بزن پس کله سختی ها و کنارش بزن و بهترین امتیازها را بگیر

بزن پس کله سختی ها و کنارش بزن و بهترین امتیازها را بگیر

این جمله ای بود که در یکی از سخنرانی های تد از خانم برنه بران

شنیدم و ایشان در سخنرانی خود، جمله ای به کار برد که بعد از شنیدن

آن، به این فکر رفتم که این جمله دقیقاً برای عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) طراحی گردیده است.

البته بعضی از افراد عقیده دارند که زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با سختی ها و دشواری هائی همراه است و عزیزان

گنجینه نیروی نیروی انسانی با این سختی ها، در بعد از اشتغال

خود، دست و پنجه نرم می نمایند.

اگر این فرض را بپذیریم که زندگی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) با سختی هائی روبرو است، به معنای آن است که

  • در قبل از آن سختی وجود نداشته است و همه چیز گل و بلبل
    بوده است.
  • سختی ها همان سختی است، اما قوای ما، در دوران پیشکسوتی
    (بازنشستگی) تحلیل رفته، و از آن جهت است که سختی ها در
    این دوران، به صورت ویژه خودنمائی می نمایند.

دو جمله فوق، نماینده آن است که شخص پس از اینکه به مقام
شامخ، پیشکسوتی(بازنشستگی) مفتخر گردید، با مشکلات و موانعی
روبرو می گردد.

حال نحوه روبرو شدن با این مسائل، مشکلات و سختی ها، به

چه صورتی باید باشد؟

در این مقاله؛ نحوه روبرو شدن با سختی ها، را مورد بحث و

بررسی قرار می دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله کیف خود را زمین

بگذارید را مطالعه فرمائید.

سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

همانگونه که در بند قبل ذکر گردید، اگر فرض را بر وقوع سختی

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) قرار دهیم. به معنای آن است

که در قبل از آن هیچ گونه سختی مقابل ما نبوده است، یا به عبارتی،

هر مسئله ای را با توجه به درآمد و توان خود، به خوبی مدیریت

نموده و آن را مهار نموده و سختی را به آسانی تبدیل می نمودیم.

و در بند دوم، اینکه سختی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

و با توجه به کم شدن توان مالی، و قوای جسمانی، از لاک دفاعی

خود خارج شده و به بدن و زندگی ما حمله می نماید.

باز هم در این صورت، معنای آن این است که در دوران اشتغال،

عملاً به یاد دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نبوده و سرمایه گذاریهای

لازم را جهت امور اقتصادی و سلامتی خود ننموده ایم و هم اکنون،

به صورت کاملاً بی دفاع در مقابل این حریف قدر، قرار گرفته ایم.

چرا باید بر سختی ها غلبه نمود؟

مشخص است، سختی ها، همیشه در زندگی وجود دارد، لکن

زمان های آن متفاوت است، و همین زمان، نیز میزان مقاومت و

توان ما چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ سلامتی را تحت الشعاع

خود قرار می دهد.

اگر فرض را بر این بگیریم که سختی به هر صورت در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) به سراغ ما آمده است و ما اکنون چه آماده

مقابله باشیم و چه آماده نباشیم، باید با آن روبرو شده و چاره ای جز

زمین گیر نمودن آن نداریم. در غیر اینصورت، این مبارز، پشت ما

را به خاک می ساید.

پس از همین جا، بدانیم که پل های پشت سر خراب گردیده و راه

برگشتی وجود ندارد. چه آماده باشیم و چه آماده نباشیم، در هر

صورت نباید جا خالی نموده و اجازه دهیم که این هیولا، بتواند

زندگی و سلامتی ما را نابود سازد.

پیشنهاد می شود مقاله سن تنها یک عدد

است، را مطالعه نمائید.      

چطوری باید پس کله سختی ها بزنیم و کنار زده و بهترین

امتیازها را از آن خود نمائیم؟

بهتر است گریزی به خود قرآن داشته باشیم.

در آیه 5 و 6 سوره انشراح آمده است، ان مع العسر یسرا

در قدیم این آیه شریفه را بدین صورت معنا می نمودند که از پس

هر سختی آسانی است، لکن اگر کسی به زبان عربی کمی آشنائی

داشته باشید، می داند که مع، به معنای همراه است.

