روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

روز جهانی سالمند(جهاندیده) گرامی باد

اول اکتبر هر سال، روز جهانی سالمند نامگذاری شده

است، و بدلیل اینکه این روز در کشور ما و در سال 1396،

مصادف با عاشورای حسینی شد، در آن روز نتوانستم

مقاله ای در این خصوص ارائه نمایم.

لذا قضای آن را به جا آورده و امروز، با یکروز تأخیر

این روز را به کلیه سالمندان- که قشری از آنها از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشند- تبریک

عرض می نمایم.

آیا تنها یک روز نامگذاری نمودن سالمند و یا یک روز

نامگذاری نمودن روز پیشکسوت(بازنشسته) برای

تقدیر از این گنجینه های گهربار نیروی انسانی

کافی است؟

سالمند کیست؟

بر اساس تعریفی که سازمان بهداشت جهانی

از سالمندی(جهاندیدگی) دارد، سالمند را افرادی

می شناسد که از لحاظ سن شناسنامه ای از

مرز 60 سالگی عبور می نمایند:

و آنها را به سه رده سنی تقسیم می نماید

و برای هر رده، یک نام قرار داده است:

از سن 60 الی 74 سالگی را سالمند جوان نامیده است.

از سن 75 الی 90 سال را سالمند خطاب می نماید.

سن 90 سال به بالا را سالمند پیر نامگذاری نموده است.

در حال حاضر، امید به زندگی در ایران، برای مردان

75 سال و برای زنان 78 سال می باشد و بر اساس

پیشرفت هائی علمی پزشکی، محققان امید به

زندگی را در سال 2000 را 200 سال برآورد نموده اند.

این در حالی است که در سال جاری 32 هزار نفر در

ژاپن صد ساله شده اند و اکنون این کشور با 65 هزار

فرد بالای صد سال، رکورد دار جهان است.

هر سال 1/7 % به جمعیت جهان افزوده می شود

و این افزایش برای جمعیت 65 سال و بالاتر 2/5%

است. و این فاصله ترکیب سنی جهان را به سوی

پیر شدن سوق میدهد.

و پیش بینی می شود، ربع قرن دیگر جمعیت سالمند

به 1،2 میلیارد نفر یعنی 14% جمعیت جهان برسد.

در سال 2050 حدود 2 بیلیون یعنی به 21% جمعیت

جهان برسد و برای اولین بار در تاریخ در سال 2050

جمعیت زیر 15 سال و بالای 60 سال مساوی

می شوند یعنی هر کدام 21%.

لازم به ذکر می باشد که جمعیت سالمند ایران

در سرشماری سال 1395 بالغ بر 6.1 % جمعیت

کل کشور بوده است، یعنی 4,875,502 نفر از

79،926،270 نفر سرشماری شده در آن سال.

پیشنهاد می شود، مقاله روابط خانوادگی در

جامعه پیری، چگونه خواهد بود؟ را نیز مطالعه

فرمائید.

چرا باید از سالمندان تقدیر به عمل آورد؟

همانگونه که در بخش قبل یادآوری شد، جمعیت

سالمند ایران فقط در سال 1395 حدود 5 میلیون

نفر می باشد، و این افراد کسانی هستند که

جهاندیده نیز نامیده می شوند، زیرا که با حداقل

سن 60 سال به بالا، اکثریت سن خود را با مسائل

و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم نموده اند و

توانسته اند، خود را به این سن برسانند.

سنی که بسیاری از افراد، نمی توانند خود را به آن

برسانند و هستند افراد زیادی که حتی به سن

پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز نمی رسند.

پس بر ماست که ارزش این افراد که توانسته اند

مخاطرات زندگی را پشت سر بگذارند، و بقول معروف

چند پیراهن بیشتر از ما تن نموده اند را قدر بدانیم

و احترام و شخصیت آنها را ارج بنهیم.

چطوری می توان از سالمندان تقدیر شایسته

به عمل آورد؟

یکی از مسائلی که باید ما به دقت به آن توجه لازم

را داشته باشیم، اختلاف فرهنگی است که ما با

کشورهای دیگر در این زمینه داریم، زیرا هر کشوری،

با سالمندان خود، به صور مختلف برخورد نموده و

هر یک بنا به اقتضای فرهنگ و رسوم خود رفتار

می نمایند.

ما نیز می بایست از فرهنگ و رسوم قدیم خود،

تبعیت نموده و این گنجینه های نیروی انسانی

گهربار را ارج نهیم.

در این دوران سالمندان(جهاندیدگان) را می توان به

شرح زیر تقسیم بندی كرد :

1 – امكانات به اندازه كافی دارند و مایلند

به استراحت بپردازند .

2 – به علت احتیاج به درآمد، به كار خود ادامه

می دهند یا حداقل اگر كاری باشد، مایلند

ادامه دهند.

3 – امكانات مالی دارند ولی چون نمی خواهند

«از كار افتاده» محسوب شوند، مایلند كار كنند.

4 – از كار افتاده و بیمارها .

مقاله جوان و ارتباط با پیشکسوتان(بازنشستگان)

را از دست ندهید.

نیازهای سالمندان چیست:

نیازهای سالمندان را در گروه های چهارگانه بالا

می توان به شرح زیر تقسیم بندی كرد:

1 – احتیاجات عاطفی

2 – احتیاجات معیشتی

3 – احتیاج به تفریح

4 – احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

5 – امنیت

احتیاجات عاطفی

احتیاجات عاطفی همواره وجود داشته و با بالا رفتن

سن، نیازها نیز افزایش می یابد. در گذشته توجه

فرزندان به پدر و مادرها و اصولا افراد جوان تر نسبت

به مسن ترها، بیشتر بود و اخلاق و رسوم حكم

می كرد كه به سالمندان بیشترین احترام گذاشته

شود. اما امروزه كه غالب سالمندان به تنهایی در خانه

خود به سر می برند، هر قدر هم كه وضع زندگی آنها

خوب باشد، از توجه عاطفی دیگران و اقدامات جامعه

بی نیاز نیستند.

احتیاجات معیشتی

احتیاجات معیشتی شامل خوراك ، پوشاك ، مسكن

و بهداشت می شود. غذای سالمند باید سبك،

قابل هضم باشد.

احتیاج به تفریح

سالمندان با توجه به شرایط سنی و عدم اشتغال

جدی، احتیاج به وقت گذرانی پر بار و سالم به اقتضای

شرایط جسمی خود را دارند.

بهترین تفریحات پیشنهادی برای سالمندان (با توجه

به سواد و روحیات خاص هر فرد ) شامل مطالعه كتاب

و روزنامه، گشت و گذار در فضای سبز، معاشرت و

گفتگو با دوستان، تماشای فیلم، خرید از بوفه،

نشستن روی نیمكت و تماشای خیابان و عبور و مرور

مردم و بخصوص تماشای كودكان هنگام بازی و

شنیدن موسیقی می باشد. در ضمن ترتیب دادن

برنامه های فوق العاده مثل مراسم عبادی، جشن و

كنسرت، بازی های سبك تأثیر بسیار خوبی در روحیه

سالمند دارد و احساس یكنواختی روزها را از بین می برد.

احتیاج به شركت در زندگی اجتماعی

افسردگی بیشتر در میان سالمندانی وجود دارد كه

تنها زندگی می كنند و علاوه بر آن دچار ناراحتی های

جسمانی نیز هستند. بعضی از آنها بیش از یك بار در

ماه تماس دیگری با فرزندان خود ندارند و تمام روابط و

گفتگوی آنها در صحبت های چند دقیقه ای برای مثال

با پستچی و مغازه دار خلاصه می شود . از این رو

ضروری است كه محیط مناسب و بهتری برای زندگی

آنها مهیا شود تا افسردگی های ناشی از تنهایی

كاهش یابد. سالمندانی كه علیرغم سن بالا در

فعالیت های اجتماعی حضور دارند و از روابط اجتماعی

نسبتا خوبی برخوردارند، به بیماری های مختلف به ویژه

بیماری های روانی كمتر دچار می شوند .

سالمندان از احساس بطالت و بیكاری و بركنار ماندن

از زندگی اجتماعی رنج می برند . برای رفع این

احساسات باید برنامه های جمعی برای سالمندان

در نظر گرفت، مثلاً سالمندان با هم به مطالعه روزنامه

و مجله بپردازند، به گردش ها و سفرهای كوتاه دسته

جمعی بروند و مورد مشورت قرار گیرند.

مسئله مهم دیگر ، كار است. كار سَبُك بهترین وسیله

برای گذراندن عمر در كهنسالی می باشد . كار نه

تنها پاسخگویی به یك نیاز واقعی در ارتباط با سالمندان

است بلكه با مدیریت صحیح ، نتایج كار سالمندان

می تواند پاسخگوی قسمت های زیادی از نیازهای

جامعه باشد .

امنیت

سالمند احتیاج به امنیت روحی و جسمی دارد و

باید در طراحی فضاهای مرتبط با سالمند این مسئله

مورد توجه قرار گیرد. سالمند باید مطمئن گردد كه

در موقع ضرورت به كمكش خواهند شتافت و یا در

موقع بیماری سریع معالجه خواهد شد و در فضایی

كه پا می گذارد آرامش دارد و مورد آزار قرار نخواهد گرفت .

برخی احساسات مشترك سالمندان

1 – احساس غم و اندوه به خاطر عدم توجه فرزندان و اطرافیان كه عمری برای رفاه آنان تلاش كرده اند.

2 – احساس تنهایی به علت طرد شدن .

3 – احساس یأس و ناامیدی.

4 – احساس اضطراب و نگرانی.

5 – احساس هرز رفتن و بیهوده بودن .

6 – احساس سر بار بودن.

حال چه کاری باید انجام دهیم؟

جدی ترین خطری كه فرد سالمند را تهدید می كند

در انزوا قرار گرفتن او از سوی اطرافیان است. در

این حالت شخص امكان ارتباط صمیمی و نزدیك با

دیگران را از دست می دهد. تنهایی موجب می گردد

فرد سالمند به تدریج دچار مشكلات روانی شود، لذا

درك احساسات و انتظارات سالمندان از اطرافیان و

تصحیح ارتباط افراد خانواده با آنها در فرایند بهداشت

روانی آنها بسیار مهم است. سالمندان به اندازه ای

كه دیگران به آنها به عنوان پیر و از كار افتاده نگاه

می كنند خود را ضعیف و نا توان احساس نمی كنند.

