در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سن تنها یک عدد است.

سن تنها یک عدد است، این را نه اینکه تنها من بگویم،

بلکه بسیاری از افرادی که حتی تا سنین بالا هم اجازه

خطاب کردن آنها، به نام پیرمرد، یا کهنسال را نمی دهند

و هنوز هم هم پای بسیاری از جوانان در میدان های

مختلف، خود نمائی می نمایند، با تمام وجود فریاد می زنند.

با تعدادی از عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) که ملاقات

می نمایم و در کلاس ها شرکت می نمایند، زمانی که از

وضعیت جسمی و روحی آنها پرسش می شود، با بیان اینکه

دیگر سن آنها بالا رفته و باید مرتب منتظر مسائل و

بیماری های مختلف باشند، اعلام می نمایند که بسیاری از

بیماری ها به سر وقت آنها رفته و آنها را درگیر خودشان

نموده است.

چه تفاوتی است مابین آنهائی که حتی با سنین بالا، هنوز

هم بدون اینکه از عدد سن خودشان واهمه داشته باشند و

آن را نمادی برای افسردگی، بیماری و یا … بدانند، از

آن تنها به عنوان یک عدد نشان دهنده سالهای عمر خود

یاد می نمایند و کسانی که این عدد، را بارها و بارها در

ذهن خود مرور نموده و با افزایش هر یک رقم بر آن،

خود را برای دریافت بیماری های بیشتر و افسردگی بیشتر

آماده می نمایند؟

ما در این مقاله در این خصوص بحث و بررسی می نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله طول عمر انسان چقدر

است را نیز مطالعه نمائید.

سن ملاک سلامتی و شادابی نیست؟

بله سن تنها شاخص سلامتی و شادابی نیست، چه بسیار

افرادی که در سنین نوجوانی، جوانی و میان سالی دچار

انواع و اقسام بیماری ها و مسائل و مشکلات گردیدند و

چه بسیار گنجینه های نیروی انسانی که علیرغم بالا رفتن

عدد سن آنها، همچنان به فعالیت و کار تلاش خود بی وقفه

ادامه می دهند که از آن جمله می توان به :

–       استاد ورزش محله ما(استاد شیرازی) که هم اکنون
با داشتن حداقل 85 سال، هنوز هم بسیاری از جوانان
نمی توانند همپای او دور پارک بدوند و یا در استخر
همراه او شنا نمایند.

           

–       پدر بزرگواری که در حال حاضر با داشتن
حداقل 110 سال، هنوز هم برای رفتن به شکار، به
دنبال گرفتن مجوزهای مربوطه از مراجع مربوطه می باشد.

 

–       مادر بزرگواری که با داشتن عدد 100 در
آلبوم سن خود، هنوز هم درخواست اجاره سالنی جهت

خیاطی و آموزش این هنر به دیگر جوانان جویای کار دارد.

–       یا پدری دیگر که با وجود داشتن 90 سال، هنوز

کیلومترها پیاده روی میکند، علیرغم اینکه بر اساس گفته

خودش، دکتر بعد از 90 سال، او را 40 روز خانه نشین

 کرده بود.

 

–       آقای حسن مرادي نقاش ۸۱ ساله محله پيروزي اين
روزها مشغول توضيح آثارش به هم‌محله‌اي‌هايي است
كه براي تماشاي نقاشي‌هايش به سراي محله مراجعه
مي‌كنند. با شور و شوقي كه از سن و سالش بعيد به نظر
مي‌رسد پا به پاي جوان‌ها پاي تابلو‌ها مي‌آيد و با صبر و
حوصله توضيح مي‌دهد که براي كشيدن و طبيعت‌سازي از
منظره به نقش كشيده در ميان قاب‌ها از چه موادي استفاده
كرده است.

–      همچنین مربی تیم فوتبال پرسپولیس آقای برانکو

ایوانکوویچ که به تازگی تولد 63 سالگی خود را جشن

گرفته است، هنوز هم به خوبی در زمین فوتبال به میدان

می رود.

و از نمونه های خارجی نیز به موارد ذیل اشاره نمود

هر چند که مشت نمونه خروار است:

–       کازیوشی میورا مهاجم نامدار فوتبال ژاپن در

حالی که تولد پنجاه سالگی اش را به تازگی جشن گرفته

بود در بازی تیم های یوکوهاما و ماتسوما یاماگا به میدان

رفت.  فصل گذشته در حالی که ۴۹ سال و سه ماه و

۲۴ روز سن داشت مقابل گیفو گلزنی کرد و دوباره

رکورد خود در این زمینه را بهبود بخشید.

 

–       فیلیپ دوماس ۶۰ ساله شانسی برای رسیدن به

آرزوی دیرینه اش ، مدلینگ دارد؟؟ کسی شانس زیادی

برای او قائل نبود اما فیلیپ ، مدیر بازنشسته یکی از

سازمان های سینمایی فرانسه نشان داد که هیچگاه برای

رسیدن به آرزوی خود دیر نیست.

                

–       همچنین خواهر مدونا بودر که مردم به او لقب

“راهبه آهنین” را داده اند. او اولین بار در سن 52

سالگی در رقابت های ورزش های سه گانه شرکت کرد

و از آن زمان تاکنون در بیش از 340 رقابت شرکت

کرده است و  در سن 86 سالگی، او هنوز هم در این

رقابت های بزرگ شرکت می کند و به این زودی نیز

قصد پیشکسوتی(بازنشستگی)ندارد.

 

چرا سن در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نباید مد نظر

قرار گیرد؟

این انتخاب شماست که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

که می توانید زندگی خوب، شاد و بانشاطی را با بودن در

کنار خانواده با همراه داشتن حداقل 30 سال سابقه کار و

تلاش و مهارت و تخصص، به بهترین روزهای عمر خود

تبدیل نمود، را به روزگاری تبدیل نمائید که مدام چشمان

خود را به عدد سن خود معطوف نموده و روزها را یکی

پس از دیگری شمرده و هر روز نیز با بالا رفتن این عدد،

و بر اساس یک سری از گفته های غلط دیگران، منتظر

دریافت انواع و اقسام بیماری، افسردگی و تنهائی و … باشند.

به نظر شما، کدام یک بهینه تر است؟

شاد و با نشاط بودن بدون توجه به رقم سن؟

یا توجه کامل و تمام به عدد سن، که متأسفانه روز به روز

نیز بر این رقم افزوده می گردد؟

بهر حال این انتخاب شماست که چگونه و با چه شیوه ای

این دوران را بگذرانید.

هر چند که شاید این ارقام برای تعداد از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) عدد بزرگی جلوه نماید، لکن

برای اینجانب و بسیاری از افرادی که در این زمینه

مشغول تحقیق هستیم، به هیچ عنوان اعداد دو رقمی

برای سن، اعداد بزرگی نیستند.

و با توجه به یافته های علمی جدید، حداقل این عدد

تا سال 2000 می تواند به عدد 100 برسد.

چطوری می توان عدد سن را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) نادیده گرفت؟

بارها در این خصوص بحث و تبادل نظر انجام شده است.

بسیاری از کارهائی که در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

می توان انجام داد و به شادی، نشاط و سلامتی بیشتر دست

یافت را در کتاب “الهی پیر شی” جمع بندی و ارائه نموده ام.

امیدوارم که بتوانم فرهنگی را که در آن سن تنها یک عدد

بیش نباشد را در بین عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نهادینه

نمایم.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

تیروئید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

 

از این به بعد و تا چند مقاله آینده، با توجه به اهمیتی که شناخت

هورمون ها، ویتامین ها، اسیدهای آمینه و مواد معدنی در سلامتی 

انسان ها، بخصوص زندگی در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

دارد بر آن شدیم که خلاصه ای از کتاب ویتامین ها، اسیدهای

آمینه و مواد معدنی برای طول عمر بیشتر که نوشته دکتر

رابرت گلدمن و دکتر رونالد کلانز است و ترجمه دکتر

سیف ا… اسدی می باشد، را قسمت به قسمت جهت اطلاع

عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) ارائه نمائیم. و آن را  مورد

بحث و بررسی قرار دهیم.

فصل اول کتاب هورمون تنظیم کننده: یا همان هورمون

تیروئید است.

زندگی یعنی تغییر یافتن و عوض شدن به صورت تدریجی اما

این تغییر در زندگی تداوم دارد. از زمان خردسالی تا دوران

پیری، انسان را همراهی می کند. پیری آخرین مرحله از این

تداوم است که در آن اتفاقات زیادی می افتد و مهارت های

ذهنی، عاطفی، جسمی و شخصیتی فرد را تحت تأثیر قرار

می دهد.

در فرآیند پیری و سالمندی شیوه سازگاری فرد با عوامل گوناگون

از اهمیت به سزائی برخوردار است زیرا زمینه سلامت جسمی و

بهداشت روانی فرد را فراهم می کند و موجب افزایش طول عمر

و بالا رفتن میزان عملکرد و بهره وری می شود.

