کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

کمک کردن به خود در دوران بازنشستگی

در زمان اشتغال هر روز سر یک ساعت مشخص بیدار شده و مثل

همیشه، بعد از آماده شدن و صرف صبحانه به سوی محل کار عزیمت

می نمائیم. حال بعد از سالیان دراز که به سن بازنشستگی

رسیده ایم، به ناگهان با یک برگه ابلاغ بازنشستگی، در شوک وارد

شده و مثل اینکه یک سطل آب یخ بر روی سرمان سرازیر می شود.

و پس از این واقعه است که دیگر، عنان زندگی از کف خارج میشود و

بعد از خانه نشینی، دیگر هیچ رمقی برای ادامه زندگی و حتی در

بعضی از مواقع، ادامه نفس کشیدن وجود ندارد.

در برخی از موارد، با فرد بازنشسته که مذاکره می کردم، و به ایشان

نحوه گذراندن این دوران را مطرح می نمودم، بعضی از این عزیزان،

متأسفانه دیگر نمی خواستند کاری انجام دهند و تمام توجیه آنها این

بود که ما دیگر کار خود را انجام داده ایم و مشخص است که اگر

همین روال در پیش گرفته شود، فرد بازنشسته، که از کار فارغ شده،

بمرور از زندگی نیز فارغ می شود. اما چه شده که فردی که آنچنان

هر روز به صورت مرتب مشغول کار و تلاش بود، به یکباره و فقط با یک

برگه، چنین تغییرات عظیمی در زندگی و ساختار او صورت می گیرد.

مگر همین فرد نبود که موفقیتهای بیشماری در محل کار، برای خود و

دیگران رقم زده بود؟

مگر همین فرد نبود که تلاشهایش، باعث بهبود بهره وری در محل کار

و زندگی خود شده بود؟

مگر همین فرد نبود که اهداف و برنامه های محل کار توسط ایشان

تعیین و پیگیری می گردید؟

و دهها، مگر و اما و چرا

اما براستی چه شده است که فرد بازنشسته دیگر حاضر نیست به

خودش نیز کمک نماید تا زندگی شاد و با نشاطی داشته باشد. ما

در این مقاله بر آنیم که به این بحث نظری بیفکنیم.

پس با ما همراه باشید.

کمک به خود چیست؟

در ابتدا باید تعریفی از کمک به خود داشته باشیم:

انسان معصوم متولد می شود اما راهش از همان لحظه های اول

منحرف می شود و دوباره باید خودش را خلق بکند – انسان تنها

موجودی است که بعد از تولدش باید خودش را خلق کند و اگر موفق

به این کار شد دست به هر کاری بزند مبارک است – زیرا خودجوش

است نورش را از خودش می گیرد و هر عمل خودجوشی کیفیت دارد.

پس بنابر این هیچکس جز خود فرد نمی تواند خودش را دوباره خلق

کند. بدین دلیل است که هیچ فردی نمی تواند به دیگری تا خودش

نخواهد کمک کند.

چرا باید به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

در دوران بازنشستگی، نیز بعضی از عزیزان، فکر می کنند که با

بحرانی روبرو گردیده و در بعضی از مواقع کلاً با زندگی وداع می کنند

و اکثراً خانه نشینی یا پارک نشینی را برمی گزینند. این انتخاب ها،

می تواند شروع یک دور تسلسل باطل را به همراه داشته باشد. زیرا

که هر چه خانه نشینی ادامه دار باشد و شما نخواهید که از

تخصص ها و توانائیهایتان استفاده نمائید، به همان نسبت نیز از

تخصص ها و توانائیها و بالنتیجه، اعتماد به نفس و سلامتی تان نیز

کاهش می یابد.

پس بهتر است که هر چه سریعتر، یک سد مقاوم در برابر این دور

تسلسل ایجاد کرده و خود را مجدداً خلق نمائیم و به خودمان کمک

کنیم که زندگی جدید و پر ازنشاط و شادابی همراه با سلامتی

داشته باشیم.

چطوری به خودمان در دوران بازنشستگی کمک کنیم؟

اقدامات بیشماری را می توان ذکر نمود، در اینجا به چند مورد از آنها

اشاره می نمائیم:

  • – اول باورکنید که در این جهان تنها نیستید و معبودی که شما را
  • آفریده، شما را تنها نگذاشته و همچنان دستان شما، را گرفته
  • است، لکن این شما هستید که با افکارتان، جلوی حس گرفتن
  • دستان خود توسط معبود را نادیده گرفته اید.
  • – شما باید به چیزهائی که دارید، بیش از چیزهائی که ندارید،
  • فکر کنید.
  • – شکر گزار نعمتهایی باشید که خداوند به شما عطا نموده است.
  • – اتفاقات در گذشته، هیچ ربطی به اتفاقات در آینده ندارد، مگر
  • آنکه شما آنها را به هم متصل نمائید.
  • – روبرو شدن با مشکلات، باعث رشد و پیشرفت دو چندان میشود.
  • – به هر مسئله ای به اندازه همان مسئله اهمیت بدهید، نه بیشتر
  • – اجازه دهید، مشکلات و مسائل در پیش روی شما، قدم بزنند،
  • وارد آنها نشوید.
  • – تجربه شکست، می تواند پیروزی آینده را برای شما رقم بزند.
  • – شما با تجربه ای که دارید، می توانید با انواع مشکلات روبرو
  • شده و آنها را حل نمائید.
  • – شما می توانید احساسات مختلف(غم و شادی) را برای مدتی
  • کوتاه تجربه کنید
  • – شما همان فردی بودید که تا کنون، موفقیتهای بسیاری
  • داشته اید، این موفقیتها می تواند تکرار گردد.
  • – همه چیز می گذرد، پس این نیز می گذرد.
  • – خود را از هم نشینی با افراد منفی برحذر دارید.
  • – خود را مقید کنید که با افراد مثبت ارتباط داشته باشید.
  • – خنده بر هر درد بی درمان دواست.
  • – تصمیمات مهم زندگی را خودتان بگیرید.
  • – خشمگین شدن، تنها شما را نابود می کند نه علت خشم را.
  • – به کودک درونی اجازه رشد و بازی دهید.
  • – اتفاقات، اتفاقی رخ نمی دهند، هر کدام برای خود حکمتی دارند.
  • – تغییرات به صورت جزئی رخ میدهند
  • – نیاز شما به افراد، تنها در افکار شماست، نه در اعمال شما
  • – از مقایسه خود با دیگران اجتناب و با خود مسابقه بگذارید.
  • – از واژگان مثبت استفاده کنید، تا راه حلها، به شما گفته شود.
  • – زندگی مجموعه ای از انتخاب های شماست، پس نگاه کنید
  • که چه چیز را انتخاب می کنید.

حال چه اقدامی انجام دهیم؟

اگر نمی خواهید با عینک مثبت اندیشی به مسائل نگاه کنید، کافی

است، حداقل با عینک بدون شیشه در دوران بازنشستگی به مسائل

نگاه کنید تا مسائل را به همان شکل که هستند بیابید و در جهت

حل آن ها قدم بردارید.

پس همین الان شروع به تغییر نگرش و کمک به خود در این دوران

بازنشستگی نمائید. و آنگاه فواید این کمک کردن را سریعاً دریافت

می نمائید.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی چیست؟

اگر در بین همکاران و دوستان بازنشسته خود جستجو

نمائید، عزیزان بازنشسته ای را خواهید یافت که در کنجی

خزیده اند و کاملاً از اطرافیان خود دوری می جویند و تک و

تنها به فکر فرو رفته اند.

 آیا شما نیز تا کنون با چنین گنجینه های فراموش

شده ای، ملاقات داشته اید؟

آیا می دانید که آنان در خلوت خود، به چه چیزهائی

می اندیشند؟

آیا می دانید که چگونه باید از رفتن این خوبان به داخل

پیله، جلوگیری نمود و زندگی خوب و شادی را برای خود

و اطرافیان رقم زد؟

اینها مسائلی است که در این مقاله قصد داریم به آنها

بنگریم و تا حد ممکن، راه کارهای مقابله با این افکار و

این اعمال را بیابیم.

کرم ابریشم در دوران بازنشستگی به چه معناست؟

کرم ابریشم، یک کرم است که در دو مرحله، به پروانه ای

تبدیل می گردد. و برای انسان از آن جهت مفید است که

از این کرم، نه برای پروانه شدن و پریدن آن، بلکه برای

تهیه ابریشم، استفاده می شود. البته لازم به ذکر میباشد

که برای انسان خود کرم، مفید نمی باشد بلکه تارهای تنیده

شده که خود ابریشم است، ارزش و فایده دارد و بعد از چند

روز، کرمها را بوسیله قرار دادن در آفتاب و انداختن در آب

جوش می کشند و ابریشم پیله ها را مورد استفاده قرار

می دهند،

چرا نباید در دوران بازنشستگی به شکل کرم ابریشم

بشویم؟

حال بعضی از عزیزان بازنشسته را مشاهده می نمائیم که

به علل مختلف، از جمله: احساس تنهائی، ترد شدن از

طرف جامعه، احساس عدم مفید بودن، احساس اضافه

بودن و … به گوشه ای خزیده و سر در لاک خود فرو میبرند

و اگر کرم می بودند تا کنون مقداری زیادی تار در دور خود

می تنیدند. لکن در این مورد، بجای پیله ها، خود فرد

بازنشسته به درد اطرافیان و اجتماع می خورد. و باید طی

اعمالی حساب شده به این فرد بازنشسته، که جزء

گنجینه های گهر بار تلقی شده، کمک نمائیم که از این

لاک بیرون آمده و به دامن پر از مهر و صفای اطرافیان و

اجتماع، بر گردد.

اگر این حالت در لاک بودن توسط عزیزان بازنشسته ادامه

یابد، منجر به بروز بیماری افسردگی گردیده و این فرد، بسیار

مستعد دریافت باقی بیماریها اعم از ساده و صعب العلاج

می باشد. پس باید هم ما و هم خود فرد بازنشسته از بروز

خطر جلوگیری نموده و شادی و نشاط و امید را به این فرد

و خانواده ایشان بازگردانیم.

چگونه باید فرد بازنشسته را از پیله در دوران

بازنشستگی جدا سازیم؟

در ابتدا می بایست، مشخص نمائیم که فرد به چه عنوان

سر در لاک فرو برده و حاضر نیست با احدی صحبت نماید

و همیشه در کنجی نشسته و به اعمال گذشته و ترس

از آینده مشغول می باشد.

