اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در گذشته در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

اعمال بد دیگران در مواجه با ما، همیشه وجود داشته و وجود خواهد

داشت، لکن آن چیزی که بسیار مهم و حیاتی است، نحوه برخورد ما

با این اعمال چه در گذشته که اتفاق افتاده و چه در حال، که تنها

خاطرات آن به جای مانده است، می تواند یکی از شاخص های اصلی

آرامش ما را رقم بزند.

چندی پیش در حال گذر از محلی، به یکی از همکاران سابق مواجه شدم 

که پیشکسوت(بازنشسته) شده بودند و ایشان در گفتگوهای خود،

از عملکرد افرادی نام می برد که در 20 سال گذشته رفتارهائی را

با این عزیز داشته، و ایشان از آن رفتارها با ناراحتی، یاد می کرد.

در زمان یادآوری خاطرات گذشته توسط این همکار پیشکسوت(بازنشسته)

اوج غم و ناراحتی را در چهره این گنجینه نیروی انسانی درک نمودم و

در زمانی که از اوضاع وی جویا شدم، متوجه شدم که ایشان در حال

مبارزه با بیماری سرطان نیز می باشد.

آیا واقعاً ما باید خاطرات بد، و اعمال بد افراد در گذشته را باید همیشه

به همراهمان داشته باشیم؟

فکر کردن به این اعمال بد، چه آینده ای در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) برای ما رقم می زند؟

به چه طریق می توانیم از افکار را از سرخود بیرون نمائیم؟

در این مقاله بر آنیم که به این سئوالات و سئوالات دیگر که در

خصوص گنجینه های نیروی انسانی مطرح است، پاسخ داده و

آن را مورد بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله یاد آوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

اعمال بد دیگران چیست؟

اعمال بد به کلیه اعمال و رفتارهای دیگران که در گذشته بر ما وارد

شده است، که یا به واقع بد بوده و یا اینکه در نظر ما بد جلوه نموده

است و به هر صورت موجبات رنج و ناراحتی ما را فراهم نموده باشد.

اعمال بد، می تواند رفتار باشد، یا گفتار یا عملکردی که به صورت

مستقیم یا غیر مستقیم، اجازه دادیم، که افکار و احساسات ما را مورد

آسیب قرار دهد.

همانگونه که در تعریف بالا به آن اشاره نمودیم، اعمال هر فردی،

در صورتی می تواند بر ما آسیب برساند که ما این اجازه را به آنان

بدهیم که بتوانند بر ما اثر داشته باشند، ولی در صورتی که ما این اجازه

را به آنان ندهیم، اعمال و رفتار و کردار هر فرد، تنها می تواند بر

همان فرد تأثیر بگذارد.

مقاله الماس ابدی است را نیز مطالعه فرمائید.

چرا ندیدن اعمال بد دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در کلاسی یکی از اساتید گرامی برای اینکه این مطلب برای دانشجویان

کاملاً شفاف گردد، از دانشجویان خواست که یک کیف که همراه دارند

را با دست بالا آورده و در همان حالت به ادامه درس گوش فرا دهند،

در ابتدا خیلی خوب بود، و همگان توانستند که همراه با کیف در دست،

به درس گوش دهند.

لکن بعد از گذشت بیش از چند دقیقه، یکی یکی از دانشجویان،

با اعلام اینکه فشار کیف در دست موجب ناراحتی و سلب آسایش

گردیده است و نمی توانند در همان حالت به درس گوش فرا دهند،

کیف های خود را پائین گذاشتند.

کیف هائی پائین گذاشته شد، که شاید در نگاه اول، سنگینی خاصی

نداشتند و فرد با طیب خاطر آن کیف را بالا برد و در دستان خود

نگه داشت و فکر می کرد که شاید بتواند ساعتها آن را بالای نگه دارد،

لکن بعد از تنها چند دقیقه ای، فشار کیف آنچنان شد که همگان مجبور

به پائین آوردن آن شدند.

قانون 90/10 استفان کاوی:    

    

خاطرات و اعمال بد دیگران در حق ما، هر چه بوده در زمان گذشته

بوده، و شاید شما فکر کنید که اثرات آن تا کنون نیز گریبانگیر شما

است، لکن اگر درست بنگرید، اتفاقات که رخ می دهد، تنها 10%

از وضعیت ما را می تواند تحت الشعاع خود قرار دهد البته اگر ما

این اجازه را به آن اتفاق بدهیم، و 90% بقیه، مربوط به طرز رفتار

و عملکرد ما با همان 10% می شود.

پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اتفاقات و عملکرد ها، تنها

10% شرایط فعلی ما را شامل گردیده و وضعیت فعلی ما،

مربوط به تصمیمات و عملکرد ما بر می گردد.

عملکردی که در گذشته اتفاق افتاده است، بهتر است که در همان

گذشته باقی باشد، و تنها تجربیات آن را به زمان حال بیاوریم تا

بتوانیم از آن تجربیات استفاده مناسب را ببریم.

اگر ما خاطرات و عملکردهای بد دیگران در رابطه با خودمان

را به مانند کیف همیشه همراهمان داشته باشیم، مانند آن کیف ها

می شود که پس از مدت زمانی فشاری که بر بدن می آید، بدن را

شکننده می سازد و باید آماده ورود بیماری های مختلف(همانگونه

که متأسفانه آن همکار سابق ما نیز دچار آن شده بود) باشیم.

چطوری می توان با اعمال افراد بد و منفی گذشته در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) برخورد مناسب نمود؟

بهترین و مناسب ترین عملکرد می تواند فراموشی آن اعمال و رفتار

باشد. و پس از آن تغییر رفتارهای خود ما که از این به بعد، به افراد

دیگر اجازه انجام اعمال بد در خصوص ما را ندهیم.

و سپس سعی در عوض نمودن آن خاطره و رفتار بد در ذهن خود

با یک خاطره و رفتار خوب (اگر از آن فرد سراغ داشته باشید که

خیلی بهینه تر است) را جایگزین کنید.

اشتباه اگر یکبار اتفاق بیافتد، اسم آن اشتباه است، لکن اگر برای بار

دوم اتفاق بیفتد، دیگر اشتباه نیست، بلکه انتخاب است.

کلام آخر اینکه، شما باید دیگران را به خاطر رفتارهای بد آنان در

گذشته ببخشید، نه به این خاطر که آنها مستحق گذشت هستند،

بلکه به آن دلیل که شما مستحق آرامش هستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مثل همیشه ساعت 5 صبح از خواب بیدار شده و پس از ادای نماز

و خواندن دعا برای سلامتی فرزندان و خانواده، لباس خود را پوشیده

و از منزل بیرون میرود.

در سر راه چندین دور در پارک کنار خانه، پیاده روی نموده و سپس

برای خرید نان به سراغ نانوائی رفته و یک عدد نان از نانوائی گرفته

و با خود به منزل می آورد.

سپس بدون اینکه مزاحمت برای افراد خانه ایجاد نماید، سماور را روشن

و سعی در آماده نمودن صبحانه می نماید. و در زمانی که آب جوش آمده

و به قل قل افتاده است، چای را دم نموده و بوی چای دم کرده، در خانه به

مشام میرسد.

آنگاه افراد خانه را به آرامی بیدار نموده و به سفره صبحانه دعوت می نماید.

و با خانواده، صبحانه ای را صرف می نمایند.

پس از صبحانه، دیگر حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت نموده

و دیگر پس از این کار، برنامه دیگری ندارد.

و باید خود را تا شب سرگرم نماید. اما چه سرگرمی، مشغول

سرک کشیدن در کارهای اهل خانه میشود.

و چون هیچ فردی حاضر نیست، فرد دیگری، حتی والدین در کار آنها،

سرک بکشند، کم کم مشکلات و مسائل فیمابین به وجود می آید.

قصه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)   

  

این قصه اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که بعد از دریافت حکم،

بعد از صبحانه دیگر برنامه ای برای اوقات خود و گذراندن این ثانیه های

ارزشمند عمر خود، ندارند.

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی به صورت کامل بیان نمودم،

حال اگر این فرد از پیشکسوتان(بازنشستگان) خانم باشند که مشخص

است، کارهای خانه، ادامه این قصه را شامل می شود.(البته اگر

هنوز فرزندان در خانه باشند، و این خانم پیشکسوت، خود را ندید

نگرفته باشد).