چنانكه در یك خانواده گرم و مهربان اغلب سالمندان

بسیار راحت ، آرام، مقاوم و با نشاط روزگار می گذرانند

در نتیجه این افراد حوصله نگهداری نوه ها را با همه

شیطنت هایشان دارند .

سالمندان به دلیل بازنشستگی و دوری از فرزندان،

نیاز به ارتباط و توجه عاطفی بیشتری را در خود احساس

می كنند كه این نیاز باید مورد توجه قرار گیرد و ارضا شود.

برنامه ریزی صحیح و استفاده از وجود سالمندان و

تجربیات آنها، هم تنهایی آنان را برطرف می كند و

احساس هرز و پوچ بودن را در آنها از بین می برد و

هم منبعی مفید و ارزشمند از معلومات و تجربیات را

در اختیار جوانان نسل بعد قرار می دهد.

پس بیائیم، با نگاه کردن به سالمندان(جهاندیدگان)

آنها را از بسیاری از بیماری ها و احساسات بد،

دور نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی

رژیم فکری در دوران زندگی، یکی از مسائلی است که

همیشه در سلامتی نیز خود را نشان می دهد.

زمانی که اضافه وزن، یا کاهش وزن داریم، سریعاً به

پزشک مراجعه نموده و طبق دستور پزشک، شروع به

گرفتن رژیم های غذائی می نمائیم، چرا که سلامتی

ما برایمان مهم است و می خواهیم که بوسیله گرفتن

رژیم، بتوانیم مراقب سلامتی خود باشیم.

اما ذهن نیز بسیار مهم و اساسی است، زیرا که بسیار

سریعتر می تواند بر روی سلامتی و بدن تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، از نظر علمی ثابت شده است که بسیاری

از بیماری ها، در ابتدا بوسیله ذهن، پذیرفته شده، و آنگاه

وارد بدن می شود.

پس داشتن رژیمی مناسب و در خور شأن و جایگاه ما،

می تواند سلامتی، نشاط و شادابی را در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای ما به ارمغان بیاورد.

ما در این مقاله بر آنیم که به این رژیم نگاهی بیندازیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله آهنگ زندگی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

رژیم فکری چیست؟

رژیم در لغت نامه دهخدا به معنای طرز. قاعده . روش

آمده است و این رژیم اگر فکری باشد، به معنای آن

است که روش و قاعده ای برای فکرمان قرار دهیم که

تناسب آن حفظ و در جهت سلامتی جسم و روح، ما

را یاری دهد.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری بگیریم؟

یکی از همسایگان ما که متأسفانه اضافه وزن داشت

، با مراجعه به پزشک، خبر ناگواری دریافت داشت و

پزشک به او اعلام کرد که اگر وزن خود را به وزن

اصلی خود نرساند به زودی مرگ او را در بر گرفته

و از این دنیا رخت بر می بندد.

و ایشان بلافاصله شروع به گرفتن رژیم نموده و در

حال حاضر که حدود 1.5 سال از آن زمان می گذرد،

توانسته است با کاهش وزن خود به میزان زیاد،

خود را به وزن ایده آل رسانده و علاوه بر حفظ سلامتی

خود، امکان ادامه حیاط را نیز داشته باشد.

حال اگر چنین خبری در خصوص وضعیت روحی شما

بشود، آیا شما نیز حاضر هستید که به مانند این

همسایه گرامی ما، خود را کمی به زحمت انداخته

و رژیم فکری بگیرید.

که اگر این رژیم فکری را نگیرید، افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماریها) شما را در برگرفته و باقی مهمان های

ناخوانده و نامیمون نیز از راه خواهند رسید.

لذا اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که مسائل

و مشکلات عدیده ای وارد زندگی افراد می شود، نتوانیم

رژیم فکری بگیریم، مسلماً ادامه زندگی می تواند برای

فرد مشکل ساز شود.

پس بهینه است که هر چه سریعتر نسبت به این مسئله،

واکنش نشان داده و نسبت به بهبود وضعیت سلامتی

خود قدمهای اجرائی و سریعی برداشته شود.

افکار مخرب و تفکر بی وقفه، نه تنها ذهن را از کارآمدی

و پویایی می اندازد بلکه برای سلامت روانی و حتی

سلامت جسم نیز مضر است. گاهی افکار ما بر احساس

و رفتار ما تاثیر می گذارد و گاهی افکار دارای تاثیرات

بیولوژیک خاصی بر مغز است یعنی همچون دارو و یا

مواد مخدر بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد.

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رژیم فکری گرفت؟

در اینجا می توان حداقل دو رژیم بسیار اساسی و مهم

را بر شمرد:

  • رژیم دوری از افکار منفی: در این نوع رژیم شما
  • باید کلیه افکار منفی که به سراغ شما خواهد آمد
  • را به کناری گذاشته و اجازه ورود آنها را به ذهن
  • خود ندهید. 
  •                     
  1.  
    1. افکار منفی دشمن بزرگ رویاها و زندگی ما هستند.
    2. بسیاری از ما در طول روز دائم در حال سر و کله زدن
    3. با این افکارمان هستیم و اگر این افکار منفی باشند،
    4. به خاطر آن ها موقعیت های زیادی را از دست
    5. می دهیم.
  2.                 
  • رژیم بی ریا کمک کردن و مهربان بودن: بیشتر
  • آدم های موفق، انسان های مهربانی هستند و بدون
  • توقع می بخشند و به دیگران کمک می کنند. مهربان
  • که باشیم، مهربانی چند برابرتر به زندگی خودمان
  • برخواهد گشت. در واقع کمک به دیگران و داشتن
  • قلبی مهربان به جز مزیت اخلاقی که به حساب
  • می آید، یکی از اصول موفقیت است.
  • برای داشتن یک رژیم فکری،
  • اقدامات زیر می تواند موثر باشد:

۱- هرچه بیشتر بر افکار خود، آگاه باشیم

 ۲- وقتی خود را در حال فکر کردن به چیزی یافتیم،

از خود بپرسیم آیا فکر کردن به این موضوع لازم و

مفید است؟

 ۳- از طریق انضباط ذهنی و اینکه در مورد چه چیزهایی

باید فکر کرد و در مورد چه چیزهایی نباید فکر کرد،

کنترل هر چه بیشتر افکار را به دست گیریم.

۴- آشفتگی محیط بیرونی بر آشفتگی فکر تاثیر دارد.

با نظم دادن به محیط بیرونی و رفتار خود، بر نظم

ذهن تان بیفزاییم.

۵- افکاری که منجر به اندوه، استرس، حسد، ترس

و خشم می شود را کنار بگذاریم. البته این کار ساده ای

نیست اما با تلاش و تمرین، می توانیم سعی کنیم که

این مهارت را به دست گیریم تا افکار منفی منجر به

عواطف و عوارض ناگوار نشود.

۶- همچنین کنار گذاشتن افکاری که منجر به نگرانی بیهوده

در مورد آینده یا حسرت بی فایده در مورد گذشته می شود

را نیز در رژیم فکری خود بگنجانیم.

۷- عقاید خود را مرور و بازنگری کنیم. جلوی آنها یک

علامت« چرا؟» بگذاریم. عقایدی که جواب قانع کننده ای

برای این پرسش ندارد را کنار بگذاریم. همچنین عقایدی

که در تناقض با دیگر عقاید است را پیدا کرده و سعی کنیم

با برطرف کردن تناقض ها، نظام عقیدتی خود را یکپارچه کنیم.

در ضمن سعی کنیم فاصله و شکاف بین عقاید و رفتار خود

را نیز پر کنیم تا بین رفتار و عقایدمان هم مغایرتی نباشد.

۸- تمرکز را تمرین کنیم. ۱۰ دقیقه متمرکز فکر کردن،

موثرتر است از ۱۰ ساعت پراکنده فکر کردن! برای ایجاد

تمرکز، لازم است که توجه خود را محدود سازیم، کارها

را اولویت بندی کنیم، موارد مهم را مکتوب کنیم، و کارها

را در زمانی مشخص به پایان برسانیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی

حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به چه چیزهائی اطلاق می شود؟

در یکی از کلاس ها، استاد کلاس فردی را برای معرفی به کلاس دعوت نمود که قرار بود

این خانم در سال 1382 با داشتن توموری در بدن خود، و بنا به اعلام پزشکان،

تنها به مدت 6 ماه در دنیا زندگی نماید.

این خانم تعریف می نمود که مانند بسیاری از افرادی که چنین اخباری را دریافت می نمایند،

در همان موقع کاملاً شوک زده شدند و مثل اکثریت قریب به اتفاق عزیزانی که به

این بیماری دچار می گردند، یک ماه از این 6 ماه را در غم و اندوه به سر برد.

لکن زندگی این خانم، با ملاقاتی که با یکی از دوستان نزدیک خود داشت کاملاً دگرگون گردید

و این دوست عزیز به ایشان اعلام می دارد که مگر قرار نیست که شما 6 ماه در این دنیا زندگی نمائید،

و این خانم زمانی که تأئید می نمایند، این پاسخ را دریافت می دارند که اگر قرار است،

6 ماه در این دنیا زندگی کنی، پس 6 ماه زندگی کن، بجای اینکه هر روز منتظر مرگ باشی،

برای خودت زندگی کن و سعی کن این 5 ماه باقیمانده را حداقل خوب زندگی کنی.

این خانم پس از دریافت این نسخه پر از حکمت، شروع به زندگی می نماید و زمانی

که به کلاس ما دعوت شده بود، سال 1396 بود و همچنان سرحال و قبراق بود و

برای ده سال آینده خویش نیز برنامه های جامع و مدونی تهیه نموده بود.

حال به نظر شما، بهتر نیست، هر تعداد سالی که قرار است در این دنیا زندگی نمائیم،

واقعاً زندگی نمائیم و حس خوبی داشته باشیم؟

ما در این مقاله بدنبال رسیدن به حس خوب در  دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) هستیم، با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)  را نیز مطالعه فرمائید.