و این آیه به این معنا است که به همراه هر سختی آسانی نیز وجود

دارد، و تنها لازم است که با کمی جستجو، آسانی و راحتی آن را

یافته و از آن در جهت شادی، نشاط و سلامتی و راحتی خود استفاده

لازم را بنمائیم.

راه های مقابله با سختی:

در اینجا 8 راه برای مقابله با سختی ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) ارائه می گردد:

داشتن اعتماد به نفس:

مواجه شدن با مشکلات، مخصوصاً در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جزء لاینفک کل زندگی به شمار می آید.

اغلب عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) در این دوران، سر در

گم شده و کلاف پیچ در پیچ مشکل، را بیشتر تاب داده و

گره کور می اندازند. و سعی در فرار از روبرو شدن با

سختی و مشکل می نمایند.

در این صورت، بهترین کار داشتن اعتماد به نفس و روبرو

شدن با سختی و مشکل است.

عدم واکنش بیش از حد:

واکنش بیش از حد، نه تنها سختی و مشکل را رفع نمی نماید،

بلکه آن را پیچیده تر نموده و در این حالت، گاهی اوقات منجر

به اتخاذ تصمیمات نادرست می گردد. زمانی که شما درگیر

احساسات شدید می شوید و در آن زمان برای موضوعی تصمیم

می گیرید، به سبب اینکه منطق در این تصمیم گیری دخیل نبوده

است، منجر به پشیمانی شما در زمان آینده خواهد گردید.

از این به بعد زمانی که با یک مشکل برخورد کردید از گرفتن

تصمیم در لحظات اول خودداری کنید و زمانی که آرام شدید به

حل آن بیاندیشید.

پذیرفتن واقعیت:

همه چیز را همان گونه که هست بپذیرید.

خیلی از افراد سعی می کنند تا اشخاص و یا وضعیت های موجودی

را که تحت کنترل آنها نیست، تغییر دهند و زمانی که نمی توانند به

هدف خود برسند، احساس بدبختی می کنند. سعی کنید با واقعیت

روبرو شوید و آنچه هست را بپذیرید، تا بتوانید راجع به آن به

درستی تصمیم گیری کنید.

دنبال مقصر نباشید:

بعضی از افراد عادت دارند تا اشتباهات خود را به گردن دیگران

بیاندازند و دیگران را مسئول مشکلات پیش آمده برایشان تلقی کنند.

بهتر است به جای اینکه انگشت اتهام را به سوی دیگران نشانه روید،

به اصلاح اعمال خود بپردازید. مقصر دانستن دیگران تنها باعث

پراکنده شدن افراد از دور شما می شود.

               

خود را به نتایج وابسته نسازید:

سعی کنید تا به نتایجی که در زندگی تان می بینید، وابسته نباشید.

به خاطر داشته باشید که هر شخص سلیقه ای مختص به خودش را

دارد و ممکن است او مخالف عقاید شما باشد. زمانی که کاری را در

زندگی انجام می دهید، توقع نداشته باشید تا همه جریانات بر وفق

مراد شما باشند.

ساده بیندیشید:

زمانی که شما در رابطه با یک وضعیت و یا یک واقعه بیش از

حد فکر می کنید، موجب می شود تا شما نسبت به همه چیز و همه

کس قضاوت کنید. همچنین بیش از حد فکر کردن راجع به یک

مشکل سبب می شود تا شما اوقات سختی را سپری کنید و به جای

دست به کار شدن و رسیدن به هدفتان، در پله اول درجا بزنید.

این موضوع بیش از هر چیزی شما را نا امید خواهد کرد.

هیچ چیز دائمی نیست:

در طول مدت زندگی، تغییرات جزو اجتناب ناپذیر آن محسوب

می شوند. این شمایید که باید با آنها کنار بیایید. بسیاری از افراد

از تغییر فرار می کنند و در مقابل آن مقاومت می نمایند.

این موضوع به این سبب است که تغییر آنها را از راحتی شان

برای مدتی خارج می نماید.

ممکن است شما با آنها شاد و یا غمگین باشید، ولی پس از مدتی

در خواهید یافت که آنها دائمی نیستند. پس بهتر است تلاشتان

را برای پرورش ذهن به منظور حفظ آرامش در این مقاطع

از زندگی بکنید.

