بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

بازنشستگی شانس است یا اجبار و خواست

تا حالا شما نیز بارها این جمله را شنیده اید که این شتری

است که در خانه هر کسی می نشیند، سوخت و سوز ندارد،

اما دیر یا زود دارد.

نمیدانم شما که الان مشغول مطالعه این متن هستید تا چه

حد، با این جمله موافق یا مخالف هستید، لکن من تنها

میخواهم مواردی را مطرح نمایم که شاید شما از شنیدن آن،

تعجب کنید.

آیا میدانستید، در آماری که توسط ثبت احوال کل کشور

برای 9 ماهه اول سال 1395 ارائه داده است: حدود 21 هزار

نفر، حتی به سن 20 سالگی هم نرسیده اند، و حدود 66

هزار نفر در بین سنین 20 تا 54 سالگی فوت نموده اند و اگر

این آمار را با آمار قبل جمع نمائیم، این عدد به 87 هزار نفر

فقط در 9 ماهه اول سال 1395 می رسد، حال باید این

سئوال را مطرح نمائیم

که آیا رسیدن به سن بازنشستگی و دوران بازنشستگی،

خود یک شانس نیست؟

یا اگر اجبار است، باز هم اجباری شیرین نیست که بعد از

سالیان سال، کار کردن، فارغ از کار شده و می توانید، براحتی

برای خود و خانواده برنامه ریزی نمائید(البته به شرطی که از

قبل برای این دوران برنامه ریزی لازم صورت پذیرفته باشد)

و اگر هم خواست باشد، که انتخاب خودمان است و باید به

انتخابمان احترام بگذاریم و سعی نمائیم انتخابمان را همراه

با شادی و نشاط و سلامتی در زندگی سازیم.

شانس رسیدن به بازنشستگی چیست؟

شانس چیست؟ شانس را به طور عمومی میتوان به اقبال و

بخت معنی نمود چه بد باشد یا خوب. آنچه به‌عنوان شانس

رخ می‌دهد، خارج از کنترل فرد است و بدون توجه به اراده،

قصد، یا نتیجه مورد نظر است.

اینکه ما دقیقاً به سن بازنشستگی برسیم و بتوانیم این

دوران را درک نمائیم، خود یک شانس تلقی نمیشود؟

همانگونه که ملاحظه فرمودید، سعی شد با ارائه آماری به

شما اعلام شود که این شانس برای تعدادی از افراد میسر

نبوده، لکن خدا به ما این شانس را اعطا نموده که حداقل تا

اینجا به این سن  برسیم و بتوانیم این دوران را درک نمائیم.

هر چند که به نظر نگارنده، این تنها یکی از کمترین

شانس هائی است که ما در این دوران نصیبمان می گردد.

زیرا در مقابل آنچه که در طول رسیدن به این دوران(زندگی

دوم) نصیبمان میگردد، به مراتب گرانبهاتر و با ارزش تر از هر

آنچه که در نظر شما می نماید.

چرا باید از رسیدن به سن بازنشستگی، شاد باشیم؟

تا به اینجا درک نمودیم که حداقل ما جزء آن 25 درصد افرادی

نیستم که این شانس به آنها عطا نشده است، و چیزی که

باعث خوشحالی و شادمانی در این دوران است، نه فقط

گذران عمر، بلکه گذران عمری است که همراه با خانواده و

همراه با بدست آوردن تجربیات گرانبهائی است که نصیب ما

گردیده است، هر چند که این تجربیات می توانند از اتفاقات

خوب و گاهی اوقات از اتفاقات بد، بدست ما آمده باشد. آن

چیزی که مهم است، بدست آمدن  این تجربیات است، که

اگر بتوانیم در این دوران که وقت کافی داریم، از این تجربیات

به خوبی و بهره ور استفاده نمائیم می توانیم هم دنیا را

برای خودمان و هم برای زندگی کردن دیگران، جای بهتر و

زیباتری بسازیم.

چطوری میتوان از بازنشستگی، رضایت کامل داشت؟

ما در این سایت(www.valibakhtyari.ir)، مقالات متعددی

جهت اینکه چگونه بتوانیم این دوران را به بهترین دوران عمر

خود تبدیل نمائیم، ارائه نموده ایم، همچنین شما با نگاهی

به کتب الکترونیکی “لذت زندگی در وقت اضافه” و کتاب

چاپی “الهی پیر شی” می توانید با مطالب سودمندی آشنا 

شوید که شما را در مسیر شادی و نشاط در دوران

بازنشستگی رهنمون می سازد.

