بازنشستگی فعال در روزگار طلا و دلار

بازنشستگی فعال در روزگار طلا و دلار

مقاله‌ای صمیمی، کمی طنزآلود و کاملاً کاربردی برای بازنشستگانی که می‌خواهند فریادرس خودشان باشند


مقدمه: وقتی طلا بالا می‌رود و اعصاب پایین می‌آید

اگر از هر بازنشسته‌ای بپرسید «این روزها حالت چطور است؟» احتمالاً قبل از اینکه اسم نوه‌ها را بیاورد، نام طلا و دلار را می‌شنوید. طلا بالا می‌رود، دلار بالا می‌رود، قیمت‌ها می‌دوند، و حقوق بازنشستگی… خب، همان‌جا نشسته و نفس‌نفس می‌زند. در این میان، بسیاری از بازنشستگان شریف ما به حق گلایه دارند، اما گاهی گلایه تبدیل می‌شود به انتظار؛ انتظارِ کسی، چیزی، یا تصمیمی که بیاید و همه‌چیز را درست کند.

اما بیایید صادق باشیم (و کمی هم بخندیم): آیا واقعاً قرار است یک روز صبح از خواب بیدار شویم و ببینیم همه مشکلات حل شده؟ یا شاید وقتش رسیده که خودمان، با همان زانوهایی که صدا می‌دهند ولی هنوز کار می‌کنند، دست به زانو بگیریم و بگوییم: «خودم می‌توانم».

این مقاله نه موعظه است، نه نسخه‌پیچی از بالا. حرفِ یک هم‌راه است؛ کسی که سال‌ها با بازنشستگان نشسته، چای خورده، غر زده، خندیده و دیده که چطور خیلی‌ها، با امکانات کم، کارهای بزرگ کرده‌اند.

فرمول ما ساده است: چی؟ چرا؟ چطوری؟ خوب؟


بخش اول: چی؟ (مسئله دقیقاً چیست؟)

چی شده که بازنشستگان نگران‌اند؟

مسئله این نیست که بازنشستگان کار نکرده‌اند؛ اتفاقاً برعکس، آن‌قدر کار کرده‌اند که حالا زانویشان دفتر حضور و غیاب شده! مسئله این است که الگوی زندگی تغییر کرده، اما الگوی درآمد نه.

حقوق بازنشستگی معمولاً بر اساس سال‌های گذشته تنظیم شده؛ سال‌هایی که قیمت‌ها قابل‌پیش‌بینی‌تر بود. اما امروز، بازنشسته‌ای که دیروز با حقوقش زندگی می‌چرخاند، امروز باید با همان حقوق، تورم، درمان، کمک به فرزندان، و گاهی اجاره خانه را هم مدیریت کند.

چی می‌بینیم؟

  • اتکا صرف به حقوق ثابت
  • انتظار برای همسان‌سازی، افزایش، یا معجزه
  • ترس از ریسک و هر کاری که اسم «فعالیت اقتصادی» دارد
  • باور نادرست: «سن ما گذشته، دیگر نمی‌شود»

(در حالی که همین جمله را اگر به زانوها بگویید، با صدای تق تق جواب می‌دهند!)


بخش دوم: چرا؟ (چرا نباید فقط منتظر بمانیم؟)

چرا انتظار، گران تمام می‌شود؟

انتظار کشیدن هزینه دارد؛ نه فقط مالی، بلکه روحی. کسی که مدام منتظر است، کم‌کم احساس ناتوانی می‌کند. احساس می‌کند اختیار زندگی‌اش دست دیگران است. و این، از گرانی طلا هم خطرناک‌تر است.

چرا بازنشستگان توانمندتر از آنی هستند که فکر می‌کنند؟

بیایید واقع‌بین باشیم:

  • بازنشستگان تجربه دارند (چیزی که با پول نمی‌شود خرید)
  • شبکه انسانی دارند (همکاران قدیمی، دوستان، آشنایان)
  • اغلب زمان انعطاف‌پذیر دارند
  • خیلی‌هایشان سرمایه‌های کوچک ولی بلااستفاده دارند

پس چرا این همه ظرفیت، فقط صرف تماشای اخبار ساعت ۹ شود؟

چرا کمک گرفتن از خود، با عزت‌تر است؟

کمک گرفتن بد نیست، اما وابسته بودن چرا. وقتی بازنشسته خودش راهی پیدا می‌کند، حتی اگر درآمدش کم باشد، احساس مفید بودن می‌کند. و این حس، درمانی است که هیچ داروخانه‌ای نمی‌فروشد.