عدم مقایسه اصل زندگی خود با ویترین زندگی دیگران:

یکی از کارهای مشکلی که پیش رو دارید، مقایسه نکردن خودتان

با دیگران است. ولی هرچه بیشتر این کار را انجام دهید،

از زندگی بیشتر نا امید خواهید شد. افراد زیادی هستند که از

شما موفق تر بوده اند و کارهای بهتری در زندگی شان

انجام داده اند. ولی این شمایید که داستان زندگی و موفقیت

خودتان را رقم می زنید.

امیدوارم از این به بعد، دیگر هیچ مشکل و سختی نتواند

شما را از مسیر منحرف نماید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

متمرکز نشدن بر روی دردها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که بعضی از افراد آن را دوران

“روبرو شدن با دردها” می دانند، دورانی است که بعد از دوران

اشتغال، در صورتی که برای خود برنامه ریزی مناسب و سبک

زندگی خوبی نداشته باشیم، به دلیل بالارفتن سن، بدن نیروی خود

را از دست میدهد و مسائل و مشکلاتی در سر راه قرار می گیرد و

فرد بجای اینکه به فکر راه حل برای این مسائل بیفتد، به خود مسائل

و مشکلات بیشتر تمرکز نموده و بیماری افسردگی که منبع کلیه

بیماری های دیگر است را به راحتی وارد بدن می نماید.

و مشخص است به محض دریافت افسردگی، بقیه بیماری ها و دردها

نیز به سمت بدن هجوم می آورند. حال این فرد است که می بایست

انتخاب نماید که آیا می خواهد تنها بر روی دردها و امراض متمرکز

شده و به غیر از این ها چیز دیگری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

نبیند، یا اینکه تنها به این دردها و امراض به عنوان مسئله ای نگاه مینماید

و در صدد حل آنها بر می آید.

ما در اینجا قصد داریم به تمرکز شدن بر روی مسائل نگاه جدیدی

داشته باشیم.

متمرکز شدن چیست؟

متمرکز شدن یعنی اینکه تمام افکار و ذهن خود را بر روی چیزی

قفل نموده و همه جا به همه شکل آن چیز را ببینیم.

متمرکز شدن هم میتواند بوسیله نگاه کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد

یا می تواند به وسیله فکر کردن به شی یا چیز اتفاق بیفتد.

حال سئوال این است که متمرکز شدن خوب است یا خیر؟

آیا ما نباید بر روی مسائل و چیزها متمرکز شویم؟

اگر به زندگی افراد موفق نیز نگاه کنید و زندگی آنان را بررسی

نمائید، می توانید رمز موفقیت آنها را نیز در متمرکز شدن بر روی

هدفشان بیابید.

متمرکز شدن می تواند خوب یا بد باشد، متمرکز شدن بر روی هدف

در افراد موفق آنها را به اهداف خود رسانده و آنها را موفق

می سازد. اما چرا همین متمرکز شدن در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) میتواند بد باشد.

بعلت این است که در این دوران، اکثر افراد بر روی دردها و

امراض تمرکز دارند و تمرکز خود را بر روی مسائل خوب و

زیبای این دوران برداشته و به مسائل منفی برده اند.

چرا متمرکز شدن بر روی دردها، در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) خوب نیست؟

همان گونه که شرح داده شد، تمرکز به خودی خود خوب یا بد نیست، آن

چیزی که به آن توجه شده است، می تواند مشخص نماید که این متمرکز

شدن خوب است یا بد؟

در این دوران که بعلت سبک ناصحیح می تواند با دردها و امراضی به

همراه باشد، اگر بر روی این دردها و امراض تمرکز نمائیم، بر اساس

قانون جذب(همان قانونی که افراد موفق را به اهدافشان می رساند) دردها

و امراض بیشتری را به سمت ما جلب نموده و در نهایت خوشی و

سلامتی را نابود می سازد.

و در این دوران که دورانی است که بیشترین نیاز بدن به سلامتی حس

می شود، می بایست از لحظه لحظه سلامتی خود استفاده نمائیم و از

هر چه که این نعمت را از ما زائل می سازد، دوری گزینیم. لذا بهینه

است که اگر می خواهیم متمرکز شویم، متمرکز بر روی درد و رنج

نباشیم، و متمرکز بر روی رفع آنها و سلامتی گردیم.

