خوش بینی در بازنشستگی

خوش بینی در دوران بازنشستگی

از زمانی که حکم بازنشستگی را دریافت می داریم، فکر

می کنیم که دیگر، دوران زندگی ما به پایان رسیده و دیگر

رنگ خوشی و لذت را نخواهیم چشید.

آیا بدینصورت است؟

آیا واقعاً همه چیزها، در دوران بازنشستگی، بد و زشت

می باشد و هیچگونه زیبائی وجود ندارد که بدان امیدوار

باشیم؟

بسیاری از دوستان و همکاران بازنشسته ما بوده و هستند

که از زمان اشتغال نیز بدلیل اینکه خوش بینی خاصی نسبت

به خود و تحولات داشتند، بسیار شاد و سرحال و سلامت

بودند و جالب اینجاست که هم اکنون که بعضی از آنها را

ملاقات می نمایم، همچنان نیز شادی و سرحالی را نیز

میتوان در وجود آنان یافت. و متأسفانه بعضی دیگر از

همکاران بازنشسته را می بینیم که علاوه بر اینکه در

زمان اشتغال، همه چیز را سیاه یا کدر و تار می دیدند و

تنها به معایب و مضرات هر چیزی توجه می کردند، هم

اکنون اگر در قید حیات باشند و بتوانیم آنان را ملاقات

نمائیم، یا نسبت به سن خود بسیار شکسته تر و

فرسوده تر شده و یا مسلماً در حال مبارزه با بیماریهای

صعب العلاج داخل بدن خود می باشند.

تا کنون به تفاوتهای این دو فکر کرده اید، چطوری است

که بعضی که همه چیز را زیبا و خوب می بینند در زندگی

چنان شاد و سرحال هستند و روزگار خوبی را سپری

می کنند در صورتی که عده ای که در هر چیز نازیبائیها را

مشاهده می نمایند، اکثر مسائل و مشکلات به سمت

آنان هجوم برده و آنان را کلافه می نماید.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم؟

و راهکارهای پیشگیری و مقابله با این معضل را شناسائی

و تا حد توان در جهت رفع آن قدم برداریم.

خوش بینی در بازنشستگی چیست؟

بر اساس تعریفی که در ویکی پدیا آمده است:

خوش‌بینی، نگرشی است مثبت است به جهان پیرامون

و فرد خوش‌بین با چنین نگرشی در تلاش است که دنیا را

به صورت بهتری ببیند. افراد خوش‌بین، می‌دانند که جهان

کامل و ایده‌آل نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند، همه صفات خوب

و عالی را دارا باشد، اما آنها در تلاش هستند که بخش‌ها و

وجوه مثبت قضایا را بینند و امیدوار باشند که جهان به سمت

خوبی و خیر حرکت کند.

به دیگر سخن اینکه، آدم خوش بین در هر چیزی، اگر نازیبائی

وجود داشته باشد، به زیبائیهای آن بیشتر توجه می کند و

بجای اینکه به خار گل، توجه نماید سعی می نماید از خود

گل بیشتر و سودمندتر استفاده کرده و نظری نیز بر خار نیز

داشته باشد.

اما شخص بدبین، در هر چیزی تنها نازیبائیها را مشاهده

می کند و اگر گلی به دست او داده شود، تنها به خار آن

توجه کرده و بجای اینکه از زیبائیها و بوی خوش گل استفاده

نماید به چیزی که فکر و نگاه و توجه می نماید خار آن است

که مبادا در دست او فرو رود و از قضا، اتفاقاً همان خار به

دستان او رفته و جراحتی نیز بر دستان او وارد می نماید.

تفاوت های آدم خوش بین و بدبین، همانگونه که از خود

کلمات نیز کاملاً مشهود است، تفاوت در دید و نگاه آنان به

هر چیز یا فرد یا واقعه می باشد که چنین اختلاف بوجود

می آورد که یک فرد را در سنین پائین و به قولی، در جوانی

به کام مرگ فرو می برد و دیگر حتی با رسیدن به سنین

بالای 100 سال هم خوش بین است که باز هم شرایط به

گونه ای خواهد بود که سنین بالاتر را نیز تجربه نماید.

در نهایت، آدم خوش بین همیشه اعتقاد دارد که “شرایط از

این هم میتوانست بدتر شود”، ما آدم بدبین اعتقاد دارد که

“شرایط از این بدتر هیچوقت اتفاق نخواهد افتاد”.