حس خوب چیست؟

احساس کردن در لغت نامه دریافتن، درک کردن، بو بردن است و حس خوب،

یعنی درک کردن و دریافت خوبی ها و زیبائی ها است.

حس خوب، همان حسی که با آن می توان خندید، شاد بود و نگران آینده نبود.

حس خوب، همان حسی است که اجازه اخم بر روی صورت و پیشانی به ما نمیدهد.

چرا حس خوب در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مفید است؟

همیشه در سمینارها و کارگاه هایم، هدف اصلی را برای مخاطبانم رسیدن به یکصد سالگی می دانستم،

لکن بعد از مدتها متوجه شدم که من تنها نمره 16 را به جای نمره 20 هدف گرفته ام و با کمک استادم،

به این نتیجه رسیدم که بجای اینکه هدفم را رسیدن به سن بالا قرار دهم، هدفم را حس خوب قرار دهم.

زیرا که مهم نیست که تا چه سنی در این دنیا، باقی خواهیم ماند، لکن داشتن حس خوب

در همان سالهائی که هستیم، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا که اگر حس خوب نداشته باشیم،

مهم نیست که چند سال از زندگی را سپری می نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوب می تواند شادی، نشاط و سلامتی را به ما هدیه نماید.

حس خوب می تواند، دنیای خوب و زیبائی برای ما ترسیم و ارائه نماید.

شما در زندگی و مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دو راه  در پیش روی خود دارید.

می توانید مانند تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) این دوران را بدترین دوران زندگی خود دانسته

و با داشتن غم و اندوه زندگی خود را تباه ساخته و مدام منتظر رسیدن روز رفتن باشید و یا اینکه

علیرغم مسائل و مشکلات، حس خوبی داشته باشید و بسیاری از موارد را با عینک خوش بینی نگریسته

و حس خوبی داشته باشید.

مقاله احساس منفی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) حس خوبی داشت؟

کار خاصی قرار نیست انجام دهید.

نمی خواهم راه های مختلفی را برایتان ترسیم کنم که چگونه می توانید به حس خوب دست یابید.

حس خوب کاملاً داخلی است و باید از درون وجودتان شاد و با نشاط شوید.

تنها کافی است که به خدای متعال ایمان داشته باشیم و بدانیم که بدون اجازه او، حتی برگی از درخت به زمین نمی افتد.

آنگاه آرامش تمام وجود ما را در بر خواهد گرفت.

و همیشه لبخند را حتی اگر واقعاً شاد نیستند، بر روی لبان خود داشته باشید.

با داشتن لبخند بر روی لبان، بدن فرق بین لبخند مصنوعی و لبخند طبیعی را تشخیص نمی دهد و با همان لبخند،

هورمون های شادی در داخل بدن، ترشح گردیده و بصورت معمولی حالمان بهتر می شود.

و هیچوقت خود را با دیگران مقایسه نکنید.

مقایسه خود با دیگران از بزرگترین مسائلی است که می تواند حس خوب ما از ما بگیرد. لذا با عدم مقایسه،

خود را در برابر بسیاری از مسائل مصون و محفوظ بداریم.

از ورزش و تفریح غافل نشویم.

ورزش و تفریح همیشه می تواند در زندگی و حالات ما، تغییر ایجاد نموده و حال ما را به سمت خوب و نشاط، هدایت نماید.

خب الان چکار باید انجام دهیم؟

کار خاصی نباید انجام دهیم، تنها کافی است با لبخند شروع نموده و سعی کنیم حالمان را خوب نمائیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن و فواید آن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

هدیه دادن، یکی از مسائل مهم و اساسی در خصوص ارتباطات

می باشد، و هر فردی اشتیاق دارد که در ارتباطات خود، از

هدیه استفاده نماید.

هدیه دادن و هدیه گرفتن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورت باید باشد؟

آیا با این وضعیت اقتصادی می توانیم در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) اقدام به دادن هدیه نمائیم؟

هدیه، چه مشکلی را از ما در این دوران پرفراز و نشیب حل می نماید؟

و دهها سئوال دیگر، می تواند در این مقاله مورد بحث و بررسی

قرار گیرد.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می گردد، مقاله قایق زندگی را نرم و راحت به جلو برانیم را

نیز مطالعه فرمائید.

هدیه دادن چیست؟

از دیر باز سنت خوب و حسنه هدیه دادن و هدیه گرفتن در بین

ایرانیان مرسوم بوده است و هر فردی تمایل دارد که در ارتباطات

خود، از این موهبت استفاده نماید.

هدیه، بخش مهمی از روابط و تعاملات جوامع انسانی را در بر

می گیرد و تعریف مشخصی از این روابط ایجاد می کند.

هدیه، پیوند بین اعضا​ی خانواده و دوستان حتی طرف های کاری و

تجاری را محکم می کند. مردم وقتی به یکدیگر هدیه می دهند،

اول از همه نشان می دهند که برای یکدیگر ارزش قائل هستند

و به یکدیگر اهمیت می دهند. همچنین موجب می شود که به

یکدیگر بیشتر فکر کنند و توجه نشان دهند. اگرچه مفهوم هدیه

در فرهنگ های مختلف گاهی متفاوت است، اما در اصل نشان

دهنده توجهی است که افراد به یکدیگر ابراز می کنند.

مقاله دیدن زیبائیها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه نمائید.

چرا هدیه دادن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم می باشد؟

هدیه دادن و گرفتن می تواند برای افراد بسیار مهم باشد و

موجب سلامت روح و در نهایت جسم دو طرف شود.

در حقیقت این عمل افراد را در شرایط برد ـ برد قرار می دهد

و احساسات خوب و بسیار خوشایندی در هر دو طرف ایجاد

می کند و موجب صمیمیت و در نتیجه احساس امنیت بیشتر

می شود. در حقیقت هدیه دادن و گرفتن باعث ترشح هورمون

«سروتونین» می شود که در مغز افراد تنظیم کننده حالات

روحی شان است.

از طرفی تحقیقات نشان داده است که هدیه دادن به مراتب بیش از

هدیه گرفتن شادی می آورد و وقتی این عمل به عادتی در زندگی

تبدیل شود، مسلما می تواند جلوی افسردگی را بگیرد.

زیرا فرد هدیه دهنده از این که توانسته دیگری را شاد کند،

احساس با ارزش بودن می کند. در واقع هدیه دادن را می توان

در زمره کارهای نوعدوستانه قرار داد. بویژه زمانی که این کار

بدون چشمداشت و توقع تلافی انجام شود، بسیار فرحبخش است.

زمانی که به کسی هدیه می دهید و موجب خشنودی او می شوید

تاثیرات مختلفی روی روحیه خودتان نیز میگذارید و موجب خشنودی

خودتان خواهید شد و صرف هزینه برای کسب رضایت دیگران

تاثیر روحی زیادی روی شما میگذارد.

چطوری با وضعیت اقتصادی نامناسب، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) هدیه بدهیم؟

هر زمان بحث از هدیه دادن و هدیه گرفتن می شود، همگان از

عدم وجود نقدینگی و مشکلات اقتصادی ساز سخن به میان می آورند.

در صورتی که نگارنده اصلاً چنین قصدی ندارد.

هدیه با توجه به مکان و زمان می تواند بسیار متفاوت باشد.

در یکی از مراسم های تولد، که برای دخترم گرفتم، یک از

اقوام با توجه به شناختی که از خانواده داشت، اقدام به تهیه

یک بسته برس مو و شانه و وسائل جزئی آرایشی گرفت و

همین یک بسته، برق شادی را در وجود دختر من به راه انداخت.

اما یکی دیگر از اقوام، که میخواست بالاترین لطف را در حق

خانواده ما نماید، اقدام به تهیه یک النگو طلا نمود. و این عمل

ایشان باعث این شد که از آن به بعد، دیگر به خاطر اینکه زحمت

فراوانی متقبل می شدند، از گرفتن مراسم خودداری نمایم.

حال شما در هر مراسمی می توانید، با توجه به وضعیت و زمان،

نسبت به تهیه هدیه و دادن هدیه اقدام نمائید. و در صورتی که

هیچ یک از موارد بالا اتفاق نیافتاد، هدیه ها می تواند بسیار متفاوت تر

از آن چیزی باشد که شما در ذهن خود می پرورانید.

شاید باور نکنید، هیچ کس آنقدر فقیر و بی چیز نیست که نتواند

لبخندی به عنوان هدیه به دیگران اهدا نماید.

شاید باورتان نشود که شما با یک تشکر خشک و خالی که

می توانید از هر فردی داشته باشید، چه هدیه گرانبهائی را به

طرف مقابل اهدا می نمائید.

یک نگاه مهربان، یک روی خوش، یک اخلاق زیبا، یک سلام گرم،

یک توجه، یک جمله کوتاه و با محبت، یک شعر و حتی یک تماس

تلفنی که جویای حال افراد شوید، همگی می توانند

هدایای گرانبهائی باشد، که هیچ یک از آنها نیازی به ریالی جهت

تهیه ندارد و تنها، یک باور از خود، و ارتباط زیبا با خود می تواند

این هدایای نفیس را گردآوری نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

این مقاله را نیز می توانید به عنوان هدیه به دیگر

عزیزان خود اهدا نمائید.

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران

نگهداری از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) یکی از

مسائل مبتلابه عزیزان گنجینه نیروی انسانی است.

در زندگی گاهی اوقات همسر، یا فرزندان دچار بیماری گردیده

و به ناچار، فرد می بایست از آنان نگهداری نموده و مراقبت از

آنان در اولویت می باشد. حال اگر این اتفاق در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) فرد روی دهد، به دلیل مسائل متفرقه

و از جمله مسائل اقتصادی که برای گنجینه های نیروی انسانی

به وجود می آید، موارد متفاوت می باشد. و فشار مضاعفی بر

پیکر، پیشکسوت(بازنشسته) وارد می نماید، اما چگونه می بایست

با این فشارها کنار آمد و با آنها مقابله نمود، خود یکی از مواردی

است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله فعال بودن در دوران بازنشستگی و دوری

از بیماریها را نیز مطالعه فرمائید.

