هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

                                      

هر چند که مقاله داشتن هدف در دوران پیشکسوتی را قبلاً نوشته

بودم، لکن بدلیل اهمیت آن در این مقاله به هدف با دید دیگری می نگریم.

              

 با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که مشغول صحبت

بودم، آنها همیشه دم از ناامیدی زده و دیگر زندگی را برای

خودشان تمام شده می دانستند.

یا عزیزانی که ملاقات می نمودم که در سنین 60 سالگی، خود

را کاملاً ناامید نشان داده و کلاً از خود دست شسته بودند.

سئوال این است که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر

هیچ چیز ارزش تلاش و استقامت را ندارد.

هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد که عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بخواهند به آن برسند؟

در این مقاله می خواهیم به این مطلب بپردازیم، با ما همراه باشید

هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در یک تعریف ، هدف وضعیتی است که می‌خواهیم در آینده داشته

باشیم. اگر خود نتوانیم وضعیت ‌مان را در آینده تعیین کنیم،‌ ناچار

محیط پیرامون‌ مان ، وضعیت را به ما تحمیل می‌کند.

آنچه که محیط بر ما حکم می‌کند چه بسا با ما سازگاری نداشته باشد.

پس چه بهتر که خود ، هدف مطلوب‌مان را معلوم کنیم و به سمتش

در حرکت باشیم.

هر چند ارزش ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با دوران

اشتغال و جوانی، کاملاً متفاوت است و در نتیجه هدف نیز در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با هدف در دوران اشتغال و جوانی، متفاوت

خواهد بود، اما این دلیل بر آن نمی شود که فرد به محض رسیدن به

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دیگر برای خود هدف نداشته باشد.

فردی که برای خود و آینده خود هدف ندارد، مشخص است که امیدی

نیز به زنده بودن و سلامتی ندارد و همین ناامیدی است که می تواند

سلامتی فرد را در معرض خطر قرار دهد و فرد را سریعاً دچار

بیماری نماید.

درجه اول، افسردگی را به فرد منتقل کرده و پس از افسردگی،

بیماری های دیگر امان را از فرد می گیرد.

    

آقای کیم وو چونگ در کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست نوشته

است که ایشان برای رونق دادن به کسب و کار خود، به سراغ

کارخانه های در معرض ورشکستگی میرفته و آن کارخانه ها را

خریداری می نمود. و بجای اینکه شمارش معکوس برای پایان یافتن

زمان آن کارخانه بگذارید، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد

آن می گذاشته و آن کارخانه را با رفع مسائل و معایبش، راه اندازی

می نموده است.

بدین سان بوده است که چنین افرادی، کشور کره را که همزمان با

کشور ما که پیکان را تولید نمود، آنها نیز دوو را تولید نمودند، به

یک قطب صنعتی تبدیل نمودند.

حال می بایست در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به جای اینکه خود

را برای رفتن آماده نمائیم، خود را برای شادی، نشاط و سلامتی مهیا

کرده و زندگی خوبی برای خود برنامه ریزی نمائیم.

چرا باید دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای خودمان هدف

داشته باشیم؟

با بررسی هائی که انجام داده ام، گنجینه های نیروی انسانی را دیده ام

که برای خود و چندین سال آینده خود نیز برنامه ریزی نموده و اهداف

خود را نیز مکتوب نموده اند و مشخص است که این افراد، به هیچ

عنوان زندگی را برای خود تمام شده فرض نمی نمایند.

اگر فردی برای خود هدف داشته باشد، یعنی اینکه امید به این دارد

که به آن هدف با انجام اقداماتی عملی برسد. و همین امید می تواند

سلامتی جسمی و روحی آنان را تأمین نماید.

لکن در چند روز گذشته، با افرادی مواجه شدم که متأسفانه دنیا را

برای خود تمام شده حساب می نمودند و در تمام مدت، تنها مرگ

را از خدای خود می خواستند و کوچکترین فکری برای اینکه شاید

بتوانند دوباره سلامتی کامل خود را به دست بیاورند و مجدداً زندگی

خود را از سر بگیرند نداشتند.

