کیف های خود را زمین بگذارید

کیف های خود را زمین بگذارید

کیف های خود را زمین بگذارید، داستانش بر میگردد به

سمیناری که در آن حضور داشتم.

کیف های خود را زمین بگذارید

استاد از افرادی که در سر کلاس بودند، خواست که

کیف های خود را روی دست  بگیرند و در همان حال

نیز به صحبتهای ایشان گوش دهیم.

بعد از مدتی، دستها که تحمل این وزن را نداشت، کم کم خسته

شده و صداها از گوشه و کنار سالن به گوش میرسید و کم کم،

به حدی رسید که همه کیف ها را روی زمین گذاشتند.

آنگاه استاد رو به جمعیت نمود و گفت، شما که تحمل نگه داشتن

یک کیف کوچک را ندارید، چرا اینهمه خاطره های بد و

حفظیات الکی را در داخل ذهن خود نگه داشته اید و ذهن خود

را مشغول کرده و آن را خسته می نمائید؟

پس همین الان این کیف ها را زمین بگذارید.

           

سپس با بیان خاطره ای از یکی از دوستان خود پرداخت و گفت

که به یکی از دوستانش که همیشه یک کیف همراه خود داشته

بود، گفت که داخل این کیف چیست، و شخص مورد نظر پاسخ

داد که وسایل مورد نیازش داخل آن کیف قرار دارد.

اما کنجکاوی اجازه نداد که آن شخص را همانجا به حال خود

رها کرده و از او خواسته شد که وسائلش را  نیز نشان دهد.

بعد از خالی کردن کیف، ناگاه، آن شخص چشمش به یک

سررسید مربوط به سه سال قبلش افتاد و کاملاً متعجب شد.

و اعتراف کرد که خبر از این سررسید نداشته و نمیداند که

چرا در طول این مدت آن را به همراه داشته است.

سپس استاد با بیان اینکه بسیاری از اطلاعات هست که ما

همراهمان داریم، لکن هیچ استفاده ای از آن نمی کنیم و تنها

حمل کننده آن اطلاعات هستیم، از ما خواست که در نگه داری

این اطلاعات تجدید نظر نمائیم.

آنگاه من به دنبال این مطلب بودم که اگر ما بتوانیم در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) بسیاری از خاطرات ناخشنود و بیهوده

و نیز حفظیاتی که به هیچ دردی از ما نمیخورد را کنار بگذاریم،

تا چه میزان می توانیم این حافظه گرانقیمت را آزاد نموده و از

این حافظه در جهت ایجاد ایده و انگیزه برای ادامه زندگی خود،

با شادی و نشاط استفاده نمائیم.

پیشنهاد می شود مقاله

زندگی جویبار خاطره هاست

را مطالعه فرمائید            

کیف به چه معنائی است؟

کیف هائی که در این مقاله به آن اشاره میشود، نه آن کیف هائی

که ما وسائل داخل آن قرار میدهیم، بلکه کیف هائی از وسائل

بیهوده و تاریخ مصرف گذشته و نیز وسائلی است که مثل

سلاح، اگر همراهمان باشد، نه تنها باعث سنگین شدن کیف

ما می شود، بلکه مسئولیت بسیار سنگینی نیز به همراه دارد.

 

وسائل بیهوده و تاریخ مصرف گذشته، خاطرات بد و بیهوده ای

است که مرتب ما در گذشته ناامیدکننده و مأیوس کننده نگه

می دارد. و ما باید هر چه سریعتر از شر این وسائل بیهوده و

تاریخ گذشته که تنها برای ما بار اضافه به همراه دارد و باعث

خسته شدن ذهن و روح ما می شود، خلاص شده و برای وسائل

دیگر مورد نیاز و نیز ایجاد ایده و انگیزه لازم ، فضا را باز

نمائیم.

پیشنهاد می شود  مقاله

متمرکز شدن بر روی دردها را مطالعه فرمائید.     