چرا خوش بینی در دوران بازنشستگی برای داشتن

سلامتی و نشاط مهم است؟

در دوران بازنشستگی که بسیاری بر این عقیده هستند که

نیروی بدن کاهش یافته و عضلات شروع به تحلیل

می نمایند(البته این نظر نگارنده نیست) اگر شخص به

اجتماع و اتفاقات و وقایع خوش بین نباشد نمی تواند خود

را با آن اتفاقات و وقایع هماهنگ نموده و از آثار مثبت آن به

صورت صحیح و بهره ور استفاده نماید.

این خوش بینی دوران بازنشستگی می تواند در روابط نیز

بسیار سودمند نقش خود را اجرا نماید، چون با داشتن

خوش بینی در روابط، می توان با دیگران و مخصوصاً اطرافیان

ارتباط بهتری داشت و از آثار خوب و پربار آن استفاده کرد و

در جهت کمک به خود یاری جست.

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی به خوش

بینی رسید؟

در چند روز پیش در کلاسی شرکت نمودم که استاد کلاس

از ما شرکت کنند گان خواست که هر یک برای خود،

بوسیله مقوا و طلق های که مهیا شده بود، سه عدد

عینک بسازیم، و ما بعد از چندین دقیقه کار پرزحمت،

بدین کار دست یافتیم.

یکی از عینکها، عینک با طلق قرمز بود، که متأسفانه

ما بیشتر عادت نمودیم، با این عینک به دنیا و وقایع آن

چشم بدوزیم و همه چیز را منفی نگاه کرده و با بدبینی

خاصی به آن بنگریم. حتی اگر یک واقعه نیز به خودی خود،

مثبت است، اگر این عینک را به چشم داشته باشیم، حتما

از آن واقعه نکات منفی نیز قابل استخراج می باشد.

یکی دیگر از عینکها، عینک بی طلق بود که اگر بتوانیم وقایع

را همانگونه که هستند بدون کاهش یا افزایش در ابعاد آن

ببینیم و گزارش نمائیم شاید بتوانیم مسائل را بهتر

شناسائی و در صدد رفع آن برآئیم. لازم به ذکر است که

این دیدن و گزارش نمودن حتما باید بدون قضاوت باشد.

مثلاً این که کسی دیر می آید، باید کاملاً مشخص شود

شاید از نظر شما او دیر آمده باشد و از نظر خودش دقیقا

سر وقت باشد.

و آخرین عینک، که موضوع بحث این مقاله نیز می باشد،

عینک با طلق سبز است، که اگر بتوانیم دنیا و اطرافیان و

وقایع را با این عینک دیده و در باره آنان قضاوت نمائیم، بر

اینکه از مزایا و موهبتهای این قضاوت ها کاملاً بهره مند

می شویم، به جایگاه و مراتب بالائی نیز خواهیم رسید.

چگونه خوش بینی را در دوران بازنشستگی چند

برابر نمائیم؟

روانشناسان معتقدند خوشبینی و بدبینی، از جمله عادتی

هستند که ما از زمان کودکی می آموزیم و والدین ما بعنوان

مهمترین الگو و سرمشق ما هستند. به یاد بیاورید هنگامی

که وضعیت زندگی گاهی اوقات دچار مشکل میشد، والدین

می گفتند: “چرا با وجود این همه کار، هنوز مشکل مالی

داریم”، یا در زمانی که پدرم با آمدن میهمان، بسیار خوشحال

و شادمان میشد و میگفت: “میهمان روزی اش را به همراه

خود می آورد” و به هیچ وجه نگران میهمان نبود و بسیار به

این امر خوش بین بود.

بازنشسته بدبین معتقد است اتفاقات بد، از شرایطی دائمی

و ثابت نشأت می گیرد: “من به هیچ وجه حقوقم کفاف

مخارج زندگی را نمیدهد.” و اتفاقات خوب ، از شرایطی

موقتی ناشی می شود: “صندوق بازنشستگی، امسال به

ما وام میدهد چون دولت پول زیادی به این صندوق ها تزریق

نموده است”. اما انسان خوشبین، شکست را به عوامل

موقتی نسبت می دهد “من حقوق ماهیانه ام به مخارج

جور در نمی آید چون مبالغ دریافتی را در جای مناسبی

سرمایه گذاری نکرده ام” و موقعیتهای مطلوب را به عوامل

پایدار؛ “صندوق بازنشستگی، به این علت به ما وام میدهد،

که با این وام، بتوانیم کمی از مسائل مان را حل نماییم.”

