در بهتر

نمودن دنیا برای خود و اطرافیان برداشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

امروز به سومین سطح از ارتباطات می رسیم و آن ارتباط با خدا می باشد.

کیفیت ارتباط انسان با خودش و

کیفیت ارتباط انسان با محیط

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با خداست.

اگر کسی نتوانسته باشد، با خودش ارتباط درست و خوبی

برقرار نماید و نتوانسته باشد، از نعمتهای خدادادی، و نیز

حواس پنج گانه خود، به خوبی استفاده نماید، احتمالاً در

مورد ارتباط با خدا نیز دچار مسائل و مشکلات متعددی

می باشد.

ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چگونه خدا را در زندگی خود باور

داریم؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چقدر خدا در زندگی ما نقش دارد، و

رفتارهای ما، چقدر با درخواست های خدا از ما، مطابقت دارد؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه ما چطوری از خدا بابت نعمتهائی که به

ما عطا نموده است، تشکر و قدردانی می نمائیم؟

کافی است که یکی از نعمتهائی که در حال حاضر، بدون

هیچ گونه مسئله ای از آن استفاده می کنیم، کمی مشکل دار و

ناقص بشود، آنگاه متوجه می شویم که آن نعمت که تا کنون

به فور در دسترس ما بوده و ما به راحتی از آن استفاده

می نمودیم، چقدر در زندگی ما نقش دارد. و این خدائی که

تمام این نعمتها را بدون چشم داشت، در اختیار ما قرار داده

است، چقدر ارزش و بها دارد.

و آیا چنین خدائی، که میداند هر چیزی در کجا قرار داشته

باشد، لایق پرستش و لایق ارتباط خوب نیست؟

چرا ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم

است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر ما بخواهیم ارتباط خوبی

با خدا داشته باشیم، باید نحوه ارتباط با خودمان و نحوه ارتباط 

با محیط اطراف بوسیله حواس پنج گانه خود را بهبود بخشیم،

آنگاه، می توانیم ارتباط با خدا را بسیار بهبود بخشیم.

حال ما چگونه با خودمان ارتباط برقرار می کنیم که این بحث

دو مقاله قبل ما بود. و اینکه چگونه ما بوسیله حواس خود، با

محیط خود ارتباط برقرار می کنیم، کیفیت ارتباط ما با خدا را

بیان می نماید.

       

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با

خدا برقرار نمائیم، مسلماً بر روی آرامش ما تأثیر اصلی را دارد

و نیز در صورتی که آرامش داشته باشیم، استرس از وجود ما

رخت بر می بندد و در صورتی که استرس از وجود ما رخت

بر بندد، افسردگی این منبع اصلی تمام بیماریها، اجازه ورود به

بدن را از دست میدهد و شما می توانید، زندگی شاد و با نشاط و

همراه با سلامتی و شادابی را تجربه نمائید.

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با خدای مهربان

و متعال، و خالق خود، ارتباط خوبی برقرار نمائیم، آنگاه است که

دیگر نگران بسیاری از مسائل و مشکلات خود نخواهیم بود، و

میدانیم اگر خدای متعال، برای ما اتفاقی را مقدر نموده باشد، آن

اتفاق مطمئناً در زندگی ما نقش مثبت و خوبی را بازی خواهد

نمود.

چطور میتوان ارتباط با خدا را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بهینه نمود؟

 

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، برای ارتباط با خدای

مهربان در درجه اول نیاز است که ما ارتباط با خودمان، را

به بهترین شکل ممکن شکل دهیم و پس از اینکه رابطه خوبی

با خودمان برقرار نمودیم، آنگاه باید بوسیله حواس پنج گانه

خود، ارتباط خوب و لذت بخشی را با محیط خود برقرار نمائیم.

در صورتی که هر دو ارتباط قبلی، با موفقیت همراه باشد،

می توان امیدوار بود، که کیفیت ارتباط با خدا نیز به بهترین

شکل ممکن ایجاد گردد و کافی است که این ارتباط با خدا به

صورت خوب و درست، برقرار گردد.

    

آنگاه آرامش کافی که مستلزم، یک زندگی خوب و سالم است،

وارد زندگی ما می شود.

