افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  

افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

افسردگی در دوران پیشکسوتی را میتوان از بیماری های شایع

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دانست،

به همین خاطر در این مقاله آن را مورد بحث و بررسی قرار

می دهیم و در مقاله بعدی، راه های مقابله با این بیماری را با

هم مرور خواهیم نمود.

با گرفتن حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) و به دلیل اینکه هنوز باور

ندارد که بعد از 30 سال باید محل کار خود را ترک نماید، لذا د

ر کمال بهت و تعجب مراحل تسویه حساب را که خود یک

هفت خوان درست و حسابی است را طی نموده و پس از آن

به سمت خانه روان می شود.

تعدادی از همکاران اینجانب متأسفانه به محض پیشکسوت

(بازنشسته) شدن بعد از یک تا سه ماه، بدلیل عدم قبول شرایط

جدید از طرف فرد، دچار ایست قلبی و به دیار باقی شتافتند.

و عده ای دیگر نیز بعد از چند ماه ابتدا به بیماری افسردگی

دچار، و سپس بوسیله همین بیماری، انواع و اقسام بیماری ها

را به سمت خود جذب نمودند و پس از چند سال که آنها را

ملاقات می نمائیم، مثل اینکه ده ها سال از پیشکسوت

(بازنشسته) شدن آنها گذشته است؟

حال سئوال این است، که چرا بعضی از عزیزان با این مقوله

به راحتی برخورد نموده و آن را با آغوش باز می پذیرند؟

اما تعدادی دیگر، با تمام وجود به محل کار خود چسبیده و به

زور باید آنها را از محیط کار جدا نمود و پس از آن نیز، با

عدم قبول شرایط و محیط جدید، هم برای خود و هم برای

اطرافیان و خانواده خود، ایجاد زحمت و مشکل می نمایند.

چرا فردی که هم اکنون تازه به مقام پیشکسوتی رسیده است و

باید بزرگ خانواده و فامیل گردد و آنها را هدایت و رهبری نماید،

خود از قبول مسئولیت جدید، ترس دارد و نمی تواند موقعیت

جدید را قبول نماید؟

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انرژی در دوران

            
پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نمائید.

افسردگی چیست؟

افسردگی یک بیماری روانی‌ است که باعث احساس غم

و ناراحتی مداوم و از دست‌دادن علاقه می‌شود.

اکثر افراد بعضی از مواقع احساس نارحتی، افسردگی و غم

می‌نمایند، احساس افسرده و غمگین بودن واکنشی طبیعی بدن

به مشکلات زندگی و از دست‌دادن چیزها و کسانی که به آنها

علاقه داریم، می‌‌باشد.

اما زمانیکه این احساس غم و اندوه شدید، بی‌امیدی، بی‌چارگی

و بی‌ارزشی بیشتر از چند روز یا چند هفته طول بکشد، شما

دچار بیماری افسردگی شده‌اید.

و این بیماری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با ورود به

محیط جدید و موقعیت جدید، رنگ و بوی جدید نیز به خود

گرفته در صورتی که نتوانیم آن را مهار نمائیم، به صورت

خیلی جدی، رخ نازیبای خود را به ما نمایش می دهد.

  پیشنهاد می شود، مقاله نقطه سر خط را

نیز مطالعه فرمائید.  

چرا افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از

اهمیت ویژه ای برخوردار است؟

از زمانی که در خصوص موارد گنجینه های نیروی انسانی

به تحقیق و بررسی مشغول شدم، همیشه در مطالعات و

بررسی ها به این نکته اساسی مواجه می شدم که کلید ورود

بیماری ها به بدن عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) افسردگی

است.

و اگر عزیزی، آنقدر خود را با محیط جدید و افکار جدید

بصورت منفی مواجه نماید، افسردگی، اولین بازخورد این تغییر

رفتار در نفرات می باشد.

بارها و بارها با همکاران قدیمی مواجه شدم و همیشه این

تحقیق در مورد همه این عزیزان به اثبات رسیده است:

فردی که خوش بین بوده و شرایط را خیلی زود قبول می نماید

و موقعیت جدید را برای خود مطلوب می نمود، در زمان

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز خیلی سریع خود را با نبودن

در محل کار قبلی و احتمالاً ورود به محیط کار جدید و یا

موقعیت های جدید دیگر منطبق ساخته و شادی و نشاط

خود را مجدداً آغاز می نمایند.

لکن عزیزانی که به سختی محیط کار را ترک می نمایند،

در موقع دیدار مجدد، معمولاً اکثریت قریب به اتفاق آنها

برای تحویل نسخه های بیماری خود به محل کار مراجعه

می نمایند و ای کاش، فقط برای تحویل نسخه بود، برای

معرفی به بیمارستان و مراکز درمانی نیز دلیل بعدی این

پیشکسوتان غافل از خود، می باشد.

اگر مقاله کیف های خود را زمین بگذارید،

را تا کنون نخوانده اید، می توانید آن را از

اینجا مطالعه نمائید.

علائم افسردگی چیست؟

علائم متفاوتی برای افسردگی اعلام گردیده است، لکن یک

سری علائم است که اکثریت بر روی آن علائم، تجمیع نظر

دارند، اگر شما یا هر فرد نزدیک به شما، دچار این علائم

بود، حتماً جهت رفع آن ها اقدامات لازم را بعمل آورید:

این علائم به شرح ذیل می باشد:

–       داشتن افکار منفی:

o     ممکن است احساس کنید که مانند باری بر دوش دیگران

است و دائماً به فکر مرگ باشید.

–       خستگی مفرط:

o     اخیراً انرژی خود را به سرعت از دست داده و دیگر

نمی توانید مانند قبل به فعالیت های خود ادامه دهید.

–       کاهش وزن:

o     ممکن است به تازگی دچار کاهش وزن شده و تمایلی

به خوردن غذا از خود نشان ندهید.

–       ترک سرگرمی:

o     ممکن است از سرگرمی هائی که قبلاً شما را خوشحال

میکرده، سر باز زنید و نسبت به آنها دیگر تمایلی نداشته باشید.

–       مشکلات خواب:

o     ممکن است شب نتوانید بخوابید یا اینکه طی روز

نمی توانید حتی یک لحظه بیدار بمانید. در هر دو صورت،

نداشتن خواب کافی و یا خوابیدن بیش از حد می تواند

علائم افسردگی باشد.

–       ناراحتی:

o     ممکن است بی دلیل غمگین بوده و شاید روزها گریه کنید.

–       افزایش مصرف قرص های آرام بخش:

o     ممکن است مصرف قرص های آرام بخش و دخانیات

تمایل بیشتری نشان دهید.

–       گوشه نشینی:

o     ممکن است علیرغم شخصیت صمیمی و جمع دوستی

که همیشه داشته اید، بیشتر به تنهائی و گوشه نشینی تمایل

نشان دهید.

اگر این موارد را درخود می بینید به خودتان کمک کنید که

مهم ترین راه نیز همین است.

انشاله در مقاله بعدی، حتماً به راههای پیشگیری از افسردگی

خواهیم پرداخت، با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.        

امیدوارم که مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

قسمت اول را مطالعه نموده باشید.

              

        

حال که متوجه شدیم افسردگی چیست، به راههای مبارزه

و مقابله با این بیماری می پردازیم.

چطور افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

            

درمان نمائیم؟

برای درمان این بیماری روشهای دارویی و درمانهای

غیر دارویی نظیر ورزش,تغییر روش کار وزندگی و…

وجود دارد.

لکن نگارنده در وضعیت های حاد و بحرانی پیشنهاد می نماید

که به سراغ مراجعه به پزشک و استفاده از روشهای داروئی بروید.

به قول استاد سلیمی، می فرمود: بدن ما، خود یک کارخانه

تولید دارو است، فقط باید بدانیم به چه وسیله ای داروهائی لازم

را تهیه و در دسترس داشته باشیم.

اصول اصلی مقابله با افسردگی:           

به خاطر همین اصل، موارد ذیل را به اختصار بیان می نمائیم:

–       مهربان بودن با خود: اگر مقاله انرژی را مطالعه نموده
باشید، متوجه خواهید شد که با افسردگی، انرژی خود را به
پائین ترین حد خود می رسانید و در صورتی که انرژی شما
کاهش یابد، مغز  از انجام فعالیت هائی که تا کنون انجام
می داده اید، جلوگیری می نماید.

–       تعیین هدف های کوچکتر: برای خود هدف های دشوار
در نظر نگیرید و کارهای مهم را به مراحل کوچک تر تقسیم
کنید. و آنچه را که در توان دارید انجام دهید.

–       عدم سرزنش خود: به هیچ عنوان خود را به خاطر
اینکه نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید، سرزنش ننمائید.
و از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود، پرهیز
نمائید، زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که
افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

–       شناسائی موقعیت ها و رفتارهای استرس زا: سعی کنید
موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود
می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا
تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً
اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهم  دیر
می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند،
محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده،
به سر کار یا قرارها برسید.

                      

            

–       ورزش منظم: یکی از اصولی که خیلی سریع می تواند
بر روی افسردگی اثر مستقیم بگذارد، ورزش است. سی دقیقه
تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در
عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی
از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و
اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که
ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز
را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد
شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی
ضد افسردگی طبیعی هستند.

–       منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید
و تا آن جا که می توانید به آن پایبند باشید. هر روز، سر ساعت
معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود
به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید.


بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو
قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر
می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی
(طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود،
دوباره منظم کند.

طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او
طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در
زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای
مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است.
این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که
باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

–       جمع آوری اطلاعات: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات
بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود.
اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک
به نظر برسد.

–       خودداری از مصرف مواد مخدر: مصرف مواد مخدر
مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را
کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

–       آگاهی کامل از افکار خود: وقتی افسرده هستید به افکار
خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در
مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را
دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت
می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین
شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف
فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

–       ارتباط با دیگران: در زمان افسردگی، احتمالاً هرگونه
تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت
طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته
باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن،
توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن
کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن
دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا،
سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای
خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که
شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی
می گذارد.