بخش سوم: چطوری؟ (چگونه فریادرس خودمان باشیم؟)

حالا برسیم به بخش محبوب ماجرا؛ جایی که می‌گوییم «باشه، قبول! ولی چطور؟»

1. تغییر ذهنیت (قبل از تغییر حساب بانکی)

اولین قدم، تغییر نگاه است:

  • از «دیگه نمی‌شه» به «ببینیم چی می‌شه»
  • از «سنم بالاست» به «تجربه‌ام بالاست»
  • از «سرمایه ندارم» به «چه چیزی بلدم؟»

(گاهی جواب سؤال آخر، از یک سکه طلا هم باارزش‌تر است.)

2. فعال‌سازی تجربه‌های خاک‌خورده

هر بازنشسته‌ای یک گنج پنهان است:

  • معلم؟ تدریس خصوصی، آنلاین، یا تولید محتوا
  • کارمند فنی؟ مشاوره، آموزش، کار پاره‌وقت
  • حسابدار؟ کمک به کسب‌وکارهای کوچک
  • مدیر؟ مربی‌گری و منتورینگ

تجربه، اگر استفاده نشود، مثل قابلمه مسی است؛ سیاه می‌شود ولی هنوز عالی است!

3. درآمدهای کوچک اما مداوم

لازم نیست امپراتوری بسازید. گاهی:

  • یک کار پاره‌وقت
  • یک مهارت خانگی
  • فروش محصول یا خدمات کوچک

می‌تواند فاصله بین «آخر ماه» و «اول ماه بعد» را کم کند.

4. یادگیری، حتی با موهای سفید

یادگیری مخصوص جوان‌ها نیست؛ مخصوص کنجکاوهاست.

  • کار با موبایل و اینترنت
  • فروش آنلاین
  • آموزش‌های ساده مالی

(باور کنید مغز، مثل زانو نیست که بگوید «دیگه نمی‌تونم»!)

5. مدیریت هزینه، نه فقط افزایش درآمد

گاهی فریادرس ما، خرج نکردن هوشمندانه است:

  • خرید آگاهانه
  • پرهیز از چشم و هم‌چشمی
  • اولویت‌بندی نیازها

این‌ها شاید جذاب نباشد، اما بسیار نجات‌بخش است.


بخش چهارم: خوب؟ (نتیجه چیست و چه چیزی به دست می‌آوریم؟)

خوبِ اول: آرامش روان

وقتی بازنشسته می‌داند حتی اگر اوضاع بدتر شد، دست بسته نیست، آرام‌تر می‌خوابد.

خوبِ دوم: عزت نفس

هیچ‌چیز مثل این حس نیست که بگویی: «خودم از پسش برآمدم.» حتی اگر سخت بوده.

خوبِ سوم: الگو شدن

بازنشسته فعال، الگوی فرزندان و نوه‌هاست؛ نه با حرف، با عمل.

خوبِ چهارم: زندگی، نه فقط زنده بودن

بازنشستگی پایان زندگی نیست؛ تغییر فصل است. بعضی‌ها در این فصل، شکوفه می‌دهند.


جمع‌بندی: دست به زانو بگیریم، نه به دیوار

این مقاله قرار نبود بگوید همه مشکلات با اراده حل می‌شود؛ نه. مشکلات واقعی‌اند، ساختاری‌اند، و گاهی ناعادلانه. اما در کنار مطالبه‌گری و حق‌خواهی، خودتوانمندسازی هم لازم است.

بازنشسته‌ای که فقط منتظر است، فرسوده می‌شود. اما بازنشسته‌ای که—even آرام و کوچک—حرکت می‌کند، زنده می‌ماند.

پس بیایید، با طنز، با واقع‌بینی، و با شجاعت بگوییم:

«من بازنشسته‌ام، اما از زندگی بازنشسته نشده‌ام.»

و اگر زانوها صدا دادند؟ اشکالی ندارد؛ مهم این است که هنوز ما را بلند می‌کنند.


پایان

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

در ژاپن شکستگی ها را با طلا ترمیم می کنند

آیا می دانستید، که در ژاپن اشیاء شکسته را با طلا تعمیر می نمایند

و رد شکستگی ها به عنوان تاریخچه ای منحصر به فرد از آن میماند

که به زیبائیش افزوده می شود.

در هنر ژاپنی کینتسوگی آمده است که آن ها اشیای شکسته را از

طریق پر کردن خطوط بین قطعات با ماده ای شامل پودر طلا تعمیر

می کنند تا بر شکستگی ها تأکید کرده باشند، چرا که آن ها خسارت

و رنج را بخشی گران قدر از تاریخچه یک چیز می بینند که آن را

زیباتر می کند.

این مطلب برایم بسیار جالب آمد زیرا که در ژاپن که مردمش بدون

دلیل و منطق چیزی را قبول نمی کنند؟ چرا تا بدین حد، از اشیاء

شکسته و قدیمی نگهداری می نمایند.