  • در ادامه، دیدن این افراد و سرمایه های گرانبهای نیروی
  • انسانی است که باید این افراد توسط اطرافیان به خوبی
  • دیده شوند(دیده شدن به این معنا نیست که با دلسوزی،
  • اقدام به انجام وظائف و مسئولیتهای آنان نمائیم، بلکه
  • آنان نیازمند محبت از طرف اطرافیان هستند، همان
  • محبتی که زمانی که اطرافیان، نیازمند این محبتها بودند،
  • این افراد از ابراز آن، کوتاههی نکرده و همه را در طَبَق
  • اخلاق می گذاشتند).
  • در مرحله بعدی، باید شنونده حرفهای سراسر پرمعنی
  • آنان شویم. زیرا که این عزیزان بخاطر اینکه سالیان زیادی
  • را در شغلها و محلهای مختلف مشغول فعالیت بوده اند،
  • از تجربه و مهارتهای بسیار بالائی برخوردار می باشند،
  • که به نظر نگارنده، برای شنیدن این تجربیات، باید
  • هزینه های هنگفتی پرداخت نمود و باید ممنون بود که
  • این تجربیات را به رایگان در اختیار ما قرار می دهند.
  • در ادامه اعمال، اگر مسائل یا مشکلاتی دارند، چه از
  • نظر جسمی و چه از نظر روحی، این مسائل و مشکلات
  • را بپذیریم و به آنان کمک نمائیم که این مسائل را رفع
  • نمایند. یا اگر امکان رفع در کوتاه مدت وجود نداشت،
  • حداقل آثار مخرب آن را کمتر نمائیم(مانند بی اختیاری
  • ادرار و …)
  • در مرحله بعد، اگر نیاز به همدم و هم صحبت دارند،
  • حتماً در فکر یک همدم یا همصحبت برای این عزیزان
  • باشیم، زیرا که انسان اجتماعی است و نیازمند ارتباط
  • با دیگران، و در این سن، نیازمند صحبت با کسی که
  • بتواند آنان را درک نماید.
  • یکی دیگر از موارد، اگر این عزیزان، دارای نوه می باشند،
  • بهینه است که اقداماتی بعمل آید که حداکثر دیدار و
  • ملاقات مابین بازنشستگان و نوه های آنان برگزار گردد.
  • زیرا که در هر ملاقات، انرژی هائی که هر دو طرف
  • می توانند از یکدیگر کسب نمایند، بسیار زیاد و قابل
  • ذکر می باشد.

  • راههای دیگر را خودتان با توجه به موقعیتها و افراد
  • می توانید با خلاقیت و تجربه خود، بدست آورید.

راههای عملی فوری برای برگرداندن به شادی و

نشاط در دوران بازنشستگی چیست؟

مطلب خیلی مهمی که در این خصوص وجود دارد، تنها

دانستن موارد بالا نیست، بلکه لازم است از هم اکنون

اقدام نمائید و اگر عزیزی سر در گریبان خود فرو برده، یا

مستعد کناره گیری از جمع می باشد، با اقدامات لازم فوق

یا هر اقدامی که بصورت خلاقانه و تجربه بدست آورده اید،

کاری کنید که این عزیزان دیده شده و احساس مفید بودن

و مثبت بودن همانند سالهای اشتغال خود داشته باشند.

مطمئن باشید، اگر این عزیزان، شادی و نشاط را در زندگی

مجدداً تجربه نمایند، این احساس می تواند در کل خانواده

پخش و همگان از آن بهره مند گردند.

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

فعال بودن در بازنشستگی و دوری از بیماریها

در هنگامی که فرد به درجه بازنشستگی میرسد، تعدادی از

نفرات، بازنشستگی را با استراحت مطلق اشتباه گرفته و خود

را کاملاً در خانه زندانی و شروع به استراحت کامل و بی حد و

حساب می نمایند و با توجه به اینکه، همچون یارانه، مقرر است

دیگر ماهانه، یک مقدار پول ماهانه، بصورت مداوم به دستشان

برسد، دیگر هیچ نیازی به کارکردن نمی بینند.

این یکی از بزرگترین مسائلی است که تعدادی از بازنشستگان

گرامی، با آن مواجه هستند، اما در این مورد نیز، هزینه های

ناپیدای دیگر وجود دارد، که متأسفانه تا کنون به حساب نیامده

است، وآن هزینه، هزینه استهلاک می باشد، هزینه استهلاک

که در موقع کار کردن، به وسائل و تجهیزات تعلق می گیرد، در

انسان کاملاً بر عکس میباشد و در صورت عدم کارکرد از هر یک

از اعضاء و جوارح، این هزینه به صورت تصاعدی بالا رفته و در

درجات بالا، فعالیت کامل آن عضو را عملاً غیر ممکن می سازد.

پس عقل سلیم حکم می کند که بعد از دریافت بازنشستگی،

بتوانیم برای خود برنامه ریزی مناسب داشته باشیم  وبتوانیم از

این موقعیت بدست آمده برای رسیدن به هدفهای جدید و بهینه،

استفاده لازم را بنمائیم.

هزینه های عدم فعال بودن در دوران بازنشستگی

همانگونه که در قسمت قبل اعلام شد، جهت فعال نبودن در

زمان بازنشستگی، باید هزینه ­هائی را پرداخت نمود که از آن

جمله می­ توان به عدم کارکرد بعضی از اعضاء و جوارح اشاره

نمود، مثلاً در صورت عدم استفاده از عقل و ذهن، بیماری آلزایمر

از اولین هزینه هائی است که باید دریافت نمود، و همچنین عدم

استفاده از عضلات بدن، نیز بیماریها و مسائل و مشکلات را به

سمت بدن، راهنمائی و هدایت می نماید.

در این خصوص می توان به یکی از اقوام اینجانب اشاره نمود که

متأسفانه به علت عدم استفاده از پای خود، بعد از جراحی، تا

آخر عمر نتوانست آن پا را صاف نماید و بصورت چهارزانو، تمام

باقیمانده عمر خود را سپری نمود و بچه های این بنده خدا،

مجبور بودند برای جابجائی ایشان، تنها در خانه، ایشان را بغل

کرده و جابجا نمایند.

مزایای فعال بودن در دوران بازنشستگی

حال که به هزینه های عدم فعال بودن، اشاره شد، لازم است

که مزایای فعال بودن در زمان بازنشستگی را نیز ذکر نمود. و آن

چیزی نیست غیر از سلامتی و شادابی، اگر به اطراف خود

نظری بیفکنید، نفرات بسیاری را خواهید  دید که پس از

بازنشستگی، تنها تعویض مکان خدمت انجام داده، یا به دنبال

علائق خود رفته و خدمت جدید و یا کار جدیدی را شروع نموده

اند، یا اگر از نظر مالی، کاملاً مستقل هستند، نیز به کارهای

عام المنفعه، و خیریه پرداخته و علاوه بر اینکه نام خود را در

لیست خیرین و نیکوکاران زمان ثبت و ضبط نموده اند، سلامتی و

شادابی و نشاط را نیز برای خود به ارمغان آورده اند.

خوب در زمانی که سلامتی و شادابی در زندگی روی خود را

نشان دهد، مطمئناً مشکلات دیگر در آن زندگی جائی برای خود

نمائی نداشته و به ناچار، محل را تخلیه می نمایند و نمیتوانند

مانع خوش بودن آن بازنشسته را فراهم نماید.

مقایسه بازنشسته فعال با بازنشسته غیر فعال

مطمئناً شما نیز مانند نگاره، افراد مختلفی را در هر دو گروه

بازنشسته(فعال و غیر فعال) مشاهده نمودید، مثلاً بازنشسته

ای که در سنین 90 سالگی نیز همانند جوانان مشغول کار و

تلاش و فعالیت هستند و بازنشستگان 60 تا 70 ساله که

متأسفانه باید توسط نزدیکان خود، جابجا شده و تنها نظاره گر،

گذران عمر خود باشند.

شما واقعاً کدامیک را انتخاب می کنید، بازنشسته جوان 90

ساله یا بازنشسته پیر 60 ساله؟ این انتخاب خود شماست که

کدامیک از این دو عزیز را برای الگوبرداری خود انتخاب میکنید.

 

مسلم است حال که مشغول مطالعه این مقاله هستید، مطمئناً

بازنشسته پیر 60 ساله را به هیچ وجه انتخاب نخواهید نمود،

زیرا به دنبال شادی و نشاط در زندگی هستید که این سایت را

انتخاب نمودید، پس لطفاً از همین الان، یک ورق و یک خودکار به

دست گرفته و برنامه آینده خود را برای داشتن زندگی خوب و

سراسر سالم و شاداب و با نشاط، بنویسید. زیرا همانگونه که

می دانید، قدرتی که در نوشتن است، در مسائل دیگر یافت

نمی شود.

موارد قابل برنامه ریزی جهت فعال بودن در زمان بازنشستگی

در کتاب الهی پیر شی، و نیز مقالات متعدد نوشته شده توسط

اینجانب، بارها به مسائل مختلف جهت برنامه ریزی برای فعالیت

در دوران بازنشستگی، اشاراتی شده است. و در اینجا مجدداً

بعضی از مواردی که میتوان برای دوران بازنشستگی خود،

برنامه ریزی نمود، را مجدداً یادآوری می نمایم.

اولین مسئله ای که باید جهت فعال بودن، برای آن برنامه ریزی

انجام شود، ورزش می باشد، که اگر در ابتدای صبح نیز باشد،

بمراتب اثرگذاری آن بیشتر و بیشتر میگردد.

دومین مسئله ای که فعال بودن را با نشاط تر می نماید، بحث

درآمد است، باید در این دوران، به سراغ فعالیتهائی رفت که

افزایش درآمد ما را نیز در پی داشته باشد، زیرا که بحثهای

اقتصادی از بهترین انگیزاننده ترین مباحث است و می تواند،

همیشه انگیزه لازم را برای فعال بودن در دوران بازنشستگی به

ما بدهد.

سومین مسئله، بحث اشتغال است، چه بتوانیم با سرمایه

گذاری های مختلف، درآمد خود را افزایش دهیم و چه بخاطر

مسائل مختلف، نتوانیم، در هر صورت، باید خود را مقید نمائیم

که مبحث اشتغالی برای خود ایجاد نمائیم که بتواند اشتغال ما

را تضمین نماید.