این نتیجه نداشتن هدف در زندگی است، زیرا کسی که هدف دارد،

دیگر زمانی برای فکر کردن به رفتن و غصه خوردن و بیمار شدن

ندارد و چون وقت ندارد، مسلماً توجه به این مسائل نیز نمی نماید و

چون توجه ندارد، این مسائل به این فرد که رسیده، راه خود را کج

نموده و از مسیر دیگر به راه خود ادامه می دهند وفرد را برای

رسیدن به اهدافش رها می نمایند.

حال از شما می پرسم: کدام یک از افراد فوق مورد پسند شما هستند؟

گروه اول که برای چند سال آینده خود هدف و برنامه دارند و

همیشه سالم و شاداب هستند

یا گروه دوم که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خود را پایان

یافته محاسبه نموده و آماده رفتن می شوند؟

مقاله بزن پس کله سختی ها را نیز مطالعه نمائید.

چگونه هدفهای واقعی برای خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

           

همانگونه که در کتاب الهی پیر شی عنوان نموده ام و هم در مقاله

داشتن هدف در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بیان کردم، هدف

واقعی باید سه شرط اساسی داشته باشد:

          – ملموس باشد

           – خودمان باور داشته باشیم

           – دارای زمان باشد.

اهداف می تواند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با توجه به

تغییر ارزش ها، به گونه ای دیگر تعریف گردد.

مانند: شرکت در مراسم عروسی نوه ها، رفتن به مسافرت های

دور، رفتن به مسافرت های زیارتی، بودن با نوه ها و راهنمائی

آنان، ارائه مشاوره به دیگران و …

بهر صورت هیچ فردی در هیچ زمانی نباید بدون هدف باشد،

زیرا نداشتن هدف مساوی است با نداشتن امید و مساوی است با

نداشتن انگیزه و تمام اینها سرمنشاء ورود افسردگی(منبع اصلی

تمام بیماری ها) به بدن می باشد.

و اگر به تمام اهداف خود رسیدید، مجدداً دست به کار شده و

اهداف جدید و چالشی تری برای خود تعریف و برنامه ریزی نمائید.

امیدوارم که با انجام توصیه های بالا، بتوانیم زندگی شاد، با نشاط

و سلامتی را برای خود و اطرافیان خود به همراه داشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

در زمانی که فرد بازنشسته می شود، سطح استرس

و نگرانی از کار، به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

و پس از آن خود شما دیگر مسئول دادن مهلت و زمان

برای رفت و آمدهای روزانه خود هستید.

در هفته های اول، آرامش نداشتن استرس

زمان بندی های کار و شغل، به خوبی می تواند برای

فرد قابل درک باشد و عدم استرس در آن زمان را با

تمام وجود احساس نماید. لکن این زمان آنقدر کوتاه

است که تنها یک حس کوچک از آن برای فرد می ماند.

اما بعد از چند ماه، دیگر آن آرامش را در خود نمی یابید

و همین نداشتن استرس خود می تواند باعث افسردگی

و نداشتن برنامه باشد.

این دامی است که اکثر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

در آن گرفتار شده و افسردگی کمترین ثمره این دام

می باشد، لکن بعضی از گنجینه های نیروی انسانی

هستند که قبل از اینکه حکم را دریافت نمایند،

برای خود برنامه ریزی لازم را نموده و آماده ورود به این

دوران شیرین و جذاب می شوند و نه تنها به خوبی

می توانند از این آرامش بعد از دریافت حکم، استفاده نمایند

بلکه همین آرامش را دستمایه برنامه ریزی های آتی

برای شادی، نشاط و سلامتی خود قرار می دهند.

چگونه است که بعضی افراد از آرامش بوجود آمده به

خوبی استفاده می نمایند؟

چرا بعضی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) بعد از

آرامش دچار افسردگی می گردند؟

ما در این مقاله سعی داریم به سئوالات بالا پاسخ گفته

و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود، مقاله راه کار برای رفع استرس

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

آرامش چیست؟

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت،

صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است.

آرامش یک حس است که فقط و فقط از درون هر فرد

نشأت می گیرد و اگر درون هر فرد، دارای آرامش و

امنیت باشد، فرد نیز آرام می باشد و از زندگی لذت

کافی را خواهد برد.

