حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم.

حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم.

حالا دیگه وقتشه زندگی را شروع کنیم، برای اکثر

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) است که روزمره گی

زندگی، آنها را از زندگی کردن، باز داشته است.

نگاهش به موهای سپیدش، جلوی آئینه افتاد و

دستی به آنان کشید و یاد ایامی نمود که حداقل

30 سال در محل کار، مشغول کار و فعالیت بوده و

هم اکنون پس از چندین سال تلاش، هم اکنون به

درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) دست یافته است.

فرزندان بزرگ شده و به سر خانه و زندگی خود رفته

و ایشان را با حقوق پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها

گذاشته اند.

با خودش می گوید، دیگر از ما گذشته و پایم لب گور

است و کم کم باید خود را برای رفتن آماده نمایم.

بله، متأسفانه این قصه تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است، که در زمان هائی که با خود کاملاً

خلوت می نمایند، با خود زمزمه می نمایند.

اما آیا واقعاً باید به این نجواهای ناهمگون، پاسخ مثبت داد؟

آیا براستی زندگی برای ما و اکثر پیشکسوتان

(بازنشستگان) به پایان رسیده است؟

آیا سالها جنگیدن برای داشتن زندگی بهتر و خوب تر

برای خود و خانواده، دیگر به سر رسیده و زندگی،

آخرین ضربه های خود را برای به خاک کشاندن ما زده است؟

مشخص است که چنین نیست. و پاسخ سئوالات فوق،

مشخصاً منفی است.

حالا دیگه وقتشه، به چه معناست؟

حالا دیگه وقتشه، یعنی زمانی است که ما دیگر از

نداشتن برنامه و انتظار برای رفتن از این دنیا، خسته

شده ایم و یا اینکه با خواندن مقالات احترام به خود

و شانس یا خودشانسی، تصمیم گرفتیم که دیگر

زندگی تازه ای را برای خود رقم بزنیم و برای خود

زندگی تازه ای را شروع کنیم.

مگر فکر می کنید که فردا، زندگی شما پایان می پذیرد؟

اگر این جمله درست باشد، خوب کار شما درست است،

اگر بر خلاف انتظار شما، سالهای سال، عمر شما طولانی

شد، چطور؟ آیا براستی باید همچنان بدون هدف و برنامه

زندگی نمائید؟

حالا دیگه وقتشه، برای آن دسته از عزیزان گنجینه های

نیروی انسانی است که پیشکسوتی(بازنشستگی) را

پایان عمر خود ندانسته و می دانند، رقم سن، تنها یک

عدد است، و این رقم نمی تواند آنها را از زندگی و لحظات

خوبی که می توانند در آینده داشته باشند، دلسرد نماید.

و این تنها یک عدد است که می تواند منهای یک عدد دیگر

شود، و سن تندرستی و سلامتی را نشان دهد.

حالا دیگه وقتشه برای آن دسته از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که می دانند زندگی بدون هدف و

برنامه، صرفاً یک زندگی مرده است و فرد تنها مشغول

نفس کشیدن است.

از این به بعد، قراره با هم خاطره بسازیم، خاطره های

عاشقانه، خوب و زیبا.

حالا دیگه وقتشه، دیگر چیست؟ 

می خواهیم از داستان های رمانتیکی بگیم که نقش

اول و قهرمانشون، خود شمایید. و نقش های بی بدیلی

را خودتان پس از این خواهید ساخت.

اینجا همیشه برای مرور داستان های عاشقانه وقت

هست اما نه هر عاشقانه یی.

حالا وقتشه ، فقط وقت اون قصه هاییه که خوب و خوش

و خوشحال تموم میشن، اما خب …پایان خوش راحت

به دست نمیآد.

رابطه سالم و شاد رو آدم های سالم و شاد به دست

می آورند، اونایی که خودشون رو می شناسند، هدف دارند.

می دونند که از زندگی و آینده شون چی میخواهند و با

آگاهی و چشمهای باز وارد روابط می شوند و زندگی رو

شروع میکنند.

حالا دیگه وقتشه داستان آدم های واقعیه. قصه ی من

و شما. قراره با هم همراه بشیم و تجربه کنیم.

زمین بخوریم و دوباره سعی کنیم. قراره ما آدم هایی 

بشویم که جرأت عاشقانه زندگی کردن را به دست میارند،

کسانی که تصمیم گرفته اند كه شروع کنند و زندگی شان

رو تغییر بدند و سرنوشت شون رو به دست بگیرند.

حالا دیگه وقتشه داستان آدم هایی است که میخواهند

خوشبختی رو به دست بگیرند و تا آخرین لحظات عمر

خود، خوشبخت زندگی کنند.

اگه شما هم یکی از این آدم ها هستین با ما همراه بشید.

چرا دیگه وقتشه، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) زندگی را شروع کنیم؟

به علت آموزه های غلطی که بواسطه ضرب المثل های

غلط در جامعه رواج پیدا کرده، و متأسفانه تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز آنها را پذیرفته و باور می کنند

و زندگی خود را تمام شده می دانند.

اما اگر کمی به زندگی خود و دیگران توجه نمایند، متوجه

می شوند که نفرات زیادی هستند که سنین بالای 100 را

نیز با سلامتی و نشاط تجربه می نمایند، پس چگونه است

که ما در سنین زیر 70 و 80، دم از پر شدن چوب خط و

تمام شدن عمر خود می زنیم.

اما بیائید تا زمانی که خدا به ما عمر داده است، خود ما با

اهمال کاری های خود، خود را از نعمات خدادادی محروم

نساخته و زندگی دوباره، شاد و بانشاط و سلامتی بعد از

پیشکسوتی(بازنشستگی) را تجربه نمائیم.

چطوری از همین لحظه، زندگی را در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) شروع کنیم؟

کافی است که افکار باطل و غلطی که متأسفانه دیگران

مایل هستند که در مغز و ذهن ما نقش ببندد، از ذهن و

فکرمان خارج نموده و به لطف خدا و توانائی خودمان، ایمان

و اطمینان داشته باشیم.

البته شما می توانید با تهیه کتاب الهی پیر شی،

از شروع زندگی دوباره که در آن کتاب شرح داده شده

است، استفاده نمائید.

و با راه کارهای ذیل نیز می توانیم شروع دوباره ای

برای زندگی خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داشته باشیم:

  • در ابتدا توکل به خدا نموده و بدانیم که اوست که همیشه
    هدایت گر ما و راهنمای ماست، و اگر بتوانیم ایمان و اعتقاد
    خود را بالا ببریم، مطمئناً می توانیم زندگی بهتر و سالهای
    بیشتری را تجربه نمائیم.
  •                     
  • نسبت به نوشتن اهداف جدید برای خود(حداقل 3 هدف
    برای هر دوره) اقدام نموده و در جهت دستیابی به این
    اهداف، برنامه های اجرائی و عملیاتی تهیه نمائیم.
  •                                 
  • در جهت دستیابی به اهداف خود، هر روز و هر لحظه
    گام برداریم.
  •                               
  • یکی از اصول اصلی در بحث هدف گذاری، اهدای پاداش
    به خود است، هر زمانی که به هر هدفی که برای خود
    نگاشته بودید، رسیدید، حتماً خود را با پاداشهای خوب
    مورد نظر خود، غافلگیر نمائید.
  •                         
  • تا رسیدن به اهداف اصلی و عظیم خود، از اقدام و عمل،
    دست برندارید.
  •                     

لازم به ذکر می باشد که اهداف در ابتدای کار می تواند خیلی
عظیم و بزرگ نباشد و حتی اهداف کوچک نیز می تواند جزء
اولین اهداف شما باشد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تبدیل لحظه ها به شادی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لحظه ها را می توان به شادی تبدیل نمود.

اکثراً که باهاش صحبت می کنید، مثل اینکه در این

دنیا و در این مکان نیست، و همش در افکار خود

غوطه ور است.

زمانی که از او در باره این افکار پرسش می شود،

بیان می کند که یا درگیر موارد و اتفاقات گذشته

است و یا درگیر برنامه های آینده است.