و اگر این عزیز از پیشکسوتان(بازنشستگان) آقا باشد و برای خود

برنامه ای نداشته باشد، و بخواهد در خانه بماند، این مشکل و مسأله

کاملاً آشکار شده و خود را نمایان می سازد.

بعضی از گنجینه های نیروی انسانی نیز هستند که متأسفانه راه دیگری

را برای گذراندن اوقات خود، انتخاب می نمایند و آن هم رفتن به پارک

و صحبت با دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ای است که در پارک

گرد هم جمع شده اند.

چرا عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نمی توانند با خانواده ارتباط برقرار نمایند؟

چرا با مداخله در کار افراد خانواده، ارتباط با آنان را دچار اختلال می نمایند؟

ما در این مقاله سعی داریم این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله اولین سطح ارتباطات در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با

یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک

وابستگی دارند.

ارتباط به معنی انتقال اطلاعات از یک فرد به فرد دیگر است.

ارتباط فرآیندی است که طی آن افکار، عقایـد و احساسات یک فرد

به فرد دیگر منتقل می شود ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه،

خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل

پیامهای کلامی و غیر کلامی بیان، ارســال، دریافت و ادراک می شوند.

بنا به تعریفی دیگر ارتباط فرآیند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده

به شرط این که ذهنیات مورد نظر فرستنده به گیرنده پیام انتقال یابد

و بالعکس می باشد.بیشتر مردم حدود 75 در صد زمان بیداری خود

را صرف برقراری ارتباط ، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید با

دیگران می نمایند.

ارتباط چیست؟ 

ارتباط، فرآیندی پویاست یعنی پدیده‌ای که کیفیت و کمیت آن متغیر

است ولی در مسیر زمان همیشه جریان دارد و نمی‌توان برای آن

آغاز یا پایانی متصور شد. ارتباط، امری اجتناب ناپذیر است و

همه اجزای جهان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر ارتباط برقرار

می‌کنند ارتباط مهمی است.

 ارتباط حتی در سکوت و میان اجزای بی ‌جان نیز وجود دارد.

همه اجزای پیرامون ما با ما در ارتباط‌ اند و پیام‌هایی را به ما

منتقل می‌کنند زیرا بدون انتقال اطلاعات زندگی دشوار می‌شود.

ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،

از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی،

خشونت، بزهکاری و اعتیاد است.

در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه

صحیح یک ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم

نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازهای خود را اعلام نمائیم.

حال این ارتباط در داخل خانواده و با افراد خانواده انجام شود،

ارتباط خانوادگی نامگذاری می شود.

مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چرا ارتباط با خانواده در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که افراد بیشتر در خانه هستند

و ارتباط بیشتری مابین خانواده وجود دارد، ارتباط صحیح و درست

در بین خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا که اگر فرد

پیشکسوت(بازنشسته) نتواند ارتباط خوبی با خانواده داشته باشد،

مسلماً نخواهد توانست از احترام و جایگاه خوبی در خانواده برخودار

باشد و خانه را برای خود و خانواده محیطی غیر صمیمی می سازد.

به علت طولانی شدن بحث، اینکه چطوری می توان در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با خانواده برقرار نمود

را در مقاله بعدی دنبال نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

آرامش چیست؟

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟

تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.     
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های كودكانه بپوشید. چنین كاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.   
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و كار خود را مهم می داند
    و با خشنودی كه از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.                
  •                                        
  • هنگامی كه بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موكول كنید و از آرامشی كه می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.    
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.                 
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است كه آرامش فرا می رسد.    
  •  
  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.             
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.   
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را كمتر كنید.                   
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.   
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.            
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.  
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به كاری دیگر بپردازید. جایی بایستید كه
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید كه تاكنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یكی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احترام به خود در کل زندگی مهم و ضروری است، و این ضرورت،

زمانی که ما به دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) وارد می شویم،

از اهمیت بالاتری برخوردار است.

زمانی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را بعد از 30 سال خدمت

از طرف محل اشتغال به ما تحویل می شود، اکثر عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) متأسفانه این حکم را به معنای حکم تعلیق از همه امور

زندگی خود تلقی می نمایند و خود را گوشه نشین و عزلت نشین

می نمایند.

در صورتی که این حکم مدال باتجربگی و پیشکسوتی است

و به معنای آن است که مسئولیت ما سنگین تر شده و اگر

تا کنون تنها به محل کار رفته و وظیفه مدیریت و هدایت خانواده

را نیز به عهده داشتیم، الان وظیفه انتقال تجربه، تخصص و مهارت

خود به دیگران و نسل بعد را نیز به آن اضافه شده است.

پس باید برای انتقال تجربیات به دیگران، ارتباطات مؤثر را بدانیم

و یکی از اولین اصول ارتباطات مؤثر چیزی نیست،

جز احترام به دیگران.

و کسی که نتواند به خود احترام بگذارید، مطمئناً به دیگران نیز

احترام نخواهد گذاشت.

نتیجه می گیریم که فرد پیشکسوت(بازنشسته) در درجه اول

باید به خود احترام بگذارد تا بتواند به دیگران نیز احترام بگذارد.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

احترام به خود به چه معناست؟

اِحتِرام احساسی مثبت از ارج نهادن و اعتنا به فرد یا شی‌ای است

که فرد احترام ‌گذارنده آن را سزاوار احترام می‌شمارد.

احترام به خود به معنای طرز فکر، افکار و احساس نسبت

به خود است.

روانپزشکان معتقدند احترام به خود، برمی گردد به ارزشی

که فرد برای خود قائل است. هرچقدر این ارزش قوی تر و

پخته تر باشد این احساس نیزدر سطح بالاتر و به طور

فراگیرتری شخصیت فرد را دربرمی گیرد. به این ترتیب آنچه

افراد از خودشان تعریف و تصور می کنند بر انگیزه ها، نگرش ها

و رفتارشان در سراسر زندگی تاثیر می گذارد.احساس احترام به

خود در سطح پایین معمولا با گروهی از مشکلات دیگر مثل

ضعف دانش و اطلاعات، عدم موفقیت در انجام وظایف،

ضعف در اتباطات خویشاوندی و دوستانه، خشونت و اختلالات

عاطفی مثل افسردگی همراه است.

مقاله زندگی کنیم با فقط زنده باشیم؟ را نیز مطالعه فرمائید.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

احترام به خود یک اصله. وقتی فردی خودش رو دوست نداره،

به خودش حس خوبی نداره، به خودش احترام نمیذاره،

یا رفتاری میکنه که طرف مقابل رو به بی احترامی وادار می کنه،

چطور میتونه از دیگران توقع احترام داشته باشه؟

تنها زمانی دیگران به آدم احترام میذارن که خود فرد برای خودش

اهمیت و ارزش قائل باشد.

هیچ کس رو نباید بیشتر از خودتون داشته باشید. حتی کسی رو که

عاشقش هستید. وقتی دیگران رو بیشتر از خودتون دوست داشته باشید

یعنی اونها میتونند بهتون بی احترامی کنند و شما چون اونو بیشتر

از خودتون دوست دارید باید سکوت کنید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد که با کوله باری از

تجربه و تخصص همراه است، باید مورد احترام اطرافیان و از

جمله خانواده باشد، و اگر این گنجینه نیروی انسانی نتواند به

خودش احترام بگذارد، مطمئناً دیگران نیز احترام گذاشتن به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) طفره رفته و بی احترامی می نمایند

(متأسفانه نمونه بارز این اخلاق را می توانید به کرات در

جامعه شاهد باشید)

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به خودمان

احترام بگذاریم؟

در ذیل 8 روش برای اینکه به خودمان احترام بگذاریم آورده

شده است برگرفته از مقاله

How To Respect Yourself More است و

با انجام این موارد می توان احترام به خود را تضمین نمود:

8 راه برای رسیدن به احترام به خود

      

