لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک، شاید برایمان واضح

نبوده و سنگین باشد و معنای آن به خوبی برایمان روشن نباشد.

همانگونه که امروز در اداره یکی از دوستان خوش ذوق،

درخواست نمود که یک بنر جهت ورود یکی از همکاران

که به مأموریت خارج از کشور رفته بود، تهیه نمائیم.

در ابتدا من هم شاید مثل شما، جا خوردم و به خود گفتم،

خیلی از افراد به مسافرت های گوناگون می روند و بر

می گردند و تا کنون سابقه نداشته که غیر از مسافرت های

مذهبی، برای مسافرت های غیر مذهبی و خارج از کشور،

برای کسی برنامه استقبال ورود داشته باشیم.

اما بعد از مدتی که خوب به این مسئله فکر کردم، به این

نکته پی بردم که ما شاید مدتها برای سالگرد فوت،

سالگردهای اتفاقات بد، آمدن یک سری از مناسبت های

مذهبی ناراحت کننده، روز شماری می نمائیم و باز هم

آماده برگزاری آن مراسم و اتفاقات ناگوار می شویم.

پیش خود فکر کردم، چه می شد که به جای اینکه برای

فرصت های بزرگ و ناراحت کننده خود را آماده نمائیم،

چرا خود را برای فرصت های کوچک شادی آور مهیا

و آماده نسازیم.

چرا نباید از این فرصت های کوچک خدادادی، استفاده

لازم را ببریم.

آیا مقاله فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

را مطالعه نموده اید؟       

فرصت های کوچک چیست؟

کلیه فرصت ها و موقعیت های کوچک و بسیار کوچکی که

ما می توانیم به مناسبت آنها، شاد باشیم، خوشحالی کنیم،

جشن و سرور به پا کنیم و ….

شاید برای ما که تا کنون همیشه منتظر فرصت های غول پیکر

و بسیار بزرگ برای تغییر بوده ایم، این مطلب کمی غیر

معمول به نظر آید. لکن تا زمانی که به قول یکی از اساتید

تغییر، تغییر را از مسائل کوچک و از تغییرات کوچک شروع

نکنیم، تغییرات رخ نمی دهد.

پیشنهاد می شود، مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه نمائید.

چرا فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در مدتی که مشغول تحقیق در خصوص مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بودم، با موارد متعددی روبرو گردیدم

و از آن جمله می توان به آسایشگاه هفت باغ مهربانی واقع

در زنجان مواجه شدم.

این آسایشگاه، به مناسبت های مختلف، در ایجاد شادی و

نشاط برای گنجینه های نیروی انسانی که در آن جا، اقامت

دارند، سنگ تمام گذاشته و موارد مختلفی را برایشان

ایجاد می نماید.

شاید در زمانی که برف، روی زمین را می پوشاند، ما تنها به

اینکه خودمان را بیشتر بپوشانیم و سعی در خروج کمتر از

منزل بخاطر سرمای بیرون می نمائیم. اما این خدمتگزاران

خوب این آسایشگاه در همان زمان، اقدام به بیرون آوردن این

عزیزان پیشکسوت نموده و از آنان خواستند که یک آدم برفی

درست نمایند.

و خبر جالب اینکه با درست کردن این آدم برفی و گرفتن عکس

و انداختن آن عکس در شبکه های اجتماعی، خانواده یکی از

پدربزرگ ها، که بیش از یک سال بود از ایشان خبری نداشتند

و بارها به دنبال او بودند، با دیدن عکس آنها در رسانه های

اجتماعی، ایشان را شناخته و به سراغ ایشان می روند و قبل

از عید موفق می شوند که ایشان را به آغوش پر مهر

خانواده برگردانند.

حال اگر این ذوق و سلیقه در ذهن گردانندگان این آسایشگاه

نبود، هنوز این پدربزرگ در میان باقی پدربزرگ ها مشغول

به گذران زندگی بود و از خانواده خویش نیز بی خبر بودند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی سرشار

از درس است را نیز مطالعه نمائید.

چطوری از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده لازم را ببریم؟

بهترین عملکرد، همین عملکردی بود که همکار خوش ذوق و

خوش سلیقه ما در پی آن بود و آن چیزی نبود جز، استفاده از

فرصت های بسیار کوچک و خیلی زودگذر، مثل آماده شدن

برای استقبال از همکارمان که به سفر خارج از کشور رفته بود.

بله در زندگی ما نیز چنین اتفاقاتی بی شمار رخ می دهد.

کافی است که کمی سلیقه و ذوق به خرج داده و این

فرصت ها به خوبی شکار نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که متأسفانه باز تعدادی

از همکاران سابق ما، دوران آماده شدن برای رفتن آن را به

غلط نام گذاری نمودند و هر پیشامد و اتفاقی را در راستای

همان نام گذاری می بینند، باید عینک خود را تعویض نموده

و به جای دیدن اتفاقات برای رفتن، به دیدن اتفاقات برای

ماندن و شاد و با نشاط بودن و سلامتی کامل رفت.

به جای اینکه از لحظات، لحظات مرگباری بسازیم،

بهتر است، آن لحظات را به لحظات زندگی سازی تبدیل

نمائیم که بتوانیم، زندگی خوب و شادی را تجربه نمائیم.

                  

یا به گفته آقای کیم وو چونگ، نویسنده کتاب سنگ فرش

هر خیابان از طلاست، در هر شرایطی، به جای اینکه

مثل بقیه، شمارش معکوس برای تعطیلی کارخانه داشته

باشیم، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد کارخانه ها

را در برنامه خود قرار دهیم.

بنابر این لازم است از هر فرصت کوچکی برای ایجاد

شادی و نشاط استفاده نمائیم

مانند: بیدار شدن هر روز از خواب

دیدن همکاران در هر روز سرکار

آمدن همکاران از مسافرت های داخل و خارج از کشور

دیدن اقوام

مناسبت های تولد، جشن ها، و شادی های اجتماعی،

فردی و گروهی

و ….

در هر صورت، اتفاقات بالا، همه انجام می شود، اما از

این به بعد، نحوه نگاه ما، و استفاده از این اتفاقات در جهت

شاد بودن و با نشاط شدن در محل کار، خانه و مخصوصاً

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند، زندگی ما را

دچار تحول و تغییر نماید.

       

امیدوارم همه با هم بتوانیم این فرهنگ استفاده از فرصت های

کوچک برای شادی و خوش بودن را اولاً در میان خودمان و

سپس در جامعه نهادینه نمائیم تا حداقل قدمی کوچک در بهتر

نمودن دنیا برای خود و اطرافیان برداشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

طول عمر انسان چقدر است؟

طول عمر انسان چقدر است؟

شما فکر می کنید طول عمر انسان تا چه میزان است؟

آیا شما نیز فکر می کنید که با پیشکسوت(بازنشسته)

شدن بلافاصله طول عمرتان پایان می پذیرد؟

و هزاران سئوال دیگر

ما در این مقاله بر آنیم که به سئوال فوق و بسیاری از

سئوالات دیگر که در ذهن شما جای گرفته، تا حد امکان و

بر اساس داده های موجود، مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

 پیشنهاد می شود مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی را مطالعه فرمائید.              

طول عمر انسان چه میزان است؟

روز گذشته با یکی از همکارن بازنشسته که ملاقات داشتم،

ایشان بسیار گرفته و افسرده بودند و زمانی که علت را

جویا شدم، مانند بسیاری دیگر از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) صحبت از پایان عمر خود مینمود و اینکه دیگر

به پایان خط رسیده و در حال حاضر شدن برای رفتن از

این دیار فانی هستند.

اینها همه در حال بود که زمانی که از ایشان میزان سن

را پرسیدم در کمال ناباوری، به من عدد 66 سال را اعلام

داشتند.

و طوری این جملات را بیان می نمود که من باور کردم

ایشان از نزد خداوند متعال آمده اند و ایشان زمان رفتن

را برایشان تشریح نموده اند.

آیا براستی چنین است؟

آیا براستی سن 66 سال یعنی رسیدن به پایان عمر حاضر.

چرا، عزیزان گنجینه نیروی انسانی، چنین اعداد برایشان بزرگ

می نماید.

 پیشنهاد می شود مقاله نقطه سر خط را نیز

مطالعه فرمائید          

متوسط طول عمر انسان یا امید به زندگی در حال

حاضر چه میزان است؟

بر اساس تحقیقاتی که در سال 1395انجام گرفته است،

امید به زندگی برای مردان 75 سال و برای خانم ها 78 سال

می باشد.