–       فرصت به خود: افسردگی، بیماری سختی است که
یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی
قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

–       رفتن به مجتمع آموزشگاه معلولان: تعدادی از
مجتمع های آموزشی معلولان جسمی و حرکتی هستند که به
نظر نگارنده، می تواند، داروی اورژانسی برای کلیه کسانی
باشد که احساس می کنند در زندگی به آخر خط رسیده اند و
تمام مسیرها برای آنها مسدود شده است.

با رفتن به این مکان های مقدس، می توان افرادی را یافت

که فعل نتوانستن، را به توانستن و نگذاشتن را به انجام دادن

معنی کرده اند.

                             پیشنهاد می شود، مقاله آلزایمر و راههای مقابله با آن را نیز مطالعه فرمائید

توصیه هایی به اطرافیان

همانگونه که در خصوص بیماران آلزایمری نیاز است که

اطرافیان، نیز مراقبت های خاصی را مدنظر قرار دهند،

در این جا نیز لازم است، توصیه هائی به اطرافیان فرد

افسرده ارائه شود:

الف ـ فرد را برای درخواست کمک تشویق کنید.

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک،

صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده،

دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های

نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش

از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به

بستری شدن.

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، مخصوصاً در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) درمان شوند و انسان های

کره زمین، شاد، با نشاط و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

25 راه کار برای رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مهم ترین مسائلی است که باید به آن پرداخته شود، زیرا که

اثر استرس در طولانی مدت می تواند لطمات جبران ناپذیری

بر افراد و بخصوص پیشکسوتان (بازنشستگان) وارد نماید.

امروز مشغول صحبت با یکی از دوستان بودم که متوجه

شدم فشار بسیار زیادی از فوت نوه اش بر او وارد شده

است، به گونه ای که امکان هر گونه عملی از طرف او و

دخترش، خارج از ذهن نبود.

آن موقع در این فکر رفتم که این مسئله که یک مسئله کاملاً

طبیعی است که برای این دوست ما اتفاق افتاده است(البته

لازم به ذکر میباشد همانگونه که قبلا نیز در مقالات 

متعدد بیان نمودم، این مسئله نیز بر اثر عملکرد

نامطلوب آنها بوجود آمده است- لکن در اینجا دنبال مقصر

نمی گردیم، تنها به دنبال راه کارهای برطرف نمودن استرس

هستیم)، اگر برای یکی از پیشکسوتان(بازنشستگان) پیشامد

نماید، چگونه باید با آن مواجه گردند و راه های بر طرف

نمودن این استرس ناگهانی چیست؟

چون بر اساس قانون 90-10 ، تنها ده درصد از مسائل زندگی

بر اساس موارد ناخواسته بوجود می آیند و نود درصد دیگر،

رفتارهائی است که ما در قبال آن ده درصد از خود بروز

میدهیم.

مثلاً بازتاب همین رفتار دوست ما در برابر از دست رفتن نوه،

که بر اساس همین قانون ده درصد موارد است، به 90%

رفتارهائی بر می گردد که این دوست ما در مقابل 10% انجام

میدهد و چه بسا، با انجام رفتارهائی فشار را چندین برابر

افزایش دهد، یا با درایت، فشار استرس را چندین برابر کاهش دهد.

مقاله شادی با لذت تندرستی را نیز مطالعه فرمائید

استرس چیست؟

استرس ذاتاً چیزی منفی نیست. عبارت استرس به هر وضعیتی

خواه جسمی و خواه عاطفی یا هر دو اتلاق می شود که نیاز به

پاسخ بدنی بیشتر از حد معمول دارد.

تغییری کوچک در دما که به بدن برسد نیز استرس به شمار

می آید زیرا نیاز به تغییراتی در فعالیت های بدنی دارد تا دما

را افزایش یا کاهش دهد.

استرس در زمانی منفی می شود که پاسخ ما به آن منفی شود.

اگر واکنش شما به یک معامله بزرگ تجاری مطلوب نباشد و

تنها یک اضطراب کشنده را در شما ایجاد کند، مسلماً بدنتان با

سردرد و یا از درد معده به آن پاسخ می دهد و سیستم ایمنی تان

نیز ضعیف تر می شود.

اگر کار روزانه شما نیاز به صدها بگومگو و جر و بحث را

در شما ایجاد می کند، در واقع شما استرس منفی را ایجاد

می کنید که طوری متفاوت بر بدنتان اثر می گذارد بدون آن

که مهارت شما در مقابله با استرس را در نظر بگیرید.

 پیشنهاد می شود مقاله قدر داشته هایمان را بدانیم را

مطالعه نمائید

علل بوجود آمدن استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

علل اصلی که می توان برای استرس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نام برد و آنها را لیست نمود، به شرح ذیل است:

·      هر تغییر جدیدی در زندگی خصوصا تغییر در شیوه

زندگی و یا محل زندگی

·      وضعیت اقتصادی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

·      نگهداری از همسر بیمار

·      مرگ اقوام، نزدیکان ،افراد مورد علاقه ودوستان صمیمی

·      کاهش توانایی ها و قوای جسمانی و وجود بیماریهای

مزمن وناتوان کننده

·      نگرانی در خصوص طرد شدگی ویا زندگی در

سرای سالمندان

·      نگرانی در خصوص زندگی مستقل و ترس از تنها شدن

چرا مقابله با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

استرس در طولانی مدت نیروی دفاعی بدن را از بین می‌برد

و به علت اینکه پیشکسوتان(بازنشستگان) خود دچار ضعف

قوای جسمانی می باشند(البته این نظر نگارنده نمی باشد،

لکن تعداد از عزیزان گنجینه نیروی انسانی به این عقیده

هستند) در مقابل بیماری‌های روانی و استرس‌های مجدد

روانی، عاطفی کاملاً آسیب‌پذیر می‌شوند.

چگونه باید با استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مبارزه نمود؟

ماهيت اغلب عوامل استرس‌زاي دوره پیشکسوتی(بازنشستگی)

برگشت‌ناپذير است. از اين رو، اغلب پیشکسوتان(بازنشستگان)

سعي مي‌کنند با کنار کشيدن خود از موقعيت‌هايي که نمي‌توانند

آن را تغيير دهند، از خود محافظت کنند.

به همين دليل بسياري تصور مي‌کنند که پیشکسوتی(بازنشستگی)

افراد را از لحاظ هيجاني بي‌تفاوت يا کرخت مي‌کند، در حالي

که آنچه به واقع رخ داده، به کارگيري نوعي مکانيسم مقابله‌اي

است.

راه کارهای مقابله با استرس:             

راه کارهای ذیل جهت مقابله با استرس های بد در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) میتواند کمک کنند، که در حالی

که سن تقویمی بالا باشد، سن بدنی کمتر شود و زندگی

طولانی تر همراه با شادی، نشاط و سلامتی داشته باشید.

1-   در صورت مجرد بودن، حتما ازدواج نمائید: مطالعات

نشان می دهد که افراد متأهل از افراد مجرد سالم تر هستند

در واقع تا 50% کمتر در خطر بیماری، حوادث و مرگ

هستند.

2-   چرت کوتاه: در طول روز 20 تا 30 دقیقه چرت زدن

بسیار مناسب است، زیرا در این زمان متابولیسم بدن در

کمترین حد خود می باشد.

3-   هیچ وقت فکر نکنید که علت موفقیت و یا شکست

فرزندانتان نتیجه مستقیم اعمال شماست: در صورت عدم

قبول کودکانمان برای آنچه هستند نه تنها استرس زیادی

را بر شما تحمیل می کند بلکه برای تمام خانواده باری

سنگین خواهد بود.

4-   پربارتر نمودن زمان بودن با فرزندان: روابط اجتماعی

نه تنها لذت بخشند، بلکه برای سلامت روانی مناسبند.

زمانی که منابع درونی ما تمام می شوند و کاهش می یابند،

آنگاه داشتن دوستانی که موجب کاهش نگرانی ها و مشکلات

شما شوند بسیار لازم و ضروری است.

5-   از طریق مذهبی یا مدیتیشن به روحانیت نزدیک

شوید: افرادی که در گروه های مذهبی و یا روحی شرکت

می کنند اغلب از سه کاهنده قوی استرس بهره می گیرند.

بخشش، امید و درک

6-   یک حیوان خانگی نگه دارید: مطالعات گوناگون نشان

داده اند که افرادی که دارای حیوان خانگی هستند نه تنها

طولانی تر زندگی می کنند بلکه شادتر نیز هستند و زندگی

پربارتری نیز دارند. حیوانات خانگی مانند دوست انسان

می تواند همراهی مناسب باشد و نزدیکی و آرامش را به

هر کسی ارائه کنند.

7-   یک فعالیت و یا سرگرمی جدید را شروع کنید: اگر

واقعاً از انجام کاری لذت ببرید، استرس به خودی خود از

بین خواهد رفت.

8-   از تکنیک های مدیریت زمان استفاده کنید: برنامه

روزانه و یا فهرست کارهائی که باید انجام دهید ممکن است

آنقدر پربار نباشد ولی می تواند استرس را تسکین دهد.

با فهرست کردن هر آنچه که می خواهیم به آن برسیم ما

خطر انجام چندین کار به طور همزمان را کم می کنیم و در

نتیجه استرس کمتری هم از نظر  جسمی و هم روانی بر ما

وارد می شود.

ادامه راه حل ها را در مقاله بعدی ارائه خواهد شد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

همانگونه که در قسمت اول 25 راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عنوان گردید، راه کارهای

رفع استرس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را باید در این

دوران اجرائی نمود تا بتوان از میزان استرس و تأثیرات آن

بر بدن جلوگیری نمائیم.

در اینجا، به قسمت دوم مقاله نیز ارائه می گردد:

پس با ما همراه باشید.

9-   برای رفع استرس، محیط خود را آزمایش کنید:

اگر منبع استرس شما از جای زندگیتان است به عنوان مثال،

یک شهر بزرگ، شما بهتر است به محیطی آرام تر و

ساکت تر نقل مکان نمایید. اما در صورتی که جابجائی و

نقل مکان ممکن نیست می توانید روابط نزدیک تری را با

همسایه هایتان برقرار کنید تا به کمک آنها محیط ساکت تر

و آرام تری فراهم کنید.

 

10-   خارج از چارچوب فکر کنید:

گاهی تنها با عوض کردن طرز فکرمان در مورد چیزی،

می توانیم به سادگی استرس را از زندگی مان خارج کنیم.