چطوری می توان در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بجای تمرکز

بر روی درد بر روی مسائل دیگر تمرکز نمود؟

ذهن ما، به صورت اتوماتیک مایل است که تمرکز ما را بر روی مسائل

و اتفاقات ناگوار بکشاند تا آنکه بر روی مسائل و اتفاقات خوب متمرکز

گردد. لذا این ما هستیم که باید مشخص کنیم که ذهن ما بر روی چه

مسائل و چیزهائی متمرکز گردد.

روش های متعددی برای ایجاد تمرکز مثبت وجود دارد، وجه مشترک

همه آنها، نیاز به تمرین است «تمرین» یعنی تکرار یک عمل بارها و

بارها. همان طور که اگر بخواهیم بدن خود را قوی و متناسب نمائیم

لازم است که فعالیت فیزیکی را به طور منظم تمرین و تکرار کنیم، باید

ذهن خود را نیز تمرین دهیم.

ایجاد حالت‌های جدید ذهنی از راه تمرکز

تمرکز راهی برای کنار آمدن با حالت‌های ذهنی است، پس منطقی

است اگر برای ایجاد تغییری مثبت از روشی ذهنی استفاده کنیم. ممکن

است برای تغییر وضعیت ذهنی خود روش‌های فیزیکی را هم به کار

ببریم. نشستن به حالت‌های مختلف در یوگا نمونه ای از روش‌ فیزیکی

هست. اینها به تنهایی تمرکز محسوب نمی‌شوند. این گونه روش‌های

فیزیکی شاید کمک کنند تا وضعیت ذهنی خاصی به وجود آید، اما

تمرکز فعالیتی است که فقط با ذهن سر و کار دارد. البته می‌توان در

حین یوگا هم تمرکز کرد. اما فعالیت جسمی و فعالیت ذهنی دو چیز

متفاوت‌اند: یکی با جسم سروکار دارد و دیگری با ذهن.

آرام کردن ذهن

یک روش دیگر تمرکز آرام کردن ذهن است به طوری که به یک

حالت ذهنی طبیعی‌تر برسیم. در این مورد نکته بسیار مهمی وجود

دارد که باید درک کنیم: وقتی می‌کوشیم ذهن را آرام کنیم، هدف این

نیست که ذهنی تهی داشته باشیم، مثل این که رادیو را خاموش ‌کنیم.

هدف ما به هیچ‌وجه این نیست. اگر این طور بود می‌شد به جای

آرام کردن ذهن به خواب رفت. هدف این است که تمام حالت‌های

آزاردهنده ذهن را آرام کنیم احساسات خاصی می‌توانند آزاردهنده

باشند از جمله زمانی که مضطرب، نگران یا وحشت‌زده هستیم. ما

باید تمام چنین احساسات ناراحت‌ کننده‌ را آرام کنیم.

حال باید چه کاری انجام داد؟

از همین لحظه شروع به تغییر دادن تمرکز خود از تمرکز بر روی

درد، به تمرکز بر روی تجربه و سلامتی و مهارت خود اقدام نمائید.

هر چه بیشتر بر روی سلامتی و تجربه اتان متمرکز شوید، سلامتی

بیشتری به سمت شما خواهد آمد و راه های رفع درد و رنج به شما

آموخته خواهد شد.

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دقیقاً سه هفته تمام طول کشید، بنا بر درخواستی که استاد از ما داشت،

ما مؤظف بودیم که کتابی را که قرار بود به رشته تحریر دربیاوریم

را در همین مدت بسیار کوتاه به پایان رسانیده و به ناشر تحویل دهیم.

در این روزها، تماماً فکر و ذهن، اندیشه و خواب ما شده بود “نوشتن”

و “نوشتن” و “نوشتن” . در تمام این مدت، دیگر به چیزی نمی توانستیم

فکر کنیم.

تمام مطالب و محتوائی را که لازم بود در کتاب گردآوری نمائیم طی

چند ماه قبل توسط کتابهائی که به ما توصیه شده بود، فرا گرفته و

جمع آوری نموده بودیم و الان موقع استفاده از آن اطلاعات بود. چون

عده ای گمان می برند که فقط باید اطلاعات اندوخته نمایند و هیچ گاه

نمی خواهند از اطلاعات جمع آوری شده، و اندوخته شده، استفاده نمایند.