بنابر این رسیدن به سازگاری صحیح و مناسب با عوامل متفاوت

می تواند شما را در زمینه فرآیند ضد پیری یاری رساند.

در جامعه امروزی کند شدن عملکردهای فیزیکی یا ذهنی به

عنوان پروسه طبیعی سالمندی مورد قبول است. تا این که این

وضعیت به عنوان بیماری یا موقعیتی باشد که نیاز به درمان با

تغذیه، هورمون ها، ورزش، تغییر وضعیت زندگی داشته باشد.

احتمالاً یکی از کم رنگ ترین ماسک های(چهره های)

سالمندی هایپوتیروئیدیسم است یعنی تولید ناکافی یا جذب ناکافی

تیروئید که به متابولیسم اجازه نخواهد داد به اندازه قبل کار کند.

تیروئید چیست؟

تیروئید غده ای کوچک و شبیه به پروانه است که در گردن و

بالای نای و درست زیر حلق قرار گرفته است. علی رغم

کوچک بودن این غده فعالیت های بسیار زیادی دارد. تیروئید

بر فرآیند متابولیسم اثر مستقیم می گذارد و این کار را با آزاد

کردن هورمون های خاصی انجام می دهد که متابولیسم، دما و

ضربان قلب بدن را تنظیم میکنند. اگر تیروئید کار نکند شما نیز

از کار می افتید.

موارد زیر برخی از علائم نارسائی تیروئید است که به نام

هایپوتیروئیدیسم نیز نامیده می شود بسیاری از آنها به نظر شما

شاید خستگی ها و بی حالی هائی باشد که با افزایش سن نیز دیده

می شود.

–        خستگی، کمبود کلی انرژی، حرکت آرام

–        ضعف

–        حساسیت به سرما، ویروس ها و بیماری های مزمن تنفسی

–        تنفس سنگین و سخت

–        گرفتگی های عضلانی

–        کبودی

–        درد کمر مداوم

–        گیجی ذهن و حافظه ضعیف

–        عدم ثبات عاطفی، گریه، تغییر خلق، افسردگی، عصبانیت

ناگهانی و نگران بودن

–        پوست خشک، خشن یا چرم مانند، رنگ پریده

–        سردرد

–        موهای زبر و یا ریزش مو

–        ناخن های شکننده

–        کاهش اشتها

–        مفاصل سفت شده و آرتریت متوسط

–        کاهش علاقه جنسی و انرژی

–        تنگ شدن شریان ها با چربی و پلاک هائی که موجب

مشکلات قلبی عروقی می شود

–        کاهش انقباض پذیری قلبی، عدم پمپاژ خون کافی توسط

قلب که موجب خون رسانی ناکافی مخصوصاً به مغز می شود.

شناخت و تشخیص هایپوتیروئیدیسم در سالمندان بسیار مهم است.

در مطالعه ای نشان داده شد که در جمعیتی از سالمندان در سن

60 سال به بالا، 9/5% دچار مشکل هایپوتیروئیدیسم بودند. در

مطالعه ای دیگر که در سال 1993 در مجله غدد شناسی و

متابولیسم منتشر شد کاهش واضحی در فعالیت تیروئید دیده شد.

همچنین میزان های کمی از پادتن های ضد تیروئیدی در خون

افراد سالمند(افرادی که بالای 100 سال سن دارند) دیده شد.

علی رغم این کاهش در سالمندان، هایپوتیروئیدیسم مشکلی است

که بعد از 60 سالگی بسیار به آن بی توجهی می شود. در واقع

این علائم تنها در 25% افراد سالمند دیده می شود

.

برخی مطالعات نشان می دهد که 15% افراد بالای 60 سال

دچار هیپوتیروئیدیسم پنهان هستند که در واقع همه اسیران

هیپوتیروئیدیسم هستند. علائم آنها بسیار کم یا بسیار ضعیف تر

از آن است که تشخیص صحیح داده شود بنابراین آنها بدون

تشخیص صحیح و درمان همچنان رنج می کشند.

بدن شما چگونه هورمون تیروئید تولید می کند؟

برای این مطمئن شوید تمام تیروئیدی که بدن شما لازم دارد را

تولید می کند، بهتر است بفهمید که بدن شما چگونه آن

را می سازد.

تمام این فرآیند از هیپوتالاموس آغاز می شود، ترموستات بدن،

که تمام فعالیت های هورمونی را تنظیم می کند. زمانی که

هیپوتالاموس حس می کند که میزان خونی TH کاهش یافته است،

زنجیره ای از فعالیت ها را به حرکت در می آورد که موجب

ترشح هورمون آزاد کننده تیروئید(TRH)  می شود.

TRH، غده هیپوفیز را تحریک می کند، هورمون تحریک

کننده تیروئید، TSH  را آزاد می کند در انتها TSH به غده تیروئید

می گوید که به کار بیافتد و این غده TH را ترشح می کند. زمانی

که سطح TH به میزان بالائی رسید که برای کارآئی بدن مناسب

است، غده هیپوفیز ترشح TSH را متوقف می کند و این فرآیند

تا زمانی که مجدداً هیپوتالاموس احساس کند که زمان شروع

مجدد است ادامه دارد.

دو راه برای این که هورمون تیروئید برای بدن کافی نباشد

وجود دارد، یکی زمانی است که خود تیروئید، در ترشح این

هورمون مشکل دارد. مثل کمبود ید، تومور و یا سایر مشکلات

تیروئید و ممکن است منجر به این شود که این غده به طور

مناسب فعالیت نکند و دستورات حاصل از هیپوتالاموس یا

هیپوفیز اجرا نشود به این نوع نارسائی هیپوتیروئیدیسم

اولیه می گویند.

راه دیگر آن است که میزان TH در صورتی که هیپوتالاموس یا

هیپوفیز کارآئی لازم را نداشته باشند، ایجاد می شود. و به

هیپوتیروئیدیسم ثانویه معروف است. خود تیروئید نیاز به ید دارد

تا کار کند کاهش ید موجب کاهش تیروئید نیز می شود. به این

وضعیت گواتر اطلاق می شود به صورتی که غده تیروئید در

جلوی گردن باد کرده و کاملاً مشهود می گردد.

شما تنها نیاز به میزان بسیار کمی ید دارید. دوز 

روزانه 100 میکروگرم برای زنان و 120 میکروگرم

برای مردان کافی است.

بسیاری از افراد از نمک یددار یا غذای دریائی آن را

به دست می آورند.

بسیاری از افراد فکر می کنند که اگر گواتر ندارند، پس غده

تیروئید آنها به خوبی کار میکند. متأسفانه این طور نیست ید

کافی از گواتر پیش گیری می کند ولی برای تولید کافی و

مناسب TH کافی نیست.

ادامه بحث را در مقالات بعدی دنبال نمائید.

در صورتی که این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

بخشش در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) می تواند مشخص کننده

این باشد که تا چه میزان از زندگی خود در این دوران لذت

می بریم یا خیر.

با سختی، خودش را به قسمت بیمه اداره رساند و پس از اینکه

نسخه های بیمه را که برای دریافت هزینه های آن با خود آورده

بود، به مسئول مربوطه ارائه کرد و تأئیدیه آن را گرفت، تازه یک

نفس راحتی کشید و به محض اینکه سر خود را بازگرداند،

نگاهش به  اینجانب که به فاصله چندمتری از ایشان قرار داشتم،

افتاد و سپس شروع به گفتگو با اینجانب نمود.

مرتب از فردی که در زمان اشتغالش برایش دردسر ایجاد نموده

بود داد، سخن برآورد. و مدام از وی می گفت و مسائلی که

بر سرش آمده بود.

داستانی در خصوص بخشش         

یاد یک داستانی افتادم که در کتابها خوانده بودم.

دو راهبه که یکی مسن تر و دیگری جوان بودند در مسیری

می رفتند، در طی مسیر خود به رودخانه ای رسیدند و در زمانی

که قصد داشتند از آن رودخانه عبور نمایند، مشاهده نمودند که

خانمی نیز می خواهد از رودخانه رد شود، لکن به علت عمق

آب از این کار امتناع می کند.

راهب مسن تر که پاچه های شلوار خود را بالا زده بود، به سمت

زن رفت و او را در پشت خود گرفت و با هم از رودخانه گذر

کردند. و در آنطرف رودخانه، آن زن را به زمین گذاشته و خود

را مرتب نموده و آماده حرکت به سمت مسیر خود شد.

راهب جوان تر که این مسئله را دید، او هم از رودخانه رد شد،

و او هم به همراه راهب مسن تر، به مسیر ادامه داد. در طول

مسیر تمام مدت، فکر راهب جوان بسیار درگیر موارد بود و

نهایتاً در انتهای مسیر که بسیار هم از رودخانه دور بود،

طاقتش طاق شد و از راهب مسن پرسید.

استاد، آیا تماس با یک جنس مخالف، جایز است؟ راهب مسن تر

پرسید چطور؟ و راهب جوان مسأله عبور از رودخانه را

مطرح نمود.

