مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی از خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

مفهوم شخصی را میتوان بدین صورت توضیح داد

که به هر یک از عزیزان پیشکسوت که نظاره می کنید،

هر یک خصوصیت و شخصیت خاص خود را دارد و هر

یک بنا به مفهومی که از خود دارد، با ظاهرهای متفاوت،

افکار و رفتارهای متفاوت در جامعه هویدا می شوند.

حال این ظاهر شدن ها، چرا با یکدیگر تفاوت دارد،

موضوع این مقاله است.

با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود مقاله مهربان بودن با خود در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

را نیز مطالعه فرمائید.

مفهوم شخصی چیست؟

مفهوم شخصی از خود، همان چیزی است که شما در

مورد خودتان به آن معتقد هستید و هر آن چیزی که شما

در مورد خودتان به آن باور داشته باشید، دقیقاً شخصیت

و روحیات شما را می سازد و شما همان چیز خواهید شد.

این مفهوم هم می تواند به صورت مثبت و هم به صورت

منفی در وجود شما به کار گرفته شود.

این شما هستید که انتخاب می کنید، کدامیک از این

دو مفهوم برای شما کاربرد داشته باشد.

چرا مفهوم شخصی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

مفهموم شخصی از آن جهت در کل زندگی و چه بسا

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از اهمیت بی شماری

برخوردار است، زیرا که می تواند منش، شخصیت، موفقیت

و کلاً جسم و روح شما را بسازد.

شما دقیقاً همان چیزی می شوید که باور دارید.

اگر باور دارید که جسم تان نحیف شده است و دارید

روزهای آخر زندگی خود را سپری می نمائید، دقیقاً

جسم نیز آماده اجرای فرامین دریافتی از ذهن و مغز

شما می باشد و بدین صورت، شما را بسیار نحیف و

نزار و اندامهای شما را ضعیف و ناکارآمد می نماید و

چه بسا، آلزایمر را نیز به سوی شما فرا بخواند.

مقاله سن تنها یک عدد است. را از دست ندهید.

اما اگر باور داشته باشید که سن تنها یک عدد است

و نمی تواند شما را مغلوب خود سازد و شما همچنان

در اریکه قدرت و شوکت قرار داشته و کلیه موفقیت ها

را می توانید کلید بزنید، جسم همانند مرحله قبل، فقط

آماده اجرای فرامین شما است، و نمی تواند درست یا

غلط آن را ارزیابی نماید، ولی به درستی شرایطی را

فراهم می آورد که شما بتوانید همان قدرت و شوکت

سنین جوانی را در سنین بالا نیز تجربه کرده و

موفقیت های گوناگون و تعجب برانگیز برای دیگران

(چون برای خود شما، این امر بدیهی بوده است)

را بدست آورید.

باز هم این انتخاب شماست، باور جسم نحیف و ناکارآمد،

یا باور جسم قوی و کارآمد؟

چگونه می توان مفهوم شخصی خوب و زیبائی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خود داشت؟

حال که به اهمیت مفهوم شخصی در زندگی و بخصوص

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) واقف شدیم، باید

خود مفهوم شخصی متفاوتی از آنچه در قبل داشتیم،

ساخته و آن را مجدداً بازسازی نمائیم.

حال بازسازی این مفهموم شخصی به چه صورت

می تواند باشد؟

  • نسبت به تجربة چیزهائی که پیش از این به هر طریقی
  • شما را محدود می کردند، دید بازی داشته باشید. این
  • جمله را به خاطر بسپارید: من هیچ گونه محدودیت و
  • مرزی برای چیزهائی که می خواهم انجام دهم ندارم،
  • از همین حالا از آنها استقبال می کنم.
  • اجازه دهید که خودتان از آن واقعیت غیر فیزیکی وجودتان
  • آگاه شود. فکرتان را به سراغ فرشتگان و صاحبان و مالکان
  • این کائنات ببرید. شما می دانید که می توانید به راهنمائی
  • کسانی که پیش از این زندگی کرده اند، دسترسی داشته
  • باشید. وقت خود را صرف مراقبه کنید تا از این طریق به
  • حسّ پرواز در سطوح بالاتر شعور و آگاهی دست یابید.
  • هر زمان که دچار ناراحتی و نگرانی و غم و اندوه می شوید،
  • سعی کنید به پشت سر گذاشتن احساساتتان فکر کنید و
  • این افکار ناخوشایند را کنار بگذارید.
  • به جای آنکه به سراغ جریان بی پایان افکار خود بروید و
  • یکی را انتخاب کنید، این کار را تا جائی ادامه دهید که
  • فکری را که احساس خوبی در شما پدید می آورد، انتخاب
  • کنید. مدت زمانی طول نمی کشد که خودتان را به خاطر
  • افکار خوشایندی که در ذهن خلق کرده بودید، سرزنش می کنید.   