نمونه مثال فوق را می توان، در علمای هر دینی مشاهده نمود،

کسانی که پس از ایجاد ارتباط با خود و ارتباط با محیط،

توانسته اند، رابطه ای خوب با معبود خود و با خدای خود

برقرار نمایند، و مشاهده می نمائید، که بقول معروف، توپ

هم توان تکان دادن آنها را نخواهد داشت، زیرا که آنها به

منبع لایتناهی وصل شده اند که هیچکس یاری رویاروئی

با آن نمی باشد.

شما بارها و بارها مشاهده نموده اید که زمانی که در کودکی،

مشکلی برای شما بوجود آمده است، فوری به مادر یا پدر خود

مراجعه و آنها با علم و آگاهی بیشتری که نسبت به آن مسأله

داشتند، به راحتی آن مسأله را رفع نمودند و شما با افتخار، از

برنده شدن در آن مسأله، اظهار شادی  و نشاط می نمودید.

حال خدائی که دانش و آگاهی او فوق تصور دانش و آگاهی پدر و

مادر است و نیز خالق کل جهان است، مسلماً می تواند، تکیه گاه

بسیار خوب و مناسبی برای ما دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

باشد. در زمانی که ما نیاز داریم، کسی غیر از صندوق های

بازنشستگی، ادارات و سازمانها، مسائل و مشکلات ما را حل 

نماید، کسی وجود دارد که تمام راه حل ها، پیش اوست، تنها کافی

است که ارتباط خوبی با او برقرار نمائیم، آنگاه بازخوردهای آن

را به خوبی مشاهده خواهیم نمود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بعد از آشنائی با اولین سطح از ارتباطات که رابطه با خود

بود، نوبت به دومین سطح از ارتباطات می رسد که آن

ارتباط با محیط است.

عزیزان بازنشسته ای که می توانند خوب و درست با محیط

اطراف خود، ارتباط برقرار نمایند و لذت وشادی را از محیط

دریافت می دارند، زندگی خوب و سلامتی را نیز می گذرانند،

زیرا که می دانند محیط اطراف به چه حدی می تواند به آنان

انرژی بدهد و با آن انرژی می توانند بر بسیاری از مسائل و

مشکلات فائق آیند.

اما مثل همیشه، باز برخی از این عزیزان وجود دارند که

همیشه در هر محیطی که می رسند، بدون اینکه از آن استفاده

لازم را ببرند، تنها در پی درک سختی ها، مسائل و مشکلات

بسیار طاقت فرسای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشند.

یادم می آید زمانی به خانه یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که وارد می شدیم، ایشان همیشه، کانال تلویزیون خود را روی

کانال مستند تلویزیون تنظیم نموده بود. و همیشه که ایشان را

مشاهده می کردید در حال تماشای مستندهای طبیعت بود که از

آن کانال مشغول پخش بود.

و جالب این بود که کاملاً خود را در آن محیط و در پی یافتن

زیبائیهای نشان داده شده آن بود. و لازم به ذکر نمی باشد که چه

احساس خوب و دل نشینی آن فضا و خانه را پر کرده بود، کسی

که در طبیعت، در دریا، در جنگل حتی در بیابان، بدنبال یافتن

زیبائی ها و قشنگی های طبیعت است، مطمئناً فضای دلنشینی را

نیز برای خود وخانواده مهیا و آماده می نماید و خانواده نیز از

داشتن چنین فضای خوب و گوارائی شاد و خرسند خواهند شد.

  

بله برای ارتباط با محیط، اول باید مهارت لازم را داشته باشیم.

ما در این مقاله بر آن هستیم که ارتباط با محیط را مورد بررسی

قرار دهیم.

چرا ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

بارها در مقالات مختلف، بر این نکته اساسی تأکید داشته ام که

گنجینه های گهربار نیروی انسانی اگر روابط خوبی با خود و

اطرافیان خود داشته باشند، جایگاه ویژه ای نیز در خانواده و

اطرافیان خود خواهند داشت و بسیاری از مسائل آنها نیز

بصورت خودکار حل خواهد شد.