در این کتب، نحوه دریافت رضایت از عملکرد خود، و اینکه

چگونه باید با خودمان و دیگران رفتار نمائیم، مطالب مطرح

گردیده است و همچنین چون مشغول خواندن این مقاله

هستید، مسلماً جزء آن دسته از افرادی هستید که

میخواهید هم برای خودتان سودمند باشید و هم برای

اطرافیان و جامعه، سودمند و مفید باشید، میتوانید با

عمل به اقدامات داخل آن کتب، روزگار و دوران خوب

و مفید و با نشاطی را برای خود در این دوران رقم بزنید.

تمام سعی ما در این سایت بر این است که بتوانیم با

تجربیاتی که از عزیزان بازنشسته دریافت می نمائیم و

انتقال آن به دیگران که بی نهایت منتظر این تجربیات

هستند، بتوانیم قدمی در جهت بهتر شدن دنیای اطراف

خود برداشته باشیم.

خوب، حالا باید چه کار کنیم؟

شما با مطالعه این مقاله، ثابت نموده اید که میخواهید که

تغییراتی در زندگی خود در دوران بازنشستگی بدهید، پس

به شما تبریک عرض مینمایم، چون این خواستن، چیزی است

که تعدادی از دوستان، تمایلی به آن ندارند و میخواهند که

معجزه ای در دنیا رخ دهد و زندگی این عزیزان و این گنجهای

گرانبها را نیز تغییر دهد و آنها را شاد و خوشحال نماید، ولی

شما، خود میدانید که تغییر باید توسط خودتان و از همین

لحظه اتفاق بیفتد. کافی است که الان نشسته و بعد از این

مقاله، کاغذ و خودکاری برداشته و اهداف خود را برای رسیدن

به شادی و نشاط هر چه بیشتر در این دوران، یادداشت

نموده و راهکارهای رسیدن به هر هدف را نیز دقیقا و با

ذکر جزئیات مکتوب نمائید.

لازم به ذکر میباشد که برای هر سال و هر ماه، حداکثر باید

سه هدف نوشته شود، زیرا که اگر بیش از آن باشد، بیم آن

میرود که به اهداف نرسیده و اعتماد به نفس مان کمی

کاهش یابد.

پس هم اکنون که در شروع، سال جدید 96 هستید، بهتر

است که تغییر را با نوشتن آغاز نمائید. و امید است که در

صورت ایجاد تغییرات، آن تغییرات را بوسیله ارسال آن به

پست الکترونیک نگارنده، ما را در شادی خود سهیم نمائید.

امیدوارم با مطالعه این مقاله و اشتراک آن با بقیه عزیزان

بازنشسته، سهمی در اشاعه فرهنگ زیبای زندگی دوم

(بازنشستگی)، داشته باشید.

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته) است یا تا پایان عمر

اعتبار هر فرد برای زندگی تا پیشکسوتی(بازنشسته) است یا تا پایان عمر؟

بارها و بارها، عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) را دیدم که تا

زمانی که سرگرم کار و تلاش هستند و در ادارات مشغول کار

هستند، برای خود اعتبار لازم برای زندگی کردن را داشتند و

چنان به شغل خود چسبیده اند که کسی این عزیزان را

مشاهده نماید، از آنان انرژی لازم را کسب نموده و خود نیز

به کار و تلاش ادامه میدهد.

اما گاهی اوقات یک اتفاق این جنب و جوش را دست خوش

تغییرات می نماید و آن ابلاغ حکم پیشکسوتی

(بازنشستگی) است. به محض دریافت این حکم، تعدادی از

این گنجینه های گهربار نیروی انسانی، به ناگاه، انگیزه خود

را از دست داده و مثل کسی که اعتبار خود را در بازار از

دست داده و مقدار زیادی چک در دستش باقی مانده است،

از داخل تهی شده و خود را کاملاً خانه نشین کرده و

در نتیجه، زمین گیر و … می نماید.