 البته لازم به ذکر می باشد که منظور ما، کار کردن از ابتدای

صبح تا نیمه شب نمی باشد، زیرا که با افزایش سن، بعضی

افراد(که نگارنده مخالف این افکار می باشد)، فکر می کنند که

توان خود را از دست داده اند، و دیگر توانائی کار کردن ندارند، در

صورتی که با مصاحبه ای که پیرمردی 110 ساله داشتم، ایشان

همچنان مشغول انجام فعالیتهای خود بود، و بدون نیاز به کمک

کسی، کارهای مربوط به زندگی خودش را انجام میداد. پس هر

گونه فکر کنی، بدن نیز در همان راستا با شما همگام خواهد

شد.

چگونه می توان این فعالیتها را هدفمند نمود.

یکی از اصول اولیه برنامه ریزی آن است که برای خود هدف

داشته باشیم، اگر در برنامه ریزی اولیه خود، اهداف خود را در

نظر داشته و آنها را نوشته باشیم، برنامه ریزی به مراتب می

تواند مسیر ما را در رسیدن به فعالیت هدفمند هموارتر نموده و

ما را خیلی سریعتر از آنچه که فکر می کنیم، به سلامتی و

شادابی و نشاط برساند.

پس از همین الان شروع به برنامه ریزی نموده و از نیمه دوم عمر

خود(بازنشستگی) بهترین استفاده را ببریم، زیرا که این نعمتی

است که خدا، به ما اعطا نموده است.

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

فشار روانی و تأثیر آن بر تشدید یا ایجاد بیماری جسمی

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که گاهی اوقات، در سر کار

یا مواقع دیگر، با بوجود آمدن یک فشار یا شوک ناگهانی، بیماری

جسمی در وجودتان ظاهر یا بیماری قبلی به شکلی جدید خود

نمائی کرده و شما را کلافه نماید.  علت اين امر فشار و

استرس ناگهاني احساسي است كه موجب مي‌شود آدرنالين

باعث متوقف شدن فعاليت قلب و در نهايت ايست قلبي شده و

ضعف شديد‌ ماهيچه قلب را در پي دارد.
اما خبر خوب اين است كه اين حالت معمولا قابل درمان است

و به ندرت موجب آسيب دايمي قلب مي‌شود. اما در هر حال

اين محققان توصيه مي‌كنند كه در صورت احتمال داشتن

احساس حمله قلبي فقط جهت اطمينان بايد فورا با پزشك

مشورت كنيد.

فشار روانی چیست؟

بر اساس تعریفی که سایت ویکی پدیا از فشار روانی دارد،

فشار روانی، تـَنیدگی یا اِستـِرس در روان‌شناسی به معنی

فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند،

استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود. استرس یک فشار

روانی و احساسی بیش از حد تحمل فرد است. درواقع استرس

زمانی ایجاد می‌شود که ما نتوانیم با فشارهای کوچک کنار

بیاییم. استرس در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است

عاملی برای فردی ایجاد استرس کند ولی در فرد دیگر، به هیچ

عنوان استرس ایجاد نکند.

فشار روانی به زبان ساده می توان گفت: پاره‌پاره شدن بدن بر

اثر فشارهای وارده بر بدن .

و فشار روانی بر اثر استرس بوجود می آید و علائم استرس

تفکر نگران کننده، شامل اضطراب، مشکلات خواب، عرق کردن،

از بین رفتن اشتها و مشکل در تمرکز حافظه است.

تأثیر فشار روانی بر بیماری جسمی

فشار رواني منشاء بسياري از بيماريها شناخته شده است.

پژوهشگران استراليايي ارتباط ميان فشار رواني با ابتلا به انواع

بيماريها از سرماخوردگي تا سرطان را به طور علمي اثبات

كردند. محققان موسسه گاروان در سيدني دريافتند هورمونی

به نام “نروپپتید وای” كه به هنگام فشار رواني در بدن ترشح

مي‌شود دستگاه ايمني بدن را تحليل برده و انسان را بيمار

مي‌كند.
تاكنون در مورد ارتباط ميان مغز و دستگاه ايمني بدن شواهد

اتفاقي ارايه شده است، اما اكنون اين ارتباط به اثبات رسيده

است.

به هنگام فشار رواني مقادير زيادي از اين هورمون از اعصاب آزاد

مي‌شود كه وارد جريان خون شده و از فعاليت سلولهايي در

دستگاه ايمني كه بدنبال كشف و نابودي ميكربها هستند

جلوگيري مي‌كند.
اينكه فشار رواني بيماريزاست ديگر خيال نيست بلكه واقعيتي

است كه بايد با اهميت دانسته شود. اين هورمون آسيب پذيري

فرد را در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا آنفلوانزا افزايش

مي‌دهد.
فشارهاي‎‎ عصبي‎ افزايش‎ توليد موادي در بدن‎ را موجب‎ مي

‎ شود كـه‎ بـر عـملـكـرد سيستم‎ ايمني‎‎ بدن‎ آسيب‎ مي رساند.

در بيماريهاي روان تني همچون افسردگي، اضطراب، وسواس و

جنون، خطر ابتلا به عواملي نظير سردرد، زخم معده، آسم،

کهير، سکته قلبي و فشار خون افزايش مي‌يابد.

فشار روانی یکی از عوامل مهم دخیل در بیماری قلبی،

سرطان، مشکلات ریوی، محرومیت‌های ناشی از سوانح،

سیروزکبدی و خودکشی است. فشار روانی به طور اخص در

ضعف دستگاه ایمنی، بیماری قلبی عروقی و سرطان،

نقش مهمی ایفا می‌کند.

کار دستگاه ایمنی، تشخیص مواد خارجی مثلاً باکتری‌ها،

ویروس‌ها و تومورها و نابودکردن آنها است. این دستگاه از

بیلیون‌ها گلبول سفید دستگاه لنفاوی تشکیل شده‌است. تعداد

گلبول‌های سفید و کارآیی آنها در کشتن ویروس‌ها و

باکتری‌های خارجی با میزان فشار روانی رابطه دارد. به عنوان

مثال، وقتی کسی در مرحله هشدار یا فرسودگی است،

دستگاه ایمنی او خوب کار نمی‌کند. در این دو مرحله، احتمال

تکثیر و بیماری‌زا شدن ویروس‌ها و باکتری‌ها بیشتر می‌شود.

چرا فشار روانی  می تواند بر بیماری جسمی در بازنشستگی تأثیر بگذارد؟

فشار رواني طولاني مغز را كوچك مي‌كند

فشارهاي رواني طولاني مدت نه تنها مهارتهاي تفكر و حافظه را

زايل مي‌سازد بلكه مغز را نيز كوچك مي‌كند. زندگي تحت فشار

رواني شديد نه تنها براي سلامت بدن بلكه براي مغز و قواي

دماغي نيز زيان آور است.

محققان در مطالعه جديدي تاثير تنش درازمدت و تغييرات

هورمون استرس كورتيزول را بر عملكرد مغز بررسي كردند.

مطالعات قبلي حاكي از تاثير فشار رواني بر سلامت قلب و

عروق از طريق افزايش سطح خوني هورمون‌هاي استرس مانند

كورتيزول در بدن است. مطالعات بسياري از نقش مخرب تنش بر

سلامت جسمي، فشار خون، و سلامت قلبي عروقي و غيره

خبر مي‌دهند. در اين مطالعه تاثير بالا بودن مزمن هورمون

كورتيزول بر عملكرد مغز افراد مسن، جوان و كودك بررسي شد.

محققان در اين تحقيق دريافتند با افزايش سطح كورتيزول در

خون افراد مسن ناحيه‌اي از مغز به نام هيپوكامپ كه مسئول

يادگيري و حافظه است كوچك مي‌شود. در اولين مطالعه ميزان

هورمون كورتيزول در گروهي از افراد مسن در طول سه تا شش

سال اندازه‌گيري شد. نتايج اين مطالعه نشان داد بالا بودن

هورمون كورتيزول به طور مزمن حافظه را تخريب مي‌كند. به

علاوه اندازه هيپوكامپ در اين افراد تا ‪ ۱۴درصد كم مي‌شود.

اين مطالعه به روشني تاثير منفي تنش‌هاي دراز مدت را بر مغز

و قواي دماغي نشان مي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان تنوع

حافظه و عملكرد ذهني افراد بازنشسته را توجيه كرد. بررسي

تاثير تنش بر مغز افراد جوان نشان داد حتي افزايش موقتي و

كوتاه مدت كورتيزول بر توانايي تفكر و حافظه كودكان تاثير منفي

مي‌گذارد. در نهايت مطالعه كودكان و نوجوانان از طبقات متفاوت

اجتماعي اقتصادي نشان داد ميزان هورمون كورتيزول با پايين

آمدن طبقه اقتصادي اجتماعي افزايش مي‌يابد. به عبارتي

متوسط هورمون كورتيزول خون اين افراد بيشتر است. تنش

مهمترين عامل تغيير عملكرد مغز است. انسان در هر سن و از

هر طبقه اجتماعي اقتصادي كه هست به تنش حساس است.

چطوری با فشار روانی مقابله کنیم و شادی و نشاط و

سلامتی را برای خود به ارمغان بیاوریم؟

نظر به اینکه در دوران بازنشستگی، بدن تا حدودی، بخاطر

افسردگی آمادگی دریافت بیماریها را دارد بنابر این باید به هر

صورتی که شده، مقابل فشار روانی ایستادگی نمود، و جهت

اینکار در ابتدا باید مقدار فشار روانی را ارزیابی نمود، و این

ارزیابی در دو مرحله انجام می شود:

ارزیابی اولیه و ارزیابی ثانویه.

ارزیابی اولیه، اشخاص، وقایع را از لحاظ مضربودن، تهدید بودن یا چالش‌ بودن بررسی می‌کنند. چنانچه شخص عامل فشار

روانی  را به جای تهدید در نظرگرفتن آن، چالشی قابل رفع در

نظرگیرد، راهکار خوبی را برای کم‌کردن فشار روانی برگزیده

است. این راهبرد با ویژگی (سرسختی) که عاملی شخصیتی

است همسو است.  برای مثال دو دانشجو را در نظر بگیریم که

هردو در امتحان میان ترم روان شناسی تک گرفته اند،

دانشجوی الف با دیدن نمره ی تک خودش خشکش می زند و

بقیه ترم را تهدید می بیند. ولی دانشجوی ب با این خبر به هم

نمی ریزد و تهدید رد شدن در امتحانات بعدی وجودش را نمی

گیرد. او نمره ی خود را چالشی می بیند که می تواند بر آن

غابه کند.

