یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چند روز پیش که به استخری نزدیک منزل رفته بودم، دو تن از

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نیز که به آن جا آمده بودند، مشغول

گفتگو بودند. و چون آن ها در نزدیک من مشغول گفتگو بودند،

ناخودآگاه سخنان آنان که در کنار من قرار داشتند، به من نیز

می رسید. و بعلت اینکه چند وقتی است که به گنجینه های گهر بار

نیروی انسانی، تعلق خاطری یافتم، سعی نمودم تا بتوانم، حداقل

درسی از گفته های آنان بیاموزم.

فردی که مشغول صحبت بود، داشت از اتفاقاتی که برایش اتفاق

افتاده بود، از جمله اینکه در زمان تحصیل، چه مشقت هائی را تحمل

نموده، و چطوری با وجودی که علاقه ای به رشته ریاضی نداشته

است و میل خاصی به ادبیات داشته، توسط والدین خود، مجبور

به تحصیل در رشته مهندسی مکانیک شده بود، و بعد از دانشگاه

هم علیرغم خواسته خود که می خواسته در فرهنگسراها مشغول

کار شود، مشغول به کار در کارگاه ها و کارخانجات گردیده و

مدیر عامل بعضی از آنها شده است. این مطالب را

به صورت کاملاً رنگی و بدون خش و کاملاً زنده و با

رزولوشن Full Hd تعریف می نمود.

همانجا سئوالاتی در ذهن من نقش بست، که براستی یادآوری

اینگونه خاطرات چه سودی در این سن دارد؟

با گفتن این خاطرات تلخ، به دیگران، به دنبال چه چیزی هستند؟

آیا گفتن این خاطرات، آن هم تا بدین حد، رنگی و زنده، مشکل

و مسأله ای را حل می نماید؟

آیا گفتن این خاطرات، به اصطلاح بعضی ها، ما را سبک

می نماید و دیگر این خاطرات از وجود ما خارج خواهد شد؟

به همین خاطر در این مقاله قصد داریم پاسخ این سئوالات را که

مسلماً جواب آنها هم اکنون در ذهن شما نیز نقش بسته است،

مورد بررسی قرار دهیم.

چرا یادآوری خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زیان آور است؟

با گفتن این خاطرات، چهره فرد، کامل به هم رفته و تمام زجر و

سختی هائی را که کشیده بود، مجدداً بصورت زنده و آنلاین درک

می کرد و بدن متوجه نمی شود که این مربوط به خاطرات است،

بلکه چون تمام حس آن موقع را دارد، بدن مجدداً باز همه آن

سختی ها و نگرانی ها را مجدداً تجربه می کند.

به نظر شما، یادآوری و درک مجدد این تجربه، نفعی در این

دوران دارد؟

مشخص است که جواب منفی است، زیرا در این دوران که بسیاری

از این عزیزان خود را برای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) آماده

ننموده و تحمل بدنی و قوای بدنی آنان کاهش یافته، دورانی است

که بدن نسبت به قبل، که سن جوان تر بود، آمادگی کمتری دارد و

دیگر تحمل خیلی از ناراحتی ها را ندارد، و باید بدن خود را کمی

آسوده تر نمائیم.

شخصی مشغول نفرین فرد دیگری بود و همش خدا را قسم

می داد که خدا این کار را در حق آن یکی انجام دهد. یکی آمد و

گفت، حالا آمدیم و خدا خواست به یکی از درخواست های تو

جواب بدهد. بهتر نیست که بجای اینکه برای دیگری نفرین نمائی،

دعائی در حق او یا حق خودت نمائی که در صورت اجابت،

برای او یا خودت بهتر شود. به فرض که با نفرین او، طرف

مقابل نابود شد، چه سودی به حال تو دارد؟ وضع تو بهتر از

این نخواهد شد. او خواهد رفت و فرد دیگری جای او را خواهد

گرفت. اما اگر دعا کنی که حداقل او اصلاح شود، با اصلاح

شدن او، مسائل تو نیز حل خواهد شد.

بر اساس همین اصل، بهتر است که در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بجای اینکه از خاطرات بد در زندگی استفاده نمائیم

و مرتب بدن را در معرض تجربه استرس و ناراحتی مجدد نمائیم،

از اینهمه خاطرات خوب در زندگی استفاده نموده و از آنها نام

برده و لذت آن لحظات را مجدداً تجربه نمائیم.

زیرا بدن متوجه نمی شود که خاطرات مخصوص گذشته است، و

چون احساس همان احساس است، اگر خاطرات خوب باشد، بدن

مجدداً آن لذت و شادی و افتخار را مجدداً تجربه نموده و حال

عمومی انسان خیلی بهتر می شود.

با خاطرات بد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چگونه باید

برخورد نمائیم؟

حال میدانیم که نباید خاطرات بد را به یاد آوریم، اما به این همه

خاطرات بد و ناگواری که در زندگی بوده و اتفاق افتاده چه کار

کنیم؟

آیا می شود آنها را نادیده گرفت و فراموش نمود؟

شاید اکثراً این امر برایشان میسر نباشد، و خاطرات بد، به قول یکی

از اساتید، همیشه در گوشه ای از ذهن ما قرار دارد.

البته بعضی از خاطرات بد در زندگی وجود دارد که علیرغم آنکه

در آن زمان، بسیار بد و ناگوار بوده است، هم اکنون از نکات خوب

و بامزه و با خنده و شادی، مطرح می شود و خود ما نیز از شادی

آن بی بهره نمی شویم در صورتی که در همان لحظه، شاید بدترین

خاطره ما بوده است. مثل اینکه در سر کلاس کاری کرده باشیم و

همه خندیده باشند، و به خاطر همان کار، تنبیه شدیدی هم از معلم

و هم از طرف والدین، نصیبمان شده باشد، اما یادآوری آن خنده

بچه ها، همه سختی و زجر تنبیه های دیگر را از بین می برد.

اما بعضی از خاطره ها، در همین زمان نیز به نظر زجر آور و

ناراحت کننده است.

حال ما چگونه اولاً کاری کنیم که این خاطرات بد به ما آسیب

نرساند. و دوماً آنکه کاری کنیم که از ورود خاطرات بد به

ذهن مان خوداری نمائیم؟

اولین کاری که باید انجام داد آن است که در درون همه خاطرات

ما، همیشه درس هائی برای ما بوده است، و تلاش نمائیم که در

درون هر خاطرۀ بد، درس نهفته آن را دریابیم. به همان داستان اول

برگردیم. فردی که مشغول صحبت بود، از این صحبت به میان

می آورد که علیرغم علاقه شدید ایشان به ادبیات، والدینش مجبور

نمودند که ایشان در یکی از رشته های ریاضی درس بخواند و

با ورود به دانشگاه، مهندسی رشته مکانیک دانشگاه تهران را

با موفقیت پشت سر گذاشته است.