  1. به کمتر از آنچه دوست دارید رضایت ندهید.
    شما شایسته بهترین ها در زندگی هستید: از جمله بهترین
    احساس، بهترین لباس، بهترین زندگی و ….
  2. درباره خودتان بد صحبت نکنید. اجازه ندهید اشتباهات و
    ضعف های شما تعریف کنید که چه کسی هستید. نمی گویم،
    “من بازنده هستم، هیچ کس مرا دوست ندارد، خودم را نفرین
    می کنم”. شما به زودی به آنچه که می گویید ایمان می آورید.
    از سوی دیگر، اگر به خودتان بگویید «من یک شخص ارزشمند
    و احترام هستم»، شما آن را در مورد خودتان باور دارید.
    خودتان را از نقاط قوت خود و کیفیت هایی که برای ارائه به
    دیگران ارائه می دهید، یادآوری کنید.                                   
  3. اجازه ندهید که کسی شما را مجبور کند یا کاری را انجام دهید
    که نمیخواهید انجام دهید یا آن را فقط برای به دست آوردن
    تایید یا دوستی خود انجام دهید.
     یک سخن قدیمی وجود دارد
    که می گوید: “با خودتان، همیشه صادق باشید.”
  4. در هیچ شرایطی قوانین اخلاقی خود را نقض نکنید. همیشه
    افرادی وجود دارند که خود را با خودکفایی ضعیف تطبیق
    می دهند، زیرا آنها چیزهای بی توجهی را مرتکب شده یا
    قوانین اخلاقی خود را نقض کرده اند و از خودشان متنفر هستند.                                 
  5. احساسات خود را کنترل کنید. بخشی از احترام به خود،
    یادگیری نحوه اداره کردن احساسات شما بدون ایجاد مشکلات
    بیشتر برای خودتان است. هنگامی که ما خشم خود را از بین
    ببریم و به شیوه ای مخرب آسیب برسانیم، تنها باعث می شود
    که ما بعد از آن خجالت بکشیم، روابط را از بین ببریم و منجر
    به عزت نفس پایین شود.

  1.                                            
  2.  دانش خود را افزایش دهید آرزوها و منافع جدیدی برای خود
    ایجاد نمائید. سرگرمی های جدید پیدا کنید تا آنجا که ممکن است
    یاد بگیرید. یادگیری در مورد چیزهایی که در اطراف شما اتفاق
    می افتد، توانایی و درک ذهنی شما را گسترش می دهد و به شما
    هوشمندانه صحبت می کند تا به طیف وسیعی از افرادی که می بینید.
    همانطور که همه فرصت های مختلفی که این دنیا ارائه می دهیم
    کشف می کنیم، بیشتر درباره آنچه شما شخصا باید به مردم اطراف
    خود ارائه دهید، بیشتر بیاموزید.                                  
  3. با خدا ارتباط برقرار کنید. بدانید که خداوند شما را دوست دارد
    و به شما احترام می گذارد، پایه ای برای احترام به خودتان است.
    پس از همه، خدا همه چیز را در مورد ما می داند و هنوز هم
    ما را دوست دارد.

  1.                                                                          
  2. مسئولیت پذیر باشید. مسئولیت انجام کارهایی را که باید انجام
    دهید، شخصاً به عهده بگیرید.
    مثل: مراقبت از خودتان. دندان های خود را بشویید، موهای خود
    را شانه کنید، به سادگی لباس بگذارید، خوردن آنچه که برای شما
    خوب است، و نوشیدن آب. مهمتر از همه، مراقبت از خودتان،
    خواندن کتاب مقدس و دعا کردن است. فقط انجام آنچه شما می دانید
    درست است که انجام می دهید، احترام به خودتان را به سرعت
    افزایش می دهید – آیا انجام تکالیف، خواندن خانه ها و یا نشان دادن
    کار به موقع است؟

                     

در اینجا چند ایده سریع تر درباره ی احترام به خود آورده شده است:

1.به دیگران توجه کنید.


2. سریعاً به دیگران ببخشید.

3. برخورد مهربانه با همه کسانی که ملاقات می کنید داشته باشید.
این افراد هرگز احساس بدبختی نمی کنند.


4. اطرافیان را به انجام کارهای مثبت تشویق نمائید.


5. دروغ نگو هنگامی که شما به طور مستمر صداقت داشته باشید،
به خودتان هدیه یی ارزشمند از وجدان روشن می دهید.

6.تصمیمات خوب بگیرید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چند روز پیش که به استخری نزدیک منزل رفته بودم، دو تن از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز که به آن جا آمده بودند، مشغول

گفتگو بودند. و چون آن ها در نزدیک من مشغول گفتگو بودند،

ناخودآگاه سخنان آنان که در کنار من قرار داشتند، به من نیز

می رسید. و بعلت اینکه چند وقتی است که به گنجینه های گهر بار

نیروی انسانی، تعلق خاطری یافتم، سعی نمودم تا بتوانم، حداقل

درسی از گفته های آنان بیاموزم.

فردی که مشغول صحبت بود، داشت از اتفاقاتی که برایش اتفاق

افتاده بود، از جمله اینکه در زمان تحصیل، چه مشقت هائی را تحمل

نموده، و چطوری با وجودی که علاقه ای به رشته ریاضی نداشته

است و میل خاصی به ادبیات داشته، توسط والدین خود، مجبور

به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شده بود، و بعد از دانشگاه

هم علیرغم خواسته خود که می خواسته در فرهنگسراها مشغول

کار شود، مشغول به کار در کارگاه ها و کارخانجات گردیده و

مدیر عامل بعضی از آنها شده است. این مطالب را

به صورت کاملاً رنگی و بدون خش و کاملاً زنده و با

رزولوشن Full Hd تعریف می نمود.

همانجا سئوالاتی در ذهن من نقش بست، که براستی یادآوری

اینگونه خاطرات چه سودی در این سن دارد؟

با گفتن این خاطرات تلخ، به دیگران، به دنبال چه چیزی هستند؟

آیا گفتن این خاطرات، آن هم تا بدین حد، رنگی و زنده، مشکل

و مسأله ای را حل می نماید؟

آیا گفتن این خاطرات، به اصطلاح بعضی ها، ما را سبک

می نماید و دیگر این خاطرات از وجود ما خارج خواهد شد؟

به همین خاطر در این مقاله قصد داریم پاسخ این سئوالات را که

مسلماً جواب آنها هم اکنون در ذهن شما نیز نقش بسته است،

مورد بررسی قرار دهیم.

چرا یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زیان آور است؟

با گفتن این خاطرات، چهره فرد، کامل به هم رفته و تمام زجر و

سختی هائی را که کشیده بود، مجدداً بصورت زنده و آنلاین درک

می کرد و بدن متوجه نمی شود که این مربوط به خاطرات است،

بلکه چون تمام حس آن موقع را دارد، بدن مجدداً باز همه آن

سختی ها و نگرانی ها را مجدداً تجربه می کند.

به نظر شما، یادآوری و درک مجدد این تجربه، نفعی در این

دوران دارد؟

مشخص است که جواب منفی است، زیرا در این دوران که بسیاری

از این عزیزان خود را برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آماده

ننموده و تحمل بدنی و قوای بدنی آنان کاهش یافته، دورانی است

که بدن نسبت به قبل، که سن جوان تر بود، آمادگی کمتری دارد و

دیگر تحمل خیلی از ناراحتی ها را ندارد، و باید بدن خود را کمی

آسوده تر نمائیم.

شخصی مشغول نفرین فرد دیگری بود و همش خدا را قسم

می داد که خدا این کار را در حق آن یکی انجام دهد. یکی آمد و

گفت، حالا آمدیم و خدا خواست به یکی از درخواست های تو

جواب بدهد. بهتر نیست که بجای اینکه برای دیگری نفرین نمائی،

دعائی در حق او یا حق خودت نمائی که در صورت اجابت،

برای او یا خودت بهتر شود. به فرض که با نفرین او، طرف

مقابل نابود شد، چه سودی به حال تو دارد؟ وضع تو بهتر از

این نخواهد شد. او خواهد رفت و فرد دیگری جای او را خواهد

گرفت. اما اگر دعا کنی که حداقل او اصلاح شود، با اصلاح

شدن او، مسائل تو نیز حل خواهد شد.

بر اساس همین اصل، بهتر است که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بجای اینکه از خاطرات بد در زندگی استفاده نمائیم

و مرتب بدن را در معرض تجربه استرس و ناراحتی مجدد نمائیم،

از اینهمه خاطرات خوب در زندگی استفاده نموده و از آنها نام

برده و لذت آن لحظات را مجدداً تجربه نمائیم.

زیرا بدن متوجه نمی شود که خاطرات مخصوص گذشته است، و

چون احساس همان احساس است، اگر خاطرات خوب باشد، بدن

مجدداً آن لذت و شادی و افتخار را مجدداً تجربه نموده و حال

عمومی انسان خیلی بهتر می شود.

با خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چگونه باید

برخورد نمائیم؟

حال میدانیم که نباید خاطرات بد را به یاد آوریم، اما به این همه

خاطرات بد و ناگواری که در زندگی بوده و اتفاق افتاده چه کار

کنیم؟

آیا می شود آنها را نادیده گرفت و فراموش نمود؟

شاید اکثراً این امر برایشان میسر نباشد، و خاطرات بد، به قول یکی

از اساتید، همیشه در گوشه ای از ذهن ما قرار دارد.

البته بعضی از خاطرات بد در زندگی وجود دارد که علیرغم آنکه

در آن زمان، بسیار بد و ناگوار بوده است، هم اکنون از نکات خوب

و بامزه و با خنده و شادی، مطرح می شود و خود ما نیز از شادی

آن بی بهره نمی شویم در صورتی که در همان لحظه، شاید بدترین

خاطره ما بوده است. مثل اینکه در سر کلاس کاری کرده باشیم و

همه خندیده باشند، و به خاطر همان کار، تنبیه شدیدی هم از معلم

و هم از طرف والدین، نصیبمان شده باشد، اما یادآوری آن خنده

بچه ها، همه سختی و زجر تنبیه های دیگر را از بین می برد.

اما بعضی از خاطره ها، در همین زمان نیز به نظر زجر آور و

ناراحت کننده است.

حال ما چگونه اولاً کاری کنیم که این خاطرات بد به ما آسیب

نرساند. و دوماً آنکه کاری کنیم که از ورود خاطرات بد به

ذهن مان خوداری نمائیم؟

اولین کاری که باید انجام داد آن است که در درون همه خاطرات

ما، همیشه درس هائی برای ما بوده است، و تلاش نمائیم که در

درون هر خاطرۀ بد، درس نهفته آن را دریابیم. به همان داستان اول

برگردیم. فردی که مشغول صحبت بود، از این صحبت به میان

می آورد که علیرغم علاقه شدید ایشان به ادبیات، والدینش مجبور

نمودند که ایشان در یکی از رشته های ریاضی درس بخواند و

با ورود به دانشگاه، مهندسی رشته مکانیک دانشگاه تهران را

با موفقیت پشت سر گذاشته است.

حال اگر این فرد بجای اجبار خانواده، به این فکر کند که آفرین

به من، که علیرغم اینکه به رشته ای علاقه نداشتم، به چه خوبی

این درسها را پشت سر گذاشتم و موفق شدم مهندسی خود را

دریافت نمایم. یا اینکه اگر در هر کاری علیرغم میل خود وارد

شود، می توانم آن کار را با موفقیت به پایان برسانم. این ها همه

درس هائی است که من همان موقع از گفته های این پیشکسوت

(بازنشسته) دریافت نمودم. اما اگر من بودم، حس شادی و

خوشحالی داشتم، در صورتی که این عزیز، در موقع تعریف

نمودن، تمام حالات چهره، فقط سختی های مسیر را نشان میداد.

یا اگر می توانید، برای آن خاطرات بد، داستان جدیدی بسازید.

چطوری باید از بروز خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری نمائیم؟

در صورتی که به قسمت قبلی عمل شود، دیگر خاطرات بد، فرد

را آسیب نمی رساند، زیرا که با یادآوری خاطرات بد، درس های

نهفته در آن نیز نهان شده و حال فرد را متحول می نماید و به

سمت خوبی و شادی هدایت می نماید.

و مورد بهتر اینکه، بجای اینکه از خاطرات بد در صحبت ها

استفاده شود، از خاطراتی خوبی که در زندگی کم نداریم استفاده

نمائیم.

در هر مورد از خاطرات خوب، شادی و نشاط هماهنگ و همراه

خواهند شد.

به امید اینکه، دیگر عزیزان و نور چشمان پیشکسوت(بازنشسته)

از گفتن خاطرات بد خود به یکدیگر بدون اعلام درس های نهفته

در آن اجتناب نمایند. و بتوانند شادی و نشاط و سلامتی را به

خود خانواده خود، هدیه نمایند.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگران

عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویتامین E و ویتامین K و نقش آن ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین E (تو کوفرول)

ویتامین E در روغن دانه گندم، روغن دانه سویا، روغن آفتابگردان،

بادام زمینی، غلات (برنج، گندم، جو)، سبزیجات سبز برگ دار،

کلم، اسفناج، کلم بروکلی، تخم مرغ یافت می شود.

در صورتی که مقاله ویتامین C را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین E و نقش آن در مبارزه با سالمندی

ویتامین E آنتی اکسیدان قوی است که می تواند آسیب حاصل از

رادیکال های آزاد را ترمیم کند و از تخریب روغن های اشباع نشده

پیش گیری نماید . همچنین در درمان گانگرن، دیابت ملیتوس،

بیماری مادر زادی قلب، التهاب سیاهرگ ها و سایر مشکلات مربوط

به پا و عدم خون رسانی مناسب آن مفید باشد.

همچنین با کمک به عروق واریسی آنها را ترمیم می کند.

برخی مطالعات نشان داده اند که ویتامین E می تواند از سکته جلوگیری

کرده و از سایر مشکلات قلبی عروقی پیش گیری نماید.

مطالعات زیادی نشان داده اند که 800-400 واحد از این ویتامین در

روز خطر حمله قلبی را کاهش می دهد اما برخی مطالعات نتایج

متضادی را ارائه کرده اند بنابراین ارزش آن درمورد این بیماری

هنوز در دست تحقیق است.

نتایج مطالعه درمورد آلفاتو کوفرل بتاکاروتن نشان داد که

از 29000 مردی که در مطالعه شرکت کرده بودند افرادی که از

ویتامین E استفاده می کردند 32% کمتر دچار سرطان پروستات شدند

و 41% کمتر دچار مرگ حاصل از این بیماری شدند.

ویتامین E می تواند فعالیت تخمدان ها را در زنان بهتر کند و

قاعدگی را سرعت بخشیده و از خون ریزی بیش از حد و

خشکی واژن جلوگیری کند.

 در صورتی که مقاله ویتامین B را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین E و تحقیقات در باره آن

موریس دریافت که استفاده از میزان بالای ویتامین E سرعت سیر نزولی

ذهن را کاهش می دهد و به 1/3 می رساند.

نتایج نشان دادند که میزان کاهش فعالیت مغذی ذهنی در بین آنهایی

که بیشترین مصرف ویتامین E را داشتند 36% کندتر از افرادی بود

که از آن استفاده نمی کردند.

همان محققان دریافتند که استفاده از این ویتامین خطر بروز آلزایمر

را تا 70% کاهش می دهد.

تحقیقات نشان می دهد که ویتامین E سیستم ایمنی را تقویت می کند

و اگر به صورت موضعی مصرف شود سوختگی های حاصل از اشعه

را کاهش داده و جای زخم را نیز ترمیم می کند.

همچنین ممکن است علائم یائسگی را تسکین داده و به بیماران مبتلا به

استئوآرتریت کمک کند.

بالاخره این ویتامین توان و نیروی ورزشکاران را بالا برده و فعالیت

انسولین را نیز بهتر می کند.

تحقیقات منتشره در سال 2003 نشان دادند که عوارض بعد از جراحی

با این دارو قابل درمان اند . ناتنس دریافت که بیماران دچار صدمات

که از ویتامین E وC استفاده کردند تا زمان ترخیص ، زمان کمتری

را در بخش مراقبت های ویژه گذراندند و کمتر دچار عوارض بعد از

عمل شدند و زمان کمتری به دستگاه تنفس مصنوعی متصل بودند.

 در صورتی که مقاله ویتامین A را مطالعه ننموده اید،

هم اکنون می توانید آن را نیز مطالعه فرمائید.         

علائم کمبود ویتامین E در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کمبود ویتامین E بسیار نادر است علائم شامل مواردی چون کاهش طول

عمر گلبول های قرمز خون ، سوء جذب چربی ، کم خونی ، تحلیل مغز

و طناب نخاعی ، تولد نوزادان نارس و خطر سقط ، کاهش هورمون های

جنسی و خطر بالای سرطان پوست است.

پیشنهاد می شود، مقاله مقابله با آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین K (فیلوکوئینون) و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین K در ماست، شیر، یونجه ، اسفناج، کلم، گل کلم، گوجه فرنگی،

گوشت، لوبیا ، هویج، دانه سویا، سیب زمینی و زرده تخم مرغ

یافت می شود.                  