ارزیابی ثانویه:در ارزیابی ثانویه آدم ها امکانات و منابع خود را

می سنجند و این را در نظر میگیرند که آیا می توانند با واقعه ی

مورد نظر به نحو مناسبی کنار بیایند یاخیر .این ارزیابی به این

دلیل ثانویه است که هم بعد از ارزیابی اولیه است صورت می

گیرد و هم به این بستگی دارد که واقعه را چقدر مضر، تهدید یا

چالش بدانیم. به عنوان مثال، دانشجوی الف ممکن است

امکانات و توانایی‌های خوبی برای کنار آمدن با نمره پایین

امتحان میان‌ترم خودش داشته باشد ولی چون آن را مضر و

تهدید ارزیابی میکند لذا ممکن است نتواند از امکانات و

توانایی‌هایش خوب استفاده کند. اما دانشجوی ب ممکن است

این را در نظر بگیرد که برای بهبود نمره‌اش در نیمه دوم ترم چه

امکانات و تواناهایی دارد؛ امکانات و توانایی‌هایی مثل جویا شدن

نظر استاد در مورد راه و رسم بهتر درس خواندن در طول ترم،

تنظیم برنامه مدیریت زمان با هدف افزودن ساعات درس‌خواندن

و پرس‌وجو در مورد راهبردهای درسی دانشجویان زرنگ.

راهبردهای کنار آمدن با فشار روانی:

علاوه بر فرضیه‌ی آسیب پذیری وقوع بیماری که آستانه خاص

هر فرد را برای تحمل فشار روانی  (هنگام رویارویی

باورویدادهای منفی زندگی) مطرح می کند، آنچه مهم است

تدابیری است که فرد برای کنار آمدن با فشار روانی اتخاذ

می‌کند که یا مؤثر است و یا بی تأثیر. کنار آمدن مؤثر یعنی اداره

کردن شرایط شاق و طاقت‌فرسا ، تلاش برای حل مشکلات

زندگی و غلبه کردن بر فشار روانی یا کم‌کردن فشار روانی، به

عبارت دیگر روبرو شدن مستقیم با مشکلات خود وتلاش برای

حل کردن آنها است. به رفتارهایی که اعضاء بدن در مقابل

فشارهای روانی نشان می‌دهند می توان به‌عنوان رفتارهای

کنار آمدن از آنها نام برد.چنانکه رفتار کنار آمدن بدن بتواند عامل

فشار را کم کند(و واکنش تمام عیار نشانگان سازگاری کلی

GAS را از بین ببرد یا مدت آن‌را کوتاه کند بدون  آن‌که صدمه‌ای

جدی به اعضاء بدن برسد) رفتار فائق آمدن مؤثر نامیده

می‌شود، ولی اگر کنار آمدن نتواند به‌صورت مشخصی از شدت

نشانگان سازگاری کلی GAS بکاهد، واکنش اخطار ادامه

می‌یابد و حتی ممکن است از مرحله‌ی مقاومت گذشته و تا

مرحله‌ی «فرسودگی» پیشرفت کند و شخص را در برابر

بیماری‌های جسمی و روانی سخت آسیب‌پذیر نماید.

علائم فشار روانی بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

الف- نشانه های روانی: شامل افسردگی ،اضطراب،احساس

ناکامی،انزوا و بیزاری.

ب- نشانه های جسمی شامل: اختلال در سوخت وساز بدن ،

تغییر ضربان قلب و فشار خون، ناراحتی های معده ای- روده

ای،انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و……است.

ج -نشانه های رفتاری:مانند غیبت از کار یا ترک شغل، مصرف

زیاد مشروبات الکلی، میل به سیگار یا دارو، پرخوری یا بی

اشتهایی، رفتارهای ستیزه جویانه یامشکلات بین فردی است.

روش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی:

در کنار آمدن هیجان مدار افراد به کمک برخی از مکانیسم‌های

دفاعی از چیزی اجتناب می‌ورزند . اتفاقات رخ داده را توجیه یا

انکار می‌کنند ، آن‌ها را به شوخی می‌گیرند. برای مثال برخی از

دانشجویان ، از رفتن به کلاس مشکل‌ساز پرهیز می کنند و

احتمالاً خواهند گفت کلاس مهمی نیست. همچنین منکر

مشکل داشتن با آن کلاس می‌شوند ، با دوستانش به آن

می‌خندند ، یا ادعا می‌کنند که مشکلشان در آن کلاس رفع

شده است. ولی این نوع پاسخ دهی هیجانی لزوماً راه خوبی

برای رو‌به‌رو شدن با مشکلات نیست. در زیر برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن غیر مؤثر با فشار روانی را که از آن بعنوان

کنار آمدن هیجان مدار یا روش‌های فائق آمدن غیر مؤثر بر

فشار روانی تعبیر می شود، می پردازیم:

1) سیگار کشیدن: فردی که یاد گرفته است هرگاه در شرایط

پر فشاری قرار گیرد عصبانیت و ناآرامی خود را بوسیله سیگار

کشیدن برطرف کند ، درست است که به بهبود موقتی دست

می‌یابد ولی از طریق وارد شدن نیکوتین به ریه‌ها از قدرت کیفی

آن‌ها کاسته شده و نه تنها این ماده فشار روانی را بدون تغییر

باقی می‌گذارد بلکه واکنش فشار کوچک مربوط به خود را نیز

به‌وجود می‌آورد.

 

2) مصرف الکل: الکل سست کننده اعصاب مرکزی

است،وقتی که به اندازه‌ی کافی مصرف شود نوعی نشاط

به‌وجود می‌آورد و ایجاد احساس بهبود موقت می‌کند و مانع

پرداختن و توجه شخص به منابع فشار واقعی و مشکلاتش

می‌شود ، ولی به نوبه خود با بوجود آوردن واکنش اخطار

فیزیولوژیکی می‌تواند بسان منابع اضافی فشار روانی وارد عمل

شود.

3) مشغول داشتن خود یا کار بیش از اندازه یا فعالیت فوق‌العاده: برخی افراد برای پرهیز از مشکلات و فرار از فشار

روحی از مکانیزم غیر مؤثر «خود مشغول داشتن» بعنوان رفتاری

فائق شونده استفاده می‌کنند. کار مفید و پرثمر یا تفریح

نشاط‌آور می‌تواند یک روش مقرون به‌صرفه و سالم در برابر فشار

روانی باشد. ولی فعالیت‌های وقت‌گیر یا فعالیت توأم با بی‌میلی

مانند شوهری که برای پرهیز از مناقشات خانوادگی هر شب تا

دیر وقت به کار و فعالیت می‌پردازد ، نه تنها فشار روانی را

تخفیف یا از بین نمی‌برد بلکه خود بعنوان منبع افزاینده و بوجود

آورنده فشار روانی عمل می‌کند.

4) پرخوری: کسانی که آموخته‌اند به هنگام فشار روانی به

تغذیه و خوراک روی آورند توانسته‌اند با پرخوری احساس

بهبودی موقت به‌وجود آورند ، زیرا معده پر با احساس آرامش و

تن آرامی قرین است و مانند یک داروی مسکن موقتی

ناخوشایندی‌ها را موقتاً می‌زداید

اما از سوی دیگر با آثار جنبی فیزیولوژیکی و روانی و وزن اضافی

که حاصل می‌شود سبب بد کار کردن اعضاء و بیماری شده و

نیز ممکن است بر قضاوت شخصی فرد تأثیر بگذارد و احساس

گناه و ناتوانی را در فرد بوجود آورد.

5) انکار بیماری: انکار بیماری و یا تلاش ننمودن در جهت

کاهش شدت بیماری در مراحل اولیه بیماری از دیگر روش‌های

غیر مؤثر فائق آمدن بر فشار روانی است که عمومیت دارد و

باعث ایجاد بیماری و آسیب‌پذیری در فرد می‌شود.

6)رفتارهای برگشتی: برگشت به شیوه‌های ناپخته در

برخورد با رفتارهای روانشناختی مانند گریه کردن و کج خلقی را

می‌توان به فراوانی در بیماران جسمی مشاهده نمود که از دیگر

اشکال رفتارهای غیر مؤثر فائق آمدن بشمار می‌رود.

7)افسردگی: علائم افسردگی ممکن است به شکل غمگین

بودن خود را نشان دهد و یا رفتارهایی از قبیل گریه کردن و یا

کناره‌گیری را در فرد بوجود آورد که بعنوان شیوه دیگری از

رفتارهای مواجهه و فائق آمدن غیر مؤثر در جهت سازگاری با

واکنش‌های روانی عمل می‌کند.

روش‌های کنار آمدن مشکل مدار یا روش‌های فائق آمدن مؤثر بر فشار روانی:

 برای کنار آمدن موفقیت آمیز با فشار روانی برخی ازراهبردها

وروش‌های کنار آمدن موفقیت‌آمیز وجود دارند که می توان برای

کنار آمدن مؤثرتر بجای یک راهبرد از چند راهبرد استفاده کرد.

اینک در زیر چند مورد از راهبردها و روش‌های کنار آمدن

موفقیت‌آمیزبا فشار روانی را بطوراختصار شرح می دهیم:

 1) داشتن هیجانات مثبت: تحقیقات در زمینه سلامتی

نشان می دهد هیجانات مثبت هم با سالم کارکردن دستگاه

قلبی عروقی و هم با دستگاه ایمنی رابطه دارند.

در یک بررسی معلوم شد پس از آن که زنان سالم کالج، فیلم

بامزه و شادی را تماشا می‌کردند، میزان فشار روانی آنان

کاهش و پس از دیدن فیلم غمناک، این میزان بصورت قابل

توجهی افزایش یافت.

بین میزان استفاده از شوخی به عنوان راهبردی برای کنار آمدن

با فشار روانی هم رابطه مثبتی برقرار است. در تحقیقی،

محققان با افزایش وقایع خوشایند می‌توانستند بالاتر بودن میزان

پاسخ دستگاه ایمنی در روزهای بعد را پیش‌بینی کنند. محققان

همچنین فهیمده‌اند که وقتی مردم حالات هیجانی مثبت خود را

باز می‌یابند یا آن را حفظ می‌کنند، در زیر فشار روانی، کمتر

مریض می‌شوند و کمتر از خدمات پزشکی استفاده می‌کنند.