آرامش یعنی لذت بردن از هر چیزی، کوچک، کم، ناچیز.

چرا آرامش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم می باشد؟

تعدادی از افراد بر اساس خصوصیات درونی خود،

خودشان آرامش را از خودشان سلب می نمایند،

بعنوان مثال، فردی که احساس حسودی دارد،

نمی تواند موفقیت و رشد افراد دیگر را ببیند و مرتباً

برای خودش استرس و ناراحتی را دعوت می نماید.

یکی از همکاران سابق ما، که هم اکنون به جرگه

پیشکسوتان(بازنشستگان) پیوسته است، همیشه

برای دیگران خوشبختی و سعادت می خواست و هم

اکنون نیز که بعد از سالیان سال، ایشان را ملاقات

می نمائید، فقط کمی موهای سرش رو به سفیدی

می گراید.

هر زمانی که ایشان را ملاقات می نمائید، از حس آرامش

و راحتی که دارد، شما نیز می توانید منتفع گردید، به قول

خودشان، “من اگر نتوانم به فردی کمک نمایم، حداقل

سعی می نمایم که به او ضربه وارد ننمایم”.

البته لازم به ذکر می باشد که اکثر افرادی که چنین حسی

را دارند، را می توان به خوبی در اطراف خود مشاهده نمود

و نکته قابل ذکر اینکه، کسانی که از آرامش خوبی برخوردار

می باشند، اکثراً از سلامتی و نشاط بهره می برند.

در مقابل آنها، افرادی که به هر نحو، خود را از نعمت آرامش

محروم می سازند، یا بوسیله افکار خود، آرامش را از خود

سلب می نمایند، به هیچ وجه، سلامتی را در آنها در سنین

پیشکسوتی(بازنشستگی) نمی توانید بیابید.

پس سلامتی، شادی و نشاط در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با آرامش رابطه مستقیم دارد و فردی

که آرامش دارد، از سلامتی نیز برخوردار است.

مقاله افسردگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را از دست ندهید.

چگونه می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به آرامش دست یافت؟

همانگونه که در اول مقاله نیز ذکر شد، آرامش تنها از

درون هر فرد نشأت می گیرد و فرد باید آرامش درونی

برای خود فراهم نماید.

برای رسیدن به آرامش می توانید از روشهای ذیل،

به این مهم دست یابید:

  • به مشکلات در زندگی با دید دیگری بنگرید و با برداشتن
    حرف “م” از اول آنرا به شکلات تبدیل و سعی نمائید، در
    درون آن آرامش و آسودگی را بیابید.     
  •                                               
  • به کودک درون خود توجه ویژه داشته باشید، گاهی لباس
    با طرح های كودكانه بپوشید. چنین كاری یادآور روزهای
    شاد زندگی شما است.   
  •                                       
  • با برداشتن تفاوت ها میان شخصیت ها، آرامش را به زندگی
    خود فراخوانید. تا زمانی که خود را فردی می دانید که هیچ
    کسی نتواند به شما، انتقاد نماید و كار خود را مهم می داند
    و با خشنودی كه از این طریق فراهم می شود به آرامش
    دست می یابد.                
  •                                        
  • هنگامی كه بحث و تعارضی در زندگی بوجود می آید،
    سعی نمائید به سادگی از بحث دوری گزینید و آن را
    به زمانی دیگر موكول كنید و از آرامشی كه می توانید
    بدان دست یابید شگفت زده شوید.    
  •                                            
  • رنگ سبز در دستیابی روح آشفته به آرامش، اثری
    جادویی دارد.                 
  •                                   
  • تا می توانید در لحظه زندگی نمائید و جزئیات جذاب هر
    لحظه را دریابید. از هر صدا و رنگ نشاط آور شادمان شوید،
    از چنین راهی است كه آرامش فرا می رسد.    
  •  
  • در هر جا و مکانی، به دنبال زیبائی ها باشید، و سعی
    نمائید در بالا بردن زیبائی آن محل، شما نیز سهمی
    داشته باشید.             
  •                                 
  • کلمات محبت آمیز می توانید هم در خود و هم در شنونده،
    احساسی نیکو ایجاد نماید.   
  •                                                     
  • هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، تغییر دهید و هر
    چیزی را که نمی توانید تغییر دهید، به همان صورت بپذیرید.
  •                                             
  • گذشت، آرامش فراونی به زندگی وارد می نماید، و هر چه
    بیشتر گذشت داشته باشید، در انجام تمرین های آرام بخش
    تواناتر خواهی بود. با گذشت بیشتر، تشویش زندگی را كمتر كنید.                   
  •                         
  • خوش رو و خوش مشرب باشید و با زبان خوب با دیگران
    سخن بگوئید، هر چه بیشتر خوشرو و خوش مشرب باشد،
    آرامش بیشتری را به زندگی خود وارد می نمائید.   
  •                                                  
  • همیشه در جستجوی تغییر باشید و از داوری مهراسید.
    گشاده رو و تن آرام، تغییر را بپذیرید.            
  •                                                
  • در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نیز می توان گریست،
    در زمان های نیاز، آرامش بعد از گریستن را از دست ندهید.  
  •                                                                 
  • به هنگام تنش به كاری دیگر بپردازید. جایی بایستید كه
    غالباً توقف نمی کردید؛ جایی بنشینید که تاکنون
    نمی نشستید؛ به گونه ای بیندیشید كه تاكنون نمی اندیشیدید.
  •                          
                                                       