چرا باید کیف ها را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) به

زمین بگذاریم؟

             

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که عده ای تنها به مرور

خاطرات گذشته منفی می پردازند، اگر ما نتوانیم این خاطرات

دست و پا گیر و خسته کننده ذهن و روح را به کناری بگذاریم

و از دست آنها خلاص نشویم، جائی در ذهن برای بیادآوری

خاطرات خوب و لذت بخش و نیز ایجاد ایده و انگیزه برای

ادامه زندگی وجود ندارد.

به همین خاطر است که اکثر

عزیزان گنجینه نیروی انسانی، که متأسفانه همیشه با عینک

قرمز به وقایع گذشته و خاطرات خود می نگرند، در دوران

پیشکسوتی(بازنشستگی) با بیماریهای مختلف دست و پنجه

نرم می نمایند و هر گونه کمک و درخواستی را جهت یاری

رساندن به آن ها به جهت اینکه فضائی برای دیدن نیت های

خوب دیگر عزیزانی که برای آنها خیر و صلاح می خواهند

ندارند، این درخواستها را نیز رد می نمایند.

چطوری کیف ها را در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی)

زمین بگذاریم؟

          

تنها کافی است که در مرحله اول، اجازه فعالیت به خاطرات

خوب گذشته بدهیم و اگر بتوانیم خاطرات خوب را به یاد آوریم

و سراغ خاطرات منفی و بد گذشته نرویم، کم کم، آن ها به

دست فراموشی سپرده خواهند شد و از داخل کیف های ما

خارج خواهند شد.

و در مرحله بعدی به محض خالی شدن ذهن و امکان فعالیت

جدید ذهن، با ایجاد سئوال های انگیزشی، سعی در بهبود

عملکرد خود و عملکرد ذهن نمائیم.

این سئوالات انگیزشی همیشه با چطور یا چگونه ساخته می شوند

و مشخص است که در زمانی که به این سئوالات پاسخ داده شود،

وضعیت و ذهن ما دچار تغییر می شود.

سئوالات باید به گونه ای باشد که از چرا استفاده نشود.

در صورتی که پاسخ آن مشخص شد، آن پاسخ بتواند در زندگی

و وضعیت ما و در جامعه تغییراتی مثبت ایجاد نماید.

و در مرحله نهائی، از ورود اطلاعات اضافه(بیهوده، تاریخ

مصرف گذشته، و الکی) به داخل ذهن خودداری نمائیم تا

ذهن بتواند، به ایجاد ایده و انگیزه جهت شادابی و نشاط

زندگی بپردازد.

اگر این مقاله برای شما مفید بود،

آن را به دیگر عزیزان خود هدیه نمائید.

قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم.

قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم.

 

در یکی از سمینارهایی که حضور داشتم، مدرس در هنگامی که

می خواست وضعیت ما را تشریح نماید، عکس قایقی را نشان داد

که در دریا پیش میرفت و اعلام داشت که زندگی ما نیز به مانند

قایق است که در دریائی به راهی میرود و اینکه از کدام طرف

برود، توسط خود ما صورت میگیرد و در دریا، باد و طوفان نیز

هست، اینکه آنها به ما آسیب برسانند یا اینکه ما را در رسیدن به

مسیر یاری بدهند، بستگی به ما و مهارت های ما دارد، که چگونه

می توانیم از آنها استفاده نمائیم.

اگر باد موافق است، باید بادبان ها برافراشته و از انرژی باد، برای

رسیدن هر چه سریعتر به مقصد استفاده نمود و اگر باد مخالف باشد،

باید بادبان ها را جمع نموده و اجازه دهیم با نیروی موتور، قایق به

سمت جلو هدایت شود.

قایق زندگی چیست؟

حال واقعاً فرض کنید که زندگی مانند این قایق است. و اثرهائی که

قایق در آب و پشت سر قایق میگذارد، همون گذشته است که مسلم

است شما هیچوقت نمی توانید اثر آن را تغییر دهید.

