حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به چه چیزهائی اطلاق می شود؟

در یکی از کلاس ها، استاد کلاس فردی را برای معرفی به کلاس دعوت نمود که قرار بود

این خانم در سال 1382 با داشتن توموری در بدن خود، و بنا به اعلام پزشکان،

تنها به مدت 6 ماه در دنیا زندگی نماید.

این خانم تعریف می نمود که مانند بسیاری از افرادی که چنین اخباری را دریافت می نمایند،

در همان موقع کاملاً شوک زده شدند و مثل اکثریت قریب به اتفاق عزیزانی که به

این بیماری دچار می گردند، یک ماه از این 6 ماه را در غم و اندوه به سر برد.

لکن زندگی این خانم، با ملاقاتی که با یکی از دوستان نزدیک خود داشت کاملاً دگرگون گردید

و این دوست عزیز به ایشان اعلام می دارد که مگر قرار نیست که شما 6 ماه در این دنیا زندگی نمائید،

و این خانم زمانی که تأئید می نمایند، این پاسخ را دریافت می دارند که اگر قرار است،

6 ماه در این دنیا زندگی کنی، پس 6 ماه زندگی کن، بجای اینکه هر روز منتظر مرگ باشی،

برای خودت زندگی کن و سعی کن این 5 ماه باقیمانده را حداقل خوب زندگی کنی.

این خانم پس از دریافت این نسخه پر از حکمت، شروع به زندگی می نماید و زمانی

که به کلاس ما دعوت شده بود، سال 1396 بود و همچنان سرحال و قبراق بود و

برای ده سال آینده خویش نیز برنامه های جامع و مدونی تهیه نموده بود.

حال به نظر شما، بهتر نیست، هر تعداد سالی که قرار است در این دنیا زندگی نمائیم،

واقعاً زندگی نمائیم و حس خوبی داشته باشیم؟

ما در این مقاله بدنبال رسیدن به حس خوب در  دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هستیم، با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز مطالعه فرمائید.

حس خوب چیست؟

احساس کردن در لغت نامه دریافتن، درک کردن، بو بردن است و حس خوب،

یعنی درک کردن و دریافت خوبی ها و زیبائی ها است.

حس خوب، همان حسی که با آن می توان خندید، شاد بود و نگران آینده نبود.

حس خوب، همان حسی است که اجازه اخم بر روی صورت و پیشانی به ما نمیدهد.

چرا حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مفید است؟

همیشه در سمینارها و کارگاه هایم، هدف اصلی را برای مخاطبانم رسیدن به یکصد سالگی می دانستم،

لکن بعد از مدتها متوجه شدم که من تنها نمره 16 را به جای نمره 20 هدف گرفته ام و با کمک استادم،

به این نتیجه رسیدم که بجای اینکه هدفم را رسیدن به سن بالا قرار دهم، هدفم را حس خوب قرار دهم.

زیرا که مهم نیست که تا چه سنی در این دنیا، باقی خواهیم ماند، لکن داشتن حس خوب

در همان سالهائی که هستیم، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا که اگر حس خوب نداشته باشیم،

مهم نیست که چند سال از زندگی را سپری می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوب می تواند شادی، نشاط و سلامتی را به ما هدیه نماید.

حس خوب می تواند، دنیای خوب و زیبائی برای ما ترسیم و ارائه نماید.

شما در زندگی و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دو راه  در پیش روی خود دارید.

می توانید مانند تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دوران را بدترین دوران زندگی خود دانسته

و با داشتن غم و اندوه زندگی خود را تباه ساخته و مدام منتظر رسیدن روز رفتن باشید و یا اینکه

علیرغم مسائل و مشکلات، حس خوبی داشته باشید و بسیاری از موارد را با عینک خوش بینی نگریسته

و حس خوبی داشته باشید.

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوبی داشت؟

کار خاصی قرار نیست انجام دهید.

نمی خواهم راه های مختلفی را برایتان ترسیم کنم که چگونه می توانید به حس خوب دست یابید.

حس خوب کاملاً داخلی است و باید از درون وجودتان شاد و با نشاط شوید.

تنها کافی است که به خدای متعال ایمان داشته باشیم و بدانیم که بدون اجازه او، حتی برگی از درخت به زمین نمی افتد.

آنگاه آرامش تمام وجود ما را در بر خواهد گرفت.

و همیشه لبخند را حتی اگر واقعاً شاد نیستند، بر روی لبان خود داشته باشید.

با داشتن لبخند بر روی لبان، بدن فرق بین لبخند مصنوعی و لبخند طبیعی را تشخیص نمی دهد و با همان لبخند،

هورمون های شادی در داخل بدن، ترشح گردیده و بصورت معمولی حالمان بهتر می شود.

و هیچوقت خود را با دیگران مقایسه نکنید.

مقایسه خود با دیگران از بزرگترین مسائلی است که می تواند حس خوب ما از ما بگیرد. لذا با عدم مقایسه،

خود را در برابر بسیاری از مسائل مصون و محفوظ بداریم.

از ورزش و تفریح غافل نشویم.

ورزش و تفریح همیشه می تواند در زندگی و حالات ما، تغییر ایجاد نموده و حال ما را به سمت خوب و نشاط، هدایت نماید.

خب الان چکار باید انجام دهیم؟

کار خاصی نباید انجام دهیم، تنها کافی است با لبخند شروع نموده و سعی کنیم حالمان را خوب نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن، یکی از مسائل مهم و اساسی در خصوص ارتباطات

می باشد، و هر فردی اشتیاق دارد که در ارتباطات خود، از

هدیه استفاده نماید.

هدیه دادن و هدیه گرفتن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورت باید باشد؟

آیا با این وضعیت اقتصادی می توانیم در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اقدام به دادن هدیه نمائیم؟

هدیه، چه مشکلی را از ما در این دوران پرفراز و نشیب حل می نماید؟

و دهها سئوال دیگر، می تواند در این مقاله مورد بحث و بررسی

قرار گیرد.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می گردد، مقاله قایق زندگی را نرم و راحت به جلو برانیم را

نیز مطالعه فرمائید.

هدیه دادن چیست؟

از دیر باز سنت خوب و حسنه هدیه دادن و هدیه گرفتن در بین

ایرانیان مرسوم بوده است و هر فردی تمایل دارد که در ارتباطات

خود، از این موهبت استفاده نماید.