پیشنهاد می شود، مقاله تیروئید را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین K و نقش آن در سالمندی

ویتامین K برای ایجاد پروتئین هایی که به فاکتورهای لخته شدن خون

معروفند لازم است.

ویتامین K برای تولید برخی پروتئین ها که برای تشکیل استخوان ها

و دندان های سالم لازم است مصرف می شود. ویتامین K برای

افرادی که مبتلا به بیماری کرون و مشکلات گوارشی اند نیز مفید است.

 پیشنهاد می شود، مقاله ویتامین D را نیز مطالعه فرمائید.   

علائم کمبود ویتامین K

کمبود این ویتامین بسیار نادر است زیرا به طور طبیعی توسط باکتری های

موجود در روده ساخته می شود.

اما علائم کمبود شامل هایپوپروترومبینمی (حالتی که در آن زمان

لخته شدن خون طولانی می شود)، خونریزی ،خون ادراری و خون

در مدفوع ، خون ریزی از بینی و سقط جنین دیده می شود.

کمبود آن در نوزادان موجب مدفوع خونی و یا استفراغ می شود.

(تا حدودی شایع است ، زیرا نوزادان هیچ باکتری در روده خود ندارند)

مطالعات جدید نشان می دهد که بسیاری از مردان و زنان 18 تا 44 ساله

کمتر از میزان RDA، از این ویتامین استفاده می کنند.

 پیشنهاد می شود، مقاله روزه کلامی را نیز مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویتامین C و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ویتامین C (اسید اسکوربیک)

ویتامین C و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ویتامین C (اسید اسکوربیک)

ویتامین C در میوه های ترش و آب آنها یافت می شود همچنین در

توت فرنگی، شاه توت، گرمک، طالبی، گوجه فرنگی و سبزیجات خام

مانند فلفل قرمز موجود است.

ویتامین C به آسانی با پخت مواد غذائی از بین می رود و با گذشت زمان

نیز میزان آن کم می شود.

پیشنهاد می شود مقاله ویتامین A را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین C و نقش ضد سالمندی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین C آنتی اکسیدان قوی است و سلول ها را از آسیب به علت

رادیکال های آزاد حفظ می کند، بنابر این می تواند بدن را از انواع

سرطان حفظ کند.

نتایج مطالعات انجام شده توسط کورل نشان می دهد ویتامین C موجب

کاهش خطر سکته می شود افرادی که ویتامین C کم دارند، 2/4 مرتبه

بیشتر دچار سکته می شوند تا افرادی که میزان بالای این ماده را در

خون خود دارند.

نتایج نشان داد افرادی که ویتامین C کمی مصرف می کنند و چاق هستند

و یا فشار خون بالائی دارند سه مرتبه بیشتر دچار سکته می شوند تا افرادی

که چاق نیستند، فشار خون ندارند و ویتامین C زیادی مصرف میکنند.

همچنین این ماده در تولید و حفظ کلاژن (جوهره ی پوست) حیاتی است،

برای پوست سالم و ایجاد ساختار پایه استخوانی، دندان ها و مویرگ ها

لازم است.

ویتامین C توانائی بهبود زخم سوختگی را دارد. مخصوصاً بعد از جراحی

موجب حفظ کارکرد مناسب سیستم عصبی می شود.

جذب آهن و کلسیم از گیاهان را بالا می برد. و مقاومت به عفونت را افزایش

می دهد. تحقیقات نشان داده اند که ویتامین C کلسترول خوب را افزایش داده

و از ایجاد کلسترول بد حاصل از اکسیداسیون که عامل ایجاد پلاک های

عروقی است جلوگیری می کند.

همچنین اثبات شده که این ماده موجب بهبود فعالیت اکسید نیتریک شده و

عملکرد اندوتلیال را بالا می برد که با ایجاد آترواسکلروز نیز رابطه دارد.

بنابر این ویتامین C در پیش گیری از بیماری های قلبی مفید است. دوزهای

بالا در درمان سرماخوردگی و ذات الریه مفید است.

 پیشنهاد می شود مقاله ویتامین B را نیز مطالعه فرمائید.                 

مطالعات انجام شده در خصوص ویتامین C

مطالعات نشان داده اند که این ویتامین از عقیم شدن مردان جلوگیری می کند.

ویتامین C از عوارض ایجاد شده توسط آلاینده های صناعی، مشکلات

چشمی، نازائی و خون ریزی لثه ها جلوگیری می کند.

مطالعات دیگری نشان می دهند که ویتامین ث می تواند از ایجاد آب مروارید

جلوگیری کند.

نتایج یک مطالعه نشان می دهد زنانی که به مدت ده سال ویتامین ث مصرف

می کنند 47% کمتر دچار مشکلات عدسی چشم – حالات اولیه آب

مروارید – می شوند تا زنانی که این ماده استفاده نمی کنند تحقیقات

سال 2003 نشان می دهد که برخی عوارض بعد از جراحی در بیماران

با بیماری مزمن با استفاده از آنتی اکسیدان هایی چون ویتامین ث بهبود

یافته است.

ناتنس دریافت در بیماران مبتلا به آسیب دیدگی شدید که از زمان بستری تحت

درمان با این ویتامین قرار گیرند مدت بستری آنها کاهش می یابد و کمتر دچار

عوارض ارگانی شده و زمان کمتری را به دستگاه تنفس مصنوعی وابسته

می شوند.

 پیشنهاد می شود مقاله تیروئید را نیز مطالعه فرمائید.                       

علائم کمبود ویتامین C

کمبود ویتامین ث موجب بیماری اسکوروی می شود، اما این بیماری در

کشورهای پیشرفته بسیار نادر است.

علائم کمبود آن شامل این موارد است، کبودی آسان، خون ریزی لثه ها،

لق شدن دندان ها، خون ریزی از بینی، مفاصل متورم و دردناک، کم خونی،

عدم بهبود زخم، کاهش مقاومت نسبت به عفونت و ضعف عمومی،

استخوان هائی که به آسانی می شکنند، شریان های ضعیف که به آسانی

پاره شده و دچار خونریزی می شوند، ضعف شدید عضلانی، مفاصل

دردناک و زخم هائی که خوب نمی شوند.

پیشنهاد می شود مقاله آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید.      

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویتامین B و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین B و نقش آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ویتامین B1 (تیامین)


در میوه های زرد، سبز و سبزیجات برگ دار دیده می شود،

همچنین در هویج، سیب زمینی هندی، گرمک و طالبی، گوشت،

کبد، لوبیای خشک، نخود، دانه سویا، سبوس گندم، مخمر غذائی،

زرده تخم مرغ، گوشت ماکیان ماهی و غذای دریائی، مخمر

خشک، برنج قهوه ای، سبوس برنج، غلات، آرد جود دو سر،

حبوبات، بسیاری از سبزیجات، شیر، کشمش و آلو.

نقش ویتامین B1 در مبارزه با سالمندی:

این ماده به ویتامین های فعال معروف است، ویتامین B1

کربوهیدارت را به انرژی تبدیل می کند، رشد را تأمین کرده

و به هضم کمک می کند و برای بافت اعصاب، عضلات

و قلب لازم و حیاتی است.

         
همچنین نقش اساسی را در عملکرد برخی از آنژیم های مهم بازی

می کند و برای انتقال پیام های عصبی خاص بین مغز و نخاع

لازم است.

      
ویتامین B1 گزش حشرات و پشه ها را بهبود می بخشد و برای

درمان اعتیاد به الکل و داروها استفاده می شود.

علائم کمبود ویتامین B1 :


کمبود ویتامین B1 بیماری بری بری را ایجاد می کند که شامل

بیماری روانی، فلج برخی عضلات چشمی و افتادگی یا کاهش

حس پاها می باشد. سایر علائم کمبود آن شامل این موارد است:

       
کاهش اشتها، خستگی، ضعف، التهاب اعصاب، کوچک شدن و

تحلیل رفتن عضلانی، فشار به سر، کمبود خواب، تحریک پذیری،

آکنه، درد، حافظه ضعیف، اشکال در حافظه، یبوست، رشد ناکافی،

سوزن سوزن شدن در انگشتان و حس سوزش سر انگشتان پا،

استفاده از الکل با جذب ویتامین B1 اختلال ایجاد می کند.

پیشنهاد می شود، مقاله پیشگیری از آلزایمر را نیز مطالعه فرمائید.