راهب مسن، به راهب جوان گفت: پسرجان، من آن زن را در

کنار رودخانه زمین گذاشتم و آمدم، تو چرا اینهمه راه، او

را زمین نگذاشتی؟

حال مَثَل ما و این عزیز است، که بعد از اینکه سالیان سال،

از بازنشسته شدن او گذشته است، هنوز کینه ای که در سالهای

اشتغال، در دل خود داشت، هنوز با خود همراه دارد و حاضر به

زمین گذاری آن نشده است، و مشخص است که نتیجه این حمل،

این مهمان ناهمخوان، چیزی غیر از تحمل درد و رنج های

فراوان و عدم آسایش خود و دیگران نیست.

ما در این مقاله بر آنیم که به این مقوله نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

پیشنهاد می شود، مقاله روزه کلامی را نیز

مطالعه فرمائید.

بخشش چیست؟

بخشش تصمیم برای رها کردن خشم و افکار انتقام‌جویی است

و باعث روابط سالم تر، کاهش استرس و اضطراب و افسردگی

و سلامت روانی و معنوی می شود.

چرا باید در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) بخشش داشته

باشیم؟

بخشیدن، فراموش کردن و ازخودگذشتگی نیست و با تحمل کردن

افرادی که ما را رنجانده اند فرق دارد.

 شما مجبور نیستید دیگران را ببخشید ولی هنگامی که بدانید اگر

از اشتباهات دیگران بگذرید و به آنها نچسبید، چقدر آرامش

بیشتری دارید، هرگز کینه توزی، خشم و قهر را انتخاب نمی کنید.

فراموش نکنید که بخشیدن نشانه عزت نفس بالای شماست.

بخشیدن، فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است

که به حوادث گذشته مربوط می شود. وقتی نمی توانیم دیگران را

ببخشیم، خود را فردی فراموش شده، مأیوس و ناتوان می دانیم.

در واقع ما نمی توانیم منکر اشتباهات خود شویم؛ اما می توانیم

رفتار خود را تغییر دهیم تا شرایط مطلوب تر و آینده بهتری را

به خود نوید دهیم.

در واقع بخشش، آمادگی برای رهایی از رنج های گذشته و

تصمیمی است برای پایان دادن به مشکلاتی که از گذشته با خود

داریم. البته در بخشی از وجود ما این باور وجود دارد که

می توانیم آرامش فکرمان را با پیروی از نفرت، خشم و رنج به

دست آوریم و همواره حساب و کتاب های عادی داشته باشیم و

دچار حالاتی مانند کینه، نفرت و خشم شویم. بدین ترتیب

نمی توانیم آرامش داشته باشیم. بخشش می تواند ما را از زندانی

که با ترس و غضب در ذهن خود ساخته و بر خود تحمیل

کرده ایم رها کند

پیشنهاد می شود، مقاله کمک کردن به خود

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) را نیز

مطالعه فرمائید.

چطوری باید دیگران را ببخشیم؟

بخشیدن می‏تواند به هزار و یک علت روی سلامت روان آدم

تاثیر مثبت داشته باشد که بعضی از این علت‏ها اینها هستند:

۱. کینه، اتلاف انرژی و درگیری ذهن بیشتر است.
۲. بخشش، یک پایان خوب برای هر اتفاقی است.
۳. با بخشش از بیماری‏های روان تنی دور می مانیم.

بایدها و نبایدهای گذشت کردن را بشناسید:

مثل خیلی دیگر از رفتارها گذشت کردن، بایدها و نبایدهای

خودش را دارد که کم توجهی کردن به آنها، این رفتار پسندیده

را با شکست مواجه می کند و در نتیجه حال شما را بدتر از

قبل می کند.

بایدهای گذشت:

– باید گذشت را آزادانه انتخاب کنید نه اینکه به صرف آموزه ها
و یا فشارهای دیگران، خودتان را به نوعی مجبور به انجام آن ببینید.

– برای کامل شدن فرایند گذشت، باید صبور  باشید و به صورت
آهسته و پیوسته روی خودتان کار کنید.

– در گذشت، باید تمرکزتان فقط روی خودتان و بهتر کردن

حالتان باشد. شما نمی توانید فرد دیگر را هر چقدر هم که

مقصر باشد تغییر بدهید.

نبایدهای گذشت:

– گذشت را نباید به معنای آشتی بدانید. آشتی کردن مرحله بعدی

گذشت است و لازم است قبل از اینکه بخواهید با فرد مقصر

آشتی کنید، فرایند گذشت را در خودتان کامل کرده باشید.

– گذشت را نباید به معنای فراموش کردن اتفاقات پیش آمده بدانید.

واقعیت این است که اتفاقات زندگی، اتفاق افتاده اند و نمی توانند

فراموش شوند. کاری که گذشت می کند این است که بار هیجانی

ماجرا را می گیرد و باعث می شود که شما دیگر از بابت یادآوری

آن اتفاق حالتان بد نشود نه اینکه آن ماجرا را به کلی از ذهن تان

پاک بکند.

– نباید به خاطر گذشت، منتی بر سر کسی گذاشت. همانطور که

گفته شد گذشت، انتخاب خودتان بوده است، شما برای بهتر کردن

حال خودتان آن را انتخاب کرده اید و کسی شما را مجبور به آن

نکرده است.

بخشش را از کجا شروع نمائیم؟

برای شروع بخشش، ما آن را به گام های مختلفی تقسیم نموده ایم

که امیدوارم بتواند در رسیدن به آرامش فکری و بخشش افراد،

کمک شایانی به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) نماید.

گام اول : احساسات منفی را انکار نکنید!
گام دوم : دو دو تا چهار تا کنید! و سود و زیانهای بخشیدن و

عدم بخشش را با خود مرور کنید، و بدانید که کدام ارزشمندتر

است.
گام سوم : حق قصاص و بخشش داشتن و نهایتاً بخشش را

انتخاب نمودن، می تواند برای هر فردی لذت بخش باشد.
گام چهارم : به محدودیت‏های او فکر کنید
گام پنجم : خوبی‏ها را هم ببینید
گام ششم : تصمیم بگیرید که ذهن خود را از هر خشم و نفرتی

پاک سازید و بخشش داشته باشد.
گام هفتم : بخشیدن را در عمل نشان دهید!
                 

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود نیز هدیه نمائید.

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

چهارمین سطح ارتباطات – ارتباط با دیگران در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) چیست؟

 کیفیت ارتباط انسان با خودش

کیفیت ارتباط انسان با محیط

کیفیت ارتباط انسان باخدا

بیانگر کیفیت ارتباط انسان با دیگران است.

شما بیشتر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) با چه کسانی در

ارتباط هستید؟

مخاطب های شما چه ویژگی هائی دارید؟

مخاطب شما چه نیازهائی دارند؟

با چه روشی شما با دیگران ارتباط برقرار می کنید؟

خواسته های خود را چگونه بیان می کنید؟

چقدر می توانید جواب خواسته های خود را پیش بینی کنید؟

اینها سئوالاتی است که هر فردی باید در هنگامی که میخواهد

بحث ارتباط با دیگران را بررسی نماید، باید به آن پاسخ دهد.

ما در این مقاله بر آنیم که در خصوص ارتباط با دیگران در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی) مطالبی را مطرح نمائیم.

اهمیت ارتباط مؤثر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

 

ارتباط مؤثر یعنی بزرگترین دارائی یک فرد در عصر جدید و در

دوران پیشکسوتی (بازنشستگی)

ارتباط مؤثر در انسان پتانسیل در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

ایجاد می کند.

ارتباط مؤثر در انسان دروازه های جدید را در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) باز می کند

ارتباط مؤثر به انسان فرصت دیدن و دیده شدن در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) می دهد.

باید ببینید و دیده شوید.

ارتباط چیست؟

 

ارتباط پدیده ای است که طی آن اطلاعات منتقل می گردد. و از

5 جزء اصلی  تشکیل شده است:

–        فرستنده

–        گیرنده

–        راه ارتباطی

–        پیغام

–        معنی

هدف ارتباط چیست؟

هدف اصلی هر ارتباط انتقال صحیح و کامل معنی است.

معنی نه یک مفهوم بیرونی، بلکه یک مفهوم درونی است که در

ذهن افراد جای دارد.

یک مجموعه واحد اطلاعاتی می تواند در ذهن افراد مختلف، معانی

مختلف داشته باشد.

یک فرد معمولاً چگونه ارتباط برقرار می کند؟

هر فرد معمولاً از طریق:

نوشتن 8%

خواندن 16%

صحبت کردن 33%

گوش کردن 43%

با دیگران ارتباط برقرار میکند و همانگونه که مشاهده می فرمائید،

گوش دادن حرفه ای، مهمترین مهارت یک ارتباط است.

عوامل مؤثر در انتقال اطلاعات چیست؟

محتوای کلام 7% یعنی 7% معنی پیام از ادراک و تفسیر کلمات

انتقال داده می شود.