برای مثال از رفتن به سر کارتان شروع کنید. هر طوری

که می خواهد باشد قطار، هواپیما و یا ماشین. آن را فرصتی

برای آسایش، آماده کردن و یا تمرکز بنگارید تا این که آن

را به فرصتی برای خشمگین شدن مبدل نمائید.

11-   به دقت به امور مالی خود رسیدگی کنید:

پول بدون توجه به این که بسیار زیاد باشد یا بسیار کم،

می تواند مبدل به مشکل روحی برای ما گردد. محتاط و

باهوش باشید. سعی کنید بدانید که شما ارزش و مقام یک

انسان را دارید. مهمتر این که کیفیت زندگی شما بسته به

میزان دارائی شما نیست زیرا که گاهی دارائیها باری سنگین

می شوند و بسیاری از افراد ثروتمند خود را بَرده اموالشان

می دانند.

12-   هنر مدیتیشن و آرام سازی را بیاموزید:

مطالعات نشان می دهند افرادی که زمانی را به این گونه

فعالیت ها اختصاص می دهند فشار خون پائین تری دارند

و خطر بیماری قلبی نیز در آن ها کاهش می یابد.

13-   لبخند بزنید:

دانشمندان دریافته اند که ارتباطی بین عضلات صورتی

که در زمان خندیدن استفاده می شود و منطقه ای در مغز

که مواد شیمیائی و عصبی احساس خوب و خوب بودن را

آزاد می کند، وجود دارد.

    

                             

14-   ارتباطات واضح برقرار کنید:

با بهبود بخشیدن به مهارت های ارتباطی تان شما نه تنها

می توانید استرس را کاهش دهید بلکه از عصبانیت ترس و

خشم غیر ضروری خواهید کاست. گفتن و یا ارسال علائم

مختلف و مختلط برای اعصاب فواید زیادی در بردارد و نه

تنها باید ارتباط خوبی را برقرار کرد بلکه باید شنونده خوبی

نیز بود.

15-   تحرک داشته باشید: ورزش زیاد نه تنها اضطراب تان

را کاهش خواهد داد بلکه احساس افسردگی و اعتماد به نفس

پائین را نیز از بین می برد. این کار یکی از عوامل مهم کاهش

دهنده استرس می باشد.

                       

                 

16-   رژیم غذائی تان را عوض کنید: شاید چند کیلو اضافه

وزنتان بر استرس داخلی یا خارجی تان می افزاید. تغییر سالم

رژیم غذائی به شما کمک می کند تا با نشاط تر و شاداب تر

باشید و انرژی بیشتر داشته باشید و در کل شادتر نیز باشید.

17-   مصرف الکل را قطع کنید:

بسیاری از افراد، الکل را راهی برای فرار از استرس می دانند

ولی الکل هیچگاه استرس را کم نمی کند. مصرف الکل بیشتر

از دو اونس در روز، موجب افزایش فشار خون، افزایش

عصبانیت، آسیب به سلول های مغزی و در انتها افزایش

میزان استرس می شود.

مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه فرمائید    

18- به فنجان دوم، نه بگوئید:

کافئین یکی از تحریک کننده ترین موادی است که بدنتان

می تواند استفاده کند. با جایگزینی نوشیدنی بدون کافئین به

جای یک فنجان قهوه در روز، شما آرام تر خواهید بود و

عصبانیت و استرس مربوطه به قهوه نیز از بین خواهد رفت.

19- سیگار را ترک کنید:

با ترک سیگار وضعیت سلامتی تان بسیار بهتر خواهد شد و

شما زندگی طولانی تری نیز خواهید داشت. افرادی که سیگار

را ترک می کنند خواهند دید که وضعیت ریوی آن ها در چند

روز بهتر خواهد شد، خطر بیماری عروق قلبی در عرض

یک سال کاهش می یابد و خطر سرطان در عرض سه سال

کمتر می شود.

              

                     

20- مثبت اندیشی داشته باشید:

ممکن است نخواهید یک مثبت اندیش مطلق باشید ولی حداقل

سعی کنید که از بدبینی فاصله بگیرید. برای کنترل حداکثر

استرس سعی کنید از هر دو نوع اندکی را در خود داشته باشید

به طوری که هیچ یک فراتر از دیگری نرود و غالب نگردد.

تفکر منفی می تواند سال هائی از زندگی سالمتان را از

شما بگیرد.

21- به اشتباهات و یا تقصیرات گذشته فکر نکنید:

زندگی در گذشته ها تنها احساساتی از گناه و پشیمانی در

بر دارد. اگر می خواهید اشتباهات گذشته را به خاطر آورید،

سعی کنید از آن ها نتایج مثبتی به دست آورید. زندگی یک

درس است گاهی حوادث منفی بهترین درس های زندگی را

به ما می دهند.

22- سعی کنید اظهار نظرهای مثبتی داشته باشید:

از نقطه نظر خودتان صحبت کنید و سعی کنید به دیگران

بفهمانید که منظور واقعی شما چیست؟

23- یاد بگیرید عصبانیت خود را به طور مثبت و

محترمانه ای نشان دهید:

داد و فریاد نکنید و رفتار خشنی نداشته باشید.

عصبانیت مثبت به ما کمک می کند تا استرس را به قدرت

تبدیل کنیم. عصبانیت مخرب از سوی دیگر زمانی که به

سمت خودمان معطوف شود منجر به سکته، فشارخون بالا

و بیماری قلبی می شود.

                   

               

24- در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید:

احساس اعتماد به نفس پائین را به استرس تبدیل نکنید بلکه

آن ها را به قدرت تبدیل نمائید هر کسی دچار مشکلات و

شکست هائی در زندگی می شود و عامل کلیدی کاهش استرس

این است که اجازه ندهید این شکست ها، موجب عقب نشینی

شما شوند.

25- تحت معاینه کامل و منظم پزشکی قرار بگیرید:

نه تنها این معاینات کمک میکند که شما اطمینان پزشک

را نیز برای تأئید سلامتی تان داشته باشید، بلکه روشی

واجب و ضروری است تا از تبدیل مشکلات کوچک به

بیماری های جدی جسمی جلوگیری کنید. معاینه سالانه شما

بایستی کامل و دقیق باشد. به تشخیص زود هنگام سرطان،

بیماری قلبی، دیابت، سکته و مشکلات متابولیک توجه کنید.

امیدوارم با بکار گیری راه کاری فوق، بتوانید بر استرس های

بد غلبه نموده و دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاد، بانشاط

و سلامتی را برای خود و خانواده خود رقم بزنید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

وابستگی به جسم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

وابستگی به جسم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 روز آخر که به محل کار رفت، در تمام مدت مشغول فکر کردن

به این بود، که حالا که میخواهند حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را

به دست او بدهند، بعد از آن باید چه کاری برای خود دست و پا نماید،

و درآمد ماهیانه خود را از کجا، تهیه نماید.

در این اوضاع بود، که به محل کار رسید و چون محل کار وی کمی

دور از محل پارک خودرو بود، مجبور بود، مسافتی را پیاده برود.

در همین اثناء بود که درد زانو که چند وقتی بود، به او سر و چشم نشان

داده بود، مجدداً از راه رسید و کارمند با سابقه ما را که مدام در فکر

درآمد و مخارج ماهیانه خود بود، را کمی به خود مشغول داشت.

این درد زانو، به علت این به سراغش آمده بود، که خیلی وقت بود

که سراغی از ورزش نگرفته بود، و همیشه تنها به فکر تأمین درآمد

خانواده بود و از جسم خود، کاملاً غافل مانده بود. و این غافل ماندن،

درست در زمانی که اصلاً انتظارش را نداشت به سراغش آمد، و

خود را به شکل دردهای شدید در زانوان نشان داد.

و از طرفی، با توجه به افزایش سن خود و باور خود او که دیگر

عمر او به پایان رسیده است، جسم نیز با باور او، همراه شده و

نشانه های پیری را از خود نشان میدهد.

بله این قصه اکثر عزیزان و دلبندان پیشکسوت(بازنشسته) است

که تا زمانی که سر و صدای بدن، بلند نشود، به فکر این جسم

نمی افتند و به قولی، وابستگی شدید که به درآمد و مسائل دیگر

دارند، بسیار کمتر از وابستگی به جسم خود می باشد.

از این رو، در این مقاله بر آنیم به این مسأله نگاهی بیندازیم و

این وابستگی را بررسی نمائیم.

آیا وابستگی اصولاً مفید است یا خیر؟

آیا وابستگی که اکثراً آن را بعنوان نکته منفی ذکر می نمایند،

در مورد جسم، مطلوب است؟

وابستگی به جسم را چگونه می توان مدیریت نمود؟

وابستگی به جسم چیست؟

وابستگی در لغت به معنای علاقه و پیوستگی است.

در زمانی که اسم وابستگی پیش می آید، تماماً، فکر وابستگی

به فردی دیگر، مد نظر قرار می گیرد.

اما در این وابستگی، فرد به جسم خود وابسته می گردد و مدام

باید مراقب آن باشد؟

وابستگی به جسم، اگر به صورت افراط و تفریط درآید، در هر

دو صورت موجب رنج و عذاب می گردد. زیرا در آن صورت

روند طبیعی بدن انسان که معمولاً با چین و چروک صورت، ریزش

مو، ضعف بینائی و شنوائی و … همراه است، موجب کلافگی و آزار

ما می گردد.

اگر این وابستگی به جسم بصورت وسواسی صورت گیرد، شما را از

خودتان دور ساخته و شما را در چنگال خود، محصور می سازد. لکن

اگر این وابستگی تنها به صورت، نگهداری از جسم، و همراهی با آن

باشد، نه تنها، مشکلاتی برای شما بوجود نخواهد آورد، بلکه، شما را

در پیمودن این مسیر، ثابت قدم تر می نماید.

چرا وابستگی به جسم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در اداره ای که در آن مشغول کار هستم، معمولاً برای تابستان ها،

مسابقات شنا و والیبال و فوتبال جهت کارمندان در نظر می گیرند و

نکته قابل توجه آن این است که تنها کمتر از نیم درصد از کل کارکنان

در این فعالیت ها شرکت می نمایند و بقیه افراد، تنها به دنبال کارهای

متفرقه خود، بودند و اصلاً توجهی به امکاناتی که محل کار برای آنان

در نظر گرفته بود، نمی نمودند.