ویتامین B12 (کوبالامین یا سیانوکوبالامین)


ویتامین B12 برای فعالیت طبیعی سلول ها لازم است همچنین

برای همانند سازی DNA و تولید گلبولهای سفید و قرمز و

پلاکت های خونی و نیز تولید عناصر تأثیرگذار بر خلق لازم

است.

         
B12 به همراه فولیک اسید و ویتامین B6 برای کنترل میزان

هوموسیتئین لازم است.

    
افزایش میزان این ماده موجب افزایش خطر بیماری قلبی، سکته و

احتمالاً آلزایمر و پوکی استخوان می شود.

        
سیانوکوبالامین نوعی صناعی ویتامین B12 است که برای تصحیح

میزان B12 تجویز می شود. در گوشت و جگر گاو، تخم مرغ،

پنیر، شیر، نان گندم و ماهی یافت می شود.

         
B12 در گیاهان یافت نمی شود مگر این که به صورت مصنوعی

اضافه شود مانند غلات صبحانه، که دارای این ویتامین هستند.

نقش ویتامین B12 در مبارزه با سالمندی

      
افزایش میزان خونی اسید آمینه هوموسیستئین موجب ایجاد

بیماری عروقی می شود.

       
هنکلی و الیکل بوم دو تن از دانشمندان، دریافتند که میزان

بالای پلاسمائی هوموسیستئین در کمتر از 5% جمعیت دیده

می شود. ولی در 50% بیمارانی که دچار سکته قلبی شده اند

یا مبتلا به بیماری آترواسکلروز هستند دیده می شود.

         
امروزه کشف شده است که میزان بالای هوموسیستئین با استفاده

از اسید فولیک، ویتامین B6 و B12 کاهش می یابد.

      
میزان بالای هوموسیستئین در بیماری های فراوانی دیده می شود

از جمله حمله قلبی، لخته های خونی که موجب بسته شدن رگ

می شود، پوکی استخوان، بیماری التهابی روده، بیماری آلزایمر،

دیابت، مشکلات بارداری و هایپوتیروئیدیسم.

        
اگر هایپوتیروئیدیسم را نمی دانید، پیشنهاد می شود، مقاله تیروئید

را مطالعه فرمائید.

          
بنابر این ویتامین B12 در برابر این بیماری های مقاومت ایجاد می کند.

علائم کمبود ویتامین B12

کمبود ویتامین B12 موجب بیماری کم خونی پرنیسیوز می شود

که شامل خستگی، زبان و حلق ملتهب، زبان صاف و براق،

بی حسی و لرزش انتهاها، رنگ پریدگی، نبض ضعیف، سفتی و

گیجی، تحریک پذیری، افسردگی، مشکلات ذهنی – روانی،

فراموشی، شکاک بودن، سندرم خستگی مزمن، اسهال، اشتهای

ضعیف و عدم رشد در کودکان است.

        
متخصصان تخمین می زنند که یک نفر از هر 5 نفر فرد بالغ دچار

کمبود ویتامین B12 است.

پیشنهاد می شود مقاله کمبود ویتامین ها را مطالعه فرمائید

ویتامین B2 (ریبوفلاوین)


در شیر، پنیر، ماست(فراوان است)، کبد، کلیه، گوشت، ماکیان،

زرده تخم مرغ، غلات، دانه گندم، عدس، نخود و ماش، دانه

سویا، سبزیجات سبز برگ دار و میوه ها یافت می شود.

       
ویتامین فوق در معرض خورشید و گرما از بین می رود بنابر

این شیر که منبع اصلی B2 است در صورتی که در نور بماند

و یا مدت طولانی زیر نور خورشید باشد خاصیت خود را از

دست می دهد.

       
ویتامین فوق بایستی در افرادی که دچار سوختگی شدید، اسهال

مزمن، سیروز کبدی، سرطان و افراد الکی حتماً استفاده شود.

نقش ویتامین B2 در مبارزه با سالمندی

      
ویتامین B2 برای تولید موادی که برای متابولیسم کربو

هیدرات ها، پروتئین ها، چربی ها و تولید انرژی در بدن

حیاتی اند، لازم است.

      
این ویتامین برای حفظ متابولیسم و عملکرد خوب و سالم سیستم

قلبی – عروقی و عصبی به کار می رود.

    
همچنین از آسیب رادیکال های آزاد نیز جلوگیری کرده و برای

دید خوب، پوست، مو، ناخن های خوب و قوی لازم است.

      
ورزش نیاز به ویتامین فوق را افزایش می دهد.

      
تحقیقات نشان می دهد که ویتامین B2 از بروز آب مروارید

جلوگیری کرده و دفعات حملات میگرنی را کاهش می دهند.

نشانه های کمبود ویتامین B2

علائم و نشانه های کمبود شامل موارد زیر است: ترک زبان،

ترک و زخم در گوشه های دهان، لب های ترک خورده، زخم

شده، زبان ملتهب و به رنگ بنفش یا رنگ آهن، اگزما و پوسته

پوسته شدن، پوسته های دور بینی، ابرو، چانه گونه ها، پلک ها،

موها، حالت روغنی پوست بینی، چانه و پیشانی و توده های

چربی زیر پوست، چشم های قرمز، ایجاد خارش، اشک بیش از

حد، سوزش و خستگی در چشم ها و حساسیت شدید به نور،

علائم عصبی مانند سوزن سوزن شدن انتها، مشکل در راه رفتن،

ضعف عضلانی، لرزش و بینه ضعیف، کاهش انرژی، تغییرات

رفتاری مانند افسردگی، تغییر خلق، عصبی بودن و تحریک پذیری.

پیشنهاد می شود، مقاله ویتامین A را نیز مطالعه فرمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ویتامین B3 (نیاسین، نیاسین آمید، نیکونیتیک اسید، نیکوتین آمید)

 ویتامین B3 در گوشت و ماهیچه، ماهی، مخمر آب جو، غلات کامل،

خشکبار، حبوبات، نخود و لوبیای خشک، گوشت سفید بوقلمون یا

جوجه، شیر و فرآورده های لبنی یافت می شود. همچنین می تواند

توسط بدن از آمینواسیدتریپتوفان ساخته شود.

پیشنهاد می شود، مقاله قسمت اول ویتامین B  را نیز ببینید

نقش ویتامین B3 در مبارزه با سالمندی

ویتامین B3 برای آزادسازی انرژی بافت ها و سلول ها لازم و حیاتی است

و به دو هورمون مربوطه کمک می کند تا در آزادسازی انرژی از غذا

شرکت کنند.

   
این ویتامین کمک می کند تا سیستم عصبی و گوارشی سالمی داشته باشیم

و برای رشد طبیعی و پوست سالم لازم است.

         
همچنین موجب کاهش کلسترول بد و تری گلیسرید می شود و کلسترول

خوب را بالا می برد.

        
B3 همچنین در تولید نمک های صفراوی و تولید هورمون های جنسی

نقش دارد.

       
برخی مطالعات نشان داده اند که این ویتامین به تسکین علائم آرتریت

کمک می کند.

        
توجه داشته باشید که هنوز فرض این که این ویتامین از بیماری قلبی

پیش گیری می کند اثبات نشده است.

علائم کمبود ویتامین B3

          

کمبود این ویتامین ممکن است موجب بیماری پلاگر شود(که علائمی شامل

التهاب پوست، اسهال و فراموشی دارد)، سایر علائم کمبود این ماده شامل

این موارد است: زبان قرمز روشن، زبان و لثه ها زخم شده، دهان، گلو

و حلق ملتهب، زخم های شانکری، مشکلات روانی، تغییراتی در ادراک

و حواس پنجگانه، علائم اسکیزوفرنی(جنون)، آرتریت روماتوئید، ضعف

عضلانی، خستگی کلی، تحریک پذیری، سردردهای مکرر، سوء هاضمه،

تهوع، استفراغ، بوی بد دهان(تنقس بدبو)، بی خوابی و زخم های کوچک.

پیشنهاد می شود، مقاله ویتامین A  و نقش آن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)  را نیز ببینید

ویتامین B5 (پانتوتنیک اسید، کلسیم پانتوتنات، پانتول)

ویتامین B5 برای تولید انتقال دهنده عصبی استیل کولین و کوآنزیم A

و پروتئین حامل استیل لازم است هر دوی آنها در تولید انرژی از

چربی، پروتئین، و کربوهیدرات ها نقش دارند. همچنین به تولید

کلسترول، استروئید و اسیدهای چرب کمک می کنند و برای رشد سالم

و تولید پادتن هایی که با عفونت مقابله می کنند لازمند.