  • معجزه آرامش را در باورهای دینی خود، کاملاً درک نمائید.
    بی تردید یكی از آرامش بخش ترین رفتارها، روی آوردن به
    نیایش و نماز است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

بسیاری از کسانی که تا کنون با آنها مذاکره نموده ام و در مورد

زندگی آنان به تحقیق پرداخته ام، بر این باور هستند که تنها

دوران اشتغال که انسان توانائی دست و پنجه نرم کردن با

مسائل و مشکلات زندگی را دارد و توان جسمی و روحی کافی

برای مقابله شدن با آنها را دارد، زندگی خوب معنا دارد و به هیچ

عنوان حاضر نیستند که باور داشته باشند که می توان در دوران

بازنشستگی نیز زندگی خوب و رویائی داشت.

به همین خاطر، بر آن شدم که در این خصوص مطالبی را به

اختصار بیان نمایم.

زندگی خوب چیست؟

زندگی به فاصله بین تولد تا مرگ اطلاق میشود و خوب به نیز به

معنای خیر و شر و در کل زندگی خوب به زندگی گفته میشود

که انسان از خودش و محیط و اطراف خود راضی باشد و از

زندگی کردن لذت ببرد. و این زندگی خوب، نسبی است و برای

هر کسی و در هر جائی معنای بخصوص به آن فرد را میدهد.

چرا زندگی خوب مهم است؟

به این دلیل زندگی خوب مهم است که هر فرد تنها یک بار در

طول عمر خود زندگی خواهد نمود و اگر این یکبار نیز خوب

نباشد، که دیگر ارزش زندگی کردن از بین می رود.

انسان از بدو تولد تا پایان عمر خود، در صدد است که بهترین

زندگی را برای خود مهیا نماید. شاخص هائی که برای داشتن

یک زندگی خوب تا کنون مطرح شده است، از قبیل: خندیدن،

خلاقیت، دوستان خوب، معنویت و خانواده، مهربان بودن، بی

تفاوت نبودن به زندگی، دوری از زیاده روی، اولویت دادن به خود،

مهربان بودن، انجام ندادن کارهای احمقانه، بد نخواستن برای

دیگران و ….  همگی می توانند داشتن یک زندگی خوب را در

طول حیات عمر تضمین نماید، لکن این مباحث، باید با کمی

تغییرات در دوران بازنشستگی با آنها روبرو گردید.

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی، زندگی خوب داشت؟

یک زندگی خوب در دوران بازنشستگی را میشود در سه وجه

تعریف نمود:

  • زندگی هدفمند که به زمان ها، آرمان ها و هدف های معنادار

متمرکز است.