اگر همین اعداد را نیز باور داشته باشیم، از سن این

دوست عزیزمان تا 75 سالگی، حداقل 9 سال دیگر

باقیمانده است.

باز هم اگر فرض را بر این قرار دهیم که ایشان از جانب

خدای متعال، دستور رفتن خود را دریافت داشته اند و به

فرض دیگر در سن 75 سالگی این جهان را وداع خواهند

نمود، دو راه در پیش رو دارند:

  1. اینکه مانند اکنون، زانوی غم بغل گرفته و با افسردگی و
    ناراحتی، فقط ثانیه ها را شمرده و منتظر زمان رفتن
    باشند.
    البته خود میدانید که زمانی که نمیخواهید زمان بگذرد،
    زمان خیلی سریعتر از آنچه در فکر شماست، به پیشروی
    خود ادامه میدهد. 
  2. اینکه برای همین زمان باقیمانده حداقل 9 سال خود،
    برنامه ریزی داشته باشد و برای تک تک لحظات و
    ثانیه های آن، برنامه خاص شادی و نشاط را برای خود
    و خانواده خود رقم بزند. بر اساس برخی از تحقیقات
    جدید، ثابت شده است که امید به زندگی تا سال 1400
    بخاطر پیشرفت های تکنولوژی و استفاده بهینه تر از
    منابع و امکانات، به 200 سال میرسد.البته شاید بعضی
    از دوستان بر من خرده بگیرند و این رقم را بسیار بالا
    بدانند، لکن نگارنده زمانی که متوجه این موضوع گردید. اینها انتخاب های شما، تا بدین جا می باشد. اما :
    زیرا که این زمان به هر صورت در حال گذران است،
    پس چه خوب است که به جای اینکه منتظر زمان رفتن
    باشیم، به فکر استفاده از زمان های فعلی باشیم. 

پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم
را بدانید                

تحقیقات در خصوص طول عمر انسان در اطراف خود:

ابتدا به سراغ افرادی رفتم که سن 80 سالگی را گذرانده اند.
که مثل زمانی که شما به دنبال یک ماشین هستید، مانند آن
ماشین در خیابانها به فور یافت می شود، این بار نیز چنین
شد و سیل عظیم افراد بالای 80 سال جلوی راه قرار گرفتند
و با خود محاسبه نمودم که اگر بخواهم راز ماندگاری این
افراد را بیابم، سالها باید با آن ها مصاحبه نمایم.

لذا به دنبال افراد بالا 90 سال رفتم، و باز هم مانند سری
قبل، البته نه در حد آن، با تعداد زیادی از افراد در این سن
نیز مواجه شدم.

لذا باز درجه انتخاب خود را 10 سال دیگر افزایش داده
و به سراغ افراد 100 ساله رفتم و با آنان مصاحبه نمودم،
افرادی که در همین شهر و همین دوره زندگی می کنند
و با همین اوضاع اقتصادی و معیشتی و هزاران هزار
بهانه و توجیه که دیگر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)
برای پائین افتادن انرژی خود بیان می نمایند، مشغول
زندگی خود، البته با شادی، نشاط و سلامتی کامل هستند.

سپس سرمست از این همه بررسی، مجدداً درجه را 10 سال
دیگر نیز بالا برده و با افراد 110 ساله مصاحبه نمودم.

البته لازم به ذکر می باشد که تعداد این افراد، شاید نسبت
به سایر سنین کمتر باشد، اما باز هم این افراد وجود دارند
و باز هم در همین دوره و با همین امکانات و همین اقتصاد
مشغول زندگی هستند.


پدر 110 ساله ای که با ایشان صحبت نمودم، یک شکارچی
قهار بود، که بدنبال گرفتن مجوز شکار بود تا بلکه باز بتواند،
مانند سابق، شکار خود را دنبال نماید.

سپس در سال 1395 در آمارگیری نفوس و مسکن دولت،
با فردی 135 ساله در کردستان مواجه شدم که باز هم با
شادی و نشاط زندگی را می گذراند.


حالا من از شما سئوال مینمایم، آیا باز سن 66 سال، با
توجه به مثالهای واقعی فوق، باز هم عدد زیادی است؟

پیشنهاد می شود مقاله یادآوری خاطرات بد را

مطالعه فرمائید

چرا دانستن میزان طول عمر برای پیشکسوتان

(بازنشستگان) مهم است؟

همه مسلماً جواب سئوال بند قبل را منفی می دانند
زیرا با وجود چنین افرادی، دیگردم زدن از رفتن در سنین
پائین، بسیار قابل توجه و کسل کننده است.

البته هر فردی می تواند این ادعا را بنماید، حتی با جوانی

30 ساله مواجه شدم که خود را فردی 170 ساله میدانست
و قصد داشت که در همان شب، خود را به انتهای عمر
خود نزدیک نماید. لکن با صحبتهای نگارنده، و کمی توجه
به داشته هایش، از این امر منصرف گردید.

چرا بعضی از افراد دوست دارند که خود را تمام شده بدانند؟

با بررسی که انجام شد، نگارنده به این نتیجه رسید که این
افراد، از قبول مسئولیت زندگی خود طفره می روند و
نمی خواهند مسئولیت کامل زندگی خود را به دوش
بگیرند و دیگر تمایلی به تغییر شرایط روحی و جسمی
خود ندارند.

و مدام در پاسخ به سئوالات، از تمام شدن عمر خود
می گویند.

و اینها همه در حالی است که باز با توجه به تحقیقات
انجام شده، تمام اعضاء و جوارح انسان برای سنین سه
رقمی تعبیه و آماده شده اند، مگر اینکه خود این طول
عمر را نخواهید.


دقیقاً مثل خودروئی است که سازنده آن را برای حداقل
5 سال تضمین می نمایند و حداقل 30 سال می تواند
در خیابانها، تردد نماید، اما باز هم این انتخاب شماست
که این خودرو را در همان سال اول، به دره انداخته و آن
را از سود رساندن به خود، باز دارید.

چطوری میتوان طول عمر را افزایش داد؟

حالا با توجه به مطالب بالا، چطوری میتوان طول عمر را
افزایش داد.

در درجه اول: قبول مسئولیت زندگی توسط خود فرد.
مشخص است، فرد خواب رفته را میتوان بیدار نمود،
اما فردی که خود را به خواب زده است را نمی توان
بیدار نمود.

در مرحله دوم، امید به خدا و توکل به ذات احدیت،
و استعانت از او برای تغییر در سبک زندگی خود برای
رسیدن به شادی و نشاط و سلامتی در طول عمر خود.

در مراحل بعدی، خنده، اشتغال، سرمایه گذاری و دیگر
مطالبی که می توانید در کتاب الهی پیرشی آن مطالب
را مطالعه و به مرحله اجرا درآورید.



امید که این مطالب مورد استفاده واقع گردد و هیچ
فرد پیشکسوت(بازنشسته) دیگر برای خود و زمان رفتن
خود، تعیین تکلیف ننماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،
آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی چیزی است که بسیاری از ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) به آن نیاز داریم.

امروز روز آخر ماه مبارک رمضان است، و فردا عید سعید فطر

است و همگان شاد و شادمان از یک ماه روزه داری و اطاعت

خداوند متعال هستند. با خود گفتم چه خوب است که شادی را

همراه با تندرستی داشته باشیم و از هر دو لذت ببریم.

بنابر این در این مقاله بر روی داشتن شادی، با لذت تندرستی

پرداخته و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

لذت تندرستی چیست؟

لذت تندرستی یعنی لذت بردن از سالم بودن و احساس سلامتی

کردن. آنچه می خورید، اِسترس (اضطراب)، خواب، سیگار

کشیدن، مشروبات الکلی و مواد مخدر از عواملی هستند که

بر تندرستی شما تاثیر می گذارند.

تندرستی شما به رضایت از خود، خوش بودن شما با اطرافیان

و اینکه احساس کنید زندگی تان دارای ارزش و مفهوم است،

بستگی دارد.

آیا تا کنون مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نموده اید؟

چرا لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

ما مهم است؟

تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم

است که در این دوران بر خلاف عقیده بسیاری از گنجینه های

نیروی انسانی، کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارد

و اطرافیان و از جمله خانواده نیاز دارند که از وجود سراپا

تجربه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) استفاده نموده و از تخصص

و مهارت هایش در کارهای روزانه و حل مسائل استفاده نمایند.