و جالب توجه اینکه، از همین تعداد نیز، اکثراً از قشر سابقه بالا،

شرکت می نمودند که کم کم، صدای ناله و فغان جسم خود را درک

کرده بودند و بقیه که این ناله ها را می شنیدند و تنها خودشان را

مشغول می نمودند تا این ناله و فغان، به داد و فریاد، افزایش صدا

داده و آنگاه تازه به سراغ مداوای آن با داروهای شیمیائی

به مدد پرشکان، می رفتند.

در سنین پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر عزیزان به جسم خود توجه ننمایند

و مثل گذشته، تنها به فکر درآمد و بحث های اقتصادی خود باشند، این

داد و فریادها، بیش از بیش بالاتر رفته و طاقت فرد پیشکسوت

(بازنشسته) را سرآمده و به مسائل مختلف دچار خواهند شد.

لکن اگر وابستگی به جسم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باشد،

و فرد همانقدر که به فکر بحث های اقتصادی خود و خانواده می باشد،

به فکر جسم خود باشد و با گفتن اینکه دیگر از ما گذشته، اهمال کاری

خود را در این رابطه، کتمان ننماید، می تواند با استفاده از تغذیه

مناسب و متناسب با وضعیت خود و ورزشهای مخصوص به خود،

از نعمت سلامتی بهره مند و آنگاه با خیال راحت تر و آسوده تر،

به دنبال بحث های اقتصادی خود برود.

چطوری باید وابستگی به جسم را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بهینه نمائیم؟

با کمی رسیدگی به وضعیت جسمی خود، و آگاهی از شرایط جسمی

خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می توان از کمترین تغییرات

بوجود آمده، آگاه شد و اگر این تغییرات در جهت معکوس باشد، فوراً

با انجام اقدامات لازم، این تغییرات را به سمت مثبت هدایت نمائیم.

و اگر این تغییرات در جهت مثبت باشد، با اندازه گیری و مراقبت از

آن، آهنگ رشد تغییرات مثبت، افزایش یافته و سلامتی دو چندان برای

ما و خانواده ما به همراه شادی و نشاط خواهد داشت.

وابستگی به جسم را از کجا شروع نمائیم؟

وابستگی به جسم را بدون فوت وقت از همین لحظه و با مراقبت

از وضعیت تغذیه و انجام حرکات ورزشی متناسب با وضعیت

جسمانی خود، آغاز می نمائیم.

و با این باور که در هر سنی که باشیم، مراقبت و همراهی از جسم

و بقولی، وابستگی مثبت به جسم، می تواند سبب شادابی و نشاط و

سلامتی هر چه بیشتر در ما گردد.

در صورتیکه این مقاله برای شما سودمند بود، آن را به عزیزان

خود هدیه نمائید.

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی از افراد آن را دوران

“روبرو شدن با دردها” می دانند، دورانی است که بعد از دوران

اشتغال، در صورتی که برای خود برنامه ریزی مناسب و سبک

زندگی خوبی نداشته باشیم، به دلیل بالارفتن سن، بدن نیروی خود

را از دست میدهد و مسائل و مشکلاتی در سر راه قرار می گیرد و

فرد بجای اینکه به فکر راه حل برای این مسائل بیفتد، به خود مسائل

و مشکلات بیشتر تمرکز نموده و بیماری افسردگی که منبع کلیه

بیماری های دیگر است را به راحتی وارد بدن می نماید.

و مشخص است به محض دریافت افسردگی، بقیه بیماری ها و دردها

نیز به سمت بدن هجوم می آورند. حال این فرد است که می بایست

انتخاب نماید که آیا می خواهد تنها بر روی دردها و امراض متمرکز

شده و به غیر از این ها چیز دیگری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نبیند، یا اینکه تنها به این دردها و امراض به عنوان مسئله ای نگاه مینماید

و در صدد حل آنها بر می آید.

ما در اینجا قصد داریم به تمرکز شدن بر روی مسائل نگاه جدیدی

داشته باشیم.

متمرکز شدن چیست؟

متمرکز شدن یعنی اینکه تمام افکار و ذهن خود را بر روی چیزی

قفل نموده و همه جا به همه شکل آن چیز را ببینیم.

متمرکز شدن هم میتواند بوسیله نگاه کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد

یا می تواند به وسیله فکر کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد.

حال سئوال این است که متمرکز شدن خوب است یا خیر؟

آیا ما نباید بر روی مسائل و چیزها متمرکز شویم؟

اگر به زندگی افراد موفق نیز نگاه کنید و زندگی آنان را بررسی

نمائید، می توانید رمز موفقیت آنها را نیز در متمرکز شدن بر روی

هدفشان بیابید.

متمرکز شدن می تواند خوب یا بد باشد، متمرکز شدن بر روی هدف

در افراد موفق آنها را به اهداف خود رسانده و آنها را موفق

می سازد. اما چرا همین متمرکز شدن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) میتواند بد باشد.

بعلت این است که در این دوران، اکثر افراد بر روی دردها و

امراض تمرکز دارند و تمرکز خود را بر روی مسائل خوب و

زیبای این دوران برداشته و به مسائل منفی برده اند.

چرا متمرکز شدن بر روی دردها، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) خوب نیست؟

همان گونه که شرح داده شد، تمرکز به خودی خود خوب یا بد نیست، آن

چیزی که به آن توجه شده است، می تواند مشخص نماید که این متمرکز

شدن خوب است یا بد؟

در این دوران که بعلت سبک ناصحیح می تواند با دردها و امراضی به

همراه باشد، اگر بر روی این دردها و امراض تمرکز نمائیم، بر اساس

قانون جذب(همان قانونی که افراد موفق را به اهدافشان می رساند) دردها

و امراض بیشتری را به سمت ما جلب نموده و در نهایت خوشی و

سلامتی را نابود می سازد.

و در این دوران که دورانی است که بیشترین نیاز بدن به سلامتی حس

می شود، می بایست از لحظه لحظه سلامتی خود استفاده نمائیم و از

هر چه که این نعمت را از ما زائل می سازد، دوری گزینیم. لذا بهینه

است که اگر می خواهیم متمرکز شویم، متمرکز بر روی درد و رنج

نباشیم، و متمرکز بر روی رفع آنها و سلامتی گردیم.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای تمرکز

بر روی درد بر روی مسائل دیگر تمرکز نمود؟

ذهن ما، به صورت اتوماتیک مایل است که تمرکز ما را بر روی مسائل

و اتفاقات ناگوار بکشاند تا آنکه بر روی مسائل و اتفاقات خوب متمرکز

گردد. لذا این ما هستیم که باید مشخص کنیم که ذهن ما بر روی چه

مسائل و چیزهائی متمرکز گردد.

روش های متعددی برای ایجاد تمرکز مثبت وجود دارد، وجه مشترک

همه آنها، نیاز به تمرین است «تمرین» یعنی تکرار یک عمل بارها و

بارها. همان طور که اگر بخواهیم بدن خود را قوی و متناسب نمائیم

لازم است که فعالیت فیزیکی را به طور منظم تمرین و تکرار کنیم، باید

ذهن خود را نیز تمرین دهیم.

ایجاد حالت‌های جدید ذهنی از راه تمرکز

تمرکز راهی برای کنار آمدن با حالت‌های ذهنی است، پس منطقی

است اگر برای ایجاد تغییری مثبت از روشی ذهنی استفاده کنیم. ممکن

است برای تغییر وضعیت ذهنی خود روش‌های فیزیکی را هم به کار

ببریم. نشستن به حالت‌های مختلف در یوگا نمونه ای از روش‌ فیزیکی

هست. اینها به تنهایی تمرکز محسوب نمی‌شوند. این گونه روش‌های

فیزیکی شاید کمک کنند تا وضعیت ذهنی خاصی به وجود آید، اما

تمرکز فعالیتی است که فقط با ذهن سر و کار دارد. البته می‌توان در

حین یوگا هم تمرکز کرد. اما فعالیت جسمی و فعالیت ذهنی دو چیز

متفاوت‌اند: یکی با جسم سروکار دارد و دیگری با ذهن.

آرام کردن ذهن

یک روش دیگر تمرکز آرام کردن ذهن است به طوری که به یک

حالت ذهنی طبیعی‌تر برسیم. در این مورد نکته بسیار مهمی وجود

دارد که باید درک کنیم: وقتی می‌کوشیم ذهن را آرام کنیم، هدف این

نیست که ذهنی تهی داشته باشیم، مثل این که رادیو را خاموش ‌کنیم.

هدف ما به هیچ‌وجه این نیست. اگر این طور بود می‌شد به جای

آرام کردن ذهن به خواب رفت. هدف این است که تمام حالت‌های

آزاردهنده ذهن را آرام کنیم احساسات خاصی می‌توانند آزاردهنده

باشند از جمله زمانی که مضطرب، نگران یا وحشت‌زده هستیم. ما

باید تمام چنین احساسات ناراحت‌ کننده‌ را آرام کنیم.

حال باید چه کاری انجام داد؟

از همین لحظه شروع به تغییر دادن تمرکز خود از تمرکز بر روی

درد، به تمرکز بر روی تجربه و سلامتی و مهارت خود اقدام نمائید.

هر چه بیشتر بر روی سلامتی و تجربه اتان متمرکز شوید، سلامتی

بیشتری به سمت شما خواهد آمد و راه های رفع درد و رنج به شما

آموخته خواهد شد.

سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

سوراخ های کوچک در کشتی زندگی پیشکسوتان ( بازنشستگی)

زمانی که سوار بر کشتی در دریا یا اقیانوس ها هستید، غیر از

ترس هائی که در کشتی، از طوفان و گم شدن و موج های دریا

و …… بر سرنشینان کشتی مستولی است، یک نگرانی عمده

نیز وجود دارد و آن سوراخ شدن کشتی است، اگر این مسئله اتفاق

بیفتد، مانند کشتی تایتانیک، حتی اگر برای آن نیز از قبل راه کارها

دیده شده باشد، اما در یک لحظه، امکان دارد که هیچ کدام از آن

ترفندها و راه کارها به کار نیاید و آب ورودی به کشتی زیاد گردد و

در آن صورت مطمئناً کشتی با خطر غرق شدن روبرو، و کشتی

غرق خواهد شد.