در سفری که چند روز به مشهد مقدس داشتم،

به همراه گروهی از پیشکسوتان(بازنشستگان)

گرامی بودم. جالب آن است که در این سفر معنوی

نیز، اکثراً به جای اینکه از زمان فعلی استفاده لازم

را ببرند، در افکار خود جهت تهیه سوغات برای

فرزندان خود بودند.

زمانی که برای آنها صحبت کردم و به ایشان یادآوری

نمودم که دیگر زمان فکر کردن به دیگران گذشته و

حالا دیگر زمان رسیدن و فکر کردن به حال خود و

احوال خود می باشد، تعدادی از آنها تازه متوجه شدند

که برای چه به این سفر زیارتی آمدند و به جهت اینکه

بتوانند این سفر را برای خودشان ماندگار نمایند،

عکس هایی با گوشی های خودشان از آنها گرفتم.

به خاطر همین تصمیم گرفتم که در این مقاله به این

مقوله نگاهی بیندازیم.

با ما همراه باشید.

   «شادی چیزی نیست که در زندگی به دست آورید،

شادی چیزی است که شما به زندگی می‌آورید.»

-وین دایر

همیشه لازم نیست خنده در پی شادی باشد

گاهی باید خندید تا شادی به دنبالش بیاید

یاد گرفتم وقتی لبخند بزنم، دنیا هم به من لبخند می‌زند.

پیشنهاد می شود مقاله راهی برای شادی وجود

ندارد، شادی خود راه است را نیز از دست ندهید.

لحظه چیست؟

در فرهنگ معین لحظه به یک چشم به هم زدن،

یک دم معنی شده است.

و در کل به معنای کلیه اوقات و زمان های خیلی کوتاه

و گذراست که باید به آن توجه نمود. و لحظه اکنون،

همین لحظه فعلی است که ما در آن قرار داریم.

شادی چیست؟

شادی در واقع مجموع کیفیت دو احساس درونی ماست،

یکی حس‌ رضایت ما و دیگری کیفیت احساسات خوبی

است که در طول زندگی دریافت می‌کنیم.

هردوی اینها منجر به شادی می‌شوند و هردو پدیده‌های

نسبتا پایداری در زندگی هر فرد هستند. زندگی ما

ممکن است تغییر کند و خلق و خوی ما شاید مدام در

نوسان باشد، اما احساس شادی به‌صورت ژنتیکی

پایدارتر از هر حس دیگری عمل می‌کند. پس خبر خوب

این است که با تلاش مداوم می‌توان در این مورد تعادل

برقرار کرد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لحظه ها را به شادی تبدیل کنیم؟

زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی متأسفانه

آن را پایان زندگی می نامند. اما در واقع یک زندگی

جدید و یک دوره تازه از زندگی است که فرد می تواند

بدون نگرانی مشغله های شغلی، به مشاغل و

کارهای مورد علاقه خود(البته در صورت وجود درآمد

مکفی) بپردازد.

و در حالتهای مختلف، حداقل 50 سال از زندگی فرد

گذشته است و فرد باید برای سالهای بعد، برنامه ریزی

نماید.

با توجه به زندگی های فعلی و ماشینی که در آن به

سر می بریم، غصه و ناراحتی ثمره عدم برنامه ریزی

مناسب در طول دوران اشتغال است، گریبانگیر اکثریت

قریب به اتفاق کارمندان و افراد می شود.

حال اگر در این دوران، که فرد به جهت مسائل بوجود

آمده و از همه مهمتر، کاهش درآمد مستعد و آماده

دریافت بیماری افسردگی می باشد، اگر نتوان از لحظات

بوجود آمده استفاده کامل و شایسته را ببرند، دیگر چه

زمانی می توان این لحظات را دریافت و از آن بهره لازم

را برد.

حتما بخوانید: مقاله 17 اصل شاد زیستن در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چطوری می توان لحظه ها را به شادی

تبدیل نمائیم؟

در مقالات متعدد که خوشبختانه در فضای اینترنت به

وفور یافت می شود، راه های متعدد و بی شماری

جهت استفاده از لحظات نام برده شده و توصیه

گردیده است.

ما در این جا قصد داریم از چند بمب شادی زا،

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نام ببریم که

می تواند لحظات خوب و شادی را برای گنجینه های

نیروی انسانی رقم بزند.

راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

1- یکی از مهمترین مسائل در شاد بودن،

دوست داشتن خود است. اگر شما خودتان را

دوست داشته باشید، تمام لحظات و زمانها را

می توانید با خوشحالی و شادی به سر ببرید.

2- در هیچ موقعیتی، شادی خود را به اشیاء، افراد

و موارد خارجی و بیرونی و نتایج اعمال خود متصل

و مرتبط نسازید. زمانی که شادی خود را به هر یک

از چیزهائی که ذکر شد، خود را وابسته نمائیم،

در طول زندگی خود با مشکلات و مسائل متعددی

روبرو خواهیم شد. زیرا همه آنها ناپایدار هستند و

هر آن ممکن است که دیگر نباشند.

3- کودک درون خود را بیدار نموده و با او خوش باشید.

این کودکی که در زمان های قبل، بدلیل عدم اهمیت

به او، مجبورش نمودیم که گوشه گیر شده و در کارهای

ما دخالت نکند. الان همگان توصیه می نمایند که با

کودک درون خود شاد بوده و اجازه دهید، فعالیت خود

را مانند زمان های کودکی از سر بگیرد.

4- خودتان را زیادی جدی نگیرید و اجازه دهید،

استرس، و فشار از درون شما رخت برببندد

حتما بخوانید: مقاله شادی با لذت تندرستی در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

5- سعی کنید در زندگی، بخشندگی را به کرات

تجربه نمائید، و این حس شادی و شادمانی بعد

از بخشش(البته معقول) را به خوبی تجربه نمائید.

ادامه راه های شاد زیستن در دوران پیشکسوتی:

6- در صورت داشتن نوه، حتماً از وجود این

بمب های انرژی استفاده لازم و مناسب را ببرید،

البته در این خصوص، توصیه های مربوط به زیاده روی

در این امر نیز باید مدنظر قرار گرفته شود.

7- با محیط خود و زیبائی های اطراف خود، به خوبی

ارتباط برقرار کنید و این اجازه را به خودتان بدهید که

به جای دیدن خار در ساقه گل، گلبرگ های گل،

رنگ های مطبوع و بوی خوب و دلنشین آن، به وجودتان

جاری شده و شادی را برایتان چند برابر نماید.

8- آگاهانه با نور خورشید ارتباط برقرار کنید. از نور

خورشید آگاه باشید و هنگامی که آن را روی صورت

و بدن‌تان حس می‌کنید، به آن فکر کنید. در گرما و نور

آن حمام کنید. ارتباط خود را با این منبع انرژی

حیات‌بخش حفظ کنید.

9- خوش بین باشید و اجازه دهید دیگران نیز خوش بینی

را در وجود شما به نظاره بنشینند.

10- ورزش را فراموش نکنید، مخصوصاً همراه با دیگر

همسن و همکاران سابق خود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مسائل مبتلابه عزیزان گنجینه نیروی انسانی است.

در زندگی گاهی اوقات همسر، یا فرزندان دچار بیماری گردیده

و به ناچار، فرد می بایست از آنان نگهداری نموده و مراقبت از

آنان در اولویت می باشد. حال اگر این اتفاق در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد روی دهد، به دلیل مسائل متفرقه

و از جمله مسائل اقتصادی که برای گنجینه های نیروی انسانی

به وجود می آید، موارد متفاوت می باشد. و فشار مضاعفی بر

پیکر، پیشکسوت(بازنشسته) وارد می نماید، اما چگونه می بایست

با این فشارها کنار آمد و با آنها مقابله نمود، خود یکی از مواردی

است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری

از بیماریها را نیز مطالعه فرمائید.

نگهداری از بیمار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورتی باید باشد؟

همانگونه که یک آتش نشان، در موقع رفتن به مأموریت،

در ابتدا نسبت به ایمن سازی خود و اطراف خود اقدام می نماید

و سپس در جهت امدادرسانی قدم برمی دارد، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز می بایست، ابتدا نسبت به مقاوم سازی

و بالابردن انگیزه خود، اقدام نموده و پس از تکمیل انرژی خود،

نسبت به امدادرسانی به بیمار، اقدام نمایند.