هدیه، بخش مهمی از روابط و تعاملات جوامع انسانی را در بر

می گیرد و تعریف مشخصی از این روابط ایجاد می کند.

هدیه، پیوند بین اعضا​ی خانواده و دوستان حتی طرف های کاری و

تجاری را محکم می کند. مردم وقتی به یکدیگر هدیه می دهند،

اول از همه نشان می دهند که برای یکدیگر ارزش قائل هستند

و به یکدیگر اهمیت می دهند. همچنین موجب می شود که به

یکدیگر بیشتر فکر کنند و توجه نشان دهند. اگرچه مفهوم هدیه

در فرهنگ های مختلف گاهی متفاوت است، اما در اصل نشان

دهنده توجهی است که افراد به یکدیگر ابراز می کنند.

مقاله دیدن زیبائیها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه نمائید.

چرا هدیه دادن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

هدیه دادن و گرفتن می تواند برای افراد بسیار مهم باشد و

موجب سلامت روح و در نهایت جسم دو طرف شود.

در حقیقت این عمل افراد را در شرایط برد ـ برد قرار می دهد

و احساسات خوب و بسیار خوشایندی در هر دو طرف ایجاد

می کند و موجب صمیمیت و در نتیجه احساس امنیت بیشتر

می شود. در حقیقت هدیه دادن و گرفتن باعث ترشح هورمون

«سروتونین» می شود که در مغز افراد تنظیم کننده حالات

روحی شان است.

از طرفی تحقیقات نشان داده است که هدیه دادن به مراتب بیش از

هدیه گرفتن شادی می آورد و وقتی این عمل به عادتی در زندگی

تبدیل شود، مسلما می تواند جلوی افسردگی را بگیرد.

زیرا فرد هدیه دهنده از این که توانسته دیگری را شاد کند،

احساس با ارزش بودن می کند. در واقع هدیه دادن را می توان

در زمره کارهای نوعدوستانه قرار داد. بویژه زمانی که این کار

بدون چشمداشت و توقع تلافی انجام شود، بسیار فرحبخش است.

زمانی که به کسی هدیه می دهید و موجب خشنودی او می شوید

تاثیرات مختلفی روی روحیه خودتان نیز میگذارید و موجب خشنودی

خودتان خواهید شد و صرف هزینه برای کسب رضایت دیگران

تاثیر روحی زیادی روی شما میگذارد.

چطوری با وضعیت اقتصادی نامناسب، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه بدهیم؟

هر زمان بحث از هدیه دادن و هدیه گرفتن می شود، همگان از

عدم وجود نقدینگی و مشکلات اقتصادی ساز سخن به میان می آورند.

در صورتی که نگارنده اصلاً چنین قصدی ندارد.

هدیه با توجه به مکان و زمان می تواند بسیار متفاوت باشد.

در یکی از مراسم های تولد، که برای دخترم گرفتم، یک از

اقوام با توجه به شناختی که از خانواده داشت، اقدام به تهیه

یک بسته برس مو و شانه و وسائل جزئی آرایشی گرفت و

همین یک بسته، برق شادی را در وجود دختر من به راه انداخت.

اما یکی دیگر از اقوام، که میخواست بالاترین لطف را در حق

خانواده ما نماید، اقدام به تهیه یک النگو طلا نمود. و این عمل

ایشان باعث این شد که از آن به بعد، دیگر به خاطر اینکه زحمت

فراوانی متقبل می شدند، از گرفتن مراسم خودداری نمایم.

حال شما در هر مراسمی می توانید، با توجه به وضعیت و زمان،

نسبت به تهیه هدیه و دادن هدیه اقدام نمائید. و در صورتی که

هیچ یک از موارد بالا اتفاق نیافتاد، هدیه ها می تواند بسیار متفاوت تر

از آن چیزی باشد که شما در ذهن خود می پرورانید.

شاید باور نکنید، هیچ کس آنقدر فقیر و بی چیز نیست که نتواند

لبخندی به عنوان هدیه به دیگران اهدا نماید.

شاید باورتان نشود که شما با یک تشکر خشک و خالی که

می توانید از هر فردی داشته باشید، چه هدیه گرانبهائی را به

طرف مقابل اهدا می نمائید.

یک نگاه مهربان، یک روی خوش، یک اخلاق زیبا، یک سلام گرم،

یک توجه، یک جمله کوتاه و با محبت، یک شعر و حتی یک تماس

تلفنی که جویای حال افراد شوید، همگی می توانند

هدایای گرانبهائی باشد، که هیچ یک از آنها نیازی به ریالی جهت

تهیه ندارد و تنها، یک باور از خود، و ارتباط زیبا با خود می تواند

این هدایای نفیس را گردآوری نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

این مقاله را نیز می توانید به عنوان هدیه به دیگر

عزیزان خود اهدا نمائید.

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

                                      

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

              

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین 60 سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

    

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عشق باز بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یکی از برنامه های کوهنوردی با یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

مواجه شدم و بعد از گپی که با ایشان داشتم، زمانی که میخواستم عکسی

از ایشان بگیرم، علت را پرسید.

وقتی به ایشان گفتم که عکس را برای کسانی می خواهم که فکر می کنند

پیشکسوتی(بازنشستگی) یعنی در خانه نشستن و هیچ اقدامی نکردن، 

این پیشکسوت(بازنشسته) کاملاً سرحال و قبراق، بعد از دادن اجازه عکس،

به من گفت، که این عکسها فایده ندارد، و فرد باید خودش عشق باز باشد.

گفت که فرد اول باید عشق باز خدا باشد، و سپس عشق باز طبیعت تا

بداند که سلامتی چیست و چطوری باید از این نعمت خدادادی، استفاده بهینه

و مطلوب را ببریم.

در این مقاله بر آنیم که بدانیم عشق باز بودن یعنی چه؟

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

و چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز بود؟

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله جوان بودن قلب را نیز مطالعه فرمائید.

معنای واقعی عشق:    

در پروازهای شوم 11 سپتامبر 2001 که همگی منجر به نابودی

سرنشینان آن شد، کارشناسان با بررسی مکالمات تلفنی آخر سرنشینان

بد اقبال آن پروازها که با اقوام خود صورت گرفته بود، به نتیجه جالب

و قابل تأملی دست یافتند.

