مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی

در ماه گذشته که برای کاری به یکی از میادین رفته بودم، در آنجا با

تعدادی از بازنشستگان روبرو گردیدم که جهت بالابردن حقوق خود

توسط دولت، گردهمائی تشکیل داده بودند. به میان این عزیزان رفتم

و سعی نمودم که با آنان وارد مذاکره شده و کمی با آنها مصاحبه

نمایم و دلائل اینکه آنها نباید منتظر دیگران برای تغییر در زندگی خود

باشند، را مطرح می نمودم، اما مثل اینکه، آنان یا نمی خواستند

حرفهای من را بشنوند، یا نمی توانستند، در هر صورت، به محض

اینکه کمی در بحث، می ماندند، فوری صحنه را ترک میکردند و

حاضر به ادامه مصاحبه نبودند.

در آنجا به این فکر نمودم که چرا بعضی از این عزیزان، در مقابل نکات

مثبت یادآوری شده، چنین مقاومتی از خود نشان میدهند.

مقاومت در برابر نکات مثبت در دوران بازنشستگی چیست؟

مقاومت به معنی ایستادگی، پافشاری، استقامت و پایداری و این

در دوران بازنشستگی برابر است با اینکه چشم و گوش خود را بر

روی نکات مثبتی که در این دوران می تواند برای ما داشته باشد،

ببندیم و نخواهیم مطالب را بشنویم و ببینیم.

چرا در دوران بازنشستگی، مقاومت بازنشستگان زیاد است؟

در این دوران، که عملاً درآمدها کاهش یافته و فشار مضاعفی بر پیکر

این عزیزان وارد می شود، هر فرد بعد از بازنشستگی، مدتی را برای

احقاق حق خود و اضافه نمودن درآمد تلاش و کوشش می نماید،

لکن این تلاشها به دلیل اینکه بصورت فردی بوده است، معمولاً کاری

به جائی نمی برد و فرد پیگیر کننده مشخص است که بعد از مدتی

خسته و دیگر به فعالیتهای خود ادامه نمی دهد.

و به موازات این امر، نیز مدام از طرف مسئولین و کسانی که باید به

دغدغه و خواست این عزیزان توجه نمایند، مرتب وعده هائی داده

میشود و اکثر این وعده ها، فقط در حد همان وعده باقی می ماند،

این گنجینه های گرانبهای نیروی انسانی، کم کم، با فشاری که

تحمل می نمایند، دیگر به وعده های جدید و سخنان توجه ننموده و

به سختی قبول می نمایند که امکان دارد که وضعیت ایشان مجددا

اصلاح و این عزیزان، رنگ شادی و نشاط را در زندگی ببینند.

و از طرف دیگر، تعدادی از این عزیزان، بدلیل اینکه مرتب با ناملایمات

مواجه گردیده اند و با اعلام این ناملایمات، گوشهای بسیاری را در

اختیار خود گرفته اند و خود نیز به این وضعیت عادت نموده اند، حال

دیگر حاضر به تعویض و تغییر این وضعیت نمی باشند چون مغز نیز

چنین چیزی را از کسی نمی خواهد، همانگونه که خود نیز بر این امر

واقف هستید، کار مغز، حفظ حالت موجود است بخاطر اینکه حداقل

انرژی را مصرف نماید.

پس چه باید کرد، باید همچنان تا آخر عمر، چشم خود را به روی نکات

مثبت و … ببندیم و از کسی چیزی قبول نکنیم.

چگونه باید با این مقاومت، روبرو شده و در صدد رفع آن برآئیم؟

با اوضاع گفته شده، معلوم است که باید منتظر مهمان ناخوانده

افسردگی و بالنتیجه بقیه میهمانان ناخوانده دیگر نیز باشیم، لذا بهینه

است که کمر همت را محکم بسته و سعی در تغییر اوضاع خود

نمائیم. زیرا تا مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرید، هیچ چیزی

در زندگی شما عوض نخواهد شد. و بهترین زمان تعویض افکار و تغییر

در روش زندگی همین لحظه است. پس معطل نشوید و این مقاومت

را با افکار مثبت در هم شکنید.

در مرحله دوم، کافی است که روزانه فقط کمی خوش بین تر از دیروز

باشید، به قول دوستان انجمن NA فقط برای امروز پاک باشید و افکار

منفی را به مغز خود راه ندهید، و نتیجه آنرا خیلی زود دریافت

خواهید نمود.