حال این سوراخ شدن کشتی، چه ارتباطی با زندگی

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارد.

در این مقاله به این موضوع نگاهی می اندازیم.

سوراخ های کوچک کشتی چیست؟

این محل ها، که شاید ریز باشد، در کشتی که عظمت آن را به

کرات در بنادر مشاهده نموده اید، بسیار خطر ساز است و آب

در ابتدا به صورت خیلی کم، اما کم کم، بر شدت ورودی آب به

کشتی افزوده شده و در صورت عدم بررسی می تواند کشتی

با هر عظمتی را به قهر دریا رهسپار نماید.

چرا این نشتی های کوچک بسیار مهم هستند؟

این نشتی ها، برای این بسیار مهم هستند که بدون توجه به

میزان آن، میتواند فشار بر بدنه کشتی را چندین برابر نموده و

به یکباره، بدنه کشتی را تخریب و آب بسیار زیادی را روانه داخل

کشتی نماید و همان آب است که این توانائی را دارد که کشتی

را به اعماق آب هدایت نماید.

زندگی پیشکسوتان(بازنشستگان)، همان بدنه کشتی است و

این نشتی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) همان

ناامیدی های چه بسا کوچک هستند که می توانند، کل زندگی

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دچار بحران نماید و اگر خیلی

زود به آن رسیدگی نشود، می تواند در ابتدا جواز ورود افسردگی

به بدن را بدهد و سپس ورود انواع بیماری ها به بدن را مجاز نماید.

و دیگر لازم به توضیح نمی باشد که این ویروس ها، می توانند تا چه

حد برای بدن مضر باشند.

پس پیشنهاد این است که به محض اینکه کوچکترین سوراخی در

بدنه کشتی یعنی کوچکترین احساس ناراحتی و افسردگی در

گنجینه های نیروی انسانی، این باتجربگان روزگار، پدید آمد بلافاصله

نسبت به بررسی آن موضوع اقدام و در اولین فرصت، نسبت به رفع

آن و ترمیم بدنه کشتی و ترمیم روحیه از دست رفته عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) اقدام نمود.

چطوری جلوی نشتی های کوچک در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) گرفته شود؟

همان گونه که در بند قبلی توضیح داده شد، بلافاصله بعد از اطلاع

از وجود نشستی، باید اقدامات ضروری جهت بررسی وضعیت به

عمل آید و این اقدامات می تواند به شرح ذیل در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را نمایان سازد.

  • توکل بر خدا و ایمان به ذات احدیت که میتواند برای هر بیماری
  • و افسردگی، پادزهر قوی باشد.
  • توجه به داشته ها، بجای توجه بی مورد به نداشته ها در این
  • دوران، زیرا که اگر بتوانید تنها توجه خود را از نداشته ها، به
  • سمت داشته ها، رهنمون سازید، میتوانید یک سد مقاوم در
  • برابر افسردگی های بی مورد ایجاد نمائید.
  • بودن با همکاران سابق که می تواند حال و هوای همان دوران
  • را به شما برگرداند و موجب شادی و نشاط بی حد و بی وصف
  • شما گردد.
  • استفاده از مطالب مندرج در مقاله فعال بودن در این دوران، که
  • می توانید از آن مقاله، استفاده نموده و اوقات فراغت خود را
  • کاملاً پر نمائید و علاوه بر استفاده های معنوی، شادی و نشاط
  • را نیز به خود و خانواده هدیه نمائید.

از کجا شروع نمائیم؟

کافی است که همین الان متوجه وضعیت خود بشوید و ترمیم

بدنه را از همین لحظه شروع نمائید و خود را با احساس خوب

و نیکو، شاد و سرحال نمائید

ولی بختیاری

مدرس و مربی مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

ُ

زندگی سرشار از درس است

زندگی سرشار از درس است

تا کنون کتاب ها و مقالات بسیار زیادی را احتمالاً مطالعه

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

نمودید که از زندگی پیامبران و یا زندگی معصومین و یا

زندگی …. درس بگیریم. اما چه کسی به ما آموخته که

از زندگی خودمان باید درس بگیریم.

وقتی می توان از زندگی حیواناتی مثل مورچه، گربه،

سگ، زنبور و ….. درس گرفت، چرا نتوانیم از تک تک

لحظات خودمان که مشغول سپری نمودن آن و

یادسپاری آن هستیم، درس نگیریم.

همین دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که در نظر

تعدادی از عزیزان و به غلط دوران رکود و آمادگی جهت

رفتن، تعبیر شده و آنها خود را در سراشیبی مرگ

می پندارند، خود سراسر پند و اندرز و نصیحت و درس

می باشد، و بهینه است که بجای اینکه وقت و زمان

خود را صرف این افکار و گفتار پوچ و منفی قرار دهیم،

در پی یافتن درس های نهفته در درون هر لحظه و هر

اتفاق و هر رویدادی باشیم.

در آنصورت است که زندگی رنگ دیگر خود را که سراسر

شادی و نشاط و سلامتی است، به ما نشان داده و

زندگی سراسر خوشبختی را شاهد خواهیم بود.

پس در این مقاله ما به این بحث نظری می افکنیم و

این دروس و نحوه فراگیری آن را می آموزیم.

درس چیست؟

آنچه که در لغت نامه آمده است، به عنوان: آموزش، بحث،

تعلیم، مشق، پند، عبرت آمده است.

چرا باید از تک تک لحظات زندگی درس آموخت؟

آموزش و درس گرفتن در جامعه فعلی ما موضوعی با

ارزش و قابل احترام به شمار میرود. در مدرسه ساختار

اصلی و زیربنای علوم را به شما آموزش میدهند و سعی

می نمایند شما را برای کار و فعالیت در دنیای واقعی

آماده نمایند.

البته لازم به ذکر است که آموزش هایی که در مدرسه

و دانشگاه فرا می گیریم، به هیچ وجه، با درس هائی

که زندگی به ما می آموزد قابل قیاس و مقایسه

نمی باشد.

معلم زندگی ابتدا از ما امتحان می گیرد و سپس درس

می دهد لکن در مدرسه و دانشگاه، ابتدا درس می دهند

و آنگاه پس از مدتی، از معلومات آموخته شده، امتحان

می گیرند. و از زندگی بعنوان سخت گیر ترین معلم دنیا

نام برده شده است. اما همین معلم سخت گیر، تک تک

درس هایش می تواند زندگی ما را دگرگون سازد و توانائی

ما را چندین برابر نماید، اگر درست از این درس ها استفاده

گردد، مسیر موفقیت برای شما هموار می گردد.

ما تنها یک بار به این دنیا آمده ایم و تنها یک بار حق حیات

به ما داده شده است، پس اگر ما نتوانیم از تک تک لحظات

خودمان و درس هائی که زندگی به ما می دهد، استفاده

مناسب و لازم را ببریم، مطمئناً نیز نخواهیم توانست از دیگر

نعمات خدادادی نیز استفاده ببریم.

زمان تنها چیزی است که نمی توان آن را با پول خرید، زیرا

که دقیقه ای که گذشت، دیگر گذشته، و لازم است که از

دقیقه های گذشته شده، درس و تجربه آموخت و این تجربه

و درس را در دقیقه های بعد، نصب العین خود قرار داد و

زندگی شاد و با نشاطی را برای خود و خانواده خود رقم

بزنیم.

چطوری باید از دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

درس آموخت؟

کافی است که محصل خوبی باشیم و به آموزه های

دریافتی از معلم زندگی، دقت لازم را داشته باشیم.

این لحظه، زندگی شماست!

زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید

نیست. زندگی شما بین الان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) و نفس بعدی دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی)است. زمان حال – همین حالا و همین

جا – تنها چیزی است که زندگی به شما داده است.

پس از هر لحظه (مخصوصاً در این دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با همه مسائل و مواردی که شما

می دانید و نگارنده نیز تا حدودی از آن با اطلاع است)

استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی

کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید،

بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها

چیزی است که می‌توانید از هر کسی از جمله خودتان،

انتظار داشته باشید.

 زندگی طولانی نیست!

این تنها دارائی شما و تنها زندگی شماست و باید برای

آن تلاش نمائید. برای آنچه درست است بکوشید تا

بدست آورید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای

کسانی که دوستشان دارید تلاش کنید و هیچوقت

فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم

هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون

هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید.

هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع

کنید. فردا دیر است.

فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان

سودآور خواهد بود!

وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف

می‌رسد–چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع

یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان

و تعهد دارد–باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا

حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی

کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که

بقیه نمی توانند؟»

 هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!

اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست

مهربانی برای شماست که کمکتان می‌کند باری از روی

دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت

آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از

اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.

 شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند

حتی اگر نا امید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور

دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای

کسانی که هنوز عشق می‌ورزند با اینکه ضربه خورده‌اند.

پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است

را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید

فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که می‌توانید

از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تأئید

کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید.

قبل از اینکه بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته

باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید

احساس ارزش کنید و در چشم خودتان، خودتان را قبول

داشته باشید تا بتوانید با اعتماد ‌به ‌نفس به چشمان

اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

 عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!

در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های

درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال

و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به

کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را

درمورد آنها به شما خواهد گفت.

 مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام

کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است

که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد،

فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید،

حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد

از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که

می‌دانند چیزی ندارند.

 پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!

به زمین می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی

می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید. ضربه

خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن،

نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی

که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر

زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی

باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان

بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی

انتظارمان را می‌کشد.

گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!

سالهای پیش را به یاد آورید در زمان هائی که بسیار جوان تر

از حال بودید، در آن زمان، چیزی نبوده که در زمان خودش

بسیار دردآور بوده باشد و شما در همان زمان فکر نمی کردید

که بتوانید آن مسأله را حل نموده و با آن کنار بیائید؟

همه ما مسائلی در دوران های قدیم داشته ایم که در زمان

خودش، بسیار دردآور و زجر آور بوده است اما در حال حاضر

تنها یک تجربه و خاطره است و شاید به بعضی از آن دردها

و ترس ها، در حال حاضر بخندیم، اما حقیقت دارد که ما

توانستیم آنها را به سلامتی پشت سر بگذاریم، در حال حاضر

نیز چنین است، اگر با دردی روبرو شدید، به فکر گذشته خود

بیفتید که چگونه توانسته اید مسائل را پشت سر بگذارید و

بدانید که این دردها نیز پایان می پذیرید و انشاله خاطرات

خوشی برای شما بعلت خوب پشت سرگذارندن آن برایتان

باقی خواهد ماند.