مسافران در آن لحظات هراس، با افرادی تماس گرفتند که به راستی

عاشق شان بودند، تا دگر بار خاطرات عاشقانه شان را تجدید کرده و

واپسین واژه های عاشقانه را به یکدیگر تقدیم کنند.

موضوع هیچ یک از این مکالمات تلفنی پیرامون کارهای شرکت و

یا وضعیت سهام بورس و … نبود.

زیرا کلامی که مبتنی بر عشق و احساسات نباشد، به ذهن مسافرانی

که خود را در آستانه مرگ می دیدند هرگز خطور نمی کرد و در آن

لحظات پایانی، با ارزش ترین اولویت ذهنی آنان، همانا سپری کردن

واپسین دقایق زندگی شان با عشق و محبت بود.

عشق باز کیست؟

معنی عشق در ویکی پدیا عبارت است از عشق لذّتی مثبت است که

موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و

یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد اما

محدودیت در فکر و عملکرد دارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیرقابل

تصور ظهور کند

همچنین برخی نشانه ها می تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف

مقابل هستید و او هم به همان اندازه، شما را دوست دارد. نشانه های

عشق واقعی عبارتند از:

  • به سمت هم کشیده می شوید
  • با هم بودن خوش میگذرونید
  • همیشه برای هم حاضرید
  • منتظر موقعیت می مانید.
  • اعتماد به نفس دارید.

پندار و کرداری که در مسیر عشق حرکت نمی کند، مانع از رسیدن

ما به اصل وجودی مان باشد.

آگاه باشیم که همه ما از سرچشمه عشق خالص و ناب به این گیتی قدم

نهاده ایم. و باید بدانیم که چطوری می توان همچنان به آن سرچشمه

متصل بود، و عشق باز با خدا و طبیعت بود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

وقتی ما بتوانیم در دوران پییشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم و

عشق باز خداوند متعال باشیم، دیگر هیچ طوفانی نمی تواند کوچکترین

خللی و ناراحتی به ما وارد نماید و زندگی سالم و با آسایش ما را لطمه دار

نماید و اگر بتوانیم عشق باز طبیعت باشیم، می توانیم از تک تک

نعمتهائی که خداوند برای رفاه و آسایش ما فراهم نموده استفاده نمائیم.

عشق باز طبیعت بودن، یعنی استفاده کامل و بهینه از تمام وجود خودمان.

استفاده کامل و بهینه از تمام فضائی که خداوند برای ما خلق نموده است.

استفاده کامل و بهینه و ارتباط با تمام افرادی که در اطراف ما وجود دارند.

مقاله ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عشق باز باشیم؟

این هم مثل بسیاری از موارد دیگر که به راحتی، لکن با تمرین و

استمرار می تواند ما را از یک فرد خواب آلود و ساکن، به یک

پیشکسوت(بازنشسته) مفید، سالم و با نشاط هدایت نماید، بسیار

ساده و روان می نماید.

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود مطرح نمودم، ابتدا شما می باید،

ارتباط خوبی با خودتان که بیشترین مدت را با آن می گذرانید، داشته باشید.

در مرحله دوم، ارتباط با محیط است، که بتوانیم به درستی ارتباط خوب

و بهره وری با محیط اطراف داشته باشیم و از تک تک موارد در هر زمان

و هر موقعیتی در جهت بهینه نمودن زندگی خود استفاده نمائیم.

             

در مرحله سوم، ارتباط با خدای مهربان است، که می توانیم با بالابردن

معنویت خود، ارتباط خوبی با معبودمان که با خلق ما، خودش را تحسین

نموده است، داشته باشیم. وقتی بتوانیم ارتباط خوبی با معبود داشته باشیم،

استرس ها و ناراحتی ها که مبدأ پیدایش بسیاری از بیماریها می باشد،

از وجود ما خارج می گردد.

در مرحله چهارم نیز ارتباط خوبی با اطرافیان پیدا نمائیم تا بتوانیم با

ارتباطات قوی با اطرافیان زندگی، شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود و اطرافیان خود تهیه نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

چند روز پیش در حال مطالعه داستان مرغان ماهیخوار بودم که

در مقاله مانع تغییر که توسط یکی از دوستان بسیار عزیزم جناب

آقای سید محمد غریبیان در سایت “باور تغییر” آورده شده بود.

و مشاهد نمودم که چه زیبا حال و هوای تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را که مایل به تغییر نیستند را تشریح نموده است.

اما داستان مرغان ماهیخوار چه بود:

پیشنهاد می شود، مقاله تغییر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

داستان عدم تلاش و مانع تغییر مرغان ماهیخوار:

می گویند  شهرداری شهر ساندی گو، با مشکلی برخورد کرده بود،

مشکل این بود که مرغان ماهیخوار در سواحل این شهر از شدت

گرسنگی می مردند، به گونه ای که با خطر انقراض مرغان ماهیخوار

روبرو بودند ، از پژوهشگران مختلف دعوت شد تا این معضل را

بررسی و حل کنند.

پژوهشگری علت را دریافت: علت این بود که در نزدیکی ساحل

این شهر کارخانه تولید فرآورده های دریایی بود که ضایعات خود

را در کنار ساحل رها می کرد، و مرغان ماهیخوار به خوردن

همان ضایعات ماهی عادت کرده بودند که حاضر و آماده در

اختیارشان قرار می گرفت و دیگر زحمتی برای شکار و صید ماهی

نمی کشیدند.

با انتقال کارخانه، آنها دیگر از استعداد خود که شکار ماهی حتی در

عمق یک صد متری دریا بود بهره نمی بردند، و هیچ تغییری در

خود برای صید ماهی ایجاد نمی کردند

همین عدم تلاش و عدم تغییر باعث شده بود که آنها از شدت گرسنگی

بمیرند و تمایل به عدم تغییر به عنوان مانع تغییر معنا پیدا کرد.