         
B5 برای عملکرد طبیعی غده فوق کلیوی و تولید کورتیزول لازم است.

         
مخمر آب جو، جگر، قلوه، سبوس گندم، ملاس(شیره قند)، غلات، زرده

تخم مرغ، بادام زمینی، نخود، دانه آفتاب گردان، گوشت گوساله، جوجه،

بوقلمون، شیر و ژلاتین منابع طبیعی حاوی B5 می باشند. این ویتامین

پایدار است و طی آشپزی و پخت این مواد تخریب نمی شود.

نقش ویتامین B5 در مبارزه با سالمندی

ویتامین B5 می تواند بعنوان عامل کاهنده وزن عمل کند. اصولاً کتوژنز

و کتوز بعد از روزه داری و یا رژیم غذائی بسیار سخت روی می دهد.

     
لئونگ بر این عقیده است که اجسام کنونی که به علت کمبود اسید پانتوتئیک

ایجاد می شوند. دریافت این اسید کاتابولیسم را کامل کرده و اسید چرب

کاملاً کاتابولیزه شده و این اجسام تولید نمی شوند.

    
لئونگ می گوید که میزان انرژی کافی از ذخیره چربی بدن تأمین می شود

و حس گرسنگی وضعف از بین می رود.

         
وکسمن و همکارانش دریافتند 0/2 تا 0/9 گرم در روز ویتامین B5 موجب

بهبود زخم می شود.
تحقیقات انجام شده توسط کپ و همکارانش از دانشگاه آلمان نشان داد. کلسیم

پانتوتنات که نمک پایدار ویتامین B5 است موجب بهبودی زخم ها شده و

پاسخ های التهابی حاصل از گرانولوسیت هایی که توانائی بهبودی زخم در

بدن را تخریب می کنند، سرکوب می کند.

         
اسلایشنکو و همکارانش دریافتند که ویتامین B5 کمک می کند تا سلول ها

در برابر اشعه گاما محافظت شوند، بنابر این این ویتامین توانائی ضد اشعه

نیز دارد. برخی افراد بر این باورند که این ویتامین برای آرتریت روماتوئید

مفید است، اما شواهد اندکی برای اثبات این ادعا وجود دارد.

         
مطالعات بسیاری پیشنهاد می کند که پانتتین – محصول فرعی B5 –

می تواند موجب کاهش کلسترول تولیدی بدن شود. چندین مطالعه کنترل شده

و اولیه دریافته اند که پانتتین به طور چشم گیری میزان گلسترول سرم را

کاهش داده و موجب افزایش HDL سرم شده است. همچنین معلوم شده است

که میزان تری گلیسرید را نیز کاهش می دهد اما برخی از این اثرات در

خود B5 دیده نشده اند.

پیشنهاد می شود، مقاله تیروئید و کمبود ویتامین در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)  را نیز ببینید        

علائم کمبود ویتامین B5

علائم کمبود شامل حس سوزش در پاها، زبان بزرگ و ملتهب، مشکلات

پوستی مانند اگزما، زخم های دوازدهه، التهاب روده و معده، کاهش تولید

پادتن، عفونت های قسمت فوقانی تنفس، استفراغ، بی قراری، گرفتگی های

عضلانی، یبوست، حساسیت به انسولین، پیش فعالی، افسردگی جسمی و

روانی، خستگی بیش از حد، کاهش تولید اسیدهیدروکلریک در معده،

آلرژی و حساسیت، آرتریت، تحلیل اعصاب، خمیدگی ستون فقرات،

نبض نامنظم، نقرس و سفید شدن موها، کمبود ویتامین B5 نادر است و

افراد الکی در بالاترین خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.

پیشنهاد می شود، مقاله تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 را نیز ببینید

ویتامین B6 (پیریدوکسین)

در مخمر آب جو، دانه آفتاب گردان، سبوس گندم، جگر و سایر گوشت ها،

موز، گردو، بادام زمینی بو داده نشده، تن ماهی و سالمون وجود دارد.

     
غلات صبحانه معمولاً حاوی ویتامین B6 می باشند.

      
گیاه خواران، زنانی که از داروهای ضدبارداری استفاده می کنند، افراد

بالای 55 سال و افرادی که الکی هستند نیاز به ویتامین B6 دارند.

نقش ویتامین B6 در مبارزه با سالمندی

ویتامین B6 پروتئین، چربی و کربوهیدارت را متابولیزه می کند،

هورمون های آدرنالین و انسولین را تولید می کند و برای داشتن

سیستم عصبی سالم لازم است.

         
همچنین در تولید هموگلوبین در سلول های قرمز خون و پادتن هایی که با

عفونت مبارزه می کنند در تولید هموگلوبین در سلول های قرمز خون و

پادتن هائی که با عفونت مبارزه می کنند نقش دارد. B6 در تولید RNA

و DNA لازم است و برای تولید اسید هیدروکلریک از آن استفاده می شود.

همچنین موجب تنظیم مایعات بدن می شود.

         
مطالعات بسیاری نشان داده اند که B6 موجب کاهش میزان آمینواسید

هموسیستئین بدن می شود.
میزان بالای این آمینو اسید خطر حمله قلبی و سکته و نیز بیماری آلزایمر،

پارکینسون و پوکی استخوان را بالا می برد.

         
این ویتامین موجب بهبودی سندرم تونل کارپال و علائم PMS می شود.

زمانی که به همراه منیزیم استفاده شود از ایجاد سنگ های کلیوی جلوگیری

می کند.

         
مطالعات نشان داده است که این ویتامین در تسکین علائم آسم مفید است

ولی این موضوع هنوز اثبات نشده است.

علائم کمبود ویتامین B6

علائم کمبود B6 شامل پوست چرب، پوسته پوسته شدن بین ابروها و

نواحی از بدن که با هم تماس دارند، کاهش قند خون، بی حسی و لرزش

دست و پا، التهاب عصب، آرتریت، لرزش دست های سالمندان، احتباس

آب و ادم(ورم) در طول بارداری، تهوع، مشکلات تعادلی، عقب ماندگی

ذهنی، تشنج، سنگ های کلیوی، کم خونی، خستگی بیش از حد، حملات

عصبی، بیماری های روانی، آکنه، گیجی و صرع و تشنج می باشد.

آمارگیری های دولت نشان می دهد که یک سوم بالغین دچار کمبود

ویتامین B6 هستند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نقطه سر خط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زمانی که نقطه سر خط گفته می شود، عده ای یاد برنامه مستند

تهیه شده توسط رضا رشیدپور می افتند که یک برنامه مستند

تهیه نموده و در صدا و سیما پخش می شد.

          

عده ای دیگر نیز به یاد سریالی در سال 1390 می افتند که

توسط سعید آقاخانی تهیه و در ماه مبارک رمضان همان سال،

بینندگان بسیاری را به خود مشغول نمود.

اما من این کلمات را نگفتم که همه را به یاد برنامه های

رادیو تلویزیونی بیندازم، بلکه منظور من از استفاده از

این کلمات، چیز دیگری است.

پس برای اینکه مقصود را دریابید، با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله فرصت ها مثل ابر

می گذرند را نیز مطالعه فرمائید.             

نقطه سر خط چیست؟

زمانی که در حال نوشتن متنی می باشید وقتی که به آخر خط

رسیدید و جمله تمام شده بود، از شما خواسته می شود که انتهای

خط، نقطه ای گذاشته و جملات جدید را از خط جدید آغاز نمائید.

خوب این نقطه سر خط مشخص شد، چه ارتباطی با دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) دارد؟

ارتباطش از آنجا آغاز می شود که در بعضی اوقات خودمان و

یا تعدادی از عزیزان پیشکسوت زمانی که کاری را انجام

می دهند، فقط و فقط به این خاطر به آن کار ادامه می دهند که

آن کار را مدتها انجام داده و حاضر به اتمام آن و شروع یک

کار جدید، و یا یک عادت جدید نیستند.

به همین خاطر است که در اینجا قصد داریم که بگوئیم، شما در

حال رفتن به سمت یک هدفی هستید، و اگر در بین راه، به اشتباه

یا به انتخاب یا به …. بر زمین افتادید، آیا باقی مسیر را سینه خیر

طی می نمائید؟

           

یا اینکه از جای خود برخواسته و راه را با وضعیت جدید و

مراقبت بیشتر ادامه می دهید؟

مطمئناً پاسخ قسمت دوم است، زیرا هیچکس حاضر نیست که

در زمانی که بر زمین خوردیم، همان حالت را ادامه دهیم.