بازنشسته بدبین اجازه می دهد ناامیدی در بخشی از

زندگی اش وارد شود و به سایر بخشها نفوذ و سرایت کند.

به عنوان مثال وقتی به شخصی گفته می شود زمان

بازنشستگی شما فرا رسیده است، بازنشسته بدبین نه

تنها بخاطر از دست دادن شغل خود احساس بدی دارد

بلکه نگرانی اش را به سایر ابعاد زندگی خود منتقل کرده،

ابراز می کند که زندگی زناشویی اش در معرض خطر است و فرزندانش غیر قابل کنترل هستند، اما انسان خوشبین علاوه

بر اینکه، از این موقعیت یک فرصت ایجاد می نماید، اجازه

نمی دهد یک موقعیت یا تجربه، تمام زندگی او را محدود

کند، او با خود فکر می کند “پس من در این شرایط ، شغلی

ندارم، ولی من و همسرم هنوز رابطه خیلی خوب و نزدیکی

باهم داریم و فرزندانمان مایه افتخار ما هستند.”

وقتی مشکلی پیش می آید و کارها خراب می شود، بدبین

ها خود را سرزنش می کنند: برای مثال اگر راننده دیگری به

ماشین پارک شده آنها خسارت وارد کند، آنها خود را سرزنش

می کنند که چرا ماشین را در جای نامناسبی پارک کرده اند.

اما انسان خوشبین چنین مشکلی را به اتفاق نسبت

می دهد یا سعی می کند راه جدیدی پیدا کند: “دفعه بعد

ماشین را در جایی که ماشینهای کمتری وجود دارد،

پارک می کنم .”

چگونه می توانید، خوشبین باشید؟

یک خبر خوش اینکه، عادتهای فرا گرفته شده می توانند

به فراموشی سپرده شوند. تازه ترین تحقیقات نشان

می دهد که خوشبین ی، مهارتی است که هر انسانی

می تواند به خوبی آن را فراگیرد . به برنامه چهار مرحله ای

زیر عمل کنید تا به کمک آن مثبت بیندیشید.

با افکار منفی مبارزه کنید.

فرض کنید بعلتی مجبور به گرفتن وام شده اید و مجبور

هستید مقداری از حقوق ماهیانه خود را به این امر اختصاص

بدهید، پیش از آنکه خود را سرزنش کنید و بگویید: “من چه

وقت وام گرفتن بود” از خود ارزیابی دقیق و درستی داشته

باشید. سعی کنید بخاطر بیاورید با گرفتن این وام، چه

مسائل و نواقص زندگی را میتوانید برطرف نمائید. و اینکه

با گرفتن وام های قبلی چقدر در زندگی خود، توانسته اید،

پیشرفت کنید(البته نگارنده به هیچ عنوان با گرفتن وام،

آنهم بدون برنامه، موافق نمی باشد، این تنها یک مثال

است برای بهتر نشان دادن موضوع).

در هر مسئله ای شما می توانید، بلافاصله با افکاری که

میتواند به شما و احساسات شما، لطمه وارد نماید، مقابله

نموده و اجازه ندهید این افکار شما را آزار داده و این دوران

زیبا را، با تصور مسائلی که شاید به هیچ عنوان اتفاق نیفتد،

خراب نماید.

برنده بودن را تمرین کنید.

در هر مسابقه که شرکت می نمائید، بازنشستگانی که

تصور می کنند نتیجه خوبی خواهند گرفت و موفق خواهند

بود، بسیار بهتر از آنانی که از خود انتظار باختن یا از دست

دادن، موقعیت را دارند، عمل می کنند ، اگر برای مسابقه ای

که در پیش دارید، احساس نگرانی می کنید ، پیش از

مسابقه، خود را مجسم کنید در حالی که در حال مسابقه

هستید و باقی رقبا، از شما بسیار عقب تر هستند و شما

با یاد خداوند و کمک خواستن از او شروع به مسابقه کرده

و به خوبی به برنده می شوید. در هنگام مواجهه با صحنه

واقعی ، این تمرین فکری به شما اطمینان و نیروی اراده

خواهد داد.