عدم تلاش چیست؟

عدم تلاش به معنای آن است که به چیزهائی که داری، و به ما

داده می شود، اکتفا نموده و هیچ گونه تلاش و کوششی برای

بهبود و تغییر وضعیت ننمائیم.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا عدم تلاش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ناپسند است؟

عدم تلاش همیشه مذموم و ناپسند است، لکن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از ناپسندی بیشتری برخوردار است، زیرا که در این

دوران زیبا، فرد خود را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) که از

صندوق های بازنشستگی دریافت می دارد، راضی می نماید و دیگر

باور دارد که بیش از آن حقوق دیگر حق او نیست و برای افزایش آن

و یا افزایش منابع درآمد هیچ اقدامی نمی نماید.

و یا تنها به برنامه های تهیه شده توسط کانون ها و صندوق های

بازنشستگی، بسنده نموده و برای خود هیچ گونه برنامه جدیدی،

برای گردش، تفریح، سلامتی، شادی و نشاط خود تهیه نمی نماید.

و یا متأسفانه در گوشه پارکها تنها روزگار می گذراند و منتظر است

که ببیند روزگار برای او چه اتفاقاتی را رقم می زند. و برای تغییر

وضعیت هیچ گونه اقدامی نمی نماید.

و اینها همه در حالی است که همین فرد در دوران اشتغال، با تلاش

و کوشش فراوان، افتخارات بسیاری برای خود و خانواده و محل

اشتغال به همراه آورده بود و هم اکنون تنها نظاره گر اتفاقات روزگار است.

در صورتی که این یک دور باطل است و با عدم تلاش و کوشش

گنجینه های نیروی انسانی، کم کم ماهیچه ها تحلیل رفته، قوای جسمانی

نیز به تبع آن کاهش می یابد و به مرور کاهش نیروی عقلی نیز آغاز

می شود و مجددا فرد را به عدم تلاش فرا می خواند و باز با عدم تلاش،

یکی یکی از نعمات خداوندی از ما گرفته خواهد شد.

وابستگی به جسم یکی دیگر از مقالاتی است که پیشنهاد می شود،

آن را مطالعه فرمائید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

شادی، نشاط و سلامتی تلاش نمود؟

کافی است که اولاً ترفندهای مغز را که در مقاله دوست عزیزم،

به خوبی توضیح داده شده است، را کامل مطالعه و از ترفندهای

آن با اطلاع شویم و در صدد مقابله با این ترفندها برآئیم.

و با یک برنامه ریزی در تغییر در زندگی، و افزایش منابع درآمدی،

و نیز تغییر در سبک زندگی به سمت شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

سراسر خوب و خوشی را برای خود و اطرافیان خود فراهم نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

فلانی شانس بالائی دارد و همیشه همه چیز بر وفق

مرادش است.

فلانی مادرزاد، شانس به همراه داشت، و همه برایش

خدمت می کردند.

خدا بده شانس.

شما نیز مثل نگارنده، شاید از جملات بالا بسیار شنیده باشید،

و این معضل و مشکل نه تنها در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

وجود دارد، بلکه این مسئله در بسیاری از عزیزان شاغل و

غیر شاغل نیز فراوان دیده می شود.

این شانس و خوش شانسی چیست، که هر کسی آرزوی

داشتن آن را دارد.

ما در این مقاله بر آنیم که این مطلب را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس است یا اجبار و خواست را نیز مطالعه نمائید.

شانس چیست؟

شانس بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

عبارت است از: شانس همان اقبال یا بخت است؛

چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس رخ می‌دهد،

خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد،

یا نتیجۀ مورد نظر است.

خوش شانسی چیست؟

آوردن اقبال و بخت به سمت خود می باشد و این کاری

است که هر فردی که طالب آن است می تواند به آن

دست یابد.

تفاوت میان شانس و خوش شانسی چیست؟

شاید تا کنون شما نیز مثل نگارنده تفاوتی میان این دو کلمه

قائل نبودید، لکن در کتاب شانس نوشته الکس رویرا و

فرناندو تریاس دو به و ترجمه منیژه جلالی این دو کلمه

بسیار تفاوت دارند.

شانس زمانی که ارثیه ای یا قرعه کشی به فردی میرسد،

شانس به وی روی می کند اما یک خبر بد اینکه شانس

به هیچ وجه متکی به فرد نمی باشد و به همین دلیل زیاد

پایدار نمی ماند.

اما خوش شانسی به علت اینکه توسط خود فرد ایجاد

می گردد، کاملاً وابسته به فرد بوده و در اصل شانس

حقیقی، همین خوش شانسی است.

شما نیز بارها و بارها، افرادی را دیده اید که جوایز فراوانی

در قرعه کشی ها دریافت نموده اند یا بر اثر فوت اقوام

ارثیه های کلان به فرد رسیده است، لکن لذت داشتن آن

جوایز و ارثیه، دیری نپائید و بر اساس رفتارهای نامناسب فرد،

تقریباً نود درصد آدمهائی که در مسابقات بخت آزمائی برنده

شده و یا به ارثیه های کلانی دست یافته اند، در کمتر از

ده سال، یا ورشکسته شده و یا به جائی رسیده اند که در

ابتدا بوده اند.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.              

خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

خوش شانسی به آن معناست که شما کلیه موانع برای

رسیدن به موفقیت را در ابتدا شناسائی و نسبت به رفع

آنها، اقدام نمائید.

آنگاه متوجه می شوید که شانس ها، پی در پی، چگونه

درِ خانه شما را می کوبند.

به عبارت دیگر، خوش شانسی عبارت است از استفاده

از فرصت ها در زمان مناسب.

اگر بخواهیم می توانیم توافق کنیم که شانس وجود دارد،

ولی احتمال اینکه به سراغ ما بیاید بسیار کم است،

و هنگامی هم که بیاید، دوام نمی آورد.

به دیگر سخن، شانس می تواند به فرد رو کند، هر وقت

که فرد به دنبالش برود و خوش شانسی همان چیز خوب

و واقعی است که فرد به دست می آورد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خوش شانس بود؟

خوش شانسی قوانینی دارد و تابعیت از این ق

وانین می تواند ما را به موفقیت و هدف مورد نظر

رهنمون سازد:

  1. شانس زمان طولانی دوام نمی آورد، زیرا به فرد بستگی
    ندارد، اما خوش شانسی را هر یک از افراد می توانند به
    وجود آورند و به همین دلیل برای همیشه می ماند.
                    