در صورت امکان، با دوستان مثبت اندیش و خلاق همراه شوید و با

آنان هم صحبت شوید، زیرا که آنان تنها نیمه خالی لیوان را ندیده و

نیمه پر لیوان را دیده و برای نیمه خالی نیز راه کارهای متفاوت نیز

ارائه خواهند نمود.

تنها کافی است که این مقاومت را با خواست خود، کنار بزنید، آنگاه

هوای تازه و خلاقیت های درونی وجودتان شروع به خودنمائی نموده

و وضعیت زندگی را خیلی سریع تغییر خواهند داد.

دید مثبت در دوران بازنشستگی را از همین الان شروع کنید.

حال که با روش حذف مقاومت در برابر نکات مثبت دوران

بازنشستگی، آشنا گردیدید، بهینه است که از همین الان چند

تا از عادات منفی خود و دوستان منفی خود را یادداشت نموده و

سعی در کناره گیری از این عزیزان و این افکار نمائید.

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

مسئول زندگی در دوران بازنشستگی کیست؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد

از مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی

چند را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است،

نتیجه انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر

از خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

تعدادی از دوستان بازنشسته که از اداره ما بازنشسته شده اند،

گاهی اوقات در جلسات متفاوتی که برای کارهای متفرقه برگزار

میگردد شرکت می نمایند و این فرصت بسیار خوبی است که بعد از

مدتها، بتوانیم این عزیزان بازنشسته را ببینیم و یادی کنیم از دوران

خوشی که با این گنجینه ها، در اداره داشتیم و خاطرات خوب همراه

با آنان را در پروژه ها، مأموریت ها، و گزارش ها مرور کنیم و دمی چند

را با خوبی و نشاط همراه سازیم.

لکن بعد از مدتی که با ایشان صحبت به میان می آید، متأسفانه

حاضر نیستند که بپذیرند هر آنچه که الان در زندگی آنان است، نتیجه

انتخاب آنهاست که انجام داده اند و هیچکس نمی تواند غیر از

خودشان مسئول زندگی خودشان چه در دوران اشتغال و چه در

دوران بازنشستگی که تجربه و مهارت نیز چاشنی داشته های، هر

یک شده است، بپذیرد.

بنابر این در اینجا بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم و مزایا و

مضرات آن را بررسی نمائیم.

آیا دیگران مسئول زندگی ما در دوران بازنشستگی هستند؟

 

در ابتدا باید ببینم مسئولیت چیست: مسئولیت به معنای ضمانت و

تعهد است. مسئولیت چیزی با کسی بودن، یعنی به گردن او، در

عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است بنابر این هر گاه انسان

متعهد به انجام کاری می‌شود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را

پذیرفته است.

این واژه در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب است كه فرد در

چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی كه معمولاً از او می‌رود،

دست به انتخابی بزند و این انتخاب سبب ایجاد روابط انسانی مثبت،

افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر شود. پاسخ مؤثر هم

پاسخی است كه فرد را قادر می‌سازد تا به هدف‌هایی كه باعث

تقویت عزّت نفسش می‌شوند، دست یابد.

حال در مقابل زندگی ما چه کسی مسئول است، آیا فردی را

می شناسید که در زندگی ما، بیش از خودمان مسئول باشد، هر

کسی مسئول زندگی خویش است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم

نمی توانیم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنیم، شاید بتوانیم

به کرات، مثل گذشته، با توجیه کردن کلیه کارها و انتخاب های

خود، پدر، مادر، مدیر، دوست، دولت، اجتماع، وضعیت اقتصادی

و …. را مقصر جلوه دهیم.

اما بیائید یکبار هم که شده، کلاه خود را وجدان قرار دهید و به این

سئوال اساسی پاسخ دهید، براستی مسئول زندگی هر فرد کیست؟

مسلم است که کسی غیر از خود ما، مسئول زندگی ما نیست.

چرا باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

بپذیریم؟

برای اینکه این سئوال بی نهایت مهم و حیاتی است، که تا زمانی

که قبول نکنیم مسئول خود ما هستیم، نمی توانیم چیزی را تغییر

دهیم.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند

عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

تا کنون بارها و بارها، شکست و اشتباه در زندگی ما بوجود آمده و

هر سری با توجیه اینکه مسئول این اتفاق، و مسئول این رفتار من

نیستم، میخواهیم که مسئولیتها را به گردن شخص دیگری بیندازیم.

