تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است

تجربه به تنهائی کافی نیست، دانش نیز در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) لازم است

در حال گفتگو با یک دوستی بودم که از ایشان در خصوص روابط با

پدرشان پرسیدم که به من گفت که شما نسل گذشته، با وجودی

که منبع تجربه هستید، اما نمی توانید با ما نسل جدیدتر صحبت

کنید و تمام حرفهای شما، به صورت فرد کنترگر، است و متأسفانه

هیچ یک هم حاضر نیستید این نقیصه را بپذیرید.

همانجا به فکر رفتم که چرا ما و عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

با نسل جدید، گاهی اوقات مشکل داریم و حرفهای یکدیگر را

متوجه نمی شویم و چرا آنان متوجه محبت ما نمی شوند و ما

را افراد 100 سال پیش دانسته و از ما فاصله می گیرند.

بعد از بررسی متوجه شدم که درست است که ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) دارای تجربه و مهارت لازم در انجام امور

هستیم لکن از یکسری از دانش ها، که باید چاشنی این تجربیات

ما شود، غافل بودیم و بخاطر همین نتوانسته ایم با نسل جدید،

ارتباط برقرار نمائیم.

تجربه چیست؟

بر اساس تعریفی که از تجربه در ویکی پدیا آمده است: تجربه

عبارت است از آزمودگی در مفهوم عمومی به همه مهارت ها و

دانسته ها، از برخی پدیده ها و موضوعات که ناشی از برخورد با

آن موضوع و درگیری با آن پدیده در خلال دورانی معین است،

اطلاق می شود.

و این همان چیزی است که معمولاً ما و عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) در طول سالیان دراز خدمت در محل کار خود بدست

می آوریم.

دانش چیست؟

علمی است که ما یاد می گیریم و در زندگی به کار می بریم.

و مشخص است که ما در طول زندگی تنها یک سری از علوم را یاد

گرفته ایم و بیشتر علومی است که در مدارس یا دانشگاه ها با ما

آموخته اند.

اما آیا این علوم نظری برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کافی است؟

چرا دانش در کنار تجربه نیاز است؟

همان گونه که متوجه شدیم، تنها تجربه برای رویاروئی با مسائل

و مشکلات دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) کفایت نمی کند و

در این دوران، یکی از مهمترین دانش هائی که باید به همراه تجربه

به کار ما بیاید و مشکل گشای ما در این دوران طلائی گردد و زندگی

ما را به سوی شادی و نشاط رهنمون سازد، دانش ارتباط مؤثر

می باشد و همان دانشی که متأسفانه در هیچ مدرسه و

دانشگاهی تدریس نمی شود.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود

به کار ببندیم، می توانیم حداقل به فرزندان خود، مسائل زیادی را

بیاموزیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم تخصص و مهارت خود را به دیگران آموزش

بدهیم.

اگر ما دانش ارتباط مؤثر را بیاموزیم و به خوبی در کنار تجربه خود به

کار ببندیم می توانیم به تجربیات چندین ساله خود را با دیگران به

اشتراک بگذاریم.

پس راه ارتباط مؤثر بر قرار کردن با دیگران، مخصوصاً در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) آموزش مهارت و دانش ارتباط مؤثر

می باشد.

چگونه دانش لازم ارتباط مؤثر را برای دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) دریافت داریم؟

حال می رسیم به اینکه ارتباط مؤثر چیست و چگونه باید از آن

استفاده نمائیم.

در اینجا ده نکته اساسی برای ایجاد ارتباط مؤثر را شرح میدهیم:

اول: شنونده خوبی باید باشیم:

تا زمانی که نتوانیم مهارت خوب گوش دادن را در خودمان پرورش

دهیم، نمی توانیم ارتباطی خوب با دیگران بر قرار کنیم، همه ما

گوش میدهیم، لکن گوش دادن واقعی با گوش دادن معمولی

بسیار متفاوت است. در گوش دادن واقعی، ما توجه کامل به

صحبت های طرف مقابل داریم و اگر این گوش دادن واقعی اتفاق

بیفتد، طرف مقابل نیز مقابله به مثل نموده و او نیز به سخنان ما،

بصورت واقعی گوش میدهد.