خلاصه همه درسها، درس پیشرفت به ما یاد میدهد که

زندگی پیش میرود. ممکن است آزمایشات مختلف به ما

آسیب زده باشند اما جای این زخمها از ما در برابر آسیبهای

آینده محافظت میکند. وقتی بتوانیم از اشتباهات گذشته

درس بگیریم و رفتارهای جدیدی که نتایج متفاوتی خواهند

داشت انجام دهیم، پیشرفت خواهیم کرد. اگر رفتاری متفاوت

با آنچه در گذشته داشته اید از خود نشان دهید، پیشرفتی

عالی خواهید داشت. و جهتی که به آن سمت پیش میروید،

فقط به تصمیم خودتان بستگی دارد.

با درس های آموخته شده، چه باید کرد؟

درسهای زندگی، جدا از آموزشهایی که در مدرسه و

دانشگاه دریافت میکنید، به ما کمک میکند نسبت به

تواناییهایمان آگاهی پیدا کنیم. ممکن است مورد آزمایش

قرار گیریم، اما با درک حقیقت این آزمایشات میتوانیم به

راحتی بر چالشهای زندگی پیروز شویم

و این پیروزی می تواند مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) فواید بسیار زیادی را برای ما رهنمون سازد

که از آن جمله می توان به شادی و نشاط و نیز سلامتی

که از این پیروزی برایمان بدست می آید توجه نمود.

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی

اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند

حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی

که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند.

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید،

« چطور اینقدر زود دیر شد؟ » پس برای فکر کردن به

زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه

می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید.

برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن،

خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید.

زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی پیشکسوتان

(بازنشستگی)

سایت گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

زندگی جویبار خاطره هاست. تلخ و شیرین زندگی زیباست.

در زندگی روزهائی وجود دارد که خاطره های آن همیشه در ذهن

جاودانه باقی می ماند، خاطره ها همیشه شاد نیستند، گاهی تلخ هستند.

اما تا این خاطره های تلخ نباشند، آن خاطره های شیرین، شیرینی

خودشان را نشان نمی دهند، و آن خاطره های تلخ نیز روزگاری،

تنها فقط یک خاطره خواهند ماند، یا با حسرت یا با تجربه، در هر

صورت، تنها به صورت یک خاطره خودنمائی می کنند.

و این خاطره ها همانند یک جویبار که همیشه در حال گذران است و

همیشه آبهای جدید، می آیند و در گذر هستند، این خاطرات نیز مرتب

ایجاد و در حافظه طبقه بندی و جایگزاری می گردد.

حال از این همه خاطره چه استفاده ای می توان نمود؟

آیا این خاطرات می توانند، در زندگی و مخصوصاً دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم باشد؟

خاطرات تلخ، چه اهمیتی دارد که یادآوری شود، و رنج ما را در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیشتر و بیشتر نماید؟

اینها همه سئوالاتی است که در خصوص خاطره ها، می توانیم از

خودمان بپرسیم، ما در این مقاله بر آنیم که به این بحث، نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه شوید.

خاطره چیست؟

خاطره یعنی: روایت مجموعه ای از رویدادها و سرگذشت های

متعلق به یک شخص یا یک دوره بخصوص، وقتی به آنها که در

 زمان های گذشته رخ داده، فکر می کنیم، یعنی اینکه اون رخداد،

یکی از خاطرات ما شده و بخشی از ذهن ما را اشغال نموده است.

این خاطره ها، همانگونه که ذکر شد، می تواند خاطرات خوب و

گاهی اوقات خاطرات سخت و دردآورد باشد، گاهی اوقات شیرین

و گاهی اوقات تلخ و زهر آلود هست که حتی با یادآوری آن، لرزه

بر اندام ما می افتد.

چرا خاطره ها می توانند برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم باشد؟

خاطره ها بدین دلیل برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند

خوب و سودمند باشد که همین خاطرات است که منبع تجربه و

تخصص و مهارت های ما را به خود اختصاص می دهد.

همین خاطرات تلخ و شیرین است که می تواند، توانائی های ما

را در خاطرات شیرین یادآوری نماید و تجربه های اندوخته شده

در خاطرات تلخ را به ما یادآوری نماید.

این خاطراتی که مرتب در ذهن ما مرور می گردد، و پیشنهاد

می گردد، در صورتی که خاطرات شیرین است، حتماً با همکاران

و دوستان هم رده خود این خاطرات را مرور نمائید، از آن دست،

خاطراتی است که می تواند، کل سلولهای شما را به آن زمان، انتقال

داده و عملکرد آنها را به آن سالها ببرد، و حتی ذوق و شادی که از

آن خاطره در ذهن شما نقش می بندد، می توانید در همین لحظه

مجدداٌ لمس وحس نمائید.

بخاطر همین مسئله است که زمانی که گروهی از پیشکسوتان

(بازنشستگان) را که به شهری که مثل 40 سال پیش آماده شده

بود، منتقل نمودند، اکثراً به همان زمانها، کوچ نمودند و حتی جالب

توجه اینکه، تعدادی از آن ها مجدداً به خواستگاری همسران خود

رفته بودند.

بدن و سلولهای آن، متوجه ساختگی بودن آن نمی شوند،

فقط کافی است که خود را به آن زمان ها منتقل نموده و حس و حال

و هوای آن زمان را برای خود تداعی نمائید، آنگاه تمام شرایط آن

زمان گذشته را در زمان حال، حس خواهید نمود.

پیشنهادی که می توان داد اینکه درملاقاتهائی که با دوستان خود

دارید، تا می توانید از خاطرات خوش و خوب گذشته که برایتان

پیش آمده، گفته و خود را در آن زمان ها، حس و لمس نمائید.

چطوری می توان خاطره ها را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جاودانه و شاد ساخت؟

آن تعدادی از خاطره ها که همیشه در ذهن می مانند، به خودی خود،

جاودانه هستند، اما چطوری می توان، خاطرات را بصورت خاطرات

شیرین و شاد، در ذهنمان مجدداً طبقه بندی و ضبط نمائیم؟

در بیشتر مقالات و کتب، همیشه اینگونه آورده شده است که سعی

کنید، خاطرات بد و تلخ را از زندگی خود بیرون بریزید.

به چند دلیل این امکان پذیر نیست؟

1-     امکان حذف خاطره بد و تلخ وجود ندارد، امکان دارد

زمانی بتوانیم آن را محو نمائیم، اما مجدداً با برخورد با شئی، یا چیز

و یا فردی که در آن خاطره بوده، مجدداً تمام خاطرات تلخ بازآوری

شده و تمام لحظات مجدداً یادآوری خواهد شد.

2-     خاطرات تلخ و شیرین مکمل یکدیگر هستند، شما هیچوقت

نمی توانید، خاطرات شیرین داشته باشید، مگر اینکه چند تا خاطرات

تلخ نیز داشته باشید. مانند شب و روز، تا شب نباشد، شما روز را

تشخیص نخواهید داد و بالعکس، همانگونه که در قطب ها که 6 ماه،

6 ماه، شب و روز است، تفاوت شب و روز از هم تشخیص داده

نمی شود.

3-     خاطرات تلخ را تنها می توان جایگزین نمود.

بهمین خاطر به شما توصیه می کنیم که سعی نمائید در درجه اول،

نسبت به جایگزینی آن با یک خاطره خوب و شاد، اقدام نمائید.

در مرحله دوم، سعی نمائید، از آن خاطره تلخ، تجربه و نکته ای

که توانسته شما را یک قدم در مسیر زندگی به جلو ببرد، یا تجربۀ

گرانبها برای شما داشته است در آن بیابید و بر روی آن، تمرکز

نمائید.

در صورتی که از دو مرحله قبلی نتوانستید، خاطرات تلخ را کمی

تلطیف نمائید، در مرحله بعدی، خاطرات تلخ خود را یادآوری نمائید

و سعی نمائید، قصه جدیدی برای خود بسیازید، و بدانید که شما

کارگردان زندگی خود هستید، پس لطفاً سناریوی آن خاطره را برداشته

و اجرای جدیدی برای خود داشته باشید(البته در ذهن خود) آنگاه

خاطرات شما، تبدیل به خاطرات جاودانه و شادی خواهد شد که

همیشه می توانید به آن ببالید.

از کدام خاطره ها باید شروع نمائیم؟

در زمان تعریف در کنار همکاران و دوستان، حتماً از خاطرات بسیار

شیرین که هم برای شما شیرین بوده و هم خاطره خوبی برای

همکاران شما نیز داشته، شروع نمائید و بدانید که اگر بتوانید،

ذره ای شادی به این گنجینه های نیروی انسانی ببخشید، آنان در مقابل

دهها برابر شادی، نثارتان می کند، و حتی اگر این کار هم انجام نشد،

حداقل حس خوبی نصیب شما خواهد نمود.

در زمانی که میخواهید نسبت به تغییر خاطرات تلخ، اقدام نمائید، از

خاطرات تلخی شروع نمائید، که کمتر به شما آسیب رسانده است، و

زمانی که موفق به تغییر آن شدید، مرحله به مرحله به خاطرات

تلخ تر روی آورید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود، پیشنهاد می شود آن را به دوستان

خود نیز هدیه نمائید.

با تشکر

 سایت گنجینه نیروی انسانی

درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

درد و رنج صرف نظر از شکل و نوع، از ذهن نشأت می گیرد

در حال گذر از خیابان بودم که ناگهان چشمم به یک نفر افتاد که کمرش

خمیده بود و در حال گدائی از مردم بود. و در همان حال، به ذکر دعا

در حق دیگران مشغول بود. کاملاً به این صحنه تمرکز کرده بودم و د

ر باره آن فرد مشغول تفکر بودم که کم کم، خود را در آن حالت تجسم

کردم و احساس ترحمی را که مردم نسبت به من داشتند را کاملاً حس

نمودم. آنجا بود که متوجه شدم، تنها کافی است که به چیزی فکر کنید

تا کائنات آنرا کم کم به سوی شما جلب نماید.