نگهداری از بیمار در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به چه صورتی باید باشد؟

همانگونه که یک آتش نشان، در موقع رفتن به مأموریت،

در ابتدا نسبت به ایمن سازی خود و اطراف خود اقدام می نماید

و سپس در جهت امدادرسانی قدم برمی دارد، عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) نیز می بایست، ابتدا نسبت به مقاوم سازی

و بالابردن انگیزه خود، اقدام نموده و پس از تکمیل انرژی خود،

نسبت به امدادرسانی به بیمار، اقدام نمایند.

زیرا در زمانی که انرژی بدن، کاهش یابد،

بیماری نیز بدن را فرا می گیرد و در زمانی که انرژی روحی

فرد کاهش یابد، فرد به افسردگی دچار می شود.

لذا مراقبت از عدم کاهش انرژی، بسیار مهم و حیاتی است

و می بایست مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

چرا باید از بیمار مراقبت نمائیم؟

 

خوب این دیگر از بدیهیات است، زیرا که در زمانی که یکی

از افراد خانواده دچار بیماری می گردد، این وظیفه بقیه افراد

و همسر است که از او نگهداری و پرستاری نماید.

و در جهت این نگهداری نیز، می بایست، عشق و محبت

فراوان نثار فرد بیمار نمایند.

البته لازم به ذکر می باشد که این عشق و محبت، چنان باید باشد

که فرد بیمار را به بیماری معتاد ننماید، و فرد بعلت اینکه عشق

و محبت خانواده و همسر را بدست بیاورد، اقدام به تمارض ننماید.

زیرا زمانی که فرد اقدام به تمارض نماید، بدن تفاوت بین تمارض

و بیماری را متوجه نمی شود، همانگونه که تفاوت بین خنده زورکی

و خنده واقعی را نیز درک نمی نماید.

پس فرد مطمئناً دچار بیماری گردیده و امراض مختلف

گریبانگیرش خواهد شد.

راه کار اجرائی آن است که سعی نمائیم، عشق و محبت خود

را مثل سابق(البته کمی بیشتر) به بیمار نشان داده و در جهت

بهبود بیمار، قدم های مناسب و مفید برداریم.

پیشنهاد می شود، مقاله خنده و نقش آن در سلامتی پیشکسوتان

(بازنشستگان) را نیز مطالعه نمائید.

چطوری باید از بیماران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نگهداری نمائیم؟

 

 برای نگهداری از بیماران، باید به نکات ذیل توجه نمود:

  • هم‌دوش آنها باشید
  • نوبت پزشک برایشان بگیرید
  • گوش شنوایی برایشان باشید
  • مراقب هزینه‌ها و خدمات درمانی باشید
  • به آنها دلگرمی دهید
  • اطلاعات خود را بالا ببرید
  • از مشاوره کمک بگیرید

تا جایی که می‌توانید حس اعتماد به نفس و استقلال را در بیماران

تقویت کنید و کاری کنید که مانند زمان قبل از بیماری فعال باشد؛

به طوری که تا حد امکان اجازه دهید خودشان کارهای روزمره

را انجام دهند و در صورتی که نیاز به کمک داشتند، از آنها

دریغ نکنید. اعتماد کردن در انجام کارها به آنها اعتماد به نفس می‌دهد.

سعی نکنید به تنهایی همه کارها را انجام دهید.

نگهداری از بیمار به مرور خستگی زیادی را به دنبال می‌آورد،

بنابراین هرگز قبول کمک دوستان و اقوام را رد نکنید.

همکاری با دیگران فرصت‌های خوبی را در اختیار شما قرار

می‌دهد تا به بهترین نحو از بیمار نگهداری کنید.

کاهش استرس در نگهداری از بیمار:

به منظور کاهش استرس بهتر است این راهکارهای ساده را دنبال کنید:

* نگرش مثبتی داشته باشید.

* این را بپذیرید که برخی اتفاقات خارج از کنترل شما هستند.

* به جای عصبانی شدن، از گفته‌های خود دفاع کنید و عقیده‌ها،


نظرات و احساسات خود را به جای خشمگین شدن، بروز دهید و ابراز کنید.

* آرام شدن بعد از عصبانیت را فرا بگیرید.

* به طور منظم ورزش کنید. بدن زمانی که در شرایط مناسب و


خوب جسمانی قرار داشته باشد، راحت‌تر با استرس مقابله می‌کند.

* غذاهای مقوی و متعادل مصرف کنید.

* استراحت کنید و به مقدار کافی بخوابید. بدن برای رها شدن از


اتفاقات پراسترس روزمره به بازیابی نیاز دارد که با خواب


می‌تواند این کار را بخوبی انجام دهد.

* از مواد مخدر و مشروبات الکلی برای کاهش استرس خود استفاده نکنید.

* می‌توانید از گروه‌های حمایتی مشابه برای رد و بدل کردن


تجربیات خود استفاده کنید و متوجه شوید که شما در مواجهه


با چنین شرایط دشواری تنها نیستید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس یا خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

فلانی شانس بالائی دارد و همیشه همه چیز بر وفق

مرادش است.

فلانی مادرزاد، شانس به همراه داشت، و همه برایش

خدمت می کردند.

خدا بده شانس.

شما نیز مثل نگارنده، شاید از جملات بالا بسیار شنیده باشید،

و این معضل و مشکل نه تنها در عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

وجود دارد، بلکه این مسئله در بسیاری از عزیزان شاغل و

غیر شاغل نیز فراوان دیده می شود.

این شانس و خوش شانسی چیست، که هر کسی آرزوی

داشتن آن را دارد.

ما در این مقاله بر آنیم که این مطلب را مورد بحث و بررسی

قرار دهیم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)

شانس است یا اجبار و خواست را نیز مطالعه نمائید.

شانس چیست؟

شانس بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است،

عبارت است از: شانس همان اقبال یا بخت است؛

چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس رخ می‌دهد،

خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده، قصد،

یا نتیجۀ مورد نظر است.

خوش شانسی چیست؟

آوردن اقبال و بخت به سمت خود می باشد و این کاری

است که هر فردی که طالب آن است می تواند به آن

دست یابد.

تفاوت میان شانس و خوش شانسی چیست؟

شاید تا کنون شما نیز مثل نگارنده تفاوتی میان این دو کلمه

قائل نبودید، لکن در کتاب شانس نوشته الکس رویرا و

فرناندو تریاس دو به و ترجمه منیژه جلالی این دو کلمه

بسیار تفاوت دارند.

شانس زمانی که ارثیه ای یا قرعه کشی به فردی میرسد،

شانس به وی روی می کند اما یک خبر بد اینکه شانس

به هیچ وجه متکی به فرد نمی باشد و به همین دلیل زیاد

پایدار نمی ماند.

اما خوش شانسی به علت اینکه توسط خود فرد ایجاد

می گردد، کاملاً وابسته به فرد بوده و در اصل شانس

حقیقی، همین خوش شانسی است.

شما نیز بارها و بارها، افرادی را دیده اید که جوایز فراوانی

در قرعه کشی ها دریافت نموده اند یا بر اثر فوت اقوام

ارثیه های کلان به فرد رسیده است، لکن لذت داشتن آن

جوایز و ارثیه، دیری نپائید و بر اساس رفتارهای نامناسب فرد،

تقریباً نود درصد آدمهائی که در مسابقات بخت آزمائی برنده

شده و یا به ارثیه های کلانی دست یافته اند، در کمتر از

ده سال، یا ورشکسته شده و یا به جائی رسیده اند که در

ابتدا بوده اند.

مقاله تبدیل موانع به فرصت در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.              

خوش شانسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چیست؟

خوش شانسی به آن معناست که شما کلیه موانع برای

رسیدن به موفقیت را در ابتدا شناسائی و نسبت به رفع

آنها، اقدام نمائید.

آنگاه متوجه می شوید که شانس ها، پی در پی، چگونه

درِ خانه شما را می کوبند.

به عبارت دیگر، خوش شانسی عبارت است از استفاده

از فرصت ها در زمان مناسب.

اگر بخواهیم می توانیم توافق کنیم که شانس وجود دارد،

ولی احتمال اینکه به سراغ ما بیاید بسیار کم است،

و هنگامی هم که بیاید، دوام نمی آورد.

به دیگر سخن، شانس می تواند به فرد رو کند، هر وقت

که فرد به دنبالش برود و خوش شانسی همان چیز خوب

و واقعی است که فرد به دست می آورد.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خوش شانس بود؟

خوش شانسی قوانینی دارد و تابعیت از این ق

وانین می تواند ما را به موفقیت و هدف مورد نظر

رهنمون سازد:

  1. شانس زمان طولانی دوام نمی آورد، زیرا به فرد بستگی
    ندارد، اما خوش شانسی را هر یک از افراد می توانند به
    وجود آورند و به همین دلیل برای همیشه می ماند.
                    
  2. بسیاری خواهان خوش شانسی هستند، ولی شماری
    اندک درصدد یافتن آن بر می آیند.
  3. اگر هم اکنون هیچ شانسی به شما رو نمی کند،
    شاید به این دلیل باشد که در شرایط همیشگی
    قرار داری، برای اینکه شانس به سراغت بیاید،
    باید شرایط جدید فراهم سازید.
                               
  4. فراهم کردن شرایط تازه برای خوش شانسی تنها
    به معنای جست و جوی منافع خود نیست، آماده
    ساختن شرایط برای کمک به دیگران بر احتمال
    رو کردن شانس می افزاید.
  1.  اگر ایجاد شرایط جدید را به تأخیر بیندازی، خوش شانسی
    هرگز به سراغت نخواهد آمد. فراهم ساختن شرایط تازه
    گاهی اوقات بسیار سخت است، اما همین امروز دست
    به کار شو.
                                                   
  2. گاهی اوقات، حتی در شرایط به ظاهر مناسب، شانس
    رو نمی کند، آن زمان در جزئیات کم اهمیت، شرایط به
    ظاهر غیر ضروری را که در واقع ضروری هستند،
    جست و جو کن.
  1.  برای کسانی که تنها به شانس اعتقاد دارند، فراهم
    ساختن شرایط بی معنی می نماید. آنانی که شرایط
    را فراهم می سازند، در بارۀ رسیدن شانس نگرانی ندارند.
  2. خوش شانسی فروشی نیست، به آنانی که شانس
    می فروشند، اعتماد نکنید.
  1. پس از آن که شرایط را فراهم کردید، صبور باشید، رها نکنید،
    به رسیدن شانس ایمان داشته باشید.
                                       
  2. فرا رسیدن خوش شانسی به فراهم ساختن شرایط برای
    فرصت بستگی دارد. اما فرصت، به شانس و تصادف ربطی
    ندارد، فرصت همیشه در کنار توست.