دوم: ایجاد حسن همدردی در خود:

همانگونه که میدانید، ارتباطات کاملاً یک جاده دو طرفه است، و

سعی نمائید که در ابتدا، حس طرف مقابل را به خوبی درک نمائید

و در صورتی که شخص مقابل شما خسته است، اصرار به صحبت

و ایجاد ارتباط ننمائید، زیرا در آن صورت(اصرار بیهوده)، اگر کوچکترین

ارتباطی نیز وجود داشته باشد، آن ارتباط بطور قطع به نابودی منجر

می شود. پس سعی کنید خود را برای نظر مخالف شخص مخالف

آماده کنید تا از استرس و اضطراب که گه گاه حین مکالمه و تلاش

برای برقراری ارتباط رخ می دهد، بکاهید.

سوم : ساده و مختصر گفتن

معمولاً وقتی ما که سن و سالی از ما گذشته، در زمانی که

میخواهیم مطلبی را برای دیگران بازگو نمائیم، سعی می کنیم

که تمام جزئیات آن را نیز مطرح نموده و یک مطلب را بارها و بارها

برای شخص مقابل تشریح می نمائیم.

این طور بیان مطالب شاید برای شما جالب باشد، اما مسلماً برای

طرف مقابل نه تنها جالب نیست که در برخی موارد زجرآور

می باشد، لذا در ذیل فرمولی را برای شما بازگو می نمائیم که

بتوانید به وسیله آن، مطالب خود را بسیار ساده و مختصر بیان دارید.

و این فرمول چیزی نیست غیر از “بیان مقدمه، بیان دلیل، بیان

اطلاعات، قسمت پایانی و پیگیری”

و بصورت خیلی ساده لطفاً در صحبت های خود روده درازی ننمائید

تا شنونده گوش خود را بر روی صحبت های شما نبندد و به فکر

راه فرار نباشد.

چهارم: حتما و حتماً شنونده خود را کاملاً بشناسید:

در این خصوص اگر به کار سخنرانان توجه داشته باشید، همه آنان

قبل از شروع سخنرانی، ابتدا سعی در شناسائی مخاطبان خود

دارند و سخنان خود را بر اساس اینکه شنونده چه فردی است، تهیه

و ارائه می نمایند. و آنان خوب می دانند که چه حرفی را چگونه و

در چه زمانی و به چه کسی باید گفته شود.

کاملاً مشخص است که نوع و روش صحبت شما با فرزندتان و با

همسرتان و با افراد غیر بسیار متفاوت است، پس صحبت های خود

را با توجه به شخصیت طرف مقابل، تهیه، و ارائه نمائید.

پنجم: توقف حواس پرتی در هنگام صحبت:

در هنگامی که با شخص مقابل در حال گفتگو می باشید، مشخص

است که کلیه کارهائی که حواس شما را پرت می نماید، مانند کار

با تلفن همراه یا صحبت با تلفن همراه و ….، بسیار زشت و ناپسند

است زیرا شخص مقابل از شما انتظار دارد که تمام حواس خود را

جمع صحبت های او نموده و از موارد حواس پرتی، دوری کنید تا

نهایتاً یک مصاحبه کوتاه و بهینه شکل گیرد.

شش: طرح نمودن سئوال و پرسش آنها.

در زمان صحبت با شخص مقابل، سعی نمائید از صحبت های طرف

مقابل  چند سئوال تهیه و در هنگام صحبت از او بپرسید، به این

طریق به او نشان میدهید که به صحبت های اول گوش داده و

علاقمند بقیه صحبت های او هستید. همچنین اگر در طول صحبت

مطلبی را به اشتباه دریافت نموده باشید، با ارائه سئوال و پاسخ

طرف مقابل، این سوء تفاهم برطرف می گردد.

هفتم: داستان گوئی:

قدرت داستان را فراموش نکنید و بدانید که داستان ها بسیار

قدرتمند هستند. داستان ها، مغز را فعال، ارائه ها را جذاب، ما

را قانع کننده تر، و حتی در مصاحبه ها، به موفقیت ما کمک میکند.

هشتم: آمادگی ذهنی برای مدیریت و شروع یک

گفتگوی کوتاه

اگر همیشه خود را برای مدیریت و شروع یک گفتگوی کوتاه با هر

فردی، آماده نگه دارید، این هنر شما را نشان میدهد. شما

می توانید برای اینکار از مسائل خانواده، شغل، رویا، تفریح و

سرگرمی های خود استفاده کرده و آن مطالبی را که جنبه شخصی

ندارد، را با دیگران به اشتراک گذاشته و شروع کننده یک گفتگوی

دلچسب کوتاه باشید.

نهم: تمرین در عدم استفاده از کلمات غیر ضروری

در این سن، گاهی اوقات بر اساس گرفتاری هایی که گریبانگیر

برخی افراد می گردد، کلمات و جملات را فراموش می نمائیم و از

برخی کلمات غیر ضرور مثل “اومم” یا “خب” استفاده می نمائیم.