لحن و طنین کلام 38% یعنی 38% معنی پیام از ادراک چگونگی

بیان کلمات انتقال داده می شود.

زبان غیر کلامی 55% و حدود 55% معنی پیام از ادراک

رفتارهای غیر کلامی حاصل می شود.

تفاوت انسان ها در ارتباطات چیست؟

یکسری از افراد بصری هستند، یعنی باید حتماً چیزی را مشاهده

نمایند تا معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد سمعی هستند، یعنی باید صدای آن چیز یا صوتی

را بشنوند تا بتوانند معنی آن را درک نمایند.

یکسری از افراد نیز لمسی هستند، یعنی حتماً باید جنس یا آن شئی

را لمس نمایند تا بتوانند پیام آن را درک نمایند.

و یکسری از افراد ترکیبی از سه گروه فوق هستند، لکن در هر

صورت، یکی از خصوصیات فوق در وی، قوی تر می باشد و آن

خصوصیت خودنمائی می کند.

کلیدهای مدرن ارتباط مؤثر چیست؟

 

یکسری اصول و تکنیک هائی هست که در ارتباط مؤثر مهم هستند و

آنها به شرح زیر می باشند:

–        ارتباطات را با خواستن و اعلام نیاز شروع نکنید

–        ارتباطات را با انتقاد شروع نکنید

–        در صورت نیاز به نقد، حتما آنرا مثل ساندویج، استفاده نمائید

و آن انتقاد را در داخل خصوصیت مفید دیگری به وی عرضه نمائید

–        همیشه چیزی برای تقدیم کردن داشته باشید(ایده خوب،

پیشنهاد خوب، یک هدیه خوب و …)

–        همیشه اول حس خوب ایجاد کنید و بعد ارتباط را شروع کنید.

–        ارتباطات را شما مدیریت کنید و طرف مقابل را در شرایطی

قرار دهید که واکنش و پاسخی را نشان دهد که شما می خواهید

در شروع کار هیچ کس دوست ندارد چیزی بدهد.

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را ببینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نبینی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را بشنوی؟

ارتباط مؤثر یعنی چه چیزی را نشنوی؟

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید ببینیم.

باید بدانیم، بعضی چیزها را نباید بشنویم و …

نتیجه ارتباط خیلی مهم تر از ارتباط است.

در پایان باید به این سئوال اساسی و مهم پاسخ دهید که :

نتیجه ارتباط برای شما و دیگران چه بوده است؟

–        احساس خوب

–        جذب خوب

–        نتیجه خوب

–        اثر خوب

–        یا برعکس!!!!

اگر این مقاله برای شما مفید بود

آن را به دیگر عزیزان خود، هدیه نمائید.

راه کار برای پیوند عمیق تر بین پیشکسوتان(بازنشستگان) با نوه ها

راه کار برای پیوند عمیق تر بین پیشکسوتان(بازنشستگان) با نوه ها

گوشی او روی میز بود، و وقتی که روشن بود، به خوبی

می شد، عکس بچه ای را که در حال خنده بود، بر روی

گوشی او دید.

وقتی از او در باره آن عکس سئوال نمودم، با لبخندی که از

ته وجودش بر روی لبانش جاری می شد، اعلام داشت که آن

بچه، نوه اوست که بسیار شیرین و دلربا است و چه عشقی به

او داشت.

        

وقتی از نوه اش حرف میزد، شادی در چشمان او کاملاً

مشخص و پیدا بود، و براحتی می شد فهمید که آن زمانی

که از نوه خود صحبت می نمود، مثل اینکه از زیباترین

و بهترین موجود زندگی خود سخن به میان می آورد و

مطمئن بودم اگر ساعتها در این خصوص با او صحبت

می کردم، همچنان لبخند و شادی سراسر وجود او را در

بر گرفته و با سخنان پر از مهرش، مرا مشغول می داشت.

براستی چه سرّی است در نوه ها، که چنین می توانند پدر بزرگ

و مادر بزرگ های خود را مسرور و خوشحال نمایند؟

چگونه می توان از این انرژی در جهت شادی و نشاط در

دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) سود برد؟

چگونه می توان از این ارتباط بی نهایت مفید، در جهت بازی

برد برد، با نوه ها، قدم برداشت؟

و دهها سئوال دیگر که در خصوص رابطه بین پدر بزرگ و

مادر بزرگ با نوه، در ذهن ها جا می گیرد. و به قول قدیمی ها،

مغز بادام خیلی شیرین و دل نشین است.

حال می خواهیم به این مغز بادام ها یا بقول خودمان، بمب های

انرژی دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) نظر بیفکنیم.

با ما همراه باشید.

نوه کیست؟

شاید کمتر کسی باشد که نداند نوه کیست، نوه، فرزند فرزند

است. یا همانگونه که ذکر شد، مغز بادام است.

و چرا چنین رابطه ای مابین نوه و پدربزرگ و مادر بزرگ

خود وجود دارد؟ این هم از رموزی که خدا قرار داده است تا

پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها در سنین بزرگسالی، بتوانند

از همراهی افراد جوان بهره مند گردد و افراد جوان نیز بتوانند

از مزایای همراهی افراد با تجربه سود و بهره ببرند.

چرا از پیوند عمیق بین پیشکسوتان(بازنشستگان) با

نوه هایشان، استقبال می نمائیم؟

این پیوند و رابطه که نگارنده در کتاب “الهی پیر شی”، از

نوه ها بعنوان بمب های انرژی نام برده است، می توانند

همچنان بمب، انرژی های رفته و زائل شده پیشکسوتان

(بازنشستگان) را خیلی سریع و فوری رفع نماید.

کافی است در نزد یک پیشکسوت(بازنشسته) از نوه او نامی

به میان آوردید، آنگاه به توجه نگارنده به این مطلب که از

چنین انرژی هایی که خدا برای آرامش ما قرار داده است،

باید بی نهایت و بهینه استفاده نمائیم.

این بمب های انرژی هستند که می توانند مسائل دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) را کمرنگ نمایند و رنگ تازه و

جدیدی به زندگی ها ببخشند ومتأسفانه برای برخی از عزیزان

گنجینه نیروی انسانی، که با گرفتن ابلاغ پیشکسوتی(بازنشستگی)

کمی این رنگ به کدری، تمایل گرفته بود، این انرژی و رنگ

تازه، می تواند، امید و نیرویی جدید به زندگی وارد نماید.

پس بهینه است که بتوانیم از این پیوندی که خداوند برای آسایش

ما قرار داده است، استفاده نمائیم و خود باعث از هم گسیختن

و پاره این پیوند نشویم. زیرا بعضی از ما، در این سن، با

این توجیه که کمی اعصابمان ضعیف شده است، کارها و

رفتارهائی از خود بروز می دهیم که متأسفانه به این پیوند

آسیب وارد می نماید.

لذا باید موانع پیوستگی این پیوند را شناسائی و در صدد

استحکام آن برآئیم تا بوسیله آن بتوانیم انرژی خود را

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) دو چندان نمائیم.

چطوری باید از پیوند عمیق با نوه ها در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) استفاده بهینه نمود؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که اکثر افراد، دارای

نوه هائی می باشند، توجه به یکسری از مسائل می تواند در

جهت استفاده بهینه از این ارتباط و این پیوند خوب و ارزشمند

به ما و نوه ها کمک شایانی نماید، که از آن جمله می توان به:

1.     نوه ها در سنین کودکی نیازمند توجه و محبت بیشتر

هستند، و این پدر و مادر بزرگ ها هستند که محبت زیاد به

آنان دارند و در بعضی از مواقع، این نیز کمی باعث دردسر

می شود، و آنان را لوس نماید. پس باید کمی در این توجه و

محبت دقت نمود.

2.     نوه ها همیشه خواهان شنیدن قصه و داستان از

پیشکسوتان(بازنشستگان) می باشند، لذا سعی نمائید داستان ها

و قصه هائی را بیاموزید که در پیدا نمودن راه راست به

آنان کمک شایانی نماید.

 

   

3.     هرگز در مقابل نوه ها، از والدین آنها بد گوئی ننمائید و

با والدین آنها، که فرزندان شما می شوند، درگیر نشوید، زیرا

هر چند که نوه ها، شما را دوست دارند، اما هیچوقت حاضر

نمی شوند که به مادر و پدرشان، بی احترامی شود.

4.     سعی ننمائید برای نوه ها خود، در مقابل مادر و پدربزرگ

دیگری که دارند، رقابت ایجاد نمائید، و این رقابت قطعاً به ضرر

شما تمام خواهد شد. و از آنطرف این تفاوت ها است که زندگی

را شیرین تر می نماید.