به همین دلیل، ما بر آن بودیم که از اطلاعاتی که در مدت ها آن را در

حافظه و یادداشت های خود جمع آوری نموده بودیم استفاده لازم را

ببریم.

دوران سخت و طاقت فرسائی بود. به هیچ یک از مواردی که باید توجه

می داشتیم، از قبیل(خانواده، کار، تفریح، استراحت و …) نمی توانستیم

 توجه نمائیم و نه حتی در باره آنها فکری به سرمان راه دهیم. اما

بالاخره سه هفته تمام شد و صفحاتی که باید تحویل ناشر می گردید آماده

و پس از ویراستاری به ناشر سپرده شد. آنگاه تازه توانستیم نگاهی به

خود و دور و بر خود انداخته و آن موقع متوجه بعضی اتفاقها که در این

سه هفته روی داده شده بود، گردیدیم.

واقعا دوران بخصوصی برای هر یک از ما که در یک کلاس بودیم،

گذشت. و حالا که به آن زمان نگاه می اندازیم، نه تنها نمی توان به آن

دوران سخت و طاقت فرسا لقب داد، بلکه دوران شیرینی بود که

می خواستیم از دستاوردهای خود، به دیگران نیز هدیه ای بدهیم.

آن موقع بود که متوجه گردیدم در بعضی از مواقع، سختی هایی که

برای ما اتفاق می افتد، لذت هائی است که بعدها می توان بوسیله آنها

به خود افتخار نمود.

لذت بردن از سختی چیست؟

لذت بردن که در لغت نامه ها به شرح ذیل توصیف گردیده است

“لذت بردن . [ ل َذْ ذَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) درک خوشی کردن .

مزه یافتن . رجوع به کلمه ٔ لذت و شواهد آن شود” و آن درک کردن

خوشی است و این خوشی می تواند در مواقع متفاوتی برای فرد

رخ دهد.

درک این خوشی ها در زمان های خوش و سرحالی، نیز میسر است

و اکثراً لذت بردن را در این دوران درخواست می نمایند، لکن برخی

دیگر، سرخوش از خوشی هائی هستند که بواسطه سختی ها،

می توانند برای خود خاطرات خوشی به همراه داشته باشند.

سختی هائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای انسان به

اصطلاح رخ می دهد، می تواند انواع بیماری ها، بحث های

اقتصادی، بحث های تنهائی و ترس و … باشد.

چه خوب است که بتوانیم همانند مادران باردار که در هنگام دردها

و رنج هائی که طفل در شکم آنها برای مادران به همراه دارد، در

همان حال، با آن طفل حرف زده، بازی می کنند، نوازش می کنند و

سعی می کنند با نوزاد در شکم خود، بسیار شاد و خوشحال باشند،

علیرغم درد و رنجی که آن طفل در شکم برای آنها دارد.

چرا لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم  است؟

لذت بردن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت در این

دوران بسیار مهم است که اگر ما بتوانیم با سختی ها و کمبودها در

این دوران به خوبی کنار آمده و علاوه بر آن بتوانیم از آنها، لذت

ببریم، نه تنها، شادی و نشاط را به خودمان ارزانی می داریم، بلکه

دوران آن سختی را به مراتب کوتاه نموده و تحمل آن را بسیار

راحت تر می نماید.

و اگر ما بتوانیم از سختی ها، لذت ببریم، می توانیم روزگار شاد

و با نشاطی را برای خود و خانواده و اطرافیان فراهم نمائیم و نیز

می توانیم پس از برطرف شدن آن سختی ها که پاداش لذت بردن از

آنهاست، این تجربیات ارزشمند را با دیگران به اشتراک بگذاریم.

چطور می توان از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت برد؟

برای لذت بردن دراین دوران، راههای بسیار ساده و قابل استفاده ای

وجود دارد، که ما تنها به ذکر عناوین آن بسنده می نمائیم.