براستی چه اتفاقی می افتد که تنها و تنها، با یک برگه،

چنین رخداد عظیمی برای تعدادی از پیشکسوتان پیش

می آید.

آیا این برگه چنین پرقدرت است، یا اینکه مانند باطری ها،

ما نیز تا یک زمانی انرژی داشته و بعد از آن بلافاصله، انرژی

ما تحلیل رفته و به صفر میرسد؟

یا اینکه ما اعتبارمان را به محل کار و اشتغال خود وابسته

نموده ایم و به محض اینکه محل کار را ترک میکنیم، در افکار

خود، اعتبار خود برای زندگی کردن را نیز از دست رفته

می دانیم؟

در این مقاله سعی نموده ام به این بحث که برای تعدادی

از این عزیزان، اتفاق می افتد، نظری بیفکنیم.

اعتبار چیست؟

در ابتدا معنی اصلی اعتبار را می یابیم و آن اعتماد و

اطمینان است

و مشخص است که این اعتماد و اطمینان در مورد زندگی

و کار و تلاش، باید در طول زندگی ادامه داشته باشد و نباید

این اعتبار به جائی یا فردی اتصال پیدا کند که با رفتن او یا

جدا شدن از فرد یا محلی، آن اعتبار زیر سئوال برود

مانند جوانانی که به فردی علاقمند می شوند و بعد از مدتی،

که شعله عشق خاموش گردید و معایب هر یک برملا گردید،

معمولاً این دو از هم جدا میشوند و کسانی که فکر می کردند

به هیچ عنوان بدون یک دیگر نمی توانند زندگی کنند، به ناچار

باید این حقیقت را بپذیرند و در بعضی از مواقع، یکی از این

افراد، تحمل شکست و جدائی را ندارد، و متأسفانه به

راه های غلط رو می آورد.

چرا باید باور کنیم که اعتبارمان تا پایان عمر است، نه تا زمان پیشکسوتی (بازنشستگی)؟

اگر ما باور نداشته باشیم که اعتبار ما تا پایان عمر است، نه

تا لحظه پیشکسوتی(بازنشستگی)، میتوانیم با همان انرژی

و با همان انگیزه می توانیم باقی عمر که حداقل شاید نیمی

از عمر و شاید بیشتر را شامل میشود، با سلامتی، شادی و

نشاط طی نمائیم. برای همین لازم است که ما باور کنیم که

باید این اعتباری را که برای خود داریم تا پایان عمر خویش به

همراه داشته باشیم.

باید باور داشته باشیم که تنها خودمان میتوانیم به خودمان

اعتبار بدهیم و این اعتبار از هیچ شخص یا محل یا مکان خاصی

به ما داده نمی شود که با رفتن یا جدا شدن از فرد یا محل،

آن اعتبار نیز از درجه اعتبار ساقط شود، پس بنابر این، باور

داشته باشیم که خودمان تنها کسی هستیم که تأئید کننده

اعتبار برای زندگی کردن بصورت شاد و با نشاط و سلامت

می باشیم.

چطوری می توان باور زندگی کردن تا پایان عمر،

جانشین بازنشسته شدن(پیشکسوت شدن) نمود؟

همانگونه که در بالا نیز بارها عنوان شد، تنها باید اتصال خود

را از افراد و اماکن مختلف قطع نمود و به سوی آئینه رفته و

کسی را که به شما اعتبار زندگی کردن میدهد را ملاقات و

با او به مذاکره برخیزید.

در آن مذاکره که مسلماً به سود شما خواهد بود، موارد

متعددی مطرح خواهد شد، که دادن اعتبار زندگی خوب و سالم

و با نشاط تا پایان عمر، یکی از دستاوردهای آن مذاکره خواهد

بود و همیشه این را به خود بگوئید که خودتان مسئول زندگی

خود و اعتبار دهنده خودتان هستید.

حال چه باید کرد؟

حال که متوجه شدیم، فرمان زندگی در دستان کسی غیر

از خودمان نیست، پس با یک تصمیم، حرکت به سمت

پیشرفت را آز همین لحظه آغاز می نمائیم.

حرکتی که زندگی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ما را

با سلامتی، شادی و نشاط همراه سازد

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارزش ها چیزهایی هستند که برای ما خیلی مهم

هستند. ارزش ها به ما می گویند که آیا تصمیمی

که گرفته می شود، خوب است یا بد؟ درست است

یا اشتباه؟

 

ارزش های زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خود مقوله بسیار مهم و اساسی است.