حال اگر این فرد(پیشکسوت(بازنشسته)) با قبول بیماری

افسردگی، بیماری های دیگر را با آغوش باز پذیرفته باشد و

بدن خود را در معرض هجوم بیماری ها قرار داده باشد، مطمئناً

اطرافیان بجای اینکه از وجود گهربارشان استفاده لازم را ببرند،

مدام باید به فکر تعویض پزشکان و بیمارستان های مختلف باشند

تا بتوانند راه چاره ای برای رفع این بیماری ها که با آغوش باز

از طرف فرد بیمار به سمتش هجوم برده اند، چاره ای بیندیشند.

اما اگر فرد پیشکسوت(بازنشسته) خود مراقب وضعیت جسمانی

و روحی خود باشد و با انجام راه کارهای ذکر شده در کتاب

“الهی پیر شی” و نیز راه کارهای اجرائی دیگر، از جسم و روح

خود به خوبی محافظت نموده باشد و در این دوران، تندرست،

شاداب و نیرومند باشد، علاوه بر اینکه نقطه اتکاء بسیاری از

خانواده خود می باشد، می تواند برای خود نیز لذت شادی، نشاط

همراه با سلامتی را به خوبی تجربه نماید و از نعمت های بیکران

روزگار استفاده نماید.

عزیزان گنجینه نیروی انسانی که در این دوران لذت تندرستی را

به خوبی حس می نمایند، خانواده ای همراه و صمیمی با خود

داشته و لذت بودن در جمع را به اطرافیان خود نیز هدیه

می نمایند.

 پیشنهاد می شود برای اینکه ادامه مقاله برایتان بهتر

درک شود، مقاله مسئولیت زندگی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمائید.

چگونه می توان لذت تندرستی را همراه با شادی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را تجربه نمود؟

در اینجا با دو دسته از عزیزان روبرو هستیم. دسته اول،

عزیزانی هستند که در همین دوران نیز لذت تندرستی را

به خوبی درک نموده و هم اکنون نیز از این لذت کاملاً

بهره مند هستند و شما که در حال مطالعه این مقاله می باشید

به خوبی می توانید آن لذت را به همراه حس خوبی که این

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارند را درک نمائید.

برای این دسته از عزیزان فقط توصیه می شود که با همین

سبک زندگی و با همین روحیه، ادامه زندگی خود را برای

رسیدن به مرز 120 سالگی که در تحقیقات برای میانگین

عمر در سالهای آینده در نظر گرفته شده است، آماده نمایند.

اما برای دسته دوم از گنجینه های نیروی انسانی که متأسفانه

اکثراً خود را فراموش نموده اند و در حال حاضر با انواع و

اقسام بیماری ها دست و پنجه نرم می نمایند، توصیه های

ذیل مطرح می گردد:

مهمترین مسئله ای که اینجا وجود دارد این است که مسئولیت

کل زندگی و وضعیت خود را قبول نمائیم و بدانیم که چنین

وضعیتی توسط هیچ فرد، یا هیچ گروه و هیچ محیطی به ما

تحمیل نشده است، بلکه این شرایط نتیجه انتخاب های خود

ما می باشد.

مشخص است که در زمانی که دانشجوئی درس نمی خواند،

مسلماً نمی تواند نمره بالا و قبولی در آن درس را انتظار

داشته باشد، به همین شکل است، کسی که سبک زندگی

نامناسب داشته است، نیز نمی تواند انتظار داشته باشد که

در سنین بالا، با مسائل و بیماری های مختلف دست به

گریبان نباشد.

پیشنهاد می شود مقاله کیف های خود را زمین بگذارید.                

راه کارهای استفاده از لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

پیشنهاد اول این است که بپذیریم که تمام شرایط را، خود ما

انتخاب و به زندگی خود وارد نموده ایم.

بعد از قبول مسئولیت، باید به خودمان تعهد بدهیم که در زمانی

مشخص و واقعی، این شرایط را به بهترین شکل ممکن تغییر

می دهیم.

سپس شروع به تغییر سبک زندگی خود نمائیم. این تغییر سبک

زندگی می تواند:

ورزش: حداقل نیم ساعت در هر روز و  حداقل سه روز

در هفته.

تغذیه مناسب: نسبت به تغذیه و مواد غذائی که استفاده

می نمائیم، مطالعه بیشتر نموده و از استفاده از موادی که

طبیعی نیستند و برای بدن ما مفید نیستند، خودداری نمائیم.

             

جلوگیری از ورود افکار منفی: از ورود افکار منفی به ذهن،

شدیداً خودداری نمائیم، و در هر مسئله و اتفاقی، حتماً به دنبال

موارد مثبت آن و مزایائی که آن اتفاق و مسئله برای ما دارد،

متمرکز شویم.

             

عطوفت با اطرافیان: با اطرافیان خود مهربان باشیم و همه را

به همان صورتی که هستند قبول نمائیم و سعی در عوض

نمودن آنها ننمائیم.

خارج نمودن کینه از ذهن و بدن: کینه ها را کلاً از بدن

خارج نمائیم و اجازه ندهیم، هیچ گونه

کدورت و ناراحتی در وجود ما جا خوش نماید.

لذت بردن از همه چیز: سعی نمائید از کلیه چیزهای اطراف

خود، و محیط پیرامونی، انسان های اطراف، لذت ببرید و

حس خوبی نسبت به همه آنان داشته باشید.

امید است که با انجام موارد بسیار ساده بالا، بتوانید شادی همراه

با لذت تندرستی را به خوبی حس نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد را که یکی از اصول مهم ارتباط با

دیگران است، در این مقاله مورد بررسی قرار دهیم.

                        
سالها پیش، در اداره ای مشغول به کار بودم که مدیر آن بخش،

به هیچ وجه، از پرسنل تحت سرپرستی خود، تشکر و قدردانی

نمی نمود و همیشه به دنبال آن بود که خطا و اشکالی در کار و

اقدامات انجام شده بیابد و آنگاه شروع به برشمردن آن نکات نماید

و به شما ثابت نماید که اشتباه نمودید. در یکی از موارد که به

هیچ وجه نتوانست اشتباه و ایرادی از کار بگیرد، باز هم چیزی

نگفت، و بعد از ارائه آن به مقامات بالاتر، تنها به ارجاع آن به

اینجانب اقدام نمود.

              
وقتی که از او در رابطه با اینکه چرا هیچ چیزی بر روی این کار

نگاشته نشده است، اعلام نمود که بدون اشکال بوده است.

و زمانی که اینجانب از عدم سپاسگزاری وی در خصوص این کار

که کاملاً بی نقص بود، سئوال نمودم، اعلام داشت که این اخلاق

اوست که از هیچ فردی سپاسگزاری ننماید.

           
آن زمان این سئوال برایم بوجود آمد چرا بعضی از افراد، این

خصیصه خوب انسانی را در وجود خود، به کلی نابود نموده اند؟

پیشنهاد می شود مقاله سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

سپاسگزاری از افراد چیست؟

تقدیر و تشکر از دیگران به خاطر انجام اقداماتشان برایتان

را شامل می شود.

بقول یکی از مقالات، سپاسگزاری از افراد می تواند یک برگه

اوراق قرضه است که می تواند در زمانهای دیگر خیلی سریع

نقد گردد.

سپاسگزاری از افراد به شیوه ای اطلاق می شود که در آن

شخص از فرد یا افرادی که او را مورد لطف قرار داده اند

به صورت کلامی، غیر کلامی و یا هر دو روش سپاسگزاری

نماید.

چرا سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟


سپاسگزاری در کل زندگی بسیار مهم است، و می تواند آرامش

و آسایش را برای ما مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به همراه خواهد داشت.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط با دیگران و ارتباطات

متقابل لازمه آرامش داشتن یک زندگی خوب و متعادل می باشد.

       
اگر در این دوران ارتباط خوبی با دیگر عزیزان و اطرافیان

نداشته باشیم، نمی توانیم انتظار زندگی خوب، شاد و با نشاطی

را برای خود متصور باشیم.

     
ما در صورتی می توانیم چنین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم

تمرکز مثبت اطرافیان را به خود جلب نمائیم. و داشتن تمرکز

اطرافیان، غیر از سپاسگزاری از آنها، شاید کمی مشکل به نظر

برسد.