  2. بسیاری خواهان خوش شانسی هستند، ولی شماری
    اندک درصدد یافتن آن بر می آیند.
  3. اگر هم اکنون هیچ شانسی به شما رو نمی کند،
    شاید به این دلیل باشد که در شرایط همیشگی
    قرار داری، برای اینکه شانس به سراغت بیاید،
    باید شرایط جدید فراهم سازید.
                               
  4. فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها
    به معنای جست و جوی منافع خود نیست، آماده
    ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال
    رو کردن شانس می افزاید.
  1.  اگر ایجاد شرایط جدید را به تأخیر بیندازی، خوش شانسی
    هرگز به سراغت نخواهد آمد. فراهم ساختن شرایط تازه
    گاهی اوقات بسیار سخت است، اما همین امروز دست
    به کار شو.
                                                   
  2. گاهی اوقات، حتی در شرایط به ظاهر مناسب، شانس
    رو نمی کند، آن زمان در جزئیات کم اهمیت، شرایط به
    ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند،
    جست و جو کن.
  1.  برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند، فراهم
    ساختن شرایط بی معنی می نماید. آنانی که شرایط
    را فراهم می سازند، در بارۀ رسیدن شانس نگرانی ندارند.
  2. خوش شانسی فروشی نیست، به آنانی که شانس
    می فروشند، اعتماد نکنید.
  1. پس از آن که شرایط را فراهم کردید، صبور باشید، رها نکنید،
    به رسیدن شانس ایمان داشته باشید.
                                       
  2. فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای
    فرصت بستگی دارد. اما فرصت، به شانس و تصادف ربطی
    ندارد، فرصت همیشه در کنار توست.

نکته اخلاقی اینکه :

پدید آمدن خوش شانسی تنها به فراهم ساختن شرایط بستگی دارد.

و از آنجا که رو کردن خوش شانسی تنها مستلزم فراهم

ساختن شرایط است، پس خوش شانسی، فقط به خودت

بستگی دارد. اگر همین فردا شروع کنی، می توانی

خوش شانس باشی.

داستان خوش شانسی، هر گز بر حسب تصادف به

هیچ کسی رو نمی کند.

عبارت آخر اینکه، شانس خوب مال بازیکن خوب است.

اگراین مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه در دوران پیشکسوتی را با بیان داستانی شروع می نمایم.

در زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه بودم، در یک جلسه،

استاد تربیت بدنی ما کاری برایش پیش آمد و یک استاد دیگر را نیز

برنامه ریزی نمود که سر کلاس ما بیاید.

                   
این استاد عظیم الشأن که دانشجوی دکترای تربیت بدنی بود، در سخنان

خود در کلاس به ما گفت: سعی کنید که داخل مشکلات نروید و اجازه

دهید تنها مشکلات در جلوی چشمان شما رژه بروند.

               
و تنها به دیدن حرکت مشکلات بسنده نمائید. که در این صورت می توانید

بهتر و مفیدتر آن مشکلات را برطرف نمائید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

رژه رفتن مشکلات چیست؟


رژه رفتن به معنای آن است که فقط نظاره گر آن باشیم که آنان جلوی

چشمان ما قدم زده و حرکت نمایند.

یعنی همه‌ی یگان‌ها باید جمع شوند در میدان صبحگاه و به احترام

پرچم خبردار بایستند و آخر سر هم از جلوی جایگاه رژه بروند.

              
رژه رفتن، یک مقام عالی رتبه در بالای جایگاه قرار می گیرد و

یگان های مختلف، از هر درجه و بخش، از جلوی جایگاه در صفوف

منظم و یکدست حرکت می کنند.

چرا رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی)، با توجه به کم شدن درآمدی که از

محل اشتغال قبلی، کم کم مشکلات خود را نمایان می سازند و اگر خود

را داخل مشکلات بیندازیم، به آن اندازه گرفتار می شویم که دیگر حل

آن، برایمان کمی مشکل ساز می شود.

          
حال اگر به داخل مشکلات نرویم و اجازه دهیم مشکلات از جلوی

چشمان ما، قدم بزنند، مطمئناً می توانیم راه حل های بهتر و مفیدتری

برای آنان بیابیم و مشکلات را با برداشتن “م” آن به شکلات تبدیل نموده

و از حل آنها، لذت ببریم.

              
و از آن سو، زمانی که اجازه دهیم مشکلات در جلوی چشمان ما،

 رژه بروند، بدان معناست که شخصیت ما از مشکلات بسیار والاتر

می باشد، زیرا که در زمان رژه فردی که درجه و مقام او از بقیه

افراد آن میدان بالاتر است در بالای جایگاه قرار میگیرد و نظاره گر

 حرکت یگانها و واحدها می باشد.

مقاله ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان بجای ورود به داخل مشکلات، اجازه دهیم

مشکلات در جلوی چشمان ما، رژه بروند؟

در درجه اول، لازم است که خونسردی خود را در مواجهه با

مشکلات حفظ نموده و قبول نمائیم که این مشکلات نیز مانند

بسیاری از مشکلات دیگر که توسط شخص خود ما مرتفع گردیده

است، برطرف خواهند شد.

              
و در مرحله بعدی نیز با توجه به اینکه مقام ما والاتر از مشکلات

است، با قدرت و اقتدار بیشتر نسبت به رفع آنها اقدام می نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

                  
لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید.

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خدمت به خود از خیلی وقت ها قبل به دست فراموشی

سپرده شده است.

دقیقاً از چه زمانی؟

از زمانی که به فرد دیگری دلبسته شده و زندگی

جدیدی را با فرد جدید، آغاز می نماییم.

از همان زمان، دیگر خود را دیدن به خاطرات پیوسته و

از آن به بعد “دیگران” جای “خود” را در ذهن و فکر 

می گیرد و اکثریت اعمال و رفتار ما به دیگران تخصیص

می یابد.

و از زمانی که در محلی(اداره، کارخانه، کارگاه، سازمان

و …) مشغول به کار و فعالیت می گردیم، فعالیت و اهداف

محل کار نیز جای اهداف شخصی را گرفته و فکر و ذهن

را به سمت خود کشیده و حتی در زمانی که با خانواده

هستیم، نیز افکار و کارهای محل کار رهایمان نمی کند.

و به زمانی می رسیم که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را در دستان ما می گذارند و ما را راهی منزل می نمایند.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عده ای از عزیزان،

دیگران را از فکر و ذهن خود بیرون رانده و خود را جایگزین

آنها می نمایند و به فعالیتهای مورد علاقه خود مشغول

می گردند.