لکن اگر این مهارت و توانائی (ارتباط با خانواده و اطرافیان)

وجود نداشته باشد، همین می تواند ریشه بسیاری از مسائل فعلی

و آینده آنها را به دنبال داشته باشد.

این مهارت ها، در ارتباط با محیط نیز به خوبی خودنمائی

می نماید.

و باید برای یک سری از سئوالات مربوطه پاسخ لازم را

داشته باشیم؟

1-     چقدر از حواس پنج گانه خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده می نمائیم؟

2-     چگونه از این حواس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده می نمائیم؟

3-     و این استفاده از حواس پنج گانه در این دوران، چه

نتیجه ای برای ما دارد؟

پاسخ به این سئوالات می تواند، کمی ما را به اینکه حواس

پنج گانه نیز برای ارتباط با محیط برای ما در نظر گرفته شده

است، متوجه و حساس نماید.

و کسانی که مهارت ارتباط با محیط را ندارند، این ارتباط و

لذت و احساس را از خودشان سلب می نمایند.

مثلاً کسی که نمی تواند، از محیط پارک و فضای سبز استفاده

لازم را ببرد، امکان حضور خود را نیز در این فضاها، محدود

می نماید.

چطوری می توان ارتباط با محیط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بهبود بخشید؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به یکسری از مسائل

توجه لازم مبذول گردد:

از آن جمله می توان به اینکه:

–        چه چیزی می بینید؟ آیا اجازه می دهید هر چیزی که

اتفاق می افتد را شما ببینید، یا اینکه در بعضی از مواقع،

بخاطر اینکه مسئله یا مشکلی در آینده برای شما ایجاد نشود،

از دیدن بعضی از اتفاقها، خودداری می نمائید.

–        چه چیزی می شنوید؟ آیا باز اجازه می دهید که هر صدا

و نوائی به گوش های شما وارد گردد؟ با باز از ورود بعضی از

نواهای مزاحم و دردسر دار، به گوشهای خود، جلوگیری

می نمائید. آیا به دنبال شنیدن غیبت و تهمت از دیگران می باشید

یا خیر؟ یا اینکه طوری برخورد نموده اید که تنها خوبی های

دیگران در نزد شما بازگو می گردد؟

–        چه بوئی حس می کنید؟

–        چه سطوحی را لمس می نمائید؟

–        چه طعمی را می چشید؟ دقیقاً باید به این نکته توجه

لازم را داشته باشید که تغذیه نادرست، نیز ارتباط نادرست

با محیط است، و برای سلامتی ما بسیار مضر است.

–        چه حسی را تجربه میکنید؟ آیا فقط اجازه می دهید،

احساس های بد و ناگوار(غم، ناراحتی، افسردگی و…) را

تجربه نمائید یا اینکه سعی می نمائید، به احساس های قشنگ

(شادی، نشاط، موفقیت، لذت و …) اجازه ورود به بدن را

صادر نمائید؟

ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از کجا

شروع نمائیم؟

 

اگر ما بتوانیم در دومین مرحله از ارتباطات، به سئوالات بالا

پاسخ لازم و درستی را بدهیم و هر چیزی را که با حواس

پنج گانه خود درک می نمائیم، ببینیم که آیا آن چیز، حال ما

را بد می کند یا خیر؟

اگر حال ما را بد می کند، از ورود آن به بدن جلوگیری نمائیم.

اگر هر چیزی را بشنویم، محاسبه نمائیم که آیا برای ما فایده دارد

یا خیر؟ آنگاه دیگر اجازه شنیدن هر چیزی را به خودمان

نمی دهیم.

و هریک از حس های دیگر، باید ببینیم ورودی های هر یک،

نتیجه سازنده برای ما در پی خواهد داشت یا خیر؟ در صورتی

که نتیجه خوبی ندارد، از ورود آن جلوگیری نمائیم.

     

و در پایان به این نکته اشاره می نمایم که :

محیط شعور دارد، و محیط با ما حرف می زند، محیط با ما

ارتباط بر قرار می نماید.

اما خود ما انتخاب می نمائیم که با چه کیفیتی، محیط اطراف

با ما ارتباط برقرار کند؟ بوسیله بوق ها یا طبیعت

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

خود نیز هدیه نمائید.