            
با سپاسگزاری از زحمات و محبت های دیگران، آنان را متوجه

می نمائیم که تلاش های آنان بیهوده صورت نگرفته است و ما قدر

تلاش های آنان را میدانیم.

             
سپاسگزاری از الطاف دیگران موجب تقویت رفتار آنان گردیده

و به این معنا که اگر کسی در قبال ما لطفی انجام داد، تشکر و

سپاسگزاری از عمل او موجب می شود که این لطف را در

مواقع دیگر نیز ادامه دهد.

        
با سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توانیم، خستگی زحمات و کوششی که دیگران برای ما در

این دوران پر فراز و نشیب برای ما انجام داده اند از تن آنها

خارج نمائیم.

         
سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

ارتباط خوب و احترام بخش اطرافیان را به همراه خواهد داشت.

بسیاری از افرادی که نتوانند از دیگران سپاسگزاری نمایند،

به راحتی نمی توانند در منازل خود، زندگی شاید و آرامبخش

را داشته باشند.

پیشنهاد می شود مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)، سقوط به دره افسردگی؟ را مطالعه فرمائید.

چگونه از افراد دیگر سپاسگزاری نمائیم؟

با انجام موارد ذیل می توانیم تشکر و سپاسگزاری خود را از

افراد را جاودانه نمائیم.

1- سپاسگزاری باید بلافاصله پس از لطف دیگران نسبت به ما

انجام گیرد، در غیر انیصورت اثر و خاصیت خود را از دست

خواهد داد.

               
2- برای دوستان‌تان ارزش قائل شوید، چراکه آنها به وجودتان

مفهوم می‌بخشند و هنگام سختی به دادتان می‌رسند.

        
3- وقتی کسی کاری برایتان انجام می‌دهد، از او سپاسگزاری کنید

و به او بگویید کارش چقدر برایتان ارزش داشته است.

            
4- تا آنجا که می‌توانید برای کسی که به شما محبت کرده است

کاری حتی کوچک انجام دهید.

            
5- به آنها بگویید می‌توانند در صورت نیاز روی کمک شما

حساب کنند.

         
6- گاهی تنها زدن لبخندی ساده می‌تواند عمیق‌ترین قدردانی‌تان

را نشان دهد.

           
7- هرگز کلامی که افکار منفی را تقویت می‌کند، بر زبان نرانید.

       
8- وقتی اتفاق خوشایندی برایتان پیش می‌آید، دیگران را هم در

شادی خود سهیم کنید و به این وسیله قدردان و شاکر باشید.

       
9- به خانواده و دوستان‌تان توجه نشان دهید و به این وسیله از

آنها و مواردی که باعث می‌شود شما احساس شادی و خوشبختی

کنید، سپاسگزاری کنید.

            
10- حتی اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده‌تان کار کوچکی

برایتان انجام داد، حتما از او سپاسگزاری کنید و قدردانی‌تان را

به زبان آورید.

       
11- بخشندگی و کمک به دیگران از روش‌هایی است که

می‌توانید قدردانی‌تان به جامعه را نشان بدهید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مهمترین فردی که باید از او سپاسگزاری نمائیم، کیست؟

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود و ارتباط با خدا مطرح

نمودیم، کسی که از همه در زندگی مهم ترین فرد است، خود

فرد می باشد زیرا تا زمانی که از خودمان تشکر و قدردانی

ننمائیم، نمی توانیم از دیگران نیز تشکر و قدردانی نمائیم.

            
پس در درجه اول، سپاسگزاری از خودمان بسیار مهم است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که فرد پس از دریافت ابلاغ حکم بازنشستگی، بالاجبار

مجبور به خانه نشینی می گردد، این خانه نشینی برای اهالی خانه

و خانواده، همراه با مسائلی است.

بعضی از خوبان گنجینه نیروی انسانی، به خوبی می دانند که

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید چگونه با دیگران ارتباط

برقرار نمود و همین داشتن ارتباط خوب با دیگران است که

زندگی شاد و با نشاطی را برای این عزیزان فراهم می نماید و

در هر کجا که وارد شوند، همگان از دیدن آنان خوشحال و

مسرور گشته و از آمدن آنان لبخند بر روی لبانشان جاری

می شود و این فرهیختگان، تا مدتها، هیچ مشکلی و مسأله ای

در خصوص ارتباطات با افراد خانواده و اجتماع ندارند.

اما از طرفی، بعضی دیگر از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پس

از فراغت از کار، به دلایل مختلف، نمی توانند این وضعیت را

برای خود حلاجی نموده و لاجرم این دوران را برای خود، دوران

خوبی در نظر نگرفته و احساس خوبی از این دوران برای خود

و زندگی خود ندارند.

و چون احساس این عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خیلی مناسب نمی باشد، پس اعصاب و روحیه مواجه شدن با

خانواده و اجتماع را ندارند و همین نداشتن اعصاب است، که

در برخورد با اطرافیان، به جای اینکه مراقب روابط خود باشند،

مرتب این رابطه ها را خراب تر می نمایند و هر روز خود را

از آرامش دورتر و افراد خانواده را از خودشان بیشتر آزار

می دهند.

پس چاره چیست؟

چگونه باید در این دوران علیرغم وجود مسائل، روابط خود

را با خانواده و اجتماع بهینه نمود؟

اگر روابط با خانواده بهینه نباشد، آیا می توان، انتظار زندگی

شاد و بانشاطی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انتظار داشت؟

آیا اجتماع مسئول روابط بد ما با خانواده و اطرافیان می باشد؟

خود فرد، ارتباطی با از بین رفتن روابط بین خانواده و

اطرافیان دارد؟

اینها سئوالاتی است که می بایست در این خصوص به آنها

پاسخ داد.

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله روابط نظری بیفکنیم و

آن را به صورت جامع بررسی نمائیم.

این بررسی در حداقل 4 مقاله آینده خدمت شما عزیزان تقدیم

می گردد.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

زمانی که بحث روابط را آغاز می نمائیم به اولین سطح ارتباطات،

یعنی ارتباط با خود می پردازیم.

در این سطح ما به درک سه مفهوم زیبا از خودمان می رسیم.

خود فهمی: تصویر یا درک فرد از خود

خود نگری: احساس فرد در باره خود

خود مطلوبی: آنچه که فرد باید باشد.

و در ابتدا باید بدانیم که رابطه با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

منظور از رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

آن است که بدانیم که :

چگونه با خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط

برقرار می کنیم؟

چه درکی از خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم؟

چه احساسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خودمان داریم؟

پاسخ به این سه سوال، کلیدهای اصلی برای رسیدن به رابطه با

خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشد.

هر فرد باید این سه سئوال را از خود پرسیده و به آنها جواب

دهد.

اینکه در پاسخ به سئوال اول، باید ببینیم که آیا تمام مسائل و

مشکلات را از خودمان می بینیم و هیچ وقت تا کنون شده است

که به خاطر تلاش ها و موفقیت هائی که داشته ایم، از خودمان

تشکر و قدر دانی نمائیم و برای خود، جشن و سرور بر پا نمائیم؟

اینکه وقتی که جلوی آئینه چشم تو چشم با خود می شویم، چه

برخوردی با تصویر خود در آئینه داریم؟

آیا او را سرزنش می نمائیم و او را مستحق تمام سرزنش ها

و مصایب می دانیم، یا اینکه خود را صمیمانه دوست داشته و

ابتدا خود را بوس نموده و اگر هم به اشتباه، کاری انجام داده ایم،

سریعاً خود را بخشیده و با خود قول و قرار می گذاریم که خیلی

سریع، آن مسئله و اشتباه را روبراه نمائیم.

و در پاسخ به سئوال دوم باید بدانیم که درکی که از خودمان

مخصوصاٌ در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم، به چه

صورت است؟

آیا خود را فردی بی عرضه که جرأت روبرو شدن با مشکلات

را ندارد، می دانیم. یا اینکه خود را شخصی وارسته و خلاق

و با هوش می انگاریم که می تواند مسائل و مشکلات را از سر

راه برداشته و مسیر و زندگی زیبائی را برای خود رقم بزند.