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

  •  آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.
رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که فرد پس از دریافت ابلاغ حکم بازنشستگی، بالاجبار

مجبور به خانه نشینی می گردد، این خانه نشینی برای اهالی خانه

و خانواده، همراه با مسائلی است.

بعضی از خوبان گنجینه نیروی انسانی، به خوبی می دانند که

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید چگونه با دیگران ارتباط

برقرار نمود و همین داشتن ارتباط خوب با دیگران است که

زندگی شاد و با نشاطی را برای این عزیزان فراهم می نماید و

در هر کجا که وارد شوند، همگان از دیدن آنان خوشحال و

مسرور گشته و از آمدن آنان لبخند بر روی لبانشان جاری

می شود و این فرهیختگان، تا مدتها، هیچ مشکلی و مسأله ای

در خصوص ارتباطات با افراد خانواده و اجتماع ندارند.

اما از طرفی، بعضی دیگر از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) پس

از فراغت از کار، به دلایل مختلف، نمی توانند این وضعیت را

برای خود حلاجی نموده و لاجرم این دوران را برای خود، دوران

خوبی در نظر نگرفته و احساس خوبی از این دوران برای خود

و زندگی خود ندارند.

و چون احساس این عزیزان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خیلی مناسب نمی باشد، پس اعصاب و روحیه مواجه شدن با

خانواده و اجتماع را ندارند و همین نداشتن اعصاب است، که

در برخورد با اطرافیان، به جای اینکه مراقب روابط خود باشند،

مرتب این رابطه ها را خراب تر می نمایند و هر روز خود را

از آرامش دورتر و افراد خانواده را از خودشان بیشتر آزار

می دهند.

پس چاره چیست؟

چگونه باید در این دوران علیرغم وجود مسائل، روابط خود

را با خانواده و اجتماع بهینه نمود؟

اگر روابط با خانواده بهینه نباشد، آیا می توان، انتظار زندگی

شاد و بانشاطی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

انتظار داشت؟

آیا اجتماع مسئول روابط بد ما با خانواده و اطرافیان می باشد؟

خود فرد، ارتباطی با از بین رفتن روابط بین خانواده و

اطرافیان دارد؟

اینها سئوالاتی است که می بایست در این خصوص به آنها

پاسخ داد.

ما در این مقاله بر آنیم که به مقوله روابط نظری بیفکنیم و

آن را به صورت جامع بررسی نمائیم.

این بررسی در حداقل 4 مقاله آینده خدمت شما عزیزان تقدیم

می گردد.

رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

زمانی که بحث روابط را آغاز می نمائیم به اولین سطح ارتباطات،

یعنی ارتباط با خود می پردازیم.

در این سطح ما به درک سه مفهوم زیبا از خودمان می رسیم.

خود فهمی: تصویر یا درک فرد از خود

خود نگری: احساس فرد در باره خود

خود مطلوبی: آنچه که فرد باید باشد.

و در ابتدا باید بدانیم که رابطه با خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

منظور از رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

آن است که بدانیم که :

چگونه با خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط

برقرار می کنیم؟

چه درکی از خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم؟

چه احساسی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از خودمان داریم؟

پاسخ به این سه سوال، کلیدهای اصلی برای رسیدن به رابطه با

خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشد.

هر فرد باید این سه سئوال را از خود پرسیده و به آنها جواب

دهد.

اینکه در پاسخ به سئوال اول، باید ببینیم که آیا تمام مسائل و

مشکلات را از خودمان می بینیم و هیچ وقت تا کنون شده است

که به خاطر تلاش ها و موفقیت هائی که داشته ایم، از خودمان

تشکر و قدر دانی نمائیم و برای خود، جشن و سرور بر پا نمائیم؟

اینکه وقتی که جلوی آئینه چشم تو چشم با خود می شویم، چه

برخوردی با تصویر خود در آئینه داریم؟

آیا او را سرزنش می نمائیم و او را مستحق تمام سرزنش ها

و مصایب می دانیم، یا اینکه خود را صمیمانه دوست داشته و

ابتدا خود را بوس نموده و اگر هم به اشتباه، کاری انجام داده ایم،

سریعاً خود را بخشیده و با خود قول و قرار می گذاریم که خیلی

سریع، آن مسئله و اشتباه را روبراه نمائیم.

و در پاسخ به سئوال دوم باید بدانیم که درکی که از خودمان

مخصوصاٌ در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) داریم، به چه

صورت است؟

آیا خود را فردی بی عرضه که جرأت روبرو شدن با مشکلات

را ندارد، می دانیم. یا اینکه خود را شخصی وارسته و خلاق

و با هوش می انگاریم که می تواند مسائل و مشکلات را از سر

راه برداشته و مسیر و زندگی زیبائی را برای خود رقم بزند.