نکته اخلاقی اینکه :

پدید آمدن خوش شانسی تنها به فراهم ساختن شرایط بستگی دارد.

و از آنجا که رو کردن خوش شانسی تنها مستلزم فراهم

ساختن شرایط است، پس خوش شانسی، فقط به خودت

بستگی دارد. اگر همین فردا شروع کنی، می توانی

خوش شانس باشی.

داستان خوش شانسی، هر گز بر حسب تصادف به

هیچ کسی رو نمی کند.

عبارت آخر اینکه، شانس خوب مال بازیکن خوب است.

اگراین مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

روابط خانوادگی در جامعه پیری

روابط خانوادگی در جامعه پیری، از ترجمه مقاله ای به

نام Family Relationships in an Aging Society

است که امیدوارم مورد استفاده واقع گردد.

     

روابط خانوادگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) متأثر از روابط

هر یک از افراد در داخل خانواده می باشد.

پیری در قرن بیست و یکم

بر طبق آمار، ایالات متحده، تا سال 2050 میلادی، جمعیت

سالخورده کشور بیش از دو برابر به 88 میلیون نفر خواهد رسید،

و جمعیتی که بیش از 85 نفر می شوند، به چهار برابر 19

میلیون نفر خواهد رسید.

در حال حاضر، فلوریدا رتبه اول در ایالات متحده را در درصد

جمعیت دارد که ساکنان بالای 65 سال دارد. خانواده ها و جوامع

فلوراید، با مسائل زیادی در خصوص پیران مواجه می شوند.

برنامه پیری قرن بیست و یک دارای هشت موضوع است از قبیل:

  • بهداشت و مراقبت های پزشکی
  • روابط خانوادگی
  • نگرانی های اقتصادی
  • مراقبت از مراقبت
  • تغییرات صفحه اصلی
  • پیشکسوتی(بازنشستگی)
  • تغذیه و رژیم غذایی

معرفی

ما با موضوعات و مسائل جدید این سنین مواجه خواهیم شد.

در تاریخ آمریکا یا جهان هرگز جمعیت سالخوردگان نسبت به

جمعیت کودکان بالاتر نبوده است.

این نشریه اتفاقاتی را مطرح می نماید که در نتیجه این اتفاقات،

تعداد افراد مسن، از تعداد کودکان بیشتر می شود. همچنین به نقش

خانواده ها و روابط بین نسلی با جامعه پیری ما نگاه می کند.

برای مثال، چگونه نیروی کار کوچکتر با یک جامعه پیشکسوت

(بازنشسته) بزرگتر مقابله کند؟ نقش خانواده در مراقبت از بیش از

یک نسل از بزرگان چیست؟ خانواده های مدرن چگونه تصمیم می گیرند

منابع را با والدین سالخورده و والدینشان توزیع و به اشتراک بگذارند؟

نقش خانواده

اکثر ما تمام زندگی خود را در بستر خانواده زندگی می کنیم.

خانواده ما منابع مهم ما را برای کمک به ما به استقلال به عنوان

فرزند می آموزد و به عنوان بزرگسالان مسن تر باقی می ماند.

در طول زندگی ما تبادل کمک و پشتیبانی در خانواده بصورت مبادلات

انجام می شود. این مبادلات می تواند شامل مراقبت های جسمانی و

فیزیکی و همچنین حمایت مالی باشد.

به عنوان نیاز به حمایت افزایش می یابد خانواده برای افراد مسن اهمیت

بیشتری پیدا می کند. با این حال ما باید به یاد داشته باشیم که فرد سالخورده

و خانواده همه بخشی از یک جامعه بزرگتر است. جامعه بر منابع و

خدمات در دسترس برای افراد مسن و خانواده هایشان تأثیر می گذارد.

دو حالت، نسل و گروه، اغلب در بحث پیری استفاده می شود.

این اصطلاحات به توضیح جنبه های خانوادگی و اجتماعی پیری

کمک می کند.

ما از اصطلاح نسل برای درک تاثیر پیری بر خانواده استفاده می کنیم.

یک نسل یک گروه از افراد در همان مرحله در خط خانواده است.

در یک خانواده، کودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ

و مادربزرگ ها نسل های مختلف را نشان می دهند.

افرادی که در همان نسل هستند، معمولا نقش ها، مسئولیت ها و

انتظارات همان نسل را دارند. به عنوان مثال، کسانی که در نسل

“پدر و مادر” هستند مسئول افزایش فرزندان خود، مراقبت از

والدین و / یا پدربزرگ و مادربزرگ و مراقبت از مسئولیت های

شخصی خود. به همین دلیل است که آنها “نسل ساندویچ” نامیده می شوند.

اعضای خانواده های نسل های مختلف اغلب ایده های متفاوت در

مورد زندگی در خانواده دارند و آن چه باید باشد. ما وقتی از جامعه

صحبت می کنیم که به جای خانواده صحبت می کنیم، از همجواری

استفاده می کنیم. جامعه گروهی را تعریف می کند که در همان زمان

در تاریخ یکسان متولد شده اند.

افرادی که در یک گروه همگروه بودند،

تقریبا در همان زمان متولد شدند، بدین معنی که در طول زمان و تاریخ

با هم زندگی کرده اند. آنها ممکن است تجربیات مشترک و اغلب

باورهای مشترک را به اشتراک بگذارند.

به عنوان مثال،

“کودک بومر” (متولد بین سالهای 1946 و 1964) یک گروه است.

آنها سال های “خانواده سنتی” (مانند مادر، پدر و فرزندان) و دوران

ویتنام را تجربه کردند.

گروهی که در اوایل قرن نوزدهم متولد شده بود،

دو جنگ جهانی و همچنین رکود بزرگ را به اشتراک گذاشت.

داشتن این تجربیات مشترک، انتظارات گروهی پیری را شکل می دهد.

درگیری های بین گروه ها زمانی اتفاق می افتد که افراد از گروه های

مختلف نتوانند تفاوت های تجربیات خود را تشخیص دهند.

تغییرات در ساختار خانواده:

در دهه 1900، خانواده های ایالات متحده معمولا فرزندان زیادی داشتند.

همچنین، پدربزرگ و مادربزرگ معمولا قبل از نوه هایشان به بزرگسالی

رفته اند. این به این معنی است که ساختار خانواده مانند یک هرم با تعداد

زیادی از کودکان و والدین و پدربزرگ و مادربزرگ بسیار کم است.

با این حال، در قرن 20، مدل خانواده بیشتر شبیه یک مستطیل یکطرفه است.

نسل های دیگر در همان زمان در همان زمان زنده هستند. خانواده ها فرزندان

کمتری دارند، اما پدربزرگ و مادربزرگ و پدربزرگ و مادربزرگ بزرگتر

زندگی می کنند.

تا سال 2030 بمب ها پدربزرگ و مادربزرگ خواهند بود.

این به این معنی است که بالای هرم کاملا گسترده خواهد بود

و والدین و کودکان کمتری خواهند داشت.

 

درک تاثیر این تغییرات برای خانواده ها و جامعه اهمیت دارد.

اعضای بیشتری در نسل های قدیمی ممکن است به خانواده ها کمک

کنند تا فرزندان را افزایش دهند. اما اعضای قدیمی ممکن است نیاز

به مراقبت و پشتیبانی داشته باشند. سیاستگذاران باید این تغییرات را

در نظر بگیرند که برای مدارس و مراقبت های بهداشتی برنامه ریزی

می کنند.

روابط بین نسلی

همه ما تصویر ایده آل از خانواده را که اغلب به وسیله رسانه های

تصویری نشان داده می شود دیده ایم. در تلویزیون، اعضای خانواده

به ندرت استدلال می کنند. و هنگامی که آنها انجام می دهند، مشکلات

پیش از پایان برنامه حل می شوند. در زندگی واقعی، اعضای خانواده

اغلب مخالف هستند گاهی اوقات ممکن است تصمیم بگیرند خانواده

را به طور کامل ترک کنند. اغلب اختلاف نظرها بین افراد نسل های

مختلف است.

روابط میان فرزندان و والدین آنها، والدین و پدربزرگ ها و

مادربزرگها، یا کودکان و پدربزرگ و مادربزرگشان، روابط بین

نسلی نامیده می شود.

نسل ها در خانواده های مختلف متفاوتند. برخی از آنها به لحاظ

احساسی نزدیک هستند، در حالی که دیگران به لحاظ احساسی دور

هستند. بعضی از خانواده ها زمان زیادی را صرف می کنند،

در حالی که بعضی دیگر به ندرت یکدیگر را می بینند.

محققان به سه بعد تعاملات بین نسلی نگاه می کنند تا خانواده ها

را بهتر درک کنند: 1) نزدیکی عاطفی، 2) فراوانی تماس،

3) حمایت اجتماعی.