لکن اکثریت این گنجینه های نیروی انسانی، با توجه به

شرایط ویژه ای که برایشان بوجود می آید، همچنان دیگران

را در سرجای خود قرار داده و برای تأمین معاش و راحتی

و آسایش خانواده و اطرافیان تلاش می نمایند.

حال سئوال این است که این تلاش برای دیگران تا چه

زمانی باید ادامه یابد؟

آیا تا پایان زندگی، نباید به فکر خود باشیم و همیشه

دیگران(خانواده، فرزندان، اطرافیان و …) باید جامعه هدف

ما باشند.

در این مقاله بر آنیم که با نگاهی به وضعیت خود موارد

را بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله ثبت لحظات در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

خدمت به خود چیست؟

تعریف کلاسیک خدمت عبارتست از کالایی غیر مادی

و غیر قابل لمس، که مالکیت و دارایی به همراه ندارد

و قابل ذخیره یا جابجایی نیست.

معمولا در لحظه مصرف به وجود آمده و بعد از مصرف

از میان می رود.

خدمات به هرگونه فعالیت یا مزیت گویند که از یک

طرف به طرف دیگر ارائه می‌شود و لزوماً نامحسوس

است و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد.

خدمت به خود نیز شامل کلیه فعالیتهائی می شود

که شخص و فرد تنها و تنها برای سلامتی، شادی،

نشاط و شادابی و علاقه خود انجام می دهد.

چرا خدمت به خود، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با بسیاری از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مصاحبه نمودم و

با من در تماس بودند، اکثراٌ از مسائل و مشکلات

همسر، فرزندان و خانواده خود می گفتند و پس از

کلی کلنجار رفتن با آنها، این عزیزان حاضر می شدند

که از مسائل خود نیز پرده بردارند.

اگر گنجینه های نیروی انسانی بدانند که اول باید به

خود رسیدگی نمایند و سپس خانواده و اطرافیان را

مدنظر خود قرار دهند، می توانند به خود بیشتر از قبل

رسیدگی نموده و محافظت نمایند.

مقاله رهائی از بیماری با ندای درون در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید.       

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به خود خدمت نمود؟

خدمت به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به نظر نگارنده از سلامتی شروع می شود، و به

فعالیت های اقتصادی و فعالیت هایی برای تفریح و

شادی خود خاتمه می یابد.

در جهت خدمت به خود، می توان خدمت به روح خود،

خدمت به جسم خود را در برنامه های خود داشته باشیم.

۱ خدمتگزاری به جسم خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

واضح و روشن است که هر شخصی دارای سر،

چشم، گوش، بینی، دهان،گردن، سینه، کمر،

شکم، پا، انگشت و سایر اعضای ظاهری بیرونی

است. و این را هم می دانیم که هر انسانی دارای

یک سری اعضای داخلی مثل : قلب، کلیه، شش،

کبد، مغز، رگ، عصب و غیره است.

خدمت به اعضای بیرونی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

برای خدمت به اعضای بیرونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با به دو صورت اقدام نمود:

یکی برطرف کردن احتیاجات و لوازم مادی،

دیگری برطرف کردن احتیاجات معنوی است.

با تهیه پوشش مناسب برای جسم خود اولین قدم

را برای خدمت به خود برداشتیم.

خدمت بعدی که می توان به جسم خود ارائه داد،

تغذیه است.

تغذیه شامل: حمام کردن(لامسه)، غذا خوردن(جسم)

و خوابیدن(روح) است.

اما بحث خدمت گذاری به خود در زمینه جسم چیزی

فراتر از حمام و غذا خوردن و خوابیدن است.

حمام بخش کوچکی از نظافت و بهداشت است

که در حق خود روا میداریم. از جمله راههای دیگر

بهداشت و نظافت که خدمت به جسم خود است،

دفع موهای زائد بدن، گرفتن ناخن انگشتان پا و دست،

شستن لباسهایی که می پوشیم به خصوص لباسهای

زیر، دوری کردن بدن خود از هر گونه آلودگی یا عواملی

که سبب زخم و آسیب و ناهنجاری در جسم می شوند و … .

انجام دادن حرکات موزون با دست و پا و اعضاء بدن که

به آن نرمش و در سطح بالاتر ورزش می گویند،

از دیگر خدمات به خود است.

نرمش و ورزش برای سلامت نگهداشتن نه تنها جسم

بلکه روح و روان هم بسیار مؤثر است.

حفاظت و نظافت و سالم نگهداشتن پوست و مو و

ناخن و دندان ها و تمام اعضای بیرونی مثل چشم و

گوش و دهان و بینی و دست و پا و … از مهمترین

خدمتگزاری یک شخص به خود می باشد.

خدمت به اعضای درونی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

و اما خدمتگزاری به اعضای درونی کمی مهمتر از

خدمت گذاری به اعضای بیرونی است.

 مهمترین عواملی که در سلامتی و صحت این اعضا

دخالت دارند، عبارتند از : تغذیه سالم، ورزش، رعایت

بهداشت و نظافت، حتی عواملی چون محبت و

اخلاق درست و … .

عواملی هم باعث اختلال در این اعضاء حیاتی

می شوند، عبارتند از : استفاده از مخدرها و مشروبات،

پرخوری بی رویه و تغذیه ناسالم، تحرک نداشتن و

دوری از ورزش، رعایت نکردن بهداشت و نظافت و … .

 ۲ خدمتگزاری به روح در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

در دین اسلام و کتاب مقدس قرآن و سخنان بزرگان

نبی و ائمه اطهار، از تمام صفات و خصوصیات و رفتارها

و آداب و اخلاق و افکار و تصورات و ذهنیات و … انسان،

سخن های فراوانی بیان شده است. صفات و خصوصیاتی

چون : مهربانی، بخشندگی، صداقت، فداکاری، وفاداری،

ایثار، پاکی، نجابت، عفت، جوانمردی، خوش بینی،

خودباوری، امید، توکل و …. .