خُلق نیز برنظر مردم درباره این که چقدر می‌توانند رفتارهای

سلامتی‌زا انجام بدهند، تأثیر می‌گذارد. برای مثال، در تحقیقی،

آدم‌های شاد بیشتر احتمال داشت رفتارهای سلامتی‌زا انجام

بدهند و اعتقاد راسخ‌تری به این نکته داشتند که این رفتارها،

بیماری آنها را کمتر می‌کنند.

هیجانات مثبت در دفع بیماری‌ها و حفظ سلامتی مؤثرند کار

اصلی هیجانات مثبت، افزایش توانایی مقابله با مشکلات است.

در مطالعه‌ای، کسانی که هیجانات مثبت‌تری (مثلاً شاد)

داشتند، برای کنار آمدن با فشار روانی راهبردهای بیشتری

داشتند تا کسانی که هیجانات منفی (مثلاً غم) بیشتری

داشتند. برای مثال، کسانی که هیجانات مثبت داشتند، بیش از

کسانی که هیجانات منفی داشتند، برای کنار آمدن با مشکل

راه پیدا می‌کردند و بیش از آنها خودشان را عقب می‌کشیدند

و دقیق‌تر به مشکل فکر می‌کردند

2)مثبت‌اندیشی (نجوای درونی مثبت): شواهدی وجود

دارد که نشان می‌دهند مثبت‌اندیشی به افزایش سلامتی

انسان‌ها کمک می‌کند. مطالعه‌ای نشان داده‌است که مردان و

زنان سالمندی که نگاه مثبتی به زندگی دارند کمتر از مردان و

زنان سالمندی که نگاهی منفی به زندگی دارند، ‌دچار حمله

قلبی می‌شوند. تأثیر مثبت‌اندیشی می‌تواند تأثیر بلندمدت

باشد. یک بررسی نشان می‌داد مادرانی که نگاه مثبتی به

زندگی داشتند عمر طولانی‌تری کرده بودند تا مادرانی که

نگاه‌شان خنثی‌تر بود. البته ممکن است نگرش‌های مثبت،

خودشان محصول سلامتی باشند. همچنین ممکن است، ،

اتخاذ نگرش مثبت‌تر، به سلامتی آدم‌ها کمک کند.

3)خوش‌بینی و مثبت اندیشی;خلق خوب ، پردازش اطلاعات

را مؤثرتر می‌کند ، از ما موجودات نوعدوست‌تری می‌سازد و

عزت نفس‌مان را زیاد می‌کند. خوش‌بینی این احساس را در ما

ایجاد می‌کند که بر محیط اطراف‌مان کنترل داریم. بهترین راه

غلبه بر بدبینی مزمن ، شناخت درمانی (یکی از روش‌های روان

درمانی) است. در شناخت درمانی مراجع را تشویق می‌کنند

مثبت بیندیشد و به افکار منفی خودش خوش‌بینانه بنگرد تا

خودش را کمتر سرزنش کند و تعمیم‌های منفی کمتری بدهد.با

بازسازی شناختی یا اصلاح افکار ، عقاید و باورهایی که

مشکلات را تداوم می‌بخشند می‌توان به مردم کمک کرد تا

مثبت‌تر و خوش‌بینانه‌تر فکر کنند. این کار با تغییر نجوای درونی

(یا همان گفتگوهای درونی بی صدا) و با برنامه‌ریزی و حل

مسائل انجام می‌شود. نجوای درونی مثبت چنان اطمینان

خاطری به ما می‌دهد که امکان حداکثر استفاده از قریحه را

فراهم می‌آورد.

تهيه داروهايي براي مقابله با تاثير اين هورمون سالها به طول

خواهد انجاميد به همين خاطر بهترين راه حل براي افراد مقابله

با فشار رواني است.

بهترين كار اين است كه با تغيير سبك زندگي ، انجام ورزشهايي

مانند يوگا و تمدد اعصاب فشار رواني را از زندگي خود خارج

كنيم.

4)خنده واقعا درمان مناسبی است

تماشای یک فیلم کمدی مانند قدم زدن در پارک برای سلامت

قلب مفید است. در یک مطالعه کوچک با شرکت 20 فرد جوان

سالم ، محققان دریافتند جریان خون این افراد طی تماشای

فیلم کمدی که باعث خنده آنها می شود بهبود می یابد. درواقع

افزایش مناسب جریان خون مشابه با همان چیزی بود که پس از

انجام ورزشهای آئروبیک مشاهده می شود.
به گفته سرپرستاین تحقیق دکتر مایکل میلر البته این بدان

معنی نیست که خنده جایگزین ورزش شود. بلکه یک حالت بهتر

تماشای فیلم خنده دار در حین دوچرخه زدن است.

علت این تاثیر دقیقا مشخص نیست اما احتمالا با اثر هورمون

های استرس بر بر عملکرد عروق خونی مقابله می کند. بعلاوه

خنده می تواند بدن را به تولید اکسید نیتریک وادارد. این ماده

شیمیایی به اتساع و گشاد شدن عروق کمک می کند.

5)خواب خوب از شدت فشار روانی و نیز سردردهاي ميگرني

بكاهد، آنه كالهون، استاديار نورولوژي در دانشكده طب دانشگاه

نورت كارولينا در اين زمينه بر روي بيش از 100 زن مبتلا به

ميگرن مطالعه كرده و دريافته است كساني كه بهتر مي‌خوابند

تعداد دفعات بروز سردردهاي آنها كاسته مي‌شود.

اين تحقيقات نشان داد: زناني كه عادات خواب خود را بهبود

مي‌دهند تعداد دفعات سردردهاي آنها تا 20 درصد و شدت درد

نيز تا 40 درصد كاهش مي‌يابد.

هم اکنون سعی کنید با دادن آرامش به خود از یکی از طرق

بالا، فشار روانی را کاهش داده و زندگی آرام، شاد و با نشاطی

را برای خود و خانواده رقم بزنید.

فرهنگ احترام به بازنشستگان

فرهنگ احترام به بازنشستگان

بر اساس آمار بدست آمده در حال حاضر(1395)، حدود 3.5 میلیون

نفر از سیستم تأمین اجتماعی، بازنشسته شده اند، و با

احتساب بقیه نفرات عضو در صندوقهای بازنشستگی دیگر، این

تعداد به حدود 5 میلیون نفر می رسد. و مشخص است که

دولت و ادارات برای اینکه این نفرات به سن بازنشستگی

برسند، تا چه میزان بها پرداخته است و بدنبال آن، چه میزان

تلاش از طرف همین قشر با افتخار، در طی بهترین سالهای

عمر، صورت گرفته است تا کارها به نحو احسن اجرا گردد.

حال که بعد از سالها این نفرات به افتخار بازنشستگی نائل

شده اند، متأسفانه اجتماع، و ادارات مربوطه، آن احترام و

جایگاهی که باید به این قشر با عظمت داده شود، را فراموش

نموده است. در صورتی که در کشورهای دیگر، بازنشسته از

زمان بازنشسته شدن، علاوه بر مزایائی که به او تعلق میگیرد،

احترام ویژه ای نیز در بین مردم به آنها تخصیص داده میشود.

بدین شکل است که در زمانی که فرد به بازنشستگی نائل

میشود، جشن باشکوهی، به افتخار وی ترتیب داده میشود.

احترام به بازنشستگان چیست

احترام به بازنشسته، یعنی اینکه احترام به کسی گذاشته

شود، که بهترین سالهای عمر خود را برای اجرای وظائف خود،

در طبق اخلاق گذاشته و به جامعه، دولت و محل کار، تقدیم

داشته است. حال تمام نفرات استفاده کننده از موهبتهای آماده

شده توسط این عزیزان، باید به شکل ویژه ای برای این پیش

قراولان خدمت احترام قائل باشند.

چرا باید به بازنشستگان احترام گذاشت

حتماً بارها برای شما که این متن را می خوانید نیز پیش آمده

است که از وقت و زندگی خود را برای افراد بخصوصی، زمانهائی

را اختصاص داده و کارهائی را برای آنان انجام داده اید، و البته

بعد از انجام این کار، حداقل اگر انتظار تشکر و قدردانی از طرف

مقابل نداشته باشید، دیگر انتظار برخورد بد و نامناسب را نیز

نخواهید داشت. درست است؟

دقیقاً به همین دلیل است که باید به کسانی که قبل از ما برای

ما کاشتند و ما در حال استفاده از ماحصل زحمات آنان هستیم،

احترام گذاشته و قدر این زحمات را بدانیم و اگر از آنها تقدیر و

تشکر به عمل نمی آوریم، حداقل به دیده اضافه در اجتماع نیز

به آنان ننگریم.

دزدان مادر بزرگ

چندین سال پیش، سریالی را در تلویزیون در یکی از شبکه ها

پخش می نمود، که فکر میکنم، نام آن سریال، دزدان مادر بزرگ

بود، و جریان از این قرار بود که چند جوان با همدستی یکدیگر،

یک مادربزرگ را که به صورت تنها، در یک خانه ویلائی زندگی

میکرد، را ربودند و زمانی که این مادربزرگ متوجه شد که بجای

سوار شدن در ماشین های آژانس، سوار ماشین ربایندگان خود

شده است، در ابتدا ناراحت شده و غش نمود. اما بعد توانست

بر خود تسلط یابد، و بدون اینکه مشکلی برای این جوانان بوجود

آورد، در همان اویل سعی در کمک و یاری به آنان نمود، بطوری

که آنها را از بلایای مختلف، به سلامت گذراند.

و القصه اینکه این مادر بزرگ مهربان، علاوه بر اینکه توانست بر

قلبهای این جوانان رسوخ نموده و بجای آدمهای زمخت و

نامیمون، به آنان به دیده جوانان درد کشیده و مشکل دار، نگاه

نمود و توانست کم کم در زندگی تک تک آنها وارد شده و شروع

به حل مسائل آنها نمود. و آن جوانان نیز در نهایت زمانی که

دیدند بجای اینکه آن ها این مادر بزرگ را گروگان بگیرند، در اصل

این مادر بزرگ است که آنها را به گروگان گرفته است.