5.     اگر به نحو صحیح رفتار نمائید، نوه ها می توانند برای

شما، داروی ضد افسردگی باشند، و شما برای آنها، مشاور و

راهنمای خوب، زیرا در سنین نوجوانی، نوجوانان متأسفانه کمتر

به حرفهای والدین خود گوش میدهند، اما اکثر آنها به سخنان

پدر و مادربزرگ های خود به خوبی گوش میدهند. پس سعی

نمائید یک رابطه دو سر سود را برقرار نمائید.

6.     سعی نمائید برای اینکه ساعات خوشی را با نوه های

خود داشته باشید، حتماً سلامتی خود را حفظ نمائید و از آن

بوسیله ورزش و تغذیه مناسب نگهداری نمائید.

7.     هر از چند گاهی، آنان را به پارک ببرید، که این رفتن

به پارک هم برای شما، که نیازمند طبیعت می باشید، مفید است

و هم برای آنها می تواند لحظات شاد و لذت بخشی به همراه

داشته باشد.

8.     تا حد امکان سعی نمائید که زمان بیشتری را با نوه های

خود در صورتی که برای والدینشان ایجاد مشکل ننماید،

بگذارنید. البته لازم به ذکر می باشد که این زمان بیشتر، معنی

همیشگی نمی دهد و پدر و مادربزرگ هائی که همیشه وقت

خود را با نوه های خود می گذرانند، دچار مشکل و مسائل

عدیده ای می گردند. پس لازم است که جهت این با هم بودن،

نیز طوری برنامه ریزی گردد که برای هر دو طرف

مشکل ساز نشود.

9.     در زمان انتقاد کردن، تا حد امکان، سعی نمائید از

انتقادهای تند و تیز، که فرزندان و نوه های شما را از شما دور

می کند، حذر نمائید و بقول استاد صاحبی، حتی الامکان انتقاد

ننمائید و سعی در اصلاح رفتار بغیر از زبان برآئید.

10.  سعی نمائید، انواع کاردستی ها را آموزش ببنید، تا در

زمانی که لازم شد همراه با نوه ها، آنها را بازسازی نمائید.

لازم به ذکر است، آگر یک اسباب بازی پلاستیکی برای

نوه اتان بخرید، او جذب نمی شود، برعکس اگر یک کاردستی

برایش بسازید، تا ابد خاطره خوبی از شما در ذهنش، باقی

خواهد ماند.

11.  یکی از مسائلی که متأسفانه اکثر پیشکسوتان(بازنشستگان)

آن را نادیده می گیرند، این است که نوه های شما، حداقل دو نسل

با شما تفاوت سن دارند، و همین تفاوت سن، تفاوت دیدگاه را نیز

به همراه خود دارد، لذا شایسته است که شما حتماً کمی خود را

با تکنولوژی روز و مدهای روز، آشنا نموده و بقول معروف

بروزتر باشید، تا آنها نیز در کنار شما مسرورتر باشند.

12.  سعی نکنید تمام روزتان را با بافتنی و باغبانی پر کنید،

کمی با نوه هایتان، با تکنولوژی روز، ارتباط برقرار کنید،

مثلاً به آنها پیامک بزنید، در گروه های اجتماعی آنان عضو

شوید، در نرم افزارهای موبایل، با آنها چت نمائید و مرتب

به آنها ایمیل بزنید. این کار، علاقه آنان را به شما چندین

برابر می نماید.

 

13.  یکی از مسائلی که نوجوانان و جوانان، مخصوصاً در

این دوره، نیازمند آن هستند، گوش شنوا است، و کسی را

می خواهند که بتوانند با خیال راحت با او گفتگو کرده و

صحبت های خود را بدون ترس با او در میان بگذراند. پس

به صحبت های آنها بدون قضاوت گوش نمائید و در کمال

آرامش و غیر مستقیم آنها را نصیحت نمائید. آنها معمولاً مواردی

را با پیشکسوتان(بازنشستگان) در میان میگذارند که با والدین

خود، آن مسائل را مطرح نمی نمایند یا از مطرح نمودن آن پیش

والدین خود، به شدت ترس و واهمه دارند. بنابراین سعی نمائید

همیشه در دسترس باشید.

 

اگر این مقاله برای شما سودمند بود، آن را به عزیزان خود هدیه نمائید.

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

نقدی بر مقاله جامعه، خانواده و حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان)

بارها و بارها، قلم به دستان جامعه که دستی در قلم و رسانه ها دارند،

با درج مطالب و مقالاتی، قشرهائی از جامعه را از مردم جدا نموده و

کم کم آنان را قشرهائی معرفی می نمایند که به علت انجام موارد در

زمان هائی، منتظر هستند که مطالباتی را از مردم و جامعه داشته باشند.

و متأسفانه این بار، این قرعه به نام کسانی درآمده است که اینجانب

مدتهاست در خصوص سلامتی و کارآفرینی آنان افتخار خدمت داشتم.

و این قشر با احترام، قشر پیشکسوتان(بازنشستگان) عزیز می باشند.

امروز که داشتم به کانالهای موجود نگاهی می انداختم، توجه مرا

مقاله ای در یکی از کانال ها، به خود جلب نمود و آن مقاله

حفظ کرامت پیشکسوتان(بازنشستگان) گرامی است.

بر کسی پوشیده نیست که قشر عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

که اوقاتی از بهترین اوقات خود را به کار و تلاش جهت این مرز

و بوم اختصاص داده اند و بعد از حداقل 30 سال به درجه پیشکسوتی

(بازنشستگی) نائل می شوند، نیاز به احترام و تکریم از طرف کلیه

افراد و مسئولین مربوطه دارد، لکن چیزی که در این مقاله، مورد

توجه بود، نوع نگرش و دید این مقاله به این گنجینه های گرانبهای

نیروی انسانی بود.

زیرا در این مقاله مسائلی را مطرح می نماید که از آن جمله می توان

از موارد ذیل نام برد:

در ابتدای مقاله، به این مقوله می پردازد که این دوره را همه افراد،

تجربه می نمایند و نیز ذکر شده که این دوره تفاوت های اساسی با

دوره جوانی دارد، و دیدی که نگارنده مقاله به آن دارد، تفاوت قائل

شدن در نیازها از جنبه پذیرش در جامعه و خانواده می باشد.

در همین ابتدا، تفاوت دیدگاهها نمایان می شود، زیرا ذکر شده

که همه افراد تجربه می نمایند، لکن اینجانب با افرادی مصاحبه

و مذاکره داشتم که بعد از 100 یا 110 سال هنوز خود را بازنشسته

فرض نمی کردند و همچنان مشغول کار و تلاش بودند و حتی بعضی

از همکاران ما، حتی از کلمه بازنشسته که به آن ها اطلاق شود،

فراری هستند. کسانی که حکم و ابلاغ بازنشستگی در دستان آنها

هست، لکن خود را بازنشسته فرض نمی کنند.

در قسمت دوم بخش اول، نیز پذیرش در جامعه و خانواده مطرح

شده، که قبول داریم که متأسفانه در بعضی از مکان ها، ارزش و

احترام این بزرگواران در نظر گرفته نمی شود اما این بی احترامی،

در کل جامعه رواج ندارد، و خانواده های متعدد و فراوانی وجود

دارند که همچنان به این عزیزان، با احترام و ادب رفتار می نمایند.

همچنین در این مقاله، چنان نگاشته شده است این عزیزان که سالیان

عمر با ارزش خود صرف خدمت نموده اند، در حال حاضر، با توجه

به بازنشستگی آنها، تنها مانده اند که مطالبات خود را از جامعه و

خانواده هایشان بستانند.

حال سوال این است که براستی چنین است؟

آیا این گران قیمتان که بیشترین زمان با ارزش خود را در خدمت

به اجتماع گذرانده اند، منتظر پرداخت بهای آن از طرف دیگران

هستند؟

در همین جا، یادم می آید در مکان هائی در موقع بله برون های

عروسی رسمی وجود دارد، به نام شیر بهاء و من همیشه این سئوال

برایم مطرح بود، که آیا مادران شیر به فرزندان خود میدهند که در

موقع مراسم عروسی، آن را از شوهران آینده آنان بگیرند.

و سئوال دیگر اینکه، خوب پول شیر مادران دختران پرداخت میشود،

اما پول شیر مادران پسران چطور؟

آیا آنان به پسران خود شیر نداده اند؟

و سئوال اساسی تر اینکه، با چه حساب و کتابی میتوان بر قطره قطره

این شیر، که از عمق وجود مادران به فرزندان داده شده، قیمت گذاشت؟

آیا میتوان بهائی برای این کالای گران قیمت گذارد؟

در همین جا، میتوان آن را به سالهای جوانی طی شده در جامعه تعمیم داد.