زیرا در زمانی که انرژی بدن، کاهش یابد،

بیماری نیز بدن را فرا می گیرد و در زمانی که انرژی روحی

فرد کاهش یابد، فرد به افسردگی دچار می شود.

لذا مراقبت از عدم کاهش انرژی، بسیار مهم و حیاتی است

و می بایست مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

چرا باید از بیمار مراقبت نمائیم؟

 

خوب این دیگر از بدیهیات است، زیرا که در زمانی که یکی

از افراد خانواده دچار بیماری می گردد، این وظیفه بقیه افراد

و همسر است که از او نگهداری و پرستاری نماید.

و در جهت این نگهداری نیز، می بایست، عشق و محبت

فراوان نثار فرد بیمار نمایند.

البته لازم به ذکر می باشد که این عشق و محبت، چنان باید باشد

که فرد بیمار را به بیماری معتاد ننماید، و فرد بعلت اینکه عشق

و محبت خانواده و همسر را بدست بیاورد، اقدام به تمارض ننماید.

زیرا زمانی که فرد اقدام به تمارض نماید، بدن تفاوت بین تمارض

و بیماری را متوجه نمی شود، همانگونه که تفاوت بین خنده زورکی

و خنده واقعی را نیز درک نمی نماید.

پس فرد مطمئناً دچار بیماری گردیده و امراض مختلف

گریبانگیرش خواهد شد.

راه کار اجرائی آن است که سعی نمائیم، عشق و محبت خود

را مثل سابق(البته کمی بیشتر) به بیمار نشان داده و در جهت

بهبود بیمار، قدم های مناسب و مفید برداریم.

پیشنهاد می شود، مقاله خنده و نقش آن در سلامتی پیشکسوتان

(بازنشستگان) را نیز مطالعه نمائید.

چطوری باید از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نگهداری نمائیم؟

 

 برای نگهداری از بیماران، باید به نکات ذیل توجه نمود:

  • هم‌دوش آنها باشید
  • نوبت پزشک برایشان بگیرید
  • گوش شنوایی برایشان باشید
  • مراقب هزینه‌ها و خدمات درمانی باشید
  • به آنها دلگرمی دهید
  • اطلاعات خود را بالا ببرید
  • از مشاوره کمک بگیرید

تا جایی که می‌توانید حس اعتماد به نفس و استقلال را در بیماران

تقویت کنید و کاری کنید که مانند زمان قبل از بیماری فعال باشد؛

به طوری که تا حد امکان اجازه دهید خودشان کارهای روزمره

را انجام دهند و در صورتی که نیاز به کمک داشتند، از آنها

دریغ نکنید. اعتماد کردن در انجام کارها به آنها اعتماد به نفس می‌دهد.

سعی نکنید به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

نگهداری از بیمار به مرور خستگی زیادی را به دنبال می‌آورد،

بنابراین هرگز قبول کمک دوستان و اقوام را رد نکنید.

همکاری با دیگران فرصت‌های خوبی را در اختیار شما قرار

می‌دهد تا به بهترین نحو از بیمار نگهداری کنید.

کاهش استرس در نگهداری از بیمار:

به منظور کاهش استرس بهتر است این راهکارهای ساده را دنبال کنید:

* نگرش مثبتی داشته باشید.

* این را بپذیرید که برخی اتفاقات خارج از کنترل شما هستند.

* به جای عصبانی شدن، از گفته‌های خود دفاع کنید و عقیده‌ها،


نظرات و احساسات خود را به جای خشمگین شدن، بروز دهید و ابراز کنید.

* آرام شدن بعد از عصبانیت را فرا بگیرید.

* به طور منظم ورزش کنید. بدن زمانی که در شرایط مناسب و


خوب جسمانی قرار داشته باشد، راحت‌تر با استرس مقابله می‌کند.

* غذاهای مقوی و متعادل مصرف کنید.

* استراحت کنید و به مقدار کافی بخوابید. بدن برای رها شدن از


اتفاقات پراسترس روزمره به بازیابی نیاز دارد که با خواب


می‌تواند این کار را بخوبی انجام دهد.

* از مواد مخدر و مشروبات الکلی برای کاهش استرس خود استفاده نکنید.

* می‌توانید از گروه‌های حمایتی مشابه برای رد و بدل کردن


تجربیات خود استفاده کنید و متوجه شوید که شما در مواجهه


با چنین شرایط دشواری تنها نیستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)؟

این به چه معناست، و چرا زندگی کردن، مهم تر از زنده ماندن تنها است؟

در هفته گذشته با پدری ملاقات داشتم که بنا به گفته خودش تنها

67 سال از زندگی گهربار خود طی نموده بود، لکن با عصائی در

دست و قدی تقریباً خمیده با او روبرو شدم.

زمانی که در خصوص داشتن عصا از او سئوال نمودم، در جواب

دریافتم که ایشان دیسک کمر داشته و بنا به گفته چند تن از پزشکان

باید سریعتر برای عمل جراحی به بیمارستان میرفت و به همین جهت

بود که توانائی راه رفتن نیز از او گرفته شده بود و تنها به کمک عصا

و همراهی دیگر اطرافیان توانائی راه رفتن داشت.

پس از چند دقیقه ای مذاکره با ایشان و تقدیم یک عدد از کتاب

الهی پیر شی به این پدر بزرگوار، از ایشان قول گرفتم که به

زودی عصا را کنار بگذارد.

بقیه ماجرا را در بندهای دیگر به تفصیل بیان خواهم نمود.

پیشنهاد می شود مقاله جوان بودن قلب را

 مطالعه فرمائید.      

زندگی کردن و زنده بودن به چه معناست؟

زنده بودن یعنی نفس کشیدن. یعنی اکسیژن را داخل ریه‌ها بکشید و

دی‌اکسیدکربن را بیرون کنید. یعنی هوای تازه را داخل ریه‌ها آورده

و هوای مسموم را بیرون بفرستید. شاید این آسان‌ترین کار به نظرتان

برسد. آنقدر ساده که خیلی از ما فقط به همین کار تا آخر عمرمان

بسنده می‌کنیم، یعنی فقط نفس می‌کشیم.

زندگی کردن یعنی اجازه ندهیم ریتم زندگی، ما را تسلیم خود کند.

زندگی کردن یعنی هیچ لحظه‌ای را از دست ندهیم.

یعنی آنقدر جیغ بزنیم که به نفس‌نفس بیفتیم و آنقدر بخندیم که نفس مان

 بند بیاید. یعنی آنقدر گریه کنیم که دیگر نفسی برای مان باقی نماند.

یعنی حس کنیم که همه چیز در یک لحظه تمام خواهد شد و برای

آن آماده باشیم.

فرق بین زنده بودن و زندگی کردن:

زنده بودن یک وضعیت است، زندگی کردن یعنی گذر کردن

از همه وضعیت‌ها

زندگی کردن یعنی با نفس‌هایتان، با لحظاتتان چه می‌کنید.

یعنی چطور مسیر خودتان را می‌سازید.

زندگی کردن یعنی دوست داشتن فرزندانتان تا جایی که آسیب نبینید،

یعنی خرج کردن خوشبختی‌تان برای دیگران و گم کردن خودتان در

یک تکنوازی گیتار. یعنی نقاشی کشیدن تا جایی که دردهایتان را

فراموش کنید، رابطه‌جنسی با همسرتان برای فراموش کردن

شکستگی دلتان و لذت بردن از هر تکه کیک شکلاتی.