شاید، فوراً به نگارنده این ایراد را بگیرید که این ماجرا، واقعی

نیست، بله من هم قبول دارم، لکن این قصه اکثر بازنشستگان و

کسانی است که سالهای متمادی تجربه را به همراه خود دارند،

هر چند که تلویزیون در نشان دادن ارزشها و قدرتهای این مادر

بزرگ غلو نمود، لکن نگارنده بر این اعتقاد است که این مسائل،

نه تنها غلو نشده است، بلکه با مشاهدات انجام شده و شواهد

در دست، نیز همخوانی دارد، زیرا که در مصاحبه ای که با یک

مادر بزرگ یکصد ساله انجام دادم، متوجه این مورد شدم که

ایشان علاوه بر اینکه دادگاه حل اختلاف خانواده نیز می باشند،

خود به تنهائی یک دانشگاه سیار روانشناسی و تربیت می باشد.

پس به خوبی میتوان متوجه شد که اگر چند صد فیلم و سریال

در خصوص قهرمانهای دیگر ساخته می شود، و یکی در خصوص

ارزشهای درونی بازنشستگان و سالخوردگان تهیه می شود،

خالی از لطف نباشد که ادعا نمائیم این یکی، برابری میکند با

اکثریت قریب به اتفاق آن فیلم و سریال های دیگر، زیرا که در

این فیلم و سریال ها، نهاد درونی و تجربه های گرانمایه این

عزیزان را به رویت مردم می رساند.

قدر دانستن از بازنشستگان

این قدر دانستن، تنها اکتفا به اختصاص یک روز یا یک هفته

جهت این زحمتکشان و گنجهای فراموش شده نیروی انسانی

کفایت نمی کند، بلکه به نظر نگارنده که سعی در ایجاد نهضتی

جهت تکریم این فداکاران دارد، باید هر روز و هر لحظه این

احترام، در وجود تک تک مردم، نهادینه گردد، زیرا در جامعه ای

که به بزرگان و پیشکسوتان خود احترام گذاشته شود، آن جامعه

از هر خطر و گزندی مصون و در امان خواهد ماند.

محبوبیت بازنشستگان

محبوبیت تنها اختصاص به قهرمانان و کسانی دارد که بهترین

لحظات عمر خود را برای اعتلای وطن و انجام وظائف خود، صرف

نموده است. و محبوبیت بازنشستگان چیزی نیست جز،

تجربیاتی که در خلال کار و تلاش صادقانه و بدور از هر گونه

مشکل انجام شده است. لذا این محبوبیت بازنشستگان گرامی

را باید پاس داشت و به آن احترام گذاشت. باشد که این

محبوبیت و احترام در تک تک سلولهای جامعه، رسوخ نموده و

ارزش و جایگاه این والا مقامان، شناخته و احترام گذاشته شود.

به امید روزی که احترام به بازنشستگان و سالمندان، در جامعه

ما نهادینه گردد.

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

فرصت ها مثل ابر سریع می گذرند

این جمله قشنگ رو یکی از دوستان شرکت کننده در دوره جامع

سخنرانی و فن‌بیان بیان نمودند و استاد ما در یکی از پست های

اینستاگرام خود، در باره آن یادداشتی به شرح ذیل مرقوم نمود:

(“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

تشبیه جالبیه، بارها ابرها رو به شکل‌های مختلف دیدیم، اما تا

یه لحظه حواسمون پرت میشه وقتی دوباره به ابرها توجه می‌کنیم

دیگه اون شکل رو نمی‌بینیم. چون ابرها به سرعت در حال گذرند.)

دقیقاً مثل فرصت‌ها

و چه فرصت‌هایی رو در دوران اشتغال و حتی در دوران پیشکسوتی

از دست دادیم.

چه فرصت هائی را در دوران اشتغال و در دوران پیشکسوتی باید

با خانواده و فرزندان خود سپری می نمودیم و سپری نکردیم…

چه فرصت هائی را باید به خودمان می رسیدیم و نرسیدیم ….

چه فرصت هائی را باید برای خودمان فکر میکردیم و اینکار رو

نکردیم……

چه فرصت هائی را باید برای سلامتی خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای تفریح خود استفاده می کردیم و

استفاده نشد…..

چه فرصت هائی را باید برای دوست داشتن استفاده می کردیم و

بجای آن برای کینه و نفرت استفاده کردیم…

و چه فرصت هائی ……..

“فرصت‌ها می‌گذرند، مانند ابرها”

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) چیست؟

فرصت نیز عبارت است از موقعیت مساعد برای موفقیت فرد،

سازمان و جامعه در رسیدن به یک هدف.
و فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

استفاده از واپسین لحظات عمر(البته به قول بعضی از افراد).

چون در این دوران فرصت ها محدود هستند.

فرصت در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) عبارت است از

لحظاتی که میتوان همراه با خانواده و اطرافیان بود و شاد و با

نشاط زندگی را گذراند.

چرا باید از فرصتها در دوران پیشکسوتی حداکثر استفاده

را بنمائیم؟

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) شاید بعضی از لحظات و

زمانها دیگر تکرار نشود. بسیاری از عزیزان و همکاران بودند که

میخواستیم چیزی به آنها بگوئیم یا طلب بخشش از او نمائیم،

لکن عمر آن ها به سر رسیده و دیار فانی را وداع نمودند.

و نیز بودند تعدادی از عزیزان که می خواستند در مراسم شادی

فردی شرکت نمایند اما بر حسب اتفاق در مراسم ختم یا تدفین

فرد شرکت نمودند.

فرصت به خودی خود، مثل ابر، همیشه در گذران است، و فرصت

در دوران پیشکسوتی(بازنشستگی) از سرعت بیشتری برخوردار

است زیرا که متأسفانه برخی از عزیزان پیشکسوت، عملکرد خود

را بسیار کند نموده و بسیار آهسته به سمت اهداف و کارهای خود

رهسپار می گردند.

پس بهینه است که هر فرد، با توجه به زمان باقیمانده از عمر خود،

بتواند حداکثر استفاده را از این دوران ببرد.

از این فرصت زودگذر، برای رسیدگی به وضعیت جسمی و روحی

خود، استفاده لازم را برده و این فرصتهای طلائی را به بهترین شکل

بهره ور نمائیم.

و از این فرصت ها ناب، برای عشق ورزیدن به همسر، عشق ورزیدن

به فرزندان، عشق ورزیدن به اطرافیان و اجتماع استفاده نمائیم و

از این فرصت جهت شاد و بانشاط نمودن خود و خانواده و اطرافیان

کمال استفاده را ببریم.

از این فرصت در جهت بر طرف نمودن دلخوریها و ناراحتیهای اطرافیان

و درصدد صلح و دوستی برقرار کردن بین اطرافیان استفاده نمائیم.

تا کنون چه فرصتهائی را در طول عمر خود از دست داده اید،

حال برای استفاده از باقی عمر پس پیشکسوتی چه

برنامه ای دارید؟

حال شما بفرمائید که تا کنون چه فرصت های نابی را از دست

داده اید؟

و برای اینکه از فرصتهای باقیمانده استفاده بهینه نمائید، چه

برنامه ای دارید؟

سن که رسید به پنجاه ......

سن که رسید به پنجاه ……

شعری در خصوص رسیدن به سن پنجاه سال، و افکار

نامناسب در خصوص این سنین، را یافتم، خالی از لطف

نیست که آنرا با شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

??کی گفتَه سن که رَسید به پنجا، فشار میا به چَندجا‼️‼️
??????
سن كه رسيد به پنجاه      تازه ميشى روبراه
عقل تو كامل شده           ذهن تو بالغ شده
تازه ميشى مهربون           با همگان ،همزبون
دنيا برات ، فان ميشه         برنامه هات ، ران ميشه
بادِ سرت ، كم ميشه         دنيا جلوت ، خم ميشه
خوب و فروتن ميشى         قوى و پيلتن ميشى
قدرِ تو ،بالا ميره                وصف تو ، هر جا ميره
غصه ازت ، دور ميشه        چشم حسود ، كور ميشه
اگر كه ورزش كنى             تمرين و نرمش كنى
سالم و سرحال ميشى      جوون و قبراق ميشى
ميتونى برى تا توچال          روان و خوب و خوشحال
بخور هر آنچه خواهى          مرغ و برنج و ماهى
كلسيم و شير و ماست       بشنو تو اين حرف راست
سبزى و ميوه حتماً             قند و شيرينى ،اصلاً
شور نكنى ، خوراكت           تا كم كنى ، فشارت
چربى و فسفود ، نخور         كه دورشى از، مرده شور
ازين به بعد ، نيت كن           قلبتو ، تقويت كن
تو پارك برو پياده                  بى قمپوز و افاده
مثل شما ، زيادن                محكمو و واندادن
مبادا ، دِپْرِس، بشى            نحيف و بيحس بشى
خنده نره ، ز لبهات               شادى نره از چشات
اميدو ، جستجو كن               بگردو ، زندگى كن
لحظه ها رو ، شادى كن        خوش باش و خوشحالى كن
اگر كه شادى كنى               كورتيزولو ،كم كنى
دوچرخه يادت نره ?             پا بزنى ، بهتره
با جوونا بُر ، بخور                  دوغ و دلستر ، بخور
گاهى هوايى بخور                نون و كبابى بخور
با ريحون و تُربچه                   ترشى تره ، پيازچه
بازى كن و بچه شو                كودك ِ پاينده ، شو
با بچه ها بازى كن                 شوخى و طنازى كن
اينا همش ، بهونس                مثل شما ، يه دونس
اينكه ميگن ، خيلى ها            فشار مياد به چن جا
قبول ، ولى چه باكِت               مشو خموش و ساكت
كنون شنو ، پندِ من                 فاميل ِ دلبندِ من
سن كه ملاك نميشه               دلت بايد جوون شه
پيرى كه خوش زبونه                 عين جوون ، ميمونه
همه ميان ، كنارش                   صفا كنن، با حالش
قصه ميگه ، براشون                 عوض ميشه ، هواشون
بچه ها ، غرق رؤيان                 بابا بزرگو ، ميخوان
مامان بزرگ ، كجايى                امشب پيشم ،ميايي؟
درخت اگه پير ميشه                پهن و فراگير ميشه
سايه ميده ، فراوون                 تو گرماى تابستون
خلاصه سن پنجاه                    مياد سراغ شما
اما بايد شد ، رها                     ز فكرِ سنِ بالا
فقط ، مراقبت كن?                با سن ، مطابقت كن
زندگى كن ، سلامت?            بى آمپاس و بى زحمت
براى فاميلامون                       دعاى زيرو ،بخون
فاميلِ زير پنجاه?                   اميد مايى ،والاه
فاميل ِ سن پنجاهى               مريض نشى الهی ???