غیر از این صفاتی که بیان شد، که بی شک سرچشمه

و منشأ آنها روح است، عوامل و کارهایی هم در نظر گرفته

و در احکام و قوانین مذهبی بیان شده است تا فرد

از این طریق بتواند به روح خود خدمت کند. از جمله این

کارها می توان به : نماز خواندن، روزه گرفتن، قرآن خواندن،

زیارت اهل قبور بالاخص زیارت مراقد مطهره و پاک انبیاء

و ائمه اطهار و …. .

شخص برای خدمتگزاری واقعی به خویش، باید این

اعمال را انجام دهد، تا به خویشتن احترام گذاشته

باشد و خود را به واسطه آنها از شر و گزند هر بدی

و پلیدی در امان نگه دارد.

وقتی شخص موفق به خدمتگزاری به روح و جسم

خود بشود، بی شک یکی از بهترین خدمتگذاران به

دیگران و خانواده و جامعه خواهد شد. چنین شخصی

بی هیچ شکی، نمونه و الگوی خدمت گذاری برای

خود، دیگران و از همه مهمتر خالق یکتا خواهد بود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

آهنگ زندگی هر فرد در طول زندگی، ریتم خاص و نوای

بخصوصی دارد و هر فرد برای زندگی خود آهنگی را در

نظر گرفته و برنامه ریزی می نماید.

و این برنامه ریزی از زمان تولد تا زمان مرگ و نیستی، ادامه دارد.

گاهی اوقات، و بعضی شرایط، این برنامه ریزی دچار نوسان و

تغییر می گردد.

فرد در زمان اشتغال ریتم و آهنگ خاصی برای زندگی خود در نظر

می گیرد و این ریتم و آهنگ در زمانی که فرد به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) وارد می شود، نیز پس از تلاطم چند وقته، مجددا،

ریتم و آهنگ خاصی را دنبال می نماید.

حال این آهنگ و ریتم چیست؟

با ما همراه باشید.

چرا مقاله  هدف در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را مطالعه نمی نمائید.      

آهنگ زندگی چیست؟

صدای بچه، صدای خنده، صدای گریه، صدای ناله، صدای آب،

صدای باد، صدای باران، صدای راه رفتن روی برگ درختان ،

صدای صحبت های بین افراد یک خانواده و ….

این صداها و نواها، همگی آهنگ های زندگی و ریتم های زندگی

می باشند که هر فرد و انسانی در طول زندگی خود، به تناسب

زندگی خود از هر کدام از آنها به مقدار برنامه ریزی شده توسط

خودش استفاده و سود می برد.

اگر هر یک از این صداها، دچار کاهش یا افزایش شود، ریتم و

آهنگ زندگی نیز دچار تغییراتی خواهد شد.

بعضی از افراد دوست دارند که هیچ تغییری در هیچ یک از

صداها و نواها در طول زندگی رخ ندهد، و برخی دیگر، چالش

و تغییر را با تمام وجود خواهانند و در صدد تغییر هر یک از

شاخص های زندگی خود، از جمله آهنگ و ریتم زندگی خود

هستند.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.              

چطوری آهنگ زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

همچنان ملائم و یکنواخت نگه داریم؟

حال که معنای آهنگ زندگی را بررسی نمودیم، بر آنیم که

چگونه این آهنگ را همچنان بصورت ملائم و یکنواخت برای

خود و اطرافیان خود داشته باشیم، و متأسفانه مثل بعضی از

گنجینه های نیروی انسانی که بصورت کامل، این آهنگ و

ریتم را خاموش می نمایند تا استراحت نمایند، نباشیم و بدانیم

که این ریتم و آهنگ، همان زندگی است.

نکات بسیاری تا کنون در مقالات متعددی جهت استفاده بهینه

از اوقات این دوران و نیز کتاب الهی پیر شی آورده شده است،

لکن به بعضی از نکات آن مجدداً اشاره میگردد:

  • داشتن هدف در زندگی یکی از اصول اصلی برای داشتن
    آهنگ زندگی می باشد، زیرا زمانی که هدف داشته باشید،
    مجبور به کوک کردن ساز خود، و نواختن آهنگ و نوای
    مخصوص به آن هدف هستید.
  • ورزش: یکی دیگر از ابزارهای لازم برای فعال بودن
    در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) و در نتیجه، داشتن
    آهنگ ملائم و یکنواخت در این دوران، ورزش می باشد
    که پیشنهاد می گردد، حداقل روزی 30 تا 40 دقیقه این
    فعالیت را برای خود برنامه ریزی نمائید.
  • عشق به خود: این مطلب از مهمترین اصولی است که هر
    فرد می تواند در زندگی خود، داشته باشد، زیرا با وجود این
    عشق، دیگر زمانی را برای سکوت محض در زندگی
    اختصاص نخواهد داد، و همیشه آهنگ و نوائی در زندگی برپاست.
  • عشق به اطرافیان: بعد از عشق به خود، انگیزه دیگری
    که می تواند، آهنگ زندگی را مستدام نگه دارد، عشق به
    اطرافیان و خانواده می باشد.
  • جشن گرفتن مناسبت های مختلف: می تواند شادی ساز زندگی باشد.
  • بخشیدن کسانی که به شما ظلمی نموده اند: این یکی از
    بزرگترین مرتبه های انسانیت و لطفی است که هر فرد
    می تواند در حق خود و فردی که ستم نموده است، داشته باشد.
    و با داشتن چنین مرتبه ای، می توان آهنگ خوش آن زندگی
    زیبا را از راه دور نیز تجسم نمود.

اگه تو زندگی یکی از سیم های سازت پاره شد،

 آهنگ زندگیت رو اون جوری ادامه بده

که هیچ کس نفهمه به تو چی گذشته ،

حتی اونی که سیم رو پاره کرده..!

اگر این مقاله برای شما سودمند بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

الهی پیر شی، دعای بزرگترها در حق بقیه است.

بارها و بارها، زمانی که بزرگترها میخواهند برای کسی دعا نمایند،

میگویند: الهی پیر شی. این دعا در برای جوانان، معنی واضحی ندارد،

و جوان­ها نمی­دانند که پیر شدن یعنی چه؟ و شاید بعضی از آنها مثل

یکی از رفقایم، میگفت “من از هیچ چیز نمی ترسم، الا از پیری”.

اما اگر الان میتوانستم به ایشان دسترسی داشته باشم، میگفتم که اگر

بتوانی زندگی متعادلی داشته باشی و امید به زندگی داشته باشی،

پیر شدن، میتواند همراه با داشتن تجربه های گرانبها، نشاط و شادی

و سرگرمی به همراه داشته باشد.