در پاسخ به سئوال سوم نیز باید ببینیم که احساسمان نسبت به

خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ چه احساسی

از خودمان داریم؟ آیا از خودمان بیزار هستیم و تحمل دیدار

خود را حتی در آئینه نداریم، یا اینکه واقعاً از وجود خود لذت

می بریم و از دیدن خودمان شاد و مسرور می شویم.

چرا رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

دانستن اینکه فرد پیشکسوت(بازنشسته) چه رابطه ای با خود

دارد، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا فردی که نتواند با خود،

رابطه خوب و قابل قبولی برقرار نماید، مطمئناٌ نمی تواند با

افراد خانواده و اطرافیان خود، ارتباط خوب و مستحکمی

برقرار کند.

برای همین، در قدم اول، باید رابطه خودمان را با خودمان،

یعنی تنها کسی که در طول شبانه روز، حداقل 24 ساعت

با او هستیم، بهبود بخشیم.

چطور باید رابطه با خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تقویت نمود؟

تنها کافی است که بدانیم، فردی که در طول شبانه روز همیشه

با او هستیم، خودمان هستیم و اگر با خودمان رابطه امان عالی

شود، ارتباطات دیگر، نیز به سمت بهبودی سوق پیدا

خواهد نمود.

بعضی از افراد پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده می نمائید

که همیشه شاد و سرحال هستند و بعضی وقتها حتی به این

افراد، لقب از خود متشکر نیز می دهیم، اما در اصل، این

افراد، عزیزانی هستند که نسبت به خودشان، احترام خاص

و ویژه ای قائل هستند و با خود ارتباط خوبی برقرار می کنند.

اگر ما بتوانیم در درجه اول، مسئولیت کل زندگی خود را قبول

نموده و اشتباهات و خطاهای خود را سریعاً به دیده اغماض

نگاه نموده و از خطاهای خود بگذریم و با خود تعهد نمائیم که

در سریعترین زمان ممکن(نه به صورت آنی) مسائل بوجود آمده

را با درایت و هوش سرشار خود، مدیریت و بهبود بخشیم.

و همیشه خودمان را دوست بداریم و رابطه خوبی با خودمان

برقرار نمائیم.

حال چه تمرینی باید انجام دهیم؟

پیشنهاد نگارنده این است که همیشه این کلمات را با خود زمزمه

نموده و به آنها اعتقاد پیدا نمائید.

همیشه بگوئید، من بی نظیرم

من احساس بسیار عالی و فوق العاده دارم

من به خودم افتخار می کنم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به

عزیزان خود هدیه نمائید.

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دوره رفع دغدغه و نگرانی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خوش آمدید.

شما هم اکنون می توانید، فایلهای این دوره را در ذیل دانلود نمائید.

فایل اول:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (1)

فایل دوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (2)

فایل سوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (3)

فایل چهارم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (4)

فایل پنجم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (5)

فایل ششم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (6)

خشم در دوران پیشکسوتی

خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

شما تا دیروز انسانی شاد و فعال بودید كه راس ساعتی

مقرر از خواب بر میخواستید، لباس میپوشیدید و خود را

می آراستید، به محل كارتان میرفتید، مسئولیتهاي اجتماعی

را كه به شما محول شده بود انجام میدادید، گاهی تشویق

می شدید، گاهی تنبیه. گاهی ارتقاء میگرفتید، گاهی هم

پس رانده میشدید و باید از اول شروع میكردید.

حساب و كتاب رفت و آمد و خورد و خوراكتان دستتان بود،

دوستانی داشتید كه دورتان را شلوغ كرده بودند، آخر

هفته ها براي شما با روزهاي دیگر هفته فرق داشت،

عصرهاي چهارشنبه، از آغاز تعطیلات هیجان زده

می شدید و غروبهاي جمعه، پكر میشدید كه چرا تعطیلات

آنقدر زود گذشته است.

پیشنهاد می شود مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی را

نیز مطالعه فرمائید.       

خشم چیست؟

خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه ی افراد آن

را به نوعی تجربه می کنند. هر وضعیتی که ما را ناکام

کند باعث ایجاد احساس خشم می شود.

ناکامی یعنی نرسیدن به خواسته های فردی.

وقتی عاملی مانع رسیدن فرد به هدف و خواسته ها شود،

عصبانیت بروز می کند. عاملی از جمله جسمانی

(خستگی مفرط)، محدودیت هایی مثل (فلج یا ناتوانی

پس از یک حادثه)، کم کاری فرد (آماده نبودن برای

امتحان)، رفتاری دیگران (سخت گیری بی دلیل، تحقیر

و مسخره کردن) و فریب خوردن توسط دیگران

می توانند موجب خشم شوند.

چرا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیار

مهم است؟

          

فرد خشمگین همراه با خشم، مواد منفی را داخل خون خود

نموده و آسیب های جدی و غیرقابل جبرانی را برای خود به

همراه خواهد آورد. لذا خشم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار خطرناک تر و پرآسیب تر خواهد بود، تا در دوران

جوانی و قبل از آن، زیرا در این دوران، بدن تحمل خیلی

از مسائل و مشکلات را ندارد.

پس تا حد ممکن باید از بروز چنین مواردی خودداری نمائیم.

پیشنهاد می شود، مقاله خاطره گوئی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه

فرمائید              

چطور می توان از خشم جلوگیری نمود؟

              

در صورتی که خشم به طور صحیح مدیریت شود، به ما

انرژی می دهد تا در جهت رسیدن به اهداف مان فعالیت کنیم

یا به مسائل و مشکلات رسیدگی نماییم. خشم، در صورتی

که متعادل باشد، به کنترل اوضاع کمک می کند. به ما

شجاعت می بخشد تا با قاطعیت خواسته های خود را ابراز

و دیگران را با دیدگاه های خویش آشنا کنیم. در صورتی

که خشم به شیوه ای غلط ابراز شود یعنی سبب واکنش های

غضب آلود و پرخاشگرانه گردد، نه تنها مشکلات حل نشده

باقی می ماند بلکه بیشتر می شود که مهمترین اثر منفی آن

اختلال در ارتباط با دیگران است.

مهارت های مختلفی برای کنترل خشم:

وقتی عصبانی هستیم ، استفاده از مهارت های خود

آرام سازی بسیار مفید و اثربخش است.

حقیقت دارد که می گویند وقتی عصبانی هستیم پیش

از این که پاسخ بدهیم باید تا عدد ۱۰ بشماریم. این کار

به ما فرصت می دهد تا بهترین راه حل را انتخاب کنیم.

همچنین می توانیم با تنفس آرام و عمیق در مدتی کوتاه

خود را کاملا آرام کنیم سپس در وضعیت بهتر و آرام تر

راه حلهای خود را بررسی کنیم.

یک نقطه شروع خوب برای آموختن شیوه مقابله با خشم،

تجزیه و تحلیل ارزیابی های اولیه خود است. وقتی ارزیابی

اولیه از رویدادی ناکام کننده و مشکل ساز به عمل می آوریم

باید معین کنیم آیا مساله ارزش ناراحت شدن را دارد یا نه؟

اگر دریافتیم از خشمی بی اساس رنج می بریم، احتمالا

این گونه خواسته های نامعقول را از خودمان داریم.

وقتی هیجانات ناراحت کننده ای را تجربه می کنیم، می کوشیم

از طریق گفتار این عبارات «احساس… می کنم، این به نفع

من نیست. چگونه می توانم به شیوه ای مفید با این احساسات

مقابله کنم» راه حل مفیدی را اتخاذ کنیم. در بیشتر موارد

واکنش فوری ما نسبت به این احساس بهترین پاسخ ممکن

نیست، پس اندکی تامل کنیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟

در یکی از سخنرانی های تد، خانمی به نام لیسا گنووا در مطالبی،

وضعیت بوجود آمدن بیماری آلزایمر و راههای جلوگیری از آن

را تشریح نمود. چون دیدم که این سخنرانی می تواند در جهت

جلوگیری از بیماری به عزیزان کمک شایانی نماید، لذا متن

سخنرانی ایشان را بصورت دقیق در ذیل آورده شده است.

متن ذیل، قسمت اول سخنان ایشان است که بیان نمودند.

چند نفر از افراد حاضر در اینجا می خواهند که بالای 80 سال

عمر کنند؟

خوب

به نظر من، همه ما این انتظار را از زندگی با عمر زیاد رو داریم.

بیائید به آینده برویم،  به آینده شما.

فرض کنیم که همه ما 85 ساله هستیم.