? نمیدونم شاعرش کیه، ولی هرکه هست ، دمش گرم،

خدا عمر باعزت بهش بده.
تقدیم به همه عزیزان  50 سال به بالا??

زندگی خوب در بازنشستگی

زندگی خوب در بازنشستگی

بسیاری از کسانی که تا کنون با آنها مذاکره نموده ام و در مورد

زندگی آنان به تحقیق پرداخته ام، بر این باور هستند که تنها

دوران اشتغال که انسان توانائی دست و پنجه نرم کردن با

مسائل و مشکلات زندگی را دارد و توان جسمی و روحی کافی

برای مقابله شدن با آنها را دارد، زندگی خوب معنا دارد و به هیچ

عنوان حاضر نیستند که باور داشته باشند که می توان در دوران

بازنشستگی نیز زندگی خوب و رویائی داشت.

به همین خاطر، بر آن شدم که در این خصوص مطالبی را به

اختصار بیان نمایم.

زندگی خوب چیست؟

زندگی به فاصله بین تولد تا مرگ اطلاق میشود و خوب به نیز به

معنای خیر و شر و در کل زندگی خوب به زندگی گفته میشود

که انسان از خودش و محیط و اطراف خود راضی باشد و از

زندگی کردن لذت ببرد. و این زندگی خوب، نسبی است و برای

هر کسی و در هر جائی معنای بخصوص به آن فرد را میدهد.

چرا زندگی خوب مهم است؟

به این دلیل زندگی خوب مهم است که هر فرد تنها یک بار در

طول عمر خود زندگی خواهد نمود و اگر این یکبار نیز خوب

نباشد، که دیگر ارزش زندگی کردن از بین می رود.

انسان از بدو تولد تا پایان عمر خود، در صدد است که بهترین

زندگی را برای خود مهیا نماید. شاخص هائی که برای داشتن

یک زندگی خوب تا کنون مطرح شده است، از قبیل: خندیدن،

خلاقیت، دوستان خوب، معنویت و خانواده، مهربان بودن، بی

تفاوت نبودن به زندگی، دوری از زیاده روی، اولویت دادن به خود،

مهربان بودن، انجام ندادن کارهای احمقانه، بد نخواستن برای

دیگران و ….  همگی می توانند داشتن یک زندگی خوب را در

طول حیات عمر تضمین نماید، لکن این مباحث، باید با کمی

تغییرات در دوران بازنشستگی با آنها روبرو گردید.

چطوری میتوان در دوران بازنشستگی، زندگی خوب داشت؟

یک زندگی خوب در دوران بازنشستگی را میشود در سه وجه

تعریف نمود:

  • زندگی هدفمند که به زمان ها، آرمان ها و هدف های معنادار

متمرکز است.

  • دارا بودن پیوند و صمیمیت با همنوعان
  • دارا بودن حس حرمت و عزت نفس و داشتن ذهنی مثبت گرا

لطفاً هم اکنون نسبت به نوشتن سه زمان مهم، سه آرمان و

سه هدف مهم زندگی خود اقدام نمائید:

1-

2-

3-

هر کدام از این معیارهای یاد شده، بخش مهم و اساسی را در

کسب و توانمندی  یک زندگی خوب برای تمامی سنین فراهم

می کند و دارا بودن این سه وجه در زندگی، دوران بازنشستگی

موفقی را به دنبال دارد.

دوران بازنشستگی موفق به سازگاری و کنار آمدن خود نیز

بستگی دارد چرا که در مرحله اول، پذیرش و در مرحله دوم کنار

آمدن با کاستی ها و محدودیت های جسمانی، روانی و

ناملایمات زندگی است و در مرحله سوم، جبران این موارد می

باشد.

که اگر هر سه مرحله به خوبی انجام شود، می تواند منجر به

داشتن یک زندگی خوب و موفق در دوران بازنشستگی گردد.

لذا لازم است هم اکنون سه مرحله فوق را برای خود، مکتوب و

در جهت رسیدن به این مراحل زمانبندی لازم را ارائه نمائید. امید

که بتوانیم با کمک یکدیگر زندگی خوبی در دوران بازنشستگی

برای خودمان و اطرافیان به ارمغان بیاوریم.

روابط در زندگی بازنشستگی چگونه باید باشد

روابط در دوران بازنشستگی چگونه باید باشد

صبح مانند هر روز، ساعت 5 صبح با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می­شود و پس از نماز و ورزش، جهت خرید نان به نانوائی محل رفته و پس از خرید نان، به شور و شوق به سمت خانه برگشته و سماور را روشن کرده و وسایل صبحانه را حاضر کرده و خود را برای بیدار نمودن خانواده آماده می­نماید.

خانم خانه و اهل خانه پس از بیدار شدن از خواب ناز، شروع یک روز بسیار خوب و زیبا آغاز می­نمایند. در کنار خانواده یک صبحانه دلپذیر را تجربه می­کنند. پس از صرف صبحانه، هر یک از اهل خانه، برای رفتن به محل کار خود به اطاقهای خود رفته و لباس­های رسمی خود را پوشیده و پس از خداحافظی به سر کارهای خود می­روند.

مرد یا زن بازنشسته، که سالهای سال پس از صبحانه به همراه بقیه افراد برای رفتن به سرکار آماده می­شدند، اینبار، باید در منزل مانده و منتظر برگشت اهل خانه گردند. این منتظر ماندن ها و تنهائی­ها و فکر کردن­ها، برای بعضی از عزیزان بازنشسته لذت بخش نیست و کم کم اخلاق خوب و زیبای آنان را دچار اختلال می نماید. و بنای ناسازگاری را با خانه و اهل خانه می نمایند.

این داستان یکسری از بازنشستگانی است که روزگار می گذرانند.

بعد از بازنشستگی، تعدادی از عزیزان که دارای تخصص و سن پائین­تر هستند و یا از قبل برای خود شغل دومی دست و پا کرده­اند، همچنان پس از بازنشستگی به کار مشغول می­گردند و عملاً مثل سابق و گاهاً بسیار کوشاتر از سابق به کار خود ادامه می­دهند. لکن بعضی از عزیزان که دارای تخصص نبوده و یا کمی سن آنها بالا رفته و یا تلاشی در جهت ایجاد کار دومی برای خود ننموده باشند، لاجرم مجبور به خانه نشینی می­گردند.

اگر این قشر عزیز از خانم­ها باشند، مشکلی بوجود نخواهد آمد و فرد بازنشسته با خاطری خوش و در کمال آرامش به کارهای عقب افتاده زمان اشتغال مشغول می­گردد و تا مدتها سر خود را با انجام آن کارها، مشغول می­نمایند و پس از آن نیز خود را با فرزندان و نوه­ها مشغول می­سازند (مانند یکسری از همکاران خانم اینجانب که وظیفه نگهداری از نوه­های خود را به عهده می­گیرند، و از این فرصت بدست آمده، علاوه بر کمک به فرزندان خود، مشغولیات جدید و دلنشینی برای خود مهیا می­نمایند).

اما اگر این بازنشسته از آقایان باشند، بحرانی متوجه خانه و خانواده میگردد و این افراد معمولاً به دو صورت عمل می­نمایند یا به پارک می­روند و آنها با دیگر هم کیشان خود، روزگار میگذرانند، یا در خانه نشسته و بعلت اینکه دیگر کاری برای انجام دادن ندارند، مرتب به مسائل دیگران سرک کشیده و خود را در آن مسائل سهیم می نمایند و خانواده نیز که عمری را خود با مسائلشان کنار آمده اند، دچار مشکل و بحران می نمایند.

حال برای رفع این مسائل، باید به چند سئوال اساسی پاسخ داد:

اصلاً چگونه باید با فرزندان که همگی یک نسل بعد از ما هستند رفتار نمود؟

فرزندان چگونه باید با بازنشستگان رفتار کنند؟

احترام بازنشستگان به چه صورت تأمین میگردد؟

و …

اینها تعداد سئوالاتی میباشد که هر یک از بازنشستگان مایل هستند که جوابی برای آن بیابند.

من در این مقاله سعی دارم که تا حد ممکن به این سئوالات پاسخ دهم.

قبل از پاسخ به این سئوالها ابتدا باید رابطه را معنی نمائیم.

رابطه به هر نوع پیوند و بستگی معنی پیدا کند، برای اینکه پیوندها درست برقرار گردد، نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

روابط بازنشستگان با اطرافیان چگونه باید باشد?

در ابتدا باید بدانیم که بحث روابط از خود بازنشستگان شروع میشود و اینکه دیگران با ما چه رفتاری دارد، به رفتار و منش ما با دیگران مربوط میشود و از قدیم  گفته اند به هر دستی بدهی با همان دست میگیری. پس بنابر این نحوه رفتار بازنشسته با اطرافیان بسیار با اهمیت می باشد.

بعضی از همکاران ما، در زمان بازنشستگی و وقتی که به نزد دیگر همکاران شاغل خود میروند، با کوله باری از تجربه چنان، با دیگران  محکم و با صلابت برخورد می نمایند که دیگران از این صلابت درس گرفته و آنها را با احترام برخورد می نمایند.

عدم تفاوت بین بازنشستگی و اشتغال

تعدادی از همکاران در زمانی که به بازنشستگی نائل می­گردند، بر اساس آموزه­های اشتباه گذشته، فکر میکنند که از این به بعد، با دیگران خیلی تفاوت دارند و باید رفتارهای آنها کاملاً عوض گردد، هر چند که بخاطر اینکه تجربه چندین دهه کار در شغل مربوطه را به همراه دارد، باید رفتارهای پسندیده­تر و بهتری از خود بروز دهد، لکن این تجربه­ها در زندگی و برخورد با مسائل می تواند راه گشای ما باشد، و برخورد با همکاران و دیگر افرادی که زمانی با آنها در زمان اشتغال مراوده داشتیم، باید همچنان مثل گذشته و حتی صمیمی­تر از گذشته باشد.

این تفکر که من دیگر به خط پایان نزدیک گردیده­ام را از سر خود بیرون نمائید. زیرا که تعداد نفراتی که هم اکنون در اطراف ما در سنین بالای 95 سال زندگی بسیار خوب و سراسر با نشاطی را تجربه می­کنند بسیارند و می­توانند الگوهای بسیار خوبی برای ما باشد و بدانیم که تازه به دوران زندگی دوم خود وارد گردیده­ایم.