در داستان اول که برایتان نقل نمودم، آن پدر در آن لحظات تنها

زنده بود و متأسفانه با صحبت های اطرافیان که دیگر پیر شده است

و باید خودش را برای رفتن آماده نماید، واقعاً تنها زنده بود و

نفس می کشید و هر لحظه خودش را به مرگ نزدیکتر می دانست

لکن با صحبتهائی که با هم داشتیم، ایشان بلافاصله از همان شب

تصمیم خود را گرفت و از فردای آن روز، به اتفاق خواهر زاده

خود، طی 3 الی 4 روز و هر روز 2 سانس به استخر رفت و

تحت آب درمانی قرار گرفت، هر چند که بنا به گفته خودش، در

روز اول، فشار زیادی را متحمل شد، لکن این فشار او را از ادامه

مسیر غافل نکرد و ایشان همچنان با امید به پیش رفت به صورتی

که روز سه شنبه که ایشان را در محل دیگری ملاقات نمودم،

کاملاً بدون عصا و بدون کمک افراد دیگر، منتها کمی به آرامی

راه میرفت.

و نیز قول داد که در سری بعدی که همدیگر را می بینیم،

حتماً آمادگی پیاده روی با یکدیگر را داشته باشد.

چرا زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم تر

از تنها زنده بودن است؟

      

زنده بودن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تنها و تنها،

همانگونه که بیان شد، نفس کشیدن و خوردن و خوابیدن و

انتظار لحظات مرگ را کشیدن، است.

و با توجه به جو منفی که در اجتماع ما وجود دارد که هر فردی

که عدد سنش به 60 به بالا برسد را پیر خطاب می نمایند و به او

القاء می نمایند که باید آماده رفتن باشد، زنده بودن تنها، مرحله ای

است بسیار وحشتناک که برای فرد، می تواند بی نهایت عذاب آور

باشد و او دیگر هیچ لذتی از زندگی خود نداشته باشد.

در صورتی که همانگونه که در مقالات قبلی بارها و بارها به آن

اشاره داشتیم، امید به زندگی، با توجه به پیشرفت های علمی و

تکنولوژیکی مرتب بالاتر رفته و انتظار سن های سه رقمی،

دور از واقعیت نیست و خیلی از افراد می توانند این سن ها را

به خوبی درک نمایند.

زندگی کردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نه تنها مهم است،

بلکه ضروری و لازم است، زیرا که تنها با زندگی کردن و

لذت بردن از همه جوانب زندگی می توان، زندگی خوبی را

برای خود رقم بزند.

همانگونه که آن پدر، همراه با شادی بوجود آمده در وجودش،

توانائی هائی را که داشت را مجدداً با تلاش خود، به زندگی

خود وارد نمود و زندگی جدیدی را آغاز نمود.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر است؟       

چطوری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای زنده بودن،

زندگی کنیم؟

            

زندگی مجموعه‌ای از لحظه‌هاست! چون پشت این لحظه، لحظه بعدی

و پشت اون لحظه بعدی و بعدی و …

پس، اگر می‌خواهید در كلیت بزرگ زندگی راضی باشید اول باید

تمرین كنید تا در لحظه راضی باشید.

“اگه كسی تصمیم بگیرد فقط در لحظه اكنون راضی باشد،

بعد، به لحظه بعدی كه رسید، باز در لحظه اكنون راضی باشد

و بعد به لحظه بعدی كه رسید باز …..

شرط رضایت این است كه در لحظه ابدی اكنون راضی و شاد باشید!!

15 روش برای استفاده بیشتر از زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی):

            

در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری

از زندگیتان ببرید – زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از

آن لذت ببرید.

  • قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید.
  • حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید.
  • کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید: اینکه دیگران را ببخشید به
  • این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را
  • برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون
  • باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند.
  • همان کسی باشید که واقعاً هستید: اگر آنقدر خوش‌شانس باشید
  • که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به
  • هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن با ارزش است.
  • در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند،
  • جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید.
  • به ندای درونیتان گوش دهید.
  • به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش
  • می‌آورد لذت ببرید.
  • روابط تان را هوشمندانه انتخاب کنید.
  • کسانی که دوستتان دارند را بشناسید.
  • خودتان را هم دوست داشته باشید.
  • کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید.
  • بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید.
  • برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید.
  • از کوچک ترین چیزهای زندگی لذت ببرید.
  • این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست.
  • زمانی که باید بگذرید: همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته
  • است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند.
  • اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر
  • خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر
  • بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی
  • شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژه در دوران پیشکسوتی را با بیان داستانی شروع می نمایم.

در زمانی که دانشجوی کارشناسی در دانشگاه بودم، در یک جلسه،

استاد تربیت بدنی ما کاری برایش پیش آمد و یک استاد دیگر را نیز

برنامه ریزی نمود که سر کلاس ما بیاید.

                   
این استاد عظیم الشأن که دانشجوی دکترای تربیت بدنی بود، در سخنان

خود در کلاس به ما گفت: سعی کنید که داخل مشکلات نروید و اجازه

دهید تنها مشکلات در جلوی چشمان شما رژه بروند.

               
و تنها به دیدن حرکت مشکلات بسنده نمائید. که در این صورت می توانید

بهتر و مفیدتر آن مشکلات را برطرف نمائید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

رژه رفتن مشکلات چیست؟


رژه رفتن به معنای آن است که فقط نظاره گر آن باشیم که آنان جلوی

چشمان ما قدم زده و حرکت نمایند.

یعنی همه‌ی یگان‌ها باید جمع شوند در میدان صبحگاه و به احترام

پرچم خبردار بایستند و آخر سر هم از جلوی جایگاه رژه بروند.

              
رژه رفتن، یک مقام عالی رتبه در بالای جایگاه قرار می گیرد و

یگان های مختلف، از هر درجه و بخش، از جلوی جایگاه در صفوف

منظم و یکدست حرکت می کنند.

چرا رژه رفتن مشکلات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی)، با توجه به کم شدن درآمدی که از

محل اشتغال قبلی، کم کم مشکلات خود را نمایان می سازند و اگر خود

را داخل مشکلات بیندازیم، به آن اندازه گرفتار می شویم که دیگر حل

آن، برایمان کمی مشکل ساز می شود.

          
حال اگر به داخل مشکلات نرویم و اجازه دهیم مشکلات از جلوی

چشمان ما، قدم بزنند، مطمئناً می توانیم راه حل های بهتر و مفیدتری

برای آنان بیابیم و مشکلات را با برداشتن “م” آن به شکلات تبدیل نموده

و از حل آنها، لذت ببریم.

              
و از آن سو، زمانی که اجازه دهیم مشکلات در جلوی چشمان ما،

 رژه بروند، بدان معناست که شخصیت ما از مشکلات بسیار والاتر

می باشد، زیرا که در زمان رژه فردی که درجه و مقام او از بقیه

افراد آن میدان بالاتر است در بالای جایگاه قرار میگیرد و نظاره گر

 حرکت یگانها و واحدها می باشد.

مقاله ویروس ذهنی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

چطوری می توان بجای ورود به داخل مشکلات، اجازه دهیم

مشکلات در جلوی چشمان ما، رژه بروند؟

در درجه اول، لازم است که خونسردی خود را در مواجهه با

مشکلات حفظ نموده و قبول نمائیم که این مشکلات نیز مانند

بسیاری از مشکلات دیگر که توسط شخص خود ما مرتفع گردیده

است، برطرف خواهند شد.

              
و در مرحله بعدی نیز با توجه به اینکه مقام ما والاتر از مشکلات

است، با قدرت و اقتدار بیشتر نسبت به رفع آنها اقدام می نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود

                  
لطفاً آن را به دیگر عزیزان نیز هدیه نمائید.

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، از دید عزیزان

گنجینه های نیروی انسانی، به صورت های مختلفی تعبیر و

تفسیر و معنی پیدا می کند.

یادم می آید در زمان نوجوانی، و در بین صحبت های بین خانواده،

یکی از اقوام وقتی صحبت از لباس های عروس می نمود، از لباس

عروس اسلامی نام برد، من همان موقع خنده ام گرفت، و گفتم مگر

لباس عروس اسلامی نیز داریم، زیرا با آموزه های غلط آن روز،

عروس را در روز عروسی مظهر فساد می دانستم و اصلاً باورم

نمی شد که سنت ازدواج، یکی از دستورات اکید اسلام است.