همه در دو حالت دیده می شوید.

یکی از شما، ممکن است دچار بیماری آلزایمر باشد.

همینطوره

شاید شما فکر کنید که “خوب این فرد من نیستم.”

درسته در  غیر اینصورت شما پرستار خواهید بود.

پس از برخی جهات، مثل اینکه این بیماری وحشتناک بر همه ما

اثری خواهد گذاشت.

قسمتی از ترس از آلزایمر از این نشأت می گیرد،  که حس می کنیم

کاری در موردش نمی توانیم بکنیم.

با وجود دهه ها تحقیق ما هنوز روش درمانی و شفابخشی برای

معالجه این نداریم.

پس اگر به اندازه کافی خوشبخت باشیم که تا این حد عمر کنیم،

آلزایمر بخشی از سرنوشت مغز ما خواهد بود.

اما شاید اینطور هم نشود.

چطور می شود اگر من به شما بگم که میتوانیم این آمار بیماری

رو تغییر بدیم.

دقیقاً بتوانیم سرنوشت مغزمان را تغییر دهیم.

حتی بدون نیاز به پیشرفت در روش های درمانی؟

بگذارید با نگاه به آن چیزی که اکنون ما از سازگار عصب شناسی

آلزایمر میدانیم شروع کنیم.

این تصویری از محل اتصال دو نورون است.

نقطه اتصال که با دایره قرمز مشخص شده، سیناپس نامیده می شود.

سیناپس جائی است که پیام رسان های عصبی منتشر می شوند.

اینجا جائی است که سیگنال های عصبی منتقل و ارتباط برقرار

می شود.

جائی که ما از طریق آن می اندیشیم، احساس می کنیم، می بینیم،

می شنویم، آرزو می کنیم، و به یاد می آوریم.

سیناپس جائی است که آلزایمر از آن نشأت می گیرد.

بیایید بر روی سیناپس متمرکز شویم و به انیمیشینی از رویدادهائی

که به وقوع می پیوندد نگاهی بیندازیم.

در طول عملیات تبادل داده، علاوه بر انتشار پیام رسان های عصبی

همچون گلوتامیک در محل سیناپس، نورون ها همچنین پپتید کوچکی

به نام آمولوئید بتا منتشر میکنند.

در حالت عادی، آمولوئید بتا توسط میکروگلیا پاکسازی می شود.

که سلول های سرایدار مغزمان هستند.

در حالی که هنوز هم منشأ مولکولی آلزایمر مورد بحث است.

اغلب عصب شناسان بر این باورند که بیماری از زمانی آغاز

می شود که آمولئید بتا شروع به تجمع می کنند.

از طریق انتشار بیش از حد یا اختلال در پاک سازی آن ها،

و سیناپس ها شروع به انباشته شدن با آمولئید بتا می کنند.

وقتی این اتفاق روی می دهد، در کار سیناپس اختلالی روی می دهد

و ماده متراکم چسبنده ای بنام پلاک آمولئید ساخته می شود.

چند نفر از افراد حاضر زیر 40 سال سن یا بیشتر دارند؟

شما از حالا ترس برای پذیرشش دارید.

این مرحله اولیه در رویدادن بیماری، یعنی حضور تراکم پلاک های

آمولئید، هم اکنون نیز در مغزتان یافته می شوند.

تنها راه برای فهمیدن این پلاک ها، انجام اسکن ترموگرافی پت است.

شما در این مرحله، شاد و غافل هستید.

شما هیچ نوع از اختلال در حافظه، زبان و ادراک ندارید. البته هنوز.

ما معتقدیم حداقل 15 تا 20 سال طول می کشد تا تراکم پلاک های

آمولوئید به نقطه اوج شان برسند.

سپس آنها شروع به آبشار مولکولی می کنند که باعث وقوع

علائم اولیه بیماری می شود.

قبل از نقطه اوج، شما خطاهائی همچون این در حافظه تان

خواهید داشت:

“چرا من به این اتاق آمده ام؟”

یا “اوه.. نام او چی بود؟”

یا “کجا کلیدهایم را گذاشته ام؟”

خب، قبل از این که دوباره همه تان بترسید، چون میدانم که نصف

شما حداقل در شبانه روز گذشته یکی از جملات را با خود  گفته اید.

این ها همه از انواع فراموشی های معمولی هستند.

در حقیقت، من دلیل خواهم آورد که این مثال ها، حتی ممکن است

حافظه شما را با خود درگیر نکند.

زیرا شما در لحظه اول اهمیت نمی دهید که کجا کلیدهایتان را گذاشتید.

بعد از نقطه اوج،

اختلالاتی در حافظه، زبان و ادراک مشخص می شوند.

در نهایت به جای پیدا کردن کلیدهایتان در جیب کت تان، یا در

میز پشت در، شما آنها را در یخچال پیدا می کنید.

یا آنها را در وضعیتی پیدا می کنید که با خود می گوئید ” این ها

برای چیست؟”

خب چه اتفاقی روی میدهد وقتی که تراکم پلاک های آمولوئید به

نقطه اوج می رسند؟

سلول های نظافتچی میکروگلیا شروع به فعالیت شدید می کنند.

و مواد شیمیائی انتشار می کنندن که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

و مواد شیمیائی انتشار می یابند که باعث التهاب و آسیب سلولی

می گردد.

معقتدیم اینکار شاید باعث پاکسازی سیناپس ها به وسیله خودشان

می گردد.

پروتئین حیاتی پیام رسان عصبی به نام تائو شروع به فرافسفریلاسیون

شدن می کنند.

و خود را با درهم پیچیدن به چیزی به نام تانگل تبدیل می کنند.

که این ماده نورون ها را از درون از کار می اندازد.

در آلزایمر متوسط، ما حجم زیادی از التهابات و تانگل ها و

جنگی تمام عیار در سیناپس و مرگ سلولی داریم.

پس اگر شما محققی هستید که سعی در درمان این بیماری دارد،

در کدام مرحله شما وارد عمل می شوید؟

اکثر محققان با اطمینان خاطر می گویند که این راه حل ساده را

باید پیش گرفت:

پلاک های آمولوئید را از رسیدن به آن نقطه اوج باز دارید.

به این معنی که اکتشافات داروئی بصورت متمرکز دنبال ساخت

ترکیبی است که از تراکم پلاک های آمولوئید مانع شده و آن ها

را حذف یا کاهش می دهد.

بنابر این روش درمانی برای آلزایمر بسیار شبیه به درمان های

پیشگیرانه خواهد بود.

ما قرصی را خواهیم خورد تا از رسیدن به نقطه اوج مانع شویم،

قبل از اینکه آبشار مولکولی آغاز شود.

قبل از اینکه شروع به گذاشتن کلیدهایمان در یخچال بکنیم.

ما معقتدیم تا الان، این جوابی است برای شکست در این نوع داروها،

در آزمایش های بالینی شان ، نه بخاطر ضعف علمی، بلکه افراد

در این آزمایش ها به نقطه اوج رسیده اند و دارای علائم بیماری اند.

برای درمان خیلی دیر شده است.

به پلاک های آمولوئید همچون کبریتی روشن نگاه کنید.

در نقطه اوج، کبریت شروع به آتش کشیدن جنگ می کند.

هنگامی که جنگل در آتش می سوزد، دیگر فوت کردن کبریت

فایده ای نخواهد داشت.

باید قبل از اینکه کبریت آتش را به جنگل دهد، اینکار را می کردید.

حتی قبل از اینکه محققان این را بفهمند.

این اطلاعات واقعاً برای ما اخبار خوبی است.

زیرا معلوم شده است روشی که ما زندگی می کنیم در تجمع این

پلاک های آمولوئید تأثیر گذار است.

پس راهکارهائی برای جلوگیری از رسیدن به نقطه اوج وجود دارند

که ما می توانیم انجام بدهیم.

ریسک آلزایمر را همانند الاکلنگی متصور می شویم.

ما عوامل ریسک دار را در یک بازو می گذاریم، وقتی بازو به

زمین می رسد شما دارای نشان های بیماری و تشخیص داده شده

به آلزایمر هستید.

ادامه صحبت ها، در قسمت بعدی فردا در سایت قرار خواهد گرفت.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.


برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد؟  قسمت دوم

 

در مقاله قبلی، با

قسمت اول برای جلوگیری از آلزایمر چه کار باید کرد، آشنا شدیم.