 

ارزش ها در سطوح بالا نشان می دهند که چه

چیزهائی برای شما مهم است؟ ارزش ها بعنوان

فیلتر عمل می کنند. راهنمائی درونی برای همه

تصمیماتی هستند که ما اتخاذ می کنیم، بنابر

این تقدیر و سرنوشت ما را می سازند.

 

 

پیشنهاد می شود، مقاله دوست هدیه ای

ارزشمند در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

را نیز مطالعه فرمائید.

 

 

ارزش زندگی چیست؟

ارزش زندگی چیست؟

ارزش های زندگی همانطور که از اسم آنها مشخص

است مواردی هستند که بالاترین اهمیت را در زندگی

برای ما دارند، ارزش ها می تواند برای هر شخصی

با دیگری متفاوت باشد، در دنیا موارد زیادی وجود

دارد که می تواند برای ما با ارزش، کم ارزش یا

حتی بی ارزش باشند، مثل:

 

ارزش زندگی، ارزش های زندگی ارزش علم،

ارزش وقت، ارزش پول، ارزش انسان، ارزش دنیا،

با ارزش ترین پول دنیا، ارزش دوست، ارزش علم

و دانش، ارزش های اخلاقی، ارزش کار، ارزش های

فرهنگی، ارزش خانواده و خیلی موارد دیگر.

 

ارزش ها، مهمترین فیلتر ما در برخورد با افراد یا

وقایع می باشد.

 

زیرا ما بر اساس ارزش هایمان، حتی محیط اطرافمان،

افراد پیرامون، اتفاقات و … را نیز دیده، شنیده و مورد

توجه و تأکید قرار می دهیم.

 

بطور مثال: اگر در خیابان های تهران قدم بزنید،

مطمئناً ماشین های زیادی از کنار شما عبور خواهند

نمود، اما آیا واقعاً شما تمام آنها را دانه به دانه،

یکی به یکی، رصد می کنید؟

 

شماره، رنگ، مدل و … آنها را به خاطر می سپارید؟

 

مسلم است که جواب شما نیز مانند اکثریت افراد،

منفی است، زیرا شما تنها به ماشین ها و خودروهائی

توجه می نمایند، که برای ما مهم باشند، و برای

شما با ارزش باشند.

 

 

 

چرا ارزش زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مهم است؟

بازنشستگی) مهم است؟

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شده، ارزش های

زندگی است که فیلتر برای چشمان، گوشها، رفتار

و بسیار از مسائل ما قرار می دهد.

 

حال اگر این ارزش ها، ارزش های واقعی و اصلی

زندگی ما نباشند، ادامه زندگی ما را نیز تحت الشعاع

خود قرار میدهد.

 

لذا اینکه چه چیزی در این دوران بسیار مهم

(پیشکسوتی(بازنشستگی)) برای ما ارزش است،

دقیقاً بر رفتارهای آینده ما حتی با خود نیز

تأثیر می گذارد.

 

در این دوران، با توجه به مصاحبه های انجام شده،

عده ای از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارزش

خود را تنها گرفتن وام، یا کمک به فرزند خود جهت

خانه دار شدن، یا دیگر مواردی که تنها به دیگران

مربوط می شد، قرار داده بودند.

 

جالب اینکه، این گنجینه های نیروی انسانی،

از این نکته اصلی کاملاً غافل هستند که یک

آتش نشان در زمانی که می خواهد به دیگران

کمک نماید، در ابتدا، خود را ایمن نموده و وسایل

ایمنی خود را مهیا می سازد و پس از آن، تازه

شروع به طراحی نقشه برای کمک به دیگران

می نماید.

 

و چه خوب است که این عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

نیز ابتدائاً در تلاش باشند که زندگی خود را کاملاً از

هر حیث تأمین نمایند، و پس از آن به کمک فرزندان

و دیگر افراد نیازمند اطراف خود باشند.

 

 

پس پیشنهاد این است که یکبار دیگر بیائیم و

ارزش های زندگی خود را در این دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) مورد بررسی مجدد قرار دهیم تا

بتوانیم زندگی شاد، با نشاط و سلامتی را برای

خود برنامه ریزی و آماده نمائیم.