حال چه ارتباطی بین لباس عروس و تفریح پیشکسوتان(بازنشستگان)

وجود دارد؟

اگر کمی تأمل بفرمائید، مطمئناً اعلام خواهد شد.

در افکار و صحبت هائی که در سطح جامعه در خصوص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) مطرح می شود، اکثراً این قشر زحمت کش را

در این دوران، افرادی می شناسند که همیشه درگیر مسائل اولیه زندگی

خود هستند و مشکلات اقتصادی، یکی از مهمترین و اصلی ترین

مسائل این گنجینه های نیروی انسانی است، و به هیچ وجه حقی غیر

از دویدن و جستجوی منابع مالی برای گذران زندگی برای این

عالی مقامان متصور نیستند.

لکن اگر در سطح جامعه به خوبی بنگریم، درست است که درآمد

افراد در این دوران، گاهاً به نصف تا یک سوم تقلیل می یابد،

اما بسیارند افرادی که در همین دوران نیز، علیرغم درگیری با

مسائلی متفرقه و مسائل اقتصادی، از تفریحات (این لازمه اصلی

زندگی) نیز چشم نپوشیده و این مورد را نیز جزء ملزومات اصلی

زندگی خود قرار داده و فرصت و هزینه ای را نیز جهت این امر،

تخصیص می دهند.

پیشنهاد می شود مقاله روابط اجتماعی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

افکار عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نسبت به تفریح چگونه است؟

پیشکسوتی(بازنشستگی) در تمام كشورهای جهان وجود دارد.

بدترین نوع تعبیرهای رایج از پیشکسوتی(بازنشستگی) كه خطر

روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند:

دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را

فقط كاركردن می دانند، پیشکسوتی(بازنشستگی) را هم كابوس

می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و

پیشکسوتی(بازنشستگی) را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن

معنا می كنند.

آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط

اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت

جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از

پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

فرد پیشکسوت(بازنشسته) باید برای خود برنامه ریزی لازم را

داشته باشد که اوقات بیکاری هم سرگرم شود و هم لذت ببرد و

تفریحاتی برای خود داشته باشد.

در اغلب موارد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خانه نشینی های

مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی

تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.

تفریح چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا شده است،

 تفریح به به اعمالی گفته می‌شود که توسط افراد در زمان فراغت

انجام می‌گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می‌شود.

تفریح حالتی است که فرد می تواند انرژی رفته خود را بازگرداند و

مجدداً شادی و نشاط را به زندگی خود سرازیر نماید.

بد نیست که به مقاله بزن پس کله سختی ها و کنارشان بزن

نیز نگاهی بیندازید.

چرا تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد پس از 30 سال کار و

تلاش مداوم، به درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر شده است و

فرد نیاز به تفریح و شادی بیشتر در این دوران دارد.

با اقداماتی که در سیستم اداری کشور به عمل آمده است، فرد پس

از 30 سال کار و تلاش، هم اکنون که باید به دنبال تفریح خود برود،

بدلیل کم شدن درآمد ماهانه خود و بالا رفتن مخارج خانواده به علت

رشد فرزندان و مستقل شدن آنها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مجبور

به فعالیت برای کسب درآمد بیشتر جهت امرار معاش خانواده خود

می باشند.

و گاهی اوقات، حتی نام بردن از اسم تفریح آنها را برآشفته و

ناراحت می نمایند، زیرا که تفریحی که حق آنها در این دوران

می باشد، بخاطر عدم وجود وقت لازم، از آنها گرفته شده است.

اما شاید تعریف ما از تفریح اشتباه باشد؟

آیا تفریح تنها پارک رفتن، مسافرت رفتن، ماهیگیری کردن،

دوچرخه سواری و … می باشد.

پیشنهاد بعدی این است که به مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم

را نیز مطالعه فرمائید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تفریح نمود

و شاد بود؟

تفریحات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را می توان به

بخش های مختلفی تقسیم بندی نمود، از آن جمله می توان به :

  • آرزوهای انجام نشده: یکسری از آرزوها بوده است که از زمان
    اشتغال می خواستیم آن آرزوها را به ثمر برسانیم، لکن به دلیل
    نبود زمان امکان پذیر نبود، لکن الان می توان به آن آرزوها
    دست یافت.
  • بردن نوه ها به پارک: این یکی از بهترین و مهمترین تفریحات
    است که میتواند هم برای نوه ها و هم برای عزیزان پیشکسوت
    (بازنشسته) مفید و مؤثر باشد.
  • مسافرت: یکی دیگر از تفریحات، مسافرت های زیارتی، سیاحتی
    می باشد، در صورتی که از لحاظ مسائل اقتصادی مشکل داشته
    باشید، با تمهیداتی که صندوق بازنشستگی کل کشور، در نظر گرفته
    است، میتوان مسافرت خوب و ارزانی را انتخاب و آن را به سرانجام
    رسانید.
  • ورزش: ورزش خود نوعی تفریح به حساب می آید، و علاوه بر
    اینکه سلامتی فرد را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تأمین
    می نماید، باعث شادی، نشاط گنجینه های نیروی انسانی نیز
    می گردد. 

                   

شاید موارد بالا غیر از بند آخر، نیاز به هزینه برای انجام آن داشته
باشد، لکن تفریحات دیگری نیز هستند که می تواند بدون هزینه انجام
شود و تأثیرات آنها نیز کمتر از موارد ذکر شده در بالا نمی باشد،
از قبیل:

  • لبخند زدن
  • کار و تلاش: به قول آقای کیم وو چونگ، گفته که من تعجب
    میکنم که افراد چرا وقت خود را در ورزش، تلف می نمایند،
    در صورتی که کار و تلاش، هم ورزش و هم تفریح به حساب
    می آید.
  • بودن با خانواده: در صورت وجود خانواده، بودن با خانواده،
    می تواند یکی از بهترین تفریحات ممکن در زندگی به شمار آید،
    که نه نیاز به هزینه و نه نیاز به وقت آن چنانی دارد.
  • روابط اجتماعی با اطرافیان و دوستان

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید در سختی ها شناخت

از قدیم گفته اند، فرد را اگر می خواهی بشناسی، با او به سفر برو.

و هر فرد را در مسافرت می توانی بشناسی، اما در خصوص

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این عزیزان را می توانید در

مواجه با سختی ها بشناسید، و عملکرد آنان را دریابید.

گنجینه های نیروی انسانی، کسانی هستند که در مواجه با

سختی ها، با اتکاء به تجربیات و سوابق ارزنده خود، همچون

ناخدای کارکشته کشتی که می تواند کشتی را در طوفان های

سهمگین از دریا و اقیانوس عبور داده و به سلامت به ساحل

برساند، می تواند بحران ها را مدیریت نموده و به خوبی آن را

هدایت کرده و همگان را به سلامت از این وضعیت خلاص نماید.

پیشنهاد می شود، مقاله بزن پس کله سختی ها 

را نیز مطالعه نمائید.

پیشکسوتان(بازنشستگان) چه زمان هائی خود را نمایان می نمایند.

شاید بر اساس عرف جاری، پیشکسوتان(بازنشستگان) در

عملکرد به نظر کمی کندتر عمل نمایند، لکن تحقیقات نشان

داده است که گنجینه های نیروی انسانی، خیلی دقیق تر و بهتر

کارها را به انجام می رسانند، شاید کمی آهسته تر، اما بهینه تر

انجام می شود.

پس باید به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اعتماد کامل داشت

و بدانیم که تجربیات و مهارت های این گرانمایگان، می تواند

تضمین کننده طی شدن مسیر بصورت بهینه می باشد.

چرا پیشکسوتان(بازنشستگان) را باید شناخت؟

تا زمانی که نتوانیم تجربیات و مهارت و تخصص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) را به درستی دریابیم، نمی توانیم از

این عزیزان توقع داشته باشیم که آنها بتوانند در مواقع

مورد نیاز، مسائل و مشکلات ما را با درایت حل و فصل نمایند.

چگونه می توان پیشکسوتان(بازنشستگان) را در دوران های

سخت، شناخت؟

با صحبت با عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) و یا خواندن مقالات

و یا احتمالاً کتابهای منتشره توسط آنان می توان به گنج های

درون این گنجینه های نیروی انسانی دست یافت.