حال اگر این فرد بجای اجبار خانواده، به این فکر کند که آفرین

به من، که علیرغم اینکه به رشته ای علاقه نداشتم، به چه خوبی

این درسها را پشت سر گذاشتم و موفق شدم مهندسی خود را

دریافت نمایم. یا اینکه اگر در هر کاری علیرغم میل خود وارد

شود، می توانم آن کار را با موفقیت به پایان برسانم. این ها همه

درس هائی است که من همان موقع از گفته های این پیشکسوت

(بازنشسته) دریافت نمودم. اما اگر من بودم، حس شادی و

خوشحالی داشتم، در صورتی که این عزیز، در موقع تعریف

نمودن، تمام حالات چهره، فقط سختی های مسیر را نشان میداد.

یا اگر می توانید، برای آن خاطرات بد، داستان جدیدی بسازید.

چطوری باید از بروز خاطرات بد در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) جلوگیری نمائیم؟

در صورتی که به قسمت قبلی عمل شود، دیگر خاطرات بد، فرد

را آسیب نمی رساند، زیرا که با یادآوری خاطرات بد، درس های

نهفته در آن نیز نهان شده و حال فرد را متحول می نماید و به

سمت خوبی و شادی هدایت می نماید.

و مورد بهتر اینکه، بجای اینکه از خاطرات بد در صحبت ها

استفاده شود، از خاطراتی خوبی که در زندگی کم نداریم استفاده

نمائیم.

در هر مورد از خاطرات خوب، شادی و نشاط هماهنگ و همراه

خواهند شد.

به امید اینکه، دیگر عزیزان و نور چشمان پیشکسوت(بازنشسته)

از گفتن خاطرات بد خود به یکدیگر بدون اعلام درس های نهفته

در آن اجتناب نمایند. و بتوانند شادی و نشاط و سلامتی را به

خود خانواده خود، هدیه نمایند.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگران

عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

نوشتن تجربیات عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

چند وقت پیش بود، که با عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) که مذاکره می نمودم، آنها درخواست

نمودند که فضائی را آماده نمایم تا عزیزان بتوانند،

تجربیات خود را با دیگر عزیزان به اشتراک بگذارند.

گنجینه های گهربار نیروی انسانی می توانند، با

قراردادن نظرات خود در ذیل همین نوشته، تجربیات

خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

لذت بردن از فرصت های کوچک، شاید برایمان واضح

نبوده و سنگین باشد و معنای آن به خوبی برایمان روشن نباشد.

همانگونه که امروز در اداره یکی از دوستان خوش ذوق،

درخواست نمود که یک بنر جهت ورود یکی از همکاران

که به مأموریت خارج از کشور رفته بود، تهیه نمائیم.

در ابتدا من هم شاید مثل شما، جا خوردم و به خود گفتم،

خیلی از افراد به مسافرت های گوناگون می روند و بر

می گردند و تا کنون سابقه نداشته که غیر از مسافرت های

مذهبی، برای مسافرت های غیر مذهبی و خارج از کشور،

برای کسی برنامه استقبال ورود داشته باشیم.

اما بعد از مدتی که خوب به این مسئله فکر کردم، به این

نکته پی بردم که ما شاید مدتها برای سالگرد فوت،

سالگردهای اتفاقات بد، آمدن یک سری از مناسبت های

مذهبی ناراحت کننده، روز شماری می نمائیم و باز هم

آماده برگزاری آن مراسم و اتفاقات ناگوار می شویم.

پیش خود فکر کردم، چه می شد که به جای اینکه برای

فرصت های بزرگ و ناراحت کننده خود را آماده نمائیم،

چرا خود را برای فرصت های کوچک شادی آور مهیا

و آماده نسازیم.

چرا نباید از این فرصت های کوچک خدادادی، استفاده

لازم را ببریم.

آیا مقاله فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

را مطالعه نموده اید؟       

فرصت های کوچک چیست؟

کلیه فرصت ها و موقعیت های کوچک و بسیار کوچکی که

ما می توانیم به مناسبت آنها، شاد باشیم، خوشحالی کنیم،

جشن و سرور به پا کنیم و ….

شاید برای ما که تا کنون همیشه منتظر فرصت های غول پیکر

و بسیار بزرگ برای تغییر بوده ایم، این مطلب کمی غیر

معمول به نظر آید. لکن تا زمانی که به قول یکی از اساتید

تغییر، تغییر را از مسائل کوچک و از تغییرات کوچک شروع

نکنیم، تغییرات رخ نمی دهد.

پیشنهاد می شود، مقاله تبدیل موانع به فرصت را نیز مطالعه نمائید.

چرا فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

در مدتی که مشغول تحقیق در خصوص مسائل عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) بودم، با موارد متعددی روبرو گردیدم

و از آن جمله می توان به آسایشگاه هفت باغ مهربانی واقع

در زنجان مواجه شدم.

این آسایشگاه، به مناسبت های مختلف، در ایجاد شادی و

نشاط برای گنجینه های نیروی انسانی که در آن جا، اقامت

دارند، سنگ تمام گذاشته و موارد مختلفی را برایشان

ایجاد می نماید.

شاید در زمانی که برف، روی زمین را می پوشاند، ما تنها به

اینکه خودمان را بیشتر بپوشانیم و سعی در خروج کمتر از

منزل بخاطر سرمای بیرون می نمائیم. اما این خدمتگزاران

خوب این آسایشگاه در همان زمان، اقدام به بیرون آوردن این

عزیزان پیشکسوت نموده و از آنان خواستند که یک آدم برفی

درست نمایند.

و خبر جالب اینکه با درست کردن این آدم برفی و گرفتن عکس

و انداختن آن عکس در شبکه های اجتماعی، خانواده یکی از

پدربزرگ ها، که بیش از یک سال بود از ایشان خبری نداشتند

و بارها به دنبال او بودند، با دیدن عکس آنها در رسانه های

اجتماعی، ایشان را شناخته و به سراغ ایشان می روند و قبل

از عید موفق می شوند که ایشان را به آغوش پر مهر

خانواده برگردانند.

حال اگر این ذوق و سلیقه در ذهن گردانندگان این آسایشگاه

نبود، هنوز این پدربزرگ در میان باقی پدربزرگ ها مشغول

به گذران زندگی بود و از خانواده خویش نیز بی خبر بودند.

پیشنهاد می شود، مقاله زندگی سرشار

از درس است را نیز مطالعه نمائید.

چطوری از فرصت های کوچک در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده لازم را ببریم؟

بهترین عملکرد، همین عملکردی بود که همکار خوش ذوق و

خوش سلیقه ما در پی آن بود و آن چیزی نبود جز، استفاده از

فرصت های بسیار کوچک و خیلی زودگذر، مثل آماده شدن

برای استقبال از همکارمان که به سفر خارج از کشور رفته بود.

بله در زندگی ما نیز چنین اتفاقاتی بی شمار رخ می دهد.

کافی است که کمی سلیقه و ذوق به خرج داده و این

فرصت ها به خوبی شکار نمائیم.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که متأسفانه باز تعدادی

از همکاران سابق ما، دوران آماده شدن برای رفتن آن را به

غلط نام گذاری نمودند و هر پیشامد و اتفاقی را در راستای

همان نام گذاری می بینند، باید عینک خود را تعویض نموده

و به جای دیدن اتفاقات برای رفتن، به دیدن اتفاقات برای

ماندن و شاد و با نشاط بودن و سلامتی کامل رفت.