در حال و احوالات آن فرد بودم  که یکی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) را دیدم که متأسفانه به دلیل سبک زندگی غلط، به دیابت

مبتلا شده بود و یک پایش مرتب کرخ و سر می شد و در آن زمان،

باید پایش را با خودش جابجا می کرد.

اینها همه نشانه هائی است که ما به هر چیزی که بنگریم، همان چیز

یا واقعه به سراغمان خواهد آمد.

ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آنچنان به غم و اندوه دیگران

و درد و رنج آن ها توجه می نمائیم که زندگی ما، سراسر درد و رنج

می گردد و شادی و نشاط از زندگی ما رخت بر می بندد.

بخاطر همین اصل، در این مقاله بر آن شدم که به این بحث نظری

بیفکنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم.

درد  و رنج چیست؟

رنج یا الم یا درد در معنای فلسفی آن، احساسی بنیادین است که خصلتی

ناخوشایند و تنفربرانگیز دارد و هنگامی که شخص چیزی را از دست

می‌دهد یا در معرض از دست دادن قرار می‌گیرد در وی ایجاد می‌شود.

رنج ممکن است حتی با بدست آوردن چیزی در انسان ایجاد گردد و

فقط در از دست دادن چیزها نیست که درد و رنج بوجود می‌آید. رنج و

لذت دو احساس متقابل اند.

بارها و بارها دیده شده است، که سر دردهائی که افراد دارند، تنها

تلقینات ذهنی است و این تلقینات می تواند آنها را به سمت نابودی

هدایت نماید.

در یکی از شهرستانها، یکی از دوستانم در حادثه آتش سوزی ناشی

از آتش بنزینی که در انبار خانه ریخته شده بود، شدیداً آسیب دیده بود،

خود تعریف می نمود که در همان حال داشتم به اینکه حالا که دارم

میمیرم، چه کارهائی را باید انجام می دادم که تا کنون انجام ندادم، با

اطرافیان چه رفتارهائی در جهت رفع کدورت باید انجام می دادم که

انجام نداده ام، و …. فکر می کردم، و در همه حال مشغول آماده شدن

برای مردن شده بودم، امدادگر که به نزدم آمد و اقدامات اولیه را انجام

داد، در پاسخ سئوال من که پرسیدم آیا رفتنی هستم یا خیر، گفت، از

آتش سوزی محال است که بمیری، اما از افکار خود، احتمال زیاد دارد

که بمیری. من همان موقع به خود آمدم و متوجه وخامت اوضاع گردیدم

و افکار خود را عوض نمودم و حال که می بینید، هنوز مشغول نفس

کشیدن هستم.

یا در مورد دیگری، پدری که به ظاهر پارکینسون داشت و مرتب

دستانش تکان می خورد، تنها با صحبت های چند دقیقه ای که با ایشان

داشتم و ایشان را از فکر کردن به دستانش حذر داشتم، بدون اینکه

خود متوجه گردد، تکان دستانش قطع گردید و سپس من این نکته را

به ایشان گفتم و زمانی که می خواست دوباره دستان خود را تکان

دهد، با گفتن اینکه این تکان دادن، از پارکینسون نیست و تنها در

افکار شما هست، از تکان دستان او جلوگیری نمودم.

و مورد دیگر، مربوط به مادری است که با والکر به یکی از

همایش ها آمده بود و در زمانی که استاد کلاس مشغول تمرین دادن

به حضار برای تغییر حالت در بدن و حرکات دست و پا بودند،

بدون اینکه این مادر متوجه گردد، والکر را از جلوی دستان او کنار

بردند و زمانی که کلاس تمام شد، تازه مادر متوجه شد، که تمام این

مدت بدون اینکه به والکر نیاز داشته باشد، تمام حرکات را انجام داده

و آن موقع درخواست والکر را نمود که به او گفتند که والکر جسم

را میخواهد یا والکر ذهن؟

پس از آن بود که مادر بدون نیاز به والکر و تنها بخاطر ضعفی که

بر اثر تلقینات ذهنی بر او مسلط شده بود، با کمک های جزئی

اطرافیان شروع به حرکت نمود.

چرا درد و رنج، می تواند زندگی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تحت الشعاع قرار دهد؟

شما اگر مرتب درد و رنج را در زندگی خود مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) که شاید از دید برخی از عزیزان، مسائل و

مشکلات به مراتب بیشتر به چشم می آید و مسائل بیشتری گریبانگیر

فرد پیشکسوت(بازنشسته) می گردد، در زندگی خود وارد نمائید،

مشخص است که دیگر نباید ذهن و فکر اجازه ورود شادی و نشاط

را به بدن بدهد و تماماً شما با مواردی که همراه با درد و رنج و اندوه

می باشد، همراه می گردید.

در زمان نوشتن این مقاله، اتفاقی در یکی از معادن کشور افتاد و

عده ای از هموطنان کارگر و عزیز ما در آن معدن، متأسفانه جان به

جان آفرین تسلیم نمودند. و رسانه ها و حتی فضای مجازی، پر از

مسائل و اندوه این عزیزان گشت.

البته اشتباه نشود، به هیچ وجه نگارنده بر آن نیست که اعلام نماید

هیچ اتفاقی نیافتاده است. بلکه مقصود نگارنده آن است که باید از

اتفاقات درس و تجربه گرفت و تا حد امکان، اگر میسر می باشد

نسبت به کمک به آن افراد اقدام به عمل آید در غیر اینصورت، مرتب

آه و فغان کردن و مرتب اندوه و ناله سر دادن که کمکی به حال آن

مصیبت دیدگان نخواهد نمود و اگر هم بخاطر همدلی و همراهی با

آن عزیزان است، که باز هم به نظر، به شانه راه زده ایم. چون بعید

است با سوز و گداز ما، به مصیب دیدگان کمکی گردد.

چطوری ذهن را آماده نمائیم که از ورود درد و رنج جلوگیری

نماید؟

حال که متوجه شده ایم، توجه به درد و رنج دیگران و درد و المی که از

اتفاقات و وقایع اطراف به ما وارد می شود، تنها می تواند زندگی ما را

دچار التهاب و دگرگونی نماید و شادی و نشاط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) که شدیداً به آنها نیاز داریم تا افسردگی و بیماری به سمت

ما نیاید، از ما دور می نماید.

لذا در هر مسئله ای و اتفاقی بجای اینکه تنها به درد و رنج آن اتفاق و

مسئله نگاه بیندازیم، باید ببینم که آن اتفاق و مسئله چگونه می تواند در

راه رسیدن به اهداف و برنامه های ما، به ما کمک نماید. و درنهایت آن

اتفاق و مسئله چه درس مهمی برای ما دارد. و مطمئن باشید که هر

اتفاقی، درسی برای زندگی است.

یکی دیگر از راه هائی که می توان بصورت ذهنی از درد و رنج

فاصله گرفت، نوشتن آن درد و رنج است که برای ما بوجود آمده است

و با کشیدن خطی بر روی آن، به ذهن خود این دستور را میدهیم که

دوران درد و رنج به پایان رسیده است و جالب اینکه، ذهن نیز این

دستور را می پذیرد.

ذهن آماده را باید آماده ورود اهداف و برنامه های آینده نمائیم.

پس خود را آماده دریافت احساسات خوب نمائید و به هیچ وجه خودتان

را در معرض درد و رنج قرار ندهید. همانگونه که اگر فرزند شما در

زمان کودکی، از مسیری عبور می کرد که در آن مسیر اتفاق ناگواری

رخ داده بود، شما تمام تلاش خود را می نمودید که فرزند شما تا حد

امکان، از دیدن آن اتفاق خود داری نماید تا در روحیه او اثرگذار نباشد،

حال نیز با ذهن و روح خود باید چنین رفتاری نمائید. آیا خودتان از

فرزندتان عزیزتر نیستید؟

باید بدانید همانگونه که فرزند شما نباید اتفاقات ناگوار را جهت تأثیر

گذاردن در روحیه شان ببینند، شما نیز باید خود را از مسائل و اتفاقات

و مواردی که می تواند برای شما درد و رنج به همراه بیاورد، دور

نمائید.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

در هواپیما بجای ترس، از پرواز لذت ببر.

 

اکثر نفراتی که قصد دارند به مسافرت های دور بروند، برای اینکه

زودتر به مقصد خود برسند و راحت تر و ایمن تر مسافرت نمایند،

از هواپیما استفاده می نمایند و زمانی که هواپیما به پرواز در می آید

در آنان ترس به وجود می آید. زیرا که اخبار زیادی به گوش آنان در

خصوص سقوط هواپیما و نقص فنی و خارج از رده شدن هواپیماها

و … شنیده اند و همین اخبار کافی است که در موقعی که به هواپیما

وارد می شوند تا زمانی که از آن پیاده می شوند، تمام مدت ترس

سراسر وجود آنان را در بر می گیرد.

حال سئوال این است، آیا این ترس می تواند، کمکی به جلوگیری از

سقوط هواپیما نماید؟

آیا این ترس می تواند جان آنان را در زمان سقوط حفظ نماید؟

آیا زمانی که ترس در وجود آنان لانه نماید، میتوانند از مسافرت

لذت ببرند؟

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ما در این مقاله سعی داریم نگاهی به این بحث بیندازیم و راه کارهای

مواجه شدن با این ترس ها را بررسی نمائیم.

رابطه ترس از هواپیما با دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ترس از هواپیما، یک واکنش غریزی است که هر فردی در زمان

سوار شدن به هواپیما با آن مواجه می شود و رابطه این ترس با دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به آنجا بر می گردد که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نیز ترس هائی در وجود افراد بوجود می آید که بعضی

از آنها بصورت غریزی می باشد و گریزی از آنها نیست.

اما باز همان سئوالات را مطرح می نمائیم.

آیا این ترس ها، کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می نماید؟

آیا این ترس ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند زندگی

ما را بهینه تر نماید؟

و مشخص است که جواب تمام این سئوالات، منفی است و این ترس ها

نمی تواند هیچ کمکی به ما در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بنماید.

چرا بجای ترس، باید از پرواز لذت برد؟

همانگونه که ذکر شد، این ترس ها نمی تواند کمکی به ما در زندگی

و بهتر شدن زندگی نماید.