با چه چرتکه ای میتوان، این سالها را حساب و کتاب نمود و ارزش این

سالهای عمر، به چه میزان است؟

آیا این عزیزان، برای این خدمت نموده اند که بتوانند در زمانی که به

سنین پیشکسوتی(بازنشستگی) رسیدند، بهای آن را از جامعه بستانند؟

(البته لازم به ذکر میباشد که جامعه باید خود، قدردان این زحمات باشد

و زحمات این نور چشمان بر کسی پوشیده نمی باشد)

آیا این خردمندان، غیر از همان احترامی که در مقاله به آن دقیقاً ذکر

شده است، خواست دیگری از اجتماع و جامعه دارند؟

نگارنده که افتخار داشته است با تعداد بسیاری از این عزیزان مصاحبه

و مذاکره نماید، به این نتیجه رسیده است که تعداد زیادی از این با

تجربگان، منتظر چنین مسائلی نمی مانند و تنها محل خدمت خود را

تعویض می نمایند و در محل جدید نیز به مانند محل قبلی همچنان مشغول

کار و تلاش می شوند.

اگر همچنان این فرهنگ ادامه داشته باشد که به عزیزانی که پر از

تجربه و تخصص هستند، فرصت کافی داده شود و آنان با اندکی تغییرات

و آموزش های لازم بتوانند ماحصل سالها تلاش و خدمت خود را در

اختیار نسل های بعدی قرار دهند، آنگاه همگان شاهد رشد برق آسای

جامعه به سمت تعالی خواهند بود. لکن با این مطالب که بازنشستگان

منتظرند، بازنشستگان کوله باری از تجربه دارند، بازنشستگان از ما

چه می خواهند و نظائر چنین تلقین هایی، متأسفانه تعدادی به این مقالات

و مسائل توجه نموده و رسالت اصلی خود که انتقال تجربیات و تخصص

ومهارت خود به نسل های بعدی می باشد را یا فراموش می نمایند و یا

با سرعت بسیار پائین به این امر اقدام می نمایند.

جا دارد، از کلیه عزیزان وسروران قلم به دست، که زحمات بسیاری

را متقبل می گردند، در درجه اول قدردانی و سپس درخواست نمائیم که

کافی است که به عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) اجازه انتقال اطلاعات

داده شود. آنگاه همگان خواهند دید که این خردمندان به هیچ عنوان منتظر

نیستند که دیگران چیزی به آنان عطا نماید و خود با تلاش و کوششی که

سالها به آن مبادرت نمودند، در این راه قدم برداشته و عزت و احترام را

خود برای خود، کسب می نمایند.

لازم به ذکر می باشد که در بخش دوم این مقاله، بصورت خیلی خوب و

زیبا به نکاتی که باید جامعه و مسئولین برای عزیزان پیشکسوت(بازنشسته)

رعایت نمایند، به خوبی اشاره شده است. امید که مسئولین مربوطه به این

نکات ارزشمند توجه لازم را مبذول و محیط را برای تعالی هر چه سریعتر

جامعه مهیا نمایند.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

www.valibakhtyari.ir

vbakhtyari@gmail.com

تغییر نام "بازنشسته" به "پیشکسوت"

تغییر نام “بازنشسته” به “پیشکسوت”

از زمانی که در خصوص عزیزانی که یک عمر زندگی خود را در

ادارات و سازمان ها و ارگان ها، گذرانده و پس از حداقل 30 سال،

به افتخار بازنشستگی نائل می گردیدند، مشغول تحقیق و فعالیت گردیدم،

همیشه این سئوال برایم بود که چرا به این قشر خوب و پرتلاش، بعد

از یک عمر کار و تلاش، لقب بازنشسته تعلق می گیرد.

آیا تا حالا نشسته بودند که حالا دوباره می خواهند بنشینند؟

یا در این دوران باید بروند و با زن بنشینند؟ و اگر خانم بودند، باید

مردنشسته بشوند؟

یا بازِ نشسته می شوند؟ پرنده قوی هیکل و شکاری بازِ ی که بعد از

مدتها به زمین نشسته و در حال استراحت می باشد؟

تمام این تعاریف باعث نشد که انرژی منفی و بار منفی که از شنیدن

این کلمه برایم تداعی می شد، کم شده و بتوانم با این کلمه، کنار آیم.

لذا شروع به گردش و تحقیق در خصوص تغییر این نام و یافتن

کلمه ای که درخور این قشر عظیم و پر تلاش باشد، گشتم.

خوشبختانه، خدمتگزاران پرتلاش صندوق بازنشستگی کل کشور،

قبلاً تحقیقاتی در این خصوص داشتند و به کلماتی از قبیل،

“پیشکسوت”، “خردمند” رسیده بودند. و نگارنده نیز بعد از

مدتی، به این نتیجه رسیدم که کلمه پیشکسوت، می تواند هم بار

کار و تلاش چندین ساله را به همراه داشته باشد و هم بار

معنائی تجربه و مهارت و تخصص را به همراه خود دارد.

لذا بر آن شدم که دیگر بجای کلمه بازنشسته، از کلمه پیشکسوت،

که شاخص این گنجینه های گهربار نیروی انسانی است، استفاده

نمایم. و به دلیل اینکه هنوز این کلمه، در جامعه جا نیافتاده است،

مانند کسانی که نامشان را تعویض می نمایند و تا مدتی، اسم قبلی

خود را در پرانتز همراه نام جدید می آورند، نگارنده نیز در کلیه

مقالات و نوشته های خود، سعی در بکار بردن این کلمه

پیشکسوت(بازنشسته) نمود.

پیشکسوت کیست؟

پیشکسوت در ویکی پدیا، به معنی این آمده است که : به هر کس

که در کاری سابقه و تجربه زیادی داشته باشد اطلاق می‌شود.

بدین سان به شکل سنتی افزایش سن افراد شاغل در کاری به دلیل

تجربه بیشتر پیشکسوتان آن حرفه و یا رسته ورزشی محسوب

می‌شود.

دقیقاً بر اساس تعریفی که آمده است، افراد باتجربه پرتلاش ادارات،

در کارشان سابقه دار و تجربه کافی دارند. و این می تواند، بر تلاش

و تجربه فراوان آنان صحه گذاشته و آنان را همیشه استوار و پایدار

نشان دهد.

چرا تغییر نام از بازنشسته به پیشکسوت ضروری است؟

در زمان های کودکی، هر موقع که می خواستیم کسی را مسخره نمائیم،

شروع به تحقیر آنان می نمودیم، و آنان را با القاب تنبل، بی عرضه

و … صدا می نمودیم. حال در زمانی که به سن پیشکسوتی می رسیم،

بجای اینکه از لقبی که شایسته باشد استفاده نمائیم، از کلمه بازنشسته

استفاده می شود که بار منفی بالائی دارد.

و زمانی که به فردی مرتب این کلمه گفته شود، مثل تعدادی از عزیزان

پیشکسوت(بازنشسته) در ذهنشان این امر مشتبه می گردد که تا کنون

نیز نشسته بودند و الان مجدداً فقط برای گرفتن ابلاغ حکم، از جای خود

برای مدتی کوتاه بلند شده و مجدداً در جائی دیگر می نشینند.

همانگونه که برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید نسبت به اصلاح واژگان

خود اقدام نمائیم، پس باید برای تغییر در شرایط و روحیه و فرهنگ

گنجینه های نیروی انسانی، لازم است که ابتدا، از لقب خوب و پسندیده

پیشکسوت بجای لقب دارای بار منفی “بازنشسته” استفاده نمائیم تا قدم

به قدم، نسبت به اصلاح و تغییر وضعیت این خوبان روزگار، پیش

برویم.

چطوری باید این تغییر نام به صورت یک فرهنگ درآید؟

زمانی که به کانون های بازنشستگی و صندوق های بازنشستگی سر

میزنم و جویای احوال این عزیزان می شوم، بعضی از آنها از بکار

بردن کلمه پیشکسوت بجای بازنشسته توسط اینجانب دچار تعجب

می گردند و برخی از این عزیزان نیز مطابق مواردی که متأسفانه

برای تعدادی از پیشکسوتان(بازنشستگان) وجود دارد و در همه چیز،

بجای اینکه موارد مثبت آن را درک نمایند، از یافتن موارد منفی در

آن استفاده نموده و از نگارنده جویای سّرِ این کلمه می شوند و

می پرسند، آیا می خواهم با تعویض نام آنان را بفریبم و بقول معروف

“کاسه ای زیر نیم کاسه است یا خیر”؟

اما براستی چیست که چنین افکار منفی را در ذهن این پرتلاشان

دیروز و زحمتکشان فعلی پر رنگ نموده است؟

امید است که با تعویض این نام و همراهی کلیه عزیزان و خدمتگزاران،

بتوانیم خیلی سریع این تغییر را سراسری نمائیم و بار مثبت آن را به

این گنجینه های نیروی انسانی اهدا نمائیم و خوشحالی و نشاط

پیشکسوتان(بازنشستگان) را شاهد باشیم.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارتهای سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

گنجینه نیروی انسانی

VBAKHTYARI@GMAIL.COM

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

پیشکسوت(بازنشسته) فردی با تجربه و دنیادیده یا فردی عجیب و غریب

در زمانی که مشغول تحقیق و بررسی وضعیت عزیزان پیشکسوت

(بازنشسته) بودم، با فرزندان یا افرادی مواجه می شدم که از افراد

پیشکسوت(بازنشسته) به عنوان افرادی عجیب و غریب نام می بردند.