با استفاده از این سه بعد، پنج نوع روابط بین نسلی در خانواده ها

مشاهده می شود:

  • نزدیک تر شدن: خانواده ها به لحاظ احساسی نزدیک هستند و
    ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. اگر آنها با هم زندگی کنند، اغلب
    یکدیگر را می بینند. اگر آنها دورتر از هم زندگی کنند، با تلفن های
    مکرر، ایمیل ها یا حروف، با احساسات عادت دارند. این خانواده ها
    از نسل ها مراقبت می کنند. 
  • جامعه شناسی: خانواده ها در طول نسل به لحاظ احساسی نزدیک
    هستند و ارتباط مکرر با یکدیگر دارند. آنها کمتر به مراقبت از
    یکدیگر کمک می کنند. 
  • خودکفائی: خانواده ها خود را به عنوان احساسات نزدیک توصیف
    می کنند، اما اغلب بازدید نمی کنند و ممکن است دور از یکدیگر
    زندگی کنند. آنها به دیگران تکیه می کنند تا به مراقبت از اعضای
    خانواده کمک کنند. 
  • اجباری: خانواده ها اغلب یکدیگر را می بینند و از نسل ها حمایت
    می کنند. این خانواده ها احساسات خاصی از خود نشان نمی دهند
    اما در صورت لزوم مراقبت و پشتیبانی می کنند. 
  • جداگانه: خانواده ها به طور احساسی نزدیک نیستند، اغلب یکدیگر
    را نمی بینند و حمایت و یا مراقبت از یکدیگر را ارائه نمی کنند. 

حمایت اجتماعی

افراد سالمند اغلب به اعضای خانواده کمک می کنند. آنها ممکن است

نیاز به کمک به نیازهای زندگی روزمره به علت بیماری مزمن یا در

طول بحران داشته باشند. کودکان بزرگسال ممکن است احساس قوی و

مسئولیت پذیری نسبت به والدین سالم خود داشته باشند. بسیاری از

کودکان بالغ، به رغم زمان، فاصله یا مسابقات، مراقبت از مراقبت می کنند.

کمک به بزرگسالان سالمند حمایت اجتماعی می شود. اعضای خانواده

چهار نوع اساسی حمایت اجتماعی را ارائه می دهند:

  • ابزار: کار خانه، حمل و نقل، خرید و مراقبت شخصی.
  • عاطفی: اعتماد به نفس، آرامش، اطمینان، و گوش دادن به مشکلات.
  • اطلاعات: مشاوره در جستجوی درمان پزشکی، ارجاع به آژانس ها،
    به اشتراک گذاشتن اخبار خانوادگی.
  • مالی و مسکن: کمک به پرداخت صورتحساب، به اشتراک گذاری یک خانه.

ما می دانیم که خانواده ها برای کمک به افراد مسن و افراد معلول

که در جامعه زندگی می کنند بیشتر کمک می کنند. اعضای خانواده

و افراد مسن اغلب آن را ترجیح می دهند.

دو روش برای درک اینکه چگونه بزرگسالان سالمند کمک می کنند

وجود دارد: 1. اصل مبادله مدل 2.وظیفه خاص

اصل مبادله

اصل تعویض توصیف نظم است که در آن افراد مسن تر انتخاب کنندگان

مراقبت خود را انتخاب کنید. بزرگسالان متاهل ترجیح می دهند از

همسرانشان کمک بگیرند. اگر یک همسر در دسترس نیست یا قادر

به کمک نیست، آنها در کنار فرزندان و سایر بستگان خود قرار می گیرند.

دوستان و همسایگان با رانندگی، برداشتن مواد غذایی و داروها و بررسی

افراد مسن کمک می کنند. بزرگسالان سالخورده به عنوان حرفه ای به

عنوان آخرین راهکار تبدیل می شوند.

اصل وظیفه خاص          

مدل خاصی از کار بیان می کند که وظایف مختلف نیاز به کمک افراد

مختلف دارد. به عنوان مثال، همسران و اعضای نزدیک خانواده نوعی

کمک را فراهم می کنند که نیاز به مقدار زیادی وقت و انرژی دارد.

آنها همچنین وظایف شخصی مانند حمام را انجام می دهند.

دوستان و همسایگان به کارهای اداری کمک می کنند، حمل و نقل و

فعالیت های تفریحی را ارائه می دهند. حرفه ای ها فقط زمانی تماس

می گیرند که وظایف حمایت اجتماعی از زمان بسیار زیاد، بسیار فنی

یا خیلی دشوار می شود.

در صورتی که زمان لازم برای کمک به حرفه ای باشد، خانواده ممکن است

مجبور به تنظیم نهادینه شدن، مانند یک خانه سالمندان شود. این انتخاب تنها

زمانی صورت می گیرد که افرادی که در اصل تعویض شناسایی شده اند

دیگر قادر به ادامه مراقبت در خانه نیستند.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

داستان زندگی من

داستان زندگی من، مثل همه داستان های دیگر افراد، از آنجائی شروع

شد که جوانی 22 ساله پس از اتمام خدمت سربازی، به چندین محل که

به او پیشنهاد شده بود، مراجعه و هر مکانی را با یک دلیل از طرف

خودش جهت کار، رد نمود.

نهایتاً با مشاوره یکی از دوستانش به اداره­ای دولتی زیر نظر وزارت

راه و ترابری(آن زمان) وارد شد و مقرر گردید که 30 سال از بهترین

سالهای عمرش را در آنجا سپری نماید. با وساطت یکی از هم محلی­ها

که در اداره از حسن شهرت خوبی برخوردار بود، به صورت روزمزد

در آن اداره(زمانی که هنوز در مرخصی سربازی بود)، مشغول به کار شد.

همان موقع به عنوان مسئول دفتر یکی از معاونین آن اداره به خدمت گرفته شد.

در همین زمان، در سرویس حمل و نقلی که از طرف اداره برای

رفت و آمد کارمندان در نظر گرفته شده بود. یکی از کارمندان با

سابقه­تر هم محلی، رو به او کرد و گفت: بهتر است که سر این کار

نیائی و به کار آزاد روی بیاوری.

در ادامه عنوان نمود که ما بخاطر سابقه­ای که در آنجا داریم،

امکان خروج از اداره برایمان وجود ندارد! اما این جوان که تازه

با وساطت تنی چند از دوستان به این اداره وارد شده بود، سرخوش

از استخدام در آن اداره بود و داشتن شغلی تمام وقت در یکی از

ادارات دولتی برایش آرزو بود، کسی نبود که با این نصیحتها،

صحنه را خالی نماید. لذا نصیحت را نشنیده گرفت و به رفتن به

اداره ادامه داد.

حالا بعد از 30 سال از آنزمان، درست در اردیبهشت ماه سال 1395

بود که یکی از بهترین دوستانش که در اداره حتی به برادران دوقلو

معروف شده بودند، بخاطر تکمیل زمان خدمتش، پیشکسوت(بازنشسته)

و از اداره منفک شد.

مسئول بازنشستگی اداره به این جوان نیز اعلام نمود که پایان سال،

نوبت پیشکسوتی(بازنشستگی) ایشان فرا می­رسد.

پیشنهاد می شود مقاله الهی پیر شی را

مطالعه فرمائید.        

ادامه داستان در زمان حال:

این داستان زندگی اداری نگارنده بود، چقدر زود گذشت، 30 سال

(البته با احتساب خدمت سربازی)، مثل برق گذشت. و در حال

آماده شدن برای پیشکسوتی(بازنشستگی) بودم که چند تا اتفاق،

جریان زندگیم را دچار تحول نمود و مرا به وادی تحقیق و تحقق،

در امور پیشکسوتان(بازنشستگان) کشاند.

هر چند که خواهی نخواهی، باید وارد این جرگه می­شدم، اما نه بعنوان

مدّرس و مشاور، بلکه بعنوان یک پیشکسوت(بازنشسته)، مانند باقی

پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز که قبل از نگارنده از اداره منفک

شده بودند، چه بسا با مسائل مبتلابه، روبرو میگردید.

اتفاق اول، در مسیر زندگی:

اولین اتفاق در تابستان برایم رقم خورد و در آن زمان، پیرمردی

108 ساله در خیابان­های تهران مشاهده شد که پس از سئوال در

خصوص توانائی جسمی و امید به زندگی، اقدام به بالا آوردن پای

خود تا بالای سر خود می­نماید. در گفته­هایش امید به زندگی تا سن

1000 سالگی مثل حضرت نوح را با صدای بلند اعلام می­دارد.

اتفاق دوم در مسیر زندگی:

اتفاق دوم، در محل کارم بود، یکی از همکاران قدیمی با 87 سال

سن بصورت فعال در اداره رفت و آمد دارد و اقدام به خرید و فروش

پوشاک(کت، شلوار، کیف، کفش، کمربند و …) به همکاران بصورت

نقد و اقساط می‏نماید. یکی از موارد مختص به این همکار، این است

که مبلغ قسط در زمان معامله با همکاران، اصلاً برایش مهم نیست،

لیکن، حافظه این مرد، بسیار قوی و مثل یک کامپیوتر است، تمام مسائل

و مبالغ را بدون داشتن هیچگونه دفتر یا رسیدی، در ذهن می‏سپارد.

و اثری از آلزایمر در این مرد وجود ندارد.

این همکار پیشکسوت(بازنشسته) تا سن 87 سالگی بدون نیاز به

وسایل کمکی(عصا، عینک و …) به کشورهای مختلف سفر کرده

و وسایل قابل فروش را از آن کشورها، به ایران آورده و به همکاران

عرضه می­نماید. هر مرقع که این پیر مرد را می دیدی، یک کیسه

پر از پوشاک دستش بود و در 13 طبقه اداره مشغول تردد بود.

علت دنبال کردن موضوع و نوشتن کتاب:

چیزی که مرا به فکر نوشتن کتاب “الهی پیر شی” انداخت این بود

که بین آن نفر اول(پیرمرد 108 ساله)، و همکار ما که تا 87 سالگی

با شادی و نشاط و بدون نیاز به همراه زندگی می­کرد و بقیه

پیشکسوتان(بازنشستگان) همسن و سالش که از سن 60 به بعد،

باید حتما برای تردد کسی همراهیشان کند، چه تفاوتی وجود دارد.

برخی از همکاران در سن 55 تا 60 سالگی، علیرغم داشتن

وسائل کمکی(از جمله عصا و عینک و سمعک و ویلچر)، هنوز

قادر به تردد و انجام کارهای خود نیستند. و تعدادی دیگر از

همکاران به محض اینکه حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) را دریافت

نمودند و در منزل ساکن شدند، بر اثر شدت فشارات وارده،

خیلی زود، به دیار باقی می­شتابند.

 مقاله الماس ابدی است را از دست ندهید.     