به جای اینکه از لحظات، لحظات مرگباری بسازیم،

بهتر است، آن لحظات را به لحظات زندگی سازی تبدیل

نمائیم که بتوانیم، زندگی خوب و شادی را تجربه نمائیم.

                  

یا به گفته آقای کیم وو چونگ، نویسنده کتاب سنگ فرش

هر خیابان از طلاست، در هر شرایطی، به جای اینکه

مثل بقیه، شمارش معکوس برای تعطیلی کارخانه داشته

باشیم، شمارش معکوس برای راه اندازی مجدد کارخانه ها

را در برنامه خود قرار دهیم.

بنابر این لازم است از هر فرصت کوچکی برای ایجاد

شادی و نشاط استفاده نمائیم

مانند: بیدار شدن هر روز از خواب

دیدن همکاران در هر روز سرکار

آمدن همکاران از مسافرت های داخل و خارج از کشور

دیدن اقوام

مناسبت های تولد، جشن ها، و شادی های اجتماعی،

فردی و گروهی

و ….

در هر صورت، اتفاقات بالا، همه انجام می شود، اما از

این به بعد، نحوه نگاه ما، و استفاده از این اتفاقات در جهت

شاد بودن و با نشاط شدن در محل کار، خانه و مخصوصاً

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند، زندگی ما را

دچار تحول و تغییر نماید.

       

امیدوارم همه با هم بتوانیم این فرهنگ استفاده از فرصت های

کوچک برای شادی و خوش بودن را اولاً در میان خودمان و

سپس در جامعه نهادینه نمائیم تا حداقل قدمی کوچک در بهتر

نمودن دنیا برای خود و اطرافیان برداشته باشیم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

شادی با لذت تندرستی چیزی است که بسیاری از ما و عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) به آن نیاز داریم.

امروز روز آخر ماه مبارک رمضان است، و فردا عید سعید فطر

است و همگان شاد و شادمان از یک ماه روزه داری و اطاعت

خداوند متعال هستند. با خود گفتم چه خوب است که شادی را

همراه با تندرستی داشته باشیم و از هر دو لذت ببریم.

بنابر این در این مقاله بر روی داشتن شادی، با لذت تندرستی

پرداخته و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

لذت تندرستی چیست؟

لذت تندرستی یعنی لذت بردن از سالم بودن و احساس سلامتی

کردن. آنچه می خورید، اِسترس (اضطراب)، خواب، سیگار

کشیدن، مشروبات الکلی و مواد مخدر از عواملی هستند که

بر تندرستی شما تاثیر می گذارند.

تندرستی شما به رضایت از خود، خوش بودن شما با اطرافیان

و اینکه احساس کنید زندگی تان دارای ارزش و مفهوم است،

بستگی دارد.

آیا تا کنون مقاله سطح انرژی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه نموده اید؟

چرا لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) برای

ما مهم است؟

تندرستی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از آن جهت مهم

است که در این دوران بر خلاف عقیده بسیاری از گنجینه های

نیروی انسانی، کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارد

و اطرافیان و از جمله خانواده نیاز دارند که از وجود سراپا

تجربه عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) استفاده نموده و از تخصص

و مهارت هایش در کارهای روزانه و حل مسائل استفاده نمایند.

حال اگر این فرد(پیشکسوت(بازنشسته)) با قبول بیماری

افسردگی، بیماری های دیگر را با آغوش باز پذیرفته باشد و

بدن خود را در معرض هجوم بیماری ها قرار داده باشد، مطمئناً

اطرافیان بجای اینکه از وجود گهربارشان استفاده لازم را ببرند،

مدام باید به فکر تعویض پزشکان و بیمارستان های مختلف باشند

تا بتوانند راه چاره ای برای رفع این بیماری ها که با آغوش باز

از طرف فرد بیمار به سمتش هجوم برده اند، چاره ای بیندیشند.

اما اگر فرد پیشکسوت(بازنشسته) خود مراقب وضعیت جسمانی

و روحی خود باشد و با انجام راه کارهای ذکر شده در کتاب

“الهی پیر شی” و نیز راه کارهای اجرائی دیگر، از جسم و روح

خود به خوبی محافظت نموده باشد و در این دوران، تندرست،

شاداب و نیرومند باشد، علاوه بر اینکه نقطه اتکاء بسیاری از

خانواده خود می باشد، می تواند برای خود نیز لذت شادی، نشاط

همراه با سلامتی را به خوبی تجربه نماید و از نعمت های بیکران

روزگار استفاده نماید.

عزیزان گنجینه نیروی انسانی که در این دوران لذت تندرستی را

به خوبی حس می نمایند، خانواده ای همراه و صمیمی با خود

داشته و لذت بودن در جمع را به اطرافیان خود نیز هدیه

می نمایند.

 پیشنهاد می شود برای اینکه ادامه مقاله برایتان بهتر

درک شود، مقاله مسئولیت زندگی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمائید.

چگونه می توان لذت تندرستی را همراه با شادی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را تجربه نمود؟

در اینجا با دو دسته از عزیزان روبرو هستیم. دسته اول،

عزیزانی هستند که در همین دوران نیز لذت تندرستی را

به خوبی درک نموده و هم اکنون نیز از این لذت کاملاً

بهره مند هستند و شما که در حال مطالعه این مقاله می باشید

به خوبی می توانید آن لذت را به همراه حس خوبی که این

پیشکسوتان(بازنشستگان) دارند را درک نمائید.

برای این دسته از عزیزان فقط توصیه می شود که با همین

سبک زندگی و با همین روحیه، ادامه زندگی خود را برای

رسیدن به مرز 120 سالگی که در تحقیقات برای میانگین

عمر در سالهای آینده در نظر گرفته شده است، آماده نمایند.

اما برای دسته دوم از گنجینه های نیروی انسانی که متأسفانه

اکثراً خود را فراموش نموده اند و در حال حاضر با انواع و

اقسام بیماری ها دست و پنجه نرم می نمایند، توصیه های

ذیل مطرح می گردد:

مهمترین مسئله ای که اینجا وجود دارد این است که مسئولیت

کل زندگی و وضعیت خود را قبول نمائیم و بدانیم که چنین

وضعیتی توسط هیچ فرد، یا هیچ گروه و هیچ محیطی به ما

تحمیل نشده است، بلکه این شرایط نتیجه انتخاب های خود

ما می باشد.

مشخص است که در زمانی که دانشجوئی درس نمی خواند،

مسلماً نمی تواند نمره بالا و قبولی در آن درس را انتظار

داشته باشد، به همین شکل است، کسی که سبک زندگی

نامناسب داشته است، نیز نمی تواند انتظار داشته باشد که

در سنین بالا، با مسائل و بیماری های مختلف دست به

گریبان نباشد.