اکنون قسمت دوم یکی از سخنرانی های تد که توسط خانم

لیسا گنووا ارائه شده است، ارائه می گردد:

فرض می کنیم شما پنجاه ساله هستید.

شما دیگر فردی جوان نیستید.

شما در طول سن تان مقادیری از پلاک های آمولوئید را جمع کرده اید.

شما مقداری به نقطه اوج نزدیک هستید.

بیائید به دی ان ای تان نگاهی بیندازیم

ما تمامی ژن هایمان را از مادر و پدرمان به ارث برده ایم.

بعضی از این ژن ها، ریسک را افزایش و برخی کاهش می دهند.

اگر شما مانند نقش آلیس در فیلم “هنوز آلیس” هستید.

شما یک جهش ژنتیکی را به ارث برده اید که میتواند سریعاً

آمولوئید بتا تولید بکند.

و این عامل به تنهائی می تواند باعث بروز آلزایمر شود.

اما برای اغلب ما ژن هائی که ارث برده ایم، فقط مقداری ریسک را

افزایش داده است.

به عنوان مثال، APOE4 گونه ای از ژن است که باعث افزایش

آمولوئید می شود.

اما شما می توانید نمونه هائی از ژن APOE4 را از مادر و پدرتان

به ارث داشته باشید.

و هرگز دچار آلزایمر نشوید.

به این معنی که برای اغلب ما، مولکول دی ان ای به تنهائی باعث آلزایمر

گرفتن یا نگرفتن مان نمی باشد.

پس چه چیزی باعث آن می شود؟

ما کاری در باره پیرشدن مان و یا ژن هائی که به ارث برده ایم

نمی توانیم بکنیم.

بنابراین، ما نمی توانیم سرنوشت مغزمان را تغییر بدهیم.

در مورد خوابیدن چطور؟

در خواب های عمیق با امواج آهسته، سلول های گلیال مان مایع

مغزی نخاعی را در سرتاسر مغز شستشو می دهند،

یعنی باقی مانده های متابولیک در سیناپس هایمان که در طول بیداری

جمع شده اند را پاکسازی می کنند.

خواب عمیق همانند یک نیروی پاکسازی برای مغزمان است،

اما چه اتفاقی میافتد اگر شما خودتان را از خواب محروم بکنید؟

اکثر محققان بر این باورند که کم خوابی شاید عملاً یک پیش نشانی

از آلزایمر باشد.

یک شب محرومیت از خواب باعث افزایش آمولوئید بتا می شود.

و خود این تجمع آمولوئید باعث اختلال در خواب می شود، که باعث

افزایش بیشتر این تجمع آمولوئیدها میگردد.

پس ما این حلقه بازخوردی بر روی هم تأثیر گذار را خواهیم داشت.

که به شتاب دادن تجمع تا رسیدن به نقطه اوج ادامه خواهند داد.

دیگر چه(عاملی تأثیر میگذارد)؟

سلامتی قلبی و عروقی، فشار خون بالا، دیابت، چاقی، سیگار، کلسترول بالا،

همه آنها در افزایش ریسک آلزایمر مؤثر دیده شده اند.

برخی از کالبد شکافی ها نشان داده اند که هشتاد درصد از افراد با

آلزایمر، همچنین دارای بیماری های قلبی و عروقی بوده اند.

تمرینات هوازی نشان داده اند که در کاهش میزان آمولوئید بتا در

نمونه های حیوانی مؤثر واقع شده اند.

بنابر این، سلامت قلبی، سبک زندگی مدیترانه ای و تغذیه میتوانند در

جهت عکس آلزایمر عمل بکنند.

بنابر این، کارهای بسیاری برای جلوگیری یا به تأخیر انداختن شروع

آلزایمر وجود دارد.

بگذارید در نظر بگیریم همه این موارد را انجام دادید.

در نظر بگیریم شما 65 ساله اید.

و در خانواده شما سابقه آلزایمر وجود داشته، پس شما مستعد به ارث بردن

یک یا دو ژن که میتواند باعث شدت گرفتن روند آلزایمر شود، را دارید.

برای سال ها شب زنده دار بودید.

عاشق گوشت قرمز هستید.

و شما دوندگی ندارید جز اینکه کسی دنبالتان بکند.

متصور شوید که پلاک های آمولوئید شما به نقطه اوج رسیده اند.

بازوی مقیاس الاکلنگتان به زمین خورد.

به نقطه انتشار آبشاری مولکول ها رسیدید.

که آتش را به جنگل می کشاند.

که باعث التهاب، و تولید تانگل ها، و مرگ سلول های عصبی شد.

شما باید هم اکنون دارای علائم آلزایمر باشید.

شما در پیداکردن کلمات و کلیدها و بیادآوری آن چیزی که من در ابتدای

سخنرانی گفتم، دچار مشکل شده اید.

اما امکان دارد اینطور نباشد.

یک کار دیگری نیز برای محافظت خود از ظهور علائم آلزایمر وجود دارد.

اگر حتی شما دارای علائم عمیقی از آلزایمر در مغزتان داشته باشید.

باید در حیطه انعطاف پذیری عصبی و مقاومت ادراکی مغز کاری انجام داد.

به یاد داشته باشید، تجربه داشتن آلزایمر تماماً نتیجه از دست دادن سیناپس ها است.

یک مغز متوسط بیش از صد تریلیون سیناپس دارد، که بسیار شگفت انگیزه،

ما هنوز باید بر روی آنها کار کنیم.

و این یک عدد ثابتی نیست.

در طول عمرمان، در فرآیندی به نام انعطاف پذیری عصبی سیناپس ها

دچار افزایش یا کاهش می شوند.

هر لحظه که چیزی جدید فرا می گیریم، ما در حال ساخت و تقویت ارتباطات

عصبی و سیناپس های جدیدی هستیم.

در مطالعه بر روی راهبه های زن، 678 راهبه، تماماً بالای 75 سال، وقتی

که مطالعات آغاز شد، که برای بیش از دو دهه طول کشید.

آنها به طور منظم بررسی های فیزیکی و آزمایش های ادراکی را تنظیم

کردند، و وقتی مردند، تمام افراد مغزشان برای تشریح اهدا شد.

در برخی از این مغزها، محققان چیزی شگفت انگیز یافتند.

علیرغم وجود پلاک ها و تانگل ها و انقباض مغزی، چیزی به نظر

می رسد در مورد آلزایمر محقق شد، راهبه های متعلق به این مغزها،

هیچ اثری از داشتن بیماری آلزایمر در طول حیاتشان نداشتند.

چطور ممکن است؟

ما معتقدیم، بدلیل اینکه این راهبه ها از یک سطح مقاومت ادراکی بالائی

برخوردار بودند، میشود گفت که آنها سیناپس های عملیاتی زیادی داشتند.

کسانی که سال های زیادی، آموزش رسمی دارند، مهارت بالائی در ادبیات

دارند، کسانی که در فعالیت های منظم و متداول روانی هستند، تمامی آنان

مقاومت ادراکی بالائی دارند.

آنها مسیرهای فراوان و ذخیره های برای ارتباطات عصبی دارند.

پس حتی اگر آنها بیماری چون آلزایمر داشته باشند

با وجود از دست دادن برخی از سیناپس هایشان، آنها هنوز مسیرهای

پشتیبان زیادی را دارند.

این باعث می شود آنها احساس فراموشی چیزی را نکنند.

یک مثال ساده شده را متصور می شویم.

بگوئیم که شما فقط یک چیز در مورد موضوعی می دانید،

مثلاً در مورد من متصور شویم.

شما می دانید که لیسا گنووا کتاب “هنوز آلیس” را نوشته است.

این تنها چیزی است که راجب من می دانید.

شما فقط یک ارتباط عصبی را دارید، که فقط یک سیناپس دارد.

فرض کنید شما آلزایمر دارید،

یعنی شما پلاک ها، تانگل ها و التهاب ها را دارید.

و میکروگلیا آن سیناپس را تخریب کرده است.

و اکنون کسی از شما می پرسد:

“نویسنده هنوز آلیس کیست؟”

شما به یاد ندارید.

به خاطر اینکه آن سیناپس از بین رفته است.

شما مرا برای همیشه فراموش می کنید.

چه می شد اگر شما در مورد من اطلاعات زیادی داشتید؟

مثلاً شما چهار چیز راجب من می دانستید.