اما تا کی؟

یکی از آشنایان ما است که در این کار مهارت بخصوصی دارد، و هر

کاری را که انجام میدهد متوجه شخص دیگر یا شئ دیگر می کند.

مثلاً وقتی که حتی لیوان از دستش به زمین می افتد و می شکند،

حاضر نیست بگوید من لیوان را محکم نگرفتم و لیوان از دستش به

زمین افتاد و شکست، می گوید: لیوان افتاد و شکست و همیشه

افعالش به صورت مجهول است، و براستی کسی نمی داند که

بالاخره مسئول این افتادن لیوان کیست. شاید خود لیوان مسئول

شکستن خودش باشد، شاید؟؟؟

پس مثل کسی که خود را به خواب زده و تا زمانی که نخواهد از

خواب بیدار نمی شود، در این مورد نیز تا کسی مسئولیت زندگی

خودش را نپذیرد، نمی تواند، تغییرات لازم برای بهبود زندگی خود

را انجام و در نتیجه زندگی او همچنان بجای پیشرفت، پسرفت

می نماید.

در زمان بازنشستگی، این به عهده گرفتن مسئولیت، همراه با تجربه

نیز می گردد و تجربیات متفاوت حتی اگر تلخ نیز باشد، حاصل

انتخاب های خودمان در آن زمان است، بنابر این لطفا همین الان

با گرفتن مسئولیت زندگی خود، در جهت اصلاح وضعیت خود در این

دوران که شدیداً نیازمند همراهی خودتان بجای توجیه هستید،

قدمی بردارید.

چگونه باید مسئولیت زندگی خودمان را در دوران بازنشستگی

به عهده بگیریم؟

اما چطور می توانیم یک بار برای همیشه مسئولیت زندگی خود را

در دوران بازنشستگی به طور کامل بر عهده بگیریم؟

۱- تصمیم

همه چیز با یک تصمیم قاطع برای پذیرش این تعهد و مسئولیت آغاز

می شود. به نظر ساده می رسد، اما در واقعیت درصد بسیار کوچکی

از افراد هستند که واقعاً تصمیم می گیرند مسئولیت زندگی خود را

بر عهده بگیرند. اکثر افراد دوباره به طرز تفکر کهنه ی خود باز

می گردند و این حقیقت را از نظر دور می دارند که راننده ی این

اتومبیل کسی جز خودشان نیست.

برای چیزهایی که تحت کنترل خودتان هستند به دیگران نگاه نکنید.

ایده ی ساده ای است، اما به هیچ وجه آسان نیست. از اینجا به

بعد، قاطعانه تصمیم بگیرید اجازه ندهید هیچ اتفاق یا هیچ کسی در

رسیدن شما به خواسته هایتان نقشی تعیین کننده تر از خودتان

داشته باشد.

۲– خاتمه متهم کردن دیگران

بخش بزرگی از افراد در شرایط و موقعیت های گوناگون، لااقل گاهی

برای کنار گذاشتن این عادت مخرب با دشواری مواجه می شوند.

همانگونه که پیش تر اشاره شد، ساده ترین کار ممکن متهم کردن

طرف مقابل یک رابطه هنگام متزلزل شدن پایه های آن است و به

راحتی می توان دولت را مقصر اصلی وضعیت بد مالی خود دانست.

اما دور انداختن هر نوع توجیه و در پیش گرفتن مسئولیت پذیری

حقیقی در تمام حوزه های زندگی اهمیتی حیاتی دارد. هیچ کس

با درگیر شدن در بازی مقصر دانستن دیگران نمی تواند کنترل

زندگی اش را به طور کامل در دست بگیرد.

۳– عهد کردن با خود

کاری که اثرگذاری فوق العاده زیادی دارد این است که روی یک

برگه ی مخصوص، به صورت کتبی به خودتان متعهد شوید که در

تک تک لحظه های زندگی تان مسئولیت کوچکترین مسائل را نیز

بر عهده بگیرید و به هیچ وجه تقصیر هیچ چیز را به گردن دیگران

نیاندازید. این تعهدنامه ی کتبی می تواند به همین سادگی باشد:

«من، ……….…..، در تاریخ ………… متعهد می شوم مسئولیت

تمام جنبه های زندگی ام را به طور کامل، بر عهده گرفته و از زیر

بار مسئولیت آن شانه خالی نکنم».