پیشنهاد می شود مقاله کیف های خود را زمین بگذارید.                

راه کارهای استفاده از لذت تندرستی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی):

پیشنهاد اول این است که بپذیریم که تمام شرایط را، خود ما

انتخاب و به زندگی خود وارد نموده ایم.

بعد از قبول مسئولیت، باید به خودمان تعهد بدهیم که در زمانی

مشخص و واقعی، این شرایط را به بهترین شکل ممکن تغییر

می دهیم.

سپس شروع به تغییر سبک زندگی خود نمائیم. این تغییر سبک

زندگی می تواند:

ورزش: حداقل نیم ساعت در هر روز و  حداقل سه روز

در هفته.

تغذیه مناسب: نسبت به تغذیه و مواد غذائی که استفاده

می نمائیم، مطالعه بیشتر نموده و از استفاده از موادی که

طبیعی نیستند و برای بدن ما مفید نیستند، خودداری نمائیم.

             

جلوگیری از ورود افکار منفی: از ورود افکار منفی به ذهن،

شدیداً خودداری نمائیم، و در هر مسئله و اتفاقی، حتماً به دنبال

موارد مثبت آن و مزایائی که آن اتفاق و مسئله برای ما دارد،

متمرکز شویم.

             

عطوفت با اطرافیان: با اطرافیان خود مهربان باشیم و همه را

به همان صورتی که هستند قبول نمائیم و سعی در عوض

نمودن آنها ننمائیم.

خارج نمودن کینه از ذهن و بدن: کینه ها را کلاً از بدن

خارج نمائیم و اجازه ندهیم، هیچ گونه

کدورت و ناراحتی در وجود ما جا خوش نماید.

لذت بردن از همه چیز: سعی نمائید از کلیه چیزهای اطراف

خود، و محیط پیرامونی، انسان های اطراف، لذت ببرید و

حس خوبی نسبت به همه آنان داشته باشید.

امید است که با انجام موارد بسیار ساده بالا، بتوانید شادی همراه

با لذت تندرستی را به خوبی حس نمائید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

سومین سطح ارتباطات – ارتباط با خدا

امروز به سومین سطح از ارتباطات می رسیم و آن ارتباط با خدا می باشد.

کیفیت ارتباط انسان با خودش و

کیفیت ارتباط انسان با محیط

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با خداست.

اگر کسی نتوانسته باشد، با خودش ارتباط درست و خوبی

برقرار نماید و نتوانسته باشد، از نعمتهای خدادادی، و نیز

حواس پنج گانه خود، به خوبی استفاده نماید، احتمالاً در

مورد ارتباط با خدا نیز دچار مسائل و مشکلات متعددی

می باشد.

ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چگونه خدا را در زندگی خود باور

داریم؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه چقدر خدا در زندگی ما نقش دارد، و

رفتارهای ما، چقدر با درخواست های خدا از ما، مطابقت دارد؟

ارتباط با خدا، یعنی اینکه ما چطوری از خدا بابت نعمتهائی که به

ما عطا نموده است، تشکر و قدردانی می نمائیم؟

کافی است که یکی از نعمتهائی که در حال حاضر، بدون

هیچ گونه مسئله ای از آن استفاده می کنیم، کمی مشکل دار و

ناقص بشود، آنگاه متوجه می شویم که آن نعمت که تا کنون

به فور در دسترس ما بوده و ما به راحتی از آن استفاده

می نمودیم، چقدر در زندگی ما نقش دارد. و این خدائی که

تمام این نعمتها را بدون چشم داشت، در اختیار ما قرار داده

است، چقدر ارزش و بها دارد.

و آیا چنین خدائی، که میداند هر چیزی در کجا قرار داشته

باشد، لایق پرستش و لایق ارتباط خوب نیست؟

چرا ارتباط با خدا در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم

است؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) اگر ما بخواهیم ارتباط خوبی

با خدا داشته باشیم، باید نحوه ارتباط با خودمان و نحوه ارتباط 

با محیط اطراف بوسیله حواس پنج گانه خود را بهبود بخشیم،

آنگاه، می توانیم ارتباط با خدا را بسیار بهبود بخشیم.

حال ما چگونه با خودمان ارتباط برقرار می کنیم که این بحث

دو مقاله قبل ما بود. و اینکه چگونه ما بوسیله حواس خود، با

محیط خود ارتباط برقرار می کنیم، کیفیت ارتباط ما با خدا را

بیان می نماید.

       

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط خوبی با

خدا برقرار نمائیم، مسلماً بر روی آرامش ما تأثیر اصلی را دارد

و نیز در صورتی که آرامش داشته باشیم، استرس از وجود ما

رخت بر می بندد و در صورتی که استرس از وجود ما رخت

بر بندد، افسردگی این منبع اصلی تمام بیماریها، اجازه ورود به

بدن را از دست میدهد و شما می توانید، زندگی شاد و با نشاط و

همراه با سلامتی و شادابی را تجربه نمائید.

اگر ما بتوانیم در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با خدای مهربان

و متعال، و خالق خود، ارتباط خوبی برقرار نمائیم، آنگاه است که

دیگر نگران بسیاری از مسائل و مشکلات خود نخواهیم بود، و

میدانیم اگر خدای متعال، برای ما اتفاقی را مقدر نموده باشد، آن

اتفاق مطمئناً در زندگی ما نقش مثبت و خوبی را بازی خواهد

نمود.

چطور میتوان ارتباط با خدا را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بهینه نمود؟

 

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، برای ارتباط با خدای

مهربان در درجه اول نیاز است که ما ارتباط با خودمان، را

به بهترین شکل ممکن شکل دهیم و پس از اینکه رابطه خوبی

با خودمان برقرار نمودیم، آنگاه باید بوسیله حواس پنج گانه

خود، ارتباط خوب و لذت بخشی را با محیط خود برقرار نمائیم.

در صورتی که هر دو ارتباط قبلی، با موفقیت همراه باشد،

می توان امیدوار بود، که کیفیت ارتباط با خدا نیز به بهترین

شکل ممکن ایجاد گردد و کافی است که این ارتباط با خدا به

صورت خوب و درست، برقرار گردد.

    

آنگاه آرامش کافی که مستلزم، یک زندگی خوب و سالم است،

وارد زندگی ما می شود.

نمونه مثال فوق را می توان، در علمای هر دینی مشاهده نمود،

کسانی که پس از ایجاد ارتباط با خود و ارتباط با محیط،

توانسته اند، رابطه ای خوب با معبود خود و با خدای خود

برقرار نمایند، و مشاهده می نمائید، که بقول معروف، توپ

هم توان تکان دادن آنها را نخواهد داشت، زیرا که آنها به

منبع لایتناهی وصل شده اند که هیچکس یاری رویاروئی

با آن نمی باشد.

شما بارها و بارها مشاهده نموده اید که زمانی که در کودکی،

مشکلی برای شما بوجود آمده است، فوری به مادر یا پدر خود

مراجعه و آنها با علم و آگاهی بیشتری که نسبت به آن مسأله

داشتند، به راحتی آن مسأله را رفع نمودند و شما با افتخار، از

برنده شدن در آن مسأله، اظهار شادی  و نشاط می نمودید.