هر چند که هر فردی که چند سالی را پشت سر گذاشته باشد،

می داند که افراد پیشکسوت(بازنشسته) به خاطر اینکه سالیان دراز

تجربه و مهارت را در کوله بار خود دارند، افرادی خردمند و دنیادیده

می باشند.

             
  یا در یکی از کلاس ها، وقتی استاد می خواست وضعیت چیزی را

برایمان تشریح نماید، از جمله پیرمرد 101 ساله، نام برد. در همان

زمان به این اندیشیدم که چه علتی دارد که برخی از افراد، این عزیزان

را با چنین نگاهی، می دیدند. و به چه علت است که چنین باورهای

اشتباهی در جامعه وارد شده است.

 
لذا در این مقاله سعی بر آن دارم که به این بحث بپردازم و افراد

پیشکسوت(بازنشسته) را از نگاه دیگران بنگرم.

فرد عجیب و غریب کیست؟

عجیب در لغات به معنی شگفت آور، شگرف، هرچه که از آن تعجب

کنند، آورده شده است و غریب به معنی کسی که با جائی یا افراد

آشنا نیست گفته می شود و فرد عجیب و غریب به فردی اطلاق

می شود که حرکات شگفت آور و تعجب آوری که از افراد آشنا، آن

حرکات قابل پذیرش نیست، سر می زند.

فرد با تجربه و جهاندیده کیست؟

تجربه در لغت به معنای آزمون و آزمودن آمده است و فرد با تجربه

به فردی گفته می شود که سالیان متمادی به کاری مشغول و در

آن کار، یا در مسائلی، مهارت های زیادی بدست می آورد.

فرد با تجربه در لری نیز به آن کوم سوخته گفته می شود.

            
چرا در دوران پیشکسوتی، تجربه باید بیشتر به چشم بیاید؟

فرد پیشکسوت(بازنشسته) با توجه به اینکه سالیان سال، سابقه کار

و تلاش دارد و در این مدت به مهارت، تخصص و دانش های لازم دست

یافته است، پس فردی است که دنیا دیده و جهان دیده می باشد. و

حرکات و رفتار این فرد جهان دیده می بایست با مهارت و تخصص و دانش

او همنواخت باشد. لذا نسل های جدید، به فرد پیشکسوت(بازنشسته)

بدین صورت می نگرد. و همان گونه که از قاضی و وکیل انتظار نمی رود

که قانون را زیر پا بگذارند، از فرد پیشکسوت(بازنشسته) نیز دیگران انتظار

ندارند که رفتارهایی که از نظر آنان قابل تأمل نمی باشد سر بزند.

 
البته لازم به ذکر است که تفاوت سن بین فرد پیشکسوت(بازنشسته)

و فرد جوان وجود دارد و بسیاری از این اختلاف نظرها بواسطه همین

تفاوت سن و تفاوت فرهنگ می باشد که در دوران ما، فرهنگ و روش ها

با دوران فعلی بسیار متفاوت بوده است و خواسته های ما، با

خواسته های نسل جدید، کاملاً متفاوت بوده است، پس لاجرم، اختلاف

نظرهائی بوجود می آید. لکن، هنر آن است که بتوان، این اختلاف نظرها

را بصورت خیلی مسالمت آمیز و خیلی منطقی به نظر هر دو طرف،

حل گردد.

چطوری، در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) خردمندی خود

را به دیگران نشان دهیم؟

همانگونه که در بندهای قبل ذکر شد، این دید، تنها نیازمند آن است

که هر دو طرف(نسل جدید و پیشکسوت(بازنشسته)) تفاوت های

نسل و فرهنگ را بپذیرند و هر دو طرف سعی ننمایند که طرف مقابل

را با خواست خود هماهنگ نمایند و به طرف مقابل این نکته را متوجه

نمایند که ما درست عمل می کنیم و آنها، اشتباه می کنند.

              
چه بسیار حرکاتی که ما انجام دادیم و در آن زمان فکر می کردیم که

درست ترین کار ممکن را انجام می دادیم و بعد از مدتی، متوجه شدیم

که آن کار، بدترین کاری بوده است که ما در آن زمان می توانستیم

انجام دهیم.

           
پس لطفاً بر روش درست توسط خودمان(تأکید ننمائیم)، شاید بعداً به

اشتباه رفتار کردن خود آگاه شویم.

           
و مسئله دیگر آن است که درست است که با افزایش سن، شاید کمی از

حوصله ما کمتر شود، اما این کم حوصله گی ما، هیچ ارتباطی به

دیگران ندارد و آنها مقصر این افزایش سن ما نیستند. پس باید درموقع

برخورد با آنان، اگر متوجه نبودند که با چه کسی مواجه هستند، لازم

نیست با رفتار متفاوت، این مسئله را به آنان یادآور شویم. بر عکس از

یک فرد خردمند و با تجربه، رفتارهای متناسب با هر فرد، انتظار می رود

که به جا آورده شود.

           
  مسئله دوم، این است که بیماری ما، ناشی از سبک زندگی غلط ما

بوده است، و آن نیز ارتباطی با دیگران ندارد، لذا مقصر جلوه دادن آن ها

در این مسئله نیز، کاری از پیش نمی برد و تنها، حمایت آنان را از ما کم

می نماید، لذا بهینه است که در موقع بیماری، ابتدا وضعیت خود را درک

و بپذیریم و بدون انتظار از دیگران، خود در جهت رفع آن بیماری و درمان

آن قدم برداریم.

الان باید چه کار کنیم؟

حال که متوجه شدیم به چه صورت باید در این دوران طلائی-

پیشکسوتی(بازنشستگی)- رفتار نمائیم، از همین لحظه، نسبت

به تغییر رفتار و استفاده بهینه و مفید از عمر باقیمانده اقدام نمائیم.

                 
در همه خانواده ها، دیگران از افراد پیشکسوت(بازنشسته) انتظار دارند

که همچنان بزرگ خانواده بوده و در خانواده با رفتار و سخنان گهربار

خود، خانواده ای شاد و با نشاط را گرد هم آورده و از بودن در کنار

یکدیگر لذت ببرند. و به قول معروف، از بزرگان می خواهند که بزرگی

نمایند و بزرگی خود را به رخ همه بکشانند. و این بزرگی نمودن، با

برخی از رفتارهایمان، شاید سازگاری نداشته باشد. پس باید در صدد

تغییر آن رفتارها که خود به آن آگاه هستیم برآئیم.

        
و بر اساس حدیثی، که نقل شده است:

                      
امام حسن (علیه السلام) فرمود: و اعمل لدنياك‏ كانك تعيش ابدا

و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا. منبع: بحارالانوار ، ج / 44 ص . 138

          
برای دنیایت طوری زندگی کن که انگار تا ابد زنده‎ای و برای آخرتت

طوری زندگی کن که انگار فردا خواهی مرد!

            
ما باید نسبت به رفتارهایمان بیشتر دقیق بوده و این باور غلط در

جامعه را که فرد پیشکسوت(بازنشسته) رفتارهای غیر منطقی و

غیر اصولی دارد، را کلاً از ذهن همه خارج نمائیم.

          
به امید آن روز

          
ولی بختیاری

       
مدرس و مربی مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگان)

         
سایت گنیجه نیروی انسانی         
vbakhtyari@gmail.com

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

احساس در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

در زمانی که بحث احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) به میان می آید، کسانی که به این مرحله

از زندگی دست نیافته اند، در ذهن خود، عزیزان

بزرگسالانی را مجسم می نمایند که مشغول ایرادگیری،

یا گوشه ای خزیده و در خود مشغول بودن تصور

می شود در صورتی که این تصاویر همگی مربوط به

تصورات افراد است و در واقعیت وجود خارجی ندارد یا

اگر هم وجود داشته باشد، بصورت خیلی اندک و

انگشت شمار شاید به چشم آید.

امروز که بالاخره بعد از جابجا کردن برنامه ها، توانستم

خود را به نمایشگاه کتاب برسانم، بسیاری از

خردمندان(بازنشستگان) گرامی را دیدم که همپای

جوانان در غرفه های کتاب، در جستجوی مطالب مورد

نیاز خود بودند و چنان با شور و اشتیاق به این کار

مبادرت می ورزیدند که شاید کمتر جوانی را می دیدی

که به مانند آنان در جستجوی گمشده خود در بین کتابها

و غرفه ها به جستجو می پرداختند.

احساس چیست؟

 

احساس در لغت، به معنی دریافتن، آگاه‌شدن و در

چیزی با یکی از حواس و در روان‌شناسی، بازتاب ذهنی

تأثیرات مادی (فیزیکی) است که شالودهٔ همهٔ ادراکات

به شمار می‌رود.