خوب لابد می پرسید که این مسئله چه ربطی به مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارد؟

ربط آن در این است که مردم ژاپن برای وسائل و منابع قیمتی خود ارزش

و احترام قائل هستند و در جهت حفظ و نگهداری آن اقدام های متفاوتی

انجام داده اند، حال چرا ما به پیشکسوتان(بازنشسته های) نیروی انسانی

که مهم ترین و با ارزش ترین منابع ما می باشند، چنین حفظ و نگهداری

در حد مقام و منزلت آنان صورت نمی گیرد؟

من در این مقاله سعی دارم، ربط آنها را مورد بحث و بررسی قرار

دهم.

ترمیم شکستگی چیست؟

شکست، یعنی ایجاد هر نوع خلل در یکپارچگی هر چیز، این

ضایعه اگر در استخوان باشد، به شکستگی استخوان لقب می گیرد

و در شکستگی های دیگر، نیز آن شی یا جسم، مورد ضایعه قرار

می گیرد.

و ترمیم آن به معنای آن است که بتوان این خلل را به صورتی رفع نمود

که حداقل نشانه را از آن ضایعه داشته باشد.

چرا ترمیم شکستگی ها در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بسیار مهم است؟

مردم ژاپن مردمی هستند که بر روی هر مسئله ای تحقیق نموده و پس

از بررسی و رسیدن به نتایج، بر روی آن عمل می نمایند و این عمل

آنها، به ما این درس را می دهد که می بایست از منابع، لوازم، تجهیزات

خود که به ظاهر سن و سالی از آنها می گذرد، به خوبی نگهداری و در

جهت ترمیم مواردی که با اختلال روبرو می گردند، با بهترین ابزار و

لوازم اقدام نمود.

و مهم ترین منابع ما در حال حاضر در کشور، نیروی انسانی است،

و پیشکسوتان(بازنشستگان) نیروی انسانی، نیز بعنوان گرانبهاترین منابع

موجود ما به حساب می آیند. به خاطر همین اصل بر ما و مسئولین

مربوطه است، که بتوانیم قدر و منزلت این گنجینه های گهر بار نیروی

انسانی را دریابیم، زیرا که هر یک از آنها، سراسر مهر و وفا، تجربه و

تخصص می باشند و ملتی پایدار و پیروز است که بتواند از تجربیات

گذشته، برای رسم مسیر آینده به خوبی استفاده نماید.

و اگر برای هر یک از این عزیزان در جسمشان، مسئله ای به وجود

بیاید و کوچکترین خللی برایشان ایجاد شد، بلافاصله با مواردی گرانبها،

بتوانیم این خلل ها را ترمیم و روحیه و جسم آنها را مجددا بازسازی

نمائیم. و از این خردمندان روزگار به خوبی نگهداری و سپاسگزاری

نمائیم.

و متأسفانه اگر برای این عزیزان، ترمیم انجام نشود، شکستگی ها

می تواند به کلیه اعضاء و جوارح آنها خسارت جبران ناپذیری وارد

نموده و مشخص است در آن صورت زندگی برای این گنجینه های

نیروی انسانی تا چه حد می تواند زجر آور گردد.

چطور باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)، شکستگی ها را با

طلا پر کنیم؟

در بعضی از اداره ها و صندوق های بازنشستگی و نیز در برخی از نواحی

شهرداری که اینجانب سعادت آشنائی با آنها را در مدت تحقیق داشته ام،

خوشبختانه، قدم های خوب و سودمندی برای این گرانقیمتان بر داشته

شده است، لکن بعلت اینکه مسائل مختلف و متعددی در سر راه این

عزیزان قرار دارد، لذا باید اقدامات بیشتری در جهت رفع مسائل روحی

و جسمی آنان انجام گردد.

لازم به ذکر می باشد که در بعضی از مواقع، می توان از خود این

عزیزان برای خودشان سود برد و از خدماتی که توسط برخی از این

دوستان گرامی، ارائه می شود جهت بقیه پیشکسوتان(بازنشستگان)

استفاده نمود.

پر کردن شکستگی ها، از چه زمانی باید آغاز گردد؟

این مسئله دقیقا از زمانی باید شروع شود که آسیب شروع شده و اگر

بتوانیم قبل از وقوع حادثه و خلل، پیش بینی نموده و جلوی رخداد آن

خلل را بگیریم که به مراتب سودمند خواهد بود.

پس ترمیم شکستگی بلافاصله با ایجاد خلل، آغاز و در جهت ترمیم

آن، از مواد و تجهیزات و امکانات با ارزش بالا برای گنجینه های

گرانبهای نیروی انسانی، باید استفاده نمود تا حداقل بتوان، گوشه ای

از زحمات این گران قیمت های نیروی انسانی را پوشش داد.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com