حال خدائی که دانش و آگاهی او فوق تصور دانش و آگاهی پدر و

مادر است و نیز خالق کل جهان است، مسلماً می تواند، تکیه گاه

بسیار خوب و مناسبی برای ما دردوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

باشد. در زمانی که ما نیاز داریم، کسی غیر از صندوق های

بازنشستگی، ادارات و سازمانها، مسائل و مشکلات ما را حل 

نماید، کسی وجود دارد که تمام راه حل ها، پیش اوست، تنها کافی

است که ارتباط خوبی با او برقرار نمائیم، آنگاه بازخوردهای آن

را به خوبی مشاهده خواهیم نمود.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

سپاسگزاری از افراد را که یکی از اصول مهم ارتباط با

دیگران است، در این مقاله مورد بررسی قرار دهیم.

                        
سالها پیش، در اداره ای مشغول به کار بودم که مدیر آن بخش،

به هیچ وجه، از پرسنل تحت سرپرستی خود، تشکر و قدردانی

نمی نمود و همیشه به دنبال آن بود که خطا و اشکالی در کار و

اقدامات انجام شده بیابد و آنگاه شروع به برشمردن آن نکات نماید

و به شما ثابت نماید که اشتباه نمودید. در یکی از موارد که به

هیچ وجه نتوانست اشتباه و ایرادی از کار بگیرد، باز هم چیزی

نگفت، و بعد از ارائه آن به مقامات بالاتر، تنها به ارجاع آن به

اینجانب اقدام نمود.

              
وقتی که از او در رابطه با اینکه چرا هیچ چیزی بر روی این کار

نگاشته نشده است، اعلام نمود که بدون اشکال بوده است.

و زمانی که اینجانب از عدم سپاسگزاری وی در خصوص این کار

که کاملاً بی نقص بود، سئوال نمودم، اعلام داشت که این اخلاق

اوست که از هیچ فردی سپاسگزاری ننماید.

           
آن زمان این سئوال برایم بوجود آمد چرا بعضی از افراد، این

خصیصه خوب انسانی را در وجود خود، به کلی نابود نموده اند؟

پیشنهاد می شود مقاله سپاسگزاری در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

سپاسگزاری از افراد چیست؟

تقدیر و تشکر از دیگران به خاطر انجام اقداماتشان برایتان

را شامل می شود.

بقول یکی از مقالات، سپاسگزاری از افراد می تواند یک برگه

اوراق قرضه است که می تواند در زمانهای دیگر خیلی سریع

نقد گردد.

سپاسگزاری از افراد به شیوه ای اطلاق می شود که در آن

شخص از فرد یا افرادی که او را مورد لطف قرار داده اند

به صورت کلامی، غیر کلامی و یا هر دو روش سپاسگزاری

نماید.

چرا سپاسگزاری از افراد در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟


سپاسگزاری در کل زندگی بسیار مهم است، و می تواند آرامش

و آسایش را برای ما مخصوصاً در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به همراه خواهد داشت.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) ارتباط با دیگران و ارتباطات

متقابل لازمه آرامش داشتن یک زندگی خوب و متعادل می باشد.

       
اگر در این دوران ارتباط خوبی با دیگر عزیزان و اطرافیان

نداشته باشیم، نمی توانیم انتظار زندگی خوب، شاد و با نشاطی

را برای خود متصور باشیم.

     
ما در صورتی می توانیم چنین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم

تمرکز مثبت اطرافیان را به خود جلب نمائیم. و داشتن تمرکز

اطرافیان، غیر از سپاسگزاری از آنها، شاید کمی مشکل به نظر

برسد.

            
با سپاسگزاری از زحمات و محبت های دیگران، آنان را متوجه

می نمائیم که تلاش های آنان بیهوده صورت نگرفته است و ما قدر

تلاش های آنان را میدانیم.

             
سپاسگزاری از الطاف دیگران موجب تقویت رفتار آنان گردیده

و به این معنا که اگر کسی در قبال ما لطفی انجام داد، تشکر و

سپاسگزاری از عمل او موجب می شود که این لطف را در

مواقع دیگر نیز ادامه دهد.

        
با سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توانیم، خستگی زحمات و کوششی که دیگران برای ما در

این دوران پر فراز و نشیب برای ما انجام داده اند از تن آنها

خارج نمائیم.

         
سپاسگزاری از دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)،

ارتباط خوب و احترام بخش اطرافیان را به همراه خواهد داشت.

بسیاری از افرادی که نتوانند از دیگران سپاسگزاری نمایند،

به راحتی نمی توانند در منازل خود، زندگی شاید و آرامبخش

را داشته باشند.

پیشنهاد می شود مقاله پیشکسوتی(بازنشستگی)، سقوط به دره افسردگی؟ را مطالعه فرمائید.

چگونه از افراد دیگر سپاسگزاری نمائیم؟

با انجام موارد ذیل می توانیم تشکر و سپاسگزاری خود را از

افراد را جاودانه نمائیم.

1- سپاسگزاری باید بلافاصله پس از لطف دیگران نسبت به ما

انجام گیرد، در غیر انیصورت اثر و خاصیت خود را از دست

خواهد داد.

               
2- برای دوستان‌تان ارزش قائل شوید، چراکه آنها به وجودتان

مفهوم می‌بخشند و هنگام سختی به دادتان می‌رسند.

        
3- وقتی کسی کاری برایتان انجام می‌دهد، از او سپاسگزاری کنید

و به او بگویید کارش چقدر برایتان ارزش داشته است.

            
4- تا آنجا که می‌توانید برای کسی که به شما محبت کرده است

کاری حتی کوچک انجام دهید.

            
5- به آنها بگویید می‌توانند در صورت نیاز روی کمک شما

حساب کنند.

         
6- گاهی تنها زدن لبخندی ساده می‌تواند عمیق‌ترین قدردانی‌تان

را نشان دهد.

           
7- هرگز کلامی که افکار منفی را تقویت می‌کند، بر زبان نرانید.

       
8- وقتی اتفاق خوشایندی برایتان پیش می‌آید، دیگران را هم در

شادی خود سهیم کنید و به این وسیله قدردان و شاکر باشید.

       
9- به خانواده و دوستان‌تان توجه نشان دهید و به این وسیله از

آنها و مواردی که باعث می‌شود شما احساس شادی و خوشبختی

کنید، سپاسگزاری کنید.

            
10- حتی اگر همسر یا یکی از اعضای خانواده‌تان کار کوچکی

برایتان انجام داد، حتما از او سپاسگزاری کنید و قدردانی‌تان را

به زبان آورید.

       
11- بخشندگی و کمک به دیگران از روش‌هایی است که

می‌توانید قدردانی‌تان به جامعه را نشان بدهید.

پیشنهاد می شود مقاله ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را مطالعه فرمائید.

