آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

آیا بازنشستگی، سقوط به دره افسردگی است؟

با مسئول امور بازنشستگی اداره که صحبت می کردم، ایشان اظهار

می داشت که حدود 10 سال در این شغل مشغول خدمت است، و

همه ساله تعدادی از افراد بدلیل اتمام زمان اشتغال پیشکسوت

(بازنشسته) می شوند، و ایشان که فردی منظم و خوب است، بخاطر

اینکه استرس این حکم پائین بیاید، معمولاً از یکسال جلوتر، چند وقت

یکبار، علائم را به فردی که در شرف پیشکسوتی(بازنشستگی) است،

میرساند. علیرغم این علائم، ایشان اظهار می داشتند تنها 1% از

افرادی که حکم ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی) به ایشان تحویل

می شد، از این وضعیت شاد و خندان بودند و بقیه، مثل اینکه یک

سطل پر از آب یخی بر روی سر آنان ریخته شود، در لاک خود

فرو رفته و اظهار ناراحتی خود را به خوبی نشان می دهند.

براستی چرا این گونه است، در صورتی که در کشورهای دیگر،

فرد با گرفتن این حکم، جشن بزرگی برای خود بر پا می نماید،

زیرا که توسط سیستم، امکانات فراوانی برای آنان تعبیه شده است

و فرد با گرفتن این حکم، اجازه استفاده از این امکانات را دریافت

می دارد.

حالا باید از آن 99% پرسید، که چرا دریافت این حکم چنین

سنگین و ناراحت کننده است؟

و آن 1% منتظر چه اتفاقی بودند، که با گرفتن حکم، اظهار

خوشحالی می نمودند؟

آیا براستی این حکم  پیشکسوتی(بازنشستگی) است که ما را دچار

چنین دگرگونی می سازد، یا عملکرد ما در طول زمان اشتغال و

عدم برنامه ریزی برای چنین روزی سبب این دگرگونی شده است؟

آیا برای اینکه به این دره سقوط نکنیم، راهی وجود دارد؟

ما در این مقاله بر آنیم که به این دگرگونی نظری بیفکنیم و آن

را مورد بررسی قرار دهیم.

دره افسردگی چیست؟

دره به شکاف ما بین دو کوه گفته می شود که فاصله بین دو کوه

را پر می نماید.

و مشخص است که دره افسردگی بعلت اینکه افرادی که وارد این

فضا می شوند، به سختی می توانند خود را با شرایط منطبق نمایند،

این لقب به این وضعیت از طرف بعضی نفرات، اختصاص یافته

است.

یکی از کارشناسان جامعه شناس در این باره گفته است که شخص

به محض ورود به این دوران، بعلت مسائل اقتصادی، مسکن،

جسمی و … دچار افسردگی شده و به دره افسردگی سقوط می نماید.

آیا به واقع چنین دره ای وجود دارد؟

دره افسردگی، یا همان افسردگی خودمان، وضعیتی است که

شخص بعلت های گوناگون وقتی که شرایط بر وفق مراد نباشد،

وارد آن شده و در برخی مواقع، امکان عبور از آن مهیا نیست.

حال اگر وارد این دره شویم، چطور. آیا واقعا امکان عبور از این

دره وجود ندارد.

چرا باید از دره افسردگی دور حذر نمائیم؟

همانطور که خودتان می دانید، پیشگیری همیشه بهتر و کم هزینه تر

از درمان است. اگر ما بتوانیم به طرق های مختلف، به دره

افسردگی وارد نشویم، یا طوری مسیر خود را تعیین نمائیم، که این

دره در  حاشیه راه ما قرار گیرد، به مراتب از کسانی که در سر

راه خود، به این دره وارد می شوند و بعضی از افراد حاضر نیستند

از این دره خارج شوند، زندگی راحت تر و شاد و با نشاط تری

را تجربه می نمایند.

پس تا می توانیم باید سعی کنیم که داخل این دره نشویم، چون

همانگونه که در مقالات قبل و کتاب “الهی پیر شی” عنوان نمودم،

افسردگی کلید ورود بیماری های به بدن است، و اگر کسی وارد

افسردگی گردد، باقی بیماری ها هم فضا را مساعد دیده و به این

بدن وارد می شود. لذا عقل سلیم حکم می کند که تا می توانیم

جلوی ورود بیماری ها را به بدن بگیرم و در مرحله اول باید از

ورود خودمان به دره افسردگی جلوگیری نمائیم.

حال چگونه باید این کار انجام گردد.

چطوری می توان شادی و نشاط را به دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دعوت نمود؟

کافی است که در ابتدا این دره مخوف را شناسائی نموده و با

راه کارهای ارائه شده در کتاب و مقالات اینجانب که در سایت

هست، مراجعه نمائید.

اهم موضوعات آن عبارت است از: توکل بر خدا داشتن و ایمان

و اعتقاد به ذات احدیت، میتواند ما را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) از سقوط به این دره برحذر دارد.

ورزش کافی مناسب وضعیت فعلی خود داشته باشیم و تغذیه سالم

و مقوی و متناسب با وضعیت جسمی و روحی خود استفاده نمائیم.

از بیکاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شدیداً خودداری نمائیم

و برای خود کاری متناسب با وضعیت خود مهیا نموده و در صدد

انجام آن برآئیم.