حال سئوال این جا است، که آیا آن کف های پشت قایق می تواند در

مسیر قایق تأثیر گذار باشد و مسیر رو به جلو قایق را منحرف یا کج

نماید؟ مطمئناً جواب شما نیز به این سؤال منفی است. پس گذشته ما

نمی تواند بر روی آینده ما تأثیر گذار باشد، مگر اینکه خود بخواهیم.

و مشخص است که شما ناخدا و کاپیتان این قایق هستید که تنها این

قایق با دستور شما و اعمال شما به حرکت در خواهد آمد. و شما

سکان دار این قایق نیز هستید.

حال اگر سکان قایق را رها کنی، در دریا به هر سمتی که موج ها

آن را هدایت نماید حرکت نموده و در موقع طوفان نیز حتماً واژگون

خواهد شد.

این سکان نیز اهداف و برنامه های شما هستند که می توانید آن ها

از پیش در دست بگیرید و قایق زندگی خود را به سمت مقصد

هدایت نمائید.

چرا باید قایق زندگی را نرم و سبک به جلو برانیم؟

بران، بران،

قایقت را،

نرم و سبک

در مسیر آب

با شور و شادی

با خوشحالی و شادمانی

که زندگی رویایی بیش نیست…

بدون اینکه نگرانی و ترسی در دل داشته باشیم دل به این دریای

بیکران خداوندی داده و به خدای خود اعتماد کامل می نمائیم و قایق

خود را نرم و سبک در مسیر درست به حرکت در خواهیم آورد.

و به این مسأله باید توجه داشته باشیم در حالی که ما سوار بر قایق

خود هستیم، تنها می توانیم قایق خود را به سمت هدف، هدایت نمائیم

و قایق نفرات دیگر، توسط خود آنها باید هدایت شود، نه توسط

فرامین شما.

زمانی که زندگی دیگران را تحت نظر می گیریم، و در مورد آنها

به قضاوت و داوری می پردازیم، در حقیقت می خواهیم بر روی

نواقص و معایب خود سرپوش بگذاریم. پس لطفاً اجازه دهید، دیگران

به میل خود، قایق زندگی خود را هدایت نمایند.

چطوری می توانیم بدون اینکه با دیگران رقابت نمائیم، قایق

زندگی را به جلو برانیم؟

این زندگی که در آن قرار گرفتیم و به مانند قایقی در دریا شناور

است، تنها کافی است که به جلو رانده شود و در مسیر قرار بگیرد

و اینکه دیگران با چه سرعتی و در چه جهتی در حال عبور از این

دریا می باشند، برای ما سودی ندارد. در این مسیر، قایق ها همه

به مقصد خواهند رسید، لکن مسیر و جهت بسیار مهم و ضروری

است و آن چیزی که در این قایق مهم نیست، سرعت رسیدن مهم

است. در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) که سرعت انجام کارها

در بعضی مواقع کمی کند می شود، بهتر است که ما فقط مراقب

این باشیم که قایق مان در مسیر درست و جهت درست قرار دارد،

و اینکه با سرعت آرام و مطمئن به سمت هدف حرکت نمائیم تا

سرنشینان این قایق که خود ما هستیم، بتوانیم در آسودگی طی

طریق نمائیم.

حال چه باید کرد؟

مادامی که پارو نزنی

قایق زندگی تو

یا سرجایش می ماند

یا با هر بادی

به بیراهه خواهد رفت

تنها زمانی که خیلی مهمه، زمان حال هست، دقیقا زمانی که سکان

و کنترل قایق رو بدست گرفتی، تو حتی از آینده هم بیخبری قایق هر

لحظه امکان داره با تلاطم دریا مواجه بشه

تنها زمانی که تو داری دقیقا همین زمان و همین الان هست

 خوب در مورد زندگیت فکر کن. و عمل کن.

الان.