البته تعدادی از این عزیزان، شاید هیچ یک از موارد بالا را

نداشته باشند، اما این هنر ماست که بتوانیم با همراهی با

گنجینه های نیروی انسانی، پی به تجربه و مهارت این عزیزان ببریم.

و در زمانی که از وجود چنین گوهرهائی با اطلاع شدیم،

باید با کمال احترام، در زمان های مورد نیاز از وجود

گهربارشان استفاده نمائیم. و بدانیم که وجود این عزیزان نه

تنها در سختی ها و مشکلات برای ما لازم و ضروری می باشد،

بلکه در تمام موارد، ما می بایست، از این گرانمایگان، تکریم

لازم را به عمل آوریم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پروازی را با خاطره ای از مصاحبه با گنجینه های نیروی انسانی

آغاز می نمایم.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت بودم،

با اعلام اینکه دیگر عمر خود را به پایان رسانیده اند و هیچ گونه

هدف و برنامه ای برای آینده خود ندارند، از آماده شدن برای رفتن می گفتند.

همان موقع به نظرم رسید که اگر این گنجنیه های نیروی انسانی بلند پرواز

بودند، حتماً برای خود اهدافی داشتند که می خواستند به آن برسند.

و این سئوالات در ذهنم نقش بست که چرا، ما باید برای خدا نیز تعیین

تکلیف نمائیم؟

در زمانی که ما هنوز نفس می کشیم و از نعمت های خدادادی محروم نشدیم،

چرا باید در انتظار مرگ باشیم؟

چرا باید با افکار منفی، لحظات زندگی آینده خود را که با هیچ مبنائی قابل

مقایسه نیست، را هدر بدهیم؟

چگونه می توانیم برای آینده خود امیدوار باشیم؟

در این مقاله بر آنیم که در خصوص بحث بلند پروازی مطالبی را مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک

عدد است را نیز مطالعه فرمائید.

بلند پروازی چیست؟

بلندپروازی کردن در لغت نامه دهخدا به معنای: به ارتفاعی دور پریدن،

اوج گرفتن پرنده در آسمان، بالا برآمدن، مقاصدی عالی داشتن .

خواستار اموری بیش از حد خود بودن . خواهش مقام و منزلتی بیش

از حد خود. بیش از حد خود خواستن، است.

در تحقیقات که در سال ۲۰۱۲ انجام گرفته، تعریفی از بلند پروازی

ارائه داده شده است.

بلند پروازی یعنی “تلاش مداوم برای رسیدن به موفقیت، کسب کردن

و بدست آوردن”. چنین افرادی همواره هدفی معین دارند، اما این هدف

با رسیدن به نیازهای اساسی تفاوت دارد. کسانیکه انگیره ی بدست آوردن

چیزی را دارند،معمولاً به دنبال افزایش مهارت ها و شایستگی رو به رشد

برای دریافت پاداش مالی هستند.

افراد بلند همت معمولاً با افراد آرمان گرا به اشتباه گرفته می شوند،

اما تفاوت اساسی بین این دو خصوصیت وجود دارد. فرد آرامان گرا

برای یک هدف خاص تلاش می کند، در حالیکه بلند پروازی یک ویژگی

است. فرد بلند پرواز دائماً اهداف خود را تجدید می کند و با قصد خاصی

به دنبال یک هدف می رود

بلند پروازی سالم چیز خوبی است. افرادی “بلند پروازی سالم” بینشی

دارند که به کمک آن از نیروهای قوی و کورکوورانه ی بلند پروازی

فاکتوری مثبت منطبق بر آرمان های خود می سازند.

چرا بلند پروازی در دروان پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

بلند پروازی خصوصیات متعددی برای ما در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دارد لکن مهمترین خصوصیت آن می توان به:

دادن امید به زندگی و پیدا کردن هدف، وظیفه شناسی، برونگرایی،

روان رنجوری، ذهن توانا در این دوران اشاره نمود.

افراد بلندپرواز معمولاً از سطوح بالاتر تحصیلات، شغل معتبرتر و

درآمد بالاتری نسبت به افراد غیر بلند پرواز برخودار هستند.

این امر منجر به افزایش میزان رضایت از زندگی آنها می شود.

همچنین بخوانید لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی)

بلند پروازی از نگاه دیگر:

بلندپروازی رفتاری است که انسان‌ها بدون محاسبه توانمندی‌های

خویش در آرزوی رسیدن به خواسته‌های خود هستند. در واقع

بلند پروازی عدم محاسبه توانمندی‌ها و استعدادها از یک سو و

عدم درک ضعف‌ها و قدرت از طرف دیگر است.

در واقع انسان بلند پرواز به دنبال رسیدن به هدفی است که متحمل

کمترین تلاش شود و به دنبال گرفتن نتیجه‌ای بدون هزینه است.

بلند پروازی اگر با عقلانیت همراه شود می‌تواند سبب شکوفا شدن

استعدادهای وی برای رسیدن به مقاصد ارزشمند شود و در غیر این

صورت چون یک انسان بلند پرواز تحت تأثیر احساسات خود بوده

فقط در رویا و تخیلاتش به دنبال رسیدن اهداف و برنامه‌هایش می‌گردد.

آدمی موجودی است که با قوت و ضعف‌های فراوان که می‌تواند در

زمینه‌های استعدادهای نهفته خویش را شکوفا کند تا به خواسته قلبی

خود برسد اما برای کسب موفقیت، افزون بر تلاش، نیازمند به

استعدادها و توانمندی‌های خاص رشته مورد نظر است.

اگر چه یک انسان برای رسیدن به پیشرفت باید هدف‌های عالی و

مقاصد متعالی را در برنامه زندگی داشته باشد اما اگر این سیاست‌گذاری

و برنامه‌ریزی بدون اتخاذ واقعیت‌های موجود باشد وی به اهدافش نمی‌رسد.

چطوری باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بلندپروازی کرد؟

 سه روش برای اینکه بتوانید بلند پروازی رابیاموزید

1.محیط را بسنجید

تعداد افرادی که از اهداف شما در زندگی حمایت می کنند،

چند نفر است یا اینکه آیا افراد بلندپرواز در اطراف خود دارید؟

اگر فکرتان به هیچکس نمی رسد، این یک مشکل است.

باید در جمع افراد بلندپرواز قرار بگیرید. آن ها به شما انگیزه

می دهند و به احتمال زیاد با وجود آن ها سریع تر به اهداف

خود می رسید.

جویا شوید که در کجا می توان افراد هم عقیده را بیابید.

چند مورد از آن مکان ها عبارتند از:

1.گردهمایی های آنلاین

2.گروه های پیشگام

3.نشست های گروهی

4. باشگاه های ورزشی

ظرف 14 روز آینده، حداقل یک فرد بلند پرواز را بیابید و با او

ارتباط برقرار کنید. همچنین کتابی در زمینه بلند پروازی مطالعه

کنید تا بلند پروازیتان اوج بگیرد. این کتاب می تواند کتابی الهام بخش،

کتابی جنگی یا بیوگرافی از موفقیت افراد باشد.

2.اهداف خود را وسعت بخشید

هدفی بی ثمر که سهل الوصول باشد را مد نظر قرار ندهید.

اگر درصدد کسب موفقیتی چشمگیر هستید، باید خود را وادار

به انجام کارهای سخت کنید. شاید تصور کنید که مد نظر قرار

دادن اهداف کوچک مهارپذیر، هوشمندانه است، حال آنکه اگر

اهداف بزرگی را در سر بپرورانید، احتمال اینکه به آن ها تحقق

بخشید بیشتر است. اهداف خود را یادداشت کنید. بدین ترتیب کاغذ

مرجعی دارید که باید از آن پیروی کنید. همین امروز هدفی والا

را در نظر گرفته و آن را یادداشت کنید و سپس ظرف همین هفته

حداقل یک گام به سوی تحقق آن بردارید.

3.منفی بافی ها را نادیده بگیرید

شاید این را زیاد شنیده باشد، اما حقیقت همین است.