در پاسخ به سئوال سوم نیز باید ببینیم که احساسمان نسبت به

خودمان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟ چه احساسی

از خودمان داریم؟ آیا از خودمان بیزار هستیم و تحمل دیدار

خود را حتی در آئینه نداریم، یا اینکه واقعاً از وجود خود لذت

می بریم و از دیدن خودمان شاد و مسرور می شویم.

چرا رابطه با خود در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

دانستن اینکه فرد پیشکسوت(بازنشسته) چه رابطه ای با خود

دارد، بسیار مهم و حیاتی است، زیرا فردی که نتواند با خود،

رابطه خوب و قابل قبولی برقرار نماید، مطمئناٌ نمی تواند با

افراد خانواده و اطرافیان خود، ارتباط خوب و مستحکمی

برقرار کند.

برای همین، در قدم اول، باید رابطه خودمان را با خودمان،

یعنی تنها کسی که در طول شبانه روز، حداقل 24 ساعت

با او هستیم، بهبود بخشیم.

چطور باید رابطه با خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تقویت نمود؟

تنها کافی است که بدانیم، فردی که در طول شبانه روز همیشه

با او هستیم، خودمان هستیم و اگر با خودمان رابطه امان عالی

شود، ارتباطات دیگر، نیز به سمت بهبودی سوق پیدا

خواهد نمود.

بعضی از افراد پیشکسوت(بازنشسته) را مشاهده می نمائید

که همیشه شاد و سرحال هستند و بعضی وقتها حتی به این

افراد، لقب از خود متشکر نیز می دهیم، اما در اصل، این

افراد، عزیزانی هستند که نسبت به خودشان، احترام خاص

و ویژه ای قائل هستند و با خود ارتباط خوبی برقرار می کنند.

اگر ما بتوانیم در درجه اول، مسئولیت کل زندگی خود را قبول

نموده و اشتباهات و خطاهای خود را سریعاً به دیده اغماض

نگاه نموده و از خطاهای خود بگذریم و با خود تعهد نمائیم که

در سریعترین زمان ممکن(نه به صورت آنی) مسائل بوجود آمده

را با درایت و هوش سرشار خود، مدیریت و بهبود بخشیم.

و همیشه خودمان را دوست بداریم و رابطه خوبی با خودمان

برقرار نمائیم.

حال چه تمرینی باید انجام دهیم؟

پیشنهاد نگارنده این است که همیشه این کلمات را با خود زمزمه

نموده و به آنها اعتقاد پیدا نمائید.

همیشه بگوئید، من بی نظیرم

من احساس بسیار عالی و فوق العاده دارم

من به خودم افتخار می کنم.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به

عزیزان خود هدیه نمائید.

باور در دوران بازنشستگی

باور در دوران بازنشستگی

درست در زمانی که شخص پا به عرصه بازنشستگی می گذارد، باورهای او نیز وارد محیط جدید می گردد و بسیاری از باورهای منفی جامعه در خصوص این قشر با عظمت و گرامی، که به غلط در بین عموم مردم جا افتاده است، به باور بازنشستگان تبدیل گردیده و عملاً زندگی دوم این عزیزان را تحت الشعاع خود قرار میدهد. و همانگونه که همگان خوب می دانند، باور انسان، زندگی او را میسازد، زندگی فعلی هر کسی، نتیجه باورهای او در گذشته می باشد، لذا باورها در دوران بازنشستگی، بسیار پربارتر از قبل خودنمائی کرده و زندگی را در دستان خود می گیرد. لذا باید این باورها بصورت کاملاً مثبت و بدور از هر گونه، نکته نظر و القائات منفی، برای آینده انسان ساخته و پرداخته گردد.

باور بازنشستگی

بسیاری از بازنشستگان بعد از بازنشستگی، این کلمه را مترادف از کارافتادگی یا استراحت قلمداد نموده و بر این باور غلط هستند که من 30 سال خدمت خود را انجام داده ام و هم اکنون، باید به استراحت بپردازم، و برخی دیگر، نیز بر این باور هستند که دیگر عمر مفید کاری آنان تمام شده و باید خانه نشین گردند زیرا که دیگر کاری از آنها ساخته نیست.