با ثبت این تعهدنامه اولین قدم را برای گام نهادن در مسیر موفقیت

برداشته اید.

از الان شروع کنید.

حال که به خودتان نیز تعهد دادید، از همین الان شروع کنید و

مسائل را که در دوران بازنشستگی با آن دست و پنجه نرم

می نمائید را در درجه اول شناسائی وسپس بوسیله حل مسائل،

آنرا یکبار برای همیشه حل نموده و زندگی زیبا و بانشاطی را برای

خود که سزاوار آن هستید در دوران بازنشستگی بسازید.

موفق و پایدار باشید.

تغییر در بازنشستگی چیست؟

تغییر در بازنشستگی چیست؟

پس از 30 سال که در اداره مشغول خدمت باشیم، نهایتاً با ابلاغ حکم بازنشستگی مجبور به خانه نشینی می­گردیم، چه بسا این خانه نشینی(البته برای بعضی­ها) مسائل و مشکلاتی را به همراه داشته باشد. در این موقع، کارمندانی که دارای تخصص یا مهارت ویژه­ای هستند، تنها با تعویض محل خدمت روبرو هستند، اما کارمندانی که تخصص ندارند، و همچنین اکثر بانوان، بیشتر خانه نشینی را بر می­گزینند، و مشخص است که چون خانه نشینی شرایط و وضعیت خودش را دارد، و اگر تا کنون هیچ مسئله­ای اتفاق نیافتاده، دلیل بر این نیست که هر دو طرف، تمام قوانین و مقررات را عمل می نمودند. بلکه اکثر مواقع بعلت این مسئله ای رخ نداده که چون یکی یا هر دو نفر از زوجین مشغول خدمت در اداره بودند و زمان کمتری را در منزل سپری می نمودند، مسئله بحرانی بوجود نمی آمد.

اما از این به بعد دیگر شرایط متفاوت است و باید به این وضعیت به دید دیگر نگریست و اگر بعضی از رفتارها و عادات خود را تغییر ندهیم، با مسائل عدیده­ای در خانه روبرو خواهیم گشت.

خداوند انسانها را با سرشتهای(ویژگی ها خصلتها) متفاوت آفرید و اختیار تغییر به انسان داد

تغییر درآنچه که بودیم براساس تلاش و درخواست ما از خداوند است .

روح و قلب که بزرگ شود فضایی پیدا میکند تا برکت و آرزوها را درخود بپذیرد

این فضا با سپاسگزاری و پالایش وسیع میشود.

چرا به تغییر نیازمندیم؟

مشخص شد که بودن همزمان زوجین در خانه، نیازمند رعایت یکسری اصول می­باشد و اگر تاکنون به آن اصول پایبند نبودیم، لازم است که از همین الان نسبت به تغییر در عادات و رفتار خود اقدام نمائیم. چه بسا اگر این تغییرات انجام نگردد، شرایط برای هر دو طرف سخت و بغرنج خواهد شد.

متأسفانه در چند ماه گذشته شاهد نوع جدیدی از طلاق­های عاطفی زوجین بوده و ستیم، مردانی که بر اساس شرایط، مجبور به گذراندن شبهای خود در ماشین خود در کنار پارک­ها و محل­های عمومی هستند و زمانی که از آنها علت این کار سئوال می­گردد، همگی بحث اختلاف با خانواده را مطرح نموده و اینکه هیچ یک از دو طرف حاضر به تغییر در عادات و رفتار خود نبوده و نیستند، کاملاً مشخص میشود. پس لازم است در قبل از اینکه شرایط به وضعیت غیر قابل تحمل برسد، اقدام به تغییر در عادات و رفتارهای خود نمائیم.

افراد چگونه تصمیم می گیرند که تغییر کنند؟

این تصمیم گیری، در بعضی از مواقع چنان سخت می­نماید، که بلند کردن یک بار چند صد کیلوئی برای یک نفر به همان اندازه، سخت و مشکل می­آید. و بقول معروف، باید قبول کنیم که نیاز به تغییر داریم، که اگر اینکار انجام شود، دقیقاً نیمی از راه طی شده است. آدم خواب را میشود بیدار نمود، اما آدمی که خود را به خواب زده، را نمی­شود بیدار نمود، زیرا که دیگر او خواب نیست که بیدارش کنیم، و در مقابل بیدار شدن مقاومت می نماید.