ذهن شما شبیه یک اسفنج است، پس مهم است که بر اهداف

خود پافشاری کنید. این بدان معناست که به افکار منفی گوش ندهید.

این عدم گوش دادن به افکار منفی شامل خودتان نیز می شود.

گاهی خود ما بدترین منتقدان خودمان هستیم. هرگاه در صدد انجام

اقدامی جدید هستید، این را در نظر بگیرید.

در قسمت بعدی، نیز به ادامه همین مقاله می پردازیم، پس با ما همراه باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از ملزومات

این دوران جهت شادی و نشاط می باشد که شرح و چگونگی آن در

مقاله بلند پرواز ی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) قسمت اول،

به آن پرداختیم.

                   
در این مقاله، لیست 40 فعالیت که می توان در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جهت بلند پروازی از آن استفاده نمود، از مقاله

Top 40 life ambitions for over-65s آورده شده است.

با توجه به اطلاعات جدید، کوه نوردی، غواصی و یادگیری پرواز،

در میان پیشکسوتان(بازنشستگان) جزء بلند پرواز ی های جدید

گنجینه های نیروی انسانی می باشد.

بر اساس تحقیقات جدید، پیشکسوتان(بازنشستگان) بریتانیا در حال

رد کردن زندگی آرام به نفع زندگی های پر ماجرا هستند.

لیست فعالیت های جدید “هیجان انگیز” که توسط

YouGov و Centra Pulse تهیه شده در ذیل آمده است:

              
در اینجا بلند پرواز ی هائی برای زندگی بالای 60 سال آورده شده

است، لکن امکان اضافه کردن به این لیست وجود دارد، و شما

خواننده گرامی می توانید نظرات خود را در خصوص اضافه نمودن

به این لیست در بخش نظرات همین مقاله مرقوم فرمائید.

                
1. سفر به جهان

Saburo Shochi از ژاپن، که 106 سال دارد، رکورد جهانی

گینس را برای قدیمی ترین فرد جهان با استفاده از حمل و نقل عمومی

دارد. یک ماه برای استاد دانشگاه دانشگاه فوکوكا برای سخنرانی در

شش كشور و تقریبا 60 هزار کیلومتر سفر كرد.

2. خانواده تان را ببینید

3. برای زندگی تا 100 سال برنامه ریزی نمائید.

4. پرفروشترین رمان را بنویسید

                      

برتا چوب یکی از قدیمی ترین نویسندگان است که اولین کتابش

را در تاریخ 20 ژوئن 2005 و در سن 90 سالگی شروع نمود

و توانست در سن 100 سالگی، این رمان را که داستان اردوگاه

تعطیلات بلکپول بر اساس خاطرات خود بود را منتشر نماید.

5. خود را برای برنده شدن در قرعه کشی ها، آماده نمائید.


اوتوسیتر 85 ساله، که بعنوان یکی از قدیمی ترین برندگان قرعه کشی

بریتانیا نامش ثبت شد توانست با شرکت در قرعه کشی سال 2003

مبلغ 2.3 میلیون پوند به دست آورد

6. یک خانه جدید خریداری کنید

            
7. یک زبان جدید یاد بگیرید

8. برنامه ریزی جهت استقلال مالی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشید.

9. تبدیل شدن به یک پدربزرگ و مادربزرگ و استفاده از

موقعیت های آن.

10. یک بار دیگر تلاش نمائید در تیم های ورزشی مورد علاقه

خود بازی کنید.

11. خود برای خدمت به خانواده آماده نمائید.

12. یاد بگیرید که پرواز کنید

         

جیمز کالینز وارن، مسن ترین فردی است که مجوز پرواز را

در سن 87 سالگی در Vacaville کالیفرنیا در تاریخ

سپتامبر 2010 دریافت نمود.

13. یک ماشین کلاسیک بخرید

14. یاد بگیرید که یک ساز موسیقی جدید بنوازید

15. سرزمین های شمالی را ببینید

16. سفر با کشتی تفریحی را تجربه نمائید.

17. سعی در کاهش وزن خود داشته باشید.

18. سعی در انجام کارهای خیریه نمائید

19. یک چتر نجات پرش و یک اسکایدواید بگیرید.

Estrid Geertsen مسن ترین زن است که در پرش

ارتفاع 4000 متری و در سن 100 سالگی در دانمارک شرکت نمود.

20. کارهات رو یکدفعه انجام بده

21. یک باغ رویائی برای خود بسازید.

22. به دانشگاه بروید

قدیمی ترین فارغ التحصیل دانشگاه Allan Stewart است که

مدرک لیسانس حقوق را در 91 سالگی و در 214 روز دریافت

کرده است. او در سال 2006 از دانشگاه نیو انگلند، نیو سات ولز

استرالیا فارغ التحصیل شد.

23. با یک ماشین مسابقه رانندگی کنید

24. یاد بگیرید که شنا کنید

25. صعود به کوه را جزء برنامه های خود قرار دهید.

قدیمی ترین مرد برای صعود به قله اورست یوچیرو میورا است

که در تاریخ 23 مه 2013 در سن 80 سالگی 223 روز به قله

رسید. این سومین بار است که او این رکورد را حفظ کرده است:

او قبلا در سال 2003 و در سال 2008 به بالاترین نقطه زمین در

جهان به عنوان آخرین متقاضی در جهان رسیده است.

26. عاشق شوید

27. بالن سواری نمائید

اما کارول، پس از گذراندن یک ساعت پرواز طولانی در سراسر

ایاوا در ایالات متحده آمریکا در سن 109 سالگی و در 70 روز

در سال 2004 نام خود را به عنوان مسن ترین فرد بالن سوار ثبت نمود.

28. سفر کنید.

29. در پروازها، از بلیط های First Class استفاده نمائید.

30. چند روزی در دریا زندگی کنید.

31. ملاقات با یک فرد مشهور داشته باشید.

32. یاد بگیرید که نقاشی کنید

33. پرواز با هلی کوپتر را تجربه نمائید.

         

دونالد هینکل یک پرواز انفرادی را در سن 86 سالگی، و طی آموزش 6 ماه و 23 روز در فرودگاه کانتی اکسداوا، در میو، میشیگان، ایالات متحده آمریکا در سال 2012 انجام داد و نام خود را بعنوان مسن ترین خلبان هلی کوپتر به ثبت رساند.

34. پرواز با هواپیماهای Spitfire یا Lancaster را تجربه نمائید.

35. در یک سفر جاده ای طولانی مدت بروید

36. خانه خود را بازسازی کنید

37. یک شاهکار را رنگ کنید

        

مسن ترین هنرمند حرفه ای Moses Aleksandrovich Feigin

است که آخرین نمایشگاه خود را در سال 2007 در مجلس مرکزی

هنرمند در مسکو، روسیه و در سن 102 سالگی به مدت 199 روز

برگزار نمود.

38. یک مرحله از برنامه ریزی های اساسی زندگی خود را

به مرحله اجرا درآورید.

39. با قطار سریع السیر به نقاط مختلف کشور مسافرت نمائید.

40. پیشکسوتی(بازنشستگی) سودمند داشته باشید.

متن فوق، ترجمه مقاله

Top 40 life ambitions for over-65s است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

               
آن را به دیگران نیز هدیه نمائید.

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چند روز پیش که به استخری نزدیک منزل رفته بودم، دو تن از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز که به آن جا آمده بودند، مشغول

گفتگو بودند. و چون آن ها در نزدیک من مشغول گفتگو بودند،

ناخودآگاه سخنان آنان که در کنار من قرار داشتند، به من نیز

می رسید. و بعلت اینکه چند وقتی است که به گنجینه های گهر بار

نیروی انسانی، تعلق خاطری یافتم، سعی نمودم تا بتوانم، حداقل

درسی از گفته های آنان بیاموزم.