بروز بودن بازنشسته

با پیشرفت تکنولوژی و افزایش وسائل الکترونیکی روزآمد و پر کاربرد و در دسترس بودن این وسائل برای همگان، مسلماً خیلی از اطرافیان و اجتماع، دچار تغییرات همراه با تغییرات تکنولوژی می­گردند. این تغییرات هم لحاظ رفتاری و هم از لحاظ تکنولوژی است.

در زمان ما، بچه ­ها تنها در ساعاتی از روز به تلویزیون دسترسی داشتند. صدا و سیما نیز به جز چند کانال، دیگر چیزی برای ارائه نداشت، لکن در زمان حال، علاوه بر افزایش روز افزون کانالهای صدا و سیما، ماهواره نیز پا به عرصه وجود گذاشته و هزاران کانال نیز توسط این وسیله، به خانه­ها وارد گردیدند. هر کانال، یک فرهنگ مختص به خود را اشاعه و تبلیغ می­نماید. از اینها گذشته، اینترنت این غول اطلاعات نیز با آمدن به سرای خانه­ها، بسیار از کانالهای نامربوط و قابل جستجو را در اختیار خانواده قرار میدهد.

با وجود چنین وسائلی، اجتماع دچار تغییرات فزاینده­ای گشته و لازم است که بازنشستگان گرامی، برای ارتباط با دیگران، ابتدا نسبت به بروز بودن و یادگیری استفاده صحیح و مناسب از وسائل جدید اهتمام جدی داشته باشند. و در صدد شناختن رفتارهای جدید اطرافیان بخاطر فرهنگ­های ارسالی از اطراف برآئیم.

روابط اطرافیان با بازنشستگان

حال که روابط بازنشستگان با اطرافیانشان را مورد بررسی قرار دادیم، جا دارد که به طرف دوم رابطه، یعنی اطرافیان بپردازیم و بدانیم که روابط اطرافیان با بازنشستگان باید چگونه باشد.

بسیاری از اطرافیان بازنشستگان از رفتارهای بازنشستگان گله دارند و نمی­توانند این رفتارها را برای خود حلاجی و با این رفتارها کنار بیایند، اما باید این عزیزان این مطلب را مد نظر قرار دهند که بسیاری از این رفتارها از طرز رفتار خودشان با بازنشستگان نشأت می­گیرد.

مسلم است که زمانی که سن بالا میرود، توقع نیز بالا میرود و بازنشستگان از دیگران توقع دارند که به حرفهای آنها گوش دهند، لکن این مسأله اصلی را فراموش کرده­اند که تفاوت بین نسلها وجود دارد و نباید این تفاوت را ندیده گرفت.

هم فرد بازنشسته و هم اطرافیان باید بدانند که حداقل فاصله یک نسلی بین آنها وجود دارد و اینکه توقع داشته باشیم که براحتی حرفهای همدیگر را درک نمائیم، کمی دور از منطق می­باشد.

دیدن  بازنشسته:

چند شب قبل از نوشتن این مطلب، مجبور شدم که دخترم را برای اینکه مشکل داشت به مطب دکتر ببرم، در آنجا زمانی که منتظر بودیم که نوبت ما برسد و به اطاق پزشک برویم، پیرمردی 85 ساله به همراه پسرش وارد درمانگاه گردیدند و پدر به سختی و به کمک پسر بر روی صندلی قرار گرفت و من منتظر بودم که شرایطی فراهم گردد که بتوانم با این پیرمرد سخن را آغاز نمایم.

بعد از لحظاتی پیرمرد این بهانه را به خوبی به دست من داد و در جواب سئوال پسر که چرا اینقدر سخت بر روی صندلی نشست، اظهار داشت که چون به آخر خط رسیده این مسائل بسیار طبیعی میباشد و نباید پسرش غصه بخورد.

همین یک کلمه، بهترین بهانه برای شروع سخن من با ایشان بود. من پیش این پیرمرد رفته و از ایشون میزان سنشان را سئوال کردم، حدود چند دقیقه­ای فقط بر روی اینکه چندین نفر بالای 95 سال هستند که زندگی خیلی خوبی دارند و هنوز امید به زندگی دارند و …. صحبت کردم. سپس این پیرمرد، که در ابتدا با ناله سخن میگفت، سکان بحث را کاملاٌ در دست گرفته و بحث شیرین و بدون توقف خود را آغاز نمود. به صورتی که بعد از 20 دقیقه هنوز سخنانشان تمام نشده بود.

پس از 20 دقیقه نوبت رفتن پیش پزشک، به ما رسید و ما به سمت مطب پزشک حرکت و پس از ویزیت دخترم و بعد از اینکه از مطب بیرون آمدیم، نوبت آن پیرمرد شد که به نزد پزشک برود. نکته  جالب اینکه، همین پیرمردی که به سختی وارد درمانگاه گردید و به سختی بر روی صندلی قرار گرفت، بدون نیاز به کمک کسی و فقط با تکیه بر عصای خویش ایستاده و پس از خداحافظی با اینجانب به سمت مطب پزشک قدم برداشت.

می بینید که در این داستان من کار خاصی انجام ندادم. تنها سعی کردم این پیرمرد، که جوانی بانشاطی داشته را تا حدودی ببینم و نتیجه آن حرکت پیرمرد بدون کمک دیگران بود. این میتواند بعنوان نقطه شروع هر رابطه ای با هر بازنشسته ای باشد،

بازنشسته بعد از بازنشسته شدن، و بعلت اینکه دیگر نان آور خانه نمی باشد، یک حس خیلی غریب و تنهائی را دارد، که اگر اطرافیان نتوانند این حس تنهائی را چاره سازی نمایند، این ارتباطات به مرور کمرنگ تر و کمرنگ تر میگردد.

رها کردن روانشناسی کنترل بیرونی و روی آوردن

رها کردن روانشناسی کنترل بیرونی و روی آوردن

به تئوری انتخاب در دوران بازنشستگی

زمانی که به سن بازنشستگی میرسیم بنا بر آموزه های

اشتباه که در دوران اشتغال آموختیم، بخاطر کاهش قوای

جسمی، حوصله کمتری برای ارتباط با دیگران داشته و

رفتارهای دیگران را مانع و سدی در برابر اعمال و تجربه

خودمان میدانیم.

آیا باید همچنان با دیگران چنین رفتارهائی داشت؟

آیا زمان آن نرسیده که قبول کنیم که کنترل بیرونی در

دوران بازنشستگی بر سلامتی ما، اثر میگذارد؟

برای مشخص نمودن پاسخ این سئوالات ابتدا به تعاریفی

در این خصوص می پردازیم.

کنترل بیرونی چیست؟

کنترل بیرونی را میتوان، باور اینکه وضعیت فعلی من، تابع

عوامل متعددی بوده که همگی از کنترل من خارج هستند

تعریف نمود و خیلی راحت، مسئولیت تمام اعمال و

رفتارهای خود را به عوامل بیرونی نسبت دهیم.

تئوری انتخاب چیست؟

این تئوری که توسط دکتر صاحبی، در ایران تدوین و ارائه

شده است، بدین صورت است که می گوید، اینکه شما در

کجا بدنیا آمده اید و با چه دین و در چه خانواده ای به دنیا

آمده اید انتخاب شما نبوده است، اما اینکه در حال حاضر

چه دین و زبانی دارید و در کجا زندگی می کنید و زندگی

شما چگونه است، انتخاب خود شماست.

چگونه میتوان از تئوری انتخاب در دوران بازنشستگی استفاده نمود؟

تئوری انتخاب اینگونه بیان میکند که زندگی شما، حاصل

انتخاب های خودتان است و هر چیز را که خودتان انتخاب

می نمائید در زندگی شما رخ میدهد. بنابر این، شما

هیچوقت نمی توانید در این تئوری انتخاب های خود را به

عوامل بیرونی و عواملی که از اراده شما خارج هستند

نسبت بدهید.

اینکه تصادفی رخ دهد، یا اینکه فردی در مقابل شما

رفتاری انجام دهد، شاید انتخاب شما نباشد، اما اینکه

شما چه رفتاری بعد از تصادف یا رفتار آن فرد از خود بروز

میدهید، این انتخاب شماست و مسئولیت کل این انتخاب

بر عهده خود شماست. اگر بپذیرید که زندگی شما حاصل

انتخاب های خود شماست، سپس میتوانید، در صورت

اشتباه و نواقص، نسبت به رفع آنها اقدام نمائید در غیر

اینصورت مانند فردی که خود را به خواب زده است، به

هیچ وجه امکان بیدار شدن از خواب وجود ندارد.

راههای بکار گیری تئوری انتخاب در دوران

بازنشستگی:

  • بگیرید.
  • در اولین مرحله باید مسئولیت زندگی خود را بر عهده
  • در قدم دوم، باید به اتفاق یا مسئله ای که رخ داده یا
  • رفتاری که فرد مقابل انجام داده، با عینک شفاف و
  • بدون لنز بنگرید و تنها آن رفتار را بدون قضاوت برای
  • خود تعریف و مسئله را مشخص نمائید.
  • با تکنیک های حل مسأله نسبت به تعیین راه
  • حل های ممکن اقدام نمائید.
  • بوسیله آزادی که هر فرد در خصوص انتخاب موارد دارد،
  • میتوانید از بین راه حل های تعیین شده، نسبت به
  • ارزیابی و نهایتا، اجرای یکی از این راه حل ها اقدام
  • نمائید.
  •  
  • با اجرای تمهیداتی، اطمینان حاصل نمائید که آن اتفاق
  • یا مسأله دیگر برای شما رخ نخواهد داد.
  • در صورت امکان، نسبت به مستند سازی آن اتفاق
  • جهت خود و آموزش آن به دیگران، اقدام لازم به عمل آورید.

اقدام فوری در دوران بازنشستگی

در همین لحظه، سه عدد از انتخاب هائی را در دوران

بازنشستگی تا کنون مسئولیت آن را بر عهده عوامل

بیرونی و کنترل بیرونی قرار داده بودید، مشخص و با

تکنیک حل مسأله نسبت به تعیین راه حل های ممکن

اقدام و پس از ارزیابی، فوراً یکی از بهترین راه حل ها

را اجرا نمائید.

و در صورت امکان، این انتخاب ها را با ما به اشتراک

بگذارید.