زمانی که در هواپیما سوار می شوید و هواپیما شروع به بلند شدن از

روی باند پرواز می نماید، دیگر هیچگونه کنترلی شما بر روی هواپیما

نمی توانید داشته باشید و در این زمان، اگر شما تنها به ترسیدن خود

ادامه دهید، شما فقط و فقط و فقط خود را از لذت دیدن لحظات پرواز و

بلند شدن هواپیما از روی باند، محروم ساخته اید.

و همچنین است زمانی که هواپیما کاملاً اوج گرفت و در آسمان به

پرواز درآمد، باز هیچ گونه عملی یا فعالیتی از شما نمی تواند بر روی

هواپیما تأثیر گذار باشد. و ترس شما، تنها به شما اجازه لذت بردن از

این لحظات خوب و باصفا را نمی دهد.

پس پیشنهاد می شود، بجای اینکه تمام مدتی که در هواپیما هستید، و

هواپیما مشغول حرکت و پرواز می باشد، ترس به وجودتان غلبه

نماید، سعی نمائید، در این لحظات، تنها به خدای خود ایمان و از

لحظات پرواز کاملاً لذت ببرید.

و در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز به همچنین، زیرا در این

دوران نیز انواع ترس ها که در وجود شما بوجود می آید، تنها شما

را از لذت بردن از این دوران خوب و با صفا و بودن در جمع

فرزندان و نوه ها و دوستان باز می دارد.

چگونه می توان از پرواز لذت برد؟

برای اینکه ترس از هواپیما را با لذت پرواز جابجا نمائیم یا بهتر

بگوئیم، ترس از خیلی از مسائل و از جمله مرگ را با لذت دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی)، جایگزین نمائیم، موارد ذیل پیشنهاد

می گردد:

1-     بد نیست بدانید همانگونه که ثابت شده است که سفر با هواپیما

۲۹ برابر از سفر با خودرو امن تر است. خیلی از ترس هایی که ذهن

ما را به خود مشغول داشته، یا اصلاً اتفاق نخواهد افتاد یا اینکه زمان

اتفاق آنها شاید خیلی دور باشد. و در تحقیقی که در یکی از کتابها

می خواندم، میانگین سن در سال 2050 به 120 تا 150 میرسد.

2-     همانگونه که یاد می گیرید هواپیما چگونه پرواز می کند، ما نیز

سیستم فعالیت بدنمان را بشناسیم و از تغذیه و فعالیت بدنی متناسب با

سن، استفاده نمائیم، دیگر ترسی در میان نخواهد بود.

3-     باز هم همانگونه که در موقع پرواز، گوش دادن موسیقی و

خواندن کتاب می تواند سودمند باشد، در این دوران نیز، شنیدن موسیقی

و خواندن کتاب بی نهایت می تواند، لذت این دوران را چند برابر نماید.

4-     در پرواز، باید ریشه ترس خود را بیابید، و در این دوران نیز

باید دقیقا بدانید که ترس شما از چیست، و در جهت رفع آن و یافتن

اطلاعات اضافه در آن خصوص، اقدام نمائیم.

5-     خیلی وقت ها نمی توان تشخیص داد که احساس ترس ما به

دلیل اضطراب و تشویش است یا مواجهه با خطر. چون بدن به هر

دو اینها واکنشی یکسان نشان می دهد. پس باید موارد خطر را کاملاً

شناسائی و در جهت رفع آنها برآئیم.

6-     همانگونه که در هواپیما نباید چاله های هوائی را جدی گرفت

و از تکان های آن ترسید، در زندگی نیز چاله هایی وجود دارد که

زندگی ما را دچار فراز و نشیب می سازد، پس باید با فراگیری دانش

عبور از این چاله ها، زندگی را برای خود لذت بخش نمائیم.

7-     همانگونه که قبل از پرواز، بهینه است که آب و هوا را در مسیر

بررسی نمائید، به همان صورت، می بایست، وضعیت جسمی و روحی

خود را مرتب بازبینی و مورد بررسی قرار دهید، تا کوچکترین مسئله ای

را در سریعترین زمان ممکن رفع نمائید.

8-     و در نهایت، همانگونه که باید در پروازها، به خلبان و

مهمانداران هواپیما، اطمینان کامل داشته باشید، در طول کل زندگی،

به خلبان این زندگی، که خودمان باشیم، و نیز مهمانداران که باز

اعضاء و جوارح خودمان هست، اطمینان کامل داشته باشیم و مطمئن

باشیم که هر یک کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهند.

امیدوارم که این مقاله توانسته باشد، برای شما عزیزانی که دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سر می برید، مفید و مؤثر بوده باشد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید و سودمند بود، پیشنهاد

می گردد، آن را به دیگران دوستان خود نیز اهداء نمائید.

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

آیا می دانستید، که در ژاپن اشیاء شکسته را با طلا تعمیر می نمایند

و رد شکستگی ها به عنوان تاریخچه ای منحصر به فرد از آن میماند

که به زیبائیش افزوده می شود.

در هنر ژاپنی کینتسوگی آمده است که آن ها اشیای شکسته را از

طریق پر کردن خطوط بین قطعات با ماده ای شامل پودر طلا تعمیر

می کنند تا بر شکستگی ها تأکید کرده باشند، چرا که آن ها خسارت

و رنج را بخشی گران قدر از تاریخچه یک چیز می بینند که آن را

زیباتر می کند.

این مطلب برایم بسیار جالب آمد زیرا که در ژاپن که مردمش بدون

دلیل و منطق چیزی را قبول نمی کنند؟ چرا تا بدین حد، از اشیاء

شکسته و قدیمی نگهداری می نمایند.

خوب لابد می پرسید که این مسئله چه ربطی به مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارد؟

ربط آن در این است که مردم ژاپن برای وسائل و منابع قیمتی خود ارزش

و احترام قائل هستند و در جهت حفظ و نگهداری آن اقدام های متفاوتی

انجام داده اند، حال چرا ما به پیشکسوتان(بازنشسته های) نیروی انسانی

که مهم ترین و با ارزش ترین منابع ما می باشند، چنین حفظ و نگهداری

در حد مقام و منزلت آنان صورت نمی گیرد؟

من در این مقاله سعی دارم، ربط آنها را مورد بحث و بررسی قرار

دهم.

ترمیم شکستگی چیست؟

شکست، یعنی ایجاد هر نوع خلل در یکپارچگی هر چیز، این

ضایعه اگر در استخوان باشد، به شکستگی استخوان لقب می گیرد

و در شکستگی های دیگر، نیز آن شی یا جسم، مورد ضایعه قرار

می گیرد.

و ترمیم آن به معنای آن است که بتوان این خلل را به صورتی رفع نمود

که حداقل نشانه را از آن ضایعه داشته باشد.

چرا ترمیم شکستگی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار مهم است؟

مردم ژاپن مردمی هستند که بر روی هر مسئله ای تحقیق نموده و پس

از بررسی و رسیدن به نتایج، بر روی آن عمل می نمایند و این عمل

آنها، به ما این درس را می دهد که می بایست از منابع، لوازم، تجهیزات

خود که به ظاهر سن و سالی از آنها می گذرد، به خوبی نگهداری و در

جهت ترمیم مواردی که با اختلال روبرو می گردند، با بهترین ابزار و

لوازم اقدام نمود.

و مهم ترین منابع ما در حال حاضر در کشور، نیروی انسانی است،

و پیشکسوتان(بازنشستگان) نیروی انسانی، نیز بعنوان گرانبهاترین منابع

موجود ما به حساب می آیند. به خاطر همین اصل بر ما و مسئولین

مربوطه است، که بتوانیم قدر و منزلت این گنجینه های گهر بار نیروی

انسانی را دریابیم، زیرا که هر یک از آنها، سراسر مهر و وفا، تجربه و

تخصص می باشند و ملتی پایدار و پیروز است که بتواند از تجربیات

گذشته، برای رسم مسیر آینده به خوبی استفاده نماید.

و اگر برای هر یک از این عزیزان در جسمشان، مسئله ای به وجود

بیاید و کوچکترین خللی برایشان ایجاد شد، بلافاصله با مواردی گرانبها،

بتوانیم این خلل ها را ترمیم و روحیه و جسم آنها را مجددا بازسازی

نمائیم. و از این خردمندان روزگار به خوبی نگهداری و سپاسگزاری

نمائیم.

و متأسفانه اگر برای این عزیزان، ترمیم انجام نشود، شکستگی ها

می تواند به کلیه اعضاء و جوارح آنها خسارت جبران ناپذیری وارد

نموده و مشخص است در آن صورت زندگی برای این گنجینه های

نیروی انسانی تا چه حد می تواند زجر آور گردد.

چطور باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، شکستگی ها را با

طلا پر کنیم؟

در بعضی از اداره ها و صندوق های بازنشستگی و نیز در برخی از نواحی

شهرداری که اینجانب سعادت آشنائی با آنها را در مدت تحقیق داشته ام،

خوشبختانه، قدم های خوب و سودمندی برای این گرانقیمتان بر داشته

شده است، لکن بعلت اینکه مسائل مختلف و متعددی در سر راه این

عزیزان قرار دارد، لذا باید اقدامات بیشتری در جهت رفع مسائل روحی

و جسمی آنان انجام گردد.

لازم به ذکر می باشد که در بعضی از مواقع، می توان از خود این

عزیزان برای خودشان سود برد و از خدماتی که توسط برخی از این

دوستان گرامی، ارائه می شود جهت بقیه پیشکسوتان(بازنشستگان)

استفاده نمود.

پر کردن شکستگی ها، از چه زمانی باید آغاز گردد؟

این مسئله دقیقا از زمانی باید شروع شود که آسیب شروع شده و اگر

بتوانیم قبل از وقوع حادثه و خلل، پیش بینی نموده و جلوی رخداد آن

خلل را بگیریم که به مراتب سودمند خواهد بود.

پس ترمیم شکستگی بلافاصله با ایجاد خلل، آغاز و در جهت ترمیم

آن، از مواد و تجهیزات و امکانات با ارزش بالا برای گنجینه های

گرانبهای نیروی انسانی، باید استفاده نمود تا حداقل بتوان، گوشه ای

از زحمات این گران قیمت های نیروی انسانی را پوشش داد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com