فردی که مشغول صحبت بود، داشت از اتفاقاتی که برایش اتفاق

افتاده بود، از جمله اینکه در زمان تحصیل، چه مشقت هائی را تحمل

نموده، و چطوری با وجودی که علاقه ای به رشته ریاضی نداشته

است و میل خاصی به ادبیات داشته، توسط والدین خود، مجبور

به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شده بود، و بعد از دانشگاه

هم علیرغم خواسته خود که می خواسته در فرهنگسراها مشغول

کار شود، مشغول به کار در کارگاه ها و کارخانجات گردیده و

مدیر عامل بعضی از آنها شده است. این مطالب را

به صورت کاملاً رنگی و بدون خش و کاملاً زنده و با

رزولوشن Full Hd تعریف می نمود.

همانجا سئوالاتی در ذهن من نقش بست، که براستی یادآوری

اینگونه خاطرات چه سودی در این سن دارد؟

با گفتن این خاطرات تلخ، به دیگران، به دنبال چه چیزی هستند؟

آیا گفتن این خاطرات، آن هم تا بدین حد، رنگی و زنده، مشکل

و مسأله ای را حل می نماید؟

آیا گفتن این خاطرات، به اصطلاح بعضی ها، ما را سبک

می نماید و دیگر این خاطرات از وجود ما خارج خواهد شد؟

به همین خاطر در این مقاله قصد داریم پاسخ این سئوالات را که

مسلماً جواب آنها هم اکنون در ذهن شما نیز نقش بسته است،

مورد بررسی قرار دهیم.

چرا یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زیان آور است؟

با گفتن این خاطرات، چهره فرد، کامل به هم رفته و تمام زجر و

سختی هائی را که کشیده بود، مجدداً بصورت زنده و آنلاین درک

می کرد و بدن متوجه نمی شود که این مربوط به خاطرات است،

بلکه چون تمام حس آن موقع را دارد، بدن مجدداً باز همه آن

سختی ها و نگرانی ها را مجدداً تجربه می کند.

به نظر شما، یادآوری و درک مجدد این تجربه، نفعی در این

دوران دارد؟

مشخص است که جواب منفی است، زیرا در این دوران که بسیاری

از این عزیزان خود را برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آماده

ننموده و تحمل بدنی و قوای بدنی آنان کاهش یافته، دورانی است

که بدن نسبت به قبل، که سن جوان تر بود، آمادگی کمتری دارد و

دیگر تحمل خیلی از ناراحتی ها را ندارد، و باید بدن خود را کمی

آسوده تر نمائیم.

شخصی مشغول نفرین فرد دیگری بود و همش خدا را قسم

می داد که خدا این کار را در حق آن یکی انجام دهد. یکی آمد و

گفت، حالا آمدیم و خدا خواست به یکی از درخواست های تو

جواب بدهد. بهتر نیست که بجای اینکه برای دیگری نفرین نمائی،

دعائی در حق او یا حق خودت نمائی که در صورت اجابت،

برای او یا خودت بهتر شود. به فرض که با نفرین او، طرف

مقابل نابود شد، چه سودی به حال تو دارد؟ وضع تو بهتر از

این نخواهد شد. او خواهد رفت و فرد دیگری جای او را خواهد

گرفت. اما اگر دعا کنی که حداقل او اصلاح شود، با اصلاح

شدن او، مسائل تو نیز حل خواهد شد.

بر اساس همین اصل، بهتر است که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بجای اینکه از خاطرات بد در زندگی استفاده نمائیم

و مرتب بدن را در معرض تجربه استرس و ناراحتی مجدد نمائیم،

از اینهمه خاطرات خوب در زندگی استفاده نموده و از آنها نام

برده و لذت آن لحظات را مجدداً تجربه نمائیم.

زیرا بدن متوجه نمی شود که خاطرات مخصوص گذشته است، و

چون احساس همان احساس است، اگر خاطرات خوب باشد، بدن

مجدداً آن لذت و شادی و افتخار را مجدداً تجربه نموده و حال

عمومی انسان خیلی بهتر می شود.

با خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چگونه باید

برخورد نمائیم؟

حال میدانیم که نباید خاطرات بد را به یاد آوریم، اما به این همه

خاطرات بد و ناگواری که در زندگی بوده و اتفاق افتاده چه کار

کنیم؟

آیا می شود آنها را نادیده گرفت و فراموش نمود؟

شاید اکثراً این امر برایشان میسر نباشد، و خاطرات بد، به قول یکی

از اساتید، همیشه در گوشه ای از ذهن ما قرار دارد.

البته بعضی از خاطرات بد در زندگی وجود دارد که علیرغم آنکه

در آن زمان، بسیار بد و ناگوار بوده است، هم اکنون از نکات خوب

و بامزه و با خنده و شادی، مطرح می شود و خود ما نیز از شادی

آن بی بهره نمی شویم در صورتی که در همان لحظه، شاید بدترین

خاطره ما بوده است. مثل اینکه در سر کلاس کاری کرده باشیم و

همه خندیده باشند، و به خاطر همان کار، تنبیه شدیدی هم از معلم

و هم از طرف والدین، نصیبمان شده باشد، اما یادآوری آن خنده

بچه ها، همه سختی و زجر تنبیه های دیگر را از بین می برد.

اما بعضی از خاطره ها، در همین زمان نیز به نظر زجر آور و

ناراحت کننده است.

حال ما چگونه اولاً کاری کنیم که این خاطرات بد به ما آسیب

نرساند. و دوماً آنکه کاری کنیم که از ورود خاطرات بد به

ذهن مان خوداری نمائیم؟

اولین کاری که باید انجام داد آن است که در درون همه خاطرات

ما، همیشه درس هائی برای ما بوده است، و تلاش نمائیم که در

درون هر خاطرۀ بد، درس نهفته آن را دریابیم. به همان داستان اول

برگردیم. فردی که مشغول صحبت بود، از این صحبت به میان

می آورد که علیرغم علاقه شدید ایشان به ادبیات، والدینش مجبور

نمودند که ایشان در یکی از رشته های ریاضی درس بخواند و

با ورود به دانشگاه، مهندسی رشته مکانیک دانشگاه تهران را

با موفقیت پشت سر گذاشته است.

حال اگر این فرد بجای اجبار خانواده، به این فکر کند که آفرین

به من، که علیرغم اینکه به رشته ای علاقه نداشتم، به چه خوبی

این درسها را پشت سر گذاشتم و موفق شدم مهندسی خود را

دریافت نمایم. یا اینکه اگر در هر کاری علیرغم میل خود وارد

شود، می توانم آن کار را با موفقیت به پایان برسانم. این ها همه

درس هائی است که من همان موقع از گفته های این پیشکسوت

(بازنشسته) دریافت نمودم. اما اگر من بودم، حس شادی و

خوشحالی داشتم، در صورتی که این عزیز، در موقع تعریف

نمودن، تمام حالات چهره، فقط سختی های مسیر را نشان میداد.

یا اگر می توانید، برای آن خاطرات بد، داستان جدیدی بسازید.

چطوری باید از بروز خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری نمائیم؟

در صورتی که به قسمت قبلی عمل شود، دیگر خاطرات بد، فرد

را آسیب نمی رساند، زیرا که با یادآوری خاطرات بد، درس های

نهفته در آن نیز نهان شده و حال فرد را متحول می نماید و به

سمت خوبی و شادی هدایت می نماید.

و مورد بهتر اینکه، بجای اینکه از خاطرات بد در صحبت ها

استفاده شود، از خاطراتی خوبی که در زندگی کم نداریم استفاده

نمائیم.

در هر مورد از خاطرات خوب، شادی و نشاط هماهنگ و همراه

خواهند شد.

به امید اینکه، دیگر عزیزان و نور چشمان پیشکسوت(بازنشسته)

از گفتن خاطرات بد خود به یکدیگر بدون اعلام درس های نهفته

در آن اجتناب نمایند. و بتوانند شادی و نشاط و سلامتی را به

خود خانواده خود، هدیه نمایند.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگران

عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نوشتن تجربیات عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

چند وقت پیش بود، که با عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مذاکره می نمودم، آنها درخواست

نمودند که فضائی را آماده نمایم تا عزیزان بتوانند،

تجربیات خود را با دیگر عزیزان به اشتراک بگذارند.

گنجینه های گهربار نیروی انسانی می توانند، با

قراردادن نظرات خود در ذیل همین نوشته، تجربیات

خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.