  • – کنار آمدن به ترس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)
  •  
  • – به نظرات منفی و گفتارهای منفی در باره خود و سختی هایتان،
  • به هیچ وجه اهمیت ندهید.
  •  
  • – سعی کنید که در خصوص رفع سختی ها، خیال پردازی نمائید
  • و آن سختی ها را به بازی بگیرید.
  •  
  • – خود را در لحظاتی ببنید که مشابه چنین سختی هایی را در
  • گذشته به خوبی پشت سر گذاشته اید.
  •  
  • – خودتان را تنها و تنها با خودتان مقایسه نمائید و پیشرفتهایتان
  • را در رفع سختی، جشن بگیرید.
  •  
  • – سعی کنید کنار عزیزانتان ساعتی را با چای خوردن و مرور
  • خاطرات گذشته بگذرانید.
  •  
  • – تعریف جوک یا چیزهای خنده دار
  •  
  • – سر زدن به یک دوستی که چندین وقت هست از او
  • بی خبر هستید.
  •  
  • – شنیدن یک آواز خوب و دلنشین خودتان.
  •  
  • – برگزاری جشن برای خودتان به مناسبت های مختلف
  •  
  • – فضا و محیط تان را مرتب کنید
  •  
  • – از زمان حال لذت ببرید
  •  
  • – همه را دوست بدارید
  •  
  • – خودتان را دوست داشته باشید
  •  
  • – دیگران را دوست داشته باشید
  •  
  • – همه آدمها را بپذیرید
  •  
  • – هدف زندگی را دریابید
  •  
  • – کمک کنید
  •  
  • – واقع بین باشید
  •  
  • – به دنبال تعادل باشید
  •  
  • – کنترل خود را حفظ کنید
  •  
  • – به قلب و روحتان گوش دهید
  •  
  • – ذهنتان را پاک کنید
  •  
  • – سبکبار باشید
  •  
  • – بخندید
  •  
  • – انعطاف‌پذیر باشید
  •  
  • – چند هدف روزانه لیست کنید
  •  
  • – چیزهای کوچک را تحسین کنید
  •  
  • – خودتان و دیگران را ببخشید
  •  
  • – با خودتان و دیگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشید
  •  
  • – در انتظار فردا باشید
  •  
  • – مرگ را بپذیرید
  •  
  • – محیط‌ اطرافتان را تحسین کنید
  •  
  • – افکار منفی‌تان را پاک کنید
  •  
  • – پایه‌ای محکم برای اعتقاداتتان بسازید
  •  
  • – لیست پیش از مرگ تهیه کنید
  •  
  • – تقدیر و قدرشناسی‌تان را ابراز کنید
  •  
  • – الهام‌بخش خود باشید
  •  
  • – هیچ چیز را نادیده نگیرید
  •  
  • – آرزوهایتان را دنبال کنید
  •  
  • – دلسرد نشوید
  •  
  • – خودتان باشید
  •  
  • – هر روز یک روز تازه است!

لذت بردن از سختی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را

از چه زمانی آغاز نمائیم؟

حال سوال این است که آیا باید سختی ها تمام شود، و ما لذت

بردن را شروع نمائیم با از همان ابتدای راه باید لذت بردن را

آغاز نمائیم.

اجازه بدهید، سئوالی کنم:

فرض کنید که شما برنامه ریزی نمودید که برای مسافرتی

تفریحی به یکی از مناطق خوش آب و هوا بروید، خوب مسافرت

شما و لذت بردن از مسافرت را باید از کجا شروع نمود. آیا باید

به آن جای خوش آب و هوا برسید و سپس خوش باشید، یا خیر،

مسیر خود مسافرت است و در مسیر رسیدن به هدف، میتوان

همانند مقصد، لذت برد و خوش بود.

لذا برای تک تک لحظاتتان، ارزش قائل شوید و سعی نمائید

که لذت بردن از زندگی، و لذت بردن در سختی ها را به هیچ

وجه فراموش نفرمائید.

 

لذت بردن از زندگی خود یک هنر است که برای رسیدن به آن

باید سعی کنید به جای شمردن خارهای زندگی، گل های آن را

بشمارید.

و یک مثل قدیمی می گوید، «فرد دانا همیشه در بهشت است.

حتی اگر جهنم را برای او بفرسید، او آن جهنم را تبدیل به

بهشت خواهد کرد

خوشبختی یعنی لذت بردن حتی از سختی