در راستای غنی سازی اوقات فراغت خود، به بهترین شکل ممکن،

برآمده و از این زمان بدست آمده، استفاده لازم را ببریم. و تا حد

امکان در کارهای اجتماعی و فرهنگی عمومی، مشارکت داشته باشیم.

از بمب های انرژی، خنده و نوه استفاده مناسب و بهینه را ببریم و

در هر زمان، خنده را از لبان خود دور نسازیم.

امیدوارم از همین امروز سعی نمائید، که پایتان به دره افسردگی

باز نشود، یا اگر به این دره سقوط نمودید، بدانید که این هم بخشی

از راه است، و قرار نیست مقصد باشد، باید سریعاً از آن خارج

گردید تا لطمات جبران ناپذیری بر شما وارد نشود.

شاد و با نشاط و موفق باشید.

رها کردن روانشناسی کنترل بیرونی و روی آوردن

رها کردن روانشناسی کنترل بیرونی و روی آوردن

به تئوری انتخاب در دوران بازنشستگی

زمانی که به سن بازنشستگی میرسیم بنا بر آموزه های

اشتباه که در دوران اشتغال آموختیم، بخاطر کاهش قوای

جسمی، حوصله کمتری برای ارتباط با دیگران داشته و

رفتارهای دیگران را مانع و سدی در برابر اعمال و تجربه

خودمان میدانیم.

آیا باید همچنان با دیگران چنین رفتارهائی داشت؟

آیا زمان آن نرسیده که قبول کنیم که کنترل بیرونی در

دوران بازنشستگی بر سلامتی ما، اثر میگذارد؟

برای مشخص نمودن پاسخ این سئوالات ابتدا به تعاریفی

در این خصوص می پردازیم.

کنترل بیرونی چیست؟

کنترل بیرونی را میتوان، باور اینکه وضعیت فعلی من، تابع

عوامل متعددی بوده که همگی از کنترل من خارج هستند

تعریف نمود و خیلی راحت، مسئولیت تمام اعمال و

رفتارهای خود را به عوامل بیرونی نسبت دهیم.

تئوری انتخاب چیست؟

این تئوری که توسط دکتر صاحبی، در ایران تدوین و ارائه

شده است، بدین صورت است که می گوید، اینکه شما در

کجا بدنیا آمده اید و با چه دین و در چه خانواده ای به دنیا

آمده اید انتخاب شما نبوده است، اما اینکه در حال حاضر

چه دین و زبانی دارید و در کجا زندگی می کنید و زندگی

شما چگونه است، انتخاب خود شماست.

چگونه میتوان از تئوری انتخاب در دوران بازنشستگی استفاده نمود؟

تئوری انتخاب اینگونه بیان میکند که زندگی شما، حاصل

انتخاب های خودتان است و هر چیز را که خودتان انتخاب

می نمائید در زندگی شما رخ میدهد. بنابر این، شما

هیچوقت نمی توانید در این تئوری انتخاب های خود را به

عوامل بیرونی و عواملی که از اراده شما خارج هستند

نسبت بدهید.

اینکه تصادفی رخ دهد، یا اینکه فردی در مقابل شما

رفتاری انجام دهد، شاید انتخاب شما نباشد، اما اینکه

شما چه رفتاری بعد از تصادف یا رفتار آن فرد از خود بروز

میدهید، این انتخاب شماست و مسئولیت کل این انتخاب

بر عهده خود شماست. اگر بپذیرید که زندگی شما حاصل

انتخاب های خود شماست، سپس میتوانید، در صورت

اشتباه و نواقص، نسبت به رفع آنها اقدام نمائید در غیر

اینصورت مانند فردی که خود را به خواب زده است، به

هیچ وجه امکان بیدار شدن از خواب وجود ندارد.

راههای بکار گیری تئوری انتخاب در دوران

بازنشستگی:

  • بگیرید.
  • در اولین مرحله باید مسئولیت زندگی خود را بر عهده
  • در قدم دوم، باید به اتفاق یا مسئله ای که رخ داده یا
  • رفتاری که فرد مقابل انجام داده، با عینک شفاف و
  • بدون لنز بنگرید و تنها آن رفتار را بدون قضاوت برای
  • خود تعریف و مسئله را مشخص نمائید.
  • با تکنیک های حل مسأله نسبت به تعیین راه
  • حل های ممکن اقدام نمائید.
  • بوسیله آزادی که هر فرد در خصوص انتخاب موارد دارد،
  • میتوانید از بین راه حل های تعیین شده، نسبت به
  • ارزیابی و نهایتا، اجرای یکی از این راه حل ها اقدام
  • نمائید.
  •  
  • با اجرای تمهیداتی، اطمینان حاصل نمائید که آن اتفاق
  • یا مسأله دیگر برای شما رخ نخواهد داد.
  • در صورت امکان، نسبت به مستند سازی آن اتفاق
  • جهت خود و آموزش آن به دیگران، اقدام لازم به عمل آورید.

اقدام فوری در دوران بازنشستگی

در همین لحظه، سه عدد از انتخاب هائی را در دوران

بازنشستگی تا کنون مسئولیت آن را بر عهده عوامل

بیرونی و کنترل بیرونی قرار داده بودید، مشخص و با

تکنیک حل مسأله نسبت به تعیین راه حل های ممکن

اقدام و پس از ارزیابی، فوراً یکی از بهترین راه حل ها

را اجرا نمائید.

و در صورت امکان، این انتخاب ها را با ما به اشتراک

بگذارید.