  • دارا بودن پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • دارا بودن حس حرمت و عزت نفس و داشتن ذهنی مثبت گرا

لطفاً هم اکنون نسبت به نوشتن سه زمان مهم، سه آرمان و

سه هدف مهم زندگی خود اقدام نمائید:

1-

2-

3-

هر کدام از این معیارهای یاد شده، بخش مهم و اساسی را در

کسب و توانمندی  یک زندگی خوب برای تمامی سنین فراهم

می کند و دارا بودن این سه وجه در زندگی، دوران بازنشستگی

موفقی را به دنبال دارد.

دوران بازنشستگی موفق به سازگاری و کنار آمدن خود نیز

بستگی دارد چرا که در مرحله اول، پذیرش و در مرحله دوم کنار

آمدن با کاستی ها و محدودیت های جسمانی، روانی و

ناملایمات زندگی است و در مرحله سوم، جبران این موارد می

باشد.

که اگر هر سه مرحله به خوبی انجام شود، می تواند منجر به

داشتن یک زندگی خوب و موفق در دوران بازنشستگی گردد.

لذا لازم است هم اکنون سه مرحله فوق را برای خود، مکتوب و

در جهت رسیدن به این مراحل زمانبندی لازم را ارائه نمائید. امید

که بتوانیم با کمک یکدیگر زندگی خوبی در دوران بازنشستگی

برای خودمان و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.

رضایت در بازنشستگی چیست؟

رضایت در بازنشستگی چیست؟

عزیزان بازنشسته ای وجود دارند که بعد از فراغت از کار، به

هر کجا که قدم بگذارند، آنجا را برای خود آماده نموده و بدین

سان رضایت خاطر خودشان را فراهم می نمایند و در مقابل

این عزیزان، دوستان بازنشسته دیگر نیز وجود دارند که مرتب

از هر فرد و هر محل و هر موقعیت اظهار نارضایتی خود را

اعلام می دارند و بدین سان، روزگار را بر خود و اطرافیان

تلخ می نمایند.

“رضایت” یعنی چه ؟ این که فردی در پاسخ سوال “آیا

راضی هستی؟” میگوید “بلی” آیا بدین معناست که وی

واقعاً هر آنچه شود را با آغوش باز میپذیرد و از هر آنچه بر

سرش آید استقبال میکند ؟ اینکه ما گاه میگوییم

“راضی ام”, واقعاً یعنی هرآنچه شود برایمان خوشایند و

دلنشین است ؟ ممکن است “من” از چیزی “راضی”

باشد ؟ رضایت مطلق است ؟

برای اینکه بدانیم چگونه می توان رضایت در دوران

بازنشستگی را افزایش داد، ابتدا به تعریف رضایت

می پردازیم و آنگاه به راهها و روشهائی میپردازیم که

بتوانیم در این دوران رضایت خود را بالا برده و از زندگی

خود، کمال استفاده را بنمائیم.

رضایت چیست؟

رضایت در کل یک حس است و آن خشنودی و

پسندید گی و میل است.

مساله ی رضایت را می شود در دو بعد دید، که البته در

ادامه خواهم گفت، در واقع یک بعد بیش نیست: نخست،

رضایت از آنچه بر من رفته (در گذشته)، دوم، رضایت از

آنچه می تواند بر سر من آید (پذیرفتن راهی از میان چند

راه، و بنابراین پذیرفتن عواقب آن).

سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی را به صورت زیر

تعریف کرده است: درک و آگاهی افراد از موقعیت خود در

زندگی در متن فرهنگ و نظام ارزشهای محل زندگیشان و

در ارتباط با اهداف، انتظارات، استانداردها و مسائل مربوط

به خود فرد میباشد و با عوامل زیر مرتبط است:

سلامت جسمانی

وضعیت روانی

میزان استقلال

روابط اجتماعی

باورها و ارزشها

بازنشستگان باید از چه چیزهائی راضی باشند؟

معمولاً عزیزان بازنشسته، رضایت خود را از موارد ذیل

بصورت مثبت یا منفی با حرکات و یا ادای کلمات، مطرح

می نمایند.