حال چگونه است ما که حاضر نیستیم بقیه مسیر را سینه خیز

برویم، در زندگی که به زمین می خوریم، حاضر نیستیم که از

جای خود بلند شده و مسیر را با دید جدید و وضعیت مثبت تر

ادامه دهیم.

چرا نقطه سر خط باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده نمائیم؟

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده نمودم

که درگیر مبارزه با یک بیماری یا مسأله ای در زندگی خود

هستند و زمانی که از آنها در خصوص آن بیماری یا آن مسأله

پرسش می شود، و اینکه چرا هم اکنون اقدامی در جهت

برطرف نمودن آن بیماری یا مسأله نمی نمایند، تنها به این

اکتفا می کنند که در خصوص بیماری مشغول مداوا بوسیله

اقدامات پزشکی هستند. و در خصوص مسائل نیز بیان

می نمایند که مسأله وجود دارد و از دست آنها هیچ کاری

برای تغییر آن حالت برنمی آید.

آیا براستی چنین است؟

مسلم است که پاسخ منفی است، زیرا که در خصوص بیماری،

عادتهای بد و ناصحیح در زندگی ایجاد کننده این بیماری بوده و

تا زمانی که اقدام به تغییر عادتهای غلط زندگی خود ننمائیم،

حتی اگر تمام پزشکان نیز با هم مشورت نمایند، نهایتاً

می توانند تداوم بیماری را با کندی مواجه نمایند، و نمی توانند

مانعی برای از بین رفتن آن بیماری انجام دهند چون هر بار

که اقدام به حذف بیماری نمایند، عادتهای غلط، مجدداً آن

بیماری را به زندگی ما دعوت می نماید.

و در خصوص مسائل نیز، عادتهای غلط، و یا آموزشهای

ناصحیح و عدم آموزش مناسب مسبب بسیاری از مسائل و

مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

حال سئوال این است که همچنان اعتقاد و باور دارید که کاری

از دست ما در جهت رفع بیماری یا مسائل خود در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) بر نمی آید؟

 پیشنهاد می شود مقاله پرتگاه های زندگی

را به سکوی پرش تبدیل نمائید، را نیز مطالعه

فرمائید.  

چطوری می توان نقطه سر خط را اجرا نمود؟

همانگونه که در بند قبل الزام اینکه کاری را که اشتباه انجام

داده ایم، تمام نموده و بعد از آن با شیوه جدید و راه جدید و

نگرش جدید مسیر زندگی را پیش بگیریم، آورده شده است.

حال در اینجا می خواهیم بدانیم که به چه صورتی می توان این

کار را انجام داد.

دقیقاً به همان روشی که وقتی به انتهای خط رسیدیم و یا به هر

علتی مجبور به گذاشتن نقطه شدیم. می توانیم از خط جدید و از

سر خط، کار را ادامه دهیم البته با نوشته های جدید و کلمات جدید.

در اینجا نیز به همین سادگی می توان، اقدام به گذاشتن نقطه بر

سر هر عادت غلط و اشتباه در زندگی نمود و بعد از آن میتوان

عادت خوب و مفیدی را جایگزین آن نمود و در خط های جدید

و باقیمانده، و با نگرش های جدید و تجربه های اندوخته از

عادت های غلط و نتایج آنها، نوشته های جدید را نگاشت.

با نقطه گذاشتن و سر خط رفتن، بسیاری از عادت های غلط،

از زندگی ما رخت بر می بندند.

همچنان در خصوص مسائل، می توان با آموزش های جدید،

با مطالعات جدید، مشاوره با کارشناسان هر رشته، اطلاعات

لازم را کسب و در جهت رفع مسائل، آنهم به راحتی اقدام نمود.

مشخص است که نتیجه این اقدامات در جهت تغییر عادات، اقدام

به آموزش، چیزی غیر از شادی، نشاط، سلامتی در زندگی

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیست.

         

پس همین الان به شما تبریک می گویم که از همین لحظه، با

گذاشتن نقطه بر روی عادات غلط، زندگی های نامناسب، به سر

خط رفته و خطوط جدید و تمیز و بدون هیچ غلط و مشکلی،

را آغاز و با قلم عادات خوب و آموزش، این خطوط باقیمانده

را به زیبائی می نگارید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

مدت زمان لازم برای برگشتن از حال بد به حال خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

مدت زمان لازم برای برگشتن از حال بد به حال خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

چند روز پیش به علتی، حال بد به سراغم آمد، و کسی که

باید خودش سراسر حال خوب باشد، متأسفانه در یک شرایط

نامتعادل قرار گرفت.

شخصی که باید کاملاً پر انرژی باشد تا بتواند به

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) یاری برساند تا آنها نیز

حال خوب را تجربه و به دیگر گنجینه های نیروی انسانی

هدیه نمایند. کم انرژی شده و در بعضی از مواقع حتی

بی انرژی شده بود.

یکی از دوستان که چند وقتی است دچار افسردگی گردیده

و مرتب بوسیله انواع قرص ها، سرپا است، نگارنده را به

سخره گرفته بود و میگفت که کسی که مدام دم از حال

خوب میزد، حال خودش دچار حال بد گردیده و هر لحظه

امکان گرفتار شدن در دام افسردگی دارد.

اما این دوست عزیز فراموش نموده بود، که نگارنده

آموزش های متفاوتی را گذرانده بود و این مطلب را به

خوبی آموزش دیده که هر اتفاقی یک تاریخ مصرف دارد،

و باید برای هر اتفاق بدی، تاریخ مصرفی مشخص نموده تا

آن اتفاق بیش از این، نتواند زندگی ما را دچار تلاطم و

نگرانی نماید.

به همین خاطر، در همان روز، تاریخ مصرف آن اتفاق را

تا ظهر مشخص نمودم و بدیهی است که بعد از ظهر، دیگر

آن اتفاق، تنها یک تجربه در ذهن بود.

 بهتر است مقاله لذت بردن از فرصت های کوچک

را نیز مطالعه نمائید.

برگشت از حال بد به حال خوب چیست؟

برگشت از حال بد به حال خوب، یعنی مدت زمانی که نیاز

است تا حال یک فرد که به هر دلیلی، دچار احوال ناراحت

کننده و بد شده است، مجدداً به حال خوب برگردد.

این مدت زمان، مشخصاً نباید زیاد طولانی شود، بدلیل اینکه

هر چه زمان حال بد، طولانی تر شود، اتفاقات ناگوارتر نیز

خارج از انتظار نخواهد بود.

چرا مدت زمان برگشتن از حال بد به حال خوب، در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت برخوردار است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد یک عمر

سابقه کار و تلاش دارد و مهارت و تخصص های ویژه ای

نیز به دست آورده است، لازم است که زمانی را به استراحت

بگذراند.

لذا داشتن حال خوب در این دوران، بسیار حائز اهمیت است

و در صورتی که حال فرد به هر دلیل، و وجود هر اتفاق به

حال بد تبدیل گردد، فرد باید مدت زمان خاصی را با توجه به

روحیه و سابقه خود، مشخص نماید تا این حال تغییر یابد.

 پیشنهاد می شود، مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را نیز مطالعه نمائید

چطوری می توان مدت زمان برگشت از حال بد به حال

خوب را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کوتاه نمود؟

همانگونه که در قسمت قبل ذکر گردید، ما نمی توانیم نسبت

به اتفاقات و وقایع اطراف خود، بی تفاوت باشیم و به هیچ

عنوان هیچ فردی، چنین توصیه ای به شما نخواهد نمود، لکن

مسئله ای که در اینجا مطرح است این است که حال بد بوجود

آمده باید تاریخ مصرف داشته باشد و این حال بد، نباید مدت

زمان طولانی در وجود فرد، جا خوش نماید.

لذا بلافاصله باید تاریخ مصرفی برای حال بد مشخص نموده

و خود را مقید نمائید که بعد از آن تاریخ، دیگر حال بدی

وجود نداشته باشد.

اگر بتوانید این تاریخ مصرف را بصورت جدی برای خود

مشخص نمائید، دیگر هیچ حال بد و اتفاق ناگواری نخواهد

توانست مدت زمان طولانی، زندگی شما را مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که نیازمند آرامش و آسایش

هستید را تحت الشعاع قرار دهد.

            

و پس از آن می توانید با شادی، نشاط و سلامتی، زندگی

خود را ادامه دهید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.