اگر با تمرین بتوانیم هر چه کمتر از این لغات و کلمات غیر ضرور

استفاده نمائیم، اعتماد به نفس ما را نشان میدهد.

دهم: توجه به زبان بدن

 هر چند که در برخی از موارد، زبان بدن کاربردی که در جاهای

مختلف گفته می شود، کارآئی ندارد، لذا توجه به این زبان، گاهی

اوقات می تواند گره گشای برخی از مسائل گردد.

مثلاً می خواهید با همسر خود صحبت نمائید اما در عین حال،

دست به سینه نشسته اید، یا اینکه در حال گوش دادن، همیشه

در حال کار با تلفن همراه هستید. این زبان بدن، می تواند به ارتباط

شما، آسیب جدی وارد نماید زیرا که نشانه های ناگفته، و

نانوشته، غالباً آشکارتر از چیزی که ما فکر می کنیم عمل می کنند.

هیچوقت فراموش نکنید که در یک ارتباط کلامی موثر، دقت به زبان

بدن (مانند ارتباط چشمی، محکم ایستادن و غیره) بسیار مهم

است چرا که بدون نیاز به حرف زدن، راز توجه یا بی توجهی افراد

را برملا می کند.

اگر احساس کردید که این مقاله برای شما مفید بود، با اشتراک

گذاری آن به دیگران نیز کمک نمائید تا علاوه بر داشتن تجربه به

داشتن ارتباط مؤثر نیز مسلح شده و موارد بسیاری را از سر راه

خود کنار گذارند.

انتقال تجربیات بازنشستگان

انتقال تجربیات بازنشستگان

چگونه بازنشستگان، تجربیات خودشان را به نسل جوان منتقل نمایند

انتقال تجربیات بازنشستگان

پس از 30 سال خدمت در اداره، سازمان/محل خدمت، بالاخره این زمان نیز طی شده و حکم بازنشستگی، با تکریم، به شخص تحویل می­گردد. شخص بالافاصله بعد از دریافت ابلاغ بازنشستگی، شروع به تسویه حساب با اداره می­نماید.

این تسویه حساب شامل انتقال کلیه وسائلی است که فرد در طول خدمت از آن وسائل استفاده نموده است. بعد از اینکه حداقل 10 تا 30 امضاء(بستگی به ادارات مختلف، این تعداد متغیر است) تکمیل گردید، شخص با سپردن آن برگه به کارگزینی، عملاً کار خود را در آن اداره به پایان می رساند.  با خداحافظی از یاران جدا می شود.

اما یک مسئله این وسط مغفول مانده است و آن تجربیاتی است که این شخص در طول سالهای ماندگاری در آن شغل/سمت در آن مشغول بوده است، و کلیه مسائل و مشکلاتی را که با آنها مواجه بوده و نحوه برخورد با آنان را با خود به منزل می برد. و کوله بار تجربه را بدون انتقال به اشخاص دیگر، و بدون استفاده برای شخص خودش، در صندوقچه قلبش نگهداری می­نماید.

انتقال تجربیات، یک اصل یا درخواست

یادم می­آید زمانی که در حال انجام خدمت سربازی بودم، در آموزش، بعنوان مربی مخابرات، مشغول خدمت بودم، در آنزمان برای یادگیری وسائل و تجهیزاتی که باید آموزش دهم، از جزواتی که در آنجا برای همین امر اختصاص یافته بود، استفاده می نمودم.

پس از اینکه حدود 1.5 سال از طول خدمتم گذشته بود، پس از کسب تجربیات فراوانی که از ایجاد ارتباط بین واحدهای مرتبط جنگی، برای خود کسب نموده بودم، با همکاری یکی دیگر از هم خدمتی­هایم، شروع به نوشتن یک جزوه برای آیندگان نمودیم. زیرا که درست است که ما از مطالب جزوات قبلی استفاده نموده بودیم. اما در این مدت یکسال و نیم خدمت، آموزش و انجام عملی آموزشها در میدان­های جنگی، تجربیات فراوان و ذیقیمتی نیز به آن آموزشها اضافه گردیده بود و این وظیفه ما و امثال ما بود که این تجربیات را به نسلهای بعد و مربیان بعدی، منتقل نمائیم.