  • رضایت از محل کار
  •  
  • رضایت از حقوق دریافتی
  •  
  • رضایت از کانون های بازنشستگی
  •  
  • رضایت از همکاران سابق
  •  
  • رضایت از خانواده
  •  
  • رضایت از دولت
  •  
  • رضایت از محیط زندگی و اجتماع
  •  
  • رضایت از صندوق های بازنشستگی
  •  
  • رضایت از سلامتی جسمی و روحی
  •  
  • …….

تمامی اینها، جزء مواردی است که می تواند در رضایت

افراد بازنشسته، مورد توجه قرار گیرد.

اما پیشنهاد این است که بهتر است بجای اینکه خود را

مقید نمائیم که تمام احساس خود را بابت رضایت از

مواردی قرار دهیم که اکثراً از حیطه اختیارات ما خارج

است، رضایت در دوران بازنشستگی را به مواردی

اختصاص دهیم که خود شخصاً در بوجود آمدن آنها و

تحصیل آنها نقش داشته و داریم.

از جمله این موارد می توان به موارد ذیل اشاره داشت:

  • رضایت از تجربه: بابت تجربه ای که در طول سالیان کار
  •  
  • در محل کار یا محل های دیگر کسب نموده ایم.
  •  
  • رضایت از مهارت و تخصص: بابت مهارت هائی که در
  •  
  • طول عمر خود بابت مسائل مختلف و تخصص های
  •  
  • مختلف بدست آورده ایم.
  •  
  • رضایت از خود: بابت اعمالی که تنها و تنها از عهده ما
  •  
  • بر می آمده و ما همه آنها را به خوبی و به نحو احسن
  •  
  • به انجام رسانیده ایم.
  •  

این رضایت ها، علاوه بر اینکه حس ما را خوب می نماید،

می تواند به ایجاد درآمد نیز کمک شایانی نماید.

رضایت در دوران بازنشستگی چیست؟

با توجه به موارد اشاره شده در بالا، پیشنهاد این است که:

 اگر در مواردی که قبل از بازنشستگی برای شما اتفاق

افتاده و آن اتفاق برای شما، رضایت به همراه دارد، آن

رضایت را همیشه به همراه داشته باشید و اگر عدم رضایت

به همراه داشته، سعی نمائید، داستان جدیدی برای آن

ساخته و یا در کل آن اتفاق را به بایگانی کل، انتقال داده

و دیگر به آن فکر نکنید.

و اگر احساس رضایت را به اتفاقاتی وابسته سازیم که

احتمال دارد در آینده برای ما بوجود آید، باز هم پیشنهاد

این است که به چیزی که اتفاق نیافتاده فکر نکرده و

شادمانی و رضایت خود را منوط به آن ننمائیم.

پس پیشنهاد چیست؟ پیشنهاد این است که احساس

خود را به مسائل حال و اتفاقات خوبی که در گذشته

برایمان اتفاق افتاده لنگر نمائیم.

و رضایت در دوران بازنشستگی را محدود به مواردی نمائیم

که در ید قدرت ما است. البته این را باید بدانیم که تنها

چیزی که در این دنیا، ما بر آن احاطه داریم و قادر به تغییر

آن هستیم خودمان و احساس خوبی است که بواسطه

رضایت از خود برای ما بوجود می آید.

این احساس رضایت، علاوه بر این که حال ما را در این

دوران(که تعدادی از عزیزان به عنوان یکی از دوران های

سخت، نام می برند) خوب نماید، می تواند دورانی رویائی

را برای ما رقم بزند.

چرا ما باید در دوران بازنشستگی رضایت داشته

باشیم؟

اگر ما بتوانیم در این دوران، به احساس رضایت از خود

برسیم و این احساس رضایت را با تمام وجود درک نمائیم،

این حس قشنگ می تواند بر سلامتی روحی و در نتیجه

به سلامتی جسمی ما نیز تأثیر بگذارد.

همگان شاهد هستیم که افرادی که رضایت کامل و

نسبی از زندگی خود دارند و اکثر موارد را خوب می بینند،

از طول عمر بیشتر و سلامتی کامل تری برخوردار

می باشند و در مقابل آنها، کسانی که مرتب از همه

چیز احساس عدم رضایت می کنند، این عدم رضایت،

به اکثر موارد آنها منتقل گردیده و معمولاً چیزی در این

دنیا یافت نمی شود که آنها را راضی نماید.