 

 

مقاله احترام به خود در دوران پیشکسوتی

 

(بازنشستگی) را از دست ندهید.

 

چطوری می توان ارزش های مهم زندگی

خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دست آورد؟

چطوری می توان ارزش های مهم زندگی خود را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به دست آورد؟

قبل از اینکه ارزش هایمان را تعیین کنیم لازم است

چند نکته را بدانیم.

 

– ما می توانیم چند ارزش اصلی و برای هر کدام

چند ارزش فرعی در نظر بگیریم، شاید یکی از

ارزش های زندگی و اصلی ما کسب وکار باشد و

ارزش های فرعی آن می تواند صداقت در کار،

تعهد و تلاش صادقانه باشد.

 

 

– ارزش ها می توانند متناسب با موقعیت تغییر کنند

و حتی ما متوجه هم نشویم، بنابراین لازم است ما

آگاهانه حواسمان به ارزش هایمان باشد. مثلا

شخصی که برای عشق ارزش و احترام زیادی قائل

است و متوجه می شود که به او خیانت شده است،

ممکن است همان لحظه تمام باورهایش در رابطه

با عشق زیر سوال برود و نه تنها عشق دیگر برای

او ارزش محسوب نشود بلکه ضد ارزش هم

محسوب شود.

 

 

– گاهی موقعیت ایجاب می کند که ارزش هایمان

را آگاهانه تغییر دهیم، مثلا ممکن است برای فردی

کسب وکارش بالاتر از خانواده اش باشد، و در خیلی

از مراسم های خانوادگی که باید حضور داشته باشد،

غایب باشد، همین امر ممکن است باعث سرد شدن

خانواده اش نسب به او شود و حتی کار به جدایی

هم برسد زیرا برای همسر و فرزندانش خانواده بالاترین

اولویت و ارزش را دارد ولی برای او کسب وکار بالاترین

ارزش را دارد و به همین خاطر بین او و خانواده اش

اختلاف بیفتد، شاید بهترین تصمیم در چنین شرایطی

این باشد که آگاهانه اولویت ارزش هایش را جابجا کند

و خانواده اش را در اولویت بالاتری نسبت به کسب و

کارش قرار دهد.

 

https://ganjeensani.com/product/labkhand/

تعیین مجدد ارزش ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چگونه است؟

تعیین مجدد ارزش ها در دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) چگونه است؟

با توجه به موارد گفته شده نیاز است که ارزش هایمان

را خودمان تعیین و مشخص کنیم، بهترین حالت این

است که آنها را بنویسید تا بهتر بتوانید درک و

اولویت بندی کنید.

 

 

۱ارزش های زندگی شما چه هستند؟

 

هر چیزی که برای شما ارزش محسوب می شود

را یادداشت کنید.

 

۲باورها و اعتقادات شما کدامند؟

مثلا شاید یک نفر بگوید، من باور دارم که باید

در شغلم صداقت داشته باشم، پس صداقت

برای او یک ارزش است.

 

شاید فرد دیگری بگوید من اعتقاد دارم که هرکسی

باید در رابطه با شغلش دائم در حال یادگیری باشد

و پیشرفت کند، پس برای این فرد یادگیری و

پیشرفت ارزش محسوب می شود. حالا همین فرد

در اوقات فراغت و بیکاری مطمئنا وقتش را به یادگیری

در مورد شغلش اختصاص خواهد داد.

 

 

۳ارزش هایتان را بر اساس اولویت مرتب کنید.

 

کسب وکار برایتان مهم تر است یا سلامتی؟

 

سلامتی برایتان مهم تر است یا خانواده؟

 

پول برایتان مهم تر است یا سلامتی؟

 

 

۴از بین ارزش هایی که مشخص کردید ۳ ارزش

که بالاترین اولویت را دارند مشخص کنید.

 

۵در روزهای بعد بارها و بارها این سه ارزش را به

خود یادآوری کنید تا ذهن ناخودآگاهتان آن را به عنوان

یک ارزش بپذیرد و زمانی که این اتفاق بیفتد ناخودآگاه

شرایط و موقعیت هایی پیش خواهد آمد که مطابق

با این ۳ ارزش اولویت اول باشد.

 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

 

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.