این کلمه برای اولین بار در زبان انگلیسی برای توصیف

احساس فیزیکی لمس یا از طریق تجربه یا ادراک مورد

استفاده قرار گرفت. به طور کلی در لاتین احساس به

معنای احساس شنیدن و یا بوی است. در روانشناسی

این کلمه معمولاً برای آگاه ذهنی تجربه از احساسات

بکار می‌رود

و این احساس اگر در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

به وقوع بپیوندد، چاشنی تجربه و مهارت نیز به آن اضافه

شده، و احساس همراه با تجربه، می تواند بسیار

شیرین تر و زیباتر خود را نمایش دهد.

چرا احساس در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) بسیار مهم است؟

در یکی از کلاس هائی که شرکت داشتم، استاد در

بیاناتی فرمودند که زمان استراحت در بدن، به سه

مرحله تقسیم می شود، در مرحله اول که مشغول

کار هستیم، خستگی به ندرت ظاهر می شود، در

مرحله دوم بدن خسته می شود، لکن انگیزه ای اجازه

استراحت به بدن نمی دهد و بدن همچنان به فعالیت

و کار و تلاش خود ادامه می دهد. در مرحله سوم،

دیگر آن انگیزه هم توان یاری بدن را ندارد و بدن بالاجبار

باید استراحت نماید، در غیر اینصورت لطمات جبران

ناپذیری بر بدن وارد می شود.

حال در مرحله اول که همان دوران اشتغال است،

معمولاً بدن به ندرت خسته شده و جسم همچنان به

کار و تلاش خود ادامه می دهد(البته بگذریم کسانی

که از همان مرحله اول به افکار خود را به سمت مرحله

سوم برده و خود را خسته و نالان نشان می دهند).

در مرحله دوم، که مرحله اولیه پیشکسوتی

(بازنشستگی) است، اگر بدن، انگیزه لازم را نداشته

باشد، همزمان با دریافت ابلاغ بازنشستگی، بدن

احساس می کند که نیاز به استراحت دارد و اگر این

استراحت در این وضعیت به وجود آید، می تواند باقی

عمر را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد و شاید دیگر

نتواند به کار و تلاش ادامه دهد. اما اگر بعد از ابلاغ

حکم، احساس و انگیزه لازم وجود داشته باشد، فرد

همچنان پرتلاش و قوی به راه خود ادامه می دهد و

فقط محل کار خود را تعویض می نماید. و این همان

کاری است که شاید برای بعضی از عزیزان باید انجام

می شد و تا کنون انجام نشده است. زیرا که نسل

جوان در این موقعیت نیازمند تجربیات و مهارت افراد

پیشسکوت(بازنشسته) است. و بهینه است که این

عزیزان بتوانند با آموزش مهارت ارتباط مؤثر، تجربه خود

را در اختیار نسل بعدی قرار دهند.

و در مرحله سوم نیز، که بدن نیاز به استراحت پیدا

می کند، بدن کافی است مدتی در استراحت به سر ببرد

تا بتواند دوباره انرژی و توان خود را بازیابد و به کار و

تلاش خود مجددا با شرایط جدید ادامه دهد.

چطوری احساس خوبی در دوران پیشکسوتی

(بازنشستگی) داشته باشیم؟

شاید برای برخی از گنجینه های نیروی انسانی پیش

آمده باشد که با ورود به دنیای طلائی و زیبای دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) احساس خوبی در باره

خود یا زندگی نداشته باشید.

بخاطر اینکه احساس خوبی در این دوران طلائی و زیبا

داشته باشیم، باید به یکسری از نکات اشاره داشته

باشیم.

این نکات عبارتند از:

  • 1- توکل به خدا داشته باشید: در مرحله اول اگر ایمان
  • و توکل به خدا داشته باشید، می دانید که خدا هیچ
  • وقت برای بنده خود، موقعیت بد نمی خواهد، پس در
  • هر موقعیت سعی نمائید که به درس نهفته در آن
  • موقعیت را دریافته و شکرگزاری از خداوند را چند برابر
  • نمائید.
  •  
  • 2- صبر داشته باشید: اگر در هر اتفاق و رویدادی،
  • بجای اینکه خود را مضطرب نموده و به قفل بسته شده
  • نگاه کنید، به دری که قفل شده نگاه کنید و مقداری
  • صبر نمائید، احتمالاً موفقیت نیز در سایه صبر و تحمل
  • نصیب افراد خواهد شد.
  •  
  • 3- خود مراقبتی از افکار: همان گونه که خودتان به
  • خوبی آگاه هستید، مغز و فکر ما همیشه بدنبال بدترین
  • و مهلک ترین درسها از هر اتفاقی و رویدادی است،
  • پس ما باید مراقبت ویژه از افکارمان داشته باشیم و
  • اجازه منفی بافی و راه بیراهه رفتن به آن را ندهیم و
  • تا فکر منفی بر ذهن ما مبادرت ورزید، فوراٌ خود را
  • مشغول کار یا فعالیتی نمائیم و خود را از این افکار
  • رها سازیم.
  •  
  • 4- با خودتان دوست و رفیق باشید: شاید برای
  • شما هم پیش آمده باشد که در برخی از موارد، با
  • رفتارهائی که انجام می دهیم، بعضی از مسائل و
  • مشکلات را برای خود انتخاب نموده و بار مسئولیت
  • و نگرانی آن را به دوش می گیریم. باید قبول کنیم که
  • همگی حق اشتباه عمل کردن را داریم و در موقع
  • خطا و اشتباه عمل کردن، تنها کافی است که
  • مسئولیت آن را کاملاً پذیرا باشید و بجای اینکه مدام
  • یک اتفاق را در صد یا هزار یا میلیون ضرب نمائید و
  • بارها و بارها آن را مرور نمائید، خود را بخشیده و در
  • صدد دوستی بیشتر با خودتان برآئید.
  •  
  • 5- به توانائی خود ایمان داشته باشید: در هر
  • مسئله ای که اتفاق می افتد، به خودتان و توانائی
  • حل آن ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که هر
  • مسئله ای با درایت و رهبری شما خیلی سریع و
  • فوری و با حداکثر بهره وری و سود برای شما حل
  • خواهد شد.
  •  
  • 6- قابلیتهای بدن خود قبول نمائید: شما در هر سن
  • و سالی که باشید، مطمئناً یکسری قابلیتها در وجود
  • شما وجود دارد و یکسری از اعمال و رفتار از توانائی
  • شما خارج است، لذا شناسائی قابلیتهای بدنتان و
  • نیز شناسائی نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 7- قدم زدن در محل های دلپذیر: قدم زدن در
  • زمان هائی که احساس خوبی نداشته باشید،
  • می تواند استرس و ناراحتی را در شما کاهش داده
  • و اثرات فوری و لذت بخشی برای شما داشته باشد
  • و در رسیدن به احساس خوب شما را یاری دهد.
  •  
  • 8- خواندن کتاب: در بعضی از افراد، کتاب خواندن
  • می تواند احساس خوبی به آنان بدهد، مخصوصاً
  • اگر کتاب هائی باشد که قبلا آنها را خوانده و چنین
  • احساسی را تجربه نموده باشند.
  •  
  • 9- قابلیتهای بدن خود را قبول نمائید: شما در
  • هر سن و سالی که باشید، مطمئناً یکسری
  • قابلیت ها در وجود شما وجود دارد و یکسری از
  • اعمال و رفتار از توانائی شما خارج است، لذا
  • شناسائی قابلیتهای بدنتان و نیز شناسائی
  • نقطه ضعف هایتان می تواند شما را
  • در رسیدن به احساس خوب، یاری دهد.
  •  
  • 10- بخندید: سعی نمائید که حتی شده، به صورت
  • دروغین، بخندید، و جالب اینجاست که بدن، تفاوت
  • بین خنده دروغی و خنده واقعی را درک نکرده و به
  • ترشح هورمون های شادی اقدام نموده و همین کار
  • به ظاهر کم اهمیت می تواند احساس خوبی برای
  • شما در پی داشته باشد.

احساس خوب از چه زمانی شروع می شود؟

احساس خوب زمانی شروع می شود که احساس بد،

از وجود شما رخت ببندد، پس شما هر چه سریعتر

بتوانید احساس بد را از بدنتان بیرون نمائید، مسلماً

احساس خوب در این دوران می تواند راه گشای شما

باشد و اگر احساس خوب بر بدنتان جاری شود،

شما انگیزه لازم برای رسیدن به هر موفقیتی را

خواهید داشت.

پس دیگر لازم به توضیح اضافی نیست،

هر چه سریعتر دیو احساس بد را از خودتان دور، و احساس

خوب و دلنشین(سالم بودن، با تجربه بودن و ….) را

جایگزین آن نمائید و موفقیت های جدیدی برای خود

به وجود آورید.

ولی بختیاری

مربی و مدرس مهارت های سلامتی و کارآفرینی

پیشکسوتان(بازنشستگی)

WWW.VALIBAKHTYARI.IR

VBAKHTYARI@GMAIL.COM