چگونه میتوان رضایت در دوران بازنشستگی را

افزایش داد؟

یکی از مواردی که قادر است رضایت در دوران

بازنشستگی را افزایش دهد این است که ذره بینی را که

بر روی اعمال دیگران قرار دادیم را برداشته و مستقیماً بر

روی اعمال خود تنظیم نمائیم بطوری که بتوانیم به مرور،

اعمال ناپسند خود را بهبود و اعمال خوب خود را دوچندان

نمائیم.

از طرف دیگر، اگر ما بتوانیم در مسابقه ای که در دنیا

بوجود آمده و همگان قصد دارند که از دیگران پیشی

بگیرند، تنها هدف خود را پیشی گرفتن از خود(حتی به

اندازه یک ذره) قرار دهیم، دیگر نگران این نیستیم که

دیگران در این مسابقه به کجای خط مسابقه رسیده اند و

ما عقب افتاده ایم یا خیر، بجای آن تمام حواس خود را

متوجه اعمال خود نموده و سعی می نمائیم در اصلاح اعمال

و پیشی گرفتن از خود قدم برداریم. و مشخص است که این

می تواند در صورت انجام، حس بسیار خوب و قشنگی به ما

عطا نماید و رضایت از دوران بازنشستگی را به میزان قابل

توجه ای بالا ببرد.

کار دیگری که می توان در دوران بازنشستگی انجام داد،

کم کردن توقعات خود از دیگران و رساندن سطح توقعات به

حداقل می باشد. زیرا ما بعد از گذراندن سالیان سال از

عمرمان، با انواع و اقسام مسائل روبرو شده ایم و انتظار

داریم که فرزندان و اطرافیان ما نیز به اندازه ما، به دنیا و

اتفاقات آن توجه کرده و مطابق میل و سلیقه ما با آن ها

رفتار نمایند. در صورتی که هر فردی بنا بر تجربیات و افکار

خود، یک دید به دنیا و اتفاقات آن دارد بعنوان مثال: دو نفر

می توانند به یک شی نگاه کنند و دو دید متفاوت داشته

باشند و مشخص است که رضایت هر یک بنا بر دید هر یک

می تواند متفاوت باشد.

و از دیگر مواردی که رضایت در دوران بازنشستگی را افزایش

می دهد، نگهداری از سلامتی خود بوسیله چک آب بصورت

دوره ای و استفاده از تغذیه مناسب و ورزش میباشد. اگر

سلامتی جسمی در سطح قابل قبولی باشد، میزان رضایت

در این دوران نیز می تواند، به سطح بالائی ارتقاء یابد.

راههای افزایش میزان رضایت در دوران

بازنشستگی چیست؟

در زمانی که در اداره مشغول کار بودیم، با یک مدیر آشنا

شدم که دید بسیار خوبی داشت، و در یک روز که سئوالی

از ایشان در خصوص کار پرسیده شد، ایشان گفتند، مهم

نیست که چه کار و چه محلی به ایشان شغل واگذار گردد،

ایشان این توانائی را دارند که به هر کجا که بروند، آنها را به

میل خود تغییر داده و مطابق سلیقه خود بازسازی نموده

بطوریکه حداکثر رضایت از شغل را برای ایشان به ارمغان

داشته باشد.

حال بد نیست این سخن این مدیر خوب را آویزه گوش خود

قرار دهیم و ما به هر کجا که برویم، مطمئناً به شکل دلخواه

ما نیست، اما می تواند با تغییراتی به شکل دلخواه ما

درآید. (البته به شرطی بجای توسل به زور و اعمال خلاف

برای تغییر، از ارتباط صحیح با دیگران بهره ببریم.)

این تغییر شکل می تواند باعث رضایت و شادی ما در دوران بازنشستگی گردد.

حال که با موارد بالا آشنا شدید، همین الان سعی نمائید،

حداقل یک تغییر کوچک در زندگی خود ایجاد نموده و رضایت

از آن را با تمام وجود حس نمائید. و در صورت امکان، این

حس را با ما به اشتراک بگذارید.