همانگونه که اشاره کردم، شروع به نوشتن یک جزوه جدید مخابراتی نمودیم و جالب این بود که زمانی که از بقیه دوستان و همراهان درخواست همکاری می­نمودیم، آنها اظهار می­داشتند که ما بعد از انجام خدمت سربازی دیگر به آنجا برنخواهند گشت و این جزوات به درد آنها نمی خورد. در صورتی که از این اصل غافل مانده بودند که “دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند”.

قرار نبود که این جزوات توسط خود ما خوانده و بکارگیری گردد، اما این وظیفه ما بود که تجربیات ذیقیمت خود را به دیگران انتقال دهیم و سعی خود را برای انجام این فریضه انجام دادیم.

حال نوبت به بازنشستگان گرامی است، کسانی که زمانی که به ادارات و محل­های خدمت خود وارد گردیده بودند، جوان­های خام و بی تجربه­ای بودند و آموزشهای خاص یا تحصیلات آکادمی دیده بودند، لکن پس از سالها کار و خدمت در اداره، به تجربیاتی ارزشمند نائل گردیدند.

 چه خوب است که این تجربیات ارزشمند به هر طریق ممکن، به نسل بعد انتقال یابد. یا ترتیبی اتخاذ شود، که این تجربیات به طریق مقتضی به افراد جایگزین آموزش داده شود.

هر چند که تکنولوژی هر روز در حال تغییر و تحول است و وسائلی که هر سال استفاده ­می­گردد، نسبت به سال گذشته، از رتبه بالاتر و عملکرد بهتری برخوردار است، اما مطالبی را که در طول سالها، با زحمت فراوان و مشقات زیاد، بدست اشخاص میرسد که اگر هر فرد بخواهد به خودی خود، این تجربیات را نیز خود تجربه نماید، نیاز به سالها، کار و تحمل رنجهای فراوان مجدد است.

ارزش تجربیات

چند روز پیش، با هماهنگی، خدمت یکی از عزیزان سالمند که حدود 100 سال از خداوند عمر دریافت داشته بود، رسیدیم، این پیره زن خوش صحبت و با صفا، که خوشبختانه از عملکرد بدنی خوبی نیز برخوردار بود، علیرغم از دست دادن همسر خود در چند ماه گذشته و دختر بزرگ خود در چند سال قبلش، همچنان با آرامش و طمأنینه مربوط به خود صحبت میکرد.

در زمان صحبت، متوجه شدم که ایشان دادگاه حل اختلاف خانواده هستند و در طول مدت عمر خود، خانواده های زیادی را صلح داده و هم اکنون نیز آمادگی این کار را برای هر زوجی داشتند.

در همان زمان به این فکر افتادم که چه خوب است این عزیز سالمند، خاطرات خود را از این رفع اختلافها در جزوه، کتابی جمع آوری و به دست دادگاههای حل اختلاف خانواده برسانند تا آنها متوجه شوند که بدون دانستن کتابهای ضخیم و پرمحتوای حقوقی نیز می­توان جوانها و خانواده ها را از اختلاف برحذر داشت.

نحوه انتقال تجربیات به دیگران

انتقال تجربیات به نسل بعد را میتوان از طرق مختلف انجام داد:

  • اردوهای تفریحی، زیارتی، سیاحتی با گروههای مختلف برگزار گردد و بازنشستگان، در آن اردوها تجارب خود را در طول سفر به اطلاع هم سفرهای خود برسانیم.
  • اگر در طول عمر کاری خود از جزوات بخصوصی، یا کتابهای تخصصی خاصی استفاده می نمودند. با در اختیار گذاشتن آن کتابها و جزوات به ادارات و نحوه استفاده از آن، به افزایش معلومات آیندگان کمک نمائیم.
  • بازنشستگان گرامی می­توانند، تجربیات خود را در قالب(کتاب، جزوه، مقاله، نامه و …) نوشته و در اختیار ادارات و نسل بعدی قرار دهند.

بازنشستگان گرامی، در صورتی که توانائی یا امکان نوشتن ندارند، می­توانند تجربیات خود را در قالب فایلهای صوتی تهیه و آنها را در اختیار ادارات و نسل­های بعدی قرار دهند، تا بلکه آنها بتوانند بر اساس این فایلها، جزوات مربوطه را آماده و در اختیار دیگران قرار دهند.

تجارب خود را در قالب خاطرات تهیه و به نسل بعد انتقال دهید.

در زمانی که هنوز در اداره مشغول به کار هستید، از نسل بعدی درخواست نمائید در انجام کارها به شما کمک نموده و در حین کمک، موارد اصلی را به آنان بیاموزید.

به هیچ عنوان در زمان انتقال تجربیات، از حربه نصیحت استفاده ننمائید.