بچه که بودم بزرگترها همیشه این دعا روی لبشان بود که

«الهی پیر شی!» آن موقع تعجب می‌کردم که چرا این دعا؟

چرا باید دعا کنیم که کسی پیر شود؟ بعدا فهمیدم که منظورشان

از پیری، عمر دراز است

به هرحال قرار نیست تا ابد جوان باشیم. پدر(110 ساله) هم همیشه

خمیده نبود. روزی روزگاری مثل بقیه جوان بود.

           

شاید سرحال‌تر از بقیه جوانها. در کار خدا نمی‌شود دخالت کرد،

ولی واقعا از پیر شدن به معنای «ضعیف شدن و زمین‌گیر شدن»

باید ترسید، و باید راهکارهائی را انجام داد که به این وضعیت دچار نشد.

پیشنهاد می شود، مقاله الماس ابدی است را

مطالعه فرمائید.

الهی پیر شی، دعاست یا نفرین؟

در اینجا، ما دقیقاً پیر شدن را می­خواهیم، اما نه “ضعیف شدن”

و “زمین گیر شدن”، که اگر چنین باشد، هیچ بنی بشری، منتظر

چنین پیری نمی­باشد، پیری که دست­گیر اطرافیان باشی و تمام

اطرافیان گریزان(بعلت ضعف و زمین گیر شدن) باشند.

ما می­خواهیم شخص در زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)

را دریافت نمود، با کوله باری از تجربیات به شادی و نشاط همراه

با سلامتی کامل خود در این مسیر ادامه دهد. همانگونه که

نمونه­هائی از آنها را قبلاً عنوان نموده­ام.

پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

استراحت بدون دغدغه تنها تعریفی است که می­توان از پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشت، اصلی که امروز به واقع برای قشر پیشکسوت

(بازنشسته) ما، غریبه­ای بیش نیست.

اگر شخصی در 20 سالگی وارد اداره شود، حدوداً در سن 50 سالگی

به سن پیشکسوتی(بازنشستگی) می­رسد، یا هر سنی که وارد شود،

تا سن 60 سالگی نهایتاً می­تواند در اداره بماند، و بعد از 60 سالگی

را دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می­نامند. این دوران را نیز می­توان

به دو دسته تقسیم نمود:

  1. پیشکسوت(بازنشسته) جوان( 60-75) سال
       
  2. پیشکسوت(بازنشسته) پیر (75 سال به بالا)

و اینکه شخص بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) تا چند سال دیگر

در این دنیا بماند، مشخص نیست.

و آیا باید برای دوران بعد از پیشکسوتی(بازنشستگی) برنامه­ای

داشته باشیم، یا خیر؟

البته تعدادی از افراد، با نگاه بدبینانه­ای که به پدیده پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارند، این دوران را، دوران به اصطلاح با

زن نشستن در خانه تفسیر می­کنند، و اگر فرد، از خانم های

بزرگوار باشد، حتماً با مرد نشستن در خانه تفسیر می شود.

متأسفانه این فکر در ذهن تعدادی از این عزیزان جای گرفته است.

و به محض دریافت حکم پیشکسوتی(بازنشستگی)، احساس می­کنند

که دیگر دوران کار و سودمندی تمام شده است. و دنیا و زندگی

برایشان به پایان رسیده است.

با دریافت این احساس منفی و پوچی، افسردگی که اولین مهمان

ناخوانده بدن است، به بدن وارد گردیده و با خود بقیه مهمان های

ناخوانده ناصواب دیگر را نیز، وارد بدن می­نماید.

در این سنین معمولاً فرزندان، بالغ گردیده و هر کدام به دنبال

زندگی خود می­روند و دیگر امکان توجه کردن به والدین خود

را ندارند.

حال که این قشر خوب و با تجربه و زحمتکش، از طرف بعضی

از ادارات و دولت، به فراموشی سپرده شده­اند، و جو ناسالم جامعه

نیز به شایعات در خصوص پیشکسوتان(بازنشستگان) دامن میزند،

بر خود واجب میدانیم که با یاری و مدد از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی، فکری به حال افزایش شور و نشاط همراه با سلامتی در این

دوران نمائیم. و زندگی دوم خوب و لذت بخشی را برای خود خلق

نمائیم و دعای دیگران در حقمان(الهی پیر شی) معنی واقعی پیدا نماید.

مقاله سن تنها یک عدد است را از دست ندهید.           

الهی پیر شی با همکاری و همراهی خود شما:

در این راه، همراهی شما دوستان عزیز را خواستارم. هیچکس را

به زور نمی­توان خوشبخت نمود. فعالیت­ها و برنامه­های ذکر شده

در این سایت، تا زمانی که اجرا نشود، قابل قضاوت نخواهد بود.

ما هدف­مان را رسیدن به حداقل سن 100 سالگی شاد و موفق

قرار دادیم.

برای اینکه به این مقصود نائل شویم، این راه را به دو نیم راه

تقسیم نمودیم. یکسری از فعالیت‏ها باید در قبل از رسیدن به این

دوران(زمان اشتغال) برنامه ریزی و انجام شود، یکسری اقدامات

نیز بعد از رسیدن به این دوران و در این دوران باید برنامه ریزی

و به عمل درآید.

بر اساس آمار موجود، امید به زندگی در حال حاضر، حدود 75 سال

است، و بر اساس تحقیقات به عمل آمده، بواسطه پیشرفت تکنولوژی،

برآوردها حاکی از افزایش امید به زندگی تا 200 سال، در سال

1400 دلالت دارد. ما به صورت خیلی بدبینانه، امید به زندگی تا

100 سال را مدنظر قرار داده و برای داشتن زندگی خوب پس از

پیشکسوتی(بازنشستگی) و شروع زندگی دوم و وقت­های اضافه

زندگی و رسیدن به پیری بانشاط و سالم، برنامه­ریزی می­نمائیم.

ضمناً الهی پیر شی، نام کتابی  است که در

خصوص ارائه راه کارهای ساده، برای داشتن زندگی

شاد، با نشاط و سالم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به رشته تحریر در آمد است، که می توانید آن را از اینجا

 تهیه نمائید.           

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.