به خودتان اعتبار و ارزش بدهید.

به موفقیتهای خود در گذشته اعتراف کنید. اتفاقات خوبی

را که برای شما بوجود آمده ، به عنوان نتیجه تلاشهای

خودتان تجزیه و تحلیل کنید. عکسهایی که در تعطیلات

گرفتید، عالی بودند نه به این خاطر که دوربین به خوبی

ساخته و طراحی شده بود، بلکه بخاطر مهارت شما در

زمینه نور و ترکیب اجزای صحنه. “مهمانی شما در فضای

باز موفقیت آمیز بود، نه به این دلیل که هوا خوب و مساعد

بود، بلکه این موفقیت به خاطر تدارک خوب و مهارتهای

اجتماعی شما بوده است.” از موفقیتهای خود تجلیل کنید ( موفقیتهای خود را جشن بگیرید ) : “من قفل در را تعمیر

کردم بدون این که مجبور باشم از نجار کمک بخواهم، حالا

من به شیوه جدیدی با خود رفتار خواهم کرد.” احساس

افتخار و مباهات ، نسبت به کمالات و فضایل خود ، برای

شما یک احساس خود ارزشی می سازد

برا ی خود ، هدف تعیین کنید.

در اکثر مقالات، داشتن هدف بعنوان یکی از اصولی ترین

مسائل جهت داشتن شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی، را مطرح نمودم و در اینجا نیز دقیقاً تعیین

کنید که قصد دارید چه کاری انجام دهید. مثلا ً متعهد

شوید که هفته ای یک بار بصورت داوطلبانه در مؤسسات

خیریه فعالیت کنید. هدفهای بزرگ را به هدفهای کوچکتر

تقسیم کنید، تا زیر بار سنگین وظایف فلج نشوید. با دستیابی

به هر هدف اولیه، شاهد یک پیشرفت خواهید بود. شما در

مورد آنچه در آینده اتفاق می افتد، احساس انرژی و هیجان

خواهید داشت و این، نشانه و قدرت یک انسان خوشبین

است.

باور در دوران بازنشستگی

باور در دوران بازنشستگی

درست در زمانی که شخص پا به عرصه بازنشستگی می گذارد، باورهای او نیز وارد محیط جدید می گردد و بسیاری از باورهای منفی جامعه در خصوص این قشر با عظمت و گرامی، که به غلط در بین عموم مردم جا افتاده است، به باور بازنشستگان تبدیل گردیده و عملاً زندگی دوم این عزیزان را تحت الشعاع خود قرار میدهد. و همانگونه که همگان خوب می دانند، باور انسان، زندگی او را میسازد، زندگی فعلی هر کسی، نتیجه باورهای او در گذشته می باشد، لذا باورها در دوران بازنشستگی، بسیار پربارتر از قبل خودنمائی کرده و زندگی را در دستان خود می گیرد. لذا باید این باورها بصورت کاملاً مثبت و بدور از هر گونه، نکته نظر و القائات منفی، برای آینده انسان ساخته و پرداخته گردد.

باور بازنشستگی

بسیاری از بازنشستگان بعد از بازنشستگی، این کلمه را مترادف از کارافتادگی یا استراحت قلمداد نموده و بر این باور غلط هستند که من 30 سال خدمت خود را انجام داده ام و هم اکنون، باید به استراحت بپردازم، و برخی دیگر، نیز بر این باور هستند که دیگر عمر مفید کاری آنان تمام شده و باید خانه نشین گردند زیرا که دیگر کاری از آنها ساخته نیست.

اما گروهی دیگر، کاملاً بر عکس این دو گروه اقدام نموده و باورهای دیگر دارند و بر این باور هستند که تنها محل خدمت خود را عوض خواهند نمود و همچنان با تمام قوا، و البته با تجربه و انرژی مضاعف تر، به کار خود ادامه می دهند، و انرژی مضاعف به خاطر اینکه هم اکنون بعنوان بزرگ فامیل محسوب گردیده و در عرف، نیز از بزرگ فامیل، انتظارات بیشتری است که باید به آنها عمل نمود. بنابر این اگر تا کنون بصورت عادی به فعالیت می پرداختند، هم اکنون که بعنوان پدربزرگ یا مادربزرگ نیز محسوب می گردند، مسئولیت بیشتری بر دوش خود احساس می نمایند و در صدد برآمدن از عهده مسئولیت خویش هستند، پس با تلاش بیشتر به کار خود ادامه می دهند.