مهمترین فردی که باید از او سپاسگزاری نمائیم، کیست؟

همانگونه که در مقاله ارتباط با خود و ارتباط با خدا مطرح

نمودیم، کسی که از همه در زندگی مهم ترین فرد است، خود

فرد می باشد زیرا تا زمانی که از خودمان تشکر و قدردانی

ننمائیم، نمی توانیم از دیگران نیز تشکر و قدردانی نمائیم.

            
پس در درجه اول، سپاسگزاری از خودمان بسیار مهم است.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

دومین سطح از ارتباطات، ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

بعد از آشنائی با اولین سطح از ارتباطات که رابطه با خود

بود، نوبت به دومین سطح از ارتباطات می رسد که آن

ارتباط با محیط است.

عزیزان بازنشسته ای که می توانند خوب و درست با محیط

اطراف خود، ارتباط برقرار نمایند و لذت وشادی را از محیط

دریافت می دارند، زندگی خوب و سلامتی را نیز می گذرانند،

زیرا که می دانند محیط اطراف به چه حدی می تواند به آنان

انرژی بدهد و با آن انرژی می توانند بر بسیاری از مسائل و

مشکلات فائق آیند.

اما مثل همیشه، باز برخی از این عزیزان وجود دارند که

همیشه در هر محیطی که می رسند، بدون اینکه از آن استفاده

لازم را ببرند، تنها در پی درک سختی ها، مسائل و مشکلات

بسیار طاقت فرسای دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می باشند.

یادم می آید زمانی به خانه یکی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که وارد می شدیم، ایشان همیشه، کانال تلویزیون خود را روی

کانال مستند تلویزیون تنظیم نموده بود. و همیشه که ایشان را

مشاهده می کردید در حال تماشای مستندهای طبیعت بود که از

آن کانال مشغول پخش بود.

و جالب این بود که کاملاً خود را در آن محیط و در پی یافتن

زیبائیهای نشان داده شده آن بود. و لازم به ذکر نمی باشد که چه

احساس خوب و دل نشینی آن فضا و خانه را پر کرده بود، کسی

که در طبیعت، در دریا، در جنگل حتی در بیابان، بدنبال یافتن

زیبائی ها و قشنگی های طبیعت است، مطمئناً فضای دلنشینی را

نیز برای خود وخانواده مهیا و آماده می نماید و خانواده نیز از

داشتن چنین فضای خوب و گوارائی شاد و خرسند خواهند شد.

  

بله برای ارتباط با محیط، اول باید مهارت لازم را داشته باشیم.

ما در این مقاله بر آن هستیم که ارتباط با محیط را مورد بررسی

قرار دهیم.

چرا ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

بارها در مقالات مختلف، بر این نکته اساسی تأکید داشته ام که

گنجینه های گهربار نیروی انسانی اگر روابط خوبی با خود و

اطرافیان خود داشته باشند، جایگاه ویژه ای نیز در خانواده و

اطرافیان خود خواهند داشت و بسیاری از مسائل آنها نیز

بصورت خودکار حل خواهد شد.

لکن اگر این مهارت و توانائی (ارتباط با خانواده و اطرافیان)

وجود نداشته باشد، همین می تواند ریشه بسیاری از مسائل فعلی

و آینده آنها را به دنبال داشته باشد.

این مهارت ها، در ارتباط با محیط نیز به خوبی خودنمائی

می نماید.

و باید برای یک سری از سئوالات مربوطه پاسخ لازم را

داشته باشیم؟

1-     چقدر از حواس پنج گانه خود در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده می نمائیم؟

2-     چگونه از این حواس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

استفاده می نمائیم؟

3-     و این استفاده از حواس پنج گانه در این دوران، چه

نتیجه ای برای ما دارد؟

پاسخ به این سئوالات می تواند، کمی ما را به اینکه حواس

پنج گانه نیز برای ارتباط با محیط برای ما در نظر گرفته شده

است، متوجه و حساس نماید.

و کسانی که مهارت ارتباط با محیط را ندارند، این ارتباط و

لذت و احساس را از خودشان سلب می نمایند.

مثلاً کسی که نمی تواند، از محیط پارک و فضای سبز استفاده

لازم را ببرد، امکان حضور خود را نیز در این فضاها، محدود

می نماید.

چطوری می توان ارتباط با محیط را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بهبود بخشید؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) باید به یکسری از مسائل

توجه لازم مبذول گردد:

از آن جمله می توان به اینکه:

–        چه چیزی می بینید؟ آیا اجازه می دهید هر چیزی که

اتفاق می افتد را شما ببینید، یا اینکه در بعضی از مواقع،

بخاطر اینکه مسئله یا مشکلی در آینده برای شما ایجاد نشود،

از دیدن بعضی از اتفاقها، خودداری می نمائید.

–        چه چیزی می شنوید؟ آیا باز اجازه می دهید که هر صدا

و نوائی به گوش های شما وارد گردد؟ با باز از ورود بعضی از

نواهای مزاحم و دردسر دار، به گوشهای خود، جلوگیری

می نمائید. آیا به دنبال شنیدن غیبت و تهمت از دیگران می باشید

یا خیر؟ یا اینکه طوری برخورد نموده اید که تنها خوبی های

دیگران در نزد شما بازگو می گردد؟

–        چه بوئی حس می کنید؟

–        چه سطوحی را لمس می نمائید؟

–        چه طعمی را می چشید؟ دقیقاً باید به این نکته توجه

لازم را داشته باشید که تغذیه نادرست، نیز ارتباط نادرست

با محیط است، و برای سلامتی ما بسیار مضر است.

–        چه حسی را تجربه میکنید؟ آیا فقط اجازه می دهید،

احساس های بد و ناگوار(غم، ناراحتی، افسردگی و…) را

تجربه نمائید یا اینکه سعی می نمائید، به احساس های قشنگ

(شادی، نشاط، موفقیت، لذت و …) اجازه ورود به بدن را

صادر نمائید؟

ارتباط با محیط در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را از کجا

شروع نمائیم؟

 

اگر ما بتوانیم در دومین مرحله از ارتباطات، به سئوالات بالا

پاسخ لازم و درستی را بدهیم و هر چیزی را که با حواس

پنج گانه خود درک می نمائیم، ببینیم که آیا آن چیز، حال ما

را بد می کند یا خیر؟

اگر حال ما را بد می کند، از ورود آن به بدن جلوگیری نمائیم.

اگر هر چیزی را بشنویم، محاسبه نمائیم که آیا برای ما فایده دارد

یا خیر؟ آنگاه دیگر اجازه شنیدن هر چیزی را به خودمان

نمی دهیم.

و هریک از حس های دیگر، باید ببینیم ورودی های هر یک،

نتیجه سازنده برای ما در پی خواهد داشت یا خیر؟ در صورتی

که نتیجه خوبی ندارد، از ورود آن جلوگیری نمائیم.

     

و در پایان به این نکته اشاره می نمایم که :

محیط شعور دارد، و محیط با ما حرف می زند، محیط با ما

ارتباط بر قرار می نماید.