علت این همه تفاوت در نوع زندگی و سلامتی چیست؟

بخاطر این بر آن شدم که راز تفاوت بین این دو را بیابم. و شروع

به بررسی موارد مبتلابه پیشکسوتان(بازنشستگان) و مطالعه کتب

مربوط به آنان نمودم.

در اولین گام، با چندین نفر از پیشکسوتان(بازنشستگان) که به

سنین بالا رسیده بودند و مشکلات عمومی (که بقیه پیشکسوتان

(بازنشستگان) با آنها دست و پنجه نرم می­نمودند) را نداشتند،

مصاحبه نمودم.

مصاحبه اول با پیشکسوت(بازنشسته) 82 ساله:

یکی از مصاحبه ها با مردی خونگرم که حدود 82 سال از خدا

عمر گرفته بود و حافظه خیلی خوبی داشت، انجام شد. این حافظه

بصورتی بود که در طی چندین دقیقه­ای که با ایشان مشغول مذاکره

و مصاحبه بودم، بارها و بارها، شعرهائی از شعرای نامدار در

موضوعات مختلف، برایم خواند. وقتی علت اینهمه هوش و حافظه

را جویا شدم، رمز عدم فراموشی و سالم بودن حافظه خود را،

مطالعه زیاد کتاب، حتی در همین سن بیان نمود و اعلام داشت

که با وجود اینکه مقداری از بینائی چشمانش کم شده است، اما

روزانه تا کتاب نخواند، آن روز را به پایان نخواهد رساند.

مصاحبه دوم، با پیشکسوت(بازنشسته) 70 ساله:

مصاحبه بعدی با یکی دیگر از پیشکسوتان(بازنشستگان) شهرستانی

بعمل آمد که پس از پیشکسوتی(بازنشستگی) در تهران به یکی از

روستاهای شهرستان طارم رفته و مشغول زراعت و کشاورزی

شده است. در زمان مصاحبه، حدوداً 8 سال از زمان پیشکسوتی

(بازنشستگی) گذشته بود، کار خود را خیلی بهتر و مفرح­تر از

شغل قبلی خود اعلام می­دارد، لازم به ذکر است که شغل قبلی

ایشان، کار در یکی از شرکتهای خودروسازی تهران بوده است.

پس از مصاحبه­های فوق الذکر، شور و هیجان برای یافتن موفق­های

این حیطه چند برابر شد و بدنبال رهبران پیشکسوت(بازنشسته) سالم

و سرپا گشتم. و آن موقع تازه به دوستانی رسیدم که بعد از پیشکسوتی

(بازنشستگی)، سالیان سال، مشغول به کار در ادارات دیگر بودند و

زمانی که از آنها در خصوص پیشکسوتی(بازنشستگی) پرسیدم،

جواب دادند که هنوز پیشکسوت(بازنشسته) نشدند و هنوز مشغول

کار هستند(در صورتی که حکم پیشکسوتی(بازنشستگی) آنها حدود

10 الی 15 سال قبل صادر شده بود).

مصاحبه با پدر 110 ساله:

در این راه، با کمک یکی از دوستان دیگر که بر اساس قانون جذب

بر سر راهم قرار گرفت، به سراغ یکی از اقوام ایشان که

110 ساله بود، رفتیم و جالب این بود که این دائی عزیز(به قول

دوستم) هنوز دندان­های اصلی خود را به دهان داشت. و تنها ناراحتی

ایشان بعد از این مدت، کمی خمیدگی کمر بود که بدون عصا و

کمک از دیگران به صورت خمیده راه می­رفت.

علت خمیدگی کمر خود را نیز شکارهای فراوان انجام شده در زمان

جوانی، اعلام داشت و اعلام نمود که هم اینک در روستای خود به

کشاورزی و دامداری مشغول بودند. این فرد پیشکسوت(بازنشسته)،

علیرغم اینکه همسر اول ایشان در زلزله منجیل فوت نموده بودند،

امید به زندگی بالائی داشتند زیرا که از همسر دوم خود، دارای سه

فرزند بودند و فرزند سوم ایشان در زمان مصاحبه تنها 13 سال عمر

داشت و میخواست که در مراسم­های عقد و عروسی این پسر خود

شرکت داشته باشد.

مصاحبه با پدر 90 ساله:

همزمان پس از مصاحبه با دائی عزیز، فرد دیگری معرفی شد

که ایشان 90 سال از خدا عمر گرفته بودند و ناراحتی ایشان این

بود که بخاطر درد پائی که اذیتش کرده بود، مجبور شده بود،

به دکتر مراجعه نماید، و 40 روز در بیمارستان بستری شده بودند.

در زمان ملاقات، با وجود درد پا، به تنهائی در اطاق قدم میزد و

بدون اینکه مسأله­ای را فراموش نماید به راحتی صحبت می­کرد.

و از اینکه دیگر نمی­تواند راه برود و تنها روزانه 2 کیلومتر با

وضعیت فعلی راه میرود، گله و شکایت داشت.(لازم به ذکر است

که منزل این فرد در روستاهای کوهستانی بود)!

مشت نمونه خروار است،

اینها نمونه­هائی از افرادی هستند که می­خواهند زندگی پرثمر و

مفیدی داشته باشند. کسانی که سن تقویمی برای آنها، خیلی قابل

توجه نبوده و تنها به کارهای انجام داده و کارهائی که باید انجام

دهند، فکر می­کنند و در عین حال برنامه­ریزی برای انجام کارهای

آینده دارند.

البته تعدادی از دوستان در زمان شروع به کار، می­گفتند که تو

دنبال سالمندان رفتی، نه بازنشستگان، در صورتی که بدنبال کسانی

بودم که علیرغم بالارفتن سن، هنوز خود را پیشکسوت(بازنشسته)

نمی­بینند و به همین دلیل از توانائی بالاتری نسبت به همسن و

سالانشان(اگر وجود داشتند) برخوردار هستند.

این عزیزان شاهدان ادعاهایم هستند، زمانی که رموز سلامتی و

شادابی آنها که در اکثر آنها مشترک بود، را یافتم و سعی نمودم در

این سایت، تمام این رموز را در جهت بازگرداندن سلامتی و نگهداری

سلامتی پیشکسوتان(بازنشستگان) به نحو شایسته ارائه نمایم.

      

امیدوارم بتوانم، این رموز سلامتی و شادابی، را به طرز صحیح،

با بیانی فصیح، ساده و کامل به اطلاع کلیه عزیزان پیشکسوتان

(بازنشسته) برسانم.

من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم        

     تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

چرا نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

چرا واقعاً بعضی وقتها، نمی خواهیم از خواب بیدار شویم؟

شب چهارشنبه به اتفاق یکسری از دوستان، به منظور

 افزایش توان بدنی و نیز اندکی کوهپیمائی، به امامزاده

شکرآب رفتیم، و در آنجا بعد از کمی استراحت، دوستان

یکی از کوهنوردانی که سابقه طولانی در کوهنوردی و

صحره نوردی داشت، را با توجه به اینکه می دانستند در

خصوص توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) فعالیت

می نمایم و در این خصوص نیز از بهبود فردی استفاده

فراوانی می نمایم، به سمت اینجانب هدایت نمودند

تا بلکه کمی از افسردگی ایشان را با توصیه هایم بکاهم.

                  

البته آنها نمی دانستند که خود بودن در کوه و طبیعت،

بزرگترین داروی ضد افسردگی و ضد بیماری است،

برای آنهائی که می خواهند از این کوه و طبیعت استفاده

لازم و بهینه را بنمایند.

                   

به قول یکی از اساتید معظم من، جناب آقای امیر مهرانی،

میفرمودند، راه حل باید توسط خود فرد بوسیله سوالاتی

که ازشون میپرسی ارائه گردد، وگرنه راه حلی که شما

به هر فردی ارائه می نمائید، راه حل شماست و شما باید

برای انجام آن نیز به دنبال او راهی شوید، اما اگر راه حل

توسط خود فرد باشد، راه حل احتمالاً انجام خواهد شد.

مذاکره با کوهنورد:

پس از ساعتها صحبت کردن و اینکه الان حدود 13 ماه

است که از فوت همسرش میگذرد و هنوز نتوانسته

خودش را ببیند و علیرغم اینکه بقول خودش خیلی ها

این مسئله را به ایشان یادآوری نمودند اما سخت است

که غیر از همسرش فرد دیگری را ببیند، بالاخره به این

نتیجه رسیدم که این عزیز گرامی، خودش را به خواب زده

و نمیخواهد خود را از خواب بیدار نماید و به سراغ زندگی

خودش برود.

بخاطر همین، در این مقاله بر آنم این موضوع را مورد بحث

و بررسی قرار دهم.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله انکار را نیز مطالعه نمائید.

خواب بودن، یا به خواب زدن، مسأله این است؟

از قدیم یک ضرب المثل داشتیم که می گفتند شما

می توانید کسی را که خواب است از خواب بیدار نمائید،

لکن به هیچ عنوان نمی توانید کسی را که خودش را به

خواب زده، از خواب بیدار نمائید.

به این خاطر کسی که خواب است، با صدا کردن و

احتمالاً کمی تکان دادن می توان بیدار نمود، اما کسی

که خود را به خواب زده، چون بیدار است، هر چی که

صدایش کنید و یا تکانش دهید، به هیچ عنوان بیدار

نخواهد شد.

چرا بعضی افراد دوست دارند که خود را به خواب بزنند؟

گاهی اوقات خواب ماندن، و اینکه دیگران فکر کنند که

شما در خواب هستید، برای برخی افراد(در فکر آنها) یک

سری از امتیازات را به همراه دارد.

مثلاً در همین مورد کوهنورد، فرد اگر قبول کند که باید

به خودش بیشتر توجه نماید و پس از 13 ماه، باید زندگی

جدیدی را آغاز نماید و فرد جدیدی را به زندگی خود وارد

نماید، باید مسئولیت جدیدی را تقبل نماید، اما هم اکنون

با اعلام اینکه نمی توانم همسرم را از یاد ببرم، خود را

به خواب زده است.

ما که هیچ موقع اعلام نمی کنیم که ایشان همسر

وفادار خود را فراموش نماید، لکن تنها این مورد را به

ایشان گوشزد نمودیم که باید به فکر خودش باشد و

برای آسایش و رفاه خودش که به گفته خودش به

مدت 13 ماه بوده از آن بی بهره بوده است، بیندیشد.