اکنون فرض کنیم شما آلزایمر دارید و سه تا از آن سیناپس ها دچار آسیب شده و یا از بین رفته اند.

شما هنوز میانبری برای عبور از آلزایمر دارید.

هنوز می توانید به اسم من برسید.

پس ما هنوز می توانیم در مقابله با آلزایمر از طریق بکارگیری ارتباط های

آسیب ندیده انعطاف پذیر باشیم.

ما این ارتباطات میانبر یعنی مقاومت ادراکی خود را با یادگیری چیزهای

جدیدی می سازیم.

در حالت ایده آل، می خواهیم این چیزهای جدید تا حد ممکن با معنی باشند،

حاوی بینش، معنا، تداعی کننده ودارای احساس باشند.

پس این از طریق حل کردن جدول بدست نمی آید.

نمی خواهید که اطلاعاتی که اکنون داشته اید را بازیابی کنید.

زیرا این مثل گردش در خیابان های آشنای گذشته تان است.

گشت و گذار در همسایگی هایی است که هم اکنون با آن ها آشنا هستید.

شما باید راه های جدیدی بسازید.

ساختن ذهنی مقاوم در برابر آلزایمر به این معنی است که یک زبان جدید

یاد بگیرید،

دوستان جدیدی پیدا کنید،

کتابی بخوانید،

یا به یک سخنرانی برجسته گوش بدهید.

و با وجود این اگر روزی علائم آلزایمر در شما پیدا شد،

سه درسی است که من از مادربزرگم و افراد زیادی که با این بیماری

زندگی می کنند، آموخته ام.

تشخیص، به معنای این نیست که شما فردا خواهید مرد.

از زندگی لذت ببرید.

شما حافظه عاطفی تان را از دست نخواهید داد.

شما هنوز قادر به درک عشق و لذت هستید.

شاید شما چیزی که من پنج دقیقه پیش گفتم، بیاد نداشته باشید،

اما شما احساسی که با من داشتید را به یاد خواهید داشت.

و شما بیش از آن چیزی هستید که می توانید به یاد بیاورید.

ممنون

در صورتیکه این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

آیا رویدادها به میل و علاقه ما در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) به وقوع خواهند پیوست؟

یکی از همکاران بسیار خوب و عزیز ما که در اداره مرتب از

زمین و زمان، گله و شکایت دارد، چند روزی مرا به فکر فرو

برده بود که چگونه است که این بنده خدا، مرتب برایش مشکل

ایجاد می شود و همیشه بیماری ها و حوادث بر سر راه ایشان

قرار دارد. زیرا که همیشه در گیر بیماری های اسکلتی و

داخلی خود و عزیزان خود می باشد.

تا اینکه در سر یک مسأله ای، وقتی که نوبت ارائه مدارک ایشان

جهت گرفتن مزایائی شد، عکس العمل ایشان برای ارائه مدارک،

جواب سئوالات مرا به خوبی داد و به چشم خویش دیدم کم کاری

ایشان در ارائه مدارک، آنهم به صرف اینکه خودش را از قبل

بازنده و رد شده آن مسأله می دانست و از ارائه مدارک به دلیل

اینکه امکان قبول اینجانب نمی باشد، سر باز زد. و از

بزرگترین حق خود، گذشت.

         

خوب آیا واقعاً سیستم مقصر است که ایشان به حق خود نرسیده

است؟

سیستم مزایا و امکانات، از کجا باید متوجه گردد ایشان مدرکی

را که میتواند نشاندهنده محق بودن ایشان برای آن امتیاز باشد

را در دست دارد؟

تا زمانی که مدرک ارائه نگردد، آیا ایرادی بر سیستم وارد

است؟

سپس به این نتیجه رسیدم که

“از ماست که بر ماست”.

هر چه که ما بکاریم، همان را درو خواهیم نمود.

     

هیچ موقع امکان ندارد که فردی جو بکارد و انتظار داشته باشد که

گندم درو نماید.

و آنگاه به عملکرد دیگر همکاران و اقوام و خویشان خود نیز

نگریستم، آنان که همیشه خوش بین بوده و خود را برای اتفاقات

خوب آماده می نمودند و همیشه در هر حادثه ای، درس های آن

را برای خود در نظر می گرفتند و در هر حال، احساس خود را

خوب نگه می داشتند. در همه حال، زندگی خوب و شاد، و

اتفاقات خوب و مثبتی را برای خود رقم می زدند.

ما در این مقاله سعی داریم اتفاقات و ارتباط آن با میل و علاقه را

مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پس با ما همراه باشید.

میل و علاقه چیست؟

میل و علاقه در لغت به معنی خواستن ، ارزو داشتن ، آرزو

کردن، خواستاربودن آمده است.

و هر چیزی که ما بخواهیم و به آن سمت گرایش داشته باشیم،

حاصل میل و علاقه ما است.

چرا میل و علاقه ما می تواند بر رویدادهای ما در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) تأثیر بگذارد؟

همانگونه که عرض شد، این میل و علاقه ما است که رویدادها

را به سمت ما هدایت می نماید.

بقول استاد ما،

“هیچ اتفاقی اتفاقی اتفاق نمی افتد و همه اتفاقها، تابع نظم خاصی

هستند”.

همه اتفاق ها پیرو درخواست ما از کائنات و جهان هستی رخ

خواهند داد. حال این ما هستیم که به جهان هستی سفارش

می دهیم.

جهان هستی مانند یک رستوران سلف سرویس می باشد که همه

امکانات و وسائل در آن قرار دارد، تنها لازم است که سفارش

آن ها را صادر نمائیم و سه مرحله جذب، یعنی توجه، درخواست

و دریافت را رعایت نمائیم.

در مرحله اول، توجه که همان میل و علاقه ما است، کافی است

که ما به چیزی که می خواهیم توجه نمائیم. و به صورت مثبت

نیز باید این عمل انجام شود. مثلاً “من بیماری را نمی خواهم”،

کائنات “نمی خواهم” را متوجه نمی شود و معنی “من بیماری

را می خواهم” را دریافت خواهد داشت و شما را به سمت بیماری

سوق خواهد داد و اتفاقاتی در سر راه شما قرار می گیرد که شما

به بیماری دچار خواهید شد.

 

برندگان به این دلیل برنده هستند، چون از اول خودشان را برنده

دیده اند، و زمانی که اعلام برنده شدنشان به آنها اعلام می شود،

اکثراً ذوق زده نمی شوند، زیرا که از ابتدا خود را برنده

می انگاشتند، و بازنده ها نیز به همچنین، کسی که همیشه خود

را بازنده می داند، همیشه در همه جا، بازنده می باشد و

این قانون است.

چطوری می توان میل و علاقه خود را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سمت موفقیت هدایت نمود؟

تا اینجا متوجه گردیدیم که اتفاقات را ما به سمت خود هدایت

می نمائیم و اگر می خواهیم که اتفاقات خوبی برای ما رقم بخورد،

باید تمرکز، توجه، میل و علاقه خود را به سمتی که دوست

داریم و به صلاح ما می باشد، هدایت نمائیم.

هیچ قانون و دستورالعمل خاصی هم در این بین وجود ندارد.

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده نموده ام

و این قانون مکرراً برای من تداعی شده است. کسانی که از ابتدا،

همیشه خوش بین بودند و همیشه شادی و نشاط و سلامتی را برای

خودشان خواسته اند و همیشه میل و علاقه اشان به سمت عشق و

محبت و دوست داشتن بوده است، اکثراً در این سن نیز، همچنان

خدا رو شکر، سرپا و قبراق و سرحال و خندان و شاد هستند و

زمانی که حتی به میان شاغلین قدم رنجه می نمایند، شادی و نشاط

خودشان را به همگان ارزانی می دارند. و در مقابل نیز عزیزانی

را مشاهده می نمایم که در زمان اشتغال، همیشه از زمین و زمان

گله و شکایت داشتند و به ندرت بعضی از آنها را می بینید، که

همچنان سلامت و شاد باشند، و متأسفانه اکثر آن ها در حال

مبارزه با بیماری و مشکل بزرگی می باشند.

به نظر شما آیا اینها همه اتفاقی است؟

       

به فرمایش استاد صاحبی:

زندگی فعلی ما حاصل انتخاب های گذشته ما است، اگر ما

می خواهیم زندگی بهتری را تجربه نمائیم، باید انتخاب های

متفاوتی داشته باشیم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.