اما خود ما انتخاب می نمائیم که با چه کیفیتی، محیط اطراف

با ما ارتباط برقرار کند؟ بوسیله بوق ها یا طبیعت

اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را به دیگر عزیزان

خود نیز هدیه نمائید.

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دوره رفع دغدغه و نگرانی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به دوره رفع دغدغه و نگرانی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خوش آمدید.

شما هم اکنون می توانید، فایلهای این دوره را در ذیل دانلود نمائید.

فایل اول:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (1)

فایل دوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (2)

فایل سوم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (3)

فایل چهارم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (4)

فایل پنجم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (5)

فایل ششم:

New – رفع دغدغه و نگرانی پیشکسوتان (6)

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

داستان گوئی یکی از علائقی است که از کودکی در وجود

همگان به رایگان قرار داده شده است و همگی این علائقه

را تا پایان عمر همراه خود دارند.

             

این علاقه حتی تا بزرگسالی و کهنسالی نیز ادامه دارد.

حال که این علاقه در وجود ما نهادینه است، چرا از همین

ابزار برای بالا بردن انرژی و انگیزه خود، در جهت

مطلوب شایسته استفاده ننمائیم؟

چرا نباید از کوچکترین چیزها، برای شادی، نشاط و

سلامتی خود در همه عمر، و بخصوص در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

خیلی از مسائلی که می توانیم به صورت خیلی راحت برای

شادی و نشاط خود استفاده نمائیم، نیاز به هیچ گونه مبلغ،

هزینه و یا کلاس و جمعی ندارد، کافی است، که دو نفر گرد

هم جمع شوند و از همین داستان گوئی بسیار ساده

استفاده نمایند.

به همین خاطر بر این شدم که در این مقاله نگاهی به آن

بیندازیم و داستان گوئی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

پیشنهاد می شود مقاله زندگی جویبار

خاطره هاست را نیز مطالعه نمائید.

داستان گوئی چیست؟

داستان گوئی، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد

ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر بین افراد مختلف می باشد.

داستان به نوشته ای گفته می شود که در آن، نویسنده فکر

اصلی خود را در قالب حکایتی به خواننده ارائه دهد؛ خواه

این داستان کاملاً جنبه ی تخیلی و غیرواقعی داشته باشد و

خواه واقعیات زندگی در آن با رنگ و روغن تخیل و پرداخت

نویسنده، آرایش دیده باشد.

داستان و داستان گوئی، موضوعی آشنا برای همه در همه

جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی،

در تنهایی و  جمع و حتی در گیر و دار جنگ ها و

بحران های زندگی با داستان همراه و مایوس بوده اند؛

به همین علت، داستان را هم زاد انسان و زمان شکل گیری

نخستین داستان ها را روزهای آغازین زندگی انسان

در زمین، می دانند.

چرا مقاله سطح انرژی در دوران پیشکسوتی

را مطالعه نمی نمائید. 

در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص،‌داستان هایی برای

عبرت،‌ تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات ،

انجیل و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام

و تمدن هایی که آمده اند و رفته اند و زندگی آن ها چراغ

راه دیگر انسان ها شده است.

چرا داستان گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) مهم است؟

هنر باستانی داستان گوئی شفاهی این ارزش را دارد که

برای یادگیری آن تلاش شود. زیرا هم برای گوینده و هم

شنونده لذت آفرین است

داستان گوئی شامل گوش کردن، تصور کردن، اهمیت

قائل شدن، قضاوت کردن، خواندن، مناسب سازی، خلق

کردن و مشاهده کردن و به خاطر سپردن و برنامه ریزی است.

داستان گویی دارای سه ارزش مهم است:

داستان گوئی از روی میل و علاقه، تصویرهای ذهنی

و تجسم فکری را جهت می دهد و به تخیل داستان گو

و شنونده دامن می زند.

داستان گوئی به بزرگسالان فرصت می دهد پای کودکان

را به میدان تجربه های ادبی بکشانند بی آن که پایبند به

کتاب باشند.

داستان گوئی، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) این

فرصت را که به مسائلی غیر از مسائل درگیرتوجه نمائیم،

بوجود می آورد.


داستان گوئی، مخصوصاً از دوران جوانی، اشتغال، انگیزه،

نشاط و شادابی را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بالا

می برد و موجب ترشح هورمون های شادی آور گردیده و

وضعیت جسمی و روحی عزیزان گنجینه نیروی انسانی

را به مراتب بهبود می بخشد.

چه داستانهائی مفید است؟

با بیان موارد بالا، شاید همگان به این نتیجه برسند که

خوب، پس ما مجاز هستیم هر داستانی را نقل مجالس

نمائیم و شروع به تعریف از آنها نمائیم.

مثل: داستان خفاش شب

داستان قتل های زنجیره ای و ….

خیر، به هیچ عنوان قصد و نیت ما از گفتن داستان،

چنین داستان هائی نبوده و نیست.

با داستان های بالا، نه تنها حال ما خوب نمی شود که

مشخص است، حال ما را به مراتب بدتر و خراب تر

می نماید.

لذا مقصود ما از داستان گوئی، صرفاً داستان های انگیزشی

و داستان هائی است که می تواند بر روحیه ما اثر مثبت بگذارد.

پس اتوماتیک وار، داستان های منفی و جنائی، از سری

داستان های ما، جدا می شود.

چطور داستان گوئی نمائیم؟

داستان گوئی، مراحلی دارد که آن مراحل به شرح ذیل می باشد:

–       صحنه پردازی

باید صحنه ای که در آن، داستان اتفاق افتاده است،

را کاملاً توصیف نمائید:

–       چه زمانی

باید زمان وقوع اتفاق و داستان را دقیقاً اعلام نمود.

–       چه جائی

محل وقوع اتفاق را نیز بصورت خیلی دقیق باید ذکر نمود.

–       توصیف محل

توصیف محل باید بصورتی باشد که فرض نمائید،

برای فردی که نابینا است، توضیح می دهید و کاملاً

باید فضای آن محل را به تصویر بکشید.

–       معرفی شخصیت ها

پس از آن به سراغ معرفی شخصیت ها میرسد که

باید دانه به دانه و یکی یکی، شخصیت ها را

معرفی نمائید.

–       کشمکش و درگیری

سپس نوبت به بیان اتفاق و حادثه رخ داده شده

می رسد که باید با شرح دقیق، اتفاق رخ داده شده

را بصورت تفصیلی بیان نمائید.

–       تغییر دنیا

در پایان نیز، نتیجه و دستاوردی که می خواهید

از این داستان در ذهن مخاطب جاگیرد، را به

صورت کامل و شفاف بیان می نمائید.

امیدوارم که بتوانید با گفتن داستان خوب و مفید به یکدیگر،

سهمی در شادی، نشاط و سلامتی خود و اطرافیان خود

داشته باشید.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

کلاس های خاطره گوئی از زمانی نقل مجالس گردید که در

روز 16 خرداد سال 96، برنامه ماه عسل از سرکار خانم

صحت که چند وقتی است برای عزیزان جهاندیده(سالمند)

کلاس های خاطره گوئی برگزار می کند، بر سر زبانها افتاد.