حال خواب، چه ربطی به عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) دارد؟

مَثَل این کوهنورد، مَثَل تعدادی از عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) است که پس از دریافت حکم و به جهت

اینکه دیگر مسئولیتی ندارند، به هیچ کاری اقدام

نمی نمایند و زمانی که به آنها گفته می شود،

باید به فکر خود باشید و حرکتی داشته باشید و

فعالیت جدیدی را آغاز نمائید، با اعلام اینکه ما

حداقل 30 سال کار کردیم و هم اکنون موقع استراحت

ما است، از قبول مسئولیت جدید زندگی و اینکه باید

منبع درآمد جدیدی برای خود، و نیز مسئولیت اینکه

باید تخصص، دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران

قرار دهند، طفره می روند و خود را از قبول مسئولیت

معاف می دارند.

در یکی از کلاسهائی که اینجانب به خاطر بهبود فردی،

ثبت نام نمودم، استاد به من گوشزد نمود که شما

مسئولیت تغییر وضعیت تمام عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

را به عهده ندارید، تنها مسئول تغییر وضعیت گنجینه های

نیروی انسانی هستید که خودشان تمایل به تغییر دارند

و در مقابل تغییر مقاومت نشان نمی دهند.

مقاله خدمت به خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

چطوری می توان افرادی که دوست دارند،

خود را به خواب بزنند، بیدار نمائیم؟

كسي كه به خواب رفته را مي توان با نهيب بيدار كرد،

اما كسي كه خود را به خواب زده و بيداري را به مصلحت

نمي داند، به يقين هشدار نمي پذيرد و پند و اندرز

نمي گيرد. بايد چشم «خواب زده»ها را از تظاهر

به خواب آلودگي پشيمان كرد.

سرپرست هر خانواری، هر چند که پیشکسوت(بازنشسته)

شده باشد، افراد آن خانواده و گذشته و حال آنها را

می داند و اعمال و رفتار آنها را به طور مرتب رصد می کند

و واضح است که برای آینده فرزندان خود برنامه دارد و

خواهان پیشرفت و رفاه و آسایش اعضای خانواده است،

لکن اگر این فرد خود را به خواب بزند و خود را با یک حقوق

پیشکسوتی(بازنشستگی) و برنامه های صندوق ها و

کانون های بازنشستگی، قانع نماید، فردی است که خود

را به خواب زده، و نمی خواهد از خواب ناز بیدار شده و

مسئولیت زندگی را همانند گذشته به عهده بگیرد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، از دید عزیزان

گنجینه های نیروی انسانی، به صورت های مختلفی تعبیر و

تفسیر و معنی پیدا می کند.

یادم می آید در زمان نوجوانی، و در بین صحبت های بین خانواده،

یکی از اقوام وقتی صحبت از لباس های عروس می نمود، از لباس

عروس اسلامی نام برد، من همان موقع خنده ام گرفت، و گفتم مگر

لباس عروس اسلامی نیز داریم، زیرا با آموزه های غلط آن روز،

عروس را در روز عروسی مظهر فساد می دانستم و اصلاً باورم

نمی شد که سنت ازدواج، یکی از دستورات اکید اسلام است.

حال چه ارتباطی بین لباس عروس و تفریح پیشکسوتان(بازنشستگان)

وجود دارد؟

اگر کمی تأمل بفرمائید، مطمئناً اعلام خواهد شد.

در افکار و صحبت هائی که در سطح جامعه در خصوص عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) مطرح می شود، اکثراً این قشر زحمت کش را

در این دوران، افرادی می شناسند که همیشه درگیر مسائل اولیه زندگی

خود هستند و مشکلات اقتصادی، یکی از مهمترین و اصلی ترین

مسائل این گنجینه های نیروی انسانی است، و به هیچ وجه حقی غیر

از دویدن و جستجوی منابع مالی برای گذران زندگی برای این

عالی مقامان متصور نیستند.

لکن اگر در سطح جامعه به خوبی بنگریم، درست است که درآمد

افراد در این دوران، گاهاً به نصف تا یک سوم تقلیل می یابد،

اما بسیارند افرادی که در همین دوران نیز، علیرغم درگیری با

مسائلی متفرقه و مسائل اقتصادی، از تفریحات (این لازمه اصلی

زندگی) نیز چشم نپوشیده و این مورد را نیز جزء ملزومات اصلی

زندگی خود قرار داده و فرصت و هزینه ای را نیز جهت این امر،

تخصیص می دهند.

پیشنهاد می شود مقاله روابط اجتماعی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز مطالعه فرمائید.

افکار عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نسبت به تفریح چگونه است؟

پیشکسوتی(بازنشستگی) در تمام كشورهای جهان وجود دارد.

بدترین نوع تعبیرهای رایج از پیشکسوتی(بازنشستگی) كه خطر

روحی و جسمی برای صاحبش دارد، فكرهایی است كه می گویند:

دیگر دوران كار و سودمندی ام تمام شد. این گروه چون زندگی را

فقط كاركردن می دانند، پیشکسوتی(بازنشستگی) را هم كابوس

می دانند. برخی دیگر خودشان را با كارشان تعریف می كنند و

پیشکسوتی(بازنشستگی) را بی هویت بودن یا عاطل و باطل بودن

معنا می كنند.

آسیب هایی چون پرخاشگری، افسردگی ، ناامیدی، كاهش روابط

اجتماعی و خانوادگی، كاهش توان جسمی به دنبال كم شدن فعالیت

جسمی و ذهنی برخی از تبعات این تعریف های اشتباه از

پیشکسوتی(بازنشستگی) است.

فرد پیشکسوت(بازنشسته) باید برای خود برنامه ریزی لازم را

داشته باشد که اوقات بیکاری هم سرگرم شود و هم لذت ببرد و

تفریحاتی برای خود داشته باشد.

در اغلب موارد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خانه نشینی های

مداوم زندگی را به سکون تبدیل کرده، حال آنکه تحرک و شادی

تکراری شدن زندگی را کمرنگ می کند.

تفریح چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا شده است،

 تفریح به به اعمالی گفته می‌شود که توسط افراد در زمان فراغت

انجام می‌گیرد و باعث بازگشت شخص به حال تعادل و طبیعی می‌شود.

تفریح حالتی است که فرد می تواند انرژی رفته خود را بازگرداند و

مجدداً شادی و نشاط را به زندگی خود سرازیر نماید.

بد نیست که به مقاله بزن پس کله سختی ها و کنارشان بزن

نیز نگاهی بیندازید.

چرا تفریح در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

در زمان پیشکسوتی(بازنشستگی) که فرد پس از 30 سال کار و

تلاش مداوم، به درجه پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر شده است و

فرد نیاز به تفریح و شادی بیشتر در این دوران دارد.

با اقداماتی که در سیستم اداری کشور به عمل آمده است، فرد پس

از 30 سال کار و تلاش، هم اکنون که باید به دنبال تفریح خود برود،

بدلیل کم شدن درآمد ماهانه خود و بالا رفتن مخارج خانواده به علت

رشد فرزندان و مستقل شدن آنها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) مجبور

به فعالیت برای کسب درآمد بیشتر جهت امرار معاش خانواده خود

می باشند.

و گاهی اوقات، حتی نام بردن از اسم تفریح آنها را برآشفته و

ناراحت می نمایند، زیرا که تفریحی که حق آنها در این دوران

می باشد، بخاطر عدم وجود وقت لازم، از آنها گرفته شده است.

اما شاید تعریف ما از تفریح اشتباه باشد؟

آیا تفریح تنها پارک رفتن، مسافرت رفتن، ماهیگیری کردن،

دوچرخه سواری و … می باشد.

پیشنهاد بعدی این است که به مقاله زندگی کنیم یا فقط زنده باشیم

را نیز مطالعه فرمائید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تفریح نمود

و شاد بود؟

تفریحات در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را می توان به

بخش های مختلفی تقسیم بندی نمود، از آن جمله می توان به :

  • آرزوهای انجام نشده: یکسری از آرزوها بوده است که از زمان
    اشتغال می خواستیم آن آرزوها را به ثمر برسانیم، لکن به دلیل
    نبود زمان امکان پذیر نبود، لکن الان می توان به آن آرزوها
    دست یافت.
  • بردن نوه ها به پارک: این یکی از بهترین و مهمترین تفریحات
    است که میتواند هم برای نوه ها و هم برای عزیزان پیشکسوت
    (بازنشسته) مفید و مؤثر باشد.
  • مسافرت: یکی دیگر از تفریحات، مسافرت های زیارتی، سیاحتی
    می باشد، در صورتی که از لحاظ مسائل اقتصادی مشکل داشته
    باشید، با تمهیداتی که صندوق بازنشستگی کل کشور، در نظر گرفته
    است، میتوان مسافرت خوب و ارزانی را انتخاب و آن را به سرانجام
    رسانید.
  • ورزش: ورزش خود نوعی تفریح به حساب می آید، و علاوه بر
    اینکه سلامتی فرد را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) تأمین
    می نماید، باعث شادی، نشاط گنجینه های نیروی انسانی نیز
    می گردد. 

                   

شاید موارد بالا غیر از بند آخر، نیاز به هزینه برای انجام آن داشته
باشد، لکن تفریحات دیگری نیز هستند که می تواند بدون هزینه انجام
شود و تأثیرات آنها نیز کمتر از موارد ذکر شده در بالا نمی باشد،
از قبیل:

  • لبخند زدن
  • کار و تلاش: به قول آقای کیم وو چونگ، گفته که من تعجب
    میکنم که افراد چرا وقت خود را در ورزش، تلف می نمایند،
    در صورتی که کار و تلاش، هم ورزش و هم تفریح به حساب
    می آید.
  • بودن با خانواده: در صورت وجود خانواده، بودن با خانواده،
    می تواند یکی از بهترین تفریحات ممکن در زندگی به شمار آید،
    که نه نیاز به هزینه و نه نیاز به وقت آن چنانی دارد.
  • روابط اجتماعی با اطرافیان و دوستان

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود نیز هدیه نمائید.