حال اگر یکی از طرفین(چه خوب است که هر دو طرف) قبول نماید که نیاز به تغییر دارد و در جهت تغییر در رفتارها و عادات خود اقدام نماید.

مقاومت در برابر تغییر:

یکی از بحث­های اصلی در خصوص تغییر آن است که از زمانی که تصمیم به تغییر می­گیریم، کائنات بصورت تمام قد در جلوی ما قد علم نموده و بهر صورت و بهر علت می­خواهد که ما تغییر نکنیم، بارها تصمیم گرفته­ایم که رژیم بگیریم، اما به محض نیت کردن، مراسم­های عروسی و جشن برپا گردیده و ما مجبور هستیم که به آن مراسم رفته و خیلی زشت است که در آن مراسم، ما روزه گرفته و از میوه و شیرینی و غذاهای تهیه شده که عموماً خیلی شیرین و چرب هستند، چشم پوشی نمائیم. پس اگر میخواهیم تغییر نمائیم، در درجه اول باید نیت خود را آهنین نموده و خود را برای روبرو شدن با مقاومت کائنات و اطرافیان مهیا نمائیم. در صورتی که این مقاومت را حداقل برای چند روز انجام دهیم، آنگاه آنها عقب نشینی نموده و راه برای تغییر هموار خواهد شد.

بهای تغییر چیست؟

همه می­دانیم که در صورتی که بخواهیم چیزی بدست بیاوریم، لاجرم باید از چیزی چشم پوشی نمائیم، مثلاً اگر میخواهیم رژیم بگیریم، حداقل باید بمدت چند روز از خوردن مواد غذائی چرب و شیرین و پر انرژی خودداری نمائیم، و اگر این مقاومت را داشته باشیم، مسلماً پرچم پیروزی برای ما به اهتزار خواهد آمد.

مراحل تغییر:

بر اساس آموزه­های خوانده شده در کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی، باید این را بدانیم که تغییر، باید آهسته و متوالی انجام شود، بخاطر اینکه اگر تغییر را بخواهیم یکدفعه و بصورت ضرب الاجل انجام دهیم، کودک درون ما، براحتی سکان هدایت بدن را بدست گرفته و خود یکی از بزرگترین مزاحمهای انجام تغییر می­گردد. پس لازم است که بدانیم که تغییر باید آهسته و اما بصورت پیوسته و مداوم انجام گردد تا پایدار گردد.

فرمول تغییر

این فرمول را که توسط دوست بسیار عزیزم، استاد قریبیان در سایت باور تغییر، درج گردیده است، را عیناً انتقال داده­ام

  1. شک دارم و برای شروع تغییر بهانه‌های مختلف می‌آورم بنابراین مراحل قبل از تغییر را در ذهنم مرور می‌کنم (انکار – انزجار – معامله – پذیرش بدون عمل – تصمیم برای تغییر)
  2. تغییر را از همین الآن شروع می‌کنم (عدم تعویق)
  3. تغییر را کوچک و خرد می‌کنم (کوچک‌سازی تغییر)
  4. همین تغییر کوچک را به‌صورت مستمر انجام می‌دهم (اصل اثر مرکب)
  5. خودم را برای روبرو شدن با مقاومت‌ها آماده می‌کنم (اصل مقاومت)
  6. برای تغییرم یک جایگزین تعیین می‌کنم (جایگزین)
  7. برای تغییرم یک الگو در نظر می‌گیرم( الگوسازی)
  8. برای تغییر کوچک یا جایگزین، شرط‌گذاری می‌کنم (شرط‌ گذاری)
  9. از تغییرات کوچکم مراقبت می‌کنم(اصل مراقبت)

هر شب از خودم حساب‌ وکتاب تغییر را(طبق جدول عادت سازی) می‌خواهم (حساب‌وکتاب)

امیدوارم که با مطالب ذکر شده، توانسته باشم کمکی در جهت تغییر در زندگی بازنشستگان و خانواده هایشان، ایجاد نمایم و محیط گرم و صمیمی که لازمه یک خانواده خوب مخصوصاً در هنگام زندگی دوم(بازنشستگی) می باشد، را فراهم آورده باشید.