اما گروهی دیگر، کاملاً بر عکس این دو گروه اقدام نموده و باورهای دیگر دارند و بر این باور هستند که تنها محل خدمت خود را عوض خواهند نمود و همچنان با تمام قوا، و البته با تجربه و انرژی مضاعف تر، به کار خود ادامه می دهند، و انرژی مضاعف به خاطر اینکه هم اکنون بعنوان بزرگ فامیل محسوب گردیده و در عرف، نیز از بزرگ فامیل، انتظارات بیشتری است که باید به آنها عمل نمود. بنابر این اگر تا کنون بصورت عادی به فعالیت می پرداختند، هم اکنون که بعنوان پدربزرگ یا مادربزرگ نیز محسوب می گردند، مسئولیت بیشتری بر دوش خود احساس می نمایند و در صدد برآمدن از عهده مسئولیت خویش هستند، پس با تلاش بیشتر به کار خود ادامه می دهند.

باور سلامتی

باور غلطی که متأسفانه در اجتماع بصورت طنز دهان به دهان میگردد، آن است که “سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا” که این ضرب المثل نیز مانند بسیاری از ضرب المثل های دیگر، تنها و تنها، قصدش تخریب روحیه این عزیزان می باشد، زیرا که مشخص شده است که بیماری در بازنشستگی و سالمندی، طبیعی نمی باشد، لکن باز هم متأسفانه، افسردگی، در این قشر با تجربه و گرامی، فراوان یافت می گردد، که شاید افسردگی بعضی از این خوبان، مربوط به همین باورهای غلطی است که به خورد مردم داده می شود و کم کم در باورها جای خود را باز می کند و این باورها هستند که زندگی دوم انسان را می سازند.  و خوشبختانه، بعضی از این عزیزان نیز هستند که به این باورهای غلط کوچکترین اعتنائی نکرده و مانند پدر یکصد و ده ساله ای که نگارنده با ایشان مصاحبه کرده و یا مادر 100 ساله ای که علیرغم بی سوادی خود، دادگاه حل اختلاف خانواده بود، اصلاً به این پیامهای منفی توجه نکرده و هر کدام، آرزوهای خود را در سر می پرورانند و مشخص است که باید از زندگی سلامت و راحتی نیز برخوردار باشند.

باور تنهائی

یکی دیگر از باورهایی که از زمان کودکی به انسان تلقین می گردد، باور تنهائی است که زمانی که فرد بازنشسته گردیده یا پا به سن می گذارد، اطرافیان او را تنها گذاشته و هر کدام به سر زندگی خود می روند، و این باور نیز شاید برای بعضی ها، چون باوردارند، اتفاق بیفتد، لکن برای بعضی از بازنشستگان، اطرافیان آنها تا زمان رحلت نیز آنها را تنها نگذاشته و همیشه آنها را همراهی می نمایند، هر چند که این همراه بودن اطرافیان از نظر نگارنده، چندان ارزشی ایجاد نخواهد کرد و در مقالات متعدد به این بحث پرداخته، لکن بودن اطرافیان می تواند برای خود اطرافیان نیز سود و برکت به همراه داشته باشد و از تجربیات خوب و گرانمایه این تجربه دیدگان روزگار، استفاده مناسب و بهینه را ببرند.

باور عدم کارکرد

در اینجا به یکی دیگر از باورهایی که به غلط در جامعه، بسط و گسترش پیدا نموده است میرسیم و آن عدم کارآئی بازنشستگان می باشد، تحقیقات جدید نشان میدهد، شاید بازنشستگان و سالخوردگان، دیرتر وظائف خود را به انجام برسانند اما از دقت لازم و کافی برای انجام این عمل برخوردار می باشند و همین امر می تواند، کارآئی بازنشستگان را نشان دهد و اطرافیان این عزیزان باید توجه داشته باشند که تا حد امکان از دخالت کردن در انجام وظائف و کارهای شخصی بازنشستگان و سالخوردگان، خودداری نمایند و بگذارند که آنها سر فرصت به کارهای خود برسند.

نگاه اطرافیان

نگاه اطرافیان نیز می تواند، حاصل باورهای فرد باشد  و اینکه اطرافیان با بازنشسته به چه صورت رفتار نموده و احترام بازنشسته از نظر اطرافیان چگونه است، خود یکی از باورها را شامل می شود. بعضی از دوستان بر این باور هستند که نگاه اطرافیان به شدت سنگین و ترحم بار است، لکن بعضی دیگر با این دیدگاه و باور کاملاً مخالف هستند، مانند آن مادر 100 ساله که خیلی راحت اطرافیان را جگرگوشه های خود می داند و در جهت کمک به آنها، از هیچ کوششی دریغ ندارد.

پس بهینه است که از هم اکنون به فکر تغییر در باورهای مخصوصآً در زمان بازنشستگی باشیم، تا در این زمان با ارزش، که حداقل نیمی از طول زندگی ما را به خود اختصاص می دهد، در شادی و سلامتی و نشاط ادامه مسیر نمائیم.