باور سلامتی

باور غلطی که متأسفانه در اجتماع بصورت طنز دهان به دهان میگردد، آن است که “سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا” که این ضرب المثل نیز مانند بسیاری از ضرب المثل های دیگر، تنها و تنها، قصدش تخریب روحیه این عزیزان می باشد، زیرا که مشخص شده است که بیماری در بازنشستگی و سالمندی، طبیعی نمی باشد، لکن باز هم متأسفانه، افسردگی، در این قشر با تجربه و گرامی، فراوان یافت می گردد، که شاید افسردگی بعضی از این خوبان، مربوط به همین باورهای غلطی است که به خورد مردم داده می شود و کم کم در باورها جای خود را باز می کند و این باورها هستند که زندگی دوم انسان را می سازند.  و خوشبختانه، بعضی از این عزیزان نیز هستند که به این باورهای غلط کوچکترین اعتنائی نکرده و مانند پدر یکصد و ده ساله ای که نگارنده با ایشان مصاحبه کرده و یا مادر 100 ساله ای که علیرغم بی سوادی خود، دادگاه حل اختلاف خانواده بود، اصلاً به این پیامهای منفی توجه نکرده و هر کدام، آرزوهای خود را در سر می پرورانند و مشخص است که باید از زندگی سلامت و راحتی نیز برخوردار باشند.

باور تنهائی

یکی دیگر از باورهایی که از زمان کودکی به انسان تلقین می گردد، باور تنهائی است که زمانی که فرد بازنشسته گردیده یا پا به سن می گذارد، اطرافیان او را تنها گذاشته و هر کدام به سر زندگی خود می روند، و این باور نیز شاید برای بعضی ها، چون باوردارند، اتفاق بیفتد، لکن برای بعضی از بازنشستگان، اطرافیان آنها تا زمان رحلت نیز آنها را تنها نگذاشته و همیشه آنها را همراهی می نمایند، هر چند که این همراه بودن اطرافیان از نظر نگارنده، چندان ارزشی ایجاد نخواهد کرد و در مقالات متعدد به این بحث پرداخته، لکن بودن اطرافیان می تواند برای خود اطرافیان نیز سود و برکت به همراه داشته باشد و از تجربیات خوب و گرانمایه این تجربه دیدگان روزگار، استفاده مناسب و بهینه را ببرند.

باور عدم کارکرد

در اینجا به یکی دیگر از باورهایی که به غلط در جامعه، بسط و گسترش پیدا نموده است میرسیم و آن عدم کارآئی بازنشستگان می باشد، تحقیقات جدید نشان میدهد، شاید بازنشستگان و سالخوردگان، دیرتر وظائف خود را به انجام برسانند اما از دقت لازم و کافی برای انجام این عمل برخوردار می باشند و همین امر می تواند، کارآئی بازنشستگان را نشان دهد و اطرافیان این عزیزان باید توجه داشته باشند که تا حد امکان از دخالت کردن در انجام وظائف و کارهای شخصی بازنشستگان و سالخوردگان، خودداری نمایند و بگذارند که آنها سر فرصت به کارهای خود برسند.

نگاه اطرافیان

نگاه اطرافیان نیز می تواند، حاصل باورهای فرد باشد  و اینکه اطرافیان با بازنشسته به چه صورت رفتار نموده و احترام بازنشسته از نظر اطرافیان چگونه است، خود یکی از باورها را شامل می شود. بعضی از دوستان بر این باور هستند که نگاه اطرافیان به شدت سنگین و ترحم بار است، لکن بعضی دیگر با این دیدگاه و باور کاملاً مخالف هستند، مانند آن مادر 100 ساله که خیلی راحت اطرافیان را جگرگوشه های خود می داند و در جهت کمک به آنها، از هیچ کوششی دریغ ندارد.

پس بهینه است که از هم اکنون به فکر تغییر در باورهای مخصوصآً در زمان بازنشستگی باشیم، تا در این زمان با ارزش، که حداقل نیمی از طول زندگی ما را به خود اختصاص می دهد، در شادی و سلامتی و نشاط ادامه مسیر نمائیم.