                  

بلافاصله بعد از آن، چندین نفر از اساتید و دوستان که لطف

داشتند و می دانستند که موضوع تحقیق و بررسیم،

توانمندسازی عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) می باشد

طی تماس های تلفنی، پیام، و … خواستار این شدند که

نگارنده نیز در این موضوع وارد شده و موارد آن را

بررسی نمایم، در صورتی که اینجانب در تاریخ 30

اردیبهشت با مقاله زندگی جویبار خاطره هاست،

و تاریخ 5 خردادماه، که مقاله یادآوری خاطرات بد در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را نگاشتم، به این مطلب نگاهی داشته

و این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دادم.

لکن چون تب خاطره گوئی در جامعه رواج پیدا نموده است،

و نیز تأثیر خاطره گوئی بر تغییر حالات روانی و در نتیجه

جسمی افراد پیشکسوت(بازنشسته) بسیار مهم و ضروری

می باشد، مجدداً با یادآوری مقالات گذشته و نیز بررسی هائی

که محققین دیگر جهت اخذ مدارک کارشناسی ارشد، انجام داده

و به تهیه پایان نامه و مقالات علمی در همین زمینه به

سرانجام رسیده است، نگاه ویژه ای می نمائیم.

لطفاً با ما همراه باشید.

خاطره گوئی چیست؟

بر اساس تعریفی که سرکار خانم اعظم فراهانی، در رساله

کارشناسی ارشد خود با موضوع پیش بینی کارکردهای

خاطره گوئی بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت در سالمندان،

بیان نمود است، به شرح ذیل است:

 ” ﺧﺎﻃﺮه ﮔﻮئی ﭘﺪﯾﺪه اي ﻓﻄﺮي اﺳﺖ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﻃﻮر

ﻏﯿﺮارادي اﺗﻔﺎق ﻣﯽ اﻓﺘﺪ .ﻣﻨﺎﻇﺮ، ﺻﺪاﻫﺎ و ﺑﻮﻫﺎي ﺧﺎﺻﯽ

ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪي از روﯾﺪادﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ ي زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮد را در

ذﻫﻦ ﺗﺪاﻋﯽ   ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﺮد ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻮﻗﺖ

اﻓﮑﺎر و اﺣﺴﺎﺳﺎت دوران ﮔﺬﺷﺘﻪ ي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﯾﺎد آورد.”

و نیز

در تحقیقی که توسط تعدادی از محققین در سال 1386 بر

روی 64 نفر از سالمندان مراجعه کننده به کانون

(پیشکسوتان)بازنشستگان کشوری شهرکرد انجام گردیده،

نتایج حاصله مبین این مطلب بوده است که این تکنیک را

که به طور آسان، ارزان قیمت و قابل اجرا است می توان

در تمام مراکز نگهداری سالمندان و یا در منزل به کار برد.

و همچنین تحقیق دیگری که با موضوع بررسی اثربخشی برنامه

خاطره گوئی گروهی(خاطره پردازی) بر میزان افسردگی و

اضطراب سالمندان در رشت توسط تعداد دیگر از متخصصان و

محققان بر روی تعدادی از سالمندان در سال 1389 به عمل آمد،

نتایج حاصله نشان داد خاطره گوئی گروهی بر کاهش میزان

افسردگی و اضطراب سالمندان مؤثر است.

چرا خاطره گوئی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

مهم است؟

همانگونه که در بند فوق بیان شد، خاطره گوئی غیر از

جنبه های تجربی که مشخصاً در پیشکسوتان(بازنشستگان)

نمود کامل دارد، از جنبه های علمی نیز مورد بحث و بررسی

نیز واقع گردیده است. ونتایج حاصله از این تحقیق ها نیز

بیان کننده این است که بیان خاطرات خوب، می تواند در

بهبود سلامتی روانی و در نتیجه بهبود سلامتی جسمی نیز

تأثیر مستقیم و بسزائی بگذارد.

لذا در اکثر موارد که سلامت روانی عزیزان گنجینه نیروی

انسانی به خاطر مسائل زندگی، اقتصادی، اجتماعی و …

دست خوش تغییرات منفی میگردد، لذا بهینه است که بتوانیم

از این موضوع که در دسترس همگان است و در همه زمان

می توان از آن استفاده نمود، بهره لازم را ببریم. و تبعات

اثرات منفی مشکلات و مسائل را حذف یا نهایتاً کمتر نمائیم.

چطوری از خاطره گوئی برای بالارفتن انرژی در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) استفاده نمائیم؟

لازم به گفتن نیست که خاطره گوئی نیاز به تجهیزات، ابزار

و لوازم خاصی ندارد، تنها وسائل که لازم دارد، دو نفر

پیشکسوت(بازنشسته) و یا جهاندیده(سالمند) است که بتوانند

در جائی با هم به گفتگو بنشینند.

اما یک نکته کلیدی دارد، و آن این است که مغز و ذهن

انسان، اتوماتیک دوست دارد که خاطرات بد را بیشتر

یادآوری نماید زیرا که این خاطرات، در بعضی مواقع،

لطمات جبران ناپذیری بر انسان وارد نموده و انسان نیز

دوست دارد که همیشه تقصیر قصورات خود را به گردن

چیزی، یا فردی یا ماجرائی بیندازد و خود را از بندهای

اتهام رها سازد. لذا در موقع خاطره گوئی، در اوایل کار،

ذهن انسان سعی در به یادآوری این خاطرات دارد و از

طرفی چون خاطرات بد، اکثراً توسط خود ما در زمانهای

مختلف به کار گرفته شده است، لذا در دسترس ترین خاطرات

ما، همین خاطرات منفی می باشد. و متأسفانه خاطرات خوب

و مثبت ما، در گنجینه های نهفته در ذهن ما جاسازی گردیدند.

ما در اینجا قصد داریم که آن خاطرات خوب و شادی بخش را

از صندوقچه ها بیرون کشیده و پس از خاکروبی، دستی به سر

و روی آن کشیده و مرتب در ذهن خودمان و برای همیشه

جاسازی نمائیم که بتوانیم در لحظات متفاوت از آنها استفاده

لازم را ببریم.

بنابر این، در همین ابتدای کار، با خود عهد می بندیم که تا

حد ممکن، از بیان خاطرات منفی و بد، خودداری نمائیم و

تنها خاطرات لذت بخش، شادی آفرین، و مهیج را بیان نمائیم

و چند لحظه، دقیقه، ساعتی را خوش باشیم.

از کجا شروع کنیم؟

 

این دیگر پرسیدن ندارد، از همین لحظه می توانیم شروع کنیم.

فقط یادمان باشد.

–        دو دوست، دو یار، دو همکار، دو فرد برای این موضوع کافی است. هر چند که بیشتر که باشند، شادی، نشاط و لذت آن چندین برابر می گردد.

–        مکان، مهم نیست در هر مکان و زمانی این امر مقدور است که با هم به گفتگو بنشینیم.

–        از بیان خاطرات منفی و بد خودداری